اهداف:
تنگه هرمز / موضوع اصلی فشار غربی ها بر ایران است که مستقیما به توان نظامی ایران مرتبط می شود و هدف مهاجمان تضعیف اقتدار نظامی ایران است
جزایر سه گانه و دعاوی عربی علیه ایران و اشغال توسط بیگانگان ماجرای حکمیت سازمان ملل
تروریسم و تحرک در منطقه که بهانه اصلی غرب برای حمایت تمام عیار از اسرائیل است
هسته ای و موضوع کاهش توان هسته ای کشور که در اولویت بعدی قرار دارد
حقوق بشر در آخرین مرحله از اولویت های سیاست تهاجمی غرب قرار دارد
موضوع رقابت های جهانی روسیه و چین و آمریکا و اروپا نیز حائز اهمیت است. نقش ایران در این ساختار قدرت جهانی و اردوگاه ها و اعضای آنها.
مباحث بعدی است
...
در گذشته نیز رویارویی غرب و ایران به نقاط خطرناک و جدی و حتی رویارویی نظامی رسیده است.
حجم و جهت گیری و مقدمات، نشان دهنده میزان عزم طرفین در رویارویی است.
برای رویارویی، تمایل یک طرف کافی است
ایران در این زمینه تمایلی به درگیری نظامی ندارد ولی به نظر می رسد آمریکا به افزایش اصطکاک و نزدیکی خصمانه به ایران تمایل جدی دارد
عامل تصادف در آغاز درگیری ها اندک است ولی معمولا بخشی از یک سناریوی ساختگی است
اسرائیل بارها حساسیت خود را نشان داده ولی جرئت رویارویی و بلکه توان آن را به تنهایی ندارد. به نظر می رسد که نقش اسرائیل محدود به تصمیم سازی برای آمریکا و یگان احتیاط و حتی نگران و در حال دفاع است تا آغاز عملیات نظامی تهاجمی.
افزایش آمادگی های نظامی و اظهار نظرات مقامات سیاسی و نظامی کشور نیز نشان از جدی گرفتن تهدیدات است.
تهدید در برابر تهدید در دو وضعیت ممکن است:
1. وضعیت تحت فشار. که قابل تغییر نیست مگر با عقب نشینی های سنگین یکی از طرفین و معمولا طرف تحت فشار
2. وضعیت بالنده که با رویکردهای تهاجمی همراه است و ترسی از رویارویی وجود ندارد و طرف تحت فشار بازی را در صحنه و به پشتوانه قدرت های زیرساختی در بزنگاه تاریخ تغییر می دهد
...
استراتژی تهدید در برابر تهدید، حرکتی یک طرفه به سمت تصادم و برخورد است. اگر طرف مقابل ایران نیز همین سیاست را دنبال کند، ضربه اول در اولیت قرار می گیرد.
انرژی ذخیره شده و متمرکز شده در لبه جلویی منطقه تماس می تواند به دلایلی دیگر نیز شرایط ناپایدار را دستخوش تحولات سریعتر کند. مخصوصا که هر دو طرف در یک نفطه متمرکز شده باشند.
دو اتومبیلی که در مسیر تقابل قرار گرفته اند، در صورت برخورد چه وضعی پیدا میکنند؟
سابقه کنار کشیدن کدامیک را داریم؟
منافع ملی و منطقه دو طرف رویارویی را تایید می کند یا مصالحه را؟ و اگر هر کدام را تایید و دیکته کند، آیا عناصر سوم و تاثیرگذاری هستند که مانع تحقق حرکت در مسیر مناقع شوند؟
عواقب و مراحل رویارویی چیست؟
گویا بهار 91 بهاری متفاوت است