درباره نویسنده
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Mehdi Boutorabi was born in Tehran ,1963, CEO of PersianBlog /////// دانش آموخته ی مهندسی اموات (تاریخ) مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد (1370-1362) شهید بهشتی مقطع دکتری (1376-1371) تربیت مدرس از پایان نامه دفاع نکردم و لذا به من نگویید دکتر تا سال 1370 بیشتر در حوزه های فرهنگی و انتشاراتی و پژوهشی بخش خصوص فعالیت داشتم و بعد از آن فاوا. نشر سفیر / موسسه میراث ملل / موسسه فرهنگی حنفا / نشریه تحصیل / شرکت افزاری حنفا و شرکتهای همکار آن و گروه سایتهای پرشین بلاگ از فعالیتهای حوزه فرهنگ و رسانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا). از کودکی به شاهنامه علاقه خاصی داشته ام. شاید به دلیل روحیه سلطانی (پدر پدرم سلطان و به نوعی نظامی بود و در غورخانه به سراجی مشغول بود) باشد و شایدم نسبتی که با مرشد غلامحسین (غول بچه - پدر بتول خانم مادر اصغر آقا) دارم. mehdiboutorabi(at)yahoo(dot)com اکرنه به معانی بی کرانه و زمان بی کرانه ... ابدیت ======= ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / برحذر باش که سر میشکند دیوارش
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • متن قانون جرایم رایانه ای
  • آمار لحظه به لحظه جهان
  • لیلی نام تمام دختران زمین است از عرفان نظر آهاری
  • از سخنان مشاهیر 1
  • صد سایت نخستین مشهور
  • مدرنیته ایرانی
  • لینکها
  • فهرست سایتهای فارسی
  • واژگان وبلاگستان
  • عکسهای قدیمی تهران / طهران
  • Chomsky: Israel is heading for destruction
  • عکسهای امام
  • شعارهای کشورها
  • تاریخچه ای از نگارش و خط
  • لییینک
  • کتیبه پنجم داریوش در شوش
  • آموزش انگلیسی بصورت آنلاین
  • تقویم جشن های ملی باستانی
  • وصیت داریوش کبیر به خشیارشا شاه
  • نقالی و غول بچه
  • چهل کار مفید برای سلامت
  • لوییز امور اثر کریستین بوبن
  • تستها
  • حج دکتر شریعتی
  • عطیه برتر از پائولو کوئیلو
  • مصاحبه هوشنگ امیر احمدی در باره سفر اخیرش به ایران
  • نامه به یک گروگان
  • مسیح در شقایق اثر کریستیان بوبن
  • وصیت نامه
مطالب اخیر
  • اهمیت کتاب در روشنگری را قدر شناسیم
  • نقش آفرینان در بزنگاه تاریخ
  • میلاد مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همگان مبارک باد
  • مغز کودکانه
  • همه بازار
  • از اهداف تحریم غرب علیه ایران
  • بحران خودباوری روشنفکری
  • مصاحبه : مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد
  • قدرت انسان
  • مستمر و ماندگار چون وب
  • بدبینی بی مورد
  • آخر دنیا هم زیباست
  • عقل و عشق
  • حق و باطل ... دانش و جهل
  • رفتار با سرمایه ها
  • عرصه های خدمت و تلاش
  • کم بنیه
  • الزامات جهانی در کسب و کارهای اینترنتی
  • وحدت کلمه : رمز و روش پیروزی بر استبداد شاه
  • جهان چند قطبی با محوریت جامعه و انسان نه دولت و تثلیث زر و زور و تزویر
  • خدای بی همتا
  • بعضی کلیدها سوخته اند
  • مذاکرات با عمل و بی عمل
  • اعتماد در سایه آگاهی
  • هزینه متفاوت بودن
  • راهنمای خطاکار
  • اهداف نظامی
  • شرایط جنگی
  • آینده جهان : جنگ و صلح
  • اشتغال در اینترنت
کلمات کلیدی مطالب
  • (٢)
  • آسیب اجتماعی (۱)
  • آسیب شناسی فضای مجازی (۱)
  • آمریکا (٤)
  • آموزش و پژوهش (۳)
  • آیت الله جوادی آملی (۱٢)
  • آیت الله مصباح یزدی (٧)
  • آیت الله هاشمی رفسنجانی (۱٠)
  • آینده جهان و پیش بینی (۱٢۳)
  • احزاب و تشکل ها (٢٢٢)
  • احمدی نژاد انتخابات و دولت نهم و دهم (۱۱٩٢)
  • احمدی نژاد و دولت دهم (۱)
  • اخلاق و ارزش ها امید اعتماد (۱۸٠)
  • ادبیات نویسندگان (٥)
  • ادبیات نویسندگان داستان (٦٢)
  • ادبیات نویسندگان داستان ضرب المثل (٢)
  • ادبیات و فرهنگ و میراث جهانی (٥)
  • ادیان مذاهب فرق ایدئولوژی (۱٥)
  • ادیان و مکاتب فکری (۳)
  • اراذل و اوباش اینترنتی (٢)
  • اسطوره (۱)
  • اسلام (٢)
  • اسلام ناب محمدی (٢)
  • اشاعه فحشا (۱)
  • اصلاحات چیست؟ (٥)
  • اصول (٢)
  • اصولگرایان و اصلاح طلبان و سیاستمداران (٤٤٠)
  • اطلاع رسانی (٤)
  • اعتراض انتقاد تظاهرات شعار راهپیمایی (٧)
  • اعتراض و انتقاد و تظاهرات (۱٥٦)
  • افراط و تفریط (۱)
  • افراطی گری (۱)
  • افغانستان (۱)
  • اقلیت اکثریت (۱)
  • اقوام و اقلیت ها (٩)
  • اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳)
  • امام خمینی و انقلاب اسلامی و خط امام (٢۳٦)
  • امامان علی حسن حسین رضا مهدی (۱۱۱)
  • امربه معروف نهی از منکر (۱)
  • امید و آرزو (۸)
  • انتخاب (٢)
  • انتخاب دهم (۱)
  • انتخاب و تقلید (٦)
  • انتخابات 24 اسفند (٤)
  • انتخابات ریاست جمهوری (۳)
  • انتخابات مجلس شورا شورای نگهبان رای شعار (۱٩۱)
  • انتخابت دهم (٢)
  • اندیشه و دلنوشته (٧٩۳)
  • انرژی (٤)
  • انرژی و نفت و گاز (٢)
  • انسان جامعه هستی زندگی مرگ دنیا آخرت (٢٤٦)
  • انگیزه تلاش موفقیت (٢)
  • اومانیسم (۱)
  • ایده و نوآوری و کارآفرینی (۱۳)
  • ایران شناسی (٢)
  • ایران و ایرانی (۱٤۱)
  • ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢)
  • اینترنت و وب (٦)
  • اینترنت و وب جامعه و فضای مجازی (٢۱۱)
  • اینفوگرافیک (۱)
  • بازداشت (٢)
  • بازداشت زندان شلاق انفرادی (۱۱)
  • بازداشت و زندان (۱٤۸)
  • بازی کامپیوتری (۱)
  • بانوان برتر وبلاگستان (۱)
  • بانک و بیمه (٤)
  • بخش خصوصی و غیردولتی (۳٥)
  • بصیرت (۱)
  • بنی اسرائیل (۱)
  • به همین سادگی (۱)
  • بهار عربی (٢)
  • بیگانه ستیزی (۳)
  • پارلمان مجازی (۱)
  • پزشکان (۱)
  • پیامبران نوح ابراهیم موسی مسیح محمد (٥٠)
  • پیروی اطاعت تسلیم (۱)
  • پیش بینی (۱)
  • پیشنهاد (٧٤)
  • تاجیکستان (۱٠)
  • تاریخ اسلام (٧)
  • تاریخ ایران (٩)
  • تاریخ چیست؟ (٢)
  • تاریخ معاصر ایران (٢)
  • تاریخ و میراث فرهنگی ایران (۸)
  • تاکسی نامه (٢)
  • تبلیغات و بازاریابی (۱۱)
  • تتدبیر و بی تدبیری (۱)
  • تجارت الکترونیک (٢)
  • تجربه روزانه (۱)
  • تحریم (٥)
  • تدبیر و بی تدبیری (٢۸٤)
  • تروریسم خشونت ترس افراط و تفریط (٧٦)
  • تعاملات اجتماعی (٦)
  • تغییر (۳)
  • تغییر تعامل آسیب اجتماعی (۸٢)
  • تقلب و تخریب و هتاکی (٢٦٠)
  • تقلب و تخریب و هتاکی ش (٢)
  • تهران (۱۱)
  • توریسم (٤)
  • جالب (٧)
  • جالب و شگفت انگیز (٤)
  • جامعه مجازی (۳)
  • جبر و اختیار (۱٠)
  • جشن (۱۱)
  • جشن تولد پرشین بلاگ (٢)
  • جشنواره (۱٦)
  • جشنواره و جوایز (٢)
  • جملات زیبا و زشت (۳)
  • جمهوری اسلامی (٦)
  • جمهوری سلطنت قبیله حکومت (٤)
  • جنگ سایبری نرم سخت (٧)
  • جنگ و بحران (٥)
  • جنگ و بحران و صلح (٥)
  • جنگ و جنایت (٢)
  • جنگ و صلح (٧)
  • جهاد اکبر و اصغر (۳)
  • جهان اسلام (۳٩)
  • جهان بینی (٤)
  • جهان و جهانیان (۱٧٠)
  • چلچراغ (٧)
  • حجاب (۱)
  • حدیث (٤)
  • حریم خصوصی (٢)
  • حزب اعتماد ملی (٥)
  • حزب الله لبنان (٢)
  • حسن و قبح (٢)
  • حضرت فاطمه (٤)
  • حق و باطل منطق دینی (٥۳)
  • حقوق بشر (۱)
  • حقوق بشر و قضاوت (٩٦)
  • حکایت (۳)
  • حیوانات (۱)
  • خانواده ازدواج دختر پسر زن مرد (٢)
  • خاورمیانه عربی و آفریقا (٥)
  • خبرستان (٤٥٠)
  • خبرگان رهبری (٥)
  • خبرگزاری فارس (٥)
  • خط امام و اسلام ناب محمدی (٤)
  • خلیج فارس (٧)
  • خلیج فارس و عرب (٢)
  • خلیج فارس و عرب ها (٢)
  • خیریه مردم نهاد (٢)
  • دانش ثروت قدرت (۱٧)
  • دانشجویان و دانشگاهیان (٧٦)
  • دروغ و تکذیب و فریب (۱٩٢)
  • دشمنان و رقبا (٤)
  • دعا و نیایش (٢۱)
  • دوست و دوستی و دوستیابی (۳)
  • دوم خرداد (٤)
  • دکتر عزیز الله بیات (٢)
  • دکتر علی شریعتی (٢٢)
  • دکتر مصدق (۱)
  • ذکر و ذاکرین (۱)
  • رای و انتخابات (۳)
  • رسانه خبرنگار دیجیتال مدیا خبر اطلاع رسانی (٢٩٠)
  • رستم (۱)
  • رشد توسعه آمار اقتصاد (٦۱)
  • رمضان (٢)
  • رنسانس جهانی (٢)
  • رهبری آیت الله خامنه ای ولی فقیه (۱۱)
  • رهبری مدیریت استراتژی (۱۱)
  • روابط خارجی ایران آمریکا (۱٩٤)
  • روانشناسی (٢)
  • روحانیت و مرجعیت (٢٩٤)
  • روز حهانی وبلاگ (۱)
  • روشنفکران فرهیختگان نخبگان (۱٩)
  • زر و زور و تزویر (٢)
  • زشت و زیبا (٢)
  • زمستان (۳)
  • سایت اینترنتی (۸)
  • سایتهای اینترنتی (٥)
  • سپاه پاسداران (۳)
  • ستاد مجازی انتخابات (٢)
  • سرمایه انسانی مالی عاطفی نمادین ملی (٢)
  • سفرنامه (٧)
  • سلامت (٢)
  • سلامت مجازی (۳)
  • سنت و مدرنیزم (٢)
  • سهام بورس سرمایه گذاری ملک ارز طلا (٢)
  • سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۸٩)
  • سید محمد خاتمی (٦٢۱)
  • شاهان ایران (۳٩)
  • شب قدر (٤)
  • شب یلدا نوروز چهارشنبه سوری (۱٤)
  • شعرا (٧)
  • شعرا ادیبان حافظ مولوی فردوسی سعدی (۸٩)
  • شهدا ایثارگران دفاع مقدس (٧۱)
  • شیخ مهدی کروبی (٥٥٥)
  • صدا و سیما (۱٤٧)
  • طنز و کاریکاتور (٦۱)
  • ظلم و استبداد و زور (۱٤٧)
  • عاشورا (٢)
  • عدالت آزادی آگاهی استقلال انتخاب خودباوری (۱٥٥)
  • عدالت آزادی تقلید آگاهی انتخاب (٧)
  • عشق و محبت و شادی و غم (٦۳)
  • علم جهل ترس عقل خرافه (۳٥)
  • علیرضا عسگری (٢)
  • عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤)
  • عکس (٦۸٩)
  • فاوا فناوری اطلاعات و ارتباطات (٩۳)
  • فردوسی (۳)
  • فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (٢)
  • فرهنگ (۸)
  • فرهنگ و آیین (٩)
  • فرهنگ و آیین و دین (۱۱٥)
  • فرهنگیان (٤)
  • فطرت (٤)
  • فقر فساد اعتیاد فحشاء تبعیض ستم زور جنایت (۱٦)
  • فلسطین اسرائیل روز قدس (٢۱٩)
  • فلسفه عرفان کلام فقه علوم اسلامی (۳)
  • فیلترینگ و سانسور و مسدودی کمیته تعیین مصادیق (٥۸)
  • قانون اساسی پروتکل آیین نامه (٥٦)
  • قرآن کریم اسلام حدیث و روایت (٥٢)
  • قرون وسطی و عقب افتادگی (۳)
  • قضا و قضاوت (۱٧)
  • گروش به اسلام (۳)
  • گفتگو (٧)
  • گفتمان (٦)
  • گوگل فیسبوک یوتیوب پرشین بلاگ بلاگفا (٢٤)
  • گوناگون عجایب نکات راز مرموز (٢)
  • ماهواره شبکه تلویزیونی (٢)
  • مثنوی معنوی (٢)
  • محیط زیست گردشگری ایرانگردی جهانگردی (٤٢)
  • مرجعیت (٢)
  • مرجعیت مجازی شکاف و میراث دیجیتال (٢)
  • مردم سالاری (۱۳٧)
  • مردم سالاری دیکتاتوری آنارشیسم (٤)
  • مسابقه جشن جشنواره (٥)
  • مشروعیت (۱)
  • مصاحبه (۳)
  • مصاحبه و خاطره (۱٤۸)
  • مصاحبه و خاطره و پیام (۳)
  • منافع امنیت کشور اعتماد ملی (۸۱)
  • منطق و شناخت و حکمت (۱۳۱۱)
  • مهاجرت (۱)
  • مهدویت (۱۳)
  • مهدی بوترابی (٦)
  • موبایل و تلفن همراه (٢)
  • مورخان و جغرافیدانان (۱)
  • موفقیت (٤)
  • میر حسین موسوی (٢)
  • میراث فرهنگی (٢)
  • میرحسین موسوی (۳٧٠)
  • نام تجاری (۱)
  • نخبگان و روشنفکران (٦)
  • نظامیان و انتظامیان و سپاه و بسیج (۱٢٢)
  • نظرسنجی و افکار عمومی و عموم (٤٥)
  • نفاق و ریا (۳)
  • نفت (۸)
  • نفت و گاز (٦)
  • نقد و بحث و اندیشه نقد (٤)
  • نوروز و بهار (٦)
  • همایش (٥)
  • هنر هنرمندان موسیقی مفاخر (۸۸)
  • هویت مجازی (۱)
  • وب اینترنت جامعه و فضای مجازی (٦)
  • وب فارسی (۳)
  • وبلاگ فستیوال (۳)
  • وبلاگستان وبلاگ وبلاگنویس وبلاگنویسی (٦٢٥)
  • وحدت کلمه (٥)
  • وحدت کلمه و تفرقه (۱٢)
  • ورزش و ورزشکاران (٥)
  • ورزش ورزشکاران فوتبال (٤۳)
  • ولایت مطلقه فقیه رهبری مقام معظم (۳۸٦)
  • ویدئو (٢)
  • کتاب و گزیده (۳٧)
  • کسب و کار اینترنتی (۱۱)
  • کودکان جوانان زنان سالمندان (۱۱۳)
  • کیهان و رجانیوز (٢٢)
  • یادبود و بزرگداشت (٢٠٥)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • مهر ۸۳
دوستان من
  • گروه سایت های اینترنتی پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • پروفایل من در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • جامعه شناسی و زندگی روزمره در ايران
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • اینترنت و جهان و جامعه مجازی
  • يادداشتهای يک زی زی گولو
  • خدايی که شکست خورد
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • وبلاگ طنز میرزا افشین
  • داستانهای محمد رضا
  • خاطرات زهرا نازنازی
  • ماشين سفر در زمان
  • پرواز در آسمان خيال
  • احساس تنهايی من
  • سلطان صاحبريال
  • کلبه ی پاييزی من
  • الطاف خفیه الهی
  • شاید زمانی دیگر
  • پشت نقاب شب
  • موسسه رحمان
  • گروه بارانی ها
  • علی(آدمک ها)
  • نسيم سحری
  • يک سبد ستاره
  • بانوی فروردین
  • یک وب نوشت
  • پاييز هميشگی
  • من آینده من
  • فاطمه گل یخ
  • اهورای بزرگ
  • MasterMusic
  • تا انتها تن ها
  • گوهر ياران
  • پدر(نم نم)
  • گل داوودی
  • پاییز عریان
  • وبلاگ اکرنه
  • دنيای آبی
  • پاپاراتزي
  • يغمايی
  • صندلی
  • سوگل
  • طوبی
  • شفق
  • یاشار
  • معبد
  • حميد
  • کيهان
  • طه
  • حنفا
  • فنز
  • آذر
  • بهناز
  • زيبا
  • پارسا
  • گل يخ
  • حامد
  • کلمه
  • عماد
  • طهورا
  • اکرنه
  • گفتمان
  • ياد وطن
  • دکورتن
  • کانون ادبی
  • علی تاری
  • وب نوشت
  • خواب و رويا
  • پری دريايی
  • نسيم صبح
  • الطاف خفيه
  • دفاع مقدس
  • آواز پر جبرئيل
  • دفتر خاطرات
  • قلب خاموش
  • موج موسيقی
  • جامعه ی ايران
  • دادگاه رسمی
  • يك گوشه‌ي دل
  • نازک - پرتقالی
  • وبلاگ سلطان
  • دکتر داد و بیداد
  • سه نقطه وبلاگ
  • پاسبان حرم دل
  • يک قلب پاک ...
  • پرتال امام خمینی
  • از تلخ و شاد وطنم
  • کدبانوی دیجیتالی
  • کدخدا و اهالی ده
  • دفتری برای همیشه
  • داود (خورشيد نامه)
  • خديجه ام المومنين
  • دانشگاه با طعم باران
  • دانلود فایلهای مذهبی
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • لحظه هايي كه مي گذرند
  • برای امروز٬ فردا و هميشه ام
  • گروه فرهنگ و هنر پرشین بلاگ
  • در باره انديشه و احساس خودم
  • در باره اينترنت و جهان و جامعه مجازی
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • براي همين است كه قلم ساقي ميشود
  • باشگاه هواداران پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر







زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
سونامی پول
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٥

خيلی ها آرزو دارند که پولدار شوند ولو بصورت سونامی باشه. حالا فکر کنيد دولت پولدار ما برای ملت يک سونامی ريالی به ارمغان آورده باشه و اين سيل پول به هر طرف که بره ويرانی به بار بياره.
بلايی که اولين سونامی پول در فروردين ۱۳۸۵ ايجاد کرد اقتدار کنترل دولت را به چالشی سخت کشيد. کاهش زمينه های سرمايه گذاری و تداوم رکود و کاهش سود بانکی و نگرانی های سياسی و تغييرات سريع سياستهای داخلی و خارجی همگی بر عظمت سونامی های آينده خواهند افزود.
ساختارها و روندها تخريب و مختل ميشوند و دولت با ابزار موش واره خود به دنبال اين سونامی به ظاهر احمق(غيرهوشمند) ميرود و با هر کليک خود هوشمندی و هدايت پذيری و تقابل را در آن افزون ميکند و آنگاه است که بايد گفت:

Welcome to the Desert

نظرات ()



سلام سلام صد تا سلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٥

بابا ايول! نميدونم از رانت ((من = پرشين بلاگ)) است و بچه های شرکت برای خوش به حال شدنم اينکارو کردند يا راستی راستی وبلاگم رفته  بود توی صفحه اول محبوب ترين ها! ميدونيد يعنی چی؟!! محبوب ترين ها يعنی آخرش! ولی خب برای يک روز يا بلکه نيم روز الان برای بقيه روز رفتم توی صفحه دوم. بشتابيد تا تموم نشده.
بالا غيرتا خيلی لطف کردند کسانی که در مشاعره شرکت کردند. اينجور مشاعره ها گذشته از اينکه خدمت بزرگی به ادب و فرهنگ فارسی است خدمتی به وبلاگ است که بياد توی صفحه اول پرشين بلاگ.
اگر جايی نوبتی برای مشاعره بود خبر بديد. البته اگر شعر کلاسيک باشه منم شرکت ميکنه. شعر نو رو اصلا بيل ميرم.

 

نظرات ()



تکامل گروههای وبلاگنويسی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٥

تنوع گروههای محتوايی وبلاگنويس هر روز بيشتر ميشود و همراه با آن تحولات وبلاگنويسی به نوعی تشخص هويتی در وبلاگها منجر ميشود.
وبلاگهای تخصصی نتيجه تلاش جدی نويسان و علمی نويسان نخستين بود که همچنان به پيش می رود ولی تحولات آن بيشتر در بستر نشريات الکترونيکی تداوم خواهد يافت. توليد وبلاگ تخصصی کمتر از عهده يکنفر بر می آيد.
وبلاگهای سياسی اکثرا به نوعی خمودی دچار شده اند که آنها را به سوی جريان درونگرا سوق داده.
منتقدين و طنز نويسان جذابيت های خود را همچنان حفظ کرده اند.
اما بيش از پيش شاهد کارکرد رسانه ای وبلاگ هستيم. غلبه شکل بر محتوا به نحوی آشکار نمودار است.
 

نظرات ()



مشاعره
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٥

دو روز حذر کردن از مرگ روا نيست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نيست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نيست در او مرگ روا نيست
-----------------------------------------------
ت بده!

نظرات ()



جذابيت های اينترنت و انديشه های نوين
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٥

جذابيت های اينترنت هر روز بيشتر و بيشتر ميشه. انگار فکر و عقل و احساس انسانها بصورت ساده و پپيچيده و درهم و برهم و گزيده و ناگزيده همه جا رو گرفته.
هر جا ميری يه گروهی با افکار خاص خودشونو می بينی ... خيلی باحاله. قديما وقتی ملل و نحل شهرستانی رو ميخوندم تعجب ميکردم از اين همه اسم و رسم و گروه و مذهب و فرقه و اينجور چيزا. حالا که فکرشو ميکنم انگار درسته ... دقيقا درسته ... همون اتفاقی که در قرون اول و دوم هجری در حوزه انديشه و فکر ايرانی و اسلامی افتاد داره دوباره اتفاق می افته. ولی با شتابی بيشتر.
فکر کنم دهه آينده دهه انديشه های جديد ايرانيان باشه.

 

نظرات ()



چند نکته
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥

   فرصت های تجاری در حوزه فاوا   
در زمينه فاوا(فناوری اطلاعات وارتباطات) فرصت های همکاری تجاری بين ايرانيان داخل کشور با سه حوزه متفاوت قابل مطالعه و اثربخش است:
۱. با ايرانيان خارج کشور. بعنوان بازار و همکاری تجاری.
۲. با کشورهای عراق و افغانستان و تاجيکستان.
۳. با کشورهای آذربايجان و بحرين و کويت و لبنان و سوريه و عربستان و بقيه کشورهای خليج فارس.
در شرايطی که نقدينگی دولت به صورت ارز است و امکان تبديل آن به ريال محدود و خطرات نگهداری آن در بانکهای خارجی با شرايط فعلی سياست خارجی زياد است شايد يکی از راه حل های مناسب سرمايه گذاری روی فعاليتهايی است که ايرانيان در خارج از کشور انجام ميدهند. بخصوص در حوزه فاوا که مزيت نسبی داريم.
جزئيات اين موضوع را اميدوارم به زودی ذيل همين يادداشت اضافه کنم.
----------------------------------
 وب مسترهای جوان   
وب مستر  webmaster بودن شغل مهمی است که امروز بين فعالان وب فارسی خيلی موقعيت روشن و متمايزی ندارد. به دليل کوچک بودن بازار وب فارسی به راحتی ميتوان افرادی را يافت که ايده و طرح و راه اندازی و نگهداری و مالکيت و پشتيبانی يک سايت رو برعهده دارند.
برگزاری دوره های وب مستری فعاليت آموزشی ارزشمندی است. آموزش برنامه نويسی وب و طراحی وب و مسائل مرتبط با بازاريابی اينترنتی و محتوای وب از مهمترين مسائل مرتبط با تخصص وب مستری است. روش های مقابله با ويروس های اينترنتی و حفاظت و امنيت اطلاعات از موضوعات مورد علاقه وب مسترهای جوان ايرانی است.

نظرات ()



مخترع وب
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥

اين شخص جناب آقای تيم برنرز لی است.

 وی همچنان مدير  W3C  و در انديشه توسعه وب است.

نظرات ()



تقسيم کار
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥

تقسيم کار از مهمترين مسائل در شکل گيری هويت انسان در مراحل مختلف تاريخ زندگی اوست. حيات اجتماعی بدون تقسيم کار انسان محقق نميشد. تقسيم کار های زيادی در گذشته اتفاق افتاده که هر کدام نقطه شروع مرحله ای جديد از تاريخ انسان و جامعه است اما تقسيم کار در دوران معاصر به مثابه امری روز به روز و ضروری با کارکردی جزئی تر نيز مطرح است.
تصور کنيد خبرنگار و ژورناليست سياسی رو که مدعی سياستمداری ميشود يا مثلا خبرنگار فاوا(فناوری اطلاعات و ارتباطات) که به دليل اخباری که مينويسد مدعی تخصص در اين حوزه يا مديريت آن ميشود. گاهی اين دعوی در اعماق وجود ناظر و خبرنگار به موج و طوفان تبديل ميشود و بصورت فرياد در می آيد. در اين شرايط بهترين توصيه آنست که افراد اولويت خود را روشن کنند.
با بحران احساس تولی گری در بخش دولتی آشناييم ولی تصور کنيد دولتی با اين عرض و طول و امکانات نفتی و اعتباری و غيره از نظر بسياری بيش از حد خود در امور مردم دخالت ميکند.  آيا خبرنگاری صدا و سيما يا بخش های عمومی ديگر که تاثيرگذاری خود را مديون پروتکل های ديگری هستند حق دارند جريانسازی فرقه ای کنند؟ البته نشريات و روزنامه های خصوصی وضعيتی متفاوت دارند. هر کدام به ميزان مخاطبشان از قدرتی برخوردارند که خود ساخته اند و در برابر آن نيز پاسخگو هستند.
و همه اين ضعفها از کجاست؟ از درون ما انسانها که موضوعی است اخلاقی و خارج از بحث ما. اما بخشی از آن به دليل ضعف بازيگران است. اگر بازيگران و صحنه سازان و خبرسازان دقت کنند و فضای خالی مرتبط با حوزه فعاليت خويش رو پوشش دهند ديگر خبرگيران و مخبران را چنين توهمی مقدور نميشود. بازيگران دولتی تا کنون بزرگترين سهم از تحولات را بر عهده داشته اند و همگان بر توسعه روزافزون دامنه ی حضور بخش خصوصی تاکيد دارند.
جملات اخير تلاشی است برای بازشناسی ضعفهای بخش خصوصی و رويکردهای آن. دغدغه ای که نزديک به بيست سال منشا فعاليتهايم در زمينه های مختلف بوده و هست و اميدوارم با شکل گيری اقسام جديدی از سازماندهی بخش خصوصی امکان عملی پر کردن خلا ها بدست بخش خصوصی بوجود آيد.

نظرات ()



متفرقه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٥

يکی گفت:

ارزش اضافی با چی تولید میشه ... : با کمیت بیشتر٬ با کیفیت بهتر٬ با سرعت بیشتر٬ متفاوت از سرویسهای مشابه٬ لذت بخش بودن و خلاقيت و نوآوری داشتن.  حالا اگر کسی ديد خبر بده!

نظرات ()



حق(اختيار) داريم ولی حق(مشروعيت) نداريم!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥

گاهی نيز برعکس

حق(اختيار) نداريم ولی حق(مشروعيت) داريم!

نظرات ()



دانستن ديگران حق مسلم ماست!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥

واقعيتی رو ميخوام ذکر کنم. اطلاع رسانی به نوعی تقدس داره. يعنی چی؟ يعنی کار مقدس و مهميه. دانستن حق مسلم شناخته شده ولی اگر کمی ريزتر بشيم ميتونيم بگيم دانستن ديگران حق مسلم ماست!
اما وای از زمانی که ديگران نخواهند بدانند. اونوقت چه بايد کرد؟ بعضی ها غصه ميخورند. يه دسته به زور ميخوان بهشون دانش رو داخل کنند. افرادی که ماموران اجبار در بهشت رفتن هستند از اين گروه هستند. بعضی نيز بی خيال ميشوند و شايد اقسام ديگری نيز باشد.
نکته ای که تاکيد ميکنم اينه که اطلاع دادن يه موضوعه و مطلع شدن يه موضوع ديگه. يعنی ميشه افرادی مثل حضرت نوح عليه السلام سالها حرف بزنند و راه درست رو نشون بدهند ولی جواب اين دنيايی قابل محاسبه ای(طبق عقل محاسب) نده ولی اصل کار ارزشمند و به نوعی مقدس است. اون طرف قضيه اگر فهميد که فبها و اگر نفهميد ...!

نظرات ()



اشتباهی بنام دات کام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥

داشتن وب سايت(بطور خاص به معنای دامنه مستقل) يکی از آرزوهای مهم خيلی از وبلاگنويسان است. ديروز يکی از وبلاگ نويسان سالهای ۸۰ و ۸۱ رو ديدم. اومده بود پرشين بلاگ در مورد قالبهايی که طراحی کرده صحبت کنه و اونها رو در اختيار بقيه قرار بده. در بين صحبتهاش اشاره کرد که ديگه مدتهاست در وبلاگ سرويس ها نمينويسه و به اصطلاح دات کام شده.
فرصت رو مناسب ديدم و ازش و البته با احتياط تمام اين سوال رو مطرح کردم:
اگر از پرشين بلاگ نميرفتی و هنوز وبلاگ داشتی ترافيک ات بيشتر بود يا الان که دات کام شدی؟

بدون دفاع و البته با کمی ام و اون صريحا گفت: ترافيکم در داخل وبلاگ سرويس ها بيشتر بود.

اين موضوعی روشن و منطقی است که متاسفانه بعضی ها بهش توجه ندارند ولی شرايط و واقعيت بتدريج شرايط ذهنی بسياری که به سمت دات کام شدن ميروند رو قانع کنه که اشتباه کردند و بقيه اشتباه نکنند.
متاسفانه بعضی ها  حتی سابقه وبلاگ خودشون رو پاک ميکنند و وبلاگشون رو می برند روی دات کام که اينجوری از خيلی چيزها محروم ميشوند که اگر فرصت شد يه روز در باره جزئيات اين اشتباه تاريخی بعضی پيشکستوان وبلاگنويس خواهم نوشت.

اينجا فقط اشاره کنم که موج دومين بازی و اينکه بعضی ها وقتی يه اسم خوب دات کام پيدا ميکنند حسابی جو گير ميشوند و موضوع دات کام شدن بعضی وبلاگها ريشه مشترکی دارند.

نظرات ()



چند لينک جالب
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥

دوستان گرامی چند تا لينک قشنگی که تا حالا ديده اند مرحمت بفرمايند و برايم بفرستند تا به تدريج به اين فهرست اضافه کنم. برای دوره بازنشستگی اين لينکها قابل استفاده است. از الان بايد به فکرش باشيم ديگه .... لينکهايی که برام ميفرستيد يا در بخش نظر بنويسيد ميزارم اينجا که ازشون استفاده بيشتری کنم. ممنون

http://www.koreus.com/files/2002/batailleicones.html

http://www.alborznews.net/shownews.asp?u=4689

  http://www.planetdan.net/pics/misc/georgie.htm

نظرات ()



سياست آمريکا در عراق
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٥

ظاهرا سياست آمريکا در عراق مانع تصميم گيری های اساسی مرتبط با عراق توسط احزاب مسلط عراق شده است. قدرت آمريکا در عراق واقعيتی است که بايد به آن توجه کرد ولی خب بعنوان يک ناظر از راه دور در مورد نقش رابطه آمريکا با کردها نظراتی دارم:

کردهای عراق با ورود آقای جلال طالبانی به صحنه سياست رسمی و مشخصا مقام رياست جمهوری به نقشی متفاوت دست يافتند. حضور آقای جلال طالبانی سه تاثير متفاوت بر کشورهای همسايه داشته است:

۱. در ايران و سوريه نوعی همگرايی در کردها و نگاه به خارج از مرزها ايجاد ميکند.

۲. در ترکيه نوعی تضعيف نقش حرکتهای مسلحانه کردها را بدنبال دارد.

۳. در عراق نوعی موازنه بين شيعان و سنی ها برقرار ميشود که کردها نقش اصلی آن را دارند.

هر سه عامل در چارچوب سياست منطقه ای آمريکا طراحی شده و به سود آنست. ولی احزاب شيعه با پيروزی قاطع خود در صدد هستند از فرصت استفاده کرده و خودشان را به عنوان گروه تعيين کننده جا بيندازد.
بحران حاضر بين ايران و آمريکا در عراق در چارچوب نقش کردها يا شيعيان راهی جز مذاکره در پيش ندارد ولی در پس مذاکرات چه نتايجی برای عراق و منطقه متصور است؟

نظرات ()



اسرائيل يا فلسطين اشغالی! مساله اين است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٥

بحث استفاده از عنوان اسرائيل بجای فلسطين يا فلسطين اشغالی بهانه است که يک صفحه وبلاگ رو بشه پر کرد و البته مساله اين است!

در حقوق بين الملل استفاده از اسامی تابع قوانينی است. مثلا از نام خليج فارس Persian Gulf  در اسناد سازمان ملل بصورت منحصر استفاده شده و استفاده از عنوان مجعول خليج العربی Arab Gulf  توسط نشنال جيوگرافی و يا کتابهای درسی دولتهای عربی تغيير در قاعده نداده و نميدهد هر چند نشاندهنده حساسيتها محسوب ميشود و تاثير روانی گسترده دارد.
در کتب درسی عربها در زمانی نه چندان دور از اسرائيل و قلمرو تحت حاکميتش با عنوان (دشمن) ياد شده بود که فکر ميکنم با تغيير سياست دولتهای عربی در اکثر کشورهای عربی از ادبيات رسمی حذف شده است.
 حالا وقتی ما از اسرائيل صحبت ميکنيم منظورمان چيست؟ اسرائيل يک دولت است. يعنی حاکميت سياسی دارد. دولت ايران در مجامع بين المللی که اسرائيل جنايتکار و اشغالگر عضو است شرکت ميکند و به دليل قرابت نام معمولا صندلی دولتهای ايران و اسرائيل در کنار هم يا نزديک هم قرار ميگيرد.
البته به دليل مخالفت مردم و دولت ايران با سياستهای تجاوزگرانه و جنايتکارانه دولت اسرائيل در هر جا که قوانين و حقوق بين الملل اجازه ميدهد تلاش ميکنيم که از رويارويی ولو در حد مسابقات ورزشی طفره رويم و حساسيت خودمان رو به جنايات بشری و نقض مستمر حقوق بشر در اسرائيل اعلام کنيم.
حتی در ادبيات رهبران سياسی کشور ما به کرات از اسرائيل نام برده ميشود. ناديده گرفتن اسامی پذيرفته شده در حقوق بين الملل مانند تغيير نام دانمارک به گل محمد است. هر چند موجب خنده و به اصطلاح فرنگی ها فان است ولی واقعيت آنست که واقعيت نيست.
حالا بريم سر کاربرد اسامی آلترناتيو(جايگزين) در سرويس های آمار:
ظاهرا نميتوان کلمه فلسطين رو استفاده کرد. نه به دلايل حقوقی که به دلايل فنی ناشی از عدم تفکيک آی پی های دو کشور موجود فلسطين و اسرائيل(بخش اشغالی سرزمين فلسطين). اما شايد بتوان با کمی مسامحه نام فلسطين اشغالی رو بجای اسرائيل استفاده کرد. من هم جزو کسانی هستم که تاکيد بر اسم فلسطين اشغالی رو قابل قبول ميدانم و اگر مانعی در ايجاد ارتباط معنايی يا معضلات حقوقی ايجاد نکند راه حل مناسبی محسوب ميشود.

نظرات ()



لينک دادن حق مسلم ماست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٥

مرحله اول لينک دادن تمام شد. خبرها خوشی هم شنيديم. پيشرفتهای علمی خيلی عاليه. از نظر سياسی البته نظرات مختلفی مطرح است که اکثر تحليل هايی که شنيده ام منفی و نگران کننده نيست.
توی اين چند روز يهو کلی کار ريخته سرم. هنوز انرژی ناشی از سفر سياسی عبادی هنری تموم نشده و اميدوارم برنامه های تغيير يافته رو به درستی اجرا کنم.
هر بار که تغييراتی جدی در برنامه ها ميدم انرژی زيادی ازم ميگيره و حالا هم وضعيتی است که انرژی زيادی لازم دارم. اميدوارم انرژی هسته ای مسير درستی رو در پيش داشته باشه که برای سالهای بعد نيز انرژی لازم رو داشته باشيم.

نظرات ()



لينک ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٥

لينک دادن رو شروع کردم و اميدوارم بتونم دوستانی رو که ميشناسم بتدريج اضافه کنم.
قاعده خاصی نداره و به ترتيب کليک نمايش ميده و و و و و

نظرات ()



ترديد و اطمينان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٥

زندگی در بين ترديدها و اطمينان راهی متغير است. گاهی آرامش سبز اطمينان و زمانی نگرانی و اضطراب ترديدها. مدتی است اطمينان بيش از ترديدها جلوه ميکنه و فرصتها به واقع موفقيت اند و ای کاش سر در برف نميکرديم و بر عقل و هوش خود بيش از حد تکيه نميکرديم و نکنيم.
عقلگرای و هوش مداری از ويژگی های روح جمعی ايرانيان است. روانشناسی اجتماعی ايرانيان اقتضای نوعی مصلحت انديشی دو گانه که گاهی به افراط نام رياکاری می گيرد را نيز دارد ولی در هزاره سوم از مدعيان فناوری چنين ناپختگی های رفتاری ديدن مايه ی بسی شرمندگی است.
--------------------------------------------
و روی ديگر سکه همچنان نسخه های اصيل انسانی است که در فناوری اطلاعات نيز حضوری آشکار دارند. و سخن از آخرين روزهای خرداد امسال است. روزها را می شمارم تا به آن روز برسم. و تنها شمردن شايسته نيست. بايد کوشيد و کاشت تا برداشت. چنين باد.

نظرات ()



بسوی وطن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٥

آی هوای وطنم ... وطنم آرزوست ...
هيچ جای دنيا وطن آدم نميشه. البته اينو آدم توی سفرهای کوتاه و با فراز و نشيب و جالب و البته کوتاه مدت نميتونه بهمه. وقتی کسی سفر ميره در لايه ای با مردم جاهای ديگه برخورد ميکنه که معمولا کمتر براش مشکلی بوجود می آيد و بعلاوه همه به اون به چشم مهمان يا توريست نگاه ميکنند و برای همين آستانه تحمل شون رو ميبرند بالا. بعلاوه ما ايرانی به قدری محافظه کار و با احتياط هستيم که سعی کنيم زياد مزاحمت برای کسی ايجاد نکنيم. به اين دلايل سفرهای کوتاه برای اظهار نظر های جدی کافی نيست.
بازم بگذريم ...
بازار نسخه های تقلبی هر روز داغ تر و داغ تر ميشه. برای همه چيز نسخه تقلبی ميسازند. جالب اينکه کار ملت رو هم راه ميندازند. البته ملت قلابی. محصول قلابی برای انسان قلابی.

نظرات ()



اينطورياست؟!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٥

آره؟ اينه؟ اينجورياست؟ دارم برات ...  خب منم فهميدم از اين به بعد چکار باهات بکنم! فکر کردی! اهن! اوهن! مشترک مورد نظر در دسترس نميباشد!
از قسمت اول که سرکاری بود بگذريم و برسيم به قصه های هزار و يکشب شهرزاد قصه گو که قديم قديما هر شب برامون توی راديو قصه ميگفت. اون موقع متداول بود مردم هر شب قصه شب رو ساعت ۱۰گوش ميگردند. قصه ای از داستانهای جنايی ... منم که بچه بودم(برو حدود ۳۰ سال پپش) اين قصه ها رو گوش ميکردم. برای تکميل داستانهای تن تن و ميلو و بت من و سريال های بيگانگان و يو فو و پپيشتازان فضا بدک نبود که با قتل و جنايت و داستانهای پليسی سر و کار داشته باشيم.
از قسمت دوم که خاطره بود نيز بگذريم ...
از زندگی اين دنيا چگونه بگذريم؟ اگه سوالش خوب باشه ميشه نصف راه. نشنيديد که ميگن سوال خوب نصف راه جوابه!
---------------------------------------
امروز برميگردم تهران .... خدا خواهد نصيب باشد .... ضمنا از مزايای وبلاگی ديگر حتما استفاده کنيد. چيز جالبيه. اينکه آدم ندونه الان وبلاگی به چه نام و با چه مشخصاتی باز ميشه خودش يه فان است ولی از نوع انگليسی اش نه عربی.

نظرات ()



از مزايای سفر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥

سفر رو اگر بخواهيم تشبيه کنم به چيزی مثل اينه که آدم يه خانه تکانی ميکنه. بخصوص برای من اينجوريه. وقتی که زير بار فشار کارهای روزمره هر روز عقب می افتم و زير فشار کارهای انجام نشده خودم و ديگران تحت تاثير ناراحتی شديد قرار ميگيرم .... با حرف سفر رفتن فرصتی برام ايجاد ميشه. اول کارهای عقب افتاده رو راست و ريست ميکنم و بعدش در طول سفر بقيه کارها رو مرور ميکنيم و با راحتی بيشتری برميگردم.
از نظر روحی نيز آرامش ايجاد ميشه. و اونوقته يادم می افته که چقدر واسه خانواده خودم وقت کم ميزارم.و از اين خوشحالم که هنوز وقت دارم که بزارم. و اميدوارم دوباره و دوباره به سفر برم. تا بيشتر از قبل متوجه اهميت همه چيزهای خوبی که اطرافم هست بشم.

نظرات ()



يادداشتهای کامنتی رو داشته باشيد!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥

سلام. يه انتقاد! آخه چطور توی يه سال ميشه به تمامی آرزوهای تمام نشدنی رسيد؟ نميشه! بعلاوه اگر به همه آرزوهای تمام شدنی برسيم که ديگه زندگی اين دنيا معنی اش رو از دست ميده .... .... شاد باشيد.

نه .... آره ... خوشم اومد .... عجب متلک باحالی نوشتی اينبار ... ايول ... شاد باشيد ....  البته فراموش نکنيم که وبلاگ مخفی هم حال ميده ها!!۱

... سلام ... عيدت حضرت ذوالاقتدار مبارک باشه ... هنوز بقول معروف اندکی از شب گذشته و باقی مانده و از فيوضات دولت و ساعت و اينجور چيزها همچنان در راه است و توفيقات بسيار. باشد که خداوند منان هدايتمان کناد. شاد باشيد.

سلام. اون موقع که متولد شدم که نبودم ولی فکر کنم اگر يک / يک / يک کسی متولد بشه خوبه .... ضمنا رنگ سلام هميشه سفيده. شاد باشيد.

سلام. ... مگه اينجا کليسات که اعتراف ميکنيد؟ ... کجاست پدر روحانی ....؟ ... سلام منو بهش برسون ... شاد باشيد.

... اين مرغ آنفولانزا نداره که ؟ شايد قانقاريا گرفته .... شاد باشيد.

..... .. . ....... ...... ......

... آقا دعواست انگار ... ما نيستيم ....

 

نظرات ()



آفا جو گير شديم!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۸٥

بازم جوگيری شدم ميخوام تبادل لينک کنم. خوبه؟
ميخوام با بعضی از وبلاگها تبادل لينک کنم. بکنم يا نه؟
تازه يه تصميم ديگه هم در زمينه وبلاگنويسی گرفته ام که ... اصرار نکنيد .... بعدا ميگم ....
------------------------------

يکی از دوستان گفته بود خاطرات بگو ... آخه دوست عزيز ... خاطرات؟ .... حالت خوبه؟ .... ما تازه به خاطره ميگيم: خاطره هر جا که می ری به ياد من باش ... بعد بياييم خاطره بنويسيم؟! حالا اينها همش هيچی ... اما خاطره سفر اينجا!!!!!
البته ما رو کشتند ....

نظرات ()



. . . . . .
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۸٥

آی گفتی ... اين عيد ديدنی های تکراری گاهی خيلی آدم رو اذيت ميکنه ... ... واقعا همينطوره ... عيد ديدنی های گروهی رو ديديد؟ همه از اينجا ميرن اونجا از اونجا ميرن اينور ... ياد کپی ظواهر می افتم. .. واقعا سخته ... و تازه بدتر اينکه مقاومت کردن در باره اين سنتها سخ تره.
-------
دو روزی شهر نبودم رفته بودم دهات اينجا ... ولی عجب دهاتی بودا!!! اينجا ده زياد داره و روستاهای کشورشون تونسته اند موقعيت خوبی در توليد مواد غذايی نصيب کشورشون کنه ... اما دهاتی که من رفتم فرق فوکوله .... تازه خيلی خوش قدم بودم توی اين چند روزه نخست وزير با مخالفت اپوزيسيون با اينکه در انتخابات برنده شده بود قبول کرد از مسئوليت نخست وزيره بره کنار!

نظرات ()



شلوغه شلوغه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٥

اينجا سرم شلوغه شلوغه. اوضاع يه کم شلوغ بلوغه ... اينهم اسمش رو بزاريد آزديت تا شايد بعدا از خجالتتون در بيام.

 

نظرات ()



شهر من تهران / افزايش ۳۰۰ درصدی عوارض
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٥

از دهات دراومديم و شديم تهرونی ... اونهم در ديار غربت...

 شهر من٬ من به تو می انديشم٬
نه به تنهايی خويش
...

اينجا حرف سوم فارسی رو نميشه تايب کرد.
----------------

با اينکه در سفر نوشتن بصورت منظم کار ساده ای نيست ولی اميدوارم بتونم هر روز حداقل يک يادداشت بنويسم و آن را ارسال کنم. اولين يادداشت رو در باره فرودگاه امام خمينی مينويسم. يادمونه که چه مصيبتی بود راه افتادنش؟ ولی حالا که راه افتاده از ظرفيت اندکش هم استفاده کاملی نميشه. شبهای که فرودگاه رو می بينی ياد بمبهای بيولوژيک می افتی که همه حيات رو از بين برده و ساختمان و چراغهای روشن به جا گذاشته. شهر که نه! ساختمان ارواح است.
البته دو حسن هم داره. يکی اينکه از شهر دور است و احتمال سقوط طياره در مناطق مسکونی کم شده.(صورت مساله باک) و ديگه اينکه امکان گسترش داره چون اطرافش زمين خالی زياده. خوش به حال دولتهای بعدی!!!
اما دلم بگم از افزايش قيمت عوارض خروج هوايی از کشور که بی سرو صدا انجام شد. در آخرين روز کاری دولت کريمه علاوه بر تغيير مصوبه تغيير ساعت٬ امر ديگری نيز اتفاق افتاد که به دليل اهميت موضوع ساعت غريب موند:
عوارض سفر هوايی به امارات و چند کشور ديگر ۳۰۰ درصد افزايش يافت. بقيه جاها ۵۰ درصد. حالا هی بگيد تورم! ياد افزايش عوارض شهرداری در زمان آقای احمدی نژاد افتادم که اونهم صداش زياد در نيامد. به اين ميگن عيدی دادن در لباس مبدل!
---------------------

لطف کنيد به اين آدرس بريد و حتما کامنت بزاريد. فراموش موجب زيان و بلکه زيانکاری است

http://mardan.persianblog.ir

 

نظرات ()



روزمره گی يا روزمرگی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٥

نميدونم کدومش درسته ولی معانی مرتبطی داره نه؟ روزانه نوشتن با روزمرگی يکيه؟ فکر نکنم.
بگذريم. روز طبيعت اسم ۱۳ فروردين شده. روزی فرار از خانه ها بسوی طبيعت. حالا واسه زلزله بوده يا حمله دشمنان يا دفع ارواح خبيث خدا ميدونه. من که از ترسم دارم فرار ميکنم ميرم تا چند هزار کيلومتر اونطرف تر. البته زياد خوشحال نشيد چون احتمالا فقط واسه يه هفته.
بازم سفرهای مارکوپولويی / ابن بطوطه / ناصر خسرو / گاليور / سندباد و بقيه شون که شما بهتر ميشناسيد شروع شد. سفر بعدی فکر کنم خدا خواهد نصيب باشد می روم تاجيکستان. بيشتر از يکساله که نرفتم. دلم تنگ شده برای دوشنبه و ورزاب و دوستان خوبی که در اونجا داريم.
ضمنا داشتم فکر ميکردم وبلاگنويسی به نوعی سهل ممتنع است. يعنی به ظاهر ساده است ولی خيلی سخته. نه بخاطر ايده داشتن و الهام گرفتن از اطراف و درون. که اينهم خودش کار مهميه. بيشتر بخاطر اينکه يک تاريخچه آنلاين است که شفافيت زيادی ايجاد ميکنه. در دنيايی که حرفهای عادی آدمها درست فهميده نميشه وای به حال تاريخ آدمها که بايد در دوره های مختلف فهميده بشه. ولی ارزشش رو داره. وبلاگنويس ها به نوعی روشنفکران جامعه مجازی هستند. اهل قلم هستند و با قلم مجازی شون چه ها که نميکنند.
دوست داشتم فردا در شرکت بودم و همه بچه های شرکت رو يکجا می ديدم ولی خب انگار نميشه. راستی فاتحه يادتون نره ها! شانس که نداريم يهو ديديد همون رو آسمون٬ سيزدهمون رو در کردند. ولی مهم نيست چرا که انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

نظرات ()



۱۲ فروردين مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٥

روز جمهوری اسلامی روزی است که مردمسالاری و دين درکنار هم قرار گرفتند. کاری بسيار دشوار که نقطه شروع آن يکنفر بنام روح الله خمينی بود.
او عميقا به رای مردم و جمهوريت اعتقاد داشت. يعنی نظام سلطنتی را قابل پذيرش نميدانست. چيزی که هنوز از سوی بسياری از علمای دين اسلام در سراسر جهان اسلام قابل قبول نيست. از سوی ديگر اسلام را روزآمد کرد و تفسيری متفاوت از آن ارائه کرد که تحصيلکردگان حوزه و دانشگاه را در کنار هم قرار ميداد.
نهضت اسلامی امام خمينی تا آرمانهای او زنده است زنده خواهد ماند.

نظرات ()



واقعيت و ايده آل
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٥

تفاوت واقعيت و ايده آل ظاهرا خيلی روشنه. ولی کلی فيلسوف ايده آليست و رئاليست هنوز تو سر هم ميزنن. چرا؟ چون گره جای ديگه است. گره در درون انسان است و تنها کسانی که انسان رو خوب ميشناسند ميتونند بهترين راه حل ها رو بدهند.
آنچه هست و آنچه بايد باشه. ايجاد رابطه های نامناسب بين اين دو خيلی خطرناکه. بطور مثال بعضی ها اونی رو که می ببينند ميخوان. اصلا فيلتری نميکنند که مثلا خوبه يا بد. عين بجه های لوس .... گاهی تخيل آدم اونقدر قوی ميشه که اصلا واقعيات رو فراموش ميکنه ....
از طرف ديگه گاهی زور واقعيات اونقدر رومون زياد ميشه که آرزوهامون يادمون ميره و اگر هم چيزی يادمون باشه٬ آرزوهای سرکوب شده و شکستهاست. زمين گير ميشيم و ناسوتی ميشيم. انگار غيب و لاهوتی نبوده و نيست و نخواهد بود.
فرمان ماشين زندگی وسط اين دو کناره ی جاده٬ دست خودمونه ولی خودمون ميديم دست خواب و خيال يا اينکه خيره ميشيم به يه جا و از همه جا غافل ميشيم ....
در سال نو٬ اميدوارم خدا لطف کنه و در زمينه آدم شدن بيشترين فرصت رو بهمون بده.
شاد باشيد.

نظرات ()



سفری کوتاه به دهاتمون
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۸٥

ديروز رفته بوديم داهات. با همون پژوی دويست و ششی که چشم حسود رو کور ميکنه. تیپ۲ داره ولی در سطح لشکره... خلاصه رفتيم ولی انگار قضا بلا اومد و ماشين رو کشوند به بکسل و اين حرفها. خلاصه جفت لاستيکای جلو هوا بود و ۷۰ کيلومتر بکسل اش کرديم. کلی خرج افتاد گردنمون ....
راننده ی نيسان جرثقيل دار همشهری بود. اهل بناب آذربايجان شرقی. آقا بابک ناصری. با لهجه غليظ. خودش ميگفت راحت فارسی نميتونه صحبت کنه. از کارش اصلا راضی نبود. ميگفت خيلی خطرناکه و هر ماه يکی از راننده ها توسط رانندگان ديگر موقع امداد رسانی کشته ميشوند.
در هفت سالی که مشغول کار بوده حوادث زيادی رو ديده. هنگام تصادفهای بيابانی و مشکلات سخت مردم. داستانی مفصل داشت و جالب اينکه از آقای احمدی نژاد تعريف ميکرد و ميگفت که اهل ده به اون ره داده اند ولی ميگفت برای امثال او که پول و پارتی ندارند فرقی نميکنه که کی رئيس جمهور بشه. حتی جنگ هم برامون فرق نميکنه.
جالب اينکه ميگفت خودش به آقای دکتر معين رای داده چون يکی از آشناهاش که اونم راننده است به معين رای ميداده. نوميدی در چشماش موج ميزد.
اينهم بخشی از داستان ده رفتن ما ... شايد خدا خواست و دوباره بتونيم به ده برگرديم ... عجب شعر باحالی بود قديم قديما در برنامه های طنز .... ديگه نوموروم ولايه ... بجای گيوه آديداس می پوشوم ديگه نوموروم ولايه!

نظرات ()



فيلم محمد رسول الله ص
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٥

فيلم محمد رسول الله ص را دهها بار پخش کرده اند و هر ايرانی معمولا چند باری اين فيلم رو به مقتضای سن اش ديده. بعضی ها خسته شده اند و از مرور مکرر فيلم احساس بيهودگی ميکنند. بعضی نديده اند و برايشان تازگی داره. برای بعضی حامل احساسی است که حکم خاطره دارد. اما از نگاهی ديگر برای من امروزی که فيلم را می بينم و تجربه ۸ سال دولت اصلاحات رو ديده ام و صدای طبل های جنگ طلبی رو از تمامی رسانه های موثر جهانی و ملی می شنوم و برای منی که ميدانم انرژی هسته ای حق مسلم ماست و اس ام اس ها و ايميل ها و پی ام ها به شوخی و جدی دوران گذار و بحران کنونی رو مشايعت ميکنند و .... ميتواند معنايی متفاوت داشته باشد.
در کمتر از دو ساعت مجموعه ای از تعاليم دينی اسلام عرضه ميشود که مشترک و مقبول علمای شيعه و سنی بوده و هست(به استثنايی بخشی که در دوبله تغيير داده اند). محور همه اين تعاليم عشق و محبت به همنوع و گسترش انصاف و عدالت و مهربانی است که ميتواند پشتوانه صلح و آزادی در جهان امروز گردد.
در جهانی که مذهب تعيين کننده تصميمات اصلی قدرتمندان جهانی نيست و صدای مذهبی که از طالبان و القاعده در همه جا طنين انداز شده صدايی متفاوت است٬ پيام صلح و گفتگويی که از سوی اديان حمايت شود تاثيری عميق بر تحولات آينده جهان خواهد داشت.
تنها اخلاق است که ميتواند قلوب انسانها را قانع کند تا رفتاری متفاوت در پيش گيرند و اخلاق دينی است که پشتوانه عظيم تحولات رفتاری انسان و جامعه و دولت خواهد بود.
اينجاست که اهميت گفتگوی اديان بيش از پيش روشن ميشود. اديان به تقويت وجوه مشترکی بين خود نياز دارند. وگرنه دولتهای لائيک امروزی که تمامی صحنه های مهم جهانی را اشغال کرده اند بار ديگر از مذهب  و دين برای جنگ استفاده خواهند کرد و پيروان تندروی مذاهب خون خود و ديگران را در اين راه خواهند. جنگ لا مذهب ها با انرژی دين و مذهب! سخن از جنگ صليبی هزاره سوم است. جنگی که بزرگان مذاهب در پی آن نيستند و غيرمذهبی ترين افراد و حکومتها از آن سخن ميگويند و بعضی نادانان نيز با خوشحالی از آن استقبال ميکنند.
فيلم محمد ص  اثری ماندگار و فرصتی برای آشنايی با ديدگاه متفاوت نهضت اسلامی صدر اسلام است. انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

نظرات ()



تسليت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٥

بخش مهمی از وجود آدمی با احساس و رابطه احساسی ارتباط داره. بارها شده از حادثه ای غمگين يا شادمان شده ايم. وقتی آدم با حادثه ای رابطه عميق عاطفی برقرار ميکنه به نوعی با موضوع پيوند ميخوره و فرصتی برای بازسازی بخشی از وجودش را می يابد. به ميزانی که اين پيوند عميق باشه بيشتر تاثير می گيريم.
ايام عزاداری است. ايامی که شهادت و رحلت افرادی است که نمونه و الگوی انسان هستند. انسانهای کاملی که يادآوری سيره آنها هدايت است.
رحلت حضرت رسول اکرم ص و شهادت امام حسن و امام رضا عليهم السلام تسليت باد.

نظرات ()



ابر و باد و مه و خورشيد و فلک
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳۸٥

آخيش آخيش آخيش
به به به به به

هيچ هوايی رو به اندازه هوای اين روزا دوست ندارم. هوای ابری با باد و نم نم بارون اونهم تهرون و کوه بلند البرز و دماوند از دور.
هيچوقت از وجود ابر دلم نگرفت.
-------------------------------------------

امسال سالی است که همه چيز برای موفقيت بيش از پيش مهيا است. دوستان خوب٬ تيم کاری عالی٬ فرصتهای توسعه ای٬ حماقت کسانی که .....  ناميدن شان مبالغه است٬ .... اميدوارم به لطف خدا در اين سال جديد قدمهای بزرگتری برداريم.   بايد به آينده بينديشيم و برای آن مهيا شويم. ۲۲ سال کار جمعی و ۱۸ سال کار اقتصادی فعال و ۱۵ سال فعاليت متمرکز در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات انبوهی از ارتباطات و رفقا و امکانات و فرصتها را فراهم کرده تا در سال ۲۰۰۵ با مجموعه دوستان رو به جلو(در برابر دوستان رو به عقب) بتونيم قدمهای بلندتری برداريم.
-----------------------------------------------
شرايط اجتماعی و سياسی بسرعت در حال تحول است. اگر تحول اجتماعی و سياسی دو مسير متفاوت رو در پيش بگيرند بايد منتظر زلزله باشيم. خدا به خير کنه.

نظرات ()



از بين نظرات
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٥

از بين وبلاگهای منتخب صفحه اول پرشين بلاگ٬ وبلاگ خوبی ديدم که محتوای جالبی داشت. در آخرين يادداشت اش مطلبی داشت در باره نوروز. من هم دو کامنت براشون نوشتم که با کمی تغيير ميشه اين:
با سلام. وبلاگ جالبی داريد. تبريک ميگم. بنظرم رسيد دو نکته اين يادداشت يکيش نکته درستی(با کمی اصلاح) بود و يکی .... شما محرم را آغاز سال اسلامی دانستيد که اشتباه است. محرم آغاز سال دين خاصی نيست. آغاز سال عربی است که مسلمان صدر اسلام آنرا همچون بسياری از سنتهای درست(نه سنتهای نادرست) عربی قبول کردند. دين اسلام به نژاد خاصی تعلق ويژه نداره. اگر هم داشته باشه ظاهرا ايرونی ها هستند ان اکرمکم عندالله اتقيکم.
 نوروز به دو دليل متفاوت قابل تعظيم است. نخست آنکه بهترين زمان برای پذیرش تغيير سال است(از نظر نجومی يعنی علمی). دوم آنکه ما ايرانی هستيم و اين انتخاب توسط ايرانيان نشان از هوش و درايت خدادادی آنها دارد.
تقويم قمری(بر اساس حرکت ماه) تقويم مقبولی نيست. ضعفهای بسياری دارد. البته بنظر ميرسه مدتها قبل اين تقويم عربی بر اساس حرکت خورشيد بعنی به اصطلاح شمسی بوده. نشانه آن هم اسامی مشخصی مثل ربيع(بهار) و يا نشانه های ديگری است که محققان به تفصيل گفته اند. معلوم نيست چه زمانی تحول از قمری به شمسی در بين قبايل عرب اتفاق افتاده. شايد بخاطر دوری از مدنيت در بين قبايل و جدا شدن آنها از ريشه های تمدنی عربی در يمن اتفاق افتاده باشه يا هر دليل ديگه. به هر حال تاريخ ما شمسی است. هر چند احتمال تغيير تاريخ هميشه وجود داره. ولی بايد بدانيم تاريخ هجری شمسی و هجری قمری به اندازه هم اسلامی هستند.

نظرات ()



مقاله
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٥

غزلیات شمس، دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی

غزلیات شمس تبریزی، که به «دیوان شمس» و «دیوان کبیر» نیز شهرت دارد، مجموعه غزلیات مولاناست. بی‌گمان در ادب پارسی و فرهنگ اسلامی و فراتر از آن در فرهنگ بشری در هیچ مجموعه شعری به اندازه دیوان شمس حرکت و حیات و عشق نمی‌جوشد.
اگر شعر را «گره خوردگی عاطفه و تخیل که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد» تعریف کنیم، عناصر سازنده آن عبارت خواهند بود از: عاطفه، تخیل، زبان، موسیقی، تشکل.

حوزه عاطفی غزلیات شمس
تجلیات عاطفی شعر هر شاعری، سایه‌ای از من اوست، که خود نموداری است از سعه وجودی او و گسترشی که در عرصه فرهنگ و شناخت هستی دارد. عواطف برخی از شاعران، مثلاً شاعران درباری، از من محدود دكتر محمدرضا شفيعی كدكنیو حقیری سرچشمه می‌گیرد، و عواطف شاعران بزرگ از من متعالی.
اما آفاق عاطفی مولانا جلال‌الدین به گستردگی ازل تا ابد، و اقالیم اندیشه او به فراخای هستی است و امور جزئی و میاندست در شعرش کمترین انعکاسی ندارد. جهان‌بینی او پوینده و نسبت به هستی و جلوه‌های آن روشن است. از این‌رو «تنوع در عین وحدت» را در سراسر جلوه‌های عاطفی شعر او می‌توان یافت.
مولانا در یک سوی وجود، جان جهان را می‌بیند و در سوی دیگر جهان را. در فاصله میان جهان و جان جهان است که انسان حضور خود را در کاینات احساس می‌کند.
اموری که بنیاد اندیشه‌ها و عواطف اویند عبارتند از:
1. هستی و نیستی (پویایی هستی، بی‌کرانی هستی، تضاد در درون هستی، آغاز و انجام جهان، روح و ماده)
2. جان جهان (ارتباط خدا و جهان، وحدت وجود، شناخت «صورت‌بخش جهان» که ساده و بی‌صورت است)
3. انسان (که مفصل جهان و جان جهان ایستاده؛ و آنچه وابسته به انسان است چون عشق، آزادی و اختیار، زیبایی، تکامل ماده تا انسان و حرکت به سوی انسان کامل، حقیقت حیات، مرگ، و راههای انسان به خدا)
از این‌رو، در دیوان شمس با آن تنوع و حجم شگرف، تناقض و ناپیگیری به چشم نمی‌خورد و این اثر مجموعاً جلوه‌گاه یک دستگاه منظم فکری و عاطفی است.
امر هستی و نیستی در نظر مولانا با پویایی کاینات بستگی پیدا می‌کند. جهان بی‌کرانه است و پیوسته نوبه‌نو می‌شود و روی در شدن دارد:
«عالم چون آب جوست بسته نماید ولیک
می رود و می‌رسد نونو، این از کجاست؟
نو ز کجا می‌رسد، کهنه کجا می‌رود
گر نه ورای نظر عالم بی‌منتهاست؟»
انگیزه این پویایی را مولانا تضاد درونی اشیا می‌داند. وی جهان را جهان هست و نیست می‌خواند، جهانی که در عین بودن پای در نیستی دارد، نیستی‌ای که خود هستی دیگر است. نو شدن جهان زاده تضاد است:
«هله، تا دوی نباشد کهن و نوی نباشد»
اما این هستی و نیستی از آن صورتهاست و در ورای هستی و نیستی صورتها، از نظر مولانا، غیب مطلق جای دارد که گاه از آن به عدم تعبیر می‌کند و این عدم با وجود مطلق یکی است.
جهان و جان جهان از یکدیگر جدا نیستند، بلکه جان جهان در جهان سریان دارد و بیرون از جهان نیست. این معنی، که به وحدت وجود تعبیر می‌شود، محور آثار صوفیان قرن هفتم به بعد شده است. بهترین روشنگران این جهان‌بینی، که با آنچه در آثار حلاج و برخی دیگر از صوفیان دیده می‌شود فرق دارد، مولوی و محیی‌الدین ابن‌العربی هستند.
مولانا حق را از فرط شدت ظهور و سریان در کاینات به «هستِ نیست رنگ» تعبیر می‌کند:
«در غیب هست عودی، کاین عشق از اوست دودی
یک هست نیست رنگی کز اوست هر وجودی»
که در ظهورات گوناگون خود، هر لحظه جلوه و نقشی دارد.
از نظر مولانا انسان در نقطه‌ای ایستاده است که جهان و جان جهان را احساس می‌کند: به قول شاعر معاصر در مفصل خاک و خدا، پایگاه انسان در کاینات بالاترین پایگاه است، زیرا انسان عالم اصغر و جلوه‌گاه زیباترین صورت «مطلق» است:
«جمله اجزای خاک هست چو ما عشقناک
لیک تو ای روح پاک، نادره تر عاشقی»
انسان آزاد و مختار است، از حد خاک مرحله‌ها پیموده تا به درجه انسانی رسیده و از این حد هم فراتر تواند رفت:
«از حد خاک تا بشر چندهزار منزل است
شهر به شهر بردمت، بر سر ره نمانمت»
یا:
«به مقام خاک بودی، سفر نهان نمودی
چو به آدمی رسیدی، هله تا به این نپایی»
عشق مولانا به شمس تبریز، در حقیقت عشق اوست به انسان کامل. از نظر صوفیه انسان کامل، در تاریخ، ظهورات گوناگونی داشته است. انسان کامل در هر عصری تجلی و ظهوری دارد، که به ولی یا جلوه حقیقت محمدیه از آن عبارت می‌شود.
یکی از درونمایه‌های غزلیات مولانا وطن اصلی انسان است و شوق بازگشت او به آن وطن. وطن در نظر صوفیه مصر و عراق و شام نیست، عالم نه جای (ناکجاآباد) است. «حُبّ الوطن مِنَ الایمان» را هم بر پایه همین مفهوم تفسیر می‌کنند:
«خلق چو مرغابیان زاده به دریای جان
کی کند اینجا مقام مرغ کزان بحر خاست؟»
عشق قوه محرکه همه کاینات و در همه اجزای هستی ساری و جاری است و این معنی یکی دیگر از درونمایه‌های فکری مولاناست:
«اگر این آسمان عاشق نبودی
نبودی سینه او را صفایی
وگر خورشید هم عاشق نبودی
نبودی در جمال او ضیایی
زمین و کوه اگر نه عاشقندی
نرستی از دل هر دو گیایی
اگر دریا ز عشق آگه نبودی
قراری داشتی آخر به جایی»
عشق نیز همچون عالم، بی‌آغاز و انجام است: «شاخ عشق اندر ازل دان بیخ عشق اندر ابد».
جهان‌بینی مولانا شعر او را از لحاظ گستردگی حوزه عاطفی و هیجانهای روحی و سیلابهای روانی و پویایی و بیقراری ممتاز ساخته و در زبان شعر او منعکس شده و به آن تحرک و شوری بی‌نظیر ارزانی داشته است.

دامنه تخیل مولانا
دامنه تخیل مولانا و آفاق بینش او چندان گسترده است که ازل و ابد را به هم می‌پیوندد و تصویری به وسعت هستی می‌آفریند. بعضی از تصاویر شعری او ممتازند و سراینده را می‌شناسانند.
مولانا زیبایی را در عظمت و بیکرانگی می‌جوید. عناصر سازنده تصاویر ممتاز شعری او مفاهیمی هستند از قبیل مرگ و رستاخیز و ازل و ابد و عشق و دریا و کوه.
اگر هم عناصری تصویری را– چنان‌که رسم و ضرورت همه شاعران است– از شاعران دیگر وام می‌گیرد، بار عاطفی این تصاویر که از جهانچبینی و دید او نسبت به هستی ناشی می‌شود، بدانها معنی تازه‌ای می‌بخشد. این تصاویر تکراری در شعر او حرکت و حیات بیشتری دارند. نرگس (رمز چشم)، سوسن (رمز خموشی در عین زبان‌داری)، بنفشه (رمز سر به گریبانی و سوگواری) در شعر او زندگی تازه‌ای یافته‌اند و خواننده احساس نمی‌کند که این همان نرگس و سوسن و بنفشه شعر رودکی و منوچهری و فرخی است. این تصاویر اگر در شعر آن شاعران جنبه آفاقی داشت، در شعر مولانا جنبه انفسی پیدا می‌کند. در آن سوی نرگس و سوسن و بنفشه مولانا، انسان و مسائل حیات انسانی با همه دامنه و وسعت خود نهفته است.
همچنین تصاویر شعر مولانا از ترکیب و پیوستگی ژرف‌ترین و وسیع‌ترین معانی پدید آمده است. دل مولانا «طوماری» است «به درازای ازل و ابد» و هجرانش «ابدسوز» است.
از آنجا که مخاطب او انسان، انسان کامل و گاه وجود مطلق و ذات بیکران «صورتبخش جهان» است، عظمت عناصر سازنده تصویرهای او امری طبیعی است. نخستین غزل دیوان شمس با این بیت آغاز می‌شود:
«ای رستخیز ناگهان، ای رحمت بی‌منتها
ای آتش افروخته در بیشه اندیشه‌ها»
که در آن عناصر تصویری (رستاخیز، رحمت بی‌منتها، آتش افروخته در بیشه– آنهم بیشه اندیشه‌ها) از معانی وسیع و بیکران هستی برگزیده شده است.
تشخیص personal fiction نیز در تصاویر شعری مولانا ممتاز است. در این تشخیص حیات و حرکت بارزتر است، به طوری که به اعتباری تعبیر تشخیص را به تصاویر او مخصوص می‌دارد. تصاویری چون «دست روزگار» و «چشم زمانه» در اشعار شاعران دیگر در بافتی به کار رفته است که آنها را در حد یک اضافه استعاری نگه داشته است. اما وقتی مولانا می‌گوید: «بیار آن جام خوشدم را که گردن می‌زند غم را» یا: «پیش آب لطف او بین آتشی زانو زده» یا:«گر غمی آید گلوی او بگیر» یا:«گردن بزن خزان را چون نوبهار گشتی» آدمی در آنها حس و حرکت و زندگی را به گونه‌ای بارز می‌بیند. شاید علت، کاربرد فعل در ساختمان این «تشخیص»ها باشد: «اندیشه را خون ریختن» یا «اندیشه را آویختن» یا «وضوی توبه را شکستن» یا «سواری باده بر کف ساقی» در:
«خنک آن دم که صلا در دهد آن ساقی مستان
که کند بر کف ساقی قدح باده سواری»
همه و همه تصاویری از معانی تجریدی را که در قلمرو تأملات و عواطف اوست با تصویرهای خاص خود ملموس و منجز ساخته شده است. در شعر او «سکوت» «نقل ریخته» می‌شود (خلوتیان گریخته نقل سکوت ریخته) و «ناله درختان» را در خزان می‌توان «نوش کرد» و حالات درونی به حادترین وجهی جلوه‌گر می‌شود:
«صنما، ببین خزان را بنگر برهنگان را
ز شراب همچو اطلس به برهنگان قبا ده»
که حالت مستی و کیفیتی را که از گرمی شراب حاصل می‌شود تصویر می‌کند یا:
«چو آینه ز جمالت خیال چین بودم»
که تصرفی است بدیع در حوزه حواس انسانی. یا:
«اندرین شهر قحط خورشید است»
«قحط خورشید»! چون او نور را هم خوردنی می‌داند: «من نور خورم که قوت جان است».
بگذریم از تصویرهایی که ویژه خود اوست و در هیچ مقوله‌ای از مقولات بلاغی نمی‌گنجد:
«ای می، بترم از تو من باده ترم از تو
پر جوشترم از تو آهسته که سرمستم»
یا:
«من آب آب و باغم ای جان!
هزاران ارغوان را ارغوانم»
یا:
«ای باده در باده، ای آتش در آتش!»
یکی از خصایص عمده تصویر او صبغه سوررئالیستی و حضور ضمیر ناهشیار است در تصویرهای او که رسیدن به آنها از رهگذر تداعی آگاهانه و منطقی میسر نیست:
«آب حیات خضر را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن»
«آینه» از عالمی است و «ترجمه» از عالمی دیگر و هیچ ذهن منطقی و هشیاری از «آینه» به «ترجمه» کشیده نمی‌شود. تنها «حالت معرفت رویا»ست که تصویرهایی از این دست می‌آفریند.
یا وقتی می‌گوید:
«زهی سلام دارد ز نور دمب دراز»
نمی توان باور کرد که شاعر با هشیاری ضمیر، برای «سلام» «دمبی دراز از نور» تصور کرده است.
در حقیقت، او بارها خود را در دنیای شعر و الهام شعری بی‌خویشتن معرفی کرده است:
«ای که درون جان من تلقین شعرم می‌کنی
گر تن زنم خامش کنم، ترسم که فرمان بشکنم»
یا:
«خون چو می‌جوشد منش از شعر رنگی می‌دهم»

زبان شعری غزلیات شمس
دیوان شمس، به لحاظ گستردگی واژگان، در میان مجموعه‌های شعر زبان فارسی، به خصوص در میان آثار غزلسرایان، استثناست. این گسترش و تنوع، ناشی از وسعت دامنه معانی مورد نظر مولانا و تعبیرات اوست. به خلاف بسیاری از شاعران گذشته که خود را در تنگنای واژگان رسمی محدود می‌کرده‌اند، مولانا کوشیده است تا زبان را در شکل جاری و ساری آن به خدمت گیرد. در حقیقت، معانی فراوان و لحظه‌های متنوع و حالها و تجربه‌های بی‌شمار، استفاده از واژگانی زنده‌تر و فراخ‌تر را ایجاب کرده است.
علاوه بر استعمال کلمات و تعبیرات خاص لهجه مشرق ایران، بویژه خراسان (مثلاً «گود» و «خوهد» به جای «گوید» و «خواهد»)، که در نزد سیف‌الدین فرغانی نیز می‌توان سراغ گرفت، توجه عجیب مولانا به زبان گفتار و زبان توده مردم موجب تشخص زبان شعری و گستردگی بیشتر واژگان او شده است. از نظر مولانا زبان وسیله تفهیم و تفاهم است و درست و نادرست آن را کاربرد عامه اهل زبان تعیین می‌کند. آنچه مردم می‌گویند ملاک صحت است نه منحصراً آنچه در واژه نامه‌ها و در آثار ادیبان ثبت شده است. داستانی که در «مناقب العارفین» افلاکی (ج2/719) آمده نمایشگر این نظر مولاناست:
«همچنان منقول است که روزی حضرت مولانا فرمود که آن قلف را بیاورید. و در وقت دیگر فرمود که فلانی مفتلا شده است؛ بوالفضولی گفته باشد که قفل بایستی گفتن و درست آن است که مبتلا گویند. فرمود که موضوع آنچنان است که گفتی، اما جهت رعایت خاطر عزیزی چنان گفتم، که روزی خدمت شیخ صلاح‌الدین مفتلا گفته بود و قلف فرمود. درست آن است که او گفت؛ چه اغلب اسما و لغات موضوعات مردم در هر زمانی است– از مبدأ فطرت.»
خود مولانا نیز گاهی در شعرش همان صورت رایج گفتاری را اختیار کرده است:
«هم فرقی و هم زلفی، مفتاحی و هم قلفی
بی‌رنج چه می‌سلفی آواز چه لرزانی؟»
در دیوان شمس از این قبیل کاربردها فراوان است.
باز با همین دید– که می‌توان آن را دید زبانشناختی توصیف کرد– واژه‌هایی در شعر به کار برده که به ظاهر هموار و خوشاهنگ نیستند (واژه‌هایی از عربی و ترکی که در اشعار معاصران او دیده نمی‌شود) اما این درشتیها و ناهمواریها در سیلاب عاطفی و موج موسیقی شعر او نرم و هموار می‌شود.
چه بسا که گاه نیم مصراع یا بیتی به ترکی دارد:
من کجا شعر از کجا، لیکن به من در می‌دمد
آن یکی ترکی که آید گویدم «هی کیمسن»
گاهی نیز از فارسی به عربی می‌رود و از عربی به فارسی بازمی‌گردد.
تصرفات او در شکلهای صرفی و نحوی نیز بس جالب است. معلوم نیست در این زمینه از زبان مردم الهام گرفته یا به انگیزه نوآوری عمل کرده است. مثلاً «نزدیک» را به جای «نزدیک‌تر» و «پیروز» را به جای «پیروزی» و «تنگین» را به جای «تنگ» به کار برده و به خود اجازه داده است که به قیاس از هر اسمی صفت بسازد و آن را به صورت تفضیلی هم درآورد:
«در دو چشم من نشین، ای آنکه از من من‌تری
تا قمر را وانمایم کز قمر روشن‌تری
اندرا در باغ تا ناموس گلشن بشکند
زانکه از صد باغ و گلشن خوش‌تر و گلشن‌تری
تا که سرو از شرم قدت قد خود پنهان کند
تا زبان اندر کشد سوسن که تو سوسن‌تری»

موسیقی شعر در غزلیات شمس
موسیقی یا آهنگ شعر به نظر نویسنده این سطور چند جلوه و نمایش دارد:
1. موسیقی بیرونی (وزن عروضی)
2. موسیقی کناری (قافیه و ردیف و آنچه در حکم آنهاست از قبیل برخی از تکرارها)
3. موسیقی داخلی (مجموعه هماهنگیهایی که از طریق وحدت یا تضاد صامتها و مصوتهای کلمات یک شعر پدید می‌آید و انواع جناسها یکی از جلوه‌های آن است)
4. موسیقی معنوی (همه ارتباطهای پنهانی عناصر یک مصرع که از رهگذر انواع تضادها و طباقها و تقابلها پدید می‌آید و همچنین تکرار مایه اصلی – تم– شعر به صورتها– واریاسیونهای– گوناگون)
موسیقی بیرونی. چشمگیرترین وجه تمایز مویسقی در دیوان شمس، در موسیقی بیرونی، یعنی در تنوع و پویایی اوزان عروضی اشعار آن است. شاهکارهای مولوی که زمینه اصلی دیوان کبیر را تشکیل می‌دهد، دارای موسیقی یا وزن خیزایی و تندی است که غالباً از ارکان سالم– یا سالم و مزاحفی که به نوعی خاص تلفیق شده‌اند– پدید آمده و موجب می‌شود که تحرک روح و عواطف سراینده در سراسر شعر احساس گردد. از آنجا که تمامی شاهکارهای غزلی مولوی در وزنهای خیزایی و تندی نظیر آنچه مثلاً در
«ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها»
یا: «مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم»
یا: «زهی عشق، زهی عشق که ما راست خدایا»
دیده می‌شود، سروده شده، نیازی به آوردن شاهد نیست. در حقیقت شواهد خلاف استثنایی‌اند.؟ این ویژگی چون با اوزان غالب در شاهکارهای سعدی و حافظ– که ملایم و جویباری‌اند– سنجیده شود، نمایان‌تر می‌گردد. برای نمونه مولانا در وزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات شاید اصلاً غزل درخشانی نداشته باشد، در صورتی که سعدی و حافظ بسیاری از شاهکارهای خود را در این وزن و اوزان مشابه آن از اوزان جویباری و ملایم سروده‌اند.
تنوع اوزان عروضی در دیوان کبیر نیز جالب توجه است. در حقیقت، کمتر وزنی– طبیعی، یا به ظاهر غیرطبیعی ولی متناسب با سماع و حرکتهای خاص هنر رقص– از اوزان عروضی هست که مولانا در آن، غزل نسروده باشد، مگر در بعضی از اوزان قصاید قدما که به غلط، نامطبوع لقب گرفته است. به همین دلیل دیوان کبیر جامع‌ترین کتاب برای فراهم آوردن مواد به منظور تحقیق در عروض فارسی است: می‌توان آن را اساس قرار داد و از دیگر دیوانها به عنوان مأخذ فرعی استفاده کرد.
موسیقی کناری. کوششهای مولانا برای استفاده از ردیف و انواع آن و قافیه و صور گوناگون آن در هیچ دیوانی از دیوانهای شعر فارسی سابقه ندارد. یا اینکه گفته است: «قافیه و تفعله را گو همه سیلاب ببر»
یا: «قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من»
باید گفت که بیش از شاعران سلف و خلف از موسیقی قافیه و ردیف و اهمیت آن در شعر خبر داشته و جای‌جای، موسیقی کناری را فریاد جان مواج خویش ساخته است.
بسیاری از غزلهای او دارای ردیفهای بلند و پر تحرک است که حتی گاهی قافیه در آنها به شکل سنتی حفظ نشده است، مثل:
«رندان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند
مستی ز جامت می‌کنند، مستان سلامت می‌کنند
در عشق گشتم فاش‌تر و ز همگان قلاش‌تر
وز دلبران خوشباش‌تر، مستان سلامت می‌کنند»
که در آن ردیف (مستان سلامت می‌کنند) کناری است اما قافیه (سلامت، غلامت، جامت- فاش، قلاش، خوشباش) درونی است و غزل مجموعاً از شکل سنتی خارج شده به صورت نوعی ترجیع درآمده است.
یا:
«بی همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی‌شود
دیده عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو، بی‌تو به سر نمی‌شود
جان ز تو جوش می‌کند، دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند، بی‌تو به سر نمی‌شود»
که باز ردیف به صورت نوعی بند ترجیعی درآمده است: جمله تمامی است با فعل که در ساختمان شعر به عنوان عاملی موسیقایی جاگرفته و به آن تحرک بخشیده است.
موسیقی داخلی. این موسیقی از همان قافیه درونی حاصل می‌شود. کمتر غزلی از غزلهای برجسته مولانا می‌توان یافت که از قافیه درونی خالی باشد. در حقیقت، قافیه داخلی در اوزان خیزایی به سادگی جای خود را باز می‌کند. در برخی از غزلها حتی به قافیه داخلی مضاعف برمی‌خوریم:
یار مرا غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی، خواجه نگه دار مرا
نوح تویی روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینه مشروح تویی، بر در اسرار مرا
نور تویی سور تویی، دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی، خسته به منقار مرا
در مورد ایجاد هماهنگی از راه ترکیب صامتها و مصوتها، دیوان شمس سرشار از شواهدی است که نشان می‌دهد چگونه مولانا کلمات هماهنگ را به سود موسیقی شعر خود به خدمت گرفته است.
موسیقی معنوی. در نزد مولانا از آن موسیقی معنوی که آگاهانه از طریق صنایعی چون مراعات النظیر و تضاد و طباق... پدید آید و شاعر بدان ملتزم شود کمتر نشانی هست. لیکن هر جا که موسیقی معنوی برای ایفای نقش اصلی خود– گره زدن عناصر ساختمانی شعر– فلسفه وجودی پیداکند، حضورش را در غزلهای مولوی می‌توان سراغ گرفت. فرق او با صنعت زدگانی چون رشید وطواط، که موسیقی معنوی در اشعارشان همچون غازه‌ای پررنگ و چندش‌آور است بر گونه چروکیده پیرزنی زشت روی، از همین جاست.
اینک نمونه‌ای از کاربرد موسیقی معنوی در نزد مولانا:
«باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردمخوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بی‌آب را کاین خاکیان را می‌خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم»
که در آن خاک و آب و باد و آتش را با هم آورده است.
تکرار مایه‌های اصلی فکری (تم) به صورتهای گوناگون و در بافتهای گوناگون نیز در غزلهای مولانا ضرب خاصی پدید می‌آورد که از آن به موسیقی معنوی نیز می‌توان تعبیر کرد و همین موسیقی است که در برخی از شعرهای سپید و بی‌وزن امروزی، موفقانه جای وزن را گرفته است.

شکل شعر مولوی
درباره شکل ذهنی یا درونی غزلیات شمس باید گفت که در میان همه اجزا و ابیات این عزلها هماهنگی و در مجموع غزل انسجام (coherence) برقرار است. درست است که غزل تا عصر مولانا از نوعی وحدت برخوردار بوده و ابیات آن پیوستگی محسوس داشته، لیکن اگر غزلهای مولوی را با غزلهای سعدی که معاصر اوست یا عطار، سلف و تا حدی سرمشق او، بسنجیم، وحدت را در غزلهای مولانا بیشتر احساس می‌کنیم.
اغلب غزلهای مولانا نمونه‌های شگفت‌آور و موفق ثبت لحظه‌های زندگی اوست. شعر برای تجربه است و این تجربه‌ها، هر قدر از حیث عوامل موسیقایی و زبانی و تصویری، متنوع باشند، از وحدتی برخوردارند که ناگریز آن را باید وحدت نامید. این وحدت حال از جهان‌بینی و نظام فکری و نگرش ژرف و استوار او ناشی می‌شود و چون هر غزلش نتیجه جوشش ضمیر ناهشیار اوست و اغلب به تأثیر موسیقی و وجد و شور سماع پدید آمده است، این وحدت حال نمایان‌تر است.
همچنین ملتزم نبودن مولانا به موازین زیباشناختی و رعایتهای لفظی و فنی که در شاعران دیگر گاهی مخل است، سبب شده است که وحدت حال یا استمرار شکل ذهنی شعر خود را بهتر حفظ کند. تداعی آزاد که سوررئالیستها به آن توجه کرده‌اند در ورای ناپیوستگی ظاهری، غزلهای مولوی را از پیوستگی باطنی ژرفی برخوردار ساخته است.
نکته دیگری که در باب شکل شعر مولانا جالب توجه است قالب‌شکنی اوست. وی بسیاری از غزلها را با مطلعی آغاز می‌کند و در وسط کار قافیه را تبدیل به ردیف یا ردیف را تبدیل به قافیه می‌کند. گاهی ردیف را بدون وحدت قافیه حفظ می‌کند و زمانی شعر فارسی مردف را با شعر عربی غیرمردف به هم می‌آمیزد. زمانی در میان غزل حکایتی می‌گنجاند و غزل- داستان می‌سازد. در حق ارکان عروضی بی‌قیدی را به آنجا می‌رساند که خواننده می‌پندارد او متوجه نقص فنی کار خود نیست و حال آنکه همین نقص فنی اوج تشخص کار اوست، مثلاً در اثنای غزل به مطلع:
«زهی عشق، زهی عشق که ما راست خدایا
چه خوب است و چه نغز است و چه زیباست خدایا»
که ارکان آن عبارتند از: مفاعیل مفاعیل مفاعیل مفاعیل، یک‌مرتبه می‌گوید:
«نی تن را همه سوراخ چنان کرد کف تو
که شب و روز در این ناله و غوغاست خدایا
نی بیچاره چه داند که ره پرده چه باشد؟
دم نایی است که بیننده و داناست خدایا»
و ارکان تبدیل می‌شوند به: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن، و باز می‌گردد به ارکان قبلی و می‌گوید:
«که در باغ و گلستان ز کر و فر مستان
چه نورست و چه شورست و چه سوداست خدایا»
دیگر از خصایص شکل شعر مولانا کوتاهی و بلندی بیش از حد معمول غزلهای اوست که گاهی به 92 بیت می‌رسد و زمانی از سه چهار بیت تجاوز نمی‌کند.

- به نقل از گزیده غزلیات شمس، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی. جیبی، امیرکبیر، تهران،1370، چاپ هشتم
 به نقل از
http://www.paarsi.com/article_view.asp?ID=72

نظرات ()



بچه تهرون
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٦ فروردین ۱۳۸٥

روزگاری حدود بيست سال سی سال پيش که هنوز تهران اينقدر بزرگ نشده بود٬ همه آرزو داشتند بيان تهران. نه بخاطر دودی که اونوقت هم کم و بيش در شهر تهران به همراه سرب به خورد اهالی اش ميدادن. بلکه بخاطر شهريت و آبادانی که نسبت به بقيه نقاط کشور داشت.
ايران سی سال پيش يه تهران بود و چند تا شهر مثل تبريز و اصفهان و مشهد که هيچکدوم توی سطح تهران نبودند. سطح فرهنگ و سواد و مدنيت در تهران پايين بود چه برسه به مناطق دور از مرکز.
بچه های تهرون توی کوچه های خاکی تهران فوتبال بازی ميکردند. درختان توت در اکثر کوچه باغهای تهران وجود داشت. خرمالو و گردو نيز همينطور. پاييز که ميشد برگ درختان چنار زمين رو رنگ و وارنگ ميکرد.
گله های سگ ولگرد و گوسفندهای در حال حرکت .... گربه که ديگه نگو .... از در و ديوار شهر بالا ميرفت ....
مناطق بالای شهر سگ ولگرد بيشتری داشت. منطقه عباس آباد(شهيد بهشتی امروز) و خيلی جاهای ديگه تهرون بيابون بود. دعواهای خيابونی بين بچه های دبيرستانهای پسرانه دائمی بود. کت و کتک کاری.
خيابون بلوار اليزابت(بلوار کشاورز امروزی) از قشنگ ترين نقاط شهر تهران بود. آخر هفته هم که ميرفتيم شمرون سر پل تجريش و دربند و سربند.
آخ گفتی .... خلاصه بگذريم .... سالهاست به فکر تاسيس يه انجمن هستم. انجمن تهرونی های مقيم مرکز. اما تا حالا که نتونستم.... آهان ... يادم اومد .... ميخواستم از مرام بچه های تهرون بگم .... بين بجه های شهرستانها تهرونی ها به مرام داری معروف بودند. انگار سنت پهلوانی و لوتی بازی تهرونی ها کاملا به رسميت شناخته شده بود. يادش بخير
اينهم يه عکس از عباس آباد البته جنگلهای عباس آباد مازندران. شايد يه روزی اين جنگلها هم بيابون بشه و بعدش شهر بشه. خدا رو چه ديدی!

يادم نيست اين عکس رو خودم گرفتم يا طه يا صدرا. پيری ديگه....

نظرات ()



آسيب شناسی وبلاگ نويسی فارسی ـ مقدمه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٥ فروردین ۱۳۸٥

شايد بتوان گفت هر موضوعی که به نوعی به انسان و عمل انسانی مربوط ميشه از منظر آسيب شناسی قابل بررسی است. با توسعه وبلاگ و وبلاگ نويسی ضرورت طرح بحث در باره آسيب شناسی وبلاگ نويسی فارسی اهميت زيادی پيدا کرده است. هر چه بر دايره نفوذ و اهميت وبلاگ نويسی فارسی افزوده شود٬ ضرورت بيشتری برای شناخت آسيبهايی که ميتواند از طريق وبلاگ بوجود آيد٬ احساس ميشود.
وبلاگ نويسی فارسی قابليت انتقال چه آسيب هايی را به جامعه دارد؟ در باب محاسن وبلاگ نويسی بسيار سخن گفته شده و گفته خواهد شد. همزمان با ارتقای سطح احترام ما نسبت به وبلاگ و بلاگرها٬ مسئوليتی متوجه علاقمندان به اين حوزه وجود دارد و آن بررسی ضعفهای وبلاگ فارسی و روشنگری به منظور رفع آنهاست.
اگر در باره موضوع نظری داريد در قسمت نظرات اعلام کنيد تا در جهت گيری بحث استفاده کنيم. سعی ميکنم هر هفته يک يادداشت به اين موضوع يا ديگر موضوعات مرتبط با وبلاگ اختصاص دهم. بدون کمک شما بلاگر عزيز مشکل ميتوان به نتيجه ی مناسبی رسيد. لطفا نظر بديد. 

نظرات ()



از وبلاگ ديگران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٤ فروردین ۱۳۸٥

http://www.glimche.persianblog.ir

با درود و سلام فراوان بر حوصله خوانندگان عزیز وبلاگ گلیمچه و البته خودشان!

این وبلاگ طنز، با اهداف زیر از اوّل بهمن ۱۳۸۴ فعالیت رسمی مجازی خود را آغاز کرد:

  • تغییر کائنات؛
  • اصلاح امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی؛
  • ایجاد انبساط خاطر؛
  • آسفالت کردن راه خاکی منتهی به یک پورتال جدی در زمینه طنز؛
  • کنترل و تثبیت قیمت‌‌ها؛
  • پافشاری بر این‌که ملّی شدن صنعت نفت، حق مسلّم ماست؛
  • و هزاران هدف نقدی و نسیه دیگر!

از بخت بد و شاید هم خوب، تنها ابزار دم دست ما برای تحقق اهداف فوق، یک صفحه‌کليد (قلم سابق) بیش نیست. البته غیر از صفحه‌کليد و مانیتور (قلم و کاغذ سابق)، یک بابا لنگ‌دراز داریم که برای خودش ارتشی است! کسانی که خواسته یا ناخواسته در این دو ماه با وبلاگ طنز گلیمچه همکاری کرده‌اند، غیر از بنده و ارتش سرّی مذکور، عبارت‌اند از: رحمت ایزدی، احمد استاد مهدی، فروغ ایزدی، سید امیر سقراطی، ناهید بهرامی، و فرهاد زبون‌دراز.


محض اطلاع هم عرض شود که مطالب منتشر شده در وبلاگ به‌صورت هفته‌نامه از طریق یکی از گروه‌های یاهو برای ملّت ِ «همیشه در پشت مانیتور» ارسال می‌شود و متقاضیان می‌توانند با ارسال نشانی e-mail خود گلیمچه را هر هفته دریافت کنند.


نکته دیگر این‌که برای همکاران، ذوق، انگیزه، سوژه، و ادامه همکاری آرزو دارم و امیدوارم خداوند به‌خاطر خوانندگان هم که شده، دعای مرا مستجاب کند! ان‌شاءالله.


امیدوارم سالی سرشار از ایجاد خیر و نیکی و برکت انتظارمان را بکشد.

ــــ فریدون زاکانی

 

پسانه: هفته گذشته جمعی از هكرها در اقدامي ناجوانمردانه، اقدام به ترور سه پست آخر وبلاگ كردند. مطالب مذكور در كم‌تر از ۲۴ ساعت احيا شدند، اما شيرازه تيمی گليمچه دچار آسيب گرديد. به هر حال، هكرها بدانند و آگاه باشند كه به بهشت نمی‌روند، مگر آن‌كه رمز عبور را هک كنند!


جمله معروفی است كه می‌گويد: هک كنيد ما را، من هم به بابام می‌گويم!


پس‌پسانه: نظر به استقبال كم‌نظير خوانندگان از عدم حضور در زيرگليمچه‌ها و يادآوری اين نكته كه «گليمچه چيست كه زيرگليمچه‌اش چه باشد؟»، دستور حذف گام‌به‌گام زيرگليمچه‌ها صادر شده و به اميد خدا به‌زودی صاحب قالب جديدی خواهيم شد.

نظرات ()



آرزو
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥

شنيده ايم که آرزوهای آدمی پايانی نداره و حرف درستيه. چون انسان پايانی نداره.
شنيده ايم که انسانها به اندازه های آرزوهاشون بزرگند. انسان بی رويا و آرزو چگونه موجودی است؟
ذهن و دل انسان آرزوهاش رو می سازه. هر چه انسان بزرگتر آرزوهايش بزرگتر. چارچوب اين آرزوها اگر درست نباشه آدم رو به نابودی ميکشونه. نابودی جاودانه و بالعکس اگر اين آرزوها درست طراحی و مهندسی شده باشه٬ انرژی لازم برای رسيدن به هدف رو خودش توليد ميکنه.
سال نو و تحويل و تحول اين دوره کمکی است برای ارزيابی مجدد آرزوها و اهداف.
مادر بت ها بت نفس شماست
چونکه آن بت مار و اين بت اژدهاست
آرزوی خوب داشتن هنر ميخواد و برای همين گفته اند انسانم آرزوست.

نظرات ()



تغيير ساعت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٥

عدم تغيير ساعت موضوع خيلی مهميه. دولت بدون اقناع جامعه و افکار عمومی يا هماهنگی با مجلس شورای اسلامی يهو بی مقدمه مصوبه چندين ساله تغيير ساعت را لغو کرد. فرصت برای انعکاس به هيچ جا انگار نبود. جز وبلاگها
بنظرم رسيد اگر اعتراض نکنم ممکنه يه روزی شاهد اين باشم که تقويم کشور از شمسی به قمری تغيير کنه. البته اگر اعتراض کنيم هم شايد فرقی نکنه ولی اقلا دلمون خوشه که حرفمون رو زديم.
http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=22ae86f5-2cf8-45d6-b568-77a788c093c2

حالا خود دانيد....

نظرات ()



سال نو! برنامه نو!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳۸٥

خونه تکونی فرصتی برای دوباره بودن است. در هر جا که خونه تکونی کنيم يه جورايی نگاهی نو بدست مياريم. نگاه نو هم که برنامه نو ميخواد. امسال برنامه دارم هر روز يک يادداشت بنويسم. البته ميدونم کار سختيه. نه بخاطر سوژه نداشتن که اصلا نميترسم بخاطر اينهمه اتفاقات جور واجور اطرافمون بلکه بخاطر مشکلات دسترسی به رايانه که گاهی پيش مياد ولی مشکلی نيست ... اگر سيستم نداشتم قضای وبلاگ روزانه رو بجا ميارم.
اميدوارم همه دوستان برای سال نو برنامه های با طراوت و نتيجه گرايی رو در نظر داشته باشند. هوای منو هم داشته باشيد.
شاد باشيد.

نظرات ()