لینک مطلب:
رویز پرستویی در گفت وگویی با انتقاد شدید از توقیف فیلمهای کتاب قانون و صد سال به این سالها گفت :اینکه راحت بنشینیم وبی توجه به زحمات دوستان وسینماگران فیلمی را توقیف کنیم دوراز عدالت است. پرستویی در این گفت وگو در پاسخ به سوالی که چرا از قبول برگزاری بزرگداشت خود در جشنواره امسال طفره رفتید گفته است :وقتی قرار است از کسی تجلیل کنیم حتما او برای ما فرد موجهی است اما من طی دوسال گذشته با تمام عشق واحساسم دوفیلم کار کرده ام که از اکران ونمایش آنها ممانعت به عمل آمد .اینها نباید مرا تجلیل کنند بلکه باید مرا تعدیل کنندیعنی من برخلاف شئونات وقاونین کاری راانجام داده ام .یعنی برخلاف نظام جمهوری اسلامی کار کرده ام .اگر چنین است چرا به من اجازه کار کردن می دهند. وی درادامه این گفت وگو گفت :به خدا قسم برخی اوقات من از دیدن فیلمهای روی پرده خجل می شوم و شرم دارم که حتی آنها راببینم
لینک مطلب:
بانی فیلم :سینماگران ایرانی دریادداشتهایی به بررسی چشم انداز سینمای ایران درسال ۸۸ و ارزیابی سینمای ایران درسال ۸۷ پرداختند.رضاکیانیان معتقد است :من اهل پیش بینی نیستم و اتفاقات را به هیچ وجه نمی توان پیش بینی کنم .ضمن اینکه رخدادها را درایران نمی توان حدس زد .ماملتی هستیم که هر لحظه خودمان را سورپرایز می کنیم .کیانیان درادامه می گوید :دوتا فیلمهایم در سال ۸۷نمایش داده نشد (خاک آشنا وصد سال به این سالها)به همین دلیل حال خوبی ندارم
لینک مطلب:
جامعه مدنی ترجمه¬ی عبارت ( civil society) است، که در آن عبارت civil خود از واژه¬ی لاتین civis مشتق شده و این واژه¬ی لاتین نیز در معنای "مجموعه ای از شهروندان" کارکرد داشته است، که برای درک بهتر آن می¬توان از عبارت دیگری که این واژه در آنها استفاده شده نام برد همچون civil war که به معنای تحت اللفظی ‹‹جنگ تمدن ها›› و یا‹‹ جنگ ملت ها›› است و یا عبارت civil rights که به ‹‹حقوق شهروندی›› ترجمه می¬شود.
عبارت civil society نخستین بار توسط سیسرن بزرگترین خطیب روم باستان بکاربرده شد و او این عبارت را با توجه به این که رومیان خود را از دیگر نژادها برتر دانسته و دیگر ملت ها را ‹‹بربر›› خطاب می¬کردند درمقابل ‹‹وحشی گری›› بکار برد و منظور او از civil society همان جامعه روم باستان بود. بعدها و در قرون وسطی این عبارت در معنای ‹‹زندگی قانونمند انسانها›› بکار رفت و باز بدلیل آنکه در اروپای قرون وسطی نظام¬های قبیله ای زیاد بود، این عبارت نیز در مقابل زندگی قبیله ای و برای معرفی زندگی قانونمند انسانها بکارمی¬رفت و برای نمونه بوسوئه در کتابی تحت عنوان سیاست به روایت کتاب مقدس می¬نویسد:‹‹ جامعه مدنی، جامعه¬ای مرکب از انسانها است که تحت لوای یک قانون و یک حکومت زندگی می¬کنند››.
در قرن هفدهم و توسط تامس هابز جامعه مدنی برای اولین بار در معنای مدرن آن ارائه شد. البته در آن زمان هنوز مفهوم دولت از جامعه مدنی جدا نشده بود اما هابز راه را برای تدوین جامعه مدنی به شکل امروزی آن باز کرد؛ او که بدنبال یافتن اتوپیای خود بود جامعه مدنی را در مقابل ‹‹وضع طبیعی›› و یا زندگی ابتدایی انسان¬ها می¬دید و غایت اصلی جامعه مدنی را نیز تامین امنیت و جلوگیری از خشونت می¬دانست؛ بعد از او جان لاک این مفهوم را پروش داد و با پذیرفتن مفهومی که هابز برای جامعه مدنی قرار داده بود غایت دیگری را برای جامعه مدنی متصور شد، لاک هدف از زندگی اجتماعی انسان ها و یا همان جامعه مدنی در قرن 17 را حفظ مالکیت خصوصی افراد معرفی کرد و از این طریق سبب شد به صورت غیر مستقیم به چیزی خارج از دولت که همان حیطه¬ی خصوصی افراد می¬باشد اصالت ببخشد و در نتیجه آن بعد حقوقی و اقتصادی جدیدی به مفهوم جامعه مدنی بیافزاید.
اندیشه¬ی استقلال واقعی جامعه مدنی از دولت با آرای روسو در باب ‹‹ امر عمومی›› رقم خورد، روسو امر عمومی را دارای دو وجه انفعالی و غیر انفعالی معرفی کرد و وجه انفعالی آن را جامعه مدنی نامید و وجه غیر انفعالیش را دولت و از این طریق میان دولت و جامعه مدنی تمایز قائل شد و جامعه مدنی را ‹‹قلمروی حاکمیت خصوصی›› تعریف کرد. روسو معتقد بود پایه گذار واقعی جامعه مدنی نخستین فردی است که زمینی را تصاحب کرد و گفت ‹‹ این زمین مال من است›› و بدین شکل در میان یک اجتماع انسانی حوزه¬ای را به عنوان حوزه شخصی خود مشخص کرده و بدین طریق جامعه مدنی که وجه انفعالی امر عمومی زندگی است را بوجود آورده¬ است. داوری روسو در باب جامعه مدنی همچون داوری او در مورد زندگی اجتماعی انسان می¬ماند، او جامعه مدنی را مثبت ارزیابی می¬کند از آن جهت که بوجود آورنده ‹‹ قرارداد اجتماعی›› و تلاشی است در جهت ایجاد جامعه آرمانی؛ و منفی می¬بیندش از آن جهت که منشاٌ نابرابری و بی¬ عدالتیهای اجتماعی است.
پس از روسو مفهوم جامعه مدنی توسط متفکران لیبرال ورز داده شد، آنها فضیلت جامعه مدنی را همچون روسو در محتوای سیاسی آن نمی¬دیدند بلکه ارزشمندی آن را در میزان تواناییش در تحقق فضای رقابت و داد و ستد معرفی می¬کردند. لیبرال ها که تلاش برای نفع شخصی را در جهت منافع کل اجتماع می¬دانند به دنبال سازوکاری می¬گشتند که ورای خواست و نیت دولت¬ها منافع افراد را همسان کند؛ این تلاش آنها تا جایی پیشرفت که آدام اسمیت برای تاکید بر خود مختاری جامعه¬مدنی از دولت لفظ ‹‹جامعه›› را به¬کار می¬برد، جامعه را دارای قوانین خاص خودش می¬دانست و معتقد بود دولت حق دخالت در آن را ندارد؛ این تلاش های لیبرال ها سبب شد همانطور که هابز و روسو جدایی مفهوم طبیعت و جامعه را رقم زدند آنها نیز جدایی مفهوم جامعه از دولت را رقم بزنند. متفکران لیبرال از نظر منطقی و هستی شناختی روابط انسانی را موجد قوانین می¬دانستند و نه بالعکس؛ آنها معتقد بودند و یا بهتر بگوییم هستند که بخشی از هستی بشری خارج از قلمرو سیاسی دولت است و جامعه مدنی تجلی¬گاه حقوق و آزادی¬های فردی است، بهره مندی از استقلال فردی و خصوصی از جمله والاترین آزادی¬هاست که باید خارج از هرگونه حاکمیت سیاسی قرار گیرد؛ نکته ای که در این بین مطرح است اینست که تفاوت نگاه لیبرال ها با روسو در چه بود که استقلال جامعه مدنی از دولت را در نگاه روسو قبول نداشتند و به دنبال چیزی فراتر از آن می¬گشتند؟ جواب این سوال در تفاوت برداشت روسو و لیبرال ها از آزادی است؛ لیبرال ها درتدوین جامعه مدنی می¬گفتند:‹‹ اشتباه اصلی روسو و انقلابیون فرانسه ارجحیت ندادن استقلال خصوصی فرد بر خودمختاری سیاسی اوست›› لیبرال ها تنها آزادیهای سیاسی را ضروری نمی¬دانستند بلکه به دنبال آزادی-های مدنی نیز بودند؛ انها معتقد هستند:‹‹ گسست فضای عمومی و خصوصی هرگونه بازگشت به دموکراسی ِ بلاواسطه را غیر ممکن می¬کند›› و لذا جامعه مدنی قدرتمند نیاز طبیعی انسان¬های مدرن است.
اما بسیاری از فیلسوفان پایه گذار اصلی اندیشه کنونی جامعه مدنی را هگل می دانند؛ هگل تحت تاثیر متفکران لیبرال جامعه مدنی را نظام نیاز ها و احتیاجات می¬شناسد. در نگاه دیالکتیکی هگل جامعه مدنی ‹‹لحظه تفاوت›› فرد از خانواده و تبدیل شدن او به شخص خصوصی است، از نظر هگل جامعه مدنی دولت بالفعلی است که هنوز شکل دولت را به خود نگرفته است و جایگاهی است که از منافع خصوصی افراد دفاع می¬کند، اما جامعه مدنی برای موفقیت در دفاع از منافع خصوصی و به منظور پیشرفت و تضمین بقای خود نیازمند شکل یافتن نهاد های ارتباطی درون خود است، این نهاد ها وظیفه¬ی ارتباط برقرار کردن میان انسان ها و اجتماعی کردن¬شان و به عبارت بهتر به صورت نیروی فعال اجتماعی در آوردن آنها را دارند، از نظر هگل این نهاد ارتباطی تنها سازمان صنفی است که قادر است فرد را اجتماعی کرده و از زوال او در جزئیت جلوگیری کند؛ در دیدگاه دیالکتیک هگل سازمان صنفی نهاد اجتماعی است که لحظه گذر منطقی_حقوقی از جامعه مدنی به دولت را فراهم می¬کند، و دولت جایگاه آشتی پذیری پیکارهای اجتماعی است.
مهمترین نقدی که بر مفهوم ارائه شده از سوی هگل بیان شده و توسط افرادی همچون هابرماس مطرح می¬شود اینست که این نهاد های ارتباطی امکان دارد در انحصار نخبگان مالی و فکری قرار بگیرند و اثر هویت های شخصی در آن کم رنگ گردد و برای همین بدنبال ارائه اندیشه ها و ساختارهایی هستند که جلوی فئودالی شدن جامعه مدنی را بگیرند.
اما جدای از تاریخچه موجز گفته شده آنچه که سبب گشته امروزه عبارت جامعه مدنی در ادبیات سیاسی بسیار پررنگ شود مربوط است به استفاده ای که از آن در قرن بیستم برای نقد توتالیتاریسم شده است، متفکران برجسته¬ی این قرن همچون رمون آرون، هانا آرنت و کلود لوفور در تحقیقاتی که بر روی توتالیتاریسم و یا به عبارتی همان اقتدارگرایی داشتند، بزرگترین سدی که در برابر توتالیتاریسم دیدند حوزه خصوصی افراد و تجلی گاه اصلی آن یعنی جامعه مدنی بود، آنها بقای هویت¬های فردی و جلوگیری از توده¬ای شدن مردم را در جدایی حوزه¬ی خصوصی از حوزه عمومی یافتند و در نتیجه آن به دنبال تقویت جامعه مدنی در برابر حاکمیت رفتند؛ به تبع این نوع نگاه عملکرد نظام های توتالیتر در از بین بردن جدایی میان جامعه مدنی و دولت، از میان رفتن جدایی فضای خصوصی و فضای عمومی تفسیر شد و به اینجا رسیدند که هانا آرنت می¬گفت ‹‹توتالیتاریسم برای تحکیم قدرت خود مستلزم نابود کردن روابط موجود در جامعه مدنی است››؛ حقیقت هم جز این نیست که رفتار های نظام های اقتدارگرا همچون قهرمان پروری، نفی گذشته، بی-شکل کردن و یا همان هم شکل کردن افراد، دشمن سازی، انسان¬ های کوتوله بار آوردن، نفی امروز و نوید فردای بهتر دادن، قدسی کردن امور عادی و خیلی از موارد دیگر همه و همه یک چیز هستند و آن هم نابود کردن هویت فردی و از بین بردن حوزه خصوصی افراد است تا جایی که کلود لوفور که بیش از 40 سال به تحلیل رابطه دموکراسی و توتالیتاریسم پرداخته است توتالیتاریسم استالینی را به مثابه‹‹ تسلط کامل نهاد دولت بر جامعه مدنی›› تعریف می¬کند، و اقتدارگرایی را نتیجه منطقی ضعف نهاد های غیر دولتی و یا همان جامعه مدنی می داند، اشکالی که شاید کشور ما نیز مبتلا است و باید ما به عنوان شهروندان این جامعه سعی در تقویت صدایی غیر از صدای دولت کنیم تا کرامت انسانی و هویت فردی خود را از دست ندهیم.
لینک مطلب:
مرکز بررسی جرائم سازمان یافته ، مطالب و تصاویری از متهمین شبکههای سازمانیافته ضد دینی و ضد فرهنگی که اخیرا از سوی نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران متلاشی شدهاند را منتشر کرد
ادامه مطلب ...
مسئولین کشور در سال جدید به فکر خدمت به مردم باشند و اگر شجاعت آن را دارند که مسئولیت بپذیرند، شایسته است از عهده کاری که پذیرفته اند به نحو مناسب بر آیند.
توصیه میکنم که مدیران محترم کشور در مصرف از ارزشها و اعتبار ملت و کشور حداکثر صرفه جویی را به عمل آورند.
امیدوارم ملت ایران نیز در انتخابات ٢٢ خرداد ٨٨ به مدیریت اصولگرایان بر منابع انسانی و غیر انسانی کشور پایان دهند. ان شاء الله

عکس از اینترنت


تصاویر از اینترنت
لینک مطلب:
علی پاکزاد:براساس سایت رسمی دولت طی چهار سال فعالیت دولت هشت شاخص اقتصادی بهبود پیدا کرده است.
در این گزارش به شاخص های سهم هزینه های جاری در کل بودجه، اعتبارات مناطق محروم، رشد بودجه عمرانی نسبت به کل مصارف دولت، وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی در نهایت افزایش درآمدهای مالیاتی را مورد تاکید قرار داده است.
در این گزارش آمده است دولت،رشد هزینه های جاری طی سال های 1379 تا 1383 (دولت هشتم) حدود 9/29 درصد بوده که این رقم طی دولت نهم یعنی طی سال های 1384 تا 1388 به 20 درصد کاهش یافته است. این شاخص نشان می دهد علی رغم تمام انتقادات واتهامات، دولت نهم به کاهش حجم دولت و جلوگیری از رشد بی رویه هزینه های جاری توجه زیادی داشته است. گفتنی است هزینه های جاری طی دولت هفتم با 5/30 درصد و در دولت ششم با 4/32 درصد افزایش همراه بوده است. سهم هزینه های جاری از کل منابع بودجه نیز از 9/77 درصد طی دولت هشتم به 6/72 درصد در دولت نهم کاهش یافته است.
در تحلیل این برآوردها می توان گفت کاهش سهم بودجه جاری در کل بودجه که به عنوان ملاک کوچک سازی دولت مورد استناد قرار گرفته است به دلیل افزایش کل رقم بودجه بوده است که بر اساس آمارهای منتشر شده طی سالهای 84 تا 88 بیش از دو برابرشده است یعنی بودجه دولت از 150هزار میلیارد تومان در سال 84 با رقم 290هزار میلیارد تومان در سال 87 افزایش پیدا کرده است و این بودجه برای جلوگیری از بحران تورمی سال آینده در مصوبه مجلس به رقم 279هزار میلیارد تومان کاهش یافته است.
در واقع رقم کل بودجه در سه سال اول فعالیت دولت نهم بالغ بر193درصد رشد داشته است که در چنین شرایطی متوسط رشد بودجه جاری کشور با متوسط سالی 25 درصد رشد در سال 87 دوبرابر سال آغازین فعالیت دولت رسیده است که اگر با نرخ رشد تورم طی چهار سال گذشته که بر اساس آمارهای بانک مرکزی معادل 17.5 درصد بوده است این رشد مورد مقایسه قرار گیرد دولت چطور می تواند رشد صد درصدی بودجه را در حالی که توجیه کند که نرخ تورم طی همین مدت 70درصد رشد کرده است ودر توضیح ضروری است که عنوان شود نود درصد از بودجه جاری بمربوط به حقوق ودستمزد کارکنان دولت مربوط می شود واین در حالی است که طی این مدت متوسط حقوق و دستمزد دریافتی کارکنان دولت و بازنشستگان دو برابر نشده است که هیچ به اندازه نرخ تورم نیز افزایش پیدا نکرده است. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بر اساس جدول پیوست شماره چهار قانون برنامه چهارم توسعه رشد بودجه جاری کشور از سال 83 تا 88 باید متوسط 10 درصد رشد داشته باشد.
البته درست است؛ بر اساس آمار به راحتی می توان اثبات کرد نسبت بودجه جاری کشور طی مدت فعالیت دولت نهم نسبت به کل بودجه کاهش پیدا کرده است ولی اگرعواملی که ذکر شد مورد توجه قرار نگیرند این آمار به نظر مثبت می رسد.
در بخش دیگری از گزارش سلیت دولت در مورد بدوجه عمرانی آمده است: توسعه فعالیت های زیر بنایی و افزایش پروژه های عمرانی به خصوص در مناطق محروم را می توان یکی از ویژگی های بارز دولت نهم قلمداد کرد. برهمین اساس رشد هزینه های عمرانی که به بیان دیگر نشان دهنده میزان اعتبارات عمرانی بودجه است با 5/83 واحد درصد رشد از 2/18 درصد طی سال های 1379 تا 1383 به 4/33 درصد در سال های 1384تا 1388 افزایش یافته است.
سهم هزینه های عمرانی از کل مصارف نیز در این مدت از 1/22 درصد به 4/27 درصد افزایش یافته است.
در مورد رشد بودجه عمرانی به خصوص بودجه مربوط به مناطق محروم نیز ضمن تایید این موضوع باید گفت طی دوره سالهای 84 تا87 بودجه عمرانی بطور متوسط سالی 38 درصد رشد داشته است.
براساس نامه سرگشاده ای که رئیس جمهور بر اساس آن به مجلس اخطار قانون اساسی داد 1190 طرح استانی در تغییرات بودجه تبدیل به طرحهای ملی شده است.
این رقم نشان می دهد حجم طرحهایی که در سفرهای استانی دولت به تصویب رسیده تا چه حد بوده است که عدد فوق بخشی از این پروژه ها را مجلس در غالب ملی دیده است.
این خود گویای حجم بالای طرحهایی است که دولت نهم آنرا کلنگ زنی کرده است و هنوز به نتیجه نرسیده است و طی سالهای آینده باید شاهد بالای طرحهای نیمه تمامی باشیم که در اثر کمبود بودجه عمرانی به حال خود رها می شود.
تکرار بحران طرحهای نیمه تمام که در اواسط دهه هفتاد به یکی از معضلات دولت های قبلی تبدیل شد دوباره در آستانه دهه نود شمسی کلید خورده است.
تبعات این حجم طرحهای نیمه تمام به غیر از افزایش بار مالی دولت به معنی افزایش هزینه سرمایه گذاری در کشور است که در کنار این مسئله در مناطقی که این طرحها به حال خود رها می شوند نوعی سرخوردگی و نا امیدی از دولت را به دنبال دارد.
با توجه به اینکه طی سال 88 دولت مجبور است بودجه عمرانی خود را کاهش دهد بطور حجم عقب افتادگی این طرح ها به شدت افزایش می یابد.
دراین زمینه اگر تنها نگاهی داشته باشیم به بررسی انجام شده توسط مرکز تحقیقات مجلس می توانیم ابعاد کاهش بودجه عمرانی را در بخش های مولد به خوبی تخمیل بزنیم.
به گزارش فارس، دفتر مطالعات انرژی صنعت و معدن مرکز پژوهشهای مجلس در بررسی اعتبارات عمرانی بخش صنعت و معدن اعلام کرد: دولت در لایحه بودجه سال 1388 بودجه عمرانی فصل صنعت و معدن را معادل 6 هزارو 104میلیارد و 385 میلیون ریال در نظر گرفته که این امر به مفهوم انقباض حدود 77 درصدی نسبت به برآورد قانون بودجه سال جاری برای سال 88 است.
براساس این گزارش، در صورتی که کاهش بودجه با رویکرد اولویتبندی طرحها و به پایان رساندن هر چه سریعتر طرحهای با پیشرفت فیزیکی بالای 80 درصد یا طرحهای مهم انجام شود، موجب کاهش حجم طرحهای نیمهتمام و به ثمر نشستن برخی طرحهای مهم خواهد شد، اما اگر رویکرد اتخاذ شده کاهش حجم بودجه همه طرحها و بدون اولویتبندی طرحهای مهم یا با پیشرفت فیزیکی بالا باشد (که این رویکرد در لایحه بودجه مشاهده میشود) پیامد اصلی این حرکت دولت، به اتمام نرسیدن طرحها و افزایش تعداد طرحهای نیمهتمام و افزایش هزینه سربار اجرای طرحها و زیان ناشی از بهرهبرداری بموقع آنها خواهد بود.
بازهم خالی از لطف نخواد بود که یاد آور شویم بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه بودجه عمرانی باید سالی 10درصد رشد داشته باشد که در نگاه اول به نظر می رسد دولت در این بخش از اهداف برنامه چهارم جلوتر رفته است ولی اگر به یاد آوریم افزایش هزینه های عمرانی همیشه تزریق کنند تورم به اقتصاد است و برای مهار این تورم باید دیگر تناسب میان رشد بودجه عمرانی وجاری در کنار دیگر شاخصهای اقتصادی مانند رشد تولید و سرمایه گذاری رعایت شود متوجه می شویم رشد ناموزون انجام شده نمی تواند به عنوان یک قدم مثبت تلقی شود واگر تورم در این دوران مهار شده است این کار از محل هزینه کردن حساب ذخیره ارزی بوده است که با واردات بی رویه محقق شده ودر عمل تورم را مهار نکرده است بلکه آنرابه آینده منتقل کرده است.
درمجموع می توان گفت سایت دولت تلاش داشته است با بازی آماری عملکرد دولت را در خصوص آمارهای کلان مثبت نشان دهد ولی متاسفانه با از قلم انداختن بسیاری از ملاحظات در عمل نتواتسته است دفاع مناسبی از آنچه رخ داده است ارایه کند.
فضای باز فرصت مناسبی است تا مردم انتخاب آزادانه تری داشته باشند. در شرایط عادی این فضای باز با انتخابات همراه میشود و فضای بازتری را ایجاد میکند. در فضای بسته این فضای باز موجب گسترش اعتراضات میگردد و آسیب رسیدن به بنیان های جامعه ی بسته میشود.
وزیرانی که در دولت بعدی احمدی نژاد نخواهند ماند
بر اساس این اخبار در صورتی که احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دهم پیروز شود کابینه وی با تحولات اساسی نسبت به کابینه نهم وبرو خواهدشد.
شنیده می شود محمد جهرمی و صفار هرندی و سعیدی کیا وزیران کار، ارشاد و مسکن حتی در صورت دعوت به عضویت در دولت آن را نخواهند پذیرفت. به علاوه برخی از وزیران کنونی مورد رضایت رئیس جمهور نیستند و به دولت دعوت نمی شوند.منوچهر متکی،محمدرضا اسکندری، نوذری، پرویز زاهدی و مسعود میرکاظمی وزیران خارجه، جهادکشاورزی،نفت، علوم و بازرگانی از این جمله اند.
در این حال گفته شده است نقش حلقه اول یاران رئیس جمهور از جمله سعیدلو، هاشمی ثمره و علی آبادی گسترده تر خواهد شد.
ناظران سیاسی در عین حال احتمال می دهند مجلس هشتم برخوردی جدی تر و تندتر از مجلس قبل با وزرای معرفی شده خواهد داشت.
در اوایل پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس به این فکر میکردیم که آیا انقلاب و جنگ ما نیز به سرنوشت انقلاب و جنگ دیگر کشورها تبدیل میشود یا سرنوشتی متفاوت خواهد داشت؟ آیا در کشور ما نیز فرصت طلبان مدعی ارزش ها میشوند و از ظاهر حقیقت را برای تحریف حقیقت به کار می برند؟
همیشه امیدوار بودیم که به مدد حضور نیروهای اصیل انقلاب جلوی چاپلوسان و ریاکاران گرفته شود. حضور میرحسین موسوی نیز بارقه ی امید دیگری است. وحشت از حضور وی بی دلیل نیست.
لینک مطلب از وبلاگستان:
شاید باورتون نشه ولی هرچی بی.بی.سی رو زیر و رو می کنم ، فقط می بینم بی.بی.سی فقط یه مشکل داره . اونم اینه : آخه چرا سپاه ؟!؟!
1- میخواد بگه موازی کاری شده . چرا ؟ خب بی.بی.سی همیشه دنبال القاء حاکمیت دوگانست دیگه. خب میخواد اگه بتونه ازتوی اینم در بیاره .
2- میخواد بگه یه نهاد نظامی وارد این کارا شده و نباید بشه !
3- زور می زنه بگه اینا میخوان با فکر و اندیشه مبارزه کنن ! ...
4- میخواد زور بزنه بگه انتشار تصاویر مستههجن ربطی به براندازی نرم نداره ...
5- اما راست و تهش چیه ؟ فقط نگران اینه که آهای آقای کارگردان این شیره اینجا چیکار می کنه ! ...

به گزارش «موج سوم»، متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان عزیز «موج سوم» (پویش)!
وقتی برای نخستین بار طراوت «موج» را بر گونهی جان احساس کردم به دریایی اندیشیدم که موج از آن برخاسته بود. دریای ایمان و عشق و دریای باور نسلی قهرمانانه بلوغ تاریخی و اجتماعی خود را به نمایش میگذاشت. به دریایی اندیشیدم که امید را در دل نسلی - چه میگویم - ملتی که به نومیدی میگرایید زنده میکرد. و اینک مطمئن هستم که با همت شما میتوان عرصه سرنوشت را چنان آذین کنیم که در همه جای آن امید و والایی و پیشرفت و برابری بدرخشد.
روا نبود و نیست که این موج در کرانه ریاست جمهوری آرام گیرد، هرچند که نباید غفلتزده و بیتفاوت از این گردنه بگذریم، چراکه جامعه نیازمند تغییر است و خواستار آن.
با همت جوانان بیداردل و مسئولیتشناخته و دلیری که موجآفرینی کردند، من به پدید آمدن جریانی پایا و پویا چشم دوختهام که همواره موج امید، تلاش و آگاهی را در دل ملت شریف ما که شایسته بزرگی است و خود باید با شناخت حقوق خود و عزم بر استیفای آن در پرتو چراغ دین و اخلاق و آزادگی راه درازی را بپیماید، زنده نگاه میدارد.
نوروزتان پیروز و هر روزتان نوروز باد!
سیدمحمد خاتمی
29/12/1387

تمدید بازداشت در ایام عید ناراحت کننده است. آن هم بعد از امید آزادی به مناسبت نوروز.
ضابط و مسوول تحقیقات اولیه پرونده طی نامهای به قاضی پرونده اعلام کرده که بیم فرار عباس پالیزدار میرود که در صورت آزادی وی مساله خبری خوبی برای افراد دیگر میشود لذا استدعا میشود بازداشت وی را سه ماه دیگر تمدید کنید که این تاریخ از روز سه شنبه 26 اسفند ماه آغاز و تا 25 خرداد ماه سال آینده ادامه خواهد یافت
منتظر میشویم تا نتایج انتخابات ٢٢ خرداد را ببینیم.
لینک مطلب:
جامعه مدنی ترجمه¬ی عبارت ( civil society) است، که در آن عبارت civil خود از واژه¬ی لاتین civis مشتق شده و این واژه¬ی لاتین نیز در معنای "مجموعه ای از شهروندان" کارکرد داشته است، که برای درک بهتر آن می¬توان از عبارت دیگری که این واژه در آنها استفاده شده نام برد همچون civil war که به معنای تحت اللفظی ‹‹جنگ تمدن ها›› و یا‹‹ جنگ ملت ها›› است و یا عبارت civil rights که به ‹‹حقوق شهروندی›› ترجمه می¬شود.
عبارت civil society نخستین بار توسط سیسرن بزرگترین خطیب روم باستان بکاربرده شد و او این عبارت را با توجه به این که رومیان خود را از دیگر نژادها برتر دانسته و دیگر ملت ها را ‹‹بربر›› خطاب می¬کردند درمقابل ‹‹وحشی گری›› بکار برد و منظور او از civil society همان جامعه روم باستان بود. بعدها و در قرون وسطی این عبارت در معنای ‹‹زندگی قانونمند انسانها›› بکار رفت و باز بدلیل آنکه در اروپای قرون وسطی نظام¬های قبیله ای زیاد بود، این عبارت نیز در مقابل زندگی قبیله ای و برای معرفی زندگی قانونمند انسانها بکارمی¬رفت و برای نمونه بوسوئه در کتابی تحت عنوان سیاست به روایت کتاب مقدس می¬نویسد:‹‹ جامعه مدنی، جامعه¬ای مرکب از انسانها است که تحت لوای یک قانون و یک حکومت زندگی می¬کنند››.
در قرن هفدهم و توسط تامس هابز جامعه مدنی برای اولین بار در معنای مدرن آن ارائه شد. البته در آن زمان هنوز مفهوم دولت از جامعه مدنی جدا نشده بود اما هابز راه را برای تدوین جامعه مدنی به شکل امروزی آن باز کرد؛ او که بدنبال یافتن اتوپیای خود بود جامعه مدنی را در مقابل ‹‹وضع طبیعی›› و یا زندگی ابتدایی انسان¬ها می¬دید و غایت اصلی جامعه مدنی را نیز تامین امنیت و جلوگیری از خشونت می¬دانست؛ بعد از او جان لاک این مفهوم را پروش داد و با پذیرفتن مفهومی که هابز برای جامعه مدنی قرار داده بود غایت دیگری را برای جامعه مدنی متصور شد، لاک هدف از زندگی اجتماعی انسان ها و یا همان جامعه مدنی در قرن 17 را حفظ مالکیت خصوصی افراد معرفی کرد و از این طریق سبب شد به صورت غیر مستقیم به چیزی خارج از دولت که همان حیطه¬ی خصوصی افراد می¬باشد اصالت ببخشد و در نتیجه آن بعد حقوقی و اقتصادی جدیدی به مفهوم جامعه مدنی بیافزاید.
اندیشه¬ی استقلال واقعی جامعه مدنی از دولت با آرای روسو در باب ‹‹ امر عمومی›› رقم خورد، روسو امر عمومی را دارای دو وجه انفعالی و غیر انفعالی معرفی کرد و وجه انفعالی آن را جامعه مدنی نامید و وجه غیر انفعالیش را دولت و از این طریق میان دولت و جامعه مدنی تمایز قائل شد و جامعه مدنی را ‹‹قلمروی حاکمیت خصوصی›› تعریف کرد. روسو معتقد بود پایه گذار واقعی جامعه مدنی نخستین فردی است که زمینی را تصاحب کرد و گفت ‹‹ این زمین مال من است›› و بدین شکل در میان یک اجتماع انسانی حوزه¬ای را به عنوان حوزه شخصی خود مشخص کرده و بدین طریق جامعه مدنی که وجه انفعالی امر عمومی زندگی است را بوجود آورده¬ است. داوری روسو در باب جامعه مدنی همچون داوری او در مورد زندگی اجتماعی انسان می¬ماند، او جامعه مدنی را مثبت ارزیابی می¬کند از آن جهت که بوجود آورنده ‹‹ قرارداد اجتماعی›› و تلاشی است در جهت ایجاد جامعه آرمانی؛ و منفی می¬بیندش از آن جهت که منشاٌ نابرابری و بی¬ عدالتیهای اجتماعی است.
پس از روسو مفهوم جامعه مدنی توسط متفکران لیبرال ورز داده شد، آنها فضیلت جامعه مدنی را همچون روسو در محتوای سیاسی آن نمی¬دیدند بلکه ارزشمندی آن را در میزان تواناییش در تحقق فضای رقابت و داد و ستد معرفی می¬کردند. لیبرال ها که تلاش برای نفع شخصی را در جهت منافع کل اجتماع می¬دانند به دنبال سازوکاری می¬گشتند که ورای خواست و نیت دولت¬ها منافع افراد را همسان کند؛ این تلاش آنها تا جایی پیشرفت که آدام اسمیت برای تاکید بر خود مختاری جامعه¬مدنی از دولت لفظ ‹‹جامعه›› را به¬کار می¬برد، جامعه را دارای قوانین خاص خودش می¬دانست و معتقد بود دولت حق دخالت در آن را ندارد؛ این تلاش های لیبرال ها سبب شد همانطور که هابز و روسو جدایی مفهوم طبیعت و جامعه را رقم زدند آنها نیز جدایی مفهوم جامعه از دولت را رقم بزنند. متفکران لیبرال از نظر منطقی و هستی شناختی روابط انسانی را موجد قوانین می¬دانستند و نه بالعکس؛ آنها معتقد بودند و یا بهتر بگوییم هستند که بخشی از هستی بشری خارج از قلمرو سیاسی دولت است و جامعه مدنی تجلی¬گاه حقوق و آزادی¬های فردی است، بهره مندی از استقلال فردی و خصوصی از جمله والاترین آزادی¬هاست که باید خارج از هرگونه حاکمیت سیاسی قرار گیرد؛ نکته ای که در این بین مطرح است اینست که تفاوت نگاه لیبرال ها با روسو در چه بود که استقلال جامعه مدنی از دولت را در نگاه روسو قبول نداشتند و به دنبال چیزی فراتر از آن می¬گشتند؟ جواب این سوال در تفاوت برداشت روسو و لیبرال ها از آزادی است؛ لیبرال ها درتدوین جامعه مدنی می¬گفتند:‹‹ اشتباه اصلی روسو و انقلابیون فرانسه ارجحیت ندادن استقلال خصوصی فرد بر خودمختاری سیاسی اوست›› لیبرال ها تنها آزادیهای سیاسی را ضروری نمی¬دانستند بلکه به دنبال آزادی-های مدنی نیز بودند؛ انها معتقد هستند:‹‹ گسست فضای عمومی و خصوصی هرگونه بازگشت به دموکراسی ِ بلاواسطه را غیر ممکن می¬کند›› و لذا جامعه مدنی قدرتمند نیاز طبیعی انسان¬های مدرن است.
اما بسیاری از فیلسوفان پایه گذار اصلی اندیشه کنونی جامعه مدنی را هگل می دانند؛ هگل تحت تاثیر متفکران لیبرال جامعه مدنی را نظام نیاز ها و احتیاجات می¬شناسد. در نگاه دیالکتیکی هگل جامعه مدنی ‹‹لحظه تفاوت›› فرد از خانواده و تبدیل شدن او به شخص خصوصی است، از نظر هگل جامعه مدنی دولت بالفعلی است که هنوز شکل دولت را به خود نگرفته است و جایگاهی است که از منافع خصوصی افراد دفاع می¬کند، اما جامعه مدنی برای موفقیت در دفاع از منافع خصوصی و به منظور پیشرفت و تضمین بقای خود نیازمند شکل یافتن نهاد های ارتباطی درون خود است، این نهاد ها وظیفه¬ی ارتباط برقرار کردن میان انسان ها و اجتماعی کردن¬شان و به عبارت بهتر به صورت نیروی فعال اجتماعی در آوردن آنها را دارند، از نظر هگل این نهاد ارتباطی تنها سازمان صنفی است که قادر است فرد را اجتماعی کرده و از زوال او در جزئیت جلوگیری کند؛ در دیدگاه دیالکتیک هگل سازمان صنفی نهاد اجتماعی است که لحظه گذر منطقی_حقوقی از جامعه مدنی به دولت را فراهم می¬کند، و دولت جایگاه آشتی پذیری پیکارهای اجتماعی است.
مهمترین نقدی که بر مفهوم ارائه شده از سوی هگل بیان شده و توسط افرادی همچون هابرماس مطرح می¬شود اینست که این نهاد های ارتباطی امکان دارد در انحصار نخبگان مالی و فکری قرار بگیرند و اثر هویت های شخصی در آن کم رنگ گردد و برای همین بدنبال ارائه اندیشه ها و ساختارهایی هستند که جلوی فئودالی شدن جامعه مدنی را بگیرند.
اما جدای از تاریخچه موجز گفته شده آنچه که سبب گشته امروزه عبارت جامعه مدنی در ادبیات سیاسی بسیار پررنگ شود مربوط است به استفاده ای که از آن در قرن بیستم برای نقد توتالیتاریسم شده است، متفکران برجسته¬ی این قرن همچون رمون آرون، هانا آرنت و کلود لوفور در تحقیقاتی که بر روی توتالیتاریسم و یا به عبارتی همان اقتدارگرایی داشتند، بزرگترین سدی که در برابر توتالیتاریسم دیدند حوزه خصوصی افراد و تجلی گاه اصلی آن یعنی جامعه مدنی بود، آنها بقای هویت¬های فردی و جلوگیری از توده¬ای شدن مردم را در جدایی حوزه¬ی خصوصی از حوزه عمومی یافتند و در نتیجه آن به دنبال تقویت جامعه مدنی در برابر حاکمیت رفتند؛ به تبع این نوع نگاه عملکرد نظام های توتالیتر در از بین بردن جدایی میان جامعه مدنی و دولت، از میان رفتن جدایی فضای خصوصی و فضای عمومی تفسیر شد و به اینجا رسیدند که هانا آرنت می¬گفت ‹‹توتالیتاریسم برای تحکیم قدرت خود مستلزم نابود کردن روابط موجود در جامعه مدنی است››؛ حقیقت هم جز این نیست که رفتار های نظام های اقتدارگرا همچون قهرمان پروری، نفی گذشته، بی-شکل کردن و یا همان هم شکل کردن افراد، دشمن سازی، انسان¬ های کوتوله بار آوردن، نفی امروز و نوید فردای بهتر دادن، قدسی کردن امور عادی و خیلی از موارد دیگر همه و همه یک چیز هستند و آن هم نابود کردن هویت فردی و از بین بردن حوزه خصوصی افراد است تا جایی که کلود لوفور که بیش از 40 سال به تحلیل رابطه دموکراسی و توتالیتاریسم پرداخته است توتالیتاریسم استالینی را به مثابه‹‹ تسلط کامل نهاد دولت بر جامعه مدنی›› تعریف می¬کند، و اقتدارگرایی را نتیجه منطقی ضعف نهاد های غیر دولتی و یا همان جامعه مدنی می داند، اشکالی که شاید کشور ما نیز مبتلا است و باید ما به عنوان شهروندان این جامعه سعی در تقویت صدایی غیر از صدای دولت کنیم تا کرامت انسانی و هویت فردی خود را از دست ندهیم.
1- حمایت از یکی از نامزدهای دوگانه: کروبی- میرحسین.
2- عدم حمایت از هیچ یک از این نامزدها و معرفی یک نامزد جدید.
3- تلاش برای به اجماع رساندن این 2 نامزد و در صورت اجماع، حمایت از نامزد باقیمانده.
4- تلاش برای قانع کردن خاتمی به بازگشت.
در این چند روز گذشته این پیشنهادها را از زوایای مختلفی شنیدهایم. برای هر یک از آنها نیز حجتهایی ارائه شده است. به نظرم هنوز لوازم تصمیمگیری مهیا نیست. شتاب هم ضرورتی ندارد. درنتیجه برخلاف پارهای از دوستان که شتاب در تصمیمگیری را توصیه میکنند برآنم که این شتاب ما را از دقت در تصمیمگیری و دیدن همه ظرایف موضوع باز میدارد. پیشنیاز هر تصمیمی روشن شدن ابعاد پرسشهایی است که در یادداشت قبل به آنها اشاره شد. در نتیجه حداقل چیزی که در شرایط فعلی میتوان گفت بردباری و صبر است تا بعد.

تا پیش از رهبری امام خمینی عنصر مصلحت در میان فقیهان شیعه کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. میتوان گفت مصلحت هیچگاه به صورت جایگزینی برای حکم شرعی در احکام حکومتی مطرح نبود. در پی وقوع بحثهایی بین مجلس شورای اسلامیو شورای نگهبان، امام ابتدا تصمیم گرفت نظر اکثریت نمایندگان به عنوان قانون مطرح شود. اما با بالاگیری اختلافات امام در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۶۶ دستور تشکیل مجمع تشخیص مصلحت را صادر کرد.
آنگونه که دکتر حسین مهرپور، استاد دانشگاه شهید بهشتی میگوید: «در واقع کار مجمع تشخیص مصلحت، همان کار شورای نگهبان است. زیرا مجمع مذکور نمیتواند بر اساس قوانین خلاف شرع صحه بگذارد. النهایه، فرض بر این است که با دید بازتری به مسائل نگاه میکند و ضرورتهای جامعه و مصالح و ملاحظات نظام را دربرمیگیرد (یعنی همان کاری که امام(ره) میفرمود شورای نگهبان باید در اظهارنظرها مراعات کند) و تشخیص خود را اعلام دارد. این تشخیص برای مجلس و شورای نگهبان معتبر و لازمالاتباع است و این معنی، هم در فرمان مورخ 17/11/1366 امام(ره) در مورد تشکیل مجمع و هم در اصل 112 قانون اساسی مشهود و نمایان است. »(اعتماد ملی، 232، ص7)
پس از بازنگری سال 68 در قانون اساسی، این موضوع به طور صریح در قانون اساسی قید شد. حضور آیتاللههاشمیرفسنجانی در سال 75 در راس این مجمع جان تازهای به مجمع بخشید. این سیر جدید طبیعتا بحثهای متفاوتی را در فضای فکری کشور رقم زد. مباحثی پیرامون فلسفه تشخیص مصلحت، روند عملی و جایگاه فقهی حقوقی و جایگاه قانونی این مجمع از این دسته بودند.
سعید حجاریان که نظریاتش را در مقالهای با عنوان «از فقه جواهری تا فقهالمصلحه» با نام مستعار «جهانگیر صالح پور» در شماره 46 کیان در سال 1378 بیان کرد، امام خمینی را «فقیه دوران گذار» دانست. از نگاه حجاریان «مطرح شدن شعار سیاست ما عین دیانت ماست، باعث شد نهاد سیاست آثار و مقتضیات خود را به نهاد دین تحمیل کند». این روند با مطرح شدن نظریه «ولایت مطلقه فقیه» شدت مییابد و جایگاه کاریزماتیک امام خمینی نیز به اوج گیری میانجامد. حجاریان این سوال را مطرح میکند که «آیا میتوان در گذار به سوی مدرنیته و در تیزاب نقد مخمری به کار گرفت که «فقه» را به «قانون» تبدیل کند؟ و در نتیجه «ولایت مطلقه فقیه» را به «حاکمیت قانون» و دستگاه فقهی ما به دستگاه حقوقی عرفی تبدیل شود؟» او عنصر مصلحت را که در نظریات امام مطرح شده است، پاسخ این سوال خود میداند. وی با بررسی تفاوتهای فقه و قانون، مجمع تشخیص مصلحت را جایگاه عرفیسازی قوانین معرفی میکند. حجاریان«فقه المصلحه» را در نظریه مصلحت امام خمینی، حرکتی بین تعبدگرایی محض و عرفیگرایی صرف میداند. وی نمونههایی همچون تغییر نظر امام در مورد شطرنج، اختلاف مجلس و شورای نگهبان در مورد لایحه تعزیرات را بهعنوان مصادیقی از تغییر شم الفقاهه امام از فقه جواهری به فقه المصلحه ذکر میکند و اوج این نگاه را در نامه امام خطاب به آیتالله خامنهای در رابطه با حیطه اختیارات حکومت اسلامیمیداند: «حکومت میتواند... هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامیکه چنین است جلوگیری کند؛ حکومت میتواند از حج که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامیاست موقتا جلوگیری کند»(صحیفه نور، ج20، ص170) نظرات حجاریان نقدهای سنتگرایان حوزوی را به دنبال داشت.
نگاه آیتالله منتظری به لحاظ نظری با حجاریان متفاوت است. او معتقد است اختلاف مجلس و شورای نگهبان را به دو طریق میتوان حل کرد. راه اول همان است که امام ابتدا پیش گرفت و اکثریت نمایندگان را مدنظر قرار داد. وی این راه را مطابق با نظر عقل و مورد پذیرش عقلا میداند؛ اما با توجه به عدم پذیرش عملی این روش، وی راه دوم یعنی ایجاد مجمع تشخیص مصلحت را میپذیرد.
از نگاه آیتالله منتظری اگر چه در جامعه، مصالح متغیری مطرح است که زیربنای برخی احکام را تشکیل میدهد و به تبع آن احکام نیز متغیر میشود، اما تشخیص آنها باید توسط کارشناسان متعهد، آگاه و زمانشناس انجام پذیرد و در اجتهاد کاملا ملاحظه شود. وی البته با مصلحت گرایی صرف مخالف است و چنین میآورد: «استناد به واژه مصلحت لازم است، در یک چارچوب و اصول مشخصی باشد؛ در غیر این صورت مصلحتگراییِ محض ـ یعنی نوعی مصلحتگرایی که اساسا قائل به احکام و مصالح ثابت نمیباشد.» (چشمانداز ایران، ش23)
در ادامه مباحث فکری، روحالله شریفی کتابی را با موضوع مجمع تشخیص مصلحت نظام به چاپ رساند. محمد صادق شریعتی در سال 1380 کتابی با عنوان «بررسی فقهی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام» منتشر کرد و سیدحسینهاشمی، «مجمع تشخیص مصلحت نظام، تحلیل مبانی فقهی و حقوقی» را در سال 1381 منتشر کرد.
محمد جواد ارسطا نیز در همان سال کتاب «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را به چاپ رساند. وی که از درس خواندگان حوزه علمیه است، در کتابش سعی کرده است با توجه به دو دیدگاه شیعه و سنی نظرات مطرح شده در این منابع در بحث مصلحت را با دیدگاه حقوقی همراه کند و نتیجه این دو را با تجربیات دبیر مجمع تشخیص بیامیزد.
اما در سالهای اخیر، حجت الاسلام و المسلمین علیدوست با مطرح کردن نظریه جدید خود به دنبال روندی است که عملکرد مجمع تشخیص مصلحت را در فقه سنتی لحاظ کند *. وی که پیش از این دو کتاب «فقه و عقل» و «فقه و عرف» را در سالهای 81 و 83 منتشر کرده است، امروز به دنبال نظریهای است که براساس آن شورای نگهبان بتواند در بررسی مواد قانونی مجلس شورای اسلامی، مستقیما نظر نهایی را که بر اساس موازین شرعی مطابق با مصلحت است ارائه کند. آیا پذیرش نظری و عملی نظریه علیدوست میتواند راهگشای بسیاری از نظریات فقه حکومتی در جمهوری اسلامیباشد؟
اعتماد ملی-سه شنبه 27 اسفند138۷ ص ۱۷
لینک مرتبط:
*. گزارش علی اشرف فتحی از مناظره حجت الاسلام و المسلمین علیدوست درباره نظریه جدید خویش
همین نوشته در حوزه نامه
صفحه اعتماد ملی
امر به معروف گاهی متوجه مردم است و بهترین الگوی آن رفتار امامان ما در ترویج دین است: این ترویج با محبت و مهربانی آشکار و ظرافت و همراهی و همزیستی و همدلی و همکاری و چون این ها شکل میگیرد.
شاید یکی از بهترین نمونه های امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ اسلام، رفع اشکال وضو گرفتن یک پیرمرد توسط حسنین بود. امام حسن و امام حسین علیهم السلام چه کردند؟
پیرمرد را داور خویش در مسابقه وضو گرفتن خویش قرار دادند تا پیرمرد متوجه خطای خود شد.
این نوع امر به معروف و نهی از منکر با رضایت و هدایت همراه است.
آمر به معروف و ناهی از منکر و ابزار و نتیجه ی امر به معروف و نهی از منکر در روش انبیاء با اعمال حاکمیت و دستور جباران و ستمکاران تفاوت دارد. وقتی می بینید که افراد بی صلاحیت عامل امر به معروف میشوند و نتیجه ی امر به معروف و نهی از منکر خشم و خشونت و ضلالت مضاعف دو طرف است، معلوم است که به بیراهه رفته ایم.
امر به معروف گاهی متوجه حکومت و قدرتمندان است که بهترین الگوی آن رفتار امام حسین ع در برابر حکومت جبار یزید بن معاویه است. در برابر جباران راهی سخت و محکم در پیش است.
میان این دو سطح نیز سطوح دیگری است که هر چه به مردم نزدیکتر میشود با رافت و ملایمت بیشتر همراه است و هر چه به قدرتمندان و زورمندان نزدیک میشود، از صراحت لهجه و رویارویی بیشتری برخوردار است.
امر به معروف و نهی از منکر
اگر به درستی
و با رعایت شرایط آن
و با هدف صحیح آن
و توسط اهل آن
اجرا شود
جواب میدهد.
اگر جواب نمیدهد معلوم است که درست اجرا نمیشود.
حتی اگر در صحنه ی کربلا به ظاهر تصور کنیم که امر به معروف و نهی از منکر شکست خورده است، کمی بعد و تنها کمی بعد شاهد پیروزی آشکار هستیم. امر به معروف و نهی از منکر مردمی که معمولا در همان لحظه جواب میدهد.
اگر می بینیم که امر به معروف و نهی از منکر فورا یا بافاصله اندکی جواب نمیدهد، به دلیل آن است که بخشی از شرایط مربوط به پیام یا پیام رسان یا ابزار پیام برسانی و معمولا هر سه اشکال دارد. رفتار پیامبر اسلام ص و امامان ع اگر الگو قرار گیرد مسیرها اصلاح میشود.
در دوره ای که آدم های قلابی و روش های قلابی و حرفهای قلابی زیر سایه اسامی و شعارهای ارزشمند به ترویج گمراهی مشغولند، سخن گفتن از ارزشها سخت تر میشود.
=======================
امثال سید حسن خمینی و خاتمی و کروبی و به خصوص در شرایط امروزی مهندس میرحسین موسوی کسانی هستند که از ارزش های واقعی به روش های صحیح و در جهت صحیح دفاع کنند.
خدا را شاکریم
حضرت علی علیه السلام، آنگونه که در نهج البلاغه آمده است؛ در آخرین وصیت اش به امام حسن و حسین علیهم السلام توصیه های ارزشمندی به آن دو بزرگوار و همه ی بشریت فرموده اند:
لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فیولی علیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید .
که اگر آن را ترک گویید بدترینان شما بر شما حکومت کنند، پس دعا میکنید و مستجاب نمیشود
اگر میخواهیم مدیران و رهبران جامعه ما بدترین اعضای جامعه ما نباشند. اگر میخواهیم آنان بی عمل ترین افراد نباشند. اگر میخواهیم بی تدبیرترین و بی اخلاق ترین ها نباشند. باید امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم.

عکس از اینترنت
لینک مطلب:
مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: با تلاش نیروهای اطلاعاتی سپاه، شماری از شبکه های سازمان یافته اینترنتی ضددینی و ضدفرهنگ، طی یک عملیات رهگیری هوشمندانه و دقیق، شناسایی و با دستگیری عناصر اصلی و فعال آنها، منهدم شد
لینک مطلب:
امیدواریم دیگر کاندیداهای اصلاحطلب با درک پیام تصمیم بزرگ خاتمی اجماع را در دستور کار قرار دهند
فراکسیون خط امام(ره) مجلس با صدور بیانیهای ضمن تجلیل از تصمیم اخلاقی، بزرگ، تاریخی و خیرخواهانه سید محمد خاتمی مبنی بر انصراف از حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا، در حالی که با استقبال بیش از حد مردم مواجه بود، ابراز امیدواری کرد که دیگر کاندیداهای مطرح اصلاحطلب که در عرصه رقابتها باقی ماندهاند با درک پیام این تصمیم حرکتی منطقی را در جهت اجماع در دستور کار خود قرار دهند.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلماننیوز»، متن کامل این پیام بدین شرح است:
سید محمد خاتمی یک ماه بعد از آنکه به درخواست گسترده اقشار مختلف مردم، احزاب، تشکلها و فعالان سیاسی کشور؛ آمادگی خود را برای حضور در عرصه رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و با استقبال بیش از حد مردم به ویژه نخبگان جامعه جوانان دانشگاهیان و علاقهمندان به اعتلای ایران و ایرانی اجماع اصلاحطلبان و تحولخواهان جامعه از ادامه حضور در این عرصه اعلام انصراف نمود تا فرصتی تاریخی که برای تغییر روندهای نادرست موجود در مدیریت کشور فراهم شده است با تشتت آرای مردم از دست نرود.
این اقدام هرچند موجبات ناراحتی و اندوه جمع کثیری از مردم را فراهم آورد و هنوز ابعاد و دلایل آن به درستی برای اقشار مختلف جامعه تشریح نشده است ولی عملی خیرخواهانه و در راستای منافع نهایی جامعه ارزیابی میشود که انجام آن صرفا از سیاستمداری اخلاقی همانند خاتمی متصور میباشد.
فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی که در طول ماههای گذشته همراه و دوش به دوش فعالین سیاسی احزاب و تشکلهای اصلاحطلب و آحاد مردم از اقشار مختلف برای فراهم کردن زمینه حضور خاتمی در عرصه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به عنوان مطمئنترین گزینه برای پیروزی مردم و تغییر رویههای نادرست اداره امور کشور تلاش کرده است، بر این باور است که تصمیم بزرگ سید محمد خاتمی در واگذاری عرصه رقابت به دیگر کاندیداهای اصلاحطلب و تحولخواه صرفا از کسی همانند او که در جایگاه رهبری جنبش اصلاح طلبی مردم ایران قرار دارد و بر مصالح و مقتضیات حرکت اصلاحی جامعه بهتر از هر کسی وقوف دارد ساخته و پذیرفته است و امیدوار است دیگر کاندیداهای مطرح اصلاحطلب که در عرصه رقابتها باقی ماندهاند با درک پیام این تصمیم حرکتی منطقی را در جهت اجماع در دستور کار خود قرار دهند و متناسب با شکلگیری اقبال عمومی به هر یک از آنان تصمیم درخور را در زمان مناسب اتخاذ نمایند.
همچنین از ملت بزرگ و آگاه ایران که با استقبال و حمایت گسترده و پرشور خود از حضور رهبر اصلاحات در عرصه انتخابات یک بار دیگر شعور بالا و مثال زدنی خود را در تشخیص مصالح ملی نشان دادند، تقاضا داریم که با حساسیت و دقت کامل تحولات سیاسی کشور در عرصه رقابتهای ریاست جمهوری را پیگیری و با حضور گسترده و پر شور خود در انتخابات، انجام اصلاحات و تغییرات ضروری مدیریت کشور را در فرایندی دموکراتیک امکانپذیر سازند.
لینک مطلب:
عماد افروغ: در صورتی که احمدی نژاد تنها بیاید آرای اصولگرایان بین موسوی و کروبی پخش می شود
افروغ افزوده است: من به هیچ وجه قصد آمدن ندارم، چرا که کار من وارد شدن به امور اجرایی نیست ولی وقتی میبینم میخواهند با لطایفالحیل مختلف، با تمسک به ابر و باد و مه و خورشید و فلک یک نفر را به اردوگاه تحمیل کنند، اینجا یک نفر باید جرات کند، بیاید و این فضا را بشکند. منتظرم دیگران بیایند، کسانی که داعیه و عده دارند. ولی وقتی با تهدید و تطمیع و... آنها را میترسانند برای ورود، من در واژهنامهام ترسی نبوده است، میآیم و فضا را میشکنم تنها از باب اینکه بگویم چیزی بر ما تحمیل نمیشود. وی افزود منظورم از آمدن در اینصورت بود حتا اگر میل باطنیام هم نباشد، چراکه این توهین به شعور سیاسی مردم است که جریانات سیاسی آرا و نظرات مختلف مردم را ببینند و بگویند الا و لابد یک نفر بیش نیست. یعنی این همه اختلافی که ما میبینیم در اردوگاه اصولگرایان نادیده گرفته شود. چرا در حالی که اصلاحطلبان در ابتدا با 3 کاندیدا آمدند، اصولگرایان با کاندیداهای مختلف نیایند؟ بنا ندارم، اما اگر بیایم برای شکستن این تابو میآیم، بنا دارم فضا را هموار کنم برای حضور کاندیداهای مطرح اصولگرایی. وی در پاسخ به این سوال که آیا حضور وی و یا هر کاندیدای اصولگرای دیگر در کنار گزینهای که شما به آن اشاره داشتید باعث شکستهشدن آرای جناح راست نخواهد شد گفت خیر. کسانی که فکر میکنند با حضور یک کاندیدای دیگر در جبهه اصولگرایی آرا شکسته میشود اشتباه میکنند، چراکه حضور با یک کاندیدا باعث میشود تا آرای اصولگرایان که انتخابشان آن کاندیدای اصولگرا نیست به جبهه اصلاحات روانه شود، در حالیکه اگر کاندیدایی جامعتر، عمیقتر و دارای روشی متعادلتر و عقلانی وارد شود، خیلیها از بین اصولگرایان این کاندیدا را انتخاب میکنند نه اینکه مجبور شوند کاندیدایی در جبهه اصلاحطلبان را برای دادن رای انتخاب کنند. وی گفت تردید نکنید اگر احمدینژاد تنها کاندیدای اصولگرایان باشد بخشی از آرای اصولگرایان به سمت کروبی و برخی به سمت میرحسین موسوی متمایل میشوند.
تدوین منشور اصلاحات برای روشن شدن خطوط کلی حرکت اصلاح طلبان و التزام کاندیداهای اصلاح طلب به آن یک ضرورتی است که نیازمند توجه آقایان خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی است.
منشور اصلاحات میتواند گام موثری برای ساماندهی جریان اصلاحات در سطوح مختلف و مقدمه حضور حرفه ای تر فعالین سیاسی حامی اصلاحات در انتخابات باشد.
منشور اصلاح طلبان در انتخابات میتواند حاوی تبین روابط داخلی اصلاح طلبان و ساز و کار کلی پیروزی بر اصولگرایان باشد.
پذیرش فرضیه وحدت میان دو کاندیدای ارشد اصلاح طلب باقیمانده در صحنه انتخابات، مقدمه ی نتایج دیگری نیز خواهد بود.
حمایت خاتمی از این دو کاندیدا و خروج وی از صحنه رقابت، به بهبود نقش تاثیرگذار وی در تحولات سیاسی کلان تر و آینده کمک میکند ولی در شرایط فعلی از سبد رای اصلاح طلبان در انتخابات دهم ریاست جمهوری کاسته است.
امید است با تلاش های بعدی و ساماندهی اصلاح طلبان و حمایت شفاف و فعال خاتمی، این کاهش جبران شود.
هنوز عید نشده ... کمی مانده است ... به اندازه ی دلخوشی
=====================
عید به اندازه لحظه هایی است که میتوانیم بار خطاهای خود و دیگران را بر دوش نداشته باشیم. خطاهای خویش را با توبه و لطف خدا به سامان میکنیم. با خطاهای دیگران چه کنیم!؟
=======================
در خبرهای خواندم که یک وبلاگنویس جوان در زندان اوین درگذشت. وی برای سپری کردن دو سال و نیم محکومیت اش به زندان رفته بود و دیگر بازنگشت.
لینک مطلب:
دیروز مسئولان ستادهای آقای خاتمی و جوانان گروه کمپین دعوت از آقای خاتمی و گروه ۸۸ و جمعی از دوستان با آقای خاتمی دیدار داشتند. طبعاً روز تلخ و سختی بود. کاندیدای پیروز انتخابات در شرایطی که دیگر حتی افراطیترین لایههای جناح محافظهکار هم اعتراف ضمنی کرده بودند که باید خود را برای دوران خاتمی و اصلاحات آماده کنند، انصراف داده بود. پذیرش و قبول این انصراف برای کسانی که خودجوش این همه شور و اشتیاق را ساماندهی کرده بودند، البته که کار آسانی نبود. چند نفر در جلسه صحبت کردند. بعضیهایشان خیلی تند حرف میزدند و از انصراف آقای خاتمی ناراضی بودند. من هم صحبت کردم. گفتم تا دیشب ساعت ۱۱ در جلسه مجمع روحانیون چانهزنی میکردیم که آقای خاتمی استعفا ندهند؛ اما امروز که متن انصرافشان منتشر شده، خیلی شرایط فرق کرده است. درست است که خاتمی دیگر رئیسجمهور آینده نخواهد بود اما خاتمی برای جامعه و تاریخ ما سرمایهای خیلی بزرگتر از رئیسجمهو شده است. بههر حال با ورود دیرهنگام آقای مهندس موسوی و حضور آقای کروبی، رقابت درون اصلاحطلبی شکل میگرفت و خاتمی به این دلیل بزرگ است که با اینکه هم خودش و هم رقبایش میدانستند که میتواند در مرحلهی اول، پیروز انتخابات شود انصراف داد. این خاتمی خیلی بزرگتر و و ارزشمندتر از خاتمی کاندیدا و حتی خاتمی رئیسجمهور است. در این فضای پراحساس که البته قابل درک است، مبادا کاری کنیم که به دست خود، خاتمی بزرگ را کوچک کنیم. آخرین سخنران خود آقای خاتمی بود که صریحتر از همیشه چهار دلیل برای انصرافش مطرح کرد: ۱) بالاخره رقابت برای قدرت بود و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه میخواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم. ۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینهای شکل میگیرد که اعلام کنند اصلاحات خواستهی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم. ۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا حتما آرای کمتری از دوره قبل خواهم داشت. با این پشتوانه چگونه میشود با مجموعهی قدرت در کشور روبهرو شد؟! ۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازیای شوم که بازیگردانش دیگران هستند. ابراز این چهارمین نکته از سوی آقای خاتمی خیلی مهم و پرمعنا بود. در هر حال ما باید با واقعیتها کنار بیاییم. از این پس باید به کمک آقایان کروبی و میرحسین موسوی که در عرصهی کاندیداتوری باقی ماندهاند، شتافت. وقتی خاتمی پیروز در انتخابات این چنین اخلاقمداری را به جامعه نشان داد، توقع از این دو بزرگوار فراوانتر است که تدبیر شرایط کنند تا راه برای محافظهکاران هموار نباشد.
لینک مطلب:
حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در پاسخ به نامه روز سهشنبه میرحسین موسوی نوشت:«بردوش همه ما و در این مرحله خاص تدبیر و همراهی جنابعالی و برادر بزرگوارمان جناب آقای کروبی در رسیدن به وحدتی که در نامه اتان به آن اشاره کردهاید کارساز خواهدبود.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این نامه بدین شرح است:
برادر عزیزم آقای مهندس میرحسین موسوی
با سلام و احترام
از محبتی که ابراز فرمودهاید و همواره مشمول آن بودهام تشکر میکنم.
بازگشت پویا و با نشاط آن عزیز از سرمایههای گرانسنگ انقلاب، میهن و مردمید به صحنه و آمادگیتان برای حضور در عرصه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری را مبارک میدانم و امیدوارم شاهد انتخاباتی سالم، آزاد، رقابتی و پرشور باشیم و نتیجه رای مردم باعث اطمینان و شتاب بیشتر در مسیر حرکت جامعه و سوی آرمانهای والایی باشد که انقلاب، امام و ملت داشتهاند و مردم بزرگوار که شایسته زندگی معنوی و مادی بتواند پیشرفت، آزادی و عدالت و مردم سالاری را در پرتو این انتخابات بیشتر و بهتر در دسترس خود ببینند.
من نیز به عنوان فردی که جز به سربلندی میهن و ملت و رسیدن به آرمانهای والای انقلاب نمیاندیشد در کنار دیگر شهروندان آزاد و متعهد هر آنچه از دستم برآید انجام خواهم داد.
همانگونه که در بیانیه خود اعلام کردهام بار دیگر براین نکته تاکید دارم که تلاش برای بستن راه تشتت آرایی که معطوف به اصلاحات، پیشرفت و اعتلاء مادی و معنوی میهن و تامین عدالت همه جانبه و پاس داشت حرمت و کرامت و آزادی انسان و اخلاق بخصوص درمیان حاکمان است وظیفهای است بردوش همه ما و در این مرحله خاص تدبیر و همراهی جنابعالی و برادر بزرگوارمان جناب آقای کروبی در رسیدن به وحدتی که در نامه اتان به آن اشاره کردهاید کارساز خواهدبود.
انشاءالله
زمانی که متنفذان از نفوذ خود برای دیکتاتوری (دیکته کردن فرامین شان) و توسعه و حفظ سلطه استفاده میکنند، جز مبارزه برای تغییر وضع موجود راهی پیش رو نیست. تکنیک فراموش کردن قدرتمندان، نخستین راهی است که مردم در پیش می گیرند. فراموش کردن قدرت بزرگنمایی شده ی قدرتمندان جهانی و منطقه ای و ملی، چیزی فراتر از تحقیر آنان است. موتور تحرک داخلی و امید برای تغییر وضع موجود است. تبلور عینی شعار الله اکبر است.
اگر آنان میخواهند از راه حق و عدالت و آزادی و در واقع راه ادیان الهی و مردان خدا دور شوند، شعار و هوچی گری نجاتشان نمی بخشد و به هستی و آینده ی خود آسیب میزنند و بس. راه پیشینیان ستمکارشان را طی میکنند و نتیجه ای جز نصیب آنان نخواهند گرفت. ما نیز آنان را فراموش میکنیم و راه خویش می رویم تا خدا.
توکل بر خدا
بنده که دسترسی ام فیلتر نشده است. شاید موقتی فیلتر شده و شاید نیز فیلترینگ هنوز تکمیل نشده است.
لینک مطلب:
تازه ترین آدرس سایت انتخاب به دستور کمیته تعیین مصادیق فیلتر شد و باز هم اعراض مسئولین این سایت در مورد دلیل فیلتر شدن این سایت به جایی نرسید!
بنابراین گزارش، سایت انتخاب چند روز مانده به ایام عید، فیلتر شد و باز هم دلیلی از سوی مسئولین امر ارائه نشده است.
در همین حال، مسئولین انتخاب شکایتی را به دیوان عدالت اداری ارائه کرده اند و ضمن درخواست برای پیگیری در مورد دستور دهنده ی اصلی فیلتر کننده «انتخاب» و رفع فوری ان، خواستار پرداخت غرامت شده اند.
ظاهراً فیلترکنندگان ناشناخته و همیشه پنهان بهترین زمان فیلترینگ «انتخاب» را ایام عید می دانند تا صدای اعتراض مسئولین و مخاطبانس به جایی نرسد!
اخبار تکمیلی متعاقباً ارسال می شود.
به نظر من انصراف خاتمی فرار از قطبی شدن غیر مفید در تاریخ صد ساله ما است. چون معمولا در تاریخ ما رای مردم در برابر قدرت قرار گرفته است و به این شکل بوده که یک شروع انفجاری دارد اما با پایانی انتحاری تمام می شود و پس از آن انفعال و یاس بر مردم غلبه پیدا می کند و بعد دوباره خیزش مجدد انجام می شود و این وضعیت تکرار می شود.»
وی در ادامه گفت:« از آنجا که زمینه های لازم در جامعه وجود ندارد تا رای مردم را نهادینه کند و از آنها صیانت کند، این قطبی شدن غیر مفید است. از انقلاب مشروطه تاکنون افرار مختلفی این وضعیت را تکرار کرده اند و مصدق، بازرگان و خاتمی نمونه های این افراد هستند.»
این فعال ملی مذهبی افزود:« این کار خاتمی نوعی درایت بود چون خاتمی از قطبی شدنی فرار کرد که تاکنون به نفع جامعه ما نبوده است
لینک مطلب:
تاجزاده درباره علل این بداخلاقیها گفت:«لبه تیز حملات انسداد طلبان تاکنون متوجه آقای خاتمی بود. علت آن هم کاملاً روشن است. ایشان با فاصله چشمگیری از آنان احمدینژاد میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. بنابراین نامزدی خاتمی به کابوسی برای اقتدارگرایی تبدیل شده بود. پس از انصراف ایشان از نامزدی این دو رسانه به سراغ آقایان موسوی و کروبی رفتهاند و تخریب چهره آنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پروژه از همان روزی که خاتمی اعلام انصراف کرد آغاز شده است.»
وی افزود:«از یک سو همسر سخنگوی دولت خواهان توضیحات آقای مهندس موسوی درباره رانتخواری یا عدم رانتخواری خود و خانوادهاش میشود و به روی خود هم نمیآورد که اگر قرار است کسی درباره رانتخواری و سوءاستفاده ازموقعیت و جعل سند و مدرک توضیح بدهد آقای احمدینژاد است که امثال آقایان کردان، محصولی و رحیمی را به پستهای کلیدی منصوب کرده است. آقای مصباح یزدی نیز آقای کروبی را مجهولالهویه میخواند. وقتی آقای مصباح که هیچ نقشی در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس ملت ایران نداشت تئوریسین انقلاب اسلامی و مفسر انحصاری اندیشه امام می شود، حتماً آقای کروبی مجهولالهویه خواهد شد.»
رییس اسبق ستاد انتخابات کشور خاطر نشان کرد:«خوشبختانه روش صدا و سیما و کیهان ثابت میکند که مشکل اقتدارگرایان آقای خاتمی و طرفداری ایشان نیست بلکه آنان میکوشد هر اصلاحطلبی و حتی هر نامزد مستقل غیر اصلاحطلبی را که حدس بزنند امکان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج کنند. من بارها گفتهام اصولگرایان ادعا میکنند ما 10 اصل داریم که حاضر به آسیب دیدن آنها نیستیم ولی به نظر من آنان حاضرند هر 10 اصلشان مخدوش شود اما یک دهم قدرتشان را از دست ندهند و تسلطشان بر کانونهای ثروت و نفت تضعیف شود.
لینک مطلب:
عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب درباره ادعای کذب بخش خبری 30/20 صدا و سیما مبنی بر انتقاد شدید تاجزاده از مهندس موسوی گفت:«متأسفم که صدا وسیما و کیهان که مدیران آن منصوب مقام رهبری هستند، خود را دارای مصونیت آهنین میدانند و غیراخلاقیترین رفتار را پیشه کردهاند و برای تضعیف رقیب خود به هر روشی دست مییازند.»
تاجزاده درباره علل این بداخلاقیها گفت:«لبه تیز حملات انسداد طلبان تاکنون متوجه آقای خاتمی بود. علت آن هم کاملاً روشن است. ایشان با فاصله چشمگیری از آنان احمدینژاد میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. بنابراین نامزدی خاتمی به کابوسی برای اقتدارگرایی تبدیل شده بود. پس از انصراف ایشان از نامزدی این دو رسانه به سراغ آقایان موسوی و کروبی رفتهاند و تخریب چهره آنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پروژه از همان روزی که خاتمی اعلام انصراف کرد آغاز شده است.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ادامه داد:«از سوی دیگر صدا و سیما و کیهان میکوشند ولو با دروغ اصلاحطلبان را به جان یکدیگر بیندازند و چنان القا کنند که جنگ قدرتی در اصلاحطلبان وجود دارد. حال آنکه اصولگرایان اختلافاتی به مراتب عمیقتر، گستردهتر و آشکارتر از اصلاحطلبان دارند و صدا و سیما و کیهان میکوشد آنان را متحد و فارغ از اختلاف نشان دهند. نمونه تازه آن مکاتبه رییس دولت نهم با رییس راهیافتگان به مجلس هشتم است که کار را به طنز کشاندهاند و 30 سال بعد از پیروزی انقلاب قادر به تهیه یک لایحه بودجه آبرومند برای کشور نیستند.»
رییس اسبق ستاد انتخابات کشور خاطر نشان کرد:«خوشبختانه روش صدا و سیما و کیهان ثابت میکند که مشکل اقتدارگرایان آقای خاتمی و طرفداری ایشان نیست بلکه آنان میکوشد هر اصلاحطلبی و حتی هر نامزد مستقل غیر اصلاحطلبی را که حدس بزنند امکان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج کنند. من بارها گفتهام اصولگرایان ادعا میکنند ما 10 اصل داریم که حاضر به آسیب دیدن آنها نیستیم ولی به نظر من آنان حاضرند هر 10 اصلشان مخدوش شود اما یک دهم قدرتشان را از دست ندهند و تسلطشان بر کانونهای ثروت و نفت تضعیف شود.
لینک مطلب:
یاری: عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت درباره علت تصمیم آقای خاتمی در انصراف از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری گفت:«آقای خاتمی در بیانیه خود دلایل اصلی تصمیم خویش را به روشنی بیان کرده است که مهمترین آن اول جلوگیری از شکلگیری این ذهنیت در جامعه است که اصلاحطلبان نه برای آرمان خویش و پیشرفت کشور بلکه برای کسب قدرت وارد صحنه رقابتهای انتخاباتی با یکدیگر شدهاند و با وجود آنکه بارها اعلام کردهاند کشور در شرایط مخاطرهآمیزی به سر میبرد اما جنگ قدرت مانع از آن است که به صورت متحد در صحنه رقابتها حاضر شوند.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، سیدمصطفی تاجزاده ادامه داد:«دلیل دوم آقای خاتمی، درسگیری از تجربیات گذشته و تاریخی است مبنی بر این که تعدد نامزدهای اصلاحطلب موجب تشدد و پراکندگی آرا میشود. در چنین حالتی اقتدارگرها فرصت پیدا میکنند از این تعدد، تشدد را نتیجه بگیرند و حداکثر بهرهبرداری را برای شکست تفکر و جریان اصلاحطلبی در ایران بکنند. بنابراین آقای خاتمی تشخیص داد که با انصراف خویش میتواند اجازه ندهد رقابتهای انتخاباتی در درون جبهه اصلاحات به اختلاف آنان نزد مردم تفسیر نشود و آرای مردم نیز پراکنده گردد.»
وی درباره پیامدهای این تصمیم گفت:«آقای خاتمی درس بزرگی به همه سیاستمداران و به ملت ایران داد و آن ترجیح منافع و مصالح ملی بر منافع و علایق فردی است. حتی اگر تصمیم وی نادرست باشد باز هم از اهمیت تاریخی و اخلاقی آن نمیکاهد علت آن است که از مشروطه تاکنون یکی از دلایل عدم تداوم پیروزیهای تحولخواهان اختلاف بین رهبران آنان بوده است و اینکه هر کس فقط خود را ناجی کشور میدانسته و معتقد بوده است مسئولیت باید منحصراً به عهده او سپرده شود.»
معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات تصریح کرد:«در هر حال آقای خاتمی مسئولیت نامزدی را بدان امید به دوش دو نامزد محترم یعنی آقایان موسوی و کروبی واگذاشت که آنان صحنه رقابتهای انتخاباتی را به گونهای مدیریت کنند که نه شائبه جنگ قدرت پیش آید و نه آرای مردم پراکنده شود. در عین حال "تغییر سازنده" مورد نظر پرچمدار اصلاحات در ایران تحقق پذیرد.»
عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب درباره ادعای کذب بخش خبری 30/20 صدا و سیما مبنی بر انتقاد شدید تاجزاده از مهندس موسوی گفت:«متأسفم که صدا وسیما و کیهان که مدیران آن منصوب مقام رهبری هستند، خود را دارای مصونیت آهنین میدانند و غیراخلاقیترین رفتار را پیشه کردهاند و برای تضعیف رقیب خود به هر روشی دست مییازند.»
تاجزاده درباره علل این بداخلاقیها گفت:«لبه تیز حملات انسداد طلبان تاکنون متوجه آقای خاتمی بود. علت آن هم کاملاً روشن است. ایشان با فاصله چشمگیری از آنان احمدینژاد میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. بنابراین نامزدی خاتمی به کابوسی برای اقتدارگرایی تبدیل شده بود. پس از انصراف ایشان از نامزدی این دو رسانه به سراغ آقایان موسوی و کروبی رفتهاند و تخریب چهره آنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پروژه از همان روزی که خاتمی اعلام انصراف کرد آغاز شده است.»
وی افزود:«از یک سو همسر سخنگوی دولت خواهان توضیحات آقای مهندس موسوی درباره رانتخواری یا عدم رانتخواری خود و خانوادهاش میشود و به روی خود هم نمیآورد که اگر قرار است کسی درباره رانتخواری و سوءاستفاده ازموقعیت و جعل سند و مدرک توضیح بدهد آقای احمدینژاد است که امثال آقایان کردان، محصولی و رحیمی را به پستهای کلیدی منصوب کرده است. آقای مصباح یزدی نیز آقای کروبی را مجهولالهویه میخواند. وقتی آقای مصباح که هیچ نقشی در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس ملت ایران نداشت تئوریسین انقلاب اسلامی و مفسر انحصاری اندیشه امام می شود، حتماً آقای کروبی مجهولالهویه خواهد شد.»
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ادامه داد:«از سوی دیگر صدا و سیما و کیهان میکوشند ولو با دروغ اصلاحطلبان را به جان یکدیگر بیندازند و چنان القا کنند که جنگ قدرتی در اصلاحطلبان وجود دارد. حال آنکه اصولگرایان اختلافاتی به مراتب عمیقتر، گستردهتر و آشکارتر از اصلاحطلبان دارند و صدا و سیما و کیهان میکوشد آنان را متحد و فارغ از اختلاف نشان دهند. نمونه تازه آن مکاتبه رییس دولت نهم با رییس راهیافتگان به مجلس هشتم است که کار را به طنز کشاندهاند و 30 سال بعد از پیروزی انقلاب قادر به تهیه یک لایحه بودجه آبرومند برای کشور نیستند.»
رییس اسبق ستاد انتخابات کشور خاطر نشان کرد:«خوشبختانه روش صدا و سیما و کیهان ثابت میکند که مشکل اقتدارگرایان آقای خاتمی و طرفداری ایشان نیست بلکه آنان میکوشد هر اصلاحطلبی و حتی هر نامزد مستقل غیر اصلاحطلبی را که حدس بزنند امکان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج کنند. من بارها گفتهام اصولگرایان ادعا میکنند ما 10 اصل داریم که حاضر به آسیب دیدن آنها نیستیم ولی به نظر من آنان حاضرند هر 10 اصلشان مخدوش شود اما یک دهم قدرتشان را از دست ندهند و تسلطشان بر کانونهای ثروت و نفت تضعیف شود.
لینک مطلب:
خاتمی گفت اگر درست به صحنه بیاییم امکان پیروزی هست و اگر به تشتت و اختلاف گرفتار شویم، بزرگ ترین امداد برای رقیب و برگزاری انتخابات مدیریت شده است
خاتمی پیروز بزرگ انتخابات دهم است، که هم در تاریخ می ماند و هم در جغرافیای این ایام. او برای خود نیامد و برای خویش نیز نرفت. این سرمایه را برای این انتخابات و برای بعد از آن قدر بشناسیم. «انصراف» او بزرگ تر از ماندن اوست. انصرافش را می توان بازآفرینی استعفایش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست. او پس از استعفا بیشتر ماند و موثر بود. آن روز که رفت در بدرقه اش هنرمندان و اندیشمندان کشور این بیت از حافظ را بسیار خواندند که «کاروانی که بود بدرقه اش لطف خدا
به تحمل بنشیند، به صلابت برود»
و امروز که رفت، بسیاری گریستند، بسیاری در شوک فرو رفتند و بسیاری هم فکر کردند. دکتر سیدجعفر شهیدی در آن تودیع باشکوه گفت؛ «برای توفیق آقای خاتمی نمی خواهم دلیلی از این طرف و آن طرف بیاورم. دلیل آن را در همین جا و در همین جمع می بینم و شما هم می بینید. بیهوده سخن به این درازی نبود... حضور این جمع که از طبقات مختلف تشکیل شده و وقتی هم آمدند که آقای خاتمی می خواهد وزارتخانه را تودیع بکند، نشان می دهد که از صمیم قلب آنها نسبت به آقای خاتمی حق گزار هستند.»
به نام خدا
دوستان سلام.
دیروز وقتی برنامه تموم شد بی اختیار به در و دیوار استدیو و دوربین و دکور نگاه می انداختم و احساس می کردم چقدر به این فضا و مکان عادت کرده بودم.
تبسم وشادی همکارانی که برای خداحافظی به سوی من می امدند..این نوید رو به من می داد که حداقل در طول این ۷ سال رابطه خوبی باهاشون برقرار کردم از سوی دیگه با خودم فکر کردم خدا کنه اون کسانی که از طریق لنز دوربین هم در این مدت من رو همراهی می کردند هم خاطره خوبی ازم در ذهنشون داشته باشند اخه در استدیو فقط با سه دوربین صحبت می کردم.حالا می فهمم این دوربین ها من رو تا کجاها بردند جاهایی که شاید هرگز فکرم نیز بهشون نرسه.
خداوند را شاکرم چون من رو تو شرایطی قرار داد که برای بهتر شدن و درست زندگی کردن..بچه ها معلم من باشند چون بچه ها پاک…معصوم و بی الایشند..اقرار می کنم خیلی از چیز های رو که الان یاد گرفتم و خیلی از چیز هایی رو که باید فراموش می کردم به کمک شما بچه ها بوده
.
.
.
شاید باورتون نشه حتی در تنهایی هم احساس می کنم شما با من هستید.بچه ها نکته ای که باید بدونید اینه که ن در ارتباط با کار کودک و اجرای برنامه کودک نه تجربه داشتم و نه قبلا اموزشی در این رابطه دیده بودم بلکه به دنبال زنده شدن دوران شیرین کودکی خودم سعی کردم دوباره همه اون خاطرات رو تکرار کنم برای همین برگشتم به گذشته…..با شما بازی کردم…با شما شعر خوندم و با شما صحبت کردم.
امروز اگر این گونه براتون می نویسم…افتخار می کنم چون شاید اگر اوایل کارم می خواستم حرفی از کار کودک بزنم این قدر ساده و صادق نبودم اما الان چون به عینه کودکی ام را دیدم راحت می تونم بهتون بگم در کنار همه سختی ها بی خوابی ها بی مهری ها و دشواری ها همچنان کودکی ام را حفظ کردم.
.
.
راستی
بعد از اخرین برنامه شبکه کودک پورنگ بهم گفتند که می خوایم یک گزارش کوتاه ازت ضبط کنیم که به هنگام تحویل سال از شبکه یک پخش بشه….و پرسیدند :”فکر می کنی کجا بریم که خودت راحت باشی؟”
به ذهنم رسید بد نیست پیش بچه های مریض برویم از طرفی دیگر چون دوربین باهام بود با خودم گفتم “نکند دیگران احساس کنند اومدم خودنمایی و به قول معروف به خاطر چهره ام کار های شعاری انجام بدم ولی بعد پیش خودم گفتم :”خدایا تو بهتر از درون من خبر داری اگر دفعات قبل تنها و بدون هیچ همراه و دوربینی می رفتم تو بودی که ناظر بر اعمال من بودی و امروز هم تو می دونی دوربین فقط وسیله است و هدف عیادت و شادی بچه هاست”
خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتم “بیمارستان کودکان مفید”
دوربین مستند همه چیز رو ضبط می کرد و من هم فراموش کردم که دوربین همراه من تصاویر رو ضبط می کنه.
نمی خوام همه چیز رو توضیح بدم چون مطمئینا وقتی پخش بشه با نگاه تیز بینتون متوجه حالات درونی من خواهید شد اما چیزی که دوربین به خاطر تموم شدن نوار نتونست ضبط کنه دیدن دختری به نام زهرا که ۱۲ ساله بود و در اتاقی تاریک داشت تلوزیون تماشا می کرد به محض دیدن من با همه ناتوانی و دردی که داشت به مادرش گفت:”مامان!صبح یادته بهت گفتم احساس می کنم امروز عمو پورنگ میاد اینجا؟؟”
شنیدن این جمله من را تکان داد و از نگاه های بهت زده مادر و تایید جمله دخترش که:”دخترم درست گفته عمو پورنگ امروز صبح به محض به هوش اومدن بعد از اتاق عمل همین جمله رو به زبون اورد!!!!”شگفت زده شدم…
خدایا چقدر دل ادم ها به هم نزدیکه!!!
با این حال فکر می کنم زمانی که این گزارش پخش بشه من ایران نباشم.
برام دعا کنید
البته من هم براتون دعا می کنم.
تا دست نوشت بعدی…..خدانگهدار.
لینک مطلب از وبلاگستان:
انصراف آقای خاتمی اتفاق مهمی است که احتمالا بسیاری از موضوعات دیگر انتخابات را تا پایان آن تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این انصراف را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ آیا تصمیمی درست بوده یا اشتباه؟ فارغ از این پرسشها، نحوه برخورد علاقهمندان به ایشان با انتخابات و شخص آقای خاتمی چگونه باید باشد؟ برخی از دوستان و فعالان معتقدند که این تصمیم اشتباه بوده است زیرا پذیرفتنی نیست که پس از حضور فعلی به صرف نامزدی آقای موسوی، آقای خاتمی انصراف دهند و اعتبار آن جمله <یا من یا موسوی> نیز مربوط به پیش از آمدن بوده است و اکنون که آقای خاتمی وارد عرصه شده و حتی سفرهای استانی خود را هم آغاز کردند، دلیلی بر این انصراف نیست.اگر آن جمله ناظر به توافق میان آن دو بوده است، با آمدن آقای خاتمی دیگر وجهی برای آمدن آقای موسوی باقی نمیماند و اگر آن جمله ناشی از یکسوءبرداشت یا سخنی یکطرفه بوده، باز هم به دلیل مصالح مردم و جامعه میتوان بر حسب موقعیت جدید موضع مناسبی اتخاذ کرد. ضمن اینکه در این فاصله شور و هیجانی هم پیدا شده که نادیده گرفتن آن با انصراف از نامزدی درست نیست، و اگر در گذشته آمدن و نیامدن بیشتر جنبه فردی و شخصی داشت، در حال حاضر جنبه عمومی و جمعی هم دارد و تبعات آن گریبان دیگران را هم خواهد گرفت. توجه به این استدلالها و دلایل دیگر نشان میدهد که انصراف به دلیل حضور آقای موسوی از منطقی استوار برخوردار نیست و میتوان آن را اشتباه دانست.
اما باید توجه داشت که دلیل اصلی این انصراف نامزدی آقای موسوی نیست، بلکه همان دلیلی است که به واسطه آن آقای خاتمی ماههای متمادی درباره آن فکر و موضوع را سبک سنگین کردند و این علت در دو هفته اخیر بیش از گذشته نمود یافته بود، دلیلی که بارها جناب آقای خاتمی از آن به هزینهبر بودن این حضور یاد کردند؛ هزینهای که برای جامعه به مراتب از ادامه دولت فعلی در دور بعدی هم میتوانست بیشتر باشد. بنابراین اگر از انصراف را از حیث حضور آقای موسوی به مساله نگاه کنیم، شاید این تصمیم اشتباه بود اما این تصمیم از زاویه دوم، آقای خاتمی و مجموعه اصلاحطلبان را از مواجه شدن با اشتباهی بدتر در آینده نجات داد و تصمیم عقلانی یعنی همین.
تصمیم شجاعانه و عقلانی یک سیاستمدار آن نیست که میان دو گزینه خوب و بد، گزینه خوب را برگزیند، چنین حالتی در عالم سیاست کمتر رخ میدهد. تصمیم عاقلانه و شجاعانه وقتی است که فرد میان دو گزینه بد و بدتر، گزینه بد را برمیگزیند و میان منافع کم و کوتاهمدت با ضرر زیاد و بلندمدت، از ضرر بلندمدت پرهیز میکند. میان فشار احساسی و روانی برای انجام عمل با محاسبه و منطق و عقلانیت، دومی را برگزیند. من قبلا هم گفتهام فشار روانی و احساسی که در جریان ورود به عرصه انتخابات به آقای خاتمی وارد شد، و دو گزینه خدمت و خیانت برای ایشان تعریف کردند و عدم ورود را به منزله خیانت شمردند، عملی ناپسند و خلاف اخلاق بود، حتی اگر کسی هم معتقد بود که آقای خاتمی باید وارد میدان میشد، لازم بود که مبانی خود را با منطق و استدلال ارائه میکرد اما فشار تبلیغی و روانی و احساسی به درد هر کاری بخورد برای سیاست، آن هم در میدان سیاسی ایران و اصلاحطلبان مفید نیست. برای ساخت هر کالایی ابتدا فکر میکنند پس از رسیدن به نتیجه مثبت برای تولید آن هم، دقت و فکر لازم را در تولید به کار میبرند و فقط موقع فروش و عرضه است که تبلیغ میکنند. اما برخی دوستان درباره کالای سیاسی به نحو معکوسی عمل کردند؛ اول تبلیغ کردند، در مرحله انصراف هم میخواستند همین شیوه را پیش بگیرند که جناب خاتمی سریعتر از گذشته اقدام کرد و این دوستان ظاهرا عقلانیت جمعی را برای مراحل پایانی گذاشته بودند.
اشکالی که در این شیوه به وجود میآید شکلگیری یأس و ناامیدی در برخورد با اولین مانع است؛ موضوعی که ممکن است در حال حاضر نزد جوانان پرشور و طرفدار آقای خاتمی پیش آمده باشد، مشکل دیگر هم رویگردانی نسبی از عامل این یأس و ناامیدی است، که این خود بدتر از اشکال اول است. به نظر من باید هر دو مشکل را حل کرد و اجازه نداد که گسترش یابد.
اگر آقای خاتمی از ابتدا برای اثبات حضور خویش وارد میدان میشد، انصراف از نامزدی میتوانست موجب یأس و ناامیدی و حتی تحریم و کنارهگیری شود اما همانطور که آقای خاتمی بارها و در اعلامیه انصراف نیز گفته است، برای تغییر مدیریت فعلی گام به میدان گذاشته است، و اگر این تغییر اصل است پس باید از این انصراف انرژی بیشتری گرفت و با احساس مسوولیت و نشاط افزونتری به سوی این تغییر گام برداشت. امید به تحقق این هدف، همان انگیزه اصلی است که آقای خاتمی را وادار به این تصمیم شجاعانه و عقلانی کرد. و اتفاقا آقای خاتمی در اعلامیه خود هم روشن کرده است که انصراف از نامزدی به منزله کنار رفتن از عرصه سیاست نیست و چه بسا با دست بازتری برای بسط گفتمان اصلاحی وارد میدان شوند و با بیان ایدههای خود، معیاری برای سنجش نامزدها و برنامههای نامزدها در اختیار افکار عمومی و علاقهمندان به ایشان قرار گیرد. بنابراین جوانی که خود را علاقهمند به وی میداند، برای اثبات صداقت خود باید این راه را در کلیت آن طی کند.
مشکل دیگر رویگردانی و ناامیدی و افزایش فشارها به آقای خاتمی به دلیل اتخاذ این تصمیم است. همراه و همگام صادق کسی است که در موقع سختیها در کنار فرد قرار گیرد، چرا که در زمان صعود و شکوفایی و اقبال مردمی در کنار افراد قرار گرفتن چیزی جز نفعطلبی و فرصتطلبی نیست. بنابراین حمایت از این تصمیم بر کسانی که ایشان را تشویق به حضور کردند، واجبتر است تا کسانی که در راه چنین تشویقی گام برنداشتند.
نکته پایانی که دوست دارم هماکنون بگویم این است که بسیار شنیدهام که اگر گفتهاند < اگرآقای موسوی نتواند دولت فعلی را تغییر دهد، مسوولیت اصلی آن برعهده آقای موسوی است.> این سخن نوعی جرزنی سیاسی است که قطعا آقای خاتمی با آن موافق نخواهد بود زیرا اگر عقیده به این امر دارند و میدانند که با تداوم حضور خود میتوانند تا پایان ادامه دهند و پیروز از صندوق بیرون آیند در این صورت هیچ مجوزی برای کنارهگیری وجود ندارد، از نظر من گرچه تغییر رئیسجمهوری مهم است اما مشروط به ورود از موضع عقلانی و قابل دفاع، است. بنابراین صحیح نیست که این فشار روانی بر آقای موسوی وارد شود، اجازه دهیم آقای موسوی برحسب راه و روشی که فکر میکند درست است و فارغ از تنشهای جاری قدم بردارد. ایشان قادر است که بخشهایی از بدنه صادق جناح حاکم و نیز بخشی از نیروهای اصلاحطلب را متحد کنند و بلوک جدیدی در انتخابات ایجاد کنند، همچنان که آقای کروبی میتواند به بازسازی روابط داخلی اصلاحطلبان بپردازد و بخش اصلی و مهمتر آنان را در کنار گروههای متعدد دیگر مجددا بسیج کرده و انتخاباتی موثر را تا پایان راهبری کنند البته این امکان بالقوه در هر دو نفر وجود دارد، اما اینکه هرکدام تا چه حد بتوانند این ظرفیت را فعلیت بخشند، در هفتههای آینده روشن خواهد شد. هدف اصلی در این انتخابات در درجه اول باید بازسازی اعتماد مردم به مجموعه اصلاحطلبان باشد و در مرحله دوم فعالیت و مشارکت سیاسی و در مرحله سوم تقویت و نهادینه کردن بنیان انتخابات در کشور بهعنوان راهی برای برونرفت از معضلات عمیق کشور است و اگر این سه هدف محقق شود، هدف تغییر نیز قطعا دور از دسترس نیست.

عکس از اینترنت
انصراف خاتمی نقش زیادی در افزایش محبوبیت عمومی وی خواهد داشت ولی به هر حال شوک سیاسی سنگینی به بدنه فعالین سیاسی وارد کرد و موجب افزایش نگرانی ها از تداوم سیاست های تخریب کننده ی زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور دارد.
اینکه خاتمی در نقش رهبر اصلاحات با گروههای وسیعی از مردم ارتباط خود را حفظ کند، مقدمه ای است که نتایج بسیار مبارکی را در پی خواهد داشت و حتما از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم ارزشمندتر خواهد بود.
در سالهای سازندگی، انتقادات زیادی از اقدامات آقای هاشمی رفسنجانی و وضعیت عمومی کشور از سوی بخشی از فعالین با سابقه انقلاب که گرایش ضد سرمایه داری داشتند، به عمل می آمد. یکی از دوستان که منتقد بی مهابای وضع موجود و لایه های مختلف حکومت بود، علیرغم سابقه ی طولانی خدمت در عرصه های حساس و تاثیرگذار سیاسی و غیره، ترجیح داده بود حساب زندگی و معیشت اش را جدا کند و تقریبا با رحلت امام ره از امور کناره گیری جدی کرد.
یکبار در گل فروشی که به راه انداخته بود از رویارویی اش با دوست متنفذ دیگری حرف میزد که از حضور شخصیت برجسته ای چون او در یک گل فروشی نسبتا حقیر تعجب میکرد. حاجی ... به شیخ ... گفت: گل فروش بهتر از ... است و به همین جهت انتخاب کرده ام.
... در سالهای اصلاحات به فعالیت اقتصادی اش مشغول بود و توسعه زیادی به امکاناتش داد و همچنان از فعالیتهای دولتی دور بود. در یکی از میهمانیهای دوستانه وی را دیدم که مشغول تبلیغ آقای احمدی نژاد است. باور نمیکردم. او که در نقد وضع موجود چنان بود، چگونه چنین انتخابی داشته باشد. اندکی با او صحبت کردم. قاطعانه در مخالفت با آقای هاشمی و حمایت از احمدی نژاد صحبت میکرد. در میان دوستان فعال و مبارزش او تنها چهره شاخصی بود که چنین انتخابی کرده بود و از این حیث مورد انتقاد شدید آنها بود ولی دوباره به مسیر مشترکی با همان شیخ ... رسیده بود.
امروز حاجی و شیح داوطلبانه و از سر وظیفه در خدمت دولت احمدی نژاد هستند. تعجب از بازی روزگار تمامی ندارد.
خدا عاقبت آنها و ما را ختم به خیر فرماید.
اکنون که جریان حمایت از احمدی نژاد باریک تر و نحیف تر میشود، بهتر میتوان به اهداف و ماهیت و کارکردهای لایه های مختلف حامیان احمدی نژاد پرداخت و ریزش آنها را در شرایط تقریبا چهار سال گذشته و ماههای آینده تحلیل کرد.
بی تردید مخالفت با هاشمی رفسنجانی و خاتمی و جریانات منتسب به آنان دو محور اصلی و تقریبا مشترک لایه های مختلف جریان احمدی نژاد محسوب میشود.
لینک مطلب:
مرتضی کاظمیان

عکس از اینترنت
لینک مطلب:
اسامی نهایی 90 فیلم سینمایی و تلویزیونی در تعطیلات نوروزی سال 88 و ساعت پخش آنها مشخص شد. به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، جشنواره نوروزی فیلمهای سیما از سه شنبه 27 اسفندماه آغاز و تا جمعه 14 فروردین ماه ادامه خواهد داشت.
بنابر این گزارش، اسامی فیلم های نوروزی سیما به تفکیک شبکه به شرح زیر است:
**شبکه یک سیما:
شبکه یک سیما فیلمهای نوروزی خود را هر روز ساعت 16 تا 18 به روی آنتن میفرستد.
فیلمهای سینمایی آغاز سحرگاه(27اسفند)، پیش از آن که شیطان بفهمد تو مردهای(28 اسفندماه)، کودک و روباه(29اسفند)، بمانی هفتم (30اسفند)، هیاهوی بچه(1فروردین)، ماه قرمز(2 فروردین)، مکزیکی(3 فروردین)، عنکبوت و رز(4 فروردین)، گراناز(5 فروردین)، میلیونر زاغهنشین (6 فروردین)، بیگانهای پشت در(7فروردین)، رفتن به خانه(8 فروردین)، بیرون از بهشت(9 فروردین)، پرنده کوچک(10 فروردین)، خشاب خالی (11فروردین)، بهار شیرین(12 فروردین)، دختر جوان و گرگها (13 فروردین)و پایان بازی(14 فروردین) از شبکه یک سیما پخش خواهند شد.
**شبکه دو سیما:
فیلمهای ویژه نوروز شبکه دو سیما در این ایام ساعت 22:45 تا 24 از این شبکه پخش میشوند.
فیلمهای سینمایی راه حل نهایی(27اسفند)، توطئه 1(28اسفند)، توطئه 2(29اسفند)، کلاه چرمیها(30 اسفند)، ماه از روی سکو(1فروردین)، دنیای بدون دزدها(2 فروردین)، حول حالنا1و2(3 فروردین)، کارلیتوس(4 فروردین)، حلقه(5 فروردین)، مانگرو(6 فروردین)، شکست(7فروردین)، محبوبه(8 فروردین)، آقای سه هزار (9 فروردین)، عید به خانه میآید (10 فروردین)، جرقه نبوغ(11فروردین)، تجارت جهانی(12 فروردین)، من و شیطان(13 فروردین) و ماجرای دسپرو (14فروردین) از شبکه دو سیما بهروی آنتن خواهند رفت.
**شبکه سه سیما:
فیلمهای نوروزی شبکه سه سیما هر روز ساعت 20 تا 21:30 از این شبکه پخش میشوند.
فیلمهای سینمایی و تلویزیونی تلألو (27 اسفند)، اگه میتونی منو بگیر(28 اسفند)، دارودسته فوتبالیستها(29 اسفند)، ده رقمی(30 اسفند)، بچههای آسمان(1 فروردین)، همسر دلخواه من(2 فروردین)، مومیایی3 (3فروردین)، پسرها سرباز بهدنیا نمیآِیند(4 فروردین)، مردی بهنام ییپ(5فروردین)، ای دوست مرا بهخاطر بسپار(6 فروردین)، شوالیه تاریکی(7 فروردین)، ارتفاع 6:41(9 فروردین)،سرقت بزرگ(10 فروردین)، رفیق بد(11 فروردین)، سرشاخ(12 فروردین)، خط آبی باریک(13 فرودین) و قهرمان تحت تعقیب (14فروردین) از شبکه سه سیما پخش خواهند شد.
شبکه سه سیما روز 8 فروردین ماه به دلیل پخش زنده مسابقه فوتبال میان تیمهای فوتبال ایران و عربستان، فیلم سینمایی نخواهد داشت.
**شبکه چهار سیما:
شبکه چهار سیما فیلمهای نوروزی خود را هر روز ساعت 18 تا 20 پخش میکند.
فیلمهای سینمایی و تلویزیونی غار(27 اسفند)، با شرکت پانچوویلا(28 اسفند)، در آینه و نیمه روشن(29 اسفند)، صنم و عروس برفی(30 اسفندماه)، هواپیماها، قطارها و اتومبیلها(1فروردین)، مسافران فضا(2 فرودین)، نخست وزیر(3 فروردین)، آیین دلبری(4 فروردین)، غبار(5فروردین)، کلیدهای خانه(6 فروردین)، جزیره مسکونی(7فروردین)، آسمان سیاه شب(8فروردین)، ضیافت چینی(9 فروردین)، تشنج(10 فروردین)، ماجراجویی عجیب فیلهمون و ماتادلو(11 فروردین)، بدل( 12 فروردین)، مکس پین (13 فروردین) و گومورا(14 فروردین) روی آنتن شبکه چهار سیما خواهد رفت.
**شبکه تهران:
شبکه تهران در ایام نوروز فیلمهای خود را هر روز ساعت 13 تا 15 به روی آنتن میفرستد.
فیلمهای سینمایی و تلویزیونی مارهای آناکوندا(27 اسفند)، دزد شب(28 اسفند)، دره گرگها(29 اسفند)، چند روز مهربانی و نامادری(30 اسفند)، تحت تعقیب(1فروردین)، بهنام پادشاه(2 فروردین)، هالک2 (3فروردین)، و دوباره بهار(4 فروردین)، کوسههای خشمگین(5 فروردین)، چاپلین(6 فروردین)، ترانسپورتر3(7 فروردین)، عنکبوتهای یخی(8فروردین)، اتصال(9 فروردین)، جنگ(10 فروردین)، به شمال خوش آمدید(11 فروردین)، آب و آینه(12 فروردین)، از بچهها اجازه بگیرید(13 فروردین)و کلاهبرداران(14 فروردین) فیلمهای نوروزی شبکه تهران هستند.
لینک مطلب:
وزیر اطلاعات در حاشیه دومین جلسه استانی هیات دولت در استان کردستان درباره امنیت این استان گفت: بحمدالله امنیت خوبی را در این استان شاهد هستیم و در واقع کردستان در بهترین وضعیت امنیتی قرار دارد
به نظر میرسد که خانم فاطمه رجبی همچنان در عرصه تخریب شخصیت های سیاسی مخالف احمدی نژاد فعالیت میکنند. حملات صریح ایشان به آیت الله هاشمی رفسنجانی و عزیز شدن بیش از پیش آقای هاشمی در باره دیگر سیاستمداران نیز تکرارپذیر است.
شهرت خانم رجبی در حوزه رسانه به کم و کیفی رسیده است که ایشان را نمیتوان و نباید نادیده گرفت. وی در این مرحله به میرحسین موسوی و سید حسن خمینی حملات سنگینی کرده است و احتمالا به زودی آقای کروبی نیز مشمول توجه ویژه ایشان خواهند شد و همه ی این اقدامات در کنار دیگر فعالیتهای دولت احمدی نژاد پشتوانه ی "نه بزرگ ملت ایران به اصولگرایان" خواهد بود.
در واقع وی متکی به دو عامل : ادبیات خاص خود و اعتبار و جایگاه فعلی آقای احمدی نژاد در افکار عمومی، بر اعتبار و موفقیت اصلاح طلبان به عنوان مخالفان احمدی نژاد می افزایند.
در چند روز اخیر بارها در سایتها و وبلاگها شاهد انتشار سخنان ایشان بودم. روشن است که اصلاح طلبان در انتشار عقاید و افکار ایشان نقش زیادی دارند چرا که معتقدند اصل و اساس و هویت منتقدان به اصلاح طلبان و اصلاح طلبی را به خوبی منعکس میکند.
لینک مطلب:
ظاهرا هم جناب آقای خاتمی به این نکته توجه دارند و هم جناب آقای مهندس میرحسین موسوی تاکید کردهاند که خواهان انصراف هیچ نامزدی نیستند در عین حال که میتوان با برنامهریزی دقیق رفاقت اصلاحطلبان را در عین رقابت حفظ کرد و استراتژی مشترکی را میان نامزدهای اصلاحطلبان طراحی کرد
لینک مطلب:
در جامعه ای که عده ای در جهت مقاصد و هوای نفس خود عمل می کنند، باید در انتظار اوج گیری تهمت ها علیه میرحسین موسوی بود.
جریان اصلاح طلبی به عنوان یک جریان واقعی در جامعه دارای اعتقادات کامل مذهبی است و نسبت دادن اندیشه های ضد خدا به این جریان گناه بزرگی است که باید درباره آن به مراجع حقوقی شکوه برد.
عباس دوزدوزانی اولین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رجایی در گفت و گویی با خبرنگار کلمه، با بیان این مطلب اظهار داشت: چگونه است که در این کشور عده ای مجازند هر گونه اتهامی به افراد وارد کنند و پاسخگوی تهمت ها نباشند.
دوزدانی افزود: در جامعه ای که عده ای در جهت مقاصد و هوای نفس خود عمل می کنند، باید در انتظار اوج گیری تهمت ها علیه میرحسین موسوی بود.
گفتنی است کیهان اخیراً در یادداشتی با انتقاد از میرحسین موسوی نوشت: میرحسین موسوی در برابر اصلاح طلبان که می گفتند« اصلی ترین مانع دمکراسی آن است که در ایران هنوز خدا زنده است» سکوت کرده است.
دوزدوزانی که نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره های اول، دوم و سوم مجلس شورای اسلامی بوده است، در این باره به خبرنگار کلمه گفت: جریان اصلاح طلبی به عنوان یک جریان واقعی در جامعه دارای اعتقادات کامل مذهبی است و نسبت دادن اندیشه های ضد خدا به این جریان گناه بزرگی است که باید درباره آن به مراجع حقوقی شکوه برد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رجایی افزود: اگر جریانی سیاسی مرتکب انتشار افکار ضد خدا در جامعه شده بود، دستگاه قضایی مسوولیت پیگیری آن را داشت، اما اگر این اتهام واقعیت نداشته باشد، طرح آن گناه بزرگی است که باید پیگیری قضایی شود.
دوزدوزانی با تأکید بر این که اگر میرحسین موسوی با افکار لائیک در جریان های اصلاح طلب مواجه شده بود، قطعاً موضعگیری می کرد، گفت: جریان اصلاح طلبی معتقد به اصول اعتقادی و مذهبی است و طرح چنین اتهاماتی نشان دهنده هوای نفس و مقاصد سیاسی خاص است.
وی در ادامه گفت و گوی خود با خبرنگار کلمه تأکید کرد: من نیز همچون میرحسین موسوی معتقد به ضرورت توجه به اصلاحات و تطبیق با مهمترین پیشرفت ها همزمان با حفظ ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی هستم.
دوزدوزانی در پایان تأکید کرد: در جامعه ای که داعیه دار بالندگی و شکوفایی است، بی توجه به اصلاحات نمی تواند منطقی تلقی شود.
گاهی مجبوریم و یا مجبورند که انتخاب های حداقلی کرد و اشکالی هم ندارد ولی گاهی چنین نیست و باید بلندپروازانه اندیشید و عمل کرد و یا برعکس محدودیتها را درک و محتاطانه عمل کرد.
پیروزی کوتاه مدت در جنگ ایران و عراق هدف خوبی بود ولی چنین انتخابی پیش روی کشور نبود و کسانی که چنین بلندپروازی هایی را داشتند به نتیجه نرسیدند و اگر عمل کردند به منابع خودی آسیب های سنگین وارد کرده اند. رفتارها بلندپروازانه در عرصه های مختلف، اگر مبتنی بر واقعیت نباشد و به مقدمات آن بی توجهی شود، اثر معکوس دارند و به همین جهت است که افراطیون و تفریطیون در هر حوزه ای نقش مشترکی را در تخریب ایفا میکنند.
از سوی دیگر تکیه مستمر بر انتخاب حداقلی و اصرار بیش از حد بر آن، موضع انتخاب کنندگان را به سطح واخوردگان سیاسی کاهش میدهد و قدرت مانور را آنها میگیرید. این دسته معمولا در طرح پیشنهادهای خود بین هدف نهایی و عملی که انجام میدهند فاصله ای عمیق را برجا میگذارند. سخن گفتن از سقف و نگاه بر آن داشتن و قدم بر داشتن محتاطانه، محدودیتهای زیادی را به جریانات سیاسی تحمیل میکند.
لینک مطلب:
آقای خاتمی انسان بااخلاقی است؛ اگرچه در عالم سیاست مرسوم و حاکم در جوامع، اخلاق جایی ندارد، ولی در ایران ما الحمدلله هنوز اخلاق در عالم سیاست وجود دارد و نقش مهمی در تصمیمگیریها دارد. برای همین به آن دوست عزیز گفتم که خاتمی کنار خواهد رفت
اصولا دوران تکروی و خودمحوری در جامعه ایران به پایان رسیده، و اگر جلوی آن گرفته نشود، خسارات عظیمی به بار میآورد.
اینکه من در نامهای به یکی از دوستان مطبوعاتی گفتم ایمان بدون تقوی خطرش از جاسوسی برای دشمن کمتر نیست، برای این بود که بیاخلاقی و عدم مسئولیت و تعهد در عرصه سیاست و خودمحوری و تکروی، میتواند جامعهای را با فاجعه روبهرو کند؛ ولی جاسوسی در یک بخش محدود از جامعه آسیب وارد میآورد. بنابراین کسانی که برای مقابله با جاسوسی تلاش میکنند، باید برای مقابله با بداخلاقی و خودمحوری در عرصه سیاست تلاش بیشتری انجام دهند
لینک مطلب:
اخیراً شنیده شده است برخی با پخش آگهی هایی درصدد تخریب خاتمی در شهر قم هستند آیا به عنوان یک روحانی که در این شهر زندگی می کنید موافق این گونه تخریب ها هستید؟
من اطلاعی از این موضوع ندارم اما برخی کاندیداها به دنبال مظلوم نمایی هستند و پروژه مظلوم نمایی را رای آور می دانند لذا چنین مباحثی را مطرح می کنند
لینک مطلب:
یاری: دبیرکل حزب اعتمادملی گفت:«آقای خاتمی از دوستان خوب اینجانب و از چهرههای برجسته کشور و صاحب فضل و تفکرند و در هر مقام و موقعیت اجتماعی میتوانند موثر واقع شوند بهخصوص در شرایط بحرانی کنونی کشور که نیاز به اتحاد و همدلی وجود دارد و معتقدم اگرنتیجه انصراف جناب آقای خاتمی کاهش امید به تغییر و افزایش یأس و ناامیدی در گروهی از حامیان ایشان باشد، احساس میکنم که باید برای تغییر این وضع تلاش کرد.»
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام مهدی کروبی در آخرین جلسه شورای سیاستگذاری روزنامه اعتماد ملی در سال 87 که با حضور اعضا و مشاوران مطبوعاتی مهدی کروبی برگزار شد، با اشاره به تحولات جاری انتخابات ریاستجمهوری و با تجلیل از سوابق سیاسی و اجرایی خاتمی اظهار داشت:«من از آغاز فرآیند انتخابات اخیر میدانستم شرایط این دوره بسیار پیچیده و متفاوت خواهد بود و به همین علت از آغاز سعی کردم ضمن تلاش برای حفظ وحدت اصلاحات به صورت حزبی نامزد انتخابات شوم و ضمن احترام به همه نامزدهای انتخابات آینده از هیچکس نخواهم به نفع فرد دیگری کنار رود.»
رئیس مجلس ششم افزود:«اگرچه تحلیل من از انتخابات روشن بود و معتقد بودم که در صورت اتحاد اصلاحطلبان امکان پیروزی بیشتر خواهد شد اما در این مدت از تکثر نامزدهای اصلاحطلب استقبال میکردم و هریک از نامزدهای اصلاحطلب را یکصدا و یکامکان برای تغییر وضع موجود میدیدم و از همین منظر اگر نتیجه انصراف جناب آقای خاتمی کاهش امید به تغییر و افزایش یأس و ناامیدی در گروهی از حامیان ایشان باشد، احساس میکنم که باید برای تغییر این وضع تلاش کرد. »
کروبی در عین حال ابراز امیدواری کرد که سیدمحمد خاتمی بهعنوان چهرهای ملی و اصلاحی همچنان در عرصه عمومی بمانند و اظهار داشت:«ممکن است برخی نگرانی داشته باشند که این انصراف به معنای بیبهره شدن از موقعیت سیاسی و مردمی آقای خاتمی باشد اما همانگونه که ایشان در بیانیه خود اعلام کرده است با وجود انصراف از نامزدی همچنان در عرصه انتخابات باقی میمانند و به تلاش خود برای پیروزی اصلاحات ادامه خواهند داد و این مایه امید است.»
صاحبامتیاز روزنامه اعتماد ملی ادامه داد:«همگرایی فراتر از وحدت باید در ادامه این انتخابات مورد توجه اصلاحطلبان قرار گیرد. ظاهراً هم جناب آقای خاتمی به این نکته توجه دارند و هم جناب آقای میرحسین موسوی تاکید کردهاند که خواهان انصراف هیچ نامزدی نیستند در عین حال که میتوان با برنامهریزی دقیق رفاقت اصلاحطلبان را در عین رقابت حفظ کرد و استراتژی مشترکی را میان نامزدهای اصلاحطلبان طراحی کرد.»
کروبی مهمترین محورهای همگرایی اصلاحطلبان را مواردی مانند صیانت از آزادی انتخابات و آرای ملت عنوان کرد و گفت: بهخصوص در زمانی که شورای نگهبان و وزارت کشور همسو هستند.
این کاندیدای اصلاحطلب انتخابات ریاست جمهوری دهم، نقد عملکردهای موجود و ارائه راهکارهای جایگزین برای اداره کشور را یکی دیگر از محورهای همگرایی اصلاحطلبان خواند و گفت:«من از آغاز با هرگونه اقدام تخریبی علیه هر نامزد انتخابات آینده مخالف بودم و حتی به روزنامه اعتماد ملی توصیه کردهام اخبار همه نامزدها را منتشر کند و علیه هیچ نامزدی عمل نکند، اکنون نیز بر حفظ احترام و شخصیت همه رجال سیاسی بهخصوص آقای خاتمی تاکید میکنم.آقای خاتمی از دوستان خوب اینجانب و از چهرههای برجسته کشور و صاحب فضل و تفکرند و در هر مقام و موقعیت اجتماعی میتوانند موثر واقع شوند بهخصوص در شرایط بحرانی کنونی کشور که نیاز به اتحاد و همدلی وجود دارد.»
دبیر کل حزب اعتماد ملی به همراهی خود و خاتمی در نهادها و مقاطع مختلف بخصوص مجلس، دولت در دهه اول انقلاب و عصر اصلاحات اشاره کرد و گفت:«من و آقای خاتمی در مقاطع مختلف همراهی و همدلی کاملی با هم داشتیم بهخصوص در دوره مسوولیت من در مجلس و مسوولیت ایشان در وزارت ارشاد و نیز گاه نامههای مشترک و محرمانهای با هم خطاب به حضرت امام(ره) در دوران جنگ مینوشتیم و در دوره اصلاحات نیز میان ما، رئیس دولت و رئیس مجلس، رابطه صمیمانهای برقرار بود.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پایان این جلسه با تبریک سال نو اظهار امیدواری کرد تغییری که مردم در پی آن هستند تنها تغییر در فصلها نباشد بلکه تغییر در سیاستها و روشهای اجرایی کشور هم باشد.
لینک مطلب:
عضو ارشد جریان اصولگرایان منتقد با اشاره به عدم کاندیداتوری خود در انتخابات ریاست جمهوری، گفت:«در آن زمان تمام تلاش من این بود اجماع کاذبی که انحصار طلبانه در حال شکل گیری بود را بشکنم، تلاش داشتم تا بفهمانم این یک اجماع تصنعی است و طبیعی نیست.»
عماد افروغ در گفتگو با ایلنا، با اشاره به اخباری مبنی بر احتمال انصراف خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری و در خصوص تغییرات آرایش نیروهای سیاسی، اظهار داشت:«به نظر من واقعیت پیچیده تر از آن است که منحصر به یک نفر از اردوگاه اصولگرایان و دو نفر از اردوگاه اصلاح طلبان شود.»
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم افزود:«با انصراف آقای خاتمی اجماع غیر شفاف و مبهم اصولگرایان شکسته شد زیرا حضور خاتمی شدتی به این اجماع می بخشید و با کناره گیری ایشان اجماع اصولگرایان خود به خود دچار تزلزلی میشود و کاندیداهای دیگر اصولگرایان هم وارد عرصه میشوند و این امری قابل پیش بینی است.»
وی با بیان اینکه شاید بخشی از هواداران و حامیان خاتمی دور میرحسن موسوی حلقه نزنند، تاکید کرد:«این احتمال وجود دارد که دیگر کاندیداهای اصلاح طلب هم وارد صحنه انتخابات شوند.»
افروغ تصریح کرد:«به نظر میآید ما در این دوره از انتخابات با تکثر کاندیداها رو به رو هستیم و آن تکثر تا زمانی که درون گفتمان انقلاب اسلامی باشد و سلامت اخلاقی هم در انتخابات تضمین و حفظ شود، ضمانتی برای حضور حداکثری مردم است.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به پیامدهای تعدد کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد:«در این صورت کاندیداها مجبور میشوند با ارائه برنامههای عملیاتی و منسجم وارد صحنه انتخابات شوند و این امر هم به رشد سیاسی مردم و هم به عقلانیت سیاسی در سیر و روند تاریخی خود کمک میکند. به هرحال نبرد به سمت نبرد برنامهای و تیمی میرود و ما به آن نیاز داریم تا مردم بدانند به چه کسی با چه برنامهای و با چه تیمی رای دهند.»
افروغ با بیان اینکه اتفاقاتی رخ خواهد داد، گفت:«در مجموع هم در میان اصولگرایان تکثر خواهیم داشت و هم در میان اصلاح طلبان.»
وی در بخش دیگری از سخنانش و در خصوص برخی اخبار مبنی بر احتمال کاندیداتوری وی برای انتخابات ریاست جمهوری، تاکید کرد:«تمام تلاش من این بود که اجماع کاذبی که انحصارطلبانه در حال شکل گیری بود را بشکنم، تلاش داشتم تا بفهمانم این یک اجماع تصنعی است و طبیعی نیست و این گونه مطرح کردم که اگر مسایل طوری پیش رود که عده ای به دلیل مصلحت یا تعارف یا عوامل دیگر احساس کنند فضای باز و سالمی برای حضورشان به عنوان کاندیدا وجود ندارد، در چنین حالتی من بر حسب این که هیچ گاه منفعت طلبی و مصلحت اندیشیها را بر نتابیدهام، گفتم که خود را کاندیدا می کنم اما اکنون فضا دگرگون و عوض شد، اخبار هم حاکی از تکثر دو اردوگاه است، داعیه حضور در انتخابات را ندارم و بیشتر به کارهای روشنفکری و فکری و پژوهشی خود می پردازم و امیدوارم با روشنگریهای خود به انتخاب بهتر مردم کمک کنم.»
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم در بخش دیگری از سخنانش پیرامون نامه احمدی نژاد به رییس مجلس و اخطار قانونی رییس جمهور به رییس مجلس، گفت:«من به پیروی از فرمایشات امام راحل بر این اعتقادم که مجلس در راس امور قرار دارد و بنابر جایگاه در راس بودن مجلس، نامه لاریجانی قابل دفاع است، ایشان در نامه خود به بندهایی استناد کرده که موید قانونی بودن بنیان تصویب لایحه بودجه توسط مجلس است.»
وی وجود اشتباهات و ضعفها و نقصها را طبیعی دانست و با اشاره به نامه لاریجانی ادامه داد:«نکته جالب در نامه لاریجانی این بود که اخطار قانون اساسی که رییس جمهور دادند، به تعبیر رییس مجلس مستند به قانون اساسی قبل از بازنگری و اصلاحات است و برخی از مفاد این نامه هم جلب توجه می کند.»
عضو جریان اصولگرایان منتقد در پایان خاطرنشان کرد:«برای شخص من دفاع از حرمت مجلس مهم است که به لاریجانی تبریک می گویم. متاسفانه ما در مجلس هفتم شاهد این دفاع طبیعی، قانونی و موثق از مجلس نبودیم و این می تواند امتیازی برای رییس مجلس فعلی به حساب آید.»
لینک مطلب:
رییس ستاد انتخابات کشور، گفت: انشاءالله با تمهیداتی که اندیشیدهایم امیدواریم بتوانیم نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم را یک روز پس از برگزاری این انتخابات اعلام کنیم. پس از اعلام نتایج از سوی وزارت کشور شورای نگهبان با بررسی نتایج انتخابات را تایید نهایی خواهد کرد
لینک مطلب:
در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ از قول آقای مصباحیزدی مطالبی در مورد آقای کروبی نقل شد که جای بسی تامل و شگفتی دارد. ایشان در جواب آقای کروبی که سه سال پیش گفته بود: نامهای را علیه دستگاه شاهنشاهی نزد آقای مصباحیزدی بردم ولی امضا ننمود و گفت حاجآقا روحالله از این تندرویها زیاد میکنند، ما نباید گوش کنیم> در پاسخ گفته است: <من به آقای کروبی اعتمادی نداشتم، هویت او برایم مجهول بود. بنده هنوز هم به این قبیل افراد اعتماد ندارم.> حضرت آقای مصباح ضمن احترام به فضایل علمی و فلسفی جنابعالی باید بگویم که آن روزها برنامههای جنابعالی و برخوردهای جنابعالی مجهول و ناشناخته بود، نه آقای کروبی. کروبی از عنفوان جوانی یا در زندان بود یا در تبعید و حصر یا مخفی و فراری بود یا مورد بیمهری امثال جنابعالی. و من که از سال ۴۱ رفیق نزدیک ایشان بودم، یاد ندارم که مدتی را ایشان و خانوادهاش در آسایش زندگی کنند. همه هستی او صرف مبارزه با دستگاه ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلاب شد و اگر امثال کروبی و سربازان پاکباخته چون کروبی نبودند نه دستگاه جبار به نابودی کشیده میشد و نه انقلاب به ثمر رسیده بود و نه امروز جنابعالی میتوانستید آزادانه از امکانات انقلاب و کشور در جهت اهداف فرهنگی مورد نظر خود بهرهبرداری کنید.
حضرت آقای مصباح آیا شما واقعا به روش امام و اندیشههای او معتقد بودید و در عین حال در جشن نیمهشعبان سال ۵۷ با چراغانی موسسه خود دستور امام را در مورد تعطیلی چراغانی شکستید؟ و امام را آدمی تندرو میدانستید؟
برخوردهای آن روزگار شما نشان میداد که اگر خدای نخواسته انقلاب به پیروزی نمیرسید، شما احتمالا از کسانی بودید که انقلابیون را به تمسخر میگرفتید و همه را غیرطبیعی فرض میکردید کمااینکه الان به شخصیتی که صددرصد مورد تایید و نماینده تامالاختیار امام بود و امام ایشان را با عنوان عمادالاعلام و ثقهالاسلام مورد خطاب قرار داد، (صحیفه امام ج ۶ ص ۳۶۷) میگویید <اعتماد نداشته و هنوز هم ندارم> جناب آقای مصباح! حضرت امام با آن همه احتیاط که در نوشتار و گفتار خود داشتند راجع به آقای کروبی تعبیراتی دارند که در مورد کمتر کسی نظیر آن را میتوان یافت. حضرت امام در حکمی به جناب آقای کروبی میفرمایند: <جنابعالی را که بحمدالله در صف اول مجاهدان اسلام بوده و هستید چون سالهای گذشته به نمایندگی از طرف خود به سرپرستی حجاجبیتالله الحرام منصوب مینمایم.> جناب آقای مصباح اگر برای ما ملاک نظر حضرت امام باشد، باید بگویم کروبی مورد تایید امام و در صف اول مجاهدان اسلام است و اما جنابعالی که امروز سنگ دفاع از اندیشه امام را به سینه میزنید از چنان جایگاهی در نزد امام برخوردار نبودید و حتی وقتی یکی از بستگان شما را برای نمایندگی امام در سپاه معرفی کردند، امام رد کردند و فرمودند: میخواهید این افکار را به سپاه بکشانید. جناب آقای مصباح اگر حضرتعالی به آقای کروبی اعتماد نداشتید و ندارید و به راه امام عقیده داشتید چرا شب نیمه شعبان که شعله انقلاب فراگیر شده بود با نظر امام در مورد تعطیلی چراغانی مخالفت کردید و خواستید وضع کشور را عادی جلوه بدهید و امام را یک آدم تندرو قلمداد نمایید. واقع قضیه این است که بعضی افراد که نتوانستند و نفوذ حضرت امام اجازه نمیداد که به امام ناروا بگویند سعی میکردند به افراد مورد تایید و قبول حضرت امام بدگویی و تهمت و افترا بزنند. به یاد دارم مرحوم فردوسیپور در ایام درگیری بنیصدر خدمت امام رسید و گفت: بسیاری به افرادی چون آقای بهشتی و هاشمی و آقای خامنهای و حاج احمدآقا فحاشی نموده و بد میگویند و حضرت امام به او فرمودند: بله اینها چون به من نمیتوانند فحشی بدهند به این آقایان میگویند چون میدانند که اینها مورد تایید و اعتماد من هستند. اکنون نیز گویا مطلب همینطور است؛ انتقام از اینها و کروبیها انتقام از امام است.
لینک مطلب:
پس از قطعی شدن انصراف خاتمی از انتخابات، حمایت یا عدم حمایت طرفداران و ستادهای وی از میر حسین موسوی به موضوع مناقشه برانگیزی تبدیل شده و به نظر می رسد حداقل طیف های جوان ستادهای خاتمی تمایلی برای حمایت از نخست وزیر دوران جنگ ندارند.اعضای بخش جوانان ستادهای سید محمد خاتمی شب گذشته با عبدالله نوری دیدار کردند.این دیدار در پی قطعی شدن انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری آینده بوده است.به گفته یکی از اعضای حاضر دراین دیدار،جلسه مذکور جهت مشورت و بحث در خصوص انتخابات و همچنین انصراف سید محمد خاتمی و وضعیت کاندیداتوری آقای نوری و اجماع اصلاح طلبان برگزار شده و دو طرف در باره موارد یاد شده نظرات خود را بیان کرده اند.
عبدالله نوری نیز در این دیدار جوانان ستادهای خاتمی را به حفظ آرامش فراخوانده و گفته است که در شرایط حساس فعلی باید خیلی با درایت حرکت کرد و بخصوص از بد اخلاقی ها و تخریب کاندیداهای انتخاباتی و مخصوصا کاندیداهای اصلاح طلب پرهیز کرد.
نوری درباره وضعیت کاندیداتوری خود در انتخابات نیز همه چیز را به گذشت زمان موکول کرده و گفته است این موضوع قابل تامل است ولی نباید با عجله و از روی احساسات تصمیم گرفت. باید صبر کرد چند روزی بگذرد و فضا آرام شود بعد با درایت تصمیمی گرفته شود که صلاح اصلاحات در آن باشد.
گفتنی است پس از قطعی شدن انصراف خاتمی از انتخابات، حمایت یا عدم حمایت طرفداران و ستادهای وی از میر حسین موسوی به موضوع مناقشه برانگیزی تبدیل شده و به نظر می رسد حداقل طیف های جوان ستادهای خاتمی تمایلی برای حمایت از نخست وزیر دوران جنگ ندارند.
بدین ترتیب عبدالله نوری اولین وزیر کشوراصلاحات که پیش از این و در بحبوبه کاندیداتوری مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی با نوعی بی مهری اصلاح طلبان مواجه شده بود، بعید نیست حال به صورت جدی محور رایزنی ها و تحولات اصلاح طلبان قرار گیرد.
نوروز: « برای بسیاری از علاقه مندان و طرفداران آقای خاتمی بخصوص با اقبال فوق العاده مردمی در همین مدت کوتاه حضور، پذیرش و انصراف ایشان بسیار سخت است.»
دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در گفتگو با نوروز اقدام آقای خاتمی را اخلاقی ترین تصمیمی دانست که از شخصیتی همچون ایشان می توان انتظار داشت و گفت: «با توجه به منش و روش و تفکری که آقای خاتمی به آنها مقید و پایبند هستند تصمیم اخیرشان دور از انتظار نبود.»
ایشان با اشاره به برخی سیاستمدارانی که به تدریج از موازین اخلاقی فاصله می گیرند گفت:« تمام سرمایه آقای خاتمی اعتماد مردمی است که آنهم مبتنی بر صداقت و بر مقید بودنشان به موازین اخلاقی است و وی به هیچ وجه حاضر نشد از این مبانی فاصله بگیرد که به نظر تصمیم ایشان قابل درک و قابل تقدیر است و کاملا با تفکر و منش ایشان منطبق است.»
دبیرکل جبهه مشارکت با قطعی دانست آرای آقای خاتمی و پیروزی شان در انتخابات گفت:« ارزش این اقدام وقتی بیشتر معلوم می شود که به گواه موافقان و مخالفان، پیروزی ایشان در انتخابات پیش رو قطعی می نمود و اگر در صحنه می ماندند بدون شک در میان گزینه های مطرح بالاترین میزان رای را به دست می آوردند.»
وی ادامه داد: به نظر من ایشان با نگاه به افق های بلندتر و بخاطر تقید به موازین اخلاقی این تصمیم را گرفتند که بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است و ارزش آن از پیروزی در انتخابات بالاتر است. ایشان با این اقدام نشان دادند که تنها منافع کشور و هدف پیشبرد اصلاحات را مد نظر دارند و نه تکیه زدن بر مسند قدرت و اگر دوستان دیگری آمادگی دارند این مسئولیت را برعهده بگیرند از آن استقبال می کنند و فداکارانه حاضرند به آنها کمک کنند. اقدامی که برای بسیاری از داعیه داران خدمت بسیار سخت می باشد و اینکه که آقای مهندس موسوی در این مسیر هرچند دیرهنگام اعلام آمادگی نموده اند، ایشان ترجیح میدهند در واگذاری این عرصه پیشگام شوند تا ابهام و تردیدی در افکار و آراء مردم بوجود نیاید.
دبیرکل جبهه مشارکت در پاسخ به این سوال که موضع این حزب در این مورد چه خواهد بود، گفت:« حزب در آخرین کنگره خود آقای خاتمی را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی کرده است و مصوب نموده است در صورتیکه شرایط جدیدی در عرصه انتخابات بوجود آمد شورای مرکزی جبهه مشارکت به همراه روسای مناطق جلسه مشترکی تشکیل داده و با توجه به شرایط جدید در خصوص اقدامات آتی حزب تصمیم گیری خواهند نمود، لذا در همین راستا فردا جلسه مشترکی بین روسای مناطق و شورای مرکزی جبهه مشارکت در تاریخ 28 اسفند ماه برگزار میگردد.»
میردامادی رسیدن به تصمیم نهایی در این نشست را بعید دانست و تصمیم گیری نهایی را منوط به تشکیل نشست های بیشتر در سال جدید دانست.
لینک مطلب:
حضور محترم عالیجنابان:
حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی
حجت الاسلام سید محمد خاتمی
مهندس میر حسین موسوی؛
همان گونه که مستحضر می باشید نظام جمهوری اسلامی که ثمره تلاش ها و فداکاری های بسیاری از فرزندان این آب و خاک است، با شرایط سخت و صعب اقتصادی و سیاسی مواجه می باشد و این از بابت حضور یکدست اقتدارگرایان در کلیه قوای نظام است.
لذا ما جمعی از اصلاح طلبان استان مازندران ضمن یادآوری وحدت به عنوان کلمة الله و عنصر بالنده جامعه وجریانات فکری، مؤکداً خواهان حضور یک فرد از میان شما بزرگواران به عنوان نامزد نهایی اصلاح طلبان می باشیم.
گفتنی است این تومار به امضای بیش از هفتصد تن از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استان مازندران رسیده است.



دیدگاه شفاف مهندس موسوی به روشنی تعلق وی به مبانی اصلی اصلاحات یعنی بازگشت به اصول خط امام خمینی و اهمیت توسعه جامعه مدنی و توجه منافع ملی و امثال آن را نشان میدهد و مشخصا خاتمی را بنیانگذار این رویکرد میداند.
میرحسین در نامه اخیر خود به روشنی نشان میدهد که انعطاف لازم برای کناره گیری را دارد و از تاخیر در کناره گیری خاتمی استقبال میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
با سلام پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سالها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت میبردم وبه آن افتخار می کردم. زمانی که نسل نوخاسته تلالو آرمانهای خود را در آن چهره ملاقات میکرد و به هیجان میآمد به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند. بسیار تاسف خوردهام که مخالفان چگونه میتوانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاحطلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاکید بر دستآوردهای بزرگی که داشتهاید چشمپوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابیهای دورانسازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاههای عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفتهای بدست آمده در زمینه انرژی هستهای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وکشور.
خود میدانید که اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول ، و نیز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی میکنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمیکرد برای تداوم این طریق کسی را مناسبتر از پایهگزار آن نمیدانستم. همچنین و همانگونه که در ملاقات حضوری عرض کردم دقت و صحت برآوردی که از این مختصات دارم را برگشتناپذیر نمیبینم و اگر فارغ از رودربایستیهایی که تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی که در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نکند بر آن اصرار نمیکنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول وحدتی که نیروهای همفکر و همسنگر بدون تردید به آن میرسند هنوز گسترده میدانم و تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات میشناسم.
در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی که در آن جان عزیز سراغ گرفتهایم این است که نقش شما در تحقق آرمانهایی که پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعۀ جامعه مدنی که دغدغۀ عصری نیروهای فهیم و دلسوز کشور است نیاز به سرمایهگذاریهای جدی چون تلاش و تکاپوی مشخص شماست.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
میر حسین موسوی
روزگاری فعالیتهای زیادی در مساجد انجام میشد. ساماندهی نیروهای مردمی انتظامی که به کمیته های مردمی شهرت پیدا کردند و نهایتا با ادغام آنها و شهربانی و ژاندارمری، نیروی انتظامی شکل گرفت. فعالیتهای اقتصادی با عنوان بسیج اقتصادی که در نهادهای اقتصادی جذب شد و فعالیتهای فرهنگی و نظامی بسیج که به تدریج در چارچوبهای رسمی تر و خارج از مسجد شکل گرفته است.
حضور افراد با تجربه در مساجد فرصتی برای تعامل است. استفاده از این ظرفیت نیازمند طراحی مناسب است. حتی هیئت های مذهبی به نوعی در خارج از مساجد ساماندهی میشوند و این موضوع به حیات بالنده مساجد آسیب جدی زده است. استفاده سیاسی در مفهوم جناحی آن نیز میتواند از آسیب های همین حوزه محسوب شود.
مسجد برای آنکه سمبل وحدت مردم باشد، نیازمند توجه و تغییراتی است.
فحش ناسزاست
نه سزا
لینک مطلب:
کامبیز نوروزی:
دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران افزود: پس از پیگیری متوجه شدیم خبرگزاری فارس مصاحبه قدیمی را مجددا با تاریخ دوشنبه ٢۶/١٢/٨٧ بدون اطلاع ایشان منتشر کرده است. جالب اینکه پس از مدت کوتاهی فارس ناچار شد این خبر را از خروجی سایت خود حذف کند
لینک مطلب:
به گزارش خبرنگار تدبیر فاطمه رجبی در فرازی از نامه سرگشاده خود به مهندس موسوی آورده است : ((محمد خاتمی که خود به «عدم مشروعیت خویش» اذعان دارد و آن را «قطعی» میداند، در تلاش است که شما را به صحنه بیاورد. این برگ هم با کمال عذرخواهی، عدم مشروعیت شما را صحه میگذارد. کسی که خود غیرمشروع است و از طرفی حمایت و تأیید امریکا و امریکاپرستان را دارد، حامی و مؤیدی نیست که ملت مسلمان را به پای صندوقها بکشاند.))
متن نامه بدین شرح است :
جناب آقای میرحسین موسوی
سلام علیکم
اول.
وقتی کتاب «امریکا شیطان بزرگ» از تألیفات خود را برایتان فرستادم، نوشتم: «تقدیم به نخستوزیر محبوب دوران طلایی امام». بنابراین شما را به عنوان مسؤول محبوبی در آن دوران قبول دارم که یکی از مجریان «برنامهها، تصمیمات و رهنمودهای حضرت خمینی (رضوان الله تعالی علیه)» بودید.
دوم.
وقتی یکی از نشریات مدافع ارزشهای اسلامی در سالهای پایانی اصلاحطلبی مطلبی علیه شما نوشت، با مدیرمسؤول تماس گرفتم و اعتراض کردم. گفت: ممکن است در انتخابات وارد بشود. گفتم: در این بیداد براندازانه اصلاحطلبی، موسوی غنیمت است. گفت: اما یکی از بستگانش (نام برد) دارای فلان عقاید است و زمینه تاخت و تاز پیدا میکند. روشن بود که من نه اهل «قصاص قبل از جنایتم» و «نه از زمره مافیاگرانم که کسی را به گناه دیگری بیآبرو کنم و مجازات». در نتیجه نپذیرفتم. علاوه بر آن که در آن دوران سیاه حکومت محمد خاتمی، و انفعال و ذلیلی راستهای ناراست و عدم قبول آنها، به هر حال شما را غنیمت میدانستم. این دانش به گذشته بر میگذشت و به شناخت شما در دهه اول!
سوم.
این روزها پس از گذشت دو دهه سکوت و پنهانی، شما فعال شدهاید! فعالی پر از ابهام و مسألهبرانگیز! فعالی که هر روز نامش به عنوان نامزد ریاستجمهوری دهم بر سر زبان است، و تصویرش کنار محمد خاتمی، یا سیدحسن خمینی آن هم در جلسات پرمفسده مشارکتیها، کارگزارانیها و به طور کلی اصلاحطلبان بیگانهپرست و اسلامستیز منتشر میشود.
میخواستم بنا به ارادتی که به دلیل نخستوزیریتان به شما داشتم، پرسشهایی را مطرح کنم، از آن جمله:
1. ورود یا فعالشدنتان به دلیل کدام کمبود نیرو، یا کدام شرایط حاد برای اسلام و انقلاب است؟ بگویید تا ما هم مطلع شویم.
2. آیا حضورتان در کنار عناصر نامشروع و نامقبول، اعلان عقیده، روش و برنامهای سیاسی است؟
3. آیا بیرون آمدنتان از پناهنگاه و تصویریشدن (هنوز خیلی صوتی نشدید) سیاسی در بدترین جلسات سیاسی پیامی دارد؟
4. آیا نامزدی شما برای رضای خداست؟ یا در مسیر تشکیل دولت وحدت ملی ناطقنوری و لاریجانی و کرباسچی؟ یا ایجاد دولت نجات ملی محمد خاتمی؟
5. آیا راستهای ناراست همان غیرمقبولان مطرود ملت که در انتخابات نهم، همه و همه بیش از 5/1 میلیون رأی نداشتند، پشتوانه فعالشدن و خروجتان از خفا شدهاند، یا توصیهها و توطئههای مافیاگران قدرت و ثروت از اصلاحطلبی برانداز؟ شاید هم مثلث لاریجانی، قالیباف و رضایی مشوق حضور و ورودتان گردیده است؟
6. آیا مدافع اقتصاد اسلامی تبیینشده از سوی امام خمینی - که درود خدا بر او باد - هستید، یا سرمایهخواری مافیاگرانه را پذیرا شدهاید؟
7. با «عدالت» و «اسلام علوی علیهالسلام» چه میانهای دارید؟ امام عصر عجلالله تعالی فرجه الشریف و ظهور را چگونه میبینید؟
8. امریکا را شیطان بزرگ و اسرائیل را غده سرطانی میشناسید؟ یا با حقوق بشر امریکایی و دموکراسی خداستیز و عوامفریب و ضدمردمی به صحنه آمدهاید؟
9. با فمینیسم و ابزارسازی از جوانان و آزادیهای مورد قبول 16ساله در عرصه قدرت و ثروت چه ارتباطی دارید؟ خویشاوندسالاری، تبعیضگرایی، خانوادهسالاری، آقازادگی و چپاول اموال و انفال توسط آقازادهها و مدیران لایق و باتجربه 16ساله، یا 27ساله مورد قبولتان است؟
10. آیا اسلام مرفهین بیدرد، عافیتطلبان، اشرافیت و سرمایهداری یا همان اسلام امریکایی را رویگردانید؟ آیا اسلام پابرهنهها، مستضعفان، انقلابیون، جهادگران و شهادتطلبان را راه و رسم کارساز در برابر دنیای پیشرفته و متمدن امریکا و اسرائیل میدانید یا خیر؟
11. ولایت مطلقه فقیه یا همان اساس مشروعیت نظام و قانون اساسی را چهقدر باور دارید؟ روحانیت و مرجعیت این پاسداران شریعت را چگونه؟
12. به طور کلی عامل بقا، اعتلا و استمرار نظام اسلامی را در دیپلماسی مقتدرانه علیه سلطهگران و جهانخواران میدانید یا تسلیم و ذلت، آیا انفعال و عقبنشینی و تعظیم در برابر زورگوییهای امریکا و انگلیس یا فرانسه و اسرائیل را «اعتمادسازی»، «تشنجزدایی»، «بیرونآمدن از انزوا» دانسته، نه تنها «تعطیل کامل هستهای» بلکه «جاسوسی و به مخاطرهافکندن کشور و ملت» را اقدامی «سنجیده»، «غیرشتابزده»، «مدبرانه»، «خردمندانه» و ... میپسندید؟ و به این گونه مدیران لایق و باتجربه فخر میفروشید؟
13. باز هم میگویم، با انتظار و ظهور، عدالتگستری جهانی و وجود ذیجود منجی عالم و دکترین مهدویت عجلالله تعالی فرجه الشریف در حاکمیت چقدر موافقید؟ واژگان خرافه، جمود، تحجر و ... که در اطلاعیه غیرقانونی و خارج از مسؤولیت و غیرمعمول شما در فاصله 27 خرداد تا سوم تیر 1384 تصریح شد، حول این باور میچرخد، یا «هیأتهای عزاداری سیدالشهدا» یا «گفتمان مبتنی بر آموزههای اصیل انقلاب و اسلام» را شامل میشود؟
14. تمدن و پیشرفت، علم و فنآوری و اقتصاد و سیاست در دیدگاه شما، در دایره اسلام و تشیع قابلقبول است، یا به ژاپن و کره جنوبی، امریکا و اروپا محدود میشود؟
15. دگراندیشان و تجدیدنظرطلبان، وابستگان به بیگانه، غارتگران بیتالمال، فاسدان و منحرفان عقیدتی و عملی در طول سهدهه پس از حاکمیت نظام اسلامی، حلقه مدیران دائمی، ویژهخواهان و امتیازطلبان، رانتخواران و احزاب - این یادگاران سیاست اموی - را چگونه مینگرید، و در دولت شما چه جایگاهی دارند؟
16. با رانتخواری و آقازادگی و بهرهمندی از پستها و مقامها چه میانهای داشتهاید؟ صریحتر بگویم؛ در طول مدت سکوت و نظارهگری یا رضایتدادن به همه آنچه گفته شد، همسر و فرزندانتان و دامادهایتان از «رانت علمی»، «رانت مدرک»، «رانت استخدام»، «رانت پست»، «رانت سفرهای خارجی» و ... سود نجستهاند؟! خودتان چهطور؟!
پرسشها بسیار است و بیپاسخ! اصول دیپلماسی حکم میکند که؛ سیاستمدار ناپاسخگو باشد و نه حتی اجازه درخواست پرسش را بدهد. محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی نمونهها و الگوهای بسیار خوب و کارآمد در این زمینهاند. ملت نوکر و رعیت و فرمانبر است، و «ارباب» و «حاکم» باید زمام امور را در دست داشته باشد! پرسشگری آنجا آزاد است که دین را به بازی بگیرد و مذهب را لگدمال کند. به عبارت دیگر تروریسم ایمانی آزاد است تا باورهای الهی مردم را نشانه رود. آنچه در 16 سال شاهد آن بودیم. اما چرا پرسشها را در نوشتههایم ادامه نمیدهم، بلکه از درخواست پاسخ نیز صرفنظر میکنم؟ شاید میپندارید از «ماجرای میتینگ 15خرداد سال 85 هاشمی رفسنجانی» درس عبرت گرفته و وحشت دارم! اما تخریب متمدنانه و اصلاحطلبانه و آزادیخواهانه راست ناراست و چپ منحرف در این چهارسال ترور اندیشه و شخصیت مرا محقق کرد و مانده است «ترور فیزیکی». خداوند سبحان را سپاس که ناکام ماند. قلم و بیان اینجانب ماند و فوج عظیم ملتی که آن را «فریاد اعتراض ملی» علیه «مافیای قدرت و ثروت» یا همان «اژدهای هفتسری» میداند که در هر لباس و نام برای حفظ قدرت و ثروت به یغمابردهاش، با هر وسیلهای به سرکوب «بیدارباش»ها میپردازد.
حال چند نکته:
الف. گفته میشود شما مورد تأیید هاشمی رفسنجانی هستید و مینویسند: «او از شما حمایت میکند». همین یک نکته کافی است تا مشروعیت و مقبولیت شما زیر سؤال رفته، به عنوان «مهرهای در دست هاشمی» معرفی شوید. شاید هم کسی شناخته شوید که هاشمی او را در آستین خود برای روز مبادا نگه داشته است. علاوه بر این ممکن نیست فردی خارج از حلقههای خاص، وارد عرصه انتخابات شود و مورد حمایت یا تأیید هاشمی قرار بگیرد. یک نمونه «محمد خاتمی» بود که هر چند «هاشمی» را «عالیجناب سرخپوش» کرد، اما تا کنون همچنان مورد حمایت و تایید ویژه است.
ب. محمد خاتمی که خود به «عدم مشروعیت خویش» اذعان دارد و آن را «قطعی» میداند، در تلاش است که شما را به صحنه بیاورد. این برگ هم با کمال عذرخواهی، عدم مشروعیت شما را صحه میگذارد. کسی که خود غیرمشروع است و از طرفی حمایت و تأیید امریکا و امریکاپرستان را دارد، حامی و مؤیدی نیست که ملت مسلمان را به پای صندوقها بکشاند.
ج. افرادی چون سیدحسن خمینی منهای وابستگی به حضرت امام، جایگاه دیگری در بین مردم ندارند. علاوه بر آن که در جهتگیری سیاسی همسو با هاشمی و خاتمی و حضور در جلسات این طیف آنها را پرمسأله کرده است. ارادت و اعتقاد و عشق الهی مردم به امام پایاننایافتنی است، ولی خانوادهسالاری به شدت مورد اعتراض و طرد ملت واقع گردیده است. اضافه باید کرد خاطرات هاشمی رفسنجانی را در «امیدها و دلواپسی»هایش که به طور مکرر «همراهبردن سیدحسن خمینی به سفرهای خارجی در کنار فرزندانش» را تصریح میکند. خرج بیتالمال مسلمین، وجود شرایط خطیر جنگ، حضور هزاران جوان یا نوجوان همسن سیدحسن خمینی در آن دوران در جبههها به کنار، این خاطرهگویی از «علاقه و عواطف و نوعی ارتباط فراتر از معمول هاشمی و سیدحسن خمینی» رازگشایی میکند. بنابراین نواده امام نه تنها عامل تأیید شما یا خاتمی یا هاشمی و... نخواهد شد، بلکه خود میتواند سؤالاتی را پیرامون نامزد مورد تایید او ایجاد کند.
د. روشن است که بیداد 16 ساله در کشتن عدالت، ستیز با اسلام، پایمالکردن اصول و ارزشهای انقلاب، خمینیشکنی، مردمستیزی، غارتگری، و... را ندیدید و نشنیدید! کجا بودید؟ به اندازه یک شهروند دردمند یا مسلمان متعهد و یا انقلابی ارزشمدار از شما انتظار بود تا فریادی بکشید، حضوری بیابید، یا حتی نالهای بیحاصل سر دهید. این نشد. اینک در حاکمیت گفتمان عدالت و انتظارگرایی، و خیزش مردم علیه مافیاگران و گفتمان دینستیز، و اقتدار سلطهستیزانه، «فعال شدهاید و حساس»! این «تضاد» را مردم نخواهند پذیرفت، و شما پیش خداوند پاسخگو هستید. اگر چه «مردم» را به «هیچ» انگارید.
هـ. اطلاعیه غیرمسؤولانه و تخریبگرانه شما علیه احمدینژاد در انتخابات نهم، آشکارا حمایت از هاشمی رفسنجانی بود که از آن روزها شدیدا مورد اقبال اصلاحطلبی برانداز، حریمشکنان و شریعتسوزان و بیگانگان و دشمنان اسلام و انقلاب قرار گرفته است. این اطلاعیه، امروز پاسخ گرفته و شما را وارد عرصه قدرت و سیاست کرده است، پس از نزدیک به دو دهه سکوت و پنهانی! حال محرز گردیده که اولا شما هم مانند شیفتگان قدرت مادامالعمر، ورود احمدینژاد به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت را جایز نمیدانید و به ادب کردن او و هر کس دیگر که خیال ورود به این منطقه را دارد و خارج از مافیا است پرداختهاید. ثانیا سلطهستیزی و اقتدار و عظمت نظام اسلامی را در دیپلماسی خارجی پیروز احمدینژاد برنتابیده، و علیرغم حمایت و تأیید مقام معظم رهبری، استقبال و پشتیبانی مردم، و بالندگی جهان اسلام، با آن از سر معارضه برخاستهاید. خدا را شاهد میگیرم که شما را به دلیل ورود غیرقانونی و غیرمسؤولانه با صدور اطلاعیه به نفع هاشمی، «بازنده اصلی انتخابات نهم» نامیدم و آن را در کتاب «احمدینژاد معجزه هزاره سوم» ثبت کردم. حال گویا این «بازندگی» عبرتآموز نشد، یا اهداف درازمدت مورد نظر است.
و. استقبال مسیح مهاجری این کارگزار بیچون و چرای هاشمی رفسنجانی از حضور شما ذکر چند نکته را ضروری میکند. یکی آنکه شما دقیقا مورد تایید همهجانبه هاشمی هستید، یا مأمور اجرای برنامههای ویرانگر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی او، دیگر آن که «مسیح مهاجری» کسی است که «بیپروا» استقبال خارجیان از ریاست آیت الله هاشمی؟! بر مجلس خبرگان را تیتر کرد و در آن تأییدات امریکایی انگلیسیها و... را در این ریاست ثبت نمود. و او همان کسی است که پیشنهاد عطاء الله مهاجرانی در شکست قانون اساسی برای مادامالعمر کردن هاشمی را تأیید و حمایت کرد، بالاخره او کسی است که در خاطرات هاشمی رفسنجانی، بارها همراه شما و فرزند شهید بهشتی علیه افراطگریها در حزب جمهوری اسلامی به شکایت نزد هاشمی آمده است. پس امروز ما با «میرحسین موسوی نخستوزیر دوران طلایی امام» مواجه نیستیم، بلکه حزب انحلالیافته جمهوری با ریاست هاشمی رفسنجانی و گسترهای از طیفهای مشارکتی، کارگزارانی، سازمان نامشروع مجاهدین و هر ناراست و غیرصادقی به میدان آمده است. پناه باید برد به خداوند از دسیسههایی که «افراد» را «ابزار» میکند.
ز. با این وجود بیایید. بمانید و به صندوقهای دموکراسی چشم بدوزید. یا همانگونه که اعتقاد دارم «هر که پولش بیش، رأیش بیشتر» میشود و شما با منابع هنگفت مالی مافیاگران پیروز خواهید شد، همانگونه که «ریچارد نیکسون»، «این دموکراسی را دارای توانی میداند که اسلامگرایان از آن بیرون نخواهند آمد»، و به همین دلیل من انتخابات نهم و پیروزی احمدینژاد را که مافیای قدرت و ثروت را در هم شکست و نامزدهای راست و ناراست را با هزینههای هنگفت مالی، و محتوای دینستیز تبلیغاتی از صحنه به در کرد، «معجزه هزاره سوم» نامیدم. یا آنکه حامیان شما از مثلثهای نامقبول اصولگرایان اصلاحطلب، تا شخصیتهای استیجاری یا همان نانخورها از پرتو پدران «آقازادهها» و ستونهای متزلزل ساخته شده برای نظام، بار دیگر با آرای مردم از عرصه قدرت اخراج میشوند.
به هر حال وعده الهی آن است که خدا با مستضعفان است و زمین به آنها به وراثت داده خواهد شد. حتی به اندازه چهارسال دولت احمدینژاد، به اندازه طلیعهای در زمانه انتظار.
رفتار اخلاقی در سیاست به ندرت دیده میشود. خاتمی از معدود کسانی است که تلاش دارد رفتار سیاسی اش اخلاقی نیز باشد. اما تصمیم اخیرش در انصراف از کاندیداتوری را نباید به پای یک رفتار غیر سیاسی گذارد. ملاحظاتی که وی را به این تصمیم درست یا خطا رسانده است، عمیقا سیاسی است نه یک تعارف اخلاقی غیر مدبرانه.
حمایت کردن از آقای احمدی نژاد از ابتدا دشوار بود ولی هر چه میگذرد این دشواری افزایش می یابد. در شرایطی که دیدگاهها و رفتار و نتایج تصمیمات احمدی نژاد و یاران اش روشن است، حمایت کردن از آقای احمدی نژاد یک چیزی بیش از شجاعت می طلبد.
البته کسانی که دارای اهداف و منافع و علائق مشترکی با دولت نهم هستند کم نیستند ولی ان شاء الله به لطف خدا در بهار 88 با احمدی نژاد و یاران و حامیانش یکجا خداحافظی میکنیم.
لینک مطلب از وبلاگستان:
بیانیه ی انصراف آقای خاتمی را حتما خوانده یا می خوانید . اگر چه این اقدام او به لحاظ سیاسی یک اشتباه است ، اما بلحاظ آموزش درس اخلاق در سیاست ارزشمند تر از رسیدن به قدرت سیاسی حتی با هدف خدمت به مردم است . پیامبر گرامی اسلام ( ص ) هدف بعثت خود را به تمامیت رساندن مکارم اخلاق اعلام نمود . و علی بن ابیطالب ( ع ) فرمود ذمتی بما اقول رهینه : من خود در گرو سخن خویش هستم .
بالاخره هر چه میان آقای خاتمی و آقای مهندس موسوی گذشت ، که همه از آن آگاه هستیم ، این سخن خاتمی که " یا من می آیم یا میر حسین موسوی " ، برای وی تعهدی ایجاد کرد که در گرو سخن خویش باشد و بدان عمل کند . بی شک او ، همچنانکه در بیانیه ی انصرافش تاکید کرد ، در کنار ملت ایران نقش ملی و بین المللی خود را برای سربلندی ایران و ایرانی و اعتلای اسلام در حد وسع ایفا خواهد کرد .
گر چه انصراف او سرخوردگی اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبان را تا مدتی بدنبال دارد . اما به هر حال در سخت ترین شرایط همیشه راهی برای برون رفت از بن بست وجود دارد . مخصوصا اینکه اصلاح طلبان دو کاندیدای مطرح مثل آقای کروبی و میر حسین موسوی در صحنه دارند و با اینکه این دو به اندازه ی خاتمی هنوز محبوب نیستند ، اما با انصراف یکی از این دو نفر و اجماع اصلاح طلبان بر محور یک کاندیدا ، راه موفقیت در انتخابات برای اصلاح طلبان باز است .
نکته ی آخر اینکه نباید به غیر خدا دل بست که سر انجامی جز پشیمانی ندارد و همچنین این آموزه اسلامی و شیعی را بیاد بیاوریم که شیعه هیچگاه مایوس و نا امید نمی شود :
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چه وابینی خیر تو در این باشد ...
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد .
برای مشهور و ماندگار شدن راه های زیادی وجود دارد. گاهی در کنار چاه زمزم میتوان دانش آموخت و سالک و خدایی شد و گاهی وقیحانه عمل کرد و نامی در کرد. ظاهرا مدتهاست که نیک آهنگ راه دوم را برگزیده است.
========================
استقلال اصحاب رسانه در کشورهای مختلف به معنای استقلال از قدرت های رسمی و متنفذین محدود کننده آزادی است. اگر هوشیاری اش را از دست داده به دلیل الزامات انتخابات نخستین است. حساب خود را از مردم و اصلاحات جدا کردن یعنی انتخاب "بیگانگان داخلی و خارجی". نوع داخلی آن ظاهر قابل تحمل تری دارد ولی نیک آهنگ نوع خارجی آن را ترجیح داده است. شاید انتخاب بیگانگان خارجی، به خاطر محیط زندگی اش باشد و اگر در داخل ایران بود یا قصد بازگشت به کشور داشت، نوع اول را ترجیح میداد. الله اعلم
===========================
نمیتوان تصور کرد که نیک آهنگ نمیفهمند که چه میکند. ولی ظاهرا نمیداند که مظلومیت سید محمد خاتمی را به ظلم و ستم تبدیل کردن از هیچ کسی بر نمی آید. ناکسان که جای خود دارند.
آخرین خدمت هنرمندانه نیک آهنگ کوثر را ببینید:

با خاتمی برای اجماع اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری می مانیم. ان شاء الله
با هزینه های کناره گیری خاتمی چه باید کرد؟ همان کاری که با مصیبت ها و هزینه های دیگر میکنیم. یاری گرفتن ازصبر با توکل بر خدا. با خضوع و خشوع در برابر حق و حقیقت گذار از این شرایط را آسان میکنیم. ان شاء الله
هزینه ی کناره گیری خاتمی از عرصه انتخابات هزینه سنگینی بود. پیش از انصراف، امید و طراوت را به راحتی احساس میکردیم ولی اینک مشقت های یک عقب نشینی ناراحت کننده را حس میکنیم. تلخی پذیرش قطعنامه 598 در کام مان تجدید شد. به یاد بازگشت رزمندگانی رسیده به فراتو بازگشت سپاه مالک اشتر از خطوط مقدم صفین افتادیم. شاهد خشم و اندوه بسیاری هستیم که بر آن صبر خواهیم کرد تا خداوند چه مقدر فرمایند.
بی شک محاسن زیادی بر انصراف خاتمی مترتب است که موجب چنین تصمیم سخت و پرهزینه ای از سوی خاتمی و علیرغم مخالفت قاطع تمامی کسانی است که تا کنون خرد جمعی خوانده میشدند.
یکی از محاسن این تصمیم افزایش قدرت مانور خاتمی برای ایجاد ائتلاف و اجماع در بین اصلاح طلبان و افزایش مسئولیت کروبی و میرحسین موسوی در قبال جریان اصلاحات است.
جریان تخریب چند ماهه علیه خاتمی به هدر رفت و اگر خاتمی بتواند حامیانش را به عرصه انتخابات بکشاند نتیجه انتخابات با کمترین هزینه به سود اصلاحات خواهد بود.
خاتمی نقش رهبری اصلاحات را هدف گرفته است و اگر موفق شود بین جریانات اصلاح طلب به رهبری کروبی و میرحسین موسوی وفاق ایجاد کند، نقش رهبر ارشد اصلاحات را همانگونه که در تئوری به دست آورده است، در عمل نیز به دست خواهد آورد.
خاتمی فعال در انتخابات در واقع به عنوان یک حزب و جریان سیاسی فعالیت خواهد کرد و تلاش میکند محبوبیت خود را به یک جریان پایدارتر نیز منتقل کند.
خاتمی مسئولانه نسبت به حذف بی تدبیری از کشور رفتار کرده است. هر چند کسانی که پایه گذاران این وضعیت نابخردانه هستند بفهمند یا نفهمند.
خاتمی در بیانیه انصراف و رفتاری که با ستاد خود در پیش گرفته است، نشان میدهد که میخواهد بماند. یعنی انصراف از کاندیداتوری را در خدمت پیروزی اصلاحات به کار گرفته است. گذشته از اینکه این تحلیل و مبنا برای کناره گیری از انتخابات درست باشد یا خطا، انگیزه ی بالای خاتمی برای بسیج امکانات اصلاحات و پیروزی میتواند به یک پیروزی قاطع بدون کاندیداتوری خاتمی بینجامد که فوق العاده تر از حضور خاتمی به عنوان کاندیدا خواهد بود.
به یکی گفتم که شاید خاتمی دوباره کمی پیش از انتخابات به صحنه انتخابات بازگردد. گفت مگر مسخره بازی است؟! گفتم نه! ولی به همان دلیل که با تغییر شرایط کناره گیری کرده است ممکن است با تغییر مجدد شرایط بازگردد. تا خدا چه خواهد
حضور میرحسین موسوی در عرصه کاندیداتوری دیرهنگام و زودهنگام بود. دیرهنگام بود چرا که فرصت حضور کم هزینه تری را داشت و زودهنگام بود چرا که سخن از وجود فرصت تا فروردین و اردیبهشت 88 شده بود. اینکه چرا اینگونه شد حتما دلایل روشنی دارد که توسط ایشان یا ستاد ایشان به صورت شفاف روشن میگردد ولی هر چه بود گذشت و اکنون باید به آینده فکر کرد.
مهندس نیز آمد و همانطور که پیش بینی میشد به عنوان نسخه اصیل عدالتخواهی خط امام، بی نسبتی عملکرد و تصمیمات آقای احمدی نژادی با الگوهای نقلی و عقلی انقلاب اسلامی را روشن تر از پیش ساخت. این موضوع چیزی نیست که اصولگرایان تاب آن را داشته باشند. طبیعی است که جریان تخریب میرحسین موسوی شکل جدی تری پیدا کند و حتی از ناخرسندی عمومی ناشی از کناره گیری خاتمی که امری طبیعی است، برای تخریب میرحسین سوء استفاده شود.
حمایت از کاندیداهای ارشد اصلاح طلب : کروبی و میرحسین موسوی حق مسلم ماست.
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشتسر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گستردهی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:
1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، ”تغییر سازنده“ در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.
2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"
سیّد محمّد خاتمی
26 اسفند 1387
لینک مطلب:
نوشته: دکتر فاطمه احسان
پیشبینی رفتارهای خرید مصرفکنندگان یک نیاز اساسی برای بازاریابان و فروشندگان است چرا که با تعیین آن کامیاب خواهند شد و در صورت پیشبینی نادرست ناکام . اما چگونه میتوان به این پیشبینی، یعنی تعیین نوع رفتارهای خرید مصرفکنندگان دست یافت؟
دانش روانشناسی تا حدودی قادر است نوع رفتارهای خرید مصرفکنندگان را تعیین کند. برپایه این دانش و با کسب آگاهی از نیازها و محرکهای درونی مصرفکنندگان، میتوان کالایی متناسب با نیازهای آنها تولید و به آنها عرضه کرد.
افزون بر آن کارگزاران تبلیغات با شناسایی و درک سبک و نحوه زندگی بیشتر مشتریان در بازار هدف و آگاهی از علایق و انگیزههای آنها در مراحل مختلف زندگی، قادر خواهند بود با طراحی و ایجاد تبلیغات متناسب با نیازها و خواستههای مصرفکنندگان به موفقیت بیشتری برای هدفهای از پیش تعیین شده و پیشبرد فروش دست یابند. در ادامه، متکی بر «نظریه سلسله مراتبی نیازهای مازلو» سعی شده چارچوبی فراهم آید تا بازاریابان در پرتو آن بتوانند رفتار خرید یا نیازهای مشتری را پیشبینی کنند. به عبارت دیگر با این نگرش، بازاریابان میدانند مشتری در جستوجوی چه نوع کالا یا کالاهایی است، چه کالاهایی برای او اهمیت بیشتری دارد و چه کالاهایی کماهمیتترند .
پیشبینی رفتارهای خرید مصرفکنندگان براساس مدل مازلو
احساس محدودیت همان نیاز است و انسان دارای نیازهای پیچیدهای است. آبراهام مازلو، روانشناسی بود که درباره افراد موفق تحقیق و بررسی کرد. وی سلسله مراتب نیازهای انسان را شناسایی و آن را به پنج طبقه اصلی تقسیم کرد. به عقیده مازلو، به محض این که نیازهای مرحله اول انسان برآورده شود، او وارد مرحله دوم و سپس مرحله سوم و همین طور مراحل بعدی میشود. در ادامه به طور خلاصه این مراحل و ارتباط آنها با کالاهای مختلف مورد نیاز مصرفکنندگان تشریح میشود .
مرحله اول: نیازهای جسمانی (physiological needs)
این گونه نیازها، جزو اصلی زندگی انسان هستند نظیر غذا، آب، سرپناه، هوا و خواب. افرادی که در این مرحله هستند، احتمالا پول زیادی ندارند و تامین غذا و سرپناه و اسباب و لوازم اولیه زندگی باید از اولویتهای اصلی آنها باشد، بنابراین آنها محصولات ارزانتری را خریداری خواهند کرد حتی اگر از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نباشند، چرا که آنها قادر به خرید محصولاتی با کیفیت بهتر نیستند. این افراد به هر آنچه که منجر به صرفهجویی در هزینه و پسانداز پول آنها شود گرایش مییابند .
مرحله دوم: نیاز به امنیت (Safty needs)
نظیر احساس امنیت و آرامش خاطری که شما در خانه خود احساس میکنید، احساس امنیت مالی یا داشتن روابط مطمئن با دوستان و اعضای خانواده .
مصرفکنندگان در مرحله دوم نیاز دارند احساس کنند که در زمان حال و آینده در امنیت و آرامش خاطر خواهند بود. آنها تمایل به خرید محصولاتی خواهند داشت که به کمک آنها احساس آرامش و اطمینان بیشتری کنند مثل صندوقهای پسانداز و بازنشستگی، بیمه، نصب دزدگیر برای اتومبیل و منزل، کلاسهایآموزش دفاع شخصی، اسلحه و …
مرحله سوم: نیاز به محبت و تعلق (love and Belonging needs)
نظیر روشهایی که فرد برای پذیرش در گروه مورد نظرش برمیگزیند، روابطی که فرد با دوستان و خانوادهاش دارد و همچنین علاقهای که دیگران نسبت به او دارند .
مورد قبول واقع شدن در این مرحله بسیار حائز اهمیت است. هر کسی دوست دارد با سایر افراد تناسب داشته باشد و هیچکس نمیخواهد که برچسب بیگانه، غیرعادی یا عجیب و غریب بخورد. افراد در این مرحله از زندگی سعی میکنند تا جایی که ممکن است از هنجارها و نرمهای جاری در اجتماع پیروی میکنند، بنابراین بیشتر مورد قبول همنوعان و همردیفان خود قرار میگیرند. مرحله سوم همچنین مرحلهای است که در آن افراد دوست دارند با سایرین باشند. بسیاری از افراد دوست ندارند برای همیشه تنها بمانند و به همین دلیل به سمت چیزهایی جلب میشود که آنها را نزد دیگران و خصوصا جنس مخالف جذابتر جلوه دهد .
افراد در مرحله سوم کالاهای ویژهای نظیر محصولاتی با نام تجاری معتبر، لباسهای متناسبی که به آنها کمک میکند تا بیشتر با سایرین منطبق شوند و مورد پذیرش آنها قرار بگیرند، عطریات، لوازم آرایشی و وسایل و کالاهای لوکس و زینتی خریداری میکنند .
مرحله چهارم: نیاز به احترام (Esteem needs)
این مرحله شامل نیاز به عزت نفس، احترام گذاشتن و مورد احترام واقع شدن، داشتن اقتدار و همچنین نیاز به حس ارزشمند بودن است. همین که به مرحله چهارم برسیم، این آمادگی را خواهیم داشت که بهتر مراقب خودمان باشیم. فردیت برای افرادی که در این مرحله هستند بسیار حایز اهمیت است. به دلیل آنکه آنها با خودشان احساس خشنودی میکنند و یک حس احترام به خود و عزت نفس خوبی دارند و تمایل ندارند که شبیه هیچکس دیگری باشند. این افراد لباسهای مرتب و منظمی میپوشند تا تحسین خود و سایرین را برانگیزند. با تحسین دیگران شاد میشوند، اما با انتقاد دیگران کمتر میرنجند. مصرفکنندگانی که در این مرحله قرار دارند، خواستار آنند که دیگران به آنها احترام بگذارند، به آنها نگاه کنند و برایشان ارزش قایل شوند. افرادی که در مرحله چهارم قرار دارند، برخی از کالاها و خدمات زیر را به دلایلی که به آن اشاره شد خریداری خواهند کرد :
) فعالیتها، وسایل، تجهیزات و مواد غذایی سالم برای اینکه سالمتر باشند .
) کتابهایی که به آنها کمک میکنند تا رییس خودشان باشند چرا که خواهان داشتن قدرت و کنترل شرایط هستند .
) انجام سرمایهگذاریها و داشتن حسابهای بانکی .
) لباس، ماشین و به طور کلی هر چیز گرانقیمتی که به آنها این قدرت را بدهد که نسبت به دیگران احساس برتری کنند .
مرحله پنجم: نیاز به خودیابی و کمال (Self Actualization needs)
در این مرحله فرد احساس میکند به هر آنچه ممکن بود بتواند دست یابد، رسیده است. اگر کسی به این مرحله برسد، به شدت طرفدار و خواستار صلح، دانش و کمال خواهد بود .
این آخرین مرحله است و متاسفانه بسیاری از مردم ممکن است هرگز در طول زندگی خود به این مرحله از زندگی نرسند. با وجود این افرادی که به مرحله پنجم میرسند، با خودشان و نوع زندگیای که داشتهاند احساس خشنودی میکنند. آنها چیزهایی خریداری میکنند که به آنها احساس لذت و شادمانی میدهد و همچنین چیزهایی میخرند که به دیگران نیز احساس لذت و شادمانی بدهد .
در برخورد با افراد مختلف چه باید کرد؟
به پرسش اصلی بازگردیم. پرسش اصلی این بود که چطور از این پارادایم - شناخت نیازها و درک سلسله مراتبی بودن آن - برای آگاهی از آنچه در سر مشتریان میگذرد استفاده کنیم؟ برای درک این موضوع، بهتر است خود را جای مشتری بگذارید و به این بیندیشید که اگر شما به عنوان مشتری خواهان کالا یا خدمت مورد نظر بودید، چطور فکر کرده و چگونه عمل میکردید. به طور مثال اگر خود را در جای مشتری بالقوه یک باشگاه بدنسازی قرار دهید چه چیزهایی انگیزه لازم را برای مراجعه و عضویت در این باشگاه به شما میدهد؟
هنگام بررسی برای عضویت در این باشگاه، توجه به هر یک از نکات زیر ممکن است انگیزه لازم را به شما بدهد .
انجام تمرینهای بدنسازی تا چه حدودی روی تغذیه و سلامت جسمی و روانی شما تاثیر میگذارد؟
داشتن آمادگی جسمانی تا چه حد توانایی شما را برای تامین امنیت خود در جامعه و دفاع شخصی افزایش میدهد؟
تناسب اندام تا چه حد بر جایگاه شما در جامعه و پذیرش در گروههای مختلف تاثیر میگذارد؟
چقدر تناسب اندام و آمادگی جسمانی بر نوع تفکر و طرز تلقی شما از خودتان تاثیر میگذارد؟
تا چه میزان داشتن تناسب اندام روی خودباوری شما اثر میگذارد؟
بیشتر مشتریان در ضمیر ناخودآگاه خود این پرسشها را از خود میپرسند، بدون آنکه آگاهانه در موردشان فکر کنند. بنابراین اگر آگاهانه به این پرسشها پاسخ دهید، میتوانید به بینش و آگاهی لازم از فرآیندی دست یابید که مشتریان هنگام خرید کالا یا خدمت در ذهن خود پردازش میکنند و در نهایت به آنها انگیزه لازم را برای خرید محصول میدهد. شناخت این فرآیند به شما کمک میکند تا روشهایی را به طور مشخص تعریف کنید که به وسیله آنها میشود توجه مشتریان را به محصول یا خدمت خود معطوف کرده و آنها را ترغیب به خرید کرد .
در صورتی که هنگام برنامهریزی برای انجام فعالیتهای بازاریابی و تبلیغاتی برای محصول خود به پرسشهایی نظیر آنچه پیش از این مطرح شد توجه کرده و پاسخ دهید، آنگاه شما یک مزیت بازاریابی قابل لمس خواهید داشت، چرا که توانستهاید به پرسشهایی که در ضمیر ناخودآگاه مشتریان مطرح میشود پاسخ مناسب بدهید.
نمیدانم شادی نیروهایی که دجله را رد کردند و به فرات رسیدند و از آب فرات وضو گرفتند بزرگتر بود یا درد آنهایی که از آنجا به دستور فرماندهان بازگشتند
اینترنت مشکل بزرگی برای سیاستمدارانی است که از ابزار دروغ استفاده میکنند. ثبت دائمی و دسترسی گسترده و قابلیت مقایسه در دنیای آزاد اینترنت برای این گروه فاجعه می آفریند. آنهایی که پیش از این هزینه حرفهایشان را برای مدت کوتاهی تحمل میکردند و منتظر میشدند تا کاغذهای روزنامه پاره پاره شود و به فراموشی سپرده شود، امروز هزینه های فعالیتهای دوران پیش از ظهور اینترنت خود را نیز چند برابر ( در برابر مخاطبین بسیار) میپردازند.
حق بر باطل پیروز است
لینک مطلب:
مدیرحوزه علمیه قم مراسم چهارشنبه سوری را بر گرفته از سنتی طاغوتی و خلاف عقل و شرع دانست.
آیتالله مرتضی مقتدایی یکشنبه شب در گردهمایی ائمه جماعات استان قم که در مسجد آبشار برگزار شد با اشاره به فرارسیدن ایام پایانی سال و همچنین چهارشنبه آخر سال تصریح کرد: سنت چهارشنبه سوری از سنتهایی بود که در رژیم قبل به آن توجه میشد و این سنت باید برچیده و حذف شود.
وی با بیان اینکه چهارشنبه سوری هیچ مبنای عقلی ندارد، ادامه داد: مسئله چهارشنبه سوری عملی خلاف شرع است، چون در این برنامه جوانان بسیاری با خطرات فراوان روبرو شده و مشکلات عدیدهای را به بار میآورند.
مدیر حوزه علمیه قم در ادامه با گرامیداشت میلاد پیامبر گرامی اسلام و امام صادق(ع) خاطرنشان کرد: در دنیا امروز وحدت یکی از اصلیترین نیازهای جهان اسلام است.
وی با گرامیداشت آغاز هفته وحدت تصریح کرد: باید مسلمانان جهان در شرایط کنونی برای دفاع از اسلام و مقابله با توطئههای دشمنان همواره اتحاد خود را حفظ کنند.
آیتالله مقتدایی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی پیامبر گرامی اسلام بیان داشت: ما باید همواره در زندگی سیره رسولالله را الگوی خود قرار دهیم.
وی با بیان اینکه حضرت محمد(ص) از همه انبیا الهی افضلتر است، گفت: در جامعه امروز ما باید تلاش کنیم که روش و سیره پیامبر گرامی اسلام را نهادینه کنیم و روحانیون در این ارتباط وظیفه بسیار سنگینی را بر دوش دارند.
مدیر حوزه علمیه قم همچنین افزود: روحانیون باید با اخلاق حسنه به صورت عملی دین و روش پیامبر گرامی اسلام را در جامعه ترویج کنند.
لینک مطلب:
شوک پر معنای بعد از انصراف
بعد از جلسه دیروز آقای موسوی و خاتمی که در آن آقای موسوی بر ادامهی کاندیداتوری تاکید داشتهاند به نظر میرسد که آقای خاتمی در ساعات آینده و بعد از شرکت در جلسه ی مجمع روحانیون مبارز بیانیهی انصراف خودش را از کاندیداتوری ریاست جمهوری به نفع اصلاحات منتشر کند. وقتی فردی مثل آقای خاتمی که به اتفاق نظر همه تحلیلگران، به خصوص بعد از سفر تاریخی شیراز و یاسوج و بوشهر به عنوان کاندیدای پیروز این انتخابات شناخته می شده و اکنون به دلیل آنکه امکان اجماع در جبهه ی اصلاح طلبان وجود ندارد، انصراف می دهد نشانه ی توجه هوشمندانه به آینده ی ملت ایران است . از این پس در صورت اعلام رسمی انصراف، آقای خاتمی صحنه رقابت را برای آقایان مهندس موسوی و کروبی باز میگذارد تا آنان تلاش کنند که خود به اجماع برسند و هدف تغییر را که خواستهی جامعه امروز ایرانی است تحقق بخشند. طبعا بعد از این انصراف،رای دهندگان به آقای خاتمی به سمت اقایان کروبی و موسوی تقسیم خواهند شد.اگرچه میتوان آقای خاتمی را درک کرد و میشود پذیرفت که در وضعیت جدید اخلاقیترین کار ممکن آن است که آقای خاتمی انجام داد اما نمیتوان انکار کرد که شوک حاصل از کنارهگیری آقای خاتمی خیلی فراگیرتر از تصور بود. معنای سیاسی این شوک، همان مفهومی است که از سفر شیراز و بوشهر و یاسوج می شد فهمید. اگر دوستان اقای خاتمی برخوردهای عاطفیُ، عقلانی،و احساسی از دیروز تا حالای خودشان راجمع آوری کنند،تکان دهنده خواهد بود.کاش قدر این فرصت تاریخی که فرصتی برای کشور و مردم بود شناخته می شد. ولی تقدیر این بود. در هرحال گرم کردن فضایی که در پی آب سرد ریخته شده بر حوزه ی سیاسی و انتخاباتی کشور صورت گرفته است کار بسیار سختی است که از این پس وظیفهی آقایان کروبی و مهندس موسوی است که آن را – اگر میشود ـ بازسازی کنند.
لینک مطلب:
معاون مدیر عامل بنیاد باران گفت: چنانچه آقای میرحسین موسوی مصر به حضور در عرصه انتخابات باشند آقای خاتمی اخلاقا و بنابر مصالح ملی و مصالح جریان اصلاحات از حضور در عرصه انتخابات و رقابت با میرحسین موسوی کنار خواهد رفت.سیدحسن رسولی با رد خبری مبنی بر محول شدن فعالیتهای ستاد انتخاباتی سیدمحمد خاتمی به میرحسین موسوی اظهار کرد: آقای میرحسین موسوی خود ستاد انتخاباتی دارند و در صورتی که آقای خاتمی از صحنه کنار بروند آرای اصلاحطلبان بین آقای مهندس موسوی و آقای کروبی تقسیم خواهد شد، باید صبر کرد و دید که تاثیر اعلام کنارهگیری مصلحتاندیشانه آقای خاتمی در فضای عمومی و اجتماعی و سیاسی چه خواهد بود.
وی افزود: به دلیل آنکه هنوز آرایش انتخاباتی با فرض کنارهگیری قطعی آقای خاتمی در جبهه اصلاحات معلوم نیست، بهتر است که از گمانهزنی شتابزده و غیرکارشناسی به خصوص از سوی برخی اصلاحطلبان خودداری شود.
معاون مدیر عامل بنیاد باران تاکید کرد: پیشبینی من این است که آقای خاتمی تا پیش از فرا رسیدن سال نو تصمیم قطعی خود را اعلام می کند و ظرف روزهای آینده تکلیف ستادهای انتخاباتی اصلاحطلبان مشخص خواهد شد اما جهتگیری کلی جریان اصلاحات درباره انتخابات نیازمند گفتوگوها و جلسات متمادی و دراز مدت است.
عبرت از مرگ یاران / حضرت علی در پی جنازه ای می رفت و شنید که مردی میخندد:
گویی مرگ بر غیر ما نوشته شده
و حق جز بر ما واجب گردید
و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی باز میگردند
در حالی که بدن هایشان را به گورها می سپاریم
و میراث شان را میخوریم
گویا ما پس از مرگ آنان جاودانه ایم!
آیا چنین است که اندرز هر پنددهنده ای از زن و مرد را
فراموش می کنیم و خود را نشانه ی تیرهای بلا و آفات قرار دادیم؟
لینک مطلب:
دسامبر 1978 ، کره جنوبی: تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.

لینک مطلب:
نقد دیدگاه استاد مجتهد شبستری توسط آیت الله جعفر سبجانی
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
صادق زیباکلام، استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران، معتقد است در صورتی که سید محمد خاتمی کاندیدای مقابل محمود احمدی نژاد نباشد، محمد باقر قالیباف شهردار تهران هم وارد عرصه انتخابات می شود.
این تحلیل گر مسائل سیاسی که با هفته نامه امید جوان گفتگو می کرد با بیان اینکه قالیباف منتظر آرایش سیاسی اصلاح طلبان است، گفت: اگر نامزد مقابل احمدی نژاد خاتمی نباشد دیگر خیلی از شخصیت های منتقد درون جناح راست مثل احمد توکلی، علی لاریجانی، ولایتی، ناطق نوری، الیاس نادران، خوش چهره و عماد افروغ،اصراری برای حمایت از رئیس جمهور(احمدی نژاد) نخواهند داشت
لینک مطلب:
چند نکته را باید پیشاپیش بیان کنم. یکی اینکه آقای احمدی نژاد به عنوان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین حتی شورای مرکزی جمعیت ایثارگران، عضو این تشکل ها محسوب می شد و یک عنصر از غیب پیدا شده ای نیست که سابقۀ سیاسی نداشته باشد و ما او را به عنوان یک نیرو و پدیده غیر اصولگرا بشناسیم. لذا خودش بخشی از جریان اصولگرایی بوده است، دوم اینکه به نظر می رسد که انتقادات دکتر احمدی نژاد به تشکل های اصولگرا، بحث سنتی یا مدرن نیست بلکه از لحاظ ریشه های اجتماعی یا قدرت پیش بینی جریانات اجتماعی به آنها انتقادات دارد
نوع نگاه دکتر احمدی نژاد به عمق اجتماعی تشکل ها این است و به آن انتقاد دارد. من واقعاً درنیافتم که آیا انتقادش به اساس تحزب است یا به جایگاه اجتماعی احزاب به خصوص اصولگرا که ایشان نظر خاصی روی آنها دارد. البته حدس می زنم اگر ضد حزب بودند که عضو شورای مرکزی این دو حزب نمی شد
لینک مطلب:
کروبی براساس تحلیلی که از شرایط و تقاضاها، خواسته ها و تصمیم حزب اعتماد ملی بود کاندیدا شد و تا پایان در صحنه حضور داشته و به نفع میر حسین نیز کنار نخواهد رفت
انصراف خاتمی به دلیل آمدن میرحسین موسوی، خدمت به میرحسین نیست. خدمت به اصلاحات نیز نیست. تخریب میرحسین توسط گروههای ناراضی از انصراف و گسترش موج ناامیدی از تغییر به نفع هیچکس نیست. ائتلاف هم حساب و کتابی دارد. ائتلاف کاندیدایی از که محبوبیت استثنایی دارد به کاندیدای مناسب دیگر نیز حساب و کتاب دارد و سناریو و برنامه لازم دارد. همینجوری یهویی که نمیشه کن فیکون کرد.
البته اطلاعات ما کم است و آقایان خاتمی و میرحسین موسوی خود بهتر میدانند اوضاع چگونه است و البته یاران خاتمی و دیگر اصلاح طلبان نیز به خوبی از شرایط آگاهند و امیدواریم با تکیه بر خرد جمعی بهترین تصمیم گرفته شود.
دعا میکنیم که هر چه خیر است پیش آید ...
لینک مطلب:
تولایی معاون دادسرای عمومی و انقلاب مجتمع شماره یک دادگستری کل اصفهان در مجتمع اداری 22 بهمن این شهر مورد سوء قصد قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار مهر از اصفهان، مردی 50 ساله صبح امروز با حضور در جلوی ساختمان دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان درحالی که 2 اسلحه کمری به دست داشت با دیدن تولایی به سمت وی حرکت کرده و از فاصله 20 - 30 سانتی متری به سمت وی شلیک کرد.
براساس این گزارش تولایی در دم جان باخت و ضارب پس از این اقدام خود روی زمین نشسته و گریست.
پس از این اتفاق دردناک نیروی انتظامی ضارب را دستگیر و دادسرا نیز تعطیل اعلام شد و مراجعان به خارج از دادسرا هدایت شدند.
لینک مطلب:
توجه به فقر رسانهای اصلاحطلبان، لازمه موفقیت و اثرگذاری این طرح و افزایش تعداد کسانی که صدای خود را از این طریق به سیدمحمد خاتمی میرسانند این است که پویشگران، اعضای ستادهای 88 و عموم هموطنان حامی خاتمی، علاوه بر ارسال پیامک به شماره فوق، »حتما» از «کلیه» دوستان و آشنایانی که شماره موبایل آنها را دارند بخواهند که آنها نیز پیامکهای خود را به شماره مذکور ارسال کنند و از «تمام» دوستان و آشنایانشان از طریق پیامک درخواست کنند که آنها هم چنین کنند. با «مسئولیتشناسی مدنی» کلیه پویشگران و حامیان حضور خاتمی و ارسال پیامک به شماره تلفن فوق امید میرود که تعداد پیامکها به رقمی معنادار برسد و بر تصمیم خاتمی برای ماندن یا کنارهگیری از عرصه انتخابات تأثیر بگذارد.
یکایک پیامکهای ارسالی هموطنان عزیز بهطور منظم پرینت میشوند و از امشب در اختیار سیدمحمد خاتمی قرار میگیرند. بنابراین ایرانیان ایراندوست پشتیبان خاتمی میتوانند آنچه میخواهند در این روزها و ساعات سرنوشتساز به گوش خاتمی برسانند را در قالب یک پیامک با حروف فارسی یا لاتین به شماره فوق بفرستند. این پیامها میتواند شامل «دلایل» و «سخن دل» ایرانیان حامی خاتمی باشد و یا به دوکلمهی «خاتمی بمان» محدود شود. شمارنده پیامکهای ارسالی هممیهنان گرامی نیز در سایت «موج سوم» و دیگر سایتهای حامیان خاتمی قرار داده خواهد شد و آخرین تعداد پیامکهای ارسالشده نمایش داده میشود.
برای کمک به "جنبش پیامکی «خاتمی بمان»" به حامیان خاتمی پیشنهاد میشود متن زیر را برای همه شماره موبایلهای موجود در دفتر تلفن خود ارسال کنند:
"جنبش پیامکی «خاتمی بمان»: اگر میخواهید خاتمی از عرصه انتخابات کناره نگیرد، سخن خود به خاتمی را به شماره تلفن 30008320 اساماس کنید و این پیامک را حتما برای تمام لیست تلفنهای خود بفرستید - موج سوم"
از دست دادن فرصت
باعث اندوه میشود
شرایط برای راه اندازی یک شبکه تلویزیونی ایرانی بسیار مناسب است. عدم فعالیت رسانه ای در ایران نیز مشکلی ایجاد نمیکند. شاید هم دولت بعدی چنین مجوزی را صادر کرد ولی اگر نکرد هم مهم نیست. مهم آنست که جریانات مهم فکری داخلی در رقابت رسانه های جدید نماینده ی نیرومندی داشته باشند که ندارند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی حتی نمایندگی جریان فکری اصولگرایی را نیز به درستی انجام نمیدهد چه برسد به جریان اصلاح طلبی.
کسانی که میتوانند چنین فرصتی را نباید از دست دهند، چرا که دوران تلویزیون ها مدتی است که آغاز شده و به زودی فرصت موفقیت آسان شبکه های تلویزیونی جدید از میان خواهد رفت.
گاهی کدورت هایی در فعالیت ها و رفابت های سیاسی پیش می آید که همانند گرد و غباری برخاسته و لاجرم خواهد نشست. مهم آنکه در چنین شرایطی از جاده انصاف و احترام و ادب خارج نشویم.
خدا را شاکریم که بین بزرگان اصلاح طلب چنین روحیه ای تعامل و توافقی وجود دارد، امید است که در طرفداران آنها نیز که در کلیت خود بدنه مشترکی را شکل داده اند نیز چنین باشد. ان شاء الله
لینک مطلب:
یک محقق و پژوهشگر دینی معتقد است فقط ادیان نیستند که خشونت میآفرینند بلکه سکولارها هم روبه خشونت میآورند
کسانیکه عقده خود خدابینی دارند به خشونت روی میآورند
افرادیکه پا در کفش خدا میکنند و ردای الوهیت میکوشند از دایره بشریت و انسانیت خارج میشوند
روشهای دینی شیوههای حداقلی است و عقل آدمی باید به آن بیفزاید و وقتی عقل آدمی حاکم باشد از خشونت کاسته میشود
سروش در پایان با بیان اینکه کسانیکه رقیب را برنمیتابند هیچگاه به عدالت نمیرسند, اظهار داشت: روح عدالت همان جملهای است که در همه ادیان وجود داشته و آن اینکه آن چه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند
لینک مطلب:
مهمتریت خواسته ای که از رئیس دولت آینده ایران دارم آن است که به آزادی فردی و آزادی جامعه مجالی دهد و بگذارد جامعه در فضایی آزاد تنفس کند. از رئیس جمهور آینده می خواهم که برخلاف سالیان اخیر به آزادی مخالف احترام بگذارد و قبول کند که هر فرد در جامعه ما می تواند هر طور دلش خواست بیندیشد و قبول کند که این جامعه نیاز به آزادی در همه حوزه های فکری و اجتماعی دارد
بحران های اقتصادی ناشی از بی تدبیری کجا و بحران های سیاسی ایجاد شده از سوی رقبا کجا! البته در زمان آقای خاتمی نیز کاهش قیمت جهانی نفت بحرانی را تحمیل کرد که تاسیس صندوق ذخیره ارزی از نتایج مستقیم آن بود.
حضور کروبی در تصمیم گیری خاتمی برای حضور بی تاثیر نبود. همانگونه که کاندیداتوری خاتمی نیز در حضور میرحسین موسوی بی تاثیر نبوده است. اگر همه ی اینها بخشی از تلاش فکری و هوشمندانه رهبران اصلاحات برای تغییر وضع موجود باشد، جای امیدواری است و گرنه مایه ی تاسف.
اینکه کروبی به نفع خاتمی کنار نرفته است، دلیل موجهی است که حداقل در شرایط فعلی به نفع میرحسین موسوی نیز کنار نرود و لاجرم تلاش خاتمی به اجماع نینجامد و در انتها اصلاح طلبان با جدیدالورود ترین کاندیدای خود و آقای کروبی به رقابت سرنوشت ساز خرداد ٨٨ وارد شوند. اگر ائتلافی نیز صورت گیرد؛ با حضور میرحسین موسوی، رقابت انتخاباتی و جلب آراء از سخت ترین جای ممکن آغاز میشود.
اینکه شرایط واقعی چیست که آقای خاتمی حاضر میشوند موقعیت فعلی را با شرایط آتی تغییر دهند، میتواند یکی از بزرگترین مانورهای سیاسی اصلاح طلبان باشد یا یکی دیگر از زنجیره خطاهای استراتژیک آنها.
کافی است تصور کنیم که اگر هر سه کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات شرکت کنند چه خواهد شد و اگر تنها با یک کاندیدا و آن هم آقای میرحسین موسوی وارد شویم چه خواهد شد. تصور و تصدیق اخیر نگران کننده است.
میدانیم که حضور آقای خاتمی در انتخابات یک تصمیم جمعی و سیاسی با رعایت اصول اخلاقی بود. سوال این است که آیا کناره گیری ایشان نیز همین مسیر عقل جمعی و مصلحت سیاسی و رعایت اصول اخلاقی را طی کرده است؟
آیا کناره گیری همان فداکاری است که ایشان بارها به آن اشاره کرده اند؟ منتظر توضیحات ایشان خواهیم ماند. هر چند بیشتر از هر چیز منتظر انصراف ایشان از انصراف هستیم.

عکس از اینترنت
میرحسین موسوی گرچه مورد حمایت آشکار آقای خاتمی است ولی این حمایت در ستاد و فعالین سیاسی حامی وی کمی رنگ می بازد و زمانی که به گروهها و اقشار حامی خاتمی میرسیم، تقریبا کسر کمتری از آنها در زمره حامیان بالفعل و بالقوه وی قرار میگیرند. بی تردید میتوان به نتیجه تلاش خاتمی در ایجاد همسویی بین رده های مختلف فعالین سیاسی و مردم امید بست ولی صرف استعفای خاتمی یک شوک نابهنگام و خطرناکی است که میتواند امیدهای تغییر را کمرنگ کند.
رای های فعالین اجتماعی و سیاسی اصلاح طلب تا حدی قابل انتقال به یکدیگرند ولی نباید فراموش کرد که اکثریت قاطع هواداران خاتمی لااقل در شرایط فعلی که چندان نیز از انتخابات دور نیستیم، حاضر نیستند از میرحسین موسوی حمایت کنند.
اینکه کروبی از ابتدا در صحنه باقی مانده است، خاتمی را برای حضور تحت فشار قرار داد و به فرض کناره گیری خاتمی، وحدت مورد نظر خاتمی شکل نخواهد گرفت. بلکه حتی احتمال دارد که گزینه های جدیدتری از سوی اصولگرایان برای جمع آوری رای های رها شده از اردوگاه خاتمی به صحنه بیایند.
البته احتمال اجماع در روزهای پایانی مبارزه انتخاباتی دور از ذهن نیست ولی اجماع نیم بند و ناقص فعلی به منزله اجماع بزرگان است و نه جمع شدن رای هایی که هنوز شکل نگرفته اند.
در جنگها رایج ترین امر، کشتن است. کشتن انسانها. اما ماهیت جنگ با کشتن تفاوت دارد. اینکه یک انسان را طبق یک برنامه مشخص هدف قرار دهند، قتل و جنایت و گاهی تروریسم خوانده میشود. زیر نام جنگ میتوان از موضوع قتل و کشتار که در جنگها معمول است فاصله گرفت.
در شرایط صلح، سخن گفتن از کشتن معنایی کاملا متفاوت دارد. حتی کشتن متهمان محکوم به اعدام چه برسد به قتل های خیابانی و خانوادگی و ناخواسته و سیاسی و غیره.
اینکه کشتن یک انسان مانند کشتن همه ی انسان هاست موضوعی است که هنوز نیاز به توضیح دارد. به خصوص برای بشر درس آموخته در مکتب جهل و تجاهل.
چرا به خوبی نمیتوانیم خود را معرفی کنیم؟ سوالی که در زندگی فردی و اجتماعی و حتی در روابط بین الملل با آن شاهد هستیم. شاید مهمترین دلیل این وضعیت، بلاتکلیفی مان با خودمان است. اینکه بدانیم کی هستیم و به آنچه هستیم اعتماد داشته باشیم.
تعریف نسبت خویش با خویش و دیگران قدم نخست است نه پایان راه. در مسیر معرفی خویش و خویشان، دیگرانی نیز هستند که مایل به اغتشاش در برداشت ها هستند. کسان حقیقی و حقوقی و داخلی و خارجی قدرتمندی که وضع موجود و حقیقت آن با منافع و علائق آنها در تعارض است. به همین دلیل در تلاش اند تا تحریف کنند. اگر مسیر ما رو به اصلاح است، از گذشته ی آن سخن به میان آورند و اگر مسیر ما به اضمحلال است از آینده ی ما بگویند. دشمنی یعنی این.
لینک مطلب:
وزیر مسکن در پاسخ به این پرسش که آیا رکود مسکن در سال آینده تداوم خواهد داشت، پاسخ شفافی ارائه نداد و فقط به ذکر این نکته بسنده کرد که کدام رکود؟ مگر رکودی در این بخش حاکم است؟ این زاییده تخیل شماست
لینک مطلب:
در این جلسه خاتمی، دو گزینه را برای انتخاب به مهندس موسوی پیشنهاد کرده است. گزینه اول حضور همزمان دو کاندیدا در صحنه انتخابات و انجام سفرهای استانی تا پیش از ثبت نام کاندیداها در 15 اردیبهشت است که براساس این گزینه، قبل از ثبت نام نظرسنجی میان افکار عمومی برای سنجش میزان محبوبیت این دو کاندیدا صورت خواهد گرفت
سلام: جلسه میان میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی که در منزل خاتمی در جماران برگزار شده بود، پایان یافت و تصمیم گیری برای چگونگی حضور در انتخابات به میر حسین موسوی محول شد.
، در این جلسه خاتمی، دو گزینه را برای انتخاب به مهندس موسوی پیشنهاد کرده است. گزینه اول حضور همزمان دو کاندیدا در صحنه انتخابات و انجام سفرهای استانی تا پیش از ثبت نام کاندیداها در 15 اردیبهشت است که براساس این گزینه، قبل از ثبت نام نظرسنجی میان افکار عمومی برای سنجش میزان محبوبیت این دو کاندیدا صورت خواهد گرفت و بر اساس نتیجه نفر دوم به نفع دیگری کنار خواهد رفت. اما گزینه دوم به معنای حضور قطعی میرحسین موسوی در انتخابات بدون در نظر گرفتن میزان محبوبیت اوست و خاتمی اظهار کرده که اگر موسوی در هر شرایطی اصرار به کاندیداتوری دارد، وی هم اکنون به نفع موسوی انصراف می دهد. گفته می شود هم اکنون موسوی در حال تامل بر روی این دو گزینه است که انتخاب سرنوشت ساز او تکلیف نامزد اصلاح طلبان را روشن کرده و تاثیر مستقیمی بر سرنوشت انتخابات 22 خرداد 88 خواهد گذاشت. این در حالی است که از ظهر امروز خبرهایی منتشر شد مبنی بر این که احتمال انصراف خاتمی جدی شده است. بنا بر این گزارش، پس از اعلام کاندیداتوری مهندس موسوی، با توجه به اظهارات قبلی خاتمی مبنی بر این که یا من یا مهندس موسوی در عرصه حاضر می شویم و تهدید تعدد نامزدهای اصلاح طلب، بحث انصراف او مطرح شده بود. با این حال بسیاری از نزدیکان او، به ویژه دکتر عارف، رییس ستاد او بر ادامه حضور او در عرصه تاکید کردند. گفته می شود از چندی پیش خاتمی بیانیه اعلام انصراف خود را نیز حاضر کرده بود تا در صورت لزوم و در راستای پیروزی اصلاح طلبان کنار بکشد. در عین حال همزمان با روز میلاد پیامبر اکرم(ص) میرحسین موسوی با حجتالاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در منزل خاتمی دیدار کرد تا درباره این تصمیم مهم رایزنی کنند.
کروبی که از ابتدا آمده بود. نگرانی از عدم حضور خاتمی و کاهش آراء فشار زیادی به اصلاح طلبان وارد میکرد. پنج ماه پیش حضور موسوی درانتخابات یک رویای شیرین بود که در نهایت با حضور خاتمی کمرنگ شد. خاتمی وارد عرصه انتخابات شد و پس از سفرهای استانی خاتمی، فضای جدیدی شکل گرفت. فدم های اول محکم برداشته شد و پیروزی اصلاح طلبان به راحتی قابل پیش بینی بود. شرایط واقعی نیز همپای شرایط ذهنی در تغییر بود که میرحسین موسوی به صحنه آمد.
عده ای چون گذشته تحلیل کردند که سه کاندیدای موازی خطرناک است و جواب نمیدهد. غافل از اینکه در گذشته کاربرد این اهرم برای حذف کروبی بود و امروز همین ابزار به حذف کاندیدای خودی تر منجر میشود.
تا شب انتخابات وقت هست. ممکن است انصرفا خاتمی اتفاق نیفتد. ممکن است خاتمی انصراف داده دوباره برگردد و ممکن است مانور رهبران اصلاح طلب به پیروزی مطمئن تر و قاطع اصلاح طلبان منجر شود ولی
در این عقب نشینی های ولو تاکتیکی، تلفات سنگینی را متحمل میشویم. خدا به خیر کند
طبق اخبار چند روز اخیر، خاتمی کناره گیری میکند. حتی اخبار خبرگزاری فارس این بار تکذیب نشده است. اما احساس من آن است که کناره گیری خاتمی صورت نمیگیرد. خروج خاتمی از عرصه کاندیداتوری، شرایط روانی فعالیت در جبهه اصلاحات و کلیت فضای انتخاباتی را تغییر خواهد داد. تلفات چنین تغییر سنگین است. امیدوارم اخبار منتشره تنها مانور سیاسی باشد و یا مورد تجدیدنظر قرار بگیرد. ظاهرا همه چیز برای اعلام انصراف آقای خاتمی آماده شده است.
تغییر نقش خاتمی از کاندیدای اصلی اصلاح طلبان به حامی کاندیدا یا کاندیداهای دیگر اصلاح طلب، پروژه دشوارتری از پیروزی در انتخابات دهم ریاست جمهوری با حضور همزمان سه کاندیدای اصلاح طلب است.
انصراف آقای خاتمی اگر نهایی شود، به ظاهر قدمی به عقب از سوی اصلاحات است. دلایلی که تا کنون از سوی اصلاح طلبان ارشد عنوان شده نتوانسته افکار عمومی و فعالین ستاد انتخابات کاندیداهای اصلاح طلب را قانع کند.
میتوان امید داشت که این اقدام در چارچوب برنامه های هماهنگ شده اصلاح طلبان در سطح رهبران آن تعریف و اجرا میشود. همانگونه که میتوان تصور کرد که این اقدام ناشی از فشار سنگین اصولگرایان به عقبه اصلاح طلبان یا توافقات جمعی میانه روهای دو جناح صورت گرفته باشد. باید منتظر ماند و دید و شنید.
لینک مطلب:
میرحسین موسوی امروز یک شنبه همزمان با میلاد مسعود پیامبر اسلام محمد مصطفی(ص) با مهدی کروبی و سید محمد خاتمی دیدار کرد. به گزارش خبرنگار تغییر میر حسین موسوی با حضور در منزل مهدی کروبی با وی دیدار و گفت وگو کرد . در این دیدار که بیش از یک ساعت به طول انجامید دو طرف در خصوص مهمترین مسایل جاری کشور و موضوع انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، به تبادل نظر پرداختند . مهدی کروبی و میر حسین موسوی در این دیدار صمیمانه بر حضور بیشتر کاندیداهها در صحنه انتخابات به منظور جدی و پرشور تر شدن فضای انتخاباتی کشور تاکید کردند . این دو نامزد انتخاباتی همچنین خاطر نشان کردند که باید از اعلام نظرات و دیدگاهها و موضوعات مختلف از سوی افراد و چهر ههایی با سلایق گوناگون استقبال کرد .
بعد از این دیدار نیز میرحسین موسوی به جماران رفت تا با سید محمد خاتمی دیدار کند. هنوز خبری در خصوص این دیدار منتشر نشده است. اما سایت یاری نیوز پایگاه خبری هوادار خاتمی اعلام کرده که این دیدار در راستای هماهنگی انتخاباتی بین خاتمی و میرحسین موسوی است و نتیجه آن بر روی تحولات انتخابات تاثیر مهمی خواهد گذاشت.
سوالات زیادی برای سیاستمداران مطرح است که بعضی را جواب میدهند و بعضی را جواب نمیدهند. نحوه پاسخ دادن آنان نیز با یکدیگر متفاوت است. همانگونه که به گروههای مختلف ممکن است پاسخ های مختلفی ارائه کنند.
از سئوالات این روزها این است که انصراف یا باقی ماندن آقای خاتمی کدامیک عاقلانه تر و کدامیک اخلاقی تر است.

لینک مطلب:
عباس دوزدوزانی یکی از موسسین سپاه پاسداران و نخستین وزیر فرهنگ ارشاد اسلامی پس از انقلاب یکی از نزدیکان میرحسین موسوی و یارن امام( ره)، درباره خط فکری میر حسین سخن گفت و از اینکه او به روز شده است سخن گفت.
وی تاکید می کند که از میان میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی یکی کاندیدا خواهد شد و این دو یک روحند در دو بدن.
وی معتقد است: برخی ادعای اصولگرایی دارند اما اصولشان مبهم است، یا اصولی سلیقه ای و «من درآوردی» دارند
لینک مطلب:
من از فضای فرهنگی فعلی راضی نیستم به دلیل وجود همین فیلترها ، سانسورها و نظارت استصوابی ، و عدم اعتماد به شوراهای کارشناسی و تخصصی و نگاه بسته و محدود به فعالین فرهنگی کشور ، و در مجموع فضای فرهنگی نامتجانسی ایجاد شده است همچنین فضا نسبت به دوره های پیشتر از دولت نهم بسیار بسته تر شده است
لینک مطلب:
در این سال ها ، تغییرات قابل توجهی در عرصه تئاتر ایران رخ نداد و جامعه تئاتری همچنان با همان مشکلاتی روبه رو بودند که در این سال ها با آن دست و پنجه نرم می کردند . یعنی تئاتر شهرستان ها هنوز فعال نشده است و همچنان مشکل مکان های تئاتری وجود دارند . در شهرستان ها همچنان تئاتر به معنای داشتن تئاترهایی که همواره برنامه داشته باشند و از حالت مقطعی خارج شوند ، وجود نداشته است. به همین خاطر است که در جشنواره ها ، استعدادهای ناب تئاتر شهرستان ها مشاهده می شود که در طول سال فعالیتشان متوقف می شود
لینک مطلب:
امروز اصلاح طلبان به هر حال با سه کاندیدا در صحنه حاضر هستند، سید محمد خاتمی که نماینده اکثریت اصلاح طلبان است، رهبر اصلاحات نامیده می شود و اصلاح طلبان پیشرو او را کاندیدای مطلوب خود می دانند، مهدی کروبی که بیشتر مخالفان خاتمی هوادار او هستند و نیز افراد و چهره هایی که معتقدند تیغ کروبی در نظام برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه و حقوق زندانیان، برنده تر از خاتمی است و مهندس میرحسین موسوی که طرفداران او را دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا تشکیل می دهند، اصلاح طلبانی که هر چند پیشرو نیستند اما به اصول اصلاح طلبی معتقدند و اصولگرایانی که هر چند اصولگرا هستند اما منتقدان سرسخت دولت اصولگرای فعلی به شمار می روند
لینک مطلب:
بر اساس نتایج یک نظرسنجی اینترنتی شکست احمدی نژاد در انتخابات آینده قطعی است
۱۳۸۶۴نفر در طول یکماه در این نظر سنجی شرکت کردند، ۳۰۷۸ نفر معتقد هستند احمدی نژاد دوباره رییس جمهور میشود و ۹۵۹۵ نفر معتقد هستند احمدی نژاد شکست می خورد و تنها ۱۱۹۱ نفر گفتند نتیجه انتخابات قابل پیش بینی نیست
دعاوی شبه ارزشی و در واقع ضد ارزشی از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی مطرح بود و بی دلیل نبود که امام شدیدا به مساله نفاق و تظاهر و تملق حساسیت نشان میدادند و در اوج این مسیر با طرح مساله اسلام ناب محمدی، تمایز آن را با دعاوی دیگران به خوبی نشان دادند.
حضور میرحسین موسوی و سخنان روشنگر وی، پاسخی تمام عیار به شرارت های شبه ارزشی و در واقع ضد ارزشی کسانی است که با فرزندان و پیروان خط امام در طول دوازده سال گذشته شمشیر از رو بسته اند. باشد که خداوند به آنان و ما بازگشت به مسیر حق و انصاف را ارزانی فرماید.
خداحافظی با آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش در بهار ٨٨ حق مسلم ماست
لینک مطلب:
میلاد با سعادت محمدمصطفی ، پیامبر مهر و مهربانی ، رحمت و جاودانگی و نیز خجسته زادروز امام صادق (ع) بر همگان مبارک .

لینک مطلب:
در زمان فراوانی درآمدهای ارزی، فکری به حال دوران رکود نشد
میرحسین موسوی در اولین سخنرانی خود بعد از اعلام کاندیداتوری در مسجد حجت نازی آباد تهران گفت: آیا در سال های فراوانی ارز نفتی، که به صورت غیرعادی ذخایر ما را بالا برد، برای سال های کمبود و قحطی برنامه ای ریخته ایم؟
به گزارش خبرنگار ایلنا، وی که سخنان خود را بر الزامات دهه چهارم انقلاب و نیز میلاد حضرت محمد(ص) اختصاص داده بود در بخش نخست سخنان خود به دستاوردهای انقلاب ایران از جمله استقلال اشاره کرد و با بیان اینکه در یک طیف گسترده دگرگونی هایی نسبت به قبل از انقلاب به دست آورده ایم، اظهار داشت: استقلال در کشور ما فرصت بی نظیری را ایجاد کرده و ارزش این فرصت زمانی برای نسل جوان ما آشکار می شود که بتوانیم زمان قبل از انقلاب را برای آنها ترسیم کنیم.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: استقلال هنوز در این جهان پرآشوب یک مزیت نسبتا قوی در جمهوری اسلامی محسوب می شود.
میرحسین موسوی با ترسیم فضای قبل از انقلاب گفت: قبل از انقلاب ده ها مستشار نظامی در بخش های مختلف کشور حضور داشت و ایران جزو حلقه دفاعی غرب در منطقه محسوب می شد و در تحولاتی که در منطقه صورت می گرفت ایران در خدمت منافع غرب بود.
وی تصریح کرد: زمانی که درآمد نفتی مان از 1352 افزایش پیدا کرد نقش ژاندارمری غرب در خلیج فارس به ایران سپرده شد و از طرف دیگر ما جزو مهمترین خریدارهای اسلحه آمریکایی بودیم ولی متاسفانه این خریدها در وضعیت عادی صورت نمی گرفت.
میرحسین موسوی با بیان اینکه بیشترین تصمیم گیری ها در کشور در قبل از انقلاب، متاثر از نقش سفارتخانه های کشورهای بزرگ در ایران بود به دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: همه ملت ما در این دفاع شرکت کردند و اگر پایداری آنها نبود اکنون در یک نقطه دیگر جهان بودیم.
وی افزود : بعد از جنگ های ایران با روس که منجر به جدایی بخش های قابل توجهی ازسرزمین ما شد یک ترس و وحشتی برای قدرت های غربی در کشورما ایجاد شد و این ترس و وحشت باعث شد که پادشاهان ما در سال های بعد با بی درایتی خود قطعاتی از کشورما را از دست دادند.
دفاع مقدس خوف از ایستادگی در کشور را از بین برد
وی خاطرنشان کرد: دفاع مقدس خوف از مرگ و خوف از ایستادگی را در کشور ما از بین برد و مردم برای حفظ کشور اسلام در برابر مرگ ایستادند و این هراس را از خود بیرون کردند.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس ادامه داد :ملتی که بعد از دفاع مقدس متولد شد ملت شجاعی بود که از قدرت های بزرگ نمی هراسید و این یکی از بزرگترین سرمایه ها برای دفاع از کشور بود و ترس از ایستادگی یک عامل بازدارنده در مقابل قدرت های بزرگ بود.
وی یادآور شد: استقلال فقط مساله ای نیست که یک سرافرازی به ملت می بخشد بلکه فرصت های خوبی را برای پیشرفت و توسعه برای کشور به وجود می آورد.
میرحسین موسوی با بیان اینکه بدون این استقلال و دفاع مقدس چنین سرمایه ای را در کشور نمی شد ایجاد کرد، اظهار داشت: بدون استقلال و دفاع مقدس فرصت دستیابی وتکنولوژی هسته ای امکان پذیر نبود و فقط در سایه استقلال امکان دستیابی به چنین تکنولوژی ای امکان پذیر خواهد بود.
وی به تحریف هایی که علیه کشور انجام می شود اشاره کرد و گفت: آیا توانسته ایم از این فرصت (استقلال) استفاده کنیم و فاصله خود را با کشورهای که در دو دهه اخیر در آسیا با نرخ رشد بالای 10درصد پیشتاز بوده اند استفاده کنیم؟
برای حفظ تمامیت کشور باید همراه با سند چشم انداز پیش برویم
نخست وزیر دفاع مقدس به سند چشم انداز 20 ساله که به گفته وی نقشه راه کشور محسوب می شود اشاره کرد و این سند را صرفا اقتصادی ندانست و در همین ارتباط خاطرنشان کرد: این سند جنبه امنیتی هم دارد و اگر بخواهیم تمامیت خود را حفظ کنیم باید همراه با سند چشم انداز 20 ساله پیش برویم و براین باور باشیم این سند اهمیت فوق العاده ای دارد.
وی با انتقاد از بی توجهی دولت به سند چشم انداز 20 ساله خواستار اصلاح روش های دولت در خصوص سند چشم انداز 20 ساله شد.
میرحسین موسوی با بیان اینکه ما یک سری فرصت هایی در اختیار داریم، به خطرهایی که کشور با آن روبرو است، اشاره کرد و نسبت به غافل شدن از طرح خاورمیانه بزرگ انتقاد کرد.
میرحسین موسوی با اشاره به شب میلاد پیامبر اکرم(ص) گفت: امام در دو سال آخر عمرش بارها در سخنرانی ها و اطلاعیه هایش به اسلام ناب محمدی تاکید می کرد و اصل مساله ای که ایشان می خواستند به مردم منتقل کنند این بود که همه ادعاها درباره اسلام درست نیست.
وی افزود: دقت به این مساله اهمیت زیادی دارد. اسلام مصون از هر نوع جعل است و این نوع اسلام توسط پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه معرفی شده است و اسلام پیامبر از هر نوع آلودگی مبرا است.
اسلام امام(ره) اسلام پابرهنگان و فقرا بود
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه مشکلی که در طول تاریخ وجود داشته، آلوده شدن اسلام با گرایش های مختلف است اظهار داشت: وقتی حضرت امام بحث ولایت فقیه را در نجف باز کرد اولین قدم را برای معرفی اسلام روز برداشت و دلیل مقاومت های بعدی ما برای رسوخ این اسلام در جامعه بود.
حضرت امام این اسلام را رهایی بخش معرفی کردند که پابرهنگان و فقرا صاحب او خواهند بود.
میرحسین موسوی تصریح کرد: اسلامی که در مقابل مقدس نماهایی متحجر، سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد امام معرفی کرد اسلامی بود که به شدت با مسایل جامعه مشکل دارد.
وی افزود: امام با مرفهین بی درد مخالف بود و با سرمایه های هم که در خدمت غارت کشور بودند مخالفت می کرد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس گفت: ما با مرفهینی مخالف هستیم که در میان مشکلات مردم رژه تجمل می روند و با خودروهای چند میلیونی یک حالت سرکوبی را در قشرهای پایین جامعه ایجاد می کند.
امام به دنبال خدشه دار کردن رابطه کارگر و کارفرما نبود
وی ادامه داد: امام به دنبال خدشه دار کردن رابطه کارگر و کارفرما نبود و دنبال این هم نبود که جامعه ما را کالایی کند.
رییس فرهنگستان هنر اظهار کرد: وقتی شهید باکری به درجه شهادت می رسد متوجه می شویم که او مهندس مکانیک است ولی این به دلیل آن است که در آن زمان مدرک ارزش نبود و افراد برای بالا رفتن از نردبان قدرت مدرک ها را خرید و فروش نمی کردند.
وی با بیان اینکه اکنون از اسلام ناب فاصله گرفته ایم، تصریح کرد: در جامعه ای که کاخ ها برافراشته و پول های عظیم برای گرفتن جشن های مختلف ریخت و پاش می شود، باید احساس خطر کنیم.
میرحسین موسوی اظهارداشت: در جامعه اسلامی ایثار و پایبندی به ارزش ها مهم است که منزلت اجتماعی را ایجاد می کند. ما با پیروزی انقلاب به نحوی تغییر کردیم و ارزش ها از مصرف به چیزهای دیگر تبدیل شد و دلیل حفظ استقلال ما هم تاکنون در همین مساله آشکار است.
وی اضافه کرد: در اول انقلاب ارزش های قشرهای ضعیف بود که یک نوع چیرگی در جامعه پیدا کرد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: اسلام ناب مخالف تحجر است و از همه تجربیات بشر استفاده می کند. در دید متحجرانه از همه نیروها استفاده نمی شود و به برنامه ها اعتنایی نمی شود.
در زمان فراوانی درآمدهای ارزی فکری به حال دوران رکود نشد
وی با اشاره به سریال حضرت یوسف(ع) گفت: وقتی که حضرت یوسف(ع) مورد اعتماد فرعون قرار گرفت، گفت که اداره کشور را به من بسپار و او توانست از یک بحران 14 ساله با استفاده از همه نیروهایش عبور کند. وقتی هفت سال فراوانی و بعد هفت ساله قحطی در آن زمان اعلام شد حضرت یوسف(ع) از همه روش ها و نیروهایش استفاده کرد تا بتواند در سال های قحطی تمدن را حفظ کند چرا که برخی از قحطی ها تمدن های بزرگی را از بین برده است.
وی خطاب به مسوولین کشور افزود: آیا در سال های فراوانی ارز نفتی، که به صورت غیرعادی ذخایر ما را بالا برد، برای سال های کمبود و قحطی برنامه ای ریخته ایم؟ آیا در سال های فراوانی درآمد ارزی، گوش به نقد کارشناسی داده ایم و آیا به حرف های متخصصان و کارشناسان سیاسی گوش داده ایم که فراز و نشیب های سیاست را به ما یادآوری کرده اند؟
اسلام ناب محمدی نمی تواند سازمان برنامه و بودجه را منحل کند
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه اسلام ناب برای یک دوره خاص نیست، اظهارداشت: همیشه می شود از اسلام ناب استفاده کرد. این اسلام از برنامه ریزی استقبال می کند و نمی تواند سازمان برنامه بودجه را منحل کند. اسلام ناب به ما توصیه می کند که از همه نیروهای کشور استفاده کنیم و بازوانی بلند داشته باشیم و قدر گوناگونی نیروهایمان را بدانیم و آنها را تهدید به حساب نیاوریم.
وی ادامه داد: در کشورما که استقلال وجود دارد دولت ها باید به سمتی بروند که از همه نیروها استفاده کنند، نه اینکه به بخش قابل توجهی از مدیران کشور بی اعتنایی شود.
رییس فرهنگستان هنر متذکر شد ما سرمایه های بی نهایتی نداریم و بزرگترین منبع کشور ما مردم هستند و بعد ذخایر نفتی و سایر منابع.
وی افزود: منابع کشور باید در اختیار اهداف استراتژیک باشد؛ نه اینکه این منابع را در خدمت پروژه های کوچک که رضایت عامه در جامعه ایجاب می کند به کار گیریم.
میرحسین موسوی در پایان سخنانش گفت: استفاده از این منابع کمیاب به غیر از اهداف راهبردی جزو مسایلی است که عدم توجه به آن فساد در جامعه زیاد می کند و اگر ما به اسلام ناب برگردیم باید با دقت بیشتری از منابع کشور استفاده کنیم.
رییس جمهور طی نامه ای به رییس مجلس شورای اسلامی در خصوص آنچه که عدم رعایت اصول مختلف قانون اساسی در فرایند رسیدگی به بودجه سال 1388 نامید، اخطار قانون اساسی ابلاغ کرد.
رییس جمهور طی نامه ای به رییس مجلس شورای اسلامی در خصوص آنچه که عدم رعایت اصول مختلف قانون اساسی در فرایند رسیدگی به بودجه سال 1388 نامید ، اخطار قانون اساسی ابلاغ کرد.
به گزارش "کلمه" احمدی نژاد در نامه خود به لاریجانی اقدام مجلس در بررسی و ایجاد تغییرات در مفاد آن را مغایر اصل 52 قانون اساسی و روند بررسی بودجه در مجلس را منجربه کنار گذاشتن بودجه پیشنهادی دولت و تصویب بودجهای کاملاً متفاوت و جدید و به نظر ریاست محترم جمهور غیرقابل اجرا دانست.
به گزارش کلمه و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی نهاد ریاست جمهوری ، متن کامل نامه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به عنوان اخطار قانون اساسی در خصوص عدم رعایت اصول مختلف قانون اساسی در فرآیند رسیدگی به بودجه سال 1388به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر لاریجانی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
سلامٌ علیکم
در اجرای اصل یکصد و سیزدهم قانون اساسی و ماده (15) قانون تعیین حدود وظائف و اختیارات و مسئولیت های ریاست جمهوری ایران مصوب سال 1365 مراتب زیر به جهت عدم رعایت اصول مختلف قانون اساسی در فرآیند رسیدگی به بودجه سال 1388 به عنوان اخطار قانون اساسی ابلاغ می گردد:
همانگونه که استحضار دارند دولت لایحه بودجه سال 1388 کل کشور را بر اساس اصل 52 قانون اساسی و سیاستهای کلی و چشمانداز بیست ساله نظام و با رعایت الزامات قانون برنامه چهارم توسعه و سایر قوانین موضوعه به خصوص قانون نحوه اجرای اصل 44 قانون اساسی با استفاده از بدنه گسترده کارشناسان دولت طی چند ماه تلاش بی وقفه تهیه و به مجلس شورای اسلامی تقدیم نمود.
متأسفانه برخلاف اصل 52 قانون اساسی فرایند رسیدگی و تصویب بودجه به گونهای رقم خورد که عملاً منجربه کنار گذاشتن بودجه پیشنهادی دولت و تصویب بودجهای کاملاً متفاوت و جدید و فاقد شفافیت، توازن، انسجام و یکپارچگی گردید که غیرقابل اجرا بوده و به جای آنکه نظم دهنده عملیات اجرایی دستگاههای مختلف باشد موجب تزاحم و تعارض عملیات و بهم ریختگی نظام اداری و مالی کشور خواهد بود واز این حیث به شرح ذیل در تعارض آشکار با اصول مختلف قانون اساسی است :
1. همانگونه که استحضار دارند شورای محترم نگهبان پیش از این طی نظریه تفسیری شماره 287 مورخ 1374.03.17 صریحاً و بدرستی اعلام داشته است که مطابق اصل 52 قانون اساسی بودجه سالانه کل کشور و متمم و اصلاحات بعدی آن میبایست به صورت لایحه و از سوی دولت تقدیم شود و تصویب آن به صورت طرح ممکن نیست در حالی که مقایسه لایحه بودجه پیشنهادی دولت با مصوبه مجلس به خوبی نشان میدهد آنچه که تصویب شده است لایحه دولت نیست بلکه طرح جمعی از نمایندگان است که جایگزین لایحه دولت شده به گونه ای که متن ماده واحده بودجه که در 12 بند پیشنهاد شده بود حدود شش برابر (بالغ بر 70 بند) شده است. تغییرات گسترده ای در اعتبارات هزینه ای، عمرانی، تملک دارائی های مالی و درآمدهای بودجه ایجاد گردیده که از جمله تغییرات کلی ارقام بودجه می توان به موارد زیر اشاره نمود:
ـ افزایش هزینه های بودجه بالغ بر 83720 میلیارد ریال
ـ کاهش درآمدهای بودجه بالغ بر 1278.5 میلیارد ریال
ـ ایجاد تغییرات اساسی در 144 ردیف هزینه ای و در نتیجه افزایش اعتبارات هزینه ای بالغ بر 8942.6 میلیارد ریال
ـ ایجاد تغییرات در 1295 ردیف اعتبارات عمرانی و افزایش اعتبارات مذکور بالغ بر 17778.8 میلیارد ریال
ـ برگشت 1190 طرح استانی و تبدیل آن به طرح ملی بر خلاف ماده 81 قانون برنامه چهارم (توضیح اینکه این طرح ها در اجرای سیاست عدم تمرکز در لایحه بودجه از ملی به استانی تبدیل شده بود).
ـ افزایش اعتبارات تملک دارائی های مالی بالغ بر 57000 میلیارد ریال
افزایش هزینه ها توسط مجلس درحالی صورت گرفته است که پیوسته دولت متهم به افزایش هزینه ها میگردد.
موارد فوق تنها تغییراتی است که در تصویر کلان بودجه به وضوح مشاهده می شود علاوه بر این، تغییراتی بسیار زیاد در بخش های مختلف صورت گرفته و در منابع و مصارف جابجایی هایی انجام شده که غیرقابل تحقق بوده و عملاً انجام بسیاری از امور اساسی و اجتناب ناپذیر در سال 1388 به شرحی که در بندهای آتی خواهد آمد ممکن نخواهد بود.
2. حذف هدفمند کردن یارانهها بدون رعایت آییننامه داخلی مجلس و نصاب مقرر در ماده 223 آییننامه مذکور برای تصویب اصلاحات برنامه (دو سوم آرای حاضر)، مصوب تلقی شده است و از این جهت با اصل 65 قانون اساسی سازگار نیست. توضیح اینکه هدفمندکردن یارانهها از الزامات برنامه چهارم توسعه (از جمله با توجه به بند ب ماده 33 و ماده 95 قانون برنامه چهارم) میباشد. از طرفی بودجه سال 88، آخرین بودجه و آخرین برنامه یکساله از برنامه پنجساله چهارم است و عدم پیشبینی هدفمندسازی یارانهها در بودجه سال 88 به منزله اصلاح برنامه پنجساله بوسیله بودجه میباشد.
با حذف ردیف اعتبار مربوط به هدفمند کردن یارانه ها (85000 میلیارد ریال) دو اتفاق مهم در اجرای بودجه به وقوع پیوسته است.
اولاً: معادل این رقم یعنی 85000 میلیارد ریال اعتبار در نظر گرفته شده در بخش هزینه های بودجه عملاً بدون اعتبار شده که موجب منفی شدن تراز کلی بودجه گردیده است.
ثانیاً: با توجه به سیاستگذاری موضوع بند «53» الحاقی مصوبه مجلس در مورد حاملهای انرژی از طرفی دولت مکلف گردیده حاملهای انرژی را به قیمت سال 1387 (با استفاده از کارت هوشمند و سایر ساز و کارها) عرضه نماید و از طرف دیگر هیچ گونه یارانه ای برای جبران مابه التفاوت قیمت تمام شده این حاملها و قیمت سال 1387 برای شرکتهای تأمین کننده این حاملها در نظر گرفته نشده است.
با حذف رقم بیست هزار میلیارد تومان درآمد ناشی از هدفمند کردن یارانه ها عملاًً دولت از این ناحیه با کسری هفده هزار و پانصد میلیارد تومان مواجه شده است که بخشی از آن ناشی از بی اعتبار شدن هشت هزار و پانصد میلیارد تومان هزین? در نظر گرفته شده در لایحه و بخش دیگر به دلیل در نظر نگرفتن اعتبار لازم برای تأمین و عرضه حاملهای انرژی به قیمت سال جاری که در سال 1387 و سنوات قبل به عنوان یاران? حاملهای انرژی در بودجه درج می شد (نه هزار میلیارد تومان).
بنابراین حذف هدفمند کردن یارانه ها از جهت مغایرت با برنامه مخالف سند چشم انداز و از جهت عدم رعایت آئین نامه داخلی مجلس برخلاف اصل (65) قانون اساسی و از جهت تغییر عمده در ارقام بودجه مغایر اصل (52) و از حیث عدم پیش بینی طریق جبران کاهش درآمد و تأمین هزینه، با اصل (75) قانون اساسی سازگار نیست.
3. از نشانههای بارز بهم ریختگی و عدم توازن و تجانس بودجه، بند 50 الحاقی توسط مجلس است که در آن آمده:
«به منظور شفافیت بودجه و امکانپذیر ساختن نظارت بر انطباق بودجه با سیاستهای کلی نظام به ویژه سیاستهای برنامه چهارم ... و سیاستهای کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی... دولت مکلف است تا پایان خرداد ماه 1388 گزارش تطبیق بودجه سال 1388 را با سیاست های مذکور به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید.»
در حالی که شفافیت بودجه و انطباق بودجه با سیاستها و نظارت بر این انطباق، بعد از تصویب قانون بودجه اساساً موضوعیت ندارد و اینگونه عبارا ت نمیتواند رافع اشکالات اساسی و مغایرتهای آشکار مصوبه مجلس با سیاستهای کلی نظام و سیاستهای برنامه چهارم باشد.
این وظیفه مجلس است که بودجه را منطبق با سیاستها و سند چشم انداز تصویب کند و تکلیف دولت به منطبق ساختن مصوبه مجلس با سیاستها و چشم انداز فاقد موضوعیت و مبنا و تکلیف مالا یطاق است.
4. بند 50 سیاستهای کلی برنامه چهارم «اهتمام به نظم و انضباطمالی و بودجهای و تعادل بین منابع و مصارف دولت» را مورد حکم قرار داده است در حالی که تغییرات اساسی در لایحه دولت موجب عدم تحقق سیاست مذکور گردیده است و بر این اساس مصوبه مجلس ناسازگار با سیاستهای مذکور و اصل یکصد و دهم قانون اساسی است.
توضیح این که بودجه مصوب مجلس تراز نیست و مصارف 85000 میلیارد ریال بیش از منابع میباشد و مجلس شورای اسلامی با اذعان به این امر برای رفع این عدم تعادل بین مصارف و منابع در بند 53 الحاقی مقرر نموده است که دولت در مقام اجرا و از طریق عدم تخصیص این نقیصه را جبران کند!
5. مالیات بر فروش بنزین از 485 میلیارد تومان به 1456 میلیارد تومان افزایش یافته که مبنای آن افزایش قیمت بنزین در قالب هدفمندن کردن یارانه ها بوده و حال آنکه با حذف هدفمند کردن یارانه ها و جایگزینی حکم عرضه بنزین داخلی به قیمت سال 1387 (1000 ریال) و توزیع بنزین وارداتی به قیمت تمام شده در عمل دو سوم از افزایش مالیات فوق قطعاً محقق نخواهد شد. در حالی که برای این رقم در بخش هزینه ای، هزینه در نظر گرفته شده است و از این جهت مغایر اصول (52 و 75) قانون اساسی است.
6. در مصوبه مجلس برای عرضه نفت گاز دولت مکلف شده است تولید داخلی این فرآورده را با کارت هوشمند و به قیمت سال 1387 (165 ریال) عرضه نماید و مازاد بر آن که از محل واردات تأمین می شود مسکوت گذاشته شده است. این در حالی است که برای مابه التفاوت قیمت تمام شده تولید داخل و همچنین بخش وارداتی آن هیچ گونه اعتباری در نظر گرفته نشده است. بنابراین با توجه به اینکه قیمت سال 1387 نفت گاز حدود یک بیستم قیمت تمام شده آن است، عملاً عرضه این فرآورده با قیمت تعیین شده در مصوبه غیرممکن بوده و به دلیل عدم پیش بینی بارمالی ناشی از آن، مصوبه برخلاف اصل (75) قانون اساسی می باشد.(این در حالی است که مخبر محترم کمیسیون تلفیق در مصاحبه رسمی اعلام کرده است که تحمیل هزینه ناشی از این بند ناچیز است و دولت آن را از محلی تامبن خواهد نمود! ).
7. در مورد برق بدون تعیین تکلیف قیمت، یارانه حذف و دولت در خلأ قانونی برای خدمترسانی قرار گرفته است. (توضیح اینکه سال گذشته 3800 میلیارد تومان یارانه برق بود که حذف شده است و بندی به جای آن پیش بینی نشده و از این جهت مغایر اصل (75 و 52) قانون اساسی است).
8. در سال 1387 یک و نیم میلیارد دلار برای نگهداری و سرمایهگذاری و اجرای پروژههای مربوط به گاز یارانه پرداخت شده که در مصوبه مجلس برای سال 1388 اعتباری برای این منظور پیش بینی نشده است و این مغایر اصول (75 و 52) قانون اساسی است و ناگزیر یا میباید قیمت گاز را افزایش داد (حدود پنج برابر) و یا کلیه پروژههای مربوط را متوقف نمود.
9. از اعتبارات مربوط به سرمایهگذاریهای بخش نفت در بودجه سال 1388 حدود هفتصد میلیون دلار کسر شده که نتیجه این اقدام نقصان در سرمایهگذاری در حوزههای مشترک و عدم استفاده از سهم قانونی ایران خواهد بود. که مصداق بارز تضییع حقوق ملی بوده و درتضاد با اصل شصت و هفتم و سوگند نمایندگان برای حفاظت از حقوق ملی است.
10. در بند الحاقی (29) دولت مکلف شده است به میزان بیست و پنج هزار (25000) میلیارد ریال از سهام قابل عرضه در بورس متعلق به دولت یا شرکت های دولتی را به سازمان تأمین اجتماعی واگذار نماید.
در مورد افزایش حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی ـ که دولت نیز با اصل موضوع موافقت دارد ـ به جای پیش بینی اعتبار لازم، در بند الحاقی (29) دولت مکلف شده است بیست و پنج هزار میلیارد ریال از سهام قابل عرضه در بورس متعلق به دولت را به سازمان تأمین اجتماعی واگذار نماید تا سازمان یادشده از محل فروش و سود حاصل از مالکیت این سهام بارمالی این افزایش را تأمین نماید.
در حالی که به طور قطع فروش این حجم از سهام علاوه بر 5000 میلیارد ریال فروش سهام دیگر (مقرر در ردیف درآمدی واگذاری شرکت های دولتی) با توجه به شرایط واقعی بازار سرمایه امکان پذیر نیست و قطعاً درآمد مزبور حاصل نخواهد شد تا افزایش حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان قابل تحقق باشد و از این جهت مصوبه مجلس مغایرت آشکار با اصول (52 و 75) قانون اساسی دارد. علاوه براین افزایش حقوق جنبه مستمر و پیوسته دارد و اختصاص یکباره سهام، تامین منبع برای این هزینه محسوب نمی شود.اینگونه ایجاد تکلیف مالایطاق و تحمیل هزینه بدون تامین منبع لازم برای آن، گذشته از این که با اصل 75 قانون اساسی ناسازگار است موجب بحران و نگرانی مردم میشود.
11. در مورد درآمد واگذاری معادن، دولت در لایحه پیشنهادی خود معادل 500 میلیارد ریال درآمد پیش بینی کرده بود که مجلس شورای اسلامی این رقم را به ده برابر (پانصد میلیارد تومان) افزایش داده است که با توجه به عملکرد سال گذشته عدم تحقق آن قطعی و بنابراین هزینه های مترتب بر این درآمد فاقد محل تأمین بوده و مغایر اصول (52 و 75) قانون اساسی تلقی می شود.
12. در مورد درآمد ناشی از واگذاری طرح های تملک دارائی های سرمایه ای دولت 5000 میلیارد ریال پیش بینی نموده بود که مجلس این رقم را به سه برابر (15000 میلیارد ریال) افزایش داد که عدم تحقق این مبلغ با توجه به پیش بینی کارشناسی و شرایط بازار قطعی و بنابراین هزینه های مترتب بر این درآمد نیز فاقد محل تأمین بوده و مغایر اصول (52 و 75) قانون اساسی است.
13. اعتبار یارانه کالاهای اساسی بیش از 4200 میلیارد ریال کاهش یافته و با توجه به عملکرد این ردیف در سال 1387 و اثرات ناشی از خشکسالی در سال 1388 اعتبار در نظر گرفته شده در این ردیف قطعاً جوابگوی تأمین کالاهای اساسی به ویژه گندم نخواهد بود و از این جهت برخلاف اصل (75 و 52) قانون اساسی است.
14. در حالی که اعتبارات معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری بیش از 400 میلیارد ریال کاهش یافته و همچنین علیرغم کاهش اعتبارات مهمی مثل یارانه کالاهای اساسی، طرح های زود بازده و دفتر مناطق محروم، اعتبارات بعضی دستگاههای خاص به طور غیرمتعارف و بدون تناسب با سایر دستگاهها و سیاست ها رشد چند برابر داشته است. به عنوان مثال اعتبار جاری مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام حدود هفت برابر و اعتبارات مجلس شورای اسلامی که در سال 1387 در مجموع 475.391 میلیارد ریال بوده با220درصد افزایش، 1525.391 میلیارد ریال گردیده است.
درحالی که کل بودجه جاری کشور 6 درصد افزایش داشته است این مقدار افزایش اعتبارات مجلس شورای اسلامی چگونه قابل توجیه است .
هزینه ای که برای کل عملیات اجرایی کشور (در حوزه های مختلف آموزش، بهداشت و درمان ، عمران و توسعه کشور ،تامین امنیت کشور ، امور اقتصادی و ...) انجام می شود به ازای هر کارمند دولت 20میلیون تومان درسال است درحالی که این هزینه درمجلس شورای اسلامی 240میلیون تومان می باشد.البته مشخص است که این رقم حقوق و مزایای نمایندگان محترم و کارمندان خدوم مجلس نیست و محل مصرف این مبلغ برای دولت مشخص نمی باشد.
محمود احمدی نژاد
محمدمصطفی دیده به جهان گشود و عالم هستی را چون پروانه به خویش خواند . یاسین رازگشا ، طه رهنما ، برگزیده برگزیدگان ، خاتم انگشتری رسالت و ....
و سلاله صدق محمدصادق ، پرورش دهنده اندیشه های کمال یافته انسانی و راهگشای مکتبیان ولایت علی و...
تنها نمانیم خدا را داریم ، تنها نمانیم خدا در قلبمان در جانمان و خدا در بند بند وجودمان .
ستاره ای بدرخشید و ....
بار الها تنهایمان مگذار! ، از فروغ ستارگانت مجلسمان را تهی مدار و عقلمان را از مدار علم بیرون مساز
و روح را از ما مگیر و عشق را و عشق را ،چون چوپانی که در بیابان از عشق تو را شناخت معرفت عشق را از ما دریغ مدار .
لینک مطلب:
علیرضا بهشتی، فرزند شهید دکتر بهشتی و از نزدیکان میرحسین موسوی و مدیر سایت کلمه گفت: «به نظر میرسد خاتمی، موسوی و کروبی در نهایت با رایزنی به یک اجماع خواهد رسید و من به این مساله امیدوارم. خیلی نباید نگران شکسته شدن آرا بود چراکه راهکارهایی برای این مساله وجود دارد. البته طبیعی است که از یک طیف خاص چند کاندیدا برای شرکت در انتخابات اعلام حضور کنند؛ با آرایش آرا در جامعه و شکلگیری آن و با ابزارهایی مانند نظرسنجی میتوان به یک جمعبندی رسید و تشخیص داد که میتوان به اجماع رسید.»
یافتن فرصتی برای گفتوگو با علیرضا بهشتی شاید بیش از دو هفته به طول انجامید. یکی از بهانههای مهمی که این گفتوگو را از همه مباحث سیاسی روز مهمتر جلوه میداد، سوالاتی در مورد واژههایی است که شاید هنوز در قرابت هم غریب مینمایند... "الگوی زیست مسلمانی".
علیرضا بهشتی در این گفت و گو سعی دارد از این واژهها در کنار هم، یک گفتمان اجتماعی نشان دهد. همچنین این عضو جمعیت "توحید و تعاون" در پیرامون مسایل روز و نامزدهای انتخاباتی نیز سخن میگوید. متن این گفتوگو پیش روی شماست.
- مهندس میرحسین موسوی در سخنان اخیر خود پس از سالها روزهداری سیاسی، سخن از همنشینی "اصولگرایی و اصلاحطلبی" به میان میآورند. ایشان در نامه خود به نمایندگان ادوار مجلس آوردهاند "جامعه ما در بطن خود به اصولگرا و اصلاحطلب تقسیم نمیشوند و اصرار نیروهای سیاسی به سرایت دادن تفرقه خویش به جامعه کمکی به حفظ وحدت و پایداری مردم در شرایط سخت نمیکند." بسیاری از افراد و گروههای سیاسی و فعالان اجتماعی با این ادبیات ارتباطی برقرار نکردهاند. این سخنان به چه معناست؟
طرح این سخنان به این معنا نیست که ما هیچ موضعی در جامعه نداریم. بیشک ما نیز مواضعی داریم اما واقعیت این است که گاهی اسامی، تبدیل به کلیشههایی میشوند و کلیشهها افراد را محدود میکند که حتما از میان این دو نام باید یکی را برگزینند و این مشکلساز است و به نفع مردم هم نخواهد بود. بسیاری افراد هستند که خود را در هیچ کدام از این دو غالب جای نمیدهند به خصوص اینکه این گروهها بر اساس یک مبانی روشن و شفاف و مواضع تبیینشده نیز دور هم نیستند تا افراد بتوانند تصمیم شفافی در قبال آنان اتخاذ نمایند.
مهندس موسوی اشاره دارد که در شرایط کنونی منافع ملی، منطقهای و بینالمللی ایران نیاز به حرکت فراگیر دارد. در این شرایط باید از تمام نیروهایی که دغدغه وضع کنونی کشور را دارند صرف نظر از برچسبها و عناوین استفاده کرد و با نوعی تعامل سازنده به سامان بخشیدن وضعیت منونی اهتمام بخشید.
من معتقد نیستم که در شرایط کنونی اصولگرایان با تکیه بر آنچه به آن "اصولگرایی" میگویند میتوانند کشور از وضعیت کنونی نجات دهند و البته اصلاحطلبان نیز به همین نحو نخواهند توانست چنین کاری را انجام دهند. ما نیازمند دولتی هستیم که این دولت از همه نیروهای مجرب و دلسوز که شرایط بحرانی کنونی و اهمیت کاری را که پیش رو دارند استفاده کند و البته همه شهروندان نیز در طول دوره ریاست جمهوری همراه و همدل دولت باشند.
اینطور نیست که مردم فکر کنند تا روز رایگیری باید مشارکت داشته باشند و بعد از اعلام نتایج بلافاصله از مطالباتشان سخن بگویند. اینها شعار نیست. در کشوری که در مسیر توسعه گام برمیدارد باید اعتماد و پیوندی میان دولت و مردم شکل بگیرد و دولت بتواند از سرمایههای اجتماعی استفاده کند و البته این همراهی تنها به معنای تایید نیست.
مردم باید در صحنه حضور داشته باشند و "حضور در صحنه" تنها به شرکت مردم در راهپیماییها و تکبیر گفتن ختم نمیشود. حضور مردم در صحنه یعنی اینکه همه بخشها درگیر مسایل کشور شوند. به این ترتیب است که در بحث مهم اقتصاد مهندس موسوی از اقتصاد ملی سخن میگوید. در این نوع اقتصاد بخش خصوصی باید دغدغههای ملی داشته باشد و نه دغدغههای فردی. این مساله باید شکل بگیرد تا اتفاقاتی در حوزه توسعه کشور پیش بیاید. فعالین بخش خصوصی باید منافع ملی را نیز در اقتصاد در نظر بگیرند و به این ترتیب میتوانیم سرمایهدار ملی داشته باشیم.
- شنیده شده که مهندس موسوی بر لزوم "استقلال روحانیت از دولت" تاکید داشتهاند. روحانیتی که تحت تاثیر دولت نباشد. این مساله در جامعه امروز ایران به چه معناست؟
روحانیت به طور سنتی و از ابتدا از دل مردم برخواسته است. تفاوت مهم روحانیت شیعه و سازمان روحانیت در مذهب کاتولیزم هم همین بوده است. چنانچه برای تعیین کشیش برای یک کلیسای کاتولیک این واتیکان و یا نمایندگان آن هستند که باید اعمال نظر کنند و نمایندهای را به عنوان کشیش معرفی کنند اما در روحانیت ما وضعیت به این شکل نبوده است.
روحانیت شیعه همیشه از حکومتها مستقل بوده است. اگر مردم فرد مناسبی را پیدا میکردند خود، راسا وی را به امامت مسجد محل خود انتخاب میکردند و یا در نهایت از مراجع سوال میکردند و کمک میخواستند. مراجعی که همواره مستقل از حکومتها بودهاند.
این مساله همواره نقطه قوت مرجعیت و روحانیت شیعه بوده و باید آن را حفظ کرد. سازماندار بودن، انظباط داشتن، ساماندار بودن، نظم مالی و اداری داشتن در حوزههای علمیه یک حرف است و دولتی شدن روحانیت حرفی دیگر.
از قضا نهتنها این نهاد، بلکه همه نهادهای اجتماعی باید مستقل باشند تا بتوانند به نقد مشفقانه اجتماعی بپردازند. جامعهای که این مساله مهم را تعطیل کند به حیات خویش پایان داده است. این بحث در مورد روحانیت به هیچ عنوان جدید نیست، چنانچه شیوه عملی و نظری شهید مطهری نیز همینطور بوده است. مرحوم مطهری در زمان مرجعیت آیتاللهالعظمی بروجردی با برخی مسایل موافقت نداشتند و اصولا به همین دلیل در یک مهاجرت اعتراضآمیز به تهران میآیند.
از دیگر مسایل مهم و در خور توجه در مورد روحانیت، مساله ارتزاق روحانیت از راه دین است. تحقق نیافتن این مساله از دغدغههای دکتر بهشتی بود و ایشان معتقد بود که این مساله باید به تریج نهادینه شود که دین نباید محل ارتزاق روحانیت باشد. بسیاری از روحانیت شیعه بودهاند که کشاورز بودهاند و پس از پایان کار کشاورزی به مساجد برای ادای فرایض و وظایف خود میرفتهاند.
در سالهای اخیر گرایش به سمت دولتی شدن مساجد و روحانیت به وجود آمده و البته تشدید شده است. شاید برخی افراد اهتمام ورزیدهاند که منابع مالی مراجع وابسته به افراد خاص نباشد، چراکه این مساله خود معضل است اما به هر شکل به نظر میرسد سامان بخشیدن به حوزهها باید با نوعی ظرافت انجام شود که استقلال روحانیت شیعه از حکومت را از بین نبرد.
روحانی نباید تحت نفوذ افراد خاصی باشد و نباید به عنوان یک حقوقبگیر دولت تلقی شود. این مساله و پرداختن به آن نیاز به مباحث طولانی دارد و هیچ گونه وهن و توهین به روحانیت هم محسوب نمیشود. به عکس باعث ارزش گذاشتن به روحانیت میشود و پایگاه اجتماعی روحانیت را تقویت میکند.
- با توجه به اعلام نامزدی آقایان خاتمی، کروبی و موسوی برای شرکت در انتخابات دهمین دوره یاست جمهوری، ارزیابی شما از این سهگانه چیست؟
رایزنیها و مباحثی در حال انجام شدن است و البته نمیتوان در مورد نتایج آن با شفافیت سخن گفت اما به نظر میرسد این کاندیداها در نهایت با رایزنی به یک اجماع خواهد رسید و من به این مساله امیدوارم. خیلی نباید نگران شکسته شدن آرا بود چراکه راهکارهایی برای این مساله وجود دارد. البته طبیعی است که از یک طیف خاص چند کاندیدا برای شرکت در انتخابات اعلام حضور کنند؛ با آرایش آرا در جامعه و شکلگیری آن و با ابزارهایی مانند نظرسنجی میتوان به یک جمعبندی رسید و تشخیص داد که میتوان به اجماع رسید.
هر سه نفر آقایان محترم و بزرگوارند و فکر میکنم که ایشان در نهایت به یک کاندیدای واحد خواهند رسید. این آقایان عقلای قوم هستند و اینکه برخی زیرمجموعهها بخواهند ابراز دغدغه کنند و یا ایجاد دغدغه نمایند خیلی به نفع حرکتی که هدف نهایی آقایان است نخواهد بود. نباید برای مردم تعیین تکلیف کرد و در نهایت این مردم هستند که پس از شنیدن آرا و نظرات افراد، تصمیم میگیرند. هیچ کس، اعم از دولت و یا هر کاندیدای دیگری حق تعیین تکلیف برای مردم را ندارد.
- به مسالهای که چندی است از سوی شما و جمعیت توحید و تعاون مطرح شده است باز میگردیم. "الگوی زیست مسلمانی". برای بسیاری از مردم و گروههای سیاسی ناشناخته است. این مساله به چه معناست؟
الگوی زیست مسلمانی را باید در فضای گفتمانی دید. گفتمانها هیچکدام بیسابقه نیستند و نمیخواهند الگویی را از صفر ارایه دهند بلکه معمولا بازخوانی و تفسیر جدیدی را از باورها و ارزشهای فکری که جامعه آنها را پذیرفته است ارایه میکنند. یک الگوی جدید سعی میکند خوانش متفاوتی را طرح کند و الگوی زیست مسلمانی نیز چنین خواستهای دارد. مخاطبین این الگو کسانی هستند که به چند مورد اعتقاد دارند البته این باورها جزمی نیست و میتواند در یک کاوش عقلی به وجود بیاید.
مخاطبین این الگو کسانی هستند که به اسلام به عنوان دین اجتماعی نگاه میکنند. دینی که علاوه بر اینکه در اعتلای زندگی فردی نقش دارد بلکه در ساختار نظام اجتماعی هم میتواند جامعه را تنظیم کند. بنابراین طبیعی است کسانی که دین و اسلام را صرفا امری شخصی قلمداد میکنند با این متن احساس قرابت نخواهند داشت و مساله بعدی اینکه افراد مخاطب این گفتمان به مبانی انقلاب و اصولی که در رهبری امام خمینی مطرح شده بود در چاچوب کلی و نظام بر خاسته از آن یعنی جمهوری اسلامی باور داشته باشند.
- برخی افراد معتقدند اصول اولیه انقلاب طی گذشت زمان کمی متفاوت شده است. منظور شما از اصول و چارچوب کلی چیست؟
افراد مخاطب این الگو باید گفتمان امام را در چارچوب کلی پذیرفته باشند. این مساله به آن معنا نیست که هیچ نقدی نمیتوان به آن داشت. ما نهتنها گفتمان امام بلکه هر گفتمانی از این دست را نقدپذیر میدانیم ولی چاچوب کلی آن را میپذیریم، قانون اساسی را نیز برگرفته از این گفتمان میدانیم. البته معتقدیم قانون اساسی یک قانون بشری است و طبیعی است که با تغییر شرایط ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشد.
- گفتمانهای زیادی به صورت تئوری در جامعه وجود دارند. چه برنامهای برای ورود این گفتمان به صورت عملی به صحنههای اجتماعی و سیاسی دارید؟
گفتمان باید درست فهمیده شود. گفتمان به معنای نوعی پیوند منطقی بین عمل و نظر به وجود میآید. گفتمان با نظریه متفاوت است. گفتمانها لزوما معطوف به وضعیت حال نیستند بلکه گاهی به وضعیت مطلوب نگاه میکنند؛ برای مثال گفتمان جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی به عنوان یک گفتمان فراگیر در کشور ما مطرح است، گفتمانی که نظریههایی دارد و کارکردهایی که در این ٣٠ سال داشته است نیز جزیی از این گفتمان هستند. حال ممکن است در میان این کارکردها تضادها و تناقضاتی یافت شود، اما این مساله ثانویه است. اصل مساله این است که گفتمان هم کردار اجتماعی و هم نظریات را شامل میشود.
- این گفتمان چه نقشی میتواند در همبستگی ملی، پیوند دادن اسلامیت و جمهوریت، همبستگی مسلمانان منطقه و در گفتوگوی ادیان داشته باشد؟
متن "االگوی زیست مسلمانی" به صورت محدود منتشر شده است و اکنون تنها دو بخش را در بر میگیرد. بخش سوم آن در حال شکلگیری نهایی است و در این بخش بیشتر به مساله الگوی توسعه سیاسی و عدالت و یا الگوی مدیریت حکیمانه خواهیم پرداخت.
- نگاه جمعیت توحید و تعاون به مسایل سیاسی روز و مواضع گروههای سیاسی چیست؟
جمعیت توحید و تعاون اصولا یک حزب نیست، بلکه به عنوان یک دبیرخانه عمل میکند؛ دبیرخانهای برای الگوی زیست مسلمانی. اساسا رویکرد ما نسبت به فعالیت اجتماعی نسبت به آن چیزی که در احزاب کلاسیک فهمیده میشود متفاوت است...
- این تفاوت و نوع نگاه شما برای جامعه، افراد و گروههای سیاسی ملموس نیست. منظور دقیق شما از تفاوتی که از آن سخن میگویید چیست؟
ما با تحزب و وجود احزاب سیاسی مخالف نیستیم، هرچند نظراتی در خصوص آن داریم اما جنس کار ما اجتماعی است. ما معتقد به شبکهسازی اجتماعی هستیم. شبکهسازی اجتماعی حول یک گفتمان شکل میگیرد؛ یعنی آنچه در دنیا مطرح است. گروهها و احزاب و موسسات و افرادی که نقاط اشتراکی دارند میتوانند با حفظ استقلال خود به تعامل با یکدیگر بپردازند. این شیوه و سبکی است که ما پیش روی خود قرار دادهایم.
- نمونه عینی و ملموس سبک و روش شما را در کجا میتوان دید؟
مثلا NGOهایی که در مورد محیط زیست فعالیت میکنند و یا فعلان حقوق زنان. این گروهها تحت یک سری نقاط مشترک همکاری میکنند و در عین حال هویت مستقل خود را نیز حفظ میکنند.
این با آن معنا نیست که یک تشکیلات بخواهد مابقی گروهها را به خود جذب کند و یا آنها را مصادره نماید. ما الگوی زیست مسلمانی را برای گروههای مختلفی ارسال کردهایم و از آنان برای همکاری دعوت به عمل آوردهایم. اعتقاد داریم این الگو حرف آخر نیست و تنها حرف اولی است که میتوان آن را به بحث گذاشت. جمعیت توحید و تعاون هم در این میان نقش دبیرخانهای برای این گفتوگوها را اجرا خواهد کرد.
باید توجه داشته باشیم که کار اجتماعی گفتمانی و درازمدت است. در چند دوره اخیر، در دوره سازندگی، اصلاحات و دوره اخیر ثابت شده است که تصمیمات از بالا به پایین در جامعه تسری نمییابد و با وضع قانون از بالا، نمیتوان در شیوه زندگی افراد تغییر ایجاد کرد. جامعه باید با یک نوع همزمانی اصول، ملاکها و معیارها شکل بگیرد.
- و این یعنی همان شبکهسازی اجتماعی که از آن یاد کردید؟
شبکهسازی باید شروع شود و تفسیر مختلفی از نوع الگوی زیست مسلمانی باید ارایه شود تا نتایج شکل بگیرند.
- اگر قرار باشد گفتمانی در جامعه شکل بگیرد و در نهایت به قانون تبدیل شود، شما به یک قدرت رسمی و سیاسی و بازوی اجرایی برای نیل به اهداف خود نیاز دارید. ورود به قدرت هم ابزار خاص خود را میطلبد و مسیری مشخص دارد. شما باید وارد عمل سیاسی شوید. برنامه شما در این رابطه چیست؟
گویا درک مساله گفتمان کمی مشکل است. چراکه این حرت در جامعه ما به طور سنتی انجام نشده است. تغییرات اجتماعی منوط به کسب قدرت سیاسی نیست، هرچند همراهی و همسویی قدرت رسمی و سیاسی با یک رویکرد اجتماعی نهادینه آن را تسهیل میکند.
هیچگونه تغییر در قدرت سیاسی تا با یک پشتوانه اجتماعی همراه نباشد موفق نخواهد بود.
- با توجه به بافت سنتی جامعه ایران و نهادینه نشدن نهادهای غیردولتی، احزاب و حتی سندیکاها چطور میتوان شبکهسازی کرد؟ آنچه شما از آن سخن میگویید در جامعه ایران در حتی در میانمدت دستنیافتنی به نظر میرسد.
قدرت سیاسی میتواند به نهادینه شدن یک گفتمان کمک کند. اگر دولتی نسبت به فعالیت سازمانهای غیردولتی خوشبین باشد میتواند به رشد آنان و ایجاد شبکههای اجتماعی کمک کند.
نمونه شبکه اجتماعی در ایران در هیاتهای مذهبی بروز و ظهور دارد. این مساله و گفتمان بیسابقه نیست. اینکه مردم در انتظار تغییرات از بالا به پایین هستند و فکر میکنند دولتها باید در تغییرات اجتماعی نقشآفرینی کنند واقعبینانه نیست.
برای مثال در دوران پیش از انقلاب و طی مبارزات انقلابی همه به دنبال راههای میانبر میگشتند. اگر از کسی سوال میکردی که مدل حکومت اسلامی که قرار است روی کار بیاید چه چیزی است، همه برخورد بدی میکردند و میگفتند فعلا باید به سرنگونی شاه فکر کرد و الان وقت مناسبی برای این حرفها نیست.
کمتر افرادی بودند که که با یک برنامهریزی میدانستند که پس از سقوط رژیم شاه چه میخواهند. اینکه چه میخواهیم نوعی شعر بافتن تلقی میشد و آرمانگرایانه به نظر میرسید. به همین دلیل نیز بعد از انقلاب کشور دچار یک خلا بزرگ بود چراکه بافت اداری نمیتوانست پاسخگوی مطالبات مردم باشد و ما مجبور شدیم از راه حلهای میانبری استفاده کنیم که متاسفاه بسیاری از آنها نیز جواب ندادند.
- پس موافقید که پس از شکلگیری یک گفتمان اجتماعی و برای تداوم و بقای آن باید به یک قدرت رسمی و سیاسی دست یافت؟
مسلما هینطور است. باید هر دو با هم دیده شوند.
- بنابراین باز به سوال پیشین باز میگردم. اگر قرار باشد گفتمانی در جامعه شکل بگیرد و در نهایت به قانون تبدیل شود، شما به یک قدرت رسمی و سیاسی و بازوی اجرایی برای نیل به اهداف خود نیاز دارید. ورود به قدرت هم ابزار خاص خود را میطلبد و مسیری مشخص دارد. شما باید وارد عمل سیاسی شوید. برنامه شما در این رابطه چیست؟
گفتمان زیست الگوی مسلمانی از سال ٨۴ برنامهریزی شده است و این مساله به مسایل روز و انتخابات مربوط نیست. ادعا نداریم که این متن بینقص است، اما به هر روی ۴ سال به طور متوالی روی آن کار شده است.
ما به دنبال رابطه منطقی و تعاملی با افراد و گروهها هستیم و قصد مصادره کردن هیچ گروهی را نداریم و البته استقلال خود را نیز حفظ خواهیم کرد. ما این متن را به آقایان موسوی، خاتمی و ناطق نوری ارایه کردیم. آقای ناطق نوری در بسیاری از بخشها با متن احساس همدلی کردهاند. جنس این کار، سیاسی نیست. البته ما ابایی از اینکه حزب سیاسی تشکیل بدهیم نداریم. اگر حتی کسانی که با این متن ارتباط برقرار کردهاند در انتخابات، انتخاب نشوند هم ما به کار خود ادامه میدهیم و معتقدیم کار گفتمانی بسیار تاثیرگذارتر از فعالیت سیاسی است.
البته همزمانی این مساله با انتخابات ممکن است ایجاد شبهه کند و طبیعی است و ما کسانی را که چنین شبههای را در ذهن خود دارند سرزنش نمیکنیم. ما باید دو مساله را نشان دهیم. اول اینکه حرکت ما مستقل است و این حرکت تنها تئوریک نیست و میتواند نتایج عملی حتی در کوتاهمدت در بر داشته باشد.
- برنامه شما برای موجهه با انتخابات چیست؟
جنس کار گفتمانی در جامعه شناخته شده نیست و افراد انتظار دارند کار گفتمانی خود را با زبان عرفی و متداول معرفی کند.
ما متنی درباره الگوی اخلاق انتخاباتی تهیه کرده و آن را به بسیاری از بزرگان نیز ارائه کردهایم. امیدواریم بزرگان قوم فارغ از جناحبندیهای سیاسی از این گفتمان حمایت کنند تا این برنامه جامه عمل بپوشد. ما صرف نظر از نتیجه انتخابات در این الگو بر خود انتخابات متمرکز شدهایم. در این منشور انتخاباتی ما قواعد و مبانی را برای انتخابات مطرح کردهایم.
اول مساله رعایت اخلاق انتخاباتی است که به نظر میرسد مساله مهم همه کاندیدها است.
کمیتهای تشکیل دادهایم که کار آن در مرحله اول اطلاعرسانی به مردم است تا بتواند به این ترتیب مانعی برای شایعهسازیها، هتک حرمتها و رعایت نکردن آبروی افراد در رسانهها باشد. ما بسیار امیدواریم که این نوع اطلاعرسانی بتواند مانع جدی تخلفات انتخاباتی باشد. این کمیته در مرحله بعد قصد دارد تا در بخش صیانت از آرا نیز نقشآفرینی کند، چراکه برخی مردم نگران سلامت انتخابات و نادیده گرفته شدن آرا خود هستند.
برای ورود به این بخش کارهای فنی میتوان انجام داد که برنامهریزی شده و جای خود را دارد، اما در عمل اینکه این کمیته مردمنهاد در خصوص تخلفات احتمالی در شمارش آرا اعلام عمومی میکند و همچنین تخلفات احتمالی را از طرق قانونی پیگیری میکند و همچنین به رایزنی با مرجعی که تصمیمگذار هستند، میپردازد.
- اطلاع رسانی در خصوص تخلفات انتخاباتی به عموم مردم نیاز به ابزار و سازوکار جدی و پشتوانه بسیار قوی دارد. در مورد مباحث فنی هم شما به عنوان یک کمیته مردمنهاد دسترسی به آرا و صندوقهای رای نخواهید داشت. این امر چگونه ممکن است؟
به هر حال شیوههایی هست که میتوان از آنها استفاده کرد، اما کار کمیته در واقع یک دیدهبانی انتخاباتی است. در حال حاضر نمیتوان به صورت کامل موفقیت کمیته را تضمین کرد اما به هر شکل فعالیت این کمیته میتواند از بسیاری از تخلفات جلوگیری نماید. نباید مساله اطلاعرسانی را دست کم گرفت. در دوره انتخابات مردم در مباحث روز و سیاسی حول محور انتخابات فعالیت میکنند و در عرصه مطبوعات نیز فضای باز بیشتری به وجود میآید که باید از آن به نحو مطلوب استفاده کرد. البته باید در نظر داشت که جنس این کارها زمانبر و تدریجی است و البته اینکه هیچ کس به دنبال موفقیت کامل نیست به خصوص در جوامعی که کار اجتماعی ضعیف است. اما با این همه فعالیت این کمیته بهتر از هیچ کاری نکردن است و میتواند تاثیرگذار باشد.
ما امیدواریم این نهاد شکل بگیرد و البته تنها به نفع یک ستاد انتخاباتی خاص نیز فعالیت نخواهد کرد. فعالیت این کمیته در خود انتخابات و نتایج آن متمرکز است.
- واقعیت این است که حتی اگر جمعیت توحید و تعاون بخواهد از همه کاندیداها حمایت کند، نمیتواند. به هر حال همانطور که پیشتر گفتید شما مواضعی دارید و به آقایان موسوی و خاتمی نزدیک هستید، پس نخواهید توانست به کاندیدای احتکالی دیگری مانند آقای احمدینژاد نزدیک باشید. کمیتهای که شما از آن سخن میگوید باید از سوی همه کاندیداها پذیرفته شده باشد، حال آنکه در عمل چنین نیست.
آقای احمدینژاد وضعیت متمایزی دارد. اما اگر آقایان رضایی و قالیباف بخواهند وارد عرصه انتخابات شوند مسلما از آنان دعوت خواهیم کرد. ما مواضع خود را داریم اما سعی میکنیم که کار گفتمانی فراتر از رقابتها سیاسی و سیاستورزیهای امروز ایران انجام دهیم. تماسهای ما با افراد و گروههای سیاسی منحصر به طیف اصلاحطلب نبوده است و ما به فعالیتهای فراجناحی خود ادامه خواهیم داد.
منبع: جمهوریت
لینک مطلب:
فردا سالروز تولد دو شخصبتی است که یکی پیامبر بزرگ اسلام است و دیگری امام صادق رئیس مذهب شیعه. به همبن دلبل برای مردم ایران که هم مسلمانند وهم شیعه هستند، یک روز بزرگ و استثنائی است. خصوصیت بارز پیامبر اخلاق بود و دلیل بعثتش، اتمام مکارم اخلاقی بود. درست در شرایطی که درجامعه ی ما مبانی اخلاقی درهمه جیز آسیب دیده و بیش از هر زمان دیگری به اخلاق محوری نیاز داریم، پاسداشت این روز بزرگ با معناتر از همیشه است. امام صادق هم مظهر صداقت است. دردناک است اما باید اعتراف کرد که صداقت نیز در همه ی عرصه ها در جامعه ی امروز دچار تزلزل و نا پایداری است. کمتر می توان در کلام ورفتار متولیان امور چامعه صداقت را دید. به همین دلیل روابط درون جامعه نیزنا صادقانه و پر فریب شده است. از دیر باز به ما گفته اند که پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام یک مکتب هستند که بیش از احترام، باید به سخنان واندیشه ی آنان دل بست. پیروی از مکتب پیامبر و امام صادق در گرو پای بندی جامعه به اخلاق و صداقت است. این روز بزرگ واین دو میلاد فرخنذه را به مسلمانان و شیعیان جهان و به خصوص به ایرانیان سرافراز تبریک میگویم
لینک مطلب:
خطاب این یادداشت متوجه کسانی است که دستی در قدرت دارند و قادرند کاری کنند، بویژه آنکه ممکن است در جوش و خروش موضوعات مختلف، برخی صداها شنیده نشود. حتماً تجربه داشتهاید که مثلاً کنار یک کوره یا موزیک پر سر و صدا، صداهای عادی شنیده نمیشود، چه رسد به زمزمههایی که فقط گوشهای تیز آن هم در شرائط عادی قادر به شنیدن آن هستند و معتقدم آنچه که در این یادداشت میآید، در این هیاهوهای گوشخراش که فضا را پر کرده است، بیش از زمزمهای نیست، اما نشنیده نشدن آن میتواند مشکلآفرین باشد.
بیماریها را میتوان از یک حیث به دو گروه تقسیم کرد. اول بیماریهایی که علایم آنها فوری و حتی شدید است، و دوم بیماریهایی که بدون علامت شروع شده و پیشرفت میکنند یا علایم حاشیهای و کماهمیت دارند. سرماخوردگی از نوع اول است، به محض سرما خوردن علایم متعدد آن مثل آبریزش بینی، تب، کوفتگی بدن و... نمایان میشود و اهمیت سرماخوردگی هم به همین علایم است، این بیماری را حتی اگر درمان نکنیم معمولاً مشکل حادی پیش نمیآید. اما برخی بیماریهای دیگر که خیلی هم خطرناک هستند، با علایم سادهای شروع میشوند، مثلاً اندکی خونریزی از روده ممکن است چیز مهمی نباشد و در بسیاری از موارد هم مشاهده و سپس بی هیچ عارضه ای قطع شود، اما اگر توجه کافی صورت گیرد چه بسا با آزمایش و شیوههای دیگر معلوم شود که سرطان روده است، و اگر در مراحل اولیه شناسایی شود، درمان این سرطان کار سختی نیست و در مقابل بیتوجهی به مسأله و پس از گذشت مثلاً 6 ماه که عوارض آن تشدید و بیماری نقاط دیگر را هم آلوده کرد، امکان درمان به حداقل میرسد و شاید درمان آن غیر ممکن شود و هزینههای زیادی را هم تحمیل خواهد کرد. اهمیت بیماری دیابت در همین کمسو بودن علایم اولیهاش است که آن را بیماری یا مرگ خاموش نام نهادهاند.
با این توضیح معتقدم که علایمی در جامعه امروز ما مشاهده میشود که نشاندهنده وجود بیماری خطرناکی است و نباید این علایم را دستکم گرفت. اجازه دهید که تعدادی از این علایم را با هم مرور کنیم؛
ـ وجود چندین مورد خودسوزی اعتراضی، که این اقدام در جامعه ما بندرت مسبوق به سابقه بوده است. خودسوزی و بطور مشخص از سوی زنان در برخی مناطق وجود داشته، اما این نوع خودکشیها و خودسوزیها چیز جدیدی است.
ـ گزارشی اخیراً منتشر شده بود که نشاندهنده گرایش روزافزون مهاجرت از ایران حتی به کشورهایی چون مالزی، اوکراین و امثالهم است.
ـ رغبت بسیاری از جوانان برای خروج از کشور تحت پوششها مختلف و توجیهپذیر، و بیان احساس خستگی و تحملناپذیری وضع موجود.
ـ مهاجرت بخش از اقلیتهای مذهبی به خارج از کشور که برحسب شواهد موجود در چند سال اخیر تشدید شده است.
ـ یکی از بزرگترین اساتید زبان و ادبیات فارسی کشور پس از چند دهه حضور در دانشگاهها و کشور و تجربه انواع و اقسام فراز و نشیبهای سیاسی و اجتماعی، اخیراً اعلان کرده است که قصد خروج دایمی از کشور را دارد.
ـ برخی از اساتید هم کنارهگیری از دانشگاه و بازنشستگی را به حضور در این فضای غیر علمی و متشنج و غیر راحت ترجیح دادهاند.
ـ چند روز پیش هم اعلام شد که بخشی از سرمایههای فرهنگی کشور که در گوشهای از این جامعه برای اعتلای هنر خطاطی سالهای سال است که گرد هم آمدهاند تا بومیترین هنر کشور را گسترش داده و اعتلا دهند، جملگی و به صورت دستهجمعی استعفا دادهاند. کسانی که هیچگاه و در هیچ شرایطی نه خودشان و نه هنرشان نمیتوانسته موضوع مناقشه باشد.
موارد مذکور اگر تکتک مورد توجه قرار گیرد احتمالاً معرف بیماری حادی تلقی نخواهد شد، بویژه که در گذشته هم موارد آنها به طور منفرد دیده شده است، اما همزمانی رویدادهای اخیر و نیز روند رو به رشد این نوع پدیده ها، چیزی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. نکته مهم این است که جذابیتهای جهان خارج از ایران یا دانشگاه یا مرگ نیست که افراد را به خروج از کشور یا دانشگاه یا انجمن هنری یا زندگی ترغیب میکند، بلکه مشکل در دافعههای جامعه، دانشگاه و زندگی موجود است که آنان را به محیط دیگری پرتاب میکند. این دافعه چیست؟ در یک کلام میتوان گفت که جامعه ما به اصطلاح خارجیها «راحت» یا «رلکس» نیست. این مسأله در گذشته هم بوده، اما در سالهای اخیر تشدید شده است. این راحت نبودن خود را در بسیاری از امور نشان میدهد. اگر برای کسی که در ایران نیست بگوییم که مشکل مهم جامعه که برایش دستورالعمل صادر کردهاند این است که آقایان را از فروش لباسهای زنانه منع کردهاند، طرف حتماً خواهد گفت که بارکالله چه بهشتی دارند که مشکلاتشان در همین حد است، و اگر بداند که در همین تهران چه تعداد افرادی که برای سیر کردن شکم خود و فرزندانشان چه کارها که نمیکنند، حتماً مسخرهمان خواهد کرد. اگر کسی که با دانشگاههای ما آشنا نباشد و بشنود که مسأله پوشش دختران در علمیترین دانشگاه کشور موضوع روز شده و در دست بررسی قرار گرفته است، فکر میکند که حتماً به لحاظ علمی هاروارد و کلمبیا را پشت سر گذاشتهایم که این موضوع در دستور کارمان قرار گرفته است، اما اگر بداند دانشگاهها با چه وضعی مواجه هستند، تعجب میکند که اینها نکیر و منکر هستند یا مدیران مراکز آموزشی؟
تصور میکنم که مسئولین کشور باید ارزیابی وضعیت جاری کشور را از حیث همین علایم به ظاهر کوچک و موردی جدی بگیرند، شاید حساسیت پیدا کردن به موضوع سبب پیدا کردن راهی برای خروج از این وضع هم بشود، گرچه تصور میکنم که مخاطبان این یادداشت بر این عقیدهاند که ایران در بهترین شرایط چند دهه یا چند سده اخیر خود قرار دارد.
مصاحبه با عباس عبدی
برای شروع لطفاً نظر خودتون را در مورد اعلام رسمی حضور و بیانیه آقای موسوی بیان کنید و بفرمایید که از نظر شما حضور آقای موسوی چه پیامد هایی می تواند داشته باشد و آرایش نیروهای سیاسی و یا آرایش نیروهای اجتماعی را چه تغییری می تواند بدهد؟
حضور آقای موسوی ابتدای راه است و بسیاری از پرسشها هست که باید توضیح داد تا درک بهتری از ایشان پیدا شود، زیرا ایشان 20 سال از عرصه کنش سیاسی دور بودهاند، البته ایشان به دلیل ویژگی های شخصی ناظر بازی بودند ولی همانطور که می دانید در عالم سیاست ناظر بازی بودن با حضور در بازی خیلی متفاوت است. اما از نظر تاثیر گذاری تصور می کنم در آرایش سیاسی نیروها خیلی تا ثیر جدی نخواهد داشت.
به هر حال ایشان با یک گفتمان جدیدی آمدند و یک سری مولفه ها مطرح می کنند که فرا جناحی است.
یک اعتراض من هم همین است که ایجاد گفتمان جدید کار یک سیاست مدار نیست زیرا رسالت سیاستمدار فرق می کند و کار رئیس جمهور تولید یک گفتمان نیست و این خطایی است که آقای خاتمی هم با آن مواجه بود. البته نه بدین معنی که ما نیاز به یک گفتمان جدید نداریم بلکه تولید گفتمان کار اندیشمند است و بسط گفتمان کار نیروهای واسطه، مثل روشنفکر و روزنامه نگار است و کار رئیس جمهور اجرا و پیاده کردن گفتمان درحکومت است و این سه تا نقش را نباید با هم قاطی کرد. و از همه مهمتر آنکه وقتی کسی که رئیس جمهورمی¬شود باید یک گفتمانی قبلاً وجود داشته باشد، و در حد خوبی هم بسط یافته باشد و بعد او بیاید آن را اجرا کند. بنابراین وقتی ما در مورد آقای موسوی و یا هر کس دیگری صحبت می کنیم باید بگوید از چه گفتمانی دفاع می کند و این گفتمان تا چه حد بسط پیدا کرده و او چگونه می خواهد آن را اجرا کند. نکته دیگر اینکه همانطور که آقای موسوی گفتند تعارضی بین گفتمان اصلاح طلبی و اصول گرایی وجود ندارد و مثلاً چطور می شود گفت اصلاح طلبان با جنایات غزه مشکل ندارند. اما مسئله ای که هست اینست که دو طرف درعمل سیاسی به تعارض می رسند و اگربه بیان سیاسی بخواهم بگویم طرف مقابل اصلاحات برای آنکه از شر پاسخگویی به سیاستهای غلط خود را خلاص کند ، چیزهایی را به طرف دیگر یعنی اصلاحات بار می کند. وبرای همین می گویم که آقای موسوی چون کنش فعال سیاسی نداشته راحت می تواند از جمع این دو دیدگاه سخن بگوید و لی در مرحله اجرا نمی شود این مسائل را چنان که در ذهن است اجرا کرد و درعمل به تعارض با یکی از طرفین منجر خواهد شد.
اما حد اقل دو دلیل عمده می توان اقامه کرد که چرا در کشور ما همیشه با تغییر رئیس جمهور فضای جامعه تغییر می کند و رئیس جمهور نماد یک گفتمان می شود یکی آنکه در کشور ما جامعه مدنی قدرت مند وجودندارد و نیاز است از قدرت ریاست جمهوری استفاده شود همانطور که تجربه دولت نهم ثابت کرد نمی شود خارج از قدرت دست به اصلاح موثر زد و از سوی دیگر یکی از مشکلات اساسی امروز این است که در فضای سیاسی بی اعتمادی گسترده ای بوجود آمده و عملاً شاهد خصومت هستیم که آقای موسوی به دلیل دوری خود از تقابل های سیاسی از این بی اعتمادی ها مصون مانده اند و می توانند با رئیس جمهور شدن اعتماد را دوباره به فضای سیاسی برگردانند که بدون رئیس جمهور شدن نمی شود؟
من با مطلب شما مخالف نیستم و می پذیرم یک سری بی اعتمادی ها بوجود آمده و سخت است که کاری برای آن کرد و شاید هم حضور آقای موسوی از این زاویه خیلی مثبت باشد اما حل مشکل سخت تر از آن است که ابتدا به نظر می آید. چون چیزی که انقدر پیچیده است و در طی بیش از 20 سال زمان بوجود آمده باید توجه داشت راحت و با حضوریک نفر قابل حل نیست.
حالا از این مساله بگذریم آقای مهندس موسوی در سخنرانی دانشگاه تهران خود یک جمله ای گفتند با این مضمون که ما انرژی هسته ای را حق مسلم خود می دانیم ولی در تعامل با غرب از در خصومت و عناد وارد نمی شویم تحلیل شما از این مطلب چیست. و آیا این گفتمان جدید نیست و یا در عمل به مشکل می خوریم؟
اگر واقعیت اش را بخواهم بگوم من با دیدگاه آقای موسوی در مورد هسته¬ای موافق نیستم، چون این شوخی است که ما انرژی هسته ای( به معنای غنی سازی و نه نیروگاه هسته ای) را حق مسلم خود بدانیم و بعد با غرب هم می خواهیم تعامل کنیم این معنی اش نیست که از حقوق خودمان بگذریم. اما وقتی می خواهید با غرب تعامل کنید یعنی یک امر دوطرفه است و باید اصل کنار اومدن رو پذیرفت و نمی شود گفت یک چیزی حق منه و تو هیچ حقی نداری چون اون طرف هم می گوید یک چیزی حق منه و تو هیچ حقی نداری؛ وقتی در این مملکت گفته می شود اسرائیل باید نابود شود و درکنارآن هم توجیه علمی و اقتصادی موثری برای غنی سازی دراین مرحله ازکار ارائه نمی شود بنابراین طرف مقابل هم شک می کند و بر اساس شک خود عمل می کند حتی اگر ما به خود یقین داشته باشیم که درصدد دستیابی به بمب نیستیم. این به معنی این نیست که ما از غرب بترسیم و عقب نشینی کنیم بلکه دیگر اسم تعامل را نمی شود بر روی آن گذاشت. در نتیجه اقای موسوی چطور می¬خواهد این مسائل متناقض را با هم حل کند چون اون طرف هم بچه نیست و نمی پذیرد. البته دعوای اصلی ایران با آمریکا این مسائل از جمله هسته ای نیست بلکه مساله اصلی اینست که آیا نظام بین الملل را می پذیریم یا نه که البته پذیرش نظام بین الملل به این معنی نیست که هرکس پذیرفت مزدور غرب میشود بلکه درچارچوب قواعد موجود که تا حدی هم جا برای بازی دارد می پذیرند که منافع ملی خود راپیگیری کنند.
اما نظام ما بخاطر پسوند اسلامی اش و تاریخ و هویتی که دارد نمی تواند نظام بین الملل را کامل بپذیرد.
اولاً در انقلاب شعاری برای تغییر نظام بین الملل وجود نداشت . شعار نه شرقی و نه غربی هم در آن زمان معنای روشن عدم تعهد را داشت. آنچه که دراین رابطه بود استقلال خواهی است که درحال حاضر هم بسیاری ازکشورها درهمین چارچوب استقلال خود را حفظ میکنند و اگر داعیه ای هم علیه آمریکا بود به دلیل اقدامات آن بود و الان هم میتوان دربرابر این اقدامات موضع داشت. دوم این که انقلاب در یک فضای دوقطبی میان شوروی و غرب بوجود آمد ولی امروز این فضا شکسته و دیگر توازن قوای پیشین به هم خورده و نمی شود خیلی از کار ها را مطابق آن زمان انجام داد. نمونه اش رفتار فعلی روسها با ایران است که درنظام دو قطبی قطعا چنین رفتاری را نمی کردند. برای نمونه در حال حاضر وقتی در برابر قطعنامه شورای امنیت با هر 15 رای می ایستی باید توجه داشته باشی دیگر تعامل نمی توان داشت در حالی درنظام دو قطبی حتی نتوانستند در جریان گروگانگیری علیه ایران قطعنامه صادرکنند.
حالا بحث را عوض کنیم، آقای موسوی یک مساله جدید دیگر مطرح کرده اند که بیاییم با نگاه به گذشته به سمت آینده حرکت کنیم و مسیر توسعه را با تکیه بر هویت خود بپیماییم نظر شما در این مورد چیست؟
ایشان در هنرشان هم همین منش را دارد و خوب هم هست. این مشکلی است که تمام دنیا هم داشته که چه جوری هم ما تغییر کنیم و خود برای ورود به آینده آماده کنیم و در عین حال پیوستگی خود را با گذشته از دست ندهیم. اما هنر یک سیاستمدار اصل بیان این قضیه نیست مشکل این است که چگونه می توان این تعادل و موازنه را برقرار کرد که این هم تنها در عمل می تواند خود را نشان دهد اما در مورد اعتماد به مردم این هم درسته اما برای بازگشت به گذشته باید یک مقدار دقیق تر به آن پرداخت. مثلاً ظلمی که دارد به مردم فقیر می شود بی حد است و ما یک زمانی فکر می کردیم این بخاطر ثروت مندان است اما در حال حاضر ریشه فقر را در اقتصاد و مدیریت دولتی می بینم. و لذا اگر ایشان ریشه را در این ببیند بسیار خوب است و می تواند تاثیر گذار باشد.
یعنی شما فکر می کنید آقای مهندس موسوی امکان دارد بخواهند سیاست های اقتصاد دولتی را اجرا کنند؟
نه فعلا این احساس را ندارم ضمن این که اساساً در این انتخابات به برنامه های افراد چندان کار ندارم چون در این انتخابات مساله برنامه نیست بخصوص که امتناع برنامه ریزی هم در کشورداریم؛ و در مورد آقای موسوی یک نکته اینست که ایشان زمانی نخست وزیر بودند و باید کنش فعال سیاسی میداشتند زیرا معتقدم هر نیرویی باید در عرصه فعال باشد که این هر هیچ استثنایی ندارد و تمام نیروها را شامل می شود از مذهبی گرفته تا غیر مذهبی و غیره چون که شدن ما از طریق فعالیت کردن است. اما در مورد مهندس موسوی به دلایل دیگر هم می بایست از فعالیت و حضور ایشان استقبال کرد یکی از دلائل آن به روز شدن و انطباق یافت با محیط و واقعیت از جمله در موضوع فوق است .
اما در این انتخابات تمام فعالین سیاسی اذعان دارند که انتخابات بسیار مهمی است و باید سعی کنیم اتحاد داشته باشیم.
بحث اولی که من کردم فارغ از انتخابات است و پرسشم از آقای موسوی هم اینست که من تا قبل از 84 می فهمم چرا ایشان نیامدند حتی در 84 را هم می فهمم اما این دفعه رو هم نمی فهمم چرا الآن؟ چون وضعیت موجود هیچ ربطی به الآن ندارد و تابستان یا پارسال هم می شد فهمید این وضعیت وجود دارد.
اما ایشان برای موثر بودن می¬بایست همین الآن وارد عرصه می شدند و زودتر از آن می توانست حجم زیادی از تخریب ها را به دنبال داشته باشد.
به دلیل ترس ازتخریب که نباید کنار نشست. حالا این بحثی است که به هر حال حل شدنی نیست اما در مورد انتخابات و این که همه یکی بشوند من قبلاً هم گفتم در میان نیروها آقای موسوی پتانسیل اینکه چنین وحدتی را ایجاد کند بیشتر از بقیه دارد اما تحقق آن به خودشان برمی گرده و این نیست که بقیه بدوند دنبال وحدت به واسطه ایشان بلکه ایشان ظرفیتش را دارد و این به خودش برمی¬گرده که چقدر بتواند این کار را انجام بده و مسیری رو بره که این اتفاق بیفته.
اما نکات مثبت آقای مهندس موسوی به نظر من یک مورد اش اینست که موسوی سابقه اش نشان می دهد آدم با مرامی است و این برای من مهمتر از هر چیز دیگری است اما این رو هم می دونم و باید از همین جا بهشون بگویم با مرام بودن در دهه 60 خیلی سخت نبود شاید هم بیمرامی سخت بود!! اما در دهه 80 مرام داشتن فوقالعاده سخت است چون واقعاً این جامعه از خیلی جهات فروپاشیده است و در چنین جامعه ای با مرام بودن خیلی سخته. در آن زمان وقتی کسی می آمد با هات کار کنه شاید حقوقش رو نصف انتخاب می کرد اما الآن هرکی می آید برای خودش و 60 تا اعضای خانواده اش می خواهد چیزی رو بدست بیاره.
برای من آقای موسوی یک اهمیت دیگری هم داره و آن اینست که ایشان فارس نیست آقای کروبی هم لر است ، من خودم فارس هستم ولی برای من خیلی مهمه رئیس جمهور فارس نباشه چون تا به حال تمام رئیس جمهور ها فارس بوده اند اقای خامنه ای هم بیشتر مشهدی بودند و فارس محسوب می شوند. برای من این مساله خیلی مهم است و دلیلی ندارد از مناطقی محدود تمام رئیس جمهور ها انتخاب شوند. اگرچنین شود معرف وجود نوعی تبعیض است چون بصورت احتمالی رخ دادن این پدیده احتمال بسیار اندکی دارد.
حالا با توجه به کاندیداهایی که اعلام حضور کردند از جمله آقایان خاتمی و کروبی و موسوی و از طرف مقابل هم آقای احمدی نژاد و احتمالاً آقای قالیباف و شاید آقای ولایتی فکر می کنید آرایش نیروهای سیاسی در موقع انتخابات به چه شکلی خواهد بود؟
در باره آرایش نیروها زود است که اظهارنظر دقیق شود چون هنوز چیزی قطعی نشده است. اما بیان نگاه خودم تا حدی به استباطم از این وضع کمک خواهد کرد. در مورد آقای خاتمی ابتدا باید بگویم اولاً من بین آقای خاتمی و دیگران انتخاب نمی کنم در مورد آقای خاتمی ابتدا بحث می کنم ؛ ایشان یا باید باشد یا نه؛ اگربه این نتیجه برسم که بلی باید باشد دیگر بحثی نمی ماند و قریب با اتفاق نیروهای اصلاحات و توده عادی هم آن را برخواهند گزید و آرایش نیروها هم روشن خواهد بود. اما اگر به این نتیجه برسیم که ایشان نباید باشد، نیروها می روند دنبال انتخاب کاندیدای دیگر. بنابراین من به هیچ وجه در مقایسه با آقای خاتمی کسی را انتخاب نمی کنم فقط در مورد ایشان آره یا نه می گویم. که حضور اقای خاتمی را هم در شرایط حاضر به دلایل متعدد موثر نمی دانم. اما در عین حال اگر آقای خاتمی در عرصه باشد به هیچ وجه در مقابلشان نمی ایستم و از کسی هم طرفداری نخواهم کرد و از این حیث تصور میکنم که آرایش نیروها تا حدود زیادی متفرق خواهد بود البته با وزن بیشتر به سمت آقای خاتمی . اما اگر آقای خاتمی مطابق آنچه قبلاً گفتند کنار بکشند آقای کروبی و موسوی باید قطعاً به سمتی بروند که یک نفرشان باشند .
چقدر فکر می کنید این مساله اولاً خوب است و دوماً عملی که خط کشی ها ی اصلاح طلب و اصول گرا تغییر کند و فضای جدیدی حاکم شود چون احتمالاً با حضور آقای موسوی تغییرات اساسی بوجود خواهد آمد و شما این تغییرات را چگونه ارزیابی می کنید؟
در مورد مفید بودنش قبول است و این را هم قبول دارم آقای موسوی در اصولگرا ها هم حامی دارد و معتقدم اساساً فشار بدنه جوانان صادق اصولگراها برای امدن اقای موسوی بیشتر از فشار این طرف است که این هم از سرخوردگی آنان از وضع فعلی کشور و عملکرد دولت ناشی می شود.
منظورم این بود که شاید چیزی به نام اصلاح طلب و اصول گرا از بین برود این را چقدر محتمل می بینید؟
بگذارید بگویم از نظر من چنین اتفاقی نمی افته علتش هم اینست که فرض کنیم آقای موسوی انتخاب شد اولین مساله ای که با آن روبرو می شود و نمی تواند حلش کند مساله آزادی است چون من با شناختی که از اقای موسوی دارم ایشان اصلاً نمی تونه طرفدار آزادی نباشه چون آدمی که با مرام باشه نمی تونه اجازه بده خودش حرف بزنه ولی بقیه حرف نزنند وبنابراین موافقت ایشان با آزادی تبعاتی خواهد داشت که نمی تونه از پس آنها بر بیاید و بنابراین این دوگانگی دوباره باز تولید خواهد شد. وزن دو طرف بسیار سنگین تر از عاملی است که بخواهد چنین هدفی را محقق کند.
به هرحال امید وارم هرسه به وحدت برسند و از دل این قضایا چیز خوبی بیرون بیاید.
:
: گفتمان آقای میرحسین موسوی با گفتمان آقای خاتمی متفاوت است و تمایزات و تفاوت ها و مشکل توجیه خروج احتمالی آقای خاتمی
:
نمیتوان فقط یک کاندیدایی را در ذهن داشت و دچار تناقض نشد. به هر حال آقای موسوی آمده است و باید شرایط جدید را درک و فهم کرد. انصراف آقای خاتمی بدترین انتخاب است. حتی بدتر از ورود با سه کاندیدا به انتخابات.
٠. تفهیم اینکه شرایط گذشته تغییر کرده است. فضای انتخاباتی / سفرها / ورود به انتخابات / ... / ...
١. حفظ هویت ستاد با انجام ماموریت های متعارف ستاد
٢. جلوگیری از تخریب همه کاندیداهای و نقد کاندیداهای اصلاح طلب
٣. توجه به چند پاره شدن حوزه های مختلف اجتماعی و لزوم حضور کاندیداهای مختلف
۴.
تحلیل خرد جمعی: تحلیلی همه جانبه و مفصل با توجه به سناریوهای محتمل مختلف
اگر قرار است آقای خاتمی انصراف دهد حتما سناریوی خروج باید داشته باشند. آغاز این سناریو اعلام رسمی خروج خاتمی نیست. همان اشتباهی که در باره اعتماد به حل مشکل رد صلاحیتهای مجلس هفتم به وجود آمد.
تیم بِرنِرز-لی، محقق انگلیسی، در سال ۱۹۸۹ تصمیم به راهاندازی سامانهای گرفت که با استفاده از آن بتوان همکاری محققان مرکز تحقیقات هستهای اروپا در ژنو (Cern) را بهبود ببخشد. او برنامه خود را زیر عنوان "مدیریت اطلاعات: یک پیشنهاد" در روز ۱۳ مارس ۱۹۸۹ ارائه داد.
پروژهای که در ابتدا تنها هدفش هماهنگی همکاری گروهی کوچک در یک مرکز تحقیقاتی بود، تبدیل به سنگ بنای شبکهای شد که رفتار ارتباطی و اطلاعاتی یک میلیارد انسان را به کلی تغییر داد. رئیس برنز-لی، با اندکی تردید، دستور انجام پروژهای را داد که متنهای "هایپر" محور آن بودند و اطلاعات را با نظمی خاص در یک شبکه به هم ارتباط میداد: اینترنت متولد شد.
سامانه برای این در نظر گرفته شده بود که محققان "Cern" بتوانند به نتایج تحقیقات همکاران خود در سراسر جهان دسترسی داشته باشند. برنرز-لی همزمان "زبان علامتگذاری متنهای هایپر" (HTML) و ابزار انتقال اطلاعات در شبکه، یعنی "پروتکل تراکنش متن هایپر" (HTTP) را نیز ارائه کرد که هنوز هم از آنها برای تنظیم این متنها استفاده میکنند.
پروژهای که در ابتدا کسی علاقهای به آن نداشت
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: تیم برنز-لی در حال توضیح شبکه جهانی وب، در کنفرانس متنهای هایپر در سال ۱۹۹۱ در تکزاستقریبا مانند تمام کشفهای خارقالعادهای که در ابتدا کسی علاقهای به آنها نشان نمیدهد، شبکه جهانی وب نیز در آغاز نظر کسی را جلب نکرد و تنها در حوزه توجه محققان باقی ماند. تازه در سال ۱۹۹۱ بود که برخی دانشگاهها برای نخستین بار با هدف مبادله دانستهها و تحقیقات خود، شبکههای رایانهای را راهاندازی کردند که بر اساس اصل تبادل اطلاعات برنرز-لی کار میکردند.
اگر مارک اندرسن (Marc Anderssen) ، دانشجوی آمریکایی، در سال ۱۹۹۳ نخستین جستجوگر اینترنتی، یعنی موزائیک را اختراع نمیکرد، شاید اینترنت هیچگاه از محافل دانشگاهی خارج نمیشد و در میان مردم عادی رواج نمییافت. جستجوگر اندرسن صفحههای اینترنتی را به صورت گرافیکی نشان میداد و برای مردم عادی هم این امکان را فراهم میکرد که تنها با یک کلیک بر روی لینک هایپر، به صفحه مورد نظر خود بروند. این آغاز موفقیت بود. اندرسن شرکت "نت اسکیپ" را پایهگذاری کرد و "Navigator"، جستجوگر این شرکت، دروازه شبکهای شد که میلیونها نفر به سمت آن هجوم آوردند.
شرکتهای خدمات آنلاین "AOL" و "Computserve" خدمات آنلاین بسته خود را به اینترنت گشودند و دسترسی به ایمیل و اینترنت فراهم شد. البته در آغاز سرعت بسیار پائین بود، اما به هر حال امکان فراهم شد.
روز به روز به طرفداران این شبکه افزوده شد، اما در میانههای دهه ۱۹۹۰ میلادی بود که انفجار رخ داد. در ژوئیه ۱۹۹۵ جِف بِیزوس (Jeff Bazos) فروشگاه اینترنتی "آمازون" را پایه نهاد، در سپتامبر همان سال، پیِر امیدیار (Pierre Omidyar)، (ایرانیتبار) مرکز خرید اینترنتی "Ebay" را پایه نهاد. یاهو (Yahoo) نیز در سال ۱۹۹۵ متولد شد. جری یانگ و دیوید فیلو، پایهگذاران یاهو، میلیونها صفحه اینترنتی را که بهصورت تصاعدی بر تعدادشان افزوده میشد، دستهبندی کردند تا کاربران هدفمندتر جستجو کنند.
بیل گیتس، مخالف اینترنت
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: تیم برنرز-لی در سال ۲۰۰۴ جایزه جهانی فنآوری را دریافت کردبیل گیتس، پایهگذار شرکت مایکروسافت، میانه خوشی با اینترنت نداشت و تلاش میکرد کاربران خود را در سرویس بسته "MSN" نگه دارد. این به نفع اندرسن بود، زیرا جستجوگر ساخت شرکت او به سرعت و بدون رقیب، جای خود را در بازار باز میکرد. گیتس تازه یک سال بعد به اهمیت اینترنت پی برد و با طراحی جستجوگر "اینترنت اکسپلورر" به تعقیب رقیب پرداخت.
پس از فرازونشیبهایی که شرکتهای اینترنتی در فاصله سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ در بورس تجربه کردند، خلاقیتی که طراحان گوگل به خرج دادند، بار دیگر نظر سرمایهگذاران را به شرکتهای اینترنتی جلب کرد. جستجوگر گوگل در کنار آمازون و Ebay، سومین مدل تجارت اینترنتی را کشف کرد: تبلیغات اینترنتی کاملا سازگار با سلیقه کاربران.
چیزی که عرصههای دیگر چند دهه برای رسیدن به آن تلاش کردهاند، در اینترنت با سرعتی باورنکردنی اتفاق میافتد؛ فنآوریهای جدیدی همچون اینترنت باند پهن و دستگاههای سیاری همچون تلفنهای همراه اینترنتی، کاربران را بیش از پیش به سمت این شبکه هدایت میکنند. به زودی تمام مکالمههای تلفنی به اینترنت منتقل خواهد شد. شبکههای تلویزیونی نیز هر روز بیشتر به اینترنت نزدیک میشوند.
عمومیشدن، مد جدید دنیای اینترنت
پس از پیشگامان، اکنون این شبکههای جهانی همچون "فیسبوک" و "تویتر" هستند که برجسته شدهاند. برای بسیاری از کاربران، این شبکهها معنای واقعی اینترنتاند، به این دلیل که میلیونها انسان از طریق این شبکهها با هم ارتباط دارند. علاقه و کشش کنونی به سمت خارجشدن از فضای خصوصی و اشتراک است. شرکتها نرمافزارهای خود را منتشر میکنند، میلیونها برنامهنویس، نرمافزارهای جانبی مینویسند یا کاربران دیگر صفحههای اینترنتی شخصی با محتوای نرمافزارهای مجانی ایجاد میکنند. حتی روزنامههای مهمی، همچون نیویورک تایمز و گاردین، چاپ لندن، نیز نسخههای خود را در اینترنت عرضه میکنند.
و برنرز-لی؟ او امروز "سِر" برنرز-لی شده و انواع و اقسام مدالها و جایزهها را کسب کرده است. وی در حال حاضر مشغول کار بر روی نسل سوم شبکههاست: اینترنت معناشناس (Semantic Internet). این شبکه قادر به درک محتویات است و "صواب" را از "ثواب" تشخیص میدهد.
لینک مطلب:
قبل از پاسخ به نامه های امروز چند نکته را عرض کنم. از آنجا که سه سال و نیم است ما در حال پیش نرفتن هستیم و از آنجا که همه دوستان مان قصد دارند جلوی ضرر را از یک جایی محکم بگیرند (محکم ها،) من هم تصمیم گرفتم امروز یک پاسخ به سه نامه بدهم که طبعاً به انتخابات مربوط است. طبعاً از این به بعد در ستون پارتیزان انتخاباتی تر خواهم بود. از تلویزیون های گرانقدر لس آنجلسی هم تقاضامندم تا انتخابات به جای بحث های سیاسی شان ترانه پخش کنند، باور بفرمایند مفیدتر است،
سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی؛ سلام سیدمیرمهدی، نامه مشترک تان به خودم را خواندم. اساساً و اصولاً کار خوبی کردید که سه تایی برایم نامه نوشتید، در جواب تان عرض کنم که حضور هر سه تایی تان در انتخابات را احساس و مشاهده کردیم، بعضی ها معتقدند این حضور چندنفره حکم یک زلزله را خواهد داشت. نگران نباشید، حتی اگر این طور باشد هم بد نیست. من تحقیق کردم و دیدم اگر زلزله هم به واقع اتفاق بیفتد حداکثر ما 50 سال به عقب برمی گردیم که با توجه به احوالات سه سال و نیم اخیر در مجموع 10 ، 15 سالی جلو خواهیم افتاد.
سیدمیرمهدی ما به شدت و از ته اعماق مان ابراز امیدواری می کنیم که هر سه شما در دولت بعدی باشید. البته تقاضا نمی کنم هیچ کدام تان به نفع هیچ کدام تان کنار بروید (می دانم که بی صبرانه منتظرید تا من از شماها تقاضا کنم،) اما خواستم بگویم خیلی خوب است که تنور انتخابات را داغ می کنید فقط حواس تان باشد نانً توی تنور نسوزد، همین.
سیدمیرمهدی خان جان، دوستان در طرف مقابل در تخریب شماها ژانگولرهایی اجرا خواهند کرد که خودشان هم به جای انگشت کل دست را تا آرنج به دهان می گزند، پس شما به این امر پسندیده و ممدوح اقدام نورزید. آنها هم توانش را دارند هم این کاره اند. صرفاً این مساله را از این جهت گفتم که شما هم این کار را بلد نیستید، هم... همین یک دلیل کافی است خب، انجام می دهید ضایع می شوید، پس نکنید، آنها می کنند، بلد هم هستند. تخریب راست کارشان است، باور کن،
سیدمیرمهدی ما سابقاً فکر می کردیم باید بگوییم تا انتخابات به پیش، حالا عرض می کنیم به پس و پیش لطفاً در این مسیر با هم مفاهمه و مصالحه داشته باشید که سرانجام نگوییم، هوا پسه،
لینک مطلب:
تحولاتی که در روزهای اخیر در صحنه آرایش انتخابات ریاستجمهوری ایران رخ داده، یک فرصت استثنایی و منحصر به فرد برای بهبود وضع مردمسالاری در ایران و تداوم آن پس از انقلاب محسوب میشود. من بهعنوان یک متخصص مسائل اجتماعی، به رویه و سطح قضایا نگاه نمیکنم بلکه محتوا و لایههای عمیق جامعه را که بهشدت در حال دگرگونی و تحول است، میبینم. این نگرش به من نشان میدهد که جامعه ایران از تحول و گفتوگوی سیاسی در ماههای آینده استقبال میکند و از آن سود میبرد.
ورود میرحسین موسوی، نخستوزیر هشت سال دوران دفاع، یکی از فرصتهای به دستآمده در این مسیر است. برخی ممکن است تصور کنند که ورود موسوی به صحنه مبارزه انتخاباتی، دشواری و پراکندگی افزونتری در جبهه اصلاحات ایجاد خواهد کرد. اما من معتقدم که هیچ جای نگرانی نیست و برعکس، صدای اصلاحات بلندتر به گوش خواهد رسید و امکان تعامل و گفتوگو با مردم نیز افزایش خواهد یافت.
بیانیه میرحسین موسوی یکی از نقطههای قوت این فضای نوین انتخاباتی است. در واقع یک نوع بیدارباش و یک نقطه عطف در جریان سیاسی کنونی است. نکات متعدد و مثبتی که در این بیانیه آمده، نهفقط برای عموم مردم بلکه برای مسوولان و افراد علاقهمند به سرنوشت ایران نیز بسیار راهگشا است. بهویژه آنکه این مطالب از زبان کسی شنیده میشود که خود را به مدت هشت سال، در بحرانیترین لحظات تاریخ ایران، مسوول مدیریت کشور میدانست. به همین دلیل انتخابات ریاستجمهوری این فرصت را فراهم میآورد که از نزدیک به عملکردهای برجسته در تاریخ ایران بنگریم و مجدداً آنها را در بوته ارزیابی قرار دهیم.
به نظر میرسد که آنچه در سه ماه آینده برای ایجاد یک تحول مثبت در افکار عمومی ملت ایران بسیار موثر است، بیان مجدد نظرات اصلاحطلبان، به صورت صادقانه و مشفقانه، با عموم مردم و نقد برخی تندرویها و رفتارهای بدون برنامه است که نتایج آن بهتدریج مشخص و معلوم شده است. علاوه بر این فضای تکصدایی، که رسانههای فراگیر دولتی به وجود آوردهاند، معمولا مانع اشتیاق و نشاط سیاسی و بروز صحنههای تاریخی و شورانگیز در انتخابات است. به همین دلیل لازم است صدای اصلاحات با لحنها و شیوههای متعدد و مختلف به گوش همه مردم رسانده شود. ورود موسوی در کنار خاتمی و کروبی این امکان را فراهم میکند که اصلاحات همچون یک کنسرت موسیقی با نواهای متفاوت اما هماهنگ در هدف و نتیجه به گوش همه مردم برسد. این مساله به مردم امکان میدهد که هم انگیزههای خود را بهتر بشناسند و هم نظرات منتقدانه و اصلاحطلبانه را بشنوند و هم با یک حرکت تاریخی و سرنوشتساز مجددا نام ایران را در تاریخ خاورمیانه و جهان بلندآوازه سازند. خصوصیات این سه کاندیدا، یعنی شجاعت و صراحتی که در کروبی میبینند، وجاهت جهانی و صداقتی که در خاتمی میشناسند و تجربه و مدیریتی که از موسوی به خاطر دارند، به مردم امکان میدهد به شکلهای مختلف در اینباره بیندیشند و منتظر فرصتهای تازه باشند.
اصلاحطلبان باید بدانند که بحثهای جداسازانهای نظیر اینکه چرا کاندیداهای اصلاحات واحد نیستند یا هر یک جداگانه آمدهاند، در حال حاضر اشتباه و خام است. در حقیقت هنوز سه ماه به انتخاب رئیسجمهور جدید ایران باقی مانده و رسیدن به تفاهم بیشک میسر و ممکن است. برای رسیدن به این مطلوب باید صبر داشت و با خردمندی و همدلی، اولا به سخنان و تلاشهای کاندیداها توجه کرد و ثانیا به واکنش و اقبال مردم از این سه کاندیدا دقت کرد و در نهایت با خردجمعی اصلاحطلبان در یک نتیجه مطلوب و واحد در هدف برنامهریزی کرد. کاندیداهای اصلاحطلبان نیز فرصت رویارویی با مردم و تدوین دقیقتر برنامههای خود را به دست میآورند. در ماههای باقیمانده، آنان با فضای عمومی و افکار فعلی مردم ایران بیشتر آشنا خواهند شد و همچون یک روح در سه پیکر عمل خواهند کرد. گفتوگوی مستقیم با مردم فقط فضای انتخاباتی را صیقل نمیدهد، به امکانات عمل کاندیداها و کنش سیاسی آنها نیز قدرت میبخشد و مردم به تدریج با این جریان مشفق و علاقهمند به سرنوشت و سربلندی ایران بیشتر آشنا خواهند شد.
بنابراین به جای پرداختن به جزئیات تفرقهافکنانه باید از وضع و امکان موجود بهنفع شرایط مردمسالارانه بهره گرفت. هر بحث جدی و انتقادی یا هر جلسه و همایشی میتواند یک پله به سوی بسیج مردم برای انتخاباتی غرورانگیز باشد؛ انتخاباتی که با توجه به نیرو و بصیرت نهفته در مردم ایران، بیشک در خاورمیانه و جهان و بیش از همه در سرنوشت ایران موثر خواهد بود. ویژگی مهم این انتخابات در سه نکته است: اولا حضور وسیع مردم، ثانیا آگاهی آنها از برنامههای کاندیداها و ثالثا آزادی در انتخاب نامزد مطلوب برای آینده ایران. این هر سه به سود اصلاحات است.
نکته آخری که باید به آن اشاره کنم، فضای اعتماد و احترام در میان کاندیداهای اصلاحات است. امری که تاکنون به این صورت در میان رقبای سیاسی بینظیر بوده و کروبی و خاتمی و موسوی در عین برخی تفاوتها در برنامه و بیان سیاسی نهتنها از فضایل یکدیگر و حفظ حرمت هم دریغ نمیورزند بلکه در جهت اعتلای یکدیگر میکوشند. به همین جهت اگر در زبان تفاوت دارند اما در هدف همدلی دارند. آنان برخلاف برخی جریانات سیاسی خام، انصاف در بیان را نیز از دست نداده و حتی از جنبههای مثبت اصولگرایان نیز چشم نمیپوشند. بنابراین میتوان این فضا را به برنامهای منسجم برای بازگشت اصلاحات در عرصه سیاسی ایران تبدیل کرد و بهترین بهرهها را از آن به سود ایران و ایرانی برد.
منبع: اعتمادملی
لینک مطلب:
حزب الله لبنان هرگز اسرائیل را حتی تا روز قیامت به رسمیت نخواهد شناخت. آمریکا هنگامی که می پذیرد با هر طرفی با وضع شروط یا بدون شرط گفتگو کند این با اهدافی اخلاقی نیست بلکه علت این دعوت به مذاکره شکست آمریکایی ها در پروژه ها و طرح هایشان در منطقه است
لینک مطلب:
من به آنهایی که می خواهند برای انتخابات سر کار بیایند می گویم یا احمدی نژادی شوید یا کنار بروید

عکس از اینترنت
لینک مطلب:
چهاردهمین سالگرد ارتحال مرحوم حاج سید احمد خمینی در حالی با حضور مقام معظم رهبری، آیت الله هاشمی رفسنجانی، روسای مجلس و قوه قضائیه، مسوولان کشوری و لشگری و فعالان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا برگزار شد که محمود احمدی نژاد غایب این مراسم بود و حتی مسوولان دولت نهم نیز حضور قابل توجهی در یادمان یادگار امام خمینی نداشتند. در مقابل با توجه به نزدیکی های نسبی و فکری خانواده امام و اصلاح طلبان، شخصیت های اصلاح طلب مانند سید محمد خاتمی، مهدی کروبی، میر حسین موسوی، آیت الله موسوی بجنوردی و... حضور پر رنگی داشتند. علی اکبر ناطق نوری اما به عنوان سخنران این مراسم ضمن تقدیر از نقش حجت الاسلام سید حسن خمینی، از اعضای خبرگان به دلیل رای بالا و انتخاب آیت الله هاشمی رفسنجانی تقدیر کرد تا میانه روی خود را بار دیگر یادآوری کند
لینک مطلب:
همزمان با پیشنهاد امریکا برای مذاکره با ایران بر سر افغانستان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره کمک ایران به حل مساله افغانستان اعلام آمادگی کرد
لینک مطلب:
در دولت نهم در حالی که با افزایش درآمدهای نفتی روبرو بوده ایم در بسیاری از موارد دچار عقب گرد شده ایم در حوزه اقتصادی در حالی که تورمی لجام گسیخته را شاهدیم، با کاهش قدرت خرید اقشار کم درآمد و انباشت ثروت در اقشار قلیلی از جامعه، با شکاف طبقاتی زیادی روبرو هستیم
لینک مطلب:
دبیرکل خانه کارگر گفت: با توجه به اعلام آمادگی مهندس میرحسین موسوی برای شرکت در رقابت های همین دوره انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی ایشان حمایت خواهم کرد.
علیرضا محجوب در نشست سراسری دبیران اجرایی خانه های کارگر سراسر کشور گفت: با افکار و عقاید مهندس میرحسین موسوی موافق هستم
لینک مطلب:
رضا حجتی اظهار کرد:
مهندس میرحسین موسوی، یکی از نمادهای برجسته و ماندگار عدالتطلبی و اخلاقمداری انقلاب اسلامی است. امتزاج این دو مولفه، گفتمانی را در دهه اول پس از پیروزی انقلاب شکل داد که رفته، رفته در میان انبوه وقایع و سرعت تحولات از نظرها پنهان شد. بدون شک بازگشت دوباره میرحسین موسوی به عرصه اجتماع و سیاست و انشاءالله ریاست دولت، این گفتمان را دوباره به عرصه بازخواهد گرداند.
وی ادامه داد: امید است بازگشت دوباره میرحسین موسوی جبهه اصلاحطلبی را از بنبست انزوا یا رقابتهای فرسایش درونی نجات داده و به طلوع دوباره اصلاحاتی جامع و متعادل منجر شود.
حجتی اظهار کرد: در هر حال میرحسین موسوی حداقل میتواند نسخه امروزینی از جریان سیاسی، اجتماعی که در دهه نخست به «خط امام» نامبردار شده بود، در میان نسلهایی که از آن دوران تنها یاد یا نامی بهخاطر دارند را زنده و از آن مهمتر اینکه حامیان این رویکرد را منسجم و سازماندهی کند. قطع یقین اینگونه خواهد شد.
وی بیان کرد: روندهای تاریخی همواره مفاهیم نمادها و نمودهای اجتماعی را از درون دگرگون میکنند؛ اگر این تحولات بر پایههای اصلی یک گفتمان استوار باشند به اجتهاد مفید و رشد آن مجموعه مفاهیم، منجر خواهند شد؛ در غیر این صورت استحاله و فرسایش به کلی محتوای آنها را از بین خواهد برد.
حجتی ابراز عقیده کرد: غربگرایی افراطی و گذشتهپرستی تفریطی که ما آن را تحجر مینامیم، همواره انقلاب اسلامی و راه بنیانگذار آن را تهدید کردهاند، بهویژه اینکه گروهی پرنفوذ و پرقدرت بر آن بودهاند تا با مقدسمآبی و دستاویز ساختن شعائر مذهبی، اسلام زنده جماران را به اسلامی نیمهجان مبدل سازند. اجتهاد سازنده در مفاهیم و بنیانهای ارزشی و آرمانی انقلاب بزرگ مردم ایران در حریم اندیشههای بنیانگذار آن، حتما راه را بر تحجر از یک طرف و وادادگی از طرف دیگر خواهد بست و سیاست دینی را از کمند «شکلگرایی افراطی» دور خواهد کرد.
وی در ادامه افزود: جایگاه ویژه مردم و رای آنها در منظومه نظری و عملی امام خمینی (ره) و همچنین میرحسین موسوی متضمن وجوه اصلاحگرایانه و انعطافپذیر آن است. اما کارآمدی این رویکرد مستلزم ایجاد عدالت، آزادی، پیشرفت، امنیت و آرامش و احساس رضایت ایرانیان است، همان چیزی که مورد قضاوت آیندگان قرار خواهد گرفت.
حجتی اظهار کرد: دو هفته پیش شاهد جمع خودجوش و انبوه جوانانی بودیم که به دعوت قدیمیترین تشکیلات غیردولتی دانشجویی کشور ـ یعنی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهرانـ آمدند و مواضع امروز میرحسین موسوی را شنیدند، واکنش آن جمع نمودی از وضعیت نسل جوانی است که از دهه ۶۰ تنها نام و خاطره شنیده است؛ من فکر میکنم این رویکرد که در آن آرمانهای انسانی به روشنی میدرخشند با طبع و مطالبه جوانانی که به مقتضای سنشان هنوز در بند منافع شخصی و گروهی گرفتار نشدهاند، همخوانی و هماهنگی زیادی دارد اما باید برای معرفی آن تلاش و جدیت زیادی کرد.

نشست پایان سال پرشین بلاگ روز جمعه 23 اسفند با حضور جمعی از هواداران تهرانی پرشین بلاگ و مدیران این سرویس دهنده وب فارسی در دفتر پرشین بلاگ برگزار شد.
در این نشست فعالیت های یک ساله باشگاه هواداران مورد بررسی قرار گرفت و در پایان نظرات به صورت یک تصمیم جامع برای سال جدید جمع آوری شد تا تصمیمات لازم اتخاذ شود.
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
این حرف درست است که آغاز برخی از این طرحها در دهه های اخیر بود اما نباید فراموش کرد که برای به ثمر رسیدن کارهای بزرگ، برخی اراده ها کارآمدتر و بعضی همتها نافذتر هستند
لینک مطلب:
قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین گفت: افراد در ایران آزاد هستند و هر کسی میتواند کاندیدا شود اما مساله مهم ائتلاف حداکثری و وحدت بر روی یک کاندیدا است و اصولگرایان بر روی احمدینژاد اتفاق نظر دارند
لینک مطلب:
شورای نگهبان معتقد است که شوراهای شهر فقط باید کار نظارتی کنند و وارد عمل نشوند که با این رویه معتقدم، اختیار شوراها از روزنامهها هم بدتر میشود، چرا که لااقل آنها میتوانند چیزی بنویسند، اما ما همان را هم نمیتوانیم
رییس شورای عالی استانها با انتقاد از عملکرد مجلس و شورای نگهبان نسبت به واگذار نکردن اختیارات لازم به شوراهای اسلامی شهرها، گفت: با رویه موجود شاید بهتر باشد تمام 113 هزار عضو شوراهای شهر کشور بیل به دست گرفته و کشاورزی کنند و آنهایی که صنعتگرند به صنعت کشور کمک کنند، شاید این طور بهتر باشد. به گزارش ایسنا، مهدی چمران روز گذشته در ششمین جلسه کمیسیون حقوقی اقتصادی مجمع مشورتی شوراهای اسلامی مراکز استانهای کشور که در مشهد برگزار شد، افزود: شاید یکی از بهترین راهحلهای پایان دادن به مشکلات فعلی شوراها، این باشد که اعلام کنیم دیگر قادر به فعالیت در این نهاد نیستیم، تا خود وزارت کشور تمام امور شهرها را به دست گیرد.
وی با تاکید بر این که مشکلات فعلی شوراها، بحث دولت نیست بلکه بحث نظام اداری کشور است، ادامه داد: به عنوان مثال هر سال مالیات در کشور اخذ میشود، ولی ما در شوراها حق نداریم عوارض را زیاد کنیم. چمران با بیان اینکه دیگر نمیخواهم به دنیا پز بدهیم که در کشورمان نظام شورایی برقرار است، تصریح کرد: مشکل ما فقط با بدنه دولت نیست، بلکه اصلیترین چالش ما با مجلس و بیشتر با شورای نگهبان است.
رییس شورای عالی استانها افزود: شورای نگهبان معتقد است که شوراهای شهر فقط باید کار نظارتی کنند و وارد عمل نشوند که با این رویه معتقدم، اختیار شوراها از روزنامهها هم بدتر میشود، چرا که لااقل آنها میتوانند چیزی بنویسند، اما ما همان را هم نمیتوانیم. وی با تاکید بر این که شوراهای شهر کشور پس از 10 سال فعالیت، تجربه بسیار مناسب و ارزندهای را کسب کردند و دیگر نهادی نوپا نیستند، گفت: مگر اعضای شوراهای شهرها پیشانی قرمز دارند که قابل اعتماد نیستند و مگر نمایندگان مجلس پیشانی سبز دارند که قابل اعتمادند.
چمران اضافه کرد: شوراهای شهرها نشان دادهاند که توانمندند، ولی متاسفانه همه دولتها به یک نحو عمل میکنند و وقتی برخی افراد آن طرف میز قرار میگیرند، فکر میکنند باید عقایدشان را تحمیل کنند و چیزی از شوراها بیرون بکشند، به شوراها فشار وارد کنند و آنها را بکوبند. رییس شورای عالی استانها ادامه داد: با این رویه خیلی بهتر است که تمام امور به دست دولت بیفتد، خودشان عوارض را هم بگیرند، شهر را اداره و ترافیک آن را رفع کنند.
وی با انتقاد از این که در موقع انتخابات کشور، شوراها و شهرداریها باید به فرمانداری هر شهری برای اجرای انتخابات کمک مالی کنند، افزود: این در حالیست که شهرداریها برخی شهرهای کوچک حتی حقوق کارمندان خود را ندارند که بدهند، ولی مجبورند به هر چه که وزارت کشور میگوید، چشم بگویند.
لینک ترانه:
شاعر: امیر پیرنهان
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود
وقتی میاد ، دور و برش شلوغ نیست
این دفعه حتما ، خودشه ، دروغ نیست
وقتی میاد ، زندگی آسون می شه
میاد و تو خونه ها مهمون می شه
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود
عشقه دیگه ، فقط یکم پیر شده
از عاشق ها یک خورده دلگیر شده
عشقه دیگه ، فقط تو هیچ قابی نیست
شبیه این عشق های قلابی نیست
عشق و نامه های راه دورش
عشق میاد ، عشق و دل صبورش
میاد و این پنجره ها وا می شه
دلخوشی گم شده پیدا می شه
عشق میاد ، شهر رو خبردار کن
این رو برای همه تکرار کن
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
لینک مطلب:
مصباح یزدی: به کروبی اعتماد نداشته و ندارم، برای همین زیر اعلامیه ی امام را امضا نکردم!
خبرگزاری انتخاب :سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره) برای آقای مصباح بردم تا امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم
خبرگزاری انتخاب:
حجت الاسلام مصباح یزدی رییس یک موسسه آموزشی در قم به برخی اتهامات مطرح شده علیهش پاسخ داد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره) را برای آقای مصباح بردم تا ایشان زیرش را امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم!
مصباح یزدی در مورد این اتهام می گوید: هویت او (کروبی) برایم مجهول بود و به او اطمینان نداشتم.
«وی می افزاید: آقایی که میشناسید (کروبی) یک وقت نامهای را آوردهاند که من امضا بکنم و امضا نکردم. حقیقتش این است که من به آورندة نامه اطمینان نداشتم
مصباح یزدی می افزاید: بعضی اشخاص از همان وقت برای ما هویتشان مجهول بود. نمیگویم آدم بدی بودند؛ ولی ما به آنها اعتماد نداشتیم و بعد هم حوادثی اتفاق افتاد که آن سوءظن ما را تا حدی تأیید کرد و امروز هم شما از همان شخص رفتارهایی میبینید که واقعاً جای این است که آدم احتیاط کند و بنده هنوز هم به این قبیل افراد، اعتماد ندارم.
او ادامه می دهد: مگر آدم مجبور است که هر کسی هر نامهای آورد، امضا کند؟ اگر اصل اینکه ما در مقابل رژیم اعلامیه داده باشیم، ملاک است که دهها اعلامیه با امضأ بنده و با محتوای تند سیاسی موجود است. یک نکتة دیگر هم که نمیخواستم و نمیخواهم وارد بشوم، ولی ناچار اشارهای کنم، آن است که کسانی که در مبارزه مخفی و سرّی وارد میشدند، نمیآمدند افشا بکنند.»
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، وی همچنین در مورد اتهام مطرح شده علیهش در مورد فرار از مبارزه، ضمن دروغگو خواندن این افراد می گوید: روش من از همان ابتدا در مبارزه، رازداری و مخفیکاری و عدم تظاهر بود. ضرورتی نمی بینیم سوابقم را منتشر کنم.
مصباح یزدی همچنین در واکنش به اتهام دیگری مبنی بر "چراغانی شب نیمه شعبان برخلاف دستور امام (ره) ، تنها به مضحک خواندن این اتهامات اکتفا کرده و به بیان نقل قول هایی از برخی نزدیکانش در مورد خود می پردازد.
لینک مطلب:
عارف با مثبت ارزیابی کردن وجود کاندیداهای مختلف در جبهه اصلاحات تصریح کرد: اینکه افرادی که در خود توانایی تغییر را میبینند وارد صحنه شوند، مثبت است تا در زمان خود با مکانیزمی در جبهه اصلاحات تعریف میشود، به یک کاندیدا برسیم
لینک مطلب:
ناطق نوری افزود: زمانی برخی علیه حاج احمدآقا جوسازی میکردند تا ذهن امام را نسبت به او مکدر کنند، اما امام به این حرفها گوش نکرد و خاطرش نسبت به فرزندش جمع بود. فرزند امام(ره) مطیع پدرش بود و محال بود که امام به او دستوری بدهد و او اجرا نکند. مواضع او در دوران جنگ در شورای عالی امنیت ملی بسیار روشن و شفاف بود. او یک اصولگرای روشنفکر و ارزشی به معنای واقعی بود. بعد از حضرت امام نیز نقش حاج احمدآقا در انتخاب مقام معظم رهبری بسیار سرنوشتساز بود. ایشان و آیتالله هاشمی رفسنجانی با سخنانی که از حضرت امام(ره) نقل کردند، نقش بسیار سرنوشتسازی در انتخاب مقام معظم رهبری داشتند و معلوم نبود اگر این دو بزرگوار نبودند وضع به کجا کشیده میشد.
وی در بخش دیگر سخنان خود با تاکید بر نقش پر اهمیت خبرگان گفت: این مجلس مانند یک آتشنشانی عمل میکند و ما امیدواریم که سالهای سال لازم نباشد که آژیر خود را بکشد و بیاید و اگر آن روز پیش بیاید خبرگان است که میتواند نقش اساسی ایفا کند.
رییس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری در پایان سخنان خود از خبرگان به خاطر انتخاب دوباره آیتالله هاشمی رفسنجانی به سمت ریاست این مجلس تشکر کرد و گفت: این هوشیاری اعضای مجلس خبرگان را نشان میدهد و من از آنها به خاطر این انتخاب تشکر میکنم. رییس مجلس خبرگان باید فردی سیاستمدار باشد. همچنین من از همینجا به روح ملکوتی حضرت امام(ره) درود میفرستم که همه چیز را حل کرد و رفت و شما مردم نیز بسیار قدرشناس هستید که بعد از 14 سال اینگونه در مراسم حاج احمد آقا شرکت کردهاید.
حضور کاندیداهای موثر و متنوع اعم از اصلاح طلب و اصولگرا، موجب کاهش نقش هدایتگر صدا و سیما و رسانه های تبلیغی دیگر میشود. زمانی که اقشار و گروههای مختلف مردم حضور کاندیدای نزدیک به خویش را احساس کنند، تاثیر تبلیغات منفی بر ضد کاندیدایشان و یا تبلیغ دیگران در ذهن و دلشان نقش نمیگیرد. از همه مهمتر آنکه مشارکت و حضور مردم افزایش می یابد و به دلیل توجه بیشتر افکار مردم (افکار عمومی) به موضوع انتخابات، قدرت مانور های غیر متعارف کاهش می یابد.
حضور خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی در انتخابات نقش مهمی در افزایش میزان مشارکت مردم و صیانت از آراء در تمامی مراحل دارد. خدا را هزار مرتبه شکر
به گزارش عصر ایران (asriran.com) به نقل از روزنامه گلف دیلی نیوز، شهرام عبدالله زاده، مدیرعامل سابق شرکت املاک «الفجر» دوبی که ادعا می کند همچنان مالک و تنها سرمایه گذار این شرکت است با شکایت از «شیخ حاشر مکتوم بن جمعه آل مکتوم» - داماد حاکم دوبی – خواهان دریافت خسارت 9/1 میلیارد دلاری به خاطر ضبظ غیرقانونی اموالش شد.
براساس این گزارش عبدالله زاده می گوید وی پیش از این به دلیل قوانین امارات از نام «شیخ حاشر» برای کسب جواز مالکیت شرکت الفجر استفاده کرده است. قوانین امارات به خارجی ها اجازه نمی دهد چنین شرکت هایی را به نام خود ثبت کنند.
عبدالله زاده با بیان اینکه وی مالک واقعی و تنها سرمایه گذار این شرکت است که اکنون به طور غیرقانونی توسط داماد حاکم دوبی غصب شده می افزاید: "شرکت املاک الفجر متعلق به من است. شیخ حاشر به عنوان اسپانسر تنها در کسب جواز کمک کرده است."
این سرمایه گذار ایرانی می افزاید: "ما اسناد کافی برای اثبات ادعای خود در اختیار داریم."
در صورتی که شیخ اماراتی در این پرونده محکوم شناخته شود موظف است 7 میلیارد درهم (9/1 میلیارد دلار) معادل سرمایه گذاری های تاجر ایرانی به او پرداخت کند.
براساس این گزارش دادگاه دوبی در اولین جلسه رسیدگی به این پرونده از شرکت الفجر به عنوان متهم یاد کرده و هیچ اشاره ای به اعضای خانواده سلطنتی نکرده است!
عبدالله زاده علاوه بر شیخ اماراتی از پسر و دخت وی نیز که توسط پدرشان در آن شرکت، شریک شده اند، شکایت کرده است.
لینک مطلب:
در سی سال اخیر حتی یکروز نبوده است که مشکلات ملت و مسئولان را راحت گذاشته باشد اما پیشرفتهای بالاتر از حد متعارف و گاه باور نکردنی نشان می دهد که در ساختار نظام اسلامی ملت و دولت با امتزاج " فکری، عاطفی و اجتماعی" در مسیری صحیح حرکت می کنند و توانایی حل هر مشکلی را در حال و آینده دارند
حضرت آیتالله خامنهای دادن گزارشهای کاملا نادرست ویا آمیخته با اطلاعات غلط به بعضی از افراد تاثیرگذار در جامعه را از روشهای ایجاد ناامیدی از آینده برشمردند و افزودند: افق دید جامعه روشن و پرطراوت است و ملت و به ویژه جوانان منبعی سرشار از امید و حرکتند و مسئولان و اشخاص تاثیرگذار و دارای تریبون نباید با بی صبری و برخورد ناصحیح ذهن جامعه را در عرصه های مختلف به بدبینی و ناامیدی آلوده کنند.
رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل وضع کنونی کشور افزودند: در برههای از زمان در همین خیابانهای تهران عدهای مغرض با همراهی عدهای از اراذل، چند روزی را با چراغ سبزی که از افرادی در ردههای خاصی از مسئولیت دریافت کرده بودند، جولان دادند و در آن برهه ضد انقلاب فعال شده بود؛ اما اکنون حرکت صحیح و معقول نظام و پیشرفتهای ایران، ضد انقلاب و حامیانش را غرق ناامیدی کرده است.
ایشان با اشاره به برخی پیشرفتهای فوق العاده کشور در عرصه های علمی افزودند: البته این حرف درست است که آغاز برخی از این طرحها در دهه های اخیر بوده است اما نباید فراموش کرد که برای به ثمر رسیدن کارهای بزرگ برخی اراده ها کارآمدتر و بعضی همتها نافذتر هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای با یاد آوری عکس العمل منفعلانه مخالفان پیشرفت ایران در قبال دستیابی جمهوری اسلامی به دانش و فناوری " تولید، پرتاب و بهره گیری از ماهواره" افزودند: این کار عظیم مانند بمب در دنیا صدا کرد و دانشمندان جهان را نیز به تواناییها و پیشرفت خیره کننده دانشمندان ایرانی آگاه ساخت.
لینک مطلب از دستنوشته ها:
به نام خدا
بچه ها سلام.
نظراتتون رو خوندم..ضمن تشکر از شما لازم دونستم این دست نوشته رو بنویسم.
سال ۷۷ زمانی که برای اولین بار جلوی دوربین تلوزیون امدم هرگز فکر نمی کردم تا اینجا ادامه پیدا کند چون مثل خیلی از ادم ها که عاشق اجرا بودند من هم دوست داشتم در برنامه ای حضور پیدا کنم.به همین دلیل هم توان و قابلیت هامو به کار گرفتم تا ثابت کنم می توانم در این کار موفق باشم.اما حالا با گذشت سال ها احساس می کنم تنها من نیستم که تصمیم می گیرم بلکه تقدیر و سرنوشت نیز تاثیر بسزایی در زندگی دارد چرا که امروز دیگه فقط به فکر اجرا در تلوزیون و بودن روی انتن نیستم.چرا که با تجربه در این چند سال متوجه شدم انسان برای تکامل نیاز به پیشرفت و تحول دارد.
امروز ما زاییده افکار و ورویاهای دیروز ماست پس بیایید از همین الان افکار بهترو بزرگ تری در ذهنمان داشته باشیم تا در سایه توکل به خدا و همت و تلاش خودمان در اینده به ان ها برسیم
.
.
دوستان خوبم نگرانی شما به نوعی من رو شرمنده و متاثر می کند ولی مطمئین باشید در فضای فعلی که همه برنامه ها بدون شک شباهت های زیادی به یک دیگر پیدا کرده اند ادامه این روند برای خود من غیر منطقیست چرا که ما همیشه به نو شدن و تازگی فکر می کنیم و زحمتی که با این هدف مخاطبین ما نیز سلیقه و گرایششان قطعا تغییر خواهد کرد و بدین دلیل به جای دیدن برنامه های روزمره برنامه هایی که می تواند اگاهی و سطح بینش شما را افزایش دهد انتخاب می کنید.
.
امیدوارم که مانیز در این راستا به اهدافمان برسیم. هر چند هر کاری دشواری ها و نقایص خاص خودش را خواهد داشت اما چون هدفمان متعالیست ان اشکالات به مرور برطرف خواهند شد.
یادتان باشد که زندگی ازمون و خطاست و در سایه این تجربیات است که انسان به تکامل می رسد.
.
.
تا دست نوشت بعدی…..دست علی یارتون خدانگهدارتون
چشمهایم را می بندم
بارها و بارها
میان خواب و بیداری
میخوابم و بیدار میشوم
در خواب
خواب را حس کردن آسان است
بیداری را در خواب دور میزنم
خواب خواب خواب ... دور دور دور
چشمهایم بسته است
قدم هایم سریع تر از قبل
بدون نفس زدن
تنها نسیم
تنها خودم
تنها خواب
لینک مطلب:
یاران اصلاحات نباید در رفتارها و گفتارها بهانهای برای وجود اختلاف در این جبهه به طرف مقابل بدهند، زیرا هیچ از کاندیداهای اصلاحات قبایی برای ریاست ندوختهاند
به خوبی آشکار است که وجود کاندیداهای مختلف، امکان بررسی مواضع و موقعیتهای کشور را از دیدگاههای مختلف در اختیار افکار عمومی قرار میدهد
لینک مطلب:
یکی از بارزترین ویژگی های سیدمحمدخاتمی اخلاق گرا بودن وی است و
همواره بعضی نقدهایی که متوجه وی بوده به خاطر پایبندی بیش از اندازه به مسائل اخلاقی و دوری از سیاست (به معنای رفتار در تضاد با اخلاق) بوده است.
حال چگونه است که ما به عنوان طرفداران خاتمی خود را مقید به پیروی از وی در این زمینه نمی دانیم و آنچنان در مخالفت با دیگران می کوشیم که گویی دشمنی دیرین داریم ؟!
از نظر من خاتمی بهترین گزینه برای انتخاب شدن در دهمین انتخابات ریا
ست جمهوری سال 88 است، اما این دلیل نمی شود که با دیگر کاندیداهای در صحنه، به خصوص کاندیداهای مورد حمایت طیف اصلاحات (مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی) مخالفت کنم، چه اینکه هر یک از این بزرگواران ظرفیت ها و توانایی های خاص و منحصر به فرد خود را دارند و در واقع اگر چه شاید در سه راه مختلف قرار گرفته اند، اما این سه راه همگی به یک مقصد منتهی می شوند.
=======================================
تکمله اکرنه:
موافقت با ارجحیت خاتمی در بین اصلاح طلبان، لااقل حامل پیام اندکی تمایز وی با دیگر کاندیداهای عزیز اصلاح طلبان یعنی مهدی کروبی و میرحسین موسوی هست. مهمتر آنکه حاوی پیامی آشکار در مخالفت با آقای احمدی نژاد به عنوان عصاره فضائل اصولگرایان و نماینده سیاستها و رفتارهای خاص وی و حامیانش نیز می باشد.
خداحافظی با آقای احمدی نژاد در بهار 88 حق مسلم ماست
لینک مطلب:
شن و افسوس Sand and Sorrow، مستندی در مرود بحران دارفور، نسلکشیهای به وقوع پیوسته در آن و ناکامی جامعه جهانی برای برداشتن گامهای مؤثر در حل این معضل است. جورج کلونی نریشن این مستند را انجام داده است. این مستند در imdb نمره ۶/۹ از ۱۰ دارد.

این مستند ۹۳ دقیقهای در سال ۲۰۰۷، ساخته شده است و پل فریمن آن را کارگردانی کرده است.
این مستند را لز این لینکها دانلود کنید:
art-sand.part1.rar
art-sand.part2.rar
art-sand.part3.rar
art-sand.part4.rar
art-sand.part5.rar
art-sand.part6.rar
art-sand.part7.rar
art-sand.part8.rar
Password: AlexisRod
=======================
اکرنه : انگار لینکها کار نمیکنند
میرحسین موسوی و تیم همکارش در صدر انقلاب به نوعی خط سوم بودند. خط سوم آن روزگار، نوگرایی و میانه روی تلقیق میکرد و بر دوش چهره های متجددتر نسل اول انقلاب حرکت میکرد.
میرحسین موسوی در صدد است ضمن حفظ نسبت خود با نقد وضع موجود و استفاده ازمبانی پیشین نقد تحولات پس از امام و نقد روزآمد متکی بر فرهنگ اصلاح طلبان امروزی، تفاوت های ماهوی و روشی دعاوی عدالتخواهانه احمدی نژاد و حامیانش را با مقیاس ارزش ها و عقلانیت و تخصص به چالش بکشد و نوعی میانه روی متکی به بازگشت به صدر انقلاب را توصیه کند.
گرچه احتمال انتخاب میرحسین موسوی به عنوان رئیس جمهور اندک است ولی باب گفتمانی را باز میکند که زیرساعت ارزشی سرقت شده را به جایگاه پیشین اش باز میگرداند.
بهار نزدیک است
بوی فردا می آید
لینک مطلب:
موسس حزب اصولگرایان مترقی شانس قالیباف را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در صورت حضورش خوب خواند و ابراز عقیده کرد: با توجه به شخصیت غیر جناحی میر حسین موسوی ، در صورتی که اوضاع همین طور پیش برود این احتمال نیز وجود دارد که بخشی از اصولگرایان از وی حمایت کنند.
علی فلاحیان عضو مجلس خبرگان رهبری در حاشیه اجلاس خبرگان در پاسخ به خبرنگاری که پرسید آیا نظر شما در انتخابات حمایت از محمدباقر قالیباف است؟ تاکید کرد: آقای قالیباف یکی از گزینههای خوب انتخابات است. اگر همین افرادی که در صحنه هستند، باشند من قبلا هم پیشبینی کردهام که آنقدر این معادلات به هم میخورد که شانس آقای قالیباف خیلی بیشتر می شود.
موسس حزب اصولگرایان مترقی درباره احتمال آمدن قالیباف به عرصه انتخابات اظهارکرد: چون سازماندهی خوب و مدیریت او قوی است و مردم او را به عنوان یک مدیر قوی میشناسند، درشرایط فعلی شانس او خوب است.
لینک مطلب:
یک تحلیلگر مسایل سیاسی گفت: با توجه به دیدگاههای ارزشگرای میرحسین موسوی، حضور او در انتخابات میتواند بخش قابل توجهی از آرای سنتگرایان را به خود جلب کند و از آرای سبد انتخاباتی احمدینژاد قطعا کاسته خواهد شد.
غلامعلی دهقان با اشاره به اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم، اظهار داشت: با فرض بقای مربع انتخاباتی -خاتمی، کروبی، موسوی و احمدینژاد- تا روز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری - ۲۲ خرداد۸۸-، انتخاباتی دو مرحلهای قابل پیشبینی است
لینک مطلب:
پاسخ ستاد مرکزی دولت ائتلافی به کیهان؛
آقای شریعتمداری، ایمان بدون تقوا کمتر از جاسوسی نیست
در این اطلاعیه، این ستاد به نامهای اشاره نموده که پیشتر رضایی به ایشان نوشته و از اقدامات تخریبی کیهان به شدت انتقاد کرده است.
ستاد مرکزی ائتلاف کارآمد و متعهد، همچنین با اشاره به روند نامناسب کیهان در وارونه کردن واقعیتها تهدید نموده، چنانچه کیهان این رویه را تغییر ندهد، ناچار برخی اسناد را که در دل صندوقچه تاریخ نگه داشته است، بیرون آورده و منتشر مینمایند.
لینک مطلب:
یادداشت جنجالی روزنامه «کیهان» در زمینه ترور خاتمی که بازخوردهای بسیاری داشت، واکنش چند تن از روحانیون تأثیرگذار را نیز به همراه داشت.
به گزارش «تابناک»، این یادداشت که در آن روزنامه «کیهان»، احتمال ترور خاتمی به دست عوامل آمریکایی را مطرح کرده و موجب شد که جریان رسانهای عجیبی در اینباره راه بیفتد، نارضایتی بسیاری از گروهها و اشخاص همفکر و همسو با «کیهان» را نیز به دنبال داشت.
در همین زمینه، بنا بر اطلاعات رسیده به خبرنگار «تابناک»، در نشستی که چندی پیش یک تشکل روحانی اصولگرا ـ که از وزنه بالایی نیز برخوردار است ـ برگزار کرده، بزرگان این تشکل تأثیرگذار و بانفوذ، نسبت به این یادداشت «کیهان» ابراز نگرانی و از پیش گرفتن چنین رویهای انتقاد کردهاند.
گفتنی است، چند ماه پیش نیز که ریاست محترم جمهوری نقل قولی از دیدار با رهبری کرده بودند، و روزنامه کیهان مطلبی را در این باره با جنبه انتقاد از رئیس جمهور به چاپ رسانده بود با واکنش روابط عمومی و ارتباطات دفتر رهبر انقلاب روبهرو شد.
لینک مطلب:
دادستان عمومی و انقلاب کرج گفت: برگزاری جشن و مراسم عزا در باغات خصوصی برای محافل شخصی و اجاره دادن به دیگران ممنوع است
لینک مطلب:
فردا مراسم سالگرد حاج سید احمد خمینی در تهران برگزار میشود. هر ساله از زمان رحلت ایشان، مراسمی برگزار میشد. تنها پارسال این مراسم برگزار نشد. به نظر میرسید به خاطر اتفاقات تلخی بود که نسبت به بیت امام خمینی صورت گرفته بود. اتفاقات توهینآمیزی که از سوی محافظهکاران مدعی صورت گرفته بود و آیهالله توسلی، یار دوستداشتنی امام خمینی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در همین رابطه و در دفاع از امام جان خود را به جان آفرین تسلیم کرد. مرحوم حاج سید احمد خمینی، بیشک در دههی اول انقلاب تاثیرگذارترین فرد کشور بود. در آن دوران همه تصمیمات کلان کشور زیر نظر امام خمینی قرار داشت و احمد آقای خمینی کلید ارتباطی با امام بود. رشد جریان روشنفکری دینی ـ در قاموس ادبیات آن روز ـ و نفی تحجر از حوزههای دینی نیز در آن دوران مدیون اندیشه احمد آقای خمینی بود. او به دلیل اینکه داغ تلخ تحجر را در دوران غربت امام خمینی در حوزههای علمیه حس کرده بود و عمق خطر آنان را برای دین و انقلاب و اسلام به خوبی میفهمید، با تکیه به قدرتی که داشت، همواره فضای تصمیمگیری حکومت را از دسترس آنان دور میکرد و جریانات آزاداندیش را در کشور پشتیبانی میکرد. آقایان خاتمی، عبدالله نوری، میر حسین موسوی، کروبی از همراهان آن روزهای احمد آقای خمینی شناخته میشدند و در مقابل بسیاری از کسانی که این روزها تاثیرگذاران عرصه فرهنگ و دین هستند، همواره خود را در انزوای تبلیغاتی میدیدند. اگر در آن دوران آغاز انقلاب، این نقش برجسته را احمد آقای خمینی به نمایندگی از امام ایفا نکرده بود، مرز جمهوری اسلامی با آنچه بعدها طالبانیزم تعبیر شد، معلوم نبود. فرزند هوشمند و زمانشناس ایشان، حاج حسن آقای خمینی هم این نقش را بدون داشتن پشتوانهی قدرتی مثل پدر در این دوران بر عهده دارد. تلنگرهای به موقع حسن آقا در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی ادامهی آن خط فکر روشنفکری دینی است که با شرایط امروز جامعه پیوند خورده است. به خانم فاطمه طباطبایی، همسر و به آقایان سید حسن و سید یاسر و سید علی خمینی که با هر سه افتخار دوستی دارم، تسلیت مجدد میگویم.
لینک مطلب:
مرتضی اصلاحچی: اگر محمود احمدی نژاد با طرح پرداخت یارانه نقدی تلاش کرد تا شعار "50 هزار تومانی" کروبی را تحقق بخشد، این بار اما شیخ مهدی کروبی است که می خواهد با طرح "اعطای سهام نفت"، شعار "پول نفت در سفره" احمدی نژاد را به منصه ظهور برساند.
دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری شگفتی های بسیاری با خود به همرا داشت. چه، از میان کسانی که در نظر سنجی ها شانس شان از بقیه کمتر می نمود، یکی رئیس جمهور شد و دیگری آنقدر رای آورد که بتواند ادعا کند که او باید همراه با هاشمی رفسنجانی به دور دوم راه می یافت.
مهدی کروبی که در انتخابات قبلی با دلخوری از دوستانش وارد عرصه انتخابات شد با تیز بینی دریافت که در آن دوره نبض انتخاباتی مردم حول مسائل اقتصادی می چرخد بنابراین با طرح "5هزار تومان به هر نفر توانست با کسب آرای بسیار خود را به جایگاه سوم انتخابات برساند تا پدیده انتخابات نهم قلمداد گردد.
پس از انتخابات اما محمود احمدی نژاد تلاش کرد ذیل طرح هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت نقدی آن به مردم به گونه ای طرح رقیب خود را عملیاتی کند و کروبی نیز بارها به این مسئله اشاره کرد که هدفمند کردن یارانه ها در اصل تغییر شکل یافته طرح انتخاباتی اوست.
به هر روی مجلس هشتم هدفمند کردن یارانه ها را از بودجه سال 88 حذف کرد تا محمود احمدی نژاد در آستانه انتخابات خلع سلاح شود. بسیاری بر این عقیده اند که تاخیر احمدی نژاد در اجرایی کردن این پروژه و عزم او برای تحقق آن در واپسین روزهای دوران زمامداری اش به این خاطر بود که او می خواست در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با پرداخت پول نقد به مردم برگ برنده ای در مقابل رقیبانش داشته باشد. برگ برنده ای که شاید بتواند خاطرات تلخ اقتصادی چهار سال گذشته را از ذهن مردم پاک کند تا آنها مجاب شوند که بار دیگر او را به جایگاه ریاست قوه مجریه بازگردانند.
به هر حال کروبی دور پیش شعار 50 هزار تومان را طرح کرد اما نه خودش رئیس جمهور شد تا آنرا اجرایی کند و نه رقیبش که قصد داشت آنرا به شکلی دیگر تحقق بخشد در آن توفیقی دست پیدا کرد.
در این دوره از انتخابات گویا شیخ اصلاحات در تلاش است تا با طرح سهام نفت شعار رئیس جمهور فعلی را تحقق بخشد، شعاری که احمدی نژاد پس از انتخابات آنرا تکذیب کرد.
در دور نهم انتخابات ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مطرح کرد که چرا وقتی نفت 5 دلار و یا 50 دلار است مردم تاثیر آنرا در زندگی خود احساس نمی کنند و باید نفت را به سفره های مردم فرستاد.
احمدی نژاد این حرف را زد اما در زمان او نفت حتی به 140دلار نیز رسید و مردم نه تنها تاثیری در زندگی خود احساس نکردند بلکه شرایط اقتصادی خود را بدتر از گذشته احساس کردند.
در طول چهار سال گذشته علی رغم افزایش سرسام آور قیمت نفت اما تورم شدید و بیکاری مردم را شدیدا آزار داد و این مسئله به حدی بود که حتی صدای افرادی از اردوگاه اصولگرایان نیز درآمد.
به نظر می رسد کروبی بار دیگر با یک تیز بینی دریافته است که در این دوره "پول نفت" می تواند سرنوشت انتخابات را تغییر دهد، به همین خاطر اینبار اومی خواهد تا از شعار رقیب علیه خودش استفاده کند.
از زمانی که نفت در ایران کشف شد مسئله پول حاصل از آن همواره محل بحث بود. اگرچه در قانون اساسی ایران تمام منابع زیر زمینی به خصوص نفت "ملی" هستند اما در عمل پول آن به نام ملت و به کام دولت است و تاکنون صرفا قسمتی از پول نفت تحت عنوان یارانه ها برای مردم خرج می شود و باقی آن در اختیار دولت قرار می گیرد اما دبیر کل حزب اعتماد ملی قصد دارد تا پس از صد سال از زمان کشف نفت مردم را نیز در سود حاصل از آن سهیم کند.
مهدی کروبی در بیانیه ای که طرح جدید خود را منتشر کرده است با اشاره به استفاده احمدی نژاد از طرح قبلی او، آورده است:« پیشبینی همین وضعیت بود که در انتخابات گذشته شعار توزیع درآمدهای نفتی را در قالب طرحی مطرح کردم. متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاهانه و برخی نیز آگاهانه آن را مخدوش جلوه دادند - اگرچه واکنش مثبت جامعه به آن در گذر زمان بر همگان روشن شد به نحوی که طی ۴ سال اخیر بسیاری از مخالفان و منتقدین طرح مذکور، گام در همراهی با آن گذاشتند و برخی با همدلی و حسنظن راههای عملی برای اجرای آن طرح، ارائه کردند. برخی دیگر نیز کوشیدند با تغییر و مخدوش کردن اصول و مبانی آن طرح، طرح تحول اقتصادی را مطرح نمایند.
نقاط ضعف و انحرافی در طرح تحول بسیار زیاد است که میتوان به افزایش وابستگی مردم به دولت از طریق ورود درآمدهای نفتی به بودجه دولت و توزیع آن میان بخشی از مردم با اختیار و انتخاب دولت، بزرگتر شدن بیش از پیش دولت، گسترش فساد در نظام اداری کشور، افزایش نقدینگی و به تبع آن رشد فزاینده تورم اشاره کرد. علاوه بر آن، پرداخت این درآمدها به اقشار خاصی که دولت حق انتخاب آن را دارد، شائبه انتخاباتی بودن آن را مطرح میکند.طرحی که به نام طرح تحول اقتصادی و توزیع مستقیم یارانهها به بخشهایی از مردم مطرح شده و در مجلس در دست بررسی است، به طور خلاصه در جهت مخالف با ایده حل مشکل نفت است و اجرای آن خسارات و عوارض اساسی به دنبال خواهد داشت. این اقدام در شکل حاضر موجب افزایش رشد جمعیت میشود، که طی دو دهه گذشته سیاستهای موثری برای جلوگیری از رشد آن انجام شد و با اجرای برنامه حاضر ممکن است آثار مثبت آن سیاستها زایل گردد.»
دبیر کل حزب اعتماد ملی نقاط قوتی به شرح زیر برای طرح خود آورده است:« ۱- خارج کردن بخشی از نفت از بودجه دولت و اتکای حکومت به منابع مالیاتی و دیگر منابع.2- ایجاد توازن میان ملت و دولت، افزایش استقلال، اتکای به نفس میان مردم و افزایش حرمت و کرامت انسانی آن.3- کوچک کردن دولت و حذف بسیاری از بخشهای غیرمرتبط و زاید با وظیفه دولت.4- سرازیر شدن بخش مهمی از این درآمدها به سوی سرمایهگذاری و بازار سرمایه.5- ایجاد بستر مناسب برای خصوصیسازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی.6- کمتاثیر بودن اجرای این سیاست در افزایش تورم و جهش قیمتها زیرا از طریق افزایش نقدینگی عمل نخواهد شد.7- تقویت هویت و وحدت ملی از طریق دریافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان که کمک مهمی به امنیت کشور میکند.»
با توجه به طرح جالب کروبی که می تواند افراد بسیاری را برای رای دادن به او قانع کند، او می تواند رئیس جمهور بعدی ایران باشد منوط به اینکه اصلاح طلبان روی او به اجماع برسند و وی را به عنوان کاندیدای واحد خود مطرح کنند. اگرچه این امری است که با توجه به حضور افرادی چون خاتمی و میرحسین موسوی دست نیافتنی به نظر می رسد.
لینک مطلب:
مرتضی اصلاحچی: اگر محمود احمدی نژاد با طرح پرداخت یارانه نقدی تلاش کرد تا شعار "50 هزار تومانی" کروبی را تحقق بخشد، این بار اما شیخ مهدی کروبی است که می خواهد با طرح "اعطای سهام نفت"، شعار "پول نفت در سفره" احمدی نژاد را به منصه ظهور برساند.
دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری شگفتی های بسیاری با خود به همرا داشت. چه، از میان کسانی که در نظر سنجی ها شانس شان از بقیه کمتر می نمود، یکی رئیس جمهور شد و دیگری آنقدر رای آورد که بتواند ادعا کند که او باید همراه با هاشمی رفسنجانی به دور دوم راه می یافت.
مهدی کروبی که در انتخابات قبلی با دلخوری از دوستانش وارد عرصه انتخابات شد با تیز بینی دریافت که در آن دوره نبض انتخاباتی مردم حول مسائل اقتصادی می چرخد بنابراین با طرح "5هزار تومان به هر نفر توانست با کسب آرای بسیار خود را به جایگاه سوم انتخابات برساند تا پدیده انتخابات نهم قلمداد گردد.
پس از انتخابات اما محمود احمدی نژاد تلاش کرد ذیل طرح هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت نقدی آن به مردم به گونه ای طرح رقیب خود را عملیاتی کند و کروبی نیز بارها به این مسئله اشاره کرد که هدفمند کردن یارانه ها در اصل تغییر شکل یافته طرح انتخاباتی اوست.
به هر روی مجلس هشتم هدفمند کردن یارانه ها را از بودجه سال 88 حذف کرد تا محمود احمدی نژاد در آستانه انتخابات خلع سلاح شود. بسیاری بر این عقیده اند که تاخیر احمدی نژاد در اجرایی کردن این پروژه و عزم او برای تحقق آن در واپسین روزهای دوران زمامداری اش به این خاطر بود که او می خواست در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با پرداخت پول نقد به مردم برگ برنده ای در مقابل رقیبانش داشته باشد. برگ برنده ای که شاید بتواند خاطرات تلخ اقتصادی چهار سال گذشته را از ذهن مردم پاک کند تا آنها مجاب شوند که بار دیگر او را به جایگاه ریاست قوه مجریه بازگردانند.
به هر حال کروبی دور پیش شعار 50 هزار تومان را طرح کرد اما نه خودش رئیس جمهور شد تا آنرا اجرایی کند و نه رقیبش که قصد داشت آنرا به شکلی دیگر تحقق بخشد در آن توفیقی دست پیدا کرد.
در این دوره از انتخابات گویا شیخ اصلاحات در تلاش است تا با طرح سهام نفت شعار رئیس جمهور فعلی را تحقق بخشد، شعاری که احمدی نژاد پس از انتخابات آنرا تکذیب کرد.
در دور نهم انتخابات ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مطرح کرد که چرا وقتی نفت 5 دلار و یا 50 دلار است مردم تاثیر آنرا در زندگی خود احساس نمی کنند و باید نفت را به سفره های مردم فرستاد.
احمدی نژاد این حرف را زد اما در زمان او نفت حتی به 140دلار نیز رسید و مردم نه تنها تاثیری در زندگی خود احساس نکردند بلکه شرایط اقتصادی خود را بدتر از گذشته احساس کردند.
در طول چهار سال گذشته علی رغم افزایش سرسام آور قیمت نفت اما تورم شدید و بیکاری مردم را شدیدا آزار داد و این مسئله به حدی بود که حتی صدای افرادی از اردوگاه اصولگرایان نیز درآمد.
به نظر می رسد کروبی بار دیگر با یک تیز بینی دریافته است که در این دوره "پول نفت" می تواند سرنوشت انتخابات را تغییر دهد، به همین خاطر اینبار اومی خواهد تا از شعار رقیب علیه خودش استفاده کند.
از زمانی که نفت در ایران کشف شد مسئله پول حاصل از آن همواره محل بحث بود. اگرچه در قانون اساسی ایران تمام منابع زیر زمینی به خصوص نفت "ملی" هستند اما در عمل پول آن به نام ملت و به کام دولت است و تاکنون صرفا قسمتی از پول نفت تحت عنوان یارانه ها برای مردم خرج می شود و باقی آن در اختیار دولت قرار می گیرد اما دبیر کل حزب اعتماد ملی قصد دارد تا پس از صد سال از زمان کشف نفت مردم را نیز در سود حاصل از آن سهیم کند.
مهدی کروبی در بیانیه ای که طرح جدید خود را منتشر کرده است با اشاره به استفاده احمدی نژاد از طرح قبلی او، آورده است:« پیشبینی همین وضعیت بود که در انتخابات گذشته شعار توزیع درآمدهای نفتی را در قالب طرحی مطرح کردم. متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاهانه و برخی نیز آگاهانه آن را مخدوش جلوه دادند - اگرچه واکنش مثبت جامعه به آن در گذر زمان بر همگان روشن شد به نحوی که طی ۴ سال اخیر بسیاری از مخالفان و منتقدین طرح مذکور، گام در همراهی با آن گذاشتند و برخی با همدلی و حسنظن راههای عملی برای اجرای آن طرح، ارائه کردند. برخی دیگر نیز کوشیدند با تغییر و مخدوش کردن اصول و مبانی آن طرح، طرح تحول اقتصادی را مطرح نمایند.
نقاط ضعف و انحرافی در طرح تحول بسیار زیاد است که میتوان به افزایش وابستگی مردم به دولت از طریق ورود درآمدهای نفتی به بودجه دولت و توزیع آن میان بخشی از مردم با اختیار و انتخاب دولت، بزرگتر شدن بیش از پیش دولت، گسترش فساد در نظام اداری کشور، افزایش نقدینگی و به تبع آن رشد فزاینده تورم اشاره کرد. علاوه بر آن، پرداخت این درآمدها به اقشار خاصی که دولت حق انتخاب آن را دارد، شائبه انتخاباتی بودن آن را مطرح میکند.طرحی که به نام طرح تحول اقتصادی و توزیع مستقیم یارانهها به بخشهایی از مردم مطرح شده و در مجلس در دست بررسی است، به طور خلاصه در جهت مخالف با ایده حل مشکل نفت است و اجرای آن خسارات و عوارض اساسی به دنبال خواهد داشت. این اقدام در شکل حاضر موجب افزایش رشد جمعیت میشود، که طی دو دهه گذشته سیاستهای موثری برای جلوگیری از رشد آن انجام شد و با اجرای برنامه حاضر ممکن است آثار مثبت آن سیاستها زایل گردد.»
دبیر کل حزب اعتماد ملی نقاط قوتی به شرح زیر برای طرح خود آورده است:« ۱- خارج کردن بخشی از نفت از بودجه دولت و اتکای حکومت به منابع مالیاتی و دیگر منابع.2- ایجاد توازن میان ملت و دولت، افزایش استقلال، اتکای به نفس میان مردم و افزایش حرمت و کرامت انسانی آن.3- کوچک کردن دولت و حذف بسیاری از بخشهای غیرمرتبط و زاید با وظیفه دولت.4- سرازیر شدن بخش مهمی از این درآمدها به سوی سرمایهگذاری و بازار سرمایه.5- ایجاد بستر مناسب برای خصوصیسازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی.6- کمتاثیر بودن اجرای این سیاست در افزایش تورم و جهش قیمتها زیرا از طریق افزایش نقدینگی عمل نخواهد شد.7- تقویت هویت و وحدت ملی از طریق دریافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان که کمک مهمی به امنیت کشور میکند.»
با توجه به طرح جالب کروبی که می تواند افراد بسیاری را برای رای دادن به او قانع کند، او می تواند رئیس جمهور بعدی ایران باشد منوط به اینکه اصلاح طلبان روی او به اجماع برسند و وی را به عنوان کاندیدای واحد خود مطرح کنند. اگرچه این امری است که با توجه به حضور افرادی چون خاتمی و میرحسین موسوی دست نیافتنی به نظر می رسد.
لینک مطلب:
مسعود سلطانیفر عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی معتقد است که حضور کاندیداهای متعدد در جبهه اصلاحات به نفع این مجموعه و باعث تقویت آن میشود چرا که هرکدام از کاندیداها میتوانند طیفی از سیاستمداران، دانشگاهیان و مدیران را به صحنه آورند. از سوی دیگر تعدد کاندیداها میتواند آرای خاموش را نیز پای صندوق بیاورد و این باعث میشود که تعداد بیشتری از مردم در انتخابات حاضر شوند. در چنین شرایطی است که میتوان شاهد توسعه مشارکت مردم و تقویت پایههای امنیت نظام بود، این درحالی است که بهنظر میآید در مراحل نهایی انتخابات با توجه به تبادل نظرها و بررسیها یک نوع همگرایی میان کاندیداها به وجود آید
لینک مطلب:
دیروز کنفرانس تمام شد. از هر گوشه و کنار دنیا میهمانان آمده بودند. ستاره شب های ما مصطفی بود که پس از شام داستان های زندگی اش را تعریف می کرد. مصطفی نوجوانی از یک خانواده کلیمی بوده است که سیر و سلوکش را از همان جوانی آغاز کرده است. گفتم مصطفی تو یکی از بهترین داستان گویان جهانی! یاد بازار قصه خوانی پیشاور افتادم و نقش قصه گویان در زندگی مردم... نقش نقال های شاهنامه در فرهنگ خودمان.... اگر قرار باشد در دنیای امروز برای این شعر مولوی مصداق یکه ای پیدا کرد، مصطفاست! پس به هر جمعیتی نالان شدم
جفت خوش حالان و بدحالان شدم
مصطفی کتابچه ای همراه داشت، با مخمل سیاه جلدش را پوشانده بود. گفت یک یادگاری در کنار صفحه ای بنویسم. کتاب را ورق زدم، دیدم دیوان شیخ محمد بن حبیب مغربی است. گفتم مصطفی این کتاب را امشب امانت بده! تردید در چشمانش درخشید و گفت ولی بیش از سی سال است که این کتاب از من جدا نشده. گفتم بسیار خوب من شب می آیم پیش تو. تو بخواب من هم کتابت را نگاه می کنم. رضایت داد که کتاب را به امانت بدهد.
از اتاقم آسمان آبی پیدا بود و ستاره های نقره ای و قوی سیاهی که از نهری که درست از جلوی اتاقم عبور می کند، مثل کشتی پر طمانینه ای می گذرد. شاید شما قوی سیاه ندیده باشید. اگر به جای من بودید و زیر آبشار تند مهتاب در سایه روشن سپید و خاکستری نهر قوی سیاه را می دیدید، مثل من انگار نفس تان می گرفت. به ویژه وقتی رسیده بودید به <شعر رائیه غیبیه> ابن حبیب:
انما الکون معان
قائمات بالصور
کل من یدرک هذه
کان من اهل العبر
برای من معنای شگفت انگیزی در پیکر قوی سیاه متجلی شده بود. کدام معنا؟ نمی دانستم اما به نظرم می رسید که همین قوی سیاه به تنهایی بسنده است تا نشان دهد که هستی بی معنی نیست.
حافظ گفته است:
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس!
اگر گذار قوی سیاه را در این نهر می دید، اگر از همین جا به افق نگاه می کرد و سایه لاجوردی تپه ای را زیر نور ماه می دید، همان تپه سبز آفریقای همینگوی! چه تصویری از او بر جای می ماند؟
در صحبتی در کنفرانس گفتم:
دکارت گفته است من می اندیشم پس هستم...
پیش از او هم مولوی سروده است: تو همه اندیشه ای.
اما می توان تعبیری فراتر یافت. پای بر کرسی اندیشه گذاشت و تعریفی نو از انسان به دست داد. من دعا می کنم پس هستم!
ما غیر از دعا به تعبیر امام علی علیه السلام چیزی در کف نداریم.
< اغفر لمن لایملک الاالدعا>
دعا پلی است که ما را به گوهر هستی پیوند می دهد. زندگی ما معنا پیدا می کند. همه عمر ما میقات می شود و تمام کارمان نمازی دائمی... الذین هم فی صلاتهم دائمون...
دعا اوج می گیرد و معنای دیگری پیدا می کند. دیگر ادعیه مشهور درباره درد دندان و بیماری ها و نیازهای مادی و این جهانی و نظر بندی و... نیست. دعا آهنگ خواست عروج به قله است. هر واژه دعا پله نردبانی تا آسمان...
مرحوم استاد مطهری در حماسه حسینی در نقد روضه هایی نوشته است که چهره امام حسین علیه السلام و خاندان او و کربلاو عاشورا را وارونه نشان می دهند... به نظرم آنچه بر سر دعا آمده است، همان است که بر سر عاشورا آمد... دعانویس ها یادتان هست. در دوران کودکی نسل ما، بچه که مریض می شد اول سر دعا برایش باز می کردند و خانه دعانویسان همیشه غلغله بود. آن بساط برچیده شده اما هنوز تا حقیقت دعا فاصله ای بسیار داریم. تا این حقیقت که دعا روی دیگر سکه وجود انسان است. دعا مساوی و مساوق با هستی اوست...
******************
اعتماد ملی
لینک مطلب:
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری، زهرا اشراقی بعد از آن که توسط ستاد 88 به دلیل فعالیتها و همفکری و همراهیش با جوانان مورد تقدیر قرار گرفت، در سخنان کوتاهی گفت:«آقای خاتمی پیش از اینکه تصمیم نهایی خود را اعلام کنند، گفتند "یا من می آیم یا شخص دیگری" اما اکنون باید بگویم دوران "یا خاتمی یا میرحسین" گذشته است.»
لینک مطلب:
آرمین در پاسخ به نوروز در مورد حضور مهندس موسوی در رقابتهای انتخاباتی ضمن استقبال از حضور ایشان تکثر در کاندیداهای اصلاحطلب را به نفع این جریان دانست و گفت:«حضور متکثر در رقابتهای انتخاباتی می تواند موجب شود تا وضعیت و شرایط بحران امروز کشور از دیدگاههای مختلف مورد بحث و انتقاد قرار بگیرد و این امر طبیعتا به بالا رفتن سطح آگاهی های جامعه نسبت به شرایط بحرانی و نگران کننده فعلی کمک خواهد کرد»
وی خاطر نشان کرد:«البته این نکته مسلم است که اصلاحطلبان در این انتخابات صرفا در غالب یک کاندیدا حضور پیدا خواهند کرد و ودر واقع این حضور متکثر، لزوما تکثر در بین کاندیداهای اصلاحطلب و مستقل نیست.»
لینک مطلب:
با آنکه کارشناسان اقتصادی اعلام کرده اند که اقتصاد ایران در سال آینده روزهای بسیار سختی را سپری خواهد کرد اما نماینده اصلاح طلب اصفهان درمجلس ششم امیدواراست با استقرار یک دولت متفاوت ازدولت نهم شرایطی به وجود بیاید که بتوان این بحران مالی را کنترل کرد وتبعات منفی آن را به حداقل رساند.
علی مزروعی میگوید «درست است که در سال آینده به احتمال زیاد شاهد عدم افزایش قیمت نفت خواهیم بود اما با استقراریک دولت با برنامه و متخصص می توان به کنترل تنش های اقتصادی و بهبود زندگی مردم امیدوار بود.»
اومی افزاید « ایران از زمان دولت نهم بیش ازگذشته به پول نفت وابسته شده و نفت ١٠٠ دلاری مسولان را به مدیریت کشوربراساس درآمد با لا وابسته کرده است.»
نماینده مجلس ششم معتقد است :« با اتخاذ تصمیم های کشوردر یک چارت علمی دررابطه با اقتصاد می توان تبعات بحران مالی را تا حدودی کنترل کرد و فشار مالی را تا حد زیادی ازروی مردم برداشت.»
عضو اسبق کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه صدور سه قطعنامه برضد ایران در زمان دولت نهم تاثیرزیادی براقتصاد داشته اعلام می کند «بی تاثیر کردن این قطعنامه ها» یکی از راهکارهای مورد نظرش برای کنترل فشار مالی در سال آینده است ومعتقد است« این را یک دولت متفاوت از دولت کنونی می تواند عملی کند.»
مزروعی می گوید در صورت انتخاب یک دولت متفاوت از دولت نهم اگرقیمت نفت هم با لا نرود می توان با بهبود روابط با دنیا از سرمایه های جهانی استفاده کرد و به اقتصاد ایران کمک کرد.
لینک مطلب:
علیرغم اعلام حضور مهندس میرحسین موسوی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، سید محمد خاتمی از نامزدی در این انتخابات انصراف نخواهد داد.
یک منبع آگاه، با اشاره به جلسه حجتالاسلام سید محمد خاتمی با اعضای ستاد انتخاباتیاش که روز دوشنبه برگزار شد، به خبرنگار سیاسی آفتاب، گفت: «در آن جلسه تصمیم بر آن شد که آقای خاتمی همچنان به عنوان نامزد انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری اسلامی ایران به فعالیت بپردازد».
وی افزود: «در همین راستا برنامههای تبلیغاتی خاتمی همچون گذشته ادامه خواهد داشت و از طرف دیگر اعضای کمیته برنامهریزی ستاد خاتمی نیز در قالب کارگروههای مختلف، برنامههای خود را به خاتمی ارائه خواهند داد».
از سوی دیگر نشست تلفیق برنامههای ستاد حجت الاسلام سید محمد خاتمی روز چهارشنبه به ریاست دکتر محمدرضا عارف و با حضور رؤسای کارگروههای اقتصاد، جامعه، سیاست داخلی، سیاست خارجی، امنیت ملی، جوانان، زنان، فرهنگ عمومی، علوم و آموزش عالی، آموزش و پرورش و نظام اداری کشور برگزار شد.
در این نشست مقرر شد کمیته تلفیق برنامهها به ریاست دکتر محمدعلی نجفی طی مدت یکماه برنامه جامع و نهایی ستاد را ارائه کند
فاصله بین پرستش و ستایش آتش در دوره هایی از تاریخ ایران و ترقه بازی امروزی بسیار است. شاید این تغییر در محتوا را بتوانیم با تغییر شکلی متفاوتی تکمیل کنیم و جشن پایان سال را در شبهای آخرین چهارشنبه آخر سال با آتش بازی های زیبا برگزار کنیم.

انسان و جامعه و تاریخ را به خدا نزدیکتر میکند
لینک مطلب:
دکتر عماد افروغ در مطلبی در روزنامه اعتماد ملی آورده است: اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی را به فال نیک میگیرم و همانطور که پیشبینی کرده بودم این حضور همراه با اعلام موضعی مبنیبر توجه به ارزشهای انقلاب اسلامی است. من پیشبینی میکنم که حضور او در انتخابات فضای رقابت را اخلاقیتر، ارزشیتر و انقلابیتر میکند و یک بار دیگر ما را به فضای خوش دوران اول انقلاب اسلامی برمیگرداند و گفتمان او که گفتمان انقلابی است و علاوه بر آن حافظه تاریخی که مردم از میرحسین و دوران ارزشمند دهه اول انقلاب دارند باعث میشود که روی شعارهای انتخاباتی سایر کاندیداها اثرگذار باشد و سلامت اخلاقی انتخابات، حضور پرشور و نشاط مردم را تاحدی با اعلام این موضع تضمین کند. امیدواریم همانطور که با حضور او قسمتی از نیاز جامعه به کاندیداهای متکثر برطرف شد کماکان شاهد حضور کاندیداهای دیگر در اردوگاههای دیگر هم باشیم.
جامعه ما یک جامعه طیفی است و از سلیقهها، جریانها و گروههای مختلف تشکیل شده است. این سلایق و نیازهای مختلف میطلبد که کاندیداهای متکثری داشته باشیم تا این کاندیداها معرف سلایق و نیازها باشند.
نباید فضا را به نوعی تصنعی و قطبی کرد، چرا که فضا قطبی نیست. البته علائمی دال بر تصنعی کردن فضای انتخاباتی و بیتوجهی به شعور سیاسی و واقعیت طیفگونه جامعه مشهود است. جای تعجب است که در یکی از اردوگاهها بهرغم وجود تفاوت سلیقه و اختلاف آرا شاهد اعلام رسمی کاندیداتوری افراد مختلف نیستیم. این یا به مصلحتاندیشیهای طبیعی برمیگردد یا حکایت از فضای پرفشار و سنگین روحی و روانی برای اعلام رسمی کاندیداتوری است. اگر به مصلحتاندیشی برگردد به نظر میرسد که ادله کافی برای این مصلحتاندیشیها موجود نیست و اگر به فشارهای سنگین و پرحجم روانی مستقیم و غیرمستقیم برگردد باید با این فضای کاذب مقابله کرد و این پرده هژمونیک و استیلایی را کنار زد. باید معرف و نماینده واقعی طیفها و سلایق مختلف بود تا بتوان حضور حداکثری و با نشاط را شاهد بود. حضور حداکثری در گرو حضور کاندیداهای معرف، برنامههای عملیاتی و اطمینان از سلامت برگزاری انتخابات است. اگر عدهای بکوشند بنا به مصالح و منافعی فضا را قطبی کنند، در واقع به شعور سیاسی مردم و واقعیت طیفگونه جامعه توهین کردهاند. باید کوشید تا شاهد تجلی وحدت در عین کثرت در درون اردوگاههای مختلف سیاسی باشیم.
به هرحال امیدوارم این روند تداوم یابد چراکه حضور کاندیداهای متکثر باعث میشود که به روند برنامهای و راهبردی بین کاندیداهای مختلف نزدیکتر شویم و مردم به جای یک انتخاب احساسی مجبور خواهند بود تا به بررسی دقیق برنامهها و راهبردهای کاندیداهای به ظاهر مشابه بپردازند و این یعنی رشد سیاسی. یعنی اینکه کاندیداها مجبورند برای رأی آوردن و ارائه برنامه دقیق، راهبردی و عملیاتی بیشتری روی آورند در غیر این صورت حوادث دورههای گذشته ما تکرار خواهد شد و انتخابات بیش از آنکه بوی عقلانیت دهد بوی یک رفتار سیاسی و هیجانی میدهد. امیدوارم با نامزد شدن سایر کاندیداها از اردوگاههای مختلف شاهد سه امر مطلوب باشیم؛ ۱- نبرد برنامهای، ۲- حضور پرشور و حداکثری و ۳- سلامت اخلاقی مبارزات انتخاباتی.
به نظر میرسد که نفوذ و حضور آقای هاشمی طی چهار سال گذشته به نحو محسوسی افزایش یافته است و هتاکی ها نسبت به ایشان نتیجه عکس داده است.
انتخاب مجدد و با قوت بیشتر در مجلس خبرگان رهبری، حضور منظم تر در نماز جمعه تهران، صراحت بیشتر در انتقاد از آقای احمدی نژاد، حضور پررنگ تر در رسانه ملی، تاکیدات مشخص در باره انتخابات دهم ریاست جمهوری، اظهار نظر مستمر در باره مسائل مهم روز و سفر اخیر به عراق نشانه های تقویت حضور ایشان در عرصه سیاسی کشور است.
باید به داشته های خویش اعتماد کنیم. حضور مردم در چنین انتخاباتی فوق العاده خواهد بود و در نتیجه امکان تاثیرگذاری بر آرای عمومی از طریق رسانه های دولتی یا تخلفات انتخاباتی به شدت کاهش می یابد.
یوونتوس که از ابتدا به جام باشگاههای اتحادیه راه یافته بود. با ورود آ ث میلان ، شور و شوق جوانانه شکل گرفت و اینترمیلان مثلث ایتالیایی ها را کامل کرد.
حفظ رقابت ورزشی و توجه به وظایف مان به عنوان هوادار / بازیکن / مدیران و مربیان، شرط و اصل است. هواداران به هواداری و بازیکنان تیم به موفقیت و پیروزی بیندیشند. قرار نیست که در مسیر صعود با هم بازی کنند و در مقابل هم بایستند. اگر هم واقعا چنین فرصتی پیش آمد که جای خوشحالی است. به خصوص اگر خداوند توفیق دهد که فینال را با دو تیم خودی داشته باشیم.
اتفاقات پیش بینی نشده اقتضا میکند که هر سه تیم قویا در صحنه باشند.

این متن رو یکی از دوستان برام ایمیل زد
در معبـدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه راهب ها مزاحم تمـرکز آن ها می شد.
بنابراین اسـتاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد. این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد.
سال بعد اسـتاد بزرگ در گذشت و بعداً گربه هم مرد. راهـبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقـبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند.
سالها بعد اسـتاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت بنام
"اندر اهمّیت بستن گربه"
جدای از دینی دیدن مساله می خوام بپرسم واقعا چقدر از زندگی ما حول موضوعی می چرحه که در گذشته با اون طور دیگری رفتار می شد؟
لینک مطلب:
ساعی در خصوص انتشار خبری مبنی بر انتقاد از نوع برخوردش با خبرنگار یکی از رسانهها تصریح کرد: هرگز مشکلی با رسانهها نداشته و ندارم اما با کسانی که به دنبال شیطنت هستند اصلا مصاحبه نمیکنم. همواره در طول دوران قهرمانیام نیز بحثی با رسانهها نداشتم و دنبال این مسائل نبودم زیرا در موضوع اخیر تنها ورزشکاری که پس از مراسم تجلیل از قهرمانان در جمع مردم و رسانهها باقی ماند و پاسخگوی سوالات آنها بود من بودم تا جایی که برخی از خود مردم عنوان کردند اجازه دهند تا من بروم.
وی افزود: سوالاتی که آن خبرنگار از من پرسید جنبهی ورزشی نداشت و به مسائل سیاسی برمیگشت که حتی در حد توان تلاش کردم آن سوالات را نیز پاسخ دهم. واقعیت این است که جای پرسیدن چنین سوالاتی در این مراسم وجود نداشت ولی همانطور که گفتم به سهم خود پاسخگو بودم. آن سایت همواره در مصاحبههایی که با من داشته است چندین بار آنچه را که خودش میخواست، نوشت و زمانی که پیگیر موضوع شدم عنوان کردند که تحلیل ما این بود، در حالی که زمانی که مصاحبهی مستقیمی با یک فرد انجام میشود باید همان را نوشت نه این که حرفها را عوض کرد و گفت تحلیل ما این بود.
امروز تولد خاله الهام خاله ی جوجه موجه های پرشین بلاگ است. به وبلاگ توت فرنگی یه سری بزنید.
این عدد سه عجب عدد قشنگیه. سه سه تا نه تا!
خاتمی
کروبی
میرحسین موسوی
احمدی نژاد
قالیباف
...
اکبر اعلمی
...
...
...
...
لینک مطلب:
افروغ با بیان اینکه اگر برخی در اردوگاه اصولگرایان بخواهند به شیوه ای تصنعی سعی در قطبی نشان دادن فضای انتخابات دهم برخلاف جریانات سیاسی کشور و شور سیاسی مردم داشته باشند ،کاندیدای این انتخابات خواهم شد، اظهار داشت: اگر بخواهند با مصلحت اندیشی های خود کاندیدایی را به مردم تحمیل کنند در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کنم
لینک مطلب:
تحلیل غلامرضا ظریفیان از صریحتر شدن خاتمی
یاری: معاون وزیر علوم در دوران اصلاحات چارچوبهای اصولی دیدگاههای خاتمی را ثابت خواند و در عین حال بر این نکته تاکید کرد که شرایط موجد سبب شده که خاتمی بدون مداهنه و با صراحت بیشتری به بیان مواضع و نقد شرایط بپردازد.
غلامرضا ظریفیان در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با بیان اینکه چارچوب های اصولی دیدگاه خاتمی تغییر نکرده است، گفت:«خاتمی همچنان به دفاع از اصل جمهوری اسلامی و ارائه قرائتی از نظام که با دیدگاه های امام منطبق است و در آن عدالت اجتماعی، آزادی، پیشرفت، دفاع از دینداری که با فعالیت اجتماعی و هویت ملی ما در تضاد نیست، احترام به حقوق شهروندان، وجود دارد، معتقد است و یکی از دلایل اصلی حضور وی در انتخابات نیز دفاع از این اصول است.»
وی شرایط فعلی جامعه را غیر قابل دفاع خواند و افزود:«نحوه مدیریت شرایط کنونی و استفاده از منابع مختلف و سرمایههای اجتماعی قابل دفاع نیست و به همین دلیل است که خاتمی در تشریح این شرایط دیدگاههای صریحتری دارد زیرا با شرایط فعلی نمیتوان با مداهنه روبرو شد.»
ظریفیان با تاکید بر اینکه کسی قصد تخریب ندارد، گفت:«اما شاخصهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شرایط فعلی زیبنده جامعهای با هویت تاریخی غنی و انقلابی با داشتن رهبری مانند امام و مردمی مانند ملت ایران نیست. جامعهای که پشتوانه 120ساله حضور در اصلاحطلبی برای احیای هویت ملی و دینی، دموکراسی، آزادی و حرمت انسان دارد.»
وی تصریح کرد:«نخبگان و مردم امید دارند برای تغییر و بهبود وضع موجود صریحتر و روشنتر و شفافتر صحبت شود و صحبت در پردهای از ابهام، رودربایستی، ملاحظه کاریهای غیر ضرور و مصلحت اندیشی های غیر لازم را نمیپسندند. اگر مردم متوجه شوند کسی در پی مدیریت تغییر وضعیت موجود با احترام به ارزشها و هویت ملی و دینی و نقد شرایط است اعتماد نخبگان و مردم را بیشتر بر میانگیزد و در حضور آنها برای تصمیمگیری و تصمیمسازی موثر است.»
رییس کمیته دانشجویی ستاد انتخاباتی خاتمی با بیان اینکه انسان ها از دو رسانه استفاده میکنند، گفت:«یکی از این رسانهها رسانههای مرسوم و متعارف است و یکی هم وجدان انسانها. به طور مثال در ایران تیزبینیها و تیزهوشیها ویژگی جامعه ایرانی است و حتی اگر به دلایلی و در مقاطعی هم سکوت کند در صورت احساس نیاز، تحقیر یا خطر خود را نشان میدهد بدون اینکه کسی کار تبلیغاتی کند یا اقدام ویژهای انجام دهد.»
وی ادامه داد:«به نظر میرسد بخش مهمی از جامعه میل است شرایط را بهبود ببخشند و فضای فعلی را با لحاظ آرمانهای همیشگی تغییر دهند و شرایط مناسبتری در همین نظام ایجاد کنند.»
ظریفیان تصریح کرد:«سفر خاتمی به دو منطقه با بافت سنتی تر و بافت مدرن و شهریتر نشان داد که استقبال از وی در آن جامعه با بافت سنتی از آن جامعه با بافت مدرن کمتر نبود بنابراین می توان نتیجه گرفت هوش ایرانی در دورههایی احساس میکند باید پیوندی برقرار و تغییری ایجاد کند. اما به هر حال باید منتظر آینده بود تا همه چیز محک بخورد.»
لینک مطلب:
محمدرضا جلائیپور - سخنگوی «پویش (کمپین) حمایت از خاتمی» در نوشتاری با عنوان «چرا خاتمی می ماند؟» به بررسی شرایط به وجود آمده بعد از اعلام کاندیداتوری مهندس موسوی پرداخت، متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
میرحسین موسوی، نخستوزیر پرافتخار سالهای جنگ، از شریفترین و خوشنامترین سیاستمداران ایرانی است و شرح خدمات و سوابق او هر ایرانی را به تحسین وا میدارد. نظرسنجیها نیز نشان میدهد که موسوی پس از خاتمی – و البته با فاصله بسیار – در میان طالبان تغییر بالاترین احتمال پیروزی در انتخابات را دارد. با این وجود، نگارنده ضمن ادای احترام به نخستوزیر محبوب سالهای جنگ به دلایل متعدد معتقد است که در شرایط کنونی ماندن خاتمی در صحنه انتخابات «اخلاقیتر» از کنارهگیری او به نفع موسوی است و انصراف خاتمی از کاندیداتوری، به ضرر موسوی، خاتمی، ایران و ایرانیان است و لذا خاتمی در عرصه میماند. پیش از این دلایل پرشماری در ضرورت نامزدی خاتمی طرح شدهاند و در این نوشتار کوتاه تنها به چند دلیل به سود ماندن خاتمی در صحنه اشاره میشود:
1- پس از نامزدی میرحسین موسوی، نظر پویشگران (کمپینرهای) «پویش حمایت از خاتمی» (موج سوم) را در ارتباط با کنارهگیری فرضی سیدمحمد خاتمی جویا شدیم. از میان پویشگرانی که به پرسش و نظرخواهی ما پاسخ دادند، 94 درصد «به شدت مخالف»، 4 درصد «مخالف» و 2 درصد «موافق» کنارهگیری خاتمی به نفع میرحسین بودند و تنها 9 درصد پویشگران اعلام آمادگی کردند که در صورت کنارهگیری خاتمی و حمایتش از موسوی، برای پیروزی موسوی در انتخابات فعالیت کنند. بر اساس نظرخواهی صورتگرفته، در صورت کنارهگیری خاتمی، 39 درصد پویشگران در انتخابات شرکت نمیکنند، 15 درصد آنها به کروبی رأی میدهند، 20 درصدشان به میرحسین رأی میدهند و 26 درصد آنها هنوز «نمیدانند» که چه خواهند کرد. به عبارت دیگر حتی در صورت حمایت خاتمی از میرحسین، حداقل 20 درصد و حداکثر 46 درصد (با لحاظ کردن آراء سرگردان) از پویشگران به میرحسین رأی خواهند داد. شاید بتوان نتایج حاصل شده از این جامعة آماری را با چند درصد خطا به 220 هزار پویشگر گمنام «موج سوم» و حتی کل حامیان خاتمی تعمیم داد. وجه مشترک نظرسنجیهای معتبری که تاکنون در سطح کشور انجام شده هم این است که خاتمی حداقل دو برابر موسوی رأی دارد. ماندن سیدمحمد خاتمی در عرصه انتخابات از نظر پویشگران چنان ضروری است که تعدادی از آنها حتی پیشنهاد کردهاند در صورت کنارهگیری خاتمی، «موج سوم» به «پویش دعوت مجدد از خاتمی» تبدیل شود و برای اعلام حضور دوباره وی به کوششهای خود ادامه دهد!
2- کنارهگیری خاتمی به نفع موسوی به دلایل متعدد به ضرر موسوی است و به جایگاه و اعتبار وی که از وجیهترین چهرههای سیاسی ایران و ارزشمندترین سرمایههای سیاسی کشور است، ضربه میزند. با وجود آنکه موسوی از خاتمی نخواسته است که به نفع وی کناره بگیرد، بخشی از بدنه اجتماعی حامی سیدمحمد خاتمی علت کنارهگیری خاتمی را آمدن موسوی خواهند دانست و متأسفانه از فردای انصراف خاتمی، میرحسین را به عنوان عامل اصلی کنارهگیری خاتمی ملامت خواهد کرد. اگر موسوی علیرغم حمایت خاتمی و اصلاحطلبان در انتخابات شکست بخورد، میلیونها ایرانی اصلاحطلب خواهند گفت که اگر میرحسین نمیآمد و خاتمی میماند، پیروز میشدیم. و حتی اگر موسوی در انتخابات پیروز شود، از آنجا که در نظر ایرانیان به جای خاتمی آمده است، مدام با او مقایسه و ملامت خواهد شد. متأسفانه به نظر میرسد با وجود حسن نیت موسوی برای نامزدی، اگر خاتمی به نفع موسوی کنار برود از این پس هر اتفاق نامطلوبی رخ دهد، ایرانیان خواهند گفت اگر موسوی نمیآمد و خاتمی میماند «شاید» چنین نمیشد؛ و این نگرش مردم موسوی را در جایگاه بسیار دشواری قرار میدهد و از سرمایه اجتماعی و محبوبیت او میکاهد.
3- یکی از سرمایههای مهم خاتمی شهرت وی به «صداقت» و «اجتناب از بازیهای غیراخلاقی سیاسی» است. کنارهگیری خاتمی در این مقطع، گرچه خیرخواهانه صورت میگیرد، متاسفانه در نظر بسیاری از ایرانیان حمل بر نوعی «بازی سیاسی» خواهد شد و به وجهه اخلاقی او لطمه خواهد زد. متأسفانه بسیاری با ناحق خواهند گفت که خاتمی از ابتدا نمیخواست بیاید و طرح «یا من یا موسوی» و سپس «آمدن» و متعاقباً «کنارهگیری به نفع میرحسین»، نوعی بازی سیاسی به نفع خودش یا موسوی و به زیان دیگر نامزدها بوده است.
4- روشن است که احکام اخلاق اجتماعی با احکام اخلاق فردی متفاوت است و در قلمرو سیاست و جامعه نمیتوان بر اساس مبانی اخلاق فردی تصمیم گرفت و به باور فیلسوفان اخلاقِ سیاست، تنها موضوعی که باید در تعیین وظیفه اخلاقی سیاستمدار مبنا قرار گیرد «خیر و مصلحت عمومی» میلیونها شهروند است و ملاحظات حاکم بر روابط فردی و اخلاق فردی معیار نیست. خاتمی نیز التزام خود را به اخلاق اجتماعی/ اخلاق سیاست به خوبی نشان دادهاست و در آخرین نمونهی این پایبندی با اعلام نامزدی خود در انتخابات، مصلحت جمع را به مصلحت خود ترجیح داد و رأی خرد جمعی را بر تشخیص خود مقدم داشت. اکنون نیز چیزی تغییر نکرده است و دلایل پرشمار و قویای که خاتمی را برای حضور در صحنه انتخابات مجاب کرد به همان قوت باقی است و دهها حزب و تشکل و صدها هزار دعوتکننده همچنان بر حضور خاتمی در انتخابات اصرار دارند. موسوی و اطرافیان او نیز مطمئناً احکام روابط دوستانه شخصی را به عرصه سیاسی تعمیم نمیدهند و متوجه هستند که خاتمی برای خیر عمومی ایرانیان میماند و مصلحت جمعی 70 میلیون ایرانی و نسلهای بعدی را بر مصلحت شخصی خود و دوستانش ترجیح داده است. به تعبیری دیگر در معادلهای که خاتمی برای تعیین وظیفه اخلاقی خود برای ماندن یا نماندن در صحنه انتخابات حل میکند، «ناراحت شدن چند نفر» از پارامترهای «اخلاقاً مربوط» نیست یا حداکثر پارامتری است که تنها در صورتی میتوان بر آن تأکید کرد که در تعارض با پارامترهای مهمتر دیگر (از جمله مصلحت مردم و کشور) نباشد (بگذریم از اینکه چنانکه موسوی تصریح کرده است، از ماندن خاتمی دلگیر نمیشود و حضور خود را در تعارض با نامزدی خاتمی نمیداند). به دیگر سخن، مهمترین پرسش خاتمی همچنان این است که آیا آمدن وی به نفع اصلاحات و ایرانیان هست یا خیر؛ و چون هست، به جای کنارهگیری بر مبنای ملاحظات، تعارفات و محذورات فردی، در صحنه میماند و از راههای دیگری برای حصول اجماع در میان اصلاحطلبان بهره میگیرد. وظیفه اخلاقی سیاستمداری که دلبسته قدرت نیست این است که تنها در شرایطی کنار برود که «مطمئن» باشد فرد دیگری اصطلاحاً «من به الکفایه» است و میتواند در انتخابات پیروز شود و پس از آن نیز به اندازه او کامیاب گردد؛ متاسفانه در شرایط کنونی این «فرد دیگر» وجود ندارد و بنابراین خاتمی به اقتضای وظیفه اخلاقی خود میماند.
5- حتی اگر برای خاتمی نوعی محذوریت اخلاقی در این میان وجود داشته باشد، آنگاه در موقعیتی قرار میگیرد که با تعارض دو وظیفه اخلاقی مواجه است و به داوری تمام فلاسفه و اساتید اخلاق با هر مبنایی در اخلاق هنجاری، در صورت بروز چنین تعارضی، انسان اخلاقی باید به وظیفهای عمل کند که شواهد و ادله قویتری به سود آن وجود دارد. در شرایط کنونی نیز حتی اگر خاتمی به دلیل سلامت نفسش نسبت به موسوی برای خود وظیفهای اخلاقی قائل باشد و یا معتقد باشد که چون پیش از این به مردم گفته است «یا من یا موسوی در انتخابات حضور مییابیم» باید از عرصه کنار برود، این وظیفه اخلاقی در تعارض با وظیفه اخلاقی مهمتری (شرکت در انتخابات) قرار میگیرد که ادله و شواهد بسیار بیشتری به سود آن وجود دارد و اخلاق حکم میکند که در تعارض میان این وظایف اخلاقی به وظیفه مهمتر عمل شود. توجه به «مسئولیت اجتماعی» از مهمترین وظایف اخلاقی هر سیاستمدار است که باید آن را بر هر ملاحظه دیگری مقدم بدارد. به تعبیری دیگر در این شرایط کنارهگیری خاتمی به نفع میرحسین با عنایت به وظیفه اخلاقی بزرگتری که وجود دارد، غیراخلاقی خواهد بود و «ماندن» اخلاقیتر و فداکارانهتر است.
6- از یک جهت دیگر نیز این کنارهگیری به ضرر خاتمی است، چراکه متاسفانه صدها هزار حامی خاتمی، وی را برای این کنارهگیری ملامت خواهند کرد، آن را نشانهای از «عدم جدیت» و «تزلزل» خواهند دانست و صرف نظر از نتیجه انتخابات هر خسارت و آزار و آسیب و رنجی که بر مردم وارد شود، خواهند گفت اگر خاتمی میماند، «شاید» چنین نمیشد! حتی خود خاتمی هم شاید بگویید اگر میماندم، میشد چنین نشود. تا پیش از اعلام رسمی نامزدی خاتمی، اگر او اطمینان داشت که میرحسین میآید و میماند و پیروز میشود و با موانع کمتری روبرو میگردد و دولتش حداقل به اندازه انتظاری که از دولت احتمالی خاتمی میرفت، کامیاب میشود (گرچه در پارهای از این موارد تردید هست)، شاید از ملامت دیگران و خود خلاصی مییافت؛ اما اکنون که خاتمی آمدهاست و امید را در میلیونها ایرانی زنده کردهاست، کنارهگیریاش آثار تخریبی جدی بر روحیه و انگیزه میلیونها حامیاش خواهد داشت و منجر به سرخوردگی و ناامیدی سیاسی آنها خواهد شد.
7- روشن است که تز «اجماع به هر قیمت» اشکالات زیادی دارد و اگر مطلوبیتی در اجماع هست برای «پیروزی» در انتخابات است و اجماع بر سر گزینهای مطلوب است که بالاترین احتمال پیروزی در انتخابات نابرابر پیش رو را داشته باشد. شواهد و قرائن موجود حاکی از آن است که خاتمی تنها گزینهای است که اگر اصلاحطلبان بر سر آن اجماع کنند، احتمال پیروزیشان «بسیار بالا» خواهد بود (بگذریم از اینکه پارهای از نظرسنجیها حاکی از آن است که پیروزی وی حتی بدون حصول اجماع هم غیرممکن نیست). عموم صاحبنظران سیاسی معتقدند که در صورت مصمم بودن خاتمی در ماندن و روشنتر شدن محبوبیت بیشتر او از دیگر نامزدهای اصلاحطلب در خلال سفرها و تبلیغات انتخاباتی، احتمال حصول اجماع کامل اصلاحطلبان بر سر وی (ولو در دقیقه 90) بسیار بالاست. حضور موسوی و کروبی نیز به شرط اجماع در روزهای پایانی به نفع اصلاحطلبان است چراکه هر دوی این بزرگان میتوانند از فرصت این ماهها و تریبون کاندیداتوری برای اشاعهی اندیشههای اصلاحی بهره ببرند، نظر اقشار خاصی را جلب کنند و در نهایت به پیروزی چشمگیرتر نامزد اجماعی اصلاحطلبان و تأمین خیر و مصلحت دهها میلیون ایرانی یاری رسانند و به خاتمی برای پایان دادن به مدیریت ناکارآمد کنونی کشور کمک کنند.
8- شاید برخی معتقد باشند که خاتمی از ابتدا نباید نامزدی خود را به موسوی گره میزد و طرح «یا من یا میرحسین» اشتباهی سیاسی بودهاست و کنارهگیری خاتمی به نفع موسوی هزینه این اشتباه است، اما حتی اگر چنین بوده باشد، حال که موسوی نامزدی خود را به خاتمی گره نزده است، میتوان اشتباه را پذیرفت و «ماند» و نباید آن را با اشتباهی بزرگتر جبران کرد؛ و اگر طرح «یا من یا موسوی» در آن مقطع خطا نبوده باشد، حال که پس از آماده نبودن موسوی برای اعلام قطعی نامزدی در بهمنماه، خاتمی آمده است، او بدون تعارف و برای «ایران و ایرانیان» در عرصه میماند و از طرق دیگر برای تحقق اجماع اصلاحطلبان میکوشد.
9- بیشتر دلایل مختصری که در بالا آمد با این پیشفرض بود که موسوی نیز «اصلاحطلبی تمامعیار» است، اما خود او در سخنان اخیرش در این پیشفرض تردید کرده و کوشیده است خود را «نه اصلاحطلب و نه اصولگرا» یا «هم اصلاحطلب و هم اصولگرا» تصویر کند؛ واقعیتی که ضرورت «ماندن خاتمی» برای «اصلاحطلبان» را دوچندان میکند.
به باور نگارنده، به دلایل فوق و دلایل روشن دیگر، خاتمی با حفظ احترام نخستوزیر محبوب مردم، «با جدیت و تدبیر» و «بدون تردید» در عرصه انتخابات خواهد ماند.
بیشتر مردم مدتهای دراز زندگی کردهاند بیآنکه به آن بیندیشند. فقط در یکی از روزها «چرا؟» سر برمیدارد و در خستگیِ حیرتآلود، همه چیز آغاز میشود.
من بیست سال دیگه میمیرم. الآن حدود سی و شش ـ هفت سالمه. یعنی نزدیک چهل. بیست سال دیگه میشه نزدیک شصت. فکر میکنم واقعبینانه است؛ نه خیلی خوشبینانه نه خیلی بدبینانه.
دیشب چند ساعت از نصف شب گذشته بود که ناخودآگاه و غافلگیر کننده یه دفعه این فکر افتاد توی کَلَّهم. بدون هیچ دلیلی. من بیست سال دیگه میمیرم. اضطراب دلام رو چنگ میزد. گیجِ خواب بودم ولی خوابام نمیبرد. منطقِش کاملاً درست بود. شصت سالگی اصلاً بدبینانه نیست. حتا زودترش هم خیلی دور از ذهن نیست. چند بار مرور کردم. درست بود. بیست سال دیگه. بیشتر وقت ندارم. انگار مریضِ سرطانی که دکترا بهش خبر داده باشند که چند سال دیگه بیشتر زنده نیست؛ به همون شدت انگار که تازه فهمیده بودم چهقدر وقت دارم. انگار حقیقتی که تا حالا ازم مخفی مونده بود یه دفعه برام فاش شده بود.
یادِ بیست سالِ پیش افتادم. مثلاً حدود هفده سالگی: یه سالِ دیگه دیپلم میگیرم... و حالا نزدیکِ سی و شش ـ هفت سالگی. توی این بیست سال چه اتفاقی افتاده؟ چیکارا کردم؟ اگه توی بیست سال آینده هم بخوام همینجوری باشم، ارزش ادامه دادن نداره. بهتره همین حالا خودم تمومش کنم.
بیست سال دیگه میمیرم. فقط بیست سال وقت دارم. یعنی به اندازة از هفده سالگی تا حالا. هفده سالگیم بهم خیلی نزدیکه. سومِ نظری. دبیرستانِ توحیدِ شیراز. دوستای اون موقعم هنوز هستند. باهم دوستیم. اصلاً خاطرات اون روزا هنوز خیلی راحت حضور داره. چیزی ازشون نگذشته. به هفده سالگیم خیلی نزدیکم. یه دفعه به فکرم خطور کرد که به همین اندازه هم به شصت سالگی نزدیکم. یعنی به مرگ. هیچی نمونده. در واقع تقریباً تموم شد.
حس میکنم آدما معمولاً جوری زندگی میکنن که انگار مرگ رو باور نمیکنن. انگار مرگ مال یه کسای خاصیه. مثلاً دیدهید وقتی که یه صحنة تصادف که کشته داده رو میبینیم، وقتی میبینیم یه نفر گوشة خیابون افتاده و روش پارچة سفیدی کشیدن که بعضی جاهاش قرمز شده، دلمون ریش میشه؟ بیشترِ آدما زود رد میشن. صحنه رو زود از ذهنشون بیرون میکنن. بعضیا هم البته دوست دارن یه کم وایستن، یا تصویر صحنه رو بیشتر توی ذهنشون بالا پایین کنن. یه جور حس مالیخولیایی. ولی همه تقریباً در این که توی دلشون یه جوری میشه، مشترکن. و در یه چیز دیگه هم مشترکن. در این که اصلاً فکر نمیکنن که این اتفاق ممکنه برای خودشون هم بیفته. حتا اگه به این هم فکر کنن، خیلی تحمل ندارن که این فکر رو واقعاً جدی بگیرن یا زیاد روش توقف کنن. چند ثانیهست. زود از ذهن محو میشه. نه فقط تصادف. مثلاً موقع صحبت کردن از یه آدمِ سرطانی. حتماً خیلی پیش اومده برامون. معمولاً جوری به یه سرطانی فکر میکنیم که انگار اون از یه جای دیگهست که ربطی به ما نداره. میگیم «سرطانیا». انگار یه آدمای خاصی هستند.
ما معمولاً جوری زندگی میکنیم که انگار با مرگ حالاحالاها فاصله داریم. ولی نداریم. اگه این وسط مسطا، سرطانی، تصادفی، ایدزی، هپاتیتی، چیزی سروکلهش پیدا نشه، تازه یکی توی سن من، به همون اندازه که به هفده سالگیش نزدیکه، به مرگ نزدیکه. این یعنی این که آخرای کاریم. و حالا که فکرشو میکنم حس میکنم که از اولش هم آخرای کار بودیم. فقط باورمون نمیشده. چون به زندگی «عادت» کرده بودیم. یعنی همه از بچگی یه جوری با آدم رفتار کردن که توی رفتاراشون، مرگ غایب بوده. فقط زندگی رو به بچههاشون، به ما، یاد دادن. مرگ رو یاد ندادن. برای همین یاد گرفتیم که زندگی کنیم. و یاد گرفتیم که مرگ رو خیلی دور بدونیم. نه، انگار اصلاً مالِ ما نیست این چیزا. مال دیگرانه. «سرطانیا»، «ایدزیا»، «تصادفیا»، خلاصه آدمایی که یه جورایی یه جورِ دیگه هستن.
در وابستگیِ انسان به زندگی، چیزی بسیار قویتر از یک فلسفه وجود دارد. قضاوتِ جسم بر قضاوتِ روح میچربد و جسم در برابر نابودی عقب مینشیند. پیش از آن که به اندیشیدن عادت کنیم، به زندگی کردن عادت کردهایم.
یه وقتی به این فکر میکردم که اگه یه روز بفهمم که سرطان دارم و مثلاً پنج سال دیگه بیشتر زنده نیستم، چیکار میکنم. اون روز فکر میکردم ـ و حالا هم تا حد خیلی زیادی همین فکر رو میکنم ـ که در این صورت، خیلی از قواعد و آدابِ زندگی توی این دنیا، خیلی از چهارچوبها، خیلی از دغدغهها، تلاشها پیگیریها، خیلی از درگیریها، خلاصه خیلی از ـ وشاید تقریباً همة ـ قواعد زندگیِ روزمره برام بیاعتبار میشن. وقتی به این فکر کردم که فرض کن واقعاً پنج سال دیگه بیشتر زنده نیستی، تازه فهمیدم که چهقدر آدم زندگیش بر مبنای «آینده» تنظیم شده. خیلی از کارایی رو که امروز میکنیم ـ و شاید همة کارامون ـ برای این که به «یه جایی» برسیم (هر کس به نحوی). و اون «یه جا» در آینده قرار داره. البته آیندهای بسیار مبهم. آیندهای که معلوم نیست کِی از راه میرسه. آیندهای که حواسمون نیست که توش مرگه. آیندهای که به مرگ ختم میشه و ما چون به زندگی عادت کردیم، عادت کردیم که بهش فکر نکنیم. همهش میگیم آینده و فکرمون رو دائم از این حقیقت که این آینده یعنی مرگ، منحرف میکنیم تا امیدوار بمونیم. کار میکنیم، مدرک میگیریم، رزومهمون رو روز به روز تقویت میکنیم، سرمایهگذاری میکنیم، دانشمون رو افزایش میدیم، و به طور کلی برنامهریزی میکنیم. دائم در حال برنامهریزی کردن هستیم. دائم «محاسبه» میکنیم. تا به بهترین وجه از وقتمون استفاده کنیم. تا به بهترین وجه مثلاً از زندگیمون استفاده کنیم. یعنی چهکار کنیم؟ یعنی تلاش کنیم برای آیندهای بهتر. برای «بهتر» بودن. برای «خوبتر» بودن برای «شریفتر» بودن. این پسوندهای «تر» که آخر این کلمات هست، همه نشونهای از آینده دارن. حتا توی شرافتمندی و آبروداری هم، اون محاسبهگری و آیندهنگری دخالت داره. و شاید اینجا خیلی هم بیشتر از جاهای دیگه.
حالا اگه مطمئن شی که مثلاً پنج سال دیگه میمیری ـ من که در مورد خودم اینجوری فکر میکنم ـ دیگه اون آینده پاش از زندگیم بیرون کشیده میشه. چیزی برای ذخیره کردن، برای سرمایهگذاری، برای برنامهریزی نمیمونه. معیارها به هم میریزه. آینده که حذف بشه، حتا قاعدة شرافت هم به هم میریزه. به نظر شما چی باقی میمونه؟
از زمان طفولیت، ما به خاطر آینده زندگی کردهایم: «فردا ـ در آینده ـ بزرگ که شدی میفهمی»، فردا، همیشه فردا، در حالی که فردا مرگ است. روزی انسان به این فریب پی میبَرَد و میفهمد که زمان بدترین دشمن اوست.
یه دفعه انگار کشف کردم که نیازی نیست که دکترا خبر بدن که سرطان دارم. همینجوریَم خودم میدونم که بیست سال دیگه بیشتر زنده نیستم. اون مهلتِ پنج ساله تبدیل به بیست سال شده. همین الان، بدون هیچ دکتر و معاینه و آزمایشی میدونم که یه مرضی دارم که بیست سال دیگه منو میکشه. و دیشب، نیمههای شب، انگار کشف کردم که همة قواعدِ زندگیِ روزمره، چهقدر مضحک و سرکاریه.
حالا که داره تموم میشه، پس خیلی چیزا رو دیگه لازم ندارم. لازم نیست خیلی از کارا رو انجام بدم. یا دستکم لازم نیست نگرانشون باشم. احساس میکنم حالا که داره تموم میشه، دیگه نگرانیِ «از دست دادن» نگرانیِ احمقانهایه به همون اندازه که ولعِ «به دست آوردن» احمقانه است. هیچ چیز ذخیره نمیشه. آیندهای در کار نیست. در اون صورت، حتا جمع کردنِ چیزی که بهش شرافت و آبرو میگن هم احمقانه است. حالا من هم مرضی دارم که داره من رو میکشه: مرضِ مرگ. از وقتی فهمیدهم، هیجان دارم. نمیدونم دقیقاً باید چیکار کنم. حتا نمیدونم باید ناراحت باشم یا خوشحال. البته سعی میکنم خودمو کنترل کنم. ولی بیشترین تغییری که حس میکنم همونه که گفتم: قواعد معمولیِ زندگی به هم میریزه. خیلی از کارایی که میکردم دیگه برام دلیلی نداره. خیلی چیزا نابود میشه. به نظر شما چی باقی میمونه؟
نقل قولها از «آندره موروا» است در مقدمة «طاعون»، آلبر کامو، ترجمة رضا سیدحسینی، نشر نیلوفر، تهران، 1379.
بی تردید شرایط امروز با چهار سال پیش متفاوت است. پیش از انتخابات دولت تهم تصور انتخاب احمدی نژاد سخت بود ولی امروز آن تصور بعید اتفاق افتاده و عملکرد آن حیرت انگیز تر از تصور ظهورش، رخ داده است و شاهد نتیجه عملکرد وی و یاران و حامیان اصولگرایان نیز هستیم. میرحسین نیز چون خاتمی و کروبی آمده است تا سیاست ها و تصمیمات احمدی نژاد نباشد.
کاندیداهای اصلاح طلب امکان اجماع دارند و حضور هم زمان شان در انتخابات به افزایش رای احمدی نژاد منجر نمیشود.
خبر بیانیه آمدن میرحسین موسوی چندروزی است که ستاد انتخابات و اخبار حواشی آن را تحت الشعاع قرار داده است. یادم نمی رود روزهای منتهی به دوم خرداد ۷۶ را و تلاش جمعی از منتقدین آن شرایط را به آمدن مردی که تنها آن زمان ۸ سال از دوران رییس دولت بودنش می گذشت. فراموش نمی کنم سالهای منتهی به ۸۴ را و تلاش اصلاح طلبان برای به میدان آمدن یک چهره شاخص اصلاح طلب که بتواند مانع ازخروج قطار اصلاحی به جاده های غیر عقلانی بشود. در هر دوی این زمانها میرحسین موسوی از حضور سرباز زد. در سال ۷۶ با آمدن خاتمی هوای تازه ای به جامعه دمیده شد و در سال ۸۴ ، شد آنچه که نباید. دوران چهار ساله دولت نهم که منجر به نزدیکی فطار بی دنده و ترمز دولت به سراشیبی سقوط گشته ، باعث شده احساس مسئولیت ها گل کرده و یکی یکی چهره های شاخص وارد گردونه رقابت شوند. چهره هایی که یک روز باید می آمدند که کار به امروز نیانجامد .
میرحسین موسوی مرد هوشیار و هوشمند عرصه جنگ تحمیلی است. کناره جویی از قدرت در این بیست ساله علیرغم توانایی های فردی، از او انسانی با اخلاق ساخته که به رنگ و بوی سیاست امروزین آغشته نشده است. جدای از نوع قضاوتی که درباره افکار ایشان و احتمالا عملکرد و اطرافیانشان می شود، ایشان را فردی قابل احترام می دانم. شک ندارم که حضور ایشان در هر زمانی خصوصا در فضای فعلی مغتنم است، که اگر نقدی بر میرحسین دوران جنگ و انقلاب می شود، سکوت بیست ساله ایشان و رضایشان بر وارد آمدن اینهمه هجمه بر پیکره کسانی است که زمانی به ایشان نزدیک بودند. میرحسین موسوی هرچقدر دامن از نزدیکی به اطرافیان دیروزش تطهیر کند و هرچه می تواند به عرصه بیاورد تا فاصله خود را از گفتمان اصلاح طلبی شفاف و شفاف تر سازد، باید بداند که یک دولت نیاز به نیرو دارد و با یکی دو فارغ التحصیل انجمنی و چند نیروی خارج از گردونه سیاستِ این سالها توان مهار مشکلات امروزش نیست.
اگر میرحسین موسوی آمده است که بماند باید خوشحال بود، زیرا قرار است صدایی امروز در میان منتقدین به وضع موجود شنیده شود، که حداقل بر اصولگرایی اش شکی نیست و حربه ضد ارزشی یا ضد انقلابی درباره او کارگر نمی شود. میرحسین موسوی که ما می شناسیم به اخلاق و سادگی اش شناخته می شود که این دومی در بیانیه حضورش به تمامی پیداست. می شود باور کرد که این بیانیه از تمام نمایش های ساده زیستانه رقیبش و رییس دولت فعلی بسیار به واقع نزدیک تر است. اما علیرغم همه اینها به گمانم میرحسین موسوی حال که قدم به عرصه سیاست گذاشته باید شفاف تر از پیش به سوالات زیر پاسخ دهد:
- تاکید ایشان بر دوری گزیدن از اصلاح طلبان به چه معناست و اگر اینچنین است با چه جماعتی قرار است این مجموعه درحال انحراف از مجراهای طبیعی را، می خواهد به مسیر اصلی باز گرداند؟ آیا در تصور ایشان دوستان و رفیقان دیروز و اساتید شورای عالی انقلاب نشین امروز، می توانند همراهان خوبی برای ایشان باشند؟
- آقای موسوی دم از کناره گیری از هر دسته و گروه اصلاح طلب زده است و حتی جمعی چون مجمع روحانیون مبارز را که چون خودش سابقه تایید حضرت امام را دارد و مشهور به تندروی اصلاح طلبانه هم نیست مورد مشورت قرار نداده است. ایشان در جامعه ای که حتی همین نهادهای نیم بندش را نیز مشروع نمی دانند قرار است چگونه کار کنند؟ اگر مخالف پوپولیسم موجود است ، آیا با چنین نگاه توده ای که حتی جدال تبلیغاتی اش را قرار است مستقیم با بقالان و کاسبان سر و سامان دهد، بازهم مروج همان پوپولیسم اما به شکلی دیگر ، نشده است؟
- آقای موسوی چه چیز امروز را متفاوت از چهار سال پیش دیده است؟ چرا شرایط مشابه دیروز برایشان این تعهد و مسئولیت را نیاورده است؟
- نخست وزیر محترم دوران جنگ چطور پا بر تعهد خویش با یکی از همراهان قدیمیشان نهاده اند؟ تا دیروز همه ما طبق معمول هردوره انتخابات، منتظر شنیدن نامزدی ایشان بودیم و آماده برای هرگونه همکاری با ایشان برای پیروزی. چه شد که علیرغم توافقات پیشین آمدن خاتمی و حتی استقبال گسترده ار ایشان حجت را برای نماندن در صحنه البته در کسوت یک کاندیدا، تمام نکرد؟ بودن و فعالیت موسوی ارزنده و قابل تقدیر است. اما آمدن و رقابت با خاتمی آن هم با این استقبال و فرش قرمز گسترده از سوی همانانی که به اصطلاح برای نقدشان آمده است چرا اتفاق افتاده است؟
- آیا اقای میرحسین موسوی موج گسترده ای که علیرغم تصور ستادها و شخص آقای خاتمی ایجاد شد ه است را مشاهده نکرده اند؟ اگر هدف نجات وضعیت فعلی است حضور خاتمی که ۸ سال مشاور ارشدش بوده می توانست در این راه مفید باشد. اگر هم هدف جا انداختن یک گفتمان است صرف حضورشان در هر عرصه ای و فعالیت و اعلام مواضع ایشان می تواند آن را ساری و جاری گرداند؟
- دو تصور عمومی درباره وضعیت پیش آمده در انتخابات وجود دارد. اولی که امید است که محتمل تر باشد آگاهی خاتمی و میرحسین از وضعیت فعلی و حتی برنامه ای بودن این اتفاقات است. درواقع بسیاری که هنوز حضور همزمان این دو را چندان باور نمی کنند، بیشتر بر برنامه ای بودن این اتفاقات تاکید دارند و آن را در راستای سیاست های یک طیف برای بازی انتخابات می دانند. اما گروهی دیگر حضور میرحسین موسوی را هدیه ای برای محافظه کاران می دانند که در این میان تمام امیدهای بوجود امده را از احتمال رای آوری خاتمی از بین می برد. این عده نقش بازیگردانان بیرونی را جدی می گیرند و متاسفانه خاتمی و میرحسین را تنها بازیگرانی می دانند که اگر اوضاع به این گونه پیش برود تنها فضا را برای آمدن دوباره دولت فعلی آماده کرده اند.
- آقای میرحسین موسوی باید مخاطب خود را معلوم و شفاف کند. پرهیز ازتبلیغ و تصور اینکه ایشان به هیچ سفر استانی نیاز ندارند معنایش این است که ایشان تصوری از جاافتاده بودن سخنانشان دارند. این درحالی است که زبان و کلام ایشان برای نسل جدید که حتی متولدین سالهای جنگ و پس از آن هستند و ۳۵ درصد رای دهندگان را نیز دربر می گیرند شناخته شده نیست. این روزها مفاهیم سخنانشان را نمی فهمم و با هیچ معیار و مفهوم دقیق امروزی از توسعه و پیشرفت منطبق نمی دانم. صرف خلق واژگان جدیدی چون الگوی زیست توحیدی و یا دولت تامین اجتماعی محور نمی تواند مخاطبان ایشان را از عقایدشان آگاه و مطلع گرداند. آقای میرحسین تنها گفته اند چه نمی خواهند باشند. از گفتمان اصلاح طلبانه فاصله گرفته اند. از ذکر واژگانی چون دموکراسی و حقوق بشر پرهیز می کنند، گفتمان امروز حاکمیت را نیز نقد می کنند، اما آنچه می پذیرند هنوز شفاف نیست.
- جناب میرحسین موسوی تا به امروز می توانستند پشت درهای بسته با اندک دوستان امروزی و دیروزی خود بنشینند و تصمیم بگیرند. اما وقتی وارد گردونه انتخابات می شوند باید که پاسخگو باشند و بتوانند ذهن تشنه و پرسشگر خصوصا نسل جوان را سیراب کنند. خودشان و اطرافیانشان آیا بر این مهم باور دارند؟ یا اینکه بازهم قرار است با دیدارهای نمایشی تنها به جمع آوری عده ای همسو باخودشان بپردازند و از درگرفتن هرگونه بحث و جدلی دوری گزینند؟
و الیته در این انتها نیز روی سخنم با کاندیدای اصلاح طلبان است. آقای خاتمی نباید فراموش کند بعد از یک دوره تحریم بالاخره موج حمایت از ایشان آثارش را نشان می دهد. زمزمه های تحریم دیگر شنیده نمی شود. رجوع به خاتمی آن هم بدون توقعات پیشین ، این روزها صحنه های شیراز، یاسوج و بوشهر را می آفریند. در تمام نظرسنجی ها علیرغم حضور همه کاندیداهایی که نامشان هست به شکل دوقطبی در رقابت با احمدی نژاد قرار می گیرد و هرکسی غیر از ایشان پیروزی احمدی نژاد را به دنبال دارد. البته در بهترین حالت می تواند فضا برای آمدن قالیباف آماد ه شود. یک زمانی به جد مخالف آمدن خاتمی بودم و فکر می کردم باید بتوان نیروی جدید آورد. یک روز از آمدن میرحسین استقبال می کردم، اما امروز بر این باورم که خاتمی باید بماند و به رقابت ادامه دهد که تنها شانس پیروزی اصلاح طلبی است. پاپس کشیدن خاتمی به دلیل حضور میرحسین موسوی نه تنها آنگونه که وی می خواهد نشان از اخلاق مدار بودن ایشان ندارد، بلکه باور تزلزل و ناپایداری ایشان را در بین هوادارانشان قوی می سازد و اینگونه است که خاتمی که با هزینه هشت ساله، سرمایه اجتماعی این کشور شده است بدون داشتن هیچ منفعتی این سرمایه را به باد فنا داده است. خاتمی باید بماند و با در نظر گرفتن تمامی این شرایط خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم و هنوز معتقدم خاتمی خاطره جمعی نسل ماست.
حضور میرحسین فی نفسه نقد مبانی و اساس هویت و رفتار اصولگرایان است. میرحسین نسخه اصیل عدالتی است که آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش به کمک دویست میلیارد دلار نفتی و حمایت همه جانبه ارکان نظام و صدا و سیما و ... از آن سخن میگفت و در عمل کشور را به وضع فعلی رساند. بی تردید مهندس موسوی کابوسی است که بر شتاب افول اصولگرایان می افزاید.
لینک مطلب از وبلاگستان:
از چند هفته پیش مسئلهی کاندیداتوری آقای میرحسین موسوی توسط علاقهمندان ایشان مورد تأکید و بیش از همه از سوی رسانههای محافظهکار به دلیل اینکه علاقهمند به دامن زدن تفرقه در جبههی اصلاحات هستند مورد توجه قرار گرفت. امروز هم بیانیهی رسمی اعلام کاندیداتوری ایشان منتشر شد. متن آن را اینجا بخوانید. به آقای موسوی برای حضورشان در این صحنهی سیاسی تبریک میگویم. هم زمان کسانی هم تلاش کردند که اعلام کنند آمدن آقای موسوی به معنای انصراف آقای خاتمی از کاندیداتوری است. طبعاً کاندیداتوری حق همهی کسانی است که گمان میکنند میتوانند در مقام ریاست جمهوری قرار بگیرند. آقای مهندس موسوی با خدمات بینظیری که در دوران دفاع مقدس داشتند در رأس این صاحبان حق کاندیداتوری هستند. به همین دلیل در دورههای قبلی و به خصوص در انتخابات نهم که احساس خطر برای ایران در ذهن اصلاحطلبان جدی بود، از سوی همهی جبههی اصلاح طلبی از آقای موسوی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دعوت شد و البته در چهار سال پیش مورد پذیرش ایشان قرار نگرفت. کسی نمیتواند این حق آقای موسوی را از ایشان سلب کند. این ابهام و گلایه که ایشان با اینکه گفته بودند با آقای خاتمی رقابت نمیکنند و اکنون که بعد از مذاکرات صورت گرفته با ایشان، آقای خاتمی که یقیناً شناخته شدهتر هستند و امکان رأیآوری بیشتری دارند و سفر تاریخی به شیراز و یاسوج و بوشهر هم در عمل این واقعیت را نشان داد، چرا کاندیدا شدند مسئلهای است که لابد ایشان دلایلی دارند که توضیح میدهند و خواهند گفت در این چند هفته چه اتفاق جدیدی افتاده که با حضور آقای خاتمی تصمیم گرفتهاند کاندیدا شوند. در هر حال حضور آقای موسوی مثل حضور قبلی آقای کروبی میتواند باعث طرح صداهای گوناگون در جامعه باشد. آشنا شدن بیشتر مردم با نظرات آقای موسوی هم که بیست سالی است سکوت کردهاند، یک ضرورت است. اما اینکه بعضی دوستان آقای موسوی شایع کردهاند که با آمدن ایشان احتمال انصراف آقای خاتمی قوت گرفته است، از اتفاقات غیراخلاقی است که ساحت آقای موسوی که به اخلاقمداری شهره بوده است و در بیانیهای خود به رعایت اخلاق توصیه کردهاند از این رفتارها بری است و دوستانشان هم باید به این توصیه عمل کنند. به عقیدهی من بعد از آن توافقها و اعلام رسمی آقای خاتمی مبنی بر حضور در انتخابات، انصراف آقای خاتمی بیمعناتر از همیشه خواهد بود و تنها راه را برای ادامهی کار آقای احمدینژاد در پست ریاست جمهوری دورهی آینده هموار میکند. آقایان خاتمی، کروبی و موسوی میتوانند نقطه نظرات خود را با مردم در میان بگذارند و اگر قصد، پیروزی در انتخابات است و نجات کشور از شرایط فعلی مقصود است، وقتی با هر مکانیزمی معلوم شد که کدامیک امکان این تغییر را دارند، به نفع دیگری انصراف دهند. این توقع تاریخی ملت از رهبران اصلاحطلب است تا معلوم شود که کارگردان این صحنه سیاسی در خارج از حوزهی اصلاحطلبی قرار ندارد. این حرفی است که دوستان مختلف آقای خاتمی هم به ایشان گفتهاند.
وبلاگستان به جهت نسبتی که به افراد دارد خیلی زود درگیر ستادهای انتخاباتی کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری شده است. فعالیت های وبلاگنویسان حامی خاتمی و احمدی نژاد و میرحسین موسوی تا کنون فعالیت خود را رسما آغاز کرده اند.
کاندیدا شدن خاتمی و کروبی و دیگر کاندیداهای اصلاح طلب و اصولگرا در چارچوب ملاحظات متنوع دینی و سیاسی و فکری قابل ارزیابی است. چرا که اینان و آنان فعالین سیاسی هستند. ولی حضور مهندس موسوی معنایی متفاوت دارد.
حضور وی انتقادی آشکار به مسیری است که جامعه ما از نظر اقتصادی و سیاسی و اجتماعی پیموده است و البته تاکید و نگرانی اصلی وی به شرایط کشور در دوران اصلاحات نبوده است و به همین دلیل نیز در انتخابات دولت هشتم شرکت نکرد و حتی در دوره نهم نیز نگران تداوم شرایط پیشین نبود ولی با ظهور احمدی نژاد که محصول مجموعه تحولات جامعه ایرانی در سالهای پیش از آن است، شرایط تغییر کرد و امروز میرحسین موسوی از سر تکلیف و وظیفه به صحنه آمده است و
اانتقاد وی متوجه همه سطوح تصمیم گیری و اجرایی کشور میشود.
پتانسیل رشد و پایداری گفتمان عدالت محور و آزادی خواهانه میرحسین به دلیل صداقت تجربه شده وی و شرایط چهار سال اخیر کشور بسیار است.
گویا میرحسین موسوی فریاد میزند:
در این بیست سال چه کرده اید؟!
به نظر میرسد که میراث معنوی و سیاسی جمهوری اسلامی کمال و تمام به عرصه سیاسی کشور کشیده میشود تا بر چهار سال حکومت دولت بی منازع احمدی نژاد نقطه ی پایان دهد.
میرحسین یا دولت امام و خاتمی و کروبی ... به همراه مدیران دولتی و خصوصی و کارگران و فرهنگیان و اساتید اقتصاد و جامعه شناسان و متخصصان حوزه های مختلف و غیره و در واقع اکثریت قاطع مردم از شرایط موجود به شدت نگرانند و به راه حل برون رفت از بحران می اندیشند.
موج فزاینده مخالفت با سیاستها و تصمیمات احمدی نژاد و یاران و حامیانش ابعاد فوق العاده و استثنایی تری نیز خواهد یافت.
ان شاء الله خداوند متعال از عوارض نامطلوب این مسیر بکاهد و بر برکات آن بیفزاید.
فعالیت حرفه ای در زمینه آموزش شبکه و امنیت در اینترنت با توجه به تغییر و تحول سریع اینترنت خیلی مهم است. در چند سال اخیر تحول زیادی در این زمینه اتفاق افتاده است که اطلاعات آن در اختیار متخصصین فعال در اینترنت است و هنوز به صورت دوره های آموزشی عرضه نمیشود.
بازار آموزش در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات فاوا خیلی گرم است. بخشی از این گرما مربوط به ظهور روز افزون جامعه مجازی است که شهروندان آن را در مسیر آموختن مهارت های زندگی اجتماعی مجازی به پیش میراند.
در بازار نسبت راکد کشور، صنایع مرتبط با فاوا به خصوص اینترنت و آموزش همچنان رو به رشد است.
سخنان علی ع در نهج البلاغه و غیر آن بشری است. سخنان حضرت رسول اکرم ص نیز بشری است. تنها احادیث قدسی و کتب آسمانی و در راس آنها قرآن کریم الهی هستند.
انسان نیز حامل روح الهی است. از آدم ابوالبشر تا انتها و کمال بشر را در انسان کامل می بینیم که ظرفیت های الهی بشر را عرضه میدارد.
تشکر از خدا در هر زمینه و هر لحظه به زندگی طرافت می بخشد
شکرا لله رب العالمین
مهندس میرحسین موسوی و دیگر کاندیداهای اصلاح طلب ارشد به عرصه انتخابات بر اساس تدبیر و تعهد و تخصص و تجربه و تکلیف و وظیفه وارد شده اند و مبانی نظری این تکلیف را به خوبی روشن کرده اند.
نگرانی عظیم از وضعیت فعلی کشور و دفاع از خظ امام و تاکید بر گفتمان آزادی و عدالت با نسبت های مختلف، وجه مشترک سه کاندیدای ارشد اصلاح طلبان است:
خاتمی
کروبی
میرحسین موسوی
حق مسلم ما هستند
ظهور احمدی نژاد در عرصه سیاسی کشور و نقش آفرینی وی در سطح ریاست جمهوری اسلامی ایران، موضوع دهها هزار اظهار نظر و ارزیابی و قضاوت بوده و خواهد بود.
از محاسن این حادثه، اعتماد به نفسی است که در همه برای پیمودن مسیر ترقی سیاسی ایجاد میکند و از مضار آن، الگو شدن پذیرش مسئولیتهای سنگین بدون وجود توانایی لازم است.
در فرهنگ دینی ما پذیرش مسئولیت امر پسندیده ای است ولی پذیرش مسئولیت در مرتبه پس از آگاهی و تخصص و حتی به صورت واجب کفایی مطرح میشود.
==============
مهندس میرحسین موسوی و دیگر کاندیداهای اصلاح طلب ارشد به عرصه انتخابات بر اساس تدبیر و تعهد و تخصص و تجربه و تکلیف و وظیفه وارد شده اند و مبانی نظری این تکلیف را به خوبی روشن کرده اند.
لینک مطلب:
املات و بررسی های چندین هفته ای مهندس موسوی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم به سر آمد و نخست وزیر زمان جنگ طی انتشار بیانیه ای رسما اعلام کاندیداتوری نمود. به گزارش خبرنگار تدبیر متن بیانیه منتشر شده به این شرح است.
تاملات و بررسی های چندین هفته ای مهندس موسوی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم به سر آمد و نخست وزیر زمان جنگ طی انتشار بیانیه ای رسما اعلام کاندیداتوری نمود. به گزارش خبرنگار تدبیر متن بیانیه منتشر شده به این شرح است.
تاملات و بررسی های چندین هفته ای مهندس موسوی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم به سر آمد و نخست وزیر زمان جنگ طی انتشار بیانیه ای رسما اعلام کاندیداتوری نمود. به گزارش خبرنگار تدبیر متن بیانیه منتشر شده به این شرح است.
بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات ریاست جمهوری که بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیک میشود. در آستانۀ این رویداد سرنوشتساز جای آن است که هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه که به تحقق این آرمانها در چارچوب جمهوری اسلامی فکر میکند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یک جامعه ارزشی مبتنی بر آموزههای اسلام ناب محمدی (ص) و متکی بر اندیشههای حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی کند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست که اینجانب طی ماههای گذشته با کمک و همفکری آنان در تکاپوی این جستجو بودهام؛ وضعیت کشور ، انتخابهای پیشرو ، حوادث ممکن، ظرفیتهای موجود و بسیاری نکات خرد و کلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی که در وهلههای گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا میخواندند بیشتر مرا متقاعد کردند که این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب میکند. اینک نه از روی خودپسندی تا ارزشها و ارجمندیهای همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشکلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندکم را کافی از توکل به خداوند بدانم، بلکه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام مینمایم.
مستضعفان این مطمئنترین پایگاه برای ارزشهای برآمده از انقلاب اسلامی و آمادهترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصولگرایی صبورانه بهگوشند که آیا فرزندان مصدرنشینشان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار میکنند و بر وظایف تخطیناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار میکنند. معنای این انتظار را چگونه لمس کرده است کسی که نداند در سفرههای کوچک آنان اولیتر از نان اعتنای صادقانه به ارزشهایی است که جان جوانانشان را خرج آن کردهاند؟ این اولویتی است که چشمههای برکت را از زمین میجوشاند. تنها نمونهای از این جوشش دستآوردهای برگشتناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هستهای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس میکردند که آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب کردن ندارند هرگز چنین جوششهایی از آنان سر نمیزد. ما این کامیابیها را با هزینه کردن بودجههای نجومی به دست نیاوردهایم، بلکه ارزشها هستند که چنین میوه دادهاند و برکت آفریدهاند.
بهویژه جا دارد که ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندینباره قرار گیرد. این آرمانی است که خرازیها و باقریها و باکری ها در پای آن جان دادهاند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمیایستادند از جمله نخستین نعمتهایی که از ما سلب میشد آزادی بود. ما را چه میشود که به کمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب میکنیم تا به جایش برجهایی از جاهطلبی خود بسازیم؟ باید بدانیم که گشودگی در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز کوشش برای یافتن راه حل هایی که به نیرومند شدن اقتصاد کشور بیانجامد ، فضای کسب و کار را رونق دهد و از نیروهای مولد و تولید ملی حمایت همه جانبه کند از اهمیت نخواهد انداخت .
شاید کسانی تصور کنند عجله برای عملی کردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوهای را مباح میکند، ولو این که شامل قانونشکنیهای گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر میکنم که تداوم چنین رویهای به آشفتگیهای لاعلاج در نظام مدیریتی منجر میشود، تا جائی که یک روز در کشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هایی که تبعیت از قانون در اختیار قرار میدهد پیش از این مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک میزنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیتهای عظیمی است که همچنان میتوانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی که اصلهای 43 و 44 از این میثاق ملی را شکل دادهاند نیاز به توجه بیش از پیش دارند و ما موظفیم منابع کمیاب موجود را با تخصیص حداکثری در جهت تحقق هرچه کاملتر آنها به کار بندیم و از هدر دادن این منابع در خدمت منافع کوتاه مدت و اغراض سیاسی کم بها جلوگیری کنیم .
اینجانب ادعا نمیکنم که اهداف پیش رو به صرف انتخاب یک شخص قابل دستیابی است، بلکه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاستها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تکیه بر ارزشهای بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است که میتواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به یاد داشته باشیم که یک قدم پیشرفت که واقعا محقق شود بر آرزوهای درازی که جامة عمل نمی پوشند برتری دارد.
به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر میشود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعههایی از آنچه که هست را به مردم میچشاند و نمونهای از دولتی که برقرار خواهد کرد را در معرض دیدگان بینا قرار میدهد. شاید نتوان یک انتخابات جدی را در فضایی خالی از خردهگیری، به ویژه نسبت به دولتی که حاکم است در نظر آورد. با این همه لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.
در جریان فعالیتهای انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواستۀ خدمتگزار خود توجه کنند. از نظر من نوشته سادۀ یک شهروند علاقمند به سرنوشت کشور در پشت شیشۀ مغازهاش دلنشینترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست که استفاده از تصویر را الزاما مسرفانه و یا فریبکارانه بدانم، بلکه میخواهم از کارهایی که شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیدهام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اکیدترین وجهی پیشگیری کنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشهدار میکند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سکوت است، چه رسد به آن که خدایناکرده خود مرتکب هتک حرمت و بیادبی نسبت به کسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد که بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل میکند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچوجه از امکانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نکنند.
و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفکری همه اندیشهها و گفتمانها ، که به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند کشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حکمتی که در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم.
برای مردم ایران آرزوی بهروزی میکنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعدههایی که به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا کند، که پیامبرانش گفتهاند: فمن تبعنی فانه منی.
میر حسین موسوی
لینک مطلب:
حجم بالای نامههای مردم به دولت جای فخر ندارد زیرا این نامهها گویای تورم، گرانی، بیکاری، عدم سرمایهگذاری مطلوب در سالهای گذشته است, والا کسی برای تصدق نامهای ننوشته است
لینک مطلب:
محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و رییس کمیته تبلیغات ستاد انتخاباتی سید محمد خاتمی از حضور احتمالی مهندس موسوی در عرصه انتخابات آتی ریاست جمهوری استقبال کرد.
به گزارش عصر ایران عطریانفر با چاپ یاداشتی در روزنامه اعتماد ملی با اشاره به موضوع حضور مهندس موسوی در انتخابات آتی ریاست جمهوری نوشت:" حضور احتمالی مهندس میرحسین موسوی در صحنه انتخابات ریاستجمهوری دهم را باید به فال نیک گرفت. این اعلام حضور احتمالی، فضای انتخاباتی را وارد مرحله جدیدی میکند تا با تکثر نامزدهایی که جامعه شناخت بیشتری از آنها دارد و فرصت باقیمانده تا انتخابات، مشارکت حداکثری و گستردهتری را شاهد باشیم. نفس حضور چهرههای مطرح و شناختهشده، وسعت حضور مخاطبان انتخاباتی را گسترش میدهد و ضمنا این باور را در جامعه تقویت میکند که انتخابات در ایران به ویژه انتخابات ریاستجمهوری جنبه فرمایشی ندارد و قرار بر این نیست که نظام سیاسی ایران هر کسی را که میپسندد الزاما همان فرد به قدرت برسد. "
عطریانفر در ادامه مطلب خود با اشاره به سه کاندیدای مطرح در جریان اصلاح طلب برای رقابت های انتخابات ریاست جمهوری خرداد سال آینده نوشت:" حضور چهرهها و شخصیتهای موثری چون جناب میرحسین موسوی، محمد خاتمی، مهدی کروبی و دیگر شخصیتهای فراتر از مرزبندیهای خطی که تجارب ارزشمندی را در تاریخ حضور سیاسی و مدیریتی خویش دارند، به شکلگیری نظام رقابتی مدرن و مشارکت واقعی مردم و بهرهگیری از چرخه نخبگان در حوزه قدرت کمک شایانی میکند."
عضو اسبق شورای شهر تهران در ادامه با تاکید بر ضرورت اجماع اصلاح طلبان بر روی کاندیدایی واحد افزود:" بر این باورم که با حضور شخصیتهای موثر و با تجربه مدیریت کلان در کشور که هماکنون مورد اقبال و توجه اصلاحطلبان و جامعه قرار گرفتهاند، میتوان برای ساماندهی رفتار سیاسی و انتخاباتی خود به یک اجماع روشن دست یافت. آقایان موسوی، خاتمی و کروبی میتوانند تا قبل از برگزاری انتخابات برای تقویت حضور آگاهانه مردم، طرح دیدگاههای بیشتر و نقد مشفقانه حکمرانی دولت نهم حضور پررنگتری داشته باشند،"
لینک مطلب:
نامه ای به رییس قوه قضاییه درباره حسین درخشان
بسم الله الرحمن الرحیم
« یا ایّها الذین آمَنُواْ کُونُواْ قوّامین لِلّه شُهَداء بالقسط ولا یجرمنّکُم شنآنُ قوم على أَلاّ تَعدِلُوا اِعْدِلُوا هوَ أَقربُ لِلتَّقوى واتّقوا اللّه انَّ اللّهَ خَبیرٌ بما تعملُون» (مائده /۸)
حضور محترم حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و احترام
همانگونه که مستحضر هستید «حسین درخشان» یکی از وبلاگ نویسان ایرانی از حدود چهار ماه قبل در بازداشت به سر می برد. امضا کنندگان این نامه به عنوان جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان و معتقد به آرمانهای انقلاب اسلامی قصد دفاع از همه مواضع و رفتارها و اقدامات نامبرده در گذشته را ندارند. لیکن تاسی به «شهداء بالقسط» ایجاب می کند که گواهی دهیم «درخشان» در سالهای اخیر نه تنها به خطاهای خود معترف بوده و از برخی نوشته ها و اقدامات گذشته ابراز ندامت کرده بود، بلکه در فضای وبلاگستان و در رسانه های خارجی به عنوان یکی از مدافعان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلام شهرت یافته بود.
طبیعی بود که برخی نسبت به ریشه های تغییر مواضع او تردیدهایی داشته باشند و ملاحظاتی را پیرامون او مد نظر قرار دهند. اما آنچه روشن است اینکه «درخشان» بواسطه مواضع اخیرش و همچنین اطلاع رسانی پیرامون روابط و عمکرد برخی عناصر سیاسی و رسانه ای فعال در خارج از کشور، به شدت مغضوب مخالفان نظام و انقلاب واقع شده بود. این افراد و گروهها علاوه بر ساماندهی حملات سنگین تبلیغاتی و رسانه ای علیه او، کار را به اقامه دعوای حقوقی در دادگاهها نیز کشاندند. به جهت همین خصومتها بود که خبر بازداشت او بیش از همه موجب خشنودی اپوزیسیون گردید. رسانه های خبری فارسی زبان در خارج کشور بر خلاف رویه معمول خود نه تنها جنجالی درپی بازداشت او برپا نکردند بلکه تا مدتها حتی از پخش کوچکترین خبری درباره او خودداری می کردند.
امضا کنندگان این نامه اطلاعی از محتوای پرونده «حسین درخشان» ندارند اما به نظر می رسد بازداشت طولانی مدت او با اتهامی که رسما در مورد او مطرح شده است چندان تناسبی نداشته باشد. خصوصا با توجه به اینکه درخشان با مواضع و فعالیتهای اخیرش آشکارا قدم در راه جبران گذشته برداشته بود. بی تردید اگر او در ایام حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه در بازداشت نبود، از قلم و وبلاگ خود جهت افشای هرچه بیشتر آن جنایات و دفاع از مردم مظلوم غزه استفاده می کرد. به این می اندیشیم که اگر «درخشان» صادقانه در نظرات و عملکرد گذشته اش تجدیدنظر کرده باشد، چنین برخوردی چه پیامی برای او و امثال او خواهد داشت؟
ما وبلاگ نویسان مسلمان علی رغم تفاوت اعتقادات، دیدگاهها و سلایقمان با «حسین درخشان»، آشنایی با وبلاگ نویسی را بی واسطه و یا با واسطه وامدار فعالیتهای آموزشی پیشگام او در عرصه وبلاگ نویسی در ایران هستیم. به حرمت دانستن و آموختن، از حضرتعالی تقاضا داریم با توجه به شرایط خاص این فرد و خانواده متدین و صبور او، دستور فرمایید در رسیدگی به پرونده او رأفت و رحمت اسلامی لحاظ گردیده و بازداشت او خاتمه یابد.
پیشاپیش از عنایت و التفات حضرتعالی سپاسگزاریم.
با آرزوی توفیق
جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان
شهاب اسفندیاری (نقد فرهنگ)
محمد آل حبیب (آقازاده)
شهاب اسفندیاری (نقد فرهنگ)
امیر رضا باقرپور شیرازی (وب نوشت ها)
احمدرضا بلیغ (انگار)
صفر پور عباس (سلمان)
محمد حسن جلالی (نم نمک)
امید حسینی (آهستان)
محمد گل آرا حمزه (دادابیس)
هاتف خالدی (خرچنگ زاده)
سید کمال الدین دعایی (شق القلم)
احمد ذوعلم (تله پاتی)
صالح زمانی (گذر لوطی صالح)
سید علی سنایی (ینصرون)
رحمت الله صدیق سروستانی (جامعه شناسی زمینی)
سجاد صفار هرندی (خصوصی نیست)
محمد علی طائبی (میهن پرست)
هستی عالی (گوش قرمز)
حمیدرضا علاقهبند (گردباد)
سید علی علوی (نسل سومی)
حامد فتاحی (آرمانشهر)
سید علی کاشفی خوانساری (کاشفی دات نت)
سینا کمالخانی (اندیشناک)
حسین کمیلیان (سینماتوگراد)
مسعود لواسانی (جعبه خاطرات)
داوود مرادیان (هیس)
مجدالدین معلمی (سه الف)
سید مرتضی هاشمی مدنی (کلمه)
(تارنما)
لینک مطلب:
در جلسه امروز مجلس خبرگان رهبری، پس از رأیگیری برای ریاست این مجلس آیتالله هاشمی رفسنجانی 51 رای از 79 رای نمایندگان حاضر را کسب کرد و بار دیگر به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد. آیتالله محمد یزدی با کسب تنها 26 رای از دستیابی به ریاست این مجلس بازماند.
همچنین آیت الله هاشمی شاهرودی به عنوان نائب رئیس اول، آیت اله یزدی نائب رئیس دوم، آیتالله دری نجفآبادی و آیتالله احمد خاتمی به عنوان منشیهای هیات رییسه انتخاب شدند.
گفتنی است در نشست افتتاحیه دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری که در شهریورماه سال 86 برگزار شده بود هاشمی رفسنجانی با 41 رای به عنوان رئیس جدید مجلس خبرگان رهبری بعد از رحلت آیت الله مشکینی انتخاب شد.
در آن رای گیری احمد جنتی دیگر کاندیدای ریاست مجلس خبرگان رهبری 34 رای کسب کرده بود.
انتخاب مجدد هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان رهبری که همراه با افزایش معنیدار آراء وی روی داد، بیش از هر چیز نمایانگر مشی جامع و رویکرد اعتدالی وی در صحنه سیاسی کشور است.
از سوی دیگر این انتخاب در شرایطی که برخی رسانهها از روز قبل تلاشهای مشکوکی را برای اثرگذاری بر فضای مجلس خبرگان آغاز کردهبودند، نشان از هوشیاری فقهای برجسته این مجلس در برخورد با اینگونه شیطنتها است.
لینک مطلب:
قهرمان ایران در نهایت پاسخگویی را منوط به دانستن نام خبرگزاری دانست و با شنیدن نام فارس، به عدم مصاحبه تاکید کرد
لینک مطلب:
نقدی بر موضعگیری مسوولان درباره قرار بازداشت عمرالبشیر؛ در نفی جنایت تردید نکنید - حسین میرمحمدصادقی
در روزهای گذشته امام جمعه محترم موقت تهران و رئیس محترم مجلس شورای اسلامی همراه با برخی از مسوولان دیگر دولتی، طی سخنانی تند و آتشین صدور دستور بازداشت عمرالبشیر رئیسجمهور سودان از سوی دادگاه کیفری بینالمللی را به عنوان یک توطئه قطعی آمریکایی و غربی مورد انتقاد شدید قرار دادهاند. در این مورد نکاتی چند به ذهن نگارنده میرسد که ذیلا فهرستوار به آنها اشاره میشود، تا شاید توجهی به آنها شود.
1- در اینکه جنایات بینالمللی بیشماری در وقایع جنوب سودان و دارفور به وقوع پیوسته است و افراد بیگناه زیادی قربانی این جنایات (از قبیل قتل، غارت و تجاوزات جنسی) شدهاند هیچ تردیدی وجود ندارد. میلیونها نفر از طریق گیرندههای تلویزیونی در جریان این وقایع و جنایات قرار گرفته و با قربانیان همدردی کردهاند. هر گونه اظهارنظری از سوی مسوولان جمهوری اسلامی ایران- که بر اساس مفاد قانون اساسی آن موظف به دفاع از همه مستضعفان و مظلومان جهان است- نباید به معنی نفی اصل جنایات انجام شده یا احیانا تطهیر مرتکبان آنها و بیتوجهی به سرنوشت رقتبار قربانیان بنابر ملاحظات سیاسی شود.
2- دادگاه کیفری بینالمللی، به عنوان یک محکمه کیفری مستقر در شهر لاهه (برخلاف دیوان بینالمللی دادگستری، که محکمهای حقوقی و یکی از ارگانهای سازمان ملل متحد است و آن هم در شهر لاهه مستقر میباشد) و نیز برخلاف محاکم کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق (مستقر در لاهه) و رواندا (مستقر در آروشا، پایتخت تانزانیا) که از سوی شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه جنایتکاران ایجاد شدهاند، محکمهای است مبتنی بر یک معاهده بینالمللی، که در حال حاضر 105 کشور (یعنی بیش از نیمی از کشورهای جهان) به آن پیوستهاند. سه دولت بزرگ روسیه، چین و آمریکا (اعضای دائم و صاحبان حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد) جزو این الحاقشوندگان نیستند و حتی دولت آمریکا، به همراه رژیم اسرائیل، از زمره مخالفان سرسخت این نهاد بینالمللی جدید (که تشکیل آن را مهمترین تحول در حقوق بینالملل پس از تشکیل سازمان ملل متحد دانستهاند) هستند، بهطوری که در هر دو مورد حتی امضای اولیه اساسنامه، که در آخرین روز مفتوح بودن اساسنامه برای امضا 311 دسامبر 2000) انجام شده بود، در مراحل بعدی پس گرفته شد، که تلاشی بود در جهت اینکه آمریکا و اسرائیل حتی درحد یک امضا (که تا قبل از الحاق نهایی، تعهد قابل ذکری برای دولت امضاکننده ایجاد نمیکند) هم نسبت به دادگاه کیفری بینالمللی و اساسنامه آن متعهد نباشند. دولت بوش پس از آنکه امضای اساسنامه دادگاه توسط دولت کلینتون را مستردکرد، طی سالهای گذشته با انعقاد معاهدات بینالمللی مختلف و تصویب قوانین داخلی سعی در تضعیف دادگاه کیفری بینالمللی و حتی پیشبینی مجازات هایی برای الحاقشوندگان به اساسنامه دادگاه داشته است. در نقطه مقابل، اولین الحاقشوندگان به دادگاه کیفری بینالمللی دولتهای آفریقایی بودهاند، که با خون و گوشت و پوست خود رنج ناشی از ارتکاب جنایات بینالمللی و بیکیفر ماندن جنایتکارانی که در گذشته محاکم داخلی تحت سیطره آنها بودهاند و هیچ محکمه بینالمللیای نیز برای محاکمه آنها وجود نداشته است را احساس میکردهاند. بدینترتیب، نمیتوان به سهولت و بیمحابا به دادگاه کیفری بینالمللی انگ آمریکایی بودن را زد و با آن به مقابله برخاست، که این کار در واقع مخالفت با اراده 105 دولت جهان و تضعیف نهادی است که بیش از همه دولت آمریکا کمر به تضعیف آن بسته است، تا همچنان محاکم کیفری بینالمللی از سوی شورای امنیت (و نه به وسیله انعقاد معاهده بین دولتهایی که از حقوق مساوی برخوردارند) ایجاد شوند و در نتیجه امکان اعمال نظر از سوی دولتهای بزرگ، به ویژه اعضای دائمی شورای امنیت، فراهم باشد.
3- علیرغم استقلال دادگاه کیفری بینالمللی و عدم وابستگی آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد، این شورا میتواند به جای تشکیل محاکم کیفری بینالمللی خاص برای رسیدگی به وضعیت مورد نظر (مثل محاکم کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق و رواندا که به ترتیب در سالهای 1993 و 1994 برای رسیدگی به وقایع بوسنی هرزگوین و رواندا تشکیل شدند) بررسی یک وضعیت خاص را از دادگاه کیفری بینالمللی درخواست نماید. پس از این درخواست، شورای امنیت و اعضای آن هیچ اختیار دیگری در مورد روند پیگیری پرونده و تصمیمهای اتخاذ شده در مورد آن - ازجمله قرار بازداشت - ندارند و همه تصمیمها توسط دادستان و قضات دادگاه، که از سوی مجمع دولتهای عضو انتخاب شدهاند، اتخاذ میشود.حتی در ارجاع قضیه دارفور سودان، دولت آمریکا با دادن رای ممتنع تلاش کرد که در حد دادن رای مثبت نسبت به ارجاع قضیه به دادگاه کیفری بینالمللی نیز موید این دادگاه جلوه نکند. بدینترتیب، باز معلوم نیست که حمله بیمحابا به تصمیمات دادگاه کیفری بینالمللی، بهعنوان تصمیماتی که صرفا مبتنیبر منویات آمریکاییان و غربیها است، تا چه حد مقرون به حقیقت و مصلحت میباشد.
4- در حال حاضر نیز سفر یک مقام بلندپایه ایران به سودان در چنین وانفسایی، همراه با ایراد آن سخنان آتشین در حمایت از رئیسجمهور سودان و متهم کردن دادگاه کیفری بینالمللی به سیاسیکاری قطعا ارزش زیادی برای این کشور دربرداشته است و قطعا باز همان سوال در افکار عمومی شکل گرفته است: آیا <ما به ازای> مناسب در جهت منافع ملی کشورمان در قبال چنین حمایت بیقید و شرطی از طرف مقابل گرفته شده است؟!
* سخنگوی اسبق قوه قضاییه واستاد دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی
لینک مطلب: آیت الله جوادی آملی ابراز داشت: اگر در جایی هم آرامش باشد، این سکوت است نه سکون و ما ساکن می خواهیم نه ساکت، ممکن است با رعب بشود سکوت ایجاد کرد ولی سکون و آرامش درونی بدون علم و عقل حاصل نمی شود، و کشور آشوب زده منتظر را نمی شود اداره کرد. وی در ادامه تأکید کرد: با توجه به اینکه هر سال در کشور ما انتخابات صورت می گیرد، باید آسیب شناسی صورت گیرد و مردم به آرامش و سکون برسند؛ و آرامش مردم در عین حال که به قوای دیگر مرتبط است، اما نقش رسانه ملی را نمی شود نادیده گرفت. این مفسر برجسته قرآن کریم، بیان داشت: همه ما منتظریم که وجود مبارک امام زمان(عج) جهان را اصلاح کند، ولی قبل از اینکه به شبهه دیگران پاسخ دهیم، باید خودمان را ساکن کنیم که چگونه یک نفر جهان را اداره می کند. وی خاطر نشان کرد: اولین پاسخی که می توانیم به خودمان بدهیم، این است که در روایات ما آمده است با ظهور حضرت عقل مردم کامل می شود، و آدم عاقل را راحت می شود اداره کرد. این استاد سطح عالی حوزه علمیه، تأکید کرد: رسانه ملی باید به سمتی حرکت کند که مردم را عاقل و عالم کند و هم جهل علمی و هم جهالت عملی را برطرف کند. وی تصریح کرد: ما موظف به عدل هستیم، نه اعتدال و تعادل، و فرق اساسی عدل و اعتدال آن است که در عدل هرچیزی در جای خود قرار می گیرد پس نقصی ندارد؛ ولی در اعتدال و تعادل با توجه به عرضه و تقاضا کارها صورت می گیرد، و برابر خواست مردم سخن گفته و برنامه تولید می شود. آیت الله جوادی آملی اضافه کرد: اگر رسانه های گروهی اینچنین بیاندیشند معتدلند نه عادل، اما وظیفه ما این است که فرهنگ عدالت را بالاببریم. وی خاطر نشان کرد: رادیو جوان باید جهل زدایی کند و جوانان را عاقل کند ، ماهواره امید و کشف دارو معیار رشد علم جوانان کشور است، نه اینکه در فوتبال چه کسی گل می زند. این مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم، یاد آور شد: رادیو معارف هم اگر بخواهد بر اساس عرضه و تقاضا حرکت کند دچار مشکل می شود.
اداره کردن کشوری که جهل علمی یا جهالت عملی در آن حاکم است سخت و مقدور نیست، هر روز یک گوشه جهل زده یا جهالت زده، خواه در مطبوعات، رسانهها، قانونگذاری، اجرا و خواه درقضاء آشوب به پا میکند.
رئیس حزب اعتماد ملی با بیان اینکه در انتخابات آتی اصلاحات بیشترین آرا را به خود اختصاص خواهند داد، گفت: اگر تمام کاندیداهای اصلاحات در مسیر معیارهای شناخته شده حرکت کنند شاید اجماع رخ دهد ولی به نظر بنده اجماعی در کار نخواهد بود
به گزارش مهر در ارومیه، سید مهدی کروبی صبح امروز در نشست خبری در هتل مروارید ارومیه در پاسخ به این سئوال که آیا میرحسین موسوی در صحنه انتخابات حاضر می شود یانه؟ پاسخ داد: تا دقایق پایانی ثبت نام این مسائل مشخص نمی شود ولی اگر ایشان حضور پیداکنند از سخنان و اقدامات اش پیداست که در نظر دارند به صورت مستقل در این دوره انتخابات حضور پیدا کنند و تاکنون نیز بنده با ایشان مذاکره و گفتگویی انجام نداده ام.
کروبی حضور حداکثری مردم، صیانت از آرا و عدم تخریب کاندیداها و احزاب را از جمله معیارهای برگزاری یک انتخاب اصلح برشمرد و گفت: تمام مردم و مسئولان در این راستا تلاش و حرکت کنند زیرا نتایج این اقدامات در سیاست داخلی و خارجی به نفع کشور است.
وی با اعلام اینکه شور انتخاباتی حاکم در کشور بسیار خوب و متفاوت از دوره های قبل است، بیان داشت: یکی از نعمت های قوی جبهه اصلاحات حضور همه گروههای این حزب است چرا که در دوره قبلی محدویتها زیاد بود و این موضوع حضور حداکثری را تحت شعاع قرار داد.
کروبی با بیان اینکه ارزیابی بنده از وضعیت کنونی خودم رضایت بخش است، گفت: وضعیت اصلاحات در این دوره خیلی خوب است و بی شک اصلاحات در این دوره آرا بیشتری را به خود اختصاص خواهد داد..
کروبی در ادامه تاکید کرد: تز من از ولایت فقیه همان دیدگاه امام خمینی (ره) که فرموده اند "میزان رای ملت است" بوده و ولی فقیه را تنها در همان چارچوب دیدگاه امام خمینی (ره) می پذیرم.وی با بیان اینکه امام خمینی (ره) درس ولایت فقیه را به ما آموختند، خاطرنشان کرد: متاسفانه امروز نظرات امام با دیدگاههای متفاوت بیان می شود.
رئیس حزب اعتماد ملی خاطرنشان کرد: فهم سیاسی بنده از ولایت فقیه همین دیدگاه امام خمینی است، امام معتقد بودند اداره کشور یک روز هم بدون مجلس نباید صورت گیرد.
کروبی در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران در خصوص اجماع جبهه اصلاح طلبان تصریح کرد: هیچ اجماعی در بین اصلاح طلبان رخ نمی دهد و ما معتقدیم تمام افرادی که احساس می کنند باید روی کار بیایند باید در انتخابات شرکت کنند.
وی گفت: همان گونه که بنده به این نتیجه رسیده ام که باید در انتخابات شرکت کنم حق ندارم به کس دیگری اجازه حضور نداده و عرصه را برایش تنگ کرده یا شرایطی را ایجاد کنم که وی از صحنه انتخابات برکنار شود.
رئیس سابق مجلس شورای اسلامی کشور خاطرنشان کرد: در این راستا تمام کاندیداهای اطلاح طلب می توانند ستاد انتخاباتی تشکیل داده و فعالیتهای خود را ادامه دهند و در جهت حضور حداکثری مردم تلاش کنند.
رئیس حزب اعتماد ملی در پاسخ به این سئوال اجرای طرح تحول اقتصادی و سهام عدالت را چگونه ارزیابی می کنید، اظهار داشت: طرح تحول اقتصادی و سهام عدالت منبعث از طرحی است که بنده در مجلس دوره قبل در قالب کمک به مردم (طرح 50 هزار تومان ) پیشنهاد داده بودم و اگر در این دوره پیروز انتخابات باشم این طرحها را با نگاه کارشناسانه تری ادامه می دهم و اگر اجرای این طرحها تاخیری در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه را در پی داشت اجرای آن را متوقف خواهم کرد.
کروبی همچنین با اشاره به اینکه اجرای کامل قانون اساسی از اولویتهای اصلی بنده در صورت پیروزی در انتخابات دهم ریاست جمهوری است، عنوان کرد: متاسفانه در برخی موارد شاهد هستیم برای حل برخی از مشکلات کشور از مقام معظم رهبری (حکم مقام معظم رهبری) استفاده می شود و بنده اعتقاد دارم قانون اساسی کشور کامل است و به جز موارد خاص نیازی به حکم رهبری نیست.
وی اعلام کرد: سعی خواهم کرد تمام موارد قانون اساسی را به دقت اعمال و اجرا کنم و مواردی از قانون اساسی مانند شورای عالی استانها که به صورت ناقص به اجرا در می آید را نیز اجرایی کنم.
احمد توکلی در خلال تذکری اعلام کرد: دولت حساب ذخیره ارزی را خالی کرده است. به گزارش ایلنا, رئیس مرکز پژوهشهای مجلس هنگام بررسی بند 10 لایحه بودجه 88 که اجازه هزینه 286 هزار میلیارد ریال از منابع حاصل از صادرات نفت را به دولت میداد, متذکر شد: دولت باید تمامی درآمدهای حاصل از صادرات نفت را به حساب ذخیره ارزی بریزد و منابع هزینهای را نیز از آن برداشت کند.
وی با اشاره به تاکید قانون برنامه چهارم بر این مساله, یادآور شد که دولت نمیتواند پیش از واریز درآمدهای نفتی به حساب ذخیره, اقدام به هزینه آن کند. توکلی با بیان اینکه تاکنون دولت حساب ذخیره ارزی را خالی کرده است، یادآور شد: 40 درصد از منابع این صندوق باید صرف وامدهی به بخش خصوصی شود و نباید تمام آن در اختیار دولت قرار گیرد.
نماینده تهران این درخواست دولت را خلاف قانون برنامه دانست و یادآور شد که تغییر قانون برنامه نیازمند دو سوم آرای کل نمایندگان است. رئیس مجلس این تذکر را وارد دانست اما به واسطه اخطار قانون اساسی که از سوی علیاصغر یوسفنژاد نماینده ساری داده شد, اصل این بند مغایر با قانون اساسی دانسته و رای به حذف آن داده شد.
لینک مطلب:
من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
کلمه: مهندس میرحسین موسوی در جمع جوانان موسوم به جامعه دانشآموختگان دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: درباره حضور خود جدی هستم. به گزارش کلمه،مهندس میرحسین موسوی با بیان این مطلب تصریح کرد: این حضور را در تناقض با فعالیتهای بقیه دوستان نمیبینم.
موسوی بیان کرد: من هم به آقای خاتمی و هم به آقای کروبی ارادت دارم و خودم را از دوستان آنها میدانم و از قدیمها هم کار کردهایم. موسوی با اشاره به حضور کاندیداهای مختلف در عرصهی انتخابات خاطرنشان کرد: این چند صدایی بودن را مفید میدانم، چرا که معتقدم هر کدام ظرفیتهایی را برای کشور ایجاد میکند. در انتخابات اخیر مجلس، در برخی مناطق شرکتکنندگان در انتخابات به شکل غیرقابل قبولی، تنزل یافته بود و اگر میخواهیم این مساله تکرار نشود، در این مرحله از صداهای گوناگون استقبال کنیم.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس اظهار کرد: من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
موسوی با اشاره به تاکید امام خمینی(ره) بر وحدت در جامعه افزود: در کمتر سخنرانی از حضرت امام (ره) میبینیم که ایشان از وحدت در جامعه صحبت نکرده باشند، ولی متاسفانه در سالهای اخیر بیش از اندازه فضای سیاسی کم اعتنا به این وحدت مردم بوده است که این میتواند خطرآفرین باشد.نخستوزیر دوران دفاع مقدس در ادامه با بیان اینکه در نظامی که انتخابات را مهم میداند باید انتظار داشت که دولتهای مختلفی با دیدگاههای مختلف بر سر کار بیایند، تاکید کرد: اگر قواعد حاکم بر نظام خوب حفظ شود نباید بیمی از این داشت که جناحهای مختلف جایگزین یکدیگر شوند.
موسوی در قسمتی دیگر از سخنان خود گفت: هر گفتمانی دافعه و جاذبه ای دارد و بنده به گفتمان انقلاب معتقدم و با بازخوانی آن با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن را مطرح می کنم و طبیعی است که در سطح جامعه توجهی به شیوه طرح این موضوع وجود داشته باشد.
وی با بیان این که قشر وسیعی از مدیران خوب کشور در جناح های مختلف حاضرند با هر دولتی که برای کشور خدمت کند کار کنند. تاکید کرد: متاسفانه ما این حقیقت را ندیده گرفتهایم و با تضعیف نیروی انسانی کارآمد و مدیران با تجربه، کشور را فقیرتر کرده ایم و فقر از نظر نیروی انسانی مهمتر از فقر مالی است.
موسوی با اشاره به اینکه مردم خیلی مثل تشکیلات و جناحها خود را در کلیشهها حبس نمیکنند گفت: مردم در یک جمله هم از ایستادگی در مقابل قدرتهای زورگو ممکن است تعریف کنند و هم از آزادیهای اساسی دفاع کنند و از دخالت در امور شخصی مردم تبری بجویند.
موسوی اضافه کرد: مردم عادی کشور ما می دانند که ایستادگی در مقابل سیل عظیم تغییرات فرهنگی و رسانهای که در جهان راه افتاده غیرممکن است در عین حال معتقد به یله کردن همه امور و تسلیم در مقابل هر تغییری نیستند. آنها با عقل جمعی خود میدانند که در این گونه موارد آنچه موثر است مدیریت این تغییرات در جهت منافع ملی و ارزشهای اسلامی است.
موسوی، یکی از دلایل ورود خود به صحنه گفتوگو در عرصه عمومی را احساس خطر از دور زدنهای واضح قوانین دانست و گفت: به نظر بنده اهمیت این مساله از هر مشکل دیگر بیشتر است. اگر قرار است آنچه مجلس تصویب میکند و به صورت قانون در میآید یا مجمع در چارچوب اختیارات و وظایف خود، تصویب و ابلاغ می کند، اجرا نشود و این رویه شود بعد از مدتی چه چیزی از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی میماند.
در ادامه این جلسه از مهندس موسوی درباره نقش زنان در جامعه و اینکه چطور میشود به گونهای برنامهریزی کرد که یک عرصهی باز و پویا برای فعالیت زنان در جامعه ایجاد شود؟ سوال شد. وی در این رابطه پاسخ داد: شکی نیست که از نظر آماری و فراوانی زنان تحصیلکرده، نسبت به قبل از انقلاب تغییرات وسیعی داشتهایم و میتوانیم نمونه این مساله را در ترکیب دانشجویان مشاهده کنیم. در این زمینه تحول وسیعی را شاهدیم ولی زنان متناسب با این تحول در سطح عمومی کشور حضور پیدا نکردهاند و باید این مساله شکافته شود تا معلوم شود که چه دلایلی در این زمینه وجود دارد.
به گزارش کلمه، نخستوزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه موانع اولیهای که میتوانست از نظر قانونی جلوی پیشرفت زنان را بگیرد رفع شده است، تصریح کرد: امروزه اگر از کسی بپرسیم که آیا یک زن میتواند وزیر باشد؟ قطعا میگوید بله، ولی عملا میبینیم که چنین اتفاقی نمیافتد. در این زمینه باید جامعه را از نظر هنجاری مورد مطالعه قرار دهیم و تصور جامعه را از نقش زنان متحول کنیم.
موسوی بر نقش زنان در احیای جایگاه خود در جامعه تاکید کرد و گفت: اگر جامعه زنان کشور این تصور را نداشته باشند که باید در موقعیتهای حساستر حضور یابند، هیچ منعی هم که نباشد باز هم شاهد حضور موثر آنها نخواهیم بود.
وی با اشاره به مشارکت زنان برای رای دادن در انتخابات اظهار کرد: رویهای ایجاد شده است که خانمها در چنین عرصههایی حضور داشته باشند. در بحث شوراها نیز شاهد حضور این قشر هستیم و در این زمینه هیچگاه هم با مانعی روبهرو نشدهاند و این نشان میدهد در جاهایی که تصور مثبتی باشد، بدون اینکه مانعی باشد زنان حاضر میشوند.
رییس فرهنگستان هنر با تاکید بر اینکه به نسبت فراوانی زنان تحصیلکرده و توانا، نقش آنان را در جامعه شاهد نیستیم خاطرنشان کرد: دلیل این مساله بیشتر از آنکه به تصمیمگیری سیاستمداران مربوط شود به تصور جامعه از نقش زنان بر میگردد. در تحول جامعه در این زمینه، هم دولتها نقش دارند و هم جامعه زنان باید در این زمینه فعال شوند و نقش خود را در جامعه بازتعریف کنند. این مساله موجب میشود که برخی بداخلاقیها در جامعه نیز از بین برود؛ یعنی اگر نقش زنان در جامعه به درستی دیده شود میتواند بسیاری از این بداخلاقیها را حل کند. بعضا گفته میشود که کشیده شدن زنان به عرصههای جدی میتواند تاثیرات منفی داشته باشد، ولی من برعکس، معتقدم جدی شدن نقش خانمها میتواند مشکلات فرهنگی ما را حل کند.
وی تاکید کرد: در رابطه با شرکت خانمها در سطوح مدیریتی هیچگاه منع قانونی وجود ندارد اما موانع هنجاری هنوز وجود دارد که باید حل شود.موسوی در پایان با تاکید بر لزوم دفاع از حق و ارزشها به دانشجویان توصیه کرد: از ارزشها و آنچه حق است، دفاع و به مصلحت کشور توجه کنید و خیلی صریح در مقابل کژیها و باطل واکنش نشان دهید. این کار ممکن است در کوتاه مدت به ضرر این جناح و آن جناح باشد ولی در درازمدت به نفع همه ملت خواهد بود.
لینک مطلب:
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی با هدف ساماندهی فعالیتهای وبلاگی حامیان حضور وی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری آغاز شد.
عاشوری ـ از اعضای کمیته اطلاعرسانی و تبلیغات میرحسین موسوی ـ در گفت و گو با خبرنگار قلم با اعلام این خبر افزود: وب سایتها و وبلاگهای حامی مهندس موسوی میتوانند ضمن قراردادن لوگوی جنبش با انتشار مطالب مرتبط و متنوع به گستره پهنای آن بیافزایند.
دامنه http://www.mirhussein.com/ به عنوان نشانی اینترنتی این جنبش معرفی شده است.
لینک مطلب:
این روزنامه دولتی در ادامه این جریان به رهبری هاشمی رفسنجانی را متهم می کند که در گذشته توسط «مشارکتی های افراطی و نهضتی های آمریکایی» قصد داشته است «حاکمیت دوگانه» را محقق سازد. مدعی است با توجه به شکست آن پروژه روش دیگری را پیموده است:« با جذب افراد خوشنام و ساده دل و یارگیرى از میان چهره هاى موجه دینى و سیاسى پروژه «حاکمیت دوگانه» را - نه به دست مشارکتى هاى افراطى و نهضتى هاى امریکایى - بلکه با همراهى عده اى از خودى ها به سرانجام برساند و درواقع پروژه نیمه تمام تندروهاى مدعى اصلاحات را اما درجهت اهداف نفسانى و فردمحور تکمیل کند.»
لینک مطلب:
آنچه که در لایحه بودجه 88 آمده است از منظر سلطه بی چون چرای کوته نگری حتی در دوره عملکرد دولت نهم هم بی سابقه است. اگر بخواهیم با دست اندرکاران اقتصادی از موضع امر به معروف و نهی از منکر که کاملاً همراستا با موضع مشفقانه کارشناسی است؛ سخن بگوییم ، باید به آن ها گفت: افق دید خود را وسیع کنند؛ به بیان دیگر قیامت را هم جدی بگیرند؛ دیگر آمار متناقض و تحلیل های غیرواقعی ارائه ندهند و رفتارهای نمایشی و به تعبیر خودشان زودبازده را نسبت به رفتارهای پایدار و ثمربخش ترجیح ندهند.
لینک مطلب:
وقتی میخواهیم یک کار فکری را جا بیاندازیم، باید جسورانه عمل کنیم، من حضور زنان را در کابینه خود لازم میدانم و اگر رئیسجمهور شوم حتماً از زنان به عنوان وزیر و معاون در کابینه خود استفاده خواهم کرد
اینکه خاتمی حاضر به فداکاری و از خود گذشتگی در انتخابات ریاست جمهوری است، یعنی حاضر است تا انتهای روند انتخابات باقی بماند، نه اینکه در انتها فداکاری میکند و کنار میرود. وی بنا به شرایط کاندیدا شده است. همانگونه که دیگر کاندیداهای ارشد اصلاح طلب نیز به شدت نگران شرایط هستند و از خود مایه گذاشته و به صحنه آمده اند. این بزرگترین فداکاری است.
لینک مطلب:
عبدالله ناصری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با اشاره به شعار جمهوری اسلامی آزاد باید گردد که در جریان سفر خاتمی از سوی مردم عنوان شد، اظهار داشت:«مردم با این شعار نشان دادند که در عین اعتقاد راسخی که به نظام دارند معتقدند هم اکنون بخشها و افرادی بر مدیریت کشور تکیه زدند که هم جمهوریت و هم اسلامیت نظام را مخدوش می کنند.»
لینک مطلب:
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با اعلام این مطلب که احتمال اجماع بین سید محمد خاتمی، میر حسین موسوی و مهدی کروبی در ماه های آینده وجود دارد،گفت: هیچ وقت برای رسیدن به اجماع دیر نیست

این خبر اینجا در سایت فارسی بی بی سی درج شده است.
بازدیدکنندگان یک نمایشگاه آثار هنری در هلند امکان می یابند که با تلفن خدا تماس بگیرند؛ البته آنها تنها قادرخواهند بود صدای خود را بر روی یک پیامگیر تلفنی ثبت کنند.
هدف از فراهم کردن این امکان در قالب یک اثر هنری به نام "خط خدا"، نشان دادن تفاوت دید مردم هلند نسبت به موضوع دین و تغییراتی است که در نگرش آنها ایجاد شده است.
رادیو هلند گزارش داد یوهان فن در دانگ، هنرمند هلندی مبدع این اثر از یک شماره تلفن همراه استفاده کرده تا نشان دهد که خدا همیشه و در هرجا در دسترس است.
با این حال منتقدان می گویند این طرح مومنان و معتقدان به مسائل دینی را به استهزاء می گیرد.
این نمایشگاه در شهر خرونینگن هلند برپا شده و بازدید کنندگان با گرفتن شماره "تلفن خدا" این پیام را خواهند شنید: "این صدای خدا است. من در حال حاضر قادر نیستم با شما صحبت کنم، اما لطفا پیام خود را بگذارید."
پیام های مخفی
قرار است محتویات پیام ها مخفی بماند و به عنوان بخشی از اثر هنری تلقی نمی شود.
او افزود: "این پیام ها رازی است بین خدا و مردمی که [با او] تماس گرفته اند."
او توضیح داد: "در گذشته شما برای دعا کردن به کلیسا می رفتید، و اکنون موقعیتی وجود دارد که تنها از طریق تلفن تماس بگیرید و به شیوه ای مدرن صحبت هایتان را با خدا درمیان بگذارید."
هدف از ارائه این اثر تشویق و تحریک به گفتگو درباره اولویت ها در زندگی مدرن است.
این خط تلفن به مدت شش ماه فعال باقی خواهد ماند و پیام متقاضیان و علاقمندان را دریافت خواهد کرد.
برخی مومنان در جمکران حرفهای خود را خطاب به امام زمانشان در نامه ای می نویسند و آن را در چاه عریضه می اندازند.اگر آنها از این ارتباط مکاتبه ای لذت می برند و احساس تعلق خاطر به امامشان را این گونه نشان می دهند آیا ما حق داریم به آنها توهین کنیم یا آنان را نادان بنامیم؟
لینک مطلب:
سیزده اقتصاددانان کشور از سه دانشگاه طی نامهای سرگشاده، خواستار مخالفت نمایندگان مجلس شورای اسلامی با افزایش قیمت حاملهای انرژی شدند و هشدار دادند که «اجرای سیاست شوک درمانی در چنین شرایطی، موجب تشدید بیثباتی اقتصادی و افزایش ناامنی در بازار سرمایه و نهایتاً تضعیف ارزش پول ملی و خیزش انتظارات تورمی» خواهد شد.
به گزارش خبرنگار شهابنیوز؛ متن کامل این نامه که به امضای 13 اقتصاددان و استاد دانشگاه از دانشگاههای علامه طباطبایی، تربیت مدرس و اصفهان رسیده به شرح زیر است:
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
براساس اعلام نمایندگان عضو کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی و مسؤولان دولتی، در لایحه بودجه سال 1388 به دولت اجازه داده شده است تا از محل افزایش یکباره و قابل توجه قیمت حاملهای انرژی درآمدی معادل 200 هزار میلیارد ریال کسب و صرف بخشی از هزینههای پیشبینی شده و نیز پرداخت نقدی به اقشاری از مردم بنماید.
امضاءکنندگان این نامه که تنی چند از اساتید رشته اقتصاد کشور هستند، به دلایل زیر چنین اقدامی را مغایر منافع کوتاهمدت و بلندمدت مردم ایران دانسته و خواستار آنند که نمایندگان محترم بنا به التزامی که به پاسداری از منافع مردم دارند از تصویب افزایش ناگهانی قیمت حاملهای انرژی در شرایط کنونی اجتناب نمایند:
1. لایحه دولت و مصوبه کمیسیون تلفیق مصداق بارز سیاست شوک درمانی است. شوک درمانی در دهه 1980 و 1990 در برخی از کشورها به اجرا درآمد و در عموم آن کشورها با تورم بیمهار، رکود عمیق، تشدید فقر و نابرابری، فروپاشی ارزش پول ملی و تنشهای اجتماعی همراه بوده است.
پیامدهای پرهزینه شوک درمانی به نظریهپردازان و سیاستگذاران آموخته است که به جای شوک درمانی باید نخست مجموعهای از تدابیر غیر قیمتی (اصلاحات عمدتاً زیرساختی و نهادی) صورت پذیرد و سپس سیاست هدفمندسازی یارانهها از طریق اصلاح تدریجی، مرحلهبندی شده و شفاف قیمتها اعمال شود. آیا جایز است پس از آن همه تجربه شکست خورده جهانی و بر خلاف نتایج پژوهشهای صورت گرفته در مورد اقتصاد ایران، مجدداً شوک درمانی را در اقتصاد ایران آزمون کنیم ؟
2. بحران اقتصادی کنونی حاکم بر جهان موجب شده تا اقتصاد ایران در سال آینده در معرض ورود به دوران رکود تورمی قرار گیرد. اجرای پیشنهاد دولت یا مصوبه کمیسیون تلفیق در چنین شرایطی موجب تشدید چنین وضعیتی خواهد شد و به موجب آن شرایط نامطلوبی را هم برای تولیدکنندگان و هم برای مصرفکنندگان بوجود خواهد آورد. تجارب جهانی نشان میدهد که در هنگام رکود و محدودیتهای بودجهای و ارزی نباید بدنبال اصلاح قیمتها بود. زمانی که قیمت نفت در اوج بود، شاید میتوانستیم پیامدهای هدفمندسازی یارانهها را مهار کنیم اما در حال حاضر که دولت از سر استیصال به اصلاح قیمتها روی آورده است و اقتصاد جهانی در رکودی عمیق به سر میبرد، به هیچ وجه شرایط برای سیاستهای پیشنهادی دولت مناسب به نظر نمیرسد.
3. دولت و مدافعان اجرای این سیاست به تبعات تورمی افزایش قیمت حاملهای انرژی اعتراف دارند و این در شرایطی است که جامعه از نرخ بالای تورم کنونی رنج میبرد. به نظر میرسد اجرای سیاست شوک درمانی در چنین شرایطی، موجب تشدید بیثباتی اقتصادی و افزایش ناامنی در بازار سرمایه و افزایش تمایل به خروج دارائیهای منقول از کشور خواهد شد که سرانجامی جز تضعیف ارزش پول ملی و خیزش انتظارات تورمی نخواهد داشت. هر یک از اینها به نوبه خود میتواند بر میزان آثار تورمی اجرای چنین سیاستی بیافزاید.
4. گرچه یکی از اهداف ارائه چنین پیشنهادی حمایت از قشرهای محروم جامعه عنوان شده است اما نظریههای اقتصادی و تجربیات مرتبط نشان میدهد که روستائیان و فقرای شهری آسیبپذیرترین اعضای جامعه هستند که از اینگونه سیاستها خسارت خواهند دید. روستائیان هر چند کمتر از همه از یارانه سوخت بهرهمند میشوند اما بیش از همه مردم از حذف یارانهها آسیب خواهند دید. روستائیان به خدمات درمانی، اداری و آموزشی دسترسی ندارند و برای دریافت ابتدائیترین خدمات باید به شهرها مسافرت کنند. همانطور که تجارب جهانی نشان میدهد، پس از اجرای این سیاست باید شاهد موج تازهای از مهاجرت و حاشیهنشینی در ایران باشیم.
همچنین تورم حاصل از اجرای چنین سیاستی بیش از همه، فقرای شهری را تحت فشار قرار خواهد دید. در دورههای تورم فزایند، این تنها فقرا هستند که از دو سو زیان میکنند. آنان از یک سو فاقد اموال سرمایهای و غیرمنقولند و بنابراین تورم موجب افزایش ثروت آنها نمیشود و از سوی دیگر در حالی که هزینههای جاری زندگی به شدت افزایش مییابد، دستمزد آنان ـ که اصلیترین تکیهگاه اقتصادی آنان است ـ متناسب با تورم افزایش نمییابد. بنابراین با اجرای سیاستهای شوک درمانی که تورمهای بیمهار در پی دارد، فقرای شهری فقیرتر خواهند شد.
5. بخشی از آنچه که امروزه تحت عنوان قیمت تمام شده حاملهای انرژی محاسبه میشود و اکنون لایحه پیشنهادی به بهانه دریافت تمامی آن، قصد دارد قیمت این حاملها را افزایش دهد، ناشی از ناکارآمدی دولت در سیاستگذاری کلان و نیز اداره امور بنگاههای تحت مدیریتش میباشد. بنابراین بهتر است سیاستگذاران به جای آن که هزینه این سوء تدبیر و مدیریت بر مردم تحمیل نمایند به تجربیات موفق جهانی و داخلی در این حوزه توجه کنند و به دستاوردهای دانش اقتصاد احترام گذارند و از اجرای چنین سیاستهای شتابزدهای، پیش از انجام اصلاحات زیرساختی و نهادی بپرهیزند.
ما به وظیفه ملی خود در ابلاغ پیامدهای زیانبار اجرای چنین سیاستی برای جامعه ایران به نمایندگان محترمشان عمل نمودیم و امید بسیار داریم که شما نیز به وظایف خطیری که در این حوزه دارید عمل کنید.
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
اسامی امضاءکنندگان به ترتیب حروف الفبا:
دکتر نعمتالله اکبری - عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان
دکتر علی امامی میبدی - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر علیاصغر بانویی - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر سهیلا پروین - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر محسن رنانی - عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان
دکتر عباس شاکری - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر سید کمیل طیبی - عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان
دکتر علی عربمازار یزدی - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر فرشاد مؤمنی - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر احمد میدری - مدرس دانشگاه علامه طباطبایی
حجتالله میرزایی - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دکتر علیرضا ناصری - عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس
دکتر محمدقلی یوسفی - عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
لینک مطلب:
حجت الاسلام مهدی کروبی در سخنانی در جمع مردم ارومیه خاطرنشان کرد: قول می دهم تمام اصول معطل مانده قانون اساسی را پیگیری کرده و بدون مجادله وشانه خالی کردن از مسئولیت با مردم صحبت کنم
لینک مطلب:
عماد افروغ رییس کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم می گوید:دوقطبی کردن فضای انتخابات با فضای سیاسی و اجتماعی ایران سازگار نیست.
افروغ در گفت و گو با هم میهن می افزاید: رفتارهای حزبی تصنعی برپایه دوقطبی کردن فضای انتخابات در معرفی یک کاندیدای اصلاح طلب و یک کاندیدای اصولگرابا فضای سیاسی و اجتماعی ایران سازگار نیست.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه القاء توهم دوقطبی بودن فضای انتخابات با شور سیاسی مردم ما همخوانی ندارد،ادامه می دهد:ادامه این رویکرد از سوی جناح های سیاسی کشور عرصه برگزاری انتخابات و رقابت های آن را با خطر مواجه می سازد
لینک مطلب:
«به نظرم علاوه بر احمدی نژاد از اصولگرایان افراد دیگری نیز در صحنه انتخابات حضور پیدا می کنند و از الان هم روشن است که بر خلاف تصورات ابتدایی، آقای احمدی نژاد اگر در انتخابات شرکت کند یقیقا می بازد. بخشی از جناح راست به این باور رسیده است و برای اینکه بازنده نباشند به دنبال کاندیدای دیگری هستند ولی به نظر نمی آید احمدی نژاد پا پس بکشد، بنابراین اگر اجماعی هم حاصل شود حداکثری نخواهد بود و ما باید شاهد کاندیداهای دیگری نیز در میان اصولگرایان باشیم. ارزیابی ها بیشتر مشخص می کند که احمدی نژاد پایگاه چندانی در بین جامعه ندارد و در انتخابات از پیش باخته است.»
وقتی استفاده کلمه اومانیسم را در اظهار نظر خانم فاطمه رجبی مدافع جدی آقای احمدی نژاد و منتقد فعال آقای هاشمی و آقای خاتمی و خیلی های دیگر و همسر آقای دکتر الهام عضو موثر دولت نهم دیدم به یاد این ماجراها افتادم:
1. دکتر شریعتی و بحث اومانیسم وی
2. مباحث اومانیسم در کلاسهای درس مدرسه عالی شهید مطهری در سالهای نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی
3. دیدگاه و نظرات دکتر محمد رجبی برادر بزرگ خانم رجبی در دهه اول انقلاب
4. دیدگاه دکتر کریم پور ازغدی و سخنرانی های چند سال اخیرشان
و خیلی نظرات پیشینیان که قابل طرح خواهد بود.
جای یک کنگره علمی برای شناخت و معرفی و نقد اومانیسم خالی است.
خدا آقای علی دوانی را نیز رحمت کند.
لینک مطلب:
اینکه کیهان به سرنوشت اصلاحطلبان و مواضع جناب کروبی حساس شده و گاه و بیگاه به تحریف و انعکاس وارونه آن مبادرت میکند، نشان علاقه به کروبی نیست، بلکه احساس خطری است که از ناحیه ایشان میکنند. کیهان خود بهتر میداند هر که به آن منتسب شود، خودبهخود مورد حساسیت جامعه قرار خواهد گرفت. پروژه تخریب کروبی و اصلاحطلبان چندان جدید و البته هضم آن نیز خیلی سخت نیست، البته کیهان باید خوشحال باشد که این نحوه خبررسانی و ارائه اطلاعات به مردم همزادی نیز در صدا و سیما یافته و آنها نیز چه در اخبار رسمی و چه در برنامههای حاشیهساز خود بدشان نمیآید بدیلی برای کیهان شوند
لینک مطلب:
فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت که وبلاگ وی ده روز پیش از سوی کمیته فیلترینگ مسدود شد با انتقال سایت خود به یک آدرس جدید، در اولین نوشتهاش مدعی شد: سایت تعطیل است و من در اختناق و سانسور کامل و خفقان! دشمن مهاجم است، دین ندارد، آزادگی ندارد، انسانیت و اخلاق هم ندارد. یعنی <اصلاحطلب> است.
اومانیسم یعنی چه؟ یعنی همین!
گسترش و شدت یافتن تنبیه اجتماعی نتیجه ی ضعف راهبری ها و مدیریتها و اجرای سیاستها در عرصه جامعه و نشانه ی دردناک و پرهزینه ی ناکارآمدی هاست. حتی اگر این تنبیه به صورت برگ جریمه راهنمایی رانندگی باشد.
از مجموع جمعیت کشور چند نفر مستقیما مجازات شده اند؟ چند نفر غیر مستقیم؟ چند نفر از آسیب مجازات مستقیم و غیرمستقیم برکنار هستند؟
گسترش آسیب های اجتماعی نتیجه سوء مدیریت است و باید آماده ی تحمل نتایج سوء دیگر آن نیز باشیم. خدا رحم کند.
رهبران سیاسی اصلاح طلب در سطوح مختلف به خوبی به شرایط ویژه فعلی واقفند و در صحنه هستند. حضور میرحسین موسوی در صحنه انتخابات، نشان از تعمیق نگرانی ها در عمیق ترین لایه های فعالین سیاسی کشور دارد. آنچه میرحسین موسوی را به صحنه رقابت سیاسی در انتخابات کشانده است، دغدغه ای عظیم است.
حفظ و توسعه فضای انتخاباتی بر رقابت انتخاباتی اولویت دارد و موقعیت برتر اصلاح طلبان را تثبیت میکند:
١. افزایش مشارکت هدف اصلی است که به امنیت ملی جامعه می انجامد. موضوعی که دغدغه اصلاح طلبان است و اصولگرایان افراطی آن را در قربان تفکرات و رفتار افراطی خود کرده اند.
٢. با افزایش مشارکت عمومی در انتخابات، اصولگرایان دوباره به حاشیه قدرت اجرایی کشور رانده میشوند و امکان تداوم ساستهای ارزشی و سازندگی و اصلاحات فراهم میشود.
٣. رقابت های انتخاباتی پرهزینه به مرحله نهایی موکول میشود و یارگیری از درگیری جدا میشود. یارگیری حین درگیری شرایط را پیچیده تر میکند.
۴. شرایط انتخاباتی در ماه آخر به دلیل ابزارهای متنوع اصولگرایان ممکن است تغییر کند، حضور تمام عیار کاندیداهای اصلاح طلبان، انتخاب مانور اصولگرایان را کاهش میدهد و به اصلاح طلبان حق انتخاب گسترده تری میدهد.
۵. تخریب کاندیداهای اصلاح طلب در شرایط توسعه فضای انتخاباتی به معرفی بیشتر آنها منجر میشود.
...
گاهی فراموش میکنیم که حامیان یک کاندیدا اطلاعات و اختیارات کاندیدا را ندارند و نقش حمایت از مسیر و روش ها توسط هواداران جای خود را به نقش حمایت از هدف به روش خود و گاهی تعیین هدف های میانی و نهایی میدهد.
خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی سه کاندیدای ارشد اصلاح طلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری به صحنه انتخابات وارد شده اند.
خاتمی محبوب ترین چهره سیاسی کشور است که ضمن حفظ رابطه نزدیک با خط امام با جوانان فراتر از روابط سیاسی و رسانه ای ، ارتباطی عاطفی دارد. ارتباطی دو سویه و متفاوت از تمامی رجال سیاسی کشور.
کروبی و میرحسین موسوی هر دو به لایه های سیاسی خط امام توجه ویژه دارند، با این تفاوت که میرحسین موسوی به دلیل دوری بیست ساله از سیاست، از تخریب شدید و البته تجربه ناشی از آن برکنار بوده است.
کروبی و میرحسین موسوی جایگاه مناسبی در بین قومیت های لر و آذری زبان دارند که جمعیت زیاد و معمولا حاضر در صحنه انتخابات هستند. به خصوص قهر نسبی آذری ها با انتخابات و کاهش معنا دار مشارکت آنها در انتخابات چند ساله اخیر، به خوبی با حضور موسوی ترمیم میشود و سبد رای اصلاح طلبان تقویت چشمگیری خواهد داشت.
خاتمی رهبر جریان اصلاحات در هشت سال اصلاحات است و کاندیدای برتر اصلاح طلبان از حیث اقبال عمومی محسوب میشود.
کروبی رهبر جریان خط امام در دوران سازندگی و دارای سابقه ای طولانی و روشن در حوزه های مردمی چون بنیاد شهید و حج و مجلس شورای اسلامی است
میرحسین موسوی رئیس دولت دفاع مقدس و از وارسته ترین شخصیت های سیاسی کشور است.
خاتمی و کروبی دارای شخصیت شناخته شده بین المللی هستند.
هر سه دارای بنده اجرایی مشترکی هستند که در دولتهای دفاع مقدس ، سازندگی و اصلاحات تربیت شده اند.
اتمی و میرحسین موسوی دارای بدنه سیاسی نزدیک تری هستند.
حضور همزمان سه کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری به منزله فروپاشی تبلیغات و سرمایه گذاری های اصولگرایان در سالهای اخیر خواهد بود و هیچ شانسی برای احمدی نژاد در این رقابت متصور نیست. با این سه کاندیدا، مشارکت عمومی افزایش جدی خواهد داشت و جریان خط امام و ارزیشی های اصیل و نوگرایان مشترکا در برابر اصولگرایان قرار میگیرند.
تصور اینکه احمدی نژاد علیرغم همه ی حمایت های رسمی و غیر رسمی و ابزارهایی که در اختیار دارند، بتواند در دور اول بر این سه رقیب نیرومند فائق آید کاملا بعید و دور از ذهن است و بر عکس اینکه موفق به کسب رتبه دوم و شاید سوم این رقابت نشود، کاملا محتمل است.
در صورت حضور سه کاندیدای اصلاح طلب:
احتمال اول: پیروزی خاتمی در دور اول با حدود ٢٠ میلیون رای
احتمال دوم: انتخاب با حضور یک یا دو کاندیدای اصلاح طلب به دور دوم برود
در صورت کناره گیری هر یک از کاندیداهای اصلاح طلب، ضمن تمرکز بخش عمده آرای وی روی کاندیداهای دیگر اصلاح طلب، ریسک کلی پیروزی اصلاح طلبان به دلیل کاهش حضور مردم و امکان ظهور ترفندهای جدید اصولگرایان افزایش می یابد.
لینک مطلب:
در چهار سال گذشته دولت نهم نزدیک به یک میلیارد دلار را برای واردات میوه هزینه کرده است. این در حالی است که ایران با تولید سالانه بیش از ١٣ میلیون تن انواع میوه، در رتبه پنجم، بزرگترین تولید کنندگان میوه جهان و نخستین کشور در میان ٢٠ کشور خاورمیانه و شمال آفریقا است
در ابتدا محمدعلی نجفی با اشاره به اینکه کشور تقریباً در همه وجوه اقتصاد با مشکلات و عدم تعادل های زیادی روبه رو است، گفت؛ بخشی از این عدم تعادل ها از مسائل مزمن اقتصاد کشور ناشی می شود. باید به صورت منصفانه یی قبول داشت که اینها پیش از روی کار آمدن دولت نهم هم وجود داشته است. اما بخش دیگر ناشی از عملکرد و سیاست های اقتصادی دولت نهم است که عدم تعادل ها را دامن زده است. به عنوان نمونه افزایش غیرمنطقی نقدینگی در کشور، افزایش هزینه های دولت به خصوص در سال های 85 و 86، مساله تصمیم گیری های خلق الساعه در اقتصاد و نمونه بارز این تصمیمات نیز نرخ سود بانکی بود که چندین مرتبه بالا و پایین شد و در نهایت به این نتیجه رسیدند که از سال آینده با توجه به نرخ تورم، سود بانکی تعیین شود و نه به صورت دستوری.
رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه ادامه داد؛ به هر حال مجموعه سیاست ها و عملکرد دولت به این عدم تعادل ها به شدت دامن زد و موجب شد بسیاری از آثار این مسائل ساختاری و اقتصادی که می توانست چند سال دیگر ظاهر شود، در حال حاضر به وجود آید. یکی از دلایل این امر مساله سیاست های خارجی دولت بود. مثلاً فرض کنید تحریمی که در طول سه سال و نیم گذشته بر ما تحمیل شد، اگر بخواهیم منصفانه بررسی کنیم، قبل از این هم ایران با یک نوع تحریم مواجه بود اما آن تحریم تقریباً تحریم یکجانبه یی بود که امریکا به ایران وارد کرده بود. آن هم در ارتباط با بخشی از مسائل اقتصادی بود. کاری که دولت نهم انجام داد این بود که باعث شد آن تحریم یکجانبه غیرقانونی به یک تحریم همه جانبه قانونی تبدیل شود. به این ترتیب در حال حاضر ما در زمینه های مختلف از جمله بخش های مالی، پولی، علمی و تکنولوژیکی تحریم هستیم. این تحریم هم به صورت همه جانبه وجود دارد، به این معنا که همه کشورهای مهم دنیا در این تحریم دخیل و شریک هستند.
لینک مطلب:
رئیس اداره سیاسی سپاه:
این امکان وجود دارد در هرانتخابات جریانهایی به قدرت برسند که به دنبال ساختار شکنی باشند
سردار جوانی تاکید کرد: یک هادی سیاسی باید بتواند نقش هدایتگری سیاسی را به خوبی ایفا نموده و علاوه بر تحلیل سیاسی، باتبیین گروههای سیاسی و برجسته کردن راه امام و ولایت و زنده کردن تعهد دینی و انقلابی بتواند نوعی جهتدهی سیاسی را به مخاطبان خود عرضه نماید
لینک مطلب:
دفاع از حرمت ایرانیان بزرگترین وظیفه هر دولتی است و ما به هیچکس اجازه نمیدهیم که در یک فرودگاه، فروشگاه یا کشور خارجی به ایرانیان اهانت کند
لینک مطلب:
تاکنون جزءهای یک و 30 قرآن کریم را برای نوجوانان ترجمه و منتشر کردم و قصد دارم کل قرآن را برای این گروه سنی ترجمه کنم
لینک مطلب:
راهی که در زمان مسئولیت من در پرونده هستهای طی شد با سرعت کمتر و در مقابل با هزینه ناچیزی ما را به مقصد میرساند. راهی که در دولت نهم انتخاب شده است، سرعت بیشتری دارد اما در مقابل هزینه گزافی هم بر کشور تحمیل کرده است
«رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر این که «نقد وظیفه دینی و قانونی ما است» گفت: «نقادی و انتقاد باعث حیات و رشد جامعه میشود. اشتباه برخی از افراد این است که با هدف ایجاد حاشیه امن برای قوه مجریه، مقام معظم رهبری را در مقابل آزادی بیان و آزادی جامعه قرار میدهند که این مساله بزرگترین جفا به رهبری نظام است که همواره ایشان طرفدار آزادی بیان و انتقاد سازنده بودهاند».
لینک مطلب:
قدرت الله علیخانی:
از ورود سه کاندیدای اصلاحطلب به عرصه انتخابات استقبال میکنیم
اصلاحطلبان کاندیدای یکدیگر را تخریب نکنند
قدرت الله علیخانی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به کاندیداتوری خاتمی و کروبی و احتمال حضور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری اظهار داشت: اکنون نیازی به بحث درباره رسیدن یا نرسیدن به اجماع نیست الان ما از ورود این سه تن استقبال میکنیم.
از ویژگی های شخصیت خاتمی، دعوت جوانان به دینداری آگاهانه است
خاتمی با حضور در انتخابات و شکستن فضای بسته انتخاباتی، به موقعیت دو کاندیدای دیگر اصلاح طلب یعنی کروبی و میرحسین موسوی موقعیت مانور بیشتری داده است.
لینک مطلب:
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماه دادن به شبهای تار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
با دلم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
لینک مطلب:
یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم
یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
خالی سفرمونو پر از شقایق میکنه
واسه موجهای سیاه دستا رو قایق میکنه
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
همیشه غایب من زخمامو مرحم میذاره
همیشه غایب من گریه هامو دوست نداره
نکنه یه وقت نیاد صداش به دادم نرسه
ایینه ها سیا بشه کور بشه چشم ستاره
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
خشم این پنچره خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
نعره اسب سفید قصه مادر بزرگ
بهترین شعرای سر بسته همیشه غایبه
مثل یه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید
اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادی افزون است
سپیده ما گلگون است ِ وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد
راه ما راه حق راه بهروزی است
اتحاد اتحاد رمز پیروزی است
صلح و آزادی جاودانه در همه جهان خوش باد یادگار خون عاشقان،
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد
=============
این ترانه با صدای شجریان واقعا خاطره انگیز است! برای شنیدن صدا به لینک مرجع مراجعه فرمایید.
لینک مطلب:
در بین میلیونها صفحه وبلاگ فارسی فهرست شده در بزرگترین موتور جستجوگر جهان (گوگل)، تعداد اندکی حاوی کلمات کلیدی متداول در وبلاگ های نامناسب است. البته مراجعه مستقیم به نتایج جستجو نشان میدهد که بسیاری از این صفحات نیز فاقد محتوای مستهجن میباشد و یا توسط مخابرات و سرویس دهنده ها فیلتر شده اند.
با توجه به اینکه بیشترین تعداد وبلاگ فارسی در سرویس دهنده ی پرشین بلاگ بوده و بیشترین صفحات فهرست شده در گوگل نیز در سرویس دهنده بلاگفا میباشد و این دو سرویس دهنده برترین و پرترافیک ترین سرویس دهنده های وبلاگ فارسی هستند، آمار مرتبط با پرشین بلاگ و بلاگفا، در مقایسه با سایر سرویس دهنده ها و کل صفحات فهرست شده فارسی در گوگل معنادارتر خواهد بود و نشان میدهد که دو سرویس دهنده ی مذکور نسبت به بقیه سرویس دهنده ها دارای محیط سالم تری بوده و در مجموع ، سرویس دهنده های فارسی نسبت به کلیت جامعه مجازی، محیط سالم تری را عرضه میکنند:
جستجوی عبارت "عکس خفن" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگـل : 198000 مورد
بلاگــــــــــفا: 46100 مورد
میـهن بـــلاگ: 19000 مورد
بلاگ اسـپات : 10500 مورد
بلاگ اسـکای: 8700 مورد
پارسی بـلاگ: 3900 مورد
پرشین بلاگ: 2900 مورد
وردپــــــــــرس: 1500 مورد
جستجوی کلمه ی "سکسی" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگــل : 3200000 مورد
بلاگــــــــــفا: 41700 مورد
بلاگ اسـپات : 26800 مورد
میـهن بـــلاگ: 16600 مورد
وردپـــــــــرس : 9900 مورد
بلاگ اسـکای: 7000 مورد
پرشین بلاگ: 5350 مورد
پارسی بلاگ: 1870 مورد
جستجوی عبارت "عکس دختر" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگــل : 269000 مورد
بلاگـــــــــــفا: 46400 مورد
میـهن بـــلاگ: 29800 مورد
بلاگ اسـکای: 11500 مورد
بلاگ اسـپات : 7400 مورد
پرشین بلاگ: 5300 مورد
وردپـــــــــرس : 2700 مورد
پارسی بلاگ: 2000 مورد
جستجوی عبارت "دوربین مخفی" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگــل : 670000 مورد
بلاگـــــــــــفا: 57000 مورد
میـهن بـــلاگ: 31000 مورد
بلاگ اسـکای: 23000 مورد
بلاگ اسـپات : 6400 مورد
پرشین بلاگ: 4800 مورد
وردپـــــــــرس : 3000 مورد
پارسی بلاگ: 700 مورد
لازم به توضیح است که آمار کلمات مرتبط با محتوای ارزشمند فارسی مانند "مهندسی" ، "دانش" ، "علم" و "دین" بالغ بر ده ها میلیون نتیجه است و این آمار نشان از سلامت کلی وبلاگستان دارد.
اگر استقبال مردم در همه ی استان ها از وی به همین سبک باشد ، موفقیت وی در 22 خرداد 88 قطعی است . موج تحول خواهی و تغییر فراگیر است . یکی از مهمترین کارها در این فضای کمبود رسانه این است که هر اصلاح طلبی ، تا هر شعاعی که صدایش به مردم می رسد ، خود یک رسانه باشد و پیام اصلاحات را به روش های مشروع به گوش همگان برساند .
کسانیکه در دو انتخابات گذشته با صندوق های رای قهر کرده بودند ، پیامدهای قهر خود را بلحاظ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ، در سه سال و 8 ماه گذشته دیدند . و باید بدانند که در صورت عدم حضور پای صندق های رای ، اوضاع از این که هست نیز بدتر خواهد شد . معنی این سخن این نیست که خاتمی و اصلاح طلبان معجزه خواهند کرد یا بهشت خواهند ساخت ، بلکه بدان معناست که وضع کشور و مردم بهتر خواهد شد و کشور در مسیر درست توسعه و پیشرفت و آزادی و حفظ کرامت انسانی قرار خواهد گرفت .
بسیاری از کسانی که خود در گذشته هیچ آلترناتیوی برای اصلاحات نداشتند ، به اندازه ی جریان راست اقتدارگرا ، در مایوس کردن مردم از جنبش اصلاحات نقش داشتند و اکنون پاره ای از آن ها به اشتباه خود پی برده و دسته ی دیگر از آنان هنوز بر طبل یاس و ناامیدی می کوبند . اینگونه مواضع آوانگاردگونه هیچ خدمتی برای ملت ایران در بر ندارد . زیرا در شرایط کنونی راهی جز اصلاحات و سازماندهی مردم در قالب نهادهای مدنی و گسترش رسانه ها و مطالبه ی حق آزادی فردی و اجتماعی و پاسخگو کردن قدرت وجود ندارد .











لینک مطلب:
رئیس هیات پارلمانی کویت در سخنان خود حین اعلام حمایت کشورهای حاشیه خلیجفارس به مقاومت غزه گفت: کشورهای خلیج عربی از فلسطین حمایت میکنند
لینک مطلب:
اگر از این 280 میلیارد دلار دولت نهم طی چهار سال 60 میلیارد دلار برداشت می کرد 220 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی ذخیره می شد
لینک مطلب:
من قبلا هم گفتهام یا من میآیم یا آقای موسوی؛ البته بعد از صحبتهای فراوان احساس کردم باید اعلام حضور کنم
روندهسازی فقط اختصاص به من ندارد و تهمت زدنها و تخریبها متاسفانه بسیار رایج شده است و بدتر این که, اینگونه تخریبها به نام ارزشها صورت میگیرد و اگر از سوی بیدینها صورت میگرفت زیاد غصه نمیخوردیم و این نوع کارها از سوی کسانی صورت میگیرد که مدعی انحصاری در اختیار داشتن ارزشها هستند.
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد: تجربه نشان داده این تخریبها همیشه نتیجه معکوس داشته است
خاتمی با بیان اینکه کسانی که این تهمتها را ترویج میکنند باید روزی نسبت به این اعمال خود پاسخگو باشند و باید مورد مواخذه قرار گیرند, اظهار امیدواری کرد: روزی این کار صورت خواهد گرفت
وی در خصوص احتمال رد صلاحیت خود نیز گفت: دردرجه اول صلاحیت را باید ملت تعیین کنند که چه کسانی صلاحیت دارند. با کمال تاسف باید بگوییم که تاکنون اکثر ردصلاحیت ها به معنای نقطه ضعف افراد نبوده است و بسیاری از چهرههای ارزشمند انقلاب ردصلاحیت میشدند.
خاتمی تاکید کرد: شورای نگهبان باید این اتهام را از خود دور کند که رد صلاحیتها غیر قانونی و با انگیزههای سیاسی صورت میگیرد.
رئیس دولت اصلاحات همچنین در بین سخنان خود با تمجید از نقش آقای تاجگردون که در جمع حاضرین حضور داشت, گفت: آقای تاجگردون از چهرههای بسیار موفق در سازمان برنامه و بودجه بودهاند که متاسفانه دودمان آن را به باد دادند وانشاءالله این سازمان را احیا خواهیم کرد
لینک مطلب از وبلاگستان:
اگر چه مراجعه به متخصصان فروع دین یعنی فقها اصطلاحا تقلید نامیده شده است اما اصل تقلید، تقلیدی نیست. چرا که هر کس در هر موضوع و مسئلهای که برایش پیش میآید میتواند تشخیص دهد که آیا تخصص فهم دیدگاه قرآن و احادیث را در آن موضوع دارد یا نه. پس خودش انتخاب میکند که در آن موضوع تحقیق کند یا به متخصص مراجعه نماید. بر این اساس میتوان گفت: تقلید بد است مگر آن که غیر مقلدانه و از روی آگاهی باشد!
همانگونه که تقلید کورکورانه کاری مذموم و مخالف با عقل است، اظهار نظر بدون تخصص و رفتار بیمبنا نیز کاری نابخردانه شمرده میشود. بر این اساس همۀ عقلا در جایی که عقلشان تشخیص میدهد تخصصی در آن زمینه ندارند، خود را موظف به مراجعه به متخصص میدانند
اگر چه هر کسی حق دارد در هر موضوعی یا خودش تخصص پیدا کند یا به متخصص آن رشته مراجعه کند، اما بخشهایی از دینداری از این قاعده مستثنی است و هیچ کس حق ندارد در اصول دین از کسی تقلید یا به استناد نظر متخصصی تصمیمگیری کند. همۀ فقیهان و دانشمندان اسلامی نیز به این نکته تصریح کردهاند
یکی از مهمترین گروههای خلافکار در اینترنت، هتاکان و دروغ پردازان هستند. دوری از اخلاق و رفتار اسلامی و انسانی زمانی که با ادعای دینی یا ملی یا انسانی یا هر سه جمع شود، وقیحانه تر میشود.
منشاء انحراف فکری و اخلاقی یا منفعت گرایی این جماعت قابل مطالعه و عبرت آموزی است.
مسیر اصلی در مواجهه با این افراد و سایت ها و گروهها، آموختن ادب از بی ادبی آنهاست. آموختن دین از بی دینی آنهاست. آموختن اخلاق از بی اخلاقی آنهاست.
بی شک دروغ و هتاکی آنها، بستر فریب خودشان است که خداوند برایشان مقرر فرموده. به خدا پناه می بریم از شر شیطان و یارانش.
تشکیل ستادهای مجازی انتخابات در دستور کار کاندیداها قرار گرفته است و پیش بینی میشود در جامعه مجازی نیز فعالیت کاندیداها برای معرفی و جلب حمایت گسترش یابد.
مهمترین کارکرد این ستاد ها برای کاندیداها:
١. حمایت از روند اطلاع رسانی تولید و انتشار خبر و محتوا
٢. تبلیغات انتخاباتی
٣. ساماندهی فعالیتهای گروهی و تعاملی
نهم ربیع الاول
سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت
آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها،
حضرت مهـدی مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبریک و تهنیت باد.
مهدیا!
جانها، شورانگیز از یاد دلربای توست. شقایق های شادی بشر، در شبستان شیدایی تو می کاود و شایسته ترین بندگان خدا، شب ها و روزها، شرط تداوم حیات خویش را در آویختن به شاخه طوبای محبت تو می دانند.
یارا!
دلها به یاد تو می تپد و روشنی نگاه منتظران به افق خورشید ظهور توست ... ای برترین افق برای پرواز پرندگان آرزو، ای تجلی آبی ترین آسمان امید، ای منتهای برترین خیال هستی، ای آرمان همه چشم انتظاران، دنیا نیازمند ظهور توست، و قلب انسانها به شوق زیارت روی دلربای تو می تپد.
ای قلب عالم امکان، بیا و گـَرد گامهایت را توتیای چشمانمان قرار ده. بیا که نوای دل انگیز توحیدت را با گوش جان شنواییم.
مولا جان بیا! ...
لینک مطلب:
وی در واکنش به شعار حاضرین در مصلی یاسوج که شعار «یا مرگ یا آزادی» سر میدادند گفت: من میگویم هم زندگی، هم عدالت، هم اخلاق، هم آزادی و هم پیشرفت. مگر انقلاب اسلامی ما جز این میخواست و مگر شعار اصلی انقلاب ما آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی نبود؟
لینک مطلب:
آیتالله سیدعلیمحمد دستغیب در بخشی از سخنان خود خطاب به سیدمحمد خاتمی گفتند: از مزایای رفتاری و اخلاقی شما این است که در مقابل دشمنانتان نهتنها سکوت بلکه احسان هم کردهاید و این از رفتارهای اخلاقی پیامبران است
آیتالله سیدمحمدمهدی دستغیب در بخشی از این گفتگوی صمیمانه گفت: من به شما بشارت میدهم که مردم به طور ویژهای به شما علاقهمندند و دوستتان دارند

شرایط سخت است
سخت تر نیز میشود
ولی همیشه
حق بر باطل پیروز است
مهم انتخاب حق است
که به لطف حق میسر است و بس
با ظهور امام زمان عج نیز
اوضاع سخت تر خواهد شد
برای سختی های پیش از ظهور و پس از ظهور
آماده شدن حق مسلم ماست
به لطف حضرت حق
رئیس دولت اصلاحات با تاکید بر این که از ترور هیچ هراسی ندارد اظهار داشت من سی سال پیش در لیست ترور منافقین بودم و تا همین الان نیز 30 سال بیشتر زنده ماندم
به گزارش خبرنگار اعزامی یاری به یاسوج ، دقایقی پبش سید محمد خاتمی در نشست مطبوعاتی خود با رسانه های محلی در پاسخ به خبرنگار روزنامه اعتماد ملی در یاسوج که نظر او را در مورد مقاله اخیر کیهان در خصوص ترورش جویا شده بود گفت: " به نظر من خیلی نباید به این بحث ها پاسخ داد و البته معتقدم بادمجان بم آفت ندارد "
وی افزود از سالهای اولیه انقلاب که منافقین دست به ترور می زدند من نیز در آن زمان مسئولیت داشتم هر شب آماده یک حمله از سوی آنها را داشتم چرا که در آن زمان در لیست ترور منافقین قرار داشتم وی ادامه دارد و من سی سال است که بیشتر زنده مانده ام و هیچ هراسی از ترور ندارم و باید بگویم سعادت شهادت را نداشتم و اگر هم ترور شوم فدای این ملت
لینک مطلب:
مهندس میرحسین موسوی در روز هفدهم ربیع الاول مصادف با میلاد پر برکت خاتم الانبیا (ص) نامزدی خود را برای شرکت در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام رسمی خواهد نمود.
لینک مطلب:
خاتمی با انتقاد از رسانه ملی گفت: متاسفانه رسانه ملی که از امکانات ملی استفاده میکند باید در آن تحول صورت گیرد تا بتواند صداهای مختلف را به گوش مردم برساند
تاسفانه رسانه ملی جناحی و باندی اداره میشود و با توجه به اینکه وقت اندکی برای تبلیغات وجود دارد چارهای جز این نداریم که در این فرصت کم با استفاده از ارتباطات چهره به چهره و اندک رسانههای مستقل کار خود را انجام دهیم. هر چند معتقدم با توجه به امکانات رقیب، روش موجود روش عادلانهای نیست
لینک مطلب:
خاتمی :
من به شدت موافقم که تفرقه ایجاد نشود و به مردم قول میدهم که با همه امکانات و هر هزینهای که داشته باشد این کار را خواهم کرد و انشاالله مردم در جریان اصلاحطلب شاهد تفرقه نخواهند بود و من از همین جا به همه کسانی که در عرصه هستند میگویم که "ما همچنان که رسالت داشتیم تا به عرصه بیاییم و مواضع خود را بگوییم، رسالت داریم که خواست مردم را که مبتنی بر عدم تفرقه و پراکنده نشدن آرا است را انجام دهیم و من به سهم خودم انجام خواهم داد و مطمئنم دوستان دیگر ما هم در این زمینه اقدام خواهند کرد
لینک مطلب:
خاتمی در خصوص مساله هستهای نیز گفت: افتخار انرژی هستهای متعلق به دولت اصلاحات است هر چند در دولت آقای هاشمی نیز فعالیتهایی در این خصوص انجام شده بود ولی در خصوص پرونده هستهای در دولت اصلاحات پرونده به شورای امنیت نرفته بود و فقط تحریم آمریکا مطرح بود. ولی اکنون تحریمهای دیگر هم صورت پذیرفته و پرونده به شورای امنیت رفته است. هدف ما این بود که ایران با صلابت صاحب تکنولوژی صلحآمیز هستهای شود.
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:در جلسهای در خدمت رهبری به ایشان گفتم، این غلط است که گفته میشود انرژی هستهای حق مسلم ما است، بلکه باید بگوییم تکنولوژی هستهای حق مسلم ما است
لینک مطلب:
خاتمی:
دستاندرکاران انتخابات هم باید به اهمیت رای مردم احترام بگذارند و معتقدم مقام معظم رهبری مراجع گرانقدر باید به برگزارکنندگان انتخابات بگویند که وظیفه مهم آنها این است که رای مردم به سلامت خوانده شود










لینک مطلب:
مهندس میرحسین موسوی که عصر امروز در کنفرانس″حمایت از فلسطین مظهر مقاومت، غزه قربانی جنایت” شرکت کرده بود گفت: شرایط هیچ گاه به اندازه امروز برای اعلام عدم مشروعیت رژیم غاصب صهیونیستی مهیا نبوده است.
به گزارش کلمه، این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتوگو با ستاد خبری این کنفرانس قربانی جنایت، تاکید کرد: امروز افکار عمومی جهان و بخش اعظم دولتها نیز به خوبی به رفتار جنایتکارانه و خوی وحشیگری رژیم صهیونیستی واقفند. وی افزود: در چنین شرایطی، برگزاری کنفرانس بینالمللی حمایت از فلسطین از ارزش و اعتبار بسیاری در جهان برخوردار است.
موسوی گفت: مقاومت مردم فلسطین در جریان حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه و حمایت گسترده افکار عمومی از مقاومت اسلامی، بهترین گواه بر تیره روزی رژیم صهیونیستی و مشروعیت نداشتن این رژیم است.
وی در پایان گفت: کنفرانس تهران نقش موثری در اعلام حمایت جهانی از مردم فلسطین و مقاومت اسلامی با هدف دفاع از آرمانهای انتفاضه دارد.
کارهای خوبی است که انجام نمیدهیم. گاهی نمیتوانیم انجام دهیم. مثلا مربوط به دوره و زمان و مکان دیگر است و یا مقدماتی میخواهد و نسبتی با روحیه ما که از آن بی بهره ایم. گاهی نیز به سادگی میتوانیم و انجام نمیدهیم. این آخری تاسف انگیز است.
انتصابی در کار نبود. اشتباه و تفرقه اصلاح طلبان یعنی خودمان بود. ان شا’ الله تکرار نخواهد شد.
در هر انتخاباتی درصدی اعمال نفوذ افراد و جریانات و متنفذین و در راس همه اعمال نفوذ ها، اعمال نفوذ حکومت وجود دارد ولی در جمهوری اسلامی تا کنون هر جا اکثریت مردم متمرکز شده اند، نتیجه گرفته اند. این تمرکز از طریق رهبری مردم صورت میگیرد. در رای به جمهوری اسلامی و دوم خرداد ٧۶ شاهد چنین حضور پر شور و قاطعی بودیم. در انتخابات دیگر نیز در نهایت رای مردم نافذ بوده است، هر چند عدم حضور عده ای بعنوان کاندیدا و رای دهنده به بعضی انتخابات ها صدمه زده است.
لینک مطلب:
محمد علی ابطحی عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با ابراز تاسف از اهانت های اخیر به سید محمد خاتمی، آن را نشانه ضعف مدعیان اصولگرایی در مواجهه با حضور قدرتمندانه اصلاح طلبان در انتخابات خواند. وی در گفتگو با پایگاه خبری مجمع روحانیون مبارز، با اشاره به اینکه اهانت ها و تخریب های اخیر تفاوت هایی با گذشته پیدا کرده است، گفت: متاسفانه در دور جدید تخریب ها شاهد هستیم که هتاکان این بار بسیار بی پروا تر و بی اخلاق تر از گذشته وارد عمل شده اند و تمام ارزش های مورد ادعای خودشان را هم زیر پا گذاشته اند.
ابطحی با بیان این که در دور جدید تخریب ها هیچ حد و مرزی نگاه داشته نشده است افزود: این قبیل اهانت ها نشان از یک عصبانیت بسیار عمیق و جدی دارد، چرا که ظاهرا برخی از اصولگرایان با اطلاع از گرایشی که جامعه نسبت به خاتمی دارد و حمایت هایی که از کاندیداتوری آقای خاتمی صورت گرفته است نسبت به رای آوری ایشان بسیار نگران شده اند.
لینک مطلب:
دروغ فارس تکذیب شد؛
تولیت حرم شاهچراغ(ع):هیچگونه نامهای در مخالفت با سخنرانی خاتمی به هیچ مرجعی ارسال نشده است
دروغ پردازی و دروغ پراکنی از بزرگترین ابزارهای رسانه های وابسته به بیگانگان استعمارگر و مستبدین داخلی است. کسانی که حقیقت نسبتی با آنها ندارد و اگر گاهی از حقیقت میگویند، فرصت طلبی است.
البته استعمارگران و مستبدین نیز فهمیده اند که به راحتی گذشته نمیتوانند دروغ پراکنی کنند و به همین دلیل به روش های جدیدی متوسل میشوند. هر گروه به اندازه هوش و استعدادشان.
وبلاگستان به جهت خاصیت رسانه ای و شخصی بودن آن و در دسترس عموم بودن، نقش مهمی در مبارزه با استیلای خبری و رسانه ای مخالفان آزادی و استقلال و توسعه و مردم سالاری دارد.
لینک مطلب:
دهانتان را با ناسزا، توهین و افترا آلوده نکنید و آخرتتان را برای دنیای دیگران از بین نبرید
آیتالله ملک حسینی نسبت به ممانعت از سخنرانی خاتمی در مصلای شهر یاسوج انتقاد کرد.
به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، نماینده ولی فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد در این باره گفت: «آقای خاتمی هشت سال رئیس جمهور بوده و شخصیتی مورد تایید رهبر معظم انقلاب اسلامی است و دلیلی ندارد که از سخنرانی او در مصلی شهر ممانعت شود».
وی بیان کرد: «همه کاندیداها و شخصیتها به استانها سفر کرده و سخنرانی میکنند و آقای خاتمی نیز حق دارد که برای مردم سخنرانی کند. مگر خاتمی بیگانه است که اجازه سخنرانی در مصلی را به او ندهند؟»
وی با بیان اینکه بنده به مسئولان استان گفتم که منع خاتمی برای سخنرانی در مصلی یاسوج منعی ندارد اظهار داشت: «مصلای شهر ملک جناح و گروه و فردی خاص نیست و هر کدام از کاندیداها و یا شخصیتهای نظام که میخواهند در آنجا سخنرانی کند نباید مانع آنها شد و موجب نگرانی و بیاعتمادی مردم را پدید آورد».
آیتالله ملک حسینی افزود: «نباید کاری کنیم که مردم بدبین شوند و به بهانههای امنیتی آبروی استان هم لکه دار شود».
نماینده مردم استان در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه از هیچ کاندیدایی در انتخابات حمایت نمیکند، گفت: «باید زمینه را برای انتخاباتی آزاد و پرشور با مشارکت بالای مردم فراهم کنیم».
وی ضمن انتقاد از اهانت و افترا به شخصیتهای نظام گفت: «خاتمی انسان متین، با وقار و مورد تایید رهبری است و کسی حق ندارد به او اهانت و هتاکی کند».
آیتالله ملک حسینی فحاشی، تهمت و افترا را گناه بزرگی در اسلام دانست و تاکید کرد: «دهانتان را با ناسزا، توهین و افترا آلوده نکنید و آخرتتان را برای دنیای دیگران از بین نبرید».
نماینده ولی فقیه در کهگیلویه و بویراحمد با انتقاد از کسانی که میگویند با آمدن فلان کاندیدا اسلام به خطر میافتد، گفت: «امام زمان(عج) حافظ اسلام است و با آمدن و نیامدن و از میان رفتن کسی اسلام به خطر نمیافتد».
وی با بیان اینکه گروههای سیاسی چپ و راست این استان و استان فارس را میشناسم و میدانم چه کسانی در مبارزات انقلاب بودند و چه کسانی نبودند، افزود: «نه این گروه بهشتی هستند و نه آن گروه جهنمی و اگر بهشتی باشند هردو گروهند و اگر جهنمی باشند نیز هردو گروهند وخداوند به باطن افراد و اخلاق، ایمان و عقیده آنان توجه میکند».
قرآن کتاب هدایت است و بسیاری از ما
هدایت را از قرآن و اصحاب قرآن نمی آموزیم
آنقدر حاشیه میرویم که گم میشویم
گاهی به شرق
گاهی به غرب
گاهی به خویش
با هر خویشی نتوان خویشی کرد
خویش اصیل
خویش فطری
خویش پاک
در مسیر بادهای حیات بخش هستی
پذیرای هدایت قرآنی است
خدا خواهد نصیب باشد
به نام خدا
شادتر از همیشه می گم سلام.
می دونم سخت مشغول خونه تکونی و نظافت هستید برای همین یک خسته نباشید جانانه بگم به بچه هایی که بدون غرولند به مامان و باباشون کمک می کنند.
این جوری که بوش میاد بهار داره از راه می رسه به غیر از بوش صدای پاهاش هم داره میادو اگه خدا بخواد قراره یک فصل تازه دیگری رو در زندگی تجربه کنیم…..
خدا بهار امسال به جای ۳ ماه ۱۲ ماه طول بکشه چون این طوری سر تا سر سال بعدمون بهاریه…!
اااااااااااا راستی تا یادم نرفته تولد بچه هایی که تو ماه اسفند به دنیا اومدند رو بهشون تبریک می گم.
تا دست نوشته بعدی
دست علی یارتون خدا نگهدارتون
عمو پورنگ….۱۵/۱۲/۸۷
گاهی و همیشه
مرید و مرادی را
تقلید میکنیم
زنده بود و زندگی کردن را
تقلید میکنیم
فکر کردن و پیروی کردن را
تقلید میکنیم
همه چیز فهمیدنی است
لینک مطلب:
اگر هرم منزلت اجتماعیمان بر مدار پول بنا شده با نگفتنش چیزی حل نمیشود.توده انسانهای گرسنه در هرجامعهای تهدیدکننده است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
بهشت را به بها بدهند
به بهانه ندهند
...
و به بهانه ها
فرصت ها بسازند
برای لایق شد
لینک مطلب:
تصمیم نهایی بعد از یکی شدن کاندیداها و اجماع صورت میگیرد اما در هرحال نظر جمع به آقای میرحسین موسوی نسبت به سایر کاندیداهای حاضر مثبتتر است
سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات در جمع ده هزار نفری مردم پر شور شیراز در استادیوم شهید آیت الله دستغیب این شهر با تسلیت ایام شهادت امام حسن عسگری به بیان ویژگی های این امام شیعیان پرداخت و گفت : ایشان راه پیامبران خدا را ادامه داده و در جامعه ای که سراسر استبداد بود رسالت خویش را انجام دادند.
رئیس جمهور سابق با طرح سوالی در مورد اینکه "رمز وضع بی مثال شیراز که حافظ آن را شهر راز عنوان کرده چیست؟ و چه چیزی در این سرزمین وجود داشت که حافظ وضع آن را بی مثال می داند؟" گفت: اینجا سرزمین عشق ، آزادگی و محبت به پیامبر و اهل بیت و در راس آن احمد بن موسی (ع) است . شیراز سرزمین عرفان و آزادی و سرزمین پارس است. خاستگاه فیلسوف حکملت متعالیه و مرجعیت ، صدرالمتاهین شیرازی (ملاصدرا) است. استان فارس سرزمین جنبش ها و حرکت های عدالتخواهانه از مشروطیت تا انقلاب شکوهمند اسلامی بوده است. و در راه تحقق این هدف شاهد شهیدانی چون آیت ا.. دستغیب و هزاران جوان این دیار بوده ایم تا حرکت امام (ره) را ادامه دهند. نهال جمهوری اسلامی که امروز درخت تناوری است و ما زیر سایه آن هستیم اما این درخت نیاز به مراقبت دارد. خطرهای بزرگی آن را تهدید می کند. بادهای سهمگینی از بیرون توسط توطئه گران برای خشکاندن ریشه نظام و عظمت آن می وزد. و البته تنگ نظری ها و تحجری که در درون ممکن است وجود داشته باشد از خطرات مراقبت از این نظام به حضور و هوشیاری مردم نیازمند است.
خاتمی افزود: اصلاحات واقعی که من آن را بیان کردم و اگر آن را ادامه اصلاحات ٢٠٠ ساله ملت ایران و راه روشنفکران دینی جامعه بدانیم که اوج آن درانقلاب اسلامی بود اصلاحاتی است که قائل به دفاع از جمهوری اسلامی است و مهم ترین رسالت آن را دفاع از آرمان های ملت ، توجه به خواست مردم و اهداف امام می داند که همانا دفاع از آزادی ، استقلال پیشرفت در سایه ارزش های دین خداست.
وی با طرح این سوال که در آغاز چهارمین دهه انقلاب در چه وضعیتی هستیم اظهار داشت : در موقعیت حساس و سرنوشت سازی و در دوره ای به سر می بریم که ورای همه دسته بندی ها و جناح بندی ها می گویم همه شما به حفظ انقلاب و دستاوردهای آن که بزرگترینش جمهوری اسلامی است ، بیاندیشید. اگر مدیریت این کشور در جهت ارمان های انقلاب و بسط آزادی عدالت و پیشرفت و استقلال و کاهش فقر و نابرابری و پیشرفت اقتصادی است ، اگر درآمدهای اقتصادی سرشار کشور در جهت رفع نابرابری ها به کار می رود ، همه باید سعی کنیم این راه ادامه یابد. اما باکمال تاسف شاخص های اعلام شده از منابع رسمی نشان می دهد که کشور در این مسیر نیست. اگر کشور در مسیر چشم انداز بیست ساله که رهبری آن را تبیین کرده اند قرار دارد باید آن را ادامه دهیم وگرنه باید در جهت آنچه به مصلحت مردم ، نظام و رفع تهدیدها است حرکت کنیم.
رئیس دولت اصلاحات افزود: کشورمتعلق به همه شماست. از شعارزدگی باید پرهیز کرد و کشور را در مسیر رفع تبعیض ها ، بهعبود زندگی مردم و تقویت زیر ساخت ها حرکت داد و این نیازمند حضور هوشیار مردم در صحنه است که می تواند این هدف را محقق کند و با امیدواری بیشتر به پیش برد.
وی در ادامه گفت: آنچه امروز در کنار کمبودهای سیاسی ، اقتصادی و امنیتی مشاهده می شود و باید به آن بپردازیم اخلاق است. اخلاق در جمهوری اسلامی در خطر است. ما جامعه مدنی می خواهیم . بازهم می گویم ریشه جامعه مدنی ما در مدینه النبی که محور آن اخلاق بود قراردارد. اگر اخلاق در میان مسوولا ن و حاکمان جامعه تضعیف شود. به جامعه تسری می کند. و بزرگترین هدف پیامبر و جمهوری اسلامی تحقق نیافته است. جامعه مدنی در کنار جامعه اخلاقی معنی می یابد.
لینک مطلب:
به گزارش خبرنگار اعزامی «موج سوم»، سیدمحمد خاتمی پس از ورود به این استادیوم ورزشی 8 هزار نفره که با حداقل 15 هزار نفر لبریز از جمعیت شده بود، مورد استقبال کمنظیر و پرشور اقشار مختلف مردم شیراز قرار گرفت.
شیرازیهای حامی خاتمی با سر دادن شعارهایی چون «امیرکبیر شیراز، خوش آمدی به شیراز»، «آزادی اندیشه بیخاتمی نمیشه»، «خاتمی پاینده، رئیس جمهور آینده»، «خاتمی زنده باد، خامنهای پاینده باد»، «خاتمی خاتمی، حمایتت میکنیم»، «خاتمی قهرمان، امید ملت بمان» و «خاتمی خاتمی، خاتمهی ماتمی» فضای پر شور و هیجانی در سالن ایجاد کردهاند و سخنان خاتمی مکررا با شعارها و تشویقهای پرشور مردم قطع میشود.
خاتمی در بخشی از سخنان آغازین خود شیراز را شهر عشق نامید که مورد مورد تشویق گسترده حضار در سالن واقع شد.
گفتنی است پیش از ورود سیدمحمد خاتمی به استادیوم، از حضور خبرنگاران در محل سخنرانی خاتمی جلوگیری به عمل آمده بود و خبرنگار «موج سوم» و تعدادی دیگر از خبرنگاران نیز از درب پشتی توانستند وارد سالن شوند.
همچنین بنا بر گزارش شاهدان عینی، موتورسوارانی که از شب گذشته اقدام به پارهکردن بنرهای اعلام زمان و مکان سخنرانی سیدمحمد خاتمی در سطح شهر میکردند ظاهری مشابه نیروهای به اصطلاح «لباس شخصی» داشته و نهادهای مسئول نیز در کار آنها مداخلهای نمیکردهاند.
هر چه بیشتر بدانند
بیشتر رنج می برند
و هر چه بیشتر بفهمند
کمتر رنج می برند
دانایان فهیم را ارج نهیم
لینک مطلب از وبلاگستان:
کاش محافظهکارها در این سالها کارهای جدیدی یاد گرفته بودند
من به خاطر خودشان میگویم، و الا ما که همیشه از رفتار محافظهکاران در آستانه انتخابات استفادهی کافی کردهایم. کاش بعد از ۱۰ ، ۱۵ سال راههای جدیدی یاد میگرفتند. مصاحبههای بامزهی آقای فرماندار شیراز را اگر نخواندهاید حتماً اینجا بخوانید. بامزه ترین قسمتش آنست که گفته در صورت حضور خاتمی در حرم شاهچراغ(ع)، چه برای زیارت، چه برای سخنرانی، شورای تأمین شهرستان پاسخگوی اتفاقات نخواهد بود.ر خاتمی در حرم شاهچراغ(ع)، چه برای زیارت، چه برای سخنرانی، شورای تأمین شهرستان پاسخگوی اتفاقات نخواهد بود .گرچه آقای خاتمی امروز به شیراز خواهد رفت ودر سالن شهید دستغیب سخنرانی خواهد کرد. دیشب در ستاد خبر میدادند که عدهای حتماً با پول شخصی!! کلیپهایی درست کردهاند و عدهای را باز لابد مجانی به ایستگاههای مترو فرستادهاند که مرتب SMS علیه آقای خاتمی بلوتوث میکنند. در بوشهر بنرر سخنرانی آقای خاتمی را در وسط میدان اصلی شهر پاره کردهاند. پیشبینی ترور و سخنرانیهای این سو و آن سو و بهکارگیری امکانات کشور برای تخریب آقای خاتمی هم که پروژهی قدیمی شده که قبلا گفته بودند.برای مجالس آقای کروبی هم در همدان مشکلات به وجود آورده اند. به دوستان ستاد آقای خاتمی میگفتم که در این دنیای بی رسانهای، چه امکانی بهتر از این کارهای محافظهکاران وجود دارد که بتوانیم به مردم اعلام کنیم که آقای خاتمی کاندیدا است و امروز مهمان شیرازیها و دو روز بعدش مهمان یاسوجیها و بوشهریها. در کنار اخبار عمومی انتخابات رئیسجمهوری به نظر میرسید که اینبار محافظهکاران روشهای جدیدتری یاد گرفته باشند. وقتی فرماندار شیراز گفته بود که زیارت شاهچراغ ترافیک درست میکند همین جوری یاد سفر های استانی و تبلیغاتی آقای احمدینژاد به یزد افتادم. ولی واقعیت این است که محافظه کاران راه دیگری جز این تخریب ها بلد نیستند.چاره ای هم جز این کارها ندارند. واقعا هم حضورآقای خاتمی معادلات را برهم زده است . باید درکشان کرد.
این مجسمه به ارتفاع 145 سانتی متر و عرض 50 سانتی متر از جمله مجسمه های به جامانده از دوران سلجوقی است که در تزیینات داخل کاخها به کار می رفته است. شمار بسیار اندکی مشابه این مجسمه باقی مانده است. دو نمونه از آن در موزه متروپولبتن نیویورک وجود دارد. در این نمونه، حاشیه لباس دارای تزیینات است و بر روی آستین عبارت "متعلق به خدا (احتمالا به عربی)" به چشم می خورد.

لینک مطلب:
وزیر اطلاعات دولت اصلاحات با انتقاد از برخی نشریات که ترور"بینظیر بوتو" را با شرایط سیاسی ایران شبیه سازی کرده بودند، تاکید کرد: این اظهارات موضع رسمی هیچ نهاد و ارگانی نیست بلکه ناشی از تصورات ذهن افراد تند و افراطی است که البته همه بزرگان دلسوز نظام از این موضوع ناراحت شدند
مشاور امنیتی رئیس قوه قضاییه ترور را خشنترین جلوه تهدید دانست و اظهار داشت: بعضی گروههای ضد انقلاب برای مقاصد سیاسی خود در مقاطع مختلف بعد از انقلاب به این کار(ترور) مبادرت ورزیدند و موجب ناامنی جامعه شدند.
روحانیت اگر در مقابل تخریبها سکوت کند، تاریخ قضاوت خوبی از آنها نخواهد داشت
یونسی با تاکید بر اینکه نقش روحانیت و نخبگان در جامعه دینی ایران بسیار تاثیر گذار است، گفت: روحانیت و اهل سیاست نباید در مقابل این تخریبها سکوت اختیار کنند؛ چرا که اینگونه تخریبها زیبنده نظام ما نیست و اگر آنها به وظیفه اصلی خود عمل نکنند، تاریخ قضاوت خوبی از آنها نخواهد داشت
وی با بیان اینکه تجربه نشان داده تخریبهای صورت گرفته تاثیری در رای و نظر مردم ندارد
عدهای اصرارشان بر این است که یک حزب و شخصیت سیاسی را مخالف نظام و عدهای را نیز طرفدار نظام معرفی کنند و این کار از اشتباهات بزرگ است. جامعه ما مایل است که آزادانه در انتخابات شرکت کرده و شخصیت مورد نظر خود را انتخاب کند
یونسی در بخش دیگری از این گفتوگو با انتقاد از برخی سخت گیریها در جامعه،گفت:حمله به اجتماعات،جلوگیری از برگزاری جلسات و نیز عدم رعایت قانون در بازرسیها، و نیز سخت گیری در گزینشها، از جمله مصادیق تنگ نظری و مزاحمت برای مردم است.
وی تاکید کرد: افراد قلیلی هستند که اصرار دارند اکثریت مردم در مقابل اعمال تند و غیر قانونی آنها سکوت کنند در حالیکه اکثریت جامعه ما ضد تنگ نظری،خشونت و افراطگری هستند.
وزیر اطلاعات دولت اصلاحات با بیان اینکه طیف معدودی از جامعه طرفدار خشونت هستند، اظهار داشت: هر گروه خشن و تنگ نظر حتما دیر یا زود از طرف جامعه ما طرد میشود و هیچ گروه افراطی را سراغ نداریم که با این روشها به حیات خود ادامه داده باشد.
وی در پاسخ به این سوال که وظیفه دستگاههای مسوول در قبال تخریبها و تهدیدها چیست؟گفت: نهادهای مسئول هم وظیفه برقراری سلامت و امنیت انتخابات را دارند و هم وظیفه حفظ امنیت شهروندان و کاندیداها را و اگر افراد خودسر و خشن بخواهند آسیبی به کاندیداها و شهروندان برسانند وظیفه نهادهای مسئول است که امنیت همه را حفظ کنند.
عضو شورای عالی قضایی افزود: جامعه ما جامعه رشد یافتهای است که هرگز مسائل سیاسی خود را از طریق زور و اعمال خشونت حل نکرده است و جا به جایی قدرت اجرایی توسط مردم صورت گرفته نه توسط کودتا و ترور. برعکس خیلی از کشورهای منطقه که قدرت در آنها از طریق ترور و خشونت جا به جا میشود
یونسی تصریح کرد: اگر دولتهای غربی از بینظیر بوتو حمایت میکردند دلیل بر این نبود که او وابسته به آنها بود، این اتفاق برای دولت فعلی عراق نیز رخ داده و آمریکا از این دولت حمایت میکند ولی جمهوری اسلامی نیز از دولت مالکی حمایت میکند که این کار به نفع منافع ملی ما است. ما در رد و قبول دولتها باید منافع ملی خودمان را درنظر بگیریم
وی با انتقاد از مقاله اخیر یکی از روزنامهها در خصوص پیشبینی سرنوشتی برای محمد خاتمی به مانند سرنوشت خانم بینظیر بوتو،گفت:این شبیهسازی به هیچ وجه جدیتی در آن وجود ندارد و موضع رسمی هیچ نهاد و ارگانی نیست، بلکه تصورات ذهن افراد تند و خشن است که آنگونه که من اطلاع دارم همه بزرگان از انتشار این مقاله متاثر شدند و به همین دلیل هم آیت الله مهدوی کنی موضع گیری صریحی در این خصوص داشتند
موضع گیریهای اخیر کروبی شجاعانه و قابل تقدیر است
یونسی در پایان گفتوگوی خود با ایلنا در خصوص موضعگیریهای اخیر مهدی کروبی و نامه نگاریهای او به مسوولان نیز گفت:موضع گیریهای اخیر آقای کروبی موضع گیریهای درست و قابل تقدیری است که من شخصاً به عنوان یک ارادتمند آقای کروبی از موضع گیریهای شجاعانه ایشان در مقاطع مختلف تشکر میکنم
لینک مطلب:
یونسی در پایان گفتوگوی خود با ایلنا در خصوص موضعگیریهای اخیر مهدی کروبی و نامه نگاریهای او به مسوولان نیز گفت:موضع گیریهای اخیر آقای کروبی موضع گیریهای درست و قابل تقدیری است که من شخصاً به عنوان یک ارادتمند آقای کروبی از موضع گیریهای شجاعانه ایشان در مقاطع مختلف تشکر میکنم
تو دهنی باید اخلاقی باشد
مبتنی بر عملکرد و رفتار باشد
نه ظاهری و خطا
وگرنه به ظاهر تخریب دیگری و به واقع تخریب خویش است
بی ارزش برای ارزشمداران
بی نتیجه برای عملگرایان
احتمال خطای گروهی منتخب کمتر از احتمال خطای یک فرد منتخب است. به همین دلیل تصویب اقدامات و نظارت بر اجرای مصوبات دولت توسط مجلس شورای اسلامی امر پسندیده ای است. این کنترل و نظارت زمانی ارزشمندتر میشود که جلوی تخلفات و اقدامات غیرمدبرانه دولت ها گرفته شود.

"no description"
عکس از اینترنت
سروش صحت
گوینده رادیو داشت درباره مفهوم شجاعت صحبت می کرد؛ «اقرار و اعتراف یک نوع شجاعت است. مثلاً زمانی که خطایی مرتکب می شویم اگر به خطای خود اعتراف کنیم، این نشان دهنده شجاعت ماست یا اگر وظیفه یی بر عهده ما بگذارند و قادر به انجام آن نباشیم بهترین کار این است که شجاعانه از قبول آن وظیفه امتناع کنیم.» گفتم؛ «این هم دلش خوش ً ها... اگر این جور شجاعت ها تو آدما پیدا می شد که وضعمون بهتر از این بود.» راننده تاکسی نگاهی به من کرد و لبخند زد. احساس کردم در خنده اش مایه یی از تمسخر بود. پرسیدم؛ «به من خندیدید؟» راننده گفت؛ «تقریباً.» گفتم؛ «چرا؟» گفت؛ «آخه شما خودت هم که...» گفتم؛ «خودم چی؟» راننده گفت؛ «اگه شجاع بودی نصف پنجشنبه ها به جای این چیزایی که تو روزنامه می نویسی باید هیچی نمی نوشتی.» گفتم؛ «شما این یادداشت ها رو دوست ندارید؟» گفت؛ «بیشترش را نه. شجاعت شما هم اینه که وقتی حرف حساب نداری بیخود وقت ما رو نگیری.» گفتم؛ «یعنی گاهی ستون را تعطیلش کنم؟» گفت؛ «آی بارک الله پسر شجاع.» مردی پهلویم نشسته بود و به رو به رو نگاه می کرد. از مرد پرسیدم «شما تا حالا این یادداشت های پنجشنبه ها را خوانده اید؟» مرد گفت؛ «بعضی هایش را.» گفتم؛ «نظرتون چیه؟» مرد گفت؛ «به نظر من کلاً، شجاع باش.»
چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده
به دام افتد
و با پرده پوشی بر گناه
فریب خورد
و با ستایش شدن
آزمایش گردد
و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن نیازمود
نهج البلاغه هرگز به اهمیت و اعتبار قرآن کریم نرسیده و نخواهد رسید. چه از آن جهت که ممکن است به نهج البلاغه ی تدوین شده توسط سید رضی بزرگوار خطای جمع آوری و ... راه یافته باشد و چه از آن جهت که مبدء قرآن کریم خداوند متعال است. قرآن کتابی الهی است که از زبان پیامبر ص جاری شده و حتی با زبان و ادبیات بشری پیامبر ص متفاوت است.
اما نهج البلاغه وضعیتی متفاوت دارد. بشری و مملو از ظرافت های اندیشه ی کمال یافته بشری متاثر از تعالم انبیاء است. نهج البلاغه گرچه بشری است ولی روح کتاب خدا و تعالیم پیامبر خدا و روح الهی خلیفه الله در آن بروز یافته است
به دلیل گزیده بودنش،
به دلیل انتساب به زندگی و اندیشه و عمل علی علیه السلام
و به دلایل دیگر،
حکایتی متعالی از کوشش و عمق اندیشه و احساس انسانی کامل است
نهج البلاغه ی علی ع برای
مبارزان عدالت و آزادی
عاشقان و عارفان
حکیمان
و همگان پربها و زیباست

عکس از اینترنت
قبلا نیز اشاره کرده بودم که اصلاح طلب و اصولگرا یک مفهوم مشابه نیستند و نشان دهنده تمایز دو گروه و مشرب سیاسی متفاوت و رقیب است که در گذشته با عنوان راست و چپ شناخته میشدند و نمیشود در یک نفر جمع شود و اگر چنین شود، آن فرد متهم به دوگانگی رفتاری و ... میگردد ولی:
١. اصولگرایی و اصلاح طلبی به معنای توجه بیشتر هر طرف به بعضی اصول و بعضی اصلاحات است و منافی گرایش اصلاح طلبانه و اصولگرایانه هر دو طرف نیست.
٢. امکان وحدت اصولگرا و اصلاح طلب وجود دارد ولی در عمل و نه نظر. یعنی بنا به مصلحت فردی یا گروهی یا برای کشور یا دین با یکدیگر همکاری برادرانه یا غیربرادرانه کنند ولی شاخصه هایشان همچنان آنها را از یکدیگر متمایز میکند.
٣. به نظر بنده اصلاح طلبان ارشد چون خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی و عبدالله نوری و محتشمی پور و موسوی خوئینی ها و سید حسن خمینی از اکثریت قاطع اصولگرایان، به اصول و مبانی توجه و و تعلق فکری و التزام عملی بیشتری دارند.
سروش صحت
گوینده رادیو داشت درباره مفهوم شجاعت صحبت می کرد؛ «اقرار و اعتراف یک نوع شجاعت است. مثلاً زمانی که خطایی مرتکب می شویم اگر به خطای خود اعتراف کنیم، این نشان دهنده شجاعت ماست یا اگر وظیفه یی بر عهده ما بگذارند و قادر به انجام آن نباشیم بهترین کار این است که شجاعانه از قبول آن وظیفه امتناع کنیم.» گفتم؛ «این هم دلش خوش ً ها... اگر این جور شجاعت ها تو آدما پیدا می شد که وضعمون بهتر از این بود.» راننده تاکسی نگاهی به من کرد و لبخند زد. احساس کردم در خنده اش مایه یی از تمسخر بود. پرسیدم؛ «به من خندیدید؟» راننده گفت؛ «تقریباً.» گفتم؛ «چرا؟» گفت؛ «آخه شما خودت هم که...» گفتم؛ «خودم چی؟» راننده گفت؛ «اگه شجاع بودی نصف پنجشنبه ها به جای این چیزایی که تو روزنامه می نویسی باید هیچی نمی نوشتی.» گفتم؛ «شما این یادداشت ها رو دوست ندارید؟» گفت؛ «بیشترش را نه. شجاعت شما هم اینه که وقتی حرف حساب نداری بیخود وقت ما رو نگیری.» گفتم؛ «یعنی گاهی ستون را تعطیلش کنم؟» گفت؛ «آی بارک الله پسر شجاع.» مردی پهلویم نشسته بود و به رو به رو نگاه می کرد. از مرد پرسیدم «شما تا حالا این یادداشت های پنجشنبه ها را خوانده اید؟» مرد گفت؛ «بعضی هایش را.» گفتم؛ «نظرتون چیه؟» مرد گفت؛ «به نظر من کلاً، شجاع باش.»
اعلام حمایت امام جمعه در سفر استانی، تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد و حامیانش آشکارتر میشود
لینک اصل خبر:
حسنی نماینده ولیفقیه در آذربایجانغربی و امام جمعه ارومیه، در مراسم دیدار رییسجمهور با مردم استان در ورزشگاه تختی ارومیه، با اشاره به عملکرد دولت نهم گفت: دولت نهم برنامههای بسیار مناسبی را در کشور اجرا کرده و طرحهای عظیمی را برای پیشرفت کشور به بهرهبرداری رسانده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، حجتالاسلام و المسلمین "غلامرضا حسنی"، افزود: امروز رای قاطع خود را به احمدینژاد اعلام کرده، در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز با تمام وجود از ایشان حمایت خواهم کرد.
{این مقاله در سمینار پذیرفته نشد}
پانزدهمین همایش بیمه و توسعه
«عملیاتی کردن طرح تحول صنعت بیمه»
ارزیابی عملکرد شرکتهای بیمه در اجرای برنامۀ جامع توسعۀ تجارت الکترونیک
(بررسی وضع موجود)
بهمن کبیری پرویزی
مترجم
واژگان کلیدی: فروش آنلاین، برنامۀ جامع توسعۀ تجارت الکترونیک؛
چکیده
در این مقاله عملکرد شرکتهای بیمه بر اساس برنامۀ جامع توسعۀ تجارت الکترونیک مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس نتایج حاصله مشخص شد صنعت بیمه از برنامۀ جامع توسعۀ تجارت الکترونیک عقب مانده است. سپس با توجه به شرایط مشاهده شده راهکارها و راهبردهائی برای نفوذ بیشتر در بازار و افزایش ضریب نفوذ بیمه پیشنهاد گردید.
مقدمه
برنامۀ جامع توسعۀ تجارت الکترونیک در جلسۀ هیأت دولت مورخ 5/4/1384 به تصویب رسید. همانگونه که در متن مقاله ذکر شده است به استناد مادۀ 30 برنامه جامع توسعه تجارت الکترونیک مصوب جلسه 5/4/1384 هیأت وزیران، بیمه مرکزی ایران مکلف است به منظور تسهیل در انجام عملیات بیمه الکترونیک، نسبت به بررسی، مطالعه و سیاستگذاری روش ارائه خدمات نوین بیمهای در چارچوب استانداردهای تجارت الکترونیک به گونهای اقدام کند که تا پایان سال 1385 این اقدامات در صنعت بیمه تحقق یابد. در زمان تهیۀ این گزارش در مهر سال 1387 و با گذشت یک سال و هفت ماه از پایان مهلت مقرر در مادۀ سی برنامۀ فوق به نظر میرسد تا اجرای کامل برنامه راهی طولانی باقی است و شرکتهای بیمه هنوز عجلهای در اجرای برنامۀ جامع توسعۀ تجارت الکترونیک ندارند. پیمایش وب سایتهای شرکتهای بیمه و تطبیق خدمات ارائه شده با برنامۀ جامع توسعۀ تجارت الکترونیک نتایج خوبی در بر ندارند.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
عده ای به راحتی و با تسامح و تساهل نامشروع و نامعقول وجه بشری انبیاء و اولیاء را علیرغم صراحت قرآن کریم و سنت نبوی ص و معارف دینی نادیده میگیرند و انکار میکنند.
نه انبیاء قبل از حضرت رسول ص و نه امامان پس از او علیهم السلام هیچکدام برتر از او نبودند. درود خداوند بر انبیاء و امامان و اولیاء الهی
دو تن به خاطر من به هلاکت رسیدند
دوست افراط کنند و دشمن دشنام دهند
نقل کرده اند که نماینده مجاهدین خلق در نجف خدمت امام رسیدند و ایدئولوژی خود را مطرح کردند. امام هیچ اظهار نظری نکردند و به درخواست حمایت آنان با سکوت پاسخ دادند. اگر اشتباه نکنم در همین رابطه بود که امام به ادعای افراطی آنها در مسلمانی اشاره کرد.
امروز نیز میتوان صفت نفاق را در بعضی افراطی ها و تفریطی ها دید و آشکارتر از همه در تفریطی هایی که به خدمت افراطی ها در می آیند یا افراطی هایی که در خدمت تفریطی ها هستند.
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر فرماید ان شاء الله
آرزوهای مردان بلندتر و پر حاشیه تر از آرزوهای زنان است. قاعدتا به دلیل فرصت های اجتماعی بیشتری است که در چند هزار سال گذشته داشته اند. شاید بخشی از بدجنسی های مردان نیز به همین آرزوهای بلند بازگردد.
چقدر فاصله بین دو عمل دور است:
عملی که لذتش میرود و کیفر آن می ماند
و عملی که رنج آن میگذرد و پاداش آن ماندگار است
آقای هاشمی رفسنجانی فرصت یافت پس از رحلت حضرت امام ره و اعدام صدام حسین به عراق سفر کند. سالهای سال ایران و عراق دشمن بودند و امروز دوست هستند. شاید روزی بیاید که دوباره دشمن یا رقیب خطرناک یکدیگر شوند ولی امروز حضور هاشمی در عراق رویدادی تاریخی و به یاد ماندنی است. فرمانده ی ارشد نیروهای نظامی کشور در جنگ هشت ساله ایران و عراق از عراق دیدن میکند.
لینک مطلب:
اقدامات شگفت انگیز دولت نهم تمامی ندارد.این دولت هر کاری بخواهدانجام می دهد و به هیچ کس هم پاسخگو نیست٬راه ندادن مهدی کروبی که سالها رئیس مجلس شورای اسلامی و از شخصیت های پر نفوذ نظام محسوب می شود٬به دانشگاه همدان از آن اتفاقات نادری است که هر تحلیلی را سالبه به انتفاع موضوع می کند٬چرا که خود خبر گویای همه چیز است.دولتی که در سفرهای استانی از همه امکانات برای تبلیغ خود استفاده می کند با بهانه و بی بهانه کوچکترین روزنه ای برای رقبایش باقی نمی گذارد تا با مردم سخن بگویند.
پاتک مهدی کروبی هم نشان داد او می داند چطور این محدویت را به نفع خود مصادره کند.پشت در ماندن بیش از صد سخنرانی بازتاب بیشتری می یابد و اقدامی که قرار بود فضا را به ضد او تنگ کند توجه گسترده افکار عمومی را برایش به ارمغان آورد.این اقدام نشان می دهد اصلاح طلبان درانتخابات راه دشواری را در پیش دارند و بسیار تدبیر٬خلاقیت و همراهی سخت کوشانه افکار عمومی را می طلبند تا این راه دشوار را آهسته آهسته بپمایند و با تنی خسته به مقصد برسند.ستادهای انتخابات باید راههای شناخته شده را فراموش کنند و با خلاقیت تیم رئیس جمهوری فعلی را در عرصه تبلیغات غافلگیر کنند.
بنظرمی رسد نامزدهای دیگر اصلاح طلب از جمله محمد خاتمی٬میرحسین موسوی و...باید تاحدودی قید سخنرانی های رسمی را بزنند و بطور بی واسطه هر جا مردم حضور دارند٬حاضر شوند و با آنها در کوچه و خیابان هم سخن شوند.این اقدام می تواند موجی را برانگیزد که شور انتخاباتی را تا اعماق جامعه بکشاند.با این اقدام دولت به ناچار عقب خواهد نشست و در مراکز رسمی و شناخته شده را به روی رقبا باز خواهد کرد.در بعضی از کشورها نامزدها و هوادارهایشان به در خانه های مردم می روند و می کوشند آنها را اقناع کند.این اتفاق اگر به سود دولت نباشد با داغ شدن فضای انتخاباتی کل نظام از آن سود خواهد برد و مناقع آنرا دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات دشوار سیاسی فرامرزی حس خواهند کرد.
بحث وبلاگی در میز انقلاب (نقد بوترابی) از وبلاگ حاج محسن:
یعنی شما نا خواسته بروز انقلاب درجوامع مدرن را مورد بحث قرار داده اید!
جوامعی که دارای قانونند ومشروعیت حکومت بستگی به اقبال مردم دارد ، جامعه مدرن محسوب میشوند .
ولی در ایران قبل از مشروطه چیزی به نام قانون مدنی وجود نداشته است . در حالیکه انقلاب مشروطه در آن زمان رخداد.
در زمان سلطنت پهلوی نیز اگرچه چیزی به نام قانون اساسی وجود داشت ، لیکن طبق همان قانون اساسی سلطنت موهبت الهی بود ، یعنی شاهنشاهان هرگز مشروعیت خود را متکی براقبال مردمی نمیدانستند. و حال آنکه انقلاب اسلامی در دوران پهلوی بهوقوع پیوست.
2-شما اجرایی نشدن تصمیمات مردم را از عوامل بروز انقلاب دانسته اید . و حال آنکه واژه ای به نام "تصمیمات مردمی" نه تنها در رژیم قاجار بلکه حتی تا اواخر رژیم پهلوی که قرار بود با شعار "پیش بسوی دروازه های بزرگ تمدن" در ایران جوامع مدرن را شبیه سازی کنیم ، واژه "تصمیمات مردمی" محلی از اعراب نداشت.
4-شما از الهام بخشی قیام عاشورا و آرزوی ملت ما برای تحقق عدالت علی(ع) نامبرده اید ولی آیا غیر از این است که 50 سال رژیم پهلوی در این کشور حکومت کرد . پس چرا این الهامت و این آرزوها زودتر بروز همگانی پیدا نکرد .
5- بنظر میرسد اجزای تحلیل شما و پارامترهایی که برشمردید صحیح است ولی ترکیب این پارامترها اگر هم صحیح باشد با انقلاب اسلامی و با انقلاب مشروطه انطباق ندارد.
===================================
توضیحات بوترابی:
از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با ملتبرای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است.
انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد.
٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ...
خیلی سخت
ولی گذشت
...
به پایان دولت نهم به ریاست آقای احمدی نژاد
نزدیک میشویم
انتظار لطف و عنایت خاص الهی داریم
به امید روزهای بهتر برای ملت
که نزدیک و نزدیکتر میشود
خداحافظی با احمدی نژاد حق مسلم ماست
"Descent From 17k _by photo61guy"
عکس از اینترنت
لینک مطلب: جهت گیری مردمی آقای کروبی در انقلاب بر همگان آشکار است و انگیزه راه اندازی مجمع روحانیون مبارز نیز در همین راستا است. خوشبختانه برخی گروه ها که در انتخابات گذشته به سمت تحریم رفته بودند امروز معتقدند که باید حضوری جدی در انتخابات داشته باشند و این امری است مثبت که باید از آن استقبال شود
دیدار آقای کروبی با دانشجویان محصور مستقر در دانشگاه بوعلی همدان در حالی صورت می گیرد که به دستور ریاست این دانشگاه برای عدم حضور ایشان به دانشگاه درب ها بسته شده است. آیت الله کروبی در پشت نرده های دانشگاه سخنرانی می کند
کروبی :
دانشگاه مرکز تضارب و تبادل افکار است ، محیطی است که در آن گرایش های مختلف فلسفی ، علمی و اعتقادی مطرح می شوند. مقام معظم رهبری نیز همواره تاکید دارند که دانشگاه باید سیاسی باشد
در نظامی که قرار بود مخالفین هم بتوانند در دانشگاه حاضر شوند امروز یاران امام را هم راه نمی دهند !
لقمانیان:
طبیعی است که وقتی مسئولی جدید بر سر کار می آید برخی از برنامه ها را ادامه و برخی دیگر را متوقف می کند من تلاش می کنم کابینه ای کم نظیر یا بی نظیر با بهره گیری از نیروهای مجرب و صاحب نظر تشکیل دهم . وی افزود: احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی و پرهیز از سخنان نسنجیده در سطح بین المللی که موجب هزینه های هنگفتی برای کشور می شود از جمله این برنامه ها است
امام جمعه همدان:
=====================
حکم بین المللی بازداشت جنایتکاران اسرائیلی کی صادر میشود!؟
لینک مطلب:
باور من این است که ما حداقل شاهد حضور دو نامزد در جبههی اصلاحطلبها خواهیم بود
لینک مطلب:
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: برای همه مسائل اعم از اقتصاد، فرهنگ و حتی برای خواب شب انتخابات نیز برنامهریزی دارم.
کروبی در پاسخ به این سئوال که برای مقابله با فعالیتهای گروههای فشار چه تدابیری اندیشیده است، گفت: امیدوارم فشار و تهدیدی از جانب گروههای فشار رخ ندهد، ولی در صورت بروز چنین مواردی، برای همه مسائل اعم از اقتصاد، فرهنگ و حتی خواب شب انتخاب نیز برنامهریزی دارم، ولی فعلأ صحبتی راجع به این برنامهها نمیکنم تا لو نرود.
مهدی کروبی در دور پیشین انتخابات هنگامی که از راهیابی به دور دوم بازماند اعلام کرد: « تا قبل از اینکه بخوابم نفر دوم بودم اما نمی دانم چه شد در زمان کوتاهی که خوابیدم سوم شدم، انگار که به خواب اصحاب کهف رفته بودم.»
| به گزارش یزدآنلاین، به منظور بررسی در به تحقق رسیدن شعارهای انتخاباتی دولت نهم، 21 وعده انتخاباتی دکتر احمدی نژاد را که در سخنرانیهای ایشان عنوان شده، بدون هیچگونه تحلیل در ادامه آورده ایم و قضاوت در این باره به خوانندگان فهیم واگذار می شود. |
1- ما ایده ای را که دنبال می کنیم، شهرهای تخصصی است. این شدنی است. الان مشکل مسکن و اشتغال داریم... در حوزه اجرا شهرهای تخصصی شدنی است.
2- معتقد به تمرکز زدایی از تهران هستیم.
3- الان می پرسند چرا رفتی در کاخ ها نشستی. می گویند آبروی نظام است. از کجای اسلام این را استخراج کرده اید از کجای خواست مردم این را استخراج کردید.
4- دولت در عرصه فرهنگ باید حامی و هدایت گر باشد... دولت باید از معیشت هنرمندان حمایت کند و آنها بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند. این شدنی است... در این عرصه سرمایه گذاری کردن هیچ ضرری ندارد.
5- آموزش عالی باید جهتش را عوض کند و موجودی علمی کشور را باور کند.
6- دانشگاهی که از فعالیت سیاسی خالی باشد، از ماموریت خود دور افتاده است... دانشگاه باید سئوال کند که آقای مدیر چرا در فضای عمومی کشور بی اعتمادی است... این می شود کار سیاسی پایه ای.
7- تفکیک جنسیتی ظلم به زنان است... شایسته سالاری در دولت خواهد بود.
8- بیش از ۴۰ درصد تردد در تهران از ماشین های دولتی است... روزانه ۴ میلیون لیتر بنزین در تهران مصرف می شود... دولت باید از خودش شروع کند... سازمان چای باید در شمال باشد. تاسیسات نفتی در جنوب. مس در کرمان باشد. اما اینجا است.
9- ما هیات دولت داریم اما اینها جزایر متفرقه اند... وزیر باید خود را در قالب دولت ببیند... باید یک همگرایی بین اعضای دولت باشد.
10- در کارخانجاتی که دست دولت است، ما مشکل بهره وری داریم.
11- سیاست خارجی تامین امنیت ملی و منافع ملی است. این ماموریت سفرای ما است... سیاست خارجی ما الان منفعل است. یک فشار کوچولو، آگراندیسمان بزرگنمایی می شود و به مردم منتقل می شود.
12- در شرایطی که یکی از کشورهای آمریکای جنوبی علیه کشور ما پرونده سازی می کرد و همزمان وزارت خارجه از ایران دفاع می کرد، یک وزارتخانه اقتصادی رفت و با آن کشور قرارداد یک میلیون دلاری بست. باید گفت نمی خرم. به چه دلیل هم علیه ما قطعنامه صادر می کنند و هم با ما قرارداد می بندند.
13- در سه ماه اول تشکیل دولت فضای عمومی کشور عوض خواهد شد. فضای کار و تلاش برای اعتماد از دست رفته بازیابی خواهد شد.
14- در یک سال پس از تشکیل دولت حتی سیاست های اقتصادی خود را نشان خواهد داد.
15- کاهش هزینه مسکن وظیفه دولت است. ما برنامه ای برای آن داریم.
16- در بحث دانشجویان اتفاق مهمی خواهد افتاد... هزینه تحصیل به شدت کاهش پیدا می کند.
17- از محل صرفه جویی شرکت های دولتی، آموزش و پرورش تامین خواهد شد... حتما این کار واگذاری آموزش و پرورش به شهرداری طبق برنامه سوم توسعه را می کنم، در همه کشور.
18- انتقاد یک موهبت الهی است. یک مدیری که نشنود مدیر نیست. منتقدین صد تا حرف می زنند. حتی اگر یکی از آنها مفید باشد، می ارزد که تمام آن صد حرف را گوش کنی. در کشور ما این گونه است که از صد حرف ۴۰ یا ۶۰ حرف آن به دردبخور است. این در دنیا خیلی زیاد است. این بزرگترین سرمایه یک کشور است. اگر کسی فکر کند که عقل کل است این نشان می دهد که هیچی نیست... دولت باید بشنود. بشنود، فرهنگ نقد ایجاد می شود... ما باید بپذیریم که یک خانواده ایم... اگر این احساس را در خود زنده نگه داریم آن وقت اگر یک ایرانی دیگر، چیزی بگوید، دیگر ناراحت نمی شویم.
19- مردم نوسان تغییر قیمت نفت را در زندگی خود باید ببینند. نفت می شود ۸ دلار زندگی همان است که بود. می شود ۵۰ دلار باز همان است. این شدنی است.
20- واقعا مشکل مملکت ما، مشکل موی بچه های ما است بچه ها می خواهند هر جور موی خود را بگذارند. به من و تو چه ربطی دارد. مردم سلایق گوناگون دارند... شان دولت این است شان مردم این است آیا مشکل مردم این است که فلان دختر، فلان لباس را بپوشد.
21- دولتی که در ارائه خدمات خط کشی کند، دولت مردمی نیست.
| تصمیم به آمدن و نیامدن جناب موسوی تا آنجایی که آقای احمدینژاد را میشناسم در تصمیم ایشان چندان تاثیر جدی نخواهد داشت. | |
|
آفتاب: مرتضی آقاتهرانی معتقد است احمدینژاد درمقابل میرحسین موسوی هم رای خوبی میآورد. |
لینک مطلب:
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) حمایت و انتقاد همزمان از اصلاح طلبان را استراتژی خود در انتخابات آینده ریاست جمهوری عنوان کرد
لینک مطلب:
آیت الله توسلی تنفر امام از مقدس مآبان و متظاهران را این گونه ترسیم می کنند:
"امام مقدس واقعی را دوست می داشت ، آن چه موجب ناراحتی ایشان شده بود، مقدس مآبی بود.کسانی که سطح فهم و آگاهی شان کم بود ، ولی در پوشش اظهار قدس و تقوی ، اهداف خود را دنبال می کردند و و مانع اموری می شدند که نسبت به آن ها آگاهی نداشتند.

امام کسی بودند که در تمامی دوران نهضت ، از برخوردهای این قبیل افراد، زجر کشیده بودند، اساسا امام از تظاهر خوششان نمی آمد؛ به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند؛ مثلاً ایشان از تیمسار ظهیر نژاد خوشش می آمد؛ زیرا وی اهل تظاهر نبود.هر روز ریشش را تیغ می زد و همان طور خدمت امام می رسید! حتی خیلی ها خواستند ایشان را جابه جا کنند، ولی امام حاضر نمی شدند.
یادم است روزی عده ای از فرماندهان ارتش از جمله ، فرمانده ی نیروی هوایی که بعد معلوم شد آدم منحرفی هم بوده و ریشی هم گذاشته بود، خدمت امام آمده بودند، قرار شد فرمانده ی نیروی هوایی گزارش بدهد.قبل از گزارش ،شروع کرد به خواندن دعای فرج! آقای ظهیر نژاد گفت: آقا عوام نیستند، حرف را بزن! امام از این سخن خوششان آمد و خندیدند"
(از کتاب تحجر و تحجرگرایی از منظر امام خمینی (س))
لینک مطلب:
در این کنفرانس بینالمللی که سران سه قوه کشورمان، شخصیتها، افراد و هیاتهای پارلمانی بیش از 80 کشور جهان حضور دارند، رهبر معظم انقلاب اسلامی به سخنرانی پرداختند.
ریاست این اجلاس را علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی بر عهده دارد و شخصیتهای برجسته داخلی و خارجی در آن حضور یافته اند
چهارمین کنفرانس بینالمللی حمایت از مردم فلسطین با عنوان «حمایت از فلسطین مظهر مقاومت؛ غزه قربانی جنایت» صبح امروز چهارشنبه با حضور آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی کار خود را آغاز کرد. به گزارش ایسنا، در این کنفرانس بینالمللی که سران سه قوه کشورمان، شخصیتها، افراد و هیاتهای پارلمانی بیش از 80 کشور جهان حضور دارند، رهبر معظم انقلاب اسلامی به سخنرانی پرداختند.
ریاست این اجلاس را علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی بر عهده دارد و شخصیتهای برجسته داخلی و خارجی در آن حضور یافته اند.
دکتر محمود احمدینژاد رییسجمهوری نیز از جمله سخنرانان این کنفرانس است.این کنفرانس به مدت دو روز در سالن اجلاس سران تهران برگزار میشود.
از برخی مجامع بین المللی از جمله اتحادیه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی و تعداد دیگری از مجامع بین المللی و غیرمتعهدها و نیز شخصیتهای برجسته جهان اسلام، چهرههای حقوقی و وکلای برجسته بین المللی، سازمانهای غیردولتی و حقوق بشر و مدافع فلسطین نیز برای حضور در این کنفرانس دعوت شده است.
از اهداف این کنفرانس بین المللی میتوان به بهرهگیری از ظرفیتهای نقاط مختلف جهان و هماهنگی بین آنها در رابطه با تحقق اهداف کنفرانس و تمرکز آنها در یک نقطه و همچنین پیگیری محاکمه جنایتکاران صهیونیست اشاره کرد.
لینک مطلب:
به گفته فرماندار شیراز، شورای تامین شهرستان شیراز به خاطر مسائل ترافیکی انجام سخنرانی در شاهچراغ(ع) را میسر نمی داند و چنانچه این امر صورت گیرد و مشکل یا اتفاقی رخ دهد شورای تامین شهرستان به هیچ عنوان پاسخگو نخواهد بود
لینک مطلب:
در فضای انتخاباتی، حضور چهرهها و شخصیتهایی که میخواهند خود و برنامههایشان در سطح استانها معرفی کنند، طبیعی است.اگر حضور آنها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و قوانین جاری باشد، اشکالی ندارد که کاندیداها به طرح دیدگاهایشان بپردازند
لینک مطلب:
عبدالله نوری با انتقاد از دستگاه های رسانه یی دولتی عنوان کرد؛ من از رسانه یی که در طول مدتی طولانی گزارش دوران انقلاب را منتشر کرده و می کند و می خواهد وانمود کند که بدون ملاحظات سیاسی به افراد گوناگون می پردازد سوال می کنم آیا در این انقلاب آیت الله منتظری وجود نداشته است؟ آیا در این انقلاب آیت الله منتظری گم شده است؟
به قول یکی از دوستان از اسقف بوزابالیان رئیس حوزه علمیه ایچمیادزین در ارمنستان:
آمریکا و اسرائیل و انگلیس مظاهر زمینی شیطان هستند و تفرقه همچنان سیاست انگلستان برای حکومت است ولی این بار بین ادیان اختلاف می اندازند.
چرا اختلاف ندارند؟
چون مثل ما آموزش اختلاف داشتن ندیده اند
یکی از دوستان نقل میکرد که دیگری میگفت:
حرفهایم را یا نمیفهمند یا عوضی میفهمند که نفهمند بهتره.
لینک مطلب:
خود را ملزم میدانیم که از آن حکومت اسلامی که در آن رفعت و رعایت حقوق همگان در چهارچوب قانون باشد حمایت کنیم و همچنین از حقوق شهروندانی که به قانون اساسی پایبند هستند دفاع کنیم
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
صفحه حوزه اعتماد ملی هم دیروز متولد شد. از این پس می توانید مطالب این صفحه و نیز نوشته های دیگر حوزه نویسان را در حوزه نامه بخوانید.
تیتر یادداشت را تغییر دادم
لینک مطلب:
امروز باز هم دانشکده فنی و باز یکی از چهره های مطرح برای کاندیداتوری ریاست جمهوری.
در توانایی و قدرت میرحسین موسوی کسی (چه چپ و چه راست) شکی ندارد، او در کارنامه هشت ساله خود (همچون خاتمی) نقاط قوت بسیاری دارد و به یاد بسیاری مانده و در تاریخ نیز ثبت شده، و آنچه امروز از صحبت هایش می شد برداشت کرد نوعی اتحاد ملی برای پیشبردن کشور و دوری از مرز بندی های اصلاح طلبی و اصول گرایی بود.
میرحسین در سخنان خود از نقاط مثبت هر دو طیف دفاع کرد، از انرژی هسته ای و ارزش هایی همچون شهدا تا آزادی های مشروع و عدم توقیف روزنامه ها و بها دادن به عزت مردم ایران و ... . در واقع میرحسین تابویی را شکست که طی این سالیان هیچ کس جرات شکستن آن را نداشت، هیچ کس نمی توانست خود را هم در این طیف بداند و هم در آن طیف.
موسوی ایده بسیار به جایی هم مطرح کرد : به مردم رجوع کنیم ! از آن ها کمک بخواهیم ! همچنان که طی هشت سال جنگ این مردم بودند که کمک می کردند ...
هر چند با وجود تمام این توصیف ها، به گمان من همچنان خاتمی بهترین گزینه برای ریاست جمهوری است، و همواره باید حسرت این را داشته باشیم که چرا دو چهره (همچون خاتمی و موسوی) نمی توانند در یک دولت هم زمان حضور داشته باشند ؟ و یا حتی چند چهره (مثلا خاتمی به عنوان رئیس جمهور، میرحسین، کروبی، قالیباف و ... به عنوان وزرا) یعنی مهره های قدرتمندی که هر یک می توانند به عنوان یک رئیس جمهور باشند، در یک کابینه گرد هم بیایند ... واقعا دولت قدرتمندی خواهد بود.
در حاشیه :
به لطف دوست عزیزمان توانستم وارد سالن بشوم و جلوی ردیف اول روی سکو بنشینم ! (در تصویر مشخص کرده ام).

خیلی از دوستان قدیمی و اساتید بزرگوار را در این مراسم دیدم. خوشحالم که انتخابات مجالی است برای انجام یک کار منسجم و متحد برای رسیدن به یک آرمان.
اینکه ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات دهم شکل بگیرد یا نه، دغدغه ای است که در ذهن بسیاری و در نتیجه در رسانه های متنوع موجود منعکس می گردد. از شواهد معلوم است کهائتلاف صد در صدی در انتخابات این دوره ممکن نیست ولی بر خلاف دوره قبل، کاندیداهای متفرقه هر دو جناح تحت فشار شدید جناح خود برای پرهیز از حضور در انتخابات و شکستن آراء ولو اندک خواهند بود و جرئت حضور در عرصه رقابت را نخواهند داشت، مگر آنکه برای خویش آینده سیاسی متصور نباشند و یا چیزی برای از دست دادن نداشته باشند و یا از سوی جناح رقیب مورد حمایت جدی برای ایجاد شکاف باشند که در هر سه مورد به نتیجه ی نخواهند رسید.
حضور کاندیداهای رقیب اصلی ( خاتمی / کروبی / میرحسین موسوی / عبدالله نوری ) بین اصلاح طلبان وضعیتی متفاوت با حضور کاندیداهای رقیب اصلی بین اصولگرایان (احمدی نژاد / قالیباف ) دارد. اصلاح طلبان با حضور کاندیداها متنوع و با طراحی رقابت بی تخریب درون جناحی بر ظرفیت کلیت جناح سیاسی خود می افزایند و ناظرین را به اردوگاه خود میکشانند. علت این امر عمدتا در مظلومیت اصلاح طلبان در دوران اصلاحات و به ویژه چهار سال اخیر و بی تدبیری اصولگرایان نهفته است. در برابر اصولگرایان به دلیل شکست سیاستهایشان و زیر فشار افکار عمومی بودن، قادر به رقابت بی تخریب درون جناحی نیستند. ظرفیت زیاد خود تخریبی و دگر تخریبی اصولگرایان افراطی که از احمدی نژاد حمایت میکنند، مساله مهم دیگری است که باید به آن توجه ویژه داشت.
به عنوان وبلاگنویس در رسانه های دیگر حاضر شدند، قاعده مطلوب و نامطلوب دارد. قاعده نامطلوب، بی انضباطی و اتفاقی بودن و یا استفاده ابزاری رسانه مزبور از وبلاگنویس است. استفاده مطلوب نیز رجوع به وبلاگنویسانی است که یا بخشی از مشترکات جدی وبلاگستان را منعکس میکنند و یا به نوعی نمایندگی گروهی از وبلاگنویسان را برعهده دارند.
در کشورهای کودتا خیز جهان کسانی که فعالانه در ترسیم سیاست کشور با رای یا فعالعیت سیاسی حضور دارند، گروه ناآرام دوران کودتا هستند. آنانکه اهل سکوت و تحریم انتخابات هستند، ابتدا از درون تسلیم شده و حق انتخاب خود را واگذار کرده اند. حضور چنین قشری مشوق اصلی دیکتاتوری های آمریکایی هستند.
لینک مطلب:
• ظرفیت سالن برگزاری مراسم، ساعاتی پیش از آغاز مراسم تکمیل شد.
• به دلیل استقبال گسترده دانشجویان از حضور مهندس موسوی و درخواست جهت حضور در سالن، درب سالن باز و تعداد زیادی از دانشجویان بر روی زمین به سخنرانی مهندس موسوی گوش می دادند.
• سالن رجب بیگی جهت پوشش مراسم از طریق ویدئو کنفرانس برای افرادی که قادر به حضور در سالن نبودند، پیش بینی شده بود.
• همزمان با ورود میرحسین موسوی به محل برگزاری مراسم، جمعیت با شعارهای “صل علی محمد، یار خمینی آمد”، “درود بر موسوی، سلام بر خاتمی” و خواندن سرود “یار دبستانی” از ایشان استقبال کردند.
• در هنگام پخش نماهنگ، جمعیت با دیدن تصویر مهندس موسوی به شدت شروع به تشویق کرد.
• پخش تصویری از مهندس موسوی به همراه جناب آقای خاتمی که ایشان را در حال دریافت نشان از آقای خاتمی نشان می داد، سالن را از شت تشویق، به مرز انفجار نزدیک کرد.
• حاضران در سالن با دیدن تصاویری از فاجعه ۱۸ تیر در کوی دانشگاه تهران شروع به هو کردن و سر دادن شعار علیه عاملان این فاجعه کرد.
• جمعی از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک با در دست داشتن عکس همکلاسی های دربند خود، خواستار آزادی آنان بودند.
• طرحی از مهندس موسوی که با ذغال کشیده شده بود، توسط ستاد نسیم در بین جمعیت پخش شد.
• سخنان میرحسین موسوی با تشویق شدید حضار همراه بود به طوری که بارها بدلیل تشویق دانشجویان و سر دادن شعارهای “درود بر موسوی” سخنان مهندس موسوی قطع شد.
• در پایان مراسم مهندس موسوی از طرف انجمن اسلامی دانشگاه تهران لوح های تقدیری به دانشجویان فعال انجمن اسلامی اهدا کرد.
• این مراسم با وجود استقبال گسترده دانشجویان و اساتید در آرامش کامل برگزار شد.
موسوی در ابتدای صحبتهای خود در جمع دانشجویان اظهار کرد: هیچ محفل و هیچ جمعی به اندازه چنین محفلی در من ایجاد احساس حسرت و هجران نمی کند. وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم که چه بسا بهترین مقطع تاریخ زندگی من زمانی بود که با یک عده جوان و دانشجوی دیگر با انگیزه های دینی ، معنوی و ملی در انجمن اسلامی فعالیت می کردیم.
وی موضوع سخنرانی خود را به دو بحث راز دوام نهاد انجمن های اسلامی و دوم وضعیت جامعه تقسیم کرد و درباره موضوع اول گفت: یک نگاه مجدد به تاریخ تاسیس انجمن های اسلامی، دلایلی که این امر را ممکن ساخته که انجمن ۶۶ سال دوام پیدا کند را روشن میکند و این امر میتواند به ادامه راهی که در پیش داریم کمک نماید.
به گزارش ایسنا عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با ذکر یک مثال و استعاره اظهار کرد: زمانی در مسافرتی که به ایتالیا داشتم از واتیکان دیداری کردم در آنجا مجسمه ای دیدم و روی آن دقیق شدم. این مجسمه نیم تنه ای مرمری بود که دو سر داشت و هر سر به یک سو نگاه می کرد وقتی عنوان مجسمه را نگاه کردم مربوط به یکی از اساطیر یونانی به اسم ژانوس است که خدای دروازه ها، مرزها و پل هاست. از نظر استعاری فرهنگ جهانی و فرهنگ غربی این مجسمه معمولا درست در نقطه ای که دو مساله مخالف و متضاد به هم می رسند قرار می گرفت. این مجسمه میتوانست هم به گذشته نگاه کند و هم به آینده. هم به ظلمت نگاه کند و هم به نور.
مهندس موسوی اضافه کرد: انجمن های اسلامی یک طبیعت ژانوسی دارند و معجزه انجمن اسلامی این است که مسایل متضاد را یک جا جمع کرده است. به طوری که تضعیف هر کدام از این وجوه موجب تضعیف انجمن های اسلامی میشود.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به تاسیس انجمن های اسلامی در ۶۶ سال قبل گفت: پیش تر دانشگاه دروازه ای برای نگاه کردن به تحولات جهانی بود ولی با ایجاد انجمن های اسلامی همه متوجه شدند که در این محیط نگاه دیگری که بتواند تحولات را در کنار اعتقادات بنشاند میسر است و انجمن های اسلامی نیز براین اساس تشکیل شده است.
وی به دو چهره انجمن های اسلامی اشاره کرد و افزود: یک چهره ، چهره ای است به سنت ها و دین نگاه می کند و چهره ای است که قرابت زیادی با نهادهای دینی دارد و چون زمینی مبارک از آنها تغذیه می کند.چهره دوم انجمن های اسلامی نگاهی به جهان دارد. جمع کردن این دو نگاه و دو جهت در یک نهاد یک معجزه است و این مانند همان برخورد سنت و تجدد است.
مهندس موسوی در ادامه اظهار کرد: ما از یک سو یک جنبه دینی و سنتی داریم که از آن طریق این انجمن قوت می گیرد و از حمایت مردم تغذیه می کند و از تجربیات نهادهای سنتی بهره مند میشود. از یک طرف هم نگاه خود را تغییر و تحولاتی باز می کند که جهان را دگرگون می سازد و چهره ژانوسی انجمن های اسلامی در همین جا ظهور می کند.
میرحسین موسوی با اشاره به نظر امام خمینی(ره) مبنی بر این که همه تحولات از دانشگاه شروع می شود اضافه کرد: چه بسا نظر حضرت امام(ره) ناظر بر همین چهره دو گانه باشد. اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم اکثر آنچه به جامعه منتقل می شود از طریق انجمن های اسلامی بوده است. این انجمن توانسته است ظرفیت های عظیم دینی را به جامعه علمی منتقل کند.
مهندس موسوی با مقایسه وضعیت دانشگاه ها از ۱۳۲۱ تاکنون تصریح کرد: انجمن های اسلامی سهم بالایی در دیده شدن فضای دانشگاهی داشته اند. از قدیم هر گاه مشکلی برای کشور ایجاد می شد ، صف اول طلایه داران را دانشجویان تشکیل می دادند.امکان این تاثیر به دلیل اعتمادی است که مردم به فرزندان خود در این انجمن ها داشته اند؛ اعتمادی که موجب شد انقلاب اسلامی در کشور پیروز شود. مردم بی دلیل در جایی سرمایه گذاری نمی کنند و مردم در جایی که تردید دارند نیز سرمایه گذاری نخواهند کرد و بدین ترتیب حامی جریان هایی که پشت به نگرش و جهان بینی آنها کند نمی شود.
موسوی با بیان این که انجمن های اسلامی توانسته اند در نهادهای سنتی ، دینی در رابطه با روحانیت ، مساجد و هر گروه مذهبی نقش بالایی را برای روشنگری و دگرگونی ایجاد کنند تصریح کرد: هر کدام از این چهره ها تضعیف شود ، انجمن اسلامی قدرت خود را از دست می دهد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در تشریح این مطلب خاطرنشان کرد: به محض این که تکیه براعتقادات دینی در این انجمن ها کم شود نه تنها اعتقاد مردم به این نهاد کم می شود بلکه این نهاد نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد.درعین حال به محض این که آن چهره نگاه نو به جهان از دست برود نیز انجمن ها تبدیل به جمع متحجر بسته ای می شوند که نمی توانند نقش خود را بازی کنند.
وی با تاکید بر این که توان انجمن های اسلامی در همین نگاه دو گانه است تصریح کرد: یکی از معجزات چنین نهادی این است که درست در نقطه مرزی می تواند دو جریان به ظاهر متضاد را جمع کند. نقش انجمن ها در این رابطه نظیر نقش مرزداران است، مرزدارانی که از مرزهای قلمروی اسلامی دفاع می کنند و البته نقش دانشجویان از نقش این مرزداران کیفی تر است، کمتر نهاد و جمعی پیدا می شود که در چنین نقاط حساسی ایستاده باشد.
برگزاری مسابقه بالن هوا کردن و بادبادک هوا کردن و امثال اینها خیلی هیجان انگیز و مفید است.
"Night of the Balloons by Reinhardt Feuchtner"
عکس از اینترنت
بعضی ها برای توجیه رفتارهای زشت شان
به کارهای خوبشان اشاره میکنند
گاهی زیر پا گذاشتن ارزشها را
با برپا کردن ارزشهای دیگر
جمع جبری میکنند
ولی به نقش تباه کننده ی
خلافکاری بی توجه اند
خدا به همه ما رحم کند
الگو گرفتن از قهرمانان معصوم با الگو گیری از قهرمانان غیر معصوم متفاوت است. مقدمات و روند و آثار و نتایج مختلفی دارد.
لینک مطلب:
آخرین پرسشی که مطرح شد این بود که « آقای کرباسچی! شما بالاخره رییس ستاد آقای کروبی هستید یا مشاور ایشان؟» کرباسچی پاسخ داد: من در خدمت آقای کروبی هستم و در سمت مشاوره اگر چیزی به عقلم برسد به آنها اضافه خواهم کرد؛ اما قابل برای ریاست و اختیار تام نیستم!
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
ما نمیتوانیم راجع به عزت مردم قهرمان غزه و مقاومت پر افتخار حزبالله لبنان صحبت کنیم وعزت مردم خودمان را نادیده بگیریم. مردم بین خود تناقضی میان حمایت از مردم غزه و حفظ کرامت انسانی خود نمی بینند ان ها اعتقاد دارند که می توان این دوگانگی رفتار را نداشت. میل مردم به استقلال روحانیت در کنار دوستداری آن ها از روحانیت همنشینی اصلاح طلبی و اصولگرایی با هم است
لینک مطلب:
میرحسین موسوی، امروز در برنامه ای که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی و در تالار شهید چمران دانشکده فنی این دانشگاه برگزار شده بود، گفت: "نمی توانیم از عزت مردم غزه و حزب الله دفاع کنیم، اما عزت مردم خود را نادیده گرفته ایم."
لینک مطلب:
* این چادر، مدرسه بچه های عشایر قشقایی در استان فارس هست؛ زیبا، طبیعی، معصوم:

*خیلی حس خوبی داره، خیلیییییییی.

"Kremlin"
عکس از اینترنت
شاید بتوان گفت که اولویت اصلی هر ایرانی وطن دوست در این دوره از تاریخ کشورش، میتواند توجه به مساله ی تدبیر ملک و آیین باشد. این توجه از اندیشیدن به مساله کشورداری و اخلاق و رفتار و هویت و ... آغاز میشود و به سخن گفتن و عمل کردن برای اعتلای آن می انجامد. بخشی از این مسیر نیز اعلام نظر در قالب رای است.
حضور در عرصه های مختلف و اعلام نظر و در نهایت اعلام نظر آن چیزی که آینده کشور و ملت ما را روشن تر از گذشته خواهد کرد. ان شاء الله
در پی انتشار خبری از سوی خبرگزاری فارس که در روزهای اخیر حداقل یک خبر بی پایه و اساس منتشر می کند، روابط عمومی آستان مقدس حضرت شاهچراغ(ع) خبر منتشر شده از سوی این رسانه حامی دولت نهم در خصوص مخالفت آیت الله دستغیب برای سخنرانی خاتمی در این مکان مقدس را کذب خواند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری در شیراز، رسانه های حامی دولت نهم بار دیگر میزان صحت و دقت خبرهای خود را با انتشار خبر کذبی دیگر علیه خاتمی به رخ کشیدند.
روز گذشته فارس و در پی آن یک سایت خبری افراطی حامی دولت خبر از آن دادند که آیتالله سید محمد مهدی دستغیب، تولیت آستان شاهچراغ با برگزاری سخنرانی شب جمعه خاتمی در این آستان به صورت مکتوب مخالفت کرده است.
لینک مطلب:
به گفته رییس راهور تهران، با توجه به اینکه شنیده میشود افسران راهنمایی و رانندگی در صحنه قفل زدن به چرخ با دریافت برگه خلافی از سوی راننده خودرو بلافاصله به صورت در جا و نقدی برگه خلافی را تسویه میکنند، باید اعلام کنم این خبر صحت ندارد و در صورت مشاهده افسران متخلف موضوع را به پلیس 197 اعلام کنند

"no description"
عکس از اینترنت
لینک مطلب:
محمد خوش چهره یکی از نمایندگان منتقد دولت گفت: اکنون در مقطعی نیستیم که بخواهیم کلیگویی کنیم و شعار بدهیم بلکه باید با عقلانیت و منطق, مشکلات را سپری کرد و در این زمان دیگر آزمون و خطا قابل قبول نیست که در سالهای جاری به کرات شاهد آن بودیم
امروز پیش بینی کردم طی یک سال آینده که اپراتور تلفن همراه ایرانسل به دلیل ورود اپراتور جدید اماراتی و با تغییر احتمالی دولت اصول گرا دچار رقابت جدی تری خواهد شد، به اپراتور رده سه (از نظر سودآوری و کاربر) تبدیل میشود و یا سرمایه گذار های اصلی و شبه دولتی فعلی ( ... ) را با سرمایه گذار جدید جایگزین خواهد کرد.
یکی از دوستان اصلا به این موضوع باور ندارد و فکر میکند ایرانسل موفق تر از قبل میشود و فاصله اش را با همراه اول کمتر میکند و شایدم بالاتر برود.
مهندس موسوی: مردم خوششان نمی آید که حکومت پشت سر هم روزنامه ها را با مختصر لغزشی ببندد
لینک مطلب:
معاون مرکزاموربانوان: مشاغل خانگی برای زنان ایجادشود
میزان تجرد قطعی دربین زنانومردان افزایش یافته است
حضور زنان دربخشهایی بغیر از پزشکیوآموزشی ضروری نیست
میرحسین موسوی چرا پس از این همه سال فعال شده است؟ این فعالیت تا چه سطحی خواهد بود؟ آیا وی کاندیدای ریاست جمهوری نیز خواهد شد؟
* ظاهرا و بر اساس گفته ها و نگرانی های ابراز شده از سوی میرحسین، شرایط بحرانی کشور دلیل ابراز تمایل به فعالیت بیشتر وی شده است. این اعلام نظر و نگرانی و فعالیت، هشدار روشنگرانه ای به افکار عمومی و زنگ خطر جدی برای توجه دلسوزان کشور بود و موجب توجیه شعار نجات کشور از بحران شد.
از طرف دیگر مجاب شدن میرحسین موسوی قطعا از سوی آقای احمدی نژاد و حامیانش صورت نگرفته است و بر عکس سابقه معارضه میرحسین موسوی با مخالفین خط امام در دوران صدارتش، موضوعی انکار ناپذیر است. به نظرمیرسد نقش آقای خاتمی و شاید اطرافیان میرحسین موسوی چون دکتر بهشتی و مهندس باقریان و دکتر واعظ مهدوی و شاید تر
آقای هاشمی رفسنجانی در این امر قابل توجه باشد. فعالین سیاسی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز به دلیل رقابت ویژه ای که با آقای کروبی دارند، از چنین آلترناتیوی جدا استقبال کرده اند.
* نقش میرحسین دو وجه اصلی دارد:
1. گرم کردن فضای انتخابات در بین بدنه سیاسی خط امامی های دیروز 2. جذب بخشی از آرای اصلاح طلبان که با تبلیغات فریبنده و تلقین شباهت رفتاری میان خط امامی ها و مخالفین خط امام، ممکن است دچار سردرگمی شوند
در این چارچوب وی پشتیبان اصلاحات و کاندیداهای آن یعنی خاتمی و کروبی و البته با تاکید بیشتر بر خاتمی خواهد بود. احتمال کناره گیری نابهنگام خاتمی به دلیل امداد های ویژه به اصولگرایان وجود دارد و این خطر عمدتا متوجه خاتمی است که دارای محبوبیت قاطع و بی نظیری در کشور است.
حضور میرحسین برای حامیان اصلی احمدی نژاد یادآور شکست های مستمرشان در برابر خط امام و نوعی عذاب سیاسی است. مرگی است که آن ها را به تب خاتمی راحت تر دچار میکند.
* اگر خاتمی تا پایان مسیر انتخابات بماند، احتمال حضور میرحسین موسوی در مرحله نهایی انتخابات بسیار اندک است و حمایت وی از خاتمی و شاید ترکیب خاتمی و کروبی، پایان حضور وی خواهد بود. احتمال کمتری نیز وجود دارد که وی معاونت اول دولت بعدی را پیشاپیش بپذیرد و تیر خلاصی باشد بر اردوگاه اصولگرایان و نقطه پایانی بر اختلافات درون جبهه اصلاح طلبان. ترکیب خاتمی و میرحسین موسوی و یا کروبی و میرحسین موسوی، ترکیب قابل اجماعی است.
در پایان نباید فراموش کنیم که نخست وزیر محبوب دوران دفاع مقدس تا کنون حاضر به پذیرش حضور در انتخابات نشده و اعلام نظر نهایی را موکول به شب انتخابات کرده است.
مدیر میز: حاج محسن
اصلاح طلب: سحر http://cinderella22.persianblog.ir
اصولگرا: شاخ نبات http://elaheyenaz-s.blogfa.com
معرفی اعضای میز:
١-مدیر میز:حاج محسن فردی "خمینی مدار"است،یعنی نه تنها خمینی را یک فیلسوف ، عارف ، فقیه ، زاهد ، رهبر سیاسی و بنیان گزار انقلاب اسلامی میداند ، بلکه معتقد است خمینی ؛ بنیان گزار مکتبی است که حاج محسن آن مکتب را بستر حیات اجتماعی-عقیدتی خویش برگزیده است.
٢-اصلاح طلب:سحر اصلاح طلبی است طرفدار خاتمی و دانشجوی دانشکده خبر ، که با طرح سوالی از من -در یکسال پیش- با او آشنا شده ام. و البته که از پاسخ سوال او فعلا" عذرخواهی کرده ام.
٣-اصولگرا:شاخ نبات اصولگرایی است طرفدار احمدی نژاد و به تازگی دوره پیش دانشگاهی را پشت سرگذاشته است.سابقه آشنایی چند ماهه او با من حکایت از ذهن جستجوگر اوست.
مقدمه:
میز انقلاب با سوالی از جانب سحر آغاز شد. دوستان مختلفی در پاسخ به این سوال در این میزگفتگو حضور یافتند و جواب های متنوع و جالبی را عرضه کردند.که البته بر من واجب است که ضمن تشکر از همه آنان ، نظرم را در باره نظرات دوستان ارایه کنم. لیکن قبل از ورود به این مرحله ، از سحر دعوت کردم به آنها پاسخ بدهد و او نیز به پاسخگویی پرداخت. ولی مباحث ردّ و بدل شده بین او و شاخ نبات جدی تر از مباحث با سایرین بود. لذا دیدم حیف است که این گفتگوی زیبا -که نظرات دیگران را نیز تحت الشعاع قرار میدهد-بطور مستقل ارایه نشود.امیدوارم تکرار اولیه گفتگوی آن دو عزیز ، دقت بیشتر سایر دوستان را به همراه داشته باشد!
...
اطلاع رسانی در باره اخبار مجعولی که در خبرگزاری فاس منتشر میشود و توسط افراد ذیربط تکذیب میشود، وظیفه مهمی است. به خصوص ارجاع مستند این ماجراها به مراجع عظام تقلید و احزاب سیاسی اصلی و مراکز تصمیم گیری و احیانا مراجع پیگیری و نظارت، کار مفیدی است.
تیتر این یادداشت خبرگزاری فارس را ببینید و با متنی که خبرگزاری فارس منتشر کرده مقایسه کنید و ببینید از کجای این متن، آن تیتر استخراج میشود! توضیحات نویسنده اصلی مطلب را در اینجا بخوانید

"far away"
عکس از اینترنت
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت
لینک مطلب:
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: انتظار ما این بود که در جامعه اسلامی شاهد این سیئه اخلاقی نباشیم که بزرگترین آسیب انقلاب اسلامی است. در قانون انتخابات هم تخریب ممنوع است.
وی با بیان اینکه راه درست در رقابت این است که هر کسی امتیازات خودش را بگوید،اظهار داشت: برخی افراد خیلی بیبند و بار شدند و حرفهای گمراهکننده زده و آبروی افراد و خودشان را میبرند. چون این حرکات متقابل است و افراد مقابل انتقام میگیرند. در آن صورت جامعه پوچ میشود و به هیچ چیز اعتماد نمیکند. چون همبستگی اجتماعی از اعتماد افراد به یکدیگر شروع میشود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری بیتقواییدر تخریبها را یکی از خطراتی دانست که کشور و انقلاب را تهدید میکند و به گفته وی، از حدّ مجاز هم عبور کرده است.
وی در پایان گفتوگوی خود با “ایلنا” در پاسخ به سوالی مبنی بر علت هشدارهای اخیرش در خصوص سلامت انتخابات گفت: حوادث سال ۱۳۸۴ در هشدارهای من بی تاثیر نیست. چون دیدم کسانی که خود را قیّم مردم میدانند، در انتخابات دخالت کردند که بحث دیگری است و من هم به خاطر مصالح انقلاب به خداوند واگذارکردم و در بیانیهام گفتم که خدا میداند چگونه عمل کند تا آسیبی به مردم نرسد و مقصّران آسیب ببینند.
لینک مطلب:
روحالله حسینیان، عضو کمیسیون تلفیق، درباره اختلاف نظر گسترده در کمیسیون تلفیق با ابراز ناراحتی و نارضایتی شدید از روند بررسی لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق گفت: روزی که بودجه در کمیسیون تلفیق طرح شد بسیاری از نمایندگان، دولت را متهم کردند که درآمدهای پیشبینی شده غیرواقعی است اما همان نمایندگان درآمدهای پیشبینی شده را افزایش دادند و این موجب کسری بودجه در سال آینده خواهد شد
لینک مطلب:
معاون حقوقی و پارلمانی دیوان محاسبات کشور با تاکید بر اینکه اسناد و مدارک مورد پذیرشی در ارتباط با یک میلیارد دلار ارائه نشده است،گفت: هرگاه مسئولان بانک مرکزی اسناد و مدارکی را در ارتباط با یک میلیارد و 58 میلیون دلار به دیوان ارائه کنند و مورد تایید حسابرسان دیوان قرار بگیرد، ما بلافاصله اظهار نظر جدید خود را اعلام خواهیم کرد
در این میان در خصوص مبلغ یک میلیارد و 58 میلیون دلار هیچگونه مدرک و سندی به دیوان محاسبات داده نشده است و این حساب در حال حاضر مفتوح است،پرونده آن اخیراً به دادسرا رفته و دادسرای دیوان محاسبات نیز در حال بررسی آن میباشد
لینک مطلب:
کروبی گفت: مبادا یک روز نیروهای مخلص و مومن را توجیه کنند که مصلحت اسلام و مسلمانان در تغییر رأی مردم است و البته نیروهای مخلص نیز نباید غفلت کنند
لینک مطلب:
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از تخریبهای صورت گرفته علیه شخصیتهای نظام ، در خصوص هشدارهای مکررش درباره سلامت انتخابات گفت: حوادث سال 1384 در هشدارهای من بیتاثیر نیست؛ چون دیدم کسانی که خود را قیم مردم میدانند، در انتخابات دخالت کردند و من هم به خاطر مصالح انقلاب آنها را به خداوند واگذارکردم و در بیانیهام گفتم که خدا میداند چگونه عمل کند که آسیبی به مردم نرسد و مقصّران آسیب ببینند.
آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوالی در خصوص حکم شرعی تخریب شخصیتها گفت: تخریب در آستانه انتخابات در همه جای دنیا اتفاق میافتد. بعضیها خیلی عوامانه ،رک و صریح تخریب میکنند و بعضیها نیز پیچیده عمل میکنند و رقیب را از اعتبار میاندازند. این شیوه مذموم یکی از آسیبهای انتخابات و دموکراسی است.
وی افزود: دیدن این شیوه در جاهایی که تعهدات اخلاقی و دینی ندارند، عجیب نیست. ولی برای کشور ما که مسلمان هستیم و انقلاب ما به خاطر اسلام بود و حداقل خیلیها به ظاهر ادعای تعهد و اخلاق میکنند، انتظار نداریم کسانی مرتکب این گناه کبیره شوند و اینگونه تخریبها واقعاً گناه بزرگی است.
رئیس مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: از لحاظ شخصی اگر انسانی به کسی اتهام بزند، بین خود و خدا گناه بزرگی را مرتکب شده است و تا زمانی که شخصی که حقش ضایع شده حیثیتاش اعاده نشود، خداوند نمیبخشد.
لینک مطلب:
جک استراو، وزیر خارجه پیشین انگلیس مدعی شد، علت برکناریاش در دولت بلر، مخالفت او با سیاست خارجی آمریکا در قبال خاورمیانه و ایران بوده است
| بادامچیان: چرا مردم تهران در خانه مرغ نگه نمی دارند تا مشکل تخم مرغ حل شود؟ |
اعتماد-صبا آذرپیک: در شرایطی که چهار خودسوزی در طول یک هفته همچنان نمایندگان تهران را در شوک فرو برده، آنها به دولت هشدار می دهند این خودسوزی ها زنگ خطر افزایش مشکلات اقتصادی مردم و رساندن آنها به نقطه یی است که خودسوزی را به عنوان آخرین راه حل انتخاب می کنند. اما در این بین اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب موتلفه در گفت وگو با خبرنگار «اعتماد» دیدگاه های خود را اعلام کرد.
---
- در طول یک هفته چهار خودسوزی در تهران انجام شد. این اتفاقات زنگ خطر به شعارهای اقتصادی دولت نهم نیست؟
ممکن است مربوط به بازی سیاسی باشد، مثل بازی سیاسی که الان توی مجلس در جریان است. بعضی از آقایان اصلاح طلب پشت تریبون همه را متهم می کنند.
- یعنی فردی که خودسوزی کرده حاضر است عملیات انتحاری برای یک هدف سیاسی اصلاح طلبان انجام بدهد؟
نمی میرند، معمولاً درمان می شوند.
- اما تا حالا دو نفر از افرادی که اقدام به خودسوزی کرده اند، فوت شده اند؟
من که نگفتم همه اش این است، ممکن است فشار هم به آنها آمده باشد اما برخی از اینها سیاسی کاری است.
- فشار اقتصادی به مردم را قبول دارید؟ اگر مشکل معیشت نبود، کار به خودسوزی می کشید؟
این هم از همان سوال های تیپ اصلا ح طلبی است. فشار اقتصادی به مردم زیاد است. فلان است. جوسازی، فضاسازی.
- به هر حال واقعیت است.
به هر حال طبیعی است در کشور پیشرفت هست و درصد کسانی که اکنون دارای زندگی خوب هستند قابل مقایسه با قبل نیست. البته درصدی افراد که دارای مشکلات هستند همیشه در جامعه وجود دارد. تلاش هم هست این مساله را حل کنیم.
- اما شواهد و اعتراض های مردم خلاف این را نشان می دهد. خط فقر 800 هزار تومان است. مردم فقیر نیستند؟
من به این آمار اعتقادی ندارم.
- به هر حال شواهد این ادعا وضع معیشت مردم و فشار اقتصادی است.
یک خانوار را زن و مرد اداره می کنند که حقوق شان را روی هم می گذارند. همه جای دنیا همین طور است.
- اما حقوق زن و مرد کارمند را جمع هم کنیم 500 هزار تومان نمی شود.
هزینه زندگی در تهران با شهرستان، روستا و عشایر فرق دارد.
- اما در همان روستا هم مردم از افزایش مشکلات اقتصادی در زمان احمدی نژاد گلایه می کنند. مردم فقیرتر شدند یا ثروتمندتر؟
شما به سوال من جواب بدهید، کشور فقیرتر شده یا ثروتمندتر؟
- ما از مردم فقیر صحبت می کنیم. کشور با نفت 140 دلار باید ثروتمندتر شده باشد اما این پول به جیب مردم نرفته است.
کشور ثروتمندتر شده، این همه سازندگی و پول در گردش یعنی کشور ثروتمند است. این ثروت در اختیار چه کسی است؟
- این سوال مردم است، پول نفت کجا می رود؟
این پول در خدمت همه مردم قرار گرفته. معمولاً چند دهک بالا دارای زندگی مرفه هستند. بخشی هم در سختی به سر می برند. دولت در حال رسیدگی است.
- اما مردم معتقدند فقیرتر می شوند.
فرهنگ مردم تغییر کرده است. چرا در خانه خودمان تلاش نمی کنیم مربا تولید کنیم.
- یعنی سطح توقع مردم بالا رفته است؟
مردم حاضر نیستند یک مرغ در خانه شان نگهداری کنند چون بو می دهد، مبادا تخم مرغ شان را این طور تامین کنند. از سه میلیون خانه یی که در تهران داریم چند نفر پرنده دارند. چند نفر در گلدان شان ریحان می کارند تا نان و پنیرشان را با ریحان بخورند.
- یعنی مردم برگردند به 100 سال پیش تا فقیر نباشند؟
مردم الان در صبحانه خود تخم مرغ درشت، ماست، کره، پنیر، شکلات و... دارند. می گوییم چرا کار نمی کنید، خب کسی باید تولید کند، کسی بخورد.
- پس به نظر شما توقع مردم بالا رفته؟
مشکل این است که تلاش می کنیم تولید ناخالص ملی بالا رود. چهار سال پیش با همه غارت هایی که دولت قبل می کرد هفت میلیارد دلار بدهی داشتیم، امروز کشور ثروتمند است. به هر حال سختی ها هم وجود دارد
لینک مطلب:
مطالب شما در گفت و گوی تلویزیونی مورخ 29/11/1387آن قدر از واقعیت ها به دور بود که مانع از ادامه رویکرد قبلی ام شد. حضرتعالی در سخنان خود همانند دفعات قبل در سال جاری آمار و اطلاعاتی به مردم دادید که گویا عملکرد و دستاوردهای اقتصادی دولت شما ، چندین برابر دستاورد دولت های قبلی و حتی احتمالا از اول تاریخ بوده است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
عرفان و اخلاق
فقه و اصول
سیاست و کلام و خطابه
روضه و ذکر مصیبت
مداحی و شور
لینک مطلب:
طبق موازین شرعی ورود به زندگی خصوصی افراد شرعاً حرام است
این مرجع تقلید جریانهای سیاسی، مطبوعات و خبرگزاریها را به رعایت قوانین و ضوابط شریعت مقدس اسلام توصیه کرد و بیان داشت: اگر میخواهید درآمدتان حلال باشد، کارتان را شرعی قرار دهید. کار شرعی هم این نیست که آدم کاری انجام دهد و خودش هم بگوید این شرعی است
دریافت حقالزحمه در برابر انجام گناهان را حرام خواند و خاطرنشان کرد: چرا برخی سراغ برنامههای خلاف شرع میروند، اینکه شخصی پول بگیرد تا آبروی دیگران را ببرد یا به مؤمنان اتهام بزند، گرفتن آن پول هم حرام است و هم شرعاً مالک آن نمیشود. چرا عدهای این کارها را میکنند
استاد عالی حوزه علمیه قم با اشاره به آیه 94 سوره نساء مبنی بر اینکه خداوند میفرماید؛ «به کسی که نزد شما اظهار اسلام میکند، نگویید تو مؤمن نیستی» و با تأکید بر برخورد مناسب و منطقی با شبههافکنی و برخی جریانهای تضعیف کننده اسلام و انقلاب تصریح کرد: نباید با برخوردهای نامناسب سبب طرد افراد شویم. نباید به کسی که ابراز اسلام میکند و خودش را مسلمان میداند، اتهام ارتداد وارد کرد و او را کافر دانست
مردم آبرو و حیثیت دارند. اگر قرار باشد یکی یکی افراد را رد کنیم، کسی باقی نمیماند. مگر ما چند تا افراد کارآمد و مفید داریم. من نمیخواهم بگویم جریانهای رسانهای موجود نشر کذب میکنند. گاه برخی مطالب حتی اگر راست و منطبق با واقع هم باشد، شرعی نیست. اگر دروغ باشد که «کَبُرَ مَقتاً عندالله» است؛ گاه مجادله و ستیزهجویی، مایه عداوت بزرگ با خدای متعال میشود.
استاد عالی حوزه علمیه قم ابراز داشت: اگر انسانی همه عمرش را از هنگام بلوغ تا لحظه جاندادن در خدمت به اسلام هم باشد؛ ولی حتی یک نفر را بیمورد متّهم کرده باشد، خدای متعال نمیگذرد و در مقابل همه اعمال خوب، این عمل بدش را میگیرد. اعمالش حبط میشود
ممکن است از لحاظ سیاسی برخی همفکر و همسو با ما نباشند؛ اینکه ایرادی ندارد. نباید دیگر سلیقهها را طرد کرد و نباید هرچه به ذهن انسان رسید، ابراز شود
حضرت آیتالله موسوی اردبیلی با اشاره به سیره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر برخورد با ایراد اتهامها و جلوگیری از بدگویی و غیبت دیگران اضافه کرد: یک وقتی یک آقایی که از دنیا رفته است، خدمت حضرت امام خمینی(ره) از یکی از بزرگان بدگویی کرد. امام راحل برآشفت و گفت؛ «به من گفته بودند تو یک مسلمان هستی. تو غیبت یک بزرگی را پیش من کردی. برو و دیگر اینجا نیا». او را طرد کردند. امام تا آخر زندگی مبارکشان اینچنین بودند
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
پاسخ گفتن به نیازهای فکری و عاطفی امروز، دغدغه ی مهمی است. آسیب های اجتماعی را از راههای مختلف و به صورت همزمان باید مورد هجمه و حمله قرار داد و یکی از این راهها، پاسخ گفتن به نیازهای فکری و عاطفی جامعه است.
کسانی که مرجعیت فکری نسل فعلی را برعهده میگیرند اگر از مسائل روز و سیاست آگاه و شجاع و درد آشنا و باهوش و خوش فکر و با اخلاق باشند به توفیقات شگرفی میرسند.
نمیدانم خودسوزی سیاسی بدتر و نگران کننده تر است یا خودسوزی سیاسی. حالا مگر چقدر فرق میکند!؟
لینک مطلب:
رئیس مرکز نظارت همگانی «ناجا» به جشنواره تقدیر از 197 پلیس برگزیده مردم که قرار است طی مراسمی امروز برگزار شود، اشاره کرد و اظهار داشت: «47 نفر از این پلیس های برگزیده متعلق به شش استان بزرگ در چهار سوی کشور هستند و مابقی پلیس های شایسته تهرانی هستند که از آنان به طور مناسب تقدیر خواهد شد.»
لینک مطلب:
Women better at money matters than men
لینک مطلب:
دومین همایش موج سوم (گردهمایی حامیان سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری) به میزبانی «پویش (کمپین) دعوت از خاتمی» که یکشنبه 11 اسفندماه 1387 از ساعت 15 الی 18 در مجتمع فرهنگی ورزشی «اریکه ایرانیان» برگزار شد، مورد استقبال گسترده نخبگان سیاسی و فرهنگی قرار گرفت.
به گزارش «موج سوم»، به رغم دوری مکان برگزاری همایش از مرکز شهر، چندین هزار نفر از نخبگان و دانشوران و فعالان سیاسی و فرهنگی، پویشگران «موج سوم» و جوانان حامی خاتمی در این گردهمایی شرکت کردند و 15 تن از نخبگان حوزههای فرهنگی، هنری، دینی، اجتماعی و سیاسی و نخبگان حامی نامزدی خاتمی به نمایندگی از اقشار و گروههای متنوع به طرح دلایل خود برای حمایت از سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو پرداختند.
لینک مطلب:
با وجود آقای خاتمی و آقای کروبی تنها امیدی که می توان داشت، ایجاد یک جریان سلبی برای رسیدن به یک اتحاد انتخاباتی روی آقای موسوی است. اصلاح طلبان اگر هدف خود را پیروزی بر رقیب بدانند (که به نظر می رسد این طور باشد) باید از طریق راهکارهای سلبی وارد شوند. آنها نمی توانند از منظر ایجابی به اتحاد مورد نظر خود برسند چرا که آن وحدت گروهی را ندارند؛ اگر این اتحاد نیز ایجاد شود، با روندی که طی می کنیم تنها به اتحاد روی میرحسین موسوی خواهیم رسید
برای یافتن عشق به ایران، کجاها را باید گشت؟
یکی از جاها اینترنت است
ترجیح گاز زدن به سیب
بر بریدن سیب با چاقو
مثل ترجیح چیدن گوجه فرنگی از مزرعه
بر خریدن از مغازه است
در زمینه پرتاب باقیمانده سیب به دور دست چیزی نمیگم فعلا
اواخر سال 57 این شعر طنز شهرت زیادی کسب کرده بود و یک نسخه اش نیز به دست من رسیده بود و میخواندیم و برایمان جالب بود.
یک نسخه از آن را در وبلاگستان دیدم شاید کامل نباشد:
لینک مطلب از وبلاگستان:
خدا یک شب به خواب شاه آمد........ خمینی با خدا همراه آمد
شهنشاه جوانمرد جوانبخت......ز وحشت بر زمین افتاد از تخت
توگویی طبق فرمان الهی ............. فرو افتاد او از تخت شاهی
شعر کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
با آمدن یک رییس جمهور اصلاحطلب بر سر کار، درهای اقتصاد جهانی به روی کشور باز میشود و میتوان کمبودهای بودجه پیشنهادی دولت نهم را به این طریق رفع کرد
لینک مطلب:
فخرالسادات محتشمیپور در همایش زن, گفتمان قدرت سیاسی در کشورهای اسلامی در بیان چرایی تشکیل مجمع زنان اصلاحطلب اظهار داشت: انقلاب اسلامی فرصتی برای حضور همهجانبه زنان به ویژه مشارکت سیاسی آنان بود و دوران دفاع مقدس حضور زنان را در حوزههای خاص شاهد بودیم و در دوران سازندگی نیز آغاز هویتیابی جنسیتی و حضور در عرصههای اجتماعی بود
لینک مطلب:
محل سخنرانی سید محمد خاتمی رییس دولت اصلاحات که قرار بود در صحن حرم شاهرچراغ شیراز برگزار شود با مخالفت شورای تامین استان فارس فارس تغییر کرد
لینک مطلب:
وقتی که سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل شود و شورای پول و اعتبار به رغم مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نشستی نداشته باشد، مشکلاتی ایجاد می شود
چقدر خوب بود که علاقمندان به احمدی نژاد در اینترنت و وب فارسی به جای حمله به خاتمی و کروبی بیشتر به معرفی فعالیتهای و عملکرد و روحیات و سیاستها و غیره آقای احمدی نژاد و پاسخ به سوالات و اشکالات مطروحه می پرداختند. البته طبیعی است که از ٨ سال دولت اصلاحات یا مجلس هایی که آقای کروبی رئیس آن بوده اند هم بدگویی یا انتقاد کنند و طرفداران این دو کاندیدا نیز در محیط های تعاملی و اختصاصی و یا هر جای دیگر که فکر میکنند مفید است پاسخ دهند ولی اعلام حضور با اسم و رسم در وبلاگستان را به حامیان و طرفداران احمدی نژاد توصیه میکنم هر چند میدانم برایشان واقعا سخت است. یعنی برای همه ی یاران و حامیان احمدی نژاد حضور در عرصه های افکار عمومی سخت است ولی اقدام درستی است.
وقتی دختری جوان در مترو خود را میکشد مسئول کیست؟
1. مدیران مترو
2. مسافران مترو
3. مسببان شرایط فرهنگی و اجتماعی فعلی
4. پدر و مادر دختر
5. خود دختر
....
اگر مسئولیتی هست، سهم مسببان و تصمیم گیرندگان مستقیم و غیر مستقیم این ماجرای تاسف بار چقدر است؟
گاهی که نظم و انضباطی در امور راهنمایی و رانندگی وجود دارد و بین چراغ های راهنمایی ارتباطی برقرار است، عبور از یک چراغ نارنجی یا قرمز، چندان راهگشا نیست و مسیر به گونه ای طراحی شده است که پاسخگوی رفتار صحیح رانندگی باشد.
در هستی نیز چنین است با این تفاوت که مدریت هستی کاملا و صد در صد مدبرانه است و جای هیچ خللی در آن نیست و حساب و کتاب عجیب و غریبی در مقیاس انسانی دارد. طبیعی است ک چنین باشد، چرا که خدایی است.
انتخاب های اولیه مجموعه شرایط ثانویه ی را پیش ما میگذارد و داشتن نقشه ی راه و تعادل فکری و رفتاری ضامن موفقیت در زندگی خواهد بود.
اگر این دولت به جای دولت اصلاحات بود که همه ارکان کشور به نوعی مطالباتی را مطرح میکردند، چه میکرد. رسانه ملی و روزنامه های دولتی در خدمت آن هستند و باز سخن از مشکل رسانه ای میگوید. علت این مساله را در تمامیت خواهی گروهی و باید جبران کرد و نه حتی تمامیت خواهی جناحی. اینکه به مجلس شورای اسلامی که در اختیار همفکران شان نیز هست اعتراض میکنند و تغییرات بودجه ای که آن نیز در موسسات و سازمانهای تحت مدیریت اصولگرایان اعم از قوه مجریه و غیر آن هزینه میشود را بر نمی تابند، از همین کم تحملی عام اصولگرایان ریشه میگیرد. البته کم تحملی دولت احمدی نژاد در این زمینه ها بیش از میانگین کم تحملی کلیت جریان اصولگراست.
در کنار حفظ سلامت جسمی، حفظ سلامت روحی و روانی جامعه نیز اهمیت فوق العاده ای دارد و شاید مهمتر از سلامت جسمی.
بررسی محیط های پر خطر مانند جبهه های جنگ، دادگاهها و زندان ها، بیمارستانها، فعالیتهای پر استرس، نشان میدهد که حتی پزشکان و زندانبانان و بازجویان و مدیران و مسئولان نیز میتوانند نیازمند توجه بیشتر به سلامت روحی و روانی باشند. پزشکانی که با بیماران روانی سر و کار زیادی دارند، یا حتی پزشکان جراح که با آسیب های جسمی بیماران و روحی خانواده های آنها مواجه میشوند نیز نیازمند چنین مساعدتهایی هستند. گاهی بعضی فعالیتها قساوت قلب می آورد.

"no description"
عکس از اینترنت
بعضی از نظامیان متعارفند. بعضی غیر متعارف. نظامیان غیر متعارف مورد بحث این یادداشت کوتاه نیستند.
نظامیان متعارف دو دسته اند:
الف. کسانی مانند آقای محسن رضایی و آقای قالیباف که رسما نظامی گری را کنار میگذارند و به سیاست روی می آورند.
ب. کسانی که همچنان نظامی هستند و به سیاست و کاندیداتوری در رده های مختلف و مشارکت در تصمیمات سیاسی نمی اندیشند.
نظامین چه متعارف و چه غیر متعارف، اگر به سیاست روی آورند، مجموعه روابط و دیدگاههای خاصی را در حوزه سیاست تزریق میکنند و اگر روابط شان با حوزه های پیشین حفظ باشد، از حوزه سیاست به آن حوزه ها، مسائلی را منتقل میکنند.
لینک مطلب:
غلامحسین کرباسچی ضمن اشاره به این نکته که برخی از گروه و شخصیت ها با او گفت و گو کرده اند تا در انتخابات آتی ریاست جمهوری کاندیدا شود و او در حال بررسی این موضوع است به وضعیت سید محمد خاتمی و مهدی کروبی پرداخت و ارزیابی خود را از نامزدی خاتمی و کروبی بیان کرد. کرباسچی که با پایگاه خبری روز گفت و گو کرده است گفت: امروز ما در وضعیتی قرار داریم که صرف نظر از آقای مهندس موسوی که هنوز تصمیم قطعی خود را اعلام نکرده اند، یک طرف آقای خاتمی قرار دارند که صرف نظر از انتقادهایی که در مورد ایشان مطرح است، شخصیتی مورد احترام، فرهنگی،نجیب و با جاذبه برای همه هستند و طرف دیگر آقای کروبی، شخصیت با تجربه و سخت کوش، مقاوم و با سابقه انقلابی و مبارزاتی بسیار طولانی که برای قشرهایی از جامعه ما کاندیدای مطلوبی به شمار می رود. هر دو این بزرگواران منتقد جدی شرایط موجود هستند و در مجموعه نیروهای تحول خواه قرار دارند
لینک مطلب:
امسال با واردات شش میلیون تن گندم به ارزش تخمینی دو میلیارد و 400 میلیون دلار، ایران پس از 10 سال به بزرگ ترین واردکننده گندم تبدیل می شود. به گفته کارشناسان، وضعیت تولیدگندم در سال جاری بسیار وخیم تر از پیش بینی ها بوده و 60 درصد کمتر از تولید سال گذشته است
لینک مطلب:
به منظور پاسداشت22روز حماسه غرورآفرین مردم غزه و تبیین هر چه گسترده تر ابعاد جنایات رژیم صهیونیستی در قتل عام زنان و کودکان بیدفاع فلسطینی، وزارت امور خارجه سمفونی بزرگ غزه را با عنوان "اشک و خشم" تهیه و تولید کرد. به گزارش اداره کل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، سمفونی "اشک و خشم" با آهنگسازی استاد علی رحیمیان و شعری از علیرضا دلخوش، به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی تهیه شده است.
امیر تاجیک خواننده فارسی، مهرداد سرافراز خواننده انگلیسی و امیر عبدالله خواننده عربی این اثر هستند.صدابرداری و تدوین سمفونی "اشک و خشم" را ناصر فرهودی انجام داده است.
قرار است این سمفونی، چهارشنبه این هفته در تهران اجرا شود.
ظاهراً این مساله به صورت یک قانون درآمده است که در هر کجای جهان که دولت ها موافق امریکا هستند بدنه اجتماعی و مردم آن با امریکا در تضاد هستند و با امریکا مشکل دارند و هر کجا که دولت ها با امریکا مشکل داشته باشند بدنه های اجتماعی آن مشکل چندانی با امریکا ندارند.در کشورهای عربی دولت ها با امریکا روابط حسنه دارند اما برعکس ملت های عرب با دیدن عملکرد امریکا و اسرائیل در عراق، فلسطین و افغانستان با دولت هایشان در تضاد قرار می گیرند و در چنین شرایطی است که وقتی این ملت ها در میان سران کشورهای دیگر فردی را که با آنها هم موضع است می بینند؛فردی که مطالبات ضدامریکایی آنها را نمایندگی می کند و در مجامع بین المللی خواسته های آنها را بر زبان می آورد نسبت به او روابط عاطفی پیدا می کنند. مثال برای این مساله تنها به احمدی نژاد محدود نمی شود بلکه محبوبیت چاوس در ونزوئلا هم از همین جنس است حتی مختص کشور های عربی هم نمی شود و دامنه جغرافیایی اش تا امریکای لاتین هم کشیده می شود. نمونه اخیر آن هم موضع گیری اردوغان در اجلاس داووس و عکس العمل جهان عرب به این مواضع بود به طوری که از وی یک قهرمان ساخته شد. در کل رهبر هر ملتی عرب یا غیرعرب بتواند اسطوره اسرائیل یا امریکا را با اظهارنظرها، مواضع و سیاست هایش بشکند محبوبیت بالایی پیدا می کند، مانند سیدحسن نصرالله. البته در کشور ما در یک دهه اخیر محبوبیت احمدی نژاد نسبت به سیاستمردان دوره های گذشته و مشخصاً از آقای خاتمی در این مورد مشخص بیشتر بوده است. آقای خاتمی در میان ملت های عرب هیچ گاه از چنین محبوبیتی برخوردار نبود چرا که وی را از جمله کسانی می دانستند که مایل به حل و فصل مسائل بین ایران و امریکا بوده است.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...

"night "
عکس از اینترنت
لینک مطلب:
علم هرمنوتیک
لفظ هرمنوتیک در فلسفه یا نقد ادبی کلمهای بیگانه است و حتی در علم کلام نیز به نظر میآید که استعمال آن اغلب به معنایی محدود و مقید است که با استعمال گستردهی آن در "جنبش هرمنوتیک نوین" کلامی معاصر فوق دارد. لذا اغلب پرسش این است که علم هرمنوتیک چیست ؟ در سومین ویرایش فرهنگ بین المللی جدید وبستر، ذیل hermeneutics، میخوانیم: "مطالعهی اصول روش شناختی تاویل و تبیین ؛ به ویژه : مطالعهی اصول کلی تاویل کتاب مقدس".
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
بیش از 27 میلیارد دلار در برنامه اول توسعه از منابع خارجی استفاده کردیم که منجر به رشد تولید ناخالص داخلی کشور شد
لینک مطلب:
معاون حقوقی و امور مجلس نیروی انتظامی گفت: شکایت 40 نفر از وکلای سرشناس علیه پلیس به علت اجرای طرح امنیت اجتماعی در دیوان عالی کشور رأی نیاورد.
سردار مهدی محمدی فرد در گفتوگو با فارس، گفت: 40 تن از وکلای سرشناس با طرح شکایت علیه نیروی انتظامی، اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی را خلاف قانون دانستند.
وی افزود: با پیگیری ها و اقدامات حقوقی رأی دیوانعالی کشور به نفع نیروی انتظامی صادر شد، طرح امنیت اجتماعی برخورد با جرایم عمومی و علنی است که از وظایف ذاتی پلیس به عنوان ضابط قضایی به شمار میرود.
معاون حقوقی و امور مجلس ناجا گفت: طرح امنیت اجتماعی یک قانون و وظیفه جدید نیست که پلیس اجرا می کند، این طرح مصوب و از برنامههای زمانبندی شده نیروی انتظامی برای برخورد با جرایم عمومی و علنی است.
سردار محمدیفرد اظهار داشت: این اقدام دیوان عالیکشور، تأیید دیگر بر اقدام نیروی انتظامی برای اجرای طرح امنیت اجتماعی است.
لینک مطلب:
اتفاقات تلخ و تند هفتههای اخیر در قاموس سیاسی کشور در شرایط فعلی قبل از انتخابات قابلیت تحلیل ویژهای دارد. مرکز دینی صوفیان در اصفهان – که بیآزارترین گروه مذهبی هستند و مبنای اعتقادی آنان بر اساس صلح و صفا بنا شده است – و دستگیری تعدادی از آنان، القاء ذهنی دین و مقدسات ستیزی در سخنان آقای آقاجری و اخیرا در سخنان آقای مجتهد شبستری که با تکذیب هر دوی آنان همراه بود و بسیج بلافاصله و دستپاچه مردم به بهانهی نقل سخنان دروغ از این شخصیتها و مهمتر از همهی اینها، اتفاقات تلخ دانشگاه امیرکبیر که هم با دستگیری و زد و خورد با دانشجویان همراه بود و هم در رقابتهای سیاسی، شهیدان که سرمایهی ملی و ارزشی تاریخی کشور بودند مورد سوءاستفاده قرار گرفتند و جسد بلندآوازهشان به حقیر خواستههای سیاسی بدل شد، همه نشان از ساخت مصنوعی فضایی دارد که میخواهد بخشهایی از جامعه را رادیکال کند تا آنان به خاطر این فضا، به ناامیدی از اصلاح شدن سیستم پناه ببرند و مردم به هراس از آینده مبتلا شوند و متولیان قدرت با سرکوب این مجموعهها، کسانی را که ممکن است به رقیبان اصلاحطلب رای دهند از صحنهی انتخابات بیرون برانند. این فضاسازی را در فرهنگ عامی به دعوا بر سر لحاف ملا تعبیر میکنند اما صد افسوس که در این دعوا و در کنار لحاف ملا، افراد زیادی مورد ستم قرار میگیرند، دستگیر میشوند و یا آسیب میبینند. دانشجویان ستمکشیدهی امیرکبیر نمونهی آخر آنان است. آسیب دیدن جایگاه والای شهیدان هم نمونهی دردناک دیگر آن.
لینک مطلب:
این روزها بحث غذای حلال شامل نمایشگاه غذایی و همایش آن در جریان است. اما آیا واقعا حلال بودن غذا بسته به آن مارک "حلال" است که روی آن می زنند ؟ و آنچه می خوریم به صرف غذای حلال بودن حلال است ؟
... یادم می آید در سالیان پیش، این بحث لقمه و پول حرام و حلال بیشتر بود و امروز کمتر شده. شاید به این خاطر است که به قول دکتر شریعتی "چون همه کس گیر شده وقاحتش از یاد رفته و بیماری شده است که از فرط عمومیت هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید"!
در همین باب دوست بزرگواری می گفت قدیم تر ها هنگامی که شخصی می خواست برود و جایی کار کند بزرگترها به او می گفتند مبادا از اختیاری که داری سو استفاده کنی و پول بیشتری در جیب خود بگذاری و مال حرام بر سر سفره خانواده خود بیاوری ... و امروز اگر کسی در موقعیتی قرار گرفته باشد و دزدی نکند و در اصصلاح "نخورد" احمق خطاب می شود و دیوانه !
و چه بسیار مصداق هایی برای آن وجود دارد ! از کارت زدن به جای همدیگر تا فاکتور با هزینه بیشتر گرفتن تا دور از چشم کارفرما از کار زدن تا ...
مگر دزدی فقط از دیوار خانه مردم بالا رفتن است ؟ مگر حرام خوری فقط نزول پول گرفتن است ؟
بد نیست قدری به خود بیاییم !
جواد شمقدری، مشاور رئیس جمهور در امور هنری در گفتوگویی درباره امکان دیدار اعضای آکادمی اسکار و سینماگران هالیوود با مسئولان سینمایی کشور تاکید کرد: مسوولان سینمایی تنها موقعی حق دارند با اعضای آکادمی اسکار و سینماگران هالیوود جلسه رسمی داشته باشند که آنها به خاطر توهینها و افتراهایی که به ملت ایران در طی سی سال گذشته روا داشته اند، عذرخواهی کنند. به گزارش تریبون، وی افزود: مسوولان هالیوود و آکادمی اسکار چون به ایران آمدهاند، میهمان ما هستند و قطعاً از میهماننوازی ایرانیان نیز برخوردار خواهند شد و این میهمان نوازی جلوهای کوچک از شکوه و عظمت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی است، اما روحیه میهمان نوازی ما مانع از این نیست که خواستار عذرخواهی آنان از مردم، تمدن و فرهنگ ایرانی شویم.
شمقدری تصریح کرد: معتقدم مسوولان سینمایی کشور قبل از این عذرخواهی رسمی نباید با مسوولان هالیوود وآکادمی اسکار هیچ دیداری داشته باشند. مشاور رئیس جمهور در امور هنری گفت: ملت و انقلاب ایران بارها از سوی فیلمهای هالیوودی به ناحق مورد هجمه قرار گرفته است و لیست بلند بالای این فیلمها بیانگر خشم و نفرت پشت صحنه گردانان هالیوود از ملت بزرگ ایران است. فیلم «بدون دخترم هرگز» و فیلم «۳۰۰» دو نمونه فاحش و سراسر دروغ پردازی است و هم چنین فیلم «کشتیگیر» یکی از آخرین آنها است. اگر چه میدانیم همین الان نیز در حال ساختن فیلمهای دیگری هستند که هدف آن توهین و تهمت به ملت بزرگ ایران و فرهنگ غنی این سرزمین است.
وی افزود: چه طور می توانیم در یک نشست صمیمی با فیلم سازان آمریکایی بنشینیم، در حالی که آنها هم چنان درصدد تحقیر و توهین به مردم ایران و انقلاب بزرگ این ملت هستند. شمقدری گفت: ما چیز زیادی درخواست نکردیم، گفتیم عذرخواهی کنند. همان گونه که قبلاً در دیدار با گروه صلح مردمی آمریکا بیان کردم، ما موقعی سیاست تغییر اوباما را باور میکنیم که این تغییر در هالیوود نیز دیده شود و اگر هالیوود به دنبال اصلاح رفتار خود با ملت ایران و فرهنگ و تمدن اسلامی ایران ماست، باید این عذرخواهی را رسماً اعلام کنند.
وی در ادامه تاکید کرد: در غیر این صورت، مسوولان ایرانی که با آنها جلسات داشته باشند، قطعاً در پیشگاه وجدان بیدار ملت ایران و همه آزادیخواهان پاسخی نخواهند داشت و تاریخ از آنها به خوبی یاد نخواهد کرد.
لینک مطلب:
ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند
عماد افروغ گفت: دموکراسی دینی که انقلاب اسلامی برای تحقق آن به وقوع پیوست ضمن اینکه حق مردم را به رسمیت می شناسد، بر محدودیت حق اصحاب قدرت تاکید دارد. به گزارش ایسنا، این استاد دانشگاه که در چهاردهمین نشست هنر، فلسفه و ادبیات سخن میگفت، تصریح کرد: باید توجه داشت یکی از شاخصهای مهم و بسیار اساسی مردمسالاری دینی چرخش اصحاب قدرت است؛ چرا که در غیر این صورت جامعه به سمت انحراف و فساد سوق داده میشود.
وی افزود: ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند. افروغ همچنین با اشاره به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران و اصالت این جنبش، گفت: به واقع این جنبش حرکت در مسیر آزادی و روشنفکری و برای کل جامعه آگاهیبخش بوده است.
وی اضافه کرد: اگر جنبش دانشجویی کارکرد اصلی خود را که همانا حرکت در مسیر آزادگی است از دست دهد و خود را به احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی خارج از دانشگاه متصل کند به یک هژمونی و ابزار قدرت تبدیل خواهد شد که در این صورت دیگر جایگاه و پایگاه اصلی خود را نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه در پایان از نپرداختن دانشگاهها به نواندیشی انتقاد و خاطرنشان کرد: متاسفانه اداره متمرکز دانشگاهها باعث شده این مراکز محافظهکارتر شوند
لینک مطلب :
انجمن اسلامی دانشگاه گرگان ضمن انتشار نامه ای این عمل هیات نظارت دانشگاه را محکوم نمود
لینک مطلب:
خطرناک ترین حرف آن است که سرنوشت انتخابات را از پیش تعیین شده بدانیم و باید با حضور گسترده در پای صندوقهای رای مانع اجرای چنین برنامه هایی شد. به گزارش مهر، حجت الاسلام مهدی کروبی بعد از ظهر یکشنبه در جمع خانواده های شهداء و کشاورزان و باغداران استان افزود: ورود محصولات کشاورزی نتیجه بازماندن از تقویت کشاورزی است و این امر زیان دو چندانی به بخش کشاورزی وارد می کند.
وی اظهار داشت: برای رفع مشکلات بخش کشاورزی و باغی نگاه همه جانبه، برنامه ریزی و نگاه کارشناسی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. وی، صرف ارز خارجی را از جمله دغدغه ها و نگرانی های همیشگی مجلس عنوان کرد و افزود: متاسفانه امروز شاهد ورود بی رویه محصولات و هزینه کرد ارز در این زمینه هستیم.
دبیرکل حزب اعتماد ملی به نقش خانواده های شهدا در دوران انقلاب و دفاع مقدس اشاره و بیان داشت: امروز مردم می خواهند تا مسئولان به اهداف و برنامه های انقلاب و امام راحل عمل کنند. حجت الاسلام کروبی یادآور شد: مشارکت مردم در انتخابات امری ضروری بوده و برای رفع برخی اعمال از سوی نیروهای خودسر، حضور یکپارچه مردم در این رویداد بزرگ مهم است.
وی عنوان کرد: شهدا و خانواده های معظم آنان در پیروزی و پیشبرد انقلاب اسلامی نقش اساسی ایفا کرده اند و مردم بار دیگر با حضور یکپارچه در عرصه انتخابات با آرمانهای شهداء و امام شهیدان تجدید پیمان می کنند. وی یادآور شد: برای صیانت از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی باید در صحنه بود و من هیچ وقت دست از آرمانهای انقلاب نمی کشم.
لینک مطلب از وبلاگستان:
به نظر من اعلام نامزدی کروبی، میرحسین موسوی نه تنها به زیان خاتمی نیست، بلکه تحمل گذشت زمان انتخابات تا ماه خرداد را آسان می کند
ممکن است خاتمی تحمل فشار را نیاورد یا در اثر خواهش خویشاوندانش مجبور به کناره گیری شود. در چنین حالتی دادن میدان بازی به انحصارطلبان ساده لوحی است. " ما" باید در صورت نیامدن خاتمی به میرحسین، کروبی یا حتی قالیباف فکر کند. معنای دیگر حرف این است که تخریب حریف نباید به درون جبهه اصلاحات راه یابد. ما نباید به جای برخورد با احمدی نژاد با کروبی و میرحسین یا نوری یا قالیباف برخورد کنیم. هیچ بعید نیست که یکی از همین دوستان نامزد ما در مقابل احمدی نژاد باشد. به همین دلیل از هرگونه تنش زائی در رابطه میان دو نامزد اصلاح طلب باید اجتناب شود و از توهین به نامزدهای اصلاح طلب باید خودداری کنیم
نه در ایران و نه در جهان، همه خواسته های "ما" در انتخابات برآورده نخواهد شد. طبیعی است باید یک حداقل [کف] و یک حداکثر[سقف] در نظر بگیریم و به سوی آن حداکثر حرکت کنیم و اگر به آن دست نیافتیم تا حداقل خواسته مان را تقلیل دهیم. از نظر من سقف خواسته ما، با توجه به امکانات موجود " انتخاب خاتمی" است [از نظر برخی می تواند این سقف انتخاب آقای نوری باشد و از نظر برخی دیگر کروبی و میرحسین و هر کس] اما مهم آن است که یادمان نرود که کف خواسته ما " انتخاب نشدن احمدی نژاد" است. کم نیستند کسانی مانند من که روی انتخاب خاتمی تاکید داشته باشم، روی انتخاب نشدن احمدی نژاد تاکید دارم
لینک مطلب:
Wonderworks (Pigeon Forge, Tennessee, United States)
مطلب کامل را در ادامه ببینید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
مـن اعتراف میکنم که بخشی از کمبودهای ما به دلیل نوع مدیریت است، اما باید بگویم راهی که در آموزش و پرورش پیش گرفتهایم عاقبت به خیری ندارد. وی در پایان گـفـت: تـا وقـتـی نـیـروی مازاد در آموزش و پرورش هست، نمیتوان کارها را به بخش خصوصی واگذار کرد. وقتی هم میخواهیم نیروها را بــازنـشـسـتــه کـنـیـم، پـولـی بـرای پرداخت پاداش پایان خدمت آنها نـداریـم. از طـرفـی مـیگویم نباید آموزش و پرورش را بزرگتر کرد و از طــرف دیـگــر بـه اشکـال مختلـف حـقالـتدریسیها و آموزش یاران نـهـضـت سـوادآموزی را استخدام میکنیم
لینک مطلب از وبلاگستان:
بین حرم سید کریم و حرم حضرت عبدالعظیم راهی وجود دارد که آنانی که رفته اند آن را می شناسند. زمان قدیم که جمعیت کمتری رفت و آمد می کرد، روضه خوان نابینایی آنجا می نشست و روضه می خواند. این ماجرا به دوره جوانی رضاخان میرپنج باز می گردد و می گویند در آن دوره که هنوز منورالفکر نشده بود، گل به سرش می مالیده و در مراسم مذهبی و عزاداری شرکت می کرده است.
ماجرا را یکی از مراجع نقل کرده، که چون مطمئن نیستم از نقل آن راضی باشد، نامش را نمی گویم. او تعریف می کرد که وقتی رضا خان یک قزاق بوده و از آنجا عبور می کرده، روزی روضه خوان نابینا پاچه شلوارش را می گیرد و از او می پرسد: روضه بخوانم؟
رضاخان می گوید: نه.
روضه خوان می گوید: تو شاه می شوی.
رضاخان اعتنایی نمی کند و رد می شود.
مدتی می گذرد و پس از اینکه رضاخان سردار سپه می شود، روزی دوباره از آن محل عبور می کند. مرد نابینا باز هم جلویش را می گیرد و می پرسد: روضه بخوانم؟
رضاخان پاسخ منفی می دهد و مجددا روضه خوان به او می گوید: تو شاه می شوی.
رضاخان تندی می کند و می گوید: مرا مسخره کرده ای؟
ظاهرا بعد از حدود 10 ماه، رضاخان، شاه ایران می شود و روزی این ماجرا را به یاد می آورد. به گاردش دستور می دهد بروند و روضه خوان نابینا را بیاورند.
اما وقتی پیش او می روند، روضه خوان می گوید من با رضاشاه کاری ندارم، اگر او کاری دارد، بیاید. رضا شاه هم با لباس مبدل می رود و در کنار جمعی که دور روضه خوان نشسته بودند، می نشیند. پیرمرد خم می شود و در گوش رضا شاه می گوید: نگفتم تو شاه می شوی؟
اما به رغم اصرار رضاه شاه حاضر نمی شود با او به کاخ سلطنت برود. بعد هم به او می گوید: فکر نکنی که اگر من پیش بینی کردم تو شاه می شوی معنی اش اینست که تو بر حقی. چون خیلی از مسایلی که قابل پیش بینی است حقانیتی در آن نیست.
بعد هم به رضاشاه توصیه می کند که با دین و حجاب و روضه درنیافتد. اما به گواه تاریخ، رضاخان عینا با همین سه عنصر در افتاد تا ور افتاد.
خط امام را
با خط امامی های گذشته و حال
به آینده پیوند میزنیم
ان شاء الله![]()
لینک مطلب:
شعله سعدی به مردم وعده داده که در صورت حمایت از او "نه در چهره یک تدارکاتچی و نه در قامت یک ماجراجو" بلکه در سیمای یک رئیسجمهور، ایران را از نو میسازد
لینک مطلب از وبلاگستان:
انتخابات نمادین ریاست جمهوری در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران امروز (شنبه، 10 اسفند 1387) با حضور 238 نفر از دانشجویان این دانشکده برگزار شد و نتیجه آن به شرح ذیل اعلام شد :
خاتمی : 145 رای - (61 درصد)
موسوی : 32 رای - (13,2درصد)
احمدی نژاد : 28 رای - (12 درصد)
کروبی : 15 رای - (6 درصد)
قالیباف : 11 رای - (5 درصد)
لاریجانی : 2 رای - (0.8 درصد)
آرا سفید : 5 رای - (2 درصد)
لینک مطلب:
ییس سازمان بازرسی کل کشور درباره بودجه سازمان متبوعش، با بیان اینکه تلاش زیادی انجام دادیم، دولت توجه نکرد و ما هم خرده نمیگیریم، گفت: ما هم که در دولت بودیم در توجه به بودجه نظارتیها راغب نبودیم و طبع دولتیها افزایش نیست؛ انشاءالله مجلس به این موضوع توجه داشته باشد
به نظر ما دیگر هیچ یک از مقامات دولتی و رسمی در نهادها، سازمانها، مجلس، دستگاه قضایی و نیروهای مسلح حق تصدی مسوولیت در ورزش را ندارند و باید از کمیتهی ملی المپیک و فدراسیونها استعفا دهند و اگر هم حضور پیدا کنند متخلف محسوب میشوند
فاطمه رجبی و حسین درخشان و نیک آهنگ کوثر نیز حقوقی دارند و از آن جمله حق اندیشیدن و بر اساس آن اظهار نظر کردن. این افراد ممکن است سخنان تند یا به زعم گروهی از نظر اخلاقی قابل نکوهشی زده باشند ولی از حقوقی شهروندی خود استفاده کرده اند و تا زمانی که تخلف قانونی محرزی نکنندد نباید جلوی آنها یا تریبون ها را گرفت. این را از این باب نمیگویم که مخالفت آنها با آقای خاتمی و کروبی یا دیگر اصلاح طلبان موجب افزایش محبوبیت اصلاحات و در حاشیه قرار گرفتن افراطیون و تفریطیون میشود که میشود و البته موجب خشنودی بنده و امثال بنده است. بلکه از آن جهت عرض میکنم که حق مخالفت رسانه ای حقی است که استفاده از آن و تحمل تلخی های آن برای جامعه برکات زیادی دارد و سطح تحمل جامعه و مدیران آن را افزایش میدهد و به برنامه ریزان و مجریان امکان برداشتن قدم های بلندتری را میدهد.
مبتنی بر مشکلات درونی جامعه آمریکا، جریان تغییر در حاکمیت سیاسی آمریکا به موفقیتهایی دست یافته است که به قدرت رسیدن رئیس جمهوری سیاه پوست باراک اوباما سمبل آن است. این تغییرات در دولتهای پیرو آمریکا چون عربستان سعودی نیز به گونه ای دنبال میشود و محتمل است که انعطاف در انتخاب زن به عنوان معاون وزیر و عزل تعدادی از مقامات افراطی مذهبی در عربستان و انتصاب امام جماعت سیاه پوست در مسجد الحرام از آن جمله باشد.
تغییرات سیاسی دیگری نیز در کشورهای متحد آمریکا متناسب با شرایط جدید خواهد افتاد. عمق این تحولات تعیین کننده ی تغییر واقعی در مناسبات جهانی آمریکا خواهد بود.
گاهی میگوییم که دوری و دوستی. یعنی ما به هم نمیخوریم و به اصطلاح جور نیستیم. گاهی جوری ها در دوری و نزدیکی های پی در پی است. گاهی جوری ها در حفظ بعضی از فواصل است.
لینک مطلب:
قرآن مجید تاکید تمام دارد که پیامبر اسلام بشر بود.(فصلت/41) مثل مردم زندگی می کرد، می خورد و می آشامید و زیست و زندگی می کرد. مثل سایر انسان ها از مرگ گریزی نداشت و در گذشت. انک میت و انهم میتون(زمر/30)
از روزگار پیامبر اسلام تا به امروز شاهد دو گرایش فکری و یا پژوهشی هستیم که هر دو در داوری در باره پیامبر اسلام به
افراط و تفریط گراییده اند.
شاید نفطه آغاز یک گرایش هنگاهی بود که عمر بن خطاب که از یاران و اصحاب پیامبر بود؛ در حادثه مرگ پیامبر فریاد زد که: محمد(ص) نمرده است! ابوبکر صحابی دیگر پیامبر به همین آیه شماره 30 سوره زمر اشاره کرد و عمر ساکت شد.( النکت و العیون، ماوردی)
در واقع عمر می خواست وجه بشری پیامبر را انکار کند که با یادآوری آیه قرآنی متوجه خطای داوری اش شد.
گرایش دیگر می خواهد همان وجه الهی و معنوی پیامبر را که با وحی محقق شده است، انسانی و این جهانی جلوه دهد. گرایش اول وجه انسانی و بشری را انکار می کرد؛ مثل داوری غالیان در باره امام علی(ع) ؛ گرایش دوم از وجه الهی و رسالت و نبوت تفسیری انسانی و تجربی و این جهانی به دست می دهد.
گرایش دوم گمان می کندکه می خواهد نقش پیامبر اسلام را در اسلام پررنگ کند و به پیامبر نقشی مرکزی اختصاص دهد.
اسلام آیینی است که مرکزیت آن قرآن مجید است. از این رو اسلام با آیین یهود که مرکزیتش قوم یهود( بنی اسراییل) و آیین مسیحیت که مرکزیت آن شخصیت مسیح است متفاوت است.
موارد متعددی که در حقیقت نقد روش و یا هشدار شدید به پیامبر اسلام است و در قرآن به صراحت ذکر شده است، نشانه روشنی است که پیامبر به عنوان نبی، برای مردم زمانه خود و همه زمان ها پیامی را از سوی خداوند آورده است. رسول یعنی فرستاده خداوند است تا آن پیام را به مردم ابلاغ کند.
گرایشی که شخصیت پیامبر را از بعد الهی و ظرفیت دریافت وحی خداوند منفک می کند ؛ در حقیقت پیوند میان آسمان و زمین و باطن و ظاهر و معنویت و ماده را قطع می کند.
این گرایش گاه آن چنان دچار افراط می شود که برای موجه نشان دادن نظر خویش- آن چه تا به حال در این باره مطرح شده است، یک نظر است و نه نظریه- در جستجوی خطا در متن قرآن مجید و زندگی پیامبر هم برآمده اند.
محصول چنین گرایشی تخریب ایمان مومنان به الهی بودن کلام خداوند و نیز عصمت و قدسیت شخصیت پیامبر است.
تردیدی نیست که نمی توان در باره انگیزه ها و یا انگیخته های نظر پردازان داوری کرد، اما می توان آثار چنان مطالب یا مفاهیمی را مشاهده کرد. گفته اند می توان درخت را از میوه اش شناسایی کرد. باید دید نظری که تقدس را از متن آیات قرآنی و شخصیت پیامبر اسلام حذف می کند، چه محصولی دارد؟
نتیجه این رویکرد عشق و ایمان بیشتر و ژرفتر به قرآن و پیامبر است، یا برعکس تردید و تزلزل در اندیشه ها و ایمان ها ایجاد می کند. حتما برخی با شنیدن چنین شبه هایی در صدد اندیشه و پژوهش بر می آیند و اندیشه دینی و ایمان آنان توان و بالندگی بیشتری پیدا می کند و البته برخی یا بسیاری نیز آسیب می بینند.
دکتر ابراهیمی دینانی در گفتگوهای جذابی که با پژوهشگر جوان و هوشمند اقای کریم فیضی داشته اند، به همین موضوع پرداخته اند. چنان که می دانیم رسم متفکران و فیلسوفان این نیست که برای اندیشه و نظر خود سوگند یاد کنند. دکتر دینانی در این کتاب- البته فقط در این کتاب!- در بحث پیامبر اسلام و مقوله وحی قسم خورده اند. در قسم ایشان سوز و صمیمیتی بود که دریغم آمد شما آن را نخوانید:
"می خواهم یک جواب صریح و رک و مقداری تند به شما بدهم. به حقیقت خود پیغمبر قسم! وحی زبان پیغمبر است ولی زبان پیغمبر به خدا قسم زبان خداست...به صورت مستقیم زبان خداست، بدون مجاز خداوند اگر بخواهد حرف بزند، به زبان حضرت ختمی مرتبت حرف می زند."(1)
***************
(1)-سرشت و سرنوشت،گفتگو با دکتر دینانی، انتشارات اطلاعات ص:209 و 210)
***********************
اعتماد ملی
سال ۵٧ بود و انقلاب تازه پیروز شده بود. نزدیک دبیرستان مان مغازه جوشکاری بود که خیلی با شوق و امید از آینده و صنعت و جوانان میگفت. جوشکاری با ذوق و انرژی بود که به ابتکار خودش یا نیمدانم مدرسه، کلاس جوشکاری برگزاری میکرد و در حین کلاس از خودباوری و اینکه ما هر کاری میتوانیم انجام دهیم میگفت.در آن زمان مشهور بود که ما سوزن را نیز از خارج وارد میکنیم و هیچ صنعت مهمی نداریم و مهمترین صنعت کشور صنعت نفت و ذوب آهن بود که انگلیسی ها و شوروی ها راه اندازی کرده بودند و البته صنایع مونتاژ خودرو سازی پیکان انگلیسی و نظامی که آمریکایی ها برعهده داشتند. نقاشی زیبایی نیز از امام خمینی کشیده و به دیوار آویخته بود. فضای فکری او شدیدا جهت گیری سازندگی داشت.
مهمترین نقشی که احزاب و گروهها بر عهده دارند، نقش رهبری سیاسی جامعه به نمایندگی از مردم است. احزاب موفق در انتخابات شهرداری ها و مجلس و ریاست جمهوی و خبرگان رهبری، مهمترین نقش را در سیاستگذاری کشور برعهده دارند. منطقی است که نقش رهبری احزاب سیاسی به لایه های مدیریتی کلان کشور ختم شود و به سطح مدیریت های جزئی و به خصوص فعالیتهای تخصصی و بدتر از آن، بهره برداری از امکانات کشور ختم نشود.
نقش دولت ها در تمرین اعمال حاکمیت مردم مهم است. دولت اصلاحات در این زمینه فرصتی طلایی بود. از طرفی اجازه نقد و تاثیر گذاری منتقدین بر افکار عمومی را میداد و از طرفی جریان مخالفش بی مهابا به اختیارات و فعالیتهای آن تعرض میکرد. بردباری خاتمی و کروبی گرچه انتقاداتی را برایشان به وجود آورد و بعضی از این انتقادات نیز به حق بود، ولی موجب توسعه جامعه مدنی و خودآگاهی و خودباوری بیشتر مردم شد.
شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سو ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست می گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو باز بینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
لینک مطلب:
Tiger’s Nest
این صومعه واقع است در ارتفاع 3120 متری بر روی صخره ای بسیار پرمخاطره در دره Paro در کشور بوتان.

مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
خطابه و تاثیر رسانه ای آن گاهی آنقدر مورد توجه قرار میگیرد که فراموش میکنیم محتوای خطابه چه حیطه و خاصیتی دارد. اگر قرار باشد کرسی بحث علمی به خطابه تبدیل شود، طبیعی است که نمیتوان انتظار پیشرفت های ناشی از بحث علمی را داشت.
آقای دکتر ازغدی اگر پاسخی برای بحث های آقای دکتر سروش و استاد مجتهد شبستری دارند، خوب است که با آنها بحث کند. چنین شرایطی را صدا و سیما میتواند فراهم کند. آنها نظراتشان را منتشر کرده اند و منتقدین نیز پاسخ هایی را داده اند ولی هر دو طرف اگر در مجلس مناظره و مباحثه شرکت کنند وزن علمی و توانایی هایشان بهتر محک میخورد.
این سه گرچه غیر روحانی هستند ولی بحث های عمیقی مطرح میکنند و توانایی عبور از سطح خطابه را نیز دارند. امید آنکه روحانیون طرفدار دیدگاههای متفاوت بحث برانگیز نیز به بحث طلبگی و علمی روی آورند.
لینک مطلب:
شیرین عبادی برندهی جایزهی صلح نوبل پنجشنبه، ۲۶ فوریه، در شهر دوسلدورف آلمان از فقر و نابرابری در ایران انتقاد کرده و گفت هنوز هم در کشور آزادی وجود ندارد و قوانین تبعیضآمیز پرشمارند و به اجرا درمیآیند

عکس از اینترنت
بانک مرکزی جمهوری اسلامی، در گزارش رسمی از خود از وضعیت اقتصادی کشور در هفت ماهه نخست سال جاری، اطلاعات متفاوتی با آمار رسمی اعلام شده توسط دستگاه های دولتی که در صدا و سیما و مطبوعات تبلیغ می شود ارائه کرده است.به گزارش بانک مرکزی، موجودی نقدی حساب ذخیره ارزی در اول آبان ۱۳۸۷، برابر ۲۵ میلیارد دلار بوده و با احتساب تعهدات این حساب به طرفهای خارجی، بدهی حساب مذکور برابر با ۴۳ میلیارد دلار می باشد و بنابراین، حساب ذخیره ارزی در اول آبان گذشته با کسری ۱۸ میلیارد دلاری مواجه بوده است.
با توجه به واریزی وجوه ناشی از صدور نفت در ۵ ماه پایانی امسال به این حساب، پیش بینی می شود تا پایان سال جاری، بدهی حساب مذکور تسویه شده و موجودی حساب ذخیره ارزی در ابتدای سال ۱۳۸۸ صفر شود که به دلیل کاهش شدید قیمت نفت و افزایش بودجه دولت، به احتمال زیاد امکان واریز پول به این حساب در سال آینده منتفی خواهد بود
لینک مطلب:
دادستان تهران در مصاحبهای با شبکه پرستیوی در روز دوشنبه اعلام کرد که دولت هر امکاناتی که برای دیگر شهروندان خود فراهم کرده، برای بهاییان نیز فراهم کرده است.قربانعلی درینجفآبادی این سخنان را در پاسخ به انتقادات غرب در مورد نقض حقوق بهاییان در ایران گفت.درینجفآبادی ادامه داد: ما سرویسهای متعددی برای فرقه بهاییت در ایران فراهم کرده و به آنها به عنوان انسان احترام میگذاریم، به شرطی که آنها مانند گروههای جاسوسی و سیاسی حمایت شونده از طرف بریتانیا و اسراییل برای ایجاد اخلال در ایران عمل نکنند.او اضافه کرد که البته شواهد غیر قابل انکاری در مورد رابطه بسیاری از پیروان فرقه بهاییت با دشمنان ایران و اسراییل وجود دارد.با این وجود درینجفآبادی گفت که ما همواره پیروان بهاییت در ایران مهربان بودهایم. ما فقط با چنین رابطههایی (با دشمنان دولت جمهوری اسلامی ایران) مخالفایم.روز چهارشنبه گذشته، حسن حداد، معاون امنیت دادسرای تھران اعلام کرده بود که هفت نفر از بهاییان متهم به جاسوسی به زودی محاکمه میشوند
لینک مطلب:
میرحسین موسوی در نشستی که امروز صبح با جمعی از جوانان داشت، در پاسخ به تقاضای ایشان برای اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو گفت: "در شرایط فعلی در حال طرح نقدهای مشفقانه خودم هستم و البته خود را برکنار از صحنه انتخابات نمی دانم، اجازه بدهید تامل کنم و در فرصت مقتضی تصمیم خود را اعلام کنم."
اصولگرایان کروبی را چندان جدی نمیگیرند و فعلا درگیری اصلی را متوجه جبهه خاتمی کرده اند و در این میان کروبی موقعیت حزب و کاندیداتوری خویش را تقویت میکند. خاتمی نیز پس از اقدامات سیاسی متهورانه ای که انجام داده، مدتی است که سکوت پیشه کرده و به این ترتیب انرژی و امکانات اصولگرایان را تلف میکند.
تحرک هماهنگ خاتمی و کروبی نوعی آتش و حرکت را تداعی میکند که موجب گیجی و سرخوردگی اصولگرایان شده است. به زودی اصولگرایان مجبور خواهند شد که خاتمی و کروبی را مشترکا زیر فشار بگذارند و در چنین شرایطی شکاف شدیدتری در ارکان اصولگرایی پدیدار خواهد شد.
میرحسین هم یگان پشتیبان این عملیات است.
تازه عبدالله نوری نیز احتیاطا در صحنه است.
به نظر میرسد مساله اصلی در انتخاب خاتمی یا میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای نهایی بخش مهمی از اصلاح طلبان، امکان از دور خارج شدن احتمالی خاتمی و عدم تمایل گروهی از احزاب حامی خاتمی به اجماع روی کروبی است. آنچه کروبی را از صحنه انتخابات ممکن است دور کند ملاحظات سیاسی وی و حزب وی است در حالیکه نگرانی خاتمی از محدودیت های احتمالی و توصیه های اکید مقامات عالی کشور خواهد بود. طرح هر دو موضوع فوق برای کاندیداهای ارشد اصلاح طلب نگران کنند هاست ولی تاخیر در قطعی شدن این مشکلات، فرصتی مناسبی برای پیشرفت جبهه اصلاحات در عرصه انتخابات است. همچنان احتمال حضور کروبی و خاتمی در صحنه انتخابات بیش از میرحسین موسوی است.

"Kleifarvatn Photographer: Ragnheidur Arngrimsdottir"
عکس از اینترنت
لینک مطلب:
نماینده سابق آمریکا گفت که پس از پایان ساخت نیروگاه اتمی در بوشهر اعلامیههایی دیده میشوند، مبنی بر اینکه آمریکا در مسابقه هستهای با ایران باخته است
لینک مطلب:
محمد رضا خباز مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس هشتم معتقد است که مسوولان باید بابت گم شدن یک میلیارد و48میلیون دلار از بودجه 85 از مردم عذرخواهی میکردند نه اینکه مخفی کاری کنند.
لینک مطلب:
در طرح تحول اقتصادی مطالعه کم بوده و این طرح با این همه تبلیغات و تبعات و پیامدها و تغییراتی که در نتیجه آن صورت می گرفت، با مطالعه کم انجام شده و به همین دلیل در کمیسیون های مختلف مجلس دچار ابهام شد و دولت هم ناچار شد آن را متوقف کند
لینک مطلب:
با توجه به واریزی وجوه ناشی از صدور نفت در 5 ماه پایانی امسال به این حساب، پیش بینی می شود تا پایان سال جاری، بدهی حساب مذکور تسویه شده و موجودی حساب ذخیره ارزی در ابتدای سال 1388 صفر شود که به دلیل کاهش شدید قیمت نفت و افزایش بودجه دولت، به احتمال زیاد امکان واریز پول به این حساب در سال آینده منتفی خواهد بود
اصلاح طلبی عبارتی است که توسط افراد و جریانات و احزاب مختلف در معانی متفاوتی استفاده میشود. ظاهرا تنها عنصر مشترک معنوی این اصطلاح، تغییر است. اصلاح طلبان ارشد جریان اصلاحات یعنی خاتمی و کروبی بارها ویژگی های اساسی اصلاحات را به مناسبت های مختلف مطرح کرده اند و اصلاحات را روندی مردمی و داخلی که در پی بهبود شرایط از طریق قانونی است شمرده اند، اما همچنان دو گروه هستند که با تعریف خاص خود از اصلاحات، هدف مشترک تخریب و به بن بست رساندن اصلاحات را دنبال میکنند:
الف. مخالفان اصولگرای اصلاحات که آن را تغییری از نوع پس رفت و بازگشت به ارزشهای طاغوتی و تخریب شرایط حکومت جمهوری اسلامی معرفی میکنند و حاضر نیستند اقلیت بودن خود را در نظام مردم سالاری دینی کشور بپذیرند.
ب . مخالفان ضد نظام که اصلاحات که آن را مبنای تغییری برای بهبود شرایط و تداوم حاکمیت میدانند و در اساس به دنبال نابودی نظام سیاسی کشور و حتی بخش مهمی از بنیادهای اجتماعی و فرهنگی کشوری هستند. مخالفان سیاسی نظام با تمامی طیف هایشان در این قالب حضور دارند و سیاست تحریم را در تمامی انتخابات های کشور دنبال کرده اند.
هر دو گروه که از اعتبار جنبش اصلاحات نزد مردم آگاهند، تلاش میکنند که مفهومی جدید از اصلاحات را ذیل مدیریت اصلاح گران قلابی مطرح کنند و گروه الف آن را محکوم و سرکوب کند و گروه ب از آن ستایش کند و امیدوارند که جریان اصیل اصلاحات به یکی از دو سو منحرف شود و رهبری اصلاح طلبان و بدنه سیاسی و فکری و اجرایی آن را از مردم جدا کنند.
گاهی بزرگترها نیز با یکدیگر چنین رفتار میکنند و جواب میگیرند
لینک مطلب از وبلاگستان:
چگونه به کودک بگوییم «نه»؟
فرزندان ما هم ممکن است در برخی مواقع خواستههایی داشته باشند که برآورده کردن آنها به صلاح نباشد. با چنین فرزندانی چه برخوردی باید داشته باشیم و چگونه میتوانیم آنها را قانع کنیم؟
در این مواقع شما چه برخوردی با آنها دارید؟
درخواست فرزندان بر اساس میل و نیاز آنها است اما در برخی مواقع برآورده کردن این میل و نیاز، ممکن است به مصلحت نباشد. ارضای خواستهها و نیازها باید به گونهای باشد که راه را برای رشد شخصیت فرد باز کند. به این معنی که اگر همیشه همه خواستههای ما بدون کوچکترین مانعی برآورده شود، آن گاه از وضعیت موجود احساس رضایت کرده و هیچ تلاشی برای بهبود شرایطی که در آن هستیم انجام نمیدهیم و به دنبال پیشرفت نخواهیم بود. اصولا پیدایش نیازها و خواستههای تازه که محرکی برای حرکت رو به جلو است نتیجه این است که به برخی از خواستههای خود نرسیدهایم. بنابراین ما در حالی که نیاز فرزندان خود را برآورده میکنیم، باید آنها را آماده کنیم که از لحاظ شخصیتی، اجتماعی و روانی به پلههای بالاتری دست پیدا کنند.
چگونه باید چنین پلههایی را بسازیم تا فرزندانمان از آن بالا بروند؟
اول اینکه خواستههای معقول باید ارضا شود؛ چرا که محرومیت و ناکامی در دستیابی به خواستهها، شخص را در آینده از لحاظ شخصیتی و زندگی فردی با مشکل مواجه میکند.
دوم اینکه ارضا و پاسخگویی به این خواستهها باید نسبی باشد. در فلسفه «روزه گرفتن»گفته میشود که ما باید به عمد گرسنگی بکشیم و در مقابل سختی گرسنگی ایستادگی کنیم. این موضوع به ما یاد میدهد که با دیگر سختیهای زندگی چگونه برخورد کنیم.
«ناکامی بهینه؟»
یعنی در برخی موارد واقعا صلاح نیست به نیازهای فرزندانمان پاسخ دهیم.
چگونه باید این کار را انجام بدهیم؟
فرزندان ما هنگامی دارای شخصیت سالم هستند که دو خصوصیت در آنها وجود داشته باشد. خصوصیت اول، شناخت واقعیتها و شناسایی محدودیتها و فرصتهایی است که وجود دارد. یعنی آموزش این نکته که در زندگی موانع و ناکامیهایی وجود دارد، خودش میتواند یک هدف تربیتی باشد و به فرزند ما کمک کند که واقعنگر بار بیاید و به قول معروف لوس و دردانه نشود. بچههای لوس بچههایی هستند که «نه» نشنیدهاند.
خصوصیت دوم؟
خصوصیت دوم مربوط به تفکر فرزند است. به این معنی که باید متوجه شود دست دیگری نیز در کار است که ممکن است بر وفق مراد او نباشد و او باید راهحل مناسب را پیدا کند که اوضاع را به نفع خودش تغییر دهد. تقویت این روحیه در کودک مهم است.
چگونه میتوان این روحیه را تقویت کرد؟
بچهها از ما یک تصویر ذهنی به دست میآورند که این تصویر، معلول روش ما است. مثلا اگر از کودکی بپرسید که پدر و مادرت چه رفتاری دارند، ممکن است بگوید تا حرفی به آنها میزنم، داد میزنند یا برعکس، بگوید خیلی حوصله دارد. برخورد ما در مقابل فرزندانمان، هنگامی که نمیخواهیم درخواست آنها را برآورده کنیم، باید همراه با اعتماد و صمیمیت باشد و در عین حال باید این رابطه پیرنگهایی از جدیت و گفتگوهای دوطرفه داشته باشد. والدین نباید احکام خود را بستهبندی کنند و تحویل فرزندانشان بدهند. ما باید برای هر رفتار خود توضیح قانعکننده داشته باشیم. در این صورت فرزند یاد میگیرد که با محیط اطراف نیز به شیوهای عاقلانه و تحلیلگرانه برخورد کند. احکام بستهبندیشده باعث میشود بچهها دنیا را سیاه و سفید ببینند. در دنیای امروز که بچهها مجراهای ارتباطی زیادی دارند، نمیتوان به صورت تحکمی برخورد کرد بلکه باید با قدرت استدلال و ارتباط عاطفی برخورد کنیم.
گاهی خواسته فرزند ما معقول است اما توان پاسخگویی به آن را نداریم. در این حالت باید چه رفتاری داشته باشیم؟
اکثرا در چنین مواقعی سعی میکنیم صورت مساله را پاک کنیم و خواسته فرزندمان را نامعقول و غیرموجه جلوه دهیم! این بدترین شیوه برخورد است و فرزند نیز این موضوع را متوجه میشود و همین شیوه برخورد، باعث پیچیده شدن موضوع میشود. در این حالت باید ما به عدم توانایی خود اعتراف کنیم و دلیل آن را نیز برایش توضیح دهیم. در مواقعی که پدر و مادر توانایی برآورده کردن نیاز فرزندان خود را ندارند، همدلی فرزندان با آنها بسیار مهم است. ممکن است وضعیت مالی خانواده مناسب نباشد، فرزند را باید با این شرایط آشنا کرد و همراهیاش را به دست آورد. بعد باید از او بخواهیم که با هم برای رسیدن به آن خواسته تلاش کنیم. نباید خودمان را نسبت به خواسته فرزندمان بیتفاوت نشان دهیم. اینکه فرزندمان احساس کند برای خواستههای او ارزش قایل هستیم، در او آرامش و احساس اطمینان ایجاد میکند.
زندگی رانندگان سوژه خوبی است. نه مسائل خانه آنها که گاهی در سریال ها می بینیم. زندگی روزمره آنان در خیابان. روزها و شب ها. تنوع رانندگان و دیدگاههایشان. اخلاقیات و رفتارهایشان. خوب و بدشان. موضوع جالبی برای داستان و سناریو است.
اصولگرایان به دلیل تمرکز گرایی و تسلط بر قدرت سیاسی و سبک و روش سیاسی خاص خود، از نیروهای جوان تر بدون نگرانی در باره تبعیت آنها از مشی سیاسی شان استفاده میکنند و حضور اخیر آنها در قدرت سیاسی نیز به آنها فرصت داد تا این موضوع را توسعه دهند.
ولی در مقابل اصلاح طلبان با این دشواری به صورت جدی مواجه هستند. جوان گرایی سیاسی در احزاب و گروههای سیاسی اصلاح طلب پرچالش تر است.
چقدر مسائل نامربوط می بینیم:
اسامی بی مسمی
عمل های بی نسبت با عمل کننده
نابهنجاری
بی قاعده ها
...
همه ی این ها آرامش را سلب میکنند و نوعی انتخاب و درگیری مستمر ایجاد میکند که معمولا آزاردهنده است ولی در بخشی از حیات اجتماعی کشورها چاره ای از آن ها نیست. در گذر این تلاش همگانی برای حل مشکل امور بی ربط، اندیشه و احساس جدیدی خلق میشود.
رویکردهای قومی و فرقه ای و مذهبی و قشرها در انتخابات سیاسی همیشه موضوع مهمی بوده است. مثلا اینکه آذری زبان ها یا آذربایجانی ها یا کردها یا لرها یا خراسانی ها و دراویش و دانشگاهیان و روحانیون و فرهنگیان و کارگران و کشاورزان و نظامیان و غیره چه موضع سیاسی خاصی را بیشتر حمایت میکنند و امثال آن.
اما جالب است که فعالین سیاسی شاخص نیز که انتسابی به مناطق جغرافیای خاصی دارند در اردوگاه اصلاح طلبان که تصمیمات در درون جبهه سیاسی گرفته میشود، به نوعی مواضع نسبتا مشابهی پیدا میکنند. دلیل این امر در اولویت ارتباطات و همسویی بر مواضع سیاسی نهفته باشد یا هر چیز دیگر، قابل مطالعه است.

"comet lulin"
عکس از اینترنت
لینک مطلب:
زهرا شجاعی گفت: «همچنان که امام حسین فرمودند برای اصلاح در دین جدم قیام میکنم، این حرکت میرحسین موسوی و اصلاح طلبان به طور کل، در جهت اصلاح روشهای نادرستی بوده که در برخی حوزهها بوجود آمد.»
وی افزود:«میر حسین موسوی سنبل مبارزه با فقر، فساد و تبعیض است و عملکرد ۸ ساله در جنگ این را نشان داد که اصلاح طلبی به معنای واقعی کلمه در ایشان است
لینک مطلب:
متاسفانه در رفع معضلات معیشتی فرهنگیان گامهای موثری برداشته نشده است و اخباری هم که در رابطه با بودجه میرسد حاکی از آن است که موارد عجیبی در حال رخ دادن است که باید با تدبیر با آن برخورد کرد
لینک مطلب :
آنها مدام میگویند حقوق نمیگیرند و حتی پول موبایلشان را هم از این فدراسیون نمیگیرند اما من میگویم همه حقوق خود را بگیرند اما به فوتبال هم خدمت کنند. سرمربی سایپا با انتقاد از فشردگی بازیها عنوان کرد: فشردگی بازیها باعث شده کیفیت مسابقات از بین برود. شاید فدراسیون فکر میکند این فشردگی به تفع تیم ملی است اما با این گونه برنامه ریزی بازیکنان ملی پوش هم آسیب میبییند و در نهایت تیم ملی متضرر میشود
امسال زمستان رفت
بی سخن تر از سال گذشته
انتظاری دوباره برای زمستان ٨٨ خواهیم کشید
بذر برف زیبای زمستان را در بهار میکاریم
خدا خواهد نصیب باشد
مدیرسابق پرشینبلاگ: فضای وبلاگستان در انتخابات ریاست جمهوری متفاوت خواهد بود
مهدی بوترابی با بیان اینکه وبلاگها موجب گسترش خبری مسائل مرتبط با انتخابات میشوند، اظهار کرد: اظهارنظر درمورد کاندیداها و دیدگاههایشان رواج دارد و بهنظر میرسد بحثها و قضاوتهای خیلی زیادی راجع به شخصیتها میشود و این قضاوتها به هم انتقال مییابد.
وی با بیان اینکه فضای وب و اینترنت از وبلاگستان متاثر است، تصریح کرد: بخش زیادی از سایتها خبری و اخبار انتخاباتی از وبلاگها تغذیه میکنند. بهنظر میرسد در انتخابات ریاست جمهوری آینده نسبت به دورههای گذشته شاهد فضای متفاوتی در وبلاگستان باشیم.
مدیر سابق پرشینبلاگ خاطرنشان کرد: بهطور طبیعی اظهارنظر منطقی و آزادانه در وبلاگستان راجع به دیدگاههای سیاسی وبلاگنویسان یا انتشار اخباری که درمورد کاندیداهای احتمالی باعث پرهیز از التهاب و درگیریهای غیرمتعارف و تزاحمهای غیرفکری در جامعه میشود.
وی افزود: وقتی وبلاگنویسان درباره اندیشه و فکر صحبت میکنند، بهجای شعار، شعور مطرح میشود چون حرفها مطرح میشوند. به دلیل تفاوت وبلاگستان با تمام رسانههای دیگر، در این جا ماهیت فکری باید مطرح شود و گرنه مورد تمسخر قرار میگیرد.
بوترابی ادامه داد: اگر کسی بگوید من بهخاطر قیافه کسی از آن شخص خوشم نمیآید، مورد پذیرش وبلاگستان نیست، بلکه عملکرد، رفتار و دیدگاه باید بحث شود، زیراکه در وبلاگستان نقد عمیقتر و منطقیتر است.
وی با بیان اینکه اگر اختلاف سلیقه هم باشد پذیرفتنی است، اظهار کرد: درحال حاضر وبلاگهای زیادی وجود دارد که دیدگاهها همدیگر را منعکس میکنند و تسامح منطقی دارند و افراط گرایی در وبلاگستان محدود است.
مدیر سابق پرشینبلاگ افزود: اگر وبلاگها خودشان شور داشته باشند انتخابات را هم پرشور میکنند. شرکت کاندیداهای مورد علاقه وبلاگنویسان به داغ شدن فضای انتخاباتی وبلاگستان میانجامد. ولی اگر کاندیدای مورد علاقه وبلاگستان حضور پیدا نکند، فضای انتقاد از کاندیداها رواج پیدا می کند.
بوترابی گفت: اگر رقابت واقعی وجود داشته باشد وبلاگستان هم مثل همه بخشهای هوشمند عکسالعمل منطقی نشان میدهد. در حالت کلی یک اتفاق متفاوت با گذشته در حال اتفاق است.

"What? by mom2two "
عکس از اینترنت
سال ٨٢ سال سختی برای فضای وبلاگستان بود. اعتمادی که امروز به وبلاگستان وجود دارد نبود و کوچکترین اظهار نظر در وبلاگستان به سرعت و شدید و غلیظ و به تنهایی مطرح میشد.
با گسترش کمی و کیفی وبلاگستان، عمق و وسعت وبلاگستان پشتوانه تعهد اجتماعی و عقلانیت شده است و بر تاثیرگذاری آن افزوده است. در آستانه بهار ٨٨ هستیم و در شرایطی به استقبال اتخابات ریاست جمهوری میرویم که وبلاگستان نسبت به سرنوشت کشور موثر تر و حساس تر و حاضرتر از همیشه است.
لینک مطلب:
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ به سئوالی در ارتباط با همکاری کرباسچی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی وی گفت: آقای کرباسچی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری اعلام کرده است
متن صوتی را گوش کنید و ببینید که هتاک گوینده است یا کسانی که به دروغ و تهمت علیه دینداران سخن میگویند تا آن ها را خاموش کنند. اینکه این استاد محقق و سخنران ممکن است در جای دیگر خطایی فکری و اندیشه ای یا جز آن کرده باشد، محتمل و ممکن و بلکه برای همه ما انسان های قطعی است ولی این متن صوتی را مبنای تهمت و افترا قرار دادن، شاهکار است.
جالب این است که همین لینک را خبرگزاری فارس هم گذارده و به آقای مجتهد شبستری را متهم کرده است و جالبت تر آنکه بعضی وبلاگنویسان افراطی نیز آن را نقل کرده اند بدون آنکه آن را گوش کنند یا اگر گوش کرده اند، بدون توجه به مفاد آن که اشاره تاریخی به اختلاف نظر علمای شیعه در عصمت پیامبران فراتر از وظایف پیامبری دارد. گویی هنر مالوفشان، تهمت و افتراست.
و آخرت نزدیک است اگر چه نپندارند و نپنداریم
لینک مطلب:
چون انسان با هر 4 بال زندگی میکند یعنی هم با بال علم هم بال فلسفه هم بال هنر و هم بال دین پرواز میکند پرنده ها مع مولا 2 بال دارند ولی انسان مثل این هوا پیما های 4 موتوره است با 4 بال پرواز می کند. بررسی چگونگی تحولات این 4 بال در طول تاریخ نشان می دهد که 4 موضوع یعنی علم،فلسفه،هنر و دین این ها همیشه با فعل و انفعالاتی که در هم میکنند در گستره ی انتظارات تغییراتی ایجاد میکنند یعنی مثلا اگر در جامعه ای فقط دین وجود داشته باشد و علم و فلسفه وجود نداشته باشد مثل جوامع ابتدایی مثل جامعه هایی که هنوز در آفریقا هستند آنجاها دین هست دین داری هم هست اما علم و فلسفه نیست.تمام انتظاراتی را که انسان برای تامین قواعد و نیاز های زندگی اش دارد این ها را از دین می خواهد به محض این که علم آمد وارد ان جامعه شد بخشی از انتظاراتی که انسان از دین داشته منتقل میشود به انتظار از علم خیلی واضح است. در قبایل ابتدایی وقتی کسی مریض می شود برایش دعا می خوانند تا بیماریش شفا پیدا کند جادو میکنند هنوز هم همینطور است. در گذشته هم همینطور بوده است میروند پیش دعا نویس. این در جامعه ای است که علم پزشکی وجود ندارد
من یک نکته ای را تذکر بدهم اگر در محفل ما از دوستان اهل مطبوعات یا سایت کسی هست که بخواهد مطلبی از آنچه که بنده در این جا عرض کردم گزارشش را به یک روزنامه ای بدهد یا به سایتی خواهش می کنم من فردا تا یک مثلا وقت معینی در این جا هستم در همین دانشگاه و همین مهمانسرا، آنچه که نوشته با من درمیان بگذارد و بعد گزارشش را رد کند تجربه تلخی داریم و آن این است که گاهی بعضی از دوستان خیلی دست و پا بریده و نامنظم یک چیزی را تدوین می کنند، می دهند به یک روزنامه ای مثلا یا می گذارند در یک سایتی خواننده نمی فهمد که واقعا در این جلسه چه گفته شده این است که خواهش میکنم که اگر کسی باشد که بخواهد این کار را بکند قبل از تمام شدن جلسه با من هماهنگ بکند
تقلید کورکورانه غلط است و نه ره یافتن از کسی و طلب ارشاد از کسی. این اصلا غلط نیست هر کسی بخواهد در زمینه های دینی در زمینه های علمی در زمینه های فلسفی اهل تامل و فکر بشود قطعا کسانی هستند که باید سراغ آنها برود و بخواهد که مرا ارشاد کنید من می خواهم اهل علم باشم اهل مطالعه باشم اما تقلید کورکورانه کار درستی نیست
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است. خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند. مردم در مقابل حکومت قرار میگیرد و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند و کار به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد. در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود. مردم خواستار استقلال و آزادی بودند. استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند. مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند، آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود، ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود. در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود. دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است. طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
لینک مطلب:
مهندس باقریان یکی از مدیران دولت مهندس موسوی است که امروز حضور و فعالیت در جامعه مدنی را ترجیح داده است، شاید به همین دلیل است که او را به عنوان یکی از همسوترین یاران میرحسین موسوی می شناسند.
او معتقد است که میرحسین موسوی توجه ویژه ای به زمینه های اجتماعی هر اقدام یا تصمیم سیاسی دارد. درک خلأ «الگوی زیست مسلمانی» از منظر او، درسی است که همفکران مهندس موسوی از حضور نیافتن وی در سال 84 گرفتند
او بر این تحلیل مهندس موسوی پای می فشارد که برای خدمت، سامان دادن یک گفتمان مقدم بر کسب قدرت است. او توضیح می دهد که الگوی زیست مسلمانی نقص در تعریف قدرت را منشا بسیاری از آسیب های وارد آمده به ساخت سیاسی کشور تلقی می کند
صدای مردم در 22 بهمن فرق می کند با این که صاحب خدمتی آن را برای خود مصادره کند. این 2 صدا است. مردم از تقاضاهایی دیگر سخن می گویند، ضمن اینکه برتمامی خدمات انجام گرفته ارج می گذارند اما صدایی فراتر دارند. امام از مصادیقی بود که نه جلوتر از مردم نه عقب تر از آن ها، بلکه کاملاً همراه مردم حرکت می کرد و بازگو کننده ی مطالبات آن ها به روش هایی صحیح بود.
ما از همه دعوت می کنیم، تعامل می کنیم، مشارکت می کنیم، یاد می گیریم، یاد می دهیم، تا به نتیجه برسیم. این فضای عملی مطلوب ماست.
اینکه با زیبایی ها ممارست داشته باشیم، نعمت بزرگی است. ذائقه ما با شنیدن و دیدن و اندیشیدن و همراهی و همگامی زیبایی ها، زیبامحور میشود. سیاست پرهیز کلی خطاست ولی پرهیز از محیط های آلوده و ناپاک و نازیبا یک ضرورت برای حفظ قوای زیباشناسی درونی انسان است.
و ستایش مخصوص اوست
امام در پیام تشکیل بسیج به این موضوع تصریح کردند که مملکتی که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد تا از کشور در برابر بیگانه دفاع کنند. بیست میلیون از بیست میلیون.
میان نوشتن و اندوه
انگاری رابطه ای هست
زمان شادی کمتر به نوشتن و ماندگاری
می اندیشیم
بیشتر به دنبال گذرانیم
و با غم و اندوه
می ایستیم
جوانان امروز مانند بقیه اقشار دیروز و امروز لایه های مختلفی دارند ولی سمت و سوی اکثریت آنها آرمان خواهانه و ایده آل گرایانه است. این جهت گیری ضامن رشد کشور در آینده است. تزاحم های امروز میان جوانان به تعدیل خواهد رسید و تعامل میان آنها راههای جدیدی خواهد پیمود.
این تغییر بخشی از تحول اجتماعی جامعه ایرانی است که در لایه ها مختلف جامعه در حال شکل گیری است.
در قرون وسطی،اصحاب علم قدیم آن روزگار در رقابت بین اصحاب علم جدید از ابزار جهل مردم و نفوذی که در میان آنان داشتند استفاده میکردند. با ابزارهایی که ار اختیار داشتند و در گوشه و کنار به دنبال انسان های متفاوت و دگراندیش میگشتند تا آنها را بیابند و به آتش قهر و به دست مردم جاهل بسوزانند.
در جهان مدرن امروز نیز گاهی شاهد روش های مشابهی برای تخریب و سوء استفاده از اعتماد و جهل مردم می بینیم ولی قاعده های زندگی امروز ما بیشتر با دانش و علم عجین شده و تاحدی اعتمادهای کیلویی و بی مبنا جای خود را به محاسبه های عقلایی و منطقی داده است.
لینک مطلب:
حضرت امام (ره) در پاریس فرمودند : " حتی مارکسیست ها هم اگر توطئه نکنند آزادند." شما می دانید که مارکسیست ها منکر خدا و اسلام هستند اما طبق وعده امام راحل و طبق اصول قانون اساسی اسلامی آزاد و حقوق شهروندی شان محفوظ است چه رسد به جریانات معتقد به مذهب و اسلام
متاسفانه برخلاف آنچه اسلام و قانون اجازه داده است ، دراویش هم گروهی مسلمانان و شیعه هستند به بهانه های مختلف که نشأت گرفته از تنگ نظری و برخوردهای سلیقه ای است در مقاطع و مکان های خاص تحت فشار و محدودیت های پی در پی قرار می گیرند
توطئه کردن هم چیزی نیست که بتوان به سادگی به هر شخص و گروهی نسبت داد و با آنها برخورد کرد. اثبات توطئه از نظر قانونی راه های زیادی دارد و باید علاوه بر نظرات کارشناسان امنیتی ، دلایل و مدارک کافی ، روشن و قابل قبول کارشناسان حقوقی هم ارایه شود. طبق نص صریح ماده 124 قانون آئین دادرسی « قاضی نباید کسی را احضار یا جلب کند مگر اینکه دلایل کافی برای احضار یا جلب موجود باشد. » توجه فرمایید که قانون تاکید دارد که دلایل باید کافی باشد و در مرحله اول باید دلایل و مدارک جرم فراهم شود سپس افراد بازداشت و محاکمه شوند نه اینکه افرادی را بدون رعایت دقیق موازین قانونی بازداشت کرده و در شرایطی بخواهیم از طریق بازجویی های مختلف از آنها اعتراف به جرم بگیریم
دیدگاه های حضرت آیت الله خامنه ای در مقام رهبری نظام جمهوری اسلامی را هم فراموش نکنیم که همواره بر تفکیک مواضع عقیدتی و حقوق شهروندی افراد تاکید می کنند و حتی آنجا که از نسبت خودی و غیر خودی در نظام اسلامی سخن می گویند بر وظیفه حکومت اسلامی نسبت به همه شهروندان تاکید می نمایند
در هیچ قانونی نیامده که به فرض وقوع قانون شکنی از این دست پیش از صدور هر گونه کیفر خواست یا تشکیل هر نوع دادگاهی اقداماتی نظیر آنچه در اصفهان اتفاق افتاده دست زد
ر طول سه سال اخیر حسینیه هایی در قم ، کرج ، اصفهان ، بروجرد و... مورد تعرض و تخریب قرار گرفته است. درکدامین محکمه صالح محاکمه ای صورت گرفته و چنین حکمی صادر شده است ؟ مگر می توان بدون رعایت تشریفات قانونی در کشور دست به هر کاری زد ؟
شما می دانید که از نظر تمام فقهای اسلام تغییر در وقف یا تصرف در آن – حتی برای تبدیل به مسجد و حسینیه – حتی تصرف در موقوفات زرتشتیان بدون اذن متولی آن به هیچ وجه جایز نیست و کسی که ساختمان آن را خراب کرده واجب است که باید ان را به حالت اولیه اش برگرداند. در حالی که برخی از این حسینیه وقف بوده و واقف دقیقاً موارد استفاده از آن را مشخص کرده است. علاوه بر این ، چنین تخریب شرعاً جایز نیست و کسی نمی تواند مجوز آن را بدهد
این چه دور اندیشی ، تدبیر و حکمتی است که نتیجه و ثمر آن به نفع دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی تمام می شود
از شما خالصانه می خواهم در صورتی که ادله قانونی برای اعلام جرم علیه متولیان در این مورد وجود دارد به افکار عمومی اعلام بفرمایید و در صورتی که طبق قانون میان مجازات اتهامات مفروض علیه ایشان و تخریب حسینیه تناسبی وجود دارد آن را بیان نمایید
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
١٣۵٧ - ١٣۵۶
گفت: بزرگ شدی چه کاره میشی؟
گفتم: نخست وزیر
گفت : ولی من میخوام رئیس جمهور بشم که بالاتره
گفتم : آخه کشور که شاه داره
گفت : آره ولی من میخوام رئیس جمهور بشم
لینک مطلب:
غلام حسین کرباسچی در گفتگو با نخستین گفت:هنوز هیچگونه مسئولیتی در ستاد انتخاباتی آقای کروبی نپذیرفتم. و جلسات من با آقای کروبی فقط در حد مشاوره بوده است
لینک مطلب:
دستیابی به هدفهایی بزرگ در مسیر توسعه کشور نظیر موفقیت های هسته ای و نیز ماهواره امید را نتیجه تلاش همه دولت های گذشته است و ما نباید زحمات دیگران را نادیده نگیریم. نفاق ، ریاکاری ، تهمت و تخریب دیگران در فرهنگ اسلامی و ایرانی جایگاهی ندارد و باید برای رواج اخلاق در عرصه های مختلف کشور تلاش کرد
لینک مطلب:
نخست وزیر ترکیه در دیدار و گفتگو با نماینده ویژه رئیس جمهور آمریکا در امور خاورمیانه تاکید کرد بدون حماس هیچ راهحلی در منطقه امکانپذیر نخواهد بود
لینک مطلب:
این نظر رئیس جمهور عراق در شرایطی مطرح می شود که پس از سقوط رژیم صدام مسئولان کشورمان اظهارنظر صریحی درباره زمان اقدام عملی برای استیفای خسارتهای وارده به کشورمان در طول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران نداشته اند و معمولا درباره آن طفره رفته اند

جشن استقبال در کشورها یک سنت همراه با رقص است. شاید نتوان به برگزاری سفر به سه کشور کوچک آفریقایی در این ایام شهادت و سوگواری اعتراض کرد، ولی به این فکر میکنم که اگر در زمان آقای خاتمی چنین اتفاقی افتاده بود چه میکردند! به یاد سخن حاج رضا وبلاگنویس از یاد رفته ها افتادم که به مناسبت مشابهی، به طنز به کفن پوشان حرفه ای سفارش خرید فوری کفن میداد.
با تغییر ساختار سیاسی کشور و حذف نخست وزیری از قانون اساسی، رئیس جمهور در کشور ما موقعیت قدرتمندی بدست آورد. وجود شخصیت هایی مانند آقای هاشمی و آقای خاتمی نیز بر اعتبار و جایگاه آن افزود. هرچند خاطره ی نخست وزیری میر حسین موسوی از ذهن و دل کسانی که دهه شصت را به یاد دارند، نیرود.
مجلس نیز که جایگاه بی مانندی داشت و در دوران ریاست آقای هاشمی و آقای کروبی قدرت بلامنازعی در کشور بود.
خاطره چنان دولتها و مجلسی در ذهن علاقمندان ایران اسلامی همچنان زنده است.
خداحافظی با آقای احمدی نژاد در بهار ٨٨ حق مسلم ماست
فعالین حوزه فیلم و تئاتر و سینما بعد از انقلاب با نشیب و فرازی همچنان به فعالیت خود ادامه دادند و تعداد اندکی از هنرمندان این حوزه به خارج از کشور رفتند ولی در حوزه موسیقی که مورد انتقاد شدید بودند، ساختار گذشته فروپاشید.
لینک خبر:
تهران- خبرگزاری کار ایران
روسای جمهوری اسلامی ایران و جیبوتی در مذاکرات مشترک هیأت های عالی رتبه دو کشور تصریح کردند: وحدت و همکاری هوشمندانه کشورهای اسلامی، توطئه دشمنان امت اسلام برای ایجاد تفرقه و سلطه بر مسلمانان را خنثی می کند.
به گزارش ایلنا ، محمود احمدی نژاد و «اسماعیل عمر گیله» با بیان اینکه مناسبات برپا شده بعد از جنگ دوم جهانی در همه بخش ها به پایان راه رسیده است، تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران و جیبوتی می توانند برای حل مشکلات جهان پیشگام شوند .
احمدی نژاد و «عمر گیله» با تأکید بر اینکه جهان درآستانه تحولات عظیم است
دانشجویان در جامعه ای که از نظر سیاسی تکلیفش روشن است و دارای احزاب سیاسی موثر و دولت پاسخگو است، در جناح بندی های سیاسی به عنوان دانشجو فعالیت خاصی ندارد و بیشترین فعالیتش متوجه فعالیتهای علمی و دانشگاهی است.
اما در جهان سوم و کشورهای به اصطلاح عقب افتاده یا عقب نگهداشته شده وضعیت متفاوت است. دانشجویان از آن جهت که فکر میکنند و میدانند چه بر سرشان می آید، نسبت به سرنوشت مدیریتی جامعه، به نمایندگی از مردم حساس هستند وعکس العمل نشان میدهند. هرچه احزاب و گروههای سیاسی در جامعه موثرتر شوند، از نقش گروههای صنفی و غیرحرفه ای و حتی از حضور گروههای پنهان و مافیایی قدرت کاسته میشود.
تکذیبیه ای دیگر در باره اخبار و گزارش های خبرگزاری فارس، این بار مشترکا با ایرنا:
لینک مطلب:
درپی انتشار اخباری درباره سخنرانی محمد مجتهد شبستری در اصفهان، این اسلام شناس شاخص کشوراین اخبار را تکذیب کرد. به گزارش سایت امروز مجتهد شبستری در تکذیب نامه خود آورده است:
دو خبرگزاری فارس و ایرنا در روز سه شنبه 6/12/87 و روزنامة دولتی ایران در روز چهارشنبه 7/12/87 ادعا کرده است که سخنرانی اینجانب در دانشگاه صنعتی اصفهان شامل موارد و مطالب زیر است:
- نفی عصمت پیامبر و اهل بیت
- راه یافتن اوهام در قرآن و پیامبر
- نفی علم پیامبر و امامان
- نسبت دروغپردازی به ایشان
- وجود نقص در قرآن و اسلام
- ارتکاب گناهان به وسیله ائمه
امام جمعه موقت تهران هم به استناد همین دروغپردازیها در سخنرانی روز سه شنبه خود در شهر کرمان همان افتراها را درباره اینجانب تکرار کرده است. من از ایشان که با دعوی عادل بودن به امامت جمعه میایستند میپرسم چگونه به استناد دروغپردازی یک رسانه، یک مومن را آنچنان بیپروا هتک میکند. مرحبا به این عدالت و این امامت.
در هر حال اینجانب اعلام میکنم که اتهامات فوق صد در صد خلاف واقع و دروغ است و متن سخنان ضبط شده من شاهد زنده این دروغپردازیهاست. در سخنرانی اینجانب که با عنوان «انتظار ما از پیامبران» ایراد شد و پاسخهایی که به پرسشها داده شد درباره معنای دین و دینداری و تحولات آن و معنای نبوت و معنای علم و عصمت انبیاء و پیشوایان دین و حدود آنها و نظرات مختلف در این باره بود.
انعکاس تحریف شده این سخنرانی از سوی دو خبرگزاری خاص به خوبی نشان میدهد که جریان حاکم برای تأمین اهداف انتخاباتی آیندهاش از هیچ گونه دروغپردازی و ترور معنوی افراد امتناع ندارد و با اتهامات کذب میخواهد رقبای خود را در نظر مردم ایران بیپروا نسبت به دین و مقدسات دینی نشان دهد تا از این راه به اهداف خود نائل شود.
محمد مجتهد شبستری

هرچند زیاد مایل نیستم در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری اظهارنظر کنم اما به نظرم این انتخابات فارغ از بالا و پایین هایش ، یک چیز را در جمع اصلاح طلبان مشخص می کند و آن شجاعت در عمل و مدیریت است.
سید محمد خاتمی رییس جمهوری بود که همه ما به عدم شجاعت او و ناتوانی در گرفتن تصمیم قاطع اذعان داریم ، در مقابل کروبی نقطه مقابل او بود. دو وزیر خاتمی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ، خاتمی چه کرد؟ در مقابل ، وقتی لقمانیان نماینده همدان بازداشت شد ، کروبی مجلس را ترک کرد و تحصن او نتیجه اش آزادی وی بود.
یا تصور کنید وقتی در انتخابات ۱۳۸۰ روزنامه نگاران زندانی از زندان نامه حمایت از خاتمی را نوشتند ، محمد خاتمی پاسخ پشتیبانی عمادالدین باقی، اکبر گنجی و ماشاالله شمسالواعظین را به سردی داد. در روز پیروزی صدا و سیما محمد خاتمی را نشان داد که در پی هجوم خبرنگاران و در پاسخ به این پرسش که “در این دور برای زندانیان سیاسی چه میکنید” ، گفت:”آنها حتما جرمی مرتکب شدهاند که در زندان هستند”!
حالا این سخنان را بگذارید کنار نامه امروز کروبی به وزیر اطلاعات. او در این نامه دفاع از “تک تک برادران و خواهران اهل سنت” ، “دراویش” و “حتی مارکسیست ها” را به وزیر اطلاعات گوشزد کرده ؛ اقدامی که حتی اگر تبلیغاتی اش بدانیم ، برخی دیگر از انجام آن ناتوانند. به دو گزینه موجود بنگرید. این تعداد زندان و شکنجه و اعدام در سه سال اخیر شده است ، اما محمود احمدی نژاد یک کلمه به آن اشاره نکرده چه آنکه همکاران او دست اندرکار این احکام هستند و البته محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین که لابد آنها را مرتکب جرمی می داند.
هدف این نوشته کوتاه حمایت از کروبی در انتخابات آتی نیست اما یاد آوری فرصت سوزی های محمد خاتمی است که دوبار با آرای مردم که کم از رفراندوم ملی نداشت ، هیچ کاری نکرد. در عوض مردی (کروبی) که اصلاح طلبان هرگز در روزهای خرداد ۱۳۷۹ از ریاستش بر مجلس شاد نشدند ، آن کرد که دیگران ناتوان بودند….. بگذریم !
لینک مطلب:
اگر رییس جمهور باراک اوباما حقیقتا می خواهد روابط با تهران را بهبود بخشد، شاید که کار کردن با آقای احمدی نژاد بهترین گزینه اش باشد. آقای احمدی نژا د در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی، رویدادی که به طور معمول برای لفاظی های ضد آمریکایی اختصاص دارد، آمادگی ایران را برای گفت و گو باایالات متحده اعلام کرد. انتخاب رییس جمهور جدید در خرداد ماه می تواند فرصتی نادر (گفت و گوی ایران و امریکا) را به کلی از بین ببرد
لینک مطلب:
در حکم روز گذشته هیلاری کلینتون برای «دنیس راس» به عنوان مشاور وزیر خارجه آمریکا در امور خلیج فارس و آسیای جنوب غربی، به جای واژه خلیج فارس از واژه ناقص خلیج استفاده شده است
لینک مطلب:
...
و حالا.......
دکتر شفیعی کدکنی تصمیم گرفته اند ایران را برای همیشه ترک کنند.نمی دانم این اتفاق می افتد یا نه؟ نمی دانم چه قدر تصمیمشان جدی است؟ امیدوارم که جدی نباشد و تصمیم بگیرند که همچنان بمانند تا از کلاسهایشان استفاده کنیم.
بعد از شنیدن این خبر اولین سوالی که در ذهن همه ی ما نقش می بندد این است که : چرا؟
چرا استاد تصمیم گرفته اند که ایران را برای همیشه ترک کنند؟
به نظرم وقتش رسیده این «چرا» را از خودمان بپرسیم:ما برای دکتر شفیعی کدکنی چه کردیم که مایه ی دلخوشی اش باشد؟
هرکسی از خودش شروع کند. من که چهارشنبه ام برای استادی که اینقدر سنگش را به سینه می زنم چه کرده ام؟ چقدر با سوالاتم سر کلاس به او دلگرمی داده ام؟ چقدر قدر استاد را دانسته ام؟
یک بار هم که شده پیش از آن که دیر شود کاری کنیم. نگذاریم کار به آینده و حسرت و نچ نچ بکشد.
در کشورهای جهان سوم، رو در رو قرار گرفتن اقشار اجتماعی در برابر یکدیگر طبیعی است. شاه و حامیان و یارانش سعی میکردند رژیمی بنا کند که مردم حساب کار خود را داشته باشند و در امور حکومت دخالتی نکنند. با قدرت نظامیان آمدند و با نظامیان و کشتار مردم و دستگاه امنیتی زیر نظر نظامیان، بر کشور حکومت میکردند.
اما امام خمینی در مبارزه با همین شاه، اجازه نداد که نظامیان به عنوان یک قشر در برابر اقشار دیگر مردم چون دانشجویان و اساتید و روحانیون و غیره قرار بگیرند و شعار همه با هم و ارتش برادر ملت است را به مردم آموخت.

عکس از اینترنت
لینک مطلب:
یادت بوی عشق می دهد، عشقی شیرین و روح افزا! قاب عکسی کنار نقاشی حرمت روبروی دلمان است، بعد از هر نماز رو به مشهدت می ایستیم و با خود نام و یاد تو را نجوا می کنیم
کلمه - زهرا یگانه : نامت بوی سفر می دهد، سفر غربت! نشانه های آن سفر را گم نکرده ایم، در گذار از جاده ها، آن صدای سترگ را دوباره می شنویم و هربار کلمه لااله الاالله، ذرات وجودمان را به خود می خواند.
یادت بوی عشق می دهد، عشقی شیرین و روح افزا! قاب عکسی کنار نقاشی حرمت روبروی دلمان است، بعد از هر نماز رو به مشهدت می ایستیم و با خود نام و یاد تو را نجوا می کنیم.
آقاجان! یکبار دیگر نصیبمان کن تا برروی آجر فرشهای بارگاهت به دنبال ردپای آهوی بی پناهی که ضامنش شدی بگردیم و از همان مسیر زیر آسمانی با طاقهای آینه کاری بایستیم و سربر دامن ضریحت بگذاریم و درد دلهایمان را مویه کنیم.
آقاجان! یک بار دیگر قمستمان کن تا از لابلای پنجره خورشیدی فولاد باورهایمان را مرور کنیم و برای دلهایمان شفا بخواهیم...
آقا جان...





افزایش احتمال حضور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری بهار ٨٨، پس از کاندیداتوری خاتمی و کروبی، توانایی گسترده جبهه اصلاحات را به رخ اصولگرایان میکشد و نومیدی را تا عمق صفوف آنها گسترش میدهد. اصولگرایان با هیچ کاندیدایی توانایی رقابت با مثلث خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی را ندارند. الحمد لله
نگران نشوید، این فقط یک پیشنهاد است:
مجموعه عکس از زیبایی جاده های ایران، بسیار ارزشمند و دیدنی خواهد بود. فقط احتیاط کنید موقع عکاسی که در جای امنی از هر نظر توقف کنید.
لینک مطلب:
نخست وزیر ترکیه به روزنامه گاردین چاپ لندن گفته است که ایران از آنکارا خواسته است به حل اختلافات 30 ساله میان تهران و واشنگتن کمک کند.
این درحالی است که دولت ایران حدود سه ماه قبل در یک موضعگیری آشکار پیشنهاد ترکیه برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن را رد کرده بود.
به گزارش روزنامه گاردین رجب طیب اردوغان گفت که مقام های ایرانی این درخواست را زمانی مطرح کردند که جورج بوش هنوز بر سر کار بود و افزود که او این پیام را در آن زمان به کاخ سفید رسانده است.
اردوغان می گوید شاید از اجلاس گروه 20 در ماه آوریل در لندن برای طرح مساله با باراک اوباما رئیس جمهوری جدید آمریکا استفاه کند.
اوباما گفته است در نظر دارد برای حل اختلافات کشورش با ایران از دیپلماسی مستقیم استفاده کند.
به گزارش گاردین اردوغان در پاسخ به این سوال که آیا کشورش می تواند برای فائق آمدن بر بی اعتمادی میان واشنگتن و تهران نقش میانجیگررا بازی کند گفت: "ایران از ترکیه می خواهد چنین نقشی بازی کند. و اگر آمریکا نیز خواستار آن باشد و از ما بخواهد چنین نقشی ایفا کنیم، آماده چنین کاری هستیم."
وی افزود: "آنها [ایرانی ها] گفتند اگر چنین چیزی [فرصتی برای تماس] اتفاق بیافتد، آنها خواهان نقش آفرینی ترکیه هستند. اینها کلماتی است که به طور علنی ادا شد. اما من شخصا موضوع را به پرزیدنت بوش گفته ام."
این درحالی است که حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اواخر آبان ماه پیشنهاد ترکیه برای میانجیگری در روابط ایران و آمریکا را رد کرده بود.
آقای قشقاوی گفت که هر چند ایران برای طرح این قبیل موضوعات از سوی مقامات ترکیه مانعی نمی بنید، اما معتقد است مسائل ایران و آمریکا فراتر از مباحث معمولی و سیاسی دو کشور است که با میانجیگری کشوری ولو با حسن نیت قابل حل و فصل باشد.

با یادداشت قبلی که یک عکس زمستانی است، پنج هزارمین یادداشت وبلاگ اکرنه را در پنجمین سال فعالیتش منتشر کردم.
مبارکم باشد ان شاء الله 
اینکه یک نسخه از تصور ذهنی خود را به صورت متنی درآوریم و کمی اصلاح و سریع منتشر کنیم، مسیری متفاوت از یادداشت نویسی حرفه ای است و البته هر دو به جای خود ارزشمند و مفیدند.
گاهی نیز پیچیده نوشتن در وبلاگ همراه با همان خامی میشود که میشود نور علی نور.
در نظام های دیکتاتوری رای دادن ممکن نیست. اگر در جمهوری اسلامی میشود رای داد و رای مردم میتواند موثر باشد، همانگونه که در دهها انتخابات گذشته چنین بوده دلیل آن روشن است. ما در ایران دیکتاتوری نداریم و ان شاء الله اجازه ی بازگشت آن را به صورت تحمیل از خارج کشور یا رشد و نمو در داخل کشور، نخواهیم داد.
نبود دیکتاتوری به معنای نبود بقایای فکری و ذهنی و عملی استبداد در جامعه ایرانی نیست. حاکمیت ارزش های دینی و ملی و مردم سالاری در روح جامعه و ریشه کن شدن استبداد نیازمند تلاش فکری و عملی و بذل جان و مال است. راهی را که آغاز کرده ایم به پایان می بریم. ان شاء الله
دوباره جنجالی دیگر از سوی خبرگزاری فارس در ایام سوگواری حضرت رسول اکرم ص مطرح شده است. چندی پیش و پس از یک سلسله اخبار سیاسی از اصلاح طلبان که توسط اصلاح طلبان تکذیب شد، خبرگزاری فارس روی حساسیت های دینی مانور جدیدی را آغاز کرد و نخستین خبر را در رابطه با سخنان آقاجری با تاخیر یک ماهه مخابره کرد که با تکذیب سریع آن توسط سخنران، ضربه ای دیگر به اعتبار حرفه ای این خبرگزاری اصولگرا وارد شد.
تیتر خبر جدید این خبرگزاری که هدف مشابهی را دنبال میکند، چنین است:
هتاکی های بی شرمانه سخنران جلسات اصلاح طلبان به ساحت پیامبر اعظم (ص)
در تیتر چنین القاء شده است که سخنران، سخنران جلسات اصلاح طلبان است. یعنی جلسات اصلاح طلبان با سخنرانی وی برگزار میشود در حالیکه این موضوع آشکارا دروغ است و مگر یک انسان چقدر وقت دارد که در جلسات متعدد اصلاح طلبان کشور سخنرانی کند. شاید تصور میکنند که نوشتن "جلسات" بجای "جلسه"، تکنیکی رسانه ای است در حالیکه دروغی آشکار است. به علاوه تا آنجا که بنده اطلاع دارم سخنران محترم که در خبر نام وی آمده است، عضو هیچ حزب و گروه اصلاح طلبی نیست و تاکید خاص بر اصلاح طلب، قصد و غرض همیشگی این رسانه را در تخریب اصلاح طلبان نشان میدهد.
.به هر حال تحقیق در اصل خبر که آیا جلسه ای بوده یا نبوده، و در جلسه سخنرانی بوده یا نبوده، و آقای مجتهد شبستری سخنرانی کرده اند یا نه، و محتوای سخنرانی چه بوده و امثال این سوالات، یک ضرورت مقدماتی برای قضاوت است، هر چند بعضی نیز معتقدند که اساسا اخبار خبرگزاری فارس نیاز به تحقیق ندارد و دروغ و خلاف واقع بودن آنها قاعده است.
لینک خبر فارس
باید منتظر باشیم ببینیم واقعیت چیست ولی میتوان پیش فرض منصفانه داشت که در کشور اسلامی ما هیچکس به خصوص شخصیت های با سابقه و وزین دانشگاهی در صدد توهین و هتاکی به پیامبر اکرم ص و اهل بیت ایشان و آن هم در ملا عام بر نمی آیند.
بعضی از اصحاب رسانه به تدریج در حوزه رسانه های سیاسی فعال میشوند و رنگ و بوی سیاست میگیرند. با توجه به عدم بلوغ فضای سیاسی کشور و به طور مشخص فقدان رابطه منظم فکری بین مبدء اندیشه سیاسی و فعالین سیاسی، این افراد به صورت فعالان سیاسی و بدون رابطه با مبدء فکر سیاسی در می آیند و به دلیل موقعیت رسانه ای شان، زیر سایه نقش رسانه ای تاثیرگذارشان فعالیت سیاسی میکنند.
نوسان هویت و موقعیت آنان در عرصه فعالیت سیاست و رسانه تابعی است از مجموعه متغیرهای شخصی و عمومی آنهاست و کمتر به تلاش جمعی اندیشمندان و کنشگران سیاسی در قالب حزب و گروه سیاسی مرتبط میشود.
مزایای نقد دیگران از موضع ژورنالیست مستقل موجب میشود که فعالیت سیاسی خود را ذیل پوشش فعالیت رسانه ای انجام دهند به امید اینکه هزینه های سنگین فعالیت سیاسی را کمتر بپردازند، ولی در عمل هزینه های فعالیت سیاسی را می پردازند. از جنس سئوالات و جهت گیری هایشان میتوان سمت و سو و ماهیت متغیر فعالیت سیاسی شان را به خوبی دریافت.
با تغییر گرایش عمومی روشنفکری جامعه، این فعالین سیاسی به ظاهر ژورنالیست، شدیدا متاثر میشوند و تغییر مسیر و سرعت میدهند.
در مورد نیک آهنگ کوثر نیز احتمالا و به تدریج شاهد جرخش های بیشتری از وی بعنوان یک فعال سیاسی خواهیم بود. این چرخش ها گاهی انبساطی و متضمن خروج از محور رسانه ای و روشنفکری است و گاهی بالعکس انقباضی و همگرایانه با اصحاب رسانه و فعالین سیاسی داخلی است.
نیک آهنگ ضمن حفظ ادبیات پرخاشگرایانه اش، همانند حسین درخشان با تعدیل نسبی ظاهر ادبیاتش و ضمن فریاد مرز بندی هایش، به اردوگاه منتقدین نرم تر باز میگردد تا بتواند مواضع فعال سیاسی بودنش را در رفتار رسانه ای اش پوشش دهد. رفتار پیشین و تا حدی فعلی وی آنقدر پرخاشگرایانه و ضد چارجوب هاست که در قالب فعال سیاسی اصلاحگر نیز نمیگنجد چه برسد به اهل رسانه بودن و احیانا شخصیت مستقل رسانه ای بودن. به همین دلیل به احتمال زیاد، سیاست بازگشت در پیش خواهد گرفت و از مسیری که احمد باطبی و محسن سازگارا رفته اند، نخواهد رفت.
از محاسن برخورد آزاد افکار و اندیشه های، روشن شدن وضعیت بی سوادها و هوچی گرها در افکار عمومی است.
نیاز به سیر مطالعاتی در جامعه امروز را با مطالعه روندهای فکری و احساسی افراد در وبلاگستان نیز میتوانی پی گرفت. یک وبلاگ متنوع به نوعی سیر مطالعاتی است که تازه واردان نیز به سرعت خود را به حاضرین میرسانند.
لینک مطلب از وبلاگستان:
حمید ضیایی پرور: از نخستین روزهای اسفند امسال اختلال در دستگاههای خودپرداز که سمبل سیستم بانکداری الکترونیک ایران به شمار میرود مردم را با مشکل مواجه کرده است. هر ساله در آستانه سال جدید و از حدود 15 اسفند به بعد چنین اختلالاتی بهطور طبیعی رخ میدهد اما امسال ظاهرا بانکها زودتر به استقبال عید نوروز رفتهاند.
تقریبا 90درصد خودپردازهای بانکی از ساعت 4 یا 5 بعد از ظهر به بعد موجودی پولشان تمام میشود و بعد از آن مشتریان را دچار مشکل میکنند. همچنین قطعی شبکه شتاب مشکل آشنایی برای مشتریان است.
هیچیک از بانکها نه بانکهای خصوصی، نه بانکهای دولتی قادر به حل این مشکل نبوده و حتی قراردادن چک پول در عابر بانکها هم مشکلی را حل نکرده است.
اما تأسفبارترین بخش ماجرا، جایی است که این دستگاههای ظاهرا هوشمند، در هنگام نداشتن پول نیز مشتریان را سرکار میگذارند، یعنی به جای اعلام نبود موجودی، ابتدا از مشتری کارت، رمز، مبلغ و سایر تقاضاها را سؤال کرده و بعد در نهایت میگویند پول نداریم.
صفهای طویل تشکیل شده در مقابل خودپردازها در طول روز نیز گواهی بر تقاضای بالای مردم برای نقل و انتقال وجه در آستانه سال جدید است که برای آن هیچ فکری نشده است.
هدف از بانکداری الکترونیک تسهیل در امر تبادلات بانکی مردم بود؛ طرحی که هنوز هم بهطور کامل اجرا نشده و خدمات الکترونیکی تبلیغ شده در رسانهها در حدرؤیا و خیال است؛
چرا که برای دریافت هر یک از این خدمات باید هفت خوان رستم را گذراند. شاید وقت آن رسیده باشد که سیستم بانکی کشور اسفند ماه را ماه بحران بانکی اعلام کند و برای آن تدابیر ویژهای بیندیشد.
لینک مطلب:
"لوئیسا مورگانتینی" معاون پارلمان اروپا در بروکسل، جایی که این هیئت به نمایندگی از آن به غزه سفر کرده، بر خلاف خواسته پرز تاکید دارد که این اتحادیه باید توسعه روابط خود با اسرائیل را به سبب بی اعتنایی این رژیم به حقوق بشر، قوانین و مقررات بین المللی و کنوانسیون ژنو متوقف کند
لینک مطلب:
مادر ترزا گفته : اگر امروز از صلح بی بهره ایم به این خاطر است که از یاد برده ایم روزی همه ما با هم بودیم
وقتی دست های خالی است
دلها پر
و مغزها به هم ریخته
باید نگران تر از همیشه بود
لینک مطلب:
در این روزها سایت یاری نیوز یکی از سایت هائی که خبرهای انتخاباتی آقای خاتمی رامنتشر می کرد فیلتر شد. کیهان مدتی بود که به این سایت گیر داده بود. کیهان همچنین اسم این سایت را خاتمی نیوز گذاشته بود. خیلی ها دنبال دلیل این کار بودند. به خصوص که این کار همزمان بود با انتشار آخرین فحش نامه ی متداول خانم رجبی در مورد آقای خاتمی، که یکی از شغل های همسرش وزیر دادگستری است. دلائل با مزه ای کمیته فیلترینگ ارائه کرده اند امابهترین دلیل همین اسمی است که کیهان برای این سایت گذاشته: "خاتمی نیوز". از همین الان می توان فهمید که رای خاتمی خیلی جدی تر از این است که حتی ما تصور می کنیم. دست بر و بچه های جوان یاری نیوز درد نکند. تا باشد در این نبود رسانه برای آقای خاتمی، فحش های خانم رجبی و سرمفاله های تهدید آمیز کیهان و جعل خبر های خبرگزاری ها و این کارها باشد تا مرتب یادمان نرود که رای خاتمی خیلی جدی است و پیروزی اش برای مخالفانش هم قطعی شده که چنین می کنند.
لینک مطلب:
من همیشه از طرفداران مشارکت مردم در انتخابات بوده ام و هستم. چون فکر می کنم:
1. اگر تایید کنندهی سیستم سیاسی فعلی هستیم میتوانیم با شرکت در انتخابات آن را تایید و تحکیم کنیم.
2. اگر منتقد سیستم سیاسی فعلی هستیم میتوانیم با شرکت در انتخابات احتمالا آن را تغییر دهیم یا با شرکت نکردن در انتخابات قطعا آنرا تایید و تحکیم کنیم.
البته عدهای هم معتقدند که میتوان منتقد سیستم سیاسی بود و در انتخابات شرکت نکرد و با اتخاذ «روشهای بایکوتی» (و حتی گاهی روشهای رادیکال) سیستم سیاسی را «مجبور» به «خوبتر» شدن کرد. فکر میکنم تاریخ به خوبی نشان داده است که هیچ سیستم سیاسی حاکمی در هیچ کجای جهان با نشستن مردم در خانه و اتخاذ سیاست بایکوت آنهم به صورت نصفه و نیمه (فراموش نکنیم بخش بسیار قابل توجهی از جامعهی ایران همیشه در انتخابات شرکت میکنند) مجبور به هیچ چیزی نشده است. در واقع سکوت و انفعال منتقدان و عدم مشارکت فعال آنها در انتخابات هر چند بسیار محدود ایران فقط و فقط به معنای تایید صد در صد وضعیت سیاسی فعلی است.
این را هم بگویم که به نظر من نفس شرکت کردن در انتخابات (حتی اگر به صورت رای سفید یا رای به هر کدام از نامزدها باشد) اهمیت دارد. این اهمیت البته به اندازهی 4 سال پیش نیست، چرا که در آن روزها برخلاف امروز، اجرا و نظارت انتخابات یکدست و در کنترل یک گروه فکری مشابه نبود و «احتمالا» مشارکت مردم در آن دوران میتوانست معنای دموکراتیک بیشتری داشته باشد. با این حال تاکید میکنم که با همهی انتقادهایی که به سیستم انتخاباتی در ایران وارد است، بایکوت کردن آن بیفایده است و تنها خاصیتاش این است که وضعیت فعلی را محکمتر میکند.
خلاصه اینکه انتخابات آتی اهمیت دورهی قبل را ندارد و احتمالا مملو از «ایراد» و «مشکلات فرعی و اصلی» خواهد بود. با این وجود اگر از وضعیت فعلی ایران راضی هستید، میتوانید انتخابات را تحریم کنید.
پینوشت: گروهی از دوستان در فضای وبلاگستان حرکتی را شروع کردهاند (مثلا اینجا و اینجا و فهرست کامل آنها) برای باز کردن فضای گفتگو در زمینهی انتخابات و صحبت کردن دربارهی اهمیت مشارکت در آن. این چند روز من کمی درگیر بودم و فرصت نشده بود این چند خط را بنویسم. باز هم صحبت خواهیم کرد.
بعضی در لابلای کتاب و کاغذ و اینترنت و برنامه های داستانی و جلسات خانوادگی و دوستانه کوچک و بزرگ و موزیک و غیره شبکه های تلویزیونی و غیره، حکومت و سیاست را فراموش میکنند یا بهتر بگویم تلاش میکنند تا فراموش کنند ولی حکومت بر آنها به نسبت هایی حکم می راند.
راهی جز توجه به حکومت و بهبود شرایط آن وجود ندارد.دین و راه و روش واقعی انسان با سیاست پیوند میخورد.
امام خمینی میفرموند که سیاست ما عین دیانت ماست. شاید بشود گفت که با بی سیاستی و کناره گیری از آن از دین نیز دور میشویم.
فکر کنم عنوان یادداشت بهتر بود این باشد:
شعور اموی و شعار محمدی ص
لینک مطلب از وبلاگستان:
چند صفحه در پاسخ شبستری و سروش و گنجی نوشته اید؟! اصلاً چند صفحه از سخنان آنان را خوانده اید؟اساساً روزی چند صفحه مطالعه می کنید؟! آیا پاسخ یک شبهه علمی را باید یک فرمانده نظامی و یا یک روضه خوان بی سواد بدهد؟! آیا امامان ما پاسخ شبهات مخالفان خود را با روضه خواندن و گریاندن مردم می دادند؟!
معمولا از اسم و ظاهر نمیتوان به مسمی و باطن رسید. چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی. ولی فردا پرده ها کنار میرود و مانعی برای شناخت واقعی نیست.
لینک مطلب:
جلیل سازگارنژاد عضو هیات رییسه مجلس ششم معتقد است که صدا و سیما ایران دیگر یک رسانه ملی نیست زیرا دیگر امکان شنیدن صدای واقعی مردم از این رسانه وجود ندارد.
نماینده شیراز در گفت وگو با خبرنگار فرارو در خصوص عدم رعایت اخلاق سیاسی توسط صدا و سیما با نزدیکی به زمان انتخابات گفت: مسولان صدا وسیما خود را متعلق به یک جناح خاص میدانند و چنین باوری باعث میشود که بقیه گروهها را رقیب خود بدانند.
سازگارنژاد افزود: صدا وسیما دیگر یک رسانه ملی نیست بلکه متعلق به یک جناح خاص است، بنابراین تا این ساختارها تغییر نکند همچنان در صدا وسیما شاهد اعمال یک سلیقه خاص خواهیم بود که دور از دسترس افکار مردم است.
وی اظهار داشت: به اعتقاد من رفتار صدا وسیما گویای این مطلب است آنها خود را در قبال یک جناح خاص مسوول نمی دانند بلکه رفتار آنها بی توجهی به مردم است.
نائب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم افزود: رسانه ملی از مردم وجایگاه اصلی خود در قانون اساسی فاصله گرفته و پیوسته این مشکل وجود داشته ودارد.
عضو هیات رییسه مجلس ششم گفت: در قانون اساسی صدا وسیما یک رسانه ملی است که قوای سه گانه بر آن نظارت دارند وتحت نظر افکار مردم ایران است که متاسفانه این جایگاه حقوقی به جایگاه جناحی تبدیل شده که دیگر امکان شنیدن صدای واقعی مردم از این رسانه وجود ندارد.
تا زمان انتخابات در بهار ٨٨ فاصله زیادی نمانده و هنوز مشخص نیست در نهایت کاندیداهای اصلاح طلب چند نفر خواهند بود ولی مشخص است که:
٠ . خاتمی و کروبی و احتمالا میرحسین موسوی سه گزینه ی ارشدی هسند که در انتخابات حاضر میشوند و هر سه توانایی جذب بخشی از آراء و رقابت درون جناحی را دارند و متقابلا اگر نباشند ممکن است آراء آنها به سود دیگران به صندوق ریخته شود.
١. کاندیداهای فرعی اصلاح طلب در انتخابات مطرح خواهند شد تا از آراء کاندیداهای اصلی اصلاح طلب بکاهند.
٢. کاندیداهای اصولگرای رقیب اصلی هستند و احمدی نژاد گزینه محتمل تر اصولگرایان و احتمالا قالیباف کاندیدای دوم آنهاست.
٣. احتمالا دو سه کاندیدای متفرقه نیز فرصت مطرح کردن خویش را خواهند یافت.
تلاش برای ایجاد آمادگی شرکت در انتخابات اولویت اول است و اولویت دوم روشنگری در باره وضعیت اصولگرایان و اصلاح طلبان به طور کلی و اولویت سوم انتخاب بهترین گزینه اصلاحات از دیدگاه خویش است.

عکس از اینترنت
در رسانه های دیگر با خاموش شدن تلویزیون یا رادیو یا روی برگرداندن از آنها و نشریات، اثر پایداری جز آنچه در ذهن ماست، باقی نمیماند. اما در اینترنت، سوابق ماندگارتر است.
همه ی افرادی که در جامعه ما زندگی میکنند، غیر معصوم هستند. بعضی خطاهایشان کمتر و بعضی بیشتر است. با این حال حتی از میان همین غیر معصوم ها با تکیه بر رفتار و عمل آنها و نه کلیت و هویت شخصیت آنها میتوان درس آموخت و الگو گرفت.
در پیروی از شخصیت های برجسته باید توجه کنیم که تشخیص اصول و مبانی رفتاری آنها مهمتر از حاشیه های رفتاری آنهاست. آنچیزی که در طول زندگی آنها همیشه مورد توجه و معمول و موجب موفقیت و بهروزی آنها بوده است را باید تشخیص داد و آموخت و پیروی کرد، نه احیانا خطاهای حاشیه ای آنها را الگو برداری کنیم.
رای انواع مختلفی از نظر کمی و کیفی دارد:
رای نخبگان فرهنگی و فکری
رای سرمایه داران و کارآفرینان
رای فرهنگیان
رای کارگران
رای اقوام و اقلیت های قومی و مذهبی
رای روحانیت
رای کارمندان
رای دانشگاهیان
رای احزاب و گروههای سیاسی
رای کشاورزان و روستائیان
رای بیکاران
رای معتادان
رای زندانیان
رای زندانبانان
رای تاکسی رانان و مسافرکش ها
رای مداحان
رای خبرنگاران و اصحاب رسانه
رای هنرمندان و نظامیان و ورزشکاران و ....
هر رای با رای دیگر مساوی است. رای استاد دانشگاه و مجتهد و مرجع تقلید با رای طلبه و دانشجو یکی است. اگر شکاف بین جامعه و مدیریت آن به سطحی برسد که از کمیت آراء بر علیه کیفیت آنها استفاده شود، شرایط اجتماعی مخاطره آمیز میشود و امنیت ملی به خطر می افتد. در کشور ما که امکانات و استعدادهای زیادی وجود دارد، فرار مغزها و سرمایه های انسانی نتیجه دست چندم چنین رویکردی خواهد بود.
اگر انتخاباتی مانند انتخابات دوم خرداد ٧۶ یا انتخابات ١٢ فروردین ۵٨ مبتنی بر جمع بین کمیت و کیفیت باشد، نشانه ی وحدت ملی و ضامن امنیت ملی است. روندهای مخالف این وضعیت، به کشور آسیب میزنند و تلاش خواهیم کرد که چنین نشود.
رای گیری نیز انواعی دارد:
نمایش کامل رای گیری: در این شکل افراد اگر هم شرکت نکنند، آمار حضور صد در صدی شان اعلام میشود
رای گیری برای تایید کلی و بدون تاثیر گذاری: رای گیری به تغییر و انتخابی منجر نمیشود
رای گیری برای تغییرات جزئی: به تغییرات اجازه بروز موثر نمیدهند ولی نمایشی از آزادی و مردم سالاری
رای گیری و انتخاب مردم، برای انتخاب آینده کشور: مردم سالاری
برندهای جدید عمدتا بر دوش نوآوری ایجاد میشوند و برندهای قدیمی سعی میکنند نوآوری ها در درون خود ایجاد یا وارد و حفظ کنند.
حکمت ۴۵٩ نهج البلاغه:
تقدیر الهی چنان بر محاسبات ما چیره شود که تدبیر، سبب آفت زدگی باشد
لینک مطلب:
سخنگوی قوه قضائیه مصادیق جرم سیاسی را برشمرد و تاکید کرد: صرف انتقاد از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی جرم نیست.
علیرضا جمشیدی صبح امروز در نشستی خبری در پاسخ به این سوال که "فعالیت سیاسی در چه صورت جرم سیاسی محسوب میشود" گفت: به تازگی لایحهای را در بخش تعزیرات تصویب کردیم که در آن فعالیتهای تبلیغی موثر علیه نظام،برگزاری اجتماعات و یا راهپیمایی غیرقانونی، نشر اکاذیب به طور گسترده و یا تشویش اذعان عمومی از طریق سخنرانی در مجامع عمومی ،توزیع اوراق چاپی، تلاش موثر برای اختلافافکنی میان ادیان و مذاهب به عنوان جرم سیاسی عنوان شده است.
وی گفت:در یکی از تبصره های این قانون آمده؛ صرف انتقاد از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی، اعتراض به عملکرد مسوولان کشور یا دستگاههای اجرایی بیان عقیده در امور سیاسی، اجتماعی، اقتصاد جرم محسوب نمیشود.
حکمت ۴۶۵ نهج البلاغه:
(حضرت در ستایش انصار فرمود:) به خدا سوگند! آنها اسلام را پروراندند، چونان مادری که فرزندش را بپروراند، با توانگری با دست های بخشنده و زبان های برنده و گویا.
لینک مطلب:
رییس توتال مدعی شد: صحبتهای رییس شرکت ملی نفت ایران که یک قرارداد 5 میلیارد دلاری به زودی اعلام میشود، صحت ندارد. ما قراردادی که سودده نباشد، امضاء نمیکنیم
رییس شرکت نفتی فرانسوی توتال روز دوشنبه گفت که هیچ قرارداد جدیدی برای فاز دوم توسعۀ میدان گازی پارس جنوبی در تهران، پیش از نوروز امضاء نخواهد شد. به گزارش آفتاب به نقل از رویترز، کریستوف دمارگری گفت صحبتهای رییس شرکت ملی نفت ایران که یک قرارداد 5 میلیارد دلاری به زودی اعلام میشود، صحت ندارد.
وی افزود: «اگر این حرفها درست بود، من هم خبر داشتم. ما قراردادی که سودده نباشد، امضاء نمیکنیم.»
شرکت در انتخابات را مخالفان انقلاب اسلامی در سالهای نخستین انقلاب ناشی از ترس و اجبار معرفی میکردند. بعدها آن را به ناآگاهی مربوط کردند که هر دو خطا بود و هست.
شرکت عمومی مردم در انتخابات ، نمایانگر حس مشارکت مردم در حاکمیت است به همین جهت نیز کاهش و افزایش آن معنا دار است. جمهوری اسلامی همچون رژیم صدام حسین نیست که صد در صد مردم در انتخابات شرکت کنند،
در اوایل انقلاب اسلامی، حزب توده ایران از هر حرکتی که در داخل توسط جریان اسلامی انجام میشد، حمایت قاطع میکرد. حسابی مدعی خط امام بودند. همراهی آنها سوالی بی پاسخ نبود ولی ساده اندیشانی هم بودند که حمایت آنها را دلیل ضعف مذهبی و گرایش کمونیستی در جمهوری اسلامی میدانستند.
رسم سیاست جهان حضور قدرتها در عرصه های مختلف است. گاهی یک گروه سیاسی به دو قسمت تقسیم میشد و یک گروه از این و گروه دیگری از آن دفاع میکرد.
گاهی دو نفر دوست و برادر و همفکر با هم در یک جمع دعوا میکردند تا جمعی را به جان هم بیندازند.
سیاست فریب، از این ترفندها بسیار دارد و ساده لوحان فریب میخورند.
به اصلاح طلبان رای میدهیم برای دور شدن از اصولگرایان
و واگذاردن مدیریت کشور به دستان توانای مدیران با تجربه و آزموده
چون خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی
مسیر صحیح شناخت
از خداوند که مبدء هستی است آغاز میشود
اگر به نشانه های می رسیم
نشان از اوست
هیچ شناختی مقدم بر شناخت او اصیل نیست
و شناخت او سخت نیست
آسان ترین است
شناخت او مقدمه ی شناخت رسولان و پیامبران بزرگوار ایشان و دیگر حجت های او هستند.
لینک مطلب:
رای رسیدن به اهداف ورزشی باید چهار سال دیگر فرصت داشته باشیم و کار کنیم تا زمینه برای واگذاری ورزش به بخش خصوصی را فراهم کنیم. البته واگذاری ورزش به بخش خصوصی مشکلات خاص خودش را دارد که باید در زمانی دیگر به آن پرداخت. امروز متاسفانه میزان سرمایه گذاری در ورزش و سودش با هم نمی خواند و کسی به فکر سرمایه گذاری نیست
لینک مطلب:
به گزارش خبرنگار «آینده»، صندوق بازنشستگی هما، که با دریافت بخشی از حقوق کارمندان هواپیمایی جمهوری اسلامی مسئول پرداخت حقوق بازنشستگان این شرکت از طریق سرمایه گذاری های مالی است، به دلیل اشتباه در سرمایه گذاری با زیان 50 میلیارد تومانی مواجه شده و پس از آن هیات مدیره و مدیر عامل این شرکت توسط مدیر عامل هواپیمایی جمهوری اسلامی برکنار شدند
ایام سوگواری حضرت رسول اکرم ص و امام حسن مجتبی و امام علی بن موسی الرضا علیهم السلام بر همگان تسلیت باد
========================
هدف اخلاقی بعثت حضرت محمد ص را در رفتار و عمل ایشان و فرزندان و پیروان شان به تناسب می بینیم. اگر در کسی یا گروهی یا کشوری نمی بینیم، یا اشکال از چشمان و درک ماست و یا دلیل دوری آنها از این تعالیم است.
لینک مطلب از وبلاگستان:
طیب صالح داستاننویس بزرگ سودانی به سودان بازگشت. پیکر او را که چند ماهی بود در بستر بیماری خاموش مانده بود به سودان بردند تا در همان سرزمین گرمی که تکهای از آفتابش را همیشه در دل داشت بیارامد... او نخست خاموش شد... چند ماهی خاموش بود. برق نگاهی مات و سپس درگذشت.
با سخن ویلیام فالکنر میتوان موافق بود که نبوغ چیزی جز عرقریزان روح نیست. اما طیب صالح فراتر از نبوغ بود. لبخند میزد و با همان صدای پرطنین که گویی پولاد صیقل خورده بود میگفت: خدا را سپاس... مثل صدای خوش یا روی زیبا توانایی تعبیر هم خداداد است! تکیه کلامش همین بود. همیشه: احمدالله! اگر کسی بتواند داستانی بنویسد که دقتهای تماشایی خیام در انتخاب واژگان با سوز و گرمی نثر بیهقی و لایههای پیچ در پیچ روایت شهرزاد در همآمیخته شده باشد، گمان میکنید چه داستانی خواهد شد؟ چنین اتفاقی در رمان <موسم هجرت به شمال> طیب صالح افتاده است. برای همین میگویم که او توانی فراتر از نبوغ در معنای مرسومش داشت.
اولیس جیمزجویس به کنار، به تعبیر مولوی:
تا بداند مومن و گبر و یهود/ کاندران صندوق جز لعنت نبود!
موسم هجرت به شمال طیب صالح را تنها میتوان با رمان <مرشد و مارگریتا> بولگاکف مقایسه کرد. حق با آکادمی ادبیات سوریه بود که چند سال پیش موسم هجرت به شمال را بهعنوان مهمترین رمان قرن بیستم ادبیات عرب انتخاب کرد. یک بار هم همان رمان بهعنوان یکی از صد رمان برجسته جهان انتخاب شد.
موسم هجرت رمانی است که زنده است؛ به بیش از 56 زبان ترجمه شده است...
بگذارید به نشانهای از مهرورزی دولت مهرورز اشاره کنم. این رمان را چهار سال پیش ترجمه کردم. چند ماهی با طیب صالح درباره برخی عبارتها و واژهها بحث کردم. باور داشتم و دارم که ترجمه این رمان میتواند افق تازهای را در پیش پای ادبیات ما بگشاید. بیش از دو سال پیش رمان را برای اجازه به وزارت ارشاد تحویل دادیم. ماهها گذشت. گفتند متن گم شده است. انتشارات امید ایرانیان پیگیری کرد. پیدا شد. تا هنوز هیچ جوابی به ما ندادهاند... دوست داشتم روزی این رمان را که به فارسی منتشر شده، به طیب صالح نشان بدهم؛ ظاهرا در دولتی که خداوند تمامی برکتها را در آن جمع کرده است جایی برای رمان طیب صالح نبود.
در مقدمهای که طیب صالح بر ترجمه انگلیسی رمان نوشته، به ترجمه روسی رمان اشاره میکند. چاپ اول ترجمه روسی در یک میلیون نسخه منتشر شده است. بر ترجمه فرانسهاش فرانسوا موریاک مقدمه شگفتانگیزی نوشته است.
در گوشه رستورانی نشسته بودیم. در اجوررود، که به عربرود معروف است؛ آکنده از رستورانها و قهوهخانهها، انگار گوشهای از سرزمینی دیگر. عبدالکریم نجم دعوت کرده بود. ریاض الریس ناشر معروف لبنانی هم بود. طیب صالح رو به خیابان نشست. بگذار در عمرم انسانهای بیشتری را دیده باشم... در بحبوحه یورش اسرائیل به لبنان و مقاومت حزبالله، سخن به همین داستان کشیده شد و ریاض الریس از لبنان میگفت و پدیده تازهای که دارد آفریده میشود. طیب صالح ناگاه چشمانش برق زد و با صدای آرام و شمرده و پولادین گفت: <کاش جوان بودم، میرفتم تفنگ دستم میگرفتم و همراه با حزبالله میجنگیدم.>
لبخند زدم. پرسید: <هان لبخند میزنی>!
گفتم: <برای همین است نوبل ادبیات نصیبت نمیشود>!
گفت: <نوبل یا نصیب است>!
یا نصیب یعنی نوعی لاتاری!
دو هفته پیش میهمان یک خانواده ایرانی لبنانی بودیم. دکتر باسم فتوح استاد اقتصاد دانشگاه آکسفورد و همسرش خانم فتوح که ایرانی است و چشمپزشک. سخنمان به طیب صالح رسید. باسم گفت من تا به حال پنجاه بار موسم هجرت به شمال را خواندهام! گفت: تو!
گفتم: من رمان را به فارسی ترجمه کردهام. واژهها و جملههایاش را هضم کردهام اما هنوز هم نمیدانم به ژرفای راز رمان راه یافتهام یا نه! حس غریبی دارم. رمان مثل یک راز بر دلم نشسته است؛ یک موسیقی این رمان دارد که از جای دیگری میآید...
به طیب صالح گفتم: <موسیقی واژهها در موسم هجرت موسیقی قرآنی است! همان که طهحسین درباره موسیقی قرآنی گفت، قرآن نه نثر است و نه شعر است؛ قرآن است.> سکوت کرده بود. سکوتش به درازا انجامید. گفت: <من در روستایی به دنیا آمدم و بالیدم که دهها نفر حافظ کل قرآن بودند. آیات قرآنی با زندگی روزمره و زبان مردم آمیخته بود. داستان آن دختر عشیره را شنیدهای که هر پرسش معمول را هم با آیهای یا واژهای قرآنی پاسخ میداد؟ این موسیقی از کودکی در گوش من مانده است...> هیچکس مثل طیب صالح متنبی را نمیشناخت. تابستانها که مرحوم تویجری برای مداوا به لندن میآمد. دیدار او فرصتی بود برای دیدار طیب صالح هم. هر دو دیوانه متنبی بودند...
دیشب با یاد او باری دیگر موسم هجرت را خواندم و گلگشتی در دیوان متنبی... به این بیت رسیدم:
ان کان قد ملک القوب فانه/ ملک الزمان بارضه و سمائه!
دیروز در خرطوم و پورت سعید، قیامتی برپا بود. هیچ کس مثل طیب صالح ژرفای فرهنگ و اندیشه سودان را نشان نداده است. سخن بر سر رنگها بود. ناگاه پرسید بین سیاه و سفید کدام رنگ را بیشتر دوست داری!
پرسش رندانهای بود. طیب صالح هم سیاه بود. نه سیاه شکلاتی مثل اوباما؛ سیاه سیاه مثل پدر اوباما!
گفتم: سیاه!
<چرا؟>
<برای اینکه سپید زیبا است؛ اما سیاه هم زیباست و هم با شکوه. بیت شبستری را برایش ترجمه کردم:
چه میگویم که هست این نکته باریک
شب روشن میان روز تاریک!
غزل غزلهای سلیمان هم همین را میگوید. بی درنگ طیب صالح خواند:
<ای دختران اورشلیم من سیهفام و زیبایم... مثل خیمههای قیدار و پردههای سلیمان...>
آن صدای پولادین مخملین خاموش شده است. آن چشمان فراخ سیاه سیاه فرو نهاده شده. اما تا همیشه تاریخ وقتی از هجرت انسان، هجرت در درون و برون، شرق و غرب، شمال و جنوب، سخن به میان آید. نگاه و کلمه طیب صالح درخشانترین تعبیر خواهد بود. من هم به قول طیب صالح احمدالله! که بخت یارم شد و دراین روزگار با او آشنا شدم. و:
این زمان بگذار تا وقت دگر
*******************
اعتماد ملی









































