اگر قدر دان نعمت هایی که داریم
نباشیم
نعمت های سرشار الهی را
پذیرا نخواهیم بود
اگر قدر دان نعمت هایی که داریم
نباشیم
نعمت های سرشار الهی را
پذیرا نخواهیم بود
تسلط بر نگاه
و یافتن تنوع
با تکیه بر ابزارهایی که دیگران هم دارند
هنر است
در میان تکرارها
یافتن تنوع
به هنرمندی ما بر می گردد
و بدون این هنر
زندگی سخت پشیمان کننده است
اگر بخواهیم همه مراحل آینده را تا آخرین نقطه و با ذکر جزئیات بدونیم
نه تحمل تغییرات را خواهیم داشت و نه حق انتخاب و تغییر برای خویش قائل می شویم
شجاعت و انعطافمان کاهش می یابد
چرخاندن فرمان
یک ضرورت همیشگی است
ریل های آینده نیز به دست خودمان چیده می شود
پس از طرح تفصیلی آینده بگذریم ...
در شرایطی که انرژی ها به حالت دو قطبی رو در رو قرار می گیرند
حرکت میانه روی دشواری های مضاعفی می یابد
در سفر کربلا
امام حسین ع و یزید
راهی برای میانه روی باقی نگذاشتند
و آنان که میانه روی کردند، به سرنوشت بهتری دست نیافتند
...
میانه روی ها گاهی از شر شفقت است و گاهی به امید آب و نان
...
قدم زدن بر دو لبه به رویارویی رسیده
در مسیر دوری
به جراحتی سخت و جانکاه می انجامد
یک زندگی رشته های زیادی دارد
وقتی که زندگی تغییر اساسی میکند
لازم است که بعضی رشته ها را گره بزنید
و بعضی را رها کنید
و خودمان را معطل نکنیم
حرف دیگران مهم است
ولی نه زیاد
قدرت و عقل ما
تا بیرون از قبر و پیش از آخرت
مقدمه انسانیت و ارزش های انسانی چون محبت و احترام و ... اگر باشد
ارزشمند است
احساس و عاطفه و محبت
اصل جنس است
خالص و موثر و پایدار
و در بعضی از اجناس بیشتر
بعضی کمتر است
خوشا به حال انسان های خوش جنس
زن ها و مردها
شرایط یکدیگر را زیاد درک نمی کنند
مگر به صورت ذهنی
شناخت یک فضا و اتمسفر دیگر از طریق
مطالعه کتاب با دیدن و زندگی در آن محیط چقدر فرق دارد؟
...
خانم ها شرایط خانم ها
آقایان شرایط آقایان
ایرانی ها شرایط ایرانی ها
هم دردها شرایط همدردها را بهتر درک می کنند
تعمیم ذهنی و احساسی متفاوت است
در هیئت بطلمیوسی و باورهای علمی قرون وسطای اروپا یعنی فرهنگ و دانشی هزار ساله، کره زمین مرکز جهان است. همه چیز به دور آن می چرخد
این نگاه خاص به هستی، به تدریج با مفاهیم و ارزش های دینی تزیین شد به گونه ای که خود مقدس شمرده شد و به همین دلیل است که سخن گالیله در باره حرکت زمین به دور خورشید، نه تنها یک نظر ضد علمی در روزگار خود شمرده شد بلکه یک نظر ضد مذهبی محسوب گشت و روحانیت نیز که مدعی هر دو نوع علوم یعنی جدیده و قدیمه بود، تمام قد لرزید
تشخیص و معرفی حریم ها،
پاسداری از آنان است
بعضی ها در بیرون از ساختمان ها کار می کنند
در بیابان
در خیابان
با سرما و گرما و مشکلات کار بیرونی دست به گریبان هستند
بعضی نیز در بیرون از ساختمان ها زندگی می کنند
...
موضوع زندگی و کار بیرون از ساختمان
موضوع جالبی است
اینکه زمین مرکز جهان باشد یا نباشد
به ذائقه خودمحوران خوش و ناخوش است
تصور کنید جهانی دیگر بزرگتر از جهان ما وجود داشته باشد
با ساکنین باهوش تر از ما
سالم تر از ما
و موفق تر از ما
چقدر خجالت خواهد داشت!
ظاهر دانته خالق اثر عظیم کمدی الهی نیز متولد خرداد ماه است
آدم ها برای مدت طولانی نمی توانند ظاهر سازی کنند
پس بهتره که روی خطوط منافع و آرزوها و اهداف خودشان حرکت کنند
و برای موفقیت به دنبال منافع و اهداف مشترک داشته باشند
در تاریخ بسیار خوانده ایم که ستمگران چگونه به عواقب این دنیایی ستم خود دچار می شوند ولی شاهد آن نیز بوده ایم که بعضی ستمگران به ظاهر، نتیجه اعمال خود را در این دنیا ندیده اند
به نظر می رسد که نتیجه ستم بر مردم، هر چقدر هم در این دنیا به چشم ما بیاید، با اصل آن ستم برابری نمی کند. تصور کنید ستمکاران تاریخ را که صدها نفر به دستور آنان کشته شده باشند و یا هزاران نفر را شکنجه و زندانی کرده باشند و این آمار به اصطلاح مربوط به جوجه ستمکاران است که ادای ستمکاران بزرگتر را در می آورند و گاهی تعداد آسیب دیدگان از ستم ظالمان به میلیون ها نفر می رسد ... چه بر سر این ستمکار باید برود تا جبران این فجایع باشد؟
به علاوه از نظر کیفی نیز موضوع قابل ارزیابی از سوی ما شاهدان نیست. چگونه میتوانیم در باره زجر از دست دادن دنیا از سوی کسی که ذره ذره وجودش با حب ریاست و مال دنیا شکل گرفته، قضاوت کنیم!؟
بسیار دشوار و بلکه نشدنی است. تعلق ضعیف ما به یک کتاب یا کتابخانه یا انسان یا حتی ارزشی خاص، گاهی ما را در زمان از دست دادنش به فغان می آورد و چنین است که بندگان دنیا و در راس همه ستمکاران و مال اندوزان و قدرت طلبان، به هنگام مرگ رنجی را تحمل می کنند که از فهم و درک ما خارج است
و انتقام آخرت سخت تر از دنیاست
خدا به همه ما رحم کند
در حرم امام رضا ع به نقل از این امام عزیز نوشته بود:
محبت با مردم نیمی از خرد است
پس از جمله نشانه های بی عقلی
بی محبتی به مردم و فرقه فرقه کردن و تسلط جویی بر آنها است
دوستان و رفقای خوب
نعمتی بزرگ اند
همراه و حامی اند
در مخاطرات
گاهی می بخشیم
ولی رفیق مان نمی بخشد و غیرت می ورزد
شاید در مقیاس انسانی به خطا نیز می روند
...
رفقا نیز معمولا می بخشد
اگر رفیق مان بخشنده ترین ها و رفیق اعلی باشد
بیش از دیگران می بخشد
مگر در مواردی خاص چون بی کسی ها نزد ناکسان
که خشم برانگیز است
گاهی خشم منتقمانه رفیق اعلی
دودمان ستمگران را در همین دنیا بر باد می دهد
...
بخشایش او را انتظاریم و می دانیم که باید ببخشیم تا بخشوده شویم
و در پی انتقام از ستمگران نیستیم
هر چند خداوند در کمین آنها است
معادلات پیچیده فعلی در سطح پایین
گاهی با حل یک معادله ساده در سطح بالاتر
حل و فصل می شود
اگر در سطوح پایین نیاز به کارشناسی و حل و عقد است
در سطح بالات با یک آری یا نه جهت گیری ها روشن می شود
هر صدمه یک حفره در شخصیت انسان ایجاد می کند
یا خراش و صدمه ای سطحی تر
گاهی این صدمات
انسان را پوست کلفت تر می کند
گاهی عمق می دهد
گاهی آسیب پذیرتر می کند
زیبایی های زندگی
با فراز و نشیب هایش معنا خواهد داشت
و لذت زندگی به همین فراز و نشیب های دلهره انگیز و شادی بخش آن است
دادگاه تجدید نظر 24 اسفند 
به گذشته
که دیگر قدرتی برای تغییرش نداریم
با نگاه عبرت بنگریم
نه با قدم خویش در آن زندگی کنیم
به آینده فکر کنیم
که فرصت ساختن اش رو داریم
خطای بزرگتر از عبرت نگرفتن از گذشته
زندگی کردن در گذشته است
و بدتر از آن
زندگی کردن در ناملایمات گذشته است
که هیزم آتش زدن حال و آینده است
آدمی برای نفرین کردن انرژی خاصی را در خودش تولید و توزیع و مصرف میکند که میتواند برای سلامتی او خطرناک باشد

گاهی کاهش ها
از جنس کمی هستند
یعنی عناصر اضافی و نامناسب
در مسیر و راه به کنار می روند
و ظاهر بین ها تصور می کنند با این کاهش،
نتیجه حاصل نمی شود
کم فئه قلیله غلبت فئه کثیره
...
گاهی کاهش کیفی است
علیرغم سیاست جذب گسترده از پایین هرم
نیروهای کیفی از دست داده می شوند
...
گاهی کاهش هم کیفی و هم کمی است
...
کاهش کمی را گاهی می توان به واقع افزایش کیفی نشان داد
کاهش کیفی را گاهی می توان به واقع افزایش کمی نشان داد
کاهش کمی و کیفی را هیچگاه نمی توان افزایش نشان داد مگر نه به واقع
در جهان، توجه به واقع و واقعیت شرط حیات و بقا است
و توجه به واقعیت و حقیقت شرط بقای جاودان
بعضی ها به ایران عشق دارند به خاطر خوبی هایی که از آن درک می کنند
به دلیل فرهنگ و تمدن و مردمانش
بعضی ها ایران را مانند کشورهای دیگر می دانند و چون در آن زندگی می کنند
یا منافع خاصی برای خودشان یا نزدیکانشان دارد به آن اهمیت می دهند
دو مبنای مختلف. یکی بر اساس عشق مستقیم به خوبی ها و دیگری در بهترین حالت عشق غیرمستقیم به خوبی ها که البته نادر است
رهبران، از واقعیت ها کمتر می گویند و پیشاپیش پیروان در حرکتند
دانشمندان و روشنفکران، واقعیت و آینده را نشان می دهند
گمراهان، واقعت را نمی بینند
پیشوایان گمراهی، حق و باطل را به هم می آمیزند تا گمراهی آفرینند
تاثیر امید به آینده بهتر در بهتر شدن زندگی
بسیار است
تا آنجا که بعضی توصیه می کنند که
می توان به بیمار سرطانی رو به مرگ نیز امید داد
ولی چه خوب است که بازی زندگی ما
در پرتو امیدی همیشگی و حقیقی باشد
و این نمی شود جز در پرتو باور به حقیقی ترین حقیقت هستی
خانه ما کجاست؟
خودمان
فامیلمان
روستایمان
شهرمان
کشورمان
ملت مان
جهان مان
...
دعواهای خانگی کدام و در چه سطحی است؟
رفتار ابرقدرت ها گاهی خیلی احمقانه به نظر می رسد ولی در واقع آنان مبتنی بر نیازهای خود تصمیم می گیرند. اگر روسیه آلاسکا را به آمریکا فروخت، حتما دلایل خوبی برای خود در آن تاریخ داشته است ولی دو نکته مهم در اینجا مطرح است:
1. آن دلایل شاید برای آن زمان خوب بود و امروز مشخص می شود که اندکی صبر می توانست این معامله را برایشان سودآور تر کند و حتی مجبور نمی شدند آلاسکا را بفروسند
2. معادلات بین قدرت ها بر اساس منافع آنهاست و مذاکرات مستمر بین آنها همیشگی است و همچون رقبای دیرآشنا، با دیگران به عنوان مهره های بازی کار می کنند و در تحلیل نهایی تکلیف شان با یکدیگر روشن است

بعضی ها موقع تحلیل سیاسی، جانب عدل و انصاف را می گیرند، نه از آن جهت که در روش ها و ابزارها و محتوا و امثال آن منصف باشند تا به نتیجه صحیحی برسند، بلکه طرفی را که عادل می دانند پیروز ماجرا می دانند و یا در پی ارائه یک راه حل منصفانه و عادلانه به طرفین معادله سیاسی هستند در حالیکه در جریان واقعیت سیاسی، جمع جبری و میانگین گیری و معدل سازی و امثال آن جایی ندارند
زمانی که یک معادله سیاسی شکل می گیرد که منافع زیادی برای آغاز جنگ از سوی یک طرف وجود دارد، رفتار دومی حتی داد و بیداد کردن هایش و رجز خوانی هایش و یا برعکس کوتاه آمدن هایش فایده ندارد چرا که منافع یک طرف بر جنگ قرار گرفته است و برای آغاز جنگ، خواست یک طرف کافی است. بر خلاف دوستی که خواست دو طرف را لازم دارد و البته خواست یک طرف با منطق مناسب می تواند به خواست طرف دیگر منجر شود
در شرایط انقلابی، رابطه بین حکومت و مردم ضعیف می شود فشارها به حکومت از ناحیه مردم و نمایندگان آن به حدی بالا می رود که حکومت به سمت قدرت های سرکوبگر خارجی متمایل تر می شود. به عنوان نمونه در سال پنجاه و هفت، سلطنت پهلوی وابسته ترین شرایط را تجربه می کرد به نحوی که تصمیمات شاه نیز مستقیما با نظر خارجی ها شکل می گرفت. علاوه بر این به دلیل استبداد سلطنت، عقل مستقل و شجاعی نیز در نزدیک شاه یافت نمی شد
در شرایط که قشر خشن سلطنت در مواجهه با ضربات جریان انقلابی خرد میشود، خط مقاومت بعدی برای جلوگیری از توسعه تغییرات وجود ندارد و انقلابیون موفق میشوند بدون مانع جدی همه ساختارها را در اختیار بگیرند و هر آنچه می خواهند، آگاهانه یا ناآگاهانه، تاسیس کنند
ولی در جوامعی که دوران انقلاب خویش را گذرانده اند، نهادهای اجتماعی تغییرات را در لایه های خاصی محدود می کند و اجازه تغییرات گسترده را با هزینه سنگین نمی دهند
کودکی هدیه ای از آن خود یا دیگر را به کودکی دیگر می دهد
اولی مدتی مهمان دومی می شود و تحمل می شود
و از زمانی دیگر تحمل نمی شود
و دومی زیر پای اولی می زند
و گذشته را فراموش می کند
و بلکه انکار می کند
و آنگاه که ماجرا به گیس و گیس کشی برسد
مداخله بزرگتر ها ضروری است
از خویش و خویشان و اطراف و اکناف
عکس بگیریم تا لحظات را ثبت کنیم
و گاهی نقطه پایانی شویم بر گذشته
و در هر حال توشه ای برای آینده
بعضی ها اول فرد را انتخاب میکنند و بعد شرایطش را می بینند.
بعضی اول شرایط را بررسی و بعد فرد را با محاسبه انتخاب می کنند
نوع نگاه و جنس و فضای انتخاب مهم است
مسابقات فوتبال جهانی
مسابقات فوتبال منطقه ای
مسابقات فوتبال کشوری
مسابقات فوتبال بین دو تیم
تمرین فوتبال بین اعضای یک تیم برای گرم شدن، تشخیص بازیگرهای بهتر، ....
میان زندگی بهتر
با زندگی برتر
تفاوت هایی است
بی تردید
تلاش برای یک زندگی خوب و بهتر
در مسیر آخرت برتر است
ولی تلاش برای برتری در زندگی
الزاما به آخرتی بهتر نمی انجامد
میگویند دلیل طلاق مردها هستند چون تصمیم گیرنده اند ولی در واقع توازن بین زن و مرد تغییر کرده و تعادل متناسبی جایگزین آن نشده است. این توازن های اجتماعی معمولا ماهیتی چند وجهی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی دارد و تغییرات عناصر بنیادین تشکیل دهنده آن و روابط آن به عدم تناسب و اختلال در روابط اجتمای می انجامد
یکی از دلیل طلاق این است که وضعیت اجتماعی زنان تغییر کرده. آگاهی و ثروت و قدرت زنان زیاد شده و در مقایسه با مردان برتری های جدیدی به دست آورده اند که از سوی مردان و قوانین و قواعد و سنت ها به رسمیت شناخته نشده اند، روند تثبیت موقعیت واقعی جدید را به دوران گذار تعبیر می کنیم
زنان زیر بار فشار اجتماعی چند هزاره مقاوم شده اند و اکنون فرصت رشد سریع یافته اند. در مقابل مردان که از سوبسید چند هزار ساله برخوردار بوده اند حاضر به تغییر شرایط نیستند
برنامه ریزی برای ارائه محتوای مفید و زیبا در اینترنت و اس ام اس یک کسب و کار عالی است
خیر دنیا و آخرت را با هم دارد
دانش مستقیما به دانش بیشتر، ثروت و قدرت می انجامد
ثروت مستقیما به ثروت بیشتر و قدرت می انجامد
قدرت مستقیما به قدرت و ثروت بیشتر می انجامد
ثروت و قدرت در افزایش دانش چه نقشی دارند؟
در شرایطی که شاهد ادغام عجیب و غریب فرهنگی هستیم
چهار راهی از فرهنگها در پشت سر داریم
در معدنی از تخمیر قرار داریم
آینده ای واحد و تعیین و تکلیف شده در پیش داریم
در فضای مردم سالارانه، سخنان هر سیاستمدار نماینده دیدگاه او و جریان و روابط اوست. ملاحظات در سخنان مردم سالاران معطوف به افکار عمومی و مردم و نمایندگان سیاسی و فرهنگی و اقتصادی مردم است. ولی در فضای دیکتاتوری، تنها سخنان معنا دار و اصیل و متکی به قدرت، سخن دیکتاتور است. بقیه سخن ها منشا اثر حکومتی نیستند و مورد توجه نیز قرار نمیگیرند و حداکثر در تایید سیاست ها و تصمیمات دیکتاتور معنا پیدا می کند. اهمیت سخنان دحتران و پسران و درباریان و رعایای دربار نشین شاهان نیز تا آنجام که کاشف از نظر پدر تاجدار باشد معنا دارد.
این تئوری و نظریه گاهی برای قدرت بالادستی استفاده می شود که بین زیر دست ها اختلاف می اندازند و خود مرجع حل اختلاف آنها می شوند و با ایجاد توازن بین آنها موقعیت برتر خود را حفظ می کنند. گاهی برای قدرت پایین دستی است که بین قدرت های بالاتر اختلاف می اندازد تا به منفعتی برسد.
آنچه این اقدام را موفق می کند چیست؟ بر چه بستر و روابطی این اقدام موفق می شود و در چه بستری موفق نمی شود.
سیاست تهدید در برابر تهدید
با سیاست اقدام پیشگیرانه برای تهدید
تفاوت دارد
در کجا و در چه شرایطی هر کدام اولویت دارند؟
مزایای هر یک کدامست؟
زورگویی عملی غیرمنصفانه و ناعادلانه و در چارچوب منطق و جهان بینی های جامع، بی نتیجه و لاجرم احمقانه است
اما زورگویی کوتوله های متکی به قدرت زورگویان جهانی احمقانه تر است
و احمقانه تر تظاهر به زورگویی و دادن هزینه های آن بدون داشتن زور و برخورداری از منافع آن
گاهی یک فرد در یک سازمان و موسسه و سیستم
جایگاهی پیدا می کند که همه امور به او ختم می شود
این موضوع از نظر مدیریتی نگران کننده است
از زاویه دیگر
اگر او خوب عمل کند
سیستم تا زمان حضور او خوب ولی محدود و متمرکز عمل می کند
و اگر بد عمل کند
سیستم به صورت متمرکز و کلی بد عمل می کند تا بودن او قابلیت تغییر و اصلاح را ندارد و بد عمل می کند
این موضوع به منزله آن نیست که آن موسسه قابل اصلاح نیست
بلکه نقش حیاتی و محوری یک فرد در یک سیستم
چنین اقتضایی دارد که تغییرات اساسی در آن با حضور و فعالیت فرد محور
ممکن نیست
از زاویه دیگر
اخراج یا رفتن آن فرد هم نشانه بهبود شرایط نیست
تنها نشانه تغییر است
جهت گیری تغییر در هر موسسه و سازمان و سیستم
به جهت گیری منابع درونی و روندهای پایدار و زیرساختی آن مربوط است