ائمه اطهار همتی که کردند این بود که مواریث معنوی اسلام را حفظ کردند٬ حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کردند. اولین کسی که حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کرد٬ امام حسین بود. قیام امام جسین چنین اثری داشت٬ فهمانید که اسلام تقوا و خداشناسی و فداکاری و گذشت در راه خداست نه آن چیزی که دستگاه خلافت اموری بپا کرده است ... ائمه اطهار اولا امر به معروف و نهی از منکر می کردند شدیدترین آن قیام حسینی بود. ثانیا به نشر علم می پرداختند ... از همه بالاتر تقوای عملی و زهد و ایثار و احسان به خلق خدا بود٬ شب زنده داریهای به عبادت و رسیدگی به احوال ضعفا و فقرا بود٬ اخلاق فاضله اسلامی از عفو و جود و تواضع بود ... فلسفه روحانیت حفظ مواریث معنوی اسلام و مغز در مقابل پوست است. جدایی روحانیت از سیاست از قبیل جدایی مغز از پوست است.
ص ۳۲ و ۳۳ امامت و رهبری

ائمه در واقع تکنسیتهای قرآن هستند در خارج از کشور ظاهر و محسوس که علمشان علم افاضی و لااقل تعلیمی خصوصی است ... ص ۳۷ امامت و رهبری

امامت به معنی ولایت. امامت درجه و مرتبه سومی دارد که اوج مفهوم امامت است و کتابهای شیعه پر است از این مطلب٬ و وجه مشترک میان تشیع و تصوف است .... مسئله انسان کامل و به تعبیر دیگر حجت زمان است ... از جمله مقامات او تسلطش بر ضمائر یعنی دلهاست بدین معنی که او یک روح کلی است محیط بر همه روحها.  باز مولوی در داستان ابراهیم ادهم که البته افسانه است٬ در این مورد اشاره ای دارد ...ص ۵۵ و ۵۶ امامت و رهبری

بنابر این مسئله امامت سه درجه پیدا می کند و اینها را اگر از یکدیگر تفکیک نکنیم٬ در استدلالهایی که در این مورد هست دچار اشکال می شویم. لهذا تشیع هم مراتبی دارد. بعضی از شیعیان فقط قائل به امامت به همان معنی رهبری اجتماعیند. می گویندپیغمبر ص علی ع را تعیین کرده بود برای رهبری بعد از خود .... همین قدر شیعه هستند و در آن دو مسئله دیگر(( مرجعیت دینی و ولایت)) یا اعتقاد ندارند و یا سکوت می کنند. بعضی دیگر٬ مرحله دوم را هم قائل هستند ولی به مرحله سوم نمی رسند. می گویند مرحوم آقا سید محمد باقر درچه ای استاد آقای بروجردی در اصفهان منکر این مرحله سوم بوده. تا مرحله دوم پیش می آمده ولی از آن بیشتر اعتقاد نداشته است. اما اکثریت شیعه و علمای شیعه مرحله سوم را هم اعتقاد دارند. ص ۵۷ امامت و رهبری

در مورد یک مرجع تقلید ممکن است بگوییم در پاسخ فلان سوال اشتباه کرده٬ غفلت کرده و یا همانطور که در باره ی همه احتمال می دهیم٬ تحت تاثیر جریانی قرار گرفته است اما در مورد پیغمبر چنین سخنانی نمیگوییم. همانگونه که در باره  آیه قرآن نمی گوییم .... ص ۷۲ امامت و رهبری