اصولگرایان تندرو و آمریکایی ها دیدگاه مشترکی در باره اصلاح طلبی دارند. اصلاح طلبی از نظر آنان کسانی هستند که به تغییر رژیم ایران فکر میکنند ولی رژیم از نظر آمریکایی یعنی جمهوری اسلامی و از نظر اصولگرایان یعنی حکومت خودشان. به همین جهت حمله به اصلاح طلبان از دو سو ادامه دارد و هر دو طرف اصلاح طلبان را به وابستگی و همراهی با دیگری متهم میکنند. در چنین شرایطی ایجاد جریان موثر تنها با تکیه به جنبش اجتماعی اصلاحات ممکن است.
در حاکمیت نیز جریاناتی وجود دارند که نسبت به افراط و تفریط نگران هستند و به سهم خود در بهبود شرایط میتوانند موثر باشند ولی این گروه به دلیل غلبه جریان تندرو در بخش های اصلی تصمیم گیری، قدرت مانور محدودتری پیدا کرده اند.
========================
موضع اصلاح طلبان در انتخابات کشور شرکت در انتخابات برای شکست اصولگرایان بود. سیاستی که آمریکایی ها حمایت نمیکردند ولی اصولگرایان از طریق رسانه ملی همچنان مدعی شدند که اصلاح طلبان با آمریکا همسو و همگام هستند.
===============
اصلاح طلبی جنبشی است برای اصلاح امور با شاخصه های ارزشی ایران اسلامی. رهبران این حرکت اصلاح طلبی افرادی چون خاتمی٬ کروبی و موسوی خوئینی ها هستند. مراجع دینی و فقهایی چون آیت الله موسوی اردبیلی٬ آیت الله صانعی٬ آیت الله بجنوردی و آیت الله بیات و فعالین مجمع مدرسین حوزه علمیه قم به این جریان منتسب هستند از نظر فکری خط امام و بیت امام و مهندس میرحسین موسوی و بخش اعظم بضاعت سیاسی و اجرایی کشور در دوران دفاع مقدس و اصلاحات به این حوزه مربوطند. گروههای دیگر سیاسی و اجتماعی که از وضعیت نابهنجار موجود ناراضی هستند به درجاتی حول این جریان شکل گرفته اند و علیرغم تفاوت و تنوع دیدگاه٬ همگی به درجاتی بر لزوم عقلانیت و دیانت در تصمیم گیری تاکید دارند.
====================
بدون وجود مستندات کافی نمیتوان از وجود نتیجه ی واحد از رفتار دو گروه به ظاهر متخاصم، تعامل در لایه های عمیق تر را نتیجه گرفت. کاری که تحلیلگران به سبک کیهان و بیست و سی به راحتی انجام میدهند. اگر چنین تحلیلی از رفتارهای اصولگرایان تندرو انجام میشد نتایج شگرفی از آن بدست می آمد.
=================
آمریکا رهبری گروهی را در جهان بر عهده دارد که به دلایل مختلف با ظهور قدرتهای مردمی مشکل دارند. همکاری آمریکا با دولتهایی که حتی مجلس ندارند و یا زنان در آن کشورها حق رای یا حتی حق رانندگی ندارند بسیار راحت تر از کشوری چون ایران است. فهم مخالفت قدرتهای جهانی با استقلال کشورها چندان سخت نیست. البته تشدید مشکلات روزمره داخلی موجب میشود که نوعی غفلت به تحرکات دشمنان سنتی مان در میان کشورهای منطقه و جهان بوجود آید.
=============
شنیده و خوانده بودیم که در سقوط دولت مردمی آلنده در شیلی، گروههای تندرو با تندروی نقش بسزایی داشتند و این نقش از سوی شرکتهای چند ملیتی و نهایتا سرویس جاسوسی آمریکا هماهنگ بود.
در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، گروههای چپ مارکسیستی در شرایطی که هنوز چین و شوروی و بلوک شرق با دعاوی مارکسیستی و لنینیستی و مائوئیستی بر نیمی از جهان حکومت میکردند، فعال شدند. طبیعی بود که چپها به شوروی و چین متمایل باشند که بسیاری از آنها نیز بودند ولی از سوی امام اصطلاح جدیدی مطرح شد. حداقل برای بعضی چون بنده عجیب و تازه بود: چپ های آمریکایی.
بعدها تعبیرات دیگری نیز امام بر همین سیاق دیدم: صدام آمریکایی ... اسلام آمریکایی ....
همه ی اینها در آن زمان یک تفسیر عمیق از عقبه جریاناتی بود که به ظاهر عکس آنچه بودند ادعا میکردند.
زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧
