لینک مطلب از وبلاگستان:


در مصادر حدیثی اسلام، رنگ سیاه و تیره بسیار مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است. مبانی اسلامی بدترین تعبیرات را در مورد لباس سیاه دارد؛ مثلاً در احادیث آمده که لباس سیاه نپوشید زیرا لباس فرعون است. همچنین روایات به ما می‌گویند با لباس سیاه نماز نخوانید. در مکه هم نباید با لباس سیاه محرم شد، مرده را هم در لباس سیاه کفن نباید کرد. این همه حساسیت نشان دهنده چه می‌تواند باشد؟ بر اساس همین روایات برخی از عالمان پوشیدن لباس سیاه را حرام دانسته‌اند؟ مورخان هم یاد آور شده‌اند که فراعنه و ارتش عباسیان برای نشان دادن خشونت، شدت و قدرت خویش از رنگ سیاه استفاده کرده‌اند. به علاوه حزب هیتلر در آلمان و حزب فاشیست موسیولینی در ایتالیا نیز رنگ سیاه را سمبل پوشش خود قرار داده بودند. اما متأسفانه امروز مخصوصاً زنان و دختران ما از رنگ سیاه در سطح وسیع استفاده می کنند و این یک بدعت است. چه طور شده که امروز بدعت‌ها در میان ما به سنت و سنت‌ها به بدعت‌ها تبدیل شده؟


مظلب کامل را  که خیلی جالب است در ادامه بخوانید


اشاره: چندی پیش پیرامون موضوع حجاب گفتگویی با آیت‌الله محمد ابراهیم جناتی یکی از مراجع تقلید داشتم که مشروح آن در پی می‌آید. برای خیلی‌ها این تردید وجود دارد که آیا حجاب و رعایت پوشش، آن هم به سبک اسلامی واجب است یا نه؟ شبهاتی هم که از این طرف و آن طرف پیرامون این مسئله مطرح می شود بر گسترش دایره تردیدها نسبت به این موضوع دامن می‌زند. اما به گفته آیت‌الله محمد ابراهیم جناتی « حجاب و پوشش زنان از مسائلی است که کمترین تردیدی در آن در طول زمان برای فقهای اسلامی پیدا نشده و این به خاطر این است که مسئله حجاب و وجوب آن نیازی به استفاده از اجتهاد ندارد زیرا در کتاب خدا، کمیت و کیفیت و حکم آن در دو آیه (سوره نور سوره احزاب) به گونه واضح و روشن بیان شده است». ایشان معتقد است که تحول زمان و مکان، عرف و احوال انسان ها هیچ تغییری در وجوب، کمیت و کیفیت حجاب نمی دهد و حجاب همیشه همان است که باید باشد. به دیگر سخن، پوشش زن از نظر اسلام در عصر پسامدرن همان پوششی است که 1500 سال پیش برای زن واجب شده. پوشش، پوشش است نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. البته گاهی هم اتفاق می افتد که اسلام، پوششی مثل «چادر» را که یک پوشش ایرانی است به آن دلیل که زن را بهتر حفظ می‌کند و می‌پوشاند به رسمیت می‌شناسد.

* برای خیلی‌ها این تردید وجود دارد که آیا حجاب و رعایت پوشش، آن هم به سبک اسلامی واجب است یا نه؟ درباره وجوب یا عدم وجوب این موضوع اگر سخنی هست بفرمایید لطفاً.

آیت‌الله جناتی: در مبانی اسلامی و عناوین اصلی استنباط احکام الهی نسبت به موضوعات به هر روشی که باشد نخستین آنها قرآن کریم و دومین آن سنت رسول خدا و اوصیاء اوست. حجاب و پوشش زنان از مسائلی است که کمترین تردیدی در آن در طول زمان برای فقهای اسلامی پیدا نشده و این به خاطر این است که مسئله حجاب و وجوب آن نیازی به استفاده از اجتهاد ندارد زیرا در کتاب خدا، کمیت و کیفیت و حکم آن در دو آیه (سوره نور سوره احزاب) به گونه واضح و روشن بیان شده است.

* یکی از مسائلی که همواره درباره پوشش اسلامی مطرح می‌شود این است که حجاب تنها مربوط به جامعه 1500 سال پیش عرب است و به مرور زمان و با رشد اندیشه و تفکر بشر این موضوع تغییر می‌کند. این مسئله را چطور باید دید؟


آیت‌الله جناتی: خیر اصلاً اینطور نیست. تحول مکان و زمان، عرف و احوال آدمیان هیچ تغییر و خللی در وجوب حجاب وارد نمی‌کنند زیرا هیچ یک از این مسائل راهی به مسئله حجاب ندارند که بخواهد از راه اجتهاد در حکم حجاب تحولی ایجاد شود. حجاب برای همه زمان‌هاست. البته تنها از نظر کمیت و کیفیت مورد بحث است با این که نباید چنین باشد.

*معنای حجاب چیست؟

آیت‌الله جناتی: حجاب از نگاه عالمان لغت، عبارت از "پرده"؛ مثلاً عرب‌ها وقتی می‌خواهند بگویند زنی خودش را پوشانده، می‌گویند «هذِهِ اِمرَاةٌ مَحجُوبة». اما حجاب از دیدگاه اهل شرع عبارت است از وسیله‌ای که انسان خود را با آن می‌پوشاند.

*ماهیت حجاب (پوشش شرعی) از نظر شرعی چگونه حاصل می‌شود؟ به عبارت دیگر، حجاب و پوشش زن که اسلام از آن سخن گفته چگونه پوششی است؟


آیت‌الله جناتی: ماهیت پوشش شرعی در منابع فقهی که نخستین آنها قرآن کریم است به دو چیز حاصل می‌شود؛ اول "خِمار" (روسری) که در آیه 31 سوره نور آمده است آنجا که می‌فرماید: «وَ الیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ علی جُیُوبِهِنّ » یعنی ای پیامبر به زنان بگو گوشه‌های روسری‌هایشان را از زیر گردن بیاورند که گردنشان پوشیده شود. بسیاری از افرادی که در زمینه حجاب اظهار نظر می‌کنند چون در کشورهای عربی زندگی نکرده‌اند از رسوم آنها آگاه نیستند و اصلاً نمی‌دانند چرا موضوع حجاب در دو آیه و دو سوره از قرآن آمده است.
دیگری لفظ "جَلباب" در آیه 59 سوره احزاب است که می‌فرماید: «یا اَیُّها النَّبی، قُل لِازواجِکَ وَ بَناتِک وَ نِساءِ المُؤمِنینَ یُدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبهِنَّ ذلک اَنباء یعرف ...» یعنی به زنانتان بگویید جلباب را روی خودشان قرار بدهند. ما ایرانی‌ها "جلباب" را "چادر" معنا می‌کنیم در حالی‌که "جلباب" به معنای "مانتو" است. لغت شناسان، "جَلباب" را «اَلقَمیصُ الواسِع» یعنی "پیراهن گشاد" معنا کرده‌اند نه "چادر". متاسفانه بسیاری از طلبه‌های منبری و نویسندگان در زمینه حجاب، "جلباب" را چادر معنا می‌کنند که این اشتباه است. زنان مصری وقتی به مکه می‌آیند همه جلباب دارند. «خِمار» همان پوششی است که عوام عرب در زمان خودمان به آن «ربطه» می‌گویند و فارسی زبان‌‌ها هم به آن «روسری» می‌گویند. "جلباب پوششی" است که عرب در این زمان به آن «جُبّه» اطلاق می‌کند اما در فارسی به آن «مانتو» می‌گویند. حجاب شرعی با خمار (روسری ) و جلباب (پیراهن گشاد و یا همان مانتوی گشاد) محقق می‌شود.

* حاج آقا فرمودید خیلی‌ها نمی‌دانند که چرا دو واژه «خِمار» و «جَلباب» در دو سوره از قرآن آمده.  توضیح بدهید لطفاً.

آیت‌الله جناتی: بله؛ نکته مهم در اینجا آن است که چرا واژه «خِمار» در سوری نور و «جَلباب» در سوره احزاب آمده است؟ پاسخ این است که "خمار" که در سوره نور آمده مربوط به زنان عادی و معمولی است عرب است زیرا این دسته از زنان عرب از لحاظ پوشش بدن اشکالی نداشتند. خود من که 26 سال در کشورهای عربی زندگی کرده‌ام به عینه دیده‌ام که زنان عادی و معمولی عرب کاملا حجاب را رعایت می‌کنند و فقط گردن و مقداری از بالای سینه آن‌ها پیداست اما تمام بدنشان پوشیده است و تنها اشکال در پوشش آنان در خصوص سر و گردن و پهنای سینه آنها بوده که از راه آیه قرآن کیفیت مطلوب پوشش به آنها فهمانده شده. اینها چون گوشه‌های روسری را بالای سرشان می‌بستند گردن و پهنا سینه‌هایشان معلوم بود؛ به همین دلیل قرآن به آنها سفارش می‌کند گوشه‌های روسری را زیر گردن ببندند. اما آمدن واژه «جلباب» مربوط به زنان اشرافی عرب و مربوط به اُمرا، سلاطین و حاکمان عرب است زیرا زنان این طبقه از عرب، لباس‌های بدن‌نما می‌پوشیدند. این شد که قرآن به این دسته از زنان عرب ابلاغ کرد که «جلباب» بپوشند.

* چرا قرآن این سفارش را به زنان کرد که روسری(خمار) و جلباب(مانتو) بپوشند؟

آیت‌الله جناتی: خداوند در این آیه از سوره احزاب می‌فرماید پوشش جلباب کمترین چیزی است که زنان به آن شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند و شهوت زنان و چشم‌چرانان دنبال این‌ها نیفتند. پس اصل حجاب که «خمار» و «جلباب» است پیش از اسلام هم بوده است منتهی از حیث پوشش، نظر اسلام را تأمین نمی‌کرده است. پس حجاب شرعی با خمار (روسری ) و جلباب (پیراهن گشاد و یا همان مانتوی گشاد یا همان مانتوی گشاد) محقق می‌شود.

*پس چادر این وسط چه می‌شود؟

آیت‌الله جناتی: ببینید در پوششی که اسلام به زنان سفارش کرده چیزی بنام چادر وجود ندارد. تمامی اهل لغت، «جلباب» را پیراهن گشاد معنا کرده‌اند و فقط یک نقل وجود دارد که می‌گوید «اَلجَلباب هُو المَلحَفة» یعنی جلباب چیزی است که زن آن را به خودش می‌پیچید. من مخالف این نیستم که در اینجا «ملحفه» را چادر معنا کنیم اما مسئله چادر را طور دیگری می‌توانیم درست کنیم. چادر، پوششی است که قبل از اسلام وجود داشته و در زمان اشکانیان و ساسانیان استفاده از چادر معمول بوده. پوشش چادر متعلق به ایرانی‌هاست و هیچ ارتباطی به عرب‌ها ندارد. البته چادر را زنان اشرافی زمان اشکانیان و ساسانیان می‌پوشیده‌اند نه زن‌های معمول ایرانی. زنان اشرافی ایرانی، چادر را برای زینت می‌پوشیده‌اند.

* پس چرا این همه حساسیت نسبت به چادر وجود دارد و مورد تأیید بسیاری از علما از جمله امام خمینی(ره) و رهبری است؟

آیت‌الله جناتی: امام خمینی و مقام معظم رهبری به این دلیل چادر را اکمل و بهتر می‌دانند چون چادر بهتر از هر پوشش دیگری زنان را می‌پوشاند. اسلام که به ایران آمد وقتی دید چادر حجاب مناسبی است آن را تثبیت کرد. حجابِ «خمار و جلباب» به قول ما طلبه‌ها طریقیت دارد، موضوعیت ندارد. یعنی حجاب تنها منحصر در این دو نیست بلکه مسئله این است که زن باید پوشش داشته باشد. حالا این پوشش می‌خواهد چادر باشد یا مانتو و روسری(خمار و جلباب). از نظر خود من هم چادر، حجاب برتر است. اما اگر یک زنی چادر ندارد ولی پوشش اسلامی را رعایت می‌کند نباید او را بی‌حجاب بدانیم. به اعتقاد من برای زنانی که در ادارات و سازمان‌ها شاغل هستند، حجاب اسلامی که همان روسری و مانتو (پیراهن گشاده) از حجاب چادر هم برتر است زیرا این زنان با کاری که دارند انجام می‌دهند با حجاب اسلامی راحت‌تر می‌توانند کار کنند.

* حاج آقا! کمی در مورد رنگ پوشش زنان در اسلام برای ما بگویید. آیا رنگ خاصی در اسلام برای پوشش زنان در نظر گرفته شده؟

آیت‌الله جناتی: در مبانی اسلامی رنگ‌هایی مطرح شده است. بعضی از آنها مورد پسند و بعضی ناپسند خوانده شده‌اند. امروزه از نظر علمی این نکته اثبات شده که هر یک از رنگ‌ها از لحاظ روانشناختی دارای اثرات مخصوص به خود هستند. در اسلام، رنگ سفید بسیار مورد ستایش است چنانچه پیامبر(ص) فرمود: «لباس سفید بپوشید زیرا دلنشین تر و پاکیزه‌تر است». امام صادق(ع) هم فرمود: «بهترین لباس شما لباس سفید است پس زندگان شما آن را بپوشند و مردگان را با آن کفن کنند». همچنین پوشیدن لباس‌های سبز، آبی، زرد، حنایی، و قهوه‌ای گلی مورد سفارش اسلام است. کارشناسان می‌گویند لباس سفید گرما را از انسان دور می‌کند و رنگ سبز به انسان آرامش می‌بخشد و رنگ زرد شادی می‌آفریند و رنگ آبی فضای روحانی و معنوی به وجود می‌آورد.

* نظر اسلام درباره رنگ سیاه چیست؟


آیت‌الله جناتی: اما در مصادر حدیثی اسلام، رنگ سیاه و تیره بسیار مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است. مبانی اسلامی بدترین تعبیرات را در مورد لباس سیاه دارد؛ مثلاً در احادیث آمده که لباس سیاه نپوشید زیرا لباس فرعون است. همچنین روایات به ما می‌گویند با لباس سیاه نماز نخوانید. در مکه هم نباید با لباس سیاه محرم شد، مرده را هم در لباس سیاه کفن نباید کرد. این همه حساسیت نشان دهنده چه می‌تواند باشد؟ بر اساس همین روایات برخی از عالمان پوشیدن لباس سیاه را حرام دانسته‌اند؟ مورخان هم یاد آور شده‌اند که فراعنه و ارتش عباسیان برای نشان دادن خشونت، شدت و قدرت خویش از رنگ سیاه استفاده کرده‌اند. به علاوه حزب هیتلر در آلمان و حزب فاشیست موسیولینی در ایتالیا نیز رنگ سیاه را سمبل پوشش خود قرار داده بودند. اما متأسفانه امروز مخصوصاً زنان و دختران ما از رنگ سیاه در سطح وسیع استفاده می کنند و این یک بدعت است. چه طور شده که امروز بدعت‌ها در میان ما به سنت و سنت‌ها به بدعت‌ها تبدیل شده؟

* به نظر شما صرف واجب بودن رعایت پوشش اسلامی(حجاب) می تواند مجوز اعمال اجبار و فشار برای رعایت آن باشد؟ آیا برخوردهای غلط با زنان و دختران مورد تأیید اسلام می‌تواند باشد؟

آیت‌الله جناتی: مسائلی که به نظام لطمه می‌زند نوع مواجهه با آن به خود حکومت مربوط است و نظام در اتخاذ استراتژی برای برخورد با آن مسئله مختار است. البته امر به معروف هم شرایطی دارد و از جمله این‌که کسی که امر به معروف می‌کند، معروف و منکر را بشناسد، شرایط مخاطب را درک کند و احتمال تاثیر هم بدهد.