در فعالیتهای مطبوعاتی و رسانه ای، انتشار اخبار دروغ یا راستی که به منافع ملی صدمه میزنند، طبق ضوابطی از نظر قانونی محدود شده است و تخلف از آنها موجب پیگرد است.
تا اینجا چندان مشکلی بنظر نمیرسد ولی وقتی تصمیم گیرندگان در باره ی زندگی و مرگ یک موجود زنده بنام روزنامه که زندگی بخشی از جامعه را از نظر اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تامین میکند، کشته میشود، یا بهتر بگویم: بدتر از کشته شدن، در سردخانه زنده زنده منجمد میشود، باید اظهار تاسف عمیق کرد.
قانونگذار به جهت رعایت مسائل خاص متهمان، هیئت منصفه در نظر گرفته است تا عدالت انسانی در پای دید خشک حقوقی قربانی نشود ولی افسوس که مسیر دیگری را می رویم.
 به دلیل انتشار بیاینه و نظر یک تشکل دانشجویی مشهور، که با نظرات بسیاری من جمله بنده تطابق ندارد و حتی بتوان بابت انتشار بیانیه پیگیری قضائی نیز کرد، روزنامه ای که مواضعش روشن است، کلا فیلتر شود. 
بر اساس سنت روزگار ما، اصولگرایان محترم، حوزه اطلاع رسانی اصلاح طلبان را محدود می فرمایند. بی تردید نتیجه منطقی چنین رفتارهایی است که به خداحافظی جامعه با جریان اصولگرایی می انجامد.
و جز خداوند فریاد رسی نیست.