* چرا حوادث سیاسی مهم هستند؟‌ چون تاثیر زیادی بر حیات اجتماعی ما دارند. اقتصاد و فرهنگ ما را تحت تاثیر قرار میدهند. نادیده گرفتن اتفاقات و دادن وکالت فکری به این و اون نه توصیه شده و نه فایده داره. تقلید در سیاست با اعتماد فرق داره. باید فکر کرد و فهمید و نتیجه گرفت و عمل کرد. اگر رای نمیدهیم بدانیم چرا. اگر رای میدهیم بدانیم چرا. انتخاب کاندیدای مناسب برای اینکه رئیس(در راس) جمهور(همه)‌ مردم(ملت) بشود کار مهمی است. اگر ما قبول نداشته باشیم که مهم است بهترین فرصت به کسانی است که که مهمترین اهدافشان را تحقق یافته ببینند.

* غم ناشی از دیدن این نامردمی ها قابل درک است. آدم حالش از این نوع درک از سیاست و بی اخلاقی بهم میخوره. گاهی این حس آدم را تا پای پذیرش بدترین نوع سیاست یعنی دیکتاتوری جلو می بره.
*  سیاست به معنای خاص آن نه با اخلاق نسبت مستقیم داره و نه با بی اخلاقی. بعضی از این آقایان نسبت با بی اخلاقی هم برقرار میکنند که شرم آور است.
 * در زندگی روزمره خودمون هم بی اخلاقی به کرات دیده میشود. بسیاری ازصفاتی که از حکومتگران نمی پسندیم در خود ما هست. این حکومتگران انسان هستند چون ما. فقط با قدرت که از ما گرفته اند مسئولیتی سنگین دارند که اگر انسانیت را فراموش کنند ....
* فعالیت سیاسی بدون تصاحب قدرت به منظور اعمال نظرات کمی عجیب خواهد بود. نه؟ چه اشکالی دارد که احزاب برای بدست آوردن قدرت با هم رقابت سالم کنند. رقابت ولو گاهی ناسالم بهتر از آنست که نارضایتی از رقابت ما را به ورطه تمکین به دیکتاتوری بکشاند. دیکتاتورها وقتی زاده میشوند که همزادشان پیشتر در قلب ملت متولد شده باشد.
* دستگاهی هم که الان غش را نشان میدهد و به اصطلاح نمک برای گندیدگی است شورای محترم نگهبان است.(البته برای کاندیداها و بعضی موارد دیگر).

* مشکل با دستگاه حل نمیشه. مشکل با دستگاه فکری و قدرت تشخیص و بصیرت انسان حل میشه. اگر جهان رو بتونیم درست ببینیم نصف مشکل حل شده. حرکت سالم هم بقیه قصه است و همه اینها به لطف حق میسر است. این نیز بگذرد.