وقتی مناسبات خصمانه است

هر ارتباط و تعاملی میتواند مبنای جاسوسی تلقی شود، چه قوانین آن را تایید نکنند یا بکنند

ارتباط با رسانه ها و بنگاههای اقتصادی و سیاستمداران فرقی با ارتباط با جاسوسان ندارد

ارتباط و تماس شخصی یا تجاری یا سیاسی فرقی با ارتباط و تماس  امنیتی ندارد

جریان افراطی ضد چپ در آمریکای دهه پنجاه و شصت، ارتباط فکری را نیز مبنای جاسوسی می دانست

در کشورهای جهان سوم یا کشورهای ایدئولوژیک مثل چین و کره شمالی و اسرائیل این روند به صورت دائمی دیده می شود ولی در بقیه کشورها در شرایط بحران تقویت می شود و البته کشورهای ایدئولوژیک معمولا همیشه دستخوش بحران های ارزشی و عقیدتی با منشا داخلی یا خارجی هستند

هر گونه سفر به کشورهای مخالف یا متخاصم(مفهوم حقوقی متخاصم کشورهای در حال جنگ است که در عرف به کشورهای مخالف هم اطلاق می شود)

هر گونه حضور در فضای مجازی که امکان دسترسی به اطلاعات ولو شخصی را می دهد

هر گونه ارتباط فکری با آنسوی مرزها، ولو با رادیو دو موج (ماهواره که هیچ! )

هر گونه ارتباط ذهنی با موارد بالا ولو خاطره

به نوعی تعلق به بیگانه تلقی می شود

صرف هزینه برای خرید رادیو دو موج یا سفر به خارج از کشور می تواند کمک مالی به دشمن فرض شود

هرگونه ملاقات رسمی و غیررسمی، ارادی یا اتفاقی، مستقیم یا با واسطه و ... می شود ارتباط با بیگانه و دولت متخاصم و امثال آن

گاهی این مبانی قابل تعریف برای شهروندان هست مانند اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق و اقمار و هم مسلکان آن

گاهی این مبانی قابل تعریف برای شهروندان نیست و تنها اعمال می شود و معمولا به صورت گزینشی مانند آمریکا در دوره هایی خاص به صورت گسترده و تقریبا همه جای دنیا به صورت خاص و در کشورهای در حال بحران و درگیری به صورت گسترده و عمیق و با ماهیت نژادی یا ایدئولوژیک

گاهی این موارد آنقدر به صورت نادر اجرا می شود که موجب مشروعیت اجرای آن هم میشود و گاهی آنقدر زیاد اجرا می شوند که از مقبولیت افکار عمومی خارج و تکراری می شود