حضرت محمد ص شاید بیش از هر صفت دیگر، پیامبر رحمت خوانده شده اند و چنین نیز بوده اند. دیشب، یکی از دوستان رفتار حکومت های صدر اسلام از حکومت حضرت رسول ص تا خلفای راشدین را با حکومت های امروز جهان مقایسه میکرد و میگفت برای ماندن حکومت ها باید خون ریخت و زور گفت!
به او گفتم که در گذشته شاید به ظاهر می توانستند با زور حکومت را به دست آورند و نگهدارند ولی در دنیای جدید مکانیزم غلبه حق بر باطل آشکارتر است. چرا میگویم به ظاهر، چون در واقع حتی همان زورمندانی چون اسکندر و چنگیزخان و تیمور، در واقع مغلوب قدرت ملت های به ظاهر مغلوب شدند و پیروزی های ظاهری شان شکست های پنهان فردی و جمعی شان بود. این قاعده همیشگی و سنتی الهی و قانونی اجتماعی است که حکومت ها با کفر ساقط نمی شوند ولی با ستم ساقط باقی نمی مانند.
واقعا کدام حکومت دینی در طول تاریخ، در بالاترین سطح مشروعیت یعنی حضور پیامبرش، در مشروع ترین صحنه ی خونریزی یعنی جنگ، آن هم جنگ با دشمنان ستمگر، اسیران میدان نبرد را، با ایمان آوردن یا پرداخت فدیه یا باسواد کردن دیگران، آزاد می کند تا به اردوگاه فرونپاشیده ی خود بازگردند و شاید در سال بعد دوباره به میدان بیایند! نه زندانی و نه شکنجه ای و نه قتل عامی! این رفتار را با حکومت های قرون وسطایی که هزار سال بعد به وجود آمدند، مقایسه کنیم. حتی با حکومت های امروزی مقایسه کنیم. آنگاه متوجه میشویم که دعوت پیامبران از جنس دیگری است. حکومت و جنگ شان نیز از جنس دیگری است.
