زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸
لینک مطلب:
|
|
|
نواندیش: حفظ حریم مردم و مراقبت از قرار نگرفتن آنها تحت فشار از ویژگی های بارز حضرت امام خمینی(ره) بود.
به گزارش نواندیش ، حجت الاسلام و المسلمین سراج از اعضای دفتر حضرت امام خمینی(ره) در خاطره ای نقل می کند : یک همسایه پیرمردی ، پشت منزل خانم امام سکونت داشت که خیلی هم لجوج بود.گاهی آهنگ ترانه را بلند می کرد. یک بار یکی از برادران سپاه به این پیرمرد تذکر داد که اگر می خواهی این کار را تکرار کنی ، باید از این مطقه بروی.
امام متوجه شد و ما را خواست و گفتند : اگر بنا باشد کسی از اینجا برود ، دکتر ...(همان همسایه) نیست ؛ من هستم. به بچه های سپاه بگو ، مردم را اذیت نکنند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸
همسر امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی پس از طی یک دوره بیماری فوت کردند.
خدا رحمت کند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:

تا پیش از رهبری امام خمینی عنصر مصلحت در میان فقیهان شیعه کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. میتوان گفت مصلحت هیچگاه به صورت جایگزینی برای حکم شرعی در احکام حکومتی مطرح نبود. در پی وقوع بحثهایی بین مجلس شورای اسلامیو شورای نگهبان، امام ابتدا تصمیم گرفت نظر اکثریت نمایندگان به عنوان قانون مطرح شود. اما با بالاگیری اختلافات امام در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۶۶ دستور تشکیل مجمع تشخیص مصلحت را صادر کرد.
آنگونه که دکتر حسین مهرپور، استاد دانشگاه شهید بهشتی میگوید: «در واقع کار مجمع تشخیص مصلحت، همان کار شورای نگهبان است. زیرا مجمع مذکور نمیتواند بر اساس قوانین خلاف شرع صحه بگذارد. النهایه، فرض بر این است که با دید بازتری به مسائل نگاه میکند و ضرورتهای جامعه و مصالح و ملاحظات نظام را دربرمیگیرد (یعنی همان کاری که امام(ره) میفرمود شورای نگهبان باید در اظهارنظرها مراعات کند) و تشخیص خود را اعلام دارد. این تشخیص برای مجلس و شورای نگهبان معتبر و لازمالاتباع است و این معنی، هم در فرمان مورخ 17/11/1366 امام(ره) در مورد تشکیل مجمع و هم در اصل 112 قانون اساسی مشهود و نمایان است. »(اعتماد ملی، 232، ص7)
پس از بازنگری سال 68 در قانون اساسی، این موضوع به طور صریح در قانون اساسی قید شد. حضور آیتاللههاشمیرفسنجانی در سال 75 در راس این مجمع جان تازهای به مجمع بخشید. این سیر جدید طبیعتا بحثهای متفاوتی را در فضای فکری کشور رقم زد. مباحثی پیرامون فلسفه تشخیص مصلحت، روند عملی و جایگاه فقهی حقوقی و جایگاه قانونی این مجمع از این دسته بودند.
سعید حجاریان که نظریاتش را در مقالهای با عنوان «از فقه جواهری تا فقهالمصلحه» با نام مستعار «جهانگیر صالح پور» در شماره 46 کیان در سال 1378 بیان کرد، امام خمینی را «فقیه دوران گذار» دانست. از نگاه حجاریان «مطرح شدن شعار سیاست ما عین دیانت ماست، باعث شد نهاد سیاست آثار و مقتضیات خود را به نهاد دین تحمیل کند». این روند با مطرح شدن نظریه «ولایت مطلقه فقیه» شدت مییابد و جایگاه کاریزماتیک امام خمینی نیز به اوج گیری میانجامد. حجاریان این سوال را مطرح میکند که «آیا میتوان در گذار به سوی مدرنیته و در تیزاب نقد مخمری به کار گرفت که «فقه» را به «قانون» تبدیل کند؟ و در نتیجه «ولایت مطلقه فقیه» را به «حاکمیت قانون» و دستگاه فقهی ما به دستگاه حقوقی عرفی تبدیل شود؟» او عنصر مصلحت را که در نظریات امام مطرح شده است، پاسخ این سوال خود میداند. وی با بررسی تفاوتهای فقه و قانون، مجمع تشخیص مصلحت را جایگاه عرفیسازی قوانین معرفی میکند. حجاریان«فقه المصلحه» را در نظریه مصلحت امام خمینی، حرکتی بین تعبدگرایی محض و عرفیگرایی صرف میداند. وی نمونههایی همچون تغییر نظر امام در مورد شطرنج، اختلاف مجلس و شورای نگهبان در مورد لایحه تعزیرات را بهعنوان مصادیقی از تغییر شم الفقاهه امام از فقه جواهری به فقه المصلحه ذکر میکند و اوج این نگاه را در نامه امام خطاب به آیتالله خامنهای در رابطه با حیطه اختیارات حکومت اسلامیمیداند: «حکومت میتواند... هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامیکه چنین است جلوگیری کند؛ حکومت میتواند از حج که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامیاست موقتا جلوگیری کند»(صحیفه نور، ج20، ص170) نظرات حجاریان نقدهای سنتگرایان حوزوی را به دنبال داشت.
نگاه آیتالله منتظری به لحاظ نظری با حجاریان متفاوت است. او معتقد است اختلاف مجلس و شورای نگهبان را به دو طریق میتوان حل کرد. راه اول همان است که امام ابتدا پیش گرفت و اکثریت نمایندگان را مدنظر قرار داد. وی این راه را مطابق با نظر عقل و مورد پذیرش عقلا میداند؛ اما با توجه به عدم پذیرش عملی این روش، وی راه دوم یعنی ایجاد مجمع تشخیص مصلحت را میپذیرد.
از نگاه آیتالله منتظری اگر چه در جامعه، مصالح متغیری مطرح است که زیربنای برخی احکام را تشکیل میدهد و به تبع آن احکام نیز متغیر میشود، اما تشخیص آنها باید توسط کارشناسان متعهد، آگاه و زمانشناس انجام پذیرد و در اجتهاد کاملا ملاحظه شود. وی البته با مصلحت گرایی صرف مخالف است و چنین میآورد: «استناد به واژه مصلحت لازم است، در یک چارچوب و اصول مشخصی باشد؛ در غیر این صورت مصلحتگراییِ محض ـ یعنی نوعی مصلحتگرایی که اساسا قائل به احکام و مصالح ثابت نمیباشد.» (چشمانداز ایران، ش23)
در ادامه مباحث فکری، روحالله شریفی کتابی را با موضوع مجمع تشخیص مصلحت نظام به چاپ رساند. محمد صادق شریعتی در سال 1380 کتابی با عنوان «بررسی فقهی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام» منتشر کرد و سیدحسینهاشمی، «مجمع تشخیص مصلحت نظام، تحلیل مبانی فقهی و حقوقی» را در سال 1381 منتشر کرد.
محمد جواد ارسطا نیز در همان سال کتاب «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را به چاپ رساند. وی که از درس خواندگان حوزه علمیه است، در کتابش سعی کرده است با توجه به دو دیدگاه شیعه و سنی نظرات مطرح شده در این منابع در بحث مصلحت را با دیدگاه حقوقی همراه کند و نتیجه این دو را با تجربیات دبیر مجمع تشخیص بیامیزد.
اما در سالهای اخیر، حجت الاسلام و المسلمین علیدوست با مطرح کردن نظریه جدید خود به دنبال روندی است که عملکرد مجمع تشخیص مصلحت را در فقه سنتی لحاظ کند *. وی که پیش از این دو کتاب «فقه و عقل» و «فقه و عرف» را در سالهای 81 و 83 منتشر کرده است، امروز به دنبال نظریهای است که براساس آن شورای نگهبان بتواند در بررسی مواد قانونی مجلس شورای اسلامی، مستقیما نظر نهایی را که بر اساس موازین شرعی مطابق با مصلحت است ارائه کند. آیا پذیرش نظری و عملی نظریه علیدوست میتواند راهگشای بسیاری از نظریات فقه حکومتی در جمهوری اسلامیباشد؟
اعتماد ملی-سه شنبه 27 اسفند138۷ ص ۱۷
لینک مرتبط:
*. گزارش علی اشرف فتحی از مناظره حجت الاسلام و المسلمین علیدوست درباره نظریه جدید خویش
همین نوشته در حوزه نامه
صفحه اعتماد ملی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ از قول آقای مصباحیزدی مطالبی در مورد آقای کروبی نقل شد که جای بسی تامل و شگفتی دارد. ایشان در جواب آقای کروبی که سه سال پیش گفته بود: نامهای را علیه دستگاه شاهنشاهی نزد آقای مصباحیزدی بردم ولی امضا ننمود و گفت حاجآقا روحالله از این تندرویها زیاد میکنند، ما نباید گوش کنیم> در پاسخ گفته است: <من به آقای کروبی اعتمادی نداشتم، هویت او برایم مجهول بود. بنده هنوز هم به این قبیل افراد اعتماد ندارم.> حضرت آقای مصباح ضمن احترام به فضایل علمی و فلسفی جنابعالی باید بگویم که آن روزها برنامههای جنابعالی و برخوردهای جنابعالی مجهول و ناشناخته بود، نه آقای کروبی. کروبی از عنفوان جوانی یا در زندان بود یا در تبعید و حصر یا مخفی و فراری بود یا مورد بیمهری امثال جنابعالی. و من که از سال ۴۱ رفیق نزدیک ایشان بودم، یاد ندارم که مدتی را ایشان و خانوادهاش در آسایش زندگی کنند. همه هستی او صرف مبارزه با دستگاه ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلاب شد و اگر امثال کروبی و سربازان پاکباخته چون کروبی نبودند نه دستگاه جبار به نابودی کشیده میشد و نه انقلاب به ثمر رسیده بود و نه امروز جنابعالی میتوانستید آزادانه از امکانات انقلاب و کشور در جهت اهداف فرهنگی مورد نظر خود بهرهبرداری کنید.
حضرت آقای مصباح آیا شما واقعا به روش امام و اندیشههای او معتقد بودید و در عین حال در جشن نیمهشعبان سال ۵۷ با چراغانی موسسه خود دستور امام را در مورد تعطیلی چراغانی شکستید؟ و امام را آدمی تندرو میدانستید؟
برخوردهای آن روزگار شما نشان میداد که اگر خدای نخواسته انقلاب به پیروزی نمیرسید، شما احتمالا از کسانی بودید که انقلابیون را به تمسخر میگرفتید و همه را غیرطبیعی فرض میکردید کمااینکه الان به شخصیتی که صددرصد مورد تایید و نماینده تامالاختیار امام بود و امام ایشان را با عنوان عمادالاعلام و ثقهالاسلام مورد خطاب قرار داد، (صحیفه امام ج ۶ ص ۳۶۷) میگویید <اعتماد نداشته و هنوز هم ندارم> جناب آقای مصباح! حضرت امام با آن همه احتیاط که در نوشتار و گفتار خود داشتند راجع به آقای کروبی تعبیراتی دارند که در مورد کمتر کسی نظیر آن را میتوان یافت. حضرت امام در حکمی به جناب آقای کروبی میفرمایند: <جنابعالی را که بحمدالله در صف اول مجاهدان اسلام بوده و هستید چون سالهای گذشته به نمایندگی از طرف خود به سرپرستی حجاجبیتالله الحرام منصوب مینمایم.> جناب آقای مصباح اگر برای ما ملاک نظر حضرت امام باشد، باید بگویم کروبی مورد تایید امام و در صف اول مجاهدان اسلام است و اما جنابعالی که امروز سنگ دفاع از اندیشه امام را به سینه میزنید از چنان جایگاهی در نزد امام برخوردار نبودید و حتی وقتی یکی از بستگان شما را برای نمایندگی امام در سپاه معرفی کردند، امام رد کردند و فرمودند: میخواهید این افکار را به سپاه بکشانید. جناب آقای مصباح اگر حضرتعالی به آقای کروبی اعتماد نداشتید و ندارید و به راه امام عقیده داشتید چرا شب نیمه شعبان که شعله انقلاب فراگیر شده بود با نظر امام در مورد تعطیلی چراغانی مخالفت کردید و خواستید وضع کشور را عادی جلوه بدهید و امام را یک آدم تندرو قلمداد نمایید. واقع قضیه این است که بعضی افراد که نتوانستند و نفوذ حضرت امام اجازه نمیداد که به امام ناروا بگویند سعی میکردند به افراد مورد تایید و قبول حضرت امام بدگویی و تهمت و افترا بزنند. به یاد دارم مرحوم فردوسیپور در ایام درگیری بنیصدر خدمت امام رسید و گفت: بسیاری به افرادی چون آقای بهشتی و هاشمی و آقای خامنهای و حاج احمدآقا فحاشی نموده و بد میگویند و حضرت امام به او فرمودند: بله اینها چون به من نمیتوانند فحشی بدهند به این آقایان میگویند چون میدانند که اینها مورد تایید و اعتماد من هستند. اکنون نیز گویا مطلب همینطور است؛ انتقام از اینها و کروبیها انتقام از امام است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
مصباح یزدی: به کروبی اعتماد نداشته و ندارم، برای همین زیر اعلامیه ی امام را امضا نکردم!
خبرگزاری انتخاب :سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره) برای آقای مصباح بردم تا امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم
خبرگزاری انتخاب:
حجت الاسلام مصباح یزدی رییس یک موسسه آموزشی در قم به برخی اتهامات مطرح شده علیهش پاسخ داد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره) را برای آقای مصباح بردم تا ایشان زیرش را امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم!
مصباح یزدی در مورد این اتهام می گوید: هویت او (کروبی) برایم مجهول بود و به او اطمینان نداشتم.
«وی می افزاید: آقایی که میشناسید (کروبی) یک وقت نامهای را آوردهاند که من امضا بکنم و امضا نکردم. حقیقتش این است که من به آورندة نامه اطمینان نداشتم
مصباح یزدی می افزاید: بعضی اشخاص از همان وقت برای ما هویتشان مجهول بود. نمیگویم آدم بدی بودند؛ ولی ما به آنها اعتماد نداشتیم و بعد هم حوادثی اتفاق افتاد که آن سوءظن ما را تا حدی تأیید کرد و امروز هم شما از همان شخص رفتارهایی میبینید که واقعاً جای این است که آدم احتیاط کند و بنده هنوز هم به این قبیل افراد، اعتماد ندارم.
او ادامه می دهد: مگر آدم مجبور است که هر کسی هر نامهای آورد، امضا کند؟ اگر اصل اینکه ما در مقابل رژیم اعلامیه داده باشیم، ملاک است که دهها اعلامیه با امضأ بنده و با محتوای تند سیاسی موجود است. یک نکتة دیگر هم که نمیخواستم و نمیخواهم وارد بشوم، ولی ناچار اشارهای کنم، آن است که کسانی که در مبارزه مخفی و سرّی وارد میشدند، نمیآمدند افشا بکنند.»
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، وی همچنین در مورد اتهام مطرح شده علیهش در مورد فرار از مبارزه، ضمن دروغگو خواندن این افراد می گوید: روش من از همان ابتدا در مبارزه، رازداری و مخفیکاری و عدم تظاهر بود. ضرورتی نمی بینیم سوابقم را منتشر کنم.
مصباح یزدی همچنین در واکنش به اتهام دیگری مبنی بر "چراغانی شب نیمه شعبان برخلاف دستور امام (ره) ، تنها به مضحک خواندن این اتهامات اکتفا کرده و به بیان نقل قول هایی از برخی نزدیکانش در مورد خود می پردازد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
فردا مراسم سالگرد حاج سید احمد خمینی در تهران برگزار میشود. هر ساله از زمان رحلت ایشان، مراسمی برگزار میشد. تنها پارسال این مراسم برگزار نشد. به نظر میرسید به خاطر اتفاقات تلخی بود که نسبت به بیت امام خمینی صورت گرفته بود. اتفاقات توهینآمیزی که از سوی محافظهکاران مدعی صورت گرفته بود و آیهالله توسلی، یار دوستداشتنی امام خمینی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در همین رابطه و در دفاع از امام جان خود را به جان آفرین تسلیم کرد. مرحوم حاج سید احمد خمینی، بیشک در دههی اول انقلاب تاثیرگذارترین فرد کشور بود. در آن دوران همه تصمیمات کلان کشور زیر نظر امام خمینی قرار داشت و احمد آقای خمینی کلید ارتباطی با امام بود. رشد جریان روشنفکری دینی ـ در قاموس ادبیات آن روز ـ و نفی تحجر از حوزههای دینی نیز در آن دوران مدیون اندیشه احمد آقای خمینی بود. او به دلیل اینکه داغ تلخ تحجر را در دوران غربت امام خمینی در حوزههای علمیه حس کرده بود و عمق خطر آنان را برای دین و انقلاب و اسلام به خوبی میفهمید، با تکیه به قدرتی که داشت، همواره فضای تصمیمگیری حکومت را از دسترس آنان دور میکرد و جریانات آزاداندیش را در کشور پشتیبانی میکرد. آقایان خاتمی، عبدالله نوری، میر حسین موسوی، کروبی از همراهان آن روزهای احمد آقای خمینی شناخته میشدند و در مقابل بسیاری از کسانی که این روزها تاثیرگذاران عرصه فرهنگ و دین هستند، همواره خود را در انزوای تبلیغاتی میدیدند. اگر در آن دوران آغاز انقلاب، این نقش برجسته را احمد آقای خمینی به نمایندگی از امام ایفا نکرده بود، مرز جمهوری اسلامی با آنچه بعدها طالبانیزم تعبیر شد، معلوم نبود. فرزند هوشمند و زمانشناس ایشان، حاج حسن آقای خمینی هم این نقش را بدون داشتن پشتوانهی قدرتی مثل پدر در این دوران بر عهده دارد. تلنگرهای به موقع حسن آقا در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی ادامهی آن خط فکر روشنفکری دینی است که با شرایط امروز جامعه پیوند خورده است. به خانم فاطمه طباطبایی، همسر و به آقایان سید حسن و سید یاسر و سید علی خمینی که با هر سه افتخار دوستی دارم، تسلیت مجدد میگویم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
تز من از ولایت فقیه همان دیدگاه امام خمینی (ره) که فرموده اند "میزان رای ملت است" بوده و ولی فقیه را تنها در همان چارچوب دیدگاه امام خمینی (ره) می پذیرم. متاسفانه امروز نظرات امام با دیدگاههای متفاوت بیان می شود.
رئیس حزب اعتماد ملی با بیان اینکه در انتخابات آتی اصلاحات بیشترین آرا را به خود اختصاص خواهند داد، گفت: اگر تمام کاندیداهای اصلاحات در مسیر معیارهای شناخته شده حرکت کنند شاید اجماع رخ دهد ولی به نظر بنده اجماعی در کار نخواهد بود
به گزارش مهر در ارومیه، سید مهدی کروبی صبح امروز در نشست خبری در هتل مروارید ارومیه در پاسخ به این سئوال که آیا میرحسین موسوی در صحنه انتخابات حاضر می شود یانه؟ پاسخ داد: تا دقایق پایانی ثبت نام این مسائل مشخص نمی شود ولی اگر ایشان حضور پیداکنند از سخنان و اقدامات اش پیداست که در نظر دارند به صورت مستقل در این دوره انتخابات حضور پیدا کنند و تاکنون نیز بنده با ایشان مذاکره و گفتگویی انجام نداده ام.
کروبی حضور حداکثری مردم، صیانت از آرا و عدم تخریب کاندیداها و احزاب را از جمله معیارهای برگزاری یک انتخاب اصلح برشمرد و گفت: تمام مردم و مسئولان در این راستا تلاش و حرکت کنند زیرا نتایج این اقدامات در سیاست داخلی و خارجی به نفع کشور است.
وی با اعلام اینکه شور انتخاباتی حاکم در کشور بسیار خوب و متفاوت از دوره های قبل است، بیان داشت: یکی از نعمت های قوی جبهه اصلاحات حضور همه گروههای این حزب است چرا که در دوره قبلی محدویتها زیاد بود و این موضوع حضور حداکثری را تحت شعاع قرار داد.
کروبی با بیان اینکه ارزیابی بنده از وضعیت کنونی خودم رضایت بخش است، گفت: وضعیت اصلاحات در این دوره خیلی خوب است و بی شک اصلاحات در این دوره آرا بیشتری را به خود اختصاص خواهد داد..
کروبی در ادامه تاکید کرد: تز من از ولایت فقیه همان دیدگاه امام خمینی (ره) که فرموده اند "میزان رای ملت است" بوده و ولی فقیه را تنها در همان چارچوب دیدگاه امام خمینی (ره) می پذیرم.وی با بیان اینکه امام خمینی (ره) درس ولایت فقیه را به ما آموختند، خاطرنشان کرد: متاسفانه امروز نظرات امام با دیدگاههای متفاوت بیان می شود.
رئیس حزب اعتماد ملی خاطرنشان کرد: فهم سیاسی بنده از ولایت فقیه همین دیدگاه امام خمینی است، امام معتقد بودند اداره کشور یک روز هم بدون مجلس نباید صورت گیرد.
کروبی در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران در خصوص اجماع جبهه اصلاح طلبان تصریح کرد: هیچ اجماعی در بین اصلاح طلبان رخ نمی دهد و ما معتقدیم تمام افرادی که احساس می کنند باید روی کار بیایند باید در انتخابات شرکت کنند.
وی گفت: همان گونه که بنده به این نتیجه رسیده ام که باید در انتخابات شرکت کنم حق ندارم به کس دیگری اجازه حضور نداده و عرصه را برایش تنگ کرده یا شرایطی را ایجاد کنم که وی از صحنه انتخابات برکنار شود.
رئیس سابق مجلس شورای اسلامی کشور خاطرنشان کرد: در این راستا تمام کاندیداهای اطلاح طلب می توانند ستاد انتخاباتی تشکیل داده و فعالیتهای خود را ادامه دهند و در جهت حضور حداکثری مردم تلاش کنند.
رئیس حزب اعتماد ملی در پاسخ به این سئوال اجرای طرح تحول اقتصادی و سهام عدالت را چگونه ارزیابی می کنید، اظهار داشت: طرح تحول اقتصادی و سهام عدالت منبعث از طرحی است که بنده در مجلس دوره قبل در قالب کمک به مردم (طرح 50 هزار تومان ) پیشنهاد داده بودم و اگر در این دوره پیروز انتخابات باشم این طرحها را با نگاه کارشناسانه تری ادامه می دهم و اگر اجرای این طرحها تاخیری در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه را در پی داشت اجرای آن را متوقف خواهم کرد.
کروبی همچنین با اشاره به اینکه اجرای کامل قانون اساسی از اولویتهای اصلی بنده در صورت پیروزی در انتخابات دهم ریاست جمهوری است، عنوان کرد: متاسفانه در برخی موارد شاهد هستیم برای حل برخی از مشکلات کشور از مقام معظم رهبری (حکم مقام معظم رهبری) استفاده می شود و بنده اعتقاد دارم قانون اساسی کشور کامل است و به جز موارد خاص نیازی به حکم رهبری نیست.
وی اعلام کرد: سعی خواهم کرد تمام موارد قانون اساسی را به دقت اعمال و اجرا کنم و مواردی از قانون اساسی مانند شورای عالی استانها که به صورت ناقص به اجرا در می آید را نیز اجرایی کنم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
کلمه: مهندس میرحسین موسوی در جمع جوانان موسوم به جامعه دانشآموختگان دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: درباره حضور خود جدی هستم. به گزارش کلمه،مهندس میرحسین موسوی با بیان این مطلب تصریح کرد: این حضور را در تناقض با فعالیتهای بقیه دوستان نمیبینم.
موسوی بیان کرد: من هم به آقای خاتمی و هم به آقای کروبی ارادت دارم و خودم را از دوستان آنها میدانم و از قدیمها هم کار کردهایم. موسوی با اشاره به حضور کاندیداهای مختلف در عرصهی انتخابات خاطرنشان کرد: این چند صدایی بودن را مفید میدانم، چرا که معتقدم هر کدام ظرفیتهایی را برای کشور ایجاد میکند. در انتخابات اخیر مجلس، در برخی مناطق شرکتکنندگان در انتخابات به شکل غیرقابل قبولی، تنزل یافته بود و اگر میخواهیم این مساله تکرار نشود، در این مرحله از صداهای گوناگون استقبال کنیم.
نخستوزیر دوران دفاع مقدس اظهار کرد: من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.
موسوی با اشاره به تاکید امام خمینی(ره) بر وحدت در جامعه افزود: در کمتر سخنرانی از حضرت امام (ره) میبینیم که ایشان از وحدت در جامعه صحبت نکرده باشند، ولی متاسفانه در سالهای اخیر بیش از اندازه فضای سیاسی کم اعتنا به این وحدت مردم بوده است که این میتواند خطرآفرین باشد.نخستوزیر دوران دفاع مقدس در ادامه با بیان اینکه در نظامی که انتخابات را مهم میداند باید انتظار داشت که دولتهای مختلفی با دیدگاههای مختلف بر سر کار بیایند، تاکید کرد: اگر قواعد حاکم بر نظام خوب حفظ شود نباید بیمی از این داشت که جناحهای مختلف جایگزین یکدیگر شوند.
موسوی در قسمتی دیگر از سخنان خود گفت: هر گفتمانی دافعه و جاذبه ای دارد و بنده به گفتمان انقلاب معتقدم و با بازخوانی آن با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن را مطرح می کنم و طبیعی است که در سطح جامعه توجهی به شیوه طرح این موضوع وجود داشته باشد.
وی با بیان این که قشر وسیعی از مدیران خوب کشور در جناح های مختلف حاضرند با هر دولتی که برای کشور خدمت کند کار کنند. تاکید کرد: متاسفانه ما این حقیقت را ندیده گرفتهایم و با تضعیف نیروی انسانی کارآمد و مدیران با تجربه، کشور را فقیرتر کرده ایم و فقر از نظر نیروی انسانی مهمتر از فقر مالی است.
موسوی با اشاره به اینکه مردم خیلی مثل تشکیلات و جناحها خود را در کلیشهها حبس نمیکنند گفت: مردم در یک جمله هم از ایستادگی در مقابل قدرتهای زورگو ممکن است تعریف کنند و هم از آزادیهای اساسی دفاع کنند و از دخالت در امور شخصی مردم تبری بجویند.
موسوی اضافه کرد: مردم عادی کشور ما می دانند که ایستادگی در مقابل سیل عظیم تغییرات فرهنگی و رسانهای که در جهان راه افتاده غیرممکن است در عین حال معتقد به یله کردن همه امور و تسلیم در مقابل هر تغییری نیستند. آنها با عقل جمعی خود میدانند که در این گونه موارد آنچه موثر است مدیریت این تغییرات در جهت منافع ملی و ارزشهای اسلامی است.
موسوی، یکی از دلایل ورود خود به صحنه گفتوگو در عرصه عمومی را احساس خطر از دور زدنهای واضح قوانین دانست و گفت: به نظر بنده اهمیت این مساله از هر مشکل دیگر بیشتر است. اگر قرار است آنچه مجلس تصویب میکند و به صورت قانون در میآید یا مجمع در چارچوب اختیارات و وظایف خود، تصویب و ابلاغ می کند، اجرا نشود و این رویه شود بعد از مدتی چه چیزی از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی میماند.
در ادامه این جلسه از مهندس موسوی درباره نقش زنان در جامعه و اینکه چطور میشود به گونهای برنامهریزی کرد که یک عرصهی باز و پویا برای فعالیت زنان در جامعه ایجاد شود؟ سوال شد. وی در این رابطه پاسخ داد: شکی نیست که از نظر آماری و فراوانی زنان تحصیلکرده، نسبت به قبل از انقلاب تغییرات وسیعی داشتهایم و میتوانیم نمونه این مساله را در ترکیب دانشجویان مشاهده کنیم. در این زمینه تحول وسیعی را شاهدیم ولی زنان متناسب با این تحول در سطح عمومی کشور حضور پیدا نکردهاند و باید این مساله شکافته شود تا معلوم شود که چه دلایلی در این زمینه وجود دارد.
به گزارش کلمه، نخستوزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه موانع اولیهای که میتوانست از نظر قانونی جلوی پیشرفت زنان را بگیرد رفع شده است، تصریح کرد: امروزه اگر از کسی بپرسیم که آیا یک زن میتواند وزیر باشد؟ قطعا میگوید بله، ولی عملا میبینیم که چنین اتفاقی نمیافتد. در این زمینه باید جامعه را از نظر هنجاری مورد مطالعه قرار دهیم و تصور جامعه را از نقش زنان متحول کنیم.
موسوی بر نقش زنان در احیای جایگاه خود در جامعه تاکید کرد و گفت: اگر جامعه زنان کشور این تصور را نداشته باشند که باید در موقعیتهای حساستر حضور یابند، هیچ منعی هم که نباشد باز هم شاهد حضور موثر آنها نخواهیم بود.
وی با اشاره به مشارکت زنان برای رای دادن در انتخابات اظهار کرد: رویهای ایجاد شده است که خانمها در چنین عرصههایی حضور داشته باشند. در بحث شوراها نیز شاهد حضور این قشر هستیم و در این زمینه هیچگاه هم با مانعی روبهرو نشدهاند و این نشان میدهد در جاهایی که تصور مثبتی باشد، بدون اینکه مانعی باشد زنان حاضر میشوند.
رییس فرهنگستان هنر با تاکید بر اینکه به نسبت فراوانی زنان تحصیلکرده و توانا، نقش آنان را در جامعه شاهد نیستیم خاطرنشان کرد: دلیل این مساله بیشتر از آنکه به تصمیمگیری سیاستمداران مربوط شود به تصور جامعه از نقش زنان بر میگردد. در تحول جامعه در این زمینه، هم دولتها نقش دارند و هم جامعه زنان باید در این زمینه فعال شوند و نقش خود را در جامعه بازتعریف کنند. این مساله موجب میشود که برخی بداخلاقیها در جامعه نیز از بین برود؛ یعنی اگر نقش زنان در جامعه به درستی دیده شود میتواند بسیاری از این بداخلاقیها را حل کند. بعضا گفته میشود که کشیده شدن زنان به عرصههای جدی میتواند تاثیرات منفی داشته باشد، ولی من برعکس، معتقدم جدی شدن نقش خانمها میتواند مشکلات فرهنگی ما را حل کند.
وی تاکید کرد: در رابطه با شرکت خانمها در سطوح مدیریتی هیچگاه منع قانونی وجود ندارد اما موانع هنجاری هنوز وجود دارد که باید حل شود.موسوی در پایان با تاکید بر لزوم دفاع از حق و ارزشها به دانشجویان توصیه کرد: از ارزشها و آنچه حق است، دفاع و به مصلحت کشور توجه کنید و خیلی صریح در مقابل کژیها و باطل واکنش نشان دهید. این کار ممکن است در کوتاه مدت به ضرر این جناح و آن جناح باشد ولی در درازمدت به نفع همه ملت خواهد بود.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧
نقل کرده اند که نماینده مجاهدین خلق در نجف خدمت امام رسیدند و ایدئولوژی خود را مطرح کردند. امام هیچ اظهار نظری نکردند و به درخواست حمایت آنان با سکوت پاسخ دادند. اگر اشتباه نکنم در همین رابطه بود که امام به ادعای افراطی آنها در مسلمانی اشاره کرد.
امروز نیز میتوان صفت نفاق را در بعضی افراطی ها و تفریطی ها دید و آشکارتر از همه در تفریطی هایی که به خدمت افراطی ها در می آیند یا افراطی هایی که در خدمت تفریطی ها هستند.
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر فرماید ان شاء الله
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
بحث وبلاگی در میز انقلاب (نقد بوترابی) از وبلاگ حاج محسن:
مهدی بوترابی :
١-آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است.
خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود را میراند .در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند
مردم در مقابل حکومت قرار میگیرند و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. و کار را به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسند و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد ،انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد.
٢-مردم ایران خواستار استقلال و آزادی بودند.استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند.
مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند،آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود،
ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود.
٣-در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود.
در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی(ع) آرزوی ملت ما بود.
دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است.
طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
حاج محسن :
با اجازه سحر و همه دوستان شرکت کننده در میز انقلاب ، نظر دوستانی را که در گفتگوی میز انقلاب شرکت کرده اند ، به ترتیب زمانی حضور در پای میز ، به نقد دوستان بگذاریم و پاسخ شخص مورد انتقاد را نیز بشنویم .
امیدوارم این روند خود به خود پاسخ به ابهامات احتمالی دوستان و از جمله جواب به سوالات سحر را نیز دربر داشته باشد .
در اینجا لازمست برای نقد نظرات هر فرد دوره زمانی تعیین کنیم .لذا ضمن نقد نظرات آقای بوترابی دوره "آپ" را هم پیشنهاد کنید .
پیشاپیش از حضور تان تشکر می کنم .
بد نیست به اطلاع دوستان برسانم که با اجازه قلبی(نه قبلی) متن جناب بوترابی را با فهم اندک خودم بازنویسی کردم
بوترابی :
شاید هفته ای یک قرار آنلاین یا قرار حضوری داشتن ( اگر دوستان در تهران باشند ) فرصتی برای نتیجه بخش تر کردن مباحثات باشد. کنفرانس آنلاین در یاهو میسنجر هم خوبه تا نظر حاج محسن چه باشد
.
حاج محسن :
1-جناب بوترابی شما علل بروز انقلاب را در به بن بست رسیدن اصلاح از طریق قوانین دانسته اید و از حکومت مورد تایید جامعه صحبت کرده اید!
یعنی شما نا خواسته بروز انقلاب درجوامع مدرن را مورد بحث قرار داده اید!
جوامعی که دارای قانونند ومشروعیت حکومت بستگی به اقبال مردم دارد ، جامعه مدرن محسوب میشوند .
ولی در ایران قبل از مشروطه چیزی به نام قانون مدنی وجود نداشته است . در حالیکه انقلاب مشروطه در آن زمان رخداد.
در زمان سلطنت پهلوی نیز اگرچه چیزی به نام قانون اساسی وجود داشت ، لیکن طبق همان قانون اساسی سلطنت موهبت الهی بود ، یعنی شاهنشاهان هرگز مشروعیت خود را متکی براقبال مردمی نمیدانستند. و حال آنکه انقلاب اسلامی در دوران پهلوی بهوقوع پیوست.
2-شما اجرایی نشدن تصمیمات مردم را از عوامل بروز انقلاب دانسته اید . و حال آنکه واژه ای به نام "تصمیمات مردمی" نه تنها در رژیم قاجار بلکه حتی تا اواخر رژیم پهلوی که قرار بود با شعار "پیش بسوی دروازه های بزرگ تمدن" در ایران جوامع مدرن را شبیه سازی کنیم ، واژه "تصمیمات مردمی" محلی از اعراب نداشت.
٣-ترسیمی که شما از نقش مذهب در جامعه ما کرده اید و آن را با زبان ما که فارسی است مقایسه نموده اید ، اگرچه تشبیه بکر و در خور تحسینی است ولی بفرمایید در تاریخ این مرزو بوم سابقه داشته است که ملت برای حفظ زبان فارسی آغوش خود را به روی مرگ بگشاید .
4-شما از الهام بخشی قیام عاشورا و آرزوی ملت ما برای تحقق عدالت علی(ع) نامبرده اید ولی آیا غیر از این است که 50 سال رژیم پهلوی در این کشور حکومت کرد . پس چرا این الهامت و این آرزوها زودتر بروز همگانی پیدا نکرد .
5- بنظر میرسد اجزای تحلیل شما و پارامترهایی که برشمردید صحیح است ولی ترکیب این پارامترها اگر هم صحیح باشد با انقلاب اسلامی و با انقلاب مشروطه انطباق ندارد.
===================================
توضیحات بوترابی:
از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با ملتبرای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است.
انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد.
٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
دیدار آقای کروبی با دانشجویان محصور مستقر در دانشگاه بوعلی همدان در حالی صورت می گیرد که به دستور ریاست این دانشگاه برای عدم حضور ایشان به دانشگاه درب ها بسته شده است. آیت الله کروبی در پشت نرده های دانشگاه سخنرانی می کند
کروبی :
دانشگاه مرکز تضارب و تبادل افکار است ، محیطی است که در آن گرایش های مختلف فلسفی ، علمی و اعتقادی مطرح می شوند. مقام معظم رهبری نیز همواره تاکید دارند که دانشگاه باید سیاسی باشد
در نظامی که قرار بود مخالفین هم بتوانند در دانشگاه حاضر شوند امروز یاران امام را هم راه نمی دهند !
لقمانیان:
جهت گیری مردمی آقای کروبی در انقلاب بر همگان آشکار است و انگیزه راه اندازی مجمع روحانیون مبارز نیز در همین راستا است. خوشبختانه برخی گروه ها که در انتخابات گذشته به سمت تحریم رفته بودند امروز معتقدند که باید حضوری جدی در انتخابات داشته باشند و این امری است مثبت که باید از آن استقبال شود
طبیعی است که وقتی مسئولی جدید بر سر کار می آید برخی از برنامه ها را ادامه و برخی دیگر را متوقف می کند من تلاش می کنم کابینه ای کم نظیر یا بی نظیر با بهره گیری از نیروهای مجرب و صاحب نظر تشکیل دهم . وی افزود: احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی و پرهیز از سخنان نسنجیده در سطح بین المللی که موجب هزینه های هنگفتی برای کشور می شود از جمله این برنامه ها است
امام جمعه همدان:
|
نام امام خمینی را اولین بار از کروبی شنیدم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
آیت الله توسلی تنفر امام از مقدس مآبان و متظاهران را این گونه ترسیم می کنند:
"امام مقدس واقعی را دوست می داشت ، آن چه موجب ناراحتی ایشان شده بود، مقدس مآبی بود.کسانی که سطح فهم و آگاهی شان کم بود ، ولی در پوشش اظهار قدس و تقوی ، اهداف خود را دنبال می کردند و و مانع اموری می شدند که نسبت به آن ها آگاهی نداشتند.

امام کسی بودند که در تمامی دوران نهضت ، از برخوردهای این قبیل افراد، زجر کشیده بودند، اساسا امام از تظاهر خوششان نمی آمد؛ به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند؛ مثلاً ایشان از تیمسار ظهیر نژاد خوشش می آمد؛ زیرا وی اهل تظاهر نبود.هر روز ریشش را تیغ می زد و همان طور خدمت امام می رسید! حتی خیلی ها خواستند ایشان را جابه جا کنند، ولی امام حاضر نمی شدند.
یادم است روزی عده ای از فرماندهان ارتش از جمله ، فرمانده ی نیروی هوایی که بعد معلوم شد آدم منحرفی هم بوده و ریشی هم گذاشته بود، خدمت امام آمده بودند، قرار شد فرمانده ی نیروی هوایی گزارش بدهد.قبل از گزارش ،شروع کرد به خواندن دعای فرج! آقای ظهیر نژاد گفت: آقا عوام نیستند، حرف را بزن! امام از این سخن خوششان آمد و خندیدند"
(از کتاب تحجر و تحجرگرایی از منظر امام خمینی (س))
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
اواخر سال 57 این شعر طنز شهرت زیادی کسب کرده بود و یک نسخه اش نیز به دست من رسیده بود و میخواندیم و برایمان جالب بود.
یک نسخه از آن را در وبلاگستان دیدم شاید کامل نباشد:
لینک مطلب از وبلاگستان:
خدا یک شب به خواب شاه آمد........ خمینی با خدا همراه آمد
شهنشاه جوانمرد جوانبخت......ز وحشت بر زمین افتاد از تخت
توگویی طبق فرمان الهی ............. فرو افتاد او از تخت شاهی
شعر کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧
آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است. خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند. مردم در مقابل حکومت قرار میگیرد و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند و کار به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد. در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود. مردم خواستار استقلال و آزادی بودند. استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند. مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند، آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود، ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود. در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود. دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است. طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧
در کشورهای جهان سوم، رو در رو قرار گرفتن اقشار اجتماعی در برابر یکدیگر طبیعی است. شاه و حامیان و یارانش سعی میکردند رژیمی بنا کند که مردم حساب کار خود را داشته باشند و در امور حکومت دخالتی نکنند. با قدرت نظامیان آمدند و با نظامیان و کشتار مردم و دستگاه امنیتی زیر نظر نظامیان، بر کشور حکومت میکردند.
اما امام خمینی در مبارزه با همین شاه، اجازه نداد که نظامیان به عنوان یک قشر در برابر اقشار دیگر مردم چون دانشجویان و اساتید و روحانیون و غیره قرار بگیرند و شعار همه با هم و ارتش برادر ملت است را به مردم آموخت.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
آیتالله صانعی : بیتوجهی به آرای ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم مضر برای نظام است
آیتالله العظمی صانعی گفت:« تفاوت بارز انقلاب ایران با سایر انقلابهای بزرگ دنیا، آگاهی بسیار بالای ملت ایران است که این آگاهی هم چنان رو به رشد است»
به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در دیدار «راجرکوهن» خبرنگار ارشد روزنامه نیویورک تایمز آمریکا و نویسنده اثر مشهور «قلبهای سنگ شده» ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: «درست است که انقلابهای دنیا وقتی رهبر خود را از دست میدهند از میزان بالندگی آن کاسته میشود اما این انقلاب تفاوتهای بارز و آشکاری با سایر انقلابهای دنیا دارد که وجود این تفاوتها رمز ماندگاری این انقلاب است.»
وی با اشاره به نقش دین و مذهب در حرکت و انقلاب مردم ایران گفت: «مهمترین عامل انقلاب مردم ایران دین و مذهب مردم بود لذا اگر بالندگی انقلاب بر اثر برخی شرایط کم شود اما اصل انقلاب و اصول آن میماند و به تدریج عوامل مانع را کنار خواهد زد، چرا که مذهب یک عامل بسیار قوی و تاثیر گذار است.»
صانعی با اشاره به آگاهی بسیار بالای مردم در جریان انقلاب اسلامی اظهار کرد: «یکی از تفاوتهای مهم انقلاب ایران با سایر انقلابهای دنیا آگاهی بسیار بالای ملت بود که این آگاهی همچنان رو به رشد است، لذا دین هم در جامعه ما دین همراه با آگاهی است و اینکه گفته میشود دین در میان جوانان کاسته شده است یک اشتباه است؛ بله! آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار نباشد آن قرائت از دین کم شده است، اما آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار است این دین روبه رشد است و علت آن این است که جوانان دینی را میخواهند که در آن از استبداد و خشونت خبری نباشد.»
شاگرد حضرت امام (ره) در ادامه با اشاره به سیره عملی حضرت امام و نفی استفاده ابزاری از دین در امور مملکتی عنوان کرد:«امام (سلام الله علیه) مذهب را ریشه و اصل میدانست و هیچ گاه از دین و مقدسات استفاده ابزاری نمیکرد لذا اگر مجریان در هر کاری از مذهب استفاده ابزاری کنند، این یک اشتباه و خلاف اندیشه امام است.»
این مرجع تقلید افزود:« در زمانی که حضرت امام در نجف حضور داشتند روزی از اطرافیان میخواهند که برای انجام امور منزل کارگری استخدام نمایند فردی را معرفی کردند و خدمت امام عرضه داشتند این آقا با تقوا است، زیارت عاشورا میخواند، خوب نماز میخواند و چه و چه. امام درپاسخ آنها فرمودند:«اینها همه خوب است، اما من کارگری میخواهم که خوب کار بکند و امورات محوله را به نحو احسن انجام دهد.»
وی افزود:« مسلم است که همه امور دست خداوند است اما معنایش این نیست که همه امور را به خدا نسبت دهیم و به گردن دین بیندازیم، اداره مملکت فکر میخواهد، کارشناس میخواهد و باید از نظر کارشناسان خبره و متعهد بهره جست.»
وی تفاوت دیگر انقلاب ایران با سایر انقلابهای دنیا را مخالفت با ترور و خشونت عنوان و خاطرنشان کرد: «انقلاب ما انقلاب منطق و کلام و آگاهی بود نه انقلاب متکی بر سر نیزه و اسلحه، حضرت امام در تمام دوران مبارزه حرکتهای مسلحانه را قبول نداشت و هیچ گاه اجازه ترور و مبارزه مسلحانه را نمیداد، لذا معتقدم اگر دنیا از این طرز بینش و تفکر امام حمایت میکرد امروز دنیا گرفتار گروههای تروریستی مثل القاعده و طالبان نبود.»
این مرجع تقلید با اشاره به عوامل بازدارندهی بالندگی انقلاب، بیتوجهی به آرای ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم را مضر به حال نظام توصیف کرد.
صانعی در پاسخ به سوال راجر کوهن که پرسید: «آقای اوباما گفته است، دست ما برای مذاکره با ایران باز است، اکنون ایران نیز دستش را برای مذاکره با ایران باز کند، نظر شما در خصوص آینده روابط ایران و آمریکا چیست؟» اظهار کرد:«قدرتمندان زیاد شعار میدهند، باید ببینیم آیا عمل نیز میکنند؟ اما من معتقدم آمریکا اول باید دستهای آسیب دیده در زمان قدرتهای سابق را ترمیم کند بعد از ما بخواهد که برای مذاکره دستمان را دراز کنیم.»
وی افزود:«سابقاً هم گفتهام، قدرتهای استعماری همه مانع دموکراسی در ایران بوده اند، همه منافع خودشان را میخواهند، آنها نفت ما را میخواهند نه نفع ما را.»
این مرجع تقلید خطاب به نویسنده کتاب «قلبهای سنگ شده» گفت:«قدرتمندان قلبشان از سنگ است، مگر قدرتمندانی که با خدا هستند همانند امام (سلام الله علیه)، بزرگ مردی که آمد سنگها را قلب کند.»
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧
بیست سال از فتوای امام خمینی مبنی بر ارتداد سلمان رشدی گذشته است. در جنگ اعلام نشده ی غرب بر علیه مسلمانان، سلمان رشدی به شاخصه ای ویژه بدل شده بود. مسلمانان شبه قاره با تظاهرات خواهان مجازات وی بودند و کمی بعد امام خمینی نیز نسبت به وی و اثرش، موضعی سخت و جدی گرفت.
همه ساله صدها کتاب و مقاله ی ضد دینی در جهان منتشر میشود ولی مساله ی سلمان رشدی به اندازه ای مهم بود که چنین پیامی صادر شود:
« بسمه تعالی ـ انالله و اناالیه راجعون ـ باطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مولف کتاب « آیات شیطانی » که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هرکس در این راه کشته شود شهید است ان شاالله . ضمنا اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته . روح الله الموسوی الخمینی »
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب در اکرنه:
آیتالله توسلی چگونه جان سپرد؟
به نظر من ، آیت الله توسلی ، فوت نکرد ، بلکه رحلتی شهادت گونه داشت .
محمد هاشمی ، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، در خصوص چگونگی درگذشت آیت الله توسلی به سایت عصرایران گفت: براساس آیین نامه مجمع تشخیص ، هرکدام از اعضا می توانند در صورت تمایل ، قبل از شروع جلسه رسمی - که با تلاوت قرآن صورت می گیرد - در مورد مسائل روز به اظهار نظر بپردازند و صبح امروز نیز ، در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ،قصد اعلام شروع جلسه رسمی مجمع را داشت ، مرحوم توسلی دست خود را بلند کرد و گفت قصد بیان چند جمله ای را دارد .
محمد هاشمی افزود: آیت الله توسلی در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه ای از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود ، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز های این نامه حضرت امام (ره) پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومتحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام ، فرزندان ، دوستان ، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سید حسن آقا مسوول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد.
وی یادآور شد: مرحوم توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تأثر ، منقطع سخن می گفت .
هاشمی اضافه کرد : آیت الله توسلی با یادآوری این که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند ، خاطره ای را از دوران حیان حضرت امام (ره) نقل کرد که بر اساس آن یک زن و دو مرد ، که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند ، از حضرت امام (ره) وقت ملاقات می خواستند و امام در رابطه با آنها سه سوال را مطرح کرد که اگر آنها به این سه سوال جواب دادند ایشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که یکی از این سوال ها فلسفی بود که تعبیرش در ذهنم نیست و سوال دوم و سوم این بود که امام از این سه پرسید: "از امام زمان (عج) بپرسید من به چه چیزی علاقه دارم و شیء باارزشی راگم کرده ام ، آن چیست؟" که بعد از بازگشت این سه نفر و ارائه پاسخ ها ، امام فرمودند اینها شیادند و آنها را راه ندهید .
هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی در ادامه در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود ، و با استناد به انها سخن می گفت ، مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب ، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر ، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها" رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود ، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءلله پیوسته اند.
روایت ابطحی از حواشی رحلت
محمدعلی ابطحی هم نوشت: امروز صبح نمیدانم چرا با احساس بدی از خواب بیدار شدم. خبرنگاری از ایسنا زنگ زد که از آیت الله توسلی چه خبر؟ میگویند در جلسه مجمع تشخیص مصلحت فوت کرده است. داد زدم گفتم نه! خیلی با آقای توسلی دوست بودم. لطف ویژهای داشت. بعد از شنیدن خبر به آقا مجید انصاری که عضو مجمع تشخیص مصلحت است زنگ زدم. از این خبر پرسیدم. گفت بله؛ من در بیمارستان هستم. با آقایان صدوقی و موسوی لاری با سرعت به بیمارستان رفتیم. حسین و خانم توسلی آنجا بودند. خیلی بیشتر از فوت اقوامم گریه کردم.
آقای مجید انصاری و بعضی دیگر از اعضای مجمع تشخیص در بیمارستان تعریف میکردند که امروز آقای توسلی به جلسه مجمع آمد؛ خیلی سرحال. سخنرانیش را خیلی بامتانت شروع کرد. مثل کسی که از رو میخواند. از راهپیمائی بیست و دو بهمن و شهادت مغنیه در لبنان در ابتدا حرف زد و بعد راجع به بیت امام و اهانتهایی که میشود صحبتش را ادامه داده است. از امام نقل قولهایی را خوانده است که امام سفارش بیت و کسانی که به ایشان خدمت کردهاند را نموده است. مجید انصاری میگفت من داشتم از صحبتهای آقای توسلی نتبرداری میکردم. دیدم صدای آقای توسلی نمیآید. نگاه کردم دیدم روی صندلی کناری افتاده است. آقای ناطق نوری که به بیمارستان آمدهبود میگفت دکتر ولایتی به سرعت ماساژ قلبی میداد ولی نبض تقریباً نمیزد.
آقایان هاشمی رفسنجانی، محمدی گلپایگانی، دکتر روحانی، ناطق نوری، به بیمارستان آمده بودند که به خانم توسلی تسلیت بگویند. هاشمی رفسنجانی نمیتوانست جلو خودش را بگیرد و گریه میکرد. خانم توسلی در یک سال گذشته دو نوه خود و عروسش را هم از دست داده بود و این غم جدید بود. بعد از مدتی آقای خاتمی با همسرش آمد. او هم گریه میکرد. قرار تشییع را گذاشتند. حسن آقای خمینی از قم راه افتادهبود که بیاید. منتظر ماندیم. نزدیک ظهر رسید. وقتی حسن آقا آمد و فرزندان توسلی را در بغل گرفت قیامتی شد. همه به حسن آقا تسلیت گفتند. خود ایشان هم خطاب به خانم توسلی گفت من فرزند آقای توسلی هستم.
در این چند روزه دو جلسه طولانی در خدمت ایشان بودم. سه شب قبل آقای توسلی آمده بود منزل ما. دو نفر دیگر از دوستان هم آمده بودند. میگفت میخواهد روز شنبه در مجمع سخنرانی کند. با آقای هاشمی رفسنجانی هم صحبت کرده بود و وقت سخنرانی گرفته بود. متنهایی از سخنان امام را آماده کرده بود و خیلی از سخنانی که در اهانت به حسن آقا مطرح شده بود، حرص میخورد. همه ما توصیه میکردیم که حرفهایش را در مجمع جوری مطرح کند که احساساتی نشود. بحث انتخابات خبرگان هم شد. کاندیدای تهران بود و از اینکه اتفاقاتی در انتخابات بیفتد که به نفع رقبایش کاری کنند، نگران بود. حسین فرزند خوبش همان روز پیش من آمده بود که حاج آقا را منصرف کنید. گفتیم حالا چه عجلهای در استعفا؟! خودش میدانست که در انتخابات سمبل اصلاح طلبان خواهد شد. نمیدانم چه بحثی پیش آمد که دست زد به قلبش و گفت خیلی اسرار آدمهای گوناگون کشور در این سینه است. حیف که همه آن اسرار را با خودش به قبر میبرد. واقعاً هم بزرگترین پشتوانه فقهی و علمی و دینی جریان اصلاح طلبی بود و خودش خیلی اصرار داشت که به هر شکل که میتواند به این جریان سیاسی کمک کند. دلیل اصلی همراهاش با آقای خاتمی در همه سفرهای داخلی، چه در ایام ریاست جمهوری آقای خاتمی و چه بعد از ریاست جمهوری همین بود. وقتی همیشه در کنار امام خمینی دیده میشد، میخواست اعلام کند بعد از امام خمینی آقای خاتمی را همراهی میکند تا این راه پویا و زنده بماند.
پریشب هم رفته بودم دیدن حاج حسن آقا؛ در دفتر امام. آقای توسلی هم بود. خیلی بانشاط بود و پر از لطافت. حاج حسن آقا میگفت من به خواب اعتقاد ندارم ولی دو بار پشت سر هم به فاصله چند شب، قبل از جریانات اخیر امام را در خواب دیده است که امام با ناراحتی به حسن آقا میگفتهاند من را دارند از خانهام بیرون میکنند؛ چرا کاری نمیکنید.
در جلسه مجمع تشخیص مصلحت امروز هم ایشان داشته همین خواب را تعریف میکرده است که منقلب شده و میخواسته گریه کند و جلو خودش را گرفته است. فردا ساعت ۹ صبح جنازه آیت الله توسلی که نماد یک عمر دفاع از اندیشه مترقی امام خمینی بود از حسینیه جماران تشییع میشود و در حرم امام خمینی، در کنار مرادش آرام می گیرد.
لینک مطلب از سایت تابناک
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧
از یادداشتهای قبلی اکرنه:
سخنان مهم آیت الله توسلی بر علیه مخالفان نظر امام که : میزان رای ملت است

انتقادات صریح آیتالله توسلی از بنیادگرایان:
انقلاب را بعد از امام تحریف کردند
همانطور که بعد از پیامبر، اسلام تحریف شد
نوروز: آیتالله محمد توسلی، عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز و مسؤول دفتر امام خمینی، در سخنانی که در مراسم شب تاسوعای حسینی از سوی این تشکل روحانی برگزار شد، بشدت از جریان بنیادگرا و مخالف مردمسالاری انتقاد کرد و گفت این جریان، همانطوری عمل می کند که پس از رحلت پیامبر عمل شد و مبانی اسلام را تحریف کردند. این روحانی مبارز و شاگرد امام تاکید کرد که این جریان، به همان شکل مبانی انقلاب و حتی سخنان امام خمینی را تحریف کرده است.
این عضو مجمع روحانیون مبارز در سخنرانی خود که در دارالزهرا(س) برگزار شد، با اشاره به انحرافاتی که از واقعه عاشورا صورت میگیرد، گفت: دین برای عدهای تنها نام است و شناخت دین برای آنها اهمیتی ندارد.
آیتالله توسلی با تاکید بر ضرورت شناخت همهجانبه واقعه عاشورا گفت: متاسفانه انحرافات از واقعه عاشورا به قدری شده که مراجع نیز بر توجه به این مساله تأکید داشتهاند؛ چراکه عدهای به نام دین از روضهخوانیهای دروغین تا بسیاری از اعمال دیگر و هر کار دیگری را انجام میدهند. این درحالی است که بسیاری از حقایق دین گفته نمیشود.
ایشان همچنین با بیان اینکه «متاسفانه برخی از مبانی ما تغییر کرده است»، تصریح کرد: البته اینگونه تحریفها تازگی ندارد حتی در 60 سال پس از هجرت پیامبر(ص) وقتی به تاریخ نگاه میکنیم، میبینیم که مبانی مورد تغییر قرار میگیرد. چهطور میشود که عدهای که مورد وثوق قرار داشتند، کنار گذاشته میشوند و عدهای که مغضوب پیامبر(ص) بودند بر سر کار میآیند.
توسلی ادامه داد: البته این مساله چیز جدیدی نیست. در روزگار ما نیز درحالی که 25 سال از پیروزی انقلاب میگذرد و تنها 19 سال از رحلت امام خمینی گذشته است، حرفهای ایشان تحریف میشود. درحالیکه امام خمینی(ره) فرمودند «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» عدهای میگویند جمهوری معنا ندارد و ما آمدهایم اسلام را پیاده کنیم و حتی این جمله امام(ره) که میفرمایند «میزان رای ملت است» را تحریف میکنند.
ایشان با بیان اینکه «برخی کلمات امام (ره) و مبانی انقلاب امروز تحریف شده است»، گفت: متاسفانه امروز میبینیم عدهای که روزگاری با انقلاب نبودند و سرخوشی نداشتند، تئوریسین انقلاب شدهاند. امروز کسانی که هیچ نقشی در انقلاب و مبارزه نداشتند تئوریسین و مدعی امام و انقلاب شده اند و می گویند هدف از انقلاب جمهوری اسلامی نبود و با این کار مردم و رای آنها را نادیده می گیرند.
آیت الله توسلی افزود: این نگاه بسیار خطرناک است چرا که حاضر می شود حتی به نام مصلحت و... آرای مردم را محترم نشمارد.
در این مراسم آقایان خاتمی، محسن موسوی تبریزی، محتشمی پور، عارف، جهانگیری، رمضانزاده، عبدالله ناصری، میرلوحی و جمعی دیگر از فعالان سیاسی حضور داشتند
لینک مطلب
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
درعرف جامعه ایران و در عرصه فرهنگ عمومی ،سیاست و سیاست ورزی امری پسندیده ایی تلقی نمی شود. مذموم بودن سیاست و کار سیاسی آن قدردرجامعه ریشه دارد که علیرغم فراگیر شدن تعالیم وافکار امام خمینی (ره) واینکه ایشان به عنوان یک فقیه ومرجع تقلیدعام، سیاست را امری دینی تلقی کرده وآن را به باورهای مذهبی پیوند زدند،هنوز آثار و جوشش ،ناپسند بودن سیاست از گوشه وکنار بیرون می زند. به کار بردن عباراتی از این دست«من جزوهیچ دسته وگروهی نیستم»،«من به هیچ حزب وگروهی مدیون نیستم»،«سیاست پدر ومادرندارد». نشانگر سیاست گریزی مردمی است که قراربوده است سیاست عین دیانت شان باشد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
فردا سیامین سال پیروزی انقلاب است. ما نسلی بودیم که انقلاب کردیم. با اینکه هر نسلی حق دارد خودش سرنوشت خودش را تعیین کند و نسل امروز هم البته چنین حقی دارد و حتی با اینکه خیلیها از آنها که انقلاب کردند و یا بسیاری از نسل امروز خواستههای متفاوتی با خواست انقلابیون سی سال پیش دارند اما اینها دلیل بر این نیست که نسل ما از انقلابش در آن مقطع زمانی و با آن خواستههایی که در شعارهای آن روزیاش جلوه کرده بود دفاع نکند و یا پشیمان معرفی شود.
1- سی سال پیش انقلاب علیه رژیمی صورت گرفت که رئیس دیکتاتورش اختناق کمنظیری بر ایران تحمیل کرده بود. اختناقی که با کشورهای پر اختناق کنونی در جهان هم قابل مقایسه نبود. به این دلیل استشمام نسیم آزادی امید تحرکآفرینی بود که به هر کجا میرفت، همه را به همراهی با چنین انقلابی فرا میخواند. جاذبترین شعار هم به همین دلیل آزادی بود. از سوی دیگر آن روزها اوج جنگسرد در جهان بود. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در حال سختترین رویاروئی با یکدیگر بودند. ایران از نظر ژئوپلتیک در حساسترین نقطهی جهان قرار داشت که دیوارهی اصلی سدکنندهی اتحاد جماهیر شوروی برای دستیابی به منطقهی خلیج فارس بود که تامینکنندهی انرژی دنیا بود. به این دلیل وقتی ایران در اردوگاه آمریکا قرار گرفت، محل تاختوتاز خارجیها شد. رهبر آن روز ایران هم به دلائل شخصی و تاریخی ضعف بیش از اندازه در خود حس میکرد و در کوچکترین مسائل داخلی ایران با خارجیها و بهخصوص آمریکائیها مشورت میکرد. هروقت در تاریخ ایران هر جریانی خود را در برابر دینداری مردم قرار دادهاند و یا دین و فرهنگ دینی عمومی در ایران را نادیده گرفتهاند، به شکست محکوم بودهاند و موفقیتی به دست نیاوردهاند. این را هم نمیتوان نادیده گرفت که در جریان انقلاب اسلامی رهبری سیاسی و دینی در فردی شکل گرفت که از شخصیت دینی وسیاسی قدرتمند و خارقالعادهای برخوردار بود. امام خمینی هم در جایگاه انکارناپذیر مرجعیت تقلید مردم قرار داشت و هم از قدیمیترین کسانی بود که در وادی رهبری مبارزات مردم ایران بود و هم شخصیت آشتیناپذیر و مستحکمی داشت که توانست تا آخر مقاومت کند و رژیم را شکست دهد و هم تشکیلات آماده و پرنفوذی در قالب مساجد و مراکز دینی و روحانیون سراسر کشور داشت که به راحتی میتوانست از این شبکهی مورد اعتماد مردم رای و نظرش را به درون جامعه شهری و روستائی منتقل کند.
2- در آن دورانها انقلابیگری یک ارزش جهانی و معیار روشنفکری برگرفته از قدرت کمونیست بود. در ایران هم گروههای کمونیستی فعال بودند. حتی جریانات مذهبی مبارز مثل سازمان مجاهدین خلق آن روزها که مبارزهی مسلحانه علیه رژیم شاه آغاز کرده بودند، در اواخر به این نتیجه رسیدند که باید ایدئولوژی خود را از اسلامی به سمت کمونیستی متمایل کنند. بعد از پیروزی انقلاب هم با اینکه رهبری انقلاب توسط امام خمینی انجام شده بود و کاملا اسلامی بود و تا پیروزی انقلاب هم اصلا خشونتآمیز نبود و با شعار باور نکردنی گل در برابر گلوله پیروز شد، و با انقلابهای متعارف دنیا هیچ نسبتی نداشت در بسیاری از موارد در مسابقهای که جریان چپ در شعارهای خشونتآمیز و پر توهم توطئه باور داشت وارد شد. بسیاری از رهبران دینی برای عقب نماندن از قافلهی روشنفکری و انقلابیگری اسیر جوهر خشونتمحور چپ شدند و در بسیاری از موارد از آغاز انقلاب راهی به جز آنچه در طول مبارزات منجر به پیروزی میپیمودند طی کردند. ریشههای همان تفکرات هم اکنون نیز در مواردی دیده میشود. اما نمیتوان انکار کرد که در دنیای امروز اساسا با سقوط اتحاد جماهیر شوروی، انقلابیگری در جهان یک ارزش فراگیر نیست. این نکتهای است که نسل امروز باید برای تحلیل تاریخ آن روزها به آن توجه کند.
3- خیلی از اتفاقاتی که در سی سال گذشته در ادارهی کشور افتاد و میافتد، میتواند مورد قبول نسل انقلاب نباشد و یا نسل فعلی اساسا به دلائل مختلف و به خصوص به دلیل اینکه از آن تاریخ سی سال گذشته و جهان در این سی ساله به دست آوردهای فوقالعادهای رسیده و شاهد تحولات فراوانی بوده که ارتباطات مهمترین آنها بوده است، خواستهای کاملا متفاوتی داشته باشد، اما این را نباید فراموش کرد که هر اتفاقی را باید در ظرف زمانی خودش مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. نسل ما به انقلابی که سی سال پیش کردند افتخار میکنند و هیچ اتفاق پسینی دلیل بر نفی گذشته نمیتواند باشد. اگر نسل امروز گذشتگان خود را نفی کنند، آیندگان نیز اینان را نفی خواهد کرد و این زنجیره برای همهی نسلها ادامه خواهد داشت. ضمن اینکه نسل ما نیز نباید خواستههای نسل بعدیاش را نادیده بگیرد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
فعالین ضد شاه برای دفاع از خود یا اقدامات نظامی بر علیه شاه، اکثرا مسلح شده بودند. امام خمینی بر خلاف مشی مسلحانه اکثریت این گروهها، به حضور و نقش مردم در انقلاب معتقد بود و به همین جهت زمانی که مردم کاملا به صحنه آمدند و در روزهای پایانی حکومت استبداد بود که سخن از اعلام جهاد آوردند که آن نیز اعلام نشد و مردم در دفاع از همافران که توسط گارد شاهنشاهی مورد حمله قرار گرفته بود، وارد صحنه شدند و در نتیجه اعتبار نظامی شاهنشاهی مستقیما توسط مردم و نه گروههای مسلح فروپاشید.
شاید به همین جهت بود که گروههای مسلح زمان شاه که با پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل آزادی اعضای زندانی شان و امکان جذب بخشی از جوانان فعال تر شده بودند، تصور میکردند با تحت فشار نظامی قرار دادن هواداران انقلاب اسلامی که کمتر با جنگ و اسلحه آشنا هستند، میتوانند به اهداف خود برسند.
در روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی، گروههای اسلامی طرفدار امام خمینی در شکل گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا کردند. تشکل های مردمی حاضر در مساجد نیز کمیته های انقلاب اسلامی را شکل دادند که سالهای بعد به همراه شهربانی و ژاندارمری، نیروی انتظامی را تشکیل دادند.
محسن رضایی و تعداد بسیاری که بعدها برای سالها فرماندهی سپاه پاسداران را بر عهده داشت، عضو یکی از همین گروههای مسلح پیش از انقلاب بودند که بعدها با عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شناخته شدند. این افراد و سپاه پاسداران که توسط آنها و دیگر جوانان معتقد به خط امام بنیانگذاری شد، نقش اصلی را در مبارزه با گروههای مسلح در ماهها اول انقلاب بر عهده داشتند.
گروههای عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا زمان دستور امام مبنی بر پرهیز نظامیان از فعالیت سیاسی، در سپاه حضور داشتند و پس از آن بین عضویت در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سپاه یکی را انتخاب کردند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧
در زمان دولت میرحسین موسوی، مجلس و قوه قضائیه نیز در اختیار خط امامی ها بود.
در زمان دولت هاشمی رفسنجانی، مجلس مدتی در اختیار اصلاح طلبان بود و بعد اصولگرایان به اکثریت رسیدند و قوه قضائیه و بخشی مهمی از دولت نیز در اختیار اصولگرایان بود.
در زمان دولت خاتمی، مجلس ششم در اختیار اصلاح طلبان و مجلس هفتم در اختیار اصولگرایان بود و قوه قضائیه همچنان در اختیار اصولگرایان بود.
در زمان دولت احمدی نژاد، مجلس و قوه قضائیه نیز در اختیار اصولگرایان است.
در تمام این دوره ها شورای نگهبان در اختیار اصولگرایان بوده است.
به نظر میرسد که با ظهور دولت احمدی نژادو بروز دستاوردهای آن, تجربه حکومت هماهنگ و یکدست کنار گذارده میشود و راه برای حضور نمایندگان اکثریت جامعه یعنی اصلاح طلبان باز میشود و قوس نزول اصولگرایان که پیش تر در جامعه آغاز شده بود، به عرصه سیاست سرایت میکند.
به دلیل سیاستهای آقای احمدی نژاد و نقش محوری وی در سرنوشت اصولگرایی، شتاب این قوس نزول شدید و عمق آن زیاد و تجدید قوس صعود آن با تاخیر بیشتر خواهد بود.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
اگر از آن بحرانها عبور داده شدیم حتما نمیتوانیم و نباید نقش چنین رهبری را امروز در ساحل از یاد ببریم یا توفانهای برخاسته از نابسامانیهای جدید و نارساییها خود ساخته جامعه و مدیران کنونی را به آن پیروارسته و الهی نسبت دهیم که نهتنها عدل و انصاف نیست ما را نیز از واقعیت دور و از راهیابی صحیح برای دردهای امروز منحرف میسازد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
مثل پیرمردهای قدیمی، یک ساعت جیبی ازهمان مدل های گرد و زنجیردار از جیبش در آورد و به آن نگاه کرد. یاد عکس هایش با امام در روزهای اوج انقلاب افتادم که پسری ده - دوازده ساله به نظر می رسید و در کنار پدربزرگش جایی از قاب عکس را پر می کرد.
دیروز ظهر به همراه تعدادی از اعضای شورای شهر و نیز تعدادی از نمایندگان مجلس مهمان سیدحسن خمینی در حسینیه جماران بودیم.
سید حسن آقا در این جلسه مطالب جالبی را از کشورهایی گفت که در حوزه ممالک اسلامی قرار دارند. مثلا اینکه حکام خیلی از این کشورها از رده منتسب به خاندان پیامبر(ص) هستند.
یکی از مسایلی را که مطرح کرد در مورد خمس بود. او گفت خمس به تمامی فرزندان هاشم یا بنی هاشم تعلق می گیرد و اختصاص به سید علوی ندارد و استناد فقهی کاملا روشنی هم دارد.
این نکته برایم جالب بود چون تصور می کردم خمس فقط برای سادات و فرزندان حضرت زهرا(س) است.
سخن به امام خمینی که رسید، سید حسن در مورد ایشان هم نکته ای داشت. او گفت که اجداد امام خمینی از چند نسل یکی در میان شهید شده اند و این موضوع در مورد پدر امام هم صادق بود. امام با عمر طبیعی از دنیا رفت ولی فرزندش شهید شد. سخنش به اینجا که رسید با شوخ طبعی جمله ای گفت که یعنی اگر این تئوری درست باشد من جسته ام، بعدی خودش می داند.
دیدار شورایاران و اعضای شورای شهر تهران با سید حسن خمینی در حسینیه جماران به مناسبت سالگرد انقلاب و تجدید میثاق با آرمان های امام بود. حضور در حسینیه و عبور از کوچه های جماران، خاطرات زیادی را برایم زنده کرد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧
بیانیه ضعیف و نومیدانه ای است. روحیه هم گرایی و امید و آینده نگری و خیلی چیزهای دیگر در آن کمرنگ است. بیشتر شبیه انعکاس نوبه ای بعضی گرایشات درونی یک گروه سیاسی است. این بیانیه بخوبی بیانگر شرایط امروز و نسبت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با آن نیست.
لینک خبر:
امروز بر خلاف امام عده ای بر این تصورند که بدون اتکا و نیاز به مردم و نهادهای منتخب مردم می توانند با سرمایه گذاری بر اقلیتی برخوردار از زور و مسلط بر بیت المال، کشور را اداره کنند
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
لینک خبر:
دبیر کل حزب اعتماد ملی با بیان اینکه این عده کاری میکنند تا عدهای جوان احساس کنند که اگر در آرا دخل و تصرفی صورت گیرد، عملی شرعی محسوب میشود، اظهار داشت: تفکر امام (ره) در معرض خطر است و عدهای در صدد هستند انتخابات را دو مرحلهای کنند، یعنی در مرحله اول شورای نگهبان اعلام کند چه کسی باشد و چه کسی نباشد و در مرحله دوم مردم. در حالی که مردم بالغ هستند و میدانند به چه کسانی باید رای بدهند امام (ره) هم بارها فرمودند که مردم بهتر از شما میفهمند.
وی راه برون رفت از این مشکلات را مشارکت گسترده مردم در انتخابات دانست و تاکید کرد: مبادا روزی بگوید رای ما اثری ندارد و چه رای بدهیم و چه رای ندهیم رئیس جمهور مشخص است، باید پای صندوقهای رای برویم زیرا آنها میخواهند با آرای اندک هم مسوولیت بگیرند و هم توانایی جابه جایی آرا را داشته باشند. اما اگر مشارکت بالا باشد از دست نیروهای غیبی هم کاری بر نمیآیید.
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
بعضی به محض رسیدن به مقام اسیر توهم میشوند، برادر عزیز شما قبل از این چند کتاب مذهبی نوشته بودید که درمحضر رهبری تفسیر قرآن میکنید؟یا رئیس فلان سازمان، چند اثر مذهبی نوشته که احساس اسلامشناسی کرده و ادعا و رفتار مقدسمآبانه دارد؟
به هر حال یک مقدار دقت کنیم که به کجا میرویم. من تمام افتخارم این بوده و هست که در جمهوری اسلامی زبانم در نقد باز است. اگر زبان یک نقاد درون گفتمانی باز نباشد پس زبان چه کسی باز باشد؟ ما میبینیم که اتفاقاً در جاهایی زبان نقادان برون گفتمانی باز است، این خود قابل تحلیل است. این به عدم عقلانیت منجر میشود و یا فرصت را برای فرصتطلبان مهیا می سازد. یعنی کسانی که در کارنامهشان علی الظاهر وبه تعبیری هیچ نقطه سیاهی ندارند زیرا هیچگاه موضعی نگرفتهاند که بشود نقطه سیاه، همیشه متناسب با شرایط رفتار نمودهاند و متنعم شدهاند و این وضعیت بسیار بدی است که نظام جمهوری اسلامی با آن رو به رو است.
امام در ابتدا نظر به وجه نظارتی روحانیت داشتند. بعداً آمدند از نزدیک دیدند که احتیاج به نیرو هایی است که قابلیتهایی داشته باشند. امام فضا را به سمتی که روحانیون هم وارد عرصه شوند هدایت کرد. امّا ممکن است امروز فضا عوض شده باشد و به حد کافی نیروی انسانی تربیت شده باشد .باید دید که به استثنای قضا و تقنین و برخی مشاغل مربوط به دفاتر نمایندگی ولایت فقیه الان وضع به چگونه است.
می خواهم به نکته مهمتری اشاره کنم. به لحاظ نظری ما سه شأن برای روحانیت میتوانیم قائل شویم، تصدیگری ، نظریهپردازی و نظارت. به نظر میرسد در مجموع نسبت به کار ویژه نظریهپردازی و نظارت غفلت صورت گرفته است. یعنی آن نظریه پردازی و نظارت مورد انتظار و قابل قبول روحانیت را بر سیاستها و رفتارهای دولتمردان شاهد نیستیم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧
لینک خبر:
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به مناسبت دهه فجر طی سخنانی دهه چهارم انقلاب را دهه سرنوشتساز برای استمرار انقلاب دانست.
محسن رضایی در مراسمی که شنبه شب از سوی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری در مسجد چهارمردان قم برگزار شده بود طی سخنانی به تشریح دستاوردهای انقلاب پرداخت و گفت: ملت ایران با انقلاب اسلامی گام بلند برای رسیدن به اهداف متعالی برداشت.
وی با اشاره به دستیابی ملت ایران به آزادی، استقلال و ایجاد نظام جمهوری اسلامی گفت: این دستاوردها، دستاوردهای دیگری نیز داشت که مهمترین آن اقتدار از دست رفته ملت ایران بود.
محسن رضایی خاطر نشان کرد: در 200 سال گذشته بیش از 55 درصد ایران را از آن جدا کردند ولی این انقلاب باعث شد در تهاجم عراق، ایران جنگ را به داخل عراق بکشاند.
وی تصریح کرد: انقلاب اسلامی باعث شد که ایران از نظر اقتدار، نفوذ سیاسی، استقلال و قدرت نظامی در سطح دنیا جزو10 کشور اول به شمار رود و در منطقه، کشور اول از لحاظ سیاسی، نظامی و امنیتی باشد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: اگر از نظر سیاسی، نظامی و امنیتی کشور در جایگاه اول منطقه هستیم باید این سئوال مطرح شود که آیا از نظر اقتصادی، صنعتی، تجاری، فرهنگی و علمی نیز کشور اول منطقه هستیم؟
وی ادامه داد: همه دولتهایی که از اول انقلاب تاکنون آمدهاند، زحمت کشیده و تلاش کردهاند ولی در این بخش با آنچه که باید باشیم فاصله داریم.
وی یادآور شد: اگر در دهه چهارم انقلاب به این بعد از مسائل جامعه توجه نشود، ممکن است به دستاوردهای قبلی نیز آسیب برسد.
محسن رضایی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب برای رسیدن به این هدف راه را مشخص کردهاند، از سند چشمانداز و اصل44 به عنوان نقشه راه تعیین شده از سوی رهبر انقلاب یاد کرد و گفت: رهبر انقلاب از دهه چهارم به عنوان دهه پیشرفت و عدالت یاد کرد تا توجه مسئولان به سوی پیشرفت و عدالت معطوف شود.
وی لازمه تحقق اهداف تعیین شده را بازگشت به اصول اولیه انقلاب، وحدت، تکیه بر مردم، توجه به اسلام ناب و ایثار و از خودگذشتگی عنوان کرد و گفت: همانطورکه انقلاب با وحدت پیروز شد، ما بدون وحدت نمیتوانیم دهه چهارم را پیش ببریم.
رضایی، گذشت، فداکاری، پرهیز از نزاع های کاذب سیاسی، مردمی کردن اقتصاد، حضور روحانیت برای بسیج مردم و ارائه تئوری برای اداره زندگی و معیشت مردم را عامل موفقیت در دهه چهارم عنوان کرد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧
اصولگرایان امروز با سیاست ها و عملکردهایشان به مبانی اندیشه سیاسی و مبانی وفاق اجتماعی و بنیان های اقتصادی جامعه هجمه ای آشکار و جدی کرده اند. به همین دلیل است که علاقمندان کشور، علیرغم خطراتی که آبرو و جان و مال شان را تهدید میکند، به میدان آمده اند تا به عهد خویش با امام و انقلاب برای دفاع از ارزش های راستین انقلاب اسلامی وفا کنند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
می گویند همان ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب چند روزی یکی از خانم های گوینده خبر تلویزیون (احتمالا خانم ریاضی) غیبت می کند و در برنامه خبر ظاهر نمی شود. امام خمینی که متوجه این غیبت می شوند سراغ وی را می گیرند و ابراز نگرانی می کنند که مبادا این خانم را به خاطر زن بودن از برنامه خبر کنار گذاشته باشند. البته این طور نبود و آن خانم چند روز بعد دوباره بر صحنه تلویزیون ظاهر شد. ولی امام حق داشت نگران باشد، چون آینده را می دید.
این روزها گاهی احساس می شود خاطرات دوران انقلاب به طور گزینشی بیان می شود و به نظر می رسد بعضی ها حتی بازگویی واقعیات تاریخ را نیز تاب نمی آورند.به همین خاطر برخی مطالب را بارها و بارها می شنویم ولی بعضی را که جنبه محرمانه هم ندارد، نمی شنویم.
این در حالی است که روش و شیوه امام طی حدود ١١ سال حضورشان در میان مردم حاوی نکاتی است که می تواند تمیزدهنده بسیاری از مناقشات امروز پیرامون دیدگاههای امام باشد. مناقشاتی مثل حدود آزادی، مردمسالاری دینی و حدود دمکراسی یا موضوع زنان که در پس آنها واضح تر از سایر مناقشات می توان سایه تحجر و واپس گرایی را دید.
خاطره دیگری هست که همیشه در ذهنم زنده خود را می نمایاند. دانشگاهها تازه باز شده بود که این اتفاق افتاد. یکی از نوه های امام که آن زمان دانشجوی دانشگاه تهران بود برای ایشان تعریف می کند که امروز قرار شد در کلاس های دانشگاه دیوار حائلی میان دختران و پسران کشیده شود و در بعضی کلاس ها نیز این کار صورت گرفته است.
امام از این اقدام ناراحت می شوند و ضمن اینکه گزارش کاملی از موضوع می گیرند دستور می دهند تا فردا صبح باید دیوارها برچیده شود.
فردای آن روز در تاکسی به سوی دانشگاه می رفتم که از رادیو، خبری را مبنی بر برخورد و برچیدن دیوارهای کلاس ها در دانشگاهها شنیدم. البته من آن روز از آنچه میان امام و نوه شان رخ داده بود خبر نداشتم و بعدها موضوع را فهمیدم. ولی به عنوان یک دختر دانشجو نسبت به این نگاه روشن امام و برخورد ایشان با واپس گرایی که در این شکل ظاهر شده بود، دلگرم شدم. وقتی به دانشگاه رسیدم در همکلاسی ها هم چنین حسی را یافتم . این موضوع ضمن اینکه نشان از اعتماد امام نسبت به نسل جوان کشور داشت، نماد برداشتن یا فروریختن بسیاری از دیوارها بود که به دست امام صورت گرفت.
امام دیوارهای دیگری را هم از میان برداشت:
دیوار میان مردم و آزادی
دیوار میان قومیت ها، دیوار میان شیعه و سنی
دیوار میان روحانی و دانشگاهی
دیوار میان سنت و مدرنیته
دیوار میان عقل و عشق
دیوار میان دین و سیاست
دیوار میان حکومت و استقلال
دیوار میان قدرت و اخلاق
دیوار میان فقیر و غنی
دیوار میان ما و آینده
دیوار میان ما و رهایی
دیوار میان ما و پرواز
امام آمد، دیوار ها را برداشت و فاصله ها را کم کرد...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
شهادت شهید رجایی که بهترین مدیر برای اجرای احکام تحول یافته فقه حکومتی امام خمینی بود، مقدمه انزوای تفکر امام واقع شد که البته این روند پس از رحلت حضرت امام و حذف شخصیتهایی چون مهندس میرحسین موسوی شتاب بیشتری گرفت
از این جهت شهادت ایشان و شهید باهنر اساسی ترین ضربه به روند اجرای این اندیشه و در واقع مقدمه انزوای این تفکر در حوزه اجرایی بود که البته این روند پس از رحلت حضرت امام و حذف شخصیتهایی چون مهندس میرحسین موسوی شتاب بیشتری گرفت و سرانجام با شکل گیری مجموعه ای از مخالفت های افراطی برعلیه آقای خاتمی پس از دوم خرداد و در فقدان حجت الاسلام سیداحمدخمینی و با فعال شدن شخصیت هایی بیگانه با اندیشه و راه و مبارزات امام به اوج رسید و نهایتاً منجر به کمرنگ شدن بخش عمده ای از رئوس اندیشه و سیره امام از عرصه سیاسی کشور شد تا آنجا که کمر به حذف رکن جمهوریت نظام بستند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧
منزل ما در خیابان آیزنهاور و نزدیک میدان شهیاد ( هر دو امروز : آزادی ) بود و به همین جهت در جریان راه پیمایی های بزرگ و تجمعاتی که به میدان ختم میشد قرار میگرفتیم. روز یازدهم بهمن شایع شده بود که امام می آید. به همین دلیل جمعیت زیادی در خیابانها حاضر بودند. بعد که گفتند امام نمی آید، مردم خشمگین شدند و دولت شاپور بختیار را تهدید میکردند که ساکت نمی نشینند ولی کم کم رفتند. منم که همراه بعضی از خویشان ام به میدان شهیاد آمده بودم، رفتم.
شعار مردم این بود:
وای به حالت بختیار
اگر امام فردا نیاد
فردای آن روز امام آمد. جمعیتی عظیم گردآمده بودند. تصور نمیکنم جز در مراسم رحلت امام، چنین جمعیتی جمع شده باشند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧
جالب است که مخالفان خط امام نیز از امام خمینی میگویند. بعضی اصرار دارند که این را نفاق در معنای مصطلح بنامند ولی واقعیت چیز دیگری نیز میتواند باشد. کسانی که با نظرات امام مخالفند، وقتی جز او به کسی نمیتوانند به عنوان پناه دینی و فکری و سیاسی پناه ببرند، در نهایت سرنوشتی جز تسلیم به جریان اصلی خط امام ندارند.
آنان راهی جز سخن گفتن از امام ندارند و هر بار که چنین میکنند بر شاخه نشسته بن عقاید معارض شان را می برند. البته به شرطی که امکان عرضه نظرات اصیل امام از سوی خط امامی ها ممکن باشد و مقایسه صورت پذیرد.
تکلیف پیروان امام و نقش آن ها در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و تسخیر لانه جاسوسی و اصلاحات روشن است. امروز تقریبا همه ی میراث معنوی امام در حوزه سیاست، در کنار یکدیگر نگران شرایط کشورند.
از اینکه کسی که به امام اعتقاد ندارد سخن از امام بگوید نباید ترسید از آن باید ترسید که سخن و مشی دیگری را به امام منسوب کنند. از این باید ترسید و به لطف خدا با حضور یاران امام چنین امری اتفاق نمی افتاد.
چه خاتمی و چه کروبی و چه میرحسین موسوی، هر کدام رئیس جمهور شوند، مسیر به خطا رفته اصلاح میگردد. قدم به قدم از مسیر فاصله گرفتند تا به این نقطه رسیدند و یکباره با همت مردم علاقمند به استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی، به مسیر تدبیر و اندیشه باز میگردیم. ان شاء الله
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
لینک خبر:
نوه بنیانگذار انقلاب با اشاره به خطر کمرنگ شدن نقش مردم در حاکمیت تاکید کرد:«اگر مردم به صحنه نیایند جامعه شکست میخورد، حتی اگر رییس آن امیرالمومنین(ع) باشد.»
حجتالاسلاموالمسلمین سید حسن خمینی :
جمهوری اسلامی بر پایه دو رکن جمهوریت و اسلامیت بنا شد. مردم در کلام امام، شرط وحدت و بقای نظام جمهوری اسلامی هستند.»
وی با بیان اینکه از اصلیترین رموز توفیق امام در پیروزی انقلاب اسلامی، مردم بودند، تصریح کرد:«هر گاه مردم وارد صحنه شوند یک سیل خروشان، تمام خار و خاشاک را از سر راه برداشته و راه را باز میکنند.»
سید حسن خمینی با اشاره به خطر کمرنگ شدن نقش مردم در حاکمیت گفت:«اگر مردم به صحنه نیایند جامعه شکست میخورد حتی اگر رییس آن امیرالمومنین(ع) باشد.»
سید حسن خمینی در ادامه به نقش شورا در تضمین تداوم نظام جمهوری اسلامی پرداخت و تصریح کرد:«اگر شرط بقای انقلاب جوشش مردمی باشد، یکی از نمادهای بزرگ حضور مردم در تصمیمگیریها، شوراهای اسلامی هستند. راهاندازی شوراها در ده سال اخیر گامی بزرگ در مسیر واگذار کردن امور مردم به خود آنها بوده است.»
وی با بیان اینکه هر مسوولیتی باید به خیر کثیر تبدیل شود خاطرنشان کرد:«نباید به دورههای چهار ساله مسوولیت به عنوان یک دوره کوتاه نگریست در این زمان اندک میتوان بذری کاشت که در آینده به درختی تنومند تبدیل شود که سالهای سال میوه بدهد.»
فرزند یادگارحضرت امام(ره) با تاکید بر اهمیت تصمیمگیریها در دوران مسوولیت، گفت:«جایگاه انسان هر چهقدر بزرگتر باشد مسوولیتش هم سنگینتر و خطیرتر خواهد بود.یک تصمیم بزرگ میتواند برای سالهای سال برکات عظیمی داشته باشد و یک تصمیم اشتباه میتواند به خسران بزرگی منجر شود که قابل جبران نخواهد بود.»
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
لینک خبر:
جناب آقای فیروزآبادی؛ شما به گونهای سخن گفتهاید که قرار است انتصابی صورت گیرد و مردم فهیم ایران، نقشی در تعیین رئیسجمهور ندارند
حضرتعالی از عدم تناسب افراد "مسن" برای حضور در جایگاه ریاست جمهوری سخن گفتهاید. شاید حق با شما باشد، اما به نظر شما "پیرجسمی" زیان بیشتری برای این جایگاه رفیع دارد یا "پیرحافظهگی"؟ آیا ندیدهاید و نشنیدهاید که عدهای به سرعت، وعدههای قطعی خود در انتخابات گذشته را فراموش کردند و حتی آنها را تکذیب کردند؟ آیا به نظر شما، تنها استانداردهای لازمالاجرا در احراز بعضی مسئولیتها، محدوده سنی میباشد که رعایت آن، تنها راه پیروزی کاندیدای مورد نظر جنابعالی است؟ آیا ظواهر و بعضی سخنان حضرتعالی، مطابق استانداردهای ضروری برای احراز یکی از عالیترین جایگاههای نظامی کشور -از جمله بیطرفی در مسائل سیاسی و چابکی و تحرک- میباشد؟
آیا گمان نمیکنید که سخنان اخیر شما و موارد مشابه آن، هم خوراک کافی برای دشمنان درست میکند و هم بعضی از آحاد مردم را از تأثیرگذاری رأی خود ناامید میکند؟
امام خمینی:
اصل وارد شدن در حزب برای ارتش و سپاه پاسداران جایز نیست. به فساد میکشد اینها را. گروه فاسد که انشاءالله وارد نمیشوید. گروههای بسیار خوب هم وارد نشوید
برای سپاهیها جایز نیست که وارد بشوند به دستهبندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی، به شما چه ربطی دارد که در مجلس چه میگذرد؟ در امر انتخابات مجلس باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهیها باز صحبت است. خوب انتخابات در محل خودش وارد میشود. به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ برای سپاه جایز نیست. برای ارتش جایز نیست. سپاهی را از آن تعهدی که دارد و از آن مطلبی که به عهده اوست باز میدارد و همین طور ارتش را
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧
امام فرمودند هیچی. یعنی چی؟! بارها و بارها به طعنه این موضوع مطرح شده است که امام چرا:
از ترس های ورود به ایران و ساقط شدن هواپیما نگفتند!
از خوشحالی بازگشت به کشور نگفتند!
از امیدهای آینده نگفتند!
فقط گفتند:
هیچی!
چنین پاسخی در زمانی که رسانه ها متوجه امام و نظرات ایشان است، پاسخی عجیب و غیر منتظره بود.
نمیدانم بعدها کسی از امام در این باره پرسید یا نه. ولی
امام با اراده خود بر میگشت بنابر این خوشحال بود از بازگشت و اراده کرده بود که بازگردد و پیش تر از اینکه میخواهد در کنار مردم ایران باشد، گفته بود.
کسی که سوال را پرسید اساسا متوجه نشده بود که امام دوری از وطن را به دلیل ارزشی والاتر پذیرفته بود یعنی مبارزه با ظلم و وظیفه انسانی و دینی اش و گرنه مجبور به تحمل دوری از وطن نبود و تبعید نمیشد. خوشحالی از بازگشت که پاسخ طبیعی بسیاری است، بیان کننده ی حقیقت همه ی احساس امام نمیتوانست باشد. یا شاید هر پاسخ دیگر.
هیچی!
شاید یعنی بیندیش که چه پرسیدی!
یعنی اصل هدف مهمتر از هر چیز است ولو دوری از کشور!
یعنی توکل ما بر خداست و کاری نکرده ایم که خوشحال باشیم و در برابر خدا هیچیم!
یعنی ندیدن خود و احساس خود در برابر عظمت خدا و خلق خدا!
یعنی همه چیز در راه خدا!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
دیشب پسرم طه دست نوشته ای از خودش را به دستم داد. پرسیدم: این چیه؟ گفت: همینطوری! و رفت.
نگاهی به یادداشتش کردم. معلوم بود به همان سرعت که به ذهنش رسیده، به همان سرعت هم آن را نوشته؛ تند و تند، مثل خیلی از پسرهای ٢١ ساله. خواندم و فکر کردم این حرف ممکن است حرف خیلی از جوانان و دانشجویانی باشد که یکی از دغدغه های اصلی شان کار و اشتغال است. عین متن را در زیر می آورم:
استغفار عبادت است، استعفا هم عبادت است
این گونه آغاز می کنم
امام خمینی «قدس سره» در پیامی به مناسبت ٢٢ بهمن ١٣۶٣ (صحیفه امام، جلد ١٩، ص ۵٧: «هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود می کند، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی، بدون جوسازی، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان ازمقام خود استعفا کند که این عمل صالح، عبادت است».
گاهی اوقات که همنشین وهم صحبت هم سن و سال های خودم می شوم می بینم که هر کدامشان راجع به «کار» دیدگاهی و آرزوهای مختلفی دارند. مثلا یکی می خواهد در بخش خصوصی برای خودش غولی شود یا ... ولی یکی از آنها حرفی زد که خیلی آزارم داد. گفت: می خوام هر طور شده کارمند و حقوق بگیر دولت شم. می دونی چرا؟ واسه اینکه خیالت راحته که تا ٣٠ سال تامینی و بالاخره یه پست مدیریتی هم می گیری. ماهی یه میلیون تومن هم لااقل بهت میدن، جدا از اضافه کاری و ...
به او گفتم: اگر تو در این سن به این فکر باشی که مملکت خودت را تیغ بزنی، وای به حال بزرگترها.
خندید و گفت: مگه الان اینجوری نیست؟ خیلی ها از صبح تا شب فقط می شینن پشت میز تا میز خالی نباشه یا اگه خودشون نبودن، کتشون رو می اندازن پشت صندلی تا صندلی خالی جلوه نکنه.
با خود گفتم: وای، پس هم ما متهمیم، نه فقط دیگرانی که مورد اتهام هستند!
چند روز پیش سخنرانی امام خمینی را می خواندم، دیدم خیلی از آنهایی که دوستم اشاره می کرد و اسم خودشان را پیرو امام و مکتب امام می گذارند به توصیه اش عمل نمی کنند.
ما مسئول کارهایمان در قبال مردم هستیم؛ ما که می گوییم مسئول هستیم و مدافع مملکت، واقعا چه می کنیم و کجا هستیم؟
عبادت تنها نماز و روزه نیست
عبادت دفاع از حق مردم نیز هست
عبادت احترام به مردم نیز هست
عبادت خدمت به مردم نیز هست
عبادت عذرخواهی در برابر مردم نیز هست
ما عبادت نمی کنیم تا همنشین صالحان باشیم، بلکه عبادت می کنیم تا خداوند از ما خشنود باشد.
سید طه هاشمی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
ما یک ایران حامی جمهوریت و یک ایران حامی اسلامیت نداریم. یک ایران داریم که دو گرایش جمهوریت و اسلامیت
گاهی به صورت افراطی
بنام یکی بر دیگری میتازند
اسلامیت و جمهوریت را
تا حد زیر سوال بردن ایران
ارج مینهند.
هر دو
رو به بیگانه
و با هم
نه یک کلمه بیش
نه یک کلمه کم
برای آینده بهتر ایران
و زندگی بهتر ملت ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
در واقع اختلاف نسل که همه ی جریانات سیاسی متکی بر دستاوردهای علمی بر آن متفق اند، از روند مدرنیزم و تعامل همه جانبه جامعه ایرانی با جامعه جهانی پدید آمده است.
در لایه تصمیم گیران جامعه نیز این دو گرایش مشاهده میشود و با توجه به غلبه گفتمان امام خمینی در بین نخبگان سیاسی تصمیم گیرنده کشور، دو گرایش اصلی و متمایزی را به وجود آورده اند.
از سوی دیگر به دلیل سنت خود محوری و کپی برداری و تقلب، دو نسخه قلابی از این دو گرایش به موازات به فعالیت مشغولند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧
به دهه ی فجر نزدیک میشویم که فرصتی برای شادمانی از تحقق جمهوری اسلامی (مردم سالاری دینی ) و نیز فرصتی برای بیان و تبیین تاریخ انقلاب اسلامی است.
اصول و مبانی انقلاب اسلامی که با شخصیت و اندیشه ها و عملکرد امام خمینی شناخته میشود، آنگونه که بایسته و شایسته است تبیین نشده است. همچنین تاریخ پس از انقلاب نیز گرچه به روایتهای مختلف بیان شده است ولی هنوز جای کار بسیار دارد.
امید است که فرصت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از این کمبودها را جبران کند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:
وی تاکید کرد:«راه برونرفت انسدادهای موجود و راه بقای انقلاب، اجتهاد در مبانی انقلاب و اندیشههای امام(ره) است.»
فرزند یادگار حضرت امام(ره) با بیان اینکه ما در تاریخ اسلام با سه نحله مواجه بودیم، افزود:«در تاریخ اسلام کسانی بودند که در متن تقلب کردهاند و نیز کسانی بودند که در مواجهه با مسائل بدون رجوع به متن مقدس، به بیان مسائل میپرداختهاند و نیز نحله سوم راهی بود که ائمه ما پیش پای ما گشودند.»
وی با بیان اینکه روشنفکری به معنای حرف نو زدن نیست، گفت:«روشنفکر کسی است که حرف نو در پاسخ به سوالهای جامعه داشته باشد.روشنفکر پیرامون درد جامعه خود میاندیشد اما الزاماً حرف نو ندارد ولی پاسخ نو دارد.»
سید حسن خمینی با بیان اینکه ما در انقلاب با یک متن مقدس مواجه هستیم و آن امام (ره)است، نسبت به نادیده گرفتن عنصر زمان ومکان در اجتهاد انتقاد کرد و گفت:«زمان و مکان در اجتهاد تاثیر دارد اما متاسفانه این گفته حضرت امام(ره) هنوز نادیده گرفته میشود.»
متن کامل در ادامه مطلب:
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧
امام خمینی از شجاعت در برابر ظلم تقدیر میکرد و از چاپلوسی و تملق اطرافیان پرهیز میکرد. به این ترتیب شجاعت تصمیم گیری و عبور از مسیرهای نرفته و روحیه خود باوری را تقویت میکرد و از طرفی اجازه نمیداد مدیحه سرایان به ایشان نزدیک شوند و حتی اگر در میان جمع نیز کسی مدیحه سرایی میکرد همانجا برخورد میکرد تا درسی باشد برای دیگران.
اگر نگاهی به افراد منتخب امام در زمینه های مختلف نگاه کنیم می بینیم که وجه مشترک آنها همین شجاعت و استقلال رای آنهاست.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧
سی سال پیش، زمانی که شاه رفت، مردم خیلی شاد شدند. بزرگتر ها نگران کودتا بودند، چون شاه قبلا نیز رفته بود و با کودتا بازگشته بود و جوان تر ها آماده ی جانفشانی بیشتر در برابر ستمکاران میشدند


نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧
بزرگان و متفکران دینی معتقدند که دین واقعی اضمن سعادت دنیا و آخرت انسان است. به همین جهت دستوراتی برای دنیا و اصول و مبنایی برای زندگی عرضه میدارد.
بعضی معتقدند که تمامی دستورات دینی در گذشته دارای اهمیت و اعتبار مساوی بوده است و در طول زمان نیاز به هیچ تغییری ندارند. بعضی نیز معتقدند که بخشی از دستورات دینی که ناظر به اصول و مبانی انسان شناسانه و هستی شناسانه است، برای تمام اعصار معتبر است و بخشهایی نیز، مبتنی بر اجتهاد و تفقه و کوشش علمی علمای دین قابل تغییرند. شاید نمونه حلال شمردن شطرنج از سوی امام خمینی ناظر به دیدگاه دوم باشد. موضوعی که حامیان نظر اول با سکوت از کنارش میگذرند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:
شأن جمهوری اسلامی و این انقلاب به این عظمتی و با این بزرگی نیست که ما الان شاهدش هستیم و بسیاری از تملق ها ، چاپلوسی ها و سخنانی که واقعیت نداره و حقیقت ندارد در حال انعکاس است
ایشان ضمن انتقاد از وضعیت برخی مدیران افزود: مجموعه عظیمی انسانهای کوتاه ، بدون بلوغ سیاسی و مدیریتی وارد کشور بشوند و بسیاری از مسائل را در اختیار بگیرند که شاهدش هستیم و اوضاع را هم که می بینیم
هنوز وصایای امام بین ما هست و ما با صراحت می بینیم طرف می گوید آراء زینیتی ،آراء مصلحتی و به امام نسبت میدهند و می گویند امام مصلحتی گفته .امامی که فرمود میزان رأی ملت است و باز می شنویم جای حساسی عزیزی ، بزرگواری ، محترمی می رود و با صراحت می گوید آراء زینیتی است .آراء تشریفاتی است ،آراء مصلحتی است . یعنی آرمانهای امام این چنین مورد هجمه و تهاجم قرار می گیرد و با شهامت و با گستاخی بعضی ها بتوانند این حرفها را در محافل حساس و مهمی بیان کنند . آدم وقتی این منظره ها را می بیند سخنان امام را می بیند تعجب می کند
فراموشتان شده که مرحوم فخرالدین حجازی از روی عقیده و ایمان (به خدا قسم) آن عضمتها و آن فضائل را از امام بیان کرد و امام گفت :شما خطیبی، شما عزیزی به من نگو این حرف ها را کم کم من هم باورم می شود که من چنین هستم یا مرحوم آیت ا... مشکینی (ره) از این سخنان می گوید و امام ضمن محبت با ایشان برخورد میکند ومیگوید این حرفها را نزنید چون این حرفها وقتی گفته میشود به تدریج شروع می شود شروع می شود
آیت الله کروبی ضمن انتقاد شدید به خرافه گرایی ر جامعه اظهار اشت: آقا شما بدانید این حرفهایی که زده میشود و آن آدمهایی که دارند این حرفهای عجیب و غریب را بیان می کنند ، اگر روز اول جلویشان را میگرفتیم ، اگر آن موقع که بعضی حرفهای نسنجیده و نادرست گفته شده بود را جلویش را می گرفتیم کار به این جا نمی رسید که به مردم آمار غلط بدهند ، حرفهای غلط بزنند،افرادی وارد صحنه ای می شوند که ان صحنه ها مربوط به آنهاست ، لذا وضع مان این چنین می شود که شاهدش هستیم و داریم می بینیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧
شناخت گروههای تندروی و غیر اصیل چندان دشوار نیست. کافی است به معیارهای اصلی رجوع کنیم. یکی از این معیارها انجام امور در غیر جای آنهاست.
انقلابی ترین مواضع را در شرایط صلح میگیرند. مثلا در شرایط که پیامبر ص به صلح حدیبیه می اندیشند، سخن از جنگ و شهادت میزنند و زمانی که ماموریت خطرناک پیش می آید، جا میزنند و در جنگ احد نیز تا دور دست ها می گریزند.
در غوغای جنگ صفین، علی ع را تهدید و مجبور به توقف جنگ و پذیرش صلح میکنند و به هنگام صلح، شمشیر میکشند و خون زنان و مردان بیگناه را می ریزند.
در شرایط مبارزه با شاه، سخن از کوتاه آمدن میکنند و در شرایط آرامش و وجود جمهوری اسلامی، از خشونت میگویند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٧
لینک خبر:
کروبی تصریح کرد: مهمترین هدف امام حسین(ع) در قیام خود آزادی انسان و رهایی اش از زیر ستم است، پس چرا در جامعه ما تملق، چاپلوسی ، تزویر، حقه و اموری از این قبیل بهوجود آمده است. این نشان میدهد که ما نتوانستهایم منطق امام حسین(ع) را در جامعه پیاده کنیم. انسانهای متعدد و کج اندیش از محرم سوء استفاده میکنند و بسیاری از نخبگان نیز به خاطر منافع سیاسی و شخصی خود افکار عمومی را تنویر نمیکنند.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه سخنان خود با انتقاد از برخی خرافهگوییها در جامعه اظهارداشت: میبینیم که برخی حرفهایی میزنند که با اندیشهی امام(ره) منافات دارد و جمع زیادی هم در برابر این سخنان سکوت کردهاند. آیا انقلاب ما و جمهوری اسلامی و فداکاریهایی که برای آن شد برای این بود که اسلام این گونه معرفی شود؟ آنهم زمانی که صحابه حضرت امام(ره) هنوز هستند و در راس انقلاب مجتهد فرزانهای که شاگرد امام(ره) نیز میباشد، قرار گرفتهاند. از امام زمان(عج) و هم چنین از حادثه کربلا خرافی حرف زدن دور از اندیشههای حضرت امام(ره) است.
کروبی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اصل انقلاب پاک و ارزشمند است و باید به راهی که امام(ره) برای ما ترسیم کرده است، برگردیم. اسلام با رای و حضور مردم باید بر جامعه حکومت کند و این همان جمهوری اسلامی است.امام(ره) معتقد بود که نقد و تذکر در جامعه نعمت است و همه باید این فرصت را داشته باشند که همدیگر را نصیحت کنند. امیدوارم اسلام شفاف و روشن و آن اسلامی که حضرت امام(ره) مبلغ آن بود و نام آن را اسلام ناب محمدی گذاشته بود، هر چه بیشتر تقویت شود.
کروبی هم چنین با انتقاد از رواج فرهنگ تملق گویی و خرافه پرستی گفت: برخی حرفهای خرافاتی شاه را دوباره تکرار میکنند. شاه میگفت در امام زاده داوود امام زمان(عج) او را کمک کرده است که از کوه نیفتد و برخی چنین سخنانی را برای فریب و نیرنگ مردم به کار میبرند. حتی حرفهایی میزنند که آدم وحشت میکند و این در حالیست که رهبری و مسوولان همه علیه این گونه حرفها موضعگیری کردهاند، اما باز هم ادامه دارد و در نشریات منتشر میشود.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:
این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است با حلول ماه محرم ، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد. ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد ، ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطل بر جبهه ستمکاران و حکومتهای شیطانی زد،ماهی که به نسلها در طول تاریخ ، راه پیروزی بر سر نیزه را آموخت ، ماهی که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند، ماهی که امام مسلمین، راه مبارزه با استکباران تاریخ را به ما آموخت ، راهی که باید مشت گره کرده آزادیخواهان و استقلال طلبان و حق گویان بر تانک ها و مسلسل ها و جنود ابلیس غلبه کند و کلمه حق ، باطل را محو نماید .امام مسلمین به ما آموخت که در حالی که ستمگر زمان بر مسلمین حکومت جابرانه می کند ، در مقابل او اگرچه قوای شما نا هماهنگ باشد به پا خیزید و استنکار کنید و اگر کیان اسلام را در خطر دیدید ، فداکاری کنید و خون نثار نمایید.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
روشنفکری در ایران با مناقشه جدید ”مدرنیته و سنت“ شروع شد، ولی به لحاظ تغییراتی که در ماهیت جهان مدرن و نوع حضور سنت و دین، رهبران مدافع سنت و دینداری، و بروز جنبش های دینی در ایران به وقوع پیوست، در بینانهای فکری و اجتماعی روشنفکری تغییراتی صورت گرفت. اما تغییرات صورت گرفته به لحاظ نظری در ایران هنوز نمودی نیافته است. به طور ناخواسته، انشقاق مجدد روشنفکری ایران به دو جریان و حوزه اندیشه ای؛ روشنفکران دینی و روشنفکران ضد دین، به وقوع پیوست. توجه روشنفکران دینی از اصلاح خام و ساده جامعه به دفاع از سنت پالایش شده انجامید . در جهت دیگر، فروپاشی سنت های اجتماعی با محوریت روشنفکران غیر دینی محوریت یافت. این دوگانگی جدید موجب شد تا ساختار اندیشه ای و فکری ایران دچار پیچیدگی گردد. ادامه این دو گانگی می تواند منشا نابسامانی های متعدد فکری و اندیشه شود.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:
امام خمینی:
معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از "حس و عقل" می باشد، و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی که ماده ندارد، می تواند موجود باشد. و همان طور که موجود مادی به "مجرد" استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است
ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می داند کجاست; در محیطش چه می گذرد; در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می خواهد. و شما خوب می دانید که انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به "حق مطلق" برسد تا فانی در خدا شود. اصولا اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
سید جمال از بالا شروع کرد. سراغ فرمانروایان میرفت. امام خمینی که به فرمانروایان اعتماد نداشت، همزمان با هشدار به فرمانروایان، مستقیم سراغ مردم رفت.
نخبگان نیز با چنین رهبری بهتر رابطه برقرار کردند و او را که از فرمانروا دوری میکرد، بیشتر می پذیرفتند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۳ دی ۱۳۸٧
لینک خبر:
درحالی که زمزمه هایی مبنی بر ورود میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی پس از 20 سال دوری از صحنه سیاست به صحنه انتخابات ریاست جمهوری آینده شنیده می شود، گمانه زنی های زیادی برای تغییر رویه این شخصیت سیاسی مطرح شده است
میزان حمایت امام خمینی(ره) از میرحسین در دوران جنگ تحمیلی به حدی بود که به رغم توافق صورت گرفته با آیت الله خامنه ای مبنی بر کاندیداتوری ایشان در دوره دوم ریاست جمهوری به شرط آزاد بودن در انتخاب نخست وزیر، امام خمینی (ره) بنابر درخواست فرماندهان جنگ، بر نخست وزیری مهندس موسوی در دولت دوم صحه گذاشت و حتی انتقادات بی سابقه از سوی بخشی از خانواده انقلاب موسوم به فهرست 99 نفره را پذیرا شد
توصیه و تقاضاهای مکرر از میرحسین موسوی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری پیشینه ای 12 ساله دارد، وی برای نخستین بار در 5 آذر سال 1375 با انتشار بیانیه رسمی، تصمیم خود مبنی بر عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری را اعلام و سپس به مسافرت رفت
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧
تاکید امام خمینی بر ظلم ستیزی زبان زد است. امام بر اهمیت توسعه عدالت نیز تاکید دارند ولی تاکیدی که بر استقلال (مقابله با زور بیگانه) و آزادی (مقابله با هر گونه زورگویی به خصوص فرمانروایان داخلی) دارد دز تمامی زندگی ایشان پر رنگ است.
تلاش گروههای کمونیستی در ابتدای انقلاب برای ایجاد ارتباط بین آرمان های انقلاب با اهداف صرفا اقتصادی را امام با سخت ترین تعبیرها پاسخ میداد و نشان میداد که ملت ما به ارزشهای انسانی اولویت جدی میدهند.
امام خمینی بعنوان محبوبترین رهبر تاریخ ایران، مسیر ظلم ستیزی را آشکارا حمایت میکردند. شاید اینکه بارها از شخصیتی چون سید حسن مدرس یاد کرده اند نیز به همین روحیه ضد زور و ظلم مرحوم مدرس باز میگشت. از سخنان امام که مخاطبش محمد رضا شاه است میتوان فهمید که چقدر برای امام سخت است که رئیس کشورش در برابر بیگانگان ضعیف و خوار ظاهر میشود.
بعلاوه امام به شجاعت نیز بسیار اهمیت میداد و بارها از افراد شجاع تقدیر کرده است و توهین کنندگان را به جای خود نشانده است. کشیده زدن به سفیر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به دلیل توهین و برخورد شوروی با نماینده کشور ما در مسکو مشهور است. یا تقدیر از فرمانده و پرسنل نظامی که با ناو آمریکایی درگیر شده بودند. یا حمایت از دانشجویان پیرو خط امام.
یکی از بزرگترین آرزوهای امام آن بود که مردم ما شجاعانه و آزادانه از حقوق خود در برابر جباران دفاع کنند. جباران با تاکید بر رفاه، نخست آزادی را سلب میکنند و سپس از وعده های عدالت و رفاه نیز کوتاه می آیند. در واقع این آزادی است که ضامن تحقق وعده های عدالت نیز هست.
این تجربه در زمان شاه نیز اتفاق افتاد. رضا شاه و محمد رضا شاه، دو پادشاه سلسله پهلوی، با کودتا و زور و حمایت بیگانه به قدرت رسیدند و جریانات داخلی را سرکوب میکردند ولی داعیه ی ایجاد رفاه برای مردم را داشتند و در این زمینه اقداماتی نیز در دوران پنجاه ساله حکومت آنها انجام شد.
کمونیستها نیز در کشورهای روسیه و چین و دیگر نقاط با وعده عدالت به قدرت رسیدند و مردم سالاری را با عنوان دمکراسی توده ای و خلقی، به دیکتاتوری باندی واحد و متصل به رئیس کشور که رئیس ایدئولوژیک نیز هست تبدیل کردند.
=========================
از رجال سیاسی امروز، خاتمی نیز به تبعیت از امام حسین ع و امام خمینی بر آزادی و استقلال تاکید خاص دارد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧
تحقق استقلال و آزادی و توسعه، توامان ممکن است. بدون آزادی، فهمی از استقلال و توسعه وجود نخواهد داشت. استقلال به تنهایی و در نظام مستبد به وابستگی به قدرتهای خارجی و وابستگی منجر میشود. عقب افتادگی مثل خوره مبانی استقلال و آزادی را میخورد. همه ی این ها با هم می آیند و با هم می روند.
برای تحقق این هر سه، نیاز به وفاق و وحدت است. به قول امام خمینی: همه با هم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
آقای ناطق نوری در خاطرات چاپ شدهی خودش نوشته: "در آستانهی انتخابات دور دوم مجلس شورای اسلامی امام سخنانی علیه اسلام آمریکایی گفتند. دوستان چپ آن را در جامعه تبلیغ کردند و باعث حذف همهی ما شدند. در آستانهی انتخابات دور سوم مجلس هم آیت الله خامنهای که رهبر جمهوری اسلامی شده بود، سخنانی علیه فتنهگران ابراز داشتند و ما از آن استفاده کردیم و جناح چپ را حذف کردیم
هاشمی رفسنجانی به دلیل شخصیت پرظرفیتی که دارد وقتی قدرتمندتر میشود که قدرت در کشور به صورت دو قطبی باشد و جایگاه وی به عنوان میانجی تثبیت شود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧
امام خمینی اساسا با زورگویی و قلدری مخالف بود. زندگی فردی امام و خانواده او نیز نشان از نوعی ظلم ستیزی خانوادگی دارد. امام بارها و بارها و به بهانه های مختلف از افرادی که ولو با شکستن بعضی قواعد رسمی یا حتی قانونی، شجاعانه ولی با سلامت نفس، بر ضد ظلم قیام میکنند٬ حمایت میکند.
گاهی ابتکار عمل بدون هماهنگی یک گروه کوچک نظامی در برابر یک ابرقدرت که نیازمند توبیخ مقامات ارشد آنهاست، به صحنه ی تقدیر از شجاعت و اهدای هدیه و البته تذکر به اطاعت از فرماندهی منجر میشد.
تسخیر سفارت آمریکا در ایران و علاقه ویژه امام به مبارزان دوران ستم شاهی اعم از ملی یا مذهبی حتی افرادی که تفکراتشان با امام فاصله دارد ولی شخصیت مردانه ای دارند٬ مانند مرحوم داریوش فروهر٬ ممکن است به همین موضوع مربوط باشد.
==============
بی تردید در تاریخ یک صد ساله ی ایران ما شخصیتی خود رای چون رضا شاه نداشته ایم و سید حسن مدرس در زمانی که رضا خان پر کشیده بود تا به اوج قدرت سیاسی کشور برسد٬ نقطه ی مقابل وی بود.
یادش گرامی باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧
بسیجی کیست؟
بسیجی کسی است که :
از خود
به نفع مردم
و برای رضای خدا
میگذرد.
اگر چنین اند بسیجی اند و موجب افتخار ملت ایران.
در گذشته:
بسیجی با جریانات سیاسی دور از خط امام٬ بخصوص احزاب راستگرا و محافظه کار نسبتی دور داشت و بسیجیان فعال از فعالیت در امور سیاسی به معنای حمایت از احزاب و گروهها و گرایش های سیاسی ولو جریانات خط امام منع شده بودند.
بسیجی خدمتگزار افتخاری و نیمه وقت پشت جبهه و مبارز تمام وقت جبهه بود.
بسیجی واقعی شهدا و جانبازان و خانواده های ایثارگران بودند.
اگر کشورمان بیست میلیون جوان داشت همان بیست میلیون جوان مان بسیجی بودند نه اقلیتی از میان اقلیتی دیگر.
بسیج در یک جمله مدرسه عشق بود.
===========================
زمانی که فرمان هشت ماده ای حضرت امام صادر شده بود و جلوی زیاده روی ها و مداخله در امور شخصی را تا حدی گرفت بعضی ها خیلی ناراحت شدند. متن فرمان خیلی گویا است:
فـــرمـان 8 مـاده اى امـام خـمـیـنـى خطاب به قوه قضائیه و تمام ارگان هاى اجرائى در مورداسلامى شدن قوانین و عملکردها
بسم الله الرحمن الرحیم
در تـعـقـیـب تـذکـر بـه لزوم اسـلامى نمودن تمام ارگان هاى دولتى بویژه دستگاه هاى قضائى و لزوم جانشین نمودن احکام الله در نظام جمهورى اسلامى به جاى احکام طاغوتى رژیم جبار سابق لازم است تذکراتى به جمیع متصدیان امور داده شود. امید است انشاءالله تعالى با تسریع در عمل ، این تذکرات را مورد توجه قرار دهند.
1 !!! تـهـیـه قـوانـیـن شـرعـیه و تصویب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گیرد و قـوانـیـن مربوط به مسائل قضائى که مورد ابتلاى عموم است و از اهمیت بیشتر برخوردار اسـت در راءس سـایـر مـصـوبـات قـرار گـیـرد کـه کـار قـوه قـضـائیـه بـه تـاءخـیر یا تـعـطـیـل نـکـشـد و حـقـوق مـردم ضـایـع نـشـود، و ابـلاغ و اجـراى آن نـیـز در راءس مسائل دیگر قرار گیرد.
2!!! رسـیـدگـى بـه صـلاحـیـت قـضـات و دادسـتـان هـا و دادگـاهـهـا بـا سـرعـت و دقـت عمل شود تا امور شرعى و الهى شده و حقوق مردم ضایع نگردد و به همین نحو رسیدگى بـه صـلاحـیـت سـایـر کـارمـنـدان و مـتـصـدیـان امـور، بـا بـیـطـرفـى کـامـل بـدون مـسـامـحـه و بـدون اشـکـالتـراشـى هـاى جـاهـلانـه کـه گـاهـى از تـنـدروهـا نـقـل مـى شـود، صـورت گـیـرد تـا در حالى که اشخاص فاسد و مفسد تصفیه مى شوند اشـخـاص مـفـیـد و مـؤ ثـر بـا اشـکـالات واهـى کـنـار گـذاشـتـه نـشـونـد. و مـیـزان ، حـال فـعلى اشخاص است با غمض عین از بعض لغزش هائى که در رژیم سابق داشته اند مگر آنکه با قرائن صحیح معلوم شود که فعلا نیز کارشکن و مفسدند.
3 !!! آقـایـان قـضات واجد شرایط اسلامى ، چه در دادگسترى و چه در دادگاه هاى انقلاب بـایـد بـا استقلال و قدرت بدون ملاحظه از مقامى احکام اسلام را صادر کنند و در سراسر کـشـور بـدون مـسامحه و تعویق به کار پر اهمیت خود ادامه دهند و ماءمورین ابلاغ و اجرا و دیگر مربوطین به این امر باید از احکام آنان تبعیت نمایند تا ملت از صحت قضا و ابلاغ و اجـرا و احـضـار احـسـاس آرامـش قـضـائى نـمـایـنـد و احـسـاس کـنـنـد کـه در سـایـه احـکام عـدل اسـلامـى جـان و مـال و حـیـثـیـت آنـان در امـان اسـت . و عـمل به عدل اسلامى مخصوص به قوه قضاییه و متعلقات آن نیست ، که در سایر ارگان هاى نظام جمهورى اسلامى از مجلس و دولت و متعلقات آن و قواى نظامى و انتظامى و سپاه پاسداران و کمیته ها و بسیج و دیگر مـتـصـدیـان امـور نیز به طور جدى مطرح است و احدى حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامى داشته باشد.
4!!! هـیـچ کـس حق ندارد کسى را بدون حکم قاضى که از روى موازین شرعیه باید باشد تـوقـیـف کـند یا احضار نماید، هر چند مدت توقیف کم باشد. توقیف یا احضار به عنف جرم است و موجب تعزیر شرعى است .
5 !!! هـیـچ کـس حـق نـدارد در مـال کـسـى چـه مـنـقـول و چـه غـیـر مـنـقـول و در مـورد حق کسى دخل و تصرف کند یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع ، آن هم پس از بررسى دقیق ثبوت حکم از نظر شرعى .
6 !!! هـیـچ کـس حـق نـدارد بـه خـانـه یـا مـغـازه و یـا محل کار شخصى کسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسى را جلب کند یا به نام کشف جـرم یـا ارتـکـاب گـنـاه تـعـقـیـب و مـراقـبـت نـمـایـد و یـا نـسـبـت بـه فردى اهانت نموده و اعمال غیر انسانى اسلامى مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگرى به نام کـشـف جـرم یـا کشف مرکز گناه گوش کند و یا براى کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ بـاشـد، شـنـود بـگـذارد و یـا دنـبـال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسرارى که از غیر به او رسیده ولو براى یک نفر فاش کند. تمام اینها جرم و گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبائر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امـور فـوق مـجـرم و مـسـتـحـق تـعزیر شرعى هستند و بعضى از آنها موجب حد شرعى مى باشد.
7 !!! آنـچـه ذکـر شـد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردى است که در رابطه با توطئه ها و گـروهـک هاى مخالف اسلام و نظام جمهورى اسلامى است که در خانه هاى امن و تیمى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى و ترور شخصیت هاى مجاهد و مردم بیگناه کوچه و بازار و بـراى نـقـشـه هـاى خـرابـکـارى و افـسـاد فـى الارض اجـتـمـاع مـى کـنـنـد و مـحـارب خدا و رسـول مـى بـاشـنـد، کـه بـا آنـان در هـر نـقـطـه که باشند و همچنین در جمیع ارگان هاى دولتـى و دسـتگاه هاى قضائى و دانشگاه ها و دانشکده ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل ولى با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستان هـا و دادگـاه ها، چرا که تعدى از حدود شرعیه حتى نسبت به آنان نیز جایز نیست ، چنانچه مـسـامـحـه و سـهـل انـگـارى نـیـز نـبـایـد شـود. و در عـیـن حـال مـاءمـوریـن بـایـد خارج از حدود ماءموریت که آن هم منحصر است به محدوده سرکوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه ، عملى انجام ندهند. و موکدا تذکر داده مى شود که اگر براى کشف خانه هاى تیمى و مراکز جاسوسى و افساد علیه نظام جمهورى اسلامى از روى خطا و اشتباه به منزل شخصى یا محل کار کسى وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قـمار و فحشا و سایر جهات انحرافى مثل مواد مخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدى از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهى از مـنـکر به نحوى که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صـاحـبـان خـانـه و سـاکـنـان آن را ندارند و تعدى از حدود الهى ظلم است و موجب تعزیر و گاهى تقاص مى باشد. و اما کسانى که معلوم
شـود شـغـل آنـان جـمـع مواد مخدره و پخش بین مردم است ، در حکم مفسد فى الارض و مصداق سـاعـى در ارض بـراى فـساد و هلاک حرث و نسل است و باید علاوه بر ضبط آنچه از این قـبـیـل مـوجـود اسـت آنـان را بـه مقامات قضائى معرفى کنند. و همچنین هیچ یک از قضات حق ندارند ابتدائا حکمى صادر نمایند که به وسیله آن ماءموران اجرا اجازه داشته باشند به مـنـازل یـا مـحـل هـاى کـار افـراد وارد شـونـد کـه نـه خـانـه امـن و تـیـمـى اسـت و نـه محل توطئه هاى دیگر علیه نظام جمهورى اسلامى ، که صادر کننده و اجرا کننده چنین حکمى مورد تعقیب قانونى و شرعى است .
8 !!! جـنـاب حجت الاسلام آقاى موسوى اردبیلى رئیس دیوانعالى کشور و جناب آقاى نخست وزیـر مـوظـفـنـد شـرعـا از امـور مذکوره با سرعت و قاطعیت جلوگیرى نمایند و لازم است در سـراسـر کـشـور، در مراکز استاندارى ها و فرماندارى ها و بخشدارى ها هیات هائى را که مورد اعتماد و وثوق مى باشند انتخاب نمایند و به ملت ابلاغ شود که شکایات خود را در مـورد تـجـاوز و تـعـدى مـاءمـوریـن اجـرا، چـه نـسـبـت بـه حـقـوق و امـوال آنـان سر مى زند بدین هیات ها ارجاع نمایند و هیات هاى مذکور نتیجه را به آقایان تـسـلیـم و آنـان بـا ارجـاع شـکـایـات بـه مـقـامـات مـسـؤ ول و پـیـگـیرى آن متجاوزین را موافق با حدود و تعزیرات شرعى مجازات کنند. باید همه بـدانیم که پس از استقرار حاکمیت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهورى اسلامى با تایید و عـنـایـات خـداونـد قـادر کریم و توجه حضرت خاتم الاوصیا و بقیه الله اروحنا لمقدمه الفـداء و پـشـتـیـبـانـى بـى نـظـیـر مـلت مـتـعـهـد ارجـمـنـد از نـظـام و حـکـومـت ، قـابـل قـبـول و تحمل نیست که به اسم انقلاب و انقلابى بودن خداى نخواسته به کسى ظـلم شـود و کـارهاى خلاف مقررات الهى و اخلاق کریم اسلامى از اشخاص بى توجه به مـعـنـویـات صـادر شـود. بـایـد مـلت از ایـن پـس کـه حـال اسـتـقـرار و سـازنـدگى است احساس آرامش و امنیت نمایند و آسوده خاطر و مطمئن از همه جـهات به کارهاى خویش ادامه دهند و اسلام بزرگ و دولت اسلامى را پشتیبان خود بدانند و قـوه قـضـائیـه را در دادخواهى ها و اجراى عدل و حدود اسلامى در خدمت خود ببینند و قواى نـظـامـى و انـتـظـامـى و سـپـاه پاسداران و کمیته ها را موجب آسایش و امنیت خود و کشور خود بـدانند. و این امور بر عهده همگان است و کار بستن آن موجب رضاى خداوند و سعادت دنیا و آخرت مى باشد و تخلف از آن موجب غضب خداوند قهار و عذاب آخرت و تعقیب و جزاى دنیوى اسـت . از خـداونـد کـریم خواهانم که همه ما را از لغزش ها و خطاها حفظ فرماید و جمهورى اسـلامـى را تـایـیـد فـرمـوده و آن را بـه حـکـومـت عـالمـى قـائم آل محمد صلى الله علیه و آله متصل فرماید. (انه قریب مجیب )
والسلام على عبادالله الصالحین
روح الله الموسوى الخمینى
تاریخ : 28/9/61
لینک فرمان هشت ماده ای امام خمینی ره
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧
امام با شعار همه با هم، همراهی خود با مردم و همراه مردم با خود را به نمایش میگذارد. توصیه های اخلاقی امام متوجه مسئولین حکومت بود و آنها را از دنیاگرایی و خود محوری نهی میکرد. به آنها توصیه میکرد که با مردم همراه و به فکر نیازمندان باشند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧
امام خمینی ضمن احترام زیادی که برای علمای دین قائل بود، به عدم احساس مسئولیت اجتماعی روحانیت انتقاد جدی داشت. پرهیز از سیاست در بین اکثریت روحانیون بلند پایه را نمی پسندید و توجه به امور مردم را از وظایف دینی میشمرد..
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٧
روابط ایران و آمریکا از ابتدای تا کنون فراز و نشیب های زیادی داشته است و همچنان موضوعی جدی و زنده در سیاست خارجی ایران و آمریکا می باشد.
سالروز تسخیر لانه جاسوسی با انگیزه ی اعتراضی آغاز شد و به یک پدیده تاثیر گذار در سرنوشت انقلاب اسلامی بدل شد. با حمایت امام خمینی ره این حرکت با عنوان انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیده شد.
شاید دلیل آن اینست که انقلاب اول، حرکتی ضد استبدادی بود و انقلاب دوم، حرکتی ضد استعماری بود. یکی مبارزه با شاه بود و دیگری مبارزه با ابرقدرت جهانی. به همین سادگی.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧
در طول تاریخ سیاسی ایران، کمتر به رهبری سیاسی برمیخوریم که محبوبیتی مردمی خارج از نسب و موقعیت اجتماعی و حکومتی یا موروثی اش داشته باشد.
امام خمینی چنین بود. نه پدری سرشناس بعنوان پشتوانه داشت و نه از ثروت و قدرت خویشان برخوردار بود و نه بر اساس مناسبات حقوقی و تحصیلات دانشگاهی و یا حمایت نخبگان مذهبی یا سیاسی انتخاب شده بود.
وی در مسیر همراهی با مردم و آرزوها و اندیشه هایشان به چنین موقعیت ممتازی رسید. خودساخته ی راهی منتخب و البته سخت و دشوار بود. او بی تردید یکی از بزرگترین و موثر ترین و محبوب ترین شخصیت سیاسی تاریخ کشور ما بود.
در سالهایی که مقدس نماها در برابر امام خمینی سخن از حضرت مهدی عج میگفتند٬ شعاری شکل گرفت و پذیرفته شد که:
بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد
خمینی اخلاقی و مردمی و دینی و ملی بود. نقش محوری وی در تغییر رژیم شاهنشاهی در ایران فراموش نشدنی است. حتی از سوی مخالفانش.

نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٧ آبان ۱۳۸٧
لینک مطلب:
آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧
اگر وقت دارید حتما متن سخنرانی آقای تاجزاده را بخوانید. خیلی مهم است:
لینک مطلب از مرجع اصلی:
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧
در ادبیات سیاسی اصولگرایان به تدریج شاهد چرخشی مثبت نسبت به مسائل حوزه مرتبط با امام خواهیم بود. عمدتا به دلیل رقابت با اصلاح طلبان که گرایش آشکاری به خط و گفتمان امام نشان میدهند و از حمایت بیت و دفتر و یاران نزدیک امام برخوردارند.
پیش از این اصولگرایان سعی در کم رنگ کردن خط امام داشتند و اینک به دنبال نشان دادن تعارض میان خط امامی ها(اصلاح طلبان و بیت امام) و امام هستند. ولی این مسیر نیز به نتیجه مطلوب نمیرسد. اصولگرایان فرصتهای زیادی را از دست داده اند و اصول بسیاری را زیرپا گذارده اند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧
لینک مطلب از سایت خبری نوروز:
رئیس دولت اصلاحات گفت: سالهاست تفکری که هیچ نسبتی با اندیشه امام و آیت الله طالقانی و جهت گیریهای ایشان ندارد، میخواهد خودش را متصدی و متولی انقلاب و تنها سخنگوی ارزشهای انقلاب معرفی کند.
سید محمد خاتمی در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار "ایلنا"، با اشاره به ویژگیهای شخصیتی آیت الله طالقانی گفت: آیت الله طالقانی از سرمایههای بزرگی است که در یک و نیم قرن گذشته جایگاه و پایگاه بسیار بالایی هم در تفکر دینی و هم در حرکتهای اجتماعی جامعه ما داشته است.
وی افزود: آیت الله طالقانی جایگاه ممتازی را در جامعه و تاریخ ما دارد.
خاتمی با کم نظیر دانستن شخصیت آیت الله طالقانی اظهار داشت: آیت الله طالقانی یک عالم دینی، زاهد، متقی و روشن فکری بود که دغدغه دین داشتن او عین دغدغهاش نسبت به سرنوشت مردم بود.
وی تصریح کرد: در اندیشه آیت الله طالقانی حق حاکمیت مردم به سرنوشت خویش و اینکه اسلام به گونهای است که اگر حاکم شود،مردم دارای رشد فکری و برخوردار از مزایای زندگی میشوند، نمود بارزی داشت.
رئیسجمهور پیشین کشورمان در ادامه تاکید کرد: آیت الله طالقانی یکی از سردمداران و سرآمدان روشنفکری دینی بود که در عین پایبندی به معیارهای دینی به عنوان یک عالم دین، دغدغههای یک روشنفکر را نسبت به سرنوشت، حقوق و آزادی انسان داشت.
وی افزود: ایشان ایران را آباد، آزاد و سربلند میخواست.
سید محمد خاتمی با اشاره به مبارزات آیت الله طالقانی در رژیم گذشته اظهار داشت: آیت الله طالقانی علاوه بر فعالیتهای فکری مبارزات ارزنده و طولانی با رژیمی که هم مستبد و هم وابسته به بیگانه بود، داشتند.
وی به رابطه حضرت امام(ره) و آیت الله طالقانی اشاره کرد و گفت: عنایتی که حضرت امام(ره) نسبت به ایشان داشتند هم به عنوان اولین امام جمعه ای که منصوب کردند و نیز اطلاعیهای که بعد از رحلت ایشان صادر کردند نشانهای از توجه امام به شخصیت بیبدیل و بینظیر آیت الله طالقانی بود.
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: متاسفم که سالهاست تفکر و روشی که هیچ نسبتی با تفکر امام و تفکر آیت الله طالقانی و جهت گیریهای ایشان ندارد میخواهد خودش را به عنوان متصدی و متولی انقلاب و تنها سخنگوی ارزشهای انقلاب معرفی کند.
وی افزود: در حالیکه همه میدانند آن تفکر قبل ازانقلاب هم با امام درمعارضه بود و بعد از انقلاب هم مورد توجه امام نبود و امروز نیز برای میدان دار شدن تلاش میکند.
خاتمی با اشاره به احیاء مساله شوراها در دولت اصلاحات، اظهار داشت: همانگونه که همه میدانیم اهتمام به امر شوراها از ویژگیهای تفکر و موضعگیریهای آیت الله طالقانی بود و این فکر مبتنی بر این اصل است که کار مردم بدست خود مردم باید باشد و خوشبختانه اصل شوراها از اصول مترقی قانون اساسی ماست و خدا را سپاسگزارم که پس از دو دهه در دوران دولت پیشین این اصل مهم و معطل مانده پیاده شد و امروز همه شاهد نتایج و برکات آن هستیم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧
امام خمینی سخن مشهوری دارند که به صورت های مختلف بعدها در سخنان و سیره و عملکرد ایشان تکرار شد:
امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر، لیکن امروز سر و کار ما با امریکاست
بر اساس نظر امام ، نفی قدرتهای بیگانه و اتکا به جریان های داخلی اصیل و غیر وابسته تنها مسیر اصلی رشد و استقلال کشور است. در واقع امام خمینی و انقلاب اسلامی روحیه ضد بیگانه و اتکا به خود را در کشور ما تقویت کرد.
دیدگاه استقلال از دیگران، در بین بعضی و به افراط تا آنجا پیش رفت که به نوعی ارجحیت نظر فردی و خودمحوری رسیدند و فعالیت جمعی و گروهی را زیر سوال بردند. به دلیل عملکرد منفی احزاب وابسته، با احزاب وطنی به مبارزه برخواستند و با تمام قدرت مبانی مشروعیت حرکت سیاسی جمعی شناسنامه دار یعنی تحزب را نشانه گرفتند. نتیجه تلاش این دسته، تضعیف نسبی احزاب داخلی بود. موضوعی که بطور طبیعی به کاهش نرخ مشارکت سیاسی مردم می انجامد.
==================
نفی مطلق جریان چپ و راست داخلی (اصلاح طلب / اصولگرا) در ادبیات اشخاص منفرد،یا گروههای حاشیه نشین و یا جریانات ناامید به مردم و امیدوار به بیگانه یا باندهای قدرت، انگیزه های یکسانی ندارد. بخشی از این مخالفتها ناشی از گرایش به عدم پاسخگویی، عافیت طلبی و فردگرایی و امیدواری به بیگانه است.
==============
نفی قدرت های داخلی بدون حضور جریان سوم مقتدر داخلی چیزی جز تضعیف مبانی اقتدار ملی نیست. بطور مثال کسانی که در آمریکا دو حزب اصلی موجود جمهوریخواه و دمکرات را نفی میکنند، تا زمانی که حزب و جریان مقتدر و تاثیر گذار سومی وجود ندارد، در واقع با نفی این دو حزب از حوزه سیاست کناره گیری میکنند. نه قدرت تغییر وضع موجود را دارند و نه در تغییر شرایط با جریانات موثر همسو هستند و در واقع به حاشیه میروند. شعارهای مربوط به تغییرات کلی در شرایط تثبیت نیز معمولا چیزی جز توجیه و دلیل کناره گیری نیست.
=====================
در جریانات سیاسی هر کشوری، نقاط مثبت و منفی بسیاری میتوان یافت. برای ناامیدی، توجه مطلق به ضعفها کافی است و برای امیدواری نیز توجه صرف به قوتها کافی است. تعریف نسبت خود با آنها و جمع مناسب و عقلایی بین وجوه مختلف و تشخیص نسبت آنها با تغییرات داخلی و جهانی و استانداردهای ملی و اندیشه های متعالی مسیر نتیجه گیری منطقی و کم اشتباه است.
ایفای نقش در جامعه از طریق جریانات موثر موجود ممکن است نه با تحریم و کناره جویی و گنده گویی های تخیلی. البته روشن است که بن بست در تعامل بین جریانات اصلی یک جامعه به اختلال جدی و نهایتا تحول می انجامد و نتیجه این تحولات معمولا با خواست کسانی که از هر دو سو در ایجاد بن بست دخالت داشته اند، همسو نیست.
نه این ... نه آن ... یعنی انفعال٬ یعنی تسلیم شدن به گذشت زمان ... به سکوت ... به قدرتهای محیطی: داخلی و خارجی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧
ابراز نگرانی مهم آقای خاتمی نسبت به شرایط امروز:
لینک مطلب از سایت امروز:
امروز:رییس جمهور سابق کشورمان گفت:مبادا تصور شود که دموکراسی یعنی اینکه قرار است شب بخوابیم صبح سفرهای پهن کنند بگویند بفرمایید سر سفره،بلکه دموکراسی مردمسالاری است که پایهاش خود مردم باشند.

به گزارش روابط عمومی بنیاد باران،حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در جمع گروهی از فعالان سیاسی و اجتماعی استان کهکیلویه و بویر احمد با بیان اینکه مردمسالاری
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٦ تیر ۱۳۸٧

سید علی اکبر محتشمی پور بصورت کاملا مشخص و مستقیم در رابطه با اندیشه و عملکرد آیت الله مصباح یزدی اظهار نظر میکند و یاران و حرکت سیاسی و ایدئولوژیک منتسب به ایشان را با عنوان فرقه مصباحیه و طالبانیسم شیعه مورد حمله قرار میدهد و تمایزات آن را با خط امام روشن میکند. مخالفان محتشمی پور شاید هیچگاه به چنین عجزی در برابر شخصیتهای اصلاح طلب دچار نشده اند.
در خانه اگر کس است
یک حرف و سخن بس است
لینک مطلب از مرجع اصلی:
محتشمی پور:
مصباح لااقل شجاع باشد و موسسه امام را به نام خودش کند
سایت خبری ایران: حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر محتشمیپور چندی پیش در سخنانی در مراسم بزرگداشت ارتحال امام خمینی(ره) در اصفهان به طرح موضوع به قول خودشان فرقه مصباحیه پرداخت. این سخنان بازتابهای
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢ تیر ۱۳۸٧
عوامل اصلی و کلی پیروزی انقلاب اسلامی و حفظ آن را چنین شمرده اند:
رهبری آگاهانه و مدبرانه امام خمینی ره
مردم متحد و در صحنه مبارزه با مشکلات
اسلام ناب محمدی ص و متمایز با اسلام آمریکایی و ارتجاعی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧
مقاله صفحه اول و دوم روزنامه جام جم به قلم مهدی فضایلی:
بیست سال سکوت کافی است
١٩ سال از آغاز زعامت حضرت آیت الله خامنه ای میگذرد و به جرئت میتوان گفت تقریبا همه آنچه امروز از توانمندی ها و شایستگی های ایشان در ذهن ها نقش بسته محصول برداشت طبیعی از کارآمدی رهبری، طی حدود دو دهه ی گذشته است. به بیان دیگر نه در عرصه بین المللی و نه در عرصه داخلی تلاش و برنامه هدفمندی نه تنها برای تبلیغ که برای معرفی ایشان هم صورت نگرفته است.
... عده ای از باب حفظ حرمت و عظمت امام خمینی، عده ای دیگر به دلیل توقف در امام خمینی و گرایش به نوعی واقفی گری، عده ای هم به سبب نداشتن شجاعت و جسارت لازم و برخی هم به ملاحظات دیگر. البته ممکن است نوعی عادت فرهنگی هم در این زمینه موثر باشد. عادتی که همواره ما را مشغول آنچه از دست داده ایم میکند و قافل از آنچه داریم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٧ خرداد ۱۳۸٧
لینک مطلب از سایت تابناک:
در حالی که نوزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی، با افتتاح مجلس هشتم همراه شده، «تابناک» با اشاره به یک مقطع حساس تاریخی، سلوک امام با نمایندگان مجلس شورای اسلامی و میزان عمل ایشان به جمله خود که «مجلس در رأس امور است» را تشریح میکند.
امام خمینی(ره) در میانه سال 64 و در مقطع حساس جنگ، حتی از کسانی که برخلاف رأی صریح ایشان در دفاع از نخستوزیری مهندس میرحسین موسوی رأی دادند، تقدیر کرده و رأی آنان برخلاف نظر صریح خود را حق نمایندگان مجلس دانستند و حتی پس از رأی مشهور به 99 نفر، خود نمایندگان را به جماران دعوت کردند.
با وجود آنکه طبق برخی نقلها برخی از نمایندگان آن دوره عبارات نامناسبی را در مورد اظهارنظر درباره دولت به کار بردند، هیچیک از آنان به خاطر این مواضعشان تخطئه یا رد صلاحیت نشدند و حتی امام در مقابل برخی تندروهای جناح مقابل تأکید کردند که کسی حق ندارد راجع به مجلس جسارتی کند و یکی از این افراد هم از نامزدهای پروپا قرص تأیید صلاحیت شده ریاست جمهوری بود.
در آن مقطع با وجود برخی اختلاف سلیقهها میان رئیسجمهور و نخستوزیر وقت، امام تغییر نخستوزیر را صلاح نمیدانستهاند و با توجه به برگزاری انتخابات مجدد و انتخاب دوباره آیتالله خامنهای، موضوع معرفی نخستوزیر و کابینه او، به یکی از موارد اختلافی تبدیل میشود.
این در حالی بود که گویا امام خمینی(ره) با توجه به شرایط جنگ و این دیدگاه که بیثباتی و تغییر در دولت احتمالا تأثیر منفی در جنگ خواهد داشت، با تغییر مهندس موسوی نظر مخالف داشتهاند.
آنچه در پی میآید، روایت هاشمی رفسنجانی از این مقطع تاریخی است که به دلیل ریاست مجلس و نیز ارتباط نزدیک با امام(ره)، آیتالله خامنهای و مهندس موسوی، از نزدیک با مسائل درگیر بوده است.

سهشنبه 15 مرداد 1364
در مجلس
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٧ خرداد ۱۳۸٧
لینک مطلب:
محتشمیپور در مراسم بزرگداشت ارتحال امام خمینی(ره) در اصفهان گفت: متأسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکردهاند، ایدئولوگ یک جریان تندرو شدهاند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمیکنند.
همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) و نوزدهمین سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، مراسمی از سوی آیتالله طاهری در حسینیه اعظم اصفهان با حضور جمع کثیری از چهرههای سیاسی و انقلابی اصفهان و و دوستداران امام عظیمالشأن برگزار شد
به گزارش پایگاه خبری یاران باران، حجتالاسلام و المسلمین علیاکبر محتشمیپور، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، طی سخنانی در این مراسم همزمانی نوزدهمین سالگرد ارتحال امام با شهادت حضرت زهرا(س) را دارای رمز و رازهای بسیاری دانست و گفت: پیامبر اکرم در کمال قدرت، مظلومیت و تنهایی ظهور کرد و اسلام را به مدت 13 سال در سختترین شرایط مکه ترویج داد و پس از ورود و هجرت به مدینه، اسلام رفته رفته گسترش پیدا کرد و اسلام به اوج قدرت و عزت خود رسید و در این زمان بود که پیامبر خبر داد به زودی اسلام بار دیگر غریب خواهد شد و پس از رحلت پیامبر اسلام دوران غربت اسلام آغاز شد.
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧
از روزی که امام به ایران آمد و حتی پیش از آن، سن بالا و احتمال درگذشت ایشان مطرح بود. بیماری قلبی امام در همان سال نخست ورود به ایران جدی شد. تلقی خاصی وجود داشت که عمر امام به دعای ویژه مردم ربط داشت که:
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
کم کم تصور رفتن امام از میان امت، از ذهن ها رخت بر می بست. امام برادری داشتند بنام آیت الله پسندیده که 8 سال از ایشان بزرگتر بودند و به مردم امید میداد که امام همچنان زنده خواهند بود. آیت الله پسندیده 8 سال پس از امام رحلت کردند. یعنی 16 سال بزرگتر از امام بودند که فوت کردند. به این جهات شاید رفتن امام کمی زود بود. زمانی که امام رفت، عده ای از ناباوری شوکه شدند. عده ای سکته کردند. عده ای دچار عدم تعادل روحی شدند. یکی از دوستانی که چند سالی است فوت کرده، میگفت که باور نمیکردم امام ره تا پیش از ظهور امام زمان عج فوت کنند به همین دلیل شوکه و بیمار شدم.
اما از زمان قطعنامه که امام ره تصریح کردند که جام زهر را نوشیده اند، تصور رفتن امام ره بیشتر مطرح شد. تصور میکردم که این جام زهر تنها یک استعاره از نارضایتی است؟ یا تاثیر آن از دست دادن امام خواهد بود.
از آن روز تا زمانی که امام رفت، احساس میکردم که امام در حال رفتن است. به بقیه هم میگفتم. امام گویی می داند که میرود. سرعت و شتابی در پیامهای امام دیده میشد. ملاقاتها نیز با شتاب ادامه داشت. اتفاقات مهمی افتاد. شاید مهمترین بحثهای سیاسی و عقیدتی امام در همین دوره مطرح شدند. اصولی امام بار دیگر توسط حضرت امام تبیین میشد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧
سال پیش در این ایام در بازداشتگاه 51 روزه ام بودم. آنجا نیز معلوم بود که همه ی کشور تعطیل است. ایام ویژه ای بود. یاد امام و یاران امام و آسیب هایی که دیده اند و خواهند دید. به آقای خاتمی و آقای کروبی و سید حسن خمینی و مشکلات خط امام فکر مکردم. به اینکه امام رفت و خط امام بعنوان ودیعه ایشان باقی ماند. البته به مشکلات شخصی خودم هم فکر میکردم. مثلا دندان درد وحشتناکی که داشتم.
اتفاقا امسال نیز در همان ایام دوباره دچار دندان درد شدید شدم ولی نه به آن سختی.
خدا را بابت همه ی داده ها و نداده ها و داده ها و گرفته ها شکر.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧

به مدت سه روز میلیونها انسان به دیدار امام آمدند و در مصلای تهران با ایشان وداع کردند. چنان جمعیتی را در هیچ یک از راه پیمایی های انقلاب به یاد نداشتم. از سراسر کشور آمده بودند. چیزی شبیه آن را فقط در مراسم استقبال از امام در 12 بهمن دیده بودم.
یکی از دوستان مسن و با تجربه از دوران دکتر مصدق که از مخالفین سرسخت امام و انقلاب اسلامی بود با چشم گریان و هق هق ... حتی نتوانست حرفش را تمام کند ... با اینکه به امام تعلقی نداشت ولی در شرایطی که پیش آمده بود، متاثر بود و میگفت: او واقعا یک مرد بود.
الان که فکر میکنم می بینم که ویژگی مردانگی امام بسیار برجسته بود.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧
امام چند چهره متفاوت داشت. در برابر ظلم اساسا تحمل سکوت نداشتند. تکبری با متکبران داشت مثال زدنی. هر چه متکبر، متکبر تر، امام سرسخت تر. در برابر کودکان و جوانان و رزمندگان متواضع و خاکسار بود.
وقتی از اخلاق میگفت، خود را هیچ می انگاشت. در برابر مسئولان و مدیران کشور، انذار دهنده بود و تذکراتش پایانی نداشت. به آنها گوشزد میکرد که خدمتگزاری مردم را فراموش نکنند و بدانند که مردم ولی نعمت آنها هستند. حرمت مردم و رای آنان را بی مانند پاس میداشت.
در میان یارانش، هیچگاه استبداد رای نداشت و بر خلاف نظرش بارها با مسئولان ارشد نظام همراهی کرده بود هر چند موافق نبود.
دانش و عرفان و عمل و محبت و مردانگی را عجین داشت.
یادش گرامی باد!

نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧
سیاست را بدون دروغ و به اصطلاح پدرسوخته بازی٬ سیاست نمیدانند. در حالیکه سیاست گذشته از منظر دینی که امری مقدس و بخشی از ولایت است، در دیدگاه غیر دینی نیز موضوعی اصیل و ضروری و ارزشمند است. پشتوانه دروغ شمردن سیاست٬ تبلیغ سیاستمداران خلافکار است. شاید همین نکته٬ دروغ ترین نکته سیاسی باشد.
مستبدین از گسترش سیاست در بین مردم و نخبگان و مشارکت؛ و احترام به سیاست و سیاستمداران نگران میشوند.میگویند سیاست پدرسوخته بازی است و خود و باند و گروه خود به آن می پردازند و بقیه را نهی میکنند.
البته بدون گسترش آگاهی های عمومی، سیاست ها گرایش پوپولیستی پیدا میکنند و در بعضی جوامع و فرهنگها سیاستهای پوپولیستی نتیجه کوتاه مدت نیز دارند.
در ایران به دلیل روح بلند ایرانی و فرهنگ غنی شیعی راه بر حماقت عمومی بسته است و تلاشهای حکومتها در منحرف کردن افکار عمومی خیلی زود رسوا شده است.
سیاست برای موفقیت در سطح کلان خود جز با صداقت به پیش نمیرود. پیام های سیاسی از شفاف ترین پیام هاست. چرا که باید به نتیجه برسد. اگر حرکت و عمل سیاسی یک کشور شفاف و روشن نباشد، مواضع کشورهای دیگر با آن قابل تعریف نیست و تعامل مختل میگردد.
=====================
صداقت در سیاست ربطی هم به شیطنت سیاستمدار ندارد. کارآمدی سیاست به شفافیت آن وابسته است. البته در جزئیات و اعمال سیاست و احیانا بخشهایی از دیپلماسی٬ ابزار فریب و دروغ بکار گرفته میشود.
زمانی که آمریکا قصد حمله به عراق را دارد. بطور شفاف اعلام میکند، زیرا برای اجرای اهداف اش عوامل زیادی را در داخل کشورش و بیرون از آن بسیج میکند که بطور طبیعی حرکت و مسیر وی را روشن میکند. بعلاوه برای تحقق هدفش نیاز به همراهی و تعامل با دیگران دارد.
=============
دروغ چه در سطح کلان و چه در سطح خرد در میان سیاستمداران جهان رواج دارد و بخشی از آن نیز تحت عنوان شرایط جنگی و پیچیده و ملاحظات سیاسی پذیرفته شده است. مثلا به هنگام جنگ با دشمن، اطلاعات غلطی به دشمن داده میشود. ولی سیاست و اقتصاد و فرهنگ و همه ی وجوه زندگی بشری بر اساس راستی و صداقت شکل میگیرد و ما به اندازه ای که از آن دوریم، از تکامل و توسعه مثب دور میشویم.
===============
امام خمینی اشاره میکند که زمانی که در زندان شاه بودند٬ به ایشان گفتند که آقا سیاست یعنی دروغ و پدرسوخته بازی٬ شان شما اجل است و دخالت نفرمایید. امام هم گفتند این سیاست که شما میگید مال خودتان. همین سخن امام را بهانه کردند و امام را از زندان آزاد و سپس تبعید کردند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧
نقل به مضمون از سخنرانی امام:
مومنین با هم جنگ ندارند. اگر جنگ باشد مومن نیستند. مساله انانیت است. گرفتاری بشر از انانیت است. از خودخواهی است. یک چیز را دو نفر میخواهند و جمع بین آن دو ممکن نیست. همه انبیا آمده اند برای اینکه انسان را از انانیت به الهیت بکشانند.
بهشت را از میان بردارید ببینید چند نفر عبادت میکنند. علی می ماند و حوض .
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٧
امام خمینی در فعالیتهای سیاسی شان هرگز نمیگفتند که من به درخواست دیگران وارد صحنه شده ام. ایشان بر اساس تکلیفی که خود احساس میکردند و بر اساس طرح و برنامه ای که داشتند وارد صحنه مبارزات سیاسی شدند.
اما پیش از انقلاب عده ای بودند که اگر بر آنها سخت میگرفتند، مدعی میشدند که دیگران آنها را راه انداخته اند و از آنها خواسته اند.
پس از انقلاب نیز یک مد دیگر از جنس فرار از: مسئولیت پذیرفتن مسئولیت اضافه شد. افراد برای پذیرش مسئولیت یا حضور در صحنه، منتظر فشار دیگران بودند. اگر هم فشاری نمیامد، خودشان فشار را بوجود می آوردند.
البته بودند و هستند کسانی که نه بر اساس فشار ها که بر اساس اتمام حجت های مردم و خواست دیگران و وجود فرصت، با اراده خود وارد صحنه فعالیت میشوند یا علیرغم میل شان برای حل مشکلات به صحنه های خاصی وارد میشوند.
در فضای امروز نیز اگر آقای خاتمی و دیگر رهبران اصلاحات قاطعیت و جدیت و از خودگذشتگی و حضور در صحنه را نشان دهند، در مسیر تدوام راه امام قدم برداشته اند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧
رهبر قائد رهبری است که اول عمل میکند بعد بقیه را دعوت میکند. راهبرانی که به مردم رهنمود میدهند ولی خودشان عامل نیستند یا رهبرانی که از ملت هایشان دور می افتند.
امام خمینی ره نمونه یک رهبر قائد در دنیای معاصر است. روحش شاد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧
مشکل تشکیلات منحل شده انجمن حجتیه و یا تشکیلات موازی و شبیه آن و یا حتی افکار آنها نیست. مشکل شکل گرایی است. مشکل اینست که وقتی به ملت و ارزشهای زنده ی خودی تکیه نکنیم ابتدا به ارزشهای کهنه و قالبهای بدون محتوا تکیه میکنیم و بعد مستعد پذیرش محتوای اندیشه بیگانه با خویشتن خویش میشویم و هویت اصیل خود را از دست میدهیم. چه آنکه به ظاهر و قشر ارزشهای خودی قائل باشیم و چه منکر و مخالف آنها باشیم٬ به یک راه میرویم.
تکیه به ارزشهای اصیل و زاینده ی امید و حیات طیبه تنها راه موفقیت همه جانبه است. رمز موفقیت امام خمینی نسبت به جریانات سلفی و اخباری و تفکیک و امثالهم به همین موضوع ربط دارد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
برای شخصیتهای مشهور و موثر در تاریخ پرونده تاریخی تشکیل میشود. نقش افکار عمومی و وجدان جمعی جامعه در این نوع پرونده ها بسیار مهم است و این پرونده های تاریخی گاهی سالهای سال مرور میشود. پرونده کربلا و جنایات آن از نمونه های برجسته ی پرونده های تاریخی است.
==================
شضت سال از تاسیس دولت اسرائیل میگذرد. سرزمینهایی که بخشی با پول خریداری شد و بخشی با زور از فلسطینی ها گرفته شد و بخشی نیز از کشورهای همسایه غصب شد. شصت سال گذشت و همچنان اسرائیل بزرگترین ناقض حقوق بشر در تاریخ شناخته میشود. به امید روزی که عدالت بر جهانیان لبخند زند.
===========
امام خمینی و رفتار سیاسی او الگویی شد برای جنبش های اسلامی ولی خیلی زود نسخه ی بدلی آن از دل وهابیگری زاده شد و بن لادن و القاعده جهان را از موضع تهاجمی به خاک و خون کشیدند و قدرتهای بیگانه را مرزهای اسلامی کشاندند. پرونده ی امام خمینی و طالبان هر دو عنوان اسلام گرایی دارد ولی این کجا و آن کجا!
==============
آقای احمدی نژاد نیز به شخصیتی تاریخی با پرونده ای قطور از تصمیمات و رفتارهای متنوع و گسترده و البته سوال برانگیز و در موارد بسیاری تاسف برانگیز تبدیل شده است. سالهای سال آقای احمدی نژاد رئیس جمهور نخواهد بود ولی همچنان در حافظه تاریخی مردم ایران حفظ و مرور میگردد. رفتار و عملکرد او از ذهن و دل ملت ایران پاک شدنی نیست.
=====
پرونده آقای خاتمی از پرونده های تاریخی معاصر است که هنوز تکلیف نهایی اش روشن نیست. در این که آقای خاتمی محبوب ترین چهره سیاسی کشور طی ده سال گذشته بوده و هستند شکی نیست ولی تلاش همه جانبه اصولگرایان با تمامی ابزارها برای تخریب ایشان همچنان ادامه دارد. به همین جهت است که باید گفت:
هوشمندی آقای خاتمی حق مسلم ماست.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
اگر نخوانید ضرر میکنید:
به وب نوشت رای میدهید. اگر به وبلاگ اکرنه نیز رای دادید میشود نور علی نور. لینک رای به برترین های وبلاگستان.
لینک مطلب از وب نوشت:
مشکل تفکر آقای مصباح است نه حکم محمدی عرافی!
بازی سیاست رسانه ای بازی بامزه ای است. بخصوص اگر کیهانی ها بازیگر آن باشند که همیشه گمان می کنند کسی بازی آنها را نمی فهمد آقای موسوی لاری در مراسم چهلم آیه الله توسلی به ماجرای بسیار مشهوری که همه نزدیکان امام آن را شنیده اند. از قول آقای توسلی اشاره کرد که بعد از شهادت آقای شیخ فضل الله محلاتی به امام پیشنهاد دادند که آقای محمدی عراقی که حالت جانشین آقای محلاتی را داشت به عنوان نماینده امام در سپاه معرفی شود، امام گفته اند که چون ایشان داماد آقای مصباح است و ممکن است افکار آقای مصباح در سپاه مترقی آن روز تاثیر بگذارد، لذا راه برای طرح افکار ایشان در سپاه نباید باز باشد و به همین دلیل به آقای محمدی عراقی حکم نداده اند. این حساسیت امام در مورد افکار آقای مصباح موضوع بحث و سخنرانی آقای موسوی لاری بود که شاید برای خیلی از نسل جوان انقلابی، سپاهی و یا بسیجی امروز که هم به امام علاقمندند و هم گمان می برند آقای مصباح همان خط را ادامه می دهد روشن شود که امام در این مورد چه حساسیت ویژه ای داشته است. این حرف را نه تنها آقای توسلی بارها در جمع بزرگان کشور زده است و دهها شاهد دارد، بلکه از میان زندگان نیز از چندین نفر از افراد مشهور کشور و نزدیک به امام در همین دو روزه شنیده ام که عیناً همان مساله را از امام نقل می کرده اند و شهادت می دادند. آقای محمدی عراقی، بدون حکم ماندند تا امام به آقای عبدالله نوری حکم نمایندگی خود را دادند. کیهان و صدا و سیما و سایتهای نزدیک به دولت در یک کار بامزه ی رسانه ای بحث را بردند روی آقای محمدی عراقی که حکم از امام دارد یا ندارد. بعد هم به جای آنکه متن حکم نداشته ایشان را منتشر کنند از نماینده فعلی رهبری در سپاه و آقای محسن رضایی نقل قول کردند که امام به ایشان حکم داده است. آقای محمدی عراقی شخصیت محترمی است که همیشه با سلامت نفس و نسبتاً دور از جنجال ها فعالیتهای مثبتی داشته است. با آقای موسوی لاری دیشب صحبت می کردم او هم همین عقیده را داشت و از کار کیهانی ها که صورت مساله طرز تفکر آقای مصباح و خطرات آن را برای کشور تبدیل به داشتن و یا نداشتن حکم آقای محمدی عراقی کرده اند، یک تقلب بزرگ رسانه ای می دانست. آیه الله توسلی خیلی اصرار داشت این ماجرا را نقل کند تا مردم و بخصوص سپاهیان و بسیجیان صادق بدانند که امام چه دیدگاهی در مورد مراد رئیس جمهور فعلی داشته اند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
نظارت شورای نگهبان در زمان امام خمینی ره بصورت غیراستصوابی عمل میشد. یعنی شورای نگهبان نظارت میکرد ولی حق دخالت و تغییر در شرایط را نداشت و فاقد تشکیلات عریض و طویل امروزی بود.
بزرگترین و مشهورترین نقش نظارتی شورای نگهبان به زمان انتخابات مجلس سوم بر میگردد که شورای نگهبان حاضر به تایید انتخابات تهران نشد و بر ابطال آن اصرار داشت.
وزارت کشور به وزارت آقای محتشمی پور بعنوان مجری انتخابات معتقد به صحت انتخابات بود ولی شورای نگهبان نمی پذیرفت.
امام نماینده ای را تعیین کردند تا کمیته ای سه نفره مسئول حل و فصل موضوع شود. علیرغم رای و و نظر کمیته بر صحت انتخابات تهران٬ شورای نگهبان مجددا مقاومت کرد و بر خلاف نظر حضرت امام بر ابطال اصرار داشت.
نهایتا امام طی یک دستور علنی به شورای نگهبان گفتند که از نظر کمیته منتخب پیروی کنند و انتخابات را تایید کنند که در این زمان دبیر وقت شورای نگهبان٬ حضرت آیت الله صافی گلپایگانی حاضر به تایید نشد و با امضای نایب رئیس (نایب دبیر) شورای نگهبان نامه ای متضمن این مطلب که طبق دستور تایید میشود٬ منتشر شد.
اما پس از رحلت امام شورای نگهبان توانست با کمک مجلس اصولگرا(راست) پنجم حق نظارت استصوابی برای خودش اخذ کند. تلاشهای مجلس ششم نیز برای لغو آن به نتیجه نرسید. بی تردید نقش نظارت استصوابی در روی کار آمدن مجلس هفتم و هم اکنون مجلس هشتم و نیز دولت نهم غیر قابل انکار است و سرنوشت کشور تا حد زیاد تغییر کرد.
تفسیر حداکثری از نظارت شورای نگهبان را مقایسه کنید با تفسیر حداقلی از نظارت کاندیداها بر روند انتخابات که حتی در مراحل مختلف انتخابات اجازه حضور ندارند. الله اکبر.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٧
هر نظام سیاسی مبانی و اساسی دارد که صدمه خوردن به آن موجب آسیب به کلیت آن میشود. مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی به دو عنصر اصلی آن بر میگردد:
۱. جمهوریت یا اراده ملت. هر نوع مداخله ای که منجر به ایجاد محدودیت در اعمال حاکمیت ملت شود٬ حاکمیت ملت و در نتیجه بنیاد جمهوری اسلامی را خدشه دار میکند.
۲. اسلامیت یا دین اکثریت ملت. همانگونه که بنیانگذار جمهوری اسلامی و شخصیتهایی جون شهید دکتر بهشتی و شهید مطهری و دیگران گفته اند٬ دین اسلام٬ دین اکثریت مردم ایران است و این طبیعی است که ملت ایران خواهان عدالت و اخلاق و حاکمیت دیگر ارزشهای اصیل دینی باشند.
جناح چپ / خط امام / از گذشته تا حال تاکید بیشتری بر ارزشهای انقلابی و حضور مردم و اعمال خواست ملت ایران داشته است.
جناح راست/ محافظه کار / ارزشی / اصولگرا نیز از گذشته تا حال تاکید بیشتری بر اسلامیت و ارزشهای سنتی اسلامی داشته است.
هر دو جریان در زمان امام در بخشهایی از حکومت ذیل استراتژی امام با شعار همه با هم حضور داشتند. بخشهای مرتبط با مردم مانند مجلس و دولت عمدتا در اختیار جناح چپ بود و دستگاه نظارت شورای نگهبان با محدودیتهایی که در زمان امام اعمال میشد یعنی بدون نظارت استصوابی و در موارد لزوم با حمایت مستقیم امام از مجلس و دولت در برابر شورای نگهبان٫ در اختیار اصولگرایان و سنتی ها بود.
بعد از رحلت امام٬ چپ ها از حکومت کنار گذارده میشوند. در مجلس چهارم چپ ها تار و مار شدند و ریاست جمهوری ۸ ساله آقای هاشمی نیز بدون حضور چپ ها ادامه داشت ولی در اختلافات درونی جناح راست٬ (اصولگرای)٬ میان آقای هاشمی و آقای ناطق نوری٫ دوباره فرصتی ایجاد میشود که چپ ها با پیروزی دوم خرداد و ریاست جمهوری آقای خاتمی وارد صحنه میشوند. هشت سال اقتدار و مدیریت فرهیخته کشور در زمان دولت خاتمی علیرغم مخالفتهای شدید در داخل و خارج٬ فصل درخشانی در تاریخ انقلاب اسلامی شد که با روی کار آمدند دولت آقای احمدی نژاد به پایان رسید.
این بار شعارهای چپ و عدالت خواهانه را به عاریه و دیگر چون گذش