درباره نویسنده
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Mehdi Boutorabi was born in Tehran ,1963, CEO of PersianBlog /////// دانش آموخته ی مهندسی اموات (تاریخ) مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد (1370-1362) شهید بهشتی مقطع دکتری (1376-1371) تربیت مدرس از پایان نامه دفاع نکردم و لذا به من نگویید دکتر تا سال 1370 بیشتر در حوزه های فرهنگی و انتشاراتی و پژوهشی بخش خصوص فعالیت داشتم و بعد از آن فاوا. نشر سفیر / موسسه میراث ملل / موسسه فرهنگی حنفا / نشریه تحصیل / شرکت افزاری حنفا و شرکتهای همکار آن و گروه سایتهای پرشین بلاگ از فعالیتهای حوزه فرهنگ و رسانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا). از کودکی به شاهنامه علاقه خاصی داشته ام. شاید به دلیل روحیه سلطانی (پدر پدرم سلطان و به نوعی نظامی بود و در غورخانه به سراجی مشغول بود) باشد و شایدم نسبتی که با مرشد غلامحسین (غول بچه - پدر بتول خانم مادر اصغر آقا) دارم. mehdiboutorabi(at)yahoo(dot)com اکرنه به معانی بی کرانه و زمان بی کرانه ... ابدیت ======= ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / برحذر باش که سر میشکند دیوارش
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • متن قانون جرایم رایانه ای
  • آمار لحظه به لحظه جهان
  • لیلی نام تمام دختران زمین است از عرفان نظر آهاری
  • از سخنان مشاهیر 1
  • صد سایت نخستین مشهور
  • مدرنیته ایرانی
  • لینکها
  • فهرست سایتهای فارسی
  • واژگان وبلاگستان
  • عکسهای قدیمی تهران / طهران
  • Chomsky: Israel is heading for destruction
  • عکسهای امام
  • شعارهای کشورها
  • تاریخچه ای از نگارش و خط
  • لییینک
  • کتیبه پنجم داریوش در شوش
  • آموزش انگلیسی بصورت آنلاین
  • تقویم جشن های ملی باستانی
  • وصیت داریوش کبیر به خشیارشا شاه
  • نقالی و غول بچه
  • چهل کار مفید برای سلامت
  • لوییز امور اثر کریستین بوبن
  • تستها
  • حج دکتر شریعتی
  • عطیه برتر از پائولو کوئیلو
  • مصاحبه هوشنگ امیر احمدی در باره سفر اخیرش به ایران
  • نامه به یک گروگان
  • مسیح در شقایق اثر کریستیان بوبن
  • وصیت نامه
مطالب اخیر
  • اهمیت کتاب در روشنگری را قدر شناسیم
  • نقش آفرینان در بزنگاه تاریخ
  • میلاد مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همگان مبارک باد
  • مغز کودکانه
  • همه بازار
  • از اهداف تحریم غرب علیه ایران
  • بحران خودباوری روشنفکری
  • مصاحبه : مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد
  • قدرت انسان
  • مستمر و ماندگار چون وب
  • بدبینی بی مورد
  • آخر دنیا هم زیباست
  • عقل و عشق
  • حق و باطل ... دانش و جهل
  • رفتار با سرمایه ها
  • عرصه های خدمت و تلاش
  • کم بنیه
  • الزامات جهانی در کسب و کارهای اینترنتی
  • وحدت کلمه : رمز و روش پیروزی بر استبداد شاه
  • جهان چند قطبی با محوریت جامعه و انسان نه دولت و تثلیث زر و زور و تزویر
  • خدای بی همتا
  • بعضی کلیدها سوخته اند
  • مذاکرات با عمل و بی عمل
  • اعتماد در سایه آگاهی
  • هزینه متفاوت بودن
  • راهنمای خطاکار
  • اهداف نظامی
  • شرایط جنگی
  • آینده جهان : جنگ و صلح
  • اشتغال در اینترنت
کلمات کلیدی مطالب
  • (٢)
  • آسیب اجتماعی (۱)
  • آسیب شناسی فضای مجازی (۱)
  • آمریکا (٤)
  • آموزش و پژوهش (۳)
  • آیت الله جوادی آملی (۱٢)
  • آیت الله مصباح یزدی (٧)
  • آیت الله هاشمی رفسنجانی (۱٠)
  • آینده جهان و پیش بینی (۱٢۳)
  • احزاب و تشکل ها (٢٢٢)
  • احمدی نژاد انتخابات و دولت نهم و دهم (۱۱٩٢)
  • احمدی نژاد و دولت دهم (۱)
  • اخلاق و ارزش ها امید اعتماد (۱۸٠)
  • ادبیات نویسندگان (٥)
  • ادبیات نویسندگان داستان (٦٢)
  • ادبیات نویسندگان داستان ضرب المثل (٢)
  • ادبیات و فرهنگ و میراث جهانی (٥)
  • ادیان مذاهب فرق ایدئولوژی (۱٥)
  • ادیان و مکاتب فکری (۳)
  • اراذل و اوباش اینترنتی (٢)
  • اسطوره (۱)
  • اسلام (٢)
  • اسلام ناب محمدی (٢)
  • اشاعه فحشا (۱)
  • اصلاحات چیست؟ (٥)
  • اصول (٢)
  • اصولگرایان و اصلاح طلبان و سیاستمداران (٤٤٠)
  • اطلاع رسانی (٤)
  • اعتراض انتقاد تظاهرات شعار راهپیمایی (٧)
  • اعتراض و انتقاد و تظاهرات (۱٥٦)
  • افراط و تفریط (۱)
  • افراطی گری (۱)
  • افغانستان (۱)
  • اقلیت اکثریت (۱)
  • اقوام و اقلیت ها (٩)
  • اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳)
  • امام خمینی و انقلاب اسلامی و خط امام (٢۳٦)
  • امامان علی حسن حسین رضا مهدی (۱۱۱)
  • امربه معروف نهی از منکر (۱)
  • امید و آرزو (۸)
  • انتخاب (٢)
  • انتخاب دهم (۱)
  • انتخاب و تقلید (٦)
  • انتخابات 24 اسفند (٤)
  • انتخابات ریاست جمهوری (۳)
  • انتخابات مجلس شورا شورای نگهبان رای شعار (۱٩۱)
  • انتخابت دهم (٢)
  • اندیشه و دلنوشته (٧٩۳)
  • انرژی (٤)
  • انرژی و نفت و گاز (٢)
  • انسان جامعه هستی زندگی مرگ دنیا آخرت (٢٤٦)
  • انگیزه تلاش موفقیت (٢)
  • اومانیسم (۱)
  • ایده و نوآوری و کارآفرینی (۱۳)
  • ایران شناسی (٢)
  • ایران و ایرانی (۱٤۱)
  • ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢)
  • اینترنت و وب (٦)
  • اینترنت و وب جامعه و فضای مجازی (٢۱۱)
  • اینفوگرافیک (۱)
  • بازداشت (٢)
  • بازداشت زندان شلاق انفرادی (۱۱)
  • بازداشت و زندان (۱٤۸)
  • بازی کامپیوتری (۱)
  • بانوان برتر وبلاگستان (۱)
  • بانک و بیمه (٤)
  • بخش خصوصی و غیردولتی (۳٥)
  • بصیرت (۱)
  • بنی اسرائیل (۱)
  • به همین سادگی (۱)
  • بهار عربی (٢)
  • بیگانه ستیزی (۳)
  • پارلمان مجازی (۱)
  • پزشکان (۱)
  • پیامبران نوح ابراهیم موسی مسیح محمد (٥٠)
  • پیروی اطاعت تسلیم (۱)
  • پیش بینی (۱)
  • پیشنهاد (٧٤)
  • تاجیکستان (۱٠)
  • تاریخ اسلام (٧)
  • تاریخ ایران (٩)
  • تاریخ چیست؟ (٢)
  • تاریخ معاصر ایران (٢)
  • تاریخ و میراث فرهنگی ایران (۸)
  • تاکسی نامه (٢)
  • تبلیغات و بازاریابی (۱۱)
  • تتدبیر و بی تدبیری (۱)
  • تجارت الکترونیک (٢)
  • تجربه روزانه (۱)
  • تحریم (٥)
  • تدبیر و بی تدبیری (٢۸٤)
  • تروریسم خشونت ترس افراط و تفریط (٧٦)
  • تعاملات اجتماعی (٦)
  • تغییر (۳)
  • تغییر تعامل آسیب اجتماعی (۸٢)
  • تقلب و تخریب و هتاکی (٢٦٠)
  • تقلب و تخریب و هتاکی ش (٢)
  • تهران (۱۱)
  • توریسم (٤)
  • جالب (٧)
  • جالب و شگفت انگیز (٤)
  • جامعه مجازی (۳)
  • جبر و اختیار (۱٠)
  • جشن (۱۱)
  • جشن تولد پرشین بلاگ (٢)
  • جشنواره (۱٦)
  • جشنواره و جوایز (٢)
  • جملات زیبا و زشت (۳)
  • جمهوری اسلامی (٦)
  • جمهوری سلطنت قبیله حکومت (٤)
  • جنگ سایبری نرم سخت (٧)
  • جنگ و بحران (٥)
  • جنگ و بحران و صلح (٥)
  • جنگ و جنایت (٢)
  • جنگ و صلح (٧)
  • جهاد اکبر و اصغر (۳)
  • جهان اسلام (۳٩)
  • جهان بینی (٤)
  • جهان و جهانیان (۱٧٠)
  • چلچراغ (٧)
  • حجاب (۱)
  • حدیث (٤)
  • حریم خصوصی (٢)
  • حزب اعتماد ملی (٥)
  • حزب الله لبنان (٢)
  • حسن و قبح (٢)
  • حضرت فاطمه (٤)
  • حق و باطل منطق دینی (٥۳)
  • حقوق بشر (۱)
  • حقوق بشر و قضاوت (٩٦)
  • حکایت (۳)
  • حیوانات (۱)
  • خانواده ازدواج دختر پسر زن مرد (٢)
  • خاورمیانه عربی و آفریقا (٥)
  • خبرستان (٤٥٠)
  • خبرگان رهبری (٥)
  • خبرگزاری فارس (٥)
  • خط امام و اسلام ناب محمدی (٤)
  • خلیج فارس (٧)
  • خلیج فارس و عرب (٢)
  • خلیج فارس و عرب ها (٢)
  • خیریه مردم نهاد (٢)
  • دانش ثروت قدرت (۱٧)
  • دانشجویان و دانشگاهیان (٧٦)
  • دروغ و تکذیب و فریب (۱٩٢)
  • دشمنان و رقبا (٤)
  • دعا و نیایش (٢۱)
  • دوست و دوستی و دوستیابی (۳)
  • دوم خرداد (٤)
  • دکتر عزیز الله بیات (٢)
  • دکتر علی شریعتی (٢٢)
  • دکتر مصدق (۱)
  • ذکر و ذاکرین (۱)
  • رای و انتخابات (۳)
  • رسانه خبرنگار دیجیتال مدیا خبر اطلاع رسانی (٢٩٠)
  • رستم (۱)
  • رشد توسعه آمار اقتصاد (٦۱)
  • رمضان (٢)
  • رنسانس جهانی (٢)
  • رهبری آیت الله خامنه ای ولی فقیه (۱۱)
  • رهبری مدیریت استراتژی (۱۱)
  • روابط خارجی ایران آمریکا (۱٩٤)
  • روانشناسی (٢)
  • روحانیت و مرجعیت (٢٩٤)
  • روز حهانی وبلاگ (۱)
  • روشنفکران فرهیختگان نخبگان (۱٩)
  • زر و زور و تزویر (٢)
  • زشت و زیبا (٢)
  • زمستان (۳)
  • سایت اینترنتی (۸)
  • سایتهای اینترنتی (٥)
  • سپاه پاسداران (۳)
  • ستاد مجازی انتخابات (٢)
  • سرمایه انسانی مالی عاطفی نمادین ملی (٢)
  • سفرنامه (٧)
  • سلامت (٢)
  • سلامت مجازی (۳)
  • سنت و مدرنیزم (٢)
  • سهام بورس سرمایه گذاری ملک ارز طلا (٢)
  • سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۸٩)
  • سید محمد خاتمی (٦٢۱)
  • شاهان ایران (۳٩)
  • شب قدر (٤)
  • شب یلدا نوروز چهارشنبه سوری (۱٤)
  • شعرا (٧)
  • شعرا ادیبان حافظ مولوی فردوسی سعدی (۸٩)
  • شهدا ایثارگران دفاع مقدس (٧۱)
  • شیخ مهدی کروبی (٥٥٥)
  • صدا و سیما (۱٤٧)
  • طنز و کاریکاتور (٦۱)
  • ظلم و استبداد و زور (۱٤٧)
  • عاشورا (٢)
  • عدالت آزادی آگاهی استقلال انتخاب خودباوری (۱٥٥)
  • عدالت آزادی تقلید آگاهی انتخاب (٧)
  • عشق و محبت و شادی و غم (٦۳)
  • علم جهل ترس عقل خرافه (۳٥)
  • علیرضا عسگری (٢)
  • عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤)
  • عکس (٦۸٩)
  • فاوا فناوری اطلاعات و ارتباطات (٩۳)
  • فردوسی (۳)
  • فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (٢)
  • فرهنگ (۸)
  • فرهنگ و آیین (٩)
  • فرهنگ و آیین و دین (۱۱٥)
  • فرهنگیان (٤)
  • فطرت (٤)
  • فقر فساد اعتیاد فحشاء تبعیض ستم زور جنایت (۱٦)
  • فلسطین اسرائیل روز قدس (٢۱٩)
  • فلسفه عرفان کلام فقه علوم اسلامی (۳)
  • فیلترینگ و سانسور و مسدودی کمیته تعیین مصادیق (٥۸)
  • قانون اساسی پروتکل آیین نامه (٥٦)
  • قرآن کریم اسلام حدیث و روایت (٥٢)
  • قرون وسطی و عقب افتادگی (۳)
  • قضا و قضاوت (۱٧)
  • گروش به اسلام (۳)
  • گفتگو (٧)
  • گفتمان (٦)
  • گوگل فیسبوک یوتیوب پرشین بلاگ بلاگفا (٢٤)
  • گوناگون عجایب نکات راز مرموز (٢)
  • ماهواره شبکه تلویزیونی (٢)
  • مثنوی معنوی (٢)
  • محیط زیست گردشگری ایرانگردی جهانگردی (٤٢)
  • مرجعیت (٢)
  • مرجعیت مجازی شکاف و میراث دیجیتال (٢)
  • مردم سالاری (۱۳٧)
  • مردم سالاری دیکتاتوری آنارشیسم (٤)
  • مسابقه جشن جشنواره (٥)
  • مشروعیت (۱)
  • مصاحبه (۳)
  • مصاحبه و خاطره (۱٤۸)
  • مصاحبه و خاطره و پیام (۳)
  • منافع امنیت کشور اعتماد ملی (۸۱)
  • منطق و شناخت و حکمت (۱۳۱۱)
  • مهاجرت (۱)
  • مهدویت (۱۳)
  • مهدی بوترابی (٦)
  • موبایل و تلفن همراه (٢)
  • مورخان و جغرافیدانان (۱)
  • موفقیت (٤)
  • میر حسین موسوی (٢)
  • میراث فرهنگی (٢)
  • میرحسین موسوی (۳٧٠)
  • نام تجاری (۱)
  • نخبگان و روشنفکران (٦)
  • نظامیان و انتظامیان و سپاه و بسیج (۱٢٢)
  • نظرسنجی و افکار عمومی و عموم (٤٥)
  • نفاق و ریا (۳)
  • نفت (۸)
  • نفت و گاز (٦)
  • نقد و بحث و اندیشه نقد (٤)
  • نوروز و بهار (٦)
  • همایش (٥)
  • هنر هنرمندان موسیقی مفاخر (۸۸)
  • هویت مجازی (۱)
  • وب اینترنت جامعه و فضای مجازی (٦)
  • وب فارسی (۳)
  • وبلاگ فستیوال (۳)
  • وبلاگستان وبلاگ وبلاگنویس وبلاگنویسی (٦٢٥)
  • وحدت کلمه (٥)
  • وحدت کلمه و تفرقه (۱٢)
  • ورزش و ورزشکاران (٥)
  • ورزش ورزشکاران فوتبال (٤۳)
  • ولایت مطلقه فقیه رهبری مقام معظم (۳۸٦)
  • ویدئو (٢)
  • کتاب و گزیده (۳٧)
  • کسب و کار اینترنتی (۱۱)
  • کودکان جوانان زنان سالمندان (۱۱۳)
  • کیهان و رجانیوز (٢٢)
  • یادبود و بزرگداشت (٢٠٥)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • مهر ۸۳
دوستان من
  • گروه سایت های اینترنتی پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • پروفایل من در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • جامعه شناسی و زندگی روزمره در ايران
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • اینترنت و جهان و جامعه مجازی
  • يادداشتهای يک زی زی گولو
  • خدايی که شکست خورد
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • وبلاگ طنز میرزا افشین
  • داستانهای محمد رضا
  • خاطرات زهرا نازنازی
  • ماشين سفر در زمان
  • پرواز در آسمان خيال
  • احساس تنهايی من
  • سلطان صاحبريال
  • کلبه ی پاييزی من
  • الطاف خفیه الهی
  • شاید زمانی دیگر
  • پشت نقاب شب
  • موسسه رحمان
  • گروه بارانی ها
  • علی(آدمک ها)
  • نسيم سحری
  • يک سبد ستاره
  • بانوی فروردین
  • یک وب نوشت
  • پاييز هميشگی
  • من آینده من
  • فاطمه گل یخ
  • اهورای بزرگ
  • MasterMusic
  • تا انتها تن ها
  • گوهر ياران
  • پدر(نم نم)
  • گل داوودی
  • پاییز عریان
  • وبلاگ اکرنه
  • دنيای آبی
  • پاپاراتزي
  • يغمايی
  • صندلی
  • سوگل
  • طوبی
  • شفق
  • یاشار
  • معبد
  • حميد
  • کيهان
  • طه
  • حنفا
  • فنز
  • آذر
  • بهناز
  • زيبا
  • پارسا
  • گل يخ
  • حامد
  • کلمه
  • عماد
  • طهورا
  • اکرنه
  • گفتمان
  • ياد وطن
  • دکورتن
  • کانون ادبی
  • علی تاری
  • وب نوشت
  • خواب و رويا
  • پری دريايی
  • نسيم صبح
  • الطاف خفيه
  • دفاع مقدس
  • آواز پر جبرئيل
  • دفتر خاطرات
  • قلب خاموش
  • موج موسيقی
  • جامعه ی ايران
  • دادگاه رسمی
  • يك گوشه‌ي دل
  • نازک - پرتقالی
  • وبلاگ سلطان
  • دکتر داد و بیداد
  • سه نقطه وبلاگ
  • پاسبان حرم دل
  • يک قلب پاک ...
  • پرتال امام خمینی
  • از تلخ و شاد وطنم
  • کدبانوی دیجیتالی
  • کدخدا و اهالی ده
  • دفتری برای همیشه
  • داود (خورشيد نامه)
  • خديجه ام المومنين
  • دانشگاه با طعم باران
  • دانلود فایلهای مذهبی
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • لحظه هايي كه مي گذرند
  • برای امروز٬ فردا و هميشه ام
  • گروه فرهنگ و هنر پرشین بلاگ
  • در باره انديشه و احساس خودم
  • در باره اينترنت و جهان و جامعه مجازی
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • براي همين است كه قلم ساقي ميشود
  • باشگاه هواداران پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر







زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
شهید مطهری و جمهوری اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱

به مناسبت دوازده فروردین سالروز انتخاب جمهوری اسلامی توسط مردم ایران در سال 1357، سخنان آقای مطهری از تلویزیون ایران پخش شد. سخنان خاطره انگیز و امیدبخشی بود.

خاطره انگیز از آن جهت که به یاد گذشته ها می افتیم. امید بخش که به بیان اصول و مبانی نتیجه بخش و تمایز آن با پیرایه ها اشاره دارد.

نظرات ()



امام خمینی و مهاتما گاندی: رهبران راستین بشر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠

انقلاب اسلامی ملت ایران بدون نام روح الله خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست و این نام  اگر هست که هست، از اساس، به رفتارها و عملکردهای ایشان وابسته است و نه دلخواسته های هواداران و مخالفان ایشان که البته تبلیغات آنان نیز موثر است.

رهبران جهان همیشه مورد قضاوت های سخت قرار گرفته اند و می گیرند و کوچکترین خطاهای آنان بزرگ شمرده می شود و این سلسله قضاوت ها در طول تاریخ ادامه می یابد تا آنجا که اگر می شنویم و می خوانیم: تاریخ قضاوت می کند، در واقع طنین و انعکاس قضاوت از رفتار و عملکرد رهبران بزرگ و موثر تاریخ است.

فاصله میان صدام حسین و امام خمینی، مهاتما گاندی و قذافی، بسیار است. آموختن این نکته نه تنها برای ما انسان های معمولی و دور از سیاستمداری مفید است که برای رهبران و سیاستمداران حائز اهمیت است. باشد که همگان از تاریخ عبرت بگیریم. ان شاء الله

*****

امام خمینی و مهاتما گاندی: رهبران راستین بشر

همانگونه که نهضت اسلامی مردم ایران، با نام امام خمینی پیونده خورده،  نهضت استقلال هندوستان نیز با نام مهاتما گاندی پیوند خورده است. مدتی قبل گزارش مفصلی از زندگی مهاتما گاندی و نهضت مردم هندوستان را در یکی از شبکه های تلویزیونی دیدم و متوجه نکات جالبی از شباهت های نهضت های مردم ایران و هند و زندگی و هدف و روش مبارزاتی این دو رهبر بزرگ جهانی شدم که در اینجا فهرست وار و مقایسه ای تقدیم می شود. باشد که در شناخت بهتر ما از گذشته و حال مفید و سرمایه شناخت آینده ما باشد:
 
* الگو برداری از نهضت کربلای امام حسین ع
امام خمینی بارها به این نکته که نهضت اسلامی مردم ایران از نهضت امام حسین ع درس گرفته است، اشاره کرده اند و روش و سلوک ایشان و پیروانشان نیز گواه همین مساله است
مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) نیز می گوید : من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند
*  هر دو رهبر سن بسیار بالا و تجربه فردی زیادی داشتند
* هر دو سختی های مبارزه را از جوانی و میانسالی تجربه کرده اند و سالها رنج مبارزه را در حبش و تبعید کشیده اند
* هر دو شخصیت روحانی بودند
* هر دو صد استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند و نقش استعمار خارجی ( انگلوساکسن  ) را در بدبختی کشورشان می دیدند و آن را در اولویت مبارزه خویش قرار میدادند
* هر دو صلح دوست و مخالف بکارگیری سلاح در مبارزه بودند. آن هم در شرایطی که مبارزه مسلحانه قاعده بود
* هر دو شخصیتی اخلاقی و عرفانی داشتند و معلم اخلاق محسوب می شدند
* تاکید هر دو بر نقش زنان در جامعه سنتی و ضد زن ایران و هند و اهمیت آن در پیروزی نهضت و سازندگی آن بود
* تاکید بر اولویت تزکیه و  تغییر درون انسان ها برای ایجاد تحول اجتماعی مبتنی بر آموزه های دینی و اخلاقی
* تاکید بر غرور ملی و لزوم مبارزه برای سرافرازی. مهاتما گاندی میگفت: کرم ها له میشوند و امام خمینی میگفت شاه و آمریکا هیچ غلطی نمی توانند بکنند
*  نوعی شجاعت و سرکشی در برابر سرکشان از آنان دیده می شود و برعکس در برابر مردم خویش فروتن بودند و خود را خدمتگزار ملت می دانستند

* دشمنان مستقیم خود را سران کفر و نفاق می دانستند و نه نظامیان شاه و ساواکی های معمولی یا سربازان انگلیسی و هندو در ارتش بریتانیا
* خود را از مردم میدانستند و نه متمایز از آنها و مطابق طبقات ضعیف جامعه و  بی تشریفات زندگی میکردند، تا آنجا که پیروی از آنان برای دیگران ممکن نبود یا نشد
* به مسائل جهانی و رسانه ای آگاه بودند و از امکانات جهان رسانه استفاده موثر می کردند. گاندی از رسانه ها در سفر مشهورش به لندن و امام خمینی از آنها در سفر مهم اش به نوفل لوشاتو فرانسه به خوبی استفاده کردند و عدم مشروعیت دشمنانشان و محبوبیت جهانی نهضت خویش را تثبیت کردند.
* از سنت ها تجلیل می کردند و از مظاهر بیگانه پرهیز داشتند و لباس سنتی و غیر غربی استفاده میکردند
* اولویت شان آزادی از استبداد داخلی و استعمار خارجی بود که در شعار استقلال و آزادی نمودار می شد و رمز موفقیت کشور را در خودباوری و دیگر نتایج ناشی از آزادی می دانستند

* مریدان بسیاری داشتند. مهاتما گاندی برای هندوها نیمه خدا بود و امام خمینی برای ایرانیان مرجع و رهبر بلامشابه دینی بود.
* بیشترین مخالفت با آنها از سوی تندروهای مذهبی بود. تند رو های هم سلک: روحانیون متحجر و درباری و قدرت طلب / هندوهای افراطی
* فداکاری برای نهضت و طرح شعار: یامرگ یا آزادی. مهاتما میگفت: آزادی یا مرگ. امام نیز بارها بر ایستادگی تا مرگ تاکید میکردند و آن را با خشنودی پذیرا بودند
* استعمار پس از شکست استبداد وابسته در داخل در خشونتهای پس از پیروزی مشارکت کرد و هزینه های سنگینی را تحمیل کرد: پانصدهزار کشته از مسلمان و هندو در هندوستان و چند صدهزار کشته و مجروح در جنگهای داخلی و جنگ با عراق و اقدامات تروریستی
* هر دو فرزندانشان را از دست دادند: یکی مرگ نابهنگام و شاید ترور خاموش و دیگر الکلی شدن و از دست رفتن. که این دو حادثه بر روحیه پدرانشان تاثیر  میگذارد
* احترام ظاهری و رسانه ای استعمارگران شکست خورده به نهضت در ابتدای پیروزی آن ها و همزمان اقدام به توطئه بر علیه آنها و عبور از نهضت
* نقش راهپیمایی مردمی بعنوان ابزار مهم ارتباطی و انتقال احساس مشترک و مردمی کردن مبارزه. راهپیمایی نمک در هندوستان سوژه مهم رسانه های جهان شد و راهپیمایی های ایران نیز پشتوانه ی رای عدم اعتماد ملت به حکومت محسوب گشت
* رمز مشترک دو نهضت:
رمز نهضت استقلال هند: پیروزی حق بر قدرت 
رمز نهضت اسلامی مردم ایران :  پیروزی خون بر شمشیر
* وحدت مردم در اوایل نهضت بسیار گسترده بود و شامل مذاهب و عقاید مختلف می گردید
* تاکید رهبران بر وحدت همه مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور
* سرکوب فوری و بی قاعده مخالفان در تظاهرات خیابانی با ایجاد حکومت نظامی پیش بینی نشده و کشتار فردای آن
١٧ شهریور ۵٧ در میدان ژاله تهران
کشتار ١٩١٩ در هند
و تاثیر این جنایات در پیشرفت نهضت
* رهبران در معرض خطر و در صحنه حاضر بودند و از مرگ نمی ترسیدند: مهاتما در آخرین لحظه زندگی گفت:‌ راما ( خدا ) امام خمینی نیز در وصیت نامه شان از دل آرام خویش گفتند. همه چیز حتی مرگ را در برابر هدف خود کوچک می دانستند
* افکار عمومی جهانی از هر دو نهضت حمایت می کرد
* هر دو جنبشی محبوب و  از جنس  ایمان و صلح و دوستی و آزادی بودند که به سرعت فراگیر شدند
* شعارها:
استقلال: اهمیت استقلال دانشگاهها که مبدء همه چیز در کشورند،
لباس خارجی نپوشیم، نفی وابستگی فرهنگی به غرب
مهاتما گاندی: ما در بردگی خودمان به صورت غیرمستقیم سهیم هستیم.

* هر دو جذبه شخصیتی فوق العاده داشتند که دیگران حتی مخالفانشان از آن یاد می کنند

http://haidarrein.files.wordpress.com/2007/06/khomeini-5.jpg

*
پدر ملت بودند و با رفتنشان مردم احساس بی پدری کردند
* در مراسم سوگواری شان، میلیونها انسان از خود بیخود شده به تشییع آمدند. یک میلیون نفر به دهلی آمدند و در مراسم مهاتما گاندی هفتصد و پنجاه هزار نفر حاضر بودند و در مراسم امام خمینی میلیونها نفر حاضر شدند


* هر دو نهضت و رهبر نهضت الهام بخش آزادگان جهان شدند
* ایمان قوی به خدا و اعتماد به ملت توامان داشتند و میان مبارزه و دین جمع کردند. موضوعی که فرهنگ سیاسی مبارزه در آن روزگار درک نمی کرد و امکان مبارزه مستقل از ابرقدرتهای شرق و غرب متصور نبود و هر دو در نهضت عدم تعهد در اوایل استقلال شان نقش موثری ایفا کردند
* عدم محوریت احزاب سیاسی در نهضت آنها به دلیل نقش محوری رهبری در نهضت و سنتی بودن جامعه. ارتباط مستقیم رهبر با مردم و سرعت رشد نهضت، احزاب و گروههای سیاسی را جا گذاشت
* شباهت ایران و هند از نظر قومیت و نفوذ مذهب و درگیری با استعمارگران و سابقه تمدنی کهن نیز از مشابهت های شرایط آنان است
*  و هر دو نهضت به پیروزی رسیدند، هر چند مشکلات عظیمی در مسیرشان پدید آمد و همچنان ادامه دارد. از داخل و خارج  علیه هر دو نهضت تلاش کردند تا مسخ و نابود شود. تفرقه قومی و مذهبی و تلاش جهت تجزیه در هر دو مطرح شد و در مورد هندوستان به تجزیه و ظهور پاکستان شرقی ( بنگلادش ) و غربی(پاکستان) منجر شد

نظرات ()



نقش تاریخی انقلاب اسلامی در پیشرفت علمی کشور
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠

 رابطه بین پیشرفت های عظیم علمی کشور و پیروزی انقلاب اسلامی در چیست؟

آیا پیروزی انقلاب اسلامی به توسعه علمی کشور انجامیده است و این توسعه ناشی از تلاش های پیشین نبوده یا انقلاب اسلامی در برابر توسعه علمی کشور ایستاده است و مخالف آن بوده است؟

طرح بعضی سوالات و پاسخ ها در بعضی شرایط دشوارتر از شرایط دیگر است. تصور من آن است که طرح این پرسش در این شرایط از جهات مختلفی دشوار است و شاید در گذشته و آینده نزدیک چنین سختی و دشواری وجود نداشته باشد ولی با این وجود پاسخ به این پرسش ها نیاز همیشگی ما است چرا که به ما نشان می دهد که مسیر اعتلای علمی کشور از کدام سو است

بعضی معتقدند که کشور ما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در مسیر رشد و توسعه پایدار بوده است و اگر هم در بخش سیاسی رشد و توسعه ای در مفهوم امروزی نبوده و امور سیاسی و مدیریتی کشور از سوی شاه و دربار و نزدیکان و پیروان او اداره می شده ، در عوض در زمینه آزادی های اجتماعی، ایجاد فرصت حضور زنان در مسئولیت هایی مانند قضا و  ارتباط سیاسی هماهنگ با ابرقدرت های جهان، بستر پیشرفت های خوبی شده است. حضور خاندان سلطنتی و دربار در فعالیت های اقتصادی و مالکیت بنگاههای بزرگ نیز مانع ادعای ایشان محسوب نمی شود. تاکید این گروه بر اهمیت آزادی های فردی اجتماعی در توسعه عمومی اجتماعی است و اهمیت توسعه اقتصادی و سیاسی را در درجه دوم اهمیت قرار می دهند.

بعضی دیگر معتقدند که بستر رشد و توسعه تمرکز قدرت سیاسی دوران پهلوی، زیانبار بوده است و اساسا توسعه همه جانبه کشور به مدیریت کشور و فرهیختگی و آزادگی سازمان اجتماعی و مدیریت جامعه باز می گردد. این آزادی است که موجب توسعه در همه حوزه ها میگردد و بالاترین سطح آزادی نیز حق اعمال حاکمیت مردم بر حکومت است که بدون آن هیچ رشد و توسعه پایداری ممکن نیست و اگر هم در گوشه و کنار شاهد رشد و توسعه ای باشیم، ابتر خواهد ماند

بخشی از پیشرفت های ایران مرهون تغییر شرایط جهانی است. چرا که کاروان بشریت از بعضی جهات پیشرفت کرده اند

بخشی ناشی از تداوم موفقیت ها و پیشرفت های پیشین یعنی عصر پهلوی  است

بخشی نیز ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی است

همانگونه که مشکلات کشور نیز چنین است

تشخیص وزن هر یک از اهمیت زیادی در تحلیل جامع برخوردار است

دیدگاهها و نگاههای متفاوتی وجود دارد

بررسی نقش تاریخی انقلاب اسلامی در مداخله ملت در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و پیشرفت های این حوزه موضوع بسیار مهم و تعیین کننده ای است

 

عدالت و آزادی بدون یکدیگر سراب اند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸
کسانی که داعیه دار عدالت بدون آزادی هستند در دنیای کهن و امروز سابقه ای روشن دارند. کمونیست ها و در راس آنها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بزرگترین داعیه دار این جریان بود. تیغ مستبدان این طایفه بیشتر متوجه مردم کشورهای خودشان است و در برابر مردم دیگر کشورها شعار از برابری میدهند.
در برابر این جریان، داعیه داران آزادی بدون عدالت قرار دارند که آنان نیز سهمی عظیم در جنایات علیه بشریت دارند و به خصوص برای کشورهای دیگر جنگ و فقر و فساد به ارمغان می آورند.
این دو جریان قطعا در تلاش اند که حرکت مستقل نهضت اسلامی ملت ایران را به چالش بکشند و شعار نه شرقی نه غربی را خدشه دار کنند. نباید فراموش کنیم که روس ها و غربی ها اگر هم از ما حمایت میکنند، مبتنی بر منافع خودشان است و ما نباید:
١. مسیر اصلی خود را گم کنیم و تابعی از موافقت و مخالفت آنها باشیم.
٢. آنها را به اندرونی های تصمیم گیری هایمان راه دهیم و نسبت به اهداف آنها، به خصوص آنهایی که دشمنی شان را در حق ملت ما ثابت کرده اند، احتیاط کنیم.
٣. فراموش کنیم که راه اصیل ما اسلام ناب محمدی است که آزادی و عدالت را توامان تضمین میکند.
تصور میکنم این روزها روس ها و غربی ها در سطح کلان و همسایگان (که رقبای سیاسی و اقتصادی منطقه ای ما هستند) خوش به حال ترین ایام را میگذرانند.
به امید آنکه دشمن شاد نشویم
آمین
خون بر شمشیر پیروز است یعنی مردم سالاری پیروز است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۴ تیر ۱۳۸۸

خواست و اراده مردم واقعیت موثر در همه جوامع است
در کشورهایی که شاهد سرکوب این خواست هستیم
شرایط به گونه ای پیش می رود تا رهبری و اطلاع رسانی و امید از مردم گرفته شود
در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد کارکرد عظیم و نقش مهم رهبری و ارتباط با مردم و امید ناشی از ایمان دینی مردم بودیم.

مستبدین نمیتوانند مردم را نابود کنند، چرا که سوء استفاده از مردم بخش اصلی از هدف آنها و استبداد وسیله ی چنین سوء استفاده ای است.
مستبدین نمیتوانند همه ی رهبران معارض و معترض خود را نابود کنند، چرا که رهبران زاده میشوند و باقی می مانند و برخورد با آنان دشوار و پرهزینه و دردسرساز است.
مستبدین گرچه تلاش میکنند ولی نمیتوانند اطلاع رسانی را نابود کنند و اطلاع رسانی همچنان ممکن خواهد بود
آنچه مستبدین مستقیما هدف قرار میدهند، امید به تغییر است. نابودی امیدها است که میتواند مردم را فرقه فرقه، رهبران را خانه نشین و اطلاع رسانی را بی فایده کند. 

در نهضت اسلامی امام خمینی ره، پیروزی خون بر شمشیر محور اصلی امید و انرژی برای تغییر بود. یعنی شکست معنا ندارد. امام بارها گفتند که شکست در اسلام معنا ندارد.

جهان بینی دینی جهان را بزرگ و زندگی را ابدی و این دنیا را بخش کوچک و مقدمه ی زندگی واقعی انسان میداند.

 


 

نقد دیدگاه در وبلاگستان میز انقلاب از وبلاگ حاج محسن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸٧

بحث وبلاگی در میز انقلاب (نقد بوترابی) از وبلاگ حاج محسن:

مهدی بوترابی :
١-آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است.
خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود را میراند .در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند 
مردم در مقابل حکومت قرار میگیرند و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. و کار را به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسند و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد ،انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد.
٢-مردم ایران خواستار استقلال و آزادی بودند.استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند.
مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند،آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود،
ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود.
٣-در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود.
در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی(ع) آرزوی ملت ما بود.
دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است.
طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
حاج محسن :
با اجازه سحر و همه دوستان شرکت کننده در میز انقلاب ، نظر دوستانی را که در گفتگوی میز انقلاب شرکت کرده اند ، به ترتیب زمانی حضور در پای میز ، به نقد دوستان بگذاریم و پاسخ شخص مورد انتقاد را نیز بشنویم .
امیدوارم این روند خود به خود پاسخ به ابهامات احتمالی دوستان و از جمله جواب به سوالات سحر را نیز دربر داشته باشد .
در اینجا لازمست برای نقد نظرات هر فرد دوره زمانی تعیین کنیم .لذا ضمن نقد نظرات آقای بوترابی دوره "آپ" را هم پیشنهاد کنید .
پیشاپیش از حضور تان تشکر می کنم .
بد نیست به اطلاع دوستان برسانم که با اجازه قلبی(نه قبلی) متن جناب بوترابی را با فهم اندک خودم بازنویسی کردم 
بوترابی :
شاید هفته ای یک قرار آنلاین یا قرار حضوری داشتن ( اگر دوستان در تهران باشند ) فرصتی برای نتیجه بخش تر کردن مباحثات باشد. کنفرانس آنلاین در یاهو میسنجر هم خوبه تا نظر حاج محسن چه باشدگل.نیشخند
 
حاج محسن :
1-جناب بوترابی شما علل بروز انقلاب را در به بن بست رسیدن اصلاح از طریق قوانین دانسته اید و از حکومت مورد تایید جامعه صحبت کرده اید!
یعنی شما نا خواسته بروز انقلاب درجوامع مدرن را مورد بحث قرار داده اید!
جوامعی که دارای قانونند ومشروعیت حکومت بستگی به اقبال مردم دارد ، جامعه مدرن محسوب میشوند .
ولی در ایران قبل از مشروطه چیزی به نام قانون مدنی وجود نداشته است . در حالیکه انقلاب مشروطه در آن زمان رخداد.
در زمان سلطنت پهلوی نیز اگرچه چیزی به نام قانون اساسی وجود داشت ، لیکن طبق همان قانون اساسی سلطنت موهبت الهی بود ، یعنی شاهنشاهان هرگز مشروعیت خود را متکی براقبال مردمی نمیدانستند. و حال آنکه انقلاب اسلامی در دوران پهلوی بهوقوع پیوست.
2-شما اجرایی نشدن تصمیمات مردم را از عوامل بروز انقلاب دانسته اید . و حال آنکه واژه ای به نام "تصمیمات مردمی" نه تنها در رژیم قاجار بلکه حتی تا اواخر رژیم پهلوی که قرار بود با شعار "پیش بسوی دروازه های بزرگ تمدن" در ایران جوامع مدرن را شبیه سازی کنیم ، واژه "تصمیمات مردمی" محلی از اعراب نداشت.
٣-ترسیمی که شما از نقش مذهب در جامعه ما کرده اید و آن را با زبان ما که فارسی است مقایسه نموده اید ، اگرچه تشبیه بکر و در خور تحسینی است ولی بفرمایید در تاریخ این مرزو بوم سابقه داشته است که ملت  برای حفظ زبان فارسی آغوش خود را به روی مرگ بگشاید .
4-شما از الهام بخشی قیام عاشورا و آرزوی ملت ما برای تحقق عدالت علی(ع) نامبرده اید ولی آیا غیر از این است که 50 سال رژیم پهلوی در این کشور حکومت کرد . پس چرا این الهامت و این آرزوها زودتر بروز همگانی پیدا نکرد .
5- بنظر میرسد اجزای تحلیل شما و پارامترهایی که برشمردید صحیح است ولی ترکیب این پارامترها اگر هم صحیح باشد با انقلاب اسلامی و با انقلاب مشروطه انطباق ندارد. 

===================================
توضیحات بوترابی:

از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با ملتبرای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است.
انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد.
٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ...

فرد قهرمان ... ملت قهرمان / پیروزی انقلاب اسلامی ایران مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧

لحظاتی که یک فرد در نقش قهرمان ظاهر میشود و حماسه می آفریند، هرگز از خاطرش فراموش نمیشود. وقتی با ورزشکاران موفق صحبت کنیم می بینم که لحظات خاص را با چه شور و شوقی بیان میکنند.
حالا تصور کنید که یک ملت حماسه آفرین شود. پیروزی انقلاب اسلامی چنین بود.  میلیونها نفر در رسیدن به یک هدف بزرگ و مشترک یعنی نابودی رژیم استبدادی شاه با یکدیگر همراه شدند و در یک تعامل اجتماعی عمیق و همه جانبه، خاطره ای فراموش نشدنی در حافظه ی تاریخی ملت ایران آفریدند.
وابستگی پیروزی انقلاب اسلامی به نقش مردم و زنده بودن خاطره آن میتواند بزرگترین پشتوانه مردم سالاری محسوب شود.

 

تاریخ انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

به دهه ی فجر نزدیک میشویم که فرصتی برای شادمانی از تحقق جمهوری اسلامی (مردم سالاری دینی ) و نیز فرصتی برای بیان و تبیین تاریخ انقلاب اسلامی است. 
اصول و مبانی انقلاب اسلامی که با شخصیت و اندیشه ها و عملکرد امام خمینی شناخته میشود، آنگونه که بایسته و شایسته است تبیین نشده است. همچنین تاریخ پس از انقلاب نیز گرچه به روایتهای مختلف بیان شده است ولی هنوز جای کار بسیار دارد.
امید است که  فرصت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از این کمبودها را جبران کند.

 

 

جهاد اکبر ... جهاد اصغر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠

در مرحله اول جهاد
رفع ظلم و ستم بیگانه و مستبد دست نشانده و استقلال کشور و آزادی عمومی جامعه هدف بود. با امتناع و مخالفت به نتیجه می رسیم و وحدت راحت تر اتفاق می افتد و پیچیدگی ها کمتر است. همچون مرحله نخست انقلاب در مصر که هنوز به پیروزی هم نرسیده است

در مرحله بعد، آزادی واقعی انسان ها از زندان احساس و اندیشه های خرافی و غیرالهی هدف است. که قدمی بزرگتر و سخت تر و متکی به ابزارهای انسانی تر است

اینگونه است که استقلال خواهی امام خمینی ره مطلع آزادی خواهی است و معنای سخنان مکرر امام در مبارزه با هوای نفس و دنیاخواهی و تاکید بر جهاد اکبر را بهتر درک میکنیم

 

 

خون بر شمشیر پیروز است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۵ خرداد ۱۳٩٠

اگر شمشیر بر خون پیروز می شد

قهرمان کربلا، امام حسین ع نبود. زینب نبود.

قهرمان کربلا، یزید و عمر سعد و بن زیاد و شمر بودند

و پیروزی واقعی خون بر شمشیر به همت آگاهی رسانی زینب و زینبیان آشکار می شود

...

1. جنگ شمشیر با شمشیر به پیروزی شمشیر بلندتر و محکم تر و تیزتر می انجامد و به حقیقت هر دو بازنده اند

2. جنگ شمشیر با خون. به پیروزی همیشگی خون می انجامد مگر آنجا که آگاهی رسانی ممکن نیست و از آن نیز خبری نیست که نیست

3. و خون با خون جنگی ندارد جز در تراژدی های استثنایی که آن نیز عاریه ای است و به واقع خون ها به هم می آمیزند تا صلح برانگیزند

 

رفتار یزیدی

رفتار حسینی

 

 

دوازده فروردین 1358 سمبل وحدت ملی در بالاترین سطح
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

در نهضت امام خمینی و به خصوص در مراحل پایانی که مقبولیت آن از سطح نخبگان مذهبی و روحانیون به سطح عمومی مردم گسترش یافته بود، شاهد شکل گیری یک جبهه متنوع و از جهاتی متناقض در برابر شاه بودیم. محمد رضا شاه در طول سی و اندی سال حکومتش بر ایران، گروههای سیاسی و اجتماعی و مذهبی متنوعی را ناراضی کرده بود و به همین دلیل مخالفت های متنوعی را برانگیخته بود و به دلیل قدرت نظامی  (که خود بزرگ ارتشتاران و فرمانده کل قوا بود) و سیستم مخوف امنیتی اش( که با خودش هماهنگ بود و خارج از قدرت نخست وزیر) و به اعتبار پول نفت اش، گوش شنوایی نداشت و به نخبگان مذهبی و سیاسی و اجتماعی و تذکرات آنان وقعی نمی گذاشت

محمد رضا شاه با سانسور و فشار بر مطبوعات و کنترل انحصاری رادیو تلویزیون ملی ایران، سعی می کرد که افکار عمومی را کنترل کند و یا لااقل از روشنگری و تجمیع حس مخالفت با شاه جلوگیری کند و از ظهور شبکه ارتباطی مساجد و هیئت ها و رسانه ای به نام رادیو وپیام های صوتی ضبط شده بر روی نوار کاست غافل بود

وی با جمع کردن بساط احزاب و  محدود کردن عرصه به دو حزب فرمایشی و در نهایت یک حزب وفادار به شاه، راه دیکتاتوری و تمرکز سیاسی را با شتاب طی کرد، بدون آنکه به زیرساخت های تنوع گرا و جریانات اجتماعی رو به رشد و شرایط جهانی و الزامات آنها توجه کرده باشد

شاهی که بر اساس قانون اساسی مشروطه، مظهر وفاق و وحدت ملت می بایست باشد و به عنوان شخص غیرمسئول در امور اجرایی دخالت نکند تا مرجع حل اختلافات در سطح ملی باشد، عملا طرف اصلی درگیری و دعوا با نخبگان و خواص مذهبی و سیاسی و اجتماعی و به دنبال آنان، اکثریت قاطع ملت شد

شاه تلاش کرد به کمک دربار و دست آموزان دربار، اقتصاد و سیاست و جامعه را تحت کنترل خود قرار دارد و وفاداری به شاه را جایگزین عقلانیت و منافع ملی کند

وی با نقش پر رنگی که در همه جا برای خود و تشکیلات منتسب به خودش تعریف کرد، مستقیما مسئول اصلی امور کشور وهدف اعتراضات شد

اعتراض جمعی نیروهای اجتماعی و به دنبال آنها نیروهای سیاسی، که از پانزده خرداد رنگ و بوی مذهبی تر نیز گرفته بود، مبنایی برای تشکیل جبهه اعتراضی شد که تمامی مخالفان شاه، حتی مخالفان غیرمذهبی یا ضد مذهبی را دور هم جمع کرد

حکومت شاه متقابلا، به جای پذیرش نقش خودش در ایجاد جبهه متنوع مخالفان، به فرافکنی و تبلیغات دروغین پرداخت. در واقع رفتار رژیم محمدرضا شاه بود که همه جریانات اصلی و مطرح را به مبارزه طلبیده و به مخالف تبدیل کرده بود

جبهه گسترده ای از مخالفان چپ گرا( کمونیست های مائوئیست و کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور و کمونیست های استالینیست و لنینیست طرفدار روسیه و چین و غیر آن) تا احزاب راست گرا(چون جبهه ملی و احزاب وطن پرست) و  گروههای ضد مذهب و غیر مذهبی تا تشکل های روحانی و  مذهبی را شامل می شد، گواه روشنی از تنوع فوق العاده آن روزگار بود و رژیم شاه نیز که از درک منطق درونی این همگرایی غافل بود، یا اقرار به آن را به صلاح خود نمی دید، مخالفانش را جبهه مشترک ارتجاع سرخ و سیاه یعنی "کمونیست های ضد مذهب و مذهبی های مرتجع" می نامید. و آنها را آلت دست بیگانگانی می نامید که قصد عقب نگه داشتن ایران و تبدیل ایران به ایرانستان را دارند.البته منظور شاه از بیگانه، حامیان خارجی خودش یعنی آمریکا و انگلیس نبود. بلکه رقیب خارجی آنها، یعنی شوروی و بلوک نزدیک به آن چون لیبی و سوریه و حتی عراق، بود

  در خاتمه تاکید می کنم که وزن اجتماعی جریانات سیاسی مختلف، یکسان نبود و به همین دلیل رهبری نهضت و سازمان سیاسی نهضت، عمدتا در دست روحانیت و نیروهای سیاسی - مذهبی بود و با اینکه جبهه سیاسی مخالفان رژیم شاه تقریبا همه سلایق سیاسی را در بر می گرفت و به همین دلیل بود در انتخابات 12 فروردین 58 بیش از 98 درصد رای دهندگان و اکثریت احزاب و گروههای سیاسی محبوب به جمهوی اسلامی رای دادند و بدین سان بالاترین حضور آزادانه مردم در انتخابات را شاهد بودیم 

سالگرد پیروزی ملت ایران بر ستم شاهی مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩

پیروزی ملت ایران بر دیکتاتور بزرگی

که به سیستم امنیتی و نظامی و چماقدارانش می نازید،

و با کنترل رسانه ها و سانسور تلاش میکرد تصویری متفاوت و دروغین

پیش روی ملت و افکار عمومی قرار دهد

معجزه قرن بیستم لقب گرفت

چرا که باور به قدرت ملت ها در آن سالها به حداقل رسیده بود

و همه چیز در قدرت های مادی حکومت ها دیده میشد

و ملت ها اسیر حکومت ها تلقی می شدند

در حالیکه جهان به دوره ای جدید پا میگذاشت

که انسان ها برای رسیدن به ارزشها و آرزوهایشان

با یکدیگر تعامل و هم اندیشی و همراهی می کردند

و این روند همچنان و قوی تر از پیش

ادامه دارد

...

در بهمن ۵٧

ساواک شاه، مخوف ترین دستگاه امنیتی آن روزگار

ارتش شاه که ششمین ارتش جهان خوانده میشد

و چماقداران شاه که در با حمایت امنیتی ها و ارتشی ها

میدان داری میکردند

همچون کفی بر روی آب

با اولین وزش باد حضور ملت در صحنه

به کنار رفتند

و این سرنوشت محتوم و همیشگی دیکتاتورها و یارانشان است

...

رهبری امام خمینی

انرژی عظیم ملت ایران را سامان و حرکت داد

و خطاهای حکومت مغرور ایران

فرصت های ماندن را از او گرفت

...

 از پس تحولی که در بهمن ۵٧ آغاز شد

راهی بزرگ و فراخ در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی

پیش روی ملت ما باز شد

و کشور ما هنوز در همان مسیر در حرکتیم

و دستاوردهای بسیاری را به دست آورده ایم

که اگر نبود سختی های این روزگار

بیشتر به آنها می بالیدیم

...

و دیکتاتورها

چون حسنی مبارک

در نهایت رفتنی اند

و این حقیقتی است که ملت ما

کمی پیش تر

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی

تجربه کرده است

نه شرقی نه غربی و میانه روی های امروزین

 

نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠

 

میان دولتهای عصر پیشین و رفتارهای براندازانه آن دوران تناسبی خاص بود. در دوره جدید، میانه روی، راهبرد اصلی جوامع است. نه شرقی و نه غربی شعاری عقلانی است که بر اساس همین رویکرد و با انقلاب اسلامی آغاز شد.

تحولات بهار عربی و نتایج آن در تونس و مصر که پیشگام و الگوی جهان عرب محسوب می شوند، نشان آشکار دیگری بر پیروزی میانه روی بر افراط گرایی در خاورمیانه است

دوران جدیدی در راه است. دورانی بهتر از دوران پیشین. ان شاء الله

 

ایران و اسلام

 

نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠

 

بعضی می گویند ایران برای اسلام

 

بعضی می گویند اسلام برای ایران

 

هر دو می گویند یکی برای دیگری و اثبات یکی برای نفی دیگری یا وسیله قرار دادن دیگری

 

...

 

بعضی می گویند دین و مملکت و هر آنچه هست، وسیله برای رستگاری انسان

 

بعضی می گویند همانگونه که دین از آن خداست، انسان و مملکت نیز از آن خداست

 

...

 

بعضی فراموش می کنند که این زندگی را پایانی است

 

ولی اکثریت مردمان در پی پایان نیک این زندگی هستند و برای همیشه فراموشکار باقی نمی مانند و به یاد می آورد

 


آیت الله خامنه ای با اشاره به شگرد همیشگی ابرقدرت ها در تهدید و ارعاب ملت ها برای خارج کردن آنها از میدان، افزودند: این شگرد درباره دولت هایی که متکی به ملت ها نیستند نتیجه بخش است اما با تهدید و ارعاب نمی توان نظام و دولتی را که متکی به آراء، عواطف و ایمان مردم است، از صحنه خارج کرد و به عقب راند.

 

انقلاب اسلامی و توسعه کشور
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶


پس از انقلاب اسلامی که مدیریت کشور بدست نیروهای ملی افتاد٬ امکان حضور کارشناسانه فرهیختگان بوجود آمد. بخشی به جهت تصمیمات دولتهای انقلابی ماننداخراج مستشاران نظامی خارجی و بخشی به جهت تحریم هایی که از سوی خارجی ها بر ایران تحمیل شد و راهی جز توجه به داشته های برای جوانان کشور باقی نگذاشت.
نتیجه این روند خودباوری ملی بود که نتیجه ی استقلال سیاسی نخستین کشور از بیگانه بود.
تکمیل این استقلال با استقلال فرهنگی و اقتصادی و سیاسی(داخلی)‌ ضروری است. اگر هر یک از این بخش ها کامل نشود مجددا شاهد حضور بیگانگان ولو در چهره عناصر داخلی خواهیم بود.
مهمترین حلقه ی تضمین کننده ی این گردونه ی استقلال ها٬ استقلال فرهنگی است که در لایه های درونی شخصیت فردی و جمعی شکل میگیرد و  بروز آن به شکل احزاب و گروههای سیاسی برای مدیریت هوشمندانه کشور خواهد بود.

معماران و مهندسان انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸

بی شک و تردید رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی بود. وی در تاسیس این نظام سیاسی و اجتماعی، یاران و همکارانی داشت که نهادها و موسسات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و امنیتی و غیره این کشور را بنا کردند.
آنچه به ایران کمک کرد که با تز "نه شرقی نه غربی" بتواند مستقل بماند: همین تکیه بر مردم بود. کسانی که بر مردم تکیه نکنند، بر بیگانه تکیه خواهند کرد. چه بیگانگان داخلی و چه بیگانگان خارجی. اما تنها عنصر حضور مردم در عرصه نبود که موجب پیروزی انقلاب اسلامی و قوام نظام سیاسی جدید شد. رهبری امام و عقیده اسلامی مردم و یاران امام در این تحول نقش مهمی داشتند.
سوال اینجاست که آیا مهندسان و معماران نظام جمهوری اسلامی، از عواملی هستند که میتوان آنها را از نظام حذف کرد و بعد انتظار بقای آن را داشت یا خیر؟

 

مردان انقلاب اسلامی در صحنه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۶ بهمن ۱۳۸٧

عمق تاثیرات اجتماعی ناشی از سیاست های دولت احمدی نژاد، نگرانی گروههای علاقمند به آینده کشور را برانگیخته است.
حضور تاثیرگذار و فعال تر رجال دهه نخست انقلاب اسلامی که با عنوان خط امامی ها شناخته میشوند، راه حل برون رفت از بحران است.

آرمان ها و روش های انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧

آرمان انقلاب اسلامی معمولا و تقریبا به درستی توسط گروههای مختلف درک میشود ولی به دلایلی، بعضی ها، بجای بازگشت به آرمان های نخستین انقلاب اسلامی، به روش های آن دوره باز میگردند.
روش های رسیدن به هدف تغییر میکند. گاهی این تغییر را انکار میکنیم. انکار تغییر در روشها گاهی نگاهمان به آرمان ها را تغییر میدهد و در برابر آرمان ها قرار میگیریم.

دهه چهارم انقلاب اسلامی

 

نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧

 

سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و به زودی کشور ما چهارمین دهه را با انقلاب اسلامی تجربه خواهد کرد. آنچه در این سی سال به خوبی به چشم می آید، سرعت و شتاب تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است. نظام ارزشی در حال تحولی گسترده است و اگر به انسانها و جامعه به صورت مقایسه ای نگاه کنیم تا حدی به عمق تغییراتی که در حال انجام است پی می بریم. تحولات بسیاری اتفاق افتاده و همچنان آینده آبستن تحولات دیگری است.
در این سی سال بسیاری از افراد و جریانات و روندها و رخدادها تغییر جهت و معنا داده اند. بعضی به تحول علم دارند و بعضی ندارند اما در واقعیت، تغییر با شتابی زیاد دنبال میشود. همه چیز در حال گردش و تغییر است.
 این تغییرات ظاهری که می بینیم ریشه در تحولات درونی جامعه ایرانی دارد و با تثبیت جامعه ایرانی، دیگر شرایط کشور نیز تثبیت خواهد شد. آنچه که در پس این تحولات در کشور تثبیت میشود، هویتی است برای سالهای طولانی با ما و کشورمان خواهد بود و تغییراتی با شتاب و سرعت امروز نخواهیم نداشت.


"هشت سال دفاع مقدس" و "امام خمینی" دو سنگر اصلی در دفاع از انقلاب اسلامی است. اگر کسانی تصور میکردند و میکنند که سنگرهایی مهمتر و بزرگتر از آنان دارند که در مسیر اعتلای انقلاب اسلامی ایجاد شده است، اشکالی ندارد و می توانند آنها را بنا کنند یا تصور کنند که بنا شده اند. ولی تخریب سنگرها و پایه های پیشین بخصوص افراد و اندیشه ها و میراث مرتبط با این دو سازه مهم و بنیادین، برای بنای سازه های جدید و آنهم در شرایط طوفانی، خطا ... خطای مضاعف ... بلکه چیز دیگری است که نامی مناسب برای آن نتوان یافت.

تخریب گذشته تنها زمانی ضروری است که تصور کنند بالذات با موقعیتی که آنان در پی آن هستند در تعارض است و اگر چنین است که به راهی می روند که باید بروند و اگر چنین نیست به حفظ ارزش ها و اعتمادها بیندیشند.

هشت سال دفاع مقدس اگر شد نه سال یا هفت سال، دیگر دفاع مقدسی که تعریف و وزن و نقش مشخصی داشت و دارد، نیست

امام خمینی نیز بدون سخنان و اندیشه ها و یاران حامل این آرمان ها، قابل انتقال و بالاتر از آن قابل فهم نیست

البته  روشن است که:

میتوان از مسیر دیگری رفت

میتوان فراموش کرد و دیگری شد

میتوان دوباره ساخت

میتوان خیلی کارها کرد

و این میتوان ها به حق انتخاب طبیعی بشر و جامعه مربوط است و این حق الهی را هیچکس نمیتواند منکوب کند

 

"هشت سال دفاع مقدس" و "امام خمینی" دو سنگر اصلی در دفاع از انقلاب اسلامی است. اگر کسانی تصور میکردند و میکنند که سنگرهایی مهمتر و بزرگتر از آنان دارند که در مسیر اعتلای انقلاب اسلامی ایجاد شده است، اشکالی ندارد و می توانند آنها را بنا کنند یا تصور کنند که بنا شده اند. ولی تخریب سنگرها و پایه های پیشین بخصوص افراد و اندیشه ها و میراث مرتبط با این دو سازه مهم و بنیادین، برای بنای سازه های جدید و آنهم در شرایط طوفانی، خطا ... خطای مضاعف ... بلکه چیز دیگری است که نامی مناسب برای آن نتوان یافت.

تخریب گذشته تنها زمانی ضروری است که تصور کنند بالذات با موقعیتی که آنان در پی آن هستند در تعارض است و اگر چنین است که به راهی می روند که باید بروند و اگر چنین نیست به حفظ ارزش ها و اعتمادها بیندیشند.

هشت سال دفاع مقدس اگر شد نه سال یا هفت سال، دیگر دفاع مقدسی که تعریف و وزن و نقش مشخصی داشت و دارد، نیست

امام خمینی نیز بدون سخنان و اندیشه ها و یاران حامل این آرمان ها، قابل انتقال و بالاتر از آن قابل فهم نیست

البته  روشن است که:

میتوان از مسیر دیگری رفت

میتوان فراموش کرد و دیگری شد

میتوان دوباره ساخت

میتوان خیلی کارها کرد

و این میتوان ها به حق انتخاب طبیعی بشر و جامعه مربوط است و این حق الهی را هیچکس نمیتواند منکوب کند

 

ارزش های اصیل انقلاب اسلامی به ارزش هایی باز میگردد که پیش از انقلاب مطرح شد و در پیروزی انقلاب اسلامی بزرگترین بروز را داشت:

استقلال و آزادی

و از نظر اجرا نیز این ارزش ها در چارچوب جمهوریت و اسلامیت اجرا می شد. یعنی به خواست مردم و مبتنی بر اصول اسلام. جایگزینی خواست غیرمردم و اولویت یافتن فروع بر اصول یا هر روش دیگر فراموشی اصول اسلام چون اخلاق و رعایت کرامت انسان و خدامحوری و مردم گرایی و آخرت نگری، مکانیزم تحقق خواست های اصیل یعنی استقلال و آزادی مبتنی بر مقتضیات ایران را به مخاطره می اندازد

 

 

 

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، محورهایی وجود داشتند که به پیروزی نهضت منجر شد. پس از آن دو جریان عظیم مقوم ذات انقلاب اسلامی بود

نخست وحدت نظر و عقیده ملی مردم با رهبری امام خمینی بود

دیگر بزرگترین چالش عملی و ملی مردم یعنی هشت سال دفاع مقدس بود

نقش دفاع مقدس در تقویت حس توانایی و خودباوری مردم ایران در سطح ملی و اثبات توانایی های ایران در سطح منطقه در طول تاریخ دویست ساله اخیر بی نظیر بود

 

نظرات (2)    

 

 

دهه فجر، آغاز روشنایی و انفجار نور

پس از تاریکی زور و استبداد بود و خاطره اش

امید بخش آزادی و استقلال همه جانبه ملت ایران است


ملت ایران در بهمن 57 و تحت رهبری امام خمینی ره
راه پر فراز و نشیب استقلال و آزادی را آغاز کرد
در هر جا که مردم حاضر شدند، پیروزی نصیب شد و در هر جا که غفلت کردیم، شکست خوردیم
دهه فجر انقلاب اسلامی بر همگان مبارک باد

در دوران مبارزه با استبداد و استعمار و استثمار و استحمار

 

صبر کلید خودسازی و دگرسازی است

صبر در برابر زیاده روی ها و  کوتاهی ها

صبر و حفظ اندیشه و موقعیت و احساس و دیگر درونی ها

در شرایط تغییر طوفانی بیرونی ها

اگر فراتر از خود محوری و محافظه کاری باشد

تا آنجا که به صورت نمادین گفته شده:

 اندکی صبر سحر نزدیک است

بلندقامتان عرصه اندیشه و عمل

 از فراز کوته اندیشان و محافظه کاران

 فجر را دیدند و بلکه خلق کردند

به ما می نماینددهه فجر در سه دهه اخیر، یادآور پیروزی ملتی  استبداد زده ولی آگاه و متحد بر مستبدان است. ملتی که برای استقلال و آزادی اش از زورگویان داخلی وخارجی نترسید و نشان داد که هیچ حکومتی بدون تکیه بر مردم، شایستگی بقا و ماندگاری ندارد

را قدرشناختند و اسیر اقتصاد دولتی و زورگویانه نشدند و فرهنگ و آزادی را بر اقتصاد و زور ترجیح دادند تا زیباترین و مسالمت جویانه ترین انقلاب قرن بیستم را به نتیجه رساند

ظهور نوری است که بر هزاران سال حاکمیت فرمانروایان مستبد، خط بطلان کشید و ملت ایران را به صحنه ای آورد که همچنان پرخروش و آگاهانه در پی تحقق حاکمیت ملی است.

بر مردم برج نشینی خوبی و بدی بسیار دارد، اما در بعضی برج ها و بعضی زمان ها، زیبایی  وصف ناشدنی نیز دارد. به تعداد طبقات و موقعیت برج نیز ربط دارد که مثلا بیست طبقه باشد یا دویست طبقه و یا بر زمین پست باشد یا ارتفاعات بلند. چنین برج نشینانی، دیدار و طلوع فجر را زودتر از کسانی که در کوچه و خیابان قدم میزنند و با تاریکی دست به گریبان اند، تجربه می کنند و به همین دلیل از امید و آینده ای نزدیک می گویند و امیدبخش می شوند، هر چند که اکثریتی بی باور، نومیدانه می شنوند و اندکی عجول دیوانه اش می خوانند که آن هم عالمی دارد!شکست ها و پیروزی ها در مقیاس های مختلف دیده می شود وقتی به یک جریان در یک مقطع یک روزه نگاه می کنیم ممکن است فقط صعود و یا سقوط ببینیم ولی هر چه جامع تر و عمیق تر نگاه کنیم و از دورتر این نوسانات را ببینیم تصویر صحیح تری به دست می آوریم. پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز نتیجه تلاشی پیگیر و آزادیخواهانه بود که در دوره هایی از آن، نومیدی و سختی بسیار بر رهروان آن وارد شد ولی ایمان به خدا و حقانیت راهی که طی می کنند، پیروزی بر استبداد و حامیان خارجی اش را نصیب ملت ایران کرد

 

نظرات ()



دهه فجر یادآور پیروزی ملت ایران بر استبداد مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠

 دهه فجر، آغاز روشنایی و انفجار نور ایمان و آگاهی

پس از تاریکی زور و استبداد بود

و خاطره اش

امید بخش حرکت در مسیر آزادی و استقلال همه جانبه

...

دهه فجر و بیست و دو بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی ره  بر همگان مبارک باد


نظرات ()



هفته های سخن ... ماههای دل ... سالهای اندیشه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠

معروف هستم به خوش بینی و فکر میکنم تعبیر درستی است هر چند این موضوع معمولا  بیشتر به واقع بینی و جهان بینی واقع گرایی که قبول دارم مربوط است تا به خوش خیالی

ولی این خوش بینی برای کسانی که افق دیدشان در مقابل است گاهی به بدبینی تعبیر می شود

وقتی در یک مسیر خوش عاقبت منزل های خطرناک و سخت را معرفی میکنیم، متهم به بدبینی نباید شویم

...

از دوران دومین که حدود دو سالی گذشته ...

اندیشه و احساسم در آن دوران که فرصت اندیشه بسیار داشتم و راهنمایی سوره یوسف و روم و آیات دیگر را تجربه می کردم

راهبردهایی را پیش رویم گذاشت:

توسعه فعالیت ها

حضور فعال

زندگی واقعی

پذیرش واقعیت

...

و ماجرای اصلی که به انتظار آنیم

ظهور منظم و مفید و عاقلانه پتانسیل های عظیم رها شده از رخداد عظیم اواخر قرن بیستم در کشورمان

بهبود محسوس و متفاوت شرایط کشور به گونه ای که همگان را جز حربیون قانع  کند

پیش بینی متکی به دانش و احساس:

در بدترین شرایط:

و اتممناها بعشر

و شرط بندی بر شترهای بیشتر ولی بضع سنین

و احساس خجالت برادران یوسف

و عزیز شدن او از پس بدخواهی های بسیار

ولی در کنار این نشانه های اندیشه ای از سالهایی نه چندان طولانی

نشانه هایی دلبرانه از ماههای در پیش دیدم

و سخن از هفته های امید گفتم

 

نظرات ()



نه شرقی نه غربی و میانه روی های امروزین
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠

میان دولتهای عصر پیشین و رفتارهای براندازانه آن دوران تناسبی خاص بود. در دوره جدید، میانه روی، راهبرد اصلی جوامع است. نه شرقی و نه غربی شعاری عقلانی است که بر اساس همین رویکرد و با انقلاب اسلامی آغاز شد.

تحولات بهار عربی و نتایج آن در تونس و مصر که پیشگام و الگوی جهان عرب محسوب می شوند، نشان آشکار دیگری بر پیروزی میانه روی بر افراط گرایی در خاورمیانه است

دوران جدیدی در راه است. دورانی بهتر از دوران پیشین. ان شاء الله

نظرات ()



ایران و اسلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠

بعضی می گویند ایران برای اسلام

بعضی می گویند اسلام برای ایران

هر دو می گویند یکی برای دیگری و اثبات یکی برای نفی دیگری یا وسیله قرار دادن دیگری

...

بعضی می گویند دین و مملکت و هر آنچه هست، وسیله برای رستگاری انسان

بعضی می گویند همانگونه که دین از آن خداست، انسان و مملکت نیز از آن خداست

...

بعضی فراموش می کنند که این زندگی را پایانی است

ولی اکثریت مردمان در پی پایان نیک این زندگی هستند و برای همیشه فراموشکار باقی نمی مانند و به یاد می آورد

...

نظرات ()



سنگرهای ارزشمند انقلاب اسلامی را ویران نکنیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠

"هشت سال دفاع مقدس" و "امام خمینی" دو سنگر اصلی در دفاع از انقلاب اسلامی است. اگر کسانی تصور میکردند و میکنند که سنگرهایی مهمتر و بزرگتر از آنان دارند که در مسیر اعتلای انقلاب اسلامی ایجاد شده است، اشکالی ندارد و می توانند آنها را بنا کنند یا تصور کنند که بنا شده اند. ولی تخریب سنگرها و پایه های پیشین بخصوص افراد و اندیشه ها و میراث مرتبط با این دو سازه مهم و بنیادین، برای بنای سازه های جدید و آنهم در شرایط طوفانی، خطا ... خطای مضاعف ... بلکه چیز دیگری است که نامی مناسب برای آن نتوان یافت.

تخریب گذشته تنها زمانی ضروری است که تصور کنند بالذات با موقعیتی که آنان در پی آن هستند در تعارض است و اگر چنین است که به راهی می روند که باید بروند و اگر چنین نیست به حفظ ارزش ها و اعتمادها بیندیشند.

هشت سال دفاع مقدس اگر شد نه سال یا هفت سال، دیگر دفاع مقدسی که تعریف و وزن و نقش مشخصی داشت و دارد، نیست

امام خمینی نیز بدون سخنان و اندیشه ها و یاران حامل این آرمان ها، قابل انتقال و بالاتر از آن قابل فهم نیست

البته  روشن است که:

میتوان از مسیر دیگری رفت

میتوان فراموش کرد و دیگری شد

میتوان دوباره ساخت

میتوان خیلی کارها کرد

و این میتوان ها به حق انتخاب طبیعی بشر و جامعه مربوط است و این حق الهی را هیچکس نمیتواند منکوب کند

نظرات ()



محورهای تاریخی انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، محورهایی وجود داشتند که به پیروزی نهضت منجر شد. پس از آن دو جریان عظیم مقوم ذات انقلاب اسلامی بود

نخست وحدت نظر و عقیده ملی مردم با رهبری امام خمینی بود

دیگر بزرگترین چالش عملی و ملی مردم یعنی هشت سال دفاع مقدس بود

نقش دفاع مقدس در تقویت حس توانایی و خودباوری مردم ایران در سطح ملی و اثبات توانایی های ایران در سطح منطقه در طول تاریخ دویست ساله اخیر بی نظیر بود

نظرات ()



شعارهای اصیل انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠

ارزش های اصیل انقلاب اسلامی به ارزش هایی باز میگردد که پیش از انقلاب مطرح شد و در پیروزی انقلاب اسلامی بزرگترین بروز را داشت:

استقلال و آزادی

و از نظر اجرا نیز این ارزش ها در چارچوب جمهوریت و اسلامیت اجرا می شد. یعنی به خواست مردم و مبتنی بر اصول اسلام. جایگزینی خواست غیرمردم و اولویت یافتن فروع بر اصول یا هر روش دیگر فراموشی اصول اسلام چون اخلاق و رعایت کرامت انسان و خدامحوری و مردم گرایی و آخرت نگری، مکانیزم تحقق خواست های اصیل یعنی استقلال و آزادی مبتنی بر مقتضیات ایران را به مخاطره می اندازد

 

نظرات ()



باور نکردنی ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

این شعاری بود که پس از رحلت امام

تبدیل شد به

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما

...

یکی از علاقمندان حضرت امام ره به نام مقدم  را میشناختم که خود را وقف نظرات و دیدگاههای امام کرده بود

خودش میگفت که رحلت امام خمینی ره  را پییش از ظهور امام زمان عج باور نداشت و برای همین رحلت امام بر او بسیار سخت گذشته بود و لطمه سنگین روحی خورده بود و پس از مدتی نیز فوت کرد

خدا رحمت اش کند

برایش ماجرای شتاب سخنرانی های حضرت امام ره در ماهها و روزهای آخر را گفتم

نظرات ()



جهاد اکبر ... جهاد اصغر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠

در مرحله اول جهاد
رفع ظلم و ستم بیگانه و مستبد دست نشانده و استقلال کشور و آزادی عمومی جامعه هدف بود. با امتناع و مخالفت به نتیجه می رسیم و وحدت راحت تر اتفاق می افتد و پیچیدگی ها کمتر است. همچون مرحله نخست انقلاب در مصر که هنوز به پیروزی هم نرسیده است

در مرحله بعد، آزادی واقعی انسان ها از زندان احساس و اندیشه های خرافی و غیرالهی هدف است. که قدمی بزرگتر و سخت تر و متکی به ابزارهای انسانی تر است

اینگونه است که استقلال خواهی امام خمینی ره مطلع آزادی خواهی است و معنای سخنان مکرر امام در مبارزه با هوای نفس و دنیاخواهی و تاکید بر جهاد اکبر را بهتر درک میکنیم

نظرات ()



عکس های امیدبخش
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠

 

این تصاویر را که دیدم

امیدوارتر از قبل شدم

به هرآنچه که در عکس است

و هر آنچه که در عکس نیست

دیده می شود یا نمی شود

 

خدا را شاکرم

خداوند رحمان و رحیم

امام عزیز را رحمت کند

 

نظرات ()



خون بر شمشیر پیروز است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠

اگر شمشیر بر خون پیروز می شد

قهرمان کربلا، امام حسین ع نبود. زینب نبود.

قهرمان کربلا، یزید و عمر سعد و بن زیاد و شمر بودند

و پیروزی واقعی خون بر شمشیر به همت آگاهی رسانی زینب و زینبیان آشکار می شود

...

1. جنگ شمشیر با شمشیر به پیروزی شمشیر بلندتر و محکم تر و تیزتر می انجامد و به حقیقت هر دو بازنده اند

2. جنگ شمشیر با خون. به پیروزی همیشگی خون می انجامد مگر آنجا که آگاهی رسانی ممکن نیست و از آن نیز خبری نیست که نیست

3. و خون با خون جنگی ندارد جز در تراژدی های استثنایی که آن نیز عاریه ای است و به واقع خون ها به هم می آمیزند تا صلح برانگیزند

نظرات ()



خداوند امام را رحمت کند و به ما امید عطا فرماید
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠

خداوند رحمان

امام خمینی را رحمت کند

و به ما

امید عطا فرماید

...

ولا تیأسوا من روح الله

انه لا ییأس من روح الله

الا القوم الکافرون ...

 

نظرات ()



دوازده فروردین 1358 سمبل وحدت ملی در بالاترین سطح
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

در نهضت امام خمینی و به خصوص در مراحل پایانی که مقبولیت آن از سطح نخبگان مذهبی و روحانیون به سطح عمومی مردم گسترش یافته بود، شاهد شکل گیری یک جبهه متنوع و از جهاتی متناقض در برابر شاه بودیم. محمد رضا شاه در طول سی و اندی سال حکومتش بر ایران، گروههای سیاسی و اجتماعی و مذهبی متنوعی را ناراضی کرده بود و به همین دلیل مخالفت های متنوعی را برانگیخته بود و به دلیل قدرت نظامی  (که خود بزرگ ارتشتاران و فرمانده کل قوا بود) و سیستم مخوف امنیتی اش( که با خودش هماهنگ بود و خارج از قدرت نخست وزیر) و به اعتبار پول نفت اش، گوش شنوایی نداشت و به نخبگان مذهبی و سیاسی و اجتماعی و تذکرات آنان وقعی نمی گذاشت

محمد رضا شاه با سانسور و فشار بر مطبوعات و کنترل انحصاری رادیو تلویزیون ملی ایران، سعی می کرد که افکار عمومی را کنترل کند و یا لااقل از روشنگری و تجمیع حس مخالفت با شاه جلوگیری کند و از ظهور شبکه ارتباطی مساجد و هیئت ها و رسانه ای به نام رادیو وپیام های صوتی ضبط شده بر روی نوار کاست غافل بود

وی با جمع کردن بساط احزاب و  محدود کردن عرصه به دو حزب فرمایشی و در نهایت یک حزب وفادار به شاه، راه دیکتاتوری و تمرکز سیاسی را با شتاب طی کرد، بدون آنکه به زیرساخت های تنوع گرا و جریانات اجتماعی رو به رشد و شرایط جهانی و الزامات آنها توجه کرده باشد

شاهی که بر اساس قانون اساسی مشروطه، مظهر وفاق و وحدت ملت می بایست باشد و به عنوان شخص غیرمسئول در امور اجرایی دخالت نکند تا مرجع حل اختلافات در سطح ملی باشد، عملا طرف اصلی درگیری و دعوا با نخبگان و خواص مذهبی و سیاسی و اجتماعی و به دنبال آنان، اکثریت قاطع ملت شد

شاه تلاش کرد به کمک دربار و دست آموزان دربار، اقتصاد و سیاست و جامعه را تحت کنترل خود قرار دارد و وفاداری به شاه را جایگزین عقلانیت و منافع ملی کند

وی با نقش پر رنگی که در همه جا برای خود و تشکیلات منتسب به خودش تعریف کرد، مستقیما مسئول اصلی امور کشور وهدف اعتراضات شد

اعتراض جمعی نیروهای اجتماعی و به دنبال آنها نیروهای سیاسی، که از پانزده خرداد رنگ و بوی مذهبی تر نیز گرفته بود، مبنایی برای تشکیل جبهه اعتراضی شد که تمامی مخالفان شاه، حتی مخالفان غیرمذهبی یا ضد مذهبی را دور هم جمع کرد

حکومت شاه متقابلا، به جای پذیرش نقش خودش در ایجاد جبهه متنوع مخالفان، به فرافکنی و تبلیغات دروغین پرداخت. در واقع رفتار رژیم محمدرضا شاه بود که همه جریانات اصلی و مطرح را به مبارزه طلبیده و به مخالف تبدیل کرده بود

جبهه گسترده ای از مخالفان چپ گرا( کمونیست های مائوئیست و کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور و کمونیست های استالینیست و لنینیست طرفدار روسیه و چین و غیر آن) تا احزاب راست گرا(چون جبهه ملی و احزاب وطن پرست) و  گروههای ضد مذهب و غیر مذهبی تا تشکل های روحانی و  مذهبی را شامل می شد، گواه روشنی از تنوع فوق العاده آن روزگار بود و رژیم شاه نیز که از درک منطق درونی این همگرایی غافل بود، یا اقرار به آن را به صلاح خود نمی دید، مخالفانش را جبهه مشترک ارتجاع سرخ و سیاه یعنی "کمونیست های ضد مذهب و مذهبی های مرتجع" می نامید. و آنها را آلت دست بیگانگانی می نامید که قصد عقب نگه داشتن ایران و تبدیل ایران به ایرانستان را دارند.البته منظور شاه از بیگانه، حامیان خارجی خودش یعنی آمریکا و انگلیس نبود. بلکه رقیب خارجی آنها، یعنی شوروی و بلوک نزدیک به آن چون لیبی و سوریه و حتی عراق، بود

  در خاتمه تاکید می کنم که وزن اجتماعی جریانات سیاسی مختلف، یکسان نبود و به همین دلیل رهبری نهضت و سازمان سیاسی نهضت، عمدتا در دست روحانیت و نیروهای سیاسی - مذهبی بود و با اینکه جبهه سیاسی مخالفان رژیم شاه تقریبا همه سلایق سیاسی را در بر می گرفت و به همین دلیل بود در انتخابات 12 فروردین 58 بیش از 98 درصد رای دهندگان و اکثریت احزاب و گروههای سیاسی محبوب به جمهوی اسلامی رای دادند و بدین سان بالاترین حضور آزادانه مردم در انتخابات را شاهد بودیم  

نظرات ()



سالگرد پیروزی ملت ایران بر ستم شاهی مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩

پیروزی ملت ایران بر دیکتاتور بزرگی

که به سیستم امنیتی و نظامی و چماقدارانش می نازید،

و با کنترل رسانه ها و سانسور تلاش میکرد تصویری متفاوت و دروغین

پیش روی ملت و افکار عمومی قرار دهد

معجزه قرن بیستم لقب گرفت

چرا که باور به قدرت ملت ها در آن سالها به حداقل رسیده بود

و همه چیز در قدرت های مادی حکومت ها دیده میشد

و ملت ها اسیر حکومت ها تلقی می شدند

در حالیکه جهان به دوره ای جدید پا میگذاشت

که انسان ها برای رسیدن به ارزشها و آرزوهایشان

با یکدیگر تعامل و هم اندیشی و همراهی می کردند

و این روند همچنان و قوی تر از پیش

ادامه دارد

...

در بهمن ۵٧

ساواک شاه، مخوف ترین دستگاه امنیتی آن روزگار

ارتش شاه که ششمین ارتش جهان خوانده میشد

و چماقداران شاه که در با حمایت امنیتی ها و ارتشی ها

میدان داری میکردند

همچون کفی بر روی آب

با اولین وزش باد حضور ملت در صحنه

به کنار رفتند

و این سرنوشت محتوم و همیشگی دیکتاتورها و یارانشان است

...

رهبری امام خمینی

انرژی عظیم ملت ایران را سامان و حرکت داد

و خطاهای حکومت مغرور ایران

فرصت های ماندن را از او گرفت

...

 از پس تحولی که در بهمن ۵٧ آغاز شد

راهی بزرگ و فراخ در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی

پیش روی ملت ما باز شد

و کشور ما هنوز در همان مسیر در حرکتیم

و دستاوردهای بسیاری را به دست آورده ایم

که اگر نبود سختی های این روزگار

بیشتر به آنها می بالیدیم

...

و دیکتاتورها

چون حسنی مبارک

در نهایت رفتنی اند

و این حقیقتی است که ملت ما

کمی پیش تر

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی

تجربه کرده است

نظرات ()



خداحافظ دیکتاتور : مصر آزادی را تجربه می کند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩

در طول تاریخ ملت ها

لحظات شادی بخش

در خاطره و وجدان جمعی مردم باقی می ماند

 و امروز برای ملت مصر چنین روزی است

یا حداقل چنین روزی برای ملت مصر نزدیک است

...

پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تجربه های عظیم ملت ایران

گرچه با سختی های بسیار همراه بود و خواهد بود

ولی پشتوانه تغییراتی درونی و همه جانبه است که تا تثبیت نگرشی جدید و ظهور تمدن و فرهنگی متفاوت و فرا ملی

ادامه خواهد داشت

ملت مصر نیز با سرنگونی دیکتاتور کهنه خود

تجارب جدیدی پیش رو دارند

روزهای سختی را تجربه خواهند کرد

ولی در راهی پیش می روند

که در نهایت به آزادی و کمال جامعه مصر

و همراهی با کشورهایی دیگر

خواهد انجامید

مسیری که ایران نیز به نوعی در فجر انقلاب اسلامی آغاز کرد

و به پشتوانه آگاهی و ایمان مردم

به نقطه اوج آن خواهد رسید

...

دیکتاتورهای جهان

سالهاست که به سختی افتاده اند

ولی راه بازگشتی برای خود باقی نگذاشته اند که برگردند

و در مقابل

ملت ها

راههای آزادی را بیش از پیش تجربه میکنند

...

خداحافظی با دیکتاتورها

خیلی زودتر از زمانی که آنان صدایش را میشنوند

فریاد زده میشود

و افسوس بر نشنیدن ها

حکایت همیشگی تاریخ است

...

خداحافظی با حسنی مبارک

قطعی است

ولی راه مردم مصر هنوز باقی است

نظرات ()



اهانت به امام خمینی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸

اهانت به امام خمینی

در هیچ جریانی از جریانات اصلی سیاسی امروز کشور

مشاهده نمی شود

چرا که موضوعیت ندارد

گرچه بعضی به دنبال کنار گذاردن اندیشه های امام هستند

ولی آنان نیز جرئت بیان علنی آن را ندارند

خارج از جریانات داخلی

جریانات ضد انقلاب نیز به دلیل محبوبیت حضرت امام

جرئت ندارند دشمنی خویش را با امام

موضوع فعالیت قرار دهند

گرچه گاهی آن را نشان می دهند

 

تکمله:


ولی آینده را چه باید کرد؟

اگر نفسی برای گفتن حقایق نماند

نظرات ()



دردنامه ای برای حضرت روح الله از وبلاگ سمیه توحید لو
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار ملکست آنکه تدبیر و تامل بایدش

n134968576868_2812

سلام آقا. دو سه روز است که می خواهم برایت بنویسم. دو سه ماه است که مدام به شما فکر می کنم و به تمام تصوراتم از شما. چند تصویر مشخص را از شما همیشه در ذهن دارم. لبخند شما در آن قبای آبی زیر درخت سیب، تصویر شما در لباس راحت منزل با آن کلاه سیاه و تصویر سجده شما با آن جمله معروف زیر آن نقل از امام سجاد که “نزدیکترین حالات به پروردگار حال سجده است”. امامی که من شناختم و کودکی ام با آن پر شد و مبنای حرکتم شد را اینگونه شناختم: رئوف نسبت به مردم میهنش و حتی منتقدینش، شجاع در مقابل دشمنانش و تسلیم در برابر پروردگارش.

آقا جان این مدت بسیار به تو اندیشیده ام. بارها به نوع نگاهم، مسیر حرکتم و راهم در این مدت اندیشیده ام. بارها به آدمها و افراد مختلفی که این روزها هستند و یکی همراه همیشگی دیروزت بوده و یکی مدعی دروغین همراهی ات در امروز، اندیشیده ام. تنها کسی که برایم جایگاهش استوار است و عرفانش برایم دست نخورده مانده شما بوده ای. تنها کسی را که یافتم با او بعد از ۷۱ روز در بند بودن و بعد از حدود یک هفته آگاه شدن از اوضاع واقعی این هفتاد و یک روز، درد دل کنم شما بودی و بس.

امام عزیز، من از نسل انقلابم. متولد ۵۷/ از نسلی که پدرانش صحنه های انقلاب و رشادت های دوران دفاع را آفریدند. از نسلی هستم که با شعار بزرگ شدم. از نسلی که با امیدِ اصلاح جوانی اش را آغاز کرد. از نسلی که نسل سوم انقلابش شد و پس از سی سال قرار بود وارث آن باشد. اما آمده ام شکایت پدرانم را به تو که پدرِ بزرگ ایشان بوده ای بکنم. شکایت پدرانی را که وقتی تو بودی عاشقانه جان می باختند. پدرانی که جوانیشان را با نام تو و عشق تو سپری کرده اند. امام عزیز نسل پدرانم امروز تکه پاره شده اند. همانها که یک روز تمام نگاهشان و خواستشان خواست تو بود. یک عده شان آمدند اصلاح کنند. از نزدیکانت بودند. یک عده شان همراهان همیشگی تو بودند. چهره شان را با چهره شما می شناختم. امروز شکایتم را از ایشان به شما می برم. ایشان با نام اصلاح آمدند و توزیع کننده امید در نسل من بودند. باید که حق این امید را ادا می کردند. باید که بسیار پیشتر از اینها و بسیار مستحکم تر و با برنامه تر و بسیار دلسوزانه تر می ایستادند. وقتی که دیگران خواستند این گروه حذف شوند، ایشان نیز به راحتی چند سالی را سکوت پیشه کردند. به راحتی گذاشتند هر اتفاقی و هر دستورالعملی مبنای کار شود. نشستند و در مقابل بسیاری از چیزهایی که امیدمان را بر باد می داد سکوت کردند. برخیشان تو را و بسیاری آرمانهای انقلابشان  را فراموش کردند و راه خویش رفتن را، به امتداد راه حق را پی گرفتن، ترجیح دادند. عده ایشان در میانه راه دنیا و زندگی ماندند و در جا زدند. هرچند که اکنون به گمانشان به اصلاح و تغییر برخاسته اند، هرچند که بازهم بذر امید می کارند، اما چه زمانها که از دست ندادند و بسیار خطاها که در انتخاب راه نکردند.

پدر عزیز! اما این ماجرای یک گروه از این عاشقان پیشین شماست. اما یک گروه دیگر هم بودند. یک دسته ای که تا دیروز از دورتر و این روزها از نزدیک تر بهتر شناختمشان. گروهی که در هر جمله ای یکبار، نامت را یاد می کنند. گروهی که در هر نماز او را می جویند. گروهی که فرائض و نوافلشان به جای خویش است و رسالتشان را خدمت می دانند. گروهی که از تو و از دین و از انقلاب کم مایه نگذاشته اند. پدر مهربان! من از ایشان نیز شاکی ام. ایشانی که تمام تلاششان را می کنند تا چهره نورانی و پر از لطف و پدرانه شما را در نزد جوانان این مرز و بوم مخدوش کنند. کسانی که از اسلام، خشونتش را و از شما جسارت و ابهت شما را در مقابل دشمنان فقط به تصویر می کشند. کسانی که نوشته های شما را دسته بندی می کنند. کسانی که قضاوتشان ربطی به فرمان هشت ماده ای شما ندارد. کسانی که تلاششان تنها محدود کردن و بیرون انداختن همه فرزندان شما از محدوده نظامی است که از شما به ارث رسیده بود. آقا جان این روزها بطور فشرده واحدهای زیادی را با این گروه دوستدارانت گذرانده ام. کسانی که به راحتی تحقیر می کنند. به راحتی به تمام حریم های شخصی ورود می کنند و برای آن بهانه های شرعی و امنیتی می تراشند. کسانی که به راحتی تمام خطوط شرعی را در جستجوهایشان می شکنند و دائم حلالیت می طلبند. آقا جان، هرچند که از بسیاری رنجیده خاطرم، اما این گروه اخیر دلم را به درد آورده اند. ایشان کسانی اند که در جایگاه نظام و به نام اسلام به راحتی ظلم می کنند. من این روزها از ظلم زیاد شنیده ام. ظلمی که تمام مرزهای بی عدالتی را هم درنوردیده است. آقا جان امروز بیش از دیروز که در بندشان بودم رنجیده خاطر شدم. رنجیده خاطرم چرا که به من از اوضاع بیرون نگفتند. رنجیده ام چرا که حرمت خونهای ریخته شده را پاس نمی داشتند و دائم آن را کم و ناچیز می شمردند، گو یی که فراموش کرده اند که خون یک انسان را هم باید پاسخگو باشند. رنجیده ام چرا که تا توانستند جنایت را وارونه جلوه دادند. مردم را اغتشاش گر معرفی کردند و کشته ها را همه نیروهای خودشان. رنجیده خاطرم چرا که تمامی این تصویرها یی که امروز می بینمشان، دیروز کتمان کردند. آقا جان! من به چشم خویش دیدم که وقایع را به گونه ای دیگر می دیدند و تصویر می کردند. به چشم خویش دیدم که سناریو می نوشتند و به چشم خویش دیدم که هیچ حریم شخصی برای افراد قائل نبودند و تجسس در امور را توجیه می کردند.

اماما! من شکایت این فرزندان ِ گوش به فرمانت را در آن خاکریزهای جنگ به تو آورده ام. نمی خواهم بی انصاف باشم. از هر دو گروهشان افرادی را می شناسم که در برابر امواج نسل و گرایش خود ایستادگی کرده اند. کسانی را می شناسم که وقتی به چیزی معتقد شدند پای آن ایستادند و ایستادگی کردند. کسانی که بخاطر اعتقاد به بند کشیده شدند، اما سربلند کردند و لبخند زدند. کسانی که با تامل به همراهان دیروزشان نگریستند. از گروه دوم هم کسانی را شناخته ام که تلاششان کاهش رنج بود و حداقل برای پاک کردن خاطرات همراهانشان تلاش کردند. کسانی که دیگران را مجرم نمی دیدند و اعتماد می کردند و می شد در جایی که به هیچ کس و به هیچ چیز یارای اعتماد کردن نیست، اعتماد کرد. حتی کسانی بودند که در جایی که کسی به تو حقی نمی داد و همه مجرم می شناختنت، می توانست دیگرگونه ببیند، تو را محق بداند  و به حرف و نظرت اعتماد کند. آری بی انصاف نیستم. تلاش های بندگانی از خدا را دیدم که در هر دو گروه هنوز دلشان برای تو می تپید، هرچند که تصویرشان و تفسیرشان از تو کاملا متفاوت بود.

امام عزیز! یادت می آید ولی نعمتانی که از ایشان یاد می کردی؟ امروز دسته بندیشان می کنند و برخیشان را خس و خاشاک می خوانند. یادت می آید اختلاف سلیقه هایی که زمان تو بود چگونه تاب می آوردی و به راحتی فضای انتقادی داشتن را می پذیرفتی؟ امروز تمام تلاش را برای تسویه حساب با منتقدان می کنند و حتی حاضرند نمایشی به پا شود تا دیگر هیچ منتقدی تشکیلاتی نداشته باشد. یادت می آید که چقدر تجسس در زندگی مردم برایت سنگین بود و چقدر مصمم بودی که جلوی این عقیده را بگیری که هدف وسیله را توجیه می کند و برای حفظ نظام و امنیت می شود هرکاری کرد؟ امروز مرزی از حریم شخصی وجود ندارد و خصوصی ترین بخش های زندگی به بهانه دست داشتن بیگانه در آن تفتیش می شود. تنها برایشان حفظ نظام از اوجب واجبات است و چگونه حفظ کردنش چندان مهم نیست. آنقدر هست که برایش خون بریزند و مقابل مردمی که تو مقابلشان خاضع بودی اسلحه بکشند. امام مهربانم ! تو هستی و می بینی که راهت چه بر سرش آمده و می دانی که چه کسی درست می گوید و که بر راه باطل است. خودت برایمان دعا کن تا فرقان به ما عطا کند و قدرت تمیز حق از باطل را در این زمانه فتنه به ما ببخشد که اگر دستمان نگیرد هر لحظه امکان لغزش وجود دارد. پدر عزیزم همینهاست که مرا از فرزندان خودت شاکی کرده. اصلا کاری با آنها که دیروز هم با تو نبودند ندارم. روی سخنم با فرزندانی از توست که روزی حاضر بودند به فرمان تو سر از پا نشناسند.

پدر بزرگوارم! من امروز از فرزندانت شاکی ام. از نسلی که نسل عاشقان تو بود. از نسلی که جوانان انقلاب بودند. از دیر اقدام کردن هایشان و از بد عمل کردن هایشان. از دعوایشان و اینکه نسل مرا این میان قربانی کرده اند. از اینکه یکی امیدم را به حراج گذاشت و یکی می خواست ازادگی ام را از من بگیرد. یکی تمام سرمایه های نسلم و باورم به آینده را مخدوش می کرد و یکی از من اعتراف علیه هم سنگران دیروزش می خواست. پدر عزیزم من امروز از هر دو شاکی ام. امروز شنیده ام بچه های نسل من امیدوار شده اند، به گروهی از ایشان دل بسته اند ولی هنوز همراه و هم حس ایشان نشده ام که ۷۱ روز زمان کمی نبوده برای عدم درک صحیح  از اوضاع این روزها. اما این را می دانم که بهت امروزم را، ذهن پر از سوالم را، دل شکسته ام را و نگاه پرسشگرم را تنها در مقابل شما می توانستم بگشایم، که تنها کسی که امروز نسبت به صداقتش یقین دارم شما بوده اید. بسیار سخن ها دارم که دوست دارم بگویم. بسیار رنج ها از کسان ِ مختلف شنیده ام که شما می توانید سنگ صبوری بر آنها باشید. نشسته ام و از خدا مدد می طلبم که راه درست را و رسالت اصلی و واقعی را مقابل دیدگانم قرار دهد. دعا می کنم که فهم شرایط زمانه ام را به رغم حضور مدعیان مختلف عنایتم کند. دعا می کنم که رهروان و دوستداران واقعی تو را امروز موفق و پیروز گرداند و راهمان را و مسیرمان را به راه درست و صحیح آن بازگرداند. شما هم برای من، برای همه کسانی که امروز دربندند، برای کسانی که امروز رسالت پایان دادن به این وقایع را دارند، برای همه مردم میهنم دعا کنید.

جسارتم را برای نوشته ام و مخاطب قرار دادنتان بپذیرید. باور کنید که دلم بسیار تنگ است و به خودم قبولانده ام که بسیاری از حرفها را نباید بزنم، اما تنها نفس آشنایی که هنوز می شناختم نفس شما بود، شاید که به این طریق کمی آرامش یابم. راستی آقا جان باور می کنید که تنها تغییری که این روزها دیدم و بر جانم نشست چه بود؟ احساس کردم هم نسلانم نسبت به شما و راه شما منصف تر شده اند. فهمیدم که این روزها دیگر خمینی ِ بزرگ تنها ابزار یک گروه نیست. آقا جان از بودن نامتان و یادتان در جامعه بسیار خرسند شدم.

فرزند کوچک شما

سمیه توحیدلو

نظرات ()



چند خبر انتخاباتی و سیاسی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸

گزارش فرمانده نیروی انتظامی از پراکندگی جغرافیایی آرای ریاست جمهوری

from خبرآنلاین
سردار اسماعیل احمدی مقدم با بیان اینکه دشمن در حال حاضر سعی دارد در جبهه جنگ نرم علیه ملت ایران توطئه چینی کند، گفت: دشمنان در پروژه اخیر انتخابات سعی داشتند با ایجاد فرآیند جنگ نرم نظام اسلامی را مورد هجمه قرار دهند.

بازخوانی 5 مرحله پالایش انقلاب اسلامی در ایرنا

from خبرآنلاین by ایرنا
رویش هاى همطراز انقلاب اسلامی آماده اند پرچم را از خستگان، توابین، پشیمانان، خود بزرگ بینان و دگردیسان بگیرند و مسیر انقلاب اسلامی را با قدرت ادامه دهند و این اتفاق در حال انجام است.

مراسم دعای کمیل برای آزادی زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اخیر

from پایگاه اطلاع رسانی نوروز :: www.norooznews.ir

مراسم دعای کمیل به یاد زندانیان سیاسی به خصوص بازداشت شدگان اخیر و برای استخلاص این عزیزان امروز پنجشنبه 18 تیر برگزار می‌شود.


هاشم‌زاده هریسی: بی‌اعتماد شدن مردم یک واقعیت است و باید به آن اعتراف کرد



هشدار دفتر میرحسین موسوی در خصوص سرقت یک اسم






نظرات ()



رویتان سیاه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸

گناه شما سنگین است

با یادگار امام چه بد کردید

رویتان سیاه است تا ابد

با این ظلم

سخت آشکار است عاقبت سخت

 

پریشان کرده اید ایمان را

پریشان میشوید بی تردید و با انکار

نظرات ()



عقب نشینی تا کجا؟
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸

عقب نشینی اصولگرایان از ارزشها و مبانی انقلاب اسلامی تا کجا ادامه خواهد داشت؟ اساسا تا کجا میتوان عقب نشینی کرد؟ تصور از دست دادن اعتماد ملی نیز وحشتناک است چه برسد به واقعیت آن. هزینه چنین رفتاری را چه کسانی در آینده خواهند پرداخت؟ مسببان آن؟ مردم؟ معترضان به تقلبات؟ حامیان احمدی نژاد؟

نظرات ()



اطلاع رسانی و تعامل اجتماعی مردم همچنان ممکن و به اندازه کافی نیرومند است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸

علیرغم محدودیتهای عظیمی که در عرصه رسانه های جمعی و افکار عمومی ایجاد شده است، همچنان راه های ارتباطات انسانها در جامعه ایران بسیار زیاد است و از آن ها استفاده میشود. رمز تغییر در عناصری که در اختیار مخالفان تغییر است، نهفته نیست، بر عکس، تغییر در بطن جامعه ایرانی و متکی به آموزه های انقلاب اسلامی و حتی پیش از آن در هویت فرهنگی و اجتماعی ایرانیان نهفته است.
خداوند امام خمینی ره را رحمت کند که استانداردهای مهمی را به مردم ایران آموخت تا قدرت تشخیص شان را افزایش دهند و تمایز نتایج ناشی از پیروی متکی بر شناخت با پیروی کورکورانه را به نمایش بگذارند.

نظرات ()



آیت الله بیات :‌ آنهائی را که زمان امام نتوانستند بکشند، حالا می خواهند بکشند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸


آیت الله بیات در زنجان: آنهائی را که زمان امام نتوانستند بکشند، حالا می خواهند بکشند



آیت الله بیات زنجانی نایب رئیس اسبق مجلس و از مدرسین ارشد حوزه علمیه قم، در جریان سفر به زنجان، با جمعی از فعالان سیاسی و اعضای شورای سیاستگذاری ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات گذشته ریاست جمهوری در زنجان دیدار کرد. این دیدار روز دهم تیرماه صورت گرفت و آیت الله بیات با اشاره به کودتای انتخاباتی و دستگیری های سیاسی، به دیدار کنندگان گفت:

علاوه شیوه برگزاری سئوال برانگیز انتخابات که هر انسان متفکر و صاحب اندیشه ای را به فکر فرو برده است، نوع برخوردهای پس از آن شامل دستگیری های گسترده، حذف و سانسور روزنامه ها و سایت های منتقد و از همه تاسف بارتر شهادت و ضرب و جرح عده زیادی از هموطنان عزیزمان و نام بردن از آنان به عنوان اغتشاش گر و آشوب طلب، تأسف برانگیز تراست و جا دارد با همه داغداران این وقایع، اظهار همدردی کرد.

عده ای انسان مومن و وفادار به امام(ره) و انقلاب را همین اواخر بازداشت کرده اند که اگر بنده پیرامون بعضی از آنان بگویم که می دانم اهل نماز شب و تهجد هستند و یقیناً بیش از برخی آقایان مدعیِ شناخت و معرفت، هم ولایت فقیه را می شناسند و هم بدان اعتقاد دارند حرف بی ربطی نزده ام. مثلاً آقای بهزاد نبوی که امروز در بازداشت است از مدیران معتقد و مدبّر دوران امام است که بنده او را خوب می شناسم و با او کار کرده ام. برخی از دوستان و مدیران دوران امام(ره) خبر دارند و احتمالاً آقای موسوی خوئینی‌ها که دادستان بوده اند هم به عنوان مخاطب سخن امام (ره) به خاطر دارند که آن بزرگوار پیرامون برخی پرونده سازی‌ها در مورد آقای نبوی به ایشان فرموده بودند: "تا زمانی که من زنده هستم، پرونده ایشان را حل وفصل کنید که اگر من نباشم وی را از بین خواهند برد"؛ همچنین عبارات تحسین برانگیزی که مرحوم شهید رجائی پیرامون همین آقای نبوی گفته‌اند هنوز در آرشیوها موجود است. اعتراف گیرندگان و رسانه هائی که به هر نحو تلاش می کنند این قبیل اعترافات را به عنوان اعترافات قانونی دارای شرایط طبیعی جلوه دهند، در برابر خدای عالم، مسوول و پاسخگو خواهند بود.

اتفاقات اخیر در جهت روشن و شفاف شدن جریانات سیاسی در نگاه مردم، بسیار موثر بود و امروز همگان بیش از گذشته می‌توانند تفاوت میان حق و باطل را تشخیص دهند. با وجود این همه تبلیغاتی که برخی کردند و سعی داشتند وانمود کنند که همه علما و دانشگاهیان کار آنها را تایید می کنند، اینگونه نشد. امروز مرجعیت دینی و علمای دانشگاهی در برابر آنها یا با سکوت خود بر آنان صحه نگذاشته‌اند و یا در برابر آنان رسماً اعتراض کرده و هیچ‌گاه عمل آنها را توجیه نکرده‌اند.

عده ای سعی می کنند اعمال خلاف قانون خود را، قانونی جلوه دهند در حالیکه اینان روح قانون اساسی را در نیافته اند و گوئی قانون اساسی در حد ابزاری برای رسیدن به اهداف فردی و سلیقه ای آنان تنزل یافته است.

نظرات ()



نامه ای از امام به شورای نگهبان از وبلاگستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸۸

لینک مطلب:

مقدمه :

اول : هیچ تحلیل سیاسی ندارم ولی وقتی این نامه را در سایت آینده دیدم خیلی لازم دانستم که حتما این را جهت روشن شدن ذهن خیلی ها بگذارم  پس این نامه را گذاشتم تا همه قضاوت کنند که نظر امام حمایت کورکورانه از هیچ نهادی نبوده و توصیه ایشان به عدم ورود به بازیهای سیاسی برای شورای نگهبان که وظیفه داوری و نظارت را داشته فصل الخطاب بوده است :

دوم : نامه زیر را به دقت بخوانید :

 


 

بسمه تعالی 
حضرات فقهای محترم شورای نگهبان – دامت افاضاتهم 

با سلام و آرزوی موفقیت برای شما و تمامی آنانی که قلبشان برای پیروی اسلام می‌تپد.گاهی دیده می‌شود که بعضی از آقایان محترم در مسائلی وارد می‌شوند که موجب وهن شورای نگهبان است. فقهای محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلی که مورد درگیری هست، وارد شوند. از باب مثال در شان شورای نگهبان و حتی خود حضرت آقای خزعلی نیست که به افراد مختلف تندی کند. اینکه دیگر روشن است که روی منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانی نسبت کمونیستی داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم ولی این را که معترفند که گفته اند: می‌گویند آقای سلامتی کمونیست است. آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصی که عضو شورای نگهبان است، آن هم به مسلمانی که نماینده مردم تهران است، شرعا چه صورتی دارد. مادامی که شما اینگونه عمل می‌کنید، باز هم توقع دارید جوانان انقلابی تند احترام شما را بگیرند.

آیا شخصی که می آید نزد فقهای شورای نگهبان و می گوید: اگر گناهی هم کرده‌ام توبه می‌کنم، راه درستی را رفته است یا کسی که روی منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل می‌کند؟ بحث بر سر خوبی و بدی نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است. همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم. باید سعی شود آقایان به عنوان منبری پرخاشگری که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفی نشوند.

شما نگویید آنها به ما بد می گویند و ما با این صحبتها جواب آنها را می دهیم. آنها که به شما بد می‌گویند، پست مقدس شورای نگهبان را ندارند. شما در مکانی نشسته‌اید که باید خیلی از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید. حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ایها همه چیزتان را نابود کرده‌اند. من به شما آقایان علاقه مندم ولی لازم می‌دانم گاهی که مسئله ای را می بینم تذکر دهم . والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته .

روح الله الموسوی الخمینی

( صحیفه امام، بخش ضمیمه ، ص 579)

 

نظرات ()



معماران و مهندسان انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸

بی شک و تردید رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی بود. وی در تاسیس این نظام سیاسی و اجتماعی، یاران و همکارانی داشت که نهادها و موسسات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و امنیتی و غیره این کشور را بنا کردند.
آنچه به ایران کمک کرد که با تز "نه شرقی نه غربی" بتواند مستقل بماند: همین تکیه بر مردم بود. کسانی که بر مردم تکیه نکنند، بر بیگانه تکیه خواهند کرد. چه بیگانگان داخلی و چه بیگانگان خارجی. اما تنها عنصر حضور مردم در عرصه نبود که موجب پیروزی انقلاب اسلامی و قوام نظام سیاسی جدید شد. رهبری امام و عقیده اسلامی مردم و یاران امام در این تحول نقش مهمی داشتند.
سوال اینجاست که آیا مهندسان و معماران نظام جمهوری اسلامی، از عواملی هستند که میتوان آنها را از نظام حذف کرد و بعد انتظار بقای آن را داشت یا خیر؟

نظرات ()



بیانیه جدید و مهم کروبی نهم تیر ماه 88
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸

لینک مطلب:

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

ملت بزرگ و فهیم ایران!

لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.

پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»

با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.

ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.

آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.

آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛

آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛

آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛

آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛

آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛

آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛

آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛

آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛

آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛

آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛

آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...

با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟

رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟

چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نیروهای انتظامی و امنیتی و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»

لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :

1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.

2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.

3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.

4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.

5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.

6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.

7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.

8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند. همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.

مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.

مهدی کروبی

09/04/1388

نظرات ()



غده های سرطانی سیاسی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸

غده های سرطانی در جاهای خطرناک بروز بیشتری دارند. افرادی که چنین نقشی را در نظام های سیاسی کشورها ایفا میکنند، تلاش میکنند خود را به قلب و مغز نظام و سیستم نزدیک کنند تا بتوانند سرنوشت خود را به سرنوشت کل سیستم گره بزنند، اینجاست که تصمیم گیری سخت تر میشود.
آقای بنی صدر نخستین رئیس جمهور اسالمی ایران نیز چنین طرحی را داشت و سعی داشت با درگیر کردن مرحوم سید احمد آقا خمینی در مدیریت سیاسی کشور( به عنوان نخست وزیر)، در نزدیک ترین موقعیت به حضرت امام ره امکان تاثیرگذاری جدی و در صورت وقوع بحران، آسیب جدی قرار دهد که با مخالفت امام ره روبرو شد.

نظرات ()



اصل ولایت فقیه همچنان یک اصل مترقی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸

اصل ولایت فقیه از مهمترین اصول قانون اساسی است که با قرار دادن یک شخصیت دینی و سیاسی و البته غیرنظامی بر بالاترین مقامات نظامی کشور، در جلوگیری از دخالت نظامیان و انتظامیان در امور سیاسی و اقتصادی نقش مهمی ایفا میکند. همچنین در حفظ وفاق ملی و دفاع از استقلال و نظارت بر دستگاههای اجرایی کشور و اجرای حاکمیت واقعی مردم نقش بی بدیلی دارد.
حضرت امام ره فرمودند که این اصل یک اصل مترقی است و از ملت خواستند که  پشتیبان ولایت فقیه باشند تا کشور آسیب نبیند.
بر اساس اصول قانون اساسی، ولی فقیه از شان و اعتبار زیادی برخوردار است و نفر اول کشور ما از نظر مسئولیت و اختیارات محسوب میشود. به همین دلیل حفظ احترام و اعتبار این اصل و شخصی که عهده دار این مسئولیت است مهم است.

لینک مطلب:

ولایت فقیه و لزوم اجتناب از خطا


از دیدگاه امام خمینی(ره) چنانچه فقیه یک خطا کند و یا یک دروغ بگوید و یا نگاه به نامحرم بیاندازد و یا یک مورد دیکتاتوری مرتکب شود این اعمال او را از مقام ولایت ساقط می کند (صحیفه نور، 10، 411-72 و 11، 465).

نظرات ()



از وصیت نامه حضرت امام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸

لینک مطلب:

وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام ،عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛

و قوای مسلح مطلقا ، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند.

و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،

دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند که - بی اشکال به تباهی کشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی واردشوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند.

و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.

نظرات ()



خداحافظی با افراطی ها قطعی و از سنت های الهی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸

وجود عناصر افراطی در هر جامعه ای از مشکلات مدیران و رهبران کشورهایی است که انقلابی را از سر گذرانده اند. آنها خودسرند و از دستورات مقامات ارشد کمتر پیروی میکنند و سعی میکنند مدیران و  رهبران را در مسیرهای مورد نظر خود راهبری کنند.
راه حل کنار گذاردن نیروهای متنفذ افراطی در دوره ای از هر انقلاب مد نظر مسئولان کشور قرار میگیرد. گاهی به سادگی و گاهی به سختی. گاهی با طرح های ساده و گاهی پیچیده ولی همیشه مبتنی بر اشتباهات جدی و غیر قابل اغماضی که از خود نیروهای افراطی سر میزند.
خداحافظی با افراطی ها قطعی و از سنت های الهی است.

نظرات ()



خون بر شمشیر پیروز است یعنی مردم سالاری پیروز است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

خواست و اراده مردم واقعیت موثر در همه جوامع است
در کشورهایی که شاهد سرکوب این خواست هستیم
شرایط به گونه ای پیش می رود تا رهبری و اطلاع رسانی و امید از مردم گرفته شود
در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد کارکرد عظیم و نقش مهم رهبری و ارتباط با مردم و امید ناشی از ایمان دینی مردم بودیم.

مستبدین نمیتوانند مردم را نابود کنند، چرا که سوء استفاده از مردم بخش اصلی از هدف آنها و استبداد وسیله ی چنین سوء استفاده ای است.
مستبدین نمیتوانند همه ی رهبران معارض و معترض خود را نابود کنند، چرا که رهبران زاده میشوند و باقی می مانند و برخورد با آنان دشوار و پرهزینه و دردسرساز است.
مستبدین گرچه تلاش میکنند ولی نمیتوانند اطلاع رسانی را نابود کنند و اطلاع رسانی همچنان ممکن خواهد بود
آنچه مستبدین مستقیما هدف قرار میدهند، امید به تغییر است. نابودی امیدها است که میتواند مردم را فرقه فرقه، رهبران را خانه نشین و اطلاع رسانی را بی فایده کند. 

در نهضت اسلامی امام خمینی ره، پیروزی خون بر شمشیر محور اصلی امید و انرژی برای تغییر بود. یعنی شکست معنا ندارد. امام بارها گفتند که شکست در اسلام معنا ندارد.

جهان بینی دینی جهان را بزرگ و زندگی را ابدی و این دنیا را بخش کوچک و مقدمه ی زندگی واقعی انسان میداند.

نظرات ()



عدالت و آزادی بدون یکدیگر سراب است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

کسانی که داعیه دار عدالت بدون آزادی هستند در دنیای کهن و امروز سابقه ای روشن دارند. کمونیست ها و در راس آنها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بزرگترین داعیه دار این جریان بود. تیغ مستبدان این طایفه بیشتر متوجه مردم کشورهای خودشان است و در برابر مردم دیگر کشورها شعار از برابری میدهند.
در برابر این جریان، داعیه داران آزادی بدون عدالت قرار دارند که آنان نیز سهمی عظیم در جنایات علیه بشریت دارند و به خصوص برای کشورهای دیگر جنگ و فقر و فساد به ارمغان می آورند.
این دو جریان قطعا در تلاش اند که حرکت مستقل نهضت اسلامی ملت ایران را به چالش بکشند و شعار نه شرقی نه غربی را خدشه دار کنند. نباید فراموش کنیم که روس ها و غربی ها اگر هم از ما حمایت میکنند، مبتنی بر منافع خودشان است و ما نباید:
١. مسیر اصلی خود را گم کنیم و تابعی از موافقت و مخالفت آنها باشیم.
٢. آنها را به اندرونی های تصمیم گیری هایمان راه دهیم و نسبت به اهداف آنها، به خصوص آنهایی که دشمنی شان را در حق ملت ما ثابت کرده اند، احتیاط کنیم.
٣. فراموش کنیم که راه اصیل ما اسلام ناب محمدی است که آزادی و عدالت را توامان تضمین میکند.
تصور میکنم این روزها روس ها و غربی ها در سطح کلان و همسایگان (که رقبای سیاسی و اقتصادی منطقه ای ما هستند) خوش به حال ترین ایام را میگذرانند.
به امید آنکه دشمن شاد نشویم
آمین

نظرات ()



عدالت و آزادی بدون یکدیگر سراب اند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸

کسانی که داعیه دار عدالت بدون آزادی هستند در دنیای کهن و امروز سابقه ای روشن دارند. کمونیست ها و در راس آنها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بزرگترین داعیه دار این جریان بود. تیغ مستبدان این طایفه بیشتر متوجه مردم کشورهای خودشان است و در برابر مردم دیگر کشورها شعار از برابری میدهند.
در برابر این جریان، داعیه داران آزادی بدون عدالت قرار دارند که آنان نیز سهمی عظیم در جنایات علیه بشریت دارند و به خصوص برای کشورهای دیگر جنگ و فقر و فساد به ارمغان می آورند.
این دو جریان قطعا در تلاش اند که حرکت مستقل نهضت اسلامی ملت ایران را به چالش بکشند و شعار نه شرقی نه غربی را خدشه دار کنند. نباید فراموش کنیم که روس ها و غربی ها اگر هم از ما حمایت میکنند، مبتنی بر منافع خودشان است و ما نباید:
١. مسیر اصلی خود را گم کنیم و تابعی از موافقت و مخالفت آنها باشیم.
٢. آنها را به اندرونی های تصمیم گیری هایمان راه دهیم و نسبت به اهداف آنها، به خصوص آنهایی که دشمنی شان را در حق ملت ما ثابت کرده اند، احتیاط کنیم.
٣. فراموش کنیم که راه اصیل ما اسلام ناب محمدی است که آزادی و عدالت را توامان تضمین میکند.
تصور میکنم این روزها روس ها و غربی ها در سطح کلان و همسایگان (که رقبای سیاسی و اقتصادی منطقه ای ما هستند) خوش به حال ترین ایام را میگذرانند.
به امید آنکه دشمن شاد نشویم
آمین

نظرات ()



وحدت ملی حق مسلم ماست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

باید نگران بود و باید برای رفع نگرانی از تفرقه در صفوف ملت به دنبال راه حل بود. تا کار از کار نگذشته باید به فکر بود.
نوشداروی ما
امام و
خط امام و
اندیشه ها و یاران امام
هستند
در منازعات اخیر
هر چه اتفاق افتاده باشد
اتهام تخلف های انتخاباتی متوجه خط امامی ها نیست

نظرات ()



بیانیه بسیار مهم مهندس موسوی و تبیین شرایط موجود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸

لینک مطلب:

سم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.
سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند.
آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسان‌ها پایه‌های نظام را تضعیف نمی‌کند، بلکه استحکام می‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.
من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.
اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانون‌گریزی پیش‌بینی کرده بودیم به صریح‌ترین شکل ممکن و در نزدیک‌ترین زمان تحقق یافت.
استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاش‌هایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحران‌های مدیریتی موجود و نارضایتی‌های گسترده‌اجتماعی، که انباشت‌شان می‌تواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسن‌ظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسئولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمت‌آمیز را تحمل نمی‌کنند.
اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانه‌‌انگاری‌ها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفته‌اند خنثی کنم.
اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئولیت آن را پذیرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که این رسیدگی‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.
از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بی‌طرفی است.
اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یک هیئت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته ‌شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکت‌های مردمی به فرافکنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.
اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یک همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم توانایی‌های اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ ا صلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی .
ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند وصدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکینم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

نظرات ()



امام خمینی و مهاتما گاندی از وبلاگ خودم بابت یاد آوری
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸

لینک مطلب:

انقلاب اسلامی ملت ایران بدون نام روح الله خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست، همانگونه که نهضت استقلال هندوستان نیز با نام مهاتما گاندی پیوند خورده است. مدتی قبل گزارش زندگی مهاتما گاندی و نهضت مردم هندوستان را در یکی از شبکه های تلویزیونی خارجی دیدم و متوجه نکات جالبی از شباهت های نهضت های مردم ایران و هند و زندگی و هدف و روش مبارزاتی این دو رهبر بزرگ جهانی شدم:
 
* الگو برداری از نهضت کربلای امام حسین ع
امام خمینی بارها به این نکته که نهضت اسلامی مردم ایران از نهضت امام حسین ع درس گرفته است، اشاره کرده اند و روش و سلوک ایشان و پیروانشان نیز گواه همین مساله است.
مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) نیز می گوید : من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند. 

*  هر دو رهبر سن بالایی داشتند
* هر دو سختی های مبارزه را از جوانی و میانسالی تجربه کرده اند و سالها رنج مبارزه را در حبش و تبعید کشیده اند
* هر دو شخصیت روحانی بودند.
* هر دو صد استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند و نقش استعمار خارجی ( انگلوساکسن  ) را در بدبختی کشورشان می دیدند و آن را در اولویت مبارزه خویش قرار میدادند.
* هر دو صلح دوست و مخالف بکارگیری سلاح در مبارزه بودند.
* هر دو شخصیتی اخلاقی و عرفانی داشتند.
* تاکید هر دو بر نقش زنان در پیروزی نهضت و لزوم مشارکت آنها در امور نهضت و کشور بود، علیرغم سنت های نیرومند ضد زن در جامعه های مرد سالار ایران و هند.
* تاکید بر اولویت تغییر درون انسان ها برای ایجاد تحول اجتماعی مبتنی بر آموزه های دینی و اخلاقی
* تاکید بر غرور ملی و لزوم مبارزه برای سرافرازی. مهاتما گاندی میگفت: کرم ها له میشوند.
*  نوعی شجاعت و غرور ویژه در آنها نسبت به ستمکاران بود و بر عکس نسبت به ملت رئوف و مهربان بودند
* نظامیان شاه و ساواکی های معمولی یا سربازان انگلیسی را دشمن فرض نمیکردند.
* خود را از مردم میدانستند و نه متمایز از آنها و مطابق طبقات ضعیف جامعه و  بی تشریفات زندگی میکردند.
* گاندی از رسانه ها در سفر مشهورش به لندن و امام خمینی از آنها در سفر مهم اش به نوفل لوشاتو فرانسه به خوبی استفاده کردند و عدم مشروعیت دشمنانشان و محبوبیت جهانی نهضت خویش را تثبیت کردند.
* از لباس سنتی استفاده میکردند و از سنت ها تجلیل میکردند.
* تاکید بر آزادی از استبداد داخلی و استقلال کشور از بیگانه داشتند رمز توسعه کشور را در این دو میدانستند. در این مسیر به سنت های اصیل احترام میگذاشتند.
* مریدان بسیاری داشتند. مهاتما گاندی برای هندوها نیمه خدا بود و امام خمینی برای ایرانیان مرجع و رهبر بلامشابه دینی بود.
* بیشترین مخالفت با آنها از سوی تندروهای مذهبی بود. تند رو های هم سلک: روحانیون متحجر و درباری / هندوهای افراطی


مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  امام خمینی مهاتما گاندی انقلاب اسلامی نهضت استقلال هندوستان


*
فداکاری برای نهضت و طرح شعار: یامرگ یا آزادی. مهاتما میگفت: آزادی یا مرگ. امام نیز بارها بر ایستادگی تا مرگ تاکید میکردند.
* نقش استعمار در خشونتهای پس از پیروزی هر دو نهضت نقش مهمی داشت: پانصدهزار کشته از مسلمان و هندو در هندوستان و چند صدهزار کشته و مجروح در جنگهای داخلی و جنگ با عراق و اقدامات تروریستی.
* هر دو فرزندانشان را از دست دادند: یکی مرگ نابهنگام و شاید ترور خاموش و دیگر الکلی شدن و از دست رفتن. که این دو حادثه بر روحیه پدرانشان تاثیر  میگذارد.
* احترام ظاهری و رسانه ای استعمارگران شکست خورده به نهضت در ابتدای پیروزی آن ها و همزمان اقدام به توطئه بر علیه آنها.‌
* راهپیمایی مردمی بعنوان یک ابزار مهم ارتباطی و انتقال احساس مشترک و مردمی کردن مبارزه. راهپیمایی نمک در هندوستان سوژه مهم رسانه های جهان شد و راهپیمایی های ایران نیز پشتوانه ی رای عدم اعتماد ملت به حکومت محسوب گشت.

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  مهاتما گاندی امام خمینی

*
رمز مشترک دو نهضت:
رمز نهضت استقلال هند: پیروزی حق بر قدرت 
رمز نهضت اسلامی مردم ایران :  پیروزی خون بر شمشیر
* وحدت مردمی گسترده که شامل مذاهب و عقاید مختلف میشد.
* رهبران پیشاپیش خطر و با مردم در حرکت بودند
* نقش افکار عمومی جهانی در حمایت از هر دو نهضت در برابر جباران
* از مرگ نمیترسیدند. دلی آرام داشتند. مهاتما در آخرین لحظه زندگی گفت:‌ راما ( خدا ) امام خمینی نیز در وصیت نامه شان از دل آرام خویش گفتند. همه چیز در برابر خدا کوچک است.
* هر دو جذبه شخصیتی فوق العاده داشتند که دیگران از آن یاد میکنند.

http://haidarrein.files.wordpress.com/2007/06/khomeini-5.jpg

*
پدر ملت بودند و با رفتنشان مردم احساس بی پدری کردند.
* در مراسم سوگواری شان، میلیونها انسان از خود بیخود شده به تشییع آمدند. یک میلیون نفر به دهلی آمدند و در مراسم مهاتما گاندی هفتصد و پنجاه هزار نفر حاضر بودند و در مراسم امام خمینی میلیونها نفر حاضر شدند.
* هر دو نهضت و رهبر نهضت الهام بخش آزادگان جهان بودند.
* ایمان قوی به خدا و اعتماد به ملت توامان داشتند و میان مبارزه و دین جمع کردند. موضوعی که فرهنگ سیاسی مبارزه در آن روزگار درک نمیکرد و امکان مبارزه مستقل از ابرقدرتهای شرق و غرب متصور نبود.
* عدم محوریت احزاب سیاسی در نهضت آنها به دلیل نقش محوری رهبری در نهضت. ارتباط مستقیم رهبر با مردم و سرعت رشد نهضت، احزاب و گروههای سیاسی را جا گذاشت.
* شباهت ایران و هند از نظر قومیت و نفوذ مذهب و درگیری با استعمارگران و سابقه تمدنی کهن و ....
*  هر دو نهضت به پیروزی رسیدند.
* علیه هر دو نهضت شورش به راه انداختند. تفرقه قومی و مذهبی و تلاش جهت تجزیه. که در مورد هندوستان به تجزیه و ظهور پاکستان شرقی ( بنگلادش ) و غربی منجر شد.
* تاکید رهبران بر وحدت همه مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور
* سرکوب فوری و بی قاعده مخالفان در تظاهرات خیابانی با ایجاد حکومت نظامی پیش بینی نشده و کشتار فردای آن
١٧ شهریور ۵٧ در میدان ژاله تهران
کشتار ١٩١٩ در هند
و تاثیر این جنایات در پیشرفت نهضت.
* جنبشی محبوب و  از جنس مسیح و ایمان و صلح و دوستی و آزادی که به سرعت فراگیر شد
* شعارها:
استقلال: اهمیت استقلال دانشگاهها که مبدء همه چیز در کشورند.
لباس خارجی نپوشیم
نفی وابستگی فرهنگی به غرب
مهاتما گاندی: ما در بردگی خودمان به صورت غیرمستقیم سهیم هستیم.

نظرات ()



پاسخ خواندنی خبرگزاری دولت به شبهات انتخاباتی میرحسین
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸

پاسخ خواندنی خبرگزاری دولت به شبهات انتخاباتی میرحسین

from پایگاه خبری تحلیلی فرارو - آخرین عناوین
خبرگزاری دولتی "ایرنا" در مطلبی با عنوان پاسخ به هشت شبهه انتخاباتی ادعا کرده است که محتشمی درانتخابات مجلس سوم تقلب کرد و امام هم آن را پذیرفت!

 

نظرات ()



چند خبر سیاسی و انتخاباتی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸

خواستار نقش‌آفرینی هاشمی رفسنجانی شدیم

from خبرآنلاین by خبرآنلاین
گفت‌وگوی خبر با سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس.


خبرگزاری دولت: محتشمی درانتخابات مجلس سوم تقلب کرد، امام هم آن را پذیرفت!

from خبرآنلاین
خبرگزاری دولت ، امام را متهم به تایید انتخابات مملو از تقلب کرد


اکرمی: اهانت‌کنندگان به هاشمی حلالیت بطلبند

from پایگاه خبری تحلیلی فرارو - آخرین عناوین
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به تجلیل مقام معظم رهبری از خدمات و مبارزات آیت‌الله هاشمی در نماز جمعه دیروز تهران،خطاب به کسانی که طی یکی دو هفته گذشته اهانت‌های بسیاری را به ایشان داشتند، اظهار داشت: این افراد باید به درگاه خدا توبه کنند و از پروردگار بخواهند تا از تقصیرات آنها بگذرد.

"فعالیت برخی تحت عنوان بسیجی مشکوک است"

from برای ایران - Latest published stories
استاندار تهران گفت: فعالیت کسانی که با عنوان بسیجی و حزب‌الهی به برخی مجتمع‌های مسکونی و کوی دانشگاه حمله کردند، بسیار مشکوک است. مرتضی تمدن در حاشیه نماز جمعه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا و ایسنا در پاسخ به سوالی مبنی اقدام استانداری در خصوص حمله به مجتمع مسکونی نمایندگان با اشاره به اینکه فیلم حمله به مجتمع‌های مسکونی موجود است، گفت: حراست مجلس و نیروی انتظامی پیگیر این قضایا هستند. البته تاکنون نتیجه‌ای اعلام نشده است ولی به طور جدی پیگیر این قضایا خواهیم بود و قاطعانه با این افراد مشکوک بر...





حمله به کوی دانشگاه بدتر از 18 تیر بود"

from برای ایران - Latest published stories
حمیدرضا کاتوزیان نماینده اصولگرای مجلس و عضو کمیته تحقیق در مورد حوادث کوی دانشگاه گفت که ابعاد این حمله از حادثه 18 تیر 78 فجیع تر بوده است . هفته گذشته علی لاریجانی رئیس مجلس کمیته ای مرکب از شش نماینده اصولگرا به سرپرستی حسن ابوترابی نایب رئیس مجلس را مامور بررسی حملات صورت گرفته به کوی دانشگاه تهران و مجتمع مسکونی نمایندگان مجلس کرد. به گزارش ایلنا اکنون آقای کاتوزیان عضو این کمیته ویژه می گوید که ابعاد حمله به کوی دانشگاه فجیع تر از حادثه تیر 78 بوده و این هیئت به دنبال برخورد با اخلالگر...
رای مثبت

نظرات ()



محتشمی پور و خدمات بی نظیرش به انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸

شاید کمتر شخصیتی مانند سید علی اکبر محتشمی پور در کشور داشته باشیم که در داخل و خارج از کشور منشا خدمات مهمی به نهضت امام خمینی باشد.

١. نقش وی در عراق و با امام
 نقش وی در عراق و در کنار حضرت امام ره ستودنی است و کمتر شخصتی از رجال سیاسی چنین نقشی را داشته است.

٢. نقش خارجی وی
 وی همچنین پدر معنوی و سیاسی جریانات مهم انقلابی متکی بر آرمان های امام خمینی در منطقه خاورمیانه است.

٣. نقش وی در مسائل داخلی زمان امام و پس از آن
وی همواره در مسیر خط امام بوده است و شجاعت بی نظیری در  برابر فعالیتهای مخالف امام در زمان ایشان و پس از ایشان نشان داده است.
مواجهه ایشان و آقای کروبی با شورای نگهبان برای حفظ حقوق مردم مثال زدنی است. اگر اشتباه نکنم این سخن امام مربوط به دورانی است که آقای محتشمی وزیر کشور بود و در برابر تخلفات شورای نگهبان مقاومت میکرد.

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog

نظرات ()



نظام مقدس اسلامی بر دو پایه است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸

نظام ما دو پایه دارد که هر دو در قانون اساسی به خوبی تشریح شده اند:
جمهوریت که سمبل مردم سالاری و سیاست متکی بر مردم و آزادی است. بر اساس همین نظام مردم سالار است که عده از صدر تا ذیل مستقیم و غیرمستقیم توسط مردم منصوب میشوند.
اسلامیت که سمل محتوای دینی و عدالت خواهانه و خداجویانه و حمایت از تمامی ارزشهای مطلوب است

کسانی که به یک یا هر دو پایه نظام را حمله میکنند و تصور میکنند نظام در جای دیگری محفوظ است اشتباه میکنند. مردم و مسئولان دلسوز اجازه چنین اشتباهی را تا کنون نداده اند و ان شاء الله بعد از این نیز نخواهند داد.

نظرات ()



ثبت احساس و اندیشه در هنگامه ی ورق خوردن تاریخ برای آینده و آیندگان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸

در شرایطی هستیم که تاریخ ورق میخورد. در سی سال گذشته روزهای زیادی را تجربه کرده ایم که به واقع و به تعبیر امام عظیم الشان انقلاب اسلامی، یوم الله بوده است. در یوم الله ها تاریخ ورق میخورد. بر اساس سنت الهی.
در این ایام نوشتن از احساس و اندیشه هایتان را فراموش نکنید که بعدا پشیمان میشوید.
اگر توصیه های ایمنی را نیز جدی نمیگیرید ولی این توصیه را جدی بگیرید.

نظرات ()



جمهوریت و اسلامیت نظام زیر آتش دشمنان داخلی و خارجی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸

حمله به  هر یک از ارکان کشور یعنی جمهوریت یا اسلامیت، موجب آسیب دیدن مهاجم یا مهاجمان خواهد بود. حمله به هر دو رکن به صورت همزمان موجب ویران شدن بنیاد مهاجمان است.

نظرات ()



عشق داره بر میگرده ... اصلاحات در راه است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۸

خدا را شکر گزاریم که بار دیگر نسیم اصلاحات وزیدن گرفت و قلوب مردم به مدد نفس پاک یاران خط امام به راه اسلام و انقلاب جذب می شود.
خدا را شکر
بی حد شکر

نظرات ()



بجای مردم تصمیم نگیرند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸

امام میفرمایند که اینکه کی رئیس جمهور میشود به من ربطی ندارد من هم یک رای مثل بقیه دارم

این نقل قول از امام را رسانه ملی بارها و بارها پخش کرده است اما ...

======================

کسانی که فکر میکنند قیم و مسئول و رئیس مردم هستند
و باید در مسیر انتخاب مردم دخالت کنند
و به جای سطح روشنگری با امکانات شخصی
به جهت دهی با هزینه دیگران و ...
رو می آورند
به کجا میروند!؟

نظرات ()



التزام عملی و پیروی از امام حتی پس از امام و به خاطر خط امام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸

پیش از این امام گفت که مصلحت کشور آن نیست که ....
این بار نیز صدای امام میرسد که ....

آن روزها چه گفتند و چه کردند و امروز چه میگویند و چه میکنند.


==========================

رهبری امروز صبح در مرقد حضرت امام از خط امام گفت.

نظرات ()



اگر امام بود ... از وبلاگ میثم کربلایی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸

لینک مطلب از وبلاگستان:

به نام خدا

 

نیمه خرداد 1388 خورشیدی درست بیست سال از رحلت و فقدان رهبر انقلاب اسلامی ایران می گذرد . دو دهه زمان کمی نیست و البته این بیست سال در این کشور اتفاقات بسیار زیادی رخ داده است که بسیاری از آنها غیر قابل تصور می نمود پیش از این ، ولی در این دنیا و از دست آدم ها هر کاری بر می آید .

 

اگر آیت الله خمینی رهبر ایران در این بیست سال زنده مانده بود ؛ اکنون ما در این نقطه می بودیم ؟ این حوادث رخ می داد ؟!

 

این سوالی که ذهن مرا چندی به خود مشغول ساخته است .حرف ها و عمل های حاج آقا روح الله تبیین کننده بسیاری از این سوالات خواهد بود .

 

اگر امام خمینی زنده می ماند ، آیت الله خامنه ای رهبر فعلی ایران اسلامی و رییس جمهوری وقت ایران که به خاطر سوابق انقلابی و همچنین عملکرد مناسب دولت متبوعش بسیار محبوب بودند ، پس از اتمام دو دوره ریاست جمهوری به چه کاری مشغول می شدند ؟!  نمایندگی مجلس ، وزارت ، مجمع تشخیص مصلحت و یا تشکیل دوباره حزب و ادامه دادن کار حزبی ؟!

 

و یا آیت الله هاشمی رفسنجانی باز هم کاندیدای ریاست جمهوری می گشت و ریاست مجلس قدرتمند قانونگذاری را رها می کرد و به سمت کار های اجرایی می رفت ؟!

افرادی که در کابینه وی حضور داشتند دوران سازندگی را چگونه اداره می کردند ، کارگزاران سازندگی وجود داشت ؟!

 

و هم اینکه مهندس میرحسین موسوی ، نخست وزیر موفق و معتمد امام خمینی در دو دوره رئیس جمهوری آقای خامنه ای باز هم به گوشه ای می رفت و صرفا  به کار های هنری می پرداخت  و البته در رسانه ملی ممنوع التصویر هم می شد ؟!

 

و یا اینکه میرحسین در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کرد و با حمایت امام و البته محبوبیتی که در میان ملت ایران خصوصا در میان مردم مستضعف و همچنین اقشار مذهبی و نیرو های بسیجی و رزمنده و ارزشی داشت با آرایی بی نظیر نسبت به دوره های قبل از خود بار دیگر به ریاست دولت می رسید ؟!

 

وضعیت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران چگونه بود ؟! سیمای انحصاری و رسانه دولتی وجود داشت ؟! و یا اینکه با حکم حکومتی معظم له پس از این همه پیشرفت تکنولوژی ، تلویزیون های خصوصی و ماهواره ای در ایران راه اندازی می شد ؟!

 

وضعیت شورای نگهبان قانون اساسی و البته نظارت استصوابی که از سال 68 شروع گشت چگونه می شد اگر امام خمینی زنده می ماند ؟!

نمایندگان دوره های قبل تر مجلس و یا یاران امام و نیروهای انقلابی این چنین رد صلاحیت می شدند به گونه ای که آقای زواره ای عضو سابق حقوقدان شورای نگهبان در انتخابات قبلی ریاست جمهوری صلاحیتش رد می گشت ؟!

 

آیا مجمع روحانیون مبارز به ریاست شیخ مهدی کروبی باز هم چند سال از سیاست دور می ماند تا دیگر گروه سیاسی ، روحانیت مبارز مجلس را در اختیار بگیرد ؟!

و در بازگشت شاهد این همه مخالفت ها و توهین ها به خود و یارانش می شد ؟!

 

اگر آیت الله خمینی تاکنون زنده مانده بود ؛ قانون اساسی ایران باز هم تغییری نکرده بود ، با علم به اینکه امام در کمتر از ده سال دستور بازنگری در برخی از اصول قانون اساسی را صادر کرد و حال که بیست سال گذشته ولی هیچ بازنگری در مورد قانون اساسی صورت نگرفته است ! و یا اینکه برخی از اصول قانون اساسی این گونه کنار گذاشته می شد و اجرا نمی گشت !

 

اگر رهبر فقید انقلاب زنده بود باز هم خانواده و بیت معظم ایشان که از سلاله پاک نبوی هستند مورد تعرض قرار می گرفت ؛ نه از سوی دشمنان بلکه از سوی کسانی که قصد مصادره امام و انقلاب به نام خود دارند ؟! و یا اینکه فرزندان آقای اشراقی که نوادگان امام هستند از سوی شورای نگهبان در انتخابات رد صلاحیت می شدند ؟!

 

اگر امام زنده می ماند باز هم به نیروهای ارزشی و انقلابی و یاران نزدیک ایشان این گونه جسارت و توهین می شد و در مجالس رسمی به همین راحتی منافق و ضد انقلاب و حتی بهایی و وهابی خوانده می شدند ؟!

 

و یا به همین راحتی به سیادت و منتسب بودن به خاندان عصمت برخی از بزرگان کشور مشکوک می شدند و انواع توهین ها به سادات معظم را روا می دانستند ؟!

 

میزان مشارکت مردم در انتخاباتی که رهبر انقلاب حضور داشتند چه میزان می شد و چقدر این جمله شریف میزان رای ملت است اجرایی می شد ؟!

 

طرح دوستی با مردم و ملت اسرائیل آیا در زمان آن بزرگوار عملی می گشت ؟!

 

مجلس که در راس امور مملکت بود آیا این گونه منزوی می شد و قوانین تصویب شده این گونه مسکوت می ماند و یا به نمایندگان مردم این چنین توهین می شد و یا میزان آرای کسب شده نمایندگان در شهر تهران به کمتر از پنج درصد جمعیت می رسید ؟!

 

مداحانی که دم از امام و شهدا می زندند به همین راحتی اجازه داشتند در حضور رهبر انقلاب و یا در مراسم های مذهبی به یاران امام توهین کنند و در عزاداری هاشان برای شخص خاصی تبلیغ و به دیگران اهانت کنند ؟!

چه کسی دیده بود و یا شنیده بود مرحوم کوثری در هنگامه روضه خوانی برای اهل بیت پیامبر و در حضور مرجع عالیقدر تشیع آیت الله العظمی سید روح الله موسوی خمینی بر ضد مخالفی سیاسی فریاد بکشد و دروغ بگوید ؟!

اولین رئیس جمهور ایران سید بود و فرزند روحانیت  . سید ابوالحسن بنی صدر  که با آرای بالایی به ریاست جمهوری ایران رسید و البته پس از مدتی به رای مجلس برکنار شد ولی کسی به سیادت او توهین نکرد و به وی القابی چون بهایی و وهابی نداد و به سلاله پیامبری اش توهین نکرد و یا به پدرش که از روحانیون بزرگ همدان بود !

 

وضعیت نیروهای مسلح کشور چگونه بود ؟! ارتش و سپاه و بسیج همچنین بودند که امروز هستند ؟

 

وضعیت فرهنگی کشور مخصوصا در دوران اصلاحات با سکوت امام همراه می شد ؟!

 

در آخر اینکه رییس جمهور فعلی ، محمود احمدی نژاد و کابینه اش بر سر کار می آمدند ؟!

 

این سوال ها همین گونه می تواند ادامه داشته باشد و البته قصد من این نیست که بگویم در زمان حیات آیت الله خمینی تمامی قانون اجرا می شد و مملکت ما بدون هیچ مشکلی پیش می رفت و به اصطلاح همه چی گل و بلبل بود ؛ و یا اینکه در این بیست ساله هیچ کار مفیدی صورت نگرفته است و قانون به طور کلی معطل مانده است . نه !

ولی به گفته رهبر انقلاب حکومتی اسلامی در حال تشکیل شدن بود و قصد و اراده مردم  و دولت این بود . نه اینکه با نام امام فقید به بیت امام و یاران و نزدیکانش توهین کنیم و افترا ببندیم .

 

فوت و رحلت رهبر انقلاب امری بود که باید روزی اتفاق می افتد که او نیز از نسل بنی آدم بود و آدمی از لحظه تولد طعمه مرگ است ؛ ولی کاش در بیستمین سال فقدان امام کمی با خود بیاندیشیم که ما چقدر در راه آرمان های او گام برداشته ایم در حالی که در همه جا دم از نام او می زنیم و اینکه اگر او می بود وضعیتمان چگونه بود !

 

 

و در آخر اینکه ، امام اگر می بود از این چهار نفر کاندیدای ریاست جمهوری در دوره دهم به کدامیک رای می داد ؟!

 

نظرات ()



روح الله الموسوی الخمینی ... بیست سال از رحلت گذشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

خدا رحمت کند حضرت امام را.
امروز جای خالی امام را چون گذشته حس و او را یاد میکنیم:


نظرات ()



مخالفین امروز موسوی و کروبی آشکارتر از دیروز
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

در زمان امام مخالفین موسوی آشکارا و با ذکر هویت و مسئولیت در برابر وی صف آرایی میکردند و حتی حمایت امام خمینی از مهندس موسوی مانع کارشکنی ها و جنگهای تبلیغاتی و روانی آنها نبود.
امروز همان گروه و جریانی که تعدادی از عناصر جناح راست را جلو انداخته بودند، بی نقاب تر از گذشته در برابر انقلاب و نظام و در این انتخابات در برابر موسوی و کروبی ایستاده اند.

نظرات ()



میرحسین موسوی فرصتی برای بسیج و دیگر نهادهای انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳۸۸

در دوران آقای احمدی نژاد و حتی پیش از آن در دوران اصلاحات، شرایطی ایجاد شد که بسیج و دیگر نهادهای انقلاب اسلامی به هواداری از اصولگرایان که اقلیتی نه چندان محبوب در افکار عمومی ملت ایران هستند، نسبت داده شدند. حضور مهندس موسوی فرصتی برای اعاده حیثیت و تمیز اصیل از قلابی است.

نظرات ()



سید هادی خامنه ای : کروبی با جوانمردی پای حرفش می ایستد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

لینک مطلب:

سیدهادی خامنه ای، دبیرکل نیروهای خط امام با بیان اینکه در انتخابات ریاست جمهوری چنین چیزی نیست که مردم با یک کاندیدا قرارداد امضا کنند و بعد به او رای بدهند، تصریح کردند: برای تشخیص توانایی و وفاداری فرد باید به گذشته اش نگاه کرد و ما معتقدیم که مهدی کروبی هم قضاوت گذشته اش، قضاوت خوبی است و هم نشان داده که با جوانمردی پای حرفش می ایستد و به آنچه که گفته توانایی دارد.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام با اشاره به اینکه هر نسلی اقتضائات و نیازهای خود را دارد، تصریح کرد: آقای کروبی این واقعیت را قبول دارد که نسل های متفاوتی در زمان ما حضور دارند و هر نسلی هم دقیقا نیازهای خودش را دارد.

نظرات ()



دفاع آیت الله خامنه ای از میرحسین موسوی در مجلس اول
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸

سخنی تاریخی در دفاع آقای خامنه ای از میرحسین موسوی در نخستین مجلس شورای اسلامی:

لینک مطلب:

درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمی‌کردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب می‌شناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کرده‌اند یا انتقاد کرده‌اند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری می‌شناسم. آن‌چه درباره ایشان از گرایش‌ها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه این‌ها روزنامه جمهوری اسلامی است.
 
شما کدام ارگان مطبوعاتی را در این کشورسراغ دارید که از روز اول این انقلاب یعنی از روز انتشارش که اندکی بعد از پیروزی انقلاب بوده تا این ساعت در خط مستقیمی که شما اسمش را خط امام می‌گذارید و درست هم هست حرکت کرده باشد و به این جامعه و به اندیشه‌ها و به ذهنیت عظیم این ملت خط داده باشد و به خصوص مقالاتی که خود ایشان نوشته است، شما ایشان را به مصدق‌گرایی متهم می‌کنید. این بزرگ‌ترین بهتانی است که شما به ایشان می‌زنید. ایشان کسی است که خط ملی‌گرایی را به صورت یک تز، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد.
 
این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم می‌کنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشته‌ام. من ایشان را می‌شناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت می‌دهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاً‌تصور نمی‌کردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند

نظرات ()



موسوی : من از حمایت خاتمی مفتخرم و حتی مخالفان را هم به حمایت از خودم دعوت میکنم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

لینک مطلب:

            از آقای دکتر خاتمی تشکر می‌کنم. ایشان قویا از من حمایت می‌کنند و من از این حمایت مفتخرم. من با حمایت بسیاری از نیروها نظیر آقای خاتمی و آقای هاشمی رفسنجانی و نیروهای امام (ره) در صحنه حاضر هستم.موسوی با بیان اینکه ما نیاز به تغییر در کشور داریم وگرنه نظام با مشکلات جدی مواجه می شود، گفت:‌ من حتی مخالفان را هم به حمایت از خودم دعوت می‌کنم و از این مساله استقبال خواهم کرد.      

 
     
 

نظرات ()



خواهشم از دوستان این است که تا آخرین لحظه از هر دو عزیز، به یک شکل دفاع شود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

لینک مطلب:

آیت الله بیات زنجانی:

"آنانی که امروز آقای کروبی و یا مهندس موسوی را مورد بی مهری و کم لطفی قرار می دهند، مقصودشان این دو بزرگوار نیستند بلکه نسبت به امام و آراء و اندیشه های ایشان، عقده گشائی می کنند چراکه برخورد با این دو نفر، برخورد با گفتمان انقلابی حضرت امام(ره) است".

مرجع عالیقدر به شناخت خود نسبت به دو کاندیدای مطرح جریان اشاره کرده و فرمودند:"نگاه من نسبت به این دو نفر نگاه کسی است که غیر از شناخت کامل، برای مدت های طولانی با این دو نفر کار مشترک کرده است. من همینطور که آقای کروبی را نماد شجاعت،صداقت، مدیریت و گذشت می دانم مهندس موسوی را نیز بینی و بین الله گذشته از صفا و صمیمتی که در وجودش می شناسم، نماد جریان اجرائی مدافع حقیقی حضرت امام(ره) می دانم. مهندس موسوی در طول دوران جنگ در مدت چند سال این کشور را با درصدی از درآمد سالانه امروز، اداره کرد و کشور ما درگیر جنگ هم بود حالا ببینید که امروز درآمد کشور ما چقدر است و کشور چگونه اداره می شود! یا شما به مدیریت های آقای کروبی در تمام دوران بعد از انقلاب توجه کنید. هنوز فرزندان شهداء خاطرات خوش مدیریت ایشان در بنیاد شهید را در ذهنشان دارند و یا نمایندگان مردم، قاطعیت های ایشان در دفاع از حقوق اساسی مردم را به یاد دارند.

من با صراحت عرض می کنم که تخریب این دو نفر را تخریب راه، اندیشه و افکار حضرت امام(ره) می دانم. من اصرار و خواهشم از دوستان این است که تا آخرین لحظه از هر دو عزیز، به یک شکل دفاع شود".

ایشان فرمودند:" امروز مدافعان این حرکت، مدافعان واقعی حضرت امامند و اصولگرایان واقعی اینها هستند و آنانی که دم از اصولگرائی می زنند ولی یاران امام را تخریب می کنند، دروغ گویانی بیش نیستند

نظرات ()



آیت الله طاهری : با حضور موسوی و کروبی، بوی خط امام در انتخابات استشمام می‌شود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۸

لینک مطلب:

آیت الله طاهری گفت:با حضور موسوی و کروبی، بوی خط امام در انتخابات استشمام می شود.
به گزارش ایلنا،این یار صدیق امام خمینی(ره) تصریح کرد: امیدوارم یاران امام خمینی(ره) با اتحاد در صحنه انتخابات حاضر شوند و با تصمیمات هوشمندانه، زمینه برای پیروزی آنان فراهم شود.

نظرات ()



بیانیه میرحسین موسوی به مناسبت سالروز تاسیس سپاه پاسداران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸

لینک مطلب:

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شجره طیبه‌ای است که با دست توانای معمار حکیم و دوراندیش انقلاب در این سرزمین خدایی نشانده شد تا بیمه کننده تداوم انقلاب و حافظ دست‌آوردهای گرانسنگ آن باشد

نظرات ()



کروبی: پس از فوت حضرت امام (ره) نسبت به هیچ موضوعی بی تفاوت نبودم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸

لینک مطلب:

مهدی کروبی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت:«وضعیت فعلی به گونه‌ای است که اکنون بنده و آقای موسوی در عرصه انتخابات از جریان اصلاحات و خط امامی (ره) حضور داریم و البته این احتمال وجود دارد که افرادی دیگری نیز در به عرصه انتخابات وارد شوند که شاید حتی در پایگاه رای ما نیز تاثیر گذار باشند.»

وی افزود:«با توجه به فعل و انفعالاتی که در فضای سیاسی کشور روی می دهد ممکن است افرادی در عرصه انتخابات حضور بیابند که حتی فضا را به نفع ما تغییر دهند و شرایط را برای دیگران نامطلوب سازنند، بنابراین تا روز ثبت نام احتمال حضور افراد دیگر در صحنه منتفی نیست.»

وی تاکید کرد:«البته ممکن است که حرکت هایی با انگیزه تضعیف روحیه نیروها در عرصه انتخابات صورت گیرد و شایعاتی مبنی بر اینکه فرد کاندیدا پایگاه رای ندارد منتشر شود ولی نباید به این مباحث توجه کرد و ما در واقع در میدان نبردی هستیم که باید به جدیت به کار بپردازیم .»

کروبی گفت:«مجموعه حوادثی که در گذشته روی داد موجب شد تا اکنون در چنین وضعیتی قرار بگیریم من هم نمی خواهم که دیگران را مقصر بشمارم اصلا همه تقصیرها بر عهده بنده است اکنون جای طرح این گونه بحث‌ها نیست بلکه ما باید با جدیت به کار و تلاش بپردازیم .»

وی تاکیدکرد:« انتخابات دشواری را پیش رو داریم زیرا اکنون رییس جمهور فعلی که تمام ابزار و امکانات را در اختیار دارد می‌تواند برای این دوره انتخابات کاندیدا شود و آنچه که از شواهد بر می‌آید ایشان با جدیت کار می‌کند . من بارها از استفاده از بیت المال برای کارهای تبلیغاتی از سوی دولت اعتراض کرده ام . زمانی اگر فردی که کاندیدای انتخابات بود جهت کمک به جایی از هلال احمر پتو می گرفت این را به عنوان تخلف انتخاباتی برای او مطرح می کردند ولی اینک رییس جمهور برای افتتاج پروژه‌ای این همه از بیت المال هزینه می کند و جمعیتی را با خود همراه می کند درحالی یک وزیر می تواند برای افتتاح یک پروژه حضور داشته باشد . با توجه به روندی که برای افتتاح پروژه های استانی صورت می‌گیرد و رییس جمهور باهزینه بیت المال جمعیتی را با خود می‌برد این نشان دهنده فعالیت تبلیغاتی برای انتخابات است که باید از ادامه آن جلوگیری شود.»

کروبی تاکید کرد:«من نسبت به این تخلفات انتخاباتی تذکر می دهم و در صورت لزوم با نگارش نامه اعتراض می کنم ولی واقعیت این است که اکنون همه امکانات در اختیار این جریان است و ما چیزی در اختیار نداریم.»

نظرات ()



ناصر قوامی : کروبی در برابر کجی و نادرستی ایستاد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸

لینک مطلب:

سیدناصر قوامی نماینده مردم این شهر در مجلس ششم طی سخنانی کروبی را فردی دانست که همواره پیرو راه و مکتب و آرمان‌های امام (ره) بوده است.

وی افزود: کروبی پس از انقلاب سال‌ها متحمل رنج زندان و شکنجه شد و پس از انقلاب نیز همواره مدافع افکار و نظرات امام بود.

قوامی خاطر نشان کرد: پس از ارتحال امام (ره) کروبی وفاداری خود را به مسیر و راه امام (ره) نشان داد و هر جا که کجی و ناراحتی را شاهد بود در برابر آن ایستاد.              

نظرات ()



میرحسین موسوی : در جامعه کسی آبرو، ناموس و رای خود را نمی‌فروشد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸

لینک مطلب:

وضعیتی که در دولت فعلی وجود دارد، این است که حتی اهدافی برای چنین توسعه‌ای هم وجود ندارد و طرح‌های بزرگ مطرح نیست؛ در حالی که زمانی با وجود بهمن عظیم هزینه‌های جنگ، با استفاده از سرمایه‌های اجتماعی می‌توانستیم صدها پروژه‌ی راهبردی را اجرا کنیم که متاسفانه امروز اکثر چنین پروژه‌هایی خوابیده است و پروژه‌های کوچکی که رضایت آنی دارد، انجام می‌شود؛ البته این پروژه‌های کوچک نیز در حد خود بد نیست، ولی کشوری که وقت کمی دارد باید از این وقت بیشترین استفاده را ببرد

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



آیت‌الله صانعی : این انقلاب نیامده که نان را گران کند، گرانی مردم را بیچاره کرده
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸

لینک مطلب:

 

image

موسوی در ادامه دیدار با مراجع عظام در قم به دیدار آیت الله العظمی صانعی رفت.

به گزارش خبرگزاری انتخاب به نقل از"کلمه" آیت الله صانعی در این دیدار با تاکید بر ضرورت حفظ نظام گفتند:« در برنامه های خود ارج نهادن به مبانی امام(ره) را در ابعاد مختلف در دستور کار قرار دهید.»

وی با اشاره به مشکلات عدیده ای که پس از انقلاب کشور با آن مواجه بوده است، عبور از این بحران ها را از الطاف ا لهی دانستند و گفتند: «در شرایط حاضر کشور با مشکلات متعددی مواجه است که از جمله آن می توان به گرانی اشاره نمود. »

این مرجع تقلید در بخشی از سخنان خود با انتقاد از وضعیت اقتصادی جامعه به گرانی نان اشاره کردند و گفتند: «زمزمه‌ای می‌شنوم که نان را می‌خواهند گران کنند باید پناه به خدا برد این انقلاب نیامده که نان را گران کند.»

آیت الله صانعی با اشاره به کلامی از امام راحل که در آن می فرمایند«کاری کنید که اغنیا بر سر سفره فقرا مهمان باشند» گفتند:«شما این جمله را در دستور کار خود قرار دهید و سعی کنید آن را حاکم نمایید.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به مهندس موسوی گفتند:«شما در جلسات متعددی که داشتید، صحبت از آزادی مطبوعات نمودید. لیکن باید در نظر بگیرید که برای حصول این امر لازم است بگویید انشاءالله این امر محقق می شود. »

آیت الله صانعی در بخش دیگری از سخنان خود مدیریت کشور در زمان جنگ را بی نظر خواندند و تاکید کردند : «به مدد حاکم شدن ارزش های اسلامی پس از انقلاب، مشکلات کشور کاهش یافته است. با این حال، لازم است تولید در کشور افزایش یافته و کشور را به مرز خودکفایی در بسیاری از زمینه ها برسانیم. وی با ذکر حدیثی از ائمه معصومین در مورد کرامت انسان ها و کمک به مستحقان تاکید کرد: باید از گداپروری در جامعه خودداری کنیم. »

پیش از سخنان آیت الله صانعی، میرحسین موسوی با اشاره به وضعیت جاری کشور گفت : فکر می کنم هردولتی روی کار آید، بر مبنای قانون اساسی حرکت می کند. عمل حتی به ظاهر قانون اساسی می تواند از به وجود آمدن مشکلات مختلفی جلوگیری کند. البته صحبت های من بدین معنی نیست که مطلقا نظراتم در رابطه با مشکلات رایج در کشور صحیح است. اما احساس می کنم هرکس بر حسب وظیفه خود باید انجام وظیفه کند.

میرحسین موسوی در این دیدار خاطر نشان کرد: احساس می کنم فضای مشورتی در کشور کم شده و استفاده از نیروهای انسانی متبحر و کارشناس در کشور کاهش یافته است.

مهندس موسوی مهمترین دلایل حضور خود را این موضوعات دانست و گفت: اینکه تا پیش از این دوره در هیچ یک از مناصب سیاسی کشور به امور اجرایی مشغول نشدم ناشی از این بود که احساس می کردم به اصل نظام خدشه ای وارد نمی شود لیکن در حال حاضر این احساس را دارم که اصل نظام در خطر است.

نظرات ()



مقایسه میرحسین موسوی با احمدی نژاد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸

لینک مطلب:

احمدی‌نژاد - موسوی 

مقایسه دیدگاه‌های  2 نامزد


مطلب کامل را در ادامه بخوانید

ادامه مطلب ...
نظرات ()



سراج : امام گفتند اگر بنا باشد کسی از اینجا برود من هستم نه او
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸

لینک مطلب:

 

 

 

 

 

نواندیش: حفظ حریم مردم و مراقبت از قرار نگرفتن آنها تحت فشار از ویژگی های بارز حضرت امام خمینی(ره) بود.

به گزارش نواندیش ، حجت الاسلام و المسلمین سراج از اعضای دفتر حضرت امام خمینی(ره) در خاطره ای نقل می کند : یک همسایه پیرمردی ، پشت منزل خانم امام سکونت داشت که خیلی هم لجوج بود.گاهی آهنگ ترانه را بلند می کرد. یک بار یکی از برادران سپاه به این پیرمرد تذکر داد که اگر می خواهی این کار را تکرار کنی ، باید از این مطقه بروی.

امام متوجه شد و ما را خواست و گفتند : اگر بنا باشد کسی از اینجا برود ، دکتر ...(همان همسایه) نیست ؛ من هستم. به بچه های سپاه بگو ، مردم را اذیت نکنند.

نظرات ()



تفاوت اصولگرایان و ارزشی ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸

میان رای ارزشی ها و اصولگرایان تفاوت است. اصولگرایان در طول یک دهه گذشته تلاش کردند بین خود و ارزشی ها رابطه ای مستحکم بنا کنند ولی با حضور میرحسین موسوی ( که به دلیل سکوت نسبی در بیست سال گذشته از تخریب جناح راست (اصولگرایان) در امان بود)، کار اصولگرایان دشوار شده است.
بروز جریان مستقل ارزشی ها و توجه مجدد به خط امام محتمل ترین احتمال است. ان شاء الله

نظرات ()



هزینه های سنگین اصولگرایان در مخالفت با میرحسین موسوی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

مخالفت و جبهه گیری در برابر میرحسین موسوی توسط اصولگرایان افراطی، پایبندی واقعی آنان به اصول را به صورت جدی به چالش میکشد. اصولگرایان به میزانی که مشخص شود با خط امام و ارزشهای اصیل انقلاب اسلامی فاصله گرفته اند، دچار مشکلات مبنایی میشوند.
میرحسین به واقع از نمادهای آسیب ندیده ی خط امام است و بر خلاف خاتمی و کروبی که در بیست سال گذشته تحت فشار شدید و هتک حرمت و تبلیغات مسموم بوده اند،  در موقعیتی است که حداقل در کوتاه مدت، قدرت تخریب اعتبار و شخصیت وی را ندارند و هر حمله به وی به منزله ی اثبات دعاوی اصلاح طلبان در مورد جهت گیری ضد ارزشی افراطیون اصولگرا محسوب میشود.

نظرات ()



مشروح کنفرانس خبری مهندس میرحسین موسوی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

لینک مطلب:

یاری:کاندیدای مورد حمایت اکثریت حامیان سید محمد خاتمی با تاکید بر اینکه برای حضور در انتخابات با کسی مشورت نکرده‌است و دیداری با رهبر انقلاب برای حضور در انتخابات نداشته است، تصریح کرد:«بنده سعی خواهم کرد به آزادی‌های مصرح در قانون اساسی بپردازم و این را برای بقای نظام خودمان حیاتی می‌دانم،در جهت آزادی بیان و عقیده ، آزادی مطبوعات و آزادی در نشر کتاب‌ها در چارچوب قوانین موجود، اگرچه به آن قانون اعتقاد نداشته باشیم تلاش می‌کنیم  و اگر بخواهیم تغییری ایجاد کنیم آن را از راه قانونی انجام دهیم.»

مهندس میرحسین موسوی در این نشست خبری  که با حضور صدها نفر از خبرنگاران داخلی و خارجی در سالن همایش های موسسه اطلاعات برگزار شد،با تسلیت وفات حضرت فاطمه معصومه و تبریک نوروز در ابتدای جلسه گفت:«انتخابات در کشور ما فرصتی است برای ملت از جهت نگاه کردن به آنچه گذشته و فرصتی است برای تجدید نظر درباره این تصمیمات بر اساس نقدی که نسبت به گذشته وجود دارد و نگاهی که به آینده می توان داشت.»

چرا کاندیدا شدم؟

وی افزود:«نگاه به گذشته و آینده متاثر از شرایط موجود جهانی و شرایط داخلی کشور نیز هست، جامعه ما ظرف چهارسال تغییراتی کرده و  دگرگونی‌هایی در همه فعالیت ها داشته‌ایم که همه این ها به اضافه حمایت‌هایی که از دستگاه های مختلف صورت گرفته در تصمیم گیری مردم می تواند موثر باشد.»

موسوی تاکید کرد، این تاثیر هنگامی است که با تکیه بر کرامت انسانی که از بزرگترین تجلی های آن در چارچوب انتخابات آزاد رقابتی و منصفانه ظهور می یابد وجود دارد.

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری،افزود:«این جزء اساسی همه نهادها، ارگان ها و مطبوعات است که از یک انتخابات آزاد رقابتی و منصفانه پاسداری کنند.»

وی درباره نقد وضع موجود گفت:«سال 68 که کار من در دولت تمام شد و در آن دوره تجدید نظری در قانون اساسی صورت گرفت و نخست وزیر حذف شد بنده نه تنها در آن مقطع بلکه پیش از آن هم فکر می کردم ما انقلاب کردیم که افراد در یک پست همیشگی و جاودانی نباشد. طبیعی بود قواعدی را طراحی کرده بودیم که بر اساس آن امید داشتیم که با رعایت این قوانین سلیقه های گوناگونی به صحنه بیاید و من معتقد بودم اگر قوانین رعایت شوند سیاست های مختلف اعم از راست و چپ و ... فرع  می‌باشد؛چرا که یک نظام در  این چارچوب می توانست شکل بگیرد و  می تواند به اهداف خود نایل شود.»

نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل افزود:«وقتی آقایان هاشمی و خاتمی تشریف آوردند این نگرانی در وجودم نبود که آیا کسی از جناح راست یا چپ روی کار خواهد آمد گرچه ممکن بود خودم گرایشی سیاسی داشته باشم اصل را بر این می‌دانستم که نظام حفظ شود و قواعد رعایت شود به گونه‌ای که کشور به جلو رفت. اگر کسی می آمد و افراطی می کرد دولت بعدی این افراط ها را تعدیل می کرد.»

به گزارش کلمه، وی ادامه داد:«در جریان انتخابات نهم هم همین شرایط حاکم بود و افراد شایسته ای حضور داشتندو اعتماد به مردم وجود داشت.  اما وقتی از 7 ماه پیش از من سوال می شد که شرکت می‌کنم یا نه بر خلاف دفعات قبل جواب نه ندادم  چرا که  آنچه به تدریج در دوره جدید مرا به تصمیم گیری  وادار کرد  این بود که احساس کردم این قواعد در حال برهم خوردن است و این انگیزه ی من برای حضور در این انتخابات بود و این  مساله در یک یا دو ماه گذشته در من شکل نگرفته است و از ماه ها پیش در این فکر بودم.»

وی در مورد دلایل حضورش در انتخابات، گفت:«یکی از مهمترین این دلایل مساله قانون گریزی است. من معتقدم اجرای قانون هر چند در شکل صوری آن قدم اول برای هر برنامه و سیاستگذاری درست و حفظ کرامت انسانی و حفظ منافع ملی است. وقتی قانون گریزی نه یک بار بلکه به دفعات به رویه تبدیل شود باید درباره نظام احساس خطر کنیم.»

موسوی با بیان اینکه من با انگیزه های قانون گریزی کاری ندارم تاکید کرد هیچ مساله ای و اولویتی بالاتر از رعایت قانون وجود ندارد.

وی دومین دلیل حضور را بر هم خوردن ساختارها در سیستم تصمیم گیری عنوان کرد و افزود:«بر هم زدن ساختار ها امکان تصمیم گیری های عقلانی را از بین می برد و امکان تصمیم گیری درست در شرایط پیچیده داخلی و جهانی را از  ما می گیرد ما را به قهقرا می برد.»

موسوی سومین دلیل کاندیداتوری در این دوره را عدم شفافیت گردش اطلاعات در کشور عنوان کرد و گفت:«من به کرات مواجه شدم که ملت ما، کشور ما، جوانان ما و ایران ما با آمار و اطلاعات متفاوتی مواجه اند که امکان یافتن حقیقت را در این میان ندارند در شرایط مبهم که امکان گردش اطلاعات درست وجود ندارد باید گفت که در واقع  یکی از اساسی ترین حقوق ملت سلب شده است.»

وی افراط و تفریط را نگرانی دیگری دانست که از دلایل کاندیداتوری او بوده است و ادامه داد:«افراط و تفریط در کارها هزینه گزافی دارد به طوری که تفریط ما را به جایی می کشاند که بحث دوستداری ملت اسراییل را مطرح می کنیم و از سوی دیگر در جاهایی آنچنان غرب ستیزی در شعارهای ما اوج می گیرد که برای جبران آن به فرستادن پیام ها و نامه های بی حاصل می پردازیم و شبیه آن را در مسایل اقتصادی هم داریم.»

موسوی ادامه داد:«مهمتر از آن نحوه برخورد ما با سرمایه اجتماعی. این سرمایه عزت و کرامت ملت ماست که بر اساس آن انقلاب پیروز شد و دوام یافت و ادامه دارد اگر شبهه به وجود بیاید که به این عزت نفس با دادن پول، صدقه و گونی سیب زمینی لطمه می‌زنیم و مردم را تحقیر می‌کنیم نمی‌توانیم امید داشته باشم که عزت نفس ملتمان را برای روزهای سخت ذخیره کنیم و نگاه داریم.»

وی تاکید کرد:«در این زمینه شبهاتی هست و نشان می‌دهد در این زمینه خوب عمل نکردیم چرا که اگر لازم است به مردم کمک شود این کمک حق مردم است و نباید انتظار محبت ویژه‌ای از آنها داشته باشیم. اگر قرار است کاری انجام دهیم باید نهادینه شود و مشخص شود این کار مطابق کدام قانون انحام شده او نبود این ساز و کار را از نشانه‌های سرنوشتی دانست که امروز در مورد لایحه ای  مانند تحول اقتصادی  وجود دارد.»

تصمیم دارم فضای آزادی گردش اطلاعات را فراهم کنم

موسوی با بیان برنامه‌های آتی خود در صورت پیروزی در انتخابات افزود:«بنده تصمیم دارم در صورت انتخاب در اولین قدم آسیبی که به دستگاه‌های تصمیم گیری رسیده جبران کنم گرچه برخی خسارت ها آثار دامنه داری دارند. وی ادامه داد بنده تصمیم دارم فضای آزادی گردش اطلاعات را فراهم کنم که این حق مردم و وسیله‌ای برای مقابله با فساد  است.»

این کاندیدای مورد حمایت اکثریت حامیان خاتمی در ادامه اظهار داشت:«در صورت انتخاب شدن قصد دارم بر عزت نفس و کرامت مردم در همه برنامه ها تکیه کنم و صادقانه به آنها برای پیشرد برنامه ها اعتماد داشته باشم و برای ایجاد ثبات  تلاش خواهم کرد.»

موسوی در بیان شرایط موجود گفت:«در این سال ها بسیار لغزان بودیم و دایم سیاست هایمان در حال تغییر بوده و بسیاری از ضایعات امروز مخصوصا اقتصادی در این رابطه است.»

وی ادامه داد، بنده سعی خواهم کرد به آزادی های مصرح در قانون اساسی بپردازم و این را برای بقای نظام خودمان حیاتی می دانم. وی افزود  در جهت آزادی بیان و عقیده ، ازادی مطبوعات و ازادی در نشر کتاب ها در چارچوب قوانین موجود، اگرچه به آن قانون اعتقاد نداشته باشیم تلاش می کنیم  و اگر بخواهیم تغییری ایجاد کنیم آن را از راه قانونی انجام دهیم.

عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام ادامه داد:«من از منابع کمیاب در جهت اهداف راهبردی استفاده خواهم کرد.»

وی با اشاره به کلام مقام معظم رهبری درباره سال الگوی مصرف و اصلاح آن گفت:« یکی از مهمترین اقدامات، اصلاح الگوی مصرف منابع کم یابی است که در دست دولت قرار دارد مخصوصا منابع کمیابی مانند ارز بودجه و ... .»

موسوی پرداختن به یک سیاست خارجی فعال برای نیل به اهدافی که بر اساس منافع ملی ما تعریف شده با پایبندی به اصول و حرکتی که منجر به تنش زدایی شود درباره کشورهایی که دوست دارند با ما رفاقت و همکاری داشته باشند را یکی دیگر از برنامه های خود در زمینه سیاست خارجی دانست و تصریح کرد:«افراط و تفریط ها در این زمینه به ما لطمه زده و باید تلاش زیادی کنیم که اعتمادی را  که در سطح جهانی  از دست دادیم دوباره ایجاد کنیم و ایجاد این اعتماد به نفع مصالح داخلی ما و منافع ملی ما در سطح جهانی است.»

در شرایط جدید قرار نیست سیاست‌های زمان جنگ دنبال شود

موسوی در ادامه این جلسه به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد، وی در پاسخ به سوال روزنامه اطلاعات در باره اینکه ذهنیت مردم از موسوی به زمان جنگ برمی‌گردد و به نوعی سیاست اقتصاد کوپنی را تداعی می‌کند و اکنون چه سیاستی در زمینه اقتصادی اتخاذ خواهد شد، گفت:«من بارها گفتم شرایط جنگ این سیاست‌ها را ایجاب می‌کرد و این به کشور ما منحصر نیست و همه کشورهای در جنگ  در صورتی موفق بودند که بر اقتصادشان نظارت داشته باشند و یکی از نمونه های آن کشور انگلستان است، من بارها گفتم  انگلیسی‌ها حتی ورود و خروج کالا ها  را تحت کنترل داشتند. ژاپن قیمت ارز را در کشورش زمانی شناور کرد که 20 سال از جنگ گذشته بود.پس از جنگ با توجه به شرایط جدید و درآمدهای ارزی و فعال شدن 5 استانی که به دلیل جنگ از مدار تولید کنار رفته بود سیاست های جدیدی اتخاذ شد و کارهایی شروع شد و سیاست‌های اقتصادی به اصول و بنیادهایی بر می‌گردد و تحت شرایط مختلف سیاست ها عوض می‌شود. در شرایط جدید قرار نیست سیاست‌های زمان جنگ دنبال شود.»

وی در مورد راه حل‌های اقتصادی گفت:«در این زمینه در برخی زمینه‌ها اجماع هست و در برخی زمینه‌ها اختلاف نظر وجود دارد. الان بیش از 1000 نفر دکترای اقتصاد داریم و با تکیه بر آنها برنامه‌های خوبی می‌توان داشت.»

کاندیدای مورد حمایت اکثریت حامیان سید محمد خاتمی، ادامه داد:« اگر از من سوال می‌کنید در قدم اول چه کاری باید صورت بگیرد می‌گویم قدم اول ایجاد ثبات مدیریتی در کشور باید ایجاد شود و نگاهی به بودجه بیاندازد و تغییراتی را در آن ایجاد کند و در قدم‌های بعدی راه اندازی تولید و امید دادن به مردم، بخش خصوصی و نیروی کار را باید در دستور کار قرار داد.»

وی کنترل افزایش نقدینگی و ثبات ارزش پول کشور  را از دیگر سیاست ها دانست و گفت:«دشوارترین مشکل دولت تورم و بیکاری است و این جز با نگاه نو به بخش خصوصی و تولید حل نمی‌شود.»

باید منتظر بازنگری قانون اساسی باشیم

موسوی در ادامه در پاسخ به سوال مهر درباره آزادی تلویزیون های خصوصی، اظهار داشت:«من در مجلس بازبینی قانون اساسی سال 68و سخنگوی اجرایی آن مجلس بودم جزو مواردی که از پیشنهادات بنده بود و من از آن دفاع کردم، آزادی کانال‌های تلویزیونی با مدیریت نظام بود و هنوز هم اعتقادم عوض نشده در آن جلسه یکی از دوستان گفت شما می خواهید همه چیز را دولتی کنید و این که باید دولتی باشد می خواهید خصوصی کنید و این موضوع رد شد.»

وی تاکید کرد:«من هنوز بر ایده گذشته اصرار دارم با توجه به  گسترش  فضای رسانه‌ای جهان امروز حتی در عراق که کشور همسایه ماست این موضوع دیده شده و ما امکان حرکت در فضای رسانه ای نداریم مگر اینکه آزادی عمل داشته باشیم ولی هر تغییری در این زمینه با توجه به قانون اساسی صورت خواهد گرفت و باید به قانون اساسی رجوع کنیم این قانون در اصل 44 زاویه هایی را باز می‌کند. شاید باید منتظر بازنگری‌هایی باشیم و من در این زمان‌ها از این ایده دفاع می‌کنم.»

موسوی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزیره در باره رابطه ایران و آمریکا  و موضع گیری های اخیر باراک اوباما گفت:«لحن اوباما نسبت به رییس جمهور قبلی تفاوت کرده و منتظر می‌مانم که ببیینم این تفاوت‌ها چه تغییرات عملی در سیاست های آمریکا خواهد داشت البته سخنان اخیر اوباما در پراگ بر سخنان نوروزی سایه انداخته و وی اتهاماتی را متوجه ایران کرده و ادامه این اتهامات می‌تواند بر ارتباط ایران و آمریکا سایه اندازد ما منتظریم ببینیم قدم‌های بعدی به کجا خواهد کشید.»

من این گشت‌های ارشاد را جمع خواهم کرد

موسوی در پاسخ به  سوال خبرنگار اعتماد که پرسید«شما نخست وزیر دورانی بودید که دوران بگیر و ببند بود اگر شما رییس جمهور شوید با طرح امنیت اجتماعی و طرح های مشابه چگونه برخورد می کنید و سوال دوم اینکه موضع شما درباره تحزب چیست آیا به احزاب در کابینه سهم می دهید یا خود را فراحزبی می دانید؟» گفت:«پروژه امینت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نمی باشد و همه مسایل اجتماعی با تکیه بر مزیت های ما در  اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم آثار مثبتی نخواهد داشت.»

وی تاکید کرد:«بخشی از برخوردها اساسا موضوعیت ندارد و با سو نیت انجام می‌شود و  این به حساب نظام گذاشته شود و من این گشت‌ها را جمع خواهم کرد.»

نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل درباره تحزب گفت:«من رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی بودم و اهمیت تحزب را می‌دانم و یکی از کاستی های کشور نبود حزب های قوی است و بخشی از مشکلات انتخابات‌های ما به این مساله بر می‌گردد. اگر در زمینه حزب پیشرفت داشتیم مشکلات کمتری بود و اگر احزاب امیدوار باشند که در آینده می‌توانند سهمی در انتخابات داشته باشند برای ملت خودشان برنامه‌ریزی می‌کنند و نیروی انسانی تربیت می کنند.»

وی ادامه داد:«معتقدم در این زمنیه ضعف داریم و باید مشکلاتش را حل کنیم در این زمینه باید تشکل های سیاسی قوی در چارچوب قانون اساسی شکل بگیرد اما من مساله اعتقاد به تحزب را مساوی سهم دادن به احزاب نمی دانم اگر از سلیقه من درباره گزینش مدیران سوال شود می گویم هر کسی که بتواند به کشور خدمت کند باید از او استفاده کرد من مخالف تغییرات اساسی در نیروهای وزارت خانه ها و تغییرات کامیونی نیروها هستم و باید از مدیرانی با تجربه قدیمی استفاده کرد و مدیران جدید را جذب کرد. من در زمان جنگ این کار را می کردم. در دولت من در زمان جنگ 9 نفر بودند که کاملا با مشی کلی دولت مخالف بودند و ما هم اطلاع داشتیم اما با هم برای اعتلای کشور کار می کردندو نتایج خوبی می گرفتیم در آینده هم اینگونه خواهد بود.»

من افراد را به خودی و غیر خودی تبدیل نمی کنم

موسوی در پاسخ به خبرنگار فارس که پرسید،  علت سکوت شما نسبت به ساختارشکنی‌هایی که درباره دین و خط امام  صورت گرفت چیست و خط قرمز شما با گروه های سیاسی و احزاب در کجاست؟» گفت:«شرایط اوایل انقلاب به گونه‌ای بود که شهید بهشتی می توانست با کیانوری و دکتر پیمان و ناینده چریک های فدایی خلق مناظره کند و با استدلال فضایی را در کشور باز کند. بنده آن مناظره ها را به این معنا نمی‌گیرم که اقای بهشتی افکار خود را به سطح حزب توده تقلیل می داد بلکه اینگونه بود که ایشان به برهان خود انقدر اعتقاد داشت که به مصاف یک اندیشه می‌رفت.»

وی ادامه داد،:«درکشور ما ممکن است ساختار شکنی را اینگونه تعبیر کنیم که کسی می‌خواهد با نظام بجنگد که حساب او با دستگاه های امنیتی است، اما ممکن است کسی اعتقادش را به نظام از دست داده باشد اما در چهارچوب قانون عمل کند ما  حق نداریم مثل کسی که از مدار شهروندی خارج شده با او مواجه شویم.»

وی تاکید کرد:«من نمی‌توانم با افراد ساختار شکن کنار بیایم و هیچ وقت هم سکوت نکردم؛ من در همین 20 سال دست کم سالی یک تا دو سخنرانی داشتم و مواضعم را بیان کردم و بر اساس همان مواضع عمل می‌کنم و در اطلاعیه‌ای که دادم این اصول را به صراحت مطرح کردم و در آینده هم بر همین اصول متکی خواهم بود.»

موسوی گفت:«من برای خودم قید درست نمی کنم و اینگونه نیست که سریع خط قرمز بکشم و افراد به غیر نظام یا خودی و غیر خودی تبدیل کنم من با اصلاح طلبان و اصولگرایان ارتباط قوی دارم و گفتم من اصلاح‌طلبی هستم که دایم به اصول رجوع می‌کنم و دستم را به کسانی که قانون اصول و نظام را قبول دارند دراز می‌کنم، هنوز می‌گویم بسیج مدرسه عشق است و در عین‌حال می‌دانم در میان شعارهای اصلاح طلبی هم شعارهای زیبایی هست و به معنای این نیست که تایید آن شعارها اصول را نفی می‌کند.»

هولوکاست وجود دارد

در ادامه خبرنگار خبرگزاری فرانسه از او پرسید، گفته می شود شما شخصیت میانه‌رویی دارید چه کارهایی انجام خواهید داد که چهره جمهوری اسلامی نه افراط و نه تفریط باشد و نظر شما درباره هولوکاست چیست؟

موسوی پاسخ داد:«یکی از آسیب های ما در سیاست خارجی افراط و تفریط هاست در جایی ما تند رفتیم و در جایی مجبوریم کند برویم و این جریان ها به منافع ما لطمه جدی زده است درباره هولوکاست اسلام کشتن یک فرد را بر نمی تابد و این چهره اسلام است. بحث هولوکاست بحث اینکه چه تعداد یهودی بودند نیست بحث این است که آیا از هولوکاست که جنایتی اتفاق افتاده فلسطینی ها چه گناهی دارند  و چرا باید تقاص جنایت نازی‌ها را پس بدهند اگر از این منظر نگاه کنیم خواهیم دید که ما مطابق همه هنجارهایی که بشریت به آنها معتقد است صحبت می کنیم.»

متاسفانه تا کمی ظاهر جوانان با ما تفاوت می‌کند هزار سو ظن در ذهن ما برانگیخته می‌شود

وی در پاسخ به سوال ایسنا که پرسید :«برخی منتقدان می گویند آقای موسوی در 20 سال گذشته ارتباطی با جوانان نداشته و آیا جونان نسل سوم آقای موسوی را می شناسند ؟ گفت:«بین نسل های مختلف امکان گفت‌و‌گو قایل هستیم و من می‌توانم چنین ارتباطی را برقرار کنم من در ده سال گذشته در فرهنگستان هنر بودم و با جامعه میلیونی هنرمندان ارتباط داشتم و مهمترین استفاده کنندگان کالاهای فرهنگی ما جوانان هستند و گمان نمی‌کنم افرادی که تا این اندازه به گرایش‌های جوانان آشنایی دارند به اندازه من باشند یکی از مشغله‌های روزانه من درباره جوانان بود.»

این کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری ادامه داد:«به نظر من مهمترین مساله جوانان این است جوانان بیش از همه متاثر تغییراتی هستند که در جامعه رخ می‌دهد و نوع برخورد ما به این تغییرات بسیار مهم است برخی در جهت بستن تغییرات جهانی حرکت می‌کنند در حالی که این رویه موجب انباشت مسایل پشت یک سد می شود ودر صورت شکست آن خطرات جدی کشور را تهدید می‌کند که یکی از مهمترین آنها جدایی جوانان از نظام است.»

وی اظهار داشت:«ما باید ماهیت تغییرات را بفهمیم قدرت ماهواره‌ها و رسانه‌ها را درک کنیم ، به دهکده جهانی توجه کنیم و در عین حال سعی کنیم تغییرات را مدیریت کنیم. یکی از مشکلات ما در مورد جوانان این است که اعتماد ما به جوانان کم شده و به محض اینکه کمی ظاهر آنها با ما تفاوت می‌کند هزار سو ظن در ذهن ما برانگیخته می‌شود. مورد دیگر این است که نهاد خانواده در کشور ما هنوز مهم است و همه متعلق به خانواده‌های بزرگی هستم . خانواده ها بزرگترین کنترل کننده سلیقه‌های گوناگون هستند. مشکل از اینجا شروع می شود که ما در یک خانواده بزرگ عده‌ای را خودی و عده‌ای را غیرخودی می‌نامیم و نتیجه آن نوعی جدایی بین نسل های گوناگون است در حالی که در نهادهای سنتی که از ارزش های زیبای مذهبی متاثر هستند این جدا سازی ها وجود نداد.»

نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام تصریح کرد:« آیا یک گشت امنیتی می‌تواند جوانان ما را حفظ کند یا پدربزرگی که سعی دارد نوه هایش را حفظ کند؟ من معتقدم ما بخشی از نهادهای سنتی را از دست می‌دهیم و برای اعتماد سازی باید به جوانان اعتماد کنیم و بدانیم آنها کشور خودشان را دوست دارند و سعی کنیم نظام ارتباط قوی با این نسل ایجاد کند.»

موسوی تاکید کرد:«این نسل فرزندان همان پدرانی هستند که دفاع مقدس را پیش بردند امروز جنگ نیست اما کشور مسایل دیگری دارد اگر اول انقلاب به جوانان اعتماد نمی‌کردیم ان همه نیرو در جبهه ها نداشتیم الان هم باید به فرزندان همان جوانان اعتماد کنیم.»

به مشاورت آقای خاتمی افتخار می‌کنم و از کمکهای ایشان استفاده خواهم کرد

در ادامه کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران این سوال را مطرح کرد که در صورت انتخاب از با توجه به اینکه مشاور آقایان هاشمی و خاتمی بودید آیا برای مشاوره گرفتن از آنها استفاده می کنید یا نه؟

موسوی در پاسخ به این سئوال گفت:«انتخابات فصلی برای تجدید نظر ملت‌ها نسبت به گذشته و آینده است. چه بسا واسطه‌ای برای نزدیک کردن نیروها و ایجاد وحدت در جامعه باشد. در مورد آقای خاتمی و آقای هاشمی به مشاورت این دو افتخار می‌کنم و هر کسی هم که رییس جمهوری باشد با طیب خاطر نظراتم را به ایشان اعلام کنم. من در آینده جرات نمی‌کنم به آقای خاتمی پیشنهاد شغلی بدهم هر چند از کمک ایشان استفاده خواهم کرد و انتظار دارم پیش از انتخابات نیز ما را مساعدت کنند و از مشورت‌های ایشان استفاده خواهم کرد. همانگونه که علاقمندم از نظرات همه شخصیت ها با هر گرایشی استفاده کنم.»

خبرنگار دنیای اقتصاد نظر مهندس موسوی را درباره برگزاری انتخابات در ایران و نظارت استصوابی پرسید و گفت؛در انتخابات دوره هفتم 80 نفر از نمایندگان رد صلاحیت شدند موضع شما درباره چنین نظارتی چیست ؟ سئوال دیگر آنکه شما فرمودید برنامه دارید که به بخش خصوصی امید بدهید، برنامه عملیاتی شما در این زمینه چیست ؟

موسوی در پاسخ به این سوال گفت:«ما اول انقلاب نظارت استصوابی نداشتم و این بعدها به قانون تبدیل شد. این سوال دو بخش دارد و من با کنار گذاشتن آنها جواب می‌دهم.»

نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل ادامه داد:«رییس دولت موظف است به قوانین عمل کند حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشد دوم اینکه رییس دولت می‌تواند به قانون اعتقاد نداشته باشد و اقدام کند که تحولی ایجاد کند و قوانین را به سمت مطلوب سیر دهد من به این روش اعتقاد دارم.در مورد مجلس هفتم هم صریحا نظرم را اعلام کرده بودم  و می توان به اسناد موجود مراجعه کرد.»

مافیای نفتی خیالی است

وی ادامه داد:«ما باید فضای کسب و کار را بهتر کنیم و اراده ای قوی می طلبد و نیازمند همکاری همه قوا هستیم. ما باید جلوی فساد مالی را بگیریم اما منظور من این نیست که باید دنبال مافیای نفتی خیالی باشیم اما با روش‌های اجرایی و مصوبات می توان زمینه های جرم خیری را کم کرد و در نهایت اگر فاسدی پیدا شد با همکاری قوه قضاییه باید عمل کرد.»

میرحسین موسوی ادامه داد:«بخش خصوصی از شناور بودن سیاست ها می‌ترسد. کسی که زحمت کشیده و با خون دل سرمایه‌ای جذب کرده با وجود سیاست‌های شناور نمی تواند سرمایه گذاری خوبی داشته باشد وقتی ما در سه سال سه رییس بانک مرکزی عوض کنیم طبیعی است که سرمایه گذار داخلی و خارجی حاضر به مشارکت نیست. من حمایت از تولید کننده داخلی را نیز به عنوان یکی از برنامه‌ها دنبال خواهم کرد در دوران جنگ هم این برنامه را دنبال می‌کردم. برای همه ما باید دردناک باشد که پسته کالیفرنیایی در آجیل ما باشد امروز همه خبر دادند که صادرکنندگان خارجی مستقیم با کارخانه هایی که سالها رشد کردند تماس می‌گیرند که تولید را متوقف کرده و کالاهای آنها را به فروش برسانند.»

دولت بعدی به سمت دوستی با ملت‌ها پیش برود

موسوی در پاسخ به سوال خبرنگار جام جم که پرسید سیاست خارجی شما چگونه است و دولت نهم نگاه به شرق را مطرح کرد حال شما چه برنامه ای دارید؟

پاسخ داد:ما به دنبال تامین منافع ملی به صورت حداکثری هستیم و این کار نباید همراه با زیاده روی‌ها و تندروی‌ها بشود که به ما لطمه بزند، همچنین من سیاست تنش زدایی را در پیش خواهم گرفت و تلاش می‌کنم اعتماد سازی کنم و بدبینی‌های تصنعی و مربوط به موضع گیری‌های افراطی را از بین ببرم. درباره رابطه شرق یا غرب آنچه تعین کننده است حفظ منافع ملی ماست و ما می‌خواهیم با همه کشورها چه شرق و غرب ارتباط داشته باشیم.»

موسوی ادامه داد:«بنده در صحبت های اخیر اشاره کردم کشوری در صحنه جهانی می تواند موثر باشد که با دست پر به این مصاف برود.»

وی با اشاره به آمریکا گفت:«آمریکا قدرت بزرگی است و با ما مشکل دارد و می خواهد با ما برخورد کند، ولی اول با اروپا هماهنگ می‌کند، اما ما که می‌خواهیم درباره دنیا عمل کنیم چه متحدانی داریم؟ چقدر از مزیت های نسبی که در منطقه داریم استفاده کردیم؟ برنامه روشن برای ایجاد ارتباط خلاق و سازنده با کشورهای همسایه و آسیای مرکزی و قفقاز که مناطق تاریخی برای حضور ما هست نداریم. ما حتی در سازمان همکاری های شانگهای حضور روشنی نداریم.»

وی خاطرنشان کرد:« البته ما دوستان محکمی داریم که باید آنها را به عنوان سرمایه حفظ کنیم و روابطمان را با آنها تقویت کنیم اما در عین حال به ظرفیت سازی برای روابط جدید نیاز داریم . دولت بعدی هر که باشد بهتر است به سمت دوستی با ملت‌ها پیش برود و تنش‌ها را از بین ببرد و این برای توسعه داخلی ما بسیار حیاتی است.»

موسوی در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری اسپانیا  در مورد  مسایل هسته ای پاسخ داد:«در نخستین سال‌های انقلاب بحث راه اندازی نیروگاه بوشهر وجود داشت حتی رژیم سابق قرار بود در رابطه با انرژی هسته‌ای با فرانسوی‌ها همکاری داشته باشند اما در سال‌های بعد از انقلاب این قراردادها نقض شد. در سال‌های بعد هم ما در نخست وزیری و هم در زمان دولت آقای هاشمی تلاش های زیادی انجام شد که کارهای قبلی به ثمر برسد اما از هر در وارد شدیم نشد و با کارشکنی کشورهای غربی مانند روسیه چین و آرژانتین مواجه شدیم.»

وی تاکید کرد:«اگر به انرژی هسته‌ای نمی‌پرداختیم به نوعی تصمیم به عقب گرد بود بنابراین مقرر شد برای رسیدن به تکنولوژی‌های برتر روی پای خود بایستیم، زمان آقای خاتمی کار جدی شروع شد و تکنولوژی در این زمینه پیش رفت تا پایان دوره ایشان کار پیشرفت زیادی کرده بود در همان دوران بحث تعلیق مطرح شد تا راه حلی برای رفع شبهات ارائه شود، در سال های بعد تعلیق شکسته و مجتمع اصفهان راه اندازی شد. تصمیم کل نظام این است که باید این تکنولوژی را داشته باشیم، عوارض عقب نشینی بسیار گسترده خواهد بود ما نباید عقب نشینی کنیم به همان اندازه که مساله عقب نشینی در جریان ملی شدن صنعت نفت در سال 1330 اهمیت داشت. موضع ما رفتن برای ساخت تسلیحات هسته ای نیست.»

موسوی ادامه داد:«ما جزو نخستین کشورهایی بودیم که تعهد‌نامه را امضا کردیم و الان هم به تعهداتمان پای‌بند هستم و مساله پیشرفت در این زمینه از مساله تسلیحات جدا شود و در این زمینه به اعتماد سازی بیشتری نیاز داریم و اگر این دو مساله به هم گره بخورد که الان اینگونه است حل مساله دشوار خواهد بود، موضع من در این زمینه کم کردن هزینه ها با مقاصد صلح آمیز است.»

در ادامه خبرنگار جمهوری اسلامی از موسوی پرسید، مجموعه اقدام هایی که در 4 سال گذشته انجام شده و شما به آنها انتقاد داشتید ناشی از نگاه خاص دولتمردان به مسایل سیاسی است حال همین رویکرد در حال تدوین برنامه 5 توسعه است که شما در صورت انتخاب به عنوان رییس جمهور آینده ملزم به اجرای آن هستید با برنامه 5 توسعه تدوین شده دولت نهم چه خواهید کرد؟

موسوی در پاسخ به این سوال گفت:«برنامه  پنجم مشابه با اصول برنامه چهارم تدوین شده است و این اصول متاثر از برنامه چشم انداز 20 ساله است در همه برنامه و از جمله سند توسعه باید این اصول رعایت شود،  نحوه برخورد مجلس با لایحه یارانه ها هم این نوید را می دهد که مجلس برای توجه به این اصول در برنامه دقت لازم را داشته باشد.»

آقای کروبی از برادران بزرگوار ماست و فردی مستقل است و مواضع خودشان را دارند

 در ادامه خبرنگار پرس تی وی از  موسوی پرسید چه میزان احتمال می دهید که شما و آقای کروبی به توافق برسید و یک نفر به عنوان کاندیدا معرفی شود که موسوی پاسخ داد:«ایشان از برادران بزرگوار ماست و فردی مستقل و شناخته شده هست و مواضع خودشان را دارند به هر حال این تصمیم فردی و مربوط به بنده نیست حضور ایشان به فضای گفت‌و‌گو در جامعه کمک کرده و اگر یکی از اهداف ما جلب آرای زیاد و روشنگری باشد حضور تک تک کاندیداها مغتنم است و ما از بودن ایشان در صحنه خوشحال هستیم اما اینکه نهایت کار به کجا بیانجامد باید منتظر باشیم و نتیجه هرچه باشد امیدواریم به نفع مردم باشد.»

 خبرنگار نیویورک تایمز نیز با اشاره به فضای بسته کشور نسبت به گذشته پرسید آیا می خواهید این فضا را باز کنید و با توجه به فشارهای زمان آقای خاتمی چگونه این کار را می‌کنید؟

موسوی پاسخ داد:«من تاکید کردم اجرای صوری قانون مقدمه‌ای برای تحول عمیق است. شما انتشاراتی را در نظر بگیرید که 20 سال سرمایه گذاری کرده و با سختی سرمایه جمع کرده اما وقتی چند جلد از کتاب‌هایی که با سلیقه شما جور نیست را توقیف می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی این انتشاراتی در معرض ورشکستگی قرار می گیرد اتفاقی که در سال های گذشته شاهد بودیم اما اگر رعایت قانون کنیم و به کتابی که یک بار مجوز گرفته اجازه بدهیم مشکلی پیش نمی آید و او به کارش ادامه می دهد.»

 وی ادامه داد:« در مورد فضای مجازی هم اگر قانون را آنچنان که هست رعایت کنیم زمینه برای باز شدن مستعد است. روش من اجرای دقیق قانون در این زمینه هاست اعتقادم این است که محدودیت ها پاسخ نمی‌دهد و مدیریت فضای سیاسی و فرهنگی کشور با مزیت های تمدنی و فرهنگی و اعتماد به مردم و سرمایه اجتماعی این قدرت را به ما می‌دهد که جریان توسعه یافتگی را تشدید کنیم.»

 موسوی در پاسخ به خبرنگار تهران تایمز  که پرسید اگر رییس جمهوری بعدی ایران باشید از تشکیل دولت فلسطین در مرزهای 1967 حمایت می کنید یا خیر گفت:«موضع ما درباره مساله فلسطین با هنجارهای بین المللی همساز است و ما به آرای مردم رجوع می کنیم فلسطین سرزمین شناخته شده‌ای است و بر اساس نرم‌هایی که در جهان هست و کنوانسیون ها می توان مشکل فلسطین را حل کرد. تا مساله به این شکل حل نشود بحران اسرائیل باقی می‌ماند.»

پیرامون حضور در انتخابات با کسی مشورت نکردم

میرحسین موسوی در ادامه  نشست مطبوعاتی امروز با خبرنگاران در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا مبنی بر اینکه آیا شروط شما برای حضور در انتخابات محقق شده که تصمیم به کاندیداتوری گرفته اید و اینکه آیا با بزرگان نظام و رهبری در این زمینه مشورت داشته‌اید، گفت:«در سال های گذشته میل به حضور در انتخابات نداشتم ولی اکنون توانایی‌هایی در خود دیدم که کاندیدا شدم و راه را ادامه خواهم داد. پیرامون حضور در انتخابات با کسی مشورت نکردم و دیداری با ایشان برای حضور در عرصه انتخابات نداشته‌ام البته رهبری به من وقتی دادند که در آینده خدمت ایشان خواهم رسید و معتقدم مشورت با بزرگان بی‌منفعت هم نیست

البته مقام معظم رهبری به من وقت دادند که خدمت ایشان خواهم رسید. فکر نمی کنم کار خلافی کرده باشم و بدون شک ایشان از حضور بنده یا هر شخص دیگری ناراحت نمی‌شوند، بلکه خوشحال خواهند شد.»

در مورد استفاده از نیروهای سایر ستادها مثلاً ستاد آقای خاتمی حق انتخاب آنها باز است

وی درپاسخ به سوال خبرنگار سایت خبری عصر ایران، پیرامون نوع فعالیت ستاد انتخاباتی‌اش و ضعف‌های احتمالی آن، گفت:«ستاد ضعیف نیست؛ روش ما نوع کار ستادهای دیگر متفاوت است؛ ما با پول کار نمی‌کنیم؛ اساس کار ما بر این نیست که با هزینه چند ده میلیارد تومانی در صحنه حضور داشته باشیم. فکر می‌کنم چاپ و پخش تصاویر بزرگ از کاندیدا در سطح شهر می تواند حداقل در درازمدت ذهنیت بدی در میان مردم ایجاد کند و البته از نظر زیبایی شناختی هم سالم نیست. این مساله می تواند باعث ایجاد احساس سرکوب و دلزدگی میان مردم شود؛ ضمن اینکه هزینه گزافی هم دارد.»

این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه شعار ستادمان «هر شهروند یک ستاد است»، گفت:«در مورد استفاده از نیروهای سایر ستادها مثلاً ستاد آقای خاتمی حق انتخاب آنها باز است، ولی آنچه که مشخص است در هفته‌های اخیر استقبال از ستاد در حال افزایش است و در حد وسیع مشغول فعالیت هستیم و بسیاری از این مباحثی که مطرح می‌شود ناشی از اختلاف روش‌ها در اداره ستاد است.»

زنده کردن بخشی از شعارهای اول انقلاب نیاز جامعه ماست

میرحسین موسوی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا حضور شما به منزله ایجاد گفتمان جدید در عرصه سیاسی کشور است، خاطر نشان کرد:«معتقدم باید برای وحدت صفوف ملت و اتحاد بیشتر گروه‌های اجتماعی تلاش بیشتری کرد و این مساله سرمایه بزرگ فعالیت ما است.»

وی ادامه داد:«معتقدم زنده کردن بخشی از شعارهای اول انقلاب نیاز جامعه ماست و با این شعارها می‌توان بسیاری از مسایل و مشکلات را حل کرد.»

اگر به متن جامعه رجوع کنیم، ویژگی های خوبی از اصلاح طلبی را در آن می‌یابیم

وی در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه اعتماد ملی که پرسید حضور شما در عرصه انتخابات، ورود یک گفتمان جدید است؛ آیا در آینده این جریان سیاسی را اداره خواهید کرد؟ گفت:«گروه‌های سیاسی شعارهایی داشته و پشت این شعارها صف‌بندی می کنند؛ اما در بسیاری از موارد، متن جامعه متفاوت از گروه های سیاسی است. اگر به متن جامعه رجوع کنیم، ویژگی های خوبی از اصلاح طلبی را در آن می یابیم و این جامعه در عین حال به اصول پایبندی دارد.»

طبق اعتقادات دینی و ملی ما کشته شدن هر بی گناهی جدا از آیین و مذهب او محکوم است

خبرنگار روزنامه حیات نو از میرحسین موسوی خواست تا توضیحات بیشتری درباره موضع گیری‌اش نسبت به قضیه هولوکاست دهد که وی در این باره گفت:«پیرامون قضیه هولوکاست صحبت‌های لازم انجام شد اما در عین حال این سوال مطرح است که در این اتفاق چند نفر و چه کسانی کشته شده اند که طبق اعتقادات دینی و ملی ما کشته شدن هر بی گناهی جدا از آیین و مذهب او محکوم است. همچنین باید پرسید اگر هولوکاستی در کشور آلمان بوده است، این مساله چه ربطی به مردم مظلوم فلسطین دارد؟ چرا جهان غرب درباره این چنین کشتارهای جمعی و نسل کشی ها در غزه ساکت است؟ آیا این اتفاقات خود هولوکاست دیگری را پدید نمی آورد؟ اگر بحث این باشد که دولت‌های غربی از قضیه هولوکاست سوءاستفاده کرده و مردم مظلوم فلسطین را قتل عام کنند، بنده موافق چنین مساله‌ای نیستم و آن را مخالف اعتقادات اسلامی‌مان می‌دانم.»

در مورد امریکا، باید در آینده صبر کرد

این خبرنگار همچنین پرسید در صورت انتخاب، آیا حاضر هستید با اوباما رییس جمهور آمریکا، برای ایجاد روابط بین دو دولت، مذاکره کنید که میرحسین موسوی پاسخ داد:«همانطور که در صحبت‌های قبلی هم پیرامون این مساله صحبت شد، فکر می‌کنم لحن تبریک سال نو رییس جمهور آمریکا نسبت به موضع گیری‌های گذشته این دولت متفاوت بود اما وی در صحبت‌های اخیر خود مطالب دیگری را بیان کرد که بر اظهارات‌شان در عید سایه انداخت؛ ممکن است در آینده هم باز صحبت‌های دیگری را مطرح کنند که متفاوت‌تر از اظهارات قبل باشد. همینطور با بررسی هایی که ما در گذشته انجام دادیم، کارشکنی‌های بسیاری از دولت آمریکا در اقدامات عملی‌اش در کشورهایی چون عراق و افغانستان وجود دارد که با اظهارات مقامات آنها سازگاری نداشته است. حال باید در آینده صبر کرده و مطالعه کنیم که  تفاوت‌های کنونی تا چه اندازه واقعی است؛ به هر ترتیب ما هم به مانند دولت های دیگر اکنون در ایجاد روابط با آمریکا باید ببینیم این تعاملات تا چه به سود منافع ملی کشور و چه اندازه به ضرر آن است. این یک مساله طبیعی بوده که سیاستمداران آمریکایی هم مدنظر خواهند داشت.»

در سطح دولت حساسیت به مساله اعتیاد کم شده است

میرحسین موسوی همچنین در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه آرمان درباره برنامه‌های او برای مبارزه با اعتیاد، گفت:«بحث اعتیاد از اول انقلاب هم به عنوان یکی از مهمترین خطرها برای جامعه ما مطرح بود که جلساتی هم برای این موضوع برگزار شد و مباحثی چون ترانزیت مواد مخدر و... هم مطرح شد و عده ای آن زمان پیرامون این مساله کار کردند، منتها یکسری مشکلاتی در هماهنگی بین قوا برای حل این مساله وجود داشت.»

وی افزود:«متاسفانه در سال‌های اخیر به هیچ وجه این جلسات تشکیل نشده است و در کنار آن به دلیل فراوانی این مشکل به نوعی به این مریضی عادت کرده‌ایم. نمی‌خواهم زحماتی که برای مقابله با این پدیده شوم شده است، دست کم گرفته شود ولی معتقدم در سطح ملی حساسیت‌ها نسبت به این مساله کم شده است. معتقدم اگر به این مساله  در کنار دیگر مسایل مهم کشور از جمله بیکاری باید توجه شود در این زمینه راهکارهایی وجود دارد که قطعا آنها را مورد توجه قرار می دهم.»

سعی می کنم به همه استانها سفر کنم

همچنین خبرنگاری پیرامون برنامه‌های وی در سفرهای استانی و توجه به مشکلات استان ها و شهرهای مرزی کشور پرسید که موسوی گفت:«برنامه سفرهای استانی ما به زودی اعلام خواهد شد؛ بنده قصد دارم به تمام استان‌های کشور سفر کنم و از نزدیک مشکلات کشور را با مردم در میان گذارم؛ حال اگر نتوانیم به همه استان ها سفر کنیم، این به علت کم علاقگی به آن استان ها نیست بلکه تنها محدویت زمانی می‌تواند دلیل آن باشد که در این صورت از مردم این استان‌ها عذرخواهی می کنم.»

وی ادامه داد:«بدون شک توجه به استان‌های آسیب دیده ما در زمان جنگ که به پنج استان خسارت های سنگینی وارد شد و بعضا در توسعه ساختاری آنها نیز تاثیرگذار بوده و برای حل شدن مشکلات شان نیاز به برنامه ریزی درازمدت است، وظیفه و برنامه هر دولتی است که روی کار می آید. شنیده‌ام که آنها مشکلات وسیعی دارند و به طور طبیعی رسیدگی به وضع‌شان از برنامه‌های ما خواهد بود. می خواهم در سفرهای استانی کلیات را با مردم در میان بگذارم و در صورت لزوم وارد برخی جزییات شد.»

مساله مک فارلین در حدی که مقدور بود توسط آقای هاشمی بارها مطرح شد

همچنین خبرنگار برنا از میرحسین موسوی پیرامون مساله مک فارلین که در سال 1365 مطرح شد، پرسید و گفت اکنون که شما معتقد به ایجاد فضای گردش اطلاعات هستید، چرا مشاورین شما در آن زمان مذاکراتی را با مسوولان آمریکایی داشته‌اند؟

میرحسین موسوی در این باره گفت:«فکر می کنم پس از انتشار خاطرات آقای هاشمی دیگر فضای مبهمی در این باره وجود ندارد که بخواهیم به آن اشاره کنیم. اگر شما به پی‌گیری این مساله علاقمند هستید، کافی است به برخورد و موضع گیری حضرت امام (ره) نسبت به کسانی که می خواستند از این موضع اسلحه گرفته و شخصیت ها را از بین ببرند، رجوع کنید. این مساله وقتی آشکار شد، در حدی که مقدور بود توسط آقای هاشمی بارها مطرح شد اما اینکه چه فردی یا افرادی مذاکره کردند، مثل آن است که بخواهیم اسامی افراد وزارت اطلاعات را معرفی کنیم،نمی‌دانم این چه نوع شفاف‌سازی است که در سئوال شما مطرح می‌شود.»

متهم کردن فردی که اکنون قدرت دفاع ندارد، با اصول اخلاق اسلامی متناقض است

این خبرنگار همچنین از فردی نام برد که در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی مسوولیت دارد گفت که این فرد براساس سوابقش از آشوبگران دانشگاه بوده و سابقه زندان هم داشته است که این با تفکرات شما در بیان گرایش های فعالین ستاد انتخاباتی‌تان متناقض است که موسوی در جواب این خبرنگار گفت:«فکر نمی‌کنم بیان کردن و متهم کردن فردی که اکنون قدرت دفاع ندارد، با اصول اخلاق اسلامی متناقض است. ستاد ما پول‌های کلان ندارد، نمی تواند سرچهارراه‌ها به مردم کاسه آش دهد، نمی‌تواند برای رای جمع کردن در میان مردم به عده‌ای پول داده و یا کیسه های سیب زمینی در میان مردم پخش کند.»

وی افزود: «مساله مهم گرایش کلی و حاکم در ستاد ماست که خط امامی بوده و پایبند اصول انقلاب، قانون اساسی و رهبری است. بدون شک اگر در برخی بخش ها مشکلی ببینم، آن را بررسی کرده و برخورد می کنم. در حال حاضر سایتی وجود دارد که هر چند روز یکبار مصاحبه‌های نادرستی را به نقل از بنده علیه افرادی دیگر منتشر می‌کند که گفتیم اگر نام او را بیان کنیم، مهم می شود که در این قضیه ما باید ببینیم چه جریانی و چه افرادی از آنها حمایت می‌کنند؛ معقتدم این مسایل  سوءتفاهم برانگیز است که باید در یک فضای درست اسلامی بررسی و مطرح شود.»

میرحسین موسوی همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر احتمال مطرح شدن عنوان نخست وزیری و در یک رده قرار گرفتن با ریاست جمهوری، گفت:«قانون اجازه چنین کاری را به ما نمی دهد. بنده در جلساتی که در گذشته پیرامون این مساله گرفته شد مدافع حفظ نخست وزیری بودم و اینکه رییس‌جمهور در نقش تشریفاتی ظاهر شود اما در نهایت باید به جایی می رسیدیم که یکی از این دو عنوان حرف آخر را در دولت بزند. آن زمان نظام و مردم تصمیم گرفتند که به جای نخست وزیری، رییس جمهور باشد و اکنون هم تغییر دادن چنین وضعیتی خسارت ها و هزینه های سنگینی را به مردم و جامعه متحمل کرده و به ضرر کشور ما خواهد بود که با آن موافق نیستم.»

بهره‌مندی‌ها نباید منزلت سیاسی بیافرینند

کاندیدای ریاست جمهوری دهم در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا موافق جداسازی هسته اقتصادی کشور از هسته مرکزی هستید یا خیر؟ گفت:«معتقدم بهره‌مندی‌ها نباید منزلت سیاسی بیافرینند. اگر بتوانیم بین دستیابی به منزلت سیاسی و بهره‌مندی‌های اقتصادی خطی بکشیم, راه وسیعی به سمت توسعه پیدا خواهیم کرد.»

موسوی ادامه داد:«این ایده در دنیا در بین برخی از نحله‌های فکری طرفدارانی دارد و آن این است که سیاست داخلی و خارجی ما در احساس امنیت سرمایه‌گذاران اثر دارد و باید با ملاحظه اثرات بخش‌های دیگر را در بخش سرمایه‌گذاری در نظر بگیریم.»

میرحسین موسوی در پایان این کنفرانس با تشکر از حجت‌الاسلام دعایی مدیرمسئول روزنامه‌ اطلاعات به دلیل در اختیار گذاشتن آمفی تئاتر روزنامه اطلاعات برای برگزاری این کنفرانس عنوان کرد که دولت‌ها می‌روند و خدمات در کشور باقی می‌ماند، بحث‌های امروز هم به این معنا نیست که ما از خدمات مدیران کشور، وزراء، کارمندان و آقای رییس‌جمهور چشم‌پوشی کرده‌ باشیم. در این کشور با نیت‌های خوب کارهایی صورت می‌گیرد اما انتخابات است و ما ایراداتی داریم. فکر می‌کنیم نگاه به این ایرادات امکان تجدید نظر درستی را ایجاد کند.

نظرات ()



12 فروردین مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸

12 فروردین یادآور بزرگترین عرصه ی پیروزی ملت ایران است. پیروزی 22 بهمن 57 با جهت مردم سالاری دینی تثبیت شد و با تصویب قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای اسلامی و انتخاب رئیس جمهور، نهال مردم سالاری دینی کاشته شد و امروز در جایی به مراتب بهتر و مناسب تر از آن زمان از لحاظ تجربه اجتماعی قرار داریم.
باشد که از تجارب گذشته برای بهبود و اصلاح روزافزون شرایط کشور بهره بریم.
اصلاح و پیشرفت بدون زحمت و مشقت و عشق ممکن نیست.

نظرات ()



رحلت همسر حضرت امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸

همسر امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی پس از طی یک دوره بیماری فوت کردند.

خدا رحمت کند

نظرات ()



میرحسین موسوی در برابر ریاکاران و چاپلوسان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧

در اوایل پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس به این فکر میکردیم که آیا انقلاب و جنگ ما نیز به سرنوشت انقلاب و جنگ دیگر کشورها تبدیل میشود یا سرنوشتی متفاوت خواهد داشت؟ آیا در کشور ما نیز فرصت طلبان مدعی ارزش ها میشوند و از ظاهر حقیقت را برای تحریف حقیقت به کار می برند؟
همیشه امیدوار بودیم که به مدد حضور نیروهای اصیل انقلاب جلوی چاپلوسان و ریاکاران گرفته شود. حضور میرحسین موسوی نیز بارقه ی امید دیگری است. وحشت از حضور وی بی دلیل نیست.

نظرات ()



مدافعان فقه المصلحة از وبلاگ دایره
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگستان:

آیت الله العظمی خمینی پایه گذار تشخیص مصلحت مباحث جدیدی را در نظریه پردازی اسلامی از خود برجا گذاشت.
آیت الله منتظری-سعید حجاریان-ابوالقاسم علیدوس و-محمد جواد ارسطاف به دنبال پدر فکری خود بحث درباره فقه المصلحة را پی گرفتند. 

تا پیش از رهبری امام خمینی عنصر مصلحت در میان فقیهان شیعه کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. می‌توان گفت مصلحت هیچگاه به صورت جایگزینی برای حکم شرعی در احکام حکومتی مطرح نبود. در پی وقوع بحث‌هایی بین مجلس شورای اسلامی‌و شورای نگهبان، امام ابتدا تصمیم گرفت نظر اکثریت نمایندگان به عنوان قانون مطرح شود. اما با بالاگیری اختلافات امام در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۶۶ دستور تشکیل مجمع تشخیص مصلحت را صادر کرد.

آنگونه که دکتر حسین مهرپور، استاد دانشگاه شهید بهشتی می‌گوید: «در واقع کار مجمع تشخیص مصلحت، همان کار شورای نگهبان است. زیرا مجمع مذکور نمی‌تواند بر اساس قوانین خلاف شرع صحه بگذارد. النهایه، فرض بر این است که با دید بازتری به مسائل نگاه می‌کند و ضرورت‌های جامعه و مصالح و ملاحظات نظام را دربرمی‌گیرد (یعنی همان کاری که امام(ره) می‌فرمود شورای نگهبان باید در اظهارنظرها مراعات کند) و تشخیص خود را اعلام دارد. این تشخیص برای مجلس و شورای نگهبان معتبر و لازم‌الاتباع است و این معنی، هم در فرمان مورخ 17/11/1366 امام(ره) در مورد تشکیل مجمع و هم در اصل 112 قانون اساسی مشهود و نمایان است. »(اعتماد ملی، 232، ص7)

پس از بازنگری سال 68 در قانون اساسی، این موضوع به طور صریح در قانون اساسی قید شد. حضور آیت‌الله‌هاشمی‌رفسنجانی در سال 75 در راس این مجمع جان تازه‌ای به مجمع بخشید. این سیر جدید طبیعتا بحث‌های متفاوتی را در فضای فکری کشور رقم زد. مباحثی پیرامون فلسفه تشخیص مصلحت، روند عملی و جایگاه فقهی حقوقی و جایگاه قانونی این مجمع از این دسته بودند.

سعید حجاریان که نظریاتش را در مقاله‌ای با عنوان «از فقه جواهری تا فقه‌المصلحه» با نام مستعار «جهانگیر صالح پور» در شماره 46 کیان در سال 1378 بیان کرد، امام خمینی را «فقیه دوران گذار» دانست. از نگاه حجاریان «مطرح شدن شعار سیاست ما عین دیانت ماست، باعث شد نهاد سیاست آثار و مقتضیات خود را به نهاد دین تحمیل کند». این روند با مطرح شدن نظریه «ولایت مطلقه فقیه» شدت می‌یابد و جایگاه کاریزماتیک امام خمینی نیز به اوج گیری می‌انجامد. حجاریان این سوال را مطرح می‌کند که «آیا می‌توان در گذار به سوی مدرنیته و در تیزاب نقد مخمری به کار گرفت که «فقه» را به «قانون» تبدیل کند؟ و در نتیجه «ولایت مطلقه فقیه» را به «حاکمیت قانون» و دستگاه فقهی ما به دستگاه حقوقی عرفی تبدیل شود؟» او عنصر مصلحت را که در نظریات امام مطرح شده است، پاسخ این سوال خود می‌داند. وی با بررسی تفاوت‌های فقه و قانون، مجمع تشخیص مصلحت را جایگاه عرفی‌سازی قوانین معرفی می‌کند. حجاریان«فقه المصلحه» را در نظریه مصلحت امام خمینی، حرکتی بین تعبدگرایی محض و عرفی‌گرایی صرف می‌داند. وی نمونه‌هایی همچون تغییر نظر امام در مورد شطرنج، اختلاف مجلس و شورای نگهبان در مورد لایحه تعزیرات را به‌عنوان مصادیقی از تغییر شم الفقاهه امام از فقه جواهری به فقه المصلحه ذکر می‌کند و اوج این نگاه را در نامه امام خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای در رابطه با حیطه اختیارات حکومت اسلامی‌می‌داند: «حکومت می‌تواند... هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامی‌که چنین است جلوگیری کند؛ حکومت می‌تواند از حج که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی‌است موقتا جلوگیری کند»(صحیفه نور، ج20، ص170) نظرات حجاریان نقدهای سنت‌گرایان حوزوی را به دنبال داشت.  

نگاه آیت‌الله منتظری به لحاظ نظری با حجاریان متفاوت است. او  معتقد است اختلاف مجلس و شورای نگهبان را به دو طریق می‌توان حل کرد. راه اول همان است که امام ابتدا پیش گرفت و اکثریت نمایندگان را مدنظر قرار داد. وی این راه را مطابق با نظر عقل و مورد پذیرش عقلا می‌داند؛ اما با توجه به عدم پذیرش عملی این روش، وی راه دوم یعنی ایجاد مجمع تشخیص مصلحت را می‌پذیرد.

از نگاه آیت‌الله منتظری اگر چه در جامعه، مصالح متغیری مطرح است که زیربنای برخی احکام را تشکیل می‌دهد و به تبع آن احکام نیز متغیر می‌شود، اما تشخیص آنها باید توسط کارشناسان متعهد، آگاه و زمان‌شناس انجام پذیرد و در اجتهاد کاملا ملاحظه شود. وی البته با مصلحت گرایی صرف مخالف است و چنین می‌آورد: «استناد به واژه مصلحت لازم است، در یک چارچوب و اصول مشخصی باشد؛ در غیر این صورت مصلحت‌گراییِ محض ـ یعنی نوعی مصلحت‌گرایی که اساسا قائل به احکام و مصالح ثابت نمی‌باشد.» (چشم‌انداز ایران، ش23)

در ادامه مباحث فکری، روح‌الله شریفی کتابی را با موضوع مجمع تشخیص مصلحت نظام به چاپ رساند. محمد صادق شریعتی در سال 1380 کتابی با عنوان «بررسی فقهی و حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام» منتشر کرد  و سیدحسین‌هاشمی‌، «مجمع تشخیص مصلحت نظام، تحلیل مبانی فقهی و حقوقی» را در سال 1381 منتشر کرد.

محمد جواد ارسطا نیز در همان سال کتاب «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را به چاپ رساند. وی که از درس خواندگان حوزه علمیه است، در کتابش سعی کرده است با توجه به دو دیدگاه شیعه و سنی نظرات مطرح شده در این منابع در بحث مصلحت را با دیدگاه حقوقی همراه کند و نتیجه این دو را با تجربیات دبیر مجمع تشخیص بیامیزد.

اما در سال‌های اخیر، حجت الاسلام و المسلمین علیدوست با مطرح کردن نظریه جدید خود به دنبال روندی است که عملکرد مجمع تشخیص مصلحت را در فقه سنتی لحاظ کند *. وی که پیش از این دو کتاب «فقه و عقل» و «فقه و عرف» را در سال‌های 81 و 83 منتشر کرده است، امروز به دنبال نظریه‌ای است که براساس آن شورای نگهبان بتواند در بررسی مواد قانونی مجلس شورای اسلامی، مستقیما نظر نهایی را که بر اساس موازین شرعی مطابق با مصلحت است ارائه کند.  آیا پذیرش نظری و عملی نظریه علیدوست می‌تواند راهگشای بسیاری از نظریات فقه حکومتی در جمهوری اسلامی‌باشد؟

 اعتماد ملی-سه شنبه 27 اسفند138۷ ص ۱۷

لینک مرتبط:
*. گزارش علی اشرف فتحی از مناظره حجت الاسلام و المسلمین علیدوست درباره نظریه جدید خویش
همین نوشته در حوزه نامه
صفحه اعتماد ملی

نظرات ()



بیانیه فراکسیون خط امام ره مجلس در تجلیل از خاتمی و دعوت به وحدت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

امیدواریم دیگر کاندیداهای اصلاح‌طلب با درک پیام تصمیم بزرگ خاتمی اجماع را در دستور کار قرار دهند

فراکسیون خط امام(ره) مجلس با صدور بیانیه‌ای ضمن تجلیل از تصمیم اخلاقی، بزرگ، تاریخی و خیرخواهانه سید محمد خاتمی مبنی بر انصراف از حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا، در حالی که با استقبال بیش از حد مردم مواجه بود، ابراز امیدواری کرد که دیگر کاندیداهای مطرح اصلاح‌طلب که در عرصه رقابت‌ها باقی مانده‌اند با درک پیام این تصمیم حرکتی منطقی را در جهت اجماع در دستور کار خود قرار دهند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل این پیام بدین شرح است:

سید محمد خاتمی یک ماه بعد از آنکه به درخواست گسترده اقشار مختلف مردم، احزاب، تشکل‌ها و فعالان سیاسی کشور؛ آمادگی خود را برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد و با استقبال بیش از حد مردم به ویژه نخبگان جامعه جوانان دانشگاهیان و علاقه‌مندان به اعتلای ایران و ایرانی اجماع اصلاح‌طلبان و تحول‌خواهان جامعه از ادامه حضور در این عرصه اعلام انصراف نمود تا فرصتی تاریخی که برای تغییر روندهای نادرست موجود در مدیریت کشور فراهم شده است با تشتت آرای مردم از دست نرود.

این اقدام هرچند موجبات ناراحتی و اندوه جمع کثیری از مردم را فراهم آورد و هنوز ابعاد و دلایل آن به درستی برای اقشار مختلف جامعه تشریح نشده است ولی عملی خیرخواهانه و در راستای منافع نهایی جامعه ارزیابی می‌شود که انجام آن صرفا از سیاستمداری اخلاقی همانند خاتمی متصور می‌باشد.

فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی که در طول ماه‌های گذشته همراه و دوش به دوش فعالین سیاسی احزاب و تشکل‌های اصلاح‌طلب و آحاد مردم از اقشار مختلف برای فراهم کردن زمینه حضور خاتمی در عرصه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به عنوان مطمئن‌ترین گزینه برای پیروزی مردم و تغییر رویه‌های نادرست اداره امور کشور تلاش کرده است، بر این باور است که تصمیم بزرگ سید محمد خاتمی در واگذاری عرصه رقابت به دیگر کاندیداهای اصلاح‌طلب و تحول‌خواه صرفا از کسی همانند او که در جایگاه رهبری جنبش اصلاح طلبی مردم ایران قرار دارد و بر مصالح و مقتضیات حرکت اصلاحی جامعه بهتر از هر کسی وقوف دارد ساخته و پذیرفته است و امیدوار است دیگر کاندیداهای مطرح اصلاح‌طلب که در عرصه رقابت‌ها باقی مانده‌اند با درک پیام این تصمیم حرکتی منطقی را در جهت اجماع در دستور کار خود قرار دهند و متناسب با شکل‌گیری اقبال عمومی به هر یک از آنان تصمیم درخور را در زمان مناسب اتخاذ نمایند.

همچنین از ملت بزرگ و آگاه ایران که با استقبال و حمایت گسترده و پرشور خود از حضور رهبر اصلاحات در عرصه انتخابات یک بار دیگر شعور بالا و  مثال زدنی خود را در تشخیص مصالح ملی نشان دادند، تقاضا داریم که با حساسیت و دقت کامل تحولات سیاسی کشور در عرصه رقابت‌های ریاست جمهوری را پیگیری و با حضور گسترده و پر شور خود در انتخابات، انجام اصلاحات و تغییرات ضروری مدیریت کشور را در فرایندی دموکراتیک امکان‌پذیر سازند.

نظرات ()



سید مهدی امام‌جمارانی : انتقام از امام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ از قول آقای مصباح‌یزدی مطالبی در مورد آقای کروبی نقل شد که جای بسی تامل و شگفتی دارد. ایشان در جواب آقای کروبی که سه سال پیش گفته بود: نامه‌ای را علیه دستگاه شاهنشاهی نزد آقای مصباح‌یزدی بردم ولی امضا ننمود و گفت حاج‌آقا روح‌الله از این تندروی‌ها زیاد می‌کنند، ما نباید گوش کنیم> در پاسخ گفته است: <من به آقای کروبی اعتمادی نداشتم، هویت او برایم مجهول بود. بنده هنوز هم به این قبیل افراد اعتماد ندارم.> حضرت آقای مصباح ضمن احترام به فضایل علمی و فلسفی جنابعالی باید بگویم که آن روزها برنامه‌های جنابعالی و برخوردهای جنابعالی مجهول و ناشناخته بود، نه آقای کروبی. کروبی از عنفوان جوانی یا در زندان بود یا در تبعید و حصر یا مخفی و فراری بود یا مورد بی‌مهری امثال جنابعالی. و من که از سال ۴۱ رفیق نزدیک ایشان بودم، یاد ندارم که مدتی را ایشان و خانواده‌اش در آسایش زندگی کنند. همه هستی او صرف مبارزه با دستگاه ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلا‌ب شد و اگر امثال کروبی و سربازان پاکباخته چون کروبی نبودند نه دستگاه جبار به نابودی کشیده می‌شد و نه انقلا‌ب به ثمر رسیده بود و نه امروز جنابعالی می‌توانستید آزادانه از امکانات انقلا‌ب و کشور در جهت اهداف فرهنگی مورد نظر خود بهره‌برداری کنید.

حضرت آقای مصباح آیا شما واقعا به روش امام و اندیشه‌های او معتقد بودید و در عین حال در جشن نیمه‌شعبان سال ۵۷ با چراغانی موسسه خود دستور امام را در مورد تعطیلی چراغانی شکستید؟ و امام را آدمی تندرو می‌دانستید؟

برخوردهای آن روزگار شما نشان می‌داد که اگر خدای نخواسته انقلا‌ب به پیروزی نمی‌رسید، شما احتمالا از کسانی بودید که انقلا‌بیون را به تمسخر می‌گرفتید و همه را غیرطبیعی فرض می‌کردید کمااینکه الا‌ن به شخصیتی که صددرصد مورد تایید و نماینده تام‌الا‌ختیار امام بود و امام ایشان را با عنوان عمادالا‌علا‌م و ثقه‌الا‌سلا‌م مورد خطاب قرار داد، (صحیفه امام ج ۶ ص ۳۶۷) می‌گویید <اعتماد نداشته و هنوز هم ندارم> جناب آقای مصباح! حضرت امام با آن همه احتیاط که در نوشتار و گفتار خود داشتند راجع به آقای کروبی تعبیراتی دارند که در مورد کمتر کسی نظیر آن را می‌توان یافت. حضرت امام در حکمی به جناب آقای کروبی می‌فرمایند: <جنابعالی را که بحمدالله در صف اول مجاهدان اسلا‌م بوده و هستید چون سال‌های گذشته به نمایندگی از طرف خود به سرپرستی حجاج‌بیت‌الله الحرام منصوب می‌نمایم.> جناب آقای مصباح اگر برای ما ملا‌ک نظر حضرت امام باشد، باید بگویم کروبی مورد تایید امام و در صف اول مجاهدان اسلا‌م است و اما جنابعالی که امروز سنگ دفاع از اندیشه امام را به سینه می‌زنید از چنان جایگاهی در نزد امام برخوردار نبودید و حتی وقتی یکی از بستگان شما را برای نمایندگی امام در سپاه معرفی کردند، امام رد کردند و فرمودند: می‌خواهید این افکار را به سپاه بکشانید. جناب آقای مصباح اگر حضرتعالی به آقای کروبی اعتماد نداشتید و ندارید و به راه امام عقیده داشتید چرا شب نیمه شعبان که شعله انقلا‌ب فراگیر شده بود با نظر امام در مورد تعطیلی چراغانی مخالفت کردید و خواستید وضع کشور را عادی جلوه بدهید و امام را یک آدم تندرو قلمداد نمایید. واقع قضیه این است که بعضی افراد که نتوانستند و نفوذ حضرت امام اجازه نمی‌داد که به امام ناروا بگویند سعی می‌کردند به افراد مورد تایید و قبول حضرت امام بدگویی و تهمت و افترا بزنند. به یاد دارم مرحوم فردوسی‌پور در ایام درگیری بنی‌صدر خدمت امام رسید و گفت: بسیاری به افرادی چون آقای بهشتی و هاشمی و آقای خامنه‌ای و حاج احمدآقا فحاشی نموده و بد می‌گویند و حضرت امام به او فرمودند: بله اینها چون به من نمی‌توانند فحشی بدهند به این آقایان می‌گویند چون می‌دانند که اینها مورد تایید و اعتماد من هستند. اکنون نیز گویا مطلب همینطور است؛ انتقام از اینها و کروبی‌ها انتقام از امام است.

نظرات ()



رضا حجتی : حضور دوباره موسوی می‌تواند به اصلاحاتی جامع و متعادل منجر شود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

رضا حجتی اظهار کرد:

مهندس میرحسین موسوی، یکی از نمادهای برجسته و ماندگار عدالت‌طلبی و اخلاق‌مداری انقلاب اسلامی است. امتزاج این دو مولفه، گفتمانی را در دهه اول پس از پیروزی انقلاب شکل داد که رفته، رفته در میان انبوه وقایع و سرعت تحولات از نظرها پنهان شد. بدون شک بازگشت دوباره میرحسین موسوی به عرصه اجتماع و سیاست و ان‌شاءالله ریاست دولت، این گفتمان را دوباره به عرصه بازخواهد گرداند.

وی ادامه داد: امید است بازگشت دوباره میرحسین موسوی جبهه اصلاح‌طلبی را از بن‌بست انزوا یا رقابت‌های فرسایش درونی نجات داده و به طلوع دوباره اصلاحاتی جامع و متعادل منجر شود.

حجتی اظهار کرد: در هر حال میرحسین موسوی حداقل می‌تواند نسخه امروزینی از جریان سیاسی، اجتماعی که در دهه نخست به «خط امام» نام‌بردار شده بود، در میان نسل‌هایی که از آن دوران تنها یاد یا نامی به‌خاطر دارند را زنده و از آن مهم‌تر اینکه حامیان این رویکرد را منسجم و سازماندهی کند. قطع یقین اینگونه خواهد شد.

وی بیان کرد: روندهای تاریخی همواره مفاهیم نمادها و نمودهای اجتماعی را از درون دگرگون می‌کنند؛ اگر این تحولات بر پایه‌های اصلی یک گفتمان استوار باشند به اجتهاد مفید و رشد آن مجموعه مفاهیم، منجر خواهند شد؛ در غیر این صورت استحاله و فرسایش به کلی محتوای آنها را از بین خواهد برد.

حجتی ابراز عقیده کرد: غرب‌گرایی افراطی و گذشته‌پرستی تفریطی که ما آن را تحجر می‌نامیم، همواره انقلاب اسلامی و راه بنیانگذار آن را تهدید کرده‌اند، به‌ویژه اینکه گروهی پرنفوذ و پرقدرت بر آن بوده‌اند تا با مقدس‌مآبی و دستاویز ساختن شعائر مذهبی، اسلام زنده جماران را به اسلامی نیمه‌جان مبدل سازند. اجتهاد سازنده در مفاهیم و بنیان‌های ارزشی و آرمانی انقلاب بزرگ مردم ایران در حریم اندیشه‌های بنیانگذار آن، حتما راه را بر تحجر از یک طرف و وادادگی از طرف دیگر خواهد بست و سیاست‌ دینی را از کمند «شکل‌گرایی افراطی» دور خواهد کرد.

وی در ادامه افزود: جایگاه ویژه مردم و رای آنها در منظومه نظری و عملی امام خمینی (ره) و همچنین میرحسین موسوی متضمن وجوه اصلاح‌گرایانه و انعطاف‌پذیر آن است. اما کارآمدی این رویکرد مستلزم ایجاد عدالت، آزادی، پیشرفت، امنیت و آرامش و احساس رضایت ایرانیان است، همان چیزی که مورد قضاوت آیندگان قرار خواهد گرفت.

حجتی اظهار کرد: دو هفته پیش شاهد جمع خودجوش و انبوه جوانانی بودیم که به دعوت قدیمی‌ترین تشکیلات غیردولتی دانشجویی کشور ـ یعنی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران‌ـ آمدند و مواضع امروز میرحسین موسوی را شنیدند، واکنش آن جمع نمودی از وضعیت نسل جوانی است که از دهه ۶۰ تنها نام و خاطره شنیده است؛ من فکر می‌کنم این رویکرد که در آن آرمان‌های انسانی به روشنی می‌درخشند با طبع و مطالبه جوانانی که به مقتضای سنشان هنوز در بند منافع شخصی و گروهی گرفتار نشده‌اند، همخوانی و هماهنگی زیادی دارد اما باید برای معرفی آن تلاش و جدیت زیادی کرد.

نظرات ()



مصباح یزدی: به کروبی اعتماد نداشته و ندارم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

مصباح یزدی: به کروبی اعتماد نداشته و ندارم، برای همین زیر اعلامیه ی امام را امضا نکردم!

خبرگزاری انتخاب :سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره)  برای آقای مصباح بردم تا امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم

خبرگزاری انتخاب:

image

حجت الاسلام مصباح یزدی رییس یک موسسه آموزشی در قم به برخی اتهامات مطرح شده علیهش پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، سه سال گذشته حجت الاسلام کروبی طی گفت و گویی اعلام کرد «پیش از انقلاب اعلامیه ی حضرت امام (ره) را برای آقای مصباح بردم تا ایشان زیرش را امضاء کنند، اما ایشان نامه را امضا نکرد و گفت: حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم!

مصباح یزدی در مورد این اتهام می گوید: هویت او (کروبی) برایم مجهول بود و به او اطمینان نداشتم.

 «وی می افزاید: آقایی‌ که‌ می‌شناسید (کروبی) یک‌ وقت‌ نامه‌ای‌ را آورده‌اند که‌ من‌ امضا بکنم‌ و امضا نکردم.  حقیقتش‌ این‌ است‌ که‌ من‌ به‌ آورندة‌ نامه‌ اطمینان‌ نداشتم‌

مصباح یزدی می افزاید: بعضی‌ اشخاص‌ از همان وقت‌ برای‌ ما هویت‌شان‌ مجهول‌ بود. نمی‌گویم‌ آدم‌ بدی‌ بودند؛ ولی‌ ما به‌ آنها اعتماد نداشتیم‌ و بعد هم‌ حوادثی‌ اتفاق‌ افتاد که‌ آن‌ سوءظن‌ ما را تا حد‌ی‌ تأیید کرد و امروز هم‌ شما از همان‌ شخص‌ رفتارهایی‌ می‌بینید که‌ واقعاً‌ جای‌ این‌ است‌ که‌ آدم‌ احتیاط‌ کند و بنده‌ هنوز هم‌ به‌ این‌ قبیل‌ افراد، اعتماد ندارم.


او ادامه می دهد: مگر آدم‌ مجبور است‌ که‌ هر کسی‌ هر نامه‌ای‌ آورد، امضا کند؟ اگر اصل‌ اینکه‌ ما در مقابل‌ رژیم‌ اعلامیه‌ داده‌ باشیم، ملاک‌ است‌ که‌ ده‌ها اعلامیه‌ با امضأ بنده‌ و با محتوای‌ تند سیاسی‌ موجود است. یک‌ نکتة‌ دیگر هم‌ که‌ نمی‌خواستم‌ و نمی‌خواهم‌ وارد بشوم‌، ولی‌ ناچار اشاره‌ای‌ ‌کنم، آن است‌ که‌ کسانی‌ که‌ در مبارزه‌ مخفی‌ و سرّ‌ی‌ وارد می‌شدند، نمی‌آمدند افشا بکنند.»

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، وی همچنین در مورد اتهام مطرح شده علیهش در مورد فرار از مبارزه، ضمن دروغگو خواندن این افراد می گوید: روش من از همان ابتدا در مبارزه، رازداری و مخفی‌کاری و عدم تظاهر بود. ضرورتی نمی بینیم سوابقم را منتشر کنم.

 مصباح یزدی همچنین در واکنش به اتهام دیگری مبنی بر "چراغانی شب نیمه شعبان برخلاف دستور امام (ره) ، تنها به مضحک خواندن این اتهامات اکتفا کرده و به بیان نقل قول هایی از برخی نزدیکانش در مورد خود می پردازد.

نظرات ()



حاج احمد آقا و نقش او در رشد اندیشه دینی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

فردا مراسم سالگرد حاج سید احمد خمینی در تهران برگزار می‌شود. هر ساله از زمان رحلت ایشان، مراسمی برگزار می‌شد. تنها پارسال این مراسم برگزار نشد. به نظر می‌رسید به خاطر اتفاقات تلخی بود که نسبت به بیت امام خمینی صورت گرفته بود. اتفاقات توهین‌آمیزی که از سوی محافظه‌کاران مدعی صورت گرفته بود و آیه‌الله توسلی، یار دوست‌داشتنی امام خمینی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در همین رابطه و در دفاع از امام جان خود را به جان آفرین تسلیم کرد. مرحوم حاج سید احمد خمینی، بی‌شک در دهه‌ی اول انقلاب تاثیرگذارترین فرد کشور بود. در آن دوران همه تصمیمات کلان کشور زیر نظر امام خمینی قرار داشت و احمد آقای خمینی کلید ارتباطی با امام بود. رشد جریان روشنفکری دینی ـ در قاموس ادبیات آن روز ـ و نفی تحجر از حوزه‌های دینی نیز در آن دوران مدیون اندیشه احمد آقای خمینی بود. او به دلیل اینکه داغ تلخ تحجر را در دوران غربت امام خمینی در حوزه‌های علمیه حس کرده بود و عمق خطر آنان را برای دین و انقلاب و اسلام به خوبی می‌فهمید، با تکیه به قدرتی که داشت، همواره فضای تصمیم‌گیری حکومت را از دسترس آنان دور می‌کرد و جریانات آزاداندیش را در کشور پشتیبانی می‌کرد. آقایان خاتمی، عبدالله نوری، میر حسین موسوی، کروبی از همراهان آن روزهای احمد آقای خمینی شناخته می‌شدند و در مقابل بسیاری از کسانی که این روزها تاثیرگذاران عرصه فرهنگ و دین هستند، همواره خود را در انزوای تبلیغاتی می‌دیدند. اگر در آن دوران آغاز انقلاب، این نقش برجسته را احمد آقای خمینی به نمایندگی از امام ایفا نکرده بود، مرز جمهوری اسلامی با آنچه بعدها طالبانیزم تعبیر شد، معلوم نبود. فرزند هوشمند و زمان‌شناس ایشان، حاج حسن آقای خمینی هم این نقش را بدون داشتن پشتوانه‌ی قدرتی مثل پدر در این دوران بر عهده دارد. تلنگرهای به موقع حسن آقا در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی ادامه‌ی آن خط فکر روشنفکری دینی است که با شرایط امروز جامعه پیوند خورده است. به خانم فاطمه طباطبایی، همسر و به آقایان سید حسن و سید یاسر و سید علی خمینی که با هر سه افتخار دوستی دارم، تسلیت مجدد می‌گویم.

نظرات ()



غلامرضا ظریفیان : خاتمی از جمهوری اسلامی دفاع میکند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

تحلیل غلامرضا ظریفیان از صریح‌تر شدن خاتمی

یاری: معاون وزیر علوم در دوران اصلاحات چارچوب‌های اصولی دیدگاههای خاتمی را ثابت خواند و در عین حال بر این نکته تاکید کرد که شرایط موجد سبب شده که خاتمی بدون مداهنه و با صراحت بیشتری به بیان مواضع و نقد شرایط بپردازد.

غلامرضا ظریفیان در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با بیان اینکه چارچوب های اصولی دیدگاه خاتمی تغییر نکرده است، گفت:«خاتمی همچنان به دفاع از اصل جمهوری اسلامی و ارائه قرائتی از نظام که با دیدگاه های امام منطبق است و در آن عدالت اجتماعی، آزادی، پیشرفت، دفاع از دینداری که با فعالیت اجتماعی و هویت ملی ما در تضاد نیست، احترام به حقوق شهروندان، وجود دارد، معتقد است و یکی از دلایل اصلی حضور وی در انتخابات نیز دفاع از این اصول است.»

وی شرایط فعلی جامعه را غیر قابل دفاع خواند و افزود:«نحوه مدیریت شرایط کنونی و استفاده از منابع مختلف و سرمایه‌های اجتماعی قابل دفاع نیست و به همین دلیل است که خاتمی در تشریح این شرایط دیدگاه‌های صریح‌تری دارد زیرا با شرایط فعلی نمی‌توان با مداهنه روبرو شد.»

ظریفیان با تاکید بر اینکه کسی قصد تخریب ندارد، گفت:«اما شاخص‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شرایط فعلی زیبنده جامعه‌ای با هویت تاریخی غنی و انقلابی با داشتن رهبری مانند امام و مردمی مانند ملت ایران نیست. جامعه‌ای که پشتوانه 120ساله حضور در اصلاح‌طلبی برای احیای هویت ملی و دینی، دموکراسی، آزادی و حرمت انسان دارد.»

وی تصریح کرد:«نخبگان و مردم امید دارند برای تغییر و بهبود وضع موجود صریح‌تر و روشن‌تر و شفاف‌تر صحبت شود و صحبت در پرده‌ا‌ی از ابهام، رودربایستی، ملاحظه کاری‌های غیر ضرور و مصلحت اندیشی های غیر لازم را نمی‌پسندند. اگر مردم متوجه شوند کسی در پی مدیریت تغییر وضعیت موجود با احترام به ارزش‌ها و هویت ملی و دینی و نقد شرایط است اعتماد نخبگان و مردم را بیشتر بر می‌انگیزد و در حضور آنها برای تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی موثر است.»

رییس کمیته دانشجویی ستاد انتخاباتی خاتمی با بیان اینکه انسان ها از دو رسانه استفاده می‌کنند، گفت:«یکی از این رسانه‌ها رسانه‌های مرسوم و متعارف است و یکی هم وجدان انسان‌ها. به طور مثال در ایران تیزبینی‌ها و تیزهوشی‌ها ویژگی جامعه ایرانی است و حتی اگر به دلایلی و در مقاطعی هم سکوت کند در صورت احساس نیاز، تحقیر یا خطر خود را نشان می‌دهد بدون اینکه کسی کار تبلیغاتی کند یا اقدام ویژه‌ای انجام دهد.»

وی ادامه داد:«به نظر می‌رسد بخش مهمی از جامعه میل است شرایط را بهبود ببخشند و فضای فعلی را با لحاظ آرمان‌های همیشگی تغییر دهند و شرایط مناسب‌تری در همین نظام ایجاد کنند.»

ظریفیان تصریح کرد:«سفر خاتمی به دو منطقه با بافت سنتی تر و بافت مدرن و شهری‌تر نشان داد که استقبال از وی در آن جامعه با بافت سنتی از آن جامعه با بافت مدرن کمتر نبود بنابراین می توان نتیجه گرفت هوش ایرانی در دوره‌هایی احساس می‌کند باید پیوندی برقرار و تغییری ایجاد کند. اما به هر حال باید منتظر آینده بود تا همه چیز محک بخورد.»

نظرات ()



مهندس موسوی : به امید ادای وظیفه آمدم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

املات و بررسی های چندین هفته ای مهندس موسوی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم به سر آمد و نخست وزیر زمان جنگ طی انتشار بیانیه ای رسما اعلام کاندیداتوری نمود. به گزارش خبرنگار تدبیر متن بیانیه منتشر شده به این شرح است.
تاملات و بررسی های چندین هفته ای مهندس موسوی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم به سر آمد و نخست وزیر زمان جنگ طی انتشار بیانیه ای رسما اعلام کاندیداتوری نمود. به گزارش خبرنگار تدبیر متن بیانیه منتشر شده به این شرح است.

amad2.jpg
تاملات و بررسی های چندین هفته ای مهندس موسوی برای حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم به سر آمد و نخست وزیر زمان جنگ طی انتشار بیانیه ای رسما اعلام کاندیداتوری نمود. به گزارش خبرنگار تدبیر متن بیانیه منتشر شده به این شرح است.

بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات ریاست جمهوری که بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیک می‌شود. در آستانۀ این رویداد سرنوشت‌ساز جای آن است که هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه که به تحقق این آرمان‌ها در چارچوب جمهوری اسلامی فکر می‌کند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یک جامعه ارزشی مبتنی بر آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) و متکی بر اندیشه‌های حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی کند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست که اینجانب طی ماه‌های گذشته با کمک و همفکری آنان در تکاپوی این جستجو بوده‌ام؛ وضعیت کشور ، انتخاب‌های پیش‌رو ، حوادث ممکن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نکات خرد و کلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی که در وهله‌های گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا می‌خواندند بیشتر مرا متقاعد کردند که این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب می‌کند. اینک نه از روی خودپسندی تا ارزش‌ها و ارجمندی‌های همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشکلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندکم را کافی از توکل به خداوند بدانم، بلکه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌نمایم.
مستضعفان این مطمئن‌ترین پایگاه برای ارزش‌های برآمده از انقلاب اسلامی و آماده‌ترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصول‌گرایی صبورانه به‌گوشند که آیا فرزندان مصدرنشین‌شان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار می‌کنند و بر وظایف تخطی‌ناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار می‌کنند. معنای این انتظار را چگونه لمس کرده‌ است کسی که نداند در سفره‌های کوچک آنان اولی‌تر از نان اعتنای صادقانه به ارزش‌هایی است که جان جوانانشان را خرج آن کرده‌اند؟ این اولویتی است که چشمه‌های برکت را از زمین می‌جوشاند. تنها نمونه‌ای از این جوشش دست‌آوردهای برگشت‌ناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هسته‌ای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس می‌کردند که آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب کردن ندارند هرگز چنین جوشش‌هایی از آنان سر نمی‌زد. ما این کامیابی‌ها را با هزینه‌ کردن بودجه‌های نجومی به دست نیاورده‌ایم، بلکه ارزش‌ها هستند که چنین میوه داده‌اند و برکت آفریده‌اند.
به‌ویژه جا دارد که ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندین‌باره قرار گیرد. این آرمانی است که خرازی‌ها و باقری‌ها و باکری ها در پای آن جان داده‌اند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمی‌ایستادند از جمله نخستین نعمت‌هایی که از ما سلب می‌شد آزادی بود. ما را چه می‌شود که به کمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب می‌کنیم تا به جایش برج‌هایی از جاه‌طلبی خود بسازیم؟ باید بدانیم که گشودگی در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز کوشش برای یافتن راه حل هایی که به نیرومند شدن اقتصاد کشور بیانجامد ، فضای کسب و کار را رونق دهد و از نیروهای مولد و تولید ملی حمایت همه جانبه کند از اهمیت نخواهد انداخت .
شاید کسانی تصور کنند عجله برای عملی کردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوه‌ای را مباح می‌کند، ولو این که شامل قانون‌شکنی‌های گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر می‌کنم که تداوم چنین رویه‌ای به آشفتگی‌های لاعلاج در نظام مدیریتی منجر می‌شود، تا جائی که یک روز در کشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هایی که تبعیت از قانون در اختیار قرار می‌دهد پیش از این مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک می‌زنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیت‌های عظیمی است که همچنان می‌توانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی که اصل‌های 43 و 44 از این میثاق ملی را شکل داده‌اند نیاز به توجه بیش از پیش دارند و ما موظفیم منابع کمیاب موجود را با تخصیص حداکثری در جهت تحقق هرچه کاملتر آنها به کار بندیم و از هدر دادن این منابع در خدمت منافع کوتاه مدت و اغراض سیاسی کم بها جلوگیری کنیم .
اینجانب ادعا نمی‌کنم که اهداف پیش رو به صرف انتخاب یک شخص قابل دستیابی است، بلکه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاست‌ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تکیه بر ارزش‌های بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است که می‌تواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به یاد داشته باشیم که یک قدم پیشرفت که واقعا محقق شود بر آرزوهای درازی که جامة عمل نمی پوشند برتری دارد.
به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر می‌شود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعه‌هایی از آنچه که هست را به مردم می‌چشاند و نمونه‌ای از دولتی که برقرار خواهد کرد را در معرض دیدگان بینا قرار می‌دهد. شاید نتوان یک انتخابات جدی را در فضایی خالی از خرده‌گیری، به ویژه نسبت به دولتی که حاکم است در نظر آورد. با این همه لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.
در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواستۀ خدمتگزار خود توجه کنند. از نظر من نوشته سادۀ یک شهروند علاقمند به سرنوشت کشور در پشت شیشۀ مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست که استفاده از تصویر را الزاما مسرفانه و یا فریبکارانه بدانم، بلکه می‌خواهم از کارهایی که شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیده‌ام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اکیدترین وجهی پیشگیری کنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشه‌دار می‌کند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سکوت است، چه رسد به آن که خدای‌ناکرده خود مرتکب هتک حرمت و بی‌ادبی نسبت به کسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد که بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل می‌کند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچ‌وجه از امکانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نکنند.
و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفکری همه اندیشه‌ها و گفتمان‌ها ، که به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند کشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حکمتی که در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم.

برای مردم ایران آرزوی بهروزی می‌کنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعده‌هایی که به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا کند، که پیامبرانش گفته‌اند: فمن تبعنی فانه منی.

میر حسین موسوی

نظرات ()



کروبی : نظر من در مورد ولایت فقیه همان دیدگاه امام خمینی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

تز من از ولایت فقیه همان دیدگاه امام خمینی (ره) که فرموده اند "میزان رای ملت است" بوده و ولی فقیه را تنها در همان چارچوب دیدگاه امام خمینی (ره) می پذیرم. متاسفانه امروز نظرات امام با دیدگاههای متفاوت بیان می شود.

رئیس حزب اعتماد ملی با بیان اینکه در انتخابات آتی اصلاحات بیشترین آرا را به خود اختصاص خواهند داد، گفت: اگر تمام کاندیداهای اصلاحات در مسیر معیارهای شناخته شده حرکت کنند شاید اجماع رخ دهد ولی به نظر بنده اجماعی در کار نخواهد بود

به گزارش مهر در ارومیه، سید مهدی کروبی صبح امروز در نشست خبری در هتل مروارید ارومیه در پاسخ به این سئوال که آیا میرحسین موسوی در صحنه انتخابات حاضر می شود یانه؟ پاسخ داد: تا دقایق پایانی ثبت نام این مسائل مشخص نمی شود ولی اگر ایشان حضور پیداکنند از سخنان و اقدامات اش پیداست که در نظر دارند به صورت مستقل در این دوره انتخابات حضور پیدا کنند و تاکنون نیز بنده با ایشان مذاکره و گفتگویی انجام نداده ام.

کروبی حضور حداکثری مردم، صیانت از آرا و عدم تخریب کاندیداها و احزاب را از جمله معیارهای برگزاری یک انتخاب اصلح برشمرد و گفت: تمام مردم و مسئولان در این راستا تلاش و حرکت کنند زیرا نتایج این اقدامات در سیاست داخلی و خارجی به نفع کشور است.

وی با اعلام اینکه شور انتخاباتی حاکم در کشور بسیار خوب و متفاوت از دوره های قبل است، بیان داشت: یکی از نعمت های قوی جبهه اصلاحات حضور همه گروههای این حزب است چرا که در دوره قبلی محدویتها زیاد بود و این موضوع حضور حداکثری را تحت شعاع قرار داد.

کروبی با بیان اینکه ارزیابی بنده از وضعیت کنونی خودم رضایت بخش است، گفت: وضعیت اصلاحات در این دوره خیلی خوب است و بی شک اصلاحات در این دوره آرا بیشتری را به خود اختصاص خواهد داد..

کروبی در  ادامه تاکید کرد: تز من از ولایت فقیه همان دیدگاه امام خمینی (ره) که فرموده اند "میزان رای ملت است" بوده و ولی فقیه را تنها در همان چارچوب دیدگاه امام خمینی (ره) می پذیرم.وی با بیان اینکه امام خمینی (ره) درس ولایت فقیه را به ما آموختند، خاطرنشان کرد: متاسفانه امروز نظرات امام با دیدگاههای متفاوت بیان می شود.

رئیس حزب اعتماد ملی خاطرنشان کرد:  فهم سیاسی بنده از ولایت فقیه همین دیدگاه امام خمینی است، امام معتقد بودند اداره کشور یک روز هم بدون مجلس نباید صورت گیرد.

کروبی در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران در خصوص اجماع جبهه اصلاح طلبان تصریح کرد: هیچ اجماعی در بین اصلاح طلبان رخ نمی دهد و ما معتقدیم تمام افرادی که احساس می کنند باید روی کار بیایند باید در انتخابات شرکت کنند.

وی گفت: همان گونه که بنده به این نتیجه رسیده ام که باید در انتخابات شرکت کنم حق ندارم به کس دیگری اجازه حضور نداده و عرصه را برایش تنگ کرده یا شرایطی را ایجاد کنم که وی از صحنه انتخابات برکنار شود.

رئیس سابق مجلس شورای اسلامی کشور خاطرنشان کرد: در این راستا تمام کاندیداهای اطلاح طلب می توانند ستاد انتخاباتی تشکیل داده و فعالیتهای خود را ادامه دهند و در جهت حضور حداکثری مردم تلاش کنند.

رئیس حزب اعتماد ملی در پاسخ به این سئوال اجرای طرح تحول اقتصادی و سهام عدالت را چگونه ارزیابی می کنید، اظهار داشت: طرح تحول اقتصادی و سهام عدالت منبعث از طرحی است که بنده در مجلس دوره قبل در قالب کمک به مردم (طرح 50 هزار تومان ) پیشنهاد داده بودم و اگر در این دوره پیروز انتخابات باشم این طرحها را با نگاه کارشناسانه تری ادامه می دهم و اگر اجرای این طرحها تاخیری در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه را در پی داشت اجرای آن را متوقف خواهم کرد.

کروبی همچنین با اشاره به اینکه اجرای کامل قانون اساسی از اولویتهای اصلی بنده در صورت پیروزی در انتخابات دهم ریاست جمهوری است، عنوان کرد: متاسفانه در برخی موارد شاهد هستیم برای حل برخی از مشکلات کشور از مقام معظم رهبری (حکم مقام معظم رهبری) استفاده می شود و بنده اعتقاد دارم قانون اساسی کشور کامل است و به جز موارد خاص نیازی به حکم رهبری نیست.

وی اعلام کرد: سعی خواهم کرد تمام موارد قانون اساسی را به دقت اعمال و اجرا کنم و مواردی از قانون اساسی مانند شورای عالی استانها که به صورت ناقص به اجرا در می آید را نیز اجرایی کنم.

نظرات ()



میرحسین موسوی : احساس خطر می‌کنم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرف‌نظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.

 کلمه: مهندس میرحسین موسوی در جمع جوانان موسوم به جامعه دانش‌آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی اعلام کرد: درباره حضور خود جدی هستم. به گزارش کلمه،مهندس میرحسین موسوی با بیان این مطلب تصریح کرد: این حضور را در تناقض با فعالیت‌های بقیه دوستان نمی‌بینم.

موسوی بیان کرد: من هم به آقای خاتمی و هم به آقای کروبی ارادت دارم و خودم را از دوستان آنها می‌دانم و از قدیم‌‌ها هم کار کرده‌ایم. موسوی با اشاره به حضور کاندیداهای مختلف در عرصه‌ی انتخابات خاطرنشان کرد: این چند صدایی بودن را مفید می‌دانم، چرا که معتقدم هر کدام ظرفیت‌هایی را برای کشور ایجاد می‌کند. در انتخابات اخیر مجلس، در برخی مناطق شرکت‌کنندگان در انتخابات به شکل غیرقابل قبولی، تنزل یافته بود و اگر می‌خواهیم این مساله تکرار نشود، در این مرحله از صداهای گوناگون استقبال کنیم.

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس اظهار کرد: من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. به نظر من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرف‌نظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم.

موسوی با اشاره به تاکید امام خمینی(ره) بر وحدت در جامعه افزود: در کمتر سخنرانی از حضرت امام (ره)‌ می‌بینیم که ایشان از وحدت در جامعه صحبت نکرده باشند، ولی متاسفانه در سال‌های اخیر بیش از اندازه فضای سیاسی کم اعتنا به این وحدت مردم بوده است که این می‌تواند خطرآفرین باشد.نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه با بیان اینکه در نظامی که انتخابات را مهم می‌داند باید انتظار داشت که دولت‌های مختلفی با دیدگاه‌های مختلف بر سر کار بیایند، تاکید کرد: اگر قواعد حاکم بر نظام خوب حفظ شود نباید بیمی از این داشت که جناح‌های مختلف جایگزین یکدیگر شوند.

موسوی در قسمتی دیگر از سخنان خود گفت: هر گفتمانی دافعه و جاذبه ای دارد و بنده به گفتمان انقلاب معتقدم و با بازخوانی آن با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن را مطرح می کنم و طبیعی است که در سطح جامعه توجهی به شیوه طرح این موضوع وجود داشته باشد.

وی با بیان این که قشر وسیعی از مدیران خوب کشور در جناح های مختلف حاضرند با هر دولتی که برای کشور خدمت کند کار کنند. تاکید کرد: متاسفانه ما این حقیقت را ندیده گرفته‌ایم و با تضعیف نیروی انسانی کارآمد و مدیران با تجربه، کشور را فقیرتر کرده ایم و فقر از نظر نیروی انسانی مهمتر از فقر مالی است.
موسوی با اشاره به اینکه مردم خیلی مثل تشکیلات و جناح‌ها خود را در کلیشه‌ها حبس نمی‌کنند گفت: مردم در یک جمله هم از ایستادگی در مقابل قدرت‌های زورگو ممکن است تعریف کنند و هم از آزادی‌های اساسی دفاع کنند و از دخالت در امور شخصی مردم تبری بجویند.

موسوی اضافه کرد: مردم عادی کشور ما می دانند که ایستادگی در مقابل سیل عظیم تغییرات فرهنگی و رسانه‌ای که در جهان راه افتاده غیرممکن است در عین حال معتقد به یله کردن همه امور و تسلیم در مقابل هر تغییری نیستند. آنها با عقل جمعی خود می‌دانند که در این گونه موارد آنچه موثر است مدیریت این تغییرات در جهت منافع ملی و ارزش‌های اسلامی است.

موسوی، یکی از دلایل ورود خود به صحنه گفت‌وگو در عرصه عمومی را احساس خطر از دور زدن‌های واضح قوانین دانست و گفت: به نظر بنده اهمیت این مساله از هر مشکل دیگر بیشتر است. اگر قرار است آنچه مجلس تصویب می‌کند و به صورت قانون در می‌آید یا مجمع در چارچوب اختیارات و وظایف خود، تصویب و ابلاغ می کند، اجرا نشود و این رویه شود بعد از مدتی چه چیزی از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی می‌ماند.

در ادامه‌ این جلسه از مهندس موسوی درباره نقش زنان در جامعه و اینکه چطور می‌شود به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که یک عرصه‌ی باز و پویا برای فعالیت زنان در جامعه ایجاد شود؟ سوال شد. وی در این رابطه پاسخ داد: شکی نیست که از نظر آماری و فراوانی زنان تحصیل‌کرده، نسبت به قبل از انقلاب تغییرات وسیعی داشته‌ایم و می‌توانیم نمونه‌ این مساله را در ترکیب دانشجویان مشاهده کنیم. در این زمینه تحول وسیعی را شاهدیم ولی زنان متناسب با این تحول در سطح عمومی کشور حضور پیدا نکرده‌اند و باید این مساله شکافته شود تا معلوم شود که چه دلایلی در این زمینه وجود دارد.

به گزارش کلمه، نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه موانع اولیه‌ای که می‌توانست از نظر قانونی جلوی پیشرفت زنان را بگیرد رفع شده است، تصریح کرد: امروزه اگر از کسی بپرسیم که آیا یک زن می‌تواند وزیر باشد؟ قطعا می‌گوید بله، ولی عملا می‌بینیم که چنین اتفاقی نمی‌افتد. در این زمینه باید جامعه را از نظر هنجاری مورد مطالعه قرار دهیم و تصور جامعه را از نقش زنان متحول کنیم.

موسوی بر نقش زنان در احیای جایگاه‌ خود در جامعه تاکید کرد و گفت: اگر جامعه‌ زنان کشور این تصور را نداشته باشند که باید در موقعیت‌های حساس‌تر حضور یابند، هیچ منعی هم که نباشد باز هم شاهد حضور موثر آنها نخواهیم بود.

وی با اشاره به مشارکت زنان برای رای دادن در انتخابات اظهار کرد: رویه‌ای ایجاد شده است که خانم‌ها در چنین عرصه‌هایی حضور داشته باشند. در بحث شوراها نیز شاهد حضور این قشر هستیم و در این زمینه هیچ‌گاه هم با مانعی روبه‌رو نشده‌اند و این نشان می‌دهد در جاهایی که تصور مثبتی باشد، بدون اینکه مانعی باشد زنان حاضر می‌شوند.

رییس فرهنگستان هنر با تاکید بر اینکه به نسبت فراوانی زنان تحصیل‌کرده و توانا، نقش آنان را در جامعه شاهد نیستیم خاطرنشان کرد: دلیل این مساله بیشتر از آنکه به تصمیم‌گیری سیاستمداران مربوط شود به تصور جامعه از نقش زنان بر می‌گردد. در تحول جامعه در این زمینه، ‌هم دولت‌ها نقش دارند و هم جامعه‌ زنان باید در این زمینه فعال شوند و نقش خود را در جامعه بازتعریف کنند. این مساله موجب می‌شود که برخی بداخلاقی‌ها در جامعه نیز از بین برود؛ یعنی اگر نقش زنان در جامعه به درستی دیده شود می‌تواند بسیاری از این بداخلاقی‌ها را حل کند. بعضا گفته می‌شود که کشیده شدن زنان به عرصه‌های جدی می‌تواند تاثیرات منفی داشته باشد، ولی من برعکس، معتقدم جدی شدن نقش خانم‌ها می‌تواند مشکلات فرهنگی ما را حل کند.

وی تاکید کرد: در رابطه با شرکت خانم‌ها در سطوح مدیریتی هیچ‌گاه منع قانونی وجود ندارد اما موانع هنجاری هنوز وجود دارد که باید حل شود.موسوی در پایان با تاکید بر لزوم دفاع از حق و ارزش‌ها به دانشجویان توصیه کرد: از ارزش‌ها و آنچه حق است، دفاع و به مصلحت کشور توجه کنید و خیلی صریح در مقابل کژی‌ها و باطل واکنش نشان دهید. این کار ممکن است در کوتاه مدت به ضرر این جناح و آن جناح باشد ولی در درازمدت به نفع همه ملت‌ خواهد بود.

نظرات ()



سید حسن خمینی : از نظام اصلی اسلامی‌مان مقداری دور شده‌ایم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

اگر هرم منزلت اجتماعی‌مان بر مدار پول بنا شده با نگفتنش چیزی حل نمی‌شود.توده انسان‌های گرسنه در هرجامعه‌ای تهدید‌کننده است

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



نفاق و کاتولیک تر از پاپ و مسلمان تر از امام خمینی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

نقل کرده اند که نماینده مجاهدین خلق در نجف خدمت امام رسیدند و ایدئولوژی خود را مطرح کردند. امام هیچ اظهار نظری نکردند و به درخواست حمایت آنان با سکوت پاسخ دادند. اگر اشتباه نکنم در همین رابطه بود که امام به ادعای افراطی آنها در مسلمانی اشاره کرد.
امروز نیز میتوان صفت نفاق را در بعضی افراطی ها و تفریطی ها دید و آشکارتر از همه در تفریطی هایی که به خدمت افراطی ها در می آیند یا افراطی هایی که در خدمت تفریطی ها هستند.
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر فرماید ان شاء الله

نظرات ()



نقد دیدگاه در وبلاگستان میز انقلاب از وبلاگ حاج محسن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

بحث وبلاگی در میز انقلاب (نقد بوترابی) از وبلاگ حاج محسن:

مهدی بوترابی :
١-آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است.
خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود را میراند .در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند 
مردم در مقابل حکومت قرار میگیرند و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. و کار را به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسند و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد ،انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد.
٢-مردم ایران خواستار استقلال و آزادی بودند.استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند.
مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند،آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود،
ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود.
٣-در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود.
در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی(ع) آرزوی ملت ما بود.
دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است.
طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
حاج محسن :
با اجازه سحر و همه دوستان شرکت کننده در میز انقلاب ، نظر دوستانی را که در گفتگوی میز انقلاب شرکت کرده اند ، به ترتیب زمانی حضور در پای میز ، به نقد دوستان بگذاریم و پاسخ شخص مورد انتقاد را نیز بشنویم .
امیدوارم این روند خود به خود پاسخ به ابهامات احتمالی دوستان و از جمله جواب به سوالات سحر را نیز دربر داشته باشد .
در اینجا لازمست برای نقد نظرات هر فرد دوره زمانی تعیین کنیم .لذا ضمن نقد نظرات آقای بوترابی دوره "آپ" را هم پیشنهاد کنید .
پیشاپیش از حضور تان تشکر می کنم .
بد نیست به اطلاع دوستان برسانم که با اجازه قلبی(نه قبلی) متن جناب بوترابی را با فهم اندک خودم بازنویسی کردم 
بوترابی :
شاید هفته ای یک قرار آنلاین یا قرار حضوری داشتن ( اگر دوستان در تهران باشند ) فرصتی برای نتیجه بخش تر کردن مباحثات باشد. کنفرانس آنلاین در یاهو میسنجر هم خوبه تا نظر حاج محسن چه باشدگل.نیشخند
حاج محسن :
1-جناب بوترابی شما علل بروز انقلاب را در به بن بست رسیدن اصلاح از طریق قوانین دانسته اید و از حکومت مورد تایید جامعه صحبت کرده اید!
یعنی شما نا خواسته بروز انقلاب درجوامع مدرن را مورد بحث قرار داده اید!
جوامعی که دارای قانونند ومشروعیت حکومت بستگی به اقبال مردم دارد ، جامعه مدرن محسوب میشوند .
ولی در ایران قبل از مشروطه چیزی به نام قانون مدنی وجود نداشته است . در حالیکه انقلاب مشروطه در آن زمان رخداد.
در زمان سلطنت پهلوی نیز اگرچه چیزی به نام قانون اساسی وجود داشت ، لیکن طبق همان قانون اساسی سلطنت موهبت الهی بود ، یعنی شاهنشاهان هرگز مشروعیت خود را متکی براقبال مردمی نمیدانستند. و حال آنکه انقلاب اسلامی در دوران پهلوی بهوقوع پیوست.
2-شما اجرایی نشدن تصمیمات مردم را از عوامل بروز انقلاب دانسته اید . و حال آنکه واژه ای به نام "تصمیمات مردمی" نه تنها در رژیم قاجار بلکه حتی تا اواخر رژیم پهلوی که قرار بود با شعار "پیش بسوی دروازه های بزرگ تمدن" در ایران جوامع مدرن را شبیه سازی کنیم ، واژه "تصمیمات مردمی" محلی از اعراب نداشت.
٣-ترسیمی که شما از نقش مذهب در جامعه ما کرده اید و آن را با زبان ما که فارسی است مقایسه نموده اید ، اگرچه تشبیه بکر و در خور تحسینی است ولی بفرمایید در تاریخ این مرزو بوم سابقه داشته است که ملت  برای حفظ زبان فارسی آغوش خود را به روی مرگ بگشاید .
4-شما از الهام بخشی قیام عاشورا و آرزوی ملت ما برای تحقق عدالت علی(ع) نامبرده اید ولی آیا غیر از این است که 50 سال رژیم پهلوی در این کشور حکومت کرد . پس چرا این الهامت و این آرزوها زودتر بروز همگانی پیدا نکرد .
5- بنظر میرسد اجزای تحلیل شما و پارامترهایی که برشمردید صحیح است ولی ترکیب این پارامترها اگر هم صحیح باشد با انقلاب اسلامی و با انقلاب مشروطه انطباق ندارد. 

===================================
توضیحات بوترابی:

از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با ملتبرای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است.
انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد.
٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ...

نظرات ()



درب های بسته دانشگاه بر کروبی علیرغم حضور صدها دانشجو
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

دیدار آقای کروبی با دانشجویان محصور مستقر در دانشگاه بوعلی همدان در حالی صورت می گیرد که به دستور ریاست این دانشگاه برای عدم حضور ایشان به دانشگاه درب ها بسته شده است.  آیت الله کروبی در پشت نرده های دانشگاه سخنرانی می کند

کروبی :

دانشگاه مرکز تضارب و تبادل افکار است ، محیطی است که در آن گرایش های مختلف فلسفی ، علمی و اعتقادی مطرح می شوند. مقام معظم رهبری نیز همواره تاکید دارند که  دانشگاه باید سیاسی باشد

در نظامی که قرار بود مخالفین هم بتوانند در دانشگاه حاضر شوند امروز یاران امام را هم راه نمی دهند !


لقمانیان:

 جهت گیری مردمی آقای کروبی در انقلاب بر همگان آشکار است و انگیزه راه اندازی مجمع روحانیون مبارز نیز در همین راستا است. خوشبختانه برخی گروه ها که در انتخابات گذشته به سمت تحریم رفته بودند امروز معتقدند که باید حضوری جدی در انتخابات داشته باشند و این امری است مثبت که باید از آن استقبال شود

طبیعی است که وقتی مسئولی جدید بر سر کار می آید برخی از برنامه ها را ادامه و برخی دیگر را متوقف می کند من تلاش می کنم کابینه ای کم نظیر یا بی نظیر با بهره گیری از نیروهای مجرب و صاحب نظر تشکیل دهم  . وی افزود: احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی و پرهیز از سخنان نسنجیده در سطح بین المللی که موجب هزینه های هنگفتی برای کشور می شود   از جمله این برنامه ها است

امام جمعه همدان:

  نام امام خمینی را اولین بار از کروبی شنیدم

 

نظرات ()



آقا عوام نیستند، حرف را بزن! از وبلاگ محمد سجاد جوزدانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

آیت الله توسلی تنفر امام از مقدس مآبان و متظاهران را این گونه ترسیم می کنند:
"امام مقدس واقعی را دوست می داشت ، آن چه موجب ناراحتی ایشان شده بود، مقدس مآبی بود.کسانی که سطح فهم و آگاهی شان کم بود ، ولی در پوشش اظهار قدس و تقوی ، اهداف خود را دنبال می کردند و و مانع اموری می شدند که نسبت به آن ها آگاهی نداشتند.



امام کسی بودند که در تمامی دوران نهضت ، از برخوردهای این قبیل افراد، زجر کشیده بودند، اساسا امام از تظاهر خوششان نمی آمد؛ به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند؛ مثلاً ایشان از تیمسار ظهیر نژاد خوشش می آمد؛ زیرا وی اهل تظاهر نبود.هر روز ریشش را تیغ می زد و همان طور خدمت امام می رسید! حتی خیلی ها خواستند ایشان را جابه جا کنند، ولی امام حاضر نمی شدند.
یادم است روزی عده ای از فرماندهان ارتش از جمله ، فرمانده ی نیروی هوایی که بعد معلوم شد آدم منحرفی هم بوده و ریشی هم گذاشته بود، خدمت امام آمده بودند، قرار شد فرمانده ی نیروی هوایی گزارش بدهد.قبل از گزارش ،شروع کرد به خواندن دعای فرج! آقای ظهیر نژاد گفت: آقا عوام نیستند، حرف را بزن! امام از این سخن خوششان آمد و خندیدند"
(از کتاب تحجر و تحجرگرایی از منظر امام خمینی (س))
نظرات ()



میرحسین موسوی : انجمن های اسلامی سهم بالایی در دیده شدن فضای دانشگاهی داشته اند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

موسوی در ابتدای صحبت‌های خود در جمع دانشجویان اظهار کرد: هیچ محفل و هیچ جمعی به اندازه چنین محفلی در من ایجاد احساس حسرت و هجران نمی کند. وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم که چه بسا بهترین مقطع تاریخ زندگی من زمانی بود که با یک عده جوان و دانشجوی دیگر با انگیزه های دینی ، معنوی و ملی در انجمن اسلامی فعالیت می کردیم.

وی موضوع سخنرانی خود را به دو بحث راز دوام نهاد انجمن های اسلامی و دوم وضعیت جامعه تقسیم کرد و درباره موضوع اول گفت: یک نگاه مجدد به تاریخ تاسیس انجمن های اسلامی، دلایلی که این امر را ممکن ساخته که انجمن ۶۶ سال دوام پیدا کند را روشن می‌کند و این امر می‌تواند به ادامه راهی که در پیش داریم کمک نماید.

به گزارش ایسنا عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با ذکر یک مثال و استعاره اظهار کرد: زمانی در مسافرتی که به ایتالیا داشتم از واتیکان دیداری کردم در آنجا مجسمه ای دیدم و روی آن دقیق شدم. این مجسمه نیم تنه ای مرمری بود که دو سر داشت و هر سر به یک سو نگاه می کرد وقتی عنوان مجسمه را نگاه کردم مربوط به یکی از اساطیر یونانی به اسم ژانوس است که خدای دروازه ها، مرزها و پل هاست. از نظر استعاری فرهنگ جهانی و فرهنگ غربی این مجسمه معمولا درست در نقطه ای که دو مساله مخالف و متضاد به هم می رسند قرار می گرفت. این مجسمه می‌توانست هم به گذشته نگاه کند و هم به آینده. هم به ظلمت نگاه کند و هم به نور.

مهندس موسوی اضافه کرد: انجمن های اسلامی یک طبیعت ژانوسی دارند و معجزه انجمن اسلامی این است که مسایل متضاد را یک جا جمع کرده است. به طوری که تضعیف هر کدام از این وجوه موجب تضعیف انجمن های اسلامی می‌شود.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به تاسیس انجمن های اسلامی در ۶۶ سال قبل گفت: پیش تر دانشگاه دروازه ای برای نگاه کردن به تحولات جهانی بود ولی با ایجاد انجمن های اسلامی همه متوجه شدند که در این محیط نگاه دیگری که بتواند تحولات را در کنار اعتقادات بنشاند میسر است و انجمن های اسلامی نیز براین اساس تشکیل شده است.

وی به دو چهره انجمن های اسلامی اشاره کرد و افزود: یک چهره ، چهره ای است به سنت ها و دین نگاه می کند و چهره ای است که قرابت زیادی با نهادهای دینی دارد و چون زمینی مبارک از آنها تغذیه می کند.چهره دوم انجمن های اسلامی نگاهی به جهان دارد. جمع کردن این دو نگاه و دو جهت در یک نهاد یک معجزه است و این مانند همان برخورد سنت و تجدد است.

مهندس موسوی در ادامه اظهار کرد: ما از یک سو یک جنبه دینی و سنتی داریم که از آن طریق این انجمن قوت می گیرد و از حمایت مردم تغذیه می کند و از تجربیات نهادهای سنتی بهره مند می‌شود. از یک طرف هم نگاه خود را تغییر و تحولاتی باز می کند که جهان را دگرگون می سازد و چهره ژانوسی انجمن های اسلامی در همین جا ظهور می کند.

میرحسین موسوی با اشاره به نظر امام خمینی(ره) مبنی بر این که همه تحولات از دانشگاه شروع می شود اضافه کرد: چه بسا نظر حضرت امام(ره) ناظر بر همین چهره دو گانه باشد. اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم اکثر آنچه به جامعه منتقل می شود از طریق انجمن های اسلامی بوده است. این انجمن توانسته است ظرفیت های عظیم دینی را به جامعه علمی منتقل کند.

مهندس موسوی با مقایسه وضعیت دانشگاه ها از ۱۳۲۱ تاکنون تصریح کرد: انجمن های اسلامی سهم بالایی در دیده شدن فضای دانشگاهی داشته اند. از قدیم هر گاه مشکلی برای کشور ایجاد می شد ، صف اول طلایه داران را دانشجویان تشکیل می دادند.امکان این تاثیر به دلیل اعتمادی است که مردم به فرزندان خود در این انجمن ها داشته اند؛ اعتمادی که موجب شد انقلاب اسلامی در کشور پیروز شود. مردم بی دلیل در جایی سرمایه گذاری نمی کنند و مردم در جایی که تردید دارند نیز سرمایه گذاری نخواهند کرد و بدین ترتیب حامی جریان هایی که پشت به نگرش و جهان بینی آنها کند نمی شود.

موسوی با بیان این که انجمن های اسلامی توانسته اند در نهادهای سنتی ، دینی در رابطه با روحانیت ، مساجد و هر گروه مذهبی نقش بالایی را برای روشنگری و دگرگونی ایجاد کنند تصریح کرد: هر کدام از این چهره ها تضعیف شود ، انجمن اسلامی قدرت خود را از دست می دهد.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در تشریح این مطلب خاطرنشان کرد: به محض این که تکیه براعتقادات دینی در این انجمن ها کم شود نه تنها اعتقاد مردم به این نهاد کم می شود بلکه این نهاد نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد.درعین حال به محض این که آن چهره نگاه نو به جهان از دست برود نیز انجمن ها تبدیل به جمع متحجر بسته ای می شوند که نمی توانند نقش خود را بازی کنند.

وی با تاکید بر این که توان انجمن های اسلامی در همین نگاه دو گانه است تصریح کرد: یکی از معجزات چنین نهادی این است که درست در نقطه مرزی می تواند دو جریان به ظاهر متضاد را جمع کند. نقش انجمن ها در این رابطه نظیر نقش مرزداران است، مرزدارانی که از مرزهای قلمروی اسلامی دفاع می کنند و البته نقش دانشجویان از نقش این مرزداران کیفی تر است، کمتر نهاد و جمعی پیدا می شود که در چنین نقاط حساسی ایستاده باشد.

نظرات ()



هادی خرسندی : خدا یک شب به خواب شاه آمد از وبلاگستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧

اواخر سال 57 این شعر طنز شهرت زیادی کسب کرده بود و یک نسخه اش نیز به دست من رسیده بود و میخواندیم و برایمان جالب بود.
یک نسخه از آن را در وبلاگستان دیدم شاید کامل نباشد:

لینک مطلب از وبلاگستان:

خدا یک شب به خواب شاه آمد........ خمینی با خدا همراه آمد

شهنشاه جوانمرد جوانبخت......ز وحشت بر زمین افتاد از تخت    

توگویی طبق فرمان الهی ............. فرو افتاد او از تخت شاهی

شعر کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



عماد افروغ : فضای نقد جز با دموکراسی دینی نمی‌آید
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونه‌ای باشد که در آن بی‌انصافی و لاقیدی موج بزند

عماد افروغ گفت: دموکراسی دینی که انقلاب اسلامی برای تحقق آن به وقوع پیوست ضمن اینکه حق مردم را به رسمیت می شناسد، بر محدودیت حق اصحاب قدرت تاکید دارد. به گزارش ایسنا، این استاد دانشگاه که در چهاردهمین نشست هنر، فلسفه و ادبیات سخن می‌گفت، تصریح کرد: باید توجه داشت یکی از شاخص‌های مهم و بسیار اساسی مردم‌سالاری دینی چرخش اصحاب قدرت است؛ چرا که در غیر این صورت جامعه به سمت انحراف و فساد سوق داده می‌شود.

وی افزود: ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونه‌ای باشد که در آن بی‌انصافی و لاقیدی موج بزند. افروغ هم‌چنین با اشاره به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران و اصالت این جنبش، گفت: به واقع این جنبش حرکت در مسیر آزادی و روشنفکری و برای کل جامعه آگاهی‌بخش بوده است.

وی اضافه کرد: اگر جنبش دانشجویی کارکرد اصلی خود را که همانا حرکت در مسیر آزادگی است از دست دهد و خود را به احزاب و گروه‌ها و جناح‌های سیاسی خارج از دانشگاه متصل کند به یک هژمونی و ابزار قدرت تبدیل خواهد شد که در این صورت دیگر جایگاه و پایگاه اصلی خود را نخواهد داشت.

این استاد دانشگاه در پایان از نپرداختن دانشگاه‌ها به نواندیشی انتقاد و خاطرنشان کرد: متاسفانه اداره متمرکز دانشگاهها باعث شده این مراکز محافظه‌کارتر شوند

نظرات ()



کروبی : سرنوشت انتخابات از پیش تعیین شده نیست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

خطرناک ترین حرف آن است که سرنوشت انتخابات را از پیش تعیین شده بدانیم و باید با حضور گسترده در پای صندوقهای رای مانع اجرای چنین برنامه هایی شد. به گزارش مهر، حجت الاسلام مهدی کروبی بعد از ظهر یکشنبه در جمع خانواده های شهداء و کشاورزان و باغداران استان افزود: ورود محصولات کشاورزی نتیجه بازماندن از تقویت کشاورزی است و این امر زیان دو چندانی به بخش کشاورزی وارد می کند.

وی اظهار داشت: برای رفع مشکلات بخش کشاورزی و باغی نگاه همه جانبه، برنامه ریزی و نگاه کارشناسی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. وی، صرف ارز خارجی را از جمله دغدغه ها و نگرانی های همیشگی مجلس عنوان کرد و افزود: متاسفانه امروز شاهد ورود بی رویه محصولات و هزینه کرد ارز در این زمینه هستیم.

دبیرکل حزب اعتماد ملی به نقش خانواده های شهدا در دوران انقلاب و دفاع مقدس اشاره و بیان داشت: امروز مردم می خواهند تا مسئولان به اهداف و برنامه های انقلاب و امام راحل عمل کنند. حجت الاسلام کروبی یادآور شد: مشارکت مردم در انتخابات امری ضروری بوده و برای رفع برخی اعمال از سوی نیروهای خودسر، حضور یکپارچه مردم در این رویداد بزرگ مهم است.

وی عنوان کرد: شهدا و خانواده های معظم آنان در پیروزی و پیشبرد انقلاب اسلامی نقش اساسی ایفا کرده اند و مردم بار دیگر با حضور یکپارچه در عرصه انتخابات با آرمانهای شهداء و امام شهیدان تجدید پیمان می کنند. وی یادآور شد: برای صیانت از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی باید در صحنه بود و من هیچ وقت دست از آرمانهای انقلاب نمی کشم.

نظرات ()



خط امام با خط امامی ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

خط امام را
با خط امامی های گذشته و حال
به آینده پیوند میزنیم
ان شاء الله
گل

نظرات ()



جوشکار نقاش
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

سال ۵٧ بود و انقلاب تازه پیروز شده بود. نزدیک دبیرستان مان مغازه جوشکاری بود که خیلی با شوق و امید از آینده و صنعت و جوانان میگفت. جوشکاری با ذوق و انرژی بود که به ابتکار خودش یا نیمدانم مدرسه، کلاس جوشکاری برگزاری میکرد و در حین کلاس از خودباوری و اینکه ما هر کاری میتوانیم انجام دهیم میگفت.در آن زمان مشهور بود که ما سوزن را نیز از خارج وارد میکنیم و هیچ صنعت مهمی نداریم و مهمترین صنعت کشور صنعت نفت و ذوب آهن بود که انگلیسی ها و شوروی ها راه اندازی کرده بودند و البته صنایع مونتاژ خودرو سازی پیکان انگلیسی و نظامی که آمریکایی ها برعهده داشتند. نقاشی زیبایی نیز از امام خمینی کشیده و به دیوار آویخته بود. فضای فکری او شدیدا جهت گیری سازندگی داشت.

نظرات ()



زهرا شجاعی : میرحسین احیاگر اندیشه های امام است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

زهرا شجاعی گفت: «همچنان که امام حسین فرمودند برای اصلاح در دین جدم قیام می‌کنم، این حرکت میرحسین موسوی و اصلاح طلبان به طور کل، در جهت اصلاح روش‌های نادرستی بوده که در برخی حوزه‌ها بوجود آمد.»
وی افزود:«میر حسین موسوی سنبل مبارزه با فقر، فساد و تبعیض است و عملکرد ۸ ساله در جنگ این را نشان داد که اصلاح طلبی به معنای واقعی کلمه در ایشان است

نظرات ()



انقلاب و اصلاح دینی در جامعه ایرانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٩ اسفند ۱۳۸٧

آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است. خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند. مردم در مقابل حکومت قرار میگیرد و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند.  در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند و کار به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد. در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود. مردم خواستار استقلال و آزادی بودند. استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند. مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند، آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود، ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود. در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود. دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است. طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.

نظرات ()



ساختار سنتی فیلم و موسیقی پس از انقلاب اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧

فعالین حوزه فیلم و تئاتر و سینما بعد از انقلاب با نشیب و فرازی همچنان به فعالیت خود ادامه دادند و تعداد اندکی از هنرمندان این حوزه به خارج از کشور رفتند ولی در حوزه موسیقی که مورد انتقاد شدید بودند، ساختار گذشته فروپاشید.

نظرات ()



نظامیان شاه مستبد در برابر سیاستمداران و دانشگاهیان و مردم در کنار نظامیان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧

در کشورهای جهان سوم، رو در رو قرار گرفتن اقشار اجتماعی در برابر یکدیگر طبیعی است. شاه و حامیان و یارانش سعی میکردند رژیمی بنا کند که مردم حساب کار خود را داشته باشند و در امور حکومت دخالتی نکنند. با قدرت نظامیان آمدند و با نظامیان و کشتار مردم و دستگاه امنیتی زیر نظر نظامیان، بر کشور حکومت میکردند.
اما امام خمینی در مبارزه با همین شاه، اجازه نداد که نظامیان به عنوان یک قشر در برابر اقشار دیگر مردم  چون دانشجویان و اساتید و روحانیون و غیره قرار بگیرند و شعار همه با هم و ارتش برادر ملت است را به مردم آموخت.

نظرات ()



کروبی : کسی حق ندارد اسلام و انقلاب را به نام خود مصادره کند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧

لینک مطلب:

اعتقاد دارم که باید سطح مشارکت همه اقوام و مذاهب به ویژه اهل سنت را در حاکمیت افزایش داد ، البته باوردارم که گروه های افراطی هستند که از این تفکر و اندیشه را بر نمی تابند


ادامه مطلب ...
نظرات ()



خاتمی : ورود به عرصه انتخابات‏, فداکاری است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

لینک مطلب:

من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومت‌‏های دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است

آنچه ما می‌خواستیم و می‌خواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



هاشمی رفسنجانی : بسیاری از ضد ارزش‌ها محصول فقر و جهل است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

لینک مطلب:

بسیاری از ضد ارزش‌ها که مشاهده می‌شود محصول فقر و جهل است و ارزش‌ها در سایه زندگی صحیح و متعادل و مبتنی بر دانش و تقوی امکان‌پذیر است

وی اداره علمی کشور را بسیار مهم و بصورت عملی میسر دانست و گفت‌: دوره سعی و خطا و آزمایشی عمل کردن پایان یافته و این‌گونه عمل کردن سمی برای مدیریت جامعه است. هاشمی رفسنجانی، حرکت خارج از مسیر برنامه‌های توسعه‌ای و عمل نکردن به برنامه‌های مصوب را موجب انحراف در مسیر پیشرفت کشور عنوان کرد و گفت: در چنین حالتی بازگشتن به نقطه اولیه و حرکت در مسیر اصلی هزینه‌ زیاد و مدیریت نیرومندی می‌طلبد

نظرات ()



آیت الله صانعی : آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار است روبه رشد است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

لینک مطلب:

آیت‌الله صانعی : بی‌توجهی به آرای ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم مضر برای نظام است

آیت‌الله العظمی صانعی گفت:« تفاوت بارز انقلاب ایران با سایر انقلاب‌های بزرگ دنیا، آگاهی بسیار بالای ملت ایران است که این آگاهی هم چنان رو به رشد است»

به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در دیدار «راجرکوهن» خبرنگار ارشد روزنامه نیویورک تایمز آمریکا و نویسنده اثر مشهور «قلب‌های سنگ شده» ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: «درست است که انقلاب‌های دنیا وقتی رهبر خود را از دست می‌دهند از میزان بالندگی آن کاسته می‌شود اما این انقلاب تفاوت‌های بارز و آشکاری با سایر انقلاب‌های دنیا دارد که وجود این تفاوت‌ها رمز ماندگاری این انقلاب است.»

وی با اشاره به نقش دین و مذهب در حرکت و انقلاب مردم ایران گفت: «مهمترین عامل انقلاب مردم ایران دین و مذهب مردم بود لذا اگر بالندگی انقلاب بر اثر برخی شرایط کم شود اما اصل انقلاب و اصول آن می‌ماند و به تدریج عوامل مانع را کنار خواهد زد، چرا که مذهب یک عامل بسیار قوی و تاثیر گذار است.»

صانعی با اشاره به آگاهی بسیار بالای مردم در جریان انقلاب اسلامی اظهار کرد: «یکی از تفاوت‌های مهم انقلاب ایران با سایر انقلاب‌های دنیا آگاهی بسیار بالای ملت بود که این آگاهی همچنان رو به رشد است، لذا دین هم در جامعه ما دین همراه با آگاهی است و اینکه گفته می‌شود دین در میان جوانان کاسته شده است یک اشتباه است؛ بله! آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار نباشد آن قرائت از دین کم شده است، اما آن دینی که با حقوق بشر و دموکراسی سازگار است این دین روبه رشد است و علت آن این است که جوانان دینی را می‌خواهند که در آن از استبداد و خشونت خبری نباشد.»

شاگرد حضرت امام (ره) در ادامه با اشاره به سیره عملی حضرت امام و نفی استفاده ابزاری از دین در امور مملکتی عنوان کرد:«امام (سلام الله علیه) مذهب را ریشه و اصل می‌دانست و هیچ گاه از دین و مقدسات استفاده ابزاری نمی‌کرد لذا اگر مجریان در هر کاری از مذهب استفاده ابزاری کنند، این یک اشتباه و خلاف اندیشه امام است.»

این مرجع تقلید افزود:« در زمانی که حضرت امام در نجف حضور داشتند روزی از اطرافیان می‌خواهند که برای انجام امور منزل کارگری استخدام نمایند فردی را معرفی کردند و خدمت امام عرضه داشتند این آقا با تقوا است، زیارت عاشورا می‌خواند، خوب نماز می‌خواند و چه و چه. امام درپاسخ آنها فرمودند:«اینها همه خوب است، اما من کارگری می‌خواهم که خوب کار بکند و امورات محوله را به نحو احسن انجام دهد.»

وی افزود:« مسلم است که همه امور دست خداوند است اما معنایش این نیست که همه امور را به خدا نسبت دهیم و به گردن دین بیندازیم، اداره مملکت فکر می‌خواهد، کارشناس می‌خواهد و باید از نظر کارشناسان خبره و متعهد بهره جست.»

وی تفاوت دیگر انقلاب ایران با سایر انقلاب‌های دنیا را مخالفت با ترور و خشونت عنوان و خاطرنشان کرد: «انقلاب ما انقلاب منطق و کلام و آگاهی بود نه انقلاب متکی بر سر نیزه و اسلحه، حضرت امام در تمام دوران مبارزه حرکت‌های مسلحانه را قبول نداشت و هیچ گاه اجازه ترور و مبارزه مسلحانه را نمی‌داد، لذا معتقدم اگر دنیا از این طرز بینش و تفکر امام حمایت می‌کرد امروز دنیا گرفتار گروه‌های تروریستی مثل القاعده و طالبان نبود.»

این مرجع تقلید با اشاره به عوامل بازدارنده‌ی بالندگی انقلاب، بی‌توجهی به آرای ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم را مضر به حال نظام توصیف کرد.

صانعی در پاسخ به سوال راجر کوهن که پرسید: «آقای اوباما گفته است، دست ما برای مذاکره با ایران باز است، اکنون ایران نیز دستش را برای مذاکره با ایران باز کند، نظر شما در خصوص آینده روابط ایران و آمریکا چیست؟» اظهار کرد:«قدرتمندان زیاد شعار می‌دهند، باید ببینیم آیا عمل نیز می‌کنند؟ اما من معتقدم آمریکا اول باید دست‌های آسیب دیده در زمان قدرت‌های سابق را ترمیم کند بعد از ما بخواهد که برای مذاکره دستمان را دراز کنیم.»

وی افزود:«سابقاً هم گفته‌ام، قدرت‌های استعماری همه مانع دموکراسی در ایران بوده اند، همه منافع خودشان را می‌خواهند، آنها نفت ما را می‌خواهند نه نفع ما را.»

این مرجع تقلید خطاب به نویسنده کتاب «قلبهای سنگ شده» گفت:«قدرتمندان قلبشان از سنگ است، مگر قدرتمندانی که با خدا هستند همانند امام (سلام الله علیه)، بزرگ مردی که آمد سنگ‌ها را قلب کند.»

نظرات ()



فتوای ارتداد سلمان رشدی بیست ساله شد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

بیست سال از فتوای امام خمینی مبنی بر ارتداد سلمان رشدی گذشته است. در جنگ اعلام نشده ی غرب بر علیه مسلمانان، سلمان رشدی به شاخصه ای ویژه بدل شده بود. مسلمانان شبه قاره با تظاهرات خواهان مجازات وی بودند و کمی بعد امام خمینی نیز نسبت به وی و اثرش، موضعی سخت و جدی گرفت.

همه ساله صدها کتاب و مقاله ی ضد دینی در جهان منتشر میشود ولی مساله ی سلمان رشدی به اندازه ای مهم بود که چنین پیامی صادر شود:

« بسمه تعالی ـ انالله و اناالیه راجعون ـ باطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مولف کتاب « آیات شیطانی » که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هرکس در این راه کشته شود شهید است ان شاالله . ضمنا اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته . روح الله الموسوی الخمینی »

نظرات ()



مردان انقلاب اسلامی در صحنه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

عمق تاثیرات اجتماعی ناشی از سیاست های دولت احمدی نژاد، نگرانی گروههای علاقمند به آینده کشور را برانگیخته است.
حضور تاثیرگذار و فعال تر رجال دهه نخست انقلاب اسلامی که با عنوان خط امامی ها شناخته میشوند، راه حل برون رفت از بحران است.

نظرات ()