انسان انتخاب میکند
و با اندیشه و عمل خویش
آینده ی خویش و دیگران را
می سازد
...
در قول و فعل
بعضی اسیر یک گروه و دسته اند
بعضی اسیر یک فرد اند
بعضی اسیر یک اندیشه اند
بعضی اسیر نیستند
آزاد و عاقل و مستقل هستند و
اندیشه ها را بررسی و از میان آن ها
بهترین ها را انتخاب میکنند
عقل و نقل چنین حکم میکنند
گاهی برای اینکه احساس کنیم که هنوز زنده ایم
باید تغییر کنیم
مناسباتمان نیز با تغییر ما تغییر میکند
نه آنگونه که دیگران میخواهند
آنگونه که خودمان میخواهیم
تغییر کنیم
انتخابی آگاهانه برای تغییر
و ظهور تازگی و زندگی
نظارت
فرع بر حق انتخاب است
نفی
فرع بر اثبات است
فرع، فرع است و اصل، اصل.
نتوانستن
واقعیت است
و نخواستن
حق است
تاثیرگذار بودن
یعنی انتخاب های موثر و مکرر
یعنی در جریان بودن
در بطن حرکت بودن
تغییر کردن و تغییر دادن
و این هزینه دارد
لینک مطلب از وبلاگستان:
اگر چه مراجعه به متخصصان فروع دین یعنی فقها اصطلاحا تقلید نامیده شده است اما اصل تقلید، تقلیدی نیست. چرا که هر کس در هر موضوع و مسئلهای که برایش پیش میآید میتواند تشخیص دهد که آیا تخصص فهم دیدگاه قرآن و احادیث را در آن موضوع دارد یا نه. پس خودش انتخاب میکند که در آن موضوع تحقیق کند یا به متخصص مراجعه نماید. بر این اساس میتوان گفت: تقلید بد است مگر آن که غیر مقلدانه و از روی آگاهی باشد!
همانگونه که تقلید کورکورانه کاری مذموم و مخالف با عقل است، اظهار نظر بدون تخصص و رفتار بیمبنا نیز کاری نابخردانه شمرده میشود. بر این اساس همۀ عقلا در جایی که عقلشان تشخیص میدهد تخصصی در آن زمینه ندارند، خود را موظف به مراجعه به متخصص میدانند
اگر چه هر کسی حق دارد در هر موضوعی یا خودش تخصص پیدا کند یا به متخصص آن رشته مراجعه کند، اما بخشهایی از دینداری از این قاعده مستثنی است و هیچ کس حق ندارد در اصول دین از کسی تقلید یا به استناد نظر متخصصی تصمیمگیری کند. همۀ فقیهان و دانشمندان اسلامی نیز به این نکته تصریح کردهاند
