زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠
بعضی ها به ایران عشق دارند به خاطر خوبی هایی که از آن درک می کنند
به دلیل فرهنگ و تمدن و مردمانش
بعضی ها ایران را مانند کشورهای دیگر می دانند و چون در آن زندگی می کنند
یا منافع خاصی برای خودشان یا نزدیکانشان دارد به آن اهمیت می دهند
دو مبنای مختلف. یکی بر اساس عشق مستقیم به خوبی ها و دیگری در بهترین حالت عشق غیرمستقیم به خوبی ها که البته نادر است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠
بررسی اخبار در حوزه های سیاسی و اجتماعی نشان می دهد:
از نظر کمی تعداد اخبار مرتبط با ایران در حال افزایش است
از نظر کیفی موضوعات حساس تر و عمیق تر مرتبط با ایران دیده می شود
...
از نظر سیاست داخلی و خارجی موضوعات مهم تر و متعددی مطرح می شود
در مجموع شتاب رخدادها حتی نسبت به یکی دو سال گذشته افزایش یافته است
این شتاب ذهنیت و حافظه نزدیک و تصمیم گیری های جامعه ایرانی و جهانی و دولت ها و ... را فعال تر کرده است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠
هر ملتی حق دارد به ملیت خود افتخار کند
ولی انکار حق ملت های دیگر
یا انکار بخش هایی از تاریخ کشورش برای اثبات بخشی که می پسندد
خودخواهی خاصی است که پتانسیل رشد تا نژادپرستی را دارد
تاکید بر تاریخ انگلستان در دوره رومن ها یا انگلوساکسن ها یا وایکینگ ها و یا قرون وسطی برای نفی بخش دیگری از همین تاریخ، تنها خودخواهانه نیست، احمقانه نیز هست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
بعضی می گویند ایران برای اسلام
بعضی می گویند اسلام برای ایران
هر دو می گویند یکی برای دیگری و اثبات یکی برای نفی دیگری یا وسیله قرار دادن دیگری
...
بعضی می گویند دین و مملکت و هر آنچه هست، وسیله برای رستگاری انسان
بعضی می گویند همانگونه که دین از آن خداست، انسان و مملکت نیز از آن خداست
...
بعضی فراموش می کنند که این زندگی را پایانی است
ولی اکثریت مردمان در پی پایان نیک این زندگی هستند و برای همیشه فراموشکار باقی نمی مانند و به یاد می آورد
...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠
در مقیاس تاریخی جهش بزرگی کرده ایم
حرکت اصلی و جهت عمومی جامعه ایرانی رو به پیشرفت و تجدد و نوگرایی و دانش محوری و اخلاق مداری و دیگر وجوه تکامل یافته جوامع بشری است.
به دلیل شتاب موجود، که خود ناشی از احساس عقب ماندگی و منابع عظیم موجود برای حرکت است، میزان اصطکاک با لایه های مقابل و حاشیه ها زیاد است و گرما و شدت و التهاب و هزینه هایی که تجربه می کنیم ناشی از این اصطکاک است.
در مقیاس جزئی، دردناک و نگران کننده
در مقیاس کلی، آسان و امیدوار کننده
و جای شکر بسیار دارد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠
وقتی میگوییم: ایرانی هستیم
منظورمان یک مفهوم صرفا نژادی و حتی دقیقا نژادی نیست
مفهومی فرهنگی و ایدئولوژیک و آیینی نیز نیست
خیلی چیزهای دیگر نیز نیست
...
ولی چه هست؟
سرزمینی واحد با مرزهایی در تغییر
اندیشه ها و احساساتی به نسبت واحد
فرهنگ و تمدنی با سابقه و پربها
مردمانی با پیشینه واحد را آفریده است
...
بعضی از دوران پیش از تاریخ در این سرزمین بوده ایم و البته آمده ایم
گروهی از دیرباز در این سرزمین ساکن شده ایم
چون اهالی تیره پوست جنوب ایران از بوشهر تا بلوچستان
بعضی با امواج آریایی خود را به این سرزمین رسانده اند
و بعضی با امواج اقوام بعدی
این مهاجران
مهاجم نیز بوده اند
ولی بالاتر از همه انسان بودند و عاقبت همخانه شدند
و فرهنگی عظیم و درخشان را در پنج هزار سال گذشته ساخته اند
و در جهان جهانی شده ی امروز
به ایرانی بودن خویش افتخار می کنیم
و در پی زدودن کاستی هایمان خواهیم بود
به لطف خداوند بخشنده و مهربان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠
ما ایرانی هستم نه نژاد پرست
بر خود می بالیم ولی نه با انکار دیگران
افتخارات کشور کهنسال ما
از آن جهانیان است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸
استقلال کشور
از مجموعه ای عناصر و منظومه های کوچکتر شکل میگیرد
از استقلال فکری مردم
از استقلال روشنفکران و گروههای مرجع
از استقلال نهاد های مدنی چون کانون وکلا
از استقلال احزاب و گروههای سیاسی از قدرت حاکم
از استقلال قوا از یکدیگر
از استقلال در سیاستهای جهانی و دوری از تبعیت از شرق و غرب
از ....
یاد سخنان مهندس موسوی در حدود بیست سال قبل افتادم که به انتقادات از وضع موجود پاسخ میداد که شما وقتی مقدماتی را فراهم کردید، نتایج را نیز پذیرا خواهید بود.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸۸
شرایط دشواری است
به گمان خویش
ورق های تاریخ را پاره میکنند
روش های روسی
در جهان سوم
وحشتناک تر است
ولی در ایران
که موجودی الهی است
جواب نمیدهد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸
لینک مطلب:
کارنامه ما در راه به دست آوردن عزت و افتخار برای وطن و مردم دارای نمرات خوب و بد بسیاری است، اما هرچه هست روشن است، از شما تقاضا دارم با ارائه نام و کارنامه خود، به ما این افتخار را بدهید تا با ورق زدن کارنامه درخشان و زرین وطن پرستیتان، ما نیز مقداری بر وطن پرستی خود بیفزاییم، گرچه معتقدم مردم به خوبی بین ما وطنفروشان و شما وطنپرستان قضاوت خواهند کرد.
مهدی مهدویکیا در نامهای به طور رسمی از حضور در تیم ملی فوتبال ایران خداحافظی کرد.
در این نامه که در وب سایت شخصی مهدوی کیا انتشار یافته است، کاپیتان تیم ملی از دلایلش برای خداحافظی از تیم ملی گفته است.
او عنوان کرده قصد دارد به بازیکنان جوانتر شانس حضور در تیم ملی را بدهد و برای تیم ملی ایران در آینده آرزوی بهترینها را دارد.
بازیکن 32 ساله اینتراخت فرانکفورت در این نامه همچنین از خانواده و هواداران، همبازیان و مربیان و البته تمام کسانی که به او کمک کردهاند، تشکر کرده است.
به نام پروردگار یکتا
با درود بر مردم با فرهنگ و متمدن ایران در سراسر دنیا
در ابتدا با شما سخن میگویم که در همه حال و همواره حامی و پشتیبان تیم ملی و بازیکنان آن بوده اید و در تمامی پیروزیها و شکستها در کنار ما و در غمها و شادیهای یکدیگر شریک بودهایم، با پیروزیهای تیم ملی اشک شوق و با شکستها گریستهاید.
تلاش برای سربلندی ایران و به وجود آوردن لحظات شاد و زیبا برای شما، از وظایف اصلی من و همبازیانم در طول این سالها بوده است، اما از جهت شکستها و لحظات بدی که در ذهن شما نشاندهایم، به نوبه خود از همه شما عذرخواهی میکنم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت در راه رسیدن به اهدافتان را دارم.
اولین باری که با پیراهن تیم ملی به میدان رفتم را فراموش نخواهم کرد و مدت حضورم در تیم ملی از بهترین زمان عمرم به حساب میآید، از آنجا که در عمل به جوانگرایی اعتقاد خاصی داشتهام و به همین دلیل از شرکت در بسیاری از بازیهای ملی به خاطر حضور جوانان و تجربهاندوزی آنان، صرفنظر کردهام، زمان را مناسب میبینم که برای همیشه از فوتبال ملی کناره گیری کرده تا این جوانان برومند و توانا در سالهای آینده افتخارات بیشماری را برای ایران به ارمغان آورند.
آرزوی موفقیت میکنم برای تیمی که همیشه عاشقانه دوستش داشتهام و برای سربلندیاش تلاش کردهام و از این به بعد عنوان هوادار و حامی، بازیهای تیم ملی را دنبال خواهم کرد.
از مربیان عزیزم، بازیکنانی که در طول این سالها در تیم ملی همبازی بوده ایم و همیشه از دوستان خوب من هستند، از تمامی عزیزانی که در طول این سالها افتخار همکاری با آنها در تیم ملی را داشتهام، از مطبوعات و رسانههای ورزشی که همیشه سعی کردهام احترام متقابلی بین ما باشد، از همه شما صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
از تک تک اعضای خانوادهام، دوستان خوبم در سراسر دنیا که همواره مرا یاری کردهاند، از همسرم و دختر عزیزم که در طول این سالها به علت حضورم در اردوها و مسابقات بیشتر اوقات را تنها بودهاند و سهم بزرگی در موفقیتهای من داشتهاند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم و در پایان بعد از هفتهها سکوت لازم میدانم که نسبت به دو نکته اظهار نظر کرده و بعد از این هیچ اظهارنظر و مصاحبهای در مورد تیم ملی و فوتبال ایران انجام نخواهم داد.
اول آن که همه میدانیم با راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی و حذف نمایندگان فوتبال ما از جام باشگاههای آسیا، زنگ خطر برای فوتبال ایران به صدا در آمده است.
از تمامی پیشکسوتان و اهالی فوتبال که در فوتبال این مملکت زحمت کشیدهاند و دلشان برای فوتبال ایران میسوزد، درخواست میکنم دست به دست هم داده و با همت و تلاش و دور اندیشی شرایطی را به وجود آورید تا فوتبال ایران به جایگاهی که استحقاقش را دارد، باز گردد و از مسوولین فوتبال کشور و افرادی که به هر نحوی در اداره فوتبال ایران نقشی دارند، خواهش میکنم به جای نامهنگاری و پیگیری مسایلی که اصولا از وظایف آنها به شمار نمیرود، به دنبال اجرای طرحی منظم و دقیق و دراز مدت همراه با امکانات لازم برای فوتبال ایران باشند، به مانند دیگر کشورهای آسیایی که در فوتبال در حال پیشرفت هستند، تا در آینده شاهد شکوفایی و درخشش فوتبال ایران در سطح آسیا و جهان باشیم.
کلام آخرم خطاب به افرادی است که بازیکنان ملی را وطنفروش! خواندهاند:
شما با ارائه کدام مدرک و با چه جراتی به خود اجازه میدهید در مورد بازیکنان ملی این گونه قضاوت کنید.
بازیکنانی که در طول این سالها با کوچکترین چشم داشتی با تحمل اردوهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روحی و روانی ناشی از بازیهای مهم و سرنوشت ساز ملی و تحمل دوری از خانوادههایشان، تنها به دنبال کسب افتخار برای وطن و مردمشان بودهاند و تلاش نمودهاند در تمامی مسابقات آسیایی و جهانی و لیگهای معتبر اروپایی از اعتبار ایران و فوتبال ایران دفاع کنند.
بازیکنان ملی همه این تلاشها را نکردهاند که حالا شما افراد اندک آنها را با این القاب ناشایست بخوانید.
توصیه میکنم، شب هنگام که سر بر بالین میگذارید، کمی به شرف و وجدان فکر کنید تا فردا روز قبل از بیان هر مطلبی این دو ارزش انسانی که در وجود هر انسانی باید پیدا شود، را مد نظر قرار داده و از این به بعد بازیکنان ملی را با القابی که شایسته آنهاست بخوانید.
کارنامه ما در راه به دست آوردن عزت و افتخار برای وطن و مردم دارای نمرات خوب و بد بسیاری است، اما هرچه هست روشن است، از شما تقاضا دارم با ارائه نام و کارنامه خود، به ما این افتخار را بدهید تا با ورق زدن کارنامه درخشان و زرین وطن پرستیتان، ما نیز مقداری بر وطن پرستی خود بیفزاییم، گرچه معتقدم مردم به خوبی بین ما وطنفروشان و شما وطنپرستان قضاوت خواهند کرد.
بازیکنان تیم ملی همیشه سعی کردهاند، نماینده شایستهای برای مردم کشورشان باشند. از این رو در میادین جوانمردانه حضور پیدا کردهاند و تخلفات کمی را مرتکب شدهاند، گر چه بسیاری از بازیها را باختهایم، ولی اخلاق را فراموش نکرده ایم.
در این دوره نیز تیم ما کمترین تخلفات را داشت و به عنوان کاپیتان تیم از تک تک بازیکنان متشکرم و از آنها دفاع میکنم.
لازم به ذکر است که بررسی تخلفات در بازیهای بینالمللی فوتبال فقط بر عهده فدراسیون فوتبال جهانی فیفاست و نه هیچ فرد و سازمان دیگری.
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه ایرانیان.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸
میلیونها معترض در ایران
میلیاردها پیام صوتی و متنی و تصویری
در ملاقاتهای حضوری و غیرحضوری
و از طریق رسانه های قدیمی و جدید
منتقل میکنند
و این روند نتیجه ی مشخصی دارد
و آن ایجاد فضای دو قطبی دولت / ملت است
نه فضای دو قطبی ملت / ملت
رسانه ها و ابزارهای حکومتی و دولتی هستند که در برابر اعتراضات
موضعگیری میکنند و در عرصه عمل هستند نه مثلا گروههای اجتماعی مردم
مردم ایران وحدت دارند و ملاحظه ی خویش را میکنند
کسانی که ملاحظه مردم را میکنند
مردم نیستند
به همین دلیل است که در نظام مردم سالاری دینی
امکان اعمال حاکمیت مردم وجود دارد و مردم به خواست خویش خواهند رسید.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸
افراد و گروههایی که ارتباطشان با مردم همانگونه که هستند، قطع شود، به تدریج منجمد میشوند و طبیعی است که تصمیمات شان نیز متاثر از این جمود راهگشا و نتیجه بخش نخواهد بود. رفتار افراطیون داخلی و خارجی هر دو متاثر از همین درک غلط از شرایط است که به ذهنیات منجمدشان مرتبط میشود و بر عکس همدلی اکثریت قاطع ملت ایران در داخل و حمایت ایرانیان خارج از کشور از حرکت آنان ناشی از درک تغییرات و خواستهای متفاوت مردم است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
فضای دو قطبی موجود بین آقای احمدی نژاد و حامیانش از یک سو و مخالفان وی و معترضان به تقلب گسترده در انتخابات از سوی دیگر به صورت تمام عیار شکل گرفته است. این فضا به صورت یک حوزه مغناطیسی عمل میکند و حرکت های خارج از این دو چارچوب را تضعیف میکند. همچنین این فضا به دلیل سابقه عملکرد چهار ساله ی دولت نهم به معترضان موقعیتی برتر داده تا نیروهای میانی و مردد را جذب کند. به همین دلیل هر روز از حمایت های داوطلبانه از آقای احمدی نژاد کاسته میشود و این وضعیت در میان مدت نیز آسیب های زیادی را متوجه اردوگاه ایشان و حامیانش خواهد کرد و از منزلت اجتماعی و اعتبار آنان بیش از پیش خواهد کاست.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
تفاوت دیدگاههای سیاسی در جهان امری طبیعی است. در کشورهایی که انقلاب از سر میگذرانند، این تفاوتها سخت تر و اجتماعی تر میشود و همپای شکاف سیاسی در سطوح فوقانی، در سطوح پایین تر جامعه نیز شاهد تمایزات جدی تر میشویم.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری و نهضت سبزی که ایجاد شد، فرصتی پیش آمد تا وحدت ملی در ایران ترمیم شود و آن هم تحت رهبری جبهه ای از منتقدان وضع موجود به رهبری سه جهره ی اصیل متعلق به انقلاب اسلامی و نظام سیاسی کشور، خاتمی / کروبی / موسوی.
در این میان رنگ سبز و مهندس موسوی از موقعیت ممتازی برخوردار شده است و جای شکر بسیار دارد که چهره های خدوم کشور محور این تغییر هستند.
و ستایش مخصوص خداست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
این اعتراض چرا شکل گرفت؟
در انتخابات های کشور بارها و بارها بعضی شکست خوردند و بعضی پیروز شدند ولی چنین نشد که شد
چرا؟
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸
تصور کنید که انتخابات ابطال شود
چه احساس و شوری در مردم خواهیم دید؟
این همان شوری است که اگر برای هر پیروز واقعی انتخابات ایجاد میشود
ملت ما پیروزی میخواهد
خدا خواهد
نصیب باشد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢ تیر ۱۳۸۸
شایعه ی نفوذ قدرت های بیگانه در کشور نگران کننده است. قطعا هیچ خارجی در ایران چنین نفوذی که بعضی مطرح میکنند ندارد. نفوذی که به تغییرات عظیم دولتی یا ملتی منجر شود. بعضی سخن از روسها میگویند و بعضی از انگلیس ها و آمریکایی ها و آلمان ها. یاد این شعر سالهای دور دوران مشروطه و استبداد افتادم:
ایران شده ویران ز سه فیل
روس فیل انگل فیل آلمان فیل
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸
گرچه شرایط امروز تک تک ما ایرانیان از دیدگاههای مختلف سخت و کشور در شرایطی دشواری است ولی امید واثق دارم که روزگار تغییر خواهد کرد و روزهای بهتری در پیش باشد. خدا خواهد نصیب باشد
یاری از خداست و پیروزی نزدیک است
و تنها وعده ی حق وعده خداست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
from Tabnak News by info@tabnak.ir
دیدار تیمهای ملی ایران و کره جنوبی در حالی آغاز شد که بازیکنان ایران با دستبندهای سبز برابر چشمبادامیها به میدان رفتند تا این مسئله بهت و حیرت مردم را از چنین اقدامی به دنبال داشته باشد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸
بی تردید ایران نیز مانند بقیه کشورهای جهان
دشمنانی دارد
و این دشمنان از فرصت ضربه زدن به منافع ایران و ایرانیان
استفاده خواهند کرد
اینکه چه کسانی این فرصت را در اختیار آنان قرار داده اند
یا دشمن از چه راههایی به ملت ما صدمه میزند
موضوع دوم است
موضوع اول این است:
حفظ وحدت مردم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸
معمولا تنها زمانی میتوانیم از کلمه های ملت و ملی استفاده ی درست کنیم که موضوع به نوعی به اکثریت مطلق و قاطع ملت برگردد. به نظر میرسد اعتراض به سیاستهای موجود در سطح ملی مطرح است.
نخست نخبگان و سپس ملت حرکت خود را انجام دادند. اکنون نوبت پاسخ حکومت است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸
رفتار و اخلاق کدام کاندیدای ریاست جمهوری به مردم ما بیشتر احساس شادی و موفقیت میدهد و رئیس جمهور شدن کدامیک از کاندیداها حرمت ها و حریم های انسانی و ایرانی و اسلامی را میشکند؟
تا حداکثر دو هفته دیگر رئیس جمهور کشور ما مشخص میشود و اگر رئیس جمهور ما فرد شایسته و صادق و کارآمدی باشد خوشحال خواهیم بود.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸۸
پیروزی هر یک از کاندیداهای ریاست جمهوری محتمل است. در این میان احتمال پیروزی مهندس موسوی بیش از دیگر کاندیداهاست ولی حتی اگر پیروزی آقای احمدی نژاد را محال بدانیم، فرض محال که محال نیست:
یکی از دوستان هشدار میداد که آقا ... اگر احمدی نژاد شد رئیس جمهور که ....
پاسخی که به ذهنم رسید این بود:
ما مامور به تکلیف و وظیفه هستیم. نتیجه برای ما همین اقدام ماست. اگر هم نتوانستیم به نتیجه مطلوب برسیم باز هم خوشحالیم که تلاشمان را کردیم تا کشور را به ریل اصلی اش بازگردانیم و نشد.
در این کشور عده زیادی از جان و مال خود صرف استقرار نظام و تثبیت شرایط کشور کرده اند و خانواده های زیادی صدمه دیده اند. اگر قرار باشد آقای احمدی نژاد برای چهار سال دیگر همین سیاستهای خطا را ادامه دهد، ما نیز چون بقیه ملت تحمل خواهیم کرد و تلاش میکنیم تا ارزشهای مجعول جای ارزشهای واقعی را نگیرند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۸
روزهای پایانی رقابت انتخاباتی رسیده است. هر ایرانی با رای خود میتواند در پیروزی بزرگ ملت ایران سهیم باشد و سهم خود را در جشن خداحافظی با احمدی نژاد ادا کند. ان شاء الله

خداحافظی با احمدی نژاد حق مسلم ماست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸
اصولگرایان افراطی بی هدف نیستند. آنها عضویت ایران و ایرانیان در جامعه جهانی را هدف قرار داده اند و از تعامل با دیگران بیم دارند. حتی تعامل میان ایرانیان نیز برای آنان نگران کننده است.
ریشه ی این بیم مربوط به احساس ضعف عمیقی است که در مواجهه با دیگران اعم از اصولگرایان منتقد و اصلاح طلبان و غیر آنها دارند.
مسدود شدن سایت های تعاملی مانند فرندفید و فیس بوک بخشی از این تلاش اصولگرایان افراطی است. ظاهرا هر تعاملی به شکست اصولگرایان افراطی می انجامد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸
چرا بعضی روشنفکران ما فکر میکنند که عموم مردم متوجه سیاست های فریبکارانه نمیشوند؟ باور کنیم که مردم ایران به خوبی عمل صادقانه و فریبکارانه را از یکدیگر تشخیص میدهند. به امید خدا در انتخابات ٢٢ خرداد ٨٨ شاهد شکست قاطع آقای احمدی نژاد و حامیان و یارانش خواهیم بود. نصیب باشد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
تاکید بر هویت ایرانی نیازمند محتوای مناسب نیز هست وگرنه به دام افراط گرایی جدیدی می افتیم. ایران و ایرانییان را باید بهتر بشناسیم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۸
به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری کشور نزدیک میشویم و امید بسیاری وجود دارد که کشور عزیز ما با بی تدبیری و مصیبت های این چهار سال وداع کند. این وداع تنها به همت اکثریت ملت مسلمان ایران ممکن است.
به امید لطف و عنایت خدا شاهد حضور گسترده مردم ایران در انتخابات و تصمیم سرنوشت سازی دیگر و تجدید خاطره دوم خرداد ٧۶ با موجی بزرگتر و کارسازتر خواهیم بود. ان شاء الله
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
لینک مطلب:
کروبی : احمدی نژاد مجبور نیست در هر جلسه ای شرکت کند تا ملت ایران مورد اهانت قرار گیرد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۸
لینک مطلب:
مسئولان دولت نهم میگویند خشکسالی تنها دلیل واردات غلات است. اما منتقدان آنها میگویند که رکورد اخیر واردات محصولات کشاورزی، با ارزشی معادل 12 میلیارد دلار، نتیجه مدیریت نامناسب و خشکسالی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸
لینک مطلب:
سحام نیوز : مهدی کروبی طی حکمی سید عطا الله مهاجرانی را به عنوان مشاور خود در امور مسائل و مشکلات ایرانیان خارج از کشور منصوب کرد . متن کامل این حکم به شرح زیر است :
جناب آقای دکتر سید عطاءالله مهاجرانی
با سلام و تحیت
گرچه مدتی است که خارج از ایران عزیز رحل اقامت گزیدهاید، اما خوب میدانم که بیش از همیشه مسایل و مشکلات ایران را رصد میکنید و نگران وضعیت و سرنوشت میهن خود هستید، اما این حضور شما میتواند از جهاتی نیز کمک حال شود چرا که شما بهتر از دیگران با وضعیت و مشکلات ایرانیان خارج از کشور و نحوه تعامل آنان با داخل ایران و دولت آشنا هستید، و این روزها هم که فصل انتخابات است مراجعات مکرری به اینجانب میشود تا برنامهای را برای رسیدگی به وضعیت این هموطنان عزیز و حل مشکلات آنان و تسهیل روابطشان با داخل میهن و نیز استفاده موثرتر از تواناییهای آنان در احیا و آبادی و توسعه کشور ارایه کنم. از این رو جنابعالی را که حساسیت لازم به این مهم دارید و هم آشنایی کافی با مسأله و با نگاه و نگرش بنده دارید، برای بررسی این مسأله و ارایه طرحی جامع از مشکلات و راهحل آنها تعیین میکنم. رجاء واثق دارم که با استفاده از تجربیات دیگر هموطنان قادر خواهید بود که برنامهای عملی و مفید را در این زمینه ارایه نمایید.
مهدی کروبی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸
لینک مطلب:
ایران در هر زمینهای در منطقه اول نشده باشد مطمئنا در زمینه قطع شبکه فیبر نوری مقام اول خاورمیانه را با 190 بار قطعی این شبکه در سال داراست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸
در باب هنر ایرانیان آثار زیادی نگاشته و منتشر شده است. بعضی معتقدند:
هنر نزد ایرانیان است و بس
بعضی دیگر نیز میگویند:
هنر نزد ایرانیان است و بس، کافی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸
خیلی ساده و راحت شهروندان مجازی ایران به تابعیت و شهروندی مجازی قلمروهای دیگر در آمده اند. این موضوع را باید با حساسیت و البته دقت دنبال کرد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸
تصور کنید که ایرانیان همگی به دلخواه از حق رای خود استفاده کنند و در انتخابات دهم ریاست جمهوری کشور شرکت کنند. نتیجه چه خواهد بود؟
تصور این موضوع در واقع تصدیق آن است که اصولگرایان شکست سنگین دیگری را متحمل خواهند شد. شکستی بزرگتر از دوم خرداد ان شاء الله.
طبیعی است که چنین امر واضحی از چشمان اصولگرایان و به ویژه لایه های افراطی آنان پوشیده نیست و تلاش خواهند کرد که حضور غیرخودی ها را در انتخابات کاهش دهند. در وهله اول در حیطه کاندیداتوری و اگر نشد، در کاهش گروههای اجتماعی حامی کاندیداهای اصلاح طلب و هر راه ممکن و در دسترس دیگر.
تصور اینکه رای یک فعال تند روی اصولگرای با یک جوان بیست ساله مخالف اصولگرایان برابر است، اصولگرایان را نگران کرده است. روزگاری که میگفتند رای مردم زینتی است گذشته است و اصولگرایان باید به فکر کسب رای باشند و شانس زیادی نیز برای رد صلاحیت کاندیداهای اصلاح طلب ندارند.
با اعلام بی طرفی مقام معظم رهبری در انتخابات و تصریح به عدم حمایت از کاندیدای خاص که مدتی بود توسط بعضی مطرح میشد، به قول آقای هاشمی رفسنجانی، نگرانی ها رفع گردیده است. البته نگرانی اکثریتی که به اعمال حاکمیت در کشور از طریق آراء شان امیدوارند، رفع شده است وگرنه کسانی که امید به حضور دوباره احمدی نژاد دارند و یا کسانی که ناامید از تغییرند، همچنان نگرانند.
حق رای هر ایرانی برای ایران برکت است. ایران را از ایرانی محروم نکنیم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
لینک مطلب از وبلاگستان:
نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ 
پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست.
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸
مهاجران به عنوان نمایندگان ایران در کشورهای مختلف مطرح نیستند. چرا که از نظر عاطفی و هویتی به وضعیت فعلی جامعه ایران مرتبط نمیشوند. ایجاد ارتباط نیازمند تغییر است. تغییر در داخلی ها. تغییر در خارجی ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸
کشورمان ایران و خودمان به عنوان ایرانی، نیازمند تغییر است. بهبود همیشگی حق مسلم ماست.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸
لینک مطلب:
منشاء و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست، اما این جشن قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمیترین آیین ملی در جهان به شمار میرود. در برخی از متون کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه بدین صورت روایت شده است که...
نوروز در ایران و چند کشور منطقه که دارای فرهنگ مشترک با ایران هستند جشن گرفته می شود، اما در چند سال اخیر برخی دیگر از کشورها آن را در قالب تعطیلات رسمی خود گنجانده اند و این نماد در حال تبدیل شدن به یک نماد جهانی است.
به گزارش مهر، جشنها اصولاً هویت ملی و یا دینی هر ملتی را تشکیل می دهند و هر مراسمی بیانگر علائق، سلیقه ها و فرهنگ ملت و تعلقات قومی آن به شمار می رود.
جشنها امروزه در بین تمامی اقوام مختلف برگزار می شود و این جشنها در هر نقطه و منطقه ای از زمین با دیگر نقاط متفاوت است و در صورتی که مراسمی حرکت خود را از یک قالب ملی و منطقه ای آغاز و به یک نماد بین المللی تبدیل شود می توان دلیل آن را وجود ارزشهای مشترک انسانی در آن دانست که منعکس کننده فطرت انسانها و تمایل آنها در کنار هم زیستن و صلح است.
عید نوروز و جشنهای سال نو شمسی یکی از جشنهای مهم در بین ایرانیان است. این جشنها که با آغاز فصل بهار و بیداری طبیعت آغاز می شود همان حرکتی است که از یک فرهنگ ملی سرچشمه گرفته و در حال تبدیل شدن به یک "نماد جهانی" است.
این مسئله تا بدانجا اهمیت دارد که سازمان ملل سازمان ملل برای ثبت عید نوروز به عنوان یک روز جهانی آن را به نظر سنجی گذاشت.
تاریخچه
منشاء و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست، اما این جشن قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمیترین آیین ملی در جهان به شمار میرود. در برخی از متون کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند. برخی از روایتهای تاریخی نیز آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد.طبق این روایتها رواج نوروز در ایران به 538 سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمیگردد. همچنین در برخی از روایتها از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است.
با افزایش محبوبیت عید نوروز در آسیای میانه و همچنین با اعلام رسمی شدن این مراسم در ترکیه، جهان در آینده نزدیک شاهد برگزاری آن در ابعاد وسیعتر خواهد بود.
نوروز در آذربایجان
عید نوروز در جمهوری آذربایجان همسایه شمالی ایران از اهمیت ویژه ای برای مردم این سرزمین دارد. نوروز به عنوان عید رسمی و ملی جمهوری آذربایجان بین مردم ارزش خاصی دارد. پس از استقلال جمهوری آذربایجان در 18 اکتبر 1991 عید نوروز از خانهها به محلهها و سپس به میادین شهرها گسترش یافت و تبدیل به یک آیین و مراسم رسمی شد.
در سال جاری هیئت دولت آذربایجان، به مناسبت این عید 8 روز تعطیل رسمی اعلام کرد. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطورهها و افسانههای گوناگونی نقل شده است. مثلاً در روایتی آمده است سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر میکند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی میکند و حتی دخترش را به عقد وی در میآورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا میکند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بودهاند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش میگیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور میدهد جنازهاش را روی کنگرههای دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن میکنند و مرثیههای بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیهها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیهها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند.
اهالی آذربایجان بعد از پایان چله کوچک خود را برای استقبال از عید نوروز آماده میکنند و مردم از آن به عنوان عید صلح و دوستی و وحدت و یکپارچگی یاد میکنند و طبق آیینهای باستانی، آنهایی که قهر هستند آشتی میکنند و قهر و کینه از میان برداشته میشود. در آذربایجان بر خلاف ایران مراسم سیزده بدر برگزار نمیشود.
در آذربایجان رابطه با عید نوروز جای مهمی به اعتقادات و فالها داده میشود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی میشنیدند نیتشان عملی نمیگشته است. بنابراین برمبنای آیین عید مردم از بدگویی و حرف نامناسب دوری میجویند.
تاجیکستان و مراسم نوروز
جشن نوروز برای مردم تاجیکستان بویژه بدخشانیان تاجیکستان جشن ملی نیاکان است که برای مدت سه روز برگزا می شود. آنها از این مراسم به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد میکنند و به نام "خیدیر ایام" یعنی جشن بزرگ معروف است.
مراسم گل گردانی
پیش از فرا رسیدن نوروز کودکان تاجیکستان با برگزاری مراسم "گل گردانی" به دیگران پیغام می رسانند. این مراسم یک هفته قبل از نوروز، یعنی در اوائل دهه دوم ماه مارس از سوی گروهی از کودکان که در دست گلهای سیه گوش، بایچیچک یا نوروزی دارند اجرا می شود. این کودکان به هر منزل مسکونی نزدیک شده و با قرائت شعرهایی فارسی فصل بهار را به صاحبان آن خاندان شادباش می گویند.
در پاسخ به تبریکات کودکان، صاحب خانه ها به آنها مقداری گندم، نخود، نسک و انواع دیگر محصولات غله یا شیرینی اهدا می کنند و کودکان با جمع آوردن عیدی خود این مواد را به منزل یکی از دوستان می برند و صاحب منزل برای آنها غذای نوروزی آماده می کند.
چهارشنبه سوری (آتش پَرَک)
"آتش پَرَک" از دیگر آئینهای نوروزی است. سه مشعل از چوب درخت سرو روشن می شود و مردم، به خصوص جوانان و دختران از بالای شعله آتش می پرند تا بدین وسیله کینه و کدورت و غم و درد خود را بیرون می کنند.
در نخستین روز نوروز مراسم "جفت براران" صورت می گیرد و به این دلیل از نوروز به عنوان عید بهار و آغاز کشت و کار برای کشاورزان نام می برند.
گل گشت، تفریح در پارکها، خرید، برگزاری مراسم فرهنگی و کشتیهای محلی از دیگر برنامه های تاجیکها برای گرامیداشت نوروز به شمار می رود.
مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه تکانی میکنند و به رسم دیرینه قبل از شروع عید بانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کردهاند و تا جشن نوروز نگاه داشتهاند در جلوی خانه راست میگذارند. چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانوادهای میکوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.
در این سرزمین پختن شیرینی ویژه و غذاهای متنوع جزو رسم و رسوم این ایام است. همچنین برگزاری دیگر تفریحات نیز در این ایام به شادی آن میافزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام "باج" نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان میکنند.
نوروز در قزاقستان
مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری میدانند و بر این باورند که در این روز ستارههای آسمانی به نقطه ابتدایی میرسند و همه جا تازه میشود و روی زمین شادمانی بر قرارمیشود.
در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن میکند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث میشود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند.
در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که "سوقیم" نام دارد غذایی به نام "اویقی آشار" همراه با آویز میپزند و از جوانهایی که دوستشان دارند پذیرایی میکنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عطر هدیه میکنند که آن را "سلت اتکیتر" مینامند و به معنی علاقه آور میباشد.
در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله ای به گردنش در ساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریق مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام میکند.
همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه ( آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه میشود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین میباشد.
نوروز برای قزاقها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت.
مسابقات معروفی نیز در این ایام در قزاقستان برگزار میشود که مهمترین آنها "قول توزاق" است که بین گروههای مرد و زن برگزار میشود. اگر برنده زنها باشند قزاقها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات میتوان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود.
در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز میشود که مسابقه شعر و شاعری است.
نوروز در ترکمنستان
در ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید، دوبار در سال جشن نو گرفته میشود. یکی از این جشنها با استناد به تقویم میلادی که به تائید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته میشود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه احیای دوباره آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.
عید نوروز در ترکمنستان جشن کشاورزانی است که آذوقه مردم را تامین میکنند و به همین دلیل کشاورزان دامنههای کوه "کپت داغ" و کنارههای آمودریا با عظمت خاصی نوروز را جشن میگیرند. به اعتقاد مردم ترکمنستان، زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست، آن روز را نوروز نامید.
پس از استقلال کشور ترکمنستان رییس جمهوری این کشور به منظور احیای رسم دیرین کشور که از نسلهای پیش وجود داشته، سال نو را «نوروز» اعلام نمود. امروز عید نوروز به عنوان جشن ملی به رسمیت شناخته شده است. مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند. آنها در این ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازیهای مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی میدهند.
در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار میشود که میتوان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، و غیره اشاره نمود.
نوروز در قرقیزستان
عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردین و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردین برگزار میشود. مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک میبیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابانهای اطراف این جشن برگزار میشود.
در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل بش بارماق، مانته برسک، و کاتما مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش میشود.
در قرقیزستان در این روز افزون بر جشن برگزاری یک سری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به گونه چشم گیری در این روز مسابقات دنبال میشود و جوایز ارزندهای به نفرات برتر داده میشود.
نوروز در ازبکستان
مردم ازبکستان نیز هرسال اول فروردین را به عنوان عید نوروز، جشن میگیرند. نوروز در بین ازبک ها از خانه تکانی آغاز می گردد. زنان و دختران وسایل خود را از خانه ها بیرون آورده و آن را در آفتاب پهن می کنند تا بوی آفتاب نوروزی به خانه و کاشانه آنها دمیده و هوای آن را گوارا سازد. بعضا هر طبق، بشقاب و یا کوزه و کاسه شکسته خود را دور افکنده دیگ ها را از آب باران فروردین پر می کنند تا باشد که تمام سال رزق خانواده آنها فراوان و پر و پیمان باشد.
آنها از شیره گندم نو رسته به طور دسته جمعی و با سرود و ترانه سمنک های تنوری می پزند. مردم ازبک نوروز را با عبور لک لک ها تشخیص می دهند و بعضی ها فال پرنده می بینند و پیشگوییها می کنند.
در این روزها دختران قفلها را به اشخاص معتبر و سیراولاد ( دارای فرزند زیاد) می دهند که بگشایند تا بختشان گشاده گردد. زنهای بی فرزند برای حامله شدن بر لب آب روان می نشینند و کلوخ در آب می اندازند و دعا می کنند. جوانان در زمین های چمن کشتی می گیرند و در بزکشی ها شرکت می ورزند.
اسلام کریم اف رئیس جمهوری این کشور در یکی از پیام های نوروزی خود خطاب به مردم گفت:"در نوروز نیرویی نهفته است که هر انسان را باهر گرایش دینی و ملیت نسبت به هم متحد و مهربان" میکند.
نوروز در روسیه
شوروی یک امپراطوری بود بیش از یک صد قوم و ملت به اجبار متعهد شده بودند و به عنوان مردم شوروی معرفی می شدند. در آن زمان همه آداب و رسوم تاریخی و اعیاد از جمله عید نوروز به عنوان میراث مضر گذشتگان تبلیغ و اعیاد جدید و ساختگی شوروی جایگزین آن می شد. اما امروزه حتی دامنه محبوبیت مراسم باستانی نوروز به روسیه نیز کشیده شده است. هر ساله در عید نوروز مراسمی در داغستان روسیه برگزار می شود.
در مراسمی که در فروردین سال 1386برای سومین سال پیاپی در دانشکده خاورشناسی دانشگاه دولتی داغستان برگزار شد دکتر "نوری محمدزاده" مدیر مرکز ایران شناسی این دانشکده به تشریح تاریخچه این عید پرداخته و گفت: برگزاری عید نوروز در داغستان نشانگر تاثیر عمیق تاریخی و علاقه شدید مردم داغستان به تمدن کهن ایران می باشد چه اینکه این عید از زمان ساسانیان در داغستان با شکوه و عظمت خاصی جشن گرفته می شود.
در این مراسم پروفسور "ماگمد عبدوسلا اف" معاون رئیس دانشگاه دولتی داغستان و رئیس کرسی زبان انگلیسی این دانشگاه با تشکر از مرکز ایران شناسی نیز به همه حضار اشاره کرد که برگزاری عید نوروز در دانشکده به یک سنت حسنه تبدیل شده است و پیشنهاد کرد تا از این به بعد این عید در سطح دانشگاه بعنوان یک جشن بزرگ برگزار شود.
روسلان قدیراف رئیس کرسی ادبیات ایران و ترکیه در این مراسم گفت: برگزاری چنین جشن هایی علاقه زیادی در دانشجویان و محققین برای شناخت بیشتر زبان و ادب و فرهنگ و تاریخ ایران زمین ایجاد می کند.
نوروز در افغانستان
عید نوروز در افغانستان از دیر زمان مرسوم بوده است. نوروز در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان شکل و شکوه پیشین برگزار میشود. در روزهای اول سال همه دشتهای بلخ ودیوار و پشت بامهای گلی آن پر از گل سرخ میشود. در اولین روز عید نوروز بیرق سخی که منسوب به امیر المومنین (ع) می باشد در مزار شریف و در سخی کابل بر افراشته می شود. "علم" امام علی با مراسم خاص و با شکوهی برافراشته میشود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسماً آغاز میشود و تا 40 شبانه روز ادامه مییابد و در این مدت نیازمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله مینشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند.
مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است.
از آئین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ میتوان انجام مسابقات بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. در افغانستان نوروز همزمان با آغاز کار و تلاش است. مدارس در افغانستان با فرا رسیدن فصل بهار آغاز می شود و دانش آموز و دانشجویان پس از تعطیلات زمستانی دو باره به سر کلاس می روند.
نوروز در پاکستان
در پاکستان نوروز را "عالم افروز" یعنی روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان میکند مینامند. در این کشور گروهها و دستههای مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویمهای خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن میپردازند و این تقویم را در پاکستان (جنتری) مینامند.
در ایام نوروز مردم از گفتار نامناسب پرهیز نموده و با نوازش یکدیگر با احترام و اخلاص از همدیگر نام میبرند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبانهای اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان میشود.
پاکستانیها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین میگردد.
نوروز در ترکیه
مردم عثمانی که ترکیه امروز بخشی از آن امپراطوری بشمار می رود عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده میشد جهت پادشاهان و درباریان تهیه مینمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه میشده که شفابخش بسیاری از بیماریها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی میشده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در کنار شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سال روز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه زهرا(س) دانسته اند.
نوروز تا نخستین سالهای تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان این کشور برگزار می شد، اما بتدریج این مراسم اهمیت پیشین خود را از دست داد، تا مدتها این جشن در مناطق کردنشین و در پارهای از مناطق شمال رسم وآئین نوروز موجودیت خود را حفظ کرد. اما در چند سال اخیر دولت ترکیه با عنایت به سیاست همگرایی با کردها علاقمندی خود را به برگزاری این عید به صورت ملی اعلام کرده است تا جائیکه وزارت آموزش و پرورش ترکیه در اواسط ژانویه 2005 طی بخشنامهای به مراکز آموزشی این کشور، خواهان برگزاری آئین های ویژه عید نوروز به عنوان عید رسمی شد.
در اساسنامه جدید آموزش و پرورش ترکیه، عید نوروز به عنوان عید ملی این کشور پذیرفته و به مراکز آموزشی ابلاغ شد که از این پس در روز 21 ماه مارس (اول فروردین) آئینهای فرهنگی و هنری برای بزرگداشت این عید برگزار شود.
در این بخشنامه با اشاره به اینکه عید نوروز در کشورهای منطقه و آسیای میانه جشن گرفته میشود، از مسئولان مراکز آموزشی خواسته شده است که عید نوروز را به عنوان یکی از عیدهای ملی به دانشآموزان معرفی کنند.
علاوه بر این مسئله عید نوروز در شهرهای جنوب شرقی ترکیه، مانند دیاربکر، شانلی اورفا، ماراش، و مرسین، به صورت باشکوهی برگزار می شود که بیشتر منعکس کننده فولکلر مردم آن نواحی است. از ویژگی های آن یکی نواختن پر سر و صدای سورنا و دهل و دیگری ایراد سخنرانی های آتشین در کنار کپه های آتش است. این آئین ها در میدان های بزرگ و اصلی شهرها و روستا ها برگزار می گردد و جمعیت انبوهی از زن و مرد، در حالی که دست هم را می گیرند، به دور کپه های آتش به رقص و پایکوبی می پردازند. در خانه ها پختن شیرینی های خانگی و غذا های خاص نوروز از سنت های دیگر مراسم نوروزی است.
نوروز در عراق
عراق یکی دیگر از کشورهای منطقه است که عید نوروز را جشن میگیرد. دولت به مناسبت عید نوروز پنج روز تعطیل رسمی اعلام می کند و بیشتر مقامهای عالی کشور بویژه کردها مراسم ویژه نوروز برگزار میکنند.
درباره سابقه عید نوروز در عراق باید گفت از نخستین روز تاسیس حکومت کنونی عراق، در این کشور نوروز تعطیل رسمی بوده و یکی از اعیاد و روزهای مهم عراق محسوب میشده است.
در زمان حکومت صدام حسین با وجود این که وی دشمنی سرسختانه ای با آئین های غیر عربی داشت، مراسم عید نوروز برگزار میشد. با سقوط رژیم بعث و تاسیس نظام جدید و نوپای فعلی در عراق نوروز اهمیت ویژهای در این کشور پیدا کرد. به گونه ای که در نخستین روز بهار که مصادف با اول فرودین سال خورشیدی میشود، مقام های سیاسی این کشور عید نوروز را به ملت عراق تبریک می گویند.
کردهای عراق در نوروز رسم دارند که اگر کسی در طول سال عزیزش را از دست داده باشد، در خانه خود میماند و اقوام و دوستانش برای به اصطلاح ابلاغ جای خالی عزیز از دست رفتهاش به دیدن وی میآیند.
در میان کردهای عراق اقوام دیگری نیز وجود دارند که همانند کردها نوروز را برگزار میکنند.این قوم ایزدیها یا یزیدیها هستند که عموما در شمال عراق زندگی میکنند.
دکتر خلیل جندی رشو،استاد دانشگاه گوتینگن آلمان، درباره جشن سال این اقوام می گوید: "جشن چهارشنبه سوری در واقع جشن اول سال ایزدیهاست که در بین ملتهای دیگر مثل ایرانیان نوروز خوانده می شود. ولی ایزدیها این جشن را هر ساله چهارشنبه سور یا چهارشنبه سرخ می نامند. این جشن در شب اولین چهارشنبه ماه آوریل که ایزدیها بر اساس نام ماههای سریانی "نیسان " می گویند، برپا می شود."
ایزدی ها در عید تخم مرغ رنگ می کنند، چرا که شکل تخم مرغ شبیه زمین است و رنگ کردن آن به این معنی است که می خواهند دنیا به این رنگ ها باشد و باعث سبزی دشت و صحرا شود. رسم جالب دیگر آنها این است که صبح زود سال نو به دشت ها می روند و دست و روی خود را با قطرات شبنم مسح می کنند و باور دارند که اگر کسی مریض باشد با این عمل بیماریاش شفا می یابد.
آرد نیز در جشن سر سال ایزدی ها نقش مهمی دارد. آنها در شب جشن به دشت می روند و با آردی که با خود بردهاند خمیر درست می کنند. بعد دسته گلی در وسط این خمیر فروکرده و آن را بالای در خانه هاشان آویزان می کنند. بدین معنا که بهار به خانه شان آمده است.
همچنین زنان نانی به نام سوک می پزند که برای خیرات به گورستان میبرند. ایزدی ها نیز مانند برخی از اقوام کرد آئینی را به جا میآورند که به آن "طواف" و گاهی نیز "جمی" می گویند.
نخستین طواف در یک ده ایزدی به نام "باشک وبخرانه " در روز جمعه پس از چهارشنبه سور شروع می شود و پس از آن تقریبا در همه روستاهای یزیدیها نیز آغاز می شود. هرطواف کننده یک فرشته دارد که تنها ویژه ایزدی هاست. این طوافها تا آخر ماه ششم میلادی که ایزدی ها به آن "هزیران" [حریزان] می گویند ادامه پیدا می کند و این نشان نوروز دربین ایزدیهاست.
ایزدیها در هر فصل سال جشنی دارند اما ویژگی جشن سر ساله که در اولین چهارشنبه ماه نیسان یعنی آوریل برگزار می شود، این است که مردم پس از سیزده روز دوباره جشن می گیرند که با سیزده بدر ایران قابل مقایسه است.
"نوروزی" در زنگبار
در زنگبار به مراسم نوروز ، "نوروزی" گفته می شود.
"زنگی" یک واژه فارسی است به معنی تیره رنگ، قهوهای و سیاه، "بار" یعنی جایگاه ، محل، کاخ مانند و نیز به معنی ساحل، کناره و کرانه و زنگبار یعنی ساحل سیاهان و یا سرزمین سیاهان. غیر اعراب این واژه را ، به گویش " زنجبار" به کار می برند و اروپائیان آن را "زنزیبار" می خوانند.
زنگبار، در سواحل شرقی قاره آفریقا قرار دارد و ایرانی ها از دوران هخامنشی ها با این بخش از آفریقا در رفت و آمد بازرگانی بوده اند.
در زمانهای کهن ، بویژه پس از یورش تازیان به ایران زمین ، گروه بزرگی از مردم شیراز به زنگبار، کوچ کردند و از همان زمانها ، آئین های ایرانی مانند نوروز را نیز با خود بهمراه بردند و اینک سالهاست که نوروز جشنی شناخته شده به نام " نوروزی " در زنگبار می باشد.
کدبان علی عطار، مستند ساز ایرانی که در زمینه نوروز در کشورهای گوناگون چندین فیلم تهیه کرده است ، می نویسد " در دوران پایانی سده 19 و ابتدای سده بیستم ، دولت انگلستان جزیزه رنگبار را که در نزدیکی کرانه باختری آفریقا قرار دارد به تصرف خود درآورد و برای پیشبرد بخشی از کارهای فنی در آنجا ، گروهی از پارسیان هند را که در " گجرات " هندوستان زندگی می کردند استخدام و به آنجا فرستاد و به این ترتیب 150 خانواده پارسی نیز در زنگبار ماندگار شدند و در آنجا آتشکده خود را بر پا کردند و با آتشی که از معبدهای خود در هند آورده بودند این آتشکده ها را روشن کردند و همه ساله جشن ملی نوروز را برپا داشتند.
"پرویز " خانم خانواده داروخانه ولا از خانواده های زرتشتی- پارسی زنگبار که هنوز درآن جزیره اقامت دارند . شوهر او بمی است که به گفته خودش همان بهمن فارسی است.
خانم پرویز می گوید: پارسیان در آئینهای خودشان دو جشن نوروز دارند. یکی از آنها در اول فروردین که جمشید نوروز نامیده می شود. دیگری که نوروز سال نوست در 22 اوت یا اول شهریور برگزار می شود که تقریباً همزمان با شهریورگان زرتشتیان ایران است ولی مراسم سال نوی پارسیان زنگبار به دلایلی به این روز انتقال یافته است.
با وجود اینکه پارسی ها بنا به گفته خانواده داروخانه ولا 22 اوت را اول سال نوی خود می دانند، ولی در این روزها تغییر آب و هوا و برابری شب و روز چه در زنگبار و چه در هند به دلیل نزدیکی به خط استوا، چنانچه در ایران محسوس است، حس نمی شود. با این وجود پارسی ها جمشید نوروز را با شکوه برگزار می کنند. وقتی در گفته های پرویز و بمی داروخانه ولا دقت می کنیم، شباهت های این جشن با نوروز ایران، تاجیکستان و آذربایجان می بینیم.
خانم پرویز می گوید: "ما از صبح زود شروع به پختن غذا می کنیم. خویشاوندان همه در خانه یکی از افراد خانواده جمع می شوند و همه با هم غذا می خورند. هر کس دلش می خواهد برای عبادت به آتشکده می رود. دعا می کند و به موبد پول می دهد تا برای او دعا کند. برای صبح عید ما غذای مخصوص درست می کنیم که آنرا وارمیسلی می گوییم و همینطور شیرینی درست می کنیم و بعضی وقتها مرغ می پزیم."
نوروز در مصر
قبطیان مصر نیز جشنی سالانه به نام "نیروز" دارند که به عربی به آن "النیروز" میگویند. این جشن هر سال در اول پائیز برگزار میشود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. در مورد سابقه این جشن برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است، اگر چه خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان میدانند.
جشن نیروز قبطیان هر ساله در اول پاییز برگزار می شود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. درمورد نیروز در میان قبطیان اقوال مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است. اما خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان می دانند.
نیروز با نوروز ایرانى از نظر زمان برگزارى تفاوت هایى دارد ولى در اصل و ریشه با آن یکسان است. مصریان جشن نوروز را از ایرانیان گرفته و با همان نام و آداب و سنن برگزار مى کنند. نوروز مصرى (قبطى) هر سال با آغاز فصل زراعى و زمانى که رود نیل طغیان کرده و زمین هاى اطراف خود را سیراب مى کند آغاز مى شود. به عبارت دقیق تر روز اول ماه توت که یکى از ماه هاى مصر باستان است روز نخست نیروز قبطیان محسوب میشود.
هرودوت معتقد است مصریان باستان نخستین کسانى بودهاند که سال را به 12 ماه تقسیم کرده و به پایان آن 5 روز اضافه کردند.
مولف کتاب (صبح الاعشى) مى گوید: نوروز که یکى از مشهور ترین اعیاد مصر است از ایران باستان گرفته شده و به آن نام (نیروز قبطى) دادهاند. این عید با همان نام و آداب و سنن ایرانى در مصر برگزار مى شود. مصریان در این روز شادى کرده، آتش مى افروزند و آب بر روى یکدیگر مى پاشند که از مراسم ایرانیان به مراتب مفصل تر است.
عدهاى نیز معتقدند که نوروز از زمان کمبوجیه وارد این سرزمین شده است، یعنى از سال 595 قبل از میلاد که کمبوجیه سرزمین مصر را تسخیر کرد. گروهى نیز معتقدند که نوروز در زمان خسرو پرویز در سال 619 وارد مصر شده و برخى بر این عقیده اند که نوروز پس از ورود اعراب در مصر متداول شده است.
"لوى" (Levy) در کتاب "میراث باستانى ایران" درباره آئین هاى نوروزى در مصر آورده است: «مردم مصر عید نوروز را در آغاز ماه توت جشن مى گیرند، آتش مى افروزند و بر یکدیگر آب مى پاشند. به کارمندان دولت و خانواده هایشان لباس و پوشاک داده مى شود و طبق عادت دیرینه مردم نیز به همدیگر هدیه مى دهند. حتى پس از فتح مصر از طرف اعراب نیز این جشن باستانى ادامه داشت.
مقریزى مى گوید: "مردم در این مراسم از میان خود مردى را به نام میر نوروز انتخاب مى کردند و او معمولا صورت خود را با آرد یا زغال مى پوشاند، سوار بر الاغ مى شد و جامه قرمز به تن مى کرد و در کوچه و بازار شروع به گشت و گذار مى کرد. این میر نوروز از مردم طلب عیدى مى کرد و مانند مامور مالیات دفتر مخصوصى در دست مى گرفت و در صورت عدم دریافت پول و عیدى به صورت آنها آب مى پاشید."
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧
چرا به خوبی نمیتوانیم خود را معرفی کنیم؟ سوالی که در زندگی فردی و اجتماعی و حتی در روابط بین الملل با آن شاهد هستیم. شاید مهمترین دلیل این وضعیت، بلاتکلیفی مان با خودمان است. اینکه بدانیم کی هستیم و به آنچه هستیم اعتماد داشته باشیم.
تعریف نسبت خویش با خویش و دیگران قدم نخست است نه پایان راه. در مسیر معرفی خویش و خویشان، دیگرانی نیز هستند که مایل به اغتشاش در برداشت ها هستند. کسان حقیقی و حقوقی و داخلی و خارجی قدرتمندی که وضع موجود و حقیقت آن با منافع و علائق آنها در تعارض است. به همین دلیل در تلاش اند تا تحریف کنند. اگر مسیر ما رو به اصلاح است، از گذشته ی آن سخن به میان آورند و اگر مسیر ما به اضمحلال است از آینده ی ما بگویند. دشمنی یعنی این.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸
اینکه شاعران و مفاخر زیادی از سرزمین مادری ما برخاسته و به خدمت فرهنگ و تمدن های جهانی درآمده اند، موجب مسرت و خوشوقتی است. یاد و بزرگداشت بزرگان و مفاخر کشورمان توسط هر کس که باشد خوب است.
اینکه همه فارسی زبان ها را ایرانی میخوانیم از آن جهت است که زبان فارسی و خط فارسی تنها در ایران رسمی است و اکثریتی به آن وابسته اند و سابقه و بقای حکومت های ایران نیز پشتوانه آن است. همچون دریایی که آب آن تبخیر و کوچکتر شده است.
به امید روزگاری که اقیانوس شویم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸
لینک مطلب از وبلاگستان

برای سالها جوایز مسابقات بلیط بخت آزمایی که هر هفته برگزار میشد، در این میدان به نمایش گذاشته بمیشد.

یاد اتوبوس های دو طبقه بخیر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
دفاع از حرمت ایرانیان بزرگترین وظیفه هر دولتی است و ما به هیچکس اجازه نمیدهیم که در یک فرودگاه، فروشگاه یا کشور خارجی به ایرانیان اهانت کند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
میرحسین موسوی، امروز در برنامه ای که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی و در تالار شهید چمران دانشکده فنی این دانشگاه برگزار شده بود، گفت: "نمی توانیم از عزت مردم غزه و حزب الله دفاع کنیم، اما عزت مردم خود را نادیده گرفته ایم."
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
برای یافتن عشق به ایران، کجاها را باید گشت؟
یکی از جاها اینترنت است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
این نظر رئیس جمهور عراق در شرایطی مطرح می شود که پس از سقوط رژیم صدام مسئولان کشورمان اظهارنظر صریحی درباره زمان اقدام عملی برای استیفای خسارتهای وارده به کشورمان در طول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران نداشته اند و معمولا درباره آن طفره رفته اند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧
لینک مطلب:
Iran: the friendliest people in the world
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧
مجموعه دستاوردهای ایرانیان در عرصه فناوری، مجموعه ی عظیمی است. چه ایرانیان در خارج از کشور و چه ایرانیان داخل کشور. سرعت رشد ما با رشد دیگران چه نسبتی دارد؟ این سوال نیازمند بررسی و پاسخ است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
در ادبیات اقتصادی تا دهه شصت میلادی « رکود » ، که پیامد آن افزایش شدید نرخ بیکاری بود ، ناشی از کاهش سرمایه گذاری و اشتغال و نرخ رشد اقتصادی برشمرده می شد ، و « تورم » ، که پیامد آن توزیع ناعادلانه درآمد و افزایش شکاف طبقاتی و کاهش قدرت خرید دهک های درآمدی فقر بود ، ناشی از رونق اقتصادی و افزایش نرخ رشد اقتصادی ، و رابطه بین ایندو از طریق چرخه های ادواری تجاری و منحنی فیلیپس توجیه و تحلیل و برهمین پایه سیاست های اقتصادی مناسب برای مواجهه با ایندو پدیده اقتصادی در کشورهای صنعتی اتخاذ و اجرا می شد اما ظهور همزمان پدیده « رکود تورمی » در دهه هفتاد میلادی ، و در سال هایی که قیمت نفت افزایش شدید یافته بود ، این کشورها را با شرایط جدیدی مواجه ساخت و به فکر چاره جویی تازه انداخت که شرح آن در این مقال مقصود نیست . هم اکنون شاهد ظهور دو باره یک چنین پدیده ای در کشورهای صنعتی به عنوان پیامد بحران مالی حادث هستیم و علائم بارز آنرا می توان در کاهش همزمان نرخ رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری و تورم مشاهده کرد با این تفاوت که در دوره اخیر بدلیل جهانی شدن اقتصاد سرریز این بحران دامنگیر همه کشورهای جهان شده است و کم و بیش نشانه های ظهور « رکود تورمی » را در اقتصاد همه کشورها می توان مشاهده کرد .
هرچند « اقتصاد ایران » در سال های اخیر بدلائلی ارتباط چندان فعالی جز از ناحیه فروش نفت و واردات با اقتصاد جهانی نداشته است و طبعا باید کمترین تاثیر پذیری را از بحران مالی و اقتصادی حادث در کشورهای صنعتی داشته باشد اما ظاهرا همین ارتباط بعلاوه اجرای سیاست های نادرست اقتصادی دولت نهم برای ظهور پدیده « رکود تورمی » در « اقتصاد ایران » کفایت می کرده است . اگر دولتمردان کاهش نرخ رشد اقتصادی کشورهای صنعتی به حدود 3 درصد و افزایش نرخ بیکاری و تورم به بالای 7 درصد در این کشورها را بحران نامیده و بعضا منتظر فروپاشی و سقوط آنها هستند نمی دانم در مورد کاهش نرخ رشد اقتصادی ایران به همین حدود و افزایش نرخ بیکاری به حداقل حدود 12 درصد و تورم به 25 درصد را چه نام می نهند و منتظر چه رخدادی هستند؟
« اقتصاد ایران و رکود تورمی » موضوعی است که به ویژه در این ایام ، که بحث رسیدگی به لایحه بودجه سال آینده کشور در مجلس داغ و جاری است ، باید به جد مورد توجه و تامل و تدبیر نمایندگان قرار گیرد . از نظر این نویسنده با اینکه دولت نهم بدلیل اتخاذ سیاست های اشتباه اقتصادی و به ویژه عدم توجه به اجرای قانون برنامه چهارم توسعه و هزینه درآمد افسانه ای نفت در چهارسال گذشته بیشترین سهم و نقش و مسئولیت را در بوجود آوردن یک چنین وضعیتی برای « اقتصاد ایران » داشته است ، و لایحه بودجه تقدیمی نیز کمترین نشانی از توجه دولت به این موضوع ندارد ، بر نمایندگان مجلس هشتم که برای اولین بار به رسیدگی لایحه بودجه ورود پیداکرده اند و در واقع در آزمونی سخت برای سامان بخشیدن به اقتصاد ایران در سال آتی حضور یافته اند ، لازم و بلکه واجب است کمال دقت و تدبیر را در رسیدگی و تصویب قانون بودجه بکار بندند بگونه ای که « اقتصادایران » بتواند با کمترین تنش و هزینه شرایط « رکود تورمی » را پشت سرگذارد و از اینروست که مجلس باید با احتیاط تمام در تامین منابع و تخصیص آنها به مصارف جاری و عمرانی گام بردارد . سال آتی که سال انتخاباتی است و طبعا خود این موضوع بر وضعیت رکودی اقتصاد ایران دامن می زند ، سالی سخت برای اقتصاد ایران است اما در عین حال انتخابات می تواند راه های جدیدی را بروی اقتصاد ایران برای عبور از شرایط « رکود تورمی » بگشاید و از اینروست که یکی از مهمترین موضوعاتی که می تواند افق انتخاب را بروی شهروندان ایرانی باز نماید برنامه و سیاست های اعلام شده از سوی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم برای مواجهه با این وضعیت و رهایی « اقتصاد ایران » از دام بحرانی است که درآن گرفتار آمده است و باید امیدوار بود که انتخابات آتی به فرصتی برای مشارکت حداکثری مردم و انتخاب رئیس جمهوری بینجامد که بتواند کشتی طوفان زده « اقتصاد ایران » را بسلامت به ساحل پیشترفت و توسعه برساند .
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
تعداد اختراعات در برنامه سوم توسعه 5 هزار مورد بود که در 4 سال برنامه چهارم توسعه میزان اختراعات به حدود 24 هزار مورد رسیده است که 10هزار اختراع در سال 87 به ثبت رسیده است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
استاندار یزد درباره تبلیغات گفت : با سخنرانی نمی شود همه مطالب را عنوان کرد شاید یکی روضه داشته باشد، یکی می خواهد سریال یوزارسیف ببنید ...بنده به گزارش مدیر و فرماندار اکتفا نکردم و شخصا از پروژه ها بازدید کردم. حتی چند پروژه از 100 درصد فراتر رفته که آن ها را گزارش نداده ایم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
رئیس جمهور اسلامی ایران در گفت و گوی تلویزیونی تمام انتقادات وارد بر دولت را رد کرد و برخی از آنها را در راستای مشوش کردن چهره کشور دانست
رییس جمهور در خصوص بعضی جوسازی ها تصریح کرد: برخی میخواهند در فضای ایجاد شده ، القاء نمایند که دولت پاک نیست و این بی انصافی است، این دولت قانون گراترین دولت است و باید بگذارند تا مدیریت کند
دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه در همه جای دنیا ، ایران را در تراز بزرگترین قدرتهای جهان میسنجند و نقش، ادبیات و جهت گیریهای کشورمان در مناسبات جهانی تعیینکننده است، گفت: حضور فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جهان بسیار آشکار است و به ادبیات روز مردم دنیا تبدیل شده است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
وی با بیان اینکه راهپیمایی میتواند یک ملت را 20 سال جلو ببرد و موانع سنگین را از راه بردارد، تاکید کرد: برای اینکه به قلههای کمال و پیشرفت برسیم نیازمند تلاش و مجاهدت هستیم و سادهترین راهی که ملت ایران برای نشان دادن این تلاشها انتخاب کرده حضور در راهپیمایی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧
لینک خبر:
کل طول این مسیر حدود 80 کیلومتر است. اجرای این طرح سبب تسریع در رفت و آمد یک ساعته افراد از مازندران به پایتخت میشود و صرفهجویی در سوخت و وقت از مزایای دیگر این طرح است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
از سالهای کودکی به یاد دارم که وقتی از موشک و فضا می شنیدم، آرزوی حضور در عرصه های عملی ایران در فضا را در دل داشتم. حضورماهواره های ایران در فضا، نه تنها افتخاری علمی است که مهمتر از آن قدمی در چارچوب تقویت امنیت ملی کشور است.
حضور ایران در باشگاه فضایی و اتمی جهانیان حق مسلم ماست و موجب افتخار کشورهای مظلوم جهان و جهان اسلام است. بدون خواست قدرت های مسلط جهانی نیز میتوان بود و بهتر و بهتر شد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧
شرکت ملی نفتکش ایران گزارش داده که در پنج ماه گذشته دزدان دریایی به هفت نفتکش ایرانی حمله کرده اند اما موفق به ربودن آنها نشده اند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
وقتی در خبرها از قول سخنگوی دولت عراق خواندم که بر اساس تصمیم شورای وزیران عراق ،این کشور 300 میلیون دلار بابت تهاجم صدام به کویت، به هواپیمایی کویت غرامت پرداخت می کند داغ دلم تازه شد و مرا بر آن داشت تا این یادداشت را بنویسم:
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
در کامنت های پست قبلی و در پاسخ به اینکه چرا بعضی ها هنگام سرود ملی از جای خود بلند نمی شوند، شخصی این چنین نوشته :" من هم علاقه ای ندارم پا بشم.مگه این مملکت چی بهمون داده؟هر موقع دستی دراز شده یا برای گرفتن بوده یا زدن یا توهین یا..."
اول آنکه بلند شدن به احترام پرچم، احترام به هویت یک ملت است، و در همه کشورهای دنیا، صرف نظر از موافقت یا مخالفت مردم با حکومت یا دولتی که روی کار آمده، همواره به پرچم کشور خود احترام می گذارند.
اما واقعا این مملکت برای ما چه کرده که به آن احترام بگذاریم ؟ ... به یاد این جمله افتادم "پیش از آنکه بپرسید کشورم برای من چه کرده است، از خود بپرسید : من برای کشورم چه کرده ام ؟"
و باز هم به یاد آن فصل کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست افتادم که می گفت : وقتی دیدیم کره جنوبی به خاطر جنگی که از سر گذراند و ویران شد، نیاز به همت جدی دارد، به جای آنکه از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر کار کنیم، از 5 صبح تا 9 شب کار می کردیم تا این عقب ماندگی را جبران کنیم و کره جنوبی وضعیت کنونی را پیدا کند.
و به یاد آن حکایتی افتادم که اگر اشتباه نکنم درباره کارکنان دولتی شاغل در آلمان (یا یکی از کشورهای اروپای غربی) بود که برای کمک به دولت خود پس از بحرانی که سپری کرده بود، روزی نیم ساعت اضافه کار رایگان انجام می دادند.
چرا که آن ها می دانستند که در واقع برای دولت خود کار نمی کنند، بلکه برای پیشبرد جامعه خود تلاش می کنند و برای آسایش فرزندان خود.
آن وقت ما چه می کنیم ؟ تحصیل رایگان می خواهیم، استفاده از انواع یارانه ها را حق خود می دانیم، اگر کار دولتی می کنیم تنها ده درصد وقت خود را واقعا کار می کنیم و باقی را از کار می زنیم و عاقبت هم، از دولت، طلبکاریم !
البته هیچ دفاعی از عملکرد دولت (به خصوص عملکرد اقتصادی آن که نوعی فاجعه است!) ندارم، اما بد نیست ما که ادعا می کنیم دولتمان برای ما چه کرده، سری به دیگر کشورها بزنیم، کشورهایی که سی تا چهل درصد حقوق افراد را به عنوان مالیات اخذ می کنند، آب و برق و گاز و ... را هم به بهای تمام شده آن حساب می کنند ... و البته ما به ازای آن خدمات رفاهی بیشتری هم ارائه می کنند. ما انتظار داریم مالیات کمی بدهیم، همه چیز را یارانه ای دریافت کنیم و خدمات رفاهی هم به اندازه کشورهای اروپایی باشد !
یاد آن اس ام اس افتادم که می گفت یارانه دادن وظیفه دولت است، چرا که حقوق من ماهیانه سه هزار دلار است و هر ماه دو هزار و پانصد دلار آن را به دولت یارانه می دهم !
... مگر کسی شما را مجبور کرده برای دولت کار کنید ؟ مگر اگر شما شاغل در بخش خصوصی باشید، کسی برای شما سقف حقوق تعیین می کند ؟ برای خود کسب و کاری راه بیاندازید و ماهی پنج هزار دلار درآمد داشته باشید ! به عنوان متخصص جایی استخدام شوید و آنچه که حقتان است را مطالبه کنید.
خوب ، ما عادت داریم فقط ایراد بگیریم و غر بزنیم . این ساده ترین کار است ! این مساله هم مانند بسیاری مسائل دیگر، به فرهنگ ضعیف ما باز می گردد. فرهنگی که همواره سعی می کنیم همه چیز را تقصیر دیگران بدانیم و دیگران را بی فایده برای خود ! حتما دیده اید افرادی را که گاه می گویند مگر پدر و مادرم برای من چه کرده ؟ ... یا آن ها که بعد از چهار سال تحصیل در دانشگاه می گویند : مگر دانشگاه به ما چه یاد داده ؟ ... اصولا ما همیشه می خواهیم از همه طلبکار باشیم، نه انصاف داریم برای قضاوت، نه اراده ای برای تلاش بیشتر !
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧
همگرایی سیاسی در منطقه خاورمیانه نیازمند تلاش گستره تری است. از برکات همگرایی و کوتاه شدن دیوارهای بی اعتمادی در منطقه، امنیت و آرامش و توسعه در منطقه است. عدم کنفرانس امنیتی بین کشورهای خلیج فارس با حضور ایران و کشورهای منطقه، به دلیل فقدان اعتماد و همگرایی است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧
نگاهی به سرود شاهنشاهی ایران و سرود جمهوری اسلامی ایران میتواند نوع نگاه در دو دوره مختلف را نشان دهد. همچنین از شعار هر دوره میتوان اولویت ها و نگاه های متفاوت را تشخیص داد:
شعار کشور در زمان پهلوی:
خدا
شاه
میهن
شعار کشور پس از انقلاب اسلامی:
استقلال
آزادی
جمهوری اسلامی
سرود رسمی کشور در زمان پهلوی:
شاهنشاه ما زنده بادا
پاید کشور به فرش جاودان
کز پهلوی شـد ملک ایران
صد ره بهتر زعهد باستان
از دشمنان بودی پریشان
در سایه اش آسوده ایران
ایرانیان پیوسته شادان
همواره یزدان
بود او را نگهبان
سرود رسمی کشور در پس از انقلاب اسلامی:
سر زد از افق، مهر خاوران
فروغ دیده ی حق باوران
بهمن، فرّ ایمان ماست
پیامت ای امام، استقلال، آزادی نقش جان ماست
شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
چوگان سابقه ای طولانی در بین قبایل و ایلات جنگجو و مبارز داشته است. ایرانیان احتمالا نخستین بار چوگان را به صورت مسابقه و رقابتی ورزشی درآوردند که امروزه نیز شهرت چوگان با نام ایران و ایرانی پیوند خورده است.
اما سوال اینجاست که موقعیت امروز ما در این بازی چیست؟
لینک مطلب از وبلاگستان:
تاریخچه ی بازی چوگان
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧
ایرانیان علاقه و توجه فوق العاده ای به عقل و تدبیر در طول تاریخ نشان داده اند. اکتشافات و اختراعات و پایه گذاری و ایجاد تحول در علوم و فنون و امور کشورداری و گرایش به اندیشه ها و مکاتب مترقی عقل محور چون آیین زرتشت و فلسفه و عرفان و تشیع و بسیاری دیگر از وجوهی که در تاریخ ایران هویداست، ریشه در این امر دارد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧
در شرایط انقلابی جامعه ایران، دولت مرحوم بازرگان رویه غیرانقلابی را در پیش گرفته بود و لذا گروههای انقلابی از آن خشنود نبودند. در چنین شرایطی دانشجویان با حمایت افکار عمومی به سفارت آمریکا حمله کردند و آن را بدون خونریزی در اختیار گرفتند. آمریکا حامی اصلی شاه ایران بود و از نظر افکار عمومی همین کافی بود که اشغال سفارتخانه آمریکا مورد استقبال گروههای سیاسی و مردم قرار بگیرد. در شرایطی که دولت حامی این اقدام نبود و آمریکا سمبل زورگویی جهان بود، تحقیر ایرانیان با حمایت آمریکا از شاه، به این شکل پاسخی درخور یافت.
حالا تصور کنید که پس از شرایط انقلابی (شورای انقلاب) و دوران جنگ (میر حسین موسوی) و عصر سازندگی (هاشمی رفسنجانی) و گذر اصلاحات (خاتمی)، در شرایطی که برای نخستین بار امور دولت جمهوری اسلامی به دست یک دولت کاملا اصولگرا(احمدی نژاد) می افتد و ارکان اصلی قدرت با تمام قوا از آن حمایت میکنند، به سفارتخانه ها و محافظان آن حمله شود. یا همین جماعت برای کشتن رئیس جمهور کشوری که توسعه روابط با آن در اولولیت سیاستگزاران کشور است (مصر)، جایزه تعیین کنند. بعد هم محترمانه این جماعت را جمع و جور کنند و وزارتخارجه ما نیز از رفتار آنها عذرخواهی کند و مسئولیت رفتار آنها را هیچ مقام رسمی حاضر نشود بپذیرد.
عجب حکایتی است!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧
لینک خبر:
کیش میزبان دستاوردهای 30 ساله جمهوری اسلامی ایران در حوزه ICT
دستاوردهای 30 ساله جمهوری اسلامی ایران در حوزه ICT بین روزهای 11 الی 15 بهمن ماه سالجاری مصادف با سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران طی نمایشگاه ITEX2009 در جزیره کیش به نمایش گذاشته خواهد شد. سی امین سال بزرگداشت پیروزی انقلاب اسلامی فرصتی طلایی است تا دستاوردهای حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در بخش دولتی و خصوصی مورد بررسی قرار گرفته و از داشته های مثبت خود به عنوان زیرساختی برای پیشرفت در این موضوع استفاده نماییم. ما چنان که در برنامه چشم اندازه 20 ساله برای کشور پیش بینی کرده ایم باید با بهره گیری از این فناوری به عنوان ابزار توسعه صنایع و مسایل دیگر کشور به هاب منطقه خاورمیانه تبدیل شویم.
ITEX مبداء حرکت فناوری در ایران
الکامپ امسال خوب بود یا بد؟ Gitex2008 چطور ؟ این پرسش هایی است که در مورد نحوه برگزاری، فلسفه برگزاری و یا ماهیت کلی چنین نمایشگاهی، مطرح میشود. نمایشگاهی که در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات برگزار میشود به سبب تغییرات گسترده در بازار این فناوری باید تغییر کند. باید توجه داشت که نمایشگاه خود یک رسانه است که آخرین اخبار و رویدادهای یک حوزه از دانش و بازار را ارایه مینماید. بنابراین تابع محتوای خویش است. برای بسط این موضوع اشاره میکنم به نمایشگاههای صاحب نام و صاحب تقویم ثابت بین المللی همانند CeBIT که نسخه اصلی آن در شهر هانور آلمان برگزار میشود یا photokina که در شهر کلن آلمان برگزار میشود یا همین GITEX دبی که البته نسخه های محلی این نمایشگاهها در دیگر کشورها نیز برگزار میشوند. با کمی دقت و مطالعه و بررسی رفتار شرکتهای بزرگ فعال در بازار فناوری اطلاعات و ارتباطات متوجه میشویم که این رویدادها بدلایل متعدد و مختلفی به عنوان مبداء و نقطه عطف فعالیت یک کمپانی در عرضه دانش به بازار به شمار میروند ولی رفته رفته با گسترش رسانه های جمعی و اینترنت انتقال اخبار، اطلاعات و نوآوریها از طرق مختلف و سریعتر از این نمایشگاهها به عرصه ظهور میرسند و نوبرانه ای برای نمایش در سبیت و فتوکینا و جیتکس باقی نمی ماند هر چند این سه نمایشگاه بعلاوه دو یا سه رویداد نمایشگاهی دیگر در جهان هنـوز در رتبه های اول استقبال شرکتها، کارشناسان و علاقمندان خود قرار دارند. ولی بطور کلی باید گفت صنعت نمایشگاهی رو به افول است! حال با تمام این هست و نیست ها چه باید کرد؟ نمایشگاه IT به چه صورتی باید برگزار شود و چگونه باید با تغییرات شرایط هماهنگ شد. از مشاهده و بررسی نمایشگاههایی که در کشور ما برگزار میشوند به نکات ضعف ساختاری و استراتژیک آنها پی می بریم برشمردن تکراری مشکلات قدیمی و اختلاف نظرها و هزاران دلیل دیگری که مطمئنم شما کاملاً بر آنها واقفید ربطی به این باید و نبایدها ندارد آنچه در مورد این نمایشگاه میتوان گفت این است که به همان دلایلی که در بالا اشاره شد باید ماهیت چنین نمایشگاهی با این شرایط تغییر نماید. نمایشگاه IT ما باید با استراتژی جدیدی به جلو حرکت نماید و شرکتهای ما نوآوری و سورپرایزی برای به نمایش درآوردن در این نمایشگاه داشته باشند. ITEX حرکتی است نو که با نگاهی گسترده به فناوری اطلاعات وارتباطات و همچنین وضعیت بازار کشور در نظر دارد به مبداء حرکت فناوری در کشور تبدیل شود. آن جایی که کلیه فعالین بخش خصوصی و دولتی در محیطی کاملاً حرفهای با امکانات استاندارد به نمایش دستاوردهای خود میپردازند تا به جایی که مصرف کنندگان در جشنواره خریدی فوقالعاده شرکت کرده و از فرصت طلایی برای تأمین کالاهای مورد نیازشان بهرهمند میشوند. در آن سو از کلیه نامداران و پیشکسوتان صنعت فناوری اطلاعات وارتباطات قدردانی میشود و در این سو جوانان جویای نام شرایطی را تجربه مینمایند تا ابتکارات و نوآوریهای خود را به سرانجامی مطلوب هدایت نمایند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧
تبریز نقش مهمی در پیروزی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی و کلیه تحولات انقلابی در دوره های مختلف داشته است. تبریز قطب اصلی آذری هاست که بخش بزرگی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند و در اقتصاد و سیاست و فرهنگ کشور نقش مهمی را ایفا میکنند.
حتی آذری های آذربایجان شوروی سابق، علاقه خاصی به تبریز و خویشاوندان هم تبار خود در ایران دارند.
مهمترین ویژگی آذری ها، تعلق ملی و دینی آنهاست که پایه های محکم وحدت ملی ایران را تشکیل میدهد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧
شرایط جاری کشور به گونه ای است که مشکلات با یکدیگر می آمیزند و تاثیرات جدید و پیچیده تری دارند ولی در نهایت مشکلات اساسی اقتصادی و اجتماعی را در چند مورد نیز میشود خلاصه کرد که قطعا یکی از آنها بیکاری است.
افزایش نرخ بیکاری و هجوم سیل بیکاران به ساختارهای اجتماعی آسیب سنگینی می زنند. شناخت آسیب های ناشی از بیکاری اعم از فردی و خانوادگی و اجتماعی حائز اهمیت بسیاری هستند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧
ایران برای اولین بار به مدت یک سال به ریاست هیات اجرائی برنامه عمران و صندوق جمعیت سازمان ملل متحد انتخاب شده است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
امروز دو اتفاق مهم در آمریکا صورت میگیرد که بر همه جای جهان تاثیر فراوانی دارد. یکی پایان یافتن ریاستجمهوری بوش و دیگری آغاز ریاستجمهوری اوباماست. دوران بوش، دوران تلخ و سختی برای مردم آمریکا و جهانیان بود. خشونت و ترور نهادینه شد. حتی آخرین روزهای حکومت بوش با خون مردم غزه آغشته بود. پایان این دوران خود یک اتفاق مهم برای تاریخ بشریت است. اتفاق دیگر که البته با شادی و هلهله میلیونها نفر در واشنگتن امروز صورت میگیرد، آغاز ریاستجمهوری آقای اوباماست که با شعار تغییر از میان رنگینپوستانی که تا سه دهه پیش حق حضور در رستورانها در کنار سفید پوستان را نداشتند انتخاب شده است و میتواند برای همهی دنیا یک فرصت جدید تلقی شود. این دو اتفاق برای همهی دنیا و بهخصوص برای ایران که چالش سختی را در آن هشت ساله با آمریکا داشته و هنوز آن چالش در راس مسائل سیاست خارجی دولت آقای اوباماست هم میتواند فرصت تلقی شود. اگر این موقعیت در میان دولتمردان ایران فرصت تعبیر شود و در نتیجه ایران از فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها بیرون آید، موفقیت دیپلماسی دولت ایران خواهد بود که این بار از این فرصت استفاده کرده و آن را تبدیل به تهدید ننموده است. گرچه به نظر میرسد در ایران کسانی علاقهمندند به خاطر قرار گرفتن در محوریت رهبری ضد آمریکائی جهان این فرصت را نادیده بگیرند و در آمریکا هم کسانی برای حل مشکلات آمریکا در عراق و خاورمیانه دنبال یک دشمن هستند که حول محور آن دشمن، مشکلات جهانی خود را حل کنند و ایران ظرفیت دارد که آن دشمن باشد، این اتفاق خطرناکی است که دور از تصور نیست. در هر حال امروز در دنیا آن پایان و این آغاز روز مهم و بزرگی است که بهدلیل اهمیت تاثیرگذاری آمریکا بر دنیا بیشتر کشورها خود را آماده کردهاند که از این فرصت بهره ببرند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
مصیبت زده ی فرهنگ و سیاست و محیط زیست و زندگی شهری هستیم. مسئول ما شهروندان هستیم که در انتخاب هایمان مسئولانه عمل نمیکنیم. بعد از ما دیگران مسئولند.
یک جوال دوز به خود بزنیم و بعد سوزنی به دیگران. سرچشمه ی تغییر، تغییر در انسان و انسانهاست.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
لینک مطلب:
ارادت ایرانیان به پیامبر تا آنجا بود که در همه قرون حتی با گذشت سالها از دوران پیامبر میتوان ستایش ایشان را به وضوح در اشعار شاعران ایرانی نظیر فردوسی، ناصرخسرو، حافظ، خاقانی، انوری و مخصوصاً مولانا و نظامی مشاهده کرد
بخشی از مقاله را در ادامه ببینید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
لینک خبر:
رئیس مجلس نمایندگان ایتالیا از ادعای واهی مالکیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی حمایت کرد.
به گزارش عصر ایران به نقل از رسانه های امارات، «جیانفراکو فینی» در یک کنفرانس خبری مشترک با رئیس شورای ملی فدرال امارات از آنچه اشغال جزایر سه گانه توسط ایران خواند انتقاد کرد و مدعی شد: "موضع ما این است که این جزایر در قلمرو امارات واقع شده و بنابراین به این کشور تعلق دارد."
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:

سه ماه است منطقه ۲ اهواز، شهردار زن دارد. دکتر الهه موالیزاده، اولین شهردار زن در استان خوزستان، جامعهشناس و مادر دو فرزند است. او در پی لطیفتر کردن فضاهای شهری و همپیوندی ویژگیهای محلی با این فضاها است.
دکتر موالیزاده متولد هویزه و بزرگ شدهی خرمشهر است. وی پیشینه چهار سال کار در شورای شهر اهواز را دارد و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران است. منطقه دو اهواز، شامل محلههای کیان آباد، امانیه، کیانپارس و سید خلف میشود.
الهه موالیزاده در گفتوگو با دویچهوله از نیازها، ویژگیهای اقلیمی و لزوم فرهنگسازی در امور مربوط به شهرنشینی میگوید.
تفاوت برنامههای شما با شهرداران سابق که مرد بودند، چیست؟
به طور کلی دیدگاه من این است که مقداری زیبا سازی کنم و جلوه شهر را با گل و گیاه بالا ببرم. منطقه دو اهواز تقریبا مرفه است و نگاه ما با سایر مناطق که بحثهای مربوط به حاشیهنشینی دارند، متفاوت است. ما در این منطقه، مواجه هستیم با بحثهای مربوط به فرهنگ شهروندی، قوانین شهرنشینی و ارتباطهای مربوط به شهرنشینی. واقعیت این است که حتی در تهران نیز، تصوری روشن از همسایگی، همسایهگری و حتی نوع رفتار و تماس با شهرداری وجود ندارد.
مثال ملموسی میزنید؟
مردم حتی خیلی وقتها متوجه فضاهای مشترک در آپارتمانها نیستند. این خودش ایجاد مزاحمت برای خود و دیگری میکند. ما کتابچههایی تهیه کرده و در آنها، تعریف حقوقی مسائل را شرح دادهایم. در این کتابچهها، قوانین مربوط به شهرداریها و نوع ارتباطی را که مردم باید با شهرداریها داشته باشند، تعریف کردهایم. اینها را ما درچند روز آینده با اهدای یک گیاه یا درختچه گلدار به تک تک آپارتمانهای منطقه خواهیم برد. یکی از کمبودهای اهواز، نداشتن گیاهان و درختچههای گلدار است.
شهرداران دیگر منطقه دو، طرحهای باغبانی و زیباسازی نداشتهاند؟
نه! یکی از بحثهای عمدهی ما این بوده که سرانه فضای سبز ما کم است. نگاه ما به گیاهان شهری هم متفاوت است. در سطح اهواز گیاهانی داریم که بیابانی یا جادهای هستند، در حالیکه ما به گیاهان خیابانی نیاز داریم. بحث دیگرما، بحث گسترش پارکهای محلات و پارکهای بازی کودکان است. البته ما مشکل بودجه داریم و باید با جلوگیری از ریخت وپاشهای اداری، در این جهت هزینه کنیم. نکته دیگر، محرومیت جدی مردم اهواز در امر تفریحات است. ما تلاش میکنیم پارکهای آبی و فانفارهای بیشتری درست کنیم.
چقدر جامعه شناس بودن شما در کارتان موثر بوده؟
ما در توسعه شهرها، باید روح شهرها را ببینیم. توسعه شهر، صرف ساختن آپارتمان و پارک نیست. حتی ساختن صرف یک «الهمان» نیست. ما باید با نگاه اجتماعی و فرهنگی مسائل را ببنیم. باید ببینیم نیازها و فکر مردم در هر منطقه چیست. تنها در این صورت است که مثلا مردم با یک « مجسمه» در محل خود، تطابق خواهند داشت.
شما به چه ویژگیهایی در شهر اهواز با توجه به زمینههای عشیرهای قبیلهای جمعیت، توجه میکنید؟
ازنامگذاری کوچهها و میدانها گرفته تا استفاده از یک درخت یا بکار بردن روشها باید به مسائل اقلیمی توجه کرد. ما حتی در بحث جمعآوری زباله، باید ویژگیهای منطقهای را در نظر بگیریم.
در همین موضوع زباله چه مشکلاتی هست؟
جمعآوری یا بازیافت زباله در سیستمهای جهانی یک علم پیشرفته است و ما این علم و فرهنگ را نداریم. مثلا در منطقه ای مثل کیانپارس، در روز دو مرتبه جمع آوری زباله داریم. یکبار در شب که ساعت معمول است و یکبار در روز. چون با توجه به گسترش آپارتمان سازی، عمده آدمهایی که در خانههایشان هستند، حوصله ندارند شب از خانههای خود در طبفات بالایی بیرون بیایند. توجه کنید که جمع آوری هر بار زباله، ۹ میلیون تومان هزینه دارد. ما با مردم صحبت میکنیم که اگر مشارکت کنید تنها یکبار زباله جمع شود، میتوانیم هزینه بار دوم را مثلا برای ساخت پارک پسانداز کنیم. مشکل دیگر ما ریختن زباله در معابر است. ما چند جوان را در لباس چند حیوان به مناطق شهر فرستادیم تا به مردم به شکلی بامزه، آموزش بدهند. آنها درلباس خرس و ببر و مرغ و شیر به بچهها و کسانی که زباله میریختند در خیابان، یادآوری میکردند که این کار را نکنند. مردم هم خیلی خوششان آمد و تحت تاثیر قرار گرفتند.
خانمها در موضوع زباله و حفظ محیط زیست وظیفه جدیتری دارند. شهردار خانم که شما باشید چه طرحی در این زمینه دارد؟
نگاه نوین و جهانی به زباله، یک نگاه تکنولوژیک و علمی است اما در اهواز اصلا اینطور نیست. بازیافت زباله، یحثی است کلان و تا زمانی که تکنولوژی این کار را نداریم، نمیتوانیم از مردم خواهش کنیم با ما همکاری کنند. برای تفکیک یا بازیافت زباله ما امکانات لازم را نداریم. چه در عرصه فنی و چه در عرصه فرهنگسازی.
در نامگذاری معابر چه کردهاید؟
در شهرداریها شورایی هست به نام شورای نامگذاری. ما بیشتر به دنبال گذاشتن اسامی گلها و طبیعت بودهایم تا شادابی را بیشتر کنیم.
مصاحبه: مهیندخت مصباح
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧
مایکل هیدن گفته است که افت بهای نفت می تواند کشورهایی چون ایران و ونزوئلا را بی ثبات کند
=================================
بی ثباتی در ایران یا هر کشور دیگر به نفت و افزایش و کاهش قیمت آن مربوط نیست. به رابطه ی مردم آن با حکومت مرتبط است. آمریکایی ها با تلقی خاصی که از حکومتهای مستبد منطقه دارند، تصور میکنند که معادلات قدرت همگی به مسائل درون حاکمیت و ثروت و اختلافات آنها باز میگردد. درکشورهایی که در مسیر مردم سالاری حرکت میکنند چون ایران، مهمترین مساله رابطه ملت است با حکومت.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
ما که این همه سنگ ایران را به سینه می زنیم، به جز شعار دادن و داد و فریاد واقعا برای پیشبرد آن چه کرده ایم ؟ ... می توانیم از مغزهایی که فرار کرده اند این پاسخ را جویا شویم !
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:
آریو برزن، ژنرال بزرگ تاریخ ایران...
تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است...
آریو برزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت.«اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از میلاد پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان ( جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gaugamele ) و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید. اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد: بخشی به فرماندهی (پارمن ین) از راه جلگه (رامهرمز و بهبهان کنونی) به سوی پارسه روان شد و خود اسکندر با سپاهیان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه کنونی) را در پیش گرفت و در تنگههای دربند پارس (تنگ تک آب کنونی) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید. در جنگ دربندپارس، آخرین پاسداران ایران، با شماری اندک، به فرماندهی آریو برزن، در برابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند و سپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند. با وجود آریابرزن و پاسداران تنگههای پارس، گذشتن سپاهیان اسکندر از این تنگههای کوهستانی امکانپذیر نبود. از این رو «اسکندر» به نقشه جنگی ایرانیان در جنگ ترموپیل و گذر از راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نکهبانان ایرانی رساند و آنان را درمحاصره گرفت. آریو برزن با 40 سوار و 1200 پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، خط محاصره را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه شتافت ولی سپاهیانی که به دستور«اسکندر» از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش از رسیدن او به پایتخت، به پارسه دست یافته بودند. آریو برزن با وجود واژگونی پایتخت و درحالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود، به وارانه(برعکس) منطق جنگ، حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او، همه یارانش از پای درافتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.
تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:
چون فواره سبزی از زمین برشته ابرقو جوشیده و تارک بلند خود را در سینه آسمان فیروزهای فروکشته... . این جملهای است که در کتاب مارکوپولو در ایران آمده است.
حمدالله مستوفی هم می نویسد: آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشته و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است.
میگویند این پیرترین ساکن کویر، ۵ هزارسال قدمت دارد. درخت مقدسی که با ۲۵ متر ارتفاع در قلب ایران زندگی می کند. اصولاً سرو، قدیمی ترین موجود زنده جهان است و به خاطر زندگی طولانی در ایران باستان نماد اهورامزدا بوده است و در روایات آمده که بعضی از درختان سروی که در ایران وجود دارند، توسط زرتشت کاشته شدهاند.
درخت سرو ابرکوه به عنوان یکی از عجایب خلقت است و خاطرات زیادی را در لابلای شناسنامه چندین هزار سالهاش به یادگار دارد. این درخت در طول عمر خود شاهد حوادث تلخ و شیرین زیادی بوده و گویی در اولین لحظه با بیننده زبان به سخن میگشاید و حکایت عمر طولانی خودرا همراه با ترنم مرغانی که در سرگرو شاخسار پر پیچ و خمش نهادهاند بازگو میکند.
ارتفاع این درخت ۲۵متر ، دور تنه آن ۱۱/۵متر و محیط آن ۱۸متر است. شهرستان ابرکوه در ۱۲۰کیلومتری غرب شهر یزد واقع شدهاست. این درخت کهنسال از سال ۱۳۱۲ به عنوان اثر ملی کشور به ثبت رسیدهاست.
شهرت سرو ابرقو و دیگر سروهای کهن ایران، با قلم جهانگردان به همه دنیا رسیده است. سرو چنان نقش اساسی را در فرهنگ و هنر سرزمین ما بازی می کند که می توان از آن به عنوان نماد ایران باستان یاد کرد. در نگاره های تخت جمشید دیده می شود. در نقش قالی ها و فرش ها کاملاً نمایان است. در ادب فارسی حضوری همیشگی دارد. در همه باغ های ایرانی وجود دارد. روح سرو در نگارگری ایرانی و همچنین در آیین های سوگواری و شادی همیشه با ماست.
منابع: همشهری، ایرنا
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧
لینک خبر:
ادعای روزنامه جروزالم پست:
جنگ غزه مانع حمله اسراییل به ایران شد
این روزنامه صهیونیستی می نویسد:عدم تمدید آتش بس از سوی حماس در واقع یک "عملیات گزنده " از سوی ایران برای جلوگیری از "حمله پیشدستانه" اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران در ماه آخر دولت بوش بوده است.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:

هفته گذشته مشغول خواندن دو کتاب Persepolis Fortification Tablets چاپ دانشگاه شیکاگو و Forgotten Empire(the world of ancient persia) چاپ دانشگاه برکلی بودم. آنچه در ادامه آمده است ترجمه و خلاصه بخشهایی از این دو کتاب درباره لوح هاى تخت جمشید است (بخشهایی که با آبی نوشته شده نظر شخصی است نه ترجمه).
لوح هاى تخت جمشید که به Persepolis Fortification Tablets (PFT) معروف هستند، در سال ۱۹۳۳ کشف شدند .نام Fortification از محل کشف آنها، به نام دیوار استحکامات یا بارو (Fortification Wall) ، نشأت گرفته .تعداد این لوح ها حدود ۳۰۰۰۰ است و تاریخ آنها به سال سیزدهم تا بیست و هشتم داریوش اول باز می گردد (۵۰۹ تا ۴۹۴ پ.م.) . اکثر این لوح ها به زبان عیلامى ، تعداد کمى به زبان آرامى، یک لوح به زبان اکدى و یک لوح به یونانى است . این لوح ها از سال ۱۹۳۶ به دانشگاه شیکاگو قرض داده شده که تیمى از خبرگان در این زمینه، دست به کار ترجمه این لوح ها شدند. پس از جنگ جهانى دوم افراد تیم کاهش یافت به طورى که تنها یک نفر، Richard Hallock، بر روى لوح هاى عیلامى کار میکرد. او در سال ۱۹۶۹ ترجمه ۲۰۸۷ لوح نوشته عیلامى را با عنوان Persepolis Fortification Tablets ، منتشر کرد . این کتاب علاوه بر ترجمه transliteration لوح ها را هم شامل است . او تا پیش از مرگش در سال ۱۹۷۹، تعداد ۲۵۸۶ لوح را ترجمه کرد .ترجمه لوح هاى زبان آرامى، که از مصر تا آسیاى مرکزى نه تنها براى استفاده محلى بلکه در ارتباطات میان-منطقه ای (inter-regional) استفاده می شده، توسط Raymond Bowman انجام شده . او نیز تا پایان زندگى اش ۵۰۰ لوح را ترجمه نمود. دسته دیگری از الواح که شامل ۷۵۳ لوح است و به الواح خزانه (Persepolis Treasury) معروف هستند، در اتاقی در شمال شرقی خرانه تخت جمشید پیدا شده اند و مرتبط با سال سیزدهم داریوش اول تا سال هفتم اردشیر اول هستند.منبع: I و II
با ترجمه این لوح ها تصویری از ساختار اداره کشور در زمان هخامنشی به دست می آید که از لابلای آن می توان نکات ارزشمند منحصر به فردی را درباره اینکه چه اندازه این مردمان نه تنها از معاصران خود بلکه از آیندگان نیز در ایجاد ساختاری ارزشمدار (تنها قائم به ارزش انسانی) پیشی گرفته بودند، دریافت. به عنوان مثال در دستگاههای حکومتی دیگر تا قرنها پس از آن برده داری، رسمی بسیار شناخته شده بوده، در حالیکه بخش زیادی از این لوح ها سند پرداخت های ماهانه به کسانی است که در آنجا کار می کرده اند. این افراد نه تنها برده نبوده اند بلکه از مزایای قابل توجهی برخوردار بودند. به عنوان مثال یکی از مطالبی که برایم بسیار جالب بود، ارزش دادن به سختی ای که زنان عادی (نه الزاما زنان دربار) برای به دنیا آوردن فرزند میکشند، در ۲۵۰۰ سال پیش بود. در ادامه مختصری از مدارک تاریخی مرتبط با این موضوع را می بینیم.
بخش N از کتاب Persepolis Fortification Tablets ترجمه الواحی است که شامل اطلاعات مربوط به پاداش های مادران شاغل (واژه به کار رفته در الواح kurtash به معنای کارکننده است) پس از زایمان است. این پرداخت ها حقوق زمان بارداری نبوده، بلکه هدیه یا پاداش به حساب می آمده. جالب است که از اطلاعات این الواح میتوان نسبت جنسیت ها را به دست آورد به عنوان مثال در لوح های ذکر شده در این کتاب تعداد کودکان به دنیا آمده ۴۴۹ و نسبت تولد پسر به دختر ۵۵ درصد به ۴۵ درصد است. یا در لوحی دیگر (PF1219) ۸۲ پرداخت در طول یکسال ثبت شده است. بر اساس این الواح (PF1200-14) شراب از متداولترین پاداشها بوده. واحد شراب در آنزمان marrish بوده که تقریبا معادل ۲۰ لیتر است و به نظر می رسد ish-ba-mi-ya نیز معادل یک دهم marrishباشد. مادرانی که فرزند پسر به دنیا می آوردند یک ماریش و آنهایی که صاحب فرزند دختر می شدند یک دوم ماریش شراب دریافت می کردند. (این تفاوت از ارزش مطلب نمیکاهد چون حتی عدم برده داری و وجود این پاداشها، بسیار جلو تر از زمان خود است. این مطلب حکایت از تمایل بیشتر به تولید نیروی کار (احتمالا کشاورزی و جنگ آوری) دارد) علاوه بر شراب، آبجو، غلات و آرد نیز از جمله پاداشها ذکر شده است (PF1215-21). در برخی از الواح پرداخت ها در مقادیر کمتر ولی به صورت متناوب ماهانه بوده است. در میان این الواح، PF1209یکی از نادرترین هاست که در آن نام مادران نیز ذکر شده است. منبع Persepolis Fortification Tablets p.37-38 :
تصویر بالا برگرفته از صفحه ۱۹۷ Forgotten Empire یکی از الواح ذکر شده وترجمه آن بدین گونه است: ۱۲ ماریش شراب که توسط Irdumartiya Makukuتامین شده بود، به وسیله دریافت و بین ۹ زن که فرزند پسر و ۶ زن که فرزند دختر به دنیا آورده اند توزیع شد( سال۲۳ ).
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
بیست عامل عقب ماندگی ما ایرانیان:
۱/ پیشداوری، ۲/ دگماتیسم وجمود، ۳/ خرافهپرستی، ۴/ بهادادن به داوریهای دیگران نسبت به خود، ۵/ همرنگی با جماعت، ۶/ تلقینپذیری، ۷/ القاپذیری، ۸/ تقلید، ۹/ تعبد، ۱۰/ شخصیتپرستی، ۱۱/ تعصب، ۱۲/ اعتقاد به برگزیدگی، ۱۳/ تجربه نیندوختن از گذشته، ۱۴/ جدی نگرفتن زندگی، ۱۵/ دیدگاه مبتذل نسبت به کار، ۱۶/ قائل نبودن به ریاضت، ۱۷/ از دست رفتن قوه تمیز بین خوشایند و مصلحت، ۱۸/ زیادهگویی، ۱۹/ زبان پریشی، ۲۰/ ظاهرنگری.
متن کامل سخنرانی استاد ملکیان را اینجا بخوانید.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧
لینک خبر:
رسانه ها باید از اینکه یک شرکت تولیدی ایرانی حامی تیم ملی شده به این مسئله افتخار کنند. ما عرق ملی داریم و برای مردم ایران محصول تولید می کنیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب:

از شاگردان ممتاز و مشهور شیخ ابوالحسن خرقانی، خواجه عبدالله انصاری عارف قرن پنجم هجری است که سالها در خرقان زیسته و از انفاس پر برکت شیخ ابوالحسن خرقانی کسب فیض و معلومات کرده است
شیخ ابوالحسن علی بن جعفر بن سلمان خرقانی « یا علی بن احمد » عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری از چهره های بسیار درخشان عرفان ایرانی است که در آزاد اندیشی و مردم گرائی جهانی و وسعت نظر انسانی و تفکر والای عرفانی ممتاز و کم نظیر است. گفتار و کردار این عارف کیهان گرای ایرانی که در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری در خرقان قومس « کومش » استان کنونی سمنان میزیسته است. در طی گذشت نزدیک به یکهزار سال همواره مورد توجه و دقت و مطالعه و سرمشق عارفان و شاعران و متفکران و محققان بوده است
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧
لینک مطلب از وبلاگستان:
اواسط هزاره دوم پیش از میلاد سرآغاز دوره شکوهمند تاریخ عیلام بوده در این دوره بود که معبد بزرگ چغازنبیل ساخته شد عیلامی ها به پیروزی های چشمگیری در بین النهرین دست یافتند و غنایم بسیاری با خود به شوش آوردند
در حدود سال ۱۵۰۰ پیش از میلاد فردی به نام کیدینویید نخستین سلسله این دوره را تاسیس کردمشهورترین پادشاه سلسله کیدینوییدها فردی به نام تپتی آهار بود که آرامگاه بزرگ او با دروازه ای به شکل طاق هلالی در بالای هفت تپه شوش کشف شده است . باستان شناسان ایرانی با کاوش در این آرامگاه به تعدادی مجسمه سفالی,سنگ یادبود و ۲۰ اسکلت که احتمالا متعلق به خدمتگزاران و همسران پادشاه است دست پیدا کرده اند

کلاه خودی با نقش خدایان عیلامی در زیر پرنده ای شکاری که بالهایش را گسترانیده حدس زده میشود این کلاه خود برنزی که ورق هایی از طلا در آن به کار رفته مورد استفاده سربازی عالیرتبه بوده باشد (۱۴ قرن پیش از میلاد)
با مرگ تپتی آهار ,قدرت به دست سلسله جدید ایگی هالکیدها افتاد .پنجمین پادشاه از این سلسله مردی بود به نام اونتاش ناپیریشا که در حدود سال ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد شهر و معبد بزگ چغازنبیل را برای پرستش خدای عیلامی اینشوشیناک ساخت این پادشاه علاوه بر ساخت معبد چغازنبیل از بازسازی شهر شوش نیز غافل نبوده او چند بار از ضعف حاکمان بابل استفاده کرد و با حمله به شهرهای بین النهرین غنایم بسیاری با خود به شوش آورد طی ۲۰ سال سلطنت این پادشاه عیلام از انزوای تاریخی خود بیرون آمد و به قدرتی بزرگ در منطقه تبدیل شد.
پایان دوره عیلام میانه را حدود ۱۱۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می دانند.
شی برنزی که حدس زده میشود به عنوان دسته ای بلند که وظیفه حمل وسیله ای را داشته مورد استفاده قرار میگرفته گمان برده میشود این شی متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد باشد

نمونه ای از خط عیلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧
بعضی که با ایران امروز مخالفند
ایران فردا را
با ایران دیروز
اشتباه گرفته اند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧
حمایت ایران از مظلومین غزه یک حرکت انسانی و موجب افتخار است. ایرانیان رفتار گذشته ی اکثریت دولتهای عربی در حمایت از ادعای ارضی صدام حسین و امارات نسبت به خاک ایران و به راه انداختن جنگی خونین با حمایت مالی و سیاسی گسترده از آن را به حساب مردم بی دفاع غزه یا مردم مطلوم عرب نمیگذارند.
پاسخ به رفتار زشت دولتهای عربی نسبت به ایران و ایرانی را با بی اعتنایی به انسانیت خود نمیدهیم. از مظلوم دعوا و از ظالم دوری می جوئیم به هر میزان که میتوانیم. به زودی فرصت پاسخ مناسب به تحقیر دولت های عربی نسبت به شهروندان ایرانی فراهم میشود. ان شاء الله
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
شهرداری از مشکل مترو و عدم انجام تعهدات دولت میگوید و شنیدم که تاخیر در حرکت مترو ها موجب مشکلات زیادی شده است و دیدم ماموران نیروی انتظامی کمی داخل ورودی های طرح ممنوعیت ترافیکی می ایستادند، کمی جلوتر می آیند تا در گلوگاه ترافیکی غیرمعمول به وجود آورند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
لینک خبر:
به نظر می رسد که تنها یک راهکار برای خروج تهران از بحران ترافیک و آلودگی هوا وجود داشته باشد و آن نیز انتقال بخشی از پایتخت به نقطه ای دیگر است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧
آرزوهای ملت ما چیست؟
در باره اش بنویسیم. شاید روزی مسابقه ای برای آن برگزار شد.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٧ آبان ۱۳۸٧
هم قدیم قدیما
هم برف و بورانی

عکس از اینترنت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
ما ایرانیان استاد تغییر هستیم. تغییر دیگران با خود. تطبیق خود با دیگران.
ایرانیان به عقلانیت و تدبیر و انضباط رفتار فردی (اخلاق) و اجتماعی(ملک داری) شهرت داشته اند.
دیوانسالاری ایرانی بارها بر مشکلات ناشی از حضور قبایل و اقوام مهاجم فائق آمده است. باید دید که امروز چه میکنیم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧
لینک از وبلاگستان:

جام سیمین با نقش قلم زنی شده زن عیلامی پیدا شده در سرزمین باستانی انشان واقع در فارس قدمت ای اثر ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٧
زنان ایرانی مشهور در ایران باستان به دلیل ساختار شبه طبقاتی جامعه صرفا از میان نجبا و خاندان سلطنتی یا هفت خاندان مشهور و متنفذ بنام ویسپوران بودند.
محدودیت آموزش و فرهنگ به اشراف قومی و مذهبی محدودیتی جدی بود که حتی ثروت نیز نمیتوانست از آن عبور کند.
یادداشت مفید شهرزاد را در باره زنان مشهور در ایران باستان بخوانید.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٩ مهر ۱۳۸٧
لینک از وبلاگستان:
مردم ایران به اندازه مردم کانادا، هلند و بلژیک ساعت سوئیسی می خرند
ایرانیان در مرداد ماه امسال 5 میلیارد تومان ساعت سوئیسی خریدند. این رقم تقریبا معادل خرید مردم کشورهای کانادا، هلند و بلژیک بوده. (رقم خرید ایرانیان نسبت به دو سال گذشته 350 درصد رشد داشته که بالاترین میزان رشد در بین تمامی کشورها بوده).

این آمار رسمی اتحادیه ساعت سازان سوئیسی از صادرات اونهاست (فایل PDF). با توجه به اینکه واردکنندگان ما معمولا به اسم دیگری به جز ایران تجارت می کنند، آمار واقعی قطعا بالاتر این حرفهاست.
اما شاید فقط ما ساعت سوئیسی دوست داریم و مردم کانادا، هلند و بلژیک اصلا به ساعت سوئیسی علاقه ای ندارند؟ به آمار 2006 نگاه می کنیم: تا همین دو سال پیش مردم کانادا و هلند 6 برابر ما و مردم بلژیک 4 برابر ما ساعت سوئیسی می خریدند.
ایرانیان فقیرتر و ثروتمندتر شده اند. از فقر ایرانی زیاد می شنویم. سلسله نوشته های "ثروت ایرانی" روی دیگر ماجرا را بررسی می کند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧
بی تدبیری آزار دهنده ای در رده های مختلف مدیریت کشور دیده میشود، ولی در جهان پرمخاطره ی امروز، رقبا و دشمنان ما از هوش و استعداد اندک خود، حداکثر استفاده را علیه منافع ملی و مردم و کشور ایران می برند و حماقت است اگر تصور کنیم آنها منافع گروهی و ملی خود را بر منافع ملت ما ترجیح نمیدهند.
زیر سوال بردن آنچه داریم، بزرگترین وجه مشترک همه ی رقبای ریز و درشت ماست. از آگاه و ناآگاه. از خارجی و خارجی تر. از عرب و آمریکایی و اروپایی و حتی ایرانی!
بعضی هاشان سابقه و میراث تاریخی ایران و حقوق معنوی ایران را بر شخصیتهای فرهنگی و علمی ایرانی چون مولوی و رودکی و فردوسی یا بر خلیج فارس و چون آن زیر سوال می برند
بعضی مالکیت بر جزایر سه گانه و اگر بشود مالکیت ایرانی بر استانهای خوزستان و سیستان و بلوچستان و کردستان و آذربایجان را جای تامل میدانند
بعضی حماسه دفاع مقدس در برابر مهاجمان را بی ارزش میدانند. در حالیکه در تمامی جنگهای دویست ساله گذشته بخشی از سرزمین مان را از دست داده ایم جز همین جنگی که طولانی ترین جنگ های منطقه ای معاصر بود و قدرتهای مخالف ایران کمک های بسیاری به عراق کردند
بعضی مردم سالاری شکوهمند انقلاب اسلامی را زیر سوال می برند(نقش متحدان داخلی و مقتدر شان قابل تقدیر است!)
بعضی امید را ...
. . .... .. . .... . .. . . . . ... . .. . .. . ...... .
اما تا دلتان بخواهد از نقاط ضعفمان یاد میکنند:
از بی تدبیری هایمان که واقعیتی است و البته آنها بزرگنمایی میکنند
از تشدید اختلافات داخلی مان
از بیماری های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مان مانند تورم / اعتیاد / جرم و جنایت /
از مشکلات سیاسی داخلی و خارجی مان
تا امید را از ما بگیرند
واقعیت این است: بخش مهمی از آنچه داریم سزاوار افتخار است و بخشی نیز چون بی تدبیری یا خطاهای گذشته مان جای تاسف و شرمساری و خدا را شکر جای جبران دارد.
تشخیص بین این دو و هدف های رقبا و دشمنان مان نیاز به آگاهی و بصیرت دارد.
هدف اصلی مخالفان ایران چیست؟ زیر سوال بردن آنچه داریم برای تحمیل سلطه ی بی مقداران.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧
لینک مرجع:

مطلب کامل را در ادامه ببینید
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ امرداد ۱۳۸٧

عکس از اینترنت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸٧