لینک مطلب:
امسال با واردات شش میلیون تن گندم به ارزش تخمینی دو میلیارد و 400 میلیون دلار، ایران پس از 10 سال به بزرگ ترین واردکننده گندم تبدیل می شود. به گفته کارشناسان، وضعیت تولیدگندم در سال جاری بسیار وخیم تر از پیش بینی ها بوده و 60 درصد کمتر از تولید سال گذشته است
لینک مطلب:
در طرح تحول اقتصادی مطالعه کم بوده و این طرح با این همه تبلیغات و تبعات و پیامدها و تغییراتی که در نتیجه آن صورت می گرفت، با مطالعه کم انجام شده و به همین دلیل در کمیسیون های مختلف مجلس دچار ابهام شد و دولت هم ناچار شد آن را متوقف کند
لینک مطلب:
با توجه به واریزی وجوه ناشی از صدور نفت در 5 ماه پایانی امسال به این حساب، پیش بینی می شود تا پایان سال جاری، بدهی حساب مذکور تسویه شده و موجودی حساب ذخیره ارزی در ابتدای سال 1388 صفر شود که به دلیل کاهش شدید قیمت نفت و افزایش بودجه دولت، به احتمال زیاد امکان واریز پول به این حساب در سال آینده منتفی خواهد بود
لینک مطلب:
جلیل سازگارنژاد عضو هیات رییسه مجلس ششم معتقد است که صدا و سیما ایران دیگر یک رسانه ملی نیست زیرا دیگر امکان شنیدن صدای واقعی مردم از این رسانه وجود ندارد.
نماینده شیراز در گفت وگو با خبرنگار فرارو در خصوص عدم رعایت اخلاق سیاسی توسط صدا و سیما با نزدیکی به زمان انتخابات گفت: مسولان صدا وسیما خود را متعلق به یک جناح خاص میدانند و چنین باوری باعث میشود که بقیه گروهها را رقیب خود بدانند.
سازگارنژاد افزود: صدا وسیما دیگر یک رسانه ملی نیست بلکه متعلق به یک جناح خاص است، بنابراین تا این ساختارها تغییر نکند همچنان در صدا وسیما شاهد اعمال یک سلیقه خاص خواهیم بود که دور از دسترس افکار مردم است.
وی اظهار داشت: به اعتقاد من رفتار صدا وسیما گویای این مطلب است آنها خود را در قبال یک جناح خاص مسوول نمی دانند بلکه رفتار آنها بی توجهی به مردم است.
نائب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم افزود: رسانه ملی از مردم وجایگاه اصلی خود در قانون اساسی فاصله گرفته و پیوسته این مشکل وجود داشته ودارد.
عضو هیات رییسه مجلس ششم گفت: در قانون اساسی صدا وسیما یک رسانه ملی است که قوای سه گانه بر آن نظارت دارند وتحت نظر افکار مردم ایران است که متاسفانه این جایگاه حقوقی به جایگاه جناحی تبدیل شده که دیگر امکان شنیدن صدای واقعی مردم از این رسانه وجود ندارد.
لینک مطلب:
به گزارش خبرنگار «آینده»، صندوق بازنشستگی هما، که با دریافت بخشی از حقوق کارمندان هواپیمایی جمهوری اسلامی مسئول پرداخت حقوق بازنشستگان این شرکت از طریق سرمایه گذاری های مالی است، به دلیل اشتباه در سرمایه گذاری با زیان 50 میلیارد تومانی مواجه شده و پس از آن هیات مدیره و مدیر عامل این شرکت توسط مدیر عامل هواپیمایی جمهوری اسلامی برکنار شدند
لینک مطلب از وبلاگ دکتر تقی آزاد ارمکی:
مدتی است که در حوزه سیاسی کشور بیشتر کسانی که با پرچم ضدیت با عناصر جامعه مدنی از قبیل علم، تخصص، عقل، و مدرنیته به قدرت رسیدند، یکباره مدافع آن از کار درآمدند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
شرایط هر چقدر سخت تر باشد
مدیریت بهتری می طلبد
وقتی به واسطه بی تدبیری
به شرایط بحرانی دچار میشویم
با همان مدیریت و بی تدبیری
اوضاع بدتر خواهد شد
لینک مطلب از وبلاگستان:
شخصا بر این باورم که تمدید ریاست جمهوری احمدی نژاد برای یک دوره دیگر برای کشور یک فاجعه است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
احمدی نژاد: قیمت نفت دیگر به پایین تر از 100 دلار نخواهد رسید
================
فعلا قیمت هر بشکه نفت خام ایران به حدود یا کمتر از هفتاد دلار رسیده است. منتظر نوسانات بعدی هستیم.
لنک مطلب از وبلاگستان:
1- درآمد ارزی کشور از فروش نفت و گاز در سال های پس از انقلاب بالغ بر 645 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که 198 میلیارد دلار ( نزدیک به یک سوم ) آن در سه سال گذشته و در دولت احمدی نژاد بدست آمده است ، و از این نظر شرایط کاملا ممتازی را برای این دولت در تاریخ پس از انقلاب به لحاظ برخورداری از منابع رقم زده است . اگر در نظر آوریم که این دولت به لحاظ پشتوانه ذخائر ارزی بانک مرکزی نیز با مقطع روی کارآمدن هریک از دولت های پس از انقلاب در شرایط کاملا متفاوت و ممتازی به سرکار آمده است آنگاه بهتر می توان به توان و فرصتی که این دولت برای پیشبرد توسعه اقتصادی و افزایش رفاه همگانی داشت ، پی برد .
2- در مقام مقایسه کل درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و گاز در هشت سال دولت خاتمی برابر 6/172 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که وقتی دولت در نیمه سال 84 تغییر کرد رقم 14774 میلیارد دلار آن ( 10005 میلیون دلار موجودی نقدی و 4769 میلیون دلار مطالبات مربوط به تسهیلات ارزی ) در « حساب ذخیره ارزی » تحویل دولت احمدی نژاد شد . به عبارت روشن حداکثر هزینه ارزی دولت خاتمی به قیمت جاری در هشت سال 76 الی 83 برابر 8/157 میلیارد دلار بوده است .
3- از آنجا که برپایه اطلاعات منتشره دارایی « حساب ذخیره ارزی » در پایان سال 86 نسبت به زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد تفاوت معناداری نکرده است ( اگر کاهش نشان ندهد ) بنابراین کل درآمد حاصله در این دولت ( یعنی 198 میلیارد دلار ) باید هزینه شده باشد اما بر پایه گزارش " عملکرد بودجه عمومی دولت طی سال های 86-1381 " منتشره توسط بانک مرکزی هزینه ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال 86-83 برابر 4/133 میلیارد دلار بوده است ، و تفاوت رقمی معادل 6/64 میلیارد دلار با درآمد حاصله باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست . حتی اگر 10 درصد از این درآمد در اختیار وزارت نفت قرار گرفته باشد بازهم رقم 8/44 میلیارد دلار باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست که دولت و مجلس باید دراین باره پاسخگو باشند .
4- برای اینکه هزینه های ارزی به لحاظ قدرت خرید و قیمت ثابت بین دولت خاتمی در هشت سال و دولت احمدی نژاد در سه سال مقایسه شود و دریافته شود که دولت احمدی نژاد چه منابعی کمیاب و گرانسنگی را در اقتصاد ایران هزینه کرده است به نقل از گزارش نامبرده بانک مرکزی مجموع هزینه ارزی دولت خاتمی در بودجه عمومی 2/133 میلیارد دلار و دولت احمدی نژاد 3/129 میلیارد دلار بوده است بنابراین ملاحظه می شود که بر پایه محاسبه بانک مرکزی قدرت خرید ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال گذشته تقریبا برابر با قدرت خرید ارزی دولت خاتمی در هشت سال بوده است ، و این در حالی است که دستاوردهای حاصله از هزینه ارزی معادل هشت سال دولت خاتمی در سه سال دولت احمدی نژاد تفاوت چندان معناداری را در ارقام شاخص های کلان اقتصادی کشور ازقبیل رشد تولید ناخالص داخلی ، سرمایه گذاری ، تورم و بیکاری نشان نمی دهد و البته به لحاظ توزیع درآمد و شکاف طبقاتی وضعیت بدتری را دامن زده است و فشارهای اقتصادی قابل توجهی را متوجه اقشار محروم و متوسط جامعه کرده است .
5- علاوه بر سئوالی که در مورد محل هزینه 8/44 میلیارد دلار مابه التفاوت درآمد و هزینه ارزی در سه سال دولت احمدی نژاد باید داده شود ، و اینکه این رقم مفقودی در اسناد مالی دولت کجاست ؟ دولتمردان حاکم در دولت و مجلس و...باید پاسخ دهند که چرا با هزینه ارزی معادل هشت سال به قیمت ثابت و بیش از هشت سال به قیمت جاری در سه سال وضعیت اقتصادی کشور نه تنها بهبودی نیافته است بلکه به مرزهای بحرانی رسیده است ؟ و قطعا پاسخ به این سئوالات می تواند کمک مؤثری باشد به شهروندان ایرانی ، شهروندانی که بخشی از آنها به شعارها و وعده های اقتصادی احمدی نژاد و اصولگرایان دلبسته بودند ، و قرار است آنها در سال آینده در انتخابات ریاست جمهوری در باره عملکرد دولت احمدی نژاد داوری نمایند .
با گسترش بی اعتمادی به دولت، اقدامات مثبت دولت نیز با تردید و مخالفت مواجه میشود. بطور مثال قانون مالیات بر ارزش افزوده، آنهم با نرخ پایین تر از کشورهای اروپایی یا بازنشستگی طبیعی اساتید مسن در دانشگاهها، به دلیل سابقه رفتاری دولت نهم و بی اعتمادی به آن، نه تنها با تردید که با مخالفتهایی مواجه شده است.
کاهش اعتماد ملی به دولت، بحرانی فراگیر در عرصه های مختلف است و آثار منفی بسیاری بر امنیت ملی کشور دارد.
در جهان میتوان مواردی را یافت که امور سرجایشان نیستند. در کشور ما نیز چنین است.
البته حساسیت ما نسبت به مسائل کشورمان بیشتر است و باز صد البته که گاهی به هم ریختن قاعده ها از حد باور و تحمل میگذرد.
تغییر حق مسلم ماست
چندی پیش مظاهری رئیس بانک مرکزی با انتشار نامه ای و در اعتراض به سیاستهای تورم زا و بی تدبیری اقتصادی دولت نهم استعفاء داد.
دیشب که سخنان اقتصادی آقای احمدی نژاد را شنیدم به واقع احساس کردم که دیدگاه اقتصادی وی نیز همانند دیدگاه سیاسی و اجتماعی ایشان و ریشه گرفته از تفکر خاص دینی شان و کاملا هماهنگ با یکدیگر و از جنس مشترک و متکی به مبانی واحدی است.
با استعفای آقای مظاهری کابینه آقایان احمدی نژاد و مشایی و کردان و صفار هرندی و بقیه وزرا و مسئولین محترم هماهنگ تر و همفکر تر و هم ریشه تر نیز شده اند.
==========================
عدالت و آزادی و سلامت روح و جسم فرد و جامعه و خداحافظی با آقای احمدی نژاد و حامیان و یارانش در بهار ١٣٨٨ حق مسلم ماست.
متن استعفای اعتراضی رئیس بانک مرکزی را در ادامه مطلب بخوانید
========
لینک خبر:
طهماسب مظاهری: مسائل کلان اقتصادی باید در اتاقهای فکر تعیین شود، نه پای تریبونها ؛ مردم میدانند که تورم موجود محصول سیاستهای اقتصادی دولت است
ادامه مطلب ...
لینک خبر:
مولانا عبدالحمید گفت: هرگاه نظام ما را فرا خوانده است ما لبیک گفته ایم و از مقام معظم رهبری انتظار داریم که ایشان شخصا مسایل اهل سنت را بررسی کنند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب از وبلاگستان:
چرا پسران کمتر از دختران در دانشگاه قبول میشوند؟
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
طهماست مظاهری که با حمایت مقامات عالی کشور بر امور خزانه و پولی کشور نظارت و سعی داشت جلوی سیاستهای غیر منطقی پولی و مالی دولت نهم را بگیرد، کنار رفت.
خدا به همه رحم کند ... آمین
لینک خبر:
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
دیدم که با اینکه سیاست های اصلی نظام توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین و با تایید رهبری ابلاغ میشود و سیاستهای کشور از طریق مرجع قانونگذاری یعنی مجلس شورای اسلامی تصویب میشود، برنامه های توسعه چند ساله نیز داریم، ولی دولت نهم توانست تمام تمهیدات پیش بینی شده را بهم بریزد و مسیر دیگری را برنامه ریزی و دنبال کند.
عضو دیگری از کابینه رفت. این عضو نیز از اعضای غیر خودی در دولت نهم بود. وزیر اقتصاد دوران خاتمی بود که ابتدا قائم مقامی وزارت اقتصاد دولت نهم را پذیرفت و بعد به بانک مرکزی رفت.
در دوران خاتمی نیز رویه ی مستقل از دولت در پیش گرفته بود ولی سیاستهای اقتصادی موفق وی مورد قبول واقع و اجرا شد.
ظاهرا مقامات ارشد کشور به وی اعتماد زیادی داشتند و رفتن وی از دولت خاتمی موجب تیرگی بیشتر روابط دولت اصلاحات با مقامات عالی شد.
رفتن مظاهری از بانک مرکزی چه عزل از سوی رئیس جمهور باشد و چه استعفا٬ شرایط را برای دولت نهم دشوار تر میکند.
پیش از این احمدی نژاد بارها برای تغییر وی فشار آورده بود ولی کاری از پیش نبرده بود ولی ظاهرا اوضاع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به گونه ای است که مظاهری نیز باید برود.
همکاری وی با دولت نهم بیشتر نقش ترمز داشت تا فرمان.
بی تدبیری آزار دهنده ای در رده های مختلف مدیریت کشور دیده میشود، ولی در جهان پرمخاطره ی امروز، رقبا و دشمنان ما از هوش و استعداد اندک خود، حداکثر استفاده را علیه منافع ملی و مردم و کشور ایران می برند و حماقت است اگر تصور کنیم آنها منافع گروهی و ملی خود را بر منافع ملت ما ترجیح نمیدهند.
زیر سوال بردن آنچه داریم، بزرگترین وجه مشترک همه ی رقبای ریز و درشت ماست. از آگاه و ناآگاه. از خارجی و خارجی تر. از عرب و آمریکایی و اروپایی و حتی ایرانی!
بعضی هاشان سابقه و میراث تاریخی ایران و حقوق معنوی ایران را بر شخصیتهای فرهنگی و علمی ایرانی چون مولوی و رودکی و فردوسی یا بر خلیج فارس و چون آن زیر سوال می برند
بعضی مالکیت بر جزایر سه گانه و اگر بشود مالکیت ایرانی بر استانهای خوزستان و سیستان و بلوچستان و کردستان و آذربایجان را جای تامل میدانند
بعضی حماسه دفاع مقدس در برابر مهاجمان را بی ارزش میدانند. در حالیکه در تمامی جنگهای دویست ساله گذشته بخشی از سرزمین مان را از دست داده ایم جز همین جنگی که طولانی ترین جنگ های منطقه ای معاصر بود و قدرتهای مخالف ایران کمک های بسیاری به عراق کردند
بعضی مردم سالاری شکوهمند انقلاب اسلامی را زیر سوال می برند(نقش متحدان داخلی و مقتدر شان قابل تقدیر است!)
بعضی امید را ...
. . .... .. . .... . .. . . . . ... . .. . .. . ...... .
اما تا دلتان بخواهد از نقاط ضعفمان یاد میکنند:
از بی تدبیری هایمان که واقعیتی است و البته آنها بزرگنمایی میکنند
از تشدید اختلافات داخلی مان
از بیماری های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی مان مانند تورم / اعتیاد / جرم و جنایت /
از مشکلات سیاسی داخلی و خارجی مان
تا امید را از ما بگیرند
واقعیت این است: بخش مهمی از آنچه داریم سزاوار افتخار است و بخشی نیز چون بی تدبیری یا خطاهای گذشته مان جای تاسف و شرمساری و خدا را شکر جای جبران دارد.
تشخیص بین این دو و هدف های رقبا و دشمنان مان نیاز به آگاهی و بصیرت دارد.
هدف اصلی مخالفان ایران چیست؟ زیر سوال بردن آنچه داریم برای تحمیل سلطه ی بی مقداران.
بخشش از بزرگتر است. در ماه مبارک این بخشش بیش از پیش وعده داده شده است. از سوی بزرگترین به بزرگترین بخشش های ممکن وعده داده شده ایم. وعده ای که تخلف نمیکند.
====================
ما انسانها در زندگی بارها در موقعیت بخشیدن قرار میگیریم و بارها نیاز به بخشیده شدن داریم.
==========
افزایش تعداد سیلی خورده ها دلیل بر استحکام و قدرت و برتری و تسلط نیست. نشان اعتراض است. اعتراض های مبتنی بر منافع فردی به جای خود قابل بررسی هستند و جلب رضایت افراد سخت نیست. ولی حساب اعتراضات گروهی و جماعات کاملا جداست و اگر این آسیب به گروههای صنفی و قومی و اجتماعی کشیده شد دلیل بر وجود مشکل بزرگ و نیاز به چاره است.
بی تدبیری های گذشته مشکلاتی می آفریند که تدبیری عظیم می طلبد.
معلمان / کارگران / دانشجویان و اساتید / کارکنان / زنان و کودکان / روحانیت / ایثارگران / اقشار آسیب پذیر و مستضعفان / قومیتها / اقلیتها / احزاب و گروههای سیاسی / نظامیان / سرمایه گذاران و کارآفرینان / بخش خصوصی / ایرانیان خارج از کشور / ... سرمایه ها و منابع اصلی قدرت و حرکت کشور هستند. آنها را باید فهمید و پذیرفت.
عذرخواهی از معدودی سیلی خورده، یک چیز است و طلب پوزش از انبوه سیلی خورده ها چیز دیگر. با این اخلاقی که در بین ما رواج دارد، پوزش خواهی و پوزش پذیری نیز کمیاب است.
=====================
دولت مردم سالار و اصلاح طلب، قدرت تبیین و حفظ منافع ملی و مدیریت عقلایی منابع کشور و انرژی های سرگردان جامعه را دارد.
حل مشکلات کشور در گرو تغییر سیاستهای اصولگرایی به سیاستهای اصلاح طلبانه در تمامی سطوح از خرد تا کلان است.
راه حل مشکلات کشور، بازگشت به اصلاحات است:
در نگاه. در سیاست گذاری. در مدیریت. در اجرا. در زندگی
خداحافظی با اصولگرایان حق مسلم ماست

آقای احمدی نژاد رئیس جمهور و دولت وی، دولت نهم ماست. با همه ی ضعفها و خطاهایش دولت ماست. بر کشور و مردم ایران حکومت میکند. بر سرنوشت و آینده ی ما موثر است.
اگر او رئیس جمهور است به دلیل رفتار و شخصیت ماست. به دلیل خطاهای اصلاح طلبان و اشتباهات بخشی از اصولگرایان و تحریم گروهی و بی تفاوتی بسیاری است که احمدی نژاد و تیم وی به چنین موقعیت تاثیرگذاری رسیده اند.
تغییر در این شرایط با تغییر در ما اتفاق می افتد. هر کس به سهم خود. رهبران اصلاحات چون خاتمی و کروبی وظیفه ای دارند و ما وظیفه ای در سطح خود. همه باید تلاش کنم تا به عقلانیت و کمال نزدیک شویم و از بی تدبیری دور شویم تا جامعه و حکومت به عقلانیت و کمال نزدیک و از بی تدبیری دور شوند.
لینک خبر:
انتقاد بی سابقه روحانی از احمدی نژاد:
«مگر دیگران چه کردند! چرا باید عربستان سعودی در این تزاید قیمت نفت امروزه 870 میلیارددلار ذخیره ارزی داشته باشد و چرا کویت 350 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد در حالیکه وضعیت ذخایر ارزی ما اینگونه است».
وی افزود: «ظاهرا عدهای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جاروزدن حساب ذخیره ارزی شدهاند».
دکتر روحانی با طرح این سوال که در مدت سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ تصریح کرد: «در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشتسازی انجام شد»؟
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
آقای قرائتی در باره تعطیلات زیادی در کشور میگوید:
گر به این راحتی میشود اینقدر کشور تعطیلات داشته باشد؟ یا دانشگاه، یا حوزه، یا بازار، یا هرکس. قرآن میگوید: ظهر جمعه مغازه را ببندید. «إِذا نُودِیَ لِلصَّلاة» برای نماز جمعه میگوید: «ذَرُوا الْبَیْع» (جمعه/9) مغازهها تعطیل! بعد از نماز که شد میگوید: بعد از ظهر جمعه برو باز کن. فقط یک ساعت روز جمعه برای نماز جمعه تعطیل کن. ما پنجشنبه را هم تعطیل میکنیم. گاهی هم میگوییم: خوب دوشنبه که تعطیل بود، سهشنبه هم تعطیل است. پنجشنبه هم، به هم وصل. یک مرتبه 5 روز یکجا تعطیل. خوب این رقمی که به جایی نمیرسیم
امام جمعه شمیرانات:
بیثباتی در مدیریت اجرایی وعدههای رئیسجمهور را محقق نمیکند
به نظر من نقطه ضعف شورای نگهبان بیشتر در تایید صلاحیتها است تا رد صلاحیتها، که این عدم دقت شورای نگهبان را میرساند و مصداق این عدم دقت شورا، مشکلات جامعه بعد از پیروزی انقلاب در حوزه مدیریت کشور بوده است.
لینک مطلب کامل از خبرگزاری کار ایلنا
رئیس جمهور سابق کشورمان گفت: اگر مطالبی که خلاف واقع است به عنوان دستاورد مطرح شود، اثر بسیار منفی در جامعه دارد.
لینک مطلب کامل از تابناک
وقتی بر اساس چندین سال فعالیت و سرمایه گذاری تخصصی و مدیریتی، به خودکفایی در تولید گندم رسیدیم، این موفقیت را بعضی تنها به نام دولت نهم اعلام کردند. در حالیکه خدمتی چند ساله بود. امروز واردات چند میلیون تن گندم را به حساب کدام دولت باید نوشت؟
شکر کنیم بر آنچه داریم و تلاش کنیم از بی تدبیری ها دوری کنیم.
لینک از وبلاگستان:
چندی پیش در جلسه ای با آقای بهزاد فراهانی، هنرمند نامی کشورمان هم صحبت شدم. باهم در رادیو همکار بودیم وهمیشه خیلی به من ابراز لطف می کرد. آنجا خبر داد که گلشیفته، دخترهنرمندش، بعد از فیلمی که در هالیوود در کنار لئوناردودی کاپریو بازیگر یکی از مشهور ترین و پر بیننده ترین فیلمهای سینمای جهان- تایتانیک- در هالیوود در فیلمی با کارگردانی رایدلی اسکات بازی کرده، قرار است کار دیگری هم انجام دهد.خبر خوبی بود آن روز بهزاد کمی نگران بود و نمی دانست که در ایران چه برخوردی با این مسئله خواهند داشت. من گفتم در همه ی دنیا حکومت ها هزینه می کنند تا هموطنانشان جزء چهره های جهانی شوند. اگر یک هنرمند جوان ایرانی که در داخل کار می کند وفیلم هایش در سینماهای ایرانی روی اکران میرود، بتواند در کنار چهره های جهانی سینما بازی کند که برای آن کشور افتخار آفرین وغرور انگیز است. مردم و هنردوستان وعلاقمندان به ایران هم طبعا از این که هموطن هنرمندشان در این جایگاه قرار گرفته احساس خوب و مغرورانه ای پیدا می کنند. وظیفه ی هر حکومتی هم این است که زمینه وجایگاه این ارزش های بین المللی را برای مردمشان فراهم کنند. اما با اعلام ممنوع الخروج شدن خانم فراهانی احساس کردم که چه نگرانی به جایی داشت بهزاد فراهانی. این حرف غیر حقوقی است که هنرمندان که مثل دیگران باید از حقوق مدنی برخوردار باشند، برای بازی در فیلمی در خارج کشورباید از ارشاد اجازه بگیرند. اهانت مستقیم به انسان بودن و آزاد بودن بهره مند بودن آنها و حقوق اجتماعی آنان است. غیر از مباحث عام کرامت انسان و حقوق مدنی و شرعی انسانها، قانون اساسی خودمان هم اجازه نمی دهد که این حقوق انسانی را از افراد سلب نمایند ودولت و وزارت ارشاد این قیمومیت را که براطفال هم روا نمی دارند،بر هنرمندان روا دارند. این کار و یا بخشنامه ای که چندی پیش برای هنرمندان صادر کردند که نباید حضور تبلیغاتی داشته باشند و یا دستور العمل های دولتی برای نحوه ی ریش و مو بازیگران و مواردی از این گونه، خلاف روح قانون اساسی و قوانین انسانی است. دولت و حاکمیت امکانات عمومی هنر کشور را دراختیار دارد که باعث رشد وتشویق هنر شود نه آن که باعث رنجش و دلخوری و یاس هنرمندان گردد. این کارها اگر چه خلاف قانون و اخلاق و حقوق انسانی هنرمندان است و نباید بکنند اما گویا می کنند و می شود!. امیدوارم که هنر ایرانی با هنرمندان پر استعدادی که دارد، جایگاه خودش را به دست آورد وبی آن که چشمه های جوشان هنر در وجودشان خشک شود از این مرحله گذر کنند..
جریانات و قدرتهای سیاسی مختلف بصورت مستمر برای تسلط بر افکار عمومی در سطوح مختلف در تلاشند. در این میان قدرتها از سرمایه و کنترل بهره مندند و در مقابل قدرتهای آلترناتیو از گرایش ذاتی مخالفت در افکار عمومی.
===
تیتر صفحه اول روزنامه اعتماد:
احمدی نژاد:
بیش از دولت قبل برق تولید کردیم
هدف روزنامه اصلاح طلب اعتماد در واقع در مقابل افکار عمومی قرار دادن آقای احمدی نژاد است که به این نتیجه نیز میرسند.
کمتر کسی است که با مشاهده قطع برق های مستمر، تورم و مشکلات دیگر موجود، حرف آقای احمدی نژاد را باور کند ولی واقعیت این است که آقای احمدی نژاد درست میگوید.
برق هر سال بیش از سال قبل تولید شده است ولی این موضوع کمکی به رضایت مردم نمیکند. چون مردم بی برقی را با گوشت و پوست لمس میکنند و حرف احمدی نژاد را با گوش میشنوند.
مشکل برق این است که نرخ رشد تولید آن کاهش یافته است و نه نرخ تولید آن. تکنیک بازی کردن بین این دو مفهوم گرچه مهارت است ولی در شرایط فعلی تاثیر منفی مضاعف دارد.
گروه انرژی – بررسی مراکز مطالعات معتبر جهان نشان میدهد که زیان ناشی از خاموشی برای صنایع بین 50 تا 100 برابر قیمت برق است که این رقم در ایران حدود 100 است.
مسعود حجت، مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق کشور با بیان این مطلب گفت: ما برق را به طور متوسط با قیمت 15 تومان میفروشیم و در صورتی که زیان وارده از قطعی برق را 100 برابر قیمت برق محاسبه کنیم، به ازای هر کیلو وات ساعت خاموشی بین 1500 تا 2200 تومان به صنعت کشور زیان وارد میشود.وی در گفتوگو با موج افزود: در تهران گفته بودیم که 24درصد خاموشی خواهیم داشت که این رقم تاکنون 17درصد بوده یا در زنجان رقم 8/3درصدی را اعلام کرده بودیم ولی 7/2درصد خاموشی داشتهایم.وی افزود: این ارقام نشان میدهد در زمان کمبود، خاموشی داشتهایم. البته در بعضی از شهرهای قسمت جنوبی کشور قطعیها بیشتر از میزان اعلام شده بود.
حجت در پاسخ به این سوال که آیا برنامهای برای افزایش قیمت برق دارید، گفت: این کار بستگی به نظر مجلس دارد. در حال حاضر قیمت تمام شده برق بدون احتساب قیمت سوخت بیش از 40 تومان است که برای تعیین قیمت باید به قیمتی که به ما سوخت میدهند، توجه کرد.
لینک مطلب از سایت خبری تابناک:
بانک مرکزی با انتشار آمار تولید برق کشور، از کاهش فزاینده رشد تولید برق در کشور در دوران دولت نهم خبر داد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، بنا بر آمار رسمی بانک مرکزی، رشد تولید برق کشور که در سال 1383 (سال پایانی دولت قبل) 9 / 8 درصد بوده است، در سال 1384 به 1 / 8 درصد و در سال 1385 به 4 / 7 درصد کاهش یافته و این روند منفی در سال 1386 به تنها 9 / 6 درصد رشد تولید رسیده است.
بنا بر این گزارش، بیش از 85 درصد برق کشور در سال 1386 توسط نیروگاههای بخاری و گازی تأمین شده است که علت اصلی کمبود برق در سال جاری نیز ناشی از کاهش شدید رشد تولید در این بخشهاست؛ چراکه رشد تولید نیروگاههای بخاری از 8 / 3 درصد در سال 1383 به تنها 5 / 2 درصد در سال 1386 رسیده است و رشد تولید برق نیروگاههای گازی و سیکل ترکیبی نیز از 5 / 20 درصد در سال 1383 به 5 / 13 درصد در سال 1386 کاهش یافته است.
ملت و خانواده از آسیب هایی که به اعضای خانواده وارد میشود متاثر میگردند. سالانه دهها هزار نفر در جامعه ما کشته میشوند. تصادف٬ بیماری٬ منازعه٬ اعدام٬ اعتیاد و .... با تدبیر و تعقل میتوان مانع بیش از نود درصد این آسیب ها شد. پیشگیری ممکن است. اگر آمار جراحت ها فیزیکی و روحی و چندین میلیون پرونده قوه قضائیه را نیز به آن اضافه کنیم٬ بیش از پیش به فکر می افتیم که راه چاره ای بیابیم. با اندکی عقل و تدبیر٬ پیشگیری ممکن است.
===============
دختری خردسال عکس پدری را در دست دارد که جز مهربانی از او به یاد ندارد. پدرش کشته شد. پدرش هر که باشد٬ امروز برای او فرقی ندارد. اینکه در دادگاه عدل محاکمه و قصاص شده یا در خیابان با چاقو از پای درآمده باشد مهم نیست. اینکه به حق کشته شده یا به ناحق برای او تفاوتی ندارد. پدری را میخواهد که دیگر نیست.
او رنج تنهایی ای اش را خواسته یا ناخواسته با خانواده و جامعه تقسیم میکند.
در خبرها آمده است:
کشورهای عضو اتحادیه اروپا تحریم های تجاری و مالی جدیدی را علیه ایران به اجرا گذاشته اند.
روز جمعه، 8 اوت (18 مرداد)، نمایندگان بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا رسما وضع یک رشته محدودیت های جدید مالی و تجاری علیه ایران را تصویب کردند تا به این وسیله جمهوری اسلامی را برای عمل به قطعنامه های شورای امنیت در مورد تغییر سیاست هسته ای این کشور به خصوص تعلیق غنی سازی اورانیوم تحت فشار قرار دهند.اتحادیه اروپا پیشتر تحریم های مندرج در قطعنامه مصوب ماه مارس شورای امنیت را به اجرا گذاشته و تصمیم روز جمعه شامل تحریم هایی افزون بر موارد پیش بینی شده در این قطعنامه است.
تحریم های اضافی شامل دستور به نهادهای مالی کشورهای عضو اتحادیه برای "احتیاط" در قبول تعهدات جدید در زمینه حمایت مالی از مبادلات تجاری با ایران از جمله در زمینه اعطای اعتبار، ضمانت و بیمه صادراتی به ایران است.
======================
تغییرات سیاسی بوجود آمده در مناسبات خارجی ایران طی سه سال اخیر منجر به افزایش قابل ملاحظه نقش روسها و آمریکایی ها در روابط خارجی ایران٬ نسبت به اروپایی ها شده است. اتحادیه اروپا مدتهاست فراتر از مصوبات شورای امنیت سازمان ملل بر ضد ایران عمل میکنند.
وزیر محترم بهداشت نقش قطع برق بیمارستانها را در فوت بیماران به دلیل عدم وصول گزارش های مربوطه منتفی دانست و اخبار منتشره را تکذیب کرد. خدا را شکر.
=====================
برای سفرهای تفریحی و کوتاه مدت، میتوان از قایق بادبانی استفاده کرد. با چنین قایقی به اقیانوس و سفر دور دنیا رفتن، بی خردی است.
=================
فردی بدون داشتن توانایی و صلاحیت پزشکی و جراحی، در بخش اورژانس مشغول جراحی های فوری میشود و حتی قلب و مغز عمل میکند. درک احساس قربانی و خانواده قربانی دشوار نیست. عدل با چنین فردی چه خواهد کرد؟
=======================
موضوع تورم و گرانی و ناامنی و دروغ و اختلال در خطوط مخابرات و اینترنت و قطع گاز و برق و آب نیست. موضوع برخورداری از نتایجی انتخاب کردنها و انتخاب نکردنهایمان است.
=================
برق ... سه سال است که رفته. با رفتن خاتمی (دولت اصلاحات) و کروبی(مجلس اصلاحات) رفت که رفت .... 
گاهی با شرایطی مواجهیم که از حد گذرانده اند. بی تدبیری بیماری خطرناکی است که به هرج و مرج می انجامد و نیاز به طبابت دارد. طبیب حاذق و دارو و شاید جراحی. در چنین شرایطی است که بیش از پیش باید به اصول وفادار و مواظب بود که به ورطه افراط و تفریط نیفتیم که نتیجه اش هرج و مرج بیشتر و ظهور تندروی های لجام گسیخته است.
تحول لایه لایه از درون و با تقدم فرد نسبت به جامعه، راه حلی همیشگی و متکی به معرفت دینی و ملی است.
لینک مطلب:
پایگاه اطلاع رسانی حزب جوانان- سعید لیلاز کارشناس مسایل اقتصادی که در نشست ماهانه حزب جوانان ایران اسلامی با موضوع بررسی طرح تحول اقتصادی دولت نهم سخن می گفت با بیان اینکه طرح تحول اقتصادی طرحی نا پخته است و زیاد روی آن کار تخصصی صورت نگرفته است گفت: طرح تحول اقتصادی اساسا از یک انفجار فکری که در ذهن رییس جمهور ایجاد شده است بوجود آمده است و هنوز هیچ سند مکتوبی از این طرح موجود نمی باشد و در خصوص این طرح ما فقط می توانیم به اظهارات رییس جمهور اکتفا کنیم .
وی افزود:پشت طرح تحول اقتصادی نظریه روشنی وجود ندارد و قاعدتا یک فشار سیاسی ، اقتصادی باعث مطرح شدن این طرح شده است .
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
محسن صفایی فراهانی: اتفاقی که اخیرا در مورد برق رخ داده بیش از آنکه ناشی از حوادث غیرقابل پیشبینی باشد از سوءمدیریتها نشأت گرفته است. برنامه چهارم توسعه سند مکتوبی به شمار میآید که شیوه حرکت و برنامهریزیهای دولت در آن مشخص شده است ولی آنچه تاکنون رخ داده تنها نشان میدهد که این برنامه به صورت کامل به فراموشی سپرده شده است. اگر براساس همین برنامه پیش میرفتیم اکنون با بحران تامین برق هم مواجه نبودیم. پیشبینیها این بود که کشور به جایگاه صادرات برق نزدیک شود ولی میبینید که اکنون دولت برای تامین نیاز داخلی هم مشکل دارد.
تازه باید حداقل یکسال دیگر نیز با دولت نهم ادامه دهیم
لینک مطلب از سایت خبری آفتاب:
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرد:
در سه سال گذشته از لحاظ توسعه یافتگی در منطقه عقبتر رفتهایم
|
10 دلیل و ضرورت برای کاندیداتوری سید محمد خاتمی
|
|||||
|
نواندیش- عباس میرزا ابوطالبی* : به خاطر اسلام به خاطر تشیع: به خاطر ایران به خاطر آرمانهای امام (ره) به خاطر انقلاب به خاطر جنبش اصلاحات به خاطر مردم سالاری دینی به خاطر چشم انداز ایران فردا به خاطر خاتمی بودن *نماینده دوره سوم مجلس شورای اسلامی(نقل از جهان اقتصاد) |
ادامه مطلب ...
اینکه در کشور ما جریان اصلاحات دوباره سامان یابد موضوعی محتمل است. ضروری نیست. یعنی ممکن است بشود یا نشود. در مقابل ادامه وضعیت فعلی و یکه تازی اصولگرایان و بی تدبیری حاکم بر تصمیمات و سیاستهای دولت نهم نیز میتواند ادامه یابد یا جای خود را به سیاستهای اصلاحی دهد.
ولی دو نکته هست که احتمالی و انتخابی نیست:
نخست آنکه هر یک از این دو دیدگاه یعنی اصلاح طلبی و اصولگرایی به یک مسیر خاصی میروند. با تمامی الزامات و مختصات و نتایج همان راه و سرنوشت خاصی را برای کشور ما رقم میزنند. یعنی نمیتوان اصولگرایان را انتخاب کرد یا با عدم حضور در انتخابات اجازه داد انتخاب شوند و بعد انتظار اصلاحات داشت.
دوم اینکه کسی که رهبری جریان تغییرات اصلاحی را در کشور بدست بگیرد، ولو آنکه آقای خاتمی یا آقای کروبی یا هر کس دیگر باشد، متاثر از شرایط جریان اصلاحی و جامعه به شتاب و تندی اصلاحات تن خواهد داد.
لینک مطلب از تابناک:
دکتر محمد خوش چهره در یادداشتی در روزنامه سرمایه با عنوان «بدعت گذاری در عقبگرد» نسبت به پامدهای اقدام دولت هشدار داد.
وی نوشت: دولت و در راس آن رئیس جمهوری از حکم رهبر معظم انقلاب برای تمدید و تداوم مهلت سرپرستی وزارت امور اقتصادی و دارایی تا زمان معرفی وزیر پیشنهادی اش به مجلس برای پوشاندن ضعف ها و نقایص خود استفاده می کند در واقع دولت این حکم را یک راه دررو برای فرار از دست نقدهای منتقدان قرار داده،
ادامه مطلب ...
مسائل مختلف کشور به یکدیگر گره خورده است. مدیریت عالی و دانی، خشکسالی و بی تدبیری، فقر دانش و بی تجربگی و بی توجهی و خیلی چیزهای دیگر.
اما امید نیز هست. امید به باران. امید به مدیریت نسل جوان. امید به دلسوزی جوانان برای خودشان. برای طبیعت.
تالابها به شدت در معرض خطرند. خطری که با برنامه ریزی و مدیریت صحیح میتواند کمتر و کمتر شود. حتی برای ایجاد باران مصنوعی نیز شاید بشود کاری کرد. ولی گویا اولویتهای مدیریتی و تصمیم گیری در کشور در حال ارتقا هستند. به این معنا که هر چه میگذرد تصمیمات باید در مراحل بالاتری گرفته شوند و موضوعات نیز در حال تغییرند و کلی تر و کلان تر میشوند.
تالابهای پر آب حق مسلم ماست
قدیما میگفتند که تجربه کار در بازار کار با آنچه در دانشگاه می آموزند فرق دارد. تعامل میان تخصص و تجربه هدف مهمی است که در تصمیم گیری های امروز و دیروز از آن سخن بسیار و نتیجه اندک است. حتی تجربه سیاست و تخصص آکادمیک آن را توامان برای سیاستمدار بودن کافی نمیدانند. بخشی از بی تدبیری در سطح کلان به این موضوع مربوط میشود.
لینک مطلب از وبلاگستان:
دیروز این گزارش را بخش های مختلف خبری تلویزیون با ذوق و شوق خاصی اعلام کرد: " صادرات آمریکا به ایران در دوره جرج بوش بیش ازده برابر شده است." کافی است چشم هایمان را ببندیم و تصور کنیم چنین خبری در زمان دولت خاتمی رخ می داد. در واقع آن زمان اصل خبر این گونه اعلام می شد: " علیرغم اقدامات خصمانه امریکا علیه ایران و تهدید مداوم این کشور به حمله و حمایت های فراوانش از رژیم صهیونیستی متاسفانه می شنویم که واردات ایران از شیطان بزرگ در دوره ریاست جمهوری خاتمی بیش از ۱۸ برابر شده است! " حالا اما می خوانیم: " هرچند تحریمهای آمریکا علیه ایران از سی سال پیش آغاز شده و تاکنون طول کشیده، اما قوانینی هست که اجازه داده تا تجهیزات کشاورزی و دارویی و چند دسته از مواد دیگر به ایران فرستاده شود... از سال 2001 تا سال گذشته، آمریکا 5،546 میلیون دلار به ایران فرستاده است؛ یعنی تقریبا 146 میلیون دلار در هر سال و این رقم را میتوان با سال 2001 مقایسه نمود که 8.3 میلیون دلار بوده و حتی اگر با تورم هم در نظر گرفته شود، ده برابر رشد کرده است. "
نکته دیگر این که معلوم نیست چرا جرج بوش از شنیدن این خبر باید سرافکنده شود و از مشتی که به دهان استکبار زده شده نتواند سر بلند کند اما دولت ما از واردات کالاهای آمریکایی باید شادمان باشد. جدا از مسایل سیاسی یادمان باشد که در اصول اقتصاد بین المللی صادرات برای هر کشور یک پیروزی اقتصادی و واردات یک شکست محسوب می شود!
لینک مطلب از روزنامه اعتماد:
علل افزایش هزینه گاز و برق مصرفی خانوارها در طول سال گذشته در مرکز پژوهش های مجلس بررسی شد.
به گزارش دفتر اطلاع رسانی مرکز پژوهش ها، دفتر مطالعات زیربنایی این مرکز در پاسخ به درخواست دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس وقت مجلس، در ابتدا با بررسی علل افزایش هزینه گاز خانوارها در سال 1386 خاطرنشان ساخت قیمت گذاری پلکانی در سال 1386 براساس مصوب قانونی صورت گرفته است ولی بررسی قانون و نحوه اجرای آن و آیین نامه های اجرایی در سال گذشته، نکات جالب توجهی را نمایان می کند که می توان با توجه به این نکات سرمنشاء این مشکلات را ردیابی کرد.
نخست اینکه در ابتدای امر، در تفکیک استان ها و مناطق مختلف به مناطق پنج گانه، برای تعیین قیمت گاز و میزان مصرف، متوسط دمای هوای مراکز استان ها مبنا و ملاک عمل
ادامه مطلب ...
سخنان مهم خاتمی با دانشجویان در آستانه هجدهم تیر
لینک مطلب از بازتاب:
رئیسجمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: اسلامی که بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است. اگر ما در این راستا کار کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص نماییم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگراصلاح طلبان ببینند که نمیتوانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه میشوند؟
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره نظام برنامهریزی و اقتصاد کشور اظهار داشت: در مورد اینکه گفته شده که ما مجبور شدهایم، برای رسیدن به اهداف، سیاستها را تغییر دهند، باید ببینیم که با این تغییر سیاستها، چقدر به اهداف موردنظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شدیم.
رئیس بنیاد باران تأکید کرد: به نظر میرسد رسیدن به اهداف برنامههای سند چشم انداز بیست ساله کشور، دور از دسترس است و گمان میکنم با شرایط کنونی به آن نخواهیم رسید. آیا نباید فکری کنیم که از آنچه امروز هستیم، به شدت عقب نیفتیم؟
ادامه مطلب ...
اداره کردن بعضی ها شبیه رانندگی با ترمز است. سیستم های کنترلی موجب تحرک نمیشوند. موجبات تحرک در جای دیگر نهفته است.
فعال شدن محمد هاشمی و دیگر کارگزاران و نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی پس مدتها سکوت و تغییرات اخیر در آرایش سیاسی کشور، نشانه خوبی برای احمدی نژاد و یاران و حامیانش نیست. تغییرات بیشتری در راه است.
لینک انتقاد همه جانبه محمد هاشمی از احمدی نژاد:
محمد هاشمی: سیاست های تشنج افرین دولت نهم باعث صدور 3 قطعنامه علیه ایران شد/مافیا همان سیاست های غلط اقتصادی دولت نهم است
ادامه مطلب ...
لینک مطلب از وبلاگستان
مطلبی از رادیو فرهنگ به شکل اتفاقی شنیدم که بر خود لرزیدم : نام گوینده را نمی دانم چون گوینده قبل از شنیدن من نام صاحب مطلب را گفته بود ولی اصل مطلب این است : اگر خدا برای قومی خیر و سعادت یخواهد عاقلان و فرزانگان انها را برانان حاکم می کند و دانشمندان انها را بر مسند قضاوت می نشاند و مال و ثروت را به بخشندگان انها عطا میکند و اگر خدا برای ملتی شر و بدی اراده کند سفها و بی عقلان را بر انان حاکم میکند و جاهلان و نادانان را بر انها قاضی قرار می دهد و مال و ثروت را به بخیلان می دهد.شما چی فکر می کنید؟
مخالفتهای آمریکایی ها با جمهوری اسلامی سابقه طولانی دارد ولی اختصاص چهارصد میلیون دلار برای ایجاد بی ثباتی در ایران و تغییر رژیم یک چیز متفاوت است.
اگر قرار بود که آمریکایی ها با پولشان بتوانند به نتیجه برسند، امروز از کوبا و چین و لبنان و خیلی اشخاص و دولتها اثری نبود. البته باید هوشیار بود و مهمترین هوشیاری نیز بکار بستن عقل و درایت و خرد و پرهیز از دروغ و بی تدبیری در امور است.
روشن است که سیاستهای دولت در عرصه های مختلف یویژه سیاستهای مالی و اقتصادی با اصول علم اقتصاد و عمل موفق مدیران پیشین در تعارض است. تلاشهای رئیس بانک مرکزی دکتر طهماسب مظاهری که مدتی وزارت اقتصاد دولت اصلاحات آقای خاتمی را بر عهده داشته نیز تا کنون نتوانسته از اقدامات ابتکاری آقای احمدی نژاد جلوگیری کند.
معلوم نیست که این همزیستی رئیس جمهور و رئیس بانک مرکزی تا کجا ادامه دارد و مهمتر از این، آنکه نتیجه این دوگانگی دیدگاهی و تصمیم گیری در عمل چه میشود؟!
از قطع ۴ ساعته ی روزانه ی برق چه نتیجه ای میگیرد؟
الف / ناکارآمدی ثروتمندترین دولت تاریخ ایران معاصر
ب / قطع موقت شریانهای ارتباطی و اقتصادی و ...
ج / عدم دسترسی موقت به اینترنت
د / هر سه بعلاوه صدها نتیجه دیگر
در شرایط کنونی که در حوزه های پولی به نوعی سردرگمی وجود دارد و سیاستهای متناقض مطرح و حتی اجرا میشوند لازم است دستگاههای نظارتی و محاسباتی بر عملکرد مالی دولت و دولتمردان نظارت جدی تری نسبت به دولت خاتمی داشته باشند.
عجب داستانی است. قبل از شنیدن آن یک داستان دیگر نیز بشنوید:
دکتر مهاجرانی وزیر ارشاد بودند و حسب قوانین موجود حکم رایزن های فرهنگی را پس از معرفی از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات و تایید وزارتخارجه و غیره امضا میکردند. ظاهرا یکی از رایزن های منتخب که برای آشنایی با وزیر و گرفتن حکم شان، نیاز به صحبت با وزیر داشتن و البته نیازمند مترجم عربی به فارسی. رایزن ! فرهنگی ! ایران ! نیاز به مترجم فارسی داشت(۳ تا ! ).
لینک مطلب از وبلاگستان:
ایران سوزی به سبک سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
چندی پیش یک دانشجوی روس مقیم آمریکا که در رشته روابط بین الملل مشغول به تحصیل است، طی تماسی اینترنتی از من خواست تا برایش مطالبی در خصوص معرفی ایران به زبان انگلیسی پیدا کنم. ازقضا و بدون هیچ گونه ذهنیتی ، برای پیدا کردن یک معرفی مناسب و رسمی ، تصمیم گرفتم از بخش انگلیسی سایت سازمانی استفاده کنم که وظیفه اش فعالیت های فرهنگی در خارج از کشور و معرفی ایران و اسلام است. شاید درست حدس زده باشید : سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
وارد صحفه اصلی سایت شدم و سپس روی بخش ایران کلیک کردم.
اولین جمله ای که در این صفحه نوشته شده است ، جمله ی ذیل است :
Iran was one of the first countries to be occupied by the early Islamic armies which burst out from Arabia in the seventh century.
ایران یکی از اولین کشورهایی بوده است که توسط ارتش های نخستین اسلامی که از عربستان خارج شدند، در قرن هفتم به اشغال در آمد!.
ادامه مطلب ...
لینک مطلب از مرجع اصلی:
هاشم زاده هریسی نماینده مجلس خبرگان رهبری :
هنر اینست که مهر و محبت انسان شامل منتقد باشد بایستی با مهر و محبت به منتقدین جامعه را شجاع ساخت متاسفانه جامعه را پادگان ساخته ایم پادگان ساخته ایم یا جمهوری اسلامی؟ چه کسی انقلاب را به نام ایشان زده است ؟ سند انقلاب را اینها از کجا به نام خود مصادره نموده اند؟ آیا در راه این انقلاب ناخن داده اند؟ انصاف هم چیز خوبی می باشد باید به دیگران هم حق بدهیم.
================
لینک مطلب از خبرگزاری فارس:
آیت الله مکارم شیرازی:
سوء مدیریت اقتصادی در کشور احساس میشود

لینک مطلب در سایت خبری تابناک:
ادامه مطلب ...
آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...












برق نگاه معصومشان با قابهای چوبی در دست که در آن چهرههایی متفاوت از تصویر فعلیاشان را نشان میداد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان میبود، و انگشتهای ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگیز دیگر این دوره انداخت.
نمیدانیم وقتی به درس پترس فداکار میرسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمیدانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست میدارند.
دخترکان و پسرکانی با قابهای بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج میزند، بچههایی که رنگ نداشته دیوار خانهاشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینههای سرسامآور درمان دارد و نمیدانیم چرا تا به امروز گرههای چروک چهرههایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچهها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان میماند، به دنبال مرغ خانهاشان میدود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروسهای خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچههای قربانی غفلت ما در کنار بچههای روستا برای گرفتن یک عکس حاضر میشود اما او برای عکاس نمیخندد.
نرگس دفتر مشقش را باز میکند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست میگیرد و در سطر اول مینویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمیگرفت
حرفه ای شدن بخشی از ضرورتهای امروزی است. حرفه ای شدن یعنی رفتار تخصصی و توجه جدی و با برنامه که معمولا بصورت فعالیت تمام وقت بروز میکند.
همانطور که مدیریت جامعه یا همان سیاست نیازمند حرفه ای شدن است٬ کشاورزی نیز بایستی حرفه ای شود.
کشت دیم نیز با مدیریت دیمی ممکن نیست.
لینک مطلب از وبلاگ محیط زیست کیش:

محمد درویش هفته گذشته د رنشست هم اندیشی وبلاگ نویسان محیط زیست لحظات کوتاهی صحبت کرد . درویش در این سخنرانی به حکایت تخریب محیط زیست در آرژانتین پرداخت و خاطر نشان کرد که ایران هم در تخریب طبیعت چیزی کم از ارژانتین ندارد . وی همچنین به بخش هایی از سخنان دکتر فرود شریفی رییس سازمان جنگلها اشاره کرد و با انتقاد از ایشان گفت : "یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نکرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه کارهای کشور را تعطیل کنیم.»
متن کامل سخنرانی ایشان روز شنبه در روزنامه کارگزاران با عنوان " بادها نامساعدند" به چاپ رسید . حتما بخوانید.
بادها نامساعدند
آلبرت اینشتین، هنگامیکه مامور قطار از وی تقاضای بلیط کرد شدیدا به فکر فرو رفت. پس از مدتی جستوجوی خستهکننده در جیبهایش، برنده نوبل با عجله چمدانهای خود را از تاقچه پایین آورد. مامور قطار او را شناخت و گفت: «نگران نباشید پروفسور من مطمئن هستم دانشگاه پرینستون پول بلیط دیگری را برای شما خواهد پرداخت.» اینشتین پاسخ داد: «مرد جوان! من نگران پول بلیط نیستم من میخواهم بدانم به کجا میروم !!»
محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، هفته گذشته در جمع وبلاگنویسان زیستمحیطی با این مقدمه سخنرانی خود را درباره محیطزیست و اینکه چرا باید حفظ طبیعت برای هر یک از ما دغدغه باشد، آغاز کرد. او با این مثال در واقع سعی داشت تا از دولتمردان ایرانی بپرسد که قطار توسعه کشور که این روزها گویا ترمز هم بریده و با سرعتی وصف ناشدنی در حال حرکت است، سرانجام به کجا خواهد رسید؟ و آیا آنها که بیتوجه به سرنوشت محیطزیست و منابع طبیعی فقط به احداث کارخانجات و صنایع آلاینده نفت، گاز، سیمان، پتروشیمی، جادهسازی و سدسازی میاندیشند آیا خود میدانند که در انتها به کجا میرسند و چه چیزی در طبیعت باقی میگذارند؟
هر چند او این پرسشها را بهطور مستقیم مطرح نکرد اما مثالی که در ابتدای سخنانش در جمع وبلاگنویسان محیطزیستی به زبان آورد و ادامه سخنانش، در واقع همین پرسشها را با زبان بیزبانی طرح میکرد. محمد درویش، مدیر تارنمای «مهار بیابانزایی» و نخستین وبلاگنویس محیطزیست ایران است که ورودش به فضای مجازی در نخستین روزهای سال 84 مقدمهای شد برای ایجاد یک جنبش زیستمحیطی در فضای مجازی. او اندیشه کاستن از «شتاب افت کارایی سرزمین» و «مهار جریان ویرانگر بیابانزایی در ایران» را ترویج و از نگاه یک سویه و افراطی به حفظ محیطزیست هم پرهیز میکرد. بدون شک مهمترین نقطه قوت او در ترویج فرهنگ زیستمحیطی در بین بلاگرهای ایرانی، همین بود که در عین حال که از زیستمندان و طبیعت دفاع میکرد به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه هم توجه داشت. همین امر باعث شد تا خیلی زود مخاطبانی را برای تارنمای مهار بیابانزایی جمع کند که شاید تنها طیف محدودی از آنها متخصص در علوم طبیعی و محیطزیست بودند و مابقی در بین سایر اقشار مردم و متخصصان با گرایشهای مختلف علمی، هنری، اقتصادی، اجتماعی و. . . بودند.
تارنمای مهار بیابانزایی هفته گذشته در روزی که به نام زمین نامگذاری شده بود و همزمان در بیش از 140 کشور جهان این روز را جشن میگرفتند به عنوان یکی از برترین وبلاگهای زیستمحیطی ایران انتخاب و معرفی شد. وی سپس ادامه داد: محیطزیست همه آن چیزی است که به واسطهاش میتوانیم «زندگی» کنیم و نه اینکه فقط زنده باشیم و «زنده»گی کنیم. حفظ محیطزیست و پاسداری از یگانه بستر شناخته شده حیات در گیتی، یعنی کره زمین، نه فقط آرمانی است ارزشمند بلکه خردمندانهترین کاری است که هر یک از اهالی زمین باید در الویت وظایف و مسوولیتهای خویش قرار دهد و ما به عنوان یک ایرانی باید افتخار کنیم و به خود ببالیم که در سرزمینی زیست میکنیم که ارزش هر هکتار از خاکش 22 برابر میانگین ارزش هر هکتار از خشکیهای زمین است.
به گفته او مطابق ستادههای به دست آمده از پژوهشی که توسط یک گروه 13 نفری از دانشمندان شناخته شده بینالمللی در سال 1996 به انجام رسید، ارزش تجاری طبیعت برابر با 30 تریلیون دلار برآورد شده است که اخیرا دکتر مخدوم به نقل از «آلونسو» این رقم را 33 تریلیون دلار اعلام کرده است. در این صورت موقعیت ممتاز ایران با این توصیف آشکارتر میشود چرا که بهرغم دارا بودن تنها 32/0 درصد از مساحت کره زمین، (بر مبنای گزارش سال 1993 بانک جهانی) کشور ایران حدود 7 درصد از کل ذخایر طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است. به بیانی دیگر ایرانیان وارث سرزمینی هستند که ارزش متوسط هر هکتار آن حدود 22 برابر میانگین جهانی است، سرزمینی که مواهب کمنظیر آن، نه فقط به نسل امروز و نه حتی به آیندگان این بوم و بر، که متعلق به نوع به بشر است و میراثی جهانی است.
محمد درویش خاطرنشان ساخت: چنین است که هر چقدر از محیطزیست بگوییم و به دفاع از آموزههای پایداریاش در زیستمحیط ارزشمند و ناب وطن اصرار ورزیم کم است و درست به همین دلیل است که تولد ابزار نوین نگارش مجازی را باید به فال نیک گرفت و کوشید تا این طفل نوپای دیجیتال اما سریعالرشد و پرنفوذ را به خدمت ارتقای محتوای آثار فارسی ثبت شده در حوزه محیطزیست رساند. به راستی این کدامین ابزار است که بتواند با سرعتی برابر دست نوشتههای وب، تمامی پهنه زمین را درنوردد و تو را در کسری از ثانیه با محتوای اندیشههای هم زبانی دیگر در آن سوی اقیانوس اطلس و یا در آباد بومی ناشناخته در بشاگرد آشنا سازد و تعاملی دو سویه و افزاینده را جان دهد؟! پس یادمان باشد برای حفظ محیطزیست باید بر دانش عمومی ایرانیان و نه لزوما نخبگان جامعه بیفزاییم و اینک یکی از مردمیترین و گستردهترین ابزارها بهرهگیری از وبلاگ و عضویت در جامعه مجازی ایرانیان در وبلاگستان فارسی است.
وقتی زنده یاد سهراب سپهری در سالهای میانه دهه 40 شمسی، قطعه مشهور «آب را گل نکنیم در فرودست انگار کفتری میخورد آب» را سرود یک منتقد مشهور ایرانی نقدی پر سرو صدا برآثار او نوشت و او را خطاب داد: «در شرایطی که آمریکا در ویتنام بمبهای ناپالم میریزد و آدم میکشد تو نگران آب خوردن یک کبوتری؟» سپهری چنین پاسخش داد: «دوست عزیز ریشه قضیه در همین جاست. برای مردمی که از شعر نمیآموزند که نگران آب خوردن یک کبوتر باشند آدمکشی در ویتنام یا هر جای دیگر بدیهی است.»
در همین ارتباط خالق کتاب توسعه به مثابه آزادی میگوید: یکی از دلایل عقبماندگی هند از چین غفلت از توسعه آموزش ابتدایی و متوسطه در هند بوده است. این برنده نوبل اقتصاد در سال 1998 معتقد است که ارتقا آموزش و پرورش همگانی و نه نخبهخیز، سنگ بنای دستیابی به توسعه اقتصادی است.
در نخستین سالهای آخرین دهه قرن بیستم، لستر تارو، یک اقتصاددان مشهور آمریکایی که سمت مشاور اقتصادی کلینتون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده را نیز بر عهده داشت به صراحت اعلام کرد: «در قرن بیست و یکم فقدان منابع طبیعی در یک کشور ممکن است مزیتی باشد.» در آن زمان آرژانتین هنوز یکی از سفیدترین کشورهای آمریکای لاتین محسوب میشد، کشوری که تارو در صفحه 48 از کتاب خویش منابع طبیعی انبوهش را با ژاپن مقایسه میکند که از منابع طبیعی اندکی نسبت به آرژانتین برخوردار است و میگوید: بهرغم برخورداری از چنین منابعی آرژانتین فقیر است و ژاپن ثروتمند. اینک از زمان مقایسه تارو حدود 16 سال میگذرد، دراین مدت قدرتمندترین کشور آمریکای لاتین تلاش کرد تا با اجرای مقلدانه سیاستهای اقتصادی نهادهایی نظیر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، بدون تطابق آن با ویژگیهای بومی سرزمین خویش، جهتگیری سرمایهگذاری و پژوهشی خود را به سمت تولید ابزارهای انسان ساخته ( Mam Made )، تغییر دهد. در این راه نیز از حراج اندوختههای طبیعی هراسی به دل راه نداد و سرمایههای مادی و معنوی چندانی نیز برای حراست از این منابع در نظر نگرفت. چرا که آنها سخنان تارو و امثال آن را چنین دریافته بودند که «راه ثروتمند شدن از طبیعت نمیگذرد» نتیجه آنکه کشوری که که در آغاز دهه نود میلادی میشد آن را دستکم با ژاپن قیاس کرد، در آغاز نخستین دهه از هزاره سوم میرفت تا با جمهوریهای ورشکسته آسیایمیانه مقایسه شود، کشوری که کسی قادر به اداره آن نبود در کمتر از یکماه 5 رئیس جمهور عوض کرد و بیسامانی را بدانجا رسانده که هم اینک هر کودک آرژانتینی در بدو تولد ناگزیر است سنگینی 4 هزار دلار بدهی خارجی را بر دوش خویش تحمل کند آن هم سرزمینی که تا چندی پیش درآمد سرانه ساکنانش به حدود هشت هزار دلار در سال بالغ میشد !
وی سپس وضعیت نابسامان منابع طبیعی ایران را مشابه آرژانتین عنوان کرد و از این سخن رئیس جمهور مبنی بر اینکه «منابع طبیعی سد راه توسعه شده است» انتقاد کرد. عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع سپس ادامه داد: این را گفتم تا یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نکرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه کارهای کشور را تعطیل کنیم.»
این جمله، در واقع بخشی از سخنان دکتر فرودشریفی، رئیس سازمان جنگلها و مراتع است که 50 روز قبل در هفته منابع طبیعی خطاب به منتقدانش عنوان کرد! محمد درویش همان روز از بیان صریح چنین دیدگاهی توسط عالیترین مقام مسوول جنگلها و مراتع در کشور ابراز تاسف کرده بود و در تارنمای مهار بیابانزایی نوشت: «در حقیقت، دکتر فرود شریفی، دومین رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در زمان صدارت مهندس اسکندری بر صدر وزارت جهاد کشاورزی، همان حرفی را زد و در را بر همان پاشنهای چرخاند که سالهاست دیگر مدیران ناآشنا با ملاحظات زیستمحیطی عنوان کرده و میکنند و علنا از محیطزیست با عنوان «محیط ایست» نام میبرند.»
محمد درویش سپس یادآور شد: باور کنید «اگر در بزرگراهی مسیر اشتباهی را طی میکنیم، آهسته کردن گامها، دردی را دوا نمیکند» باید هر چه زودتر ایستاد و دور زد. البته به شرط آنکه مانند ناخدای کشتی سنگور، مسیر را گم نکرده باشیم ! چه در آن صورت «برای ناخدایی که نمیداند کشتیاش به کدام بندر رهسپار است، هر بادی نامساعد است. امیدم این است که اندیشههای منتشر شده دوستان و هموطنان فرهیخته سبز اندیشم، بتواند هر چه بیشتر هم مسیر درست را نشان دهد و هم باد مساعد را شناسایی نماید.
+ نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 14:54 توسط مژگان جمشیدی
الف:
سیاسی؟
اقتصادی؟
فرهنگی و اجتماعی؟
ب :
بی تدبیری در سطح مدیریت کلان کشور و تعیین مدیران و تصمیم گیرندگان؟ (سیاسی)
ناتوانی مدیران اقتصادی کشور؟(اقتصادی)
عدم همراهی مردم با مسئولان(اجتماعی)
مشکلات طبیعی مانند خشکسالی و زلزله
موارد دیگر
ج :
مشکل اصلی ما ریشه در مسائل داخلی ندارد و از بیگانه و خارجی سرچشمه میگیرد؟
د :
اصلا در کشور مشکلی نداریم که بزرگترین داشته باشد.
بی دینی
گاهی در قلب و روح و احساس
گاهی در اندیشه
و گاهی در رفتار و عمل ما
خانه میکند.
دانش بعلاوه فطرت پاک نگهداشته شده ی انسانی٬ لاجرم به دینداری منتهی میشود.
=========================
اسلام گرایی ... حق گرایی ... اصلاح گرایی ... آیین الهی است.
============
دانش و خرد و تدبیر با دیانت رابطه نزدیکی دارند. حقیقت دین نزد دانشمندان و علما و خردمندان بهتر فهم میشود و ملازمتی ویژه میان دیانت حقیقی و علم و خرد واقعی برقرار است. اگر در جایی علم را در برابر دین می بینید٬ یا آن علم نیست یا این دین نیست. یا هر دو.
===================
جهان هستی اعم از طبیعت و جامعه و هر آنچه هست از غیب و شهود٬ بر اساس تدبیر اداره میشود. آنگاه که بی تدبیری انسان بر روابط حاکم میشود٬ اختلالی ایجاد میشود که عرصه های مختلف هستی را به تباهی میکشد.
در این میان دانشجویان که شجاعت انقلابی داشتند و در مبارزات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقش قابل توجهی داشتند٬ در رشته های تخصصی خود یا بصورت عمومی خلا حضور کارشناسان و مدیران ارشد را پر میکردند با اینحال صدماتی نیز از ناحیه کم تجربگی متوجه کشور شد که ناگزیر می نمود.
اگر در سالهای نخستین انقلاب اسلامی٬ استفاده از متخصصین متعهد به راحتی ممکن نبود٬ امروز ایران اسلامی هزاران متخصص متعهد تربیت کرده است. کنار گذاردن تجارب مدیریتی و کارشناسی به تنهایی مشکلی عظیم برای کشور ایجاد میکند.
عقل و تدبیر حق مسلم ماست.
دولت محترم نهم همچنان میتازد:
آقای دکتر الهام سخنگوی محترم دولت فرمودند که ساعتها در سال آینده نیز تغییر نمیکند.
آقای رئیس جمهور هم از بی ترمز بودن قطار هسته ای خبر دادند.
اوضاع جالبتر هم میشود. کمی صبر میکنیم. اگر نکنیم چکار کنیم!؟







|
|
|
|
انا لله و انا الیه راجعون ----------- این از خبر مسئولانه پرشین بلاگ و حالا از حرفهای غیرمسئولانه! خودم: چرا حوادث طبیعی در کشور ما اینهمه مشکل به دنبال خود دارند؟ چرا در باره این امور اصلاحی صورت نمیگیرد؟ چرا اینقدر چرا میگوییم و نتیجه کافی ندارد؟ چرا اینقدر چرا چرا میکنیم؟ ..................... با کمال تاسف جواب همه این چراها به یک موضوع واحد بر میگردد: بی تدبیری و بی سامانی سازمان یافته.
|
|
ملک و دارایی های منقول و غیرمنقول بدلیل حس نا امنی در بازار سرمایه نقش بیشتری در حیات اقتصادی ایارن بازی میکند. ترجیح روشنی به داشتن دارایی بجای سرمایه و کناره گیری بجای فعالیت وجود دارد. ریسک بالاست. حتی سرمایه هم متاثر از این بیماری و البته ویژگی های ذاتی سرمایه خیلی سریع تب میکند یا میگریزد. سرمایه فعال کشور چرا باید تهدیدات متنوع موجود را تحمل کند؟ درسته. دلیلی ندارد. ظهور شرکتهای متعدد ایرانی در کشورهای همسایه بی دلیل نیست. منابع مالی و انسانی ایرانی کافی است به فاصله چند دقیقه از کشور دور شود تا شرایطی متفاوت را تجربه کنند. اینجاست که باید به هوش! و ذکاوت! و کارآمدی! مدیران کشور و استفاده همسایگان هوشیار احسنت! گفت.











