شرایط دشواری است
به گمان خویش
ورق های تاریخ را پاره میکنند
روش های روسی
در جهان سوم
وحشتناک تر است
ولی در ایران
که موجودی الهی است
جواب نمیدهد
در این روزها هر تصمیم و عمل
ماندگار تر از همیشه است
چه در روح و جان ما
چه در جامعه
چه در تاریخ
در شرایطی هستیم که تاریخ ورق میخورد. در سی سال گذشته روزهای زیادی را تجربه کرده ایم که به واقع و به تعبیر امام عظیم الشان انقلاب اسلامی، یوم الله بوده است. در یوم الله ها تاریخ ورق میخورد. بر اساس سنت الهی.
در این ایام نوشتن از احساس و اندیشه هایتان را فراموش نکنید که بعدا پشیمان میشوید.
اگر توصیه های ایمنی را نیز جدی نمیگیرید ولی این توصیه را جدی بگیرید.
لینک مطلب از وبلاگستان:
اسفند ۴م, ۱۳۸۷
آتلانتیس، در اسطورههای یونان، جزیرهای افسانهای در آن سوی ستونهای هرکول در اقیانوس اطلس است.
حدود ۳۵۰ سال قبل از میلاد مسیح، افلاطون در رسالهای تیمائوس (Timaeus) چنین نوشت : «۱۲ هزار سال پیش از این، جزیرهای بوده است بزرگ، با تمدنی ستایشانگیز موسوم به آتلانتیس که…». وی در جای دیگری نوشت: «آتلانتها افزون بر ۲۰ میلیون نفر بودند که در جزیرهای خوش آب وهوا به وسعت ۱۵۴ هزار مایل مربع زندگی میکردند. در جنگلهای انبوه آتلانتیس انواع جانوران بزرگ و کوچک میزیستند و شهرهای آباد آن با ساختمانهای عظیم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر …» «در قاره آتلانتیس شهرها به شکلی هندسی و زیبا ساخته شده بودند و کانالهای آب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند، مزرعهها و باغها را سیراب میکردند . اساس فرهنگ و تمدن این مردمان سعادتمند همانا برادری و صفات عالی انسانی بود. اما چون قدرت ایشان روز افزون شد به تدریج شروع به دست درازی به دیگر سرزمینها کردند، روح احساس و کمک در آنها دیگر از بین رفته بود، آنها اعتقاد و ایمان خود را از دست داده بودند. آنها با سپاهیانی بی شمار قصد فتح آتن و سرزمینهای شرق را داشتند . اما زئوس طوفانی بر انها نازل کرد . مجازاتی که به هیچ وجه قابل تصور نبود، طوفان سبب زمین لرزه و سیلهای بزرگی شد که به مدت یک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتی دریا جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت»

آتلانتیس را بسیاری آرمانشهری است ساخته و پرداخته خیال میدانند، اما بعضی هم وجود آن را جدی گرفتهاند و در طی سالیان دراز به دنبال رد پای آن بودهاند.
چند روز پیش یک مهندس هوانوردی انگلیسی، در حال گشت و گذار زمین با نسخه جدید نرمافزار Google earth بود. در این نسخه جدید، میتوان علاوه بر سطح زمین، مناظر و عکسهایی از زیر دریا و بستر دریاها و اقیانوسها دید. مهندس انگلیسی در ۶۲۰ مایلی شمال غربی آفریقا در نزدیکی جزایر قناری، متوجه شبکهای از خطوط در بستر دریا شد. تصویر، بسیار شبیه عکس هوایی از یک شهر بود. از آنجا که محل این عکس، درست منطبق با جایی است که آن را محتملترین محل آتلانتیس گمشده میدانند، این خبر در رسانههای مختلف منتشر شد که گوگل ارث، آتلانتیس را یافته است!
گوگل خیلی زود به این خبر واکنش نشان داد و در یک بیانیه رسمی آن را رد کرد: خطوطی که در این قسمت در بستر اقیانوس اطلس دیده میشوند، چیزی جز آرتیفکت نیستند. در واقع گوگل با کنار هم چیدن اطلاعات سونار کف دریا که از قایقهای تحقیقات زمینشناسی مختلف به دست آمده بود، کف اقیانوس را تصویرسازی میکند. خطوطی که هم در این قسمت دیده میشوند، محلهای تلاقی دسته های مختلف اطلاعات هستند.
درست است که گوگل ارث نتوانسته آتلانتیس را پیدا کند، اما پیش از این توانسته کشفیات هیجانانگیزی انجام دهد. سال ۲۰۰۵، یک مهندس برنامهنویس ایتالیایی، توانست به صورت تصادفی بقایای یک بنای باستانی را در ایتالیا کشف کند. او بعد از اینکه بقایای عمارت را در گوگل ارث دید، باستانشناسان را خبر کرد و آنها موفق شدند بنایی را که طبق برآوردها، پیش از میلاد مسیح ساخت شده بود، بیابند.
در مورد دیگر، زیستشناسان و پرندهشناسان توانستند با گوگل ارث، جنگل بکری را در موزامبیک بیابند که پیش از ان فقط روستاییان محلی از وجود آن آگاه بودند. آنها توانستند گونههای جانوری کشف نشدهای را در این جنگل، کشف و ثبت کنند.
منابع: ویکیپدیا، بیبیسی، rbgkew، sciencedaily، telegraph
لینک مطلب از وبلاگستان:
تیم دارایی و تیم تاج ، لباس هر دو هم آبی آسمانی بود
تیمی که امروز با نام آبی رقیب سرخ پوشان است ، همان تیم تاج سابق است ،
در دهۀ 1350 نام تیم قرمز ؛ شاهین بود .
"شهرآورد" پایتخت بین دارایی و شاهین برگزار میشد . نه بین تاج و شاهین ؛
تا اینکه رییس باشگاه تاج ، تیمسار پرویز خسروانی ، با حفظ امتیاز باشگاه تاج ، به ریاست فدراسیون فوتبال منصوب شد .
وی که تیمش طرفدار چندانی نداشت ، بعد از رسیدن به قدرت ، هر دو تیم پرطرفدار دارایی و شاهین را منحل کرد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
چوگان سابقه ای طولانی در بین قبایل و ایلات جنگجو و مبارز داشته است. ایرانیان احتمالا نخستین بار چوگان را به صورت مسابقه و رقابتی ورزشی درآوردند که امروزه نیز شهرت چوگان با نام ایران و ایرانی پیوند خورده است.
اما سوال اینجاست که موقعیت امروز ما در این بازی چیست؟
لینک مطلب از وبلاگستان:
تاریخچه ی بازی چوگان
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
شاه سلطان حسین به هیچ کس پاسخگو نبود و کس را یارای نقد و نظارت او نبود که اگر خاطر ملوکانه اش بر می آشفت سزای منتقد و مصلح با کرام الکاتبین بود و پاسخ هر تقاضای ناصواب و هر انتقاد گزنده ای زندان و شکنجه و تبعید و دربدری اما خاتمی به همه پاسخگو بود و او زیر تیغ تیز نظارت دستگاه های متنوع و متکثر دولتی و غیر دولتی بود. شاید به جرات بتوان گفت بیشترین نظارت تاریخ در حق او اعمال گردید. از دانشجو تا روزنامه نگار، از شورای نگهبان تا قوه قضائیه، از سیاسیون تا همه ملت، او و اقداماتش را رصد، نقد و نظارت می کردند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
در یک شهر کوچک کشاورزی در برزیل به نام «کاندیدو گودوی» Candido Godoi آمار دوقلوییزایی بسیار بالاست، از هر ۵ حاملگی در این شهر، یکی منجر به دوقلوزایی میشود، آن هم دوقلوهایی با چشمان آبی و موهای بلوند!
به طور معمول از هر ۸۰ زن حامله، یکی جنینهای دوقلو دارد. میزان بالای حاملگیهای دوقلو در کاندیدو گودوی، سالها پزشکان و دانشمندان را کنجکاو کرده بود که پاسخی برای توجیه، پیدا کنند، اما کسی که بعد از سالها، ادعای یافتن پاسخ را دارد، یک دانشمند علوم زیستی یا یک پزشک نیست، بلکه یک مورخ است!

یک مورخ آرژانتینی به نام خوزه کاماراسا در کتابی با عنوان «منگل: فرشته مرگ در آمریکای جنوبی»، ادعای جالبی مطرح کرده است.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...

موضوع نقش دکتر شریعتی و افکار و اندیشه ها و عملکرد روشنگرانه وی در تحولات فکری و اندیشه ای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی را نمیتوان از خلال برنامه های سفارشی صدا و سیما یافت یا دیگر رسانه های رسمی و دولتی یافت ولی آنانکه با فعالیتهای اندیشمندان مسلمان در دهه چهل و پنجاه شمسی آشنا هستند، نام شخصیتهایی چون دکتر علی شریعتی و مهندس مهدی بازرگان و استاد مرتضی مطهری و آیت الله بهشتی و حجه الاسلام باهنر را بارها شنیده اند. شخصیتهایی که اینک هیچکدام در میان ما نیستند ولی بسیاری از یاران و همراهانشان زنده اند و البته در حاشیه.
در میان همه این اندیشمندان، وضعیت دکتر شریعتی کاملا متمایز است. وی سرسلسله بسیاری از فعالیتهای اجتماعی و سیاسی با رنگ و صبغه ی اسلامی است. مجموعه آثار منتشر شده ی وی الهام بخش تحرک انقلابی جوانان فرهیخته و فعال کشور به ویژه در تهران بود.
در شعارهای دوران انقلاب نام وی با عنوان معلم شهید انقلاب بارها و بارها و هزاران بار از سوی شرکت کنندگان در تظاهرات برده میشد که به یاد ندارم یکبار هم در دو دهه اخیر از صدا و سیما شنیده باشم.
دکتر علی شریعتی معلم شهید ما جان به کف اش نهاده بود ...
نزدیک شدن به وی و نزدیک نشان دادن با وی، افتخار بود. زیر تابوت او را اندکی گرفتند و باد او را اندکی زنده نگهداشتند ولی با پیروزی انقلاب اسلامی و آزادی انتشار کتاب و رفع سانسور، میلیونها جلد از کتابهای وی منتشر شد و روح و شوق ایمان به خدا و دین پیامبر ص و امامت و شهادت را در بین جوانان گسترش داد. بعضی در باره دکتر شریعتی سخنهایی گفتند که امروز شاید فراموش کرده باشند و یا دوست داشته باشند فراموش کنند.
اگر در پیروزی انقلاب اسلامی نقشی برای دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها و حسینیه ارشاد و شهر تهران و زندانیان سیاسی مسلمان دوره ستمشاهی میتوان قائل شد، دکتر شریعتی محور مهم این نقش بود.
علاقه به مسکوت گذاردن نقش دکتر شریعتی تنها به رقبای صنفی و سیاسی و عقیدتی وی مربوط نیست. حتی بعضی از مدافعان و نزدیکان دکتر شریعتی نیز ترجیح میدهند به نقش دکتر شریعتی در شکل گیری افکار دینی در جوانان تحصیلکرده و دانشگاهی آن دوره اشاره ای نشود. ولی آنچه روشن است تاریخ انقلاب اسلامی بدون نام و اندیشه دکتر شریعتی قطعا چیزی کم دارد.
لینک مطلب از وبلاگستان:
امروز ویدئویی با این نام در سایت break دیدم و هر طور بود، دانلودش کردم!
زمینساخت یا تکتونیک یکی از شاخههای زمینشناسی است که به مطالعه تغییرشکل پوسته زمین بر اثر تنش ها و کرنشهای وارده در طول دورانهای مختلف زمینشناسی می پردازد.
دیدن تغییر شکل قارهها و به هم پیوستنن و جدا شدنشان از میلیونها سال قبل تا میلیونها سال بعد، برای من جالب بود، اما چیزی که در این ویدئو جالبتر بود، پیشبینی شکل پوسته زمین در میلیونها سال بعد بود، وقتی داشتم به ویدئو نگاه می کردم، مقداری روی ایران متمرکز شدم. شاید برایتان جالب باشد که میلیونها سال بعد صفحه هند و عربستان به هم نزدیک میشوند، صفحه ایران را پخ میکنند و دیگر خبری از دریای مازندران، خلیج فارس و دریایی عمان نخواهد بود!

۱۵۰ میلیون سال بعد، زمین به این صورت خواهد بود و اصلا معلوم نیست که در آن زمان خبری از انسانها باشد یا نه.
این ویدئو را میتوانید با رفتن به اینجا دانلود کنید. (۳/۷۲ مگابایت)
با VLC media player میتوانید ویدئو را ببینید.
به دهه ی فجر نزدیک میشویم که فرصتی برای شادمانی از تحقق جمهوری اسلامی (مردم سالاری دینی ) و نیز فرصتی برای بیان و تبیین تاریخ انقلاب اسلامی است.
اصول و مبانی انقلاب اسلامی که با شخصیت و اندیشه ها و عملکرد امام خمینی شناخته میشود، آنگونه که بایسته و شایسته است تبیین نشده است. همچنین تاریخ پس از انقلاب نیز گرچه به روایتهای مختلف بیان شده است ولی هنوز جای کار بسیار دارد.
امید است که فرصت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از این کمبودها را جبران کند.
لینک مطلب:
آریو برزن، ژنرال بزرگ تاریخ ایران...
![]() |
|
|
آریو برزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه (دربندپارس) را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت.«اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از میلاد پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان ( جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gaugamele ) و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید. اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد: بخشی به فرماندهی (پارمن ین) از راه جلگه (رامهرمز و بهبهان کنونی) به سوی پارسه روان شد و خود اسکندر با سپاهیان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه کنونی) را در پیش گرفت و در تنگههای دربند پارس (تنگ تک آب کنونی) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید. در جنگ دربندپارس، آخرین پاسداران ایران، با شماری اندک، به فرماندهی آریو برزن، در برابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند و سپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند. با وجود آریابرزن و پاسداران تنگههای پارس، گذشتن سپاهیان اسکندر از این تنگههای کوهستانی امکانپذیر نبود. از این رو «اسکندر» به نقشه جنگی ایرانیان در جنگ ترموپیل و گذر از راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نکهبانان ایرانی رساند و آنان را درمحاصره گرفت. آریو برزن با 40 سوار و 1200 پیاده و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، خط محاصره را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسه شتافت ولی سپاهیانی که به دستور«اسکندر» از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش از رسیدن او به پایتخت، به پارسه دست یافته بودند. آریو برزن با وجود واژگونی پایتخت و درحالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود، به وارانه(برعکس) منطق جنگ، حاضر به تسلیم نشد و آنقدر در پیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او، همه یارانش از پای درافتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.
تندیس این سردار ایرانی در ورودی شهر باشت در استان کهکیلویه و بویراحمد، نصب شده است.
لینک خبر:
پس از گودبرداریهای انجامشده در دو تپهی پرندک و گلستان در رباط کریم توسط جهاد کشاورزی و شهرداری این شهرستان و از بین رفتن آنها، اینبار نوبت چخماقتپهی هفتهزار ساله رسید که براثر احداث جایگاه سوخت و سهلانگاری صورتگرفته آسیب ببیند

هفته گذشته مشغول خواندن دو کتاب Persepolis Fortification Tablets چاپ دانشگاه شیکاگو و Forgotten Empire(the world of ancient persia) چاپ دانشگاه برکلی بودم. آنچه در ادامه آمده است ترجمه و خلاصه بخشهایی از این دو کتاب درباره لوح هاى تخت جمشید است (بخشهایی که با آبی نوشته شده نظر شخصی است نه ترجمه).
لوح هاى تخت جمشید که به Persepolis Fortification Tablets (PFT) معروف هستند، در سال ۱۹۳۳ کشف شدند .نام Fortification از محل کشف آنها، به نام دیوار استحکامات یا بارو (Fortification Wall) ، نشأت گرفته .تعداد این لوح ها حدود ۳۰۰۰۰ است و تاریخ آنها به سال سیزدهم تا بیست و هشتم داریوش اول باز می گردد (۵۰۹ تا ۴۹۴ پ.م.) . اکثر این لوح ها به زبان عیلامى ، تعداد کمى به زبان آرامى، یک لوح به زبان اکدى و یک لوح به یونانى است . این لوح ها از سال ۱۹۳۶ به دانشگاه شیکاگو قرض داده شده که تیمى از خبرگان در این زمینه، دست به کار ترجمه این لوح ها شدند. پس از جنگ جهانى دوم افراد تیم کاهش یافت به طورى که تنها یک نفر، Richard Hallock، بر روى لوح هاى عیلامى کار میکرد. او در سال ۱۹۶۹ ترجمه ۲۰۸۷ لوح نوشته عیلامى را با عنوان Persepolis Fortification Tablets ، منتشر کرد . این کتاب علاوه بر ترجمه transliteration لوح ها را هم شامل است . او تا پیش از مرگش در سال ۱۹۷۹، تعداد ۲۵۸۶ لوح را ترجمه کرد .ترجمه لوح هاى زبان آرامى، که از مصر تا آسیاى مرکزى نه تنها براى استفاده محلى بلکه در ارتباطات میان-منطقه ای (inter-regional) استفاده می شده، توسط Raymond Bowman انجام شده . او نیز تا پایان زندگى اش ۵۰۰ لوح را ترجمه نمود. دسته دیگری از الواح که شامل ۷۵۳ لوح است و به الواح خزانه (Persepolis Treasury) معروف هستند، در اتاقی در شمال شرقی خرانه تخت جمشید پیدا شده اند و مرتبط با سال سیزدهم داریوش اول تا سال هفتم اردشیر اول هستند.منبع: I و II
با ترجمه این لوح ها تصویری از ساختار اداره کشور در زمان هخامنشی به دست می آید که از لابلای آن می توان نکات ارزشمند منحصر به فردی را درباره اینکه چه اندازه این مردمان نه تنها از معاصران خود بلکه از آیندگان نیز در ایجاد ساختاری ارزشمدار (تنها قائم به ارزش انسانی) پیشی گرفته بودند، دریافت. به عنوان مثال در دستگاههای حکومتی دیگر تا قرنها پس از آن برده داری، رسمی بسیار شناخته شده بوده، در حالیکه بخش زیادی از این لوح ها سند پرداخت های ماهانه به کسانی است که در آنجا کار می کرده اند. این افراد نه تنها برده نبوده اند بلکه از مزایای قابل توجهی برخوردار بودند. به عنوان مثال یکی از مطالبی که برایم بسیار جالب بود، ارزش دادن به سختی ای که زنان عادی (نه الزاما زنان دربار) برای به دنیا آوردن فرزند میکشند، در ۲۵۰۰ سال پیش بود. در ادامه مختصری از مدارک تاریخی مرتبط با این موضوع را می بینیم.
بخش N از کتاب Persepolis Fortification Tablets ترجمه الواحی است که شامل اطلاعات مربوط به پاداش های مادران شاغل (واژه به کار رفته در الواح kurtash به معنای کارکننده است) پس از زایمان است. این پرداخت ها حقوق زمان بارداری نبوده، بلکه هدیه یا پاداش به حساب می آمده. جالب است که از اطلاعات این الواح میتوان نسبت جنسیت ها را به دست آورد به عنوان مثال در لوح های ذکر شده در این کتاب تعداد کودکان به دنیا آمده ۴۴۹ و نسبت تولد پسر به دختر ۵۵ درصد به ۴۵ درصد است. یا در لوحی دیگر (PF1219) ۸۲ پرداخت در طول یکسال ثبت شده است. بر اساس این الواح (PF1200-14) شراب از متداولترین پاداشها بوده. واحد شراب در آنزمان marrish بوده که تقریبا معادل ۲۰ لیتر است و به نظر می رسد ish-ba-mi-ya نیز معادل یک دهم marrishباشد. مادرانی که فرزند پسر به دنیا می آوردند یک ماریش و آنهایی که صاحب فرزند دختر می شدند یک دوم ماریش شراب دریافت می کردند. (این تفاوت از ارزش مطلب نمیکاهد چون حتی عدم برده داری و وجود این پاداشها، بسیار جلو تر از زمان خود است. این مطلب حکایت از تمایل بیشتر به تولید نیروی کار (احتمالا کشاورزی و جنگ آوری) دارد) علاوه بر شراب، آبجو، غلات و آرد نیز از جمله پاداشها ذکر شده است (PF1215-21). در برخی از الواح پرداخت ها در مقادیر کمتر ولی به صورت متناوب ماهانه بوده است. در میان این الواح، PF1209یکی از نادرترین هاست که در آن نام مادران نیز ذکر شده است. منبع Persepolis Fortification Tablets p.37-38 :
تصویر بالا برگرفته از صفحه ۱۹۷ Forgotten Empire یکی از الواح ذکر شده وترجمه آن بدین گونه است: ۱۲ ماریش شراب که توسط Irdumartiya Makukuتامین شده بود، به وسیله دریافت و بین ۹ زن که فرزند پسر و ۶ زن که فرزند دختر به دنیا آورده اند توزیع شد( سال۲۳ ).

از شاگردان ممتاز و مشهور شیخ ابوالحسن خرقانی، خواجه عبدالله انصاری عارف قرن پنجم هجری است که سالها در خرقان زیسته و از انفاس پر برکت شیخ ابوالحسن خرقانی کسب فیض و معلومات کرده است
شیخ ابوالحسن علی بن جعفر بن سلمان خرقانی « یا علی بن احمد » عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری از چهره های بسیار درخشان عرفان ایرانی است که در آزاد اندیشی و مردم گرائی جهانی و وسعت نظر انسانی و تفکر والای عرفانی ممتاز و کم نظیر است. گفتار و کردار این عارف کیهان گرای ایرانی که در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری در خرقان قومس « کومش » استان کنونی سمنان میزیسته است. در طی گذشت نزدیک به یکهزار سال همواره مورد توجه و دقت و مطالعه و سرمشق عارفان و شاعران و متفکران و محققان بوده است
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
علیرغم خنثی بودن این قطعنامه، یعنی نگاه تقریبا مساوی به اسرائیل متجاوز و غزه ی مظلوم، ولی این قطعنامه نگاه جهان را به این حاذثه جدی تر کرده است و رفتار اسرائیلی ها را پیش چشم جهانیان قرار داده است. به علاوه چراغ سبزی به سازمان های مرتبط با سازمان ملل برای ادامه محکومیت تجاوز اسرائیل محسوب میشود. به همین دلیل است که اسرائیل از این قطعنامه استقبال نمیکند یا آمریکا در موضعی منفعلانه، رای ممتنع میدهد.
سیاستمداری کهنه کار چون عمرو موسی از همین قطعنامه برای محکومیت اسرائیل در رسانه ها استفاده کرد و ضمن یادآوری عدم تمکین اسرائیل به مصوبات سازمان ملل در سالهای گذشته، احتمال تداوم تک روی اسرائیل را تلویحا گوشزد میکند. امری که اتفاق افتاد.
اسرائیل از مداخله دیگران در امور غزه ناراضی است. همیشه چنین بوده است. میخواهد به تنهایی و چون گذشته به جنایت هایش ادامه دهد و نه خبرنگاری باشد که ثبت کند و نه دولتی اعتراض کند و نه سازمان مللی قطعنامه صادر کند و نه افکار عمومی حساس شوند.
اسرائیل به خوبی نقش افکار عمومی را میشناسد و میداند که بر اساس سوء استفاده از مظلومیت یهودیان نزد افکار عمومی جهانیان پس از جنگ جهانی دوم، تاسیس شده است و از همین نقطه نیز به شدت آسیب پذیر است. چهره ی مظلومیت یهودیان اساسا با هویت اسرائیل از ابتدا تا حال در تعارض بوده است. فقط کافیست این تعارض به خوبی معرفی شود.
البته در آن زمان نیز تلاش های سیاسی و اقتصادی و نظامی گسترده ای برای استفاده از بستر ایجاد شده در افکار عمومی به عمل آمد و امروز نیز متقابلا تلاش های زیادی در جریان است تا افکار عمومی جهانیان برای مقابله با اسرائیل و جنایاتش بسیج شود.
شناخت گروههای تندروی و غیر اصیل چندان دشوار نیست. کافی است به معیارهای اصلی رجوع کنیم. یکی از این معیارها انجام امور در غیر جای آنهاست.
انقلابی ترین مواضع را در شرایط صلح میگیرند. مثلا در شرایط که پیامبر ص به صلح حدیبیه می اندیشند، سخن از جنگ و شهادت میزنند و زمانی که ماموریت خطرناک پیش می آید، جا میزنند و در جنگ احد نیز تا دور دست ها می گریزند.
در غوغای جنگ صفین، علی ع را تهدید و مجبور به توقف جنگ و پذیرش صلح میکنند و به هنگام صلح، شمشیر میکشند و خون زنان و مردان بیگناه را می ریزند.
در شرایط مبارزه با شاه، سخن از کوتاه آمدن میکنند و در شرایط آرامش و وجود جمهوری اسلامی، از خشونت میگویند.
زینب س با مصیبتهایی که دیده بود، کنترل خود را از دست نداد. به عنوان مسئول اصلی بازماندگان، به بهترین روش عمل کرد. خطیب کوفه و شام بود و آنقدر زیبا و محکم سخن گفت که گویی علی سخن میگوید.
نهضت حسین ع با تبلیغ زینب تکمیل شد و پایه های حکومت یزید را ویران کرد. کارناوال شادی به راه انداختند که به روضه امام حسین ع و یاران کربلایی اش تبدیل شد.
تاثیر جنایت کربلا به حدی بود که مدینه و مکه نیز شوریدند و حتی ولیعهد خلیفه و فرزند یزید، معاویه مدت کوتاهی پس از مرگ زودهنگام یزید از خلافت استعفا داد و حکومت از خاندان ابوسفیان خارج شد.
شام دیگر بر سفیانی ها رام نشد و کوفه نیز اسیر نهضت توبه کنندگان ( توابین ) شد. تا سالهای سال این جنبش امام حسین ع و کربلای او به مبارزان علوی ( منتسب به خاندان علی ع ) انگیزه ی مبارزه میداد.
خاندان پیامبر ص شاه بیت همه ی تلاشها بود و نهایتا عباسیان نیز با به میراث گرفتن تشکیلات سیاسی و تبلیغی محمد بن حنفیه فرزند علی علیه السلام و ادعای خویشاوندی با پیامبر ص به قدرت سیاسی دست یافتند.
لینک مطلب از وبلاگستان
شاه: ... اما حالا دیگر نه. ترس از مرگ در من وجود ندارد. مساله شجاعت یا عدم اعتماد به نفس در میان نیست. این آرامش از یک جبر عرفانی سرچشمه میگیرد، از این فکر که تا هنگامی که ماموریتم را انجام نداده باشم هیچ واقعهای برایم روی نخواهد داد. آن روز را خدا معین کرده است نه کسانی که آرزوی مرگ مرا دارند.
... با وجود این من به کلی تنها نیستم، زیرا نیرویی که دیگران نمیبینند، مرا همراهی میکند. یک نیروی عرفانی. وانگهی من پیامهایی دریافت میکنم. پیامهایی مذهبی، من خیلی مذهبی هستم. به خدا باور دارم و همواره گفتهام که اگر هم خدا وجود نمیداشت باید اختراعش میکردیم. واقعا این آدمهای بدبختی که خدا ندارند، مرا سخت متاثر میکنند. نمیتوان بدون خدا زندگی کرد. من از پنج سالگی با خدا زندگی میکنم، از زمانی که الهاماتی به من شد.
فالاچی: الهامات، اعلیحضرت؟!
شاه: بله، الهامات، تجلیات.
فالاچی: از که؟ از چه؟
شاه: از پیامبران. آه، تعجب میکنم که نمیدانستید. همه میدانند که الهاماتی به من شده است. من حتی این را در زندگینامهام نوشتهام. در کودکی دو بار به من الهام شده است. یک بار پنج سالگی و بار دوم در شش سالگی. در نخستین بار من حضرت قائم را دیدم که بنابر مذهب ما غایب شده است تا روزی بازگردد و جهان را نجات دهد. در آن روز من دچار یک حادثه شدم و روی یک صخره افتادم. و این بود که مرا نجات داد. او خود را میان من و صخره جا داد. من این را میدانم زیرا او را دیدهام. نه در رویا، در واقعیت، واقعیت مادی، میفهمید؟ من او را دیدم، همین. کسی که همراهم بود او را ندید. و کسی جز من نمیبایستی او را ببیند، زیرا ... آه، میترسم منظورم را درک نکنید.
فالاچی: نه منظورتان را درک نمیکنم....
شاه: برای اینکه شما حرف مرا باور نمیکنید. به خدا ایمان ندارید. مرا هم باور نمیکنید. کسانی که ایمان ندارند زیادند. حتی پدرم هم باور نداشت ... من به خدا ایمان دارم و معتقدم که خدا مرا برای انجام ماموریتی برگزیده است. الهامات من معجزههایی بودند که کشور را نجات دادند. سلطنت من کشور را نجات داده زیرا خدا به من نزدیک بوده است. میخواهم این را بگویم: این درست نیست که همه کارهای بزرگی را که برای ایران انجام دادهام را به خودم نسبت دهم. قبول کنیم که میتوانم این کار را بکنم، اما نمیخواهم، زیرا میدانم که کسی پشتیبان من بوده است. خدا. میفهمید؟
فالاچی: نه. اما آیا این الهامات فقط در دوران کودکی روی دادهاند، یا در بزرگی هم؟
شاه: گفتم که، فقط در کودکی. در بزرگی هرگز، بلکه منحصرا رویاهایی دست دادهاند. در فواصل یک یا دو سال، و حتی هفت یا هشت سال. مثلا یک بار من در فاصله پانزده سال دو رویا داشتم.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
سال 2009 که بر اساس تقویم چینی سال گاو نامیده شده برای کسانیکه دید وسیعی به جهان دارند سال خوبی خواهد بود
به گزارش واحد مرکزی خبر از تهران، بر اساس پیش بینی کارشناسان چینی کسانی که کارهای گروهی را به فعالیت انفرادی ترجیح میدهند در این سال موفقتر از بقیه خواهند بود و به طور کلی این سال برای انسانهای سخت کوش، موشکاف و کسانی که در برابر دیگران احساس مسئولیت میکنند سال خوبی خواهد بود.
به گفته کارشناسان نیمه سوم ماههای ژانویه و نیمه دوم ماه فوریه سرشار از موفقیت خواهند بود، اوایل ماههای فوریه، مارس و اوریل با فشارهای اجتماعی همراه است، اواسط ماههای مه و سپتامبر پیش امدهای ناگهانی و تغییرات عمده ای رخ میدهد، دهه دوم ماه ژوئن لبریز از موفقیت و اواسط ماههای ژوییه، اوت و نوامبر نامشخص است، اواخر ماه اکتبر مجددا اوضاع متشنج میشود و اواسط ماه دسامبر سال دو هزارو نه تغییرات پیش بینی نشدهای در جهان رخ خواهد داد.
بر اساس این گزارش در سال گاو موفقیتهای حاصل از روابط دوستانه و فعالیت جمعی بیشتر خواهد بود و تمایل مردم به همکاری با سازمانهای اجتماعی افزایش مییابد و فعالیتهایی که مستلزم ترجیح دادن صلاح عمومی به نفع فردی و به خرج دادن جدیت و تدبیر بیشتر هستند راحت تر به نتیجه خواهند رسید.
در این سال احتمال تغییر شغل و بروز مناقشه با روسای کاری و مقامات کشوری، انتصابها و تغییر کادرهای غیر منتظره، پیشرفتهای شغلی و کسب وجهه خوب، تحکیم موقعیت مالی و سر سامان دادن هوشمندانه به وضعیت مالی وجود دارد اما در عین حال نباید خطر خسارت مالی و رکود را هم از نظر دور داشت.
علاوه بر این در سال گاو مردم باید بیشتر به فکر سلامتی خود باشند و به کودکان و بستگان خود نیز توجه بیشتری نشان دهند.
نقش روابط دوستانه در زندگی در سال جاری بیشتر میشود و خیلی از افراد در این سال به فکر سفر به مکانهای جدید و آغاز یک زندگی جدید میافتند. نکته مهم توجه به اولویتها و درجه بندی آنهاست
اواسط هزاره دوم پیش از میلاد سرآغاز دوره شکوهمند تاریخ عیلام بوده در این دوره بود که معبد بزرگ چغازنبیل ساخته شد عیلامی ها به پیروزی های چشمگیری در بین النهرین دست یافتند و غنایم بسیاری با خود به شوش آوردند
در حدود سال ۱۵۰۰ پیش از میلاد فردی به نام کیدینویید نخستین سلسله این دوره را تاسیس کردمشهورترین پادشاه سلسله کیدینوییدها فردی به نام تپتی آهار بود که آرامگاه بزرگ او با دروازه ای به شکل طاق هلالی در بالای هفت تپه شوش کشف شده است . باستان شناسان ایرانی با کاوش در این آرامگاه به تعدادی مجسمه سفالی,سنگ یادبود و ۲۰ اسکلت که احتمالا متعلق به خدمتگزاران و همسران پادشاه است دست پیدا کرده اند
کلاه خودی با نقش خدایان عیلامی در زیر پرنده ای شکاری که بالهایش را گسترانیده حدس زده میشود این کلاه خود برنزی که ورق هایی از طلا در آن به کار رفته مورد استفاده سربازی عالیرتبه بوده باشد (۱۴ قرن پیش از میلاد)
با مرگ تپتی آهار ,قدرت به دست سلسله جدید ایگی هالکیدها افتاد .پنجمین پادشاه از این سلسله مردی بود به نام اونتاش ناپیریشا که در حدود سال ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد شهر و معبد بزگ چغازنبیل را برای پرستش خدای عیلامی اینشوشیناک ساخت این پادشاه علاوه بر ساخت معبد چغازنبیل از بازسازی شهر شوش نیز غافل نبوده او چند بار از ضعف حاکمان بابل استفاده کرد و با حمله به شهرهای بین النهرین غنایم بسیاری با خود به شوش آورد طی ۲۰ سال سلطنت این پادشاه عیلام از انزوای تاریخی خود بیرون آمد و به قدرتی بزرگ در منطقه تبدیل شد.
پایان دوره عیلام میانه را حدود ۱۱۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می دانند.
شی برنزی که حدس زده میشود به عنوان دسته ای بلند که وظیفه حمل وسیله ای را داشته مورد استفاده قرار میگرفته گمان برده میشود این شی متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد باشد

نمونه ای از خط عیلامی

نقش برجسته ای کشف شده از شهر باستانی شوش زنی عیلامی درحال نخ ریسی در جلو او هم میزی با بشقاب غذا (ماهی سرخ شده)قرار دارد محل نگهداری این نقش برجسته موزه لوور پاریس (متعلق به ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح)
لینک مطلب:
در زمان ایشان مدرسه ای در منطقه شیعه نشین لبنان زده بودند که دختران شیعه را با پوشش های نامناسب می پذیرفت و این مدل را ترویج می کرد. وقتی موضوع را به سید شرف الدین گفتند، انتظار داشتند ایشان برخورد تند کند یا اعلام عزا کند. اما ایشان گفتند آنها مدرسه درست کرده اند، شما هم باید مدرسه خوب درست کنید. چرا که حق هم از همان مسیری منتشر می شود که باطل منتشر می شود
مسلم بن عقیل حاضر نشد از پشت و کمین مهمان را از پای در آورد. در جنگها استفاده از خدعه اشکالی ندارد ولی عبیدالله بن زیاد به مهمانی آمده بود.
بعضی جباران نیز نتوانستند بعضی ائمه را در شرایط مشابه شهادت رسانند.
آنان چرا؟ ترس و وحشتی خاص
اینان چرا؟ ایمان و خدا ترسی
عبیدالله پسر زیاد است. زیاد بن ابیه پدرش بود که به وعده ی معاویه و پس از شهادت امام علی ع به معاویه پیوست و معاویه او را برادرش خواند. مادر زیاد مرجانه شناخته شده بود ولی پدرش نه. معاویه نسب پدری او را با خود یکی اعلام کرد تا از همکاری و قدرت وی برخوردار شود. بنابر این عبیدالله بن زیاد پسر عموی یزید است.
از آن سو مسلم بن عقیل نیز پسر عموی امام حسین ع است. عقیل نیز روزگاری به قهر از برادر دور بود و پسرش چنین مردانه حماسه آفرید.
مشهور است که زنی عجمی با زنی عرب که سابقه ی اسلامش بسیار بود، همزمان از علی ع به میزان مساوی از بیت المال گرفتند
امروز آیت الله جوادی آملی در رادیو میگفتند: ( نقل به مضمون )
اول ترجمه کردند. اول وارد کردند. بعد تضارب آراء و ازدواج نظرات. اول آثار جالینوس و افلاطون و ارسطو را ترجمه کردند و خواندند و بعد از مدتی رازی آمد که چون جالینوس بود و فارابی که افلاطون بود و ابن سینا که هم ارسطو بود و هم جالینوس.
فرمانده سپاه کوفی که در کربلا آن قائله وحشتناک را برپا کرد، عمر فرزند سعد بن ابی وقاص، فرمانده سپاه مسلمانان در جنگ قادیسه بود.
هزار و چهارصد سال پیش گروهی زندگی میکردند که دختران را زنده به گور میکردند، بردگان را آزار میدادند و تحقیر میکردند، به عقاید دیگران بی احترامی و با غارت و رباخواری زندگی میکردند و در خشونت و بی فرهنگی سرآمد روزگار خود بودند.
پیامبری آمد و گفت: یتیمان و بی کسان را آزار ندهید. دختران را نکشید و خود ببشترین احترام را به مادر خوانده و همسر و دخترش میگذارد. به رسم چند همسری بی محدودیت اعتراض کرد و آن را محدود به عددی و عدالتی کرد. با رباخواران بی کوچکترین تساهلی مبارزه کرد و شراب خواری را برانداخت و از دوستی و محبت و مهربانی با همگان و به خصوص ضعیفان و بردگان گفت .
در قرن بیست و یکم کسی گفت:
هزار و چهار صد سال پیش از برده داری گفتن تایید آن است
این گفته را برده فروشان قرن نوزدهم و بیستم و بیست و یکم منتشر میکنند
============================
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردن مسگری
ظاهرا شیخ ما قائل به علیت که هیچ ... قائل به ربط نیز نیست
در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تقریبا همه فعالین سیاسی و اجتماعی همراه با مردم به نهضت پیوستند و نهضتی بی نظیر را در مقیاس کشورهای اسلامی و کم نظیر در سطح جهان را به وجود آورند.
خیلی زود بخشی از این انقلابیون که درک متفاوتی از مسیر نهضت داشتند، تغییر مسیر دادند و یا با تغییر مسیرهای انقلاب همساز نشدند و لاجرم در برابر آن قرار گرفتند. وجود چهره های شاخص در میان این گروهها موجب میشد که بعضی دچار نگرانی و تردید شوند ولی نهایتا به دلیل:
شاخص بودن رهبری و عدم تغییر آن
حفظ پیام های اصلی نظام: استقلال و آزادی در سایه ی جمهوریت و اسلامیت
حفظ ارتباط مردم با نهضت
این مشکلات به اساس نظام آسیب سخت وارد نکرد.
لینک مطلب :
یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است
مطلب کامل را در ادامه ببینید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب از ویکی پدیا:
نام روزهای هفته در آیین میترایی که وارد زبانهای اروپایی میشود: 1) دوشنبه ( مه شید) از خدای ماه یا مون که در زبان انگلیسی مان دی می شود ودر زبان آلمانی مونتاک 2) سه شنبه ( بهرام شید ) روز < تی ویس> که در انگلیسی تیوز دی و در آلمانی میتوخ 3) چهار شنبه ( تیر شید ) روز ودین که در انگلیسی ونزدی ودر آلمانی میتـــوخ 4) پنج شنبه ( برجیس شید ) روز تور که در انگلیسی ترزدی و در زبان آلـمانی در دونـــر یا دونرســــتاه 5) آدینه ( ناهید شید ) روز اریر ( خدای باروری) در انگلیسی فرای دی و در آلمانی فری تاک 6) شنبه( کیوان شید ) روز کیوان ( ساتورن ) در انگلیسی ستردی و در آلمانی سام تاگ 7) یکشنبه ( مهر شید ) روز خورشید در انگلیسی سن دی و در آلمانی سون تاگ که توسط کنستانتین در سال 321 میلادی روز خورشید ( مهر ) تعطیل هفتگی شد.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب از وبلاگستان:
فرمانفرمای کل عالم نیز؛ انتظام مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه ناصرالدوله نمی فروشد!"
روایتی است از ناصرالدوله فرمانفرما ( جد نصرت الدوله فیروز ) که زمانی که حاکم کل کرمان و اطراف بود؛ یکی از یاغیان بلوچ ( سردار حسین خان) را دستگیر کرده؛ در کرمان زندانی ساختند.
پسر جوان سال این یاغی نیز همراه او دستگیر شده در همان زندان و زیر یک غل با پدر بود. طفلک در زندان مبتلا به دیفتری می شود. سردار بلوچ از زندانبانان التماس می کند که بچه بیمار را از زندان خارج کنند تا بلکه معالجه شود. فرمانفرما نمی پذیرد.
سردار توسط افضل الملک کرمانی که از نزدیکان فرمانفرما بود؛ خواهش خود را از حضور فرمانفرما تکرار می کند. فرمانفرما نمی پذیرد.
افضل می گوید که سردار حاضر است پانصد تومان قرض کند و پیشکش دهد تا فرزندش را از پیش چشمش خارج کنند. فرمانفرما نمی پذیرد.
افضل به آخرین حربه متوسل می شود که: " آخر خدایی هست! پیغمبری هست! ظلم است که پسری چنین رشید در برابر چشم پدرش زیر کند و زنجیر بمیرد و کسی به دادش نرسد. اگر پدر گناهکار است؛ باری پسر که گناهی ندارد."
ناصرالدوله باز جواب نفی می دهد که: "فرمانفرمای کل مملکت کرمان؛ انتظام مملکت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسین خان بلوچ نمی فروشد.
" همانروز فرزند سردار بلوچ در پیش چشم اشکبار پدر خود جان می دهد.
یکی دو روز بعد؛ یکی از محبوبترین فرزندان فرمانفرما به دیفتری مبتلا می شود. اطبا هرچه جهد می کنند؛ سودی نمی بخشد.
به دستور ناصرالدوله فرمانفرما؛ پانصد گوسفند در کرمان و ولایات اطراف قربانی کرده و به فقرا می بخشند. ولی باز افاقه نمی شود و کودک؛ پسر فرمانفرما نیز جان می دهد.
فرمانفرما چنان مغموم می شود که تا چند روز پی در پی مویه می کرد و موی می کند و هیچکس را نمی پذیرفت. خانواده او که این حالت روحی او را می بینند؛ از افضل الملک می خواهند که به دیدن او رود تا بلکه او را به خورد و خوراک بازگرداند.
افضل ناخوانده یااللهی گفته به اطاق خصوصی فرمانفرما وارد می شود. هنوز سلام و علیک نکرده؛ فرمانفرما فریاد می زند:" افضل ! عاصی شده ام. باور کن که پیری نیست! پیغمبری نیست! خدایی نیست! هیچ کس نیست! وگرنه ؛ اگر من پیرمرد قابل ترحم نبودم؛ و دعای شبانگاهی من کارگر نبود؛ لااقل به دعای این فقرا و .. به برکت این پانصد گوسفند و نذر و نذورات می بایست فرزند من نجات یافته باشد."
افضل پاسخ می دهد:" حضرت اجل این فرمایش را نفرمایید که هم خدایی هست و هم پیغمبر و پیر! و بالاخره کسی هست! اما بدانید که فرمانفرمای کل مملکت عالم نیز؛ انتظام مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه ناصرالدوله نمی فروشد!"
آنگاه هردو نشستند و لحظه ای به هم نگریستند و مدتی گریستند و باز گریستند.(واقعا راس میگن خدا جای حق نشسته)
لینک مطلب از وبلاگستان:
چگونه رسانههای اجتماعی اینترنتی تاریخنگاری و تاریخپژوهی را متحول خواهند کرد
تاریخ تمایل دارد که تنها حوادث و رویدادهای مهم را به خاطر بیاورد و از بازگویی کشمکشهای روزانه سر باز زند. حتی اگر گاهی خاطرات روزانه، به یاد آورده شوند، این حوادث فقط بیانگر کارها و اعمال شخصی هستند و بازتابی از تعاملات یک فرد با جامعه نیستند. ولی با رسانههای اجتماعی اینترنتی، حوادث روزمره به آسانی در دسترس قرار میگیرند و این اطلاعات آرشیو شده، نشاندهنده تعاملات ما با هم، خواهند بود.
به یاری رسانههای اجتماعی برای نخستین بار در تاریخ، تعاملات روزانه بین مردم به صورت دائمی، ضبط میشود و به صورت اطلاعات قسمتبندی شده و سازمانیافته، قالببندی میشوند. همین موضوع پیآمدهای گستردهای در شیوه ضبط تاریخ پدید خواهد آورد. این تحولات را میتوان در ۵ بخش تقسیمبندی کرد:
۱- هر کسی میتواند بفهمد که شما در یک روز به خصوص چه کار میکردید و چگونه بودید: شاید تا به حال دقت نکرده باشیم که توییتهای ما در توییتر یا کوتاهنوشتهای ما در دیگر سرویسهای «میکروبلاگینگ» با گذشت زمان چه کاربردهای جالبی میتوانند پیدا کنند. تصور کنید که ۲۰ سال بعد همین کوتاه نوشتها چه ارزشی پیدا خواهند کرد.
شما میتوانید به ۲۰ سال قبل برگردید و خاطرات دو دهه قبل را مرور کنید و از به یادآوری لحظات خوش گذشته لذت ببرید: در آن هنگام، در این دفترچه خاطرات آنلاین باارزش، چیزهای جالبی میتوان پیدا کرد: غذایی که خوردهاید، اشخاصی که دوستشان داشتهاید یا از آنها متنفر بودهاید، گل زیبایی که دیدهاید یا احتملا تیمتان خورده! و برداشت لحظهایتان از یک حادثه روزانه و …
این دفترچه خاطرات آنلاین همچنین میتواند ابزاری در دست پژوهشگران علمی و تاریخی برای تحقیقاتشان باشد و یا وسیلهای برای شیطنت و یادآوری کارهای احمقانه شخصی که ۲۰ سال بعد به شخصیت مهمی تبدیل شده!
بنابراین توییتهایی که خطاب به یک شخص خاص مینویسید، صرفا پاسخهایی خطاب به یک شخص نیستند، بلکه با گذر زمان بخشی از تاریخ به حساب خواهند آمد.
۲- رسانههای اجتماعی ابزاری برای تحلیل اجتماعی تاریخ: فهم درست از پدیدههای تاریخی، چیز سادهای نیست. آدم یا باید یک دوره تاریخی را شخصا تجربه کند یا مثلا برای ارزیابی درست دوره زمامداری یک رئیس جمهور، دنیایی از کتابها و اسناد و سخنرانیهای آن رئیسجمهور را مطالعه کند. به علاوه دست آخر پیدا نیست که با مطالعه همه این اسناد، درک درستی از علایق و سلیقهها و برداشتها و انگیزههای توده مردم، در یک بازه زمانی خاص به دست آورد.
ولی به یاری توییتر، فیسبوک، وبلاگها و انجمنهای اینترنتی و همچنین بررسی موضوعات جستجو شده توسط مردم در موتورهای جستجوی اینترنتی، تاریخنویسان آینده مجهز به ابزار متفاوتی خواهند شد که این روند را تغییر خواهد داد. این اطلاعات به صورت آرشیوشده و سازمانیافته در دسترس این محققان خواهند بود.
۳- رسانههای اجتماعی، تاریخ را به یک علم کاربردی مبدل خواهند کرد: شاید خوانده باشید که گوگل با همکاری دولت ایالات متحده، با استفاده از تحلیل جستجوهای اینترنتی مردم در مورد علایم و درمانهای بیماری آنفلوآنزا، سرویسی به راه انداخته که همهگیری آنفلوآنزا را پیشبینی میکند. نسخه عمومی این سرویس را میتوانید در اینجا ببینید.
اما چنین کاربرد بدیعی در آینده، محدود به پیشبینی همهگیری آنفلوآنزا نخواهد ماند. در آینده و یا اصلا همین امروز، دیگر لازم نیست، سیاستمداران برای پی بردن به دغدغههای مردم باواسطه یا بیواسطه در بین مردم حضور یابند. کافی است رسانههای اجتماعی را مطالعه کنند، توییتهایشان را تحلیل کنند و یا با بررسی محور غالب جستجوهای اینترنتی آنها پی به خواسته ها و انتقادات آنها ببرند.
چنین کاربردی، حقیقت را برهنه، و نه به صورت تغییرداده شده یا لعابکاری شده، در دسترس کسانی قرار خواهد که «میخواهند» بفهمند!

۴- رسانههای اجتماعی، جایی برای مخفی شدن باقی نخواهند گذاشت: فرض کنید که کسی الان دوره نوجوانی خود را طی میکند و فعالانه وبلاگ مینویسد، توییت میکند، با دوستانش در فیسبوک یا دیگر شبکههای اجتماعی تعامل میکند، اظهار نظرهای گاه تند و تیزی میکند و در مورد عادات و برداشتهای لحظهایاش مینویسد، آیا چنین اطلاعاتی چند دهه بعد که او به مقام مهمی رسیده است، نمیتواند اسلحهای علیه خود او باشد؟!
دههها بعد، هر رندی میتواند عادات مضحک کنونی او را پیدا کند، برداشتهای نادرستش را به عموم مردم گوشزد کند، خطاهای کوچکش را جمعآوری کند. چند دهه بعد معلوم نیست که دوستان صمیمی آنلاین کنونی ما چه کسانی خواهند شد!
۵- جنگ اخلاقی در مورد نحوه بهکارگیری اطلاعات به دست آمده از رسانههای اجتماعی: پیداست که اطلاعاتی که در آینده با تحلیل رسانههای اجتماعی به دست خواهند آمد، کاربردی دوگانه خواهند داشت. در عین حال که این اطلاعات میتوانند با گوشزد کردن اشتباهات تاریخی، وسیلهای پیشگیریکننده برای عوام و خواص باشند و با وجود اینکه تاریخنگاری را متحول خواهند کرد، میتوانند اسلحهای برای تضعیف اشخاص باشند.
جمله قصاری در مورد تاریخ هست که میگوید: «تاریخ به وسیله فاتحان نوشته میشود»، اما فناوری نحوه نگاشته شدن تاریخ را سالهاست که تغییر داده است، تاریخ دیگر به وسیله رایانه ها و کاربران عادی اینترنت نوشته میشود. به عبارت دیگر، همانگونه که نشریات چاپی و نوشتاری، روند ثبت تاریخ و تاریخپژوهی را متحول کردند، رسانههای اجتماعی هم روند ثبت و ضبط تاریخ را متحول کردهاند و خواهند کرد.
+ ترجمه و بازنویسی آزادی از اینجا
اتفاقی شبکه آموزش (٧) صدا و سیما را زدم. دیدم کارتون است. طبق معمول مشمول دیدن کارتون شدم.
سالها بود که چنین مشعوف نشده بودم. خیلی شورانگیز بود. یک داستان ایرانی قشنگ برای کودکان و نوجوانان که میتواند علاقه های ملی ایرانیان را تقویت کنید و مبنای اهمیت دفاع از منافع ملی از کودکی شود.
زندگی و زادگاه ابن مقفع و ارتباط آن با نهضت ترجمه آثار ایرانی. ریزه کاری های زیادی داشت که واقعاد دست مریزاد باید گفت.
تولید سال 86 شرکت صبا. دستشون درد نکند.
شرایط را ایجاد کردند تا حضرت علی ع سکوت کند. استخوان در گلو و خار در چشم. سکوتی طولانی. گوشی برای شنیدن نبود و شرایطی برای تغییر.
علی نباید سکوت میکرد. یعنی نباید دیگران شرایطی را چنین فراهم میکردند. سکوت او سمبل ظلم به جامعه و پیشوایان راستین است ولی او در این سکوت تقصیری ندارد و بلکه به دلیل صبر و تحمل اش ماجور است.
علی باید سکوت میکرد. یعنی بر اساس شرایط راه درست دیگری نبود. فرصتی جز همراهی با جماعت باقی نمانده بود مگر ویران کردن بنیان ها.
نمونه دیگر به جنگ فرستادن عمار یاسر، پیر مرد صحابی پیامبر ص در جنگ صفین است. عمار به اصرار از علی میخواهد که اجازه دهد به میدان رود تا با شهادت از دنیا برود و علی ع اجازه دادند.
عمار پیش از آغاز جنگ روایتی از پیامبر ص را به یاد سپاهیان دو طرف آورد که کشندگان عمار یاسر، ستمکاران هستند. پس از تصدیق روایت از سوی تعدادی از صحابه پیامبر ص که در هر دو سپاه بودند، همه را به شهادت گرفت که وی در سپاه علی و بر علیه معاویه به جنگ میرود. معاویه دستور داد که کسی عمار را نکشد ولی در نهایت عمار به شهادت میرسد و ولوله ای در سپاه شام می افتد. راه حل مناسب معاویه و عمر و عاص برای کج فهمان همیشه آماده است: این علی است که عمار را به میدان فرستاده است که اگر اجازه نمیداد، عمار کشته نمیشد! و حتی این نکته که : معاویه به کشته شدن عمار راضی نبود!
خوارج و دیگر کج فهمان آن روزگار و این روزگار از درک مسائلی ساده چون این ناتوانند و به همین دلیل بازیچه ی قدرتهای آشکار و پنهان میشوند.
خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند
=====================
تصور کنید که علی ع برای حفظ اسلامی که از استادش پیامبر اکرم ص آموخته بود، راه دیگری میرفت. مثلا از جماعت کناره میگرفت و منزوی میشد یا حتی با اسلحه کشیدن و با حمایت ابوسفیان و قریش و یا هر روش دیگر، به قدرت سیاسی چند روزه می رسید. آنگاه حق و باطل به این شفافی از یکدیگر جدا میشد؟

فساد مالی و دروغ گویی آشکار و فریب افکار عمومی در راس اتهاماتی است که معمولا به سقوط دولتها یا عزل مقامات ارشد یک کشور با ساز و کار مردم سالارانه می انجامد و در کشورهایی که ساز و کاری مناسبی برای تنبیه دروغ گویان دولتی وجود ندارد، فاصله میان مردم و حاکمیت افزایش می یابد و دولتمرد دروغگو را مضحکه ی مردم میکند.
====================
داریوش کبیر شاهنشاه ایران که موسس سازمان اداری گسترده ی امپراطوری هخامنشی خوانده میشود، به موضوع دروغ و نقش ویرانگر آن توجه کرده است. طرح این موضوع از سوی شاه ایران چه برای پوشش دادن به اقدامات وی در کودتای نظامی اش برای تغییر سلسله شاهی از خاندان کوروش کبیر و کمبوجیه و بردیا باشد و چه برای نفی آفت ویرانگر دروغ از کشور، نشان میدهد که دروغ و فریب از دیرباز آفتی خطرناک و شناخته شده است.
=====================
بعضی تصور میکنند که نمیتوان جز به دروغ حکومت کرد. این تصوری ابتدایی و خام است. پیشبرد امور با دروغ پایدار نیست و اگر از دروغ در سیاست استفاده میشود، تاثیر آن ناپایدار و ویرانگر است.
با توسعه و اقتدار افکار عمومی در کشورها، دروغگویان بیش از پیش رسوا و محدود شده اند.در عصر اینترنت و رسانه های گسترده امروز، دروغگویان به سرعت رسوا و بی آبرو میشوند.
===========================
دروغگویی رئیس جمهور های آمریکا بارها آن ها را به چالش کشیده است. آنهم دروغهایی که گاهی در برابر دروغهای بعضی دولتمردان دیگر کشورها اصلا به حساب نمی آیند.
اینکه دروغهای آنها برایشان مشکل ایجاد میکند به دلیل نقش راستگویی در حفظ موجودیت دولت ها است. البته فریب های مخفی و لاپوشی ها، حسابشان از دروغهای آشکار جداست.
==========================
دروغ علاوه بر اینکه در اخلاق ملی ایرانیان (متاثر از آیین الهی زرتشت پیامبر) نکوهیده است، در اخلاق و رفتار اسلامی نیز بسیار نکوهیده است.
=====================
دروغ علاوه بر اینکه در اخلاق و رفتار زشت است، از مدیران و مسئولان یک کشور زشت تر است.
=================
گاهی آنقدر دروغگویی فرمانروایان و حکام زیاد میشود که خودشان هم باورشان میشود. آفتی که به خود شیفتگی و نهایتا خود فریبی دولتمردان می انجامد. تلاش برای فریب دیگران نتیجه ای جز خود فریبی ندارد.
===============
دروغ گویی آشکار و بدون لکنت در برابر رسانه ها یا حتی در برنامه های زنده، نه از جمله صنایع ادبی و هنر خطابه است و نه نشان از شجاعت دارد. تنها گاه حماقتی عمق یافته در سطح خود شیفتگی و خودفریبی است.
================
دروغ شاید نتیجه مقطعی داشته باشد ولی آثار ظاهری آن خیلی زود از میان میرود و حتی در مناسبات نه چندان سالم اجتماعی امروز نیز جواب نمیدهد و موجب خسارت دنیا و آخرت است.
بی تردید، دروغ نیز بخشی از بی تدبیری است.
=============
در حکومت های عرفی جهان، اگر روسای دولتها و حکومتها دروغ بگویند، با دشواری های زیادی روبرو میشوند ولی دروغگویی روسای حکومتهای مذهبی علاوه بر همان چالش ها، به مبانی مشروعیت و اقتدار دینی آنها نیز صدمه میزند.
================
بالا رفتیم ماست بود
پایین اومدیم دوغ بود
...
دروغ بود دروغ بود
خداوند متعال دروغ را از زندگی و جامعه ما دور کند و به همه ی ما توفیق راستگویی عطا فرماید
آمین
لینک مطلب از وبلاگ تورجان:
امام علی (ع) در دوران سی ساله پس از پیامبر که جامعه اسلامی، دوره گذار را طی می کرد و دچار چالش های فراوان بود، بیش از دو دهه در قامت یک محافظه کار تمام عیار ظاهر شد تا دستاوردهای دوران پیامبر را در طوفان اختلافات داخلی و تهدیدات خارجی حفظ کند. با وجود آنکه به باور او، جامعه اسلامی پس از پیامبر نتوانسته بود در برابر تعصبات باقی مانده از دوران جاهلیت مقاومت کرده و تسلیم ارزش های قومی و قبیله ای شده بود، اما همه این کجروی ها باعث نشد که او سیاست ورزی را کنار نهاده و انقلابی گری را پیشه کند. چرا که به خوبی می دانست که کوچک ترین تزلزلی در حکومت مرکزی، به قیمت از دست دادن دستاوردهای حداقلی پیشین تمام خواهد شد.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
رشد و توسعه اسلام را میگفتند که ناشی از شمشیر است. امروز در باره توسعه اسلام علیرغم این همه تبلیغات مخالف چه میگویند؟
گسترش اسلام در میان سیاه پوستان آمریکا و اروپائی ها و دیگر مناطق جهان٬ مانند اوایل ظهور اسلام به دلیل مخالفت اسلام با تبعیض و حمایت شفاف از عدالت است. همان دلیلی که در طی سالهای پس از ایجاد ارتباط مستقیم بین مسلمانان و ایرانیان٬ موجب ترویج اسلام در ایران شد.
البته همیشه اندکی هستند که به دلایل دیگر چون:
ترس از شمشیر یا کاهش قدرت
یا طمع به ثروت و مقام
و یا مباحثات فکری عمیق به اسلام گرویده اند. ولی این گروهها اندکند و بی خلف.
مهمترین دلیل در گسترش اسلام در گذشته، تعامل بوده است. اگر جنگی نیز اتفاق افتاده که افتاده است، آنجا مفید بوده که مانعی را برای توسعه روابط برداشته است.
روابط اجتماعی بویژه از مسیر بازرگانی و ازدواج، راه اصلی توسعه اسلام در ذهن و دل مردمان بوده است.
رواج اسلام در طبرستان و دیلم
رواج اسلام در هندوستان و شرق دور
از همین مسیر بوده است. اکثر مسلمانان اینگونه مسلمان شده اند.
نظامی گری های یونانی ها و رومی ها و ایرانیان و عربها و چینی ها و انگلیسی ها و آمریکایی ها و فرانسوی به تغییر فرهنگ و دین و آداب و رسوم ممالک مفتوح منجر نشد. به میزانی که فاتحان به تعامل اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز با مردم روی می آوردند، فرهنگ آنها بیشتر توسعه می یافت. البته قوت های درونی فرهنگ مهاجم نیز اهمیت داشته است.
در باره گسترش اسلام در جهان نظریات مختلفی ابراز شده است. شاید مهمترین گروههای موافق و مخالف اسلام، به دو رویکرد اصلی تقسیم میشوند:
1. گروهی که جنگ را موجب پیشرفت اسلام میدانند. این گروه به جنگهای دوران صدر اسلام در جزیره العرب و جنگ های مسلمانان عرب با امپراطوری های روم و ایران اشاره میکنند و آن را دلیل اصلی پیشرفت اسلام میدانند. نکته جالب اینکه گروههای افراطی مخالف اسلام و مدافع اسلام هر دو به این نظر قائلند.
2. گروهی که جذابیت های فکری و رفتاری مسلمانان را موجب گسترش اسلام میدانند. این گروه به برتری های اندیشه اسلامی تکیه میکنند و معتقدند که مردم با توجه به آزادی ها و حقوق انسانی حمایت شده از قوانین الهی، متکی به فطرت پاک الهی شان به اسلام گرویده اند.
==============
در واقع در هیچ کجا٬ هیچ اندیشه ای را با زور نمیتوان بر انسان ها تحمیل کرد.
=============
خشونت بکار گیری هر گونه زور نیست. خشونت بکار گیری نابجای زور است. وگرنه میتوان با چشمان گریان شاهد اجرای مجازاتها نیز بود. ولی اگر بر خاکستر بیماری و رنج دیگران جشن برپا کنیم چه؟
لینک مطلب:
پیامبران مدفون در ایران
| ایران در طول تاریخ، گاهی چنان کشور امنی به حساب میآمده که مهاجران بسیاری را به خود پذیرفته است. گروهی از این مهاجران پیامبرانی بودهاند که ایران را برای زندگی در نظر گرفتهاند. |
در دوران هخامشیها سیل کسانی که در اسارت بختنصر بودهاند به ایران سرازیر شدند که در آن میان پیامبران و بزرگان زیادی دیده میشوند.
در زیر اطلاعات پیامبرانی که در ایران مدفون هستند یا احتمال میرود که مقبره آنها در ایران باشد ، آمده است:
ادامه مطلب ...
خواجه نصیرالدین طوسی متولد 1201 میلادی در توس، و دانشمندی جامع الاطراف بود که در همة علوم زمان خود ـ قدیم و جدید ـ تبحر داشت. او در فقه و کلام، ادبیات، هندسه و ریاضیات، فلسفه، اخلاق، سیاست، علوم طبیعی و طب، علوم دینی، نجوم و هیئت، تاریخ، تفسیر، جغرافیا، معدنشناسی و منطق دستی تمام داشت. تحریر اقلیدس او که فیالواقع توسعة مبانیِ ریاضیاتِ اقلیدسی است از شهرتی به سزا برخوردار است. علاوه برآن تأسیس رصدخانة مراغه، محاسبات جغرافیایی در خصوص سرزمینهای کرانة غربی اقیانوس اطلس، ابداع دوایر طوسی و جفتطوسی و بسیاری از موارد دیگر از جمله فعالیتهای علمی او به شمار میروند، بروکلمان شمار آثار مکتوب وی را پنجاه و نه و جرج سارتن شصت و چهار ذکر میکند. ابنشاکر کتبی (متوفی 762 هـ .ق) در «فواتالوفیات» و خوانساری در روضاتالجنات هم به برخی از مهمترین مکتوبات خواجة طوس اشاره کردهاند. اما موضوعی که کمتر مورد توجه بوده و در اغلب تذکرههای ایرانی و غربی هم اشارهای بدان نشده، وضعِ نظریة تکامل توسط خواجه، در قرن هفت هجری قمری (13 میلادی) است، یعنی بیش از 600 سال پیش از آن که چارلز داروین انگلیسی این نظریه را بنیان گذارَد.
ادامه مطلب ...
سرزمین ایران٬ سرزمین گنجهاست. گنجهای بسیاری در گوشه و کنار این سرزمین کشف شده و نشده وجود دارد. بسیاری خواب گنج می بینند و با فلزیاب و نقشه به جان خاک افتاده اند ولی گنچ بزرگ این سرزمین٬دفینه های آن نیست. منابع معدنی و طبیعت و محیط زیست ایران نیز گنجینه ای عظیم است که به آن بی مهری بسیار کرده ایم ولی گنجینه ای اصلی ملت ایران که کلید استفاده از بقیه ی گنجینه هاست٬ چیز دیگری است.
==============================
گنج های خاموش ایران به جای خود٬
خرد و دانش ایرانی٬ گنجینه ی بی پایان ماست
با بکار گرفتن آن٬ قدرشناس باشیم.
فرح دیبا همسر محمد رضا شاه٬ آخرین پادشاه ایران٬ نسبت به بعضی از سیاستهای زمان پهلوی انتقاد داشت که این انتقادات عمدتا راه به جایی نمی برد.
یک نمونه جالب به نقل از کتاب خاطرات علم:
زمانی که شاه در بازدید از طرح توسعه اطراف حرم امام رضا علیه السلام در مشهد، دستور تخریب دو مدرسه علمیه را می دهد. فرح روز بعد از آنجا دیدن کرده و می گوید: خراب کردن این جا جنایت است و بسیار حیف است (ص 110). علم خدا را شکر می کند که کار مهمی جز امور هنری در اختیار فرح نیست: اگر کارهای کشوری بود چه می شد؟ (ص 131)
انتقادهای فرح کمابیش ادامه داشته است. برای مثال این مورد: 31/3/55: قبل از حرکت در باغ کاخ مرمر رامسر بودیم که ساعت 11 شاهنشاه به هتل تشریف ببرند و آنها را بردارند علیا حضرت شهبانو غفلتا فرمودند که به نظر من مردم از ما خسته شدهاند و دیگر احساس نمی کنم که با حرارت و عشق دست میزنند. خیلی باعث تعجب شد. شاهنشاه فرمودند: من که چنین احساسی نمی کنم... من دیدم شاهنشاه خیلی ناراحت شدند (159).....
لینک مطلب
رضا خان میرپنج مسئول بخش نظامی کودتای اسفند ۱۲۹۹ به نمایندگی از سید ضیاء رهبر اصلی کودتا بود. سید ضیاء بر اساس تعامل با انگلیس ها توانست حمایت آنها را کسب کند و با هدف بدست آوردن قدرت سیاسی٬ کودتای نظامی کرد. بعد از مدتی رضا خان توانست با کنار زدن سید ضیاء به نخست وزیری برسد. سپس مجلس را در انتخاباتی فرمایشی بدست گرفت و سرانجام با تشکیل مجلس موسسان٬ احمد شاه قاجار را عزل کرد و خود را شاه ایران خواند.
وی فردی نظامی و عملگرا و فاقد دانش روز و با روحیه ای مستبد بود. در اواخر عمر با گرایش به آلمانی ها قصد داشت از سیطره قدرت انگلیس خارج شود که بدلیل عدم شناخت سیاست و اوضاع جهانی٬ شکست خورد و توسط حامیان پیشین اش معزول گردید. از آنجا که در داخل کشور پشتوانه ی سیاسی مردمی و حزبی نداشت٬ هیچ مقاومتی در برابر عزلش صورت نگرفت و با بی تفاوتی مردم آمد و با همان بی تفاوتی رفت. در باره عملکرد او نظرات مختلفی ابراز شده است ولی همگان بر رفتاری نظامی وی تاکید داشتند.
===========
مداخله نظامی متفقین در ایران و اشغالگری خاطره تلخ دیگری در حافظه تاریخی ایرانیان است. ماجراهای شهریور ۱۳۲۰ و عزل رضا شاه و نصب محمدرضا شاه توسط متفقین و پس از آن٬ ظهور مجلس و دولت مردمی٬ تا ۱۳۳۲ ٬ دوره ی رشد سیاست ملی در کشور و بدور از مداخله نظامیان بود ولی مجددا نظامیان با کودتای ۲۸ مرداد قدرت را در ایران بدست گرفتند و مانع ادامه مسیر رشد طبیعی کشور شدند.
از آن پس شاه ایران بعنوان بالاترین مقام نظامی کشور٬ آینده سیاسی کشور را به تنهایی رقم میزد و ثروت و سیاست کشور در اختیار نظامیان و دربار قرار گرفت.
برای حفظ چنین سیستمی رویکرد امنیتی اولویت پیدا کرد و ساواک با قدرتی افسانه ای شکل گرفت.
================
تکیه بر نمادهای نظامی در دوران محمدرضا شاه ادامه یافت ولی وحدت کلمه ملت ایران در نهضت اسلامی امام خمینی ره موجب شد تا حکومت نظامی و سیستم امنیتی و کودتاهای نظامی متعدد نظامیان نتواند جلوی تشکیل ساختار سیاسی جدید کشور و دور نگهداشتن نظامیان از قدرت سیاسی را بگیرد.
حتی دفاع مقدس که موجب افزایش کمی و توسعه کیفی نیروهای مسلح شد٬ به دلیل رهبری هوشمندانه حضرت امام ره ٬ به مداخله نظامیان در سیاست نینجامید.
مخالفت آشکار حضرت امام ره با مداخله نظامیان در سیاست و انتخابات و امور مجلس و تبیین این موضوع در قانون اساسی و سیره بنیانگذار انقلاب اسلامی و حمایت خط امام از این الگو موجب شد٬ حتی زمانی که فرمانده ی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی٬ آقای محسن رضایی قصد فعالیت سیاسی کردند٬ نخست از سمت های نظامی استعفا دهند و سپس به فعالیت سیاسی رو کنند.
=====================
نگرانی از مداخلات نظامیان در سیاست اختصاص به ایران ندارد. در پاکستان و ترکیه نیز این نگرانی ها وجود دارد. رشد کشورها مستقما به دور نگهداشتن نظامیان از سیاست مربوط است. به هر میزان که نظامیان به سیاست کشور نزدیک شوند٬ توسعه کشور به مخاطره می افتد.
یکی از دوستان در مورد آتش سوزی کتابخانه های ایران در زمان حمله عربها به ایران صحبت میکرد. من گفتم قاعده عربهای مسلمان این نبوده که کتابخانه آتش بزنند یا مثلا آتشکده ویران کنند. اشاره کرد به تقسیم فرش گلستان؟ به قطعات کوچک. نظر من این بود که این کار در عین اینکه یک فاجعه و جنایت هنری است و موجب از میان رفتن اثری استثنایی بوده است ولی در فرهنگ عرب فاتحی که میخواهد غنایم را تقسیم کند دو راه بیشتر برایش مطرح نبوده است:
یا یکجا به یکی می رسید که خلاف عرف جنگجویان و عدالت تقسیم غنایم بوده و دیگری اینکه به قطعات مساوی تقسیم میشد. از نظر اون عرب و شاید اکثریت انسانهای اون عصر و حتی ایرانیان این فرش بیش از آنکه یک اثر هنری خارق العاده و استثنایی باشه یه گنج به غنیمت گرفته بود و آن را بین خود تقسیم کردند. آدم اگه خودش رو جای دیگران بزاره شاید تا 80 درصد نظرات دیگران رو بصورت متعارف بتونه قبول کنه واین 80 درصد مبنایی برای تفاهم و ارتباطات انسانی است




