در کشورهای کودتا خیز جهان کسانی که فعالانه در ترسیم سیاست کشور با رای یا فعالعیت سیاسی حضور دارند، گروه ناآرام دوران کودتا هستند. آنانکه اهل سکوت و تحریم انتخابات هستند، ابتدا از درون تسلیم شده و حق انتخاب خود را واگذار کرده اند. حضور چنین قشری مشوق اصلی دیکتاتوری های آمریکایی هستند.
اصلاح طلبی عبارتی است که توسط افراد و جریانات و احزاب مختلف در معانی متفاوتی استفاده میشود. ظاهرا تنها عنصر مشترک معنوی این اصطلاح، تغییر است. اصلاح طلبان ارشد جریان اصلاحات یعنی خاتمی و کروبی بارها ویژگی های اساسی اصلاحات را به مناسبت های مختلف مطرح کرده اند و اصلاحات را روندی مردمی و داخلی که در پی بهبود شرایط از طریق قانونی است شمرده اند، اما همچنان دو گروه هستند که با تعریف خاص خود از اصلاحات، هدف مشترک تخریب و به بن بست رساندن اصلاحات را دنبال میکنند:
الف. مخالفان اصولگرای اصلاحات که آن را تغییری از نوع پس رفت و بازگشت به ارزشهای طاغوتی و تخریب شرایط حکومت جمهوری اسلامی معرفی میکنند و حاضر نیستند اقلیت بودن خود را در نظام مردم سالاری دینی کشور بپذیرند.
ب . مخالفان ضد نظام که اصلاحات که آن را مبنای تغییری برای بهبود شرایط و تداوم حاکمیت میدانند و در اساس به دنبال نابودی نظام سیاسی کشور و حتی بخش مهمی از بنیادهای اجتماعی و فرهنگی کشوری هستند. مخالفان سیاسی نظام با تمامی طیف هایشان در این قالب حضور دارند و سیاست تحریم را در تمامی انتخابات های کشور دنبال کرده اند.
هر دو گروه که از اعتبار جنبش اصلاحات نزد مردم آگاهند، تلاش میکنند که مفهومی جدید از اصلاحات را ذیل مدیریت اصلاح گران قلابی مطرح کنند و گروه الف آن را محکوم و سرکوب کند و گروه ب از آن ستایش کند و امیدوارند که جریان اصیل اصلاحات به یکی از دو سو منحرف شود و رهبری اصلاح طلبان و بدنه سیاسی و فکری و اجرایی آن را از مردم جدا کنند.
لینک مطلب:
من همیشه از طرفداران مشارکت مردم در انتخابات بوده ام و هستم. چون فکر می کنم:
1. اگر تایید کنندهی سیستم سیاسی فعلی هستیم میتوانیم با شرکت در انتخابات آن را تایید و تحکیم کنیم.
2. اگر منتقد سیستم سیاسی فعلی هستیم میتوانیم با شرکت در انتخابات احتمالا آن را تغییر دهیم یا با شرکت نکردن در انتخابات قطعا آنرا تایید و تحکیم کنیم.
البته عدهای هم معتقدند که میتوان منتقد سیستم سیاسی بود و در انتخابات شرکت نکرد و با اتخاذ «روشهای بایکوتی» (و حتی گاهی روشهای رادیکال) سیستم سیاسی را «مجبور» به «خوبتر» شدن کرد. فکر میکنم تاریخ به خوبی نشان داده است که هیچ سیستم سیاسی حاکمی در هیچ کجای جهان با نشستن مردم در خانه و اتخاذ سیاست بایکوت آنهم به صورت نصفه و نیمه (فراموش نکنیم بخش بسیار قابل توجهی از جامعهی ایران همیشه در انتخابات شرکت میکنند) مجبور به هیچ چیزی نشده است. در واقع سکوت و انفعال منتقدان و عدم مشارکت فعال آنها در انتخابات هر چند بسیار محدود ایران فقط و فقط به معنای تایید صد در صد وضعیت سیاسی فعلی است.
این را هم بگویم که به نظر من نفس شرکت کردن در انتخابات (حتی اگر به صورت رای سفید یا رای به هر کدام از نامزدها باشد) اهمیت دارد. این اهمیت البته به اندازهی 4 سال پیش نیست، چرا که در آن روزها برخلاف امروز، اجرا و نظارت انتخابات یکدست و در کنترل یک گروه فکری مشابه نبود و «احتمالا» مشارکت مردم در آن دوران میتوانست معنای دموکراتیک بیشتری داشته باشد. با این حال تاکید میکنم که با همهی انتقادهایی که به سیستم انتخاباتی در ایران وارد است، بایکوت کردن آن بیفایده است و تنها خاصیتاش این است که وضعیت فعلی را محکمتر میکند.
خلاصه اینکه انتخابات آتی اهمیت دورهی قبل را ندارد و احتمالا مملو از «ایراد» و «مشکلات فرعی و اصلی» خواهد بود. با این وجود اگر از وضعیت فعلی ایران راضی هستید، میتوانید انتخابات را تحریم کنید.
پینوشت: گروهی از دوستان در فضای وبلاگستان حرکتی را شروع کردهاند (مثلا اینجا و اینجا و فهرست کامل آنها) برای باز کردن فضای گفتگو در زمینهی انتخابات و صحبت کردن دربارهی اهمیت مشارکت در آن. این چند روز من کمی درگیر بودم و فرصت نشده بود این چند خط را بنویسم. باز هم صحبت خواهیم کرد.
تحریم و فراموشی و بی توجهی به تحریمی های لجوج حق مسلم ماست
لینک مطلب:
"ما" گروهی بیشماریم، ما آنهایی هستیم که اصلاحات را به حکومت تحمیل کردیم، و وقتی تردید کردیم و سست شدیم، دولت و قدرت را از دستمان درآوردند. ما دولت را میخواهیم چون دولت حق ملت است و ما ملتیم. ما قدرت را میخواهیم، چون ملت شایستهترین مالک برای قدرت است و ما ملتیم. ما ثروت ملیمان را میخواهیم چون ثروت ملی متعلق به مردم است و ما همه این چیزها را با آمدن به خیابان از شما میگیریم، روز 22 خرداد ما هستیم و شما
هر بار در هر انتخاب سعی میکردیم آنان را قانع کنیم تا بیایند و رای بدهند، اما امروز وقت ما ارزشمندتر از آن است که با دوستان تحریمی تلفاش کنیم. ما باید تمام خوابماندگان را بیدار کنیم، کسانی که ماشین پیدا نمیکنند به سر صندوقها برسانیم، به کسانی که گوششان نمیشنود خبر انتخابات را بدهیم، آنهایی که دودل هستند از تردید بیرون بیاوریم، آنهایی که سووال دارند قانع کنیم، آنهایی که خوابشان برده است بیدار کنیم، اما ما وقتی نداریم که برای کسانی که خودشان را به خواب میزنند صرف کنیم. ما کار داریم، صد روز وقت داریم و باید صد روز این ما را جمع کنیم و برای خاتمی تبلیغ کنیم تا "ما" پیروز انتخابات باشد
عمویی دارم پیر، او فکر میکند وقتی حواسش نبوده انقلابش را دزدیدهاند، او سالهاست به کالیفرنیا رفته است، او نمیخواهد به خاتمی رای بدهد، او منتظر است احمدینژاد آنقدر کشور را نابود کند تا مردم بیدار بشوند [...] تا او برگردد و آن را دوباره بسازد. او تحمل هوای دودآلود تهران را ندارد، او تحمل ندارد کسی سر نوهاش حجاب بگذارد، او دوست ندارد کسی را با ریش ببیند، او ایران را میخواهد به همان سی سال قبل برگرداند و منتظر است ساعتها به عقب بروند تا او به گذشته برگردد. او حاضر نیست یک قدم هم از خواستههای خودش کوتاه بیاید
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
* میگم زندگی ما کاربران ایرانی هم باید خیلی جالب باشه ها! از اینطرف یکسری سایتها دارن سانسور میشن، از اون طرف هم دارن مدام ما رو تحریم میکنن و هر روز یه تکنولوژی داره به لیست تحریمی ها اضافه میشه! از اینطرف مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد و از اون طرف مشترک ناگرامی دسترسی به این سایت برای کشور شما مسدود شده است چون کشور شما Forbidden می باشد (!)
بامزه است نه؟!
* بعد از یکسری محصولات گوگل، حالا بلوهاست هم ایران رو تحریم کرده (بند ۱۳) و به همین راحتی وقتی با IP ایرانی لاگین کنی، سایتت رو معلق میکنه و ریدایرکت میکنه به این صفحه! به نظر من کار کسی که قوانین سیاسی رو به تکنولوژی تعمیم میده و همچین قوانین احمقانه ای وضع میکنه که فلان چیز برای فلان کشور باید تحریم بشه، هم ابلهانه و هم غیر قابل توجیه هست. تا همین الانشم کلی از بچه هایی که روی بلوهاست بودن، متضرر شدن.
نمیدونم طبق کدوم طرز تفکری میشه، همچین قانونی وضع کرد، اونم توسط کشورهایی که خودشون داعیه دار روند آزاد جریان اطلاعات هستند و دارن کل دنیا و محتویات اندرونش رو محکوم میکنن به اینکه آزادی بیان و دموکراسی ندارن!
* جالبه بدونین که بلوهاست، سرویسیه که وردپرس واسه هاستینگ توصیه میکنه! یعنی شک نکنین شروعش از بلوهاسته! به تدریج باقی سرویس دهنده ها هم به تبعیت از بلوهاست، سایتهای ایرانی رو از سرویس دهی خارج میکنن. برای من عجیبه که چرا وبلاگهای معروفی که خودشونم روی بلوهاست هستن، راجع به همچین چیزی سکوت کردن؟ میدونین که بلوهاست داره تک تک سایتهای ایرانی رو ساسپند میکنه، یعنی داره قرارداد رو یکطرفه فسخ میکنه و ممکنه همین الان یا چند ساعت دیگه این بلا سر خودمون هم بیاد. نمیدونم آیا واقعا میشه قانونی به این موضوع اعتراض کرد یا نه؟ این بند ۱۳ جدیدا اضافه شده یا قبلا هم بوده؟ و …
* راستی، چی بود؟ جبر جغرافیایی؟! …
