خاتمی از فرصت های زیادی که برای تشکیل حزب داشت استفاده نکردو به تشکیلات محدود مجمع روحانیون مبارز و روابط گسترده با احزاب اصلاح طلب اکتفا کرد. به نظر میرسد که مهندس موسوی نیز دارای شرایطی شده است که میتواند حزبی موفق تاسیس کند.
دانشجویان در جامعه ای که از نظر سیاسی تکلیفش روشن است و دارای احزاب سیاسی موثر و دولت پاسخگو است، در جناح بندی های سیاسی به عنوان دانشجو فعالیت خاصی ندارد و بیشترین فعالیتش متوجه فعالیتهای علمی و دانشگاهی است.
اما در جهان سوم و کشورهای به اصطلاح عقب افتاده یا عقب نگهداشته شده وضعیت متفاوت است. دانشجویان از آن جهت که فکر میکنند و میدانند چه بر سرشان می آید، نسبت به سرنوشت مدیریتی جامعه، به نمایندگی از مردم حساس هستند وعکس العمل نشان میدهند. هرچه احزاب و گروههای سیاسی در جامعه موثرتر شوند، از نقش گروههای صنفی و غیرحرفه ای و حتی از حضور گروههای پنهان و مافیایی قدرت کاسته میشود.
لینک مطلب:
شهید بهشتی ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح میکنند، نه تشکیل یک دولت و احزابی دولت ساخته برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی. این دو راه کاملاً دو راه متفاوت از یکدیگر است. میتوان گفت این فکر، اندیشه پنجاه و هفتی است، اما من گمان میکنم این فکر از اندیشههایی است که میتواند و ارزش آن را دارد که سرلوحهی نیروهای سیاسی قرار گیرد.
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب:
شهید بهشتی جزو معدود کسانی است که از یک فضای قدیم به فضای نو پرتاب نمیشود بلکه او خود را در محیطی مییابد که مسائل و اهمیت آن را به خوبی درک میکند، مشکلات و سختیها را میبیند. در عین برخورداری از ارزشهای سنتی و اجتهاد در این زمینه، توانمندی ارائه یک نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد
دکتر بهشتی پس از طرح این جمله اشارهای به وضعیت جامعه ایران میکند؛ یادآور فداکاریهای مردم در راه انقلاب و روحیهای که بر دوران انقلاب حاکم است میشود و بلافاصله میگوید برای نسل نوجوان ما تشکیلات سیاسی، نظامی و اجتماعی، انگیزه قدرتطلبی را تداعی نمیکند، بلکه انگیزه خدمت و فداکاری در راه یک آرمان و هدف را تداعی میکند
شهید بهشتی در پاسخ به یکی از مقامات مراکش در دیداری که با ایشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضیح میدهد و به ایشان میگوید حزب جمهوری اسلامی طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ یعنی به شکل خدمتگزاری و در جستوجوی طاعت خدا. ایشان درباره انگیزه خود توضیح میدهد: برای اینکه ما آغازکننده این تشکیلات هستیم، برای اینکه به مردم ثبات کنیم، ضمن هدفی که داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرتآفرینی خودداری کنیم، مگر هنگامی که به صورت یک امر واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به عهده ما گذاشته شود که البته این شرایطی خاص است، در غیر این صورت تا آنجا که کس دیگری وجود دارد که این قدرت را در دست گیرد و این خدمت را انجام دهد به او اولویت میدهیم تا درسی عملی باشد. این کاری بود که ما درصدر انقلاب از ایشان بارها مشاهده کردیم و به نظر نمیآید
ایشان ایده ساختن یک حزب برای رسیدن به دولت صالح را مطرح میکنند، نه ساختن یک دولت و احزابی دو رو برای حمایت از آن با هر انگیزه و سیاستی را. این دو راه کاملا دو راه متفاوت از یکدیگر است. میتوان گفت این فکر، اندیشه پنجاهوهفتی است، اما من گمان میکنم این فکر از اندیشههایی است که میتواند و ارزش آن را دارد که بهطور دائم سرلوحه توجه نیروهای سیاسی قرار گیرد
ایدهای که ایشان برای حزب داشت و برای آن اقدام عملی کرد، تشکیل حزب به گونهای بود که برشی از همه جامعه باشد و با خطدهیای که در احزاب صورت میگرفت و با آموزشی که در درون حزب برای پیدا کردن نگاه وسیعتر در جهان دنبال میشد، تلاشها بر این بود که تقوای تشکیلاتی بالا رود
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک خبر:
دبیرکل حزب اعتماد ملی در دیدار شاخه جوانان و دانشجویان حزب متبوع خود گفت: ما از آمدن هر کس در عرصه انتخابات استقبال میکنیم اما من خود تا پایان در این عرصه هستم و در نهایت هر آنچه مردم به آن رای دادند میزان خواهد بود.
حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی درباره تداوم کار حزبی خود پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کرد: تا زمانی که عزرائیل نیامده، من کار حزبی خود را ادامه میدهم و این اندیشه من است؛ چراکه به این نتیجه رسیدم که راهی جزء کار حزبی نداریم به همین خاطر بود که از سالهای گذشته آنچه توان داشتیم در شرایط انزوا انجام داده و تلاش و پیگیری داشتیم. من به دراز مدت بودن حزب میاندیشم و سرنوشت انتخابات هرچه باشد کار حزبیام را انجام میدهم؛ چراکه جامعه نیاز به حزب و نیروهای ارزشمند آن دارد. البته اندیشههایی در چپ و راست هستند که با حزب مخالفند این اندیشهها یا حزبگریزند و یا حزبستیز.
کروبی به دیدار خود با برخی سران نظام نیز اشاره کرد و افزود: من در این دیدار هم گفتم که آمدن من به عرصه انتخابات جهاد و فداکاری است؛ چراکه اگر وارد این عرصه نشوم، زحماتم در حزب از دست میرود و حزب از هم میپاشد.
وی در ادامه با اشاره به همکاری افراد خارج از حزب در ستاد انتخاباتی خود گفت: غیر از دوستان حزبی مجموعه نیروهایی هستند که همفکر و هوادار حزب هستند و به ما محبت دارند و با ما کار میکنند.
فاصله ی احزاب اصولگرا با رهبری سیاسی آنها آنقدر دور است که تقریبا میتوان گفت که رهبران سیاسی اصولگرا در روند تعامل داخل احزاب سیاسی حضوری ندارند و حتی به صورت جدی تلاش دارند تا منتسب به احزاب سیاسی نشوند و به عدم تعلق به احزاب سیاسی افتخار نیز میکنند.
این جدایی و بنیادهای اندیشه سیاسی و فکری و مکانیزم های مورد استفاده درجبهه اصولگرایی به گونه ای است که عملا احزاب اصولگرا شانس زیادی برای تاثیر گذاری در فضای سیاسی جامعه ایران ندارند. احزاب اصولگرا اصولا از امکان تصمیم گیری سیاسی داخلی در بالاترین سطوح محرومند و ببرای تصمیم گیری های مهم سیاسی ه خارج از احزاب خویش می نگرند.
احزاب اصلاح طلب نیز دچار مشکل مشابهی بودند که شکست در انتخابات نهم ریاست جمهوری و نزدیک شدن کادرهای سیاسی اصلاح طلب به دو شخصیت اصلی اصلاحات یعنی خاتمی و کروبی این مشکل را تا حدی مرتفع کرده اند.
حزب مشارکت خود را یکسره به خاتمی نزدیک کرد و از حرکتهای تند و خارج از قاعده های سیاسی مورد قبول خاتمی دور کرد و متقابلا خاتمی نیز قدمهایی برای نزدیک شدن به مواضع حزب مشارکت برداشت.
کروبی نیز که از رفتار چند لایه در مجمع روحانیون مبارز گلایه داشت، از رهبری مجمع استعفا کرد و تاسیس نخستین حزب سیاسی با حضور رهبر طراز اول اصلاح طلب را برعهده گرفت.
====================
حزب مشارکت گرچه مهمترین حزب سیاسی اصلاح طلبان است ولی همچنان فاقد رهبری سیاسی طراز اول اصلاح طلب است. انتساب این حزب به برادر خاتمی یا یاران خاتمی برای حزب مفید است ولی این حزب به هیچ وجه حزب خاتمی نیست.
حضور خاتمی در یک حزب واقعی، راه حل اصلی شکل دادن به فضای سیاسی جامعه ایران امروز است. تاسیس چنین حزبی در دو مرحله ممکن است. نخست تاسیس جبهه اصلاحات با حضور جریانات اصلی اصلاحات و نهایتا تشکیل حزب خاتمی با حضور سلایق نزدیک به خاتمی.
به این ترتیب اصلاح طلبان با دو حزب سیاسی جدی میتوانند پایه های مردم سالاری دینی را در جامعه ایران تثبیت کنند.
احزاب سیاسی بدون حضور رهبران طراز اول در روند تصمیم سازی و تصمیم گیری به سطح ستاد انتخاباتی یک ائتلاف تنزل رتبه پیدا میکنند.
پس از تجربه تشکیل حزب جمهوری اسلامی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، شخصیت های رده اول کشوری معمولا تلاش کرده اند از حوزه احزاب دورتر باشند و به نوعی تمایز خود را نیز نشان داده اند. به همین دلیل اکثر احزاب فاقد نیروهایی در سطح رهبران سیاسی طراز اول هستند. این امر به نوعی موجب درجه دو محسوب شدن احزاب و محور شدن شخصیت های خارج از احزاب شده بود.
با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات دوم خرداد، فعالیتهای حزبی توسعه یافت ولی همچنان خاتمی و کروبی و دیگر شخصیت های شاخص حاضر به فعالیت حزبی حرفه ای نشدند. پس از وقوع بعضی اختلافات در مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی با حضور رئیس سابق(دبیرکل) مجمع شکل گرفت.
موقعیت این حزب به دلیل حضور کروبی نسبت به احزاب دیگر کاملا متفاوت است. اگر دیگر رهبران جریانات سیاسی نیز از همین مشی پیروی کنند، به احزاب خود موقعیت مناسبی برای رقابت سیاسی میدهند. شاید مهمترین ضرورت در شرایط سیاسی حاضر،حضور خاتمی در راس یک حزب سیاسی جدید باشد. به طور قطع اگر این حزب در شرایط فعلی تشکیل شود، بزرگترین حزب کشور میشود و به تحکیم مردم سالاری در کشور خدمت بزرگی میکند.
لینک مطلب:
من جزء هیچ حزبی نیستم، حزب سیاسی است نه اینکه بگویم حزب چیز بدی است، اصلاً. من شدیداً اعتراض دارم به تفکری که می گوید ما جزء هیچ حزبی نیستیم یا سیاسی نیستیم چون حزب یک نهاد کاملاً روشن در تمام دنیا است که مردم عضو آن می شوند و خواسته های خودشان را با انتخاب نیروهایشان در مجموعه حکومتی بیان می کنند، ولی ما چنین چیزی را به خاطر ساختارهای اجرایی مان نداریم. یک حزب باید تریبون و روزنامه داشته باشد و مدام باید برنامه های خودش را ارائه دهد و عضوگیری داشته باشد و باید مدام آینده و گذشته خودش را تعریف کند و از خود تحلیل داشته باشد و من تا وقتی چنین چیزی نباشد عضو حزب نمی شوم
همه را دلسرد کردیم و مطالبات مردم را نفهمیدیم . شرایط فرهنگی کشور و ساختار سیاسی و اقتصادی کشور را نمی شناختیم . تنها قهوه خوردیم و شعارهای خودمان را مطرح کردیم. دلسرد کردن مردم از یک توسعه اجتماعی که نیاز مبرم این کشور است و تحریم انتخابات یک خیانت است که باید روشنفکران نسبت به عملکرد خودشان پاسخگو باشند. جریان روشنفکری متهم است
لینک خبر:
از یک طرف یک موج وسیع و یک تقاضای اجتماعی و توقع از من وجود دارد که بیایم و از سوی دیگر اینکه آمدن برای خدمت کردن و کم کردن هزینه مردم است که اگر این طور نشود،آمدن فایده ندارد،امیدوارم طی روزهای آینده تصمیم نهایی را بگیرم.»
وی تصریح کرد:«طبعا اگر فکر منسجمتر میشد احتمال داشت این شور و اجتماع هم بدین شکل نباشد یعنی شخص که هرکسی خود را در آیینه او میبیند؛ به خصوص با توجه به احساساتی که در جامعه است، ممکن بود برخی جهات فکری لحاظ نشود یا مسکوت گذاشته شود. اما اگر ما حول یک فکر اجتماع میکردیم، اجتماعمان منسجمتر و آیندهدارتر بود. هرچند ممکن بود گسترده کمتری داشته باشد ولی وقتی همه چیزحول محور شخص بود اگر به جایی نرسیم به هر دلیلی این شخص از میدان خارج شود یا آنچه مورد انتظاربود محقق نشود یا نگذارند محقق شود یا خود این شخص به این نتیجه برسد که شاید راه بهتری از حضور مستقیم وجود داشته باشد، مشکل به وجود میآید.»
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
خاتمی در بین اصلاح طلبان رهبری است که حزب سیاسی خاصی ندارد. مجمع روحانیون مبارز گرچه تشکلی سیاسی است ولی ویژگی احزاب متعارف را ندارد. شاید حزب مشارکت اسلامی را بتوان به نوعی حزب اصلی خاتمی شمرد ولی وجود گرایش های متنوع و گاهی فراتر از دیدگاههای وی در این حزب و عدم فراگیر شدن آن و نیز عملکرد و سابقه ی آن از نکاتی است که انتصاب خاتمی به آن را برای وی پرهزینه میکند.
خاتمی در گذشته نیازی به حزب نیز نداشت و سخنانش را از طرق مختلف میگفت و از طریق احزاب مختلف پیش می برد ولی بنظر میرسد که حال که هزینه های رهبری یک حزب را بر خلاف گذشته می پردازد بهتر از منافع داشتن یک حزب گسترده و فراگیر نیز برخوردار باشد.
لینک خبر:
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت:
حذف سازمان مدیریت برای من بسیار حیرت آور بود؛ زیرا من معتقدم برنامهمحوری در اداره کشور بسیار ضروری است
کار تشکیلاتی و سازمانیافته نیروهای انقلاب مورد پسند دشمن و مخالفان نیست و یکی از دلایلی که رقبا و مخالفان آن تهاجمات را علیه شهید دکتر بهشتی به کار بستند، همین مساله کار حزبی و تشکیلاتی بود
کروبی تصریح کرد: اینکه آن شهید بزرگ گفتند حزب معبد من است، برخاسته از ذهن و اندیشة یک مجتهد بود نه یک جوان که بخواهد از روی احساسات حرف زده و عمل کند
فقدان حزبی که جوانان کشور را پوشش دهد و بر اساس رویکردی عقلایی به نیازهایی نسل نو در مشارکت سیاسی و اجتماعی پاسخ دهد، به شدت احساس میشود ولی احزاب فعلی چندان در این امور موفق نیستند.
اصولگرایان که به صورت اصولی در ارتباط با اکثریت جامعه جوان دچار مشکل هستند.
اصلاح طلبان نیز علیرغم تاسیس شاخه های جوانان در تشکل هایشان، بیشتر به جذب خویشان و نزدیکان و اندک فعالین سیاسی جوان پرداخته اند نه آنکه از میان انبوه جوانان عضوگیری کنند و از بین آنان نیروهای قابل را شناسایی و به آنها اعتماد و هزینه های ارتباط سیاسی گسترده را پرداخت کنند. حتی اگر جوانان عضو خانواده های اعضای شورای مرکزی های این تشکل ها عضو شاخه جوانان میشدند، تشکل بزرگتر و موثرتری به وجود می آمد. در واقع شاخه های جوانان احزاب فعلی بیشتر در قد و قواره ی بخشی از روابط عمومی هایشان ظاهر میشوند.
تشکیل یک حزب متکی به جوانان موفقیتی بزرگ است و شاید در شرایط امروزی تنها از آقای خاتمی ساخته باشد.
لینک خبر:
امام جمعه مشهد نظام حزبی را نظامی دانست که از اصل و ساختار اشکال دارد.
به گزارش ایسنا آیت الله علم الهدی در نشست هم اندیشی نگرش تحلیل سیاسی در سال نوآوری و شکوفایی اظهار داشت؛ نظام تحزب در ایران بر اساس جامعه مدنی است. در حالی که جامعه ما انقلابی است، نظام تحزب از اصل و ساختار اشکال دارد و از اصول جامعه مدنی، لیبرال دموکراسی و مساله پلورالیسم است، اعتقادش بر این است که همه جریانات در اجتماع باید مشارکت داشته باشند و با هر ایده یی وارد جریان سیاسی شوند.
وی در ادامه افزود؛ در جوامع دینی قشر روحانیت این خطر را برجسته تر از سایر اقشار احساس می کند. افراد و عناصری که انقلاب را نپذیرفته و به امام(ره) و انقلاب ایمان نیاورده اند، امروز با یک سلسله رسوبات فکری و بینش های اجتماعی زندگی می کنند و طبیعتاً در نسلی که جریان انقلاب را ندیده است و نسبت به گذشته انقلاب تجربه یی ندارد، این گونه افراد، چهره های نویی محسوب می شوند، در حالی که کهنه ترین اندیشه و متحجرترین ایده را در مغز می پرورانند و نسل امروز که با این افراد برخورد نداشته است، فکر می کند با جریان تازه یی مواجه است. این جرقه یی برای ارتجاع انقلاب خواهد بود، زیرا انقلاب مانند کش است، زمانی که آن را بکشیم به عقب بازمی گردد.
وی به مساله «جنگ نرم» اشاره و تصریح کرد؛ دشمنان دریافته اند که می توان بدون اسلحه نیز نظام تا دندان مسلح را ساقط کرد، آنجا که اسلحه کاربرد ندارد، روی اعتقادات کار می کنند، همان کاری که در اوکراین، قرقیزستان و گرجستان پیاده شد.علم الهدی اظهار داشت؛ دشمن می داند این نسخه در ایران قابل پیاده شدن نیست و نمی تواند با جمع عوامل ناراضی نظام و کمک های خارجی، یک جریان سیاسی ناراضی را ترسیم و نظام را ساقط کند. آنها با مارکسیسم خو کرده اند، اما در جامعه ما به واسطه پشتوانه مذهبی این امر تحقق نمی یابد. از سال 83 دشمن سعی دارد جامعه را لائیک کند چون با دیندار بودن جامعه نمی تواند نظام را ساقط کند، بهترین وسیله این اقدام، توسعه فحشا است، در این موضوع جریان خارجی مستقیماً دخالت دارد و تاکنون تا حدودی نیز موفق عمل کرده است.
لینک خبر:
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی از ایجاد نظام حزبی و پرهیز از روش عوامفریبی در جامعه، رشد طبقه متوسط، تضعیف دولتمداری و دولتسالاری، عدم ابهام در قانون اساسی و میثاق ملی حضور قوه قضاییه مستقل و بیطرف و قرابت جغرافیایی و همراهی جهانی با دموکراسیهای آزاد در دنیا و دوری ارتش و نیروهای مسلح از سیاست به عنوان برخی عوامل برای توسعه سیاسی در کشورها نام برد
کرباسچی: تسویه درونی دولت نهم در تاریخ بیسابقه است
لینک خبر:
آگاهی مردم ایران نسبت به اوضاع، در مقایسه با سایر کشورها قابل تقدیر است، زیرا خیلی خوب قضاوت میکنند ولی این آگاهی باید تبدیل به حرکت شود و وضعی را ایجاد کرد که بتوان به آن تکیه کرد.
خاتمی با اشاره به محبوبیت قهرمانان در کشور گفت: متاسفانه بسیاری از این قهرمانان در زمان خود تنها ماندند، ولی در زمانهای بعد به عنوان قهرمان مورد ستایش قرار میگیرند
ما تجربه 8 سال دولت اصلاحات را پیش رو داریم و نقطه ضعفها و قوتها را میدانیم و حتما باید کاری کنیم که وضع کنونی تداوم پیدا نکند
برای آمدن یا نیامدن (کاندیداتوری ریاست جمهوری) مشغول مطالعه و فکر کردن هستم و اگر همه به این نتیجه و توافق برسیم راه برای خدمت باز است
مطلب کامل در ادامه
ادامه مطلب ...
شاید گروههای مجازی بستر مناسبی برای بروز مجازی احزاب باشند ولی حتی آنها نیز حزب نیستند. حزب رکنی از ارکان سیاسی جامعه با تعریف و ویژگی های خاص خود است و وبلاگ رسانه ای شخصی است که به دلیل ارتباط با دیگر رسانه ها و در دسترس بودن در محیط عمومی اینترنت، قابلیت های رسانه های عمومی نیز دارد.
ساختارهای احزاب و سازمان هایی که در دوران اختناق و زندگی مخفی دوره پهلوی شکل گرفته ااست، برای جامعه امروز ایران مناسب نیست.
تشکل هایی چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و موتلفه از جمله مصادیق چنین تشکل هایی هستند.
بعلاوه احزاب کوچک و خانوادگی نیز جایی در آینده سیاسی کشور ندارند.
روند تجمیع احزاب و حاشیه نشین شدن تشکل های دارای تناقض درونی یا نامتجانس با شرایط روز آغاز شده است.
در جریان اصلاح طلبی دو حزب اصلی مشارکت و اعتماد ملی بیشترین شانس را برای بقا و تاثیر گذاری بر آینده سیاسی کشور دارند.
در جریان اصولگرایی به دلایل مختلف، روند توسعه حزب و گروه سیاسی مختل شده است و بنظر میرسد این عقب افتادگی اصولگرایان، به حذف کامل اصولگرایان ار صحنه سیاسی کشور بینجامد. البته گرایشات سنتی و مدرن که هر دو در جامعه امروز ایران اصالت و قدرت دارند، فرصت بروز کافی در احزاب مقتدر آینده خواهند داشت.
روند تجمیع احزاب سیاسی روندی اجتماعی و عینی و مبتنی بر ضرورتها است.
حضور شخصیت سیاسی در حکومت برای پیشبرد اهداف حزبی نه تنها پسندیده که ضرورت است و با استفاده از حکومت برای منافع فردی و باندی تفاوت دارد.
عوامل زیادی بر تغییرات درونی انجمن های اسلامی موثر بوده اند. از تغییر بافت اجتماعی راه یافتگان به دانشگاه گرفته تا تغییر فضای عمومی جامعه و تقویت گرایش غیر سیاسی و اجتماعی دانشجویان به دلایل مختلف. تاسیس بسیج دانشجویی در دانشگاهها نیز یکی از این نقاط عطف است.
با تاسیس و فعالیت بسیج دانشجویی، رابطه نیروهای بسیجی با انجمن های اسلامی دانشجویی کاهش یافت و به نوعی رقاب میان بسیج و انجمن اسلامی بوجود آمد. از سوی دیگر بدلیل فقدان فرصت فعالیت اجتماعی و سیاسی جریانات غیر اسلامی، نخست ملی مذهبی ها و سپس جریانات دیگر توانستند جای پایی در میان انجمن های اسلامی بیابند.
اگر تشکل های صنفی دانشجویی و تشکل های علمی و فرهنگی آنان و حتی تشکل های سیاسی شناسنامه دار آنها که مرتبط با احزاب قانونی باشد، اجازه فعالیت یابند، امکان حفظ هویت انجمن های اسلامی در چارچوب فعالیت اسلامی خواهد بود.
وجود تریبیون های سیاسی آزاد نیز فرصتی است برای بروز گرایش های سیاسی افراد. چه آنها که گرایش حزبی دارند و چه آنها که موضع سیاسی فردی دارند.
شاید اگر هر تشکل دانشجویی جدید که تعداد قابل توجهی عضو یا هوادار در سطح دانشگاه دارد، امکان بروز و ظهوری بیابد، قدم مهمی در توسعه فرهنگ تحزب در کشور برداشته شود. ایجاد فرصت برای فعالیت شاخه های دانشجویی احزاب شناسنامه دار قدم مهمی است.
یکی از مهمترین مشکلات تصمیم گیری و رفتاری در میان نخبگان سیاسی اصلاح طلب به تجارب ویژه شان بر میگردد. الگوی رفتاری در دوران ستم شاهی را تعمیم دادن به دوران فعلی بدون توجه به تغییرات جامعه و دولت و جهان خطاست.
بعضی از دوستانپیش از انقلاب در گروه های سیاسی فعالیت مسلحانه مخفی میکردند و پس از انقلاب مدیریتهای بی محاسبه را برعهده داشتند و در دوران حذف از قدرت، تحت تاثیر مباحث تئوریک در حوزه های مطالعاتی به حوزه های فکری جدید وارد شدند و در دوران اصلاحات گرچه خوب و زیاد عمل کردند ولی و بیش از عمل حرف زدند.
این گروه اندکند ولی گاهی خیلی بارز میشوند. از تاثیرات روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، تضعیف این جریان به نفع جریانات اصیل تر و متعادل تر اصلاح طلب است.
گرایش های سیاسی مختلف در وبلاگستان نمایندگانی دارند. تعریف و مشخص شدن این گرایش ها به انضباط سیاسی وبلاگستان کمک میکند. در این صورت طرفداران هر جریان با همفکرانشان تعامل نزدیک تری برقرار میکنند و جریانات آنارشیست و تخریبگر به حاشیه رانده میشوند و در نهایت نقش آگاهی رسانی وبلاگستان به نتایج عملی بیشتری منجر میشود.
توسعه تحزب از ضرورتهای مبنایی جامعه ایرانی است. تشکیل تشکلی گسترده برای حمایت از تحزب٬ فعالیت شایسته ای است.
تشکیلات و انجمن های فرا ملی زیادی در جهان فعالیت دارند. بعضی از آنها شناخته شده اند و شاید بعضی ناشناخته باشند. تعداد زیادی جزو مجموعه ی سازمان ملل هستند. سه تشکل مشهور بین المللی دیگر عبارتند از:
فراماسونری
اخوان المسلمین
القاعده
حرکتهایی با سازمانهای متفاوت و مبنای مشترک در جهان فعالند:
احزاب کمونیست و سوسیالیست
سازمانهای تروریستی
حرکت سبز محیط زیستی ها
تشکل های زنان
امام خمینی سخن مشهوری دارند که به صورت های مختلف بعدها در سخنان و سیره و عملکرد ایشان تکرار شد:
امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر، لیکن امروز سر و کار ما با امریکاست
بر اساس نظر امام ، نفی قدرتهای بیگانه و اتکا به جریان های داخلی اصیل و غیر وابسته تنها مسیر اصلی رشد و استقلال کشور است. در واقع امام خمینی و انقلاب اسلامی روحیه ضد بیگانه و اتکا به خود را در کشور ما تقویت کرد.
دیدگاه استقلال از دیگران، در بین بعضی و به افراط تا آنجا پیش رفت که به نوعی ارجحیت نظر فردی و خودمحوری رسیدند و فعالیت جمعی و گروهی را زیر سوال بردند. به دلیل عملکرد منفی احزاب وابسته، با احزاب وطنی به مبارزه برخواستند و با تمام قدرت مبانی مشروعیت حرکت سیاسی جمعی شناسنامه دار یعنی تحزب را نشانه گرفتند. نتیجه تلاش این دسته، تضعیف نسبی احزاب داخلی بود. موضوعی که بطور طبیعی به کاهش نرخ مشارکت سیاسی مردم می انجامد.
==================
نفی مطلق جریان چپ و راست داخلی (اصلاح طلب / اصولگرا) در ادبیات اشخاص منفرد،یا گروههای حاشیه نشین و یا جریانات ناامید به مردم و امیدوار به بیگانه یا باندهای قدرت، انگیزه های یکسانی ندارد. بخشی از این مخالفتها ناشی از گرایش به عدم پاسخگویی، عافیت طلبی و فردگرایی و امیدواری به بیگانه است.
==============
نفی قدرت های داخلی بدون حضور جریان سوم مقتدر داخلی چیزی جز تضعیف مبانی اقتدار ملی نیست. بطور مثال کسانی که در آمریکا دو حزب اصلی موجود جمهوریخواه و دمکرات را نفی میکنند، تا زمانی که حزب و جریان مقتدر و تاثیر گذار سومی وجود ندارد، در واقع با نفی این دو حزب از حوزه سیاست کناره گیری میکنند. نه قدرت تغییر وضع موجود را دارند و نه در تغییر شرایط با جریانات موثر همسو هستند و در واقع به حاشیه میروند. شعارهای مربوط به تغییرات کلی در شرایط تثبیت نیز معمولا چیزی جز توجیه و دلیل کناره گیری نیست.
=====================
در جریانات سیاسی هر کشوری، نقاط مثبت و منفی بسیاری میتوان یافت. برای ناامیدی، توجه مطلق به ضعفها کافی است و برای امیدواری نیز توجه صرف به قوتها کافی است. تعریف نسبت خود با آنها و جمع مناسب و عقلایی بین وجوه مختلف و تشخیص نسبت آنها با تغییرات داخلی و جهانی و استانداردهای ملی و اندیشه های متعالی مسیر نتیجه گیری منطقی و کم اشتباه است.
ایفای نقش در جامعه از طریق جریانات موثر موجود ممکن است نه با تحریم و کناره جویی و گنده گویی های تخیلی. البته روشن است که بن بست در تعامل بین جریانات اصلی یک جامعه به اختلال جدی و نهایتا تحول می انجامد و نتیجه این تحولات معمولا با خواست کسانی که از هر دو سو در ایجاد بن بست دخالت داشته اند، همسو نیست.
نه این ... نه آن ... یعنی انفعال٬ یعنی تسلیم شدن به گذشت زمان ... به سکوت ... به قدرتهای محیطی: داخلی و خارجی
لینک مطلب از وبلاگستان:
... سرمایه های فیزیکی وانسانی مالکیت پذیرنداماسرمایه اجتماعی درمالکیت هیچکس نیست اگرچه کنشگران به اشتراک درمالکیت آن سهیمند.
سرمایه اجتماعی بازده قراردادهای نانوشته ای است که کنشگران به میل ّّ،خودراملزم به رعایت آن می بینند.قراردادهایی که آنهاراحول اهداف مشترک گردمی آورد،اعتقادات یکسان می آفریند،هنجارهای همانندفراهم میکند،زبان وادبیات مشابه میسازدونمادهای هماهنگ مهیامینماید ...
... عوامل زاینده سرمایه اجتماعی هرآن چیزی است که پیوندهای بین افراد و گروهها را افزایش می دهد. بنابر این صداقت، اعتماد، همسویی، همرنگی ازجمله عوامل افزایش دهنده پیوندهای یادشده هستند ...
در ادامه مطلب کامل را بخوانید
ادامه مطلب ...
پاسخ به دل مشغولی های مخاطبان مهمترین وظیفه گروههای مرجع و موثر است. امری که میتواند به رشد جامعه و فرهنگ تحزب بیانجامد.
شاید مهمترین دلمشغولی از زاویه ای کلی چنین باشد:
امنیت اقتصادی ... یعنی اشتغال مناسب و رفاه و برخورداری
امنیت تصمیم گیری فردی و جمعی ... یعنی آزادی
امنیت جسم و روح ... یعنی صلح و سلامت
امنیت آینده ... یعنی فلاح و رستگاری
افزایش هزینه های سیاسی فعالیت در کشورها منجر میشود به:
گرایش به براندازی (متکی به بیگانه یا گروههای متنفذ زر و زور و تزویر داخلی) یا انقلاب (متکی به مردم بجای اصلاح)
توسعه نفاق و تظاهر و لاجرم جدایی حامیان نخستین
افزایش پهنای باند رسانه ای برای حفظ و انتشار عقاید سیاسی
مهمترین مشکلی که از سیاستهای غلط برای کشور ایجاد میشود. فضای بی اعتمادی است. اصولگرایان که به دلیل عملکردشان مورد انتقادند و اصلاح طلبان که به واسطه ی حملات رسانه ای و غیره اصولگرایان مورد انتقادند. پس به کی باید اعتماد کرد؟
اعتماد ملی حق مسلم ماست
===============
شاید انتخاب عنوان اعتماد ملی برای یکی از احزاب مهم کشور به همین جهت بوده است.
دو تیتر جالب از صفحه اول کیهان:
شیرین عبادی: اگر ترور شوم کیهان قاتل من است !
احمدی نژاد: هیچ حزبی کارایی مسجد را ندارد
تشکیل شوراهای صنفی برای انعکاس نیازهای صنفی است و پسوند اسلامی به منزله منبعث بودن تشکیل آن به قانون و قواعد اسلامی شوراهاست.
انجمن های اسلامی به موازات تشکلهای صنفی شکل گرفت و در مدارس و دانشگاهها و کارخانجات٬ تشکلی سیاسی با رویکرد دفاع از نظام جمهوری اسلامی بود.
فقدان فرصت برای فعالیتهای گروهی سیاسی دیگر سلایق و جریانات قانونی سیاسی٬ موجب شد که هواداران جریانات سیاسی دیگر از انجمن های اسلامی بعنوان تشکل سیاسی عمومی استفاده کنند. روند تغییر هویت در انجمن های اسلامی تا حدی از این روند متاثر است.
در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، شعاری شکل گرفت با عنوان:
حزب فقط حزب الله
رهبر فقط روح الله
این شعار را از جهات متعددی میتوان بررسی کرد و از یکی از این جهات نشان دهنده تغییر نسبی رویکرد عمومی به مفهوم حزب بود. یعنی امکان تحقق حزب مقبول.
شکل گیری حزب جمهوری اسلامی در کنار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دیگر گروههای سیاسی به تحقق عملی این شعارها کمک میکرد تا آنجا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز٬ حزب و تحزب و نقش احزاب در شکل گیری حاکمیت سیاسی به خوبی دیده شده است.
احساس ضد احزاب دو ریشه اصلی و مهم دارد:
_ مهمترین منشا این احساس، مخالفت مردم با حکومتها در طول چند هزار سال حکومت استبدادی شاهان و سلاطین بوده است. مردم از حکومت بیگانه بودند و فرصتی نیز برای تعامل با حکومت برایشان نبود. از نظر حکومت های استبدادی مردم چون رمه هستند و باید آنها را چوپانی کرد.
_ نقش ضعیف احزاب رسمی در تحولات به نسبت باندهای سیاسی مخفی و مافیایی. باندهای مافیایی سیاست بدون اینکه هزینه عمل سیاسی خود را بپردازند و بدون رعایت قواعد بازی رفتار میکنند و موثر تر از احزاب رسمی بوده اند.
دلایل دیگری نیز میتوان برشمرد. جالب آنکه گاهی مستبدین چون محمد رضا شاه به بهانه نارضایتی مردم از احزاب و در واقع برای توسعه دیکتاتوری خویش، احزاب را تعطیل میکردند و مثلا دو حزب رقیب تاسیس میکنند یا حتی همان دو حزب را نیز تعطیل میکنند و یک حزب (حزب رستاخیز) زیر نظر خود تاسیس میکنند.
محمد رضا شاه به این حقیقت که نارضایتی مردم از احزاب به دلیل ناکارآمدی آنان در محدود کردن قدرت حاکمیت و در مسیر خواست مردم قرار دادن آن است و در واقع ریشه نارضایتی از احزاب نارضایتی از شاه است، بی توجه بود.
وقوع انقلاب اسلامی فرصتی بود برای صاحب حق دانستن ملت نسبت به تعیین همه چیز از بالا تا پایین و احزاب بر این اساس دورانی جدید را آغاز کردند که البته با دشواری ها و موانعی که ریشه در گذشته های دور و نزدیک دارند، مواجه هستند.
وجود احزاب قانونی و رسمی و در عین حال فعال و موثر موجب میشود که دیکتاتوری و نظامی گری و آنارشیسم و امثال آنها فرصت بروز پیدا نکنند.
اگر دو رویکرد مردم سالاری و استبداد متصور باشد، در ایران٬ هر دو می بایست به ملاحظات دینی توجه داشته باشند. از زمانی که سید محمد خاتمی با طرح مردم سالاری دینی، تکلیف جریانات مخالف اصلاحات را روشن کرد، آینده سیاسی ایران به چالشی وابسته شد که با عنوان عمومی اصلاح طلبان و اصولگرایان معرفی میشود. آینده سیاسی ایران در چالش میان این دو جریان رقم خواهد خورد.
تاکتیکهای اصولگرایان در بکارگیری ادبیات اصلاح طلبان و مهمتر از همه استفاده از اصطلاح مردم سالاری دینی٬ دردی را از اصولگرایان دوا نمیکند جز آنکه کاربرد مثبت مردم سالاری دینی را خدشه دار کند. در واقع بجا گفته اند که:
به عمل کار برآید به سخن دانی نیست
اینکه گروههای مخالف اصلاحات از اصطلاح مردم سالاری دینی استفاده میکنند، برای جریان اصولگرایی راهشگا نیست٬ بلکه موجب شکاف فکری و اندیشه نیز میگردد.
===================
تکلیف آینده سیاسی کشور منوط به غلبه یکی از دو برداشت اصلی از دیدگاههای حضرت امام و در چارچوب دیدگاههای کلی امام که منبع اصلی مشروعیت(مقبولیت) و شرعیت انقلاب اسلامی تلقی میشود.شکل میگیرد.
پیروزی گفتمان سیاسی اصولگرایی مسیری را پیش روی ایران قرار میدهد که کاملا با جریان خط امام و اصلاح طلبی متفاوت است.
در مقابل پیروزی اصلاح طلبی بازگشتی به نظام ارزشی انقلاب اسلامی ملت ایران و عقلانیت شیعی و خردایرانی است که نخستین جلوه ی آن در کشورداری دیده خواهد شد.
لایه هایی نیز که بدنبال راه سوم بودند یا به اصطلاح خط سوم محسوب میشدند٬ شانس زیادی برای پیشبرد اهداف خود نخواهند داشت.
گروههای خط امام که عمدتا حول محور اصلاحات و شخصیتهای برجسته آن چون آقای خاتمی و آقای کروبی و میرحسین موسوی و آیت الله موسوی خوئینی ها گردآمده اند، گرچه از قدرت سیاسی به دور هستند ولی ناتوانی مزمن اصولگرایان در اداره امور کشور را نظاره میکنند و هر چه میگذرد به آلترناتیو جدی تری تبدیل میشوند.
==================
شگل گیری دو حزب اصلی در چارچوب مردم سالاری دینی و جریان اصلاحات راه برون رفت از مشکلات جریان اصلاح طلبی و در نهایت توفیق آن است. تاسیس حزب نیرومند خاتمی فرصتی خواهد بود برای مرزبندی درونی و بیرونی جریان اصلاحات و در نهایت دو حزب قدرتمند شکل خواهد گرفت که هدایت کشور را در صورت غلبه مردم سالاری دینی در کشور به نمایندگی از ملت برعهده خواهد گرفت. بازگشت آقای کروبی به مجمع روحانیون مبارز میتواند نقش روحانیت در کلیت جبهه اصلاحات را افزایش دهد و دو حزب نیرومند خاتمی و کروبی با تمایلات متجددانه و سنتی بر محور اصلاح طلبی موجب تعامل نتیجه بخش خواهند بود.
=======================
اصلاح طلبان در انتخابات دوره قبل حضور به اصطلاح دو کاندیدای اصلی اصلاح طلب را تجربه کردند.
آقای کروبی
آقای معین
به دلیل اینکه معین کاندیدای مناسبی برای ریاست جمهوری جریان اصلی اصلاح طلبان نبود، این اقدام نوعی دهن کجی به آقای کروبی و جریان سنتی اصلاح طلبان در مجمع روحانیون مبارز و مبنای اصلی معضلات اصلاح طلبان و کشور در چند سال اخیر تلقی شد.
در این دوره، اگر آقای خاتمی به صحنه بیاید و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شود، بطور قطع رئیس جمهوری بعدی خواهند بود و این موضوعی است که ربطی به ترکیب کاندیداهای دیگر ندارد. در صورتیکه آقای کروبی نیز کاندیدا شوند، نه تنها از رای کلی جریان اصلاح طلبی کم نمیشود بلکه افزایش می یابد و نیروهای متدین و سنتی تر اصلاح طلب که خواهان تغییر وضع موجود با گرایش سنتی هستند، فرصت بروز بیشتری می یابند و از سوی دیگر رای آقای خاتمی نیز کاهش نخواهد یافت و به فرض بعید اگر انتخابات به دور دوم نیز برود، جبهه اصلاحات پیش از رسیدن مجدد به قدرت سیاسی در کشور، تجربه ی وحدتی همه جانبه را خواهد داشت.
انتخاب پیشاپیش تکنوکراتی اصلاح طلب مانند آقای نجفی بعنوان معاون اول هر دو گزینه اصلی اصلاح طلب، در تعاملات وحدت گرایانه اصلاح طلبان موثر خواهد بود.
به امید رسیدن ملت ایران به حق مسلم اش در کشورداری مدبرانه.
احزاب سیاسی مناسب اگر نداریم (که تاحدی داریم و باید حرفه ای تر شوند) باید احزاب مناسب را تاسیس کنیم.
============
کاندیدای مستقل معنا ندارد. کاندید منفرد معنا دارد. یا کاندیدا منفرد است و همینجوری تنهایی و بر اساس تجربه و اندیشه و ارتباطات فردی اش وارد صحنه میشود و یا بصورت حرفه ای عضو یک تیم شناسنامه دار و رسمی بنام حزب و گروه سیاسی وارد عرصه میشود.
در واقع هر جریان اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نیازمند یک حزب سیاسی برای مشارکت در قدرت سیاسی است.
وجود مراکزی برای تعامل و تجربه فکری مانند هیئت های مذهبی و انجمن های فرهنگی و علمی و موسسات غیردولتی و مدارس و امثالهم فرصت مناسبی برای تقویت مبانی فکری افراد و جریانات است.
گفتمان پذیرفته شده در حزب گفتمان حضرت امام بود ولی خیلی زود دو جریان در داخل حزب جمهوری شکل گرفت که تا انحلال حزب وجود داشتند.
چهره های شاخص دو جریان در بیرون از جزب با عنوان خط امام یا چپ در مقابل راست یا سنتی ها شناخته میشدند. گروههای راست ضمن احترام به حضرت امام بر سر چندین مساله با دولت انقلابی میرحسین موسوی که سمبل حرکت خط امام محسوب میشد٬ اختلاف نظر داشتند:
ـ مالکیت خصوصی در برابر مصالح عمومی. بند ج قانون مربوط به هیئتهای هفت نفره واگذاری زمین. مالیات. تسخیر لانه جاسوسی. جنگ فقر و غنا.
پس از رحلت امام و روی کار آمدن دولت آقای هاشمی رفسنجانی و به حاشیه رفتن تصمیم گیری احزاب و جریانات سیاسی و محور شدن مسائل اقتصادی٬ نارضایتی در لایه های مذهبی گسترش یافت. تشدید شکاف طبقاتی بدون افزایش سطح مشارکت مردم در تصمیم گیریها منجر به نارضایتی سیاسی در میان نخبگان شد.
در چنین شرایطی بود که جریان راست به رهبری آقای ناطق نوری پس از فتح مجلس چهارم(بصورت مشترک با آقای هاشمی) و فتح مستقل مجلس پنجم و با حمایت گسترده مقامات عالی کشور آماده تحویل گرفتن دولت میشد.
در چنین شرایطی بود که مجددا ملاحظات سیاسی اولویت پیدا کرد و جریان خط امام توانست از اختلافات آقای هاشمی و جناح راست استفاده کرده و وارد صحنه شود و به همراه خود گروه کثیری از مردم را به حوزه سیاست وارد کند.
تنشهای سیاسی ده سال گذشته در داخل ثمره ی مقاومت جناح راست در برابر رقیب سنتی اش بود. البته جناحهای چپ و راست در طول نزدیک به دو دهه بسیاری از مواضع خود را تغییر داده بودند ولی علیرغم همه تغییرات هنوز اصلاح طلبان به مفاهیم پایه ای دیدگاه حضرت امام وفادار مانده بودند٬ و در مقابل جناح راست شرایط مساعدتری برای ابراز وجود در حوزه های حکومتی پیدا کرده بود.
بنظر میرسد همچنان نقش امام بعنوان محور اصلی گفتمان سیاسی انقلاب حفظ میگردد و جریانات نسبت به برداشتی که از دیدگاههای امام دارند به دو گروه اصلی تقسیم میشوند و آن دو گروه در آینده کشور نقش اصلی را بازی خواهند کرد.
بدلیل غلبه گفتمان تجدد و سنت در همه حوزه ها٬ به احتمال زیاد این دو جریان اصلی پس از پیروزی سیاسی گفتمان خط امام شکل میگیرد.
در واقع دوران آینده از آن یکی از و طرف اصولگرایان یا اصلاح طلبان خواهد بود. آخرین صحنه رقابت اصولگرایان و اصلاح طلبان به زودی رقم خواهد خورد.
۳ فرض:
موفقیت حزب مشارکت در تاسیس دو جریان داخلی سنتی و مدرن. فرصت این جریان در طول یک دهه اصلاحات به دلایل مختلف از دست رفت. اینک تضاد داخلی حزب مشارکت بین دو جناح درونی اش به یک تعامل یا نابودی ختم شود نه جدایی. احتمال تشدید انسداد درونی حزب مشارکت نیز وجود دارد. عدم تجانس بدنه حزب و رهبری آن از نظر فضای فکری٬ فضای تعامل درون حزبی را کاهش داده است. این موضوع باعث عدم انعطاف در همکاری های سیاسی حزب با دیگر جریانات اصلاح طلب و حتی محدودیت در مانور سیاسی در برابر اصولگرایان شده است.
شکل گیری دو حزب اصلی از میان جریانات اصلاح طلب. حزب اعتماد ملی با یارگیری از میان نخبگان سیاسی و با محوریت شخصیت های مرتبط با امام آشکارا بر محوریت نظرات امام تاکید میکند و در صورت حفظ گفتمان امام در کشور٬ موقعیت ممتازی خواهد داشت و احتمالا یکی از دو حزب اصلی کشور خواهد بود. اعتماد ملی در کوتاه مدت شانس زیادی برای نمایندگی روشنفکران آرمانگرا ندارد و برعکس جریانات عملگرا و احیانا فرصت طلب گرایش مثبت تری نسبته به آن نشان میدهند.
غلبه کامل گرایش اصولگرایی. اصولگرایان که تا پیش از دولت آقای احمدی نژاد به روشهای انتخاباتی تحت حاکمیت اصلاح طلبان خو میکردند٬ پس از ماجرای رایحه خوش و تقویت حضور نظامیان٬ از مزایای قدرتی برخوردار شدند که بر تعاملات سازنده آنان با جامعه تاثیر منفی گذاشت. فرصتی که اصولگرایان در این سه سال از دست دادند به مراتب بزرگتر از فرصتی بود که حزب مشارکت در حدود هفت سال اقتدارش از دست داد. بنظر میرسد که گفتمان اصولگرایی به دلیل عدم التزام فکری و عملی به مردم سالاری مسیر دیگری را برای در صحنه بودن بر خواهد گزید. در صورتیکه گفتمان اصولگرایی به تنهایی محور آینده سیاسی کشور شود٬ آرایش سیاسی کشور به نحو گسترده ای در سطوح مختلف تغییر خواهد کرد و عصر جدیدی در تاریخ ایران رقم خواهد خورد.
نتیجه: بنظر نمیرسد که گفتمان اصلاح طلب / اصولگرا مدت زیادی برقرار بماند و در صورت پیروزی محتمل اصلاح طلبان و غلبه نهایی گفتمان خط امام(مردم سالاری دینی) بر جناح راست(حکومت اسلامی بجای جمهوری اسلامی)٬ دو حزب اصلی آینده حزبهای مشارکت (خط امام و متجدد) و اعتماد ملی( خط امام و سنتی) خواهند بود.
محوریت گفتمان امام خمینی و سنت و مدرنیزم٬ راه حل مناسبی برای پوشش نیروهای سیاسی موثر جامعه است. اصلاح طلبان امکان بهره برداری از توانایی ها و سرمایه های کشور را به جهت سابقه و کادر متخصص و هویت و غیره دارند. البته ملاحظاتی نیز در باره ی نیروهای آزاد شده در جریان مقابله با اصلاحات وجود دارد. حضور نظامیان در عرصه های اقتصادی و سیاسی نتایجی به همراه دارد.
شکل گیری ائتلاف های نیرومند موخر بر ظهور احزاب اند. اگر حزب سیاسی جدی نداشته باشیم٬ ائتلاف ها بصورت محفل در می آیند و دارای آفات هیئت ها خواهند بود.
جوگیر شدن. ناپیگری بودن. شخص محور شدن. آسیب پذیر بودن. ناپایداری ساختارها. شعارگرایی بجای عمل گرایی. از آقات مهم چنین ائتلاف هایی است.
اما در جایی که به واقع احزاب در مسیر بلوغ خود چند گامی عقب هستند٬ ائتلاف ها نیز به نوعی متفاوت و در شاید ضرروی تر باشند. نقش رهبران ائتلاف در تلطیف فضا و تعامل و همگرایی جدی تر خواهد بود.
ائتلاف بخشی از تحزب و تعامل احزاب است.
لینک مطلب در خبرگزاری فارس: مهدی بوترابی با بیان اینکه وبلاگ نویسها به طور خیلی جدی و حتی جدیتر از انتخابات گذشته در این انتخابات شرکت خواهند کرد، گفت: فضای رقابتی انتخابات مجلس هشتم قطعاً در فضای وب هم منعکس میشود.
لینک مطلب در فاوانیوز:
به گزارش فاوانیوز به نقل از خبرگزاری فارس، مهدی بوترابی، مدیر پرشین بلاگ در میزگرد اختصاصی خبرگزاری فارس با عنوان "رسالت وبلاگها؛ انتخابات و مشارکت حداکثری؛ ایدههای و راهکارها" در پاسخ به این سئوال که آیا وبلاگها اساسا رسالتی در قبال انتخابات دارند یا نه؟ گفت: ما نباید خیلی از وبلاگ نویسها انتظار داشته باشیم به عبارت دیگر نباید انتظار ما از وبلاگ نویسها بیشتر از انتظار ما از جامعه باشد.
وی افزود: البته درست است که وبلاگ نویسها از جنس فرهیختگان هستند و نسبت به مسائل اطرافشان حساسیت دارند اما تقریباً همان مسائل مبتلا به جامعه در حوزه وبلاگ نویسی مطرح است با این تفاوت که در حوزه وبلاگ ها این مسائل یک مقدار تند و تیزتر و شفافتر است.
بوترابی با بیان اینکه ما نمیتوانیم برای وبلاگ و وبلاگ نویسی، رسالت قائل بشویم اظهار داشت: به نظر من بهتر است بجای اطلاق واژه رسالت از واژه حقوق استفاده کنیم و بگوییم حقوق وبلاگها و بگوییم وبلاگ نویسها از آن جا که شهروندان جامعه مجازی هستند یک حقوقی دارند و یک تکالیفی.
مدیر پرشین بلاگ ادامه داد: این حقوق و تکالیف براساس تعاملی که خود وبلاگ نویسها در جامعه مجازی و به عنوان شهروند به آن اعتقاد دارند در حالی شکل گیری است.
وی افزود: با توجه به این که مرزهای حقوق و تکالیف وبلاگنویسها در جامعه مجازی در حال شگل گیری است، به نظر میرسد که وبلاگ نویسها تکالیفی را در حوزه جامعه مجازی برای خودشان و در مورد موضوع انتخابات تعریف کردهاند.
بوترابی با اشاره به اینکه حتی طرح موضوع تحریم انتخابات در وبلاگها هم بخشی از تکالیف وبلاگ نویسها به شمار میرود، گفت: این موضوع از سوی آن دسته از شهروندان جامعه مجازی مطرح میشود که حساسیتهای ویژه خود را دارند و این حساسیت را از جامعه اطراف خودشان گرفتهاند بنابراین همان حساسیتهای جامعه به اندازهای که فرصت برای طرح پیدا میکنند در جامعه مجازی وبلاگها هم مطرح شده و انعکاس پیدا میکند.
مدیر پرشین بلاگ یکی از مهمترین دلایل سردی بحث در فضای وبلاگها را محدودیتهای رقابت انتخاباتی در ایران دانست و افزود: مهلت یک هفتهای برای تبلیغات انتخاباتی یکی از محدودیتهای رقابت انتخاباتی در ایران است و اگر کسی زودتر از این یک هفته تبلیغاتش را شروع کند، مورد باز خواست قضایی قرار میگیرد.
بوترابی تاکید کرد: کوتاه شدن زمان مبارزه انتخاباتی در ایران منجر به این میشود که گروههای اپوزیسیون و مخالف انتخابات از آزادی عمل بیشتری برخورد باشند.
وی با اشاره به این که هنوز موضع اکثریت وبلاگ نویسها درباره انتخابات موضوعیت بیان پیدا نکرده، گفت: به نظر من، وبلاگ نویسها به طور خیلی جدی و حتی جدیتر از انتخابات گذشته در این انتخابات شرکت خواهند کرد، زیرا شرایط رقابتی در جامعه برقرار شده است.
مهدی بوترابی ادامه داد: هر چند این رقابت یک رقابت برابر نیست اما به هر حال نفس رقابت در این انتخابات وجود دارد و روی اکثر کرسیهای انتخاباتی کشور، جریانهای اصلی سیاسی رقابت خواهند کرد.
وی خاطر نشان کرد: این فضای رقابتی قطعاً در فضای وب هم منعکس میشود و از آن جا که جریانهای اصلی سیاسی کشور همگی کاندیدا دارند وبلاگ نویسها هم قطعاً درباره انتخابات موضوع میگیرند و موضعشان هم مثبت خواهد بود.
مدیر پرشین بلاگ با بیان اینکه تعداد 11 میلیون کاربر اینترنتی قطعاً هر کدام کاندیداهای انتخاباتی ویژه خود را دارند، گفت: این تعداد کاربر اینترنتی طبیعتاً نمیتوانند نسبت به انتخابات بیتفاوت باشند اما نباید انتظار تک صدایی از آنها داشته باشیم.
وی صدای تحریم انتخابات در فضای وبلاگها را بسیار ضعیف ارزیابی کرد و خاطر نشان ساخت: از آن جا که فضای جدی رقابتی بر کرسیهای انتخاباتی حاکم است و در جامعه هم نسبت به این موضوع تعامل وجود دارد و این تعامل و رقابت هم نمایشی نیست طبیعتاً صدای تحریم انتخابات از سوی وبلاگ نویسها هم ضعیف خواهد بود.
بوترابی در پاسخ به این سئوال که موضوعاتی همچون تحریم انتخابات توسط چه کسانی مطرح میشود و از کجا نشأت میگیرد، اظهار داشت: کسانی که ریشه در خاک ایران ندارند و در حال حاضر ریشه آن ها در این خاک نیست، به طور طبیعی نسبت به اتفاقاتی که در کشور میافتد تاخیر و اختلاف فاز دارند.
وی تصریح کرد: من نمیگویم که اینها به ایران علاقه ندارند چونکه وقتی اسم ایران میآید همینهایی که در خارج از کشور هم هستند اشک در چشمهایشان جمع میشود اما چون با مسائل روزمره ایران سر و کار ندارند و در جریان ریز اخبار نیستند وقتی چیزی مطابق میلشان نیست میگویند نه!
وی در پاسخ به این پرسش که شما به عنوان مدیر یک سرویس بزرگ وبلاگ در کشور تا چه انداز وبلاگها را در فضاسازی و خلق جریانهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در کشور کار آمد میدانید، گفت: من فکر میکنم کارآمدی و تأثیرات وبلاگها را در خلق اینگونه جریانها دیدهایم مثلاً در موضوع خلیج فارس، همین بلاگرها موجهای خوبی را ایجاد کردند و حتی در مورد مسائلی که آنچنان به منافع ملی هم بر نمیگشت مثل شرکتهای هرمی و نتورکی، فعالیت وبلاگها بسیار بازتاب گستردهای داشت.
بوترابی با اشاره به اینکه از آن جا که ساختار سیاسی کشور، متکی به احزاب است وبلاگ نویسها به حوزه سیاست جز از طریق احزاب دسترسی دیگری ندارند، گفت: رسانههای دیگر در نهایت به کانونهای قدرت وصل هستند ولی وبلاگ نویسهای سیاسی هنوز آن تعین را پیدا نکردهاند و ارتباط آن ها با بدنه سیاسی احزاب و گروهها به خوبی شکل نگرفته است.
مدیر پرشین بلاگ تاکید کرد: تحزب به هیچ وجه با آزادی در تضاد نیست و بحث تحزب در قانون اساسی ما به صورت رسمی پذیرفته شده است.
ظهور احزاب و گروههای سیاسی در زمان شروع فعالیتهای انتخاباتی در کشور ما سابقه طولانی داره ولی ظهور یک حزب( و نه جبهه که اونهم سابقه داره و اصولا بدون حزب های نیرومند تشکیل جبهه کارکرد موثری ندارد) بعد از انتخابات قابل تامل است. بخصوص که این ظهور ناشی از یک اعتراض سخت سیاسی به مسئولان ارشد کشور و انتقاد از گروه سیاسی خود(مجمع روحانیون) و متکی به پتانسیل سرگردان سیاسی ناشی از واخوردگی نخبگان باشد. این عوامل در کنار هم موضوع تشکیل حزب اعتماد ملی توسط آقای کروبی و همفکرانش را یک اقدام جدی و مهم میکند.
گروهی که به آقای کروبی رای دادند عمدتا از بین اقشار محروم و خواهان تغییر وضع موجود. رای آقای کروبی در مرحله اول یک موفقیت نسبی بود که کمتر کسی پیش بینی می کرد. ویژگی های سیاسی مربوط به آقای کروبی و پتانسیل تغییر وضع موجود و گرایش عمومی به فقر زدایی و واخوردگی نخبگان فرصتی است برای این حزب که با درس گرفتن از تجارب قبلی بجای ادعای حزب فراگیر(مثل حزب رستاخیز یا احزاب کمونیستی و امثالهم) به حزبی با مخاطبان مشخص تبدیل شود. اصولا هیچ حزبی نمیتواند فراگیر باشد مگر آنکه اول به قدرت برسد ثانیا اجازه فعالیت به دیگران ندهد که هر دوی اینها فعلا منتفیه.
البته بعضی ها هم از عبارت فراگیر ممکن است منظورشون حزبی است که امکان عضویت اقشار مختلف در آن باشد. اما در این معنا نیز باید بدانند به هر حال هر حزب علنی و قانونی ضمن وفاداری به رعایت چارچوب های سیاسی اهداف مشخصی دارد که خود به خود بعضی اقشار و گروهها و طبقات اجتماعی را می رنجاند.
----------------------
انفجارهای اخیر لندن توسط وزارت خارجه ایران و رئیس جمهور در حال خداحافظی محکوم شد. از نظر شما چی؟
---------------------
اول یه کم از خودم دفاع کنم. کسانی که تاریخ میخوانند٬ کمتر اسیر تقدس گرایی از نوع قدیم و جدیدش میشن. خیلی تلاش میکنم از جاذبه های امام دور بمانم تا با تعلق کمتری در باره او صحبت کنم ولی واقعا سخته.
امروز صحبت کردن از امام در جهان مجازی لطف خاص خودش رو داره. انگار از موضوعی ممنوعه صحبت میکنی. این خودش یه جاذبه است. نه ؟
----------------------
روح الله خمینی هر که بود و هر چه کرد از موثرترین انسانهای قرن گذشته جهان بود. او و یارانش که اکثرا شهید شدند برای ما کشوری با هزاران فرصت و امید و نومیدی باقی گذاشت و رفت. فیلم های دهه ۵۰ ایران رو ببینید. خیابانها. مردم. رفتارها. مد. همه چیز تغییر کرده. امروز ما متجدد شدیم. حتی در روستاها الگوها در حال تغییر است چه برسه به شهرها. مشکل شهرنشینی بی انضباط٬ گلوی جامعه رو میفشارد و بزرگترین درد جامعه که ناتوانی مدیریت کشور است منابع عظیم کشورمون رو به هدر میده. نه همشو و نه با روندی منفی. قبول دارم که اوضاع در حال بهتر شدن است ولی شتاب لازم رو نداره. چون هنوز راهبری استراتژیک کشور توسط نهادهای سیاسی / اقتصادی / اجتماعی مدنی انجام نمیشه. اگر همانگونه که روزی به دستور امام در کشور بسیج نظامی شکل گرفت تا دفاع از ملت بدست خود ملت انجام بشه و دولت نتونه مانع دفاع مردم ازخودشون باشه. اگه روزی امام از انشعاب در روحانیت به منظور تکثر استقبال کرد. اونهم امامی که شعارش ((همه با هم )) بود. اگر امام همیشه بر لزوم واگذاری اقتصاد و فرهنگ به ملت صحبت میکرد و بر اهمیت نقش انتخاب مردم در سیاست. اگر در دولت اصلاحات فرصتی برای تاسیس نهادهای اجتماعی و اقتصادی مدنی بوجود آمد و موسسات غیردولتی در عرصه فرهنگ و جامعه فعالیت گسترده ای رو شروع کردند. اگر نهادهای اقتصادی چون انجمن ها و نظام های صنفی خلا هدایت اقتصادی را کم کم پر میکنند و اگر مردم ما آموخته اند که حق گرفتنی است نه دادنی: اکنون باید به فکر تقویت احزاب و گروههای سیاسی بود تا حلقه های میان حکومت و ملت در تمامی صحنه ها تکمیل شود. دخالت حلقه های نظامی / اقتصادی / فرهنگی / اجتماعی / سیاسی در یکدیگر تعادل جامعه رو بهم میزنه. فکر میکنم دهه آینده دوران تاسیس احزاب واقعی و تکمیل پروژه جامعه مردمسالار دینی است. ملت ما از هزاره های پیشین اخلاقی و متدین بوده اند و خواهند بود. روشنفکرانی که راه حل مشکلات کشور رو جستجو میکنند در احزاب سیاسی آینده نظراتشون رو مطرح خواهند کرد و خواهند فهمید که چه بخش از حرفهایشون درست و چه بخشی غلط است و مردم در انتخاب نهایی خودشون به کسانی رای میدهند و قدرت کشور را به کسانی میسپارند که به آنها بشود اعتماد کرد.
امام به مردم آموزاند که قدرت را شما واگذار میکنید و از زمانی که شما قدرت را شکل دادید مقدس است و تنها بدست شما باید تغییر کند و نه خواست فرد یا گروهی خاص. به همه گفت که نظامیان در سیاست دخالت نکنند. به علما هشدار داد که قدر ملت را بدانند. در سیاستی که عین دیانت است هر کس فقط یک رای دارد. یعنی حق ندارد رای دیگری را کنترل کند یا تغییر دهد. رای یک مرجع تقلید مسلمان با جوان ۱۶ ساله آشوری مساوی است. این حق حق انسانی است و مقدس است.
---------------------------------
ملت ما دو گام با امام رفت: انقلاب و جنگ. الحق رهبری شایسته بود و هم آمدنش با مردم بود و هم رفتنش و این بسیار کم اتفاق افتاده و می افتد. دو پروژه بعدی یعنی سازندگی و اصلاحات هنوز ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. انتخاب رئیس جمهوری یعنی کسی که حق اجرای همه چیز از قانون اساسی گرفته تا قوانین دیگر رو داره. کسی که در نبود رهبر علاوه بر وظیفه خودش وظیفه رهبر را هم داره. کسی را انتخاب کنیم که کشور را به پیش ببرد. مستقل و آزاد. کسانی که تا فشنگ آخرشون رو در برابر اصلاحات شلیک کردند و بعد شعارهای اصلاحات رو مصادره میکنند افراد مطمئنی برای اعتماد نیستند. به کسانی اعتماد کنیم که اگر قدرت هم ندارند لااقل انصاف و عدالت دارند و خدا را شکر در بین کاندیداها چنین افرادی حتما پیدا میشوند.
اگر کاندیدایی هم نمیشناسیم لااقل با رای سفید دادن اعتراض کنیم که چرا کاندیدای ما در صحنه نیست. این صداها شنیده میشود و تا زمانی که صداها شنیده میشود باید گفت و گفت.
کسی رو انتخاب کنید که بتونه به نقش گروهها و احزاب سیاسی احترام بزاره و خودش رو عقل کل ندونه. در این دوره به شخصیت بزرگ (بقول بعضی ها) نیازی نیست. به کسی نیاز است که اونقدر بزرگ باشه که بتونه بزرگتر بودن عقل جمعی رو قبول کنه.
