عدالت در جامعه مجازی نسبت به جامعه مجازی در شرایط مناسب تری است و اساسا رشد جامعه مجازی به شرایط مناسب آزادی و عدالت در جامعه مجازی است
گرچه آقای قالیباف به صورت روشن و بدون تردیدی اصولگراست ولی به دلیل رویکرد متجددی که در عرصه اجتماعی از خود نشان داد، گروه های فعالی را حوزه سایت های اینترنتی خبری ساماندهی کرده است. این گروهها مبتنی بر تمایلات جامعه مجازی و افکار عمومی و در غیاب آقای قالیباف به عنوان کاندیدای انتخابات دهم، نقش اصلاح طلبانه ایفا خواهند کرد.
سامان دادن به زندگی دیجیتال مان یک ضرورت جدید است
هزاران نویسنده ی فرهیخته در وبلاگستان و میلیونها بازدید کننده، این محیط را به دانشگاهی بزرگ تبدیل کرده است. فرهیختگان جامعه مجازی در وبلاگستان مرجعیت می یابند. چه در آن متولد شده باشند و چه از جامعه حقیقی به آن مهاجرت کرده باشند.
در آرایش فعلی نیروهای و جریانات و اقوام و اقلیتها، پیروزی میرحسین موسوی در گرو فعال شدن گسترده آذری زبان ها به سود اوست و پیروزی کروبی نیز در گرو جلب آرای قابل توجهی از شهرهای بزرگ مانند : تهران و اصفهان و نیز جامعه مجازی است.
چالش پیش روی موسوی در این بخش، کاندیدهای دیگر آذری زبان، به ویژه آقای اعلمی است که با بالا بردن انتظارات عمومی، شرایط را برای میرحسین سخت خواهد کرد.
چالش پیش روی کروبی در بخش جامعه مجازی و شهرهای بزرگ، تبلیغات گسترده ای است که با محوریت محبوبیت و حضور آقای خاتمی و تجدد خواهی صورت گرفت که با انصراف آقای خاتمی و پیوستن ابطحی و کرباسچی و نجفی و نیلی به حامیان کروبی و پر رنگ شدن مباحث حقوق شهروندی در کمپین انتخاباتی وی، احتمال تغییر در شرایط آن وجود دارد.
مسیر پیروزی کاندیداهای اصلاح طلب در این دوره، از مسیر اقوام و اقلیتها و جامعه مجازی میگذرد.
سید محمدعلی ابطحی چهره ی شناخته شده سیاسی و نزدیک به خاتمی به دلیل سوابق و تخصص رسانه ای و فعالیت گسترده و جدی در اینترنت و جامعه مجازی، در توسعه ارتباطات رسانه ای و تقویت حضور ستاد آقای کروبی در محیط مجازی، نقش بسیار مهمی ایفا خواهد کرد.
غلامحسین کرباسچی نخستین شهردار برجسته و تحولگرای ایران که در اصفهان و تهران منشاء خدمات بسیاری بوده است میتواند در جلب آرای شهرهای بزرگ و تعیین کننده ی تهران و اصفهان موثر باشد.
محمد علی نجفی از وزرای باسابقه و موفق دولت های پیشین و عضو فعلی شورای شهر تهران نیز به دلیل توانایی مدیریتی در حوزه اقتصادی و برنامه ریزی میتواند تجددخواهی در اردوگاه کروبی را تقویت کند.
این سه نفر در روند نوگرایی حرکت انتخاباتی کروبی تاثیرگذاری جدی خواهند داشت و با توجه به انصراف آقای خاتمی از رقابت انتخاباتی، از حیث تجدد و نوگرایی، موقعیت برتری به اردوگاه کروبی نسبت به اردوگاه میرحسین موسوی می بخشند.
آنچه نتیجه نهایی این رقابت را تعیین میکند: ثروت و قدرت پشتوانه ی هر یک نیست. بلکه معقول بودن اقدامات و کاربرد صحیح مصالح اجتماعی است. جامعه مجازی تصمیم گیرنده نهایی است.
نخستین موج فراگیر وبلاگنویسی در میان جوانان و روزنامهنگاران ایران، با تولد یک سرویسدهنده فارسی به نام پرشینبلاگ مقارن شد. هرچند در فاصله زمانی نه چندان طولانی، رقبای دیگری نیز پا به میدان گذاشتند. تیم مدیریتی پرشینبلاگ در طول این سالها تغییرات زیادی را به خود دیده است. آخرین بار در جشن یلدای سال گذشته باشگاه هواداران پرشینبلاگ، بوترابی مدیر سابق این مجموعه جای خود را به انسیه پولادزاده سپرد. رئیس جدید که فعالیت خود را از عضویت باشگاه هواداران آغاز کرده است، با پشتسر گذاشتن مسئولیتهای مختلف، اکنون عنوان مدیر داوطلب پرشینبلاگ را به خود اختصاص داده است.
اوضاع کسب و کار در پرشینبلاگ چطور است؟ آیا با مشکل مالی مواجه هستید که همکاری مدیر و برخی همکاران این گروه به صورت داوطلبانه است؟
همکاری داوطلبانه در کشورهای مختلف دنیا، شیوهای مرسوم در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی است. بهترین سازمانهای انسانی در جهان، سازمانهای داوطلبانه هستند. حتی در ادارهها و نهادهای دولتی نیز زیرمجموعههای داوطلبانه از کارآمدی بیشتری برخوردارند. بهترین مثال در هلال احمر و صلیب سرخ به چشم میخورد. مسئولیت اجتماعی افراد اقتضا میکند فعالیتهای جمعی را بدون حقوق یا حقالعمل انجام دهند.
ولی این جواب سؤال من نبود. آیا درآمد پرشینبلاگ خیلی محدود است که چنین شیوهای را به کار میگیرید؟
شرکت پرشین بلاگ مدیریت مجموعهای از سایتهای مختلف را برعهده دارد که همگی درآمد دارند. این شرکت دخل و خرج میکند و مشکل مالی ندارد. ولی من خودم را هنوز عضو باشگاه هواداران میدانم و به همین دلیل همکاری داوطلبانه دارم. آیا هواداران پرسپولیس و استقلال از این باشگاهها برای تشویق تیم خود حقوق میگیرند که هواداران پرشینبلاگ بگیرند؟
فعالیتهای داوطلبانه در یک سازمان میتواند قدرت اجتماعی قابل توجهی ایجاد کند. یعنی پرشین بلاگ به دنبال قدرت اجتماعی و شاید سیاسی نیست؟
بستگی به هدف دارد. مگر سازمان داوطلبان هلال احمر یک قدرت سیاسی است؟
ولی قدرت اجتماعی که دارد. شما هیچ هدف سیاسی ندارید؟
دوست نداریم چهره سیاسی داشته باشیم. هیچ وبلاگسرویس ایرانی یا جهانی با هدف سیاسی به وجود نیامده است.
شما از کجا میدانید وبلاگسرویسهای خارجی کارکرد سیاسی ندارند؟ اصلا خودتان را در مقایسه با همکاران بینالمللیتان چگونه میبینید؟
امکانات وبلاگ سرویس ما الگو گرفته از همان کاری است که خارجیها انجام دادهاند. وبلاگ که ابداع ایرانیان نیست. اگر خودمان را دائم با دیگران مقایسه نکنیم، نمیتوانیم به نقاط قوت و ضعف خود پی ببریم. البته این به معنای آن نیست که در تقلید از دیگران، پیشنهادی به کاربران ایرانی خود بدهیم که امکان پشتیبانی آن وجود ندارد.
در سالهای اخیر میکروبلاگینگ به عنوان رقیب جدی وبلاگ وارد فضای مجازی شده است. آیا پرشینبلاگ مایل است همچنان فقط خدمات موج اول وبلاگسازی را ارائه دهد؟
پرشینبلاگ مانند «بلاگر»و «وردپرس» یک وبلاگسرویس است. بلاگر و وردپرس خدمات میکروبلاگینگ ارائه نمیدهند و همچنان همان مسیر اولیه خود را میپیمایند.
پرشینبلاگ از نظر زمانی اولین سرویسدهنده ایرانی وبلاگ است. آیا نمیخواهید با خدمات جدید، اولین در تنوع و کیفیت خدمات هم باشید؟
پرشین بلاگ با هدف خاصی ایجاد شده و دنبال کاری که منطق دیگری دارد نیستیم. البته پیش از این راههای سادهتری مثل اس.ام.اس بلاگ را به کاربران خود پیشنهاد داده بودیم. کوتاهنویسی وبلاگی با این راه رونق زیادی یافت. میکروبلاگینگ میتواند یک پروژه جدید باشد و سایتی جدا از پرشینبلاگ برای آن در نظر گرفت. مثلاً فیسبوک امکانات خوبی دارد ولی بیشک صفحه ویژه یک کاربر در فیسبوک با صفحه وبلاگ او تفاوت دارد.ایرانیها عادت دارند خدماتدهی متفاوت را در یک نقطه جمع کنند. مثلاً لبنیاتیها هستند که برای سود بیشتر میوه و چیپس هم میفروشند. شاید بعدها پرشینبلاگ هم تصمیم بگیرد ترافیک بازدیدکنندگان خود را با هدف تجاری به یک میکروبلاگینگ هدایت کند. الان هم سایت پردیس را به عنوان یک نمونه کوچک راه انداختهایم. من برخلاف شما معتقدم میکروبلاگینگ نقش وبلاگها را کمرنگ نمیکند چون میکروبلاگینگ از دید من به عنوان یک کاربر (و نه یک مدیر) جنبه پیشرفته چتروم است و نمیتواند آدمها را از وبلاگنویسی جدا کند.
پس چرا وبلاگنویسی کمرنگ میشود؟
وبلاگستان آسیبهای خودش را دارد و ممکن است به دلایل دیگری در یک دوره زمانی تعداد وبلاگنویسها یا پستهای آنها کم شود. این چیزی نیست که میکروبلاگینگهایی همچون فیسبوک عامل آن باشند.
به عنوان یک کاربر به چه سایتها و سرویسهایی علاقه دارید؟
پیش از آن که وبلاگ خود را روی پرشین بلاگ راهاندازی کنیم، عضو بلاگر بودم. در وبلاگنویسی ترجیح من به عنوان یک ایرانی و فارسیزبان، استفاده از اولین یعنی پرشینبلاگ است. به ویژه با امکانات جدیدی که به این سایت اضافه شده است، جذابیت آن دوچندان شده، ولی در بین سایتهای غیرفارسی، امکانات وردپرس را خیلی میپسندم.
در سالهای اخیر برخی منتقدان سیاسی یا مخالفان عرف اخلاقی وبلاگ را به عنوان ابزاری برای گریز از محدودیتهای دولتی انتخاب کردند. هرچند سهم این افراد در میان وبلاگنویسان کم است ولی به شکاف میان نهادهای نظارتی و وبلاگنویسان دامن زدهاند. آیا شما برای کاهش این سوءتفاهم برنامهای دارید؟
باشگاه هواداران در این زمینه فعالیتهای خوبی دارد. در این باشگاه تلاش میشود با برنامههای مختلف، نشان داده شود وبلاگستان جایی نیست که عمده نویسندگان آن از سر تفنن یا سیاسیکاری افراطی وبنگاری کنند. در ماههای اخیر همایشهای مختلفی برگزار کردهایم که حدود 2 هزار نفر در گروههای سنی مختلف در آن حضور داشتند. جشن تولد پرشینبلاگ، جشن ویژه کودکان (با همکاری سایتعمو) ویژهبرنامه روز جهانی بلاگ (31 اگوست یا 3108)، همایش ویژه بانوان و شب یلدای سال گذشته. هدف اصلی ما از برگزاری این همایشها، نشان دادن پتانسیل وبلاگنویسان کشورمان است؛ کسانی که تولید محتوای رایگان میکنند و خدمات بسیار ارزندهای در قبال بلاگستان فارسی دارند بدون آن که از جایی حقوق بگیرند.
آیا با چند همایش میتوان مشکل فاصله حکومت و وبلاگنویسان را کاهش داد؟ آیا جامعه بزرگ بلاگرها باید به همین چند همایش کوچک دلخوش باشد؟
اینها کافی نیست. البته این نوع کارها، وظیفه وبلاگسرویس نیست. وبلاگسرویسها در چنین همایشهایی جمعیت کمی را میتوانند پوشش دهند. جمعیت وبلاگنویسان ایرانی بسیار بیشتر از اینهاست.
پرشینبلاگ هرماه 2 مسابقه وبلاگنویسی دارد و جشنوارهای نیز با مشارکت نهادهای مختلف برگزار میکند. نهادهایی همچون سازمان میراث فرهنگی، سپاه پاسداران، نشریات تینیجری (جوانپسند) مثل چلچراغ. برنامهریزی جشنواره فصلی دفاع مقدس را هم در دستور کار داریم. سعی میکنیم به وبلاگنویسان انگیزه بدهیم که کیفیت نوشتههای خود را افزایش دهند.
ولی همچنان این سؤال باقی میماند که آیا سطح کنونی تعامل بلاگرها و قوه قضائیه کافی است؟ برای کاهش سوءتفاهم موجود چه کاری انجام دادید؟
وبلاگنویسان با قوه قضائیه سوءتفاهم ندارند.
برعکس آن چطور؟
وبلاگستان یک جامعه مجازی است که شهروندان مجازی در آن زندگی میکنند. قاعده حضور در این شهر، رعایت قوانین شهروندی است. طبیعی است که رعایت قانون در همه کشورها و جوامع مجازی الزامی است. حتی در کشورهای مدرن و مدعی حقوق بشر نیز رعایت قانون الزامی است. ایراد در آن است که مصادیق مختلفی پیدا میشود و به صورت مصداقی برخورد میشود، بارها گفتهام با توجه به رشد کیفی قوه قضائیه، بسیار کارشناسی با قضایا برخورد میشود. این طور نیست که بیحساب و کتاب با قضایا برخورد و اجحاف شود. تعداد وبلاگهایی که قوه قضائیه هرماه دستور فیلترینگ آن را برای ما میفرستد، به انگشتان دست نمیرسد.
لینک مطلب:
به گفته معاون پژوهشی مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه درحال حاضر از هر 100 ازدواج، 2 ازدواج اینترنتی است
ماهیت تبلیغات در جامعه مجازی انسانی تر و سالم تر است. دانش و عاطفه محوری ابر رسانه اینترنت فرصتی برای تصحیح روش های تبلیغاتی است.
جامعه مجازی نیز مانند جامعه عادی ما دچار آسیب هایی مشابهی میشود. گرچه این آسیب ها به جهات متعدد کمتر است ولی به جای خود حائز اهمیت و نیازمند بررسی است.
اراذل و اوباش اینترنتی که در سایه هویت های قلابی بیشترین حضور را دارند، از آفات جامعه مجازی اند. برای شناخت آنها میتوان به این موارد توجه کرد:
١. معمولا هویت واقعی شان را پنهان میکنند و از اعلام آن وحشت دارند.
٢. ادبیات شان مشابه اسلافشان در جامعه عادی حاوی تهدید و ارعاب و فحش و ناسزاست.
٣. فاقد مبنای فکری و اندیشه ای سالم هستند ولی ادعای زیادی دارند
۴. بیش از آنچه عمل میکنند حرف میزنند و در مواقع خطر و بحران، اکثرا دچار ضعف و وحشت میشوند و به اصطلاح به غلط کردن می افتند.
۵. فاقد ویژگی های اثباتی هستند و هویت خود را در نفی دیگران تعریف میکنند. خود محوری شان فاقد محتواست.
قطعا ویژگی های بیشتری نیز برای آنها بر شمرد و البته مجموعه ای از این صفات ناپسندیده است که موجب تقویت رذالت و اوباشی گری است.
جامع مجازی تا پیش از شکل گیری روابط تعاملی آن، طفیلی جامعه حقیقی بود و مجاز به نوعی غیر حقیقی و وابسته معنا میشد. اما شرایط متفاوت شده است. کاهش تاثیر بحران اقتصادی جهان در عرصه اینترنت و جامعه مجازی نشانه روشنی بر هویت رو به استقلال جامعه مجازی است.
لینک مطلب:
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه«من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم و به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است»، اظهار داشت:« رویکردی که به دنبال ایجاد سدی بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
به گزارش قلم، مهندس میرحسین موسوی که در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران سابق روزنامه جمهوری اسلامی در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان نهاد نخست وزیری و اعضای حزب جمهوری اسلامی در موسسه دین و اقتصاد سخن میگفت، ضمن تبریک ایام نوروز به ملت ایران، نقش تغییر و تحولات جهانی در سرنوشت کشور را مورد بررسی قرار داد.
موسوی با اشاره به این که بخشی از این تغییرات مربوط به منافع ملی، بخشی ناشی از فرآیندهای جهانی شدن و بخشی دیگر ناشی از قدرت یافتن فضای مجازی از جمله اینترنت و ماهواره هاست، تصریح کرد:«واکنشهای مختلفی در برابر تحولات جهانی وجود داشته است؛ عدهای تسلیم هر نوع تحولی میشوند و عدهای دیگر تلاش می کنند سدی نفوذناپذیر در مقابل سیل تغییرات و دگرگونیها بسازند و برای توقف آنها تلاش میکنند، اما در رویکرد سوم تغییرات به رسمیت شناخته شده و برای مدیریت آنها با استفاده از مزیتهای نسبی کشورمان تلاش میشود.»
وی افزود:«باید واقع بین باشیم و پس از دست یابی به فهمی درست از واقعیت های پیش روی کشور، تلاش کنیم با توجه به امتیازات نسبی، توانمندهای کشور، فرهنگ غنی اسلامی و گذشته بسیار عمیق خود، تغییرات را به نفع مصالح ملی کشور مدیریت کنیم.»
نخست وزیر ایران در دوران دفاع مقدس با اشاره به نتایج متفاوت این سه رویکرد نسبت به جهانی شدن توضیح داد:«رویکرد دوم، خوشبین است که میتوان جلوی سیل تغییرات را سد کرد و با ایجاد سدی بزرگ، تغییرات را در پشت آن کنترل و به این ترتیب کشور، نظام و ارزشها را حفظ کرد، اما این رویکرد نمیتواند نتیجه دراز مدتی برای کشور ما داشته باشد؛ چرا که تغییرات را به اندازهای در پشت یک سد بسیار بلند جمع میکند که این سد شکسته شده و به دنبال آن ضایعهای به بزرگی تخریبهای ناشی از جاری شدن سیل تغییرات انباشته شده در پشت آن سد برای کشور به بار خواهد آورد. رویکردی که به دنبال ایجاد سد بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها، از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
وی افزود:«در رویکرد منفعلانه یعنی رویکرد اول نیز باید تسلیم هرنوع اتفاقی شد که در جهان رخ میدهد، نتیجه این رویکرد آمریکایی شدن جامعه ما و تسلیم در مقابل پروژه های "جهانی کردن" و نه "جهانی شدن" است. همچنین رویکرد سوم یعنی قبول تغییرات که به عنوان واقعیت پیش روی کشور و مدیریت آنهاست، تنها راه حل واقعی باقی مانده برای اداره کشور است.»
موسوی با اشاره به این که در رویکرد واقع بینانه، ارزشها حفظ خواهد شد، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و استقرار عدالت را از اهداف انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد:«در این رویکرد همه این اهداف را حفظ میکنیم، فرهنگ مان را حفظ می کنیم و از آزادی و باز کردن فضا نمیترسیم، بلکه در مقابل تغییرات پیش روی جامعه ظرفیت سازی میکنیم و در این صورت بیتردید تغییرات را تبدیل به فرصت خواهیم کرد.»
میرحسین موسوی در ادامه به تحلیل آثار سیاسی داخلی و خارجی متفاوت این دو رویکرد پرداخت و توضیح داد:«در رویکرد ایجاد مانع در مقابل تغییرات نوعی ترس همگانی را گسترش میدهیم و به دلیل این ترس نمیتوانیم با جهان ارتباط منطقی برقرار کنیم، سیاست داخلی و خارجی ما دچار مشکل میشود، وضعیتی انفعالی پیدا می کند، اما در رویکرد واقع بینانه ما با اندیشه "مدیریت تغییرات" مواجه هستیم؛ بی آن که ارزشها و منافع خود را فراموش کنیم، تلاش میکنیم با نگاهی شجاعانه و پر از خلاقیت و جسارت با تغییرات روبه رو بشویم.»
نخست وزیر دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد:«انقلاب اسلامی نشان داد که می توان چنین نگاهی داشت؛ بر آن دسته از هنجارهای بین المللی که ممکن است بر ضد منافع ملی ما عمل کنند غلبه کرد، به عنوان یک کشور به روز با برخورداری از جامعه ای نو و مدرن در جهان ظاهر شد و از این طریق ارزش های خود را به جهان عرضه کرد و به سامان دادن ارزش های جهانی متناسب با ارزش های عمومی و دینی خود پرداخت.»
کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران با بیان این که انتخاب در میان این سه رویکرد، بزرگترین مساله پیش روی نظام ماست، گفت:«اسلام آن گاه یک اسلام ناب است که بتواند با تحولات جهان امروز روبرو شود و از امتیازات آن استفاده کند و با استفاده از نقاط قوت دینی و ملی در آن تاثیر بگذارد.»
موسوی افزود:«اسلامی که شرایط زمان را درک نکند، اسلام تحجری و اسلامی که به منافع مردم پاسخ نمیدهد، طبیعی است جز ابزاری برای عقب ماندگی، استثمار، استحمار و باز هم زنده کردن نفوذ بیگانگان نخواهد بود و چنین اسلامی هرگز نمی تواند در دنیا اثرگذار باشد؛ بلکه به تدریج ما را فرسوده خواهد کرد و ابزارهای تأثیرگذاری را از ما خواهد گرفت. باید توجه کنیم که توضیحات حضرت امام (ره) درباره اصطلاح اسلام ناب مربوط به دوسال آخر عمر مبارک ایشان است، طرح مکرر ویژگیهای اسلام ناب در این دوران به گونهای است که گویی ایشان زمینه خطر و انحرافی جدی در نوع فهم از اسلام را بسیار جدی میدیدند.»
وی تصریح کرد:«من با این تلقی مفهوم "اسلام ناب محمدی(ص)" را مطرح کردم و معتقدم هنوز زمینههای این نوع نگاه چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی و همچنین سیاست های اقتصادی و فرهنگی باقیست؛ در میان مردم و مسولان چنین نگاهی ریشه دار است و چنین نیست که این نگاه به اسلام به کلی از میان رفته باشد، اما باید قدری درباره این فهم از اسلام اجماع کنیم و این نگاه نو را که خیر و برکات زیادی برای کشور ما به دنبال داشته است، در ابعاد مختلف داخلی و خارجی احیاء کینم.وبا نگاهی که رهبر فرزانه انقلاب به مسائل فرهنگی دارند مشکلی برای انتخاب این رویکرد وجود ندارد.»
رئیس فرهنگستان هنر در ادامه به طرح برخی از مسائل جوانان پرداخت و متذکر شد:« نسل جدید با مسائل بسیار جدیدی همچون اشتغال، ازدواج، فرهنگ های نو و مسائلی از این دست روبروست که برای رفع هیچ یک از آنها، راه حلهای روشنی ارائه نمیشود. در حالی که راه حل برخی از مشکلات فرهنگی جوانان، انتخاب رویکرد واقعبینانه در مقابل تغییرات و تحولات جهانی است. بنابراین اگر رویکرد قبول تغییرات در جهان را بپذیریم و مدیریت تغییرات را براساس توانایی ملی و دینی خود پی گیریم، میتوانیم به پرسش های نسل سوم هم پاسخ دهیم، اما اگر همان رویکرد نخست را در سد کردن، بستن و تنگ کردن فضا در پیش بگیریم، باید شاهد از دست رفتن جوانان و بیگانگی آنها با نظام باشیم.»
وی با گرامی داشت یاد یاران بزرگ انقلاب همچون شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید رجایی و دیگر شهدای انقلاب اسلامی اظهار داشت:«همواره برای من این پرسش مطرح است که از راه شهیدان چه چیزی برای ما باقی مانده است؟ و این انگیزه که برخی از دوستان بعد از 30 سال، آن هم در یک روز تعطیل دور هم جمع میشوند نشان میدهد که سرمایههای مشترک عظیم و ارزشمندی میان آنها وجود دارد و هنوز راه شهیدان میتواند انگیزشی برای جمع شدن باشد. در مواجهه با سختیها، دشواریها و بیراهه رفتنها، واقع بینی و نگاه درست به آن چه که پیش روی داریم به ما میآموزد که باید نگاهی امیدوارانه نسبت به آینده نیز داشته باشیم؛ امیدی که برگرفته از دستاوردهایی است که هنوز با ماست. این دستاوردها همان صلح، صفا، ایمان و اعتقاد به اسلام و حاکمیت ارزشهای دینی و ارزشهای ملی در جامعه ماست.»
وی با اشاره به این که آثار دستاوردها و دگرگونیهایی که انقلاب اسلامی مردم ایران در کشور و در دنیا ایجاد کرد ادامه دارد، گفت:«در این جمع کسانی هستند که می دانند وخود لمس کرده اند که چه فضای مخوف و غیر انسانی را در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پشت سر گذاشتیم، گر چه ممکن است نتوانسته باشیم تمام ویژگیهای فضای پاکی را که در سالهای دوران اولیه انقلاب حاکم بود تا کنون حفظ کرده باشیم.»
مهندس موسوی با اشاره به این که تحولات و دگرگونیهای پیآمد انقلاب اسلامی، میان فضای کشورمان با فضای رایج در دنیا انطباق ایجاد کرد، گفت:«بسیاری از این تحولات برگشت ناپذیر است. از جمله آن که، فضاهای آزاد و بازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما ایجاد و منجر به توسعه این فضا در جهان اسلام شد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین به سوال و اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره تاکیدات موسوی بر پرهیز از اسراف در هزینه انتخاباتی و ممنوعیت چاپ عکس تبلیغاتی وی توسط ستاد انتخاباتی خود پاسخ داد:«ما دو راه حل در پیش روی خود داشتیم، یا میبایست از سرمایههای چند ده میلیارد تومانی در ستاد استفاده کنیم و وامدار یا حداقل شرمنده مجموعههایی شویم که هزینه میکنند و آلودگیهایی را میپذیرفتیم که در این رویههای تبلیغاتی خطر آن وجود دارد و یا در راه حل دیگر بر انگیزشهای مردمی که اعتباری به مراتب والاتر دارند تکیه میکردیم که البته ستاد باید در این زمینه بیشتر فعال باشد. در این رویکرد، تبلیغات برای بنده نیست، تبلیغات برای ایجاد یک تغییر است.»
میرحسین با اشاره به شعاری که ستاد انتخاباتی وی با عنوان «هر شهروند یک ستاد» برگزیده است، گفت: «همه کسانی که دوست دارند در جهت این تغییر حرکتی کنند، با ابتکار خود می توانند بی آن که منتظر ستاد باشند در گرداگرد خود زمینه ای برای این تغییر ایجاد کنند.»
وی با اشاره به این مضمون یکی از جملات بیانیه اعلام کاندیداتوری خود که «متن دست نویس پشت شیشه مغازه ای اثرش از یک پلاکارد بیشتر است»، عنوان کرد:«میتوان این تمثیل را در عمل عمق بخشید و توسعه داد و از ابداعات و ابتکارات همه کسانی استفاده کرد که در این زمینه برای فعالیت انگیزه دارند.»
موسوی همچنین در پاسخ به اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره آغاز تخریب های مخالفان وی تأکید کرد:«آن گاه که فردی مسئولیت حضور در صحنه انتخابات را میپذیرد به این معناست که خود را برای هر اتفاقی آماده کرده است.»
وی با هشدار نسبت به پیامدهای توقف در وضعیت کنونی گفت:«همه ما لمس میکنیم وضعیتی که در آن قرار داریم، وضعیت خوبی نیست؛ جهت گیریهای نامناسب درسیاست، فرهنگ، اقتصاد، و قانون شکنی و شکستن ساختارهای تصمیم گیری، اگر ادامه دار باشد، مصالح دینی و مصالح ملی ما در خطر خواهد بود.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با اشاره به گفتمان خود گفت:«بر این باورم که اهداف اصلاحات از میان همه اقشار به ویژه قشرهای مستضعف باید بجوشد و با اعتقاد این اقشار و حمایت آنها می تواند اصلاحات تداوم داشته باشد. طبیعی است که فکر کنیم این اصلاحات با عقاید دینی مردم و اصول بنیادی انقلاب سازگار خواهد بود و یا به عبارتی دیگر مقابل این اصول نخواهد بود.»
میرحسین درباره معنای اصلاح طلبی با تکیه بر اصول متذکر شد:«این حرف تازه بنده نیست، من در دوره جنگ تحمیلی و در طول 20 سال گذشته در دیدارهای خصوصی و عمومی بر همان موضعی تکیه کرده ام که در اطلاعیه اخیر مطرح شده است. قرار ما این نبود خلاف اعتقادی که دارم با مردم سخن بگویم، این نوعی دغل و دروغ است و امیدوارم تا روز انتخابات با صداقت و صراحت با مردم صحبت کنم.»
وی یکی از اصول را بازگشت به حضور قشرهای پایین دست خواند و افزود:«بر این باورم که بازگشت به قشرهای مستضعف یک وظیفه بنیادین حکومت است؛ چنانکه در این باره دستورات دینی بسیاری ارائه شده است؛ حکومت میتواند مقابل اغنیا نباشد، تولید و تجارت را تشویق کند وحکومت میتواند نقش بیبدیل در مشارکت بخش خصوصی در تحقق رشد و توسعه ایمان داشته باشد. اما حکومت خود باید مشهور به همنشینی با فقرا باشد؛ این ویژگی یک نظام اسلامی است، اگر نظام اسلامی نباشد، ممکن است بتوان این ویژگی را از آن حذف کرد، ولی با ادعای اسلامیت و جمهوریت نمیتوان سرنوشت نظام را جدا از توجه به اقشار مستضعف تصور کرد.»
عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس افزود:«بررسی های جامعه شناختی نیز به خوبی نشان میدهد که بازگشت به اقشار مستضعف از منظر جامعه شناختی اهمیت بالایی برای حکومت برخودار است؛ چرا که اقشار پایین بیشترین آمادگی رابرای ایجاد تحول دارند و بالقوه اصلاحطلب ترین قشرها، قشرهای فقیر هستند؛ آنها چیزی برای از دست دادن ندارند و دائم به دنبال بهتر شدن زندگی و جامعه خود و یافتن راهحلهایی برای بهتر شدن وضعیت خود هستند. آنها مهم ترین سرمایه برای دوام جمهوریت و اسلامیت نظام هستند.»
وی ادامه داد:«ورای این نگاه سیاسی، به نظر میرسد در چارچوب یک منطق اخلاقی هر حکومتی در مقابل این قشرها وظایفی دارد. نمیشود که در هنگامه جنگ این طبقات، بچههای خود را قربانی کنند؛ چنان که زمانی خیابانهای تهران برای تشییع جنازه شهدای همین قشرها بسته میشد، اما اکنون آنها را فراموش کنیم و به طبقه دیگری روی بیاوریم. پس این حریت و آزادگی و عهد و پیمانی که با این قشرها بستیم کجا رفت؟ آیا فکر نمیکنید که دلیل آن که ما به عنوان یک طبقه جدید نمیتوانیم با قشرهای پایین سخن بگوییم، در گفتوگوی با آنها لکنت پیدا کردهایم و با اول انقلاب فرق کرده ایم، ناشی از آن است که اینان را فراموش کرده ایم؟ این نگاه هیچ تناقضی با فراهم کردن بسترهای مناسب برای حضور توانمند بخش خصوصی در اقتصاد ندارد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در پاسخ به پرسشی درباره ویژگی های کابینه خود بر اهمیت روش مندی تصمیم گیری و سیاست گذاری در چاچوب های کارشناسی تأکید کرد و گفت:«اگر دولت نتواند از همه نیروهای توانای موجود علیرغم تمایلات سیاسی آنها استفاده کند موفق نخواهد بود.»
میرحسین موسوی یادآوری کرد:«حدود 9 نفر از اعضای دولت من در دوران جنگ جلساتی با خود داشتند و ظاهرا از نظر سیاسی مخالف بنده محسوب می شدند، اما همه آنها در دولت نقش داشتند و بنده آن را مانعی برای همکاری نمیدانستم. به باور من این تنوع نیروها به ما کمک بسیاری در اداره امور میکرد، مسئله این بود کسی که عهده دار مسوولیتی میشود، صرف نظر از این که از کدام جناح باشد، آیا کارآمدی لازم را برای اداره امور دارد؟ تنها اگر گرایش های سیاسی به گونه ای غلظت پیدا میکرد که روی کارهای اجرایی و پیشرفت کشور اثر میگذاشت کار به جدایی میرسید.»
وی در ادامه تأکید کرد:«هر اندازه که با اعتماد به نفس کار کنیم و بر روشهایی بنیادی که سال به سال «عوض نشوند» تکیه کنیم، راه حلهای بهتری برای مسائل امروزمان پیدا خواهیم کرد.»
موسوی در پایان این نشست درباره کانال های تلویزیونی خصوصی و واگذاری مسوولیت نیروی انتظامی به دولت سخن گفت و با اشاره به این که تصمیم گیری درباره هر دو مسئله پیش گفته در اختیار مقام معظم رهبری است، توضیح داد:«درباره رسانههای گروهی بحثی در روند مذاکرات بازنگری قانون اساسی در مجلس قانون اساسی سال 68 داشتم. من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم؛ البته با نظارتی که مشکلات سیاسی یا اخلاقی به بار نیاورد. به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است و این موضوع نه عقیده کنونی، بلکه باور دیرینه من بوده که در سال 68 در مجلس بازبینی قانون اساسی به طور رسمی آن را اعلام کردم.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با لحن طنز درباره ماجرای حمایت از خصوصیسازی شبکههای تلویزیونی متذکر شد:«البته برخی از دوستان گفتند که شما همه چیز را میخواهی دولتی کنی اکنون که یک چیز را ما میخواهیم دولتی باشد میگویی خصوصی باشد و بدین ترتیب این پیشنهاد رد شد. به هر صورت من هنوز بر سر آن عقیده هستم ، اما از نظر قانون اساسی محدودیتهایی وجود دارد و تبعیت از قانون اساسی باور بنیادین ماست و هر نوع راه حلی در این زمینه باید با این ملاحظه یافته شود.»
لینک مطلب:
خاتمی در دانشگاه لاتروب ملبورن:
تروریسم نتیجه پیوند نامبارک تعصب کور با قدرت برای خدمتگزاری به یک توهم سازمان یافته است
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
احزاب در جامعه مجازی چندین هدف را دنبال میکنند:
١. اطلاع رسانی. فضای باز اینترنت و وب فرصت مناسبی برای اطلاع رسانی به گروه وسیعی از مخاطبان است. اینترنت هر روز وسیع تر و عمیق تر میشود و فرصت های بیشتری پیش روی گروههای اطلاع رسان قرار میدهد.
٢. جلب حمایت های مالی. جمع آوری کمک های مالی به روش ساده و مطمئن در اینترنت ممکن است. موضوعی که به دلیل مشکلات مالی احزاب و گروههای سیاسی، حائز اهمیت است. این کمک های مالی علاوه بر حل مشکلات مالی احزاب، موجب تعلق خاطر بیشتر حامیان و نزدیکی آنان به احزاب مورد علاقه شان میشود.
٣. جذب مخاطب ثابت، هوادار، عضو. احزاب به دنبال گوش های شنوایی برای شنیدن برنامه ها و اهدافشان و جذب آنان در دایره هواداران و اعضا هستند. این موضوع در جامعه مجازی با سهولت بیشتری امکان پذیر است. حتی در کشورهای مردم سالار، ارتباط با مخاطبان دشواری های خاص خود را دارد، چه برسد به کشورهای جهان سوم.
۴. شناخت حساسیت های موجود و آینده جامعه از طریق حضور در جامعه مجازی. احزاب با فعالیت در جامعه مجازی امکان می یابند با حساسیت های جامعه و آینده ای که در حال شکل گیری است آشنا شوند. تطابق شناخت جامعه مجازی و غیر مجازی، به میزان حضور فزاینده شهروندان در جامعه مجازی، افزایش می یابد.
۵. فعالیت حزب در جامعه مجازی به عنوان یکی از حیطه های فعالیت. احزاب با تعامل در جامعه مجازی، شخصیت حقوقی خود را در جامعه مجازی تعریف میکنند. در شرایطی که دولتها از فعالیت احزاب غیر حکومتی ناخشنودند، وب و اینترنت فرصت مناسبی برای زندگی سیاسی این شخصیت حقوقی است.
در باره آزادی در اینترنت گفته اند و هنوز نیز باید گفت. اما عدالت نیز در اینترنت ممکن الوصول تر است. فرصت های فراوان و نسبتا مساوی در جامعه مجازی بسیار است. فاصله ی کم مخاطبان با فرصتها قدم بزرگی به سوی عدالت است.
وبلاگستان به جهت نسبتی که به افراد دارد خیلی زود درگیر ستادهای انتخاباتی کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری شده است. فعالیت های وبلاگنویسان حامی خاتمی و احمدی نژاد و میرحسین موسوی تا کنون فعالیت خود را رسما آغاز کرده اند.
بازار آموزش در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات فاوا خیلی گرم است. بخشی از این گرما مربوط به ظهور روز افزون جامعه مجازی است که شهروندان آن را در مسیر آموختن مهارت های زندگی اجتماعی مجازی به پیش میراند.
در بازار نسبت راکد کشور، صنایع مرتبط با فاوا به خصوص اینترنت و آموزش همچنان رو به رشد است.
لینک مطلب:
در بین میلیونها صفحه وبلاگ فارسی فهرست شده در بزرگترین موتور جستجوگر جهان (گوگل)، تعداد اندکی حاوی کلمات کلیدی متداول در وبلاگ های نامناسب است. البته مراجعه مستقیم به نتایج جستجو نشان میدهد که بسیاری از این صفحات نیز فاقد محتوای مستهجن میباشد و یا توسط مخابرات و سرویس دهنده ها فیلتر شده اند.
با توجه به اینکه بیشترین تعداد وبلاگ فارسی در سرویس دهنده ی پرشین بلاگ بوده و بیشترین صفحات فهرست شده در گوگل نیز در سرویس دهنده بلاگفا میباشد و این دو سرویس دهنده برترین و پرترافیک ترین سرویس دهنده های وبلاگ فارسی هستند، آمار مرتبط با پرشین بلاگ و بلاگفا، در مقایسه با سایر سرویس دهنده ها و کل صفحات فهرست شده فارسی در گوگل معنادارتر خواهد بود و نشان میدهد که دو سرویس دهنده ی مذکور نسبت به بقیه سرویس دهنده ها دارای محیط سالم تری بوده و در مجموع ، سرویس دهنده های فارسی نسبت به کلیت جامعه مجازی، محیط سالم تری را عرضه میکنند:
جستجوی عبارت "عکس خفن" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگـل : 198000 مورد
بلاگــــــــــفا: 46100 مورد
میـهن بـــلاگ: 19000 مورد
بلاگ اسـپات : 10500 مورد
بلاگ اسـکای: 8700 مورد
پارسی بـلاگ: 3900 مورد
پرشین بلاگ: 2900 مورد
وردپــــــــــرس: 1500 مورد
جستجوی کلمه ی "سکسی" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگــل : 3200000 مورد
بلاگــــــــــفا: 41700 مورد
بلاگ اسـپات : 26800 مورد
میـهن بـــلاگ: 16600 مورد
وردپـــــــــرس : 9900 مورد
بلاگ اسـکای: 7000 مورد
پرشین بلاگ: 5350 مورد
پارسی بلاگ: 1870 مورد
جستجوی عبارت "عکس دختر" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگــل : 269000 مورد
بلاگـــــــــــفا: 46400 مورد
میـهن بـــلاگ: 29800 مورد
بلاگ اسـکای: 11500 مورد
بلاگ اسـپات : 7400 مورد
پرشین بلاگ: 5300 مورد
وردپـــــــــرس : 2700 مورد
پارسی بلاگ: 2000 مورد
جستجوی عبارت "دوربین مخفی" در گوگل در میان سرویس های وبلاگ فارسی
کلا در گوگــل : 670000 مورد
بلاگـــــــــــفا: 57000 مورد
میـهن بـــلاگ: 31000 مورد
بلاگ اسـکای: 23000 مورد
بلاگ اسـپات : 6400 مورد
پرشین بلاگ: 4800 مورد
وردپـــــــــرس : 3000 مورد
پارسی بلاگ: 700 مورد
لازم به توضیح است که آمار کلمات مرتبط با محتوای ارزشمند فارسی مانند "مهندسی" ، "دانش" ، "علم" و "دین" بالغ بر ده ها میلیون نتیجه است و این آمار نشان از سلامت کلی وبلاگستان دارد.
یکی از مهمترین گروههای خلافکار در اینترنت، هتاکان و دروغ پردازان هستند. دوری از اخلاق و رفتار اسلامی و انسانی زمانی که با ادعای دینی یا ملی یا انسانی یا هر سه جمع شود، وقیحانه تر میشود.
منشاء انحراف فکری و اخلاقی یا منفعت گرایی این جماعت قابل مطالعه و عبرت آموزی است.
مسیر اصلی در مواجهه با این افراد و سایت ها و گروهها، آموختن ادب از بی ادبی آنهاست. آموختن دین از بی دینی آنهاست. آموختن اخلاق از بی اخلاقی آنهاست.
بی شک دروغ و هتاکی آنها، بستر فریب خودشان است که خداوند برایشان مقرر فرموده. به خدا پناه می بریم از شر شیطان و یارانش.
تشکیل ستادهای مجازی انتخابات در دستور کار کاندیداها قرار گرفته است و پیش بینی میشود در جامعه مجازی نیز فعالیت کاندیداها برای معرفی و جلب حمایت گسترش یابد.
مهمترین کارکرد این ستاد ها برای کاندیداها:
١. حمایت از روند اطلاع رسانی تولید و انتشار خبر و محتوا
٢. تبلیغات انتخاباتی
٣. ساماندهی فعالیتهای گروهی و تعاملی
لینک مطلب از وبلاگستان:
* ماه گذشته پیامی به اینباکس فیس بوکی خانم لاوری گیل فرستاده شد که آسیب زیادی به وی زد. یکی از دوستان خانم گیل براش لینک یه ویدئو رو فرستاده بود. این لینک، خانم گیل رو به سایتی هدایت میکرد که اول ازش اجازه میخواست که نرم افزاری رو که باهاش ویدئو میبینه رو آپدیت کنه، خانم گیل هم اجازه این کارو داد و بعد از اون هر چیزی که باز کرده بود، شروع به بسته شدن کرد و فقط ظرف چند ثانیه لپتاپ دل این خانم با یک نرم افزار مخرب (که اصطلاحا Malware نامیده میشن) و تو شبکه های اجتماعی ای مثل فیس بوک و مای اسپیس پخش میشن، آلوده شد.
* شهرت و عمومیت استفاده از شبکه های اجتماعی، هکرها رو ترغیب کرده تا با دامگذاری یا phishing، پسوردهای کاربران رو بدزدند تا اطلاعات روی سیستمشون رو هم به سرقت ببرن. در حقیقت هکرها از اعتماد کاربران به امنیت و سلامت اینطور سایتها سوء استفاده می کنن.
تو همین ماه، سایت توئیتر هم دردسر مشابهی داشت بر سر اینکه میشه از طریق اون و با ارسال لینکهای جعلی (مثلا این وبلاگ درباره تو نوشته و لینک به سایتی که پسورد رو مجددا طلب میکرد) پسوردهای کاربران رو دزدید. حتی تو سایت حرفه ای مثل Linkedln هم هکرها یه پروفایل جعلی برای یکی از سلبریتی ها درست کرده بودن که وقتی کاربری روش کلیک میکرد، روی سیستمش یه نرم افزار مخرب دانلود میشد.
* اینطور حملاتی که از طرف شبکه های اجتماعی انجام میشه، به همون میزان خطرناک هستن که وقتی افراد رو با یک ایمیل قلابی به یک سایت آلوده هدایت می کنیم. چون هکرها از این طریق میتونن ردپاهای خودشون رو مخفی کنن و فرد دیگه ای رو گناهکار جلوه بدن. هکرها میتونن از کامپیوترهای آلوده استفاده کنن تا توی سایتهای مالی لاگین کنند. همچنین میتونن از این کامپیوترها برای ارسال اسپم استفاده کنن. از اونجائیکه که معمولا اینطور پیامها از طرف دوستان ارسال میشه، خیلیا فکر میکنن، ایمن هستن.
* یکی از کارشناسان امنیتی فیس بوک میگه که تاحالا فقط ۱% از ۱۵۰ میلیون نفری که عضو این سایت هستند، از طریق این سایت آلوده شدند. فیس بوک اخیرا از یک سیستم اتوماتیک استفاده میکنه تا اکانتهایی که فعال نیستند ولی از طرف اونها داره به لیست دوستانشون اسپم ارسال میشه رو تشخیص میده. به محض تشخیص، پسورد اون حساب رو reset میکنه و پیام اسپم رو پاک میکنه. برنامه نویسهای توئیتر هم گفتن که دارن سعی میکنن، رویه لاگین این سایت رو اصلاح کنن و کلیه لینکهای مشکوک روی این سایت رو پاک کنن تا از حملات phishing جلوگیری کنن. سایت لینکدلن هم گفته که اون پروفایل خاص رو پاک کردن و از این به بعد مانیتور ویژه ای روی پروفایلهایی که واسه افراد معروف ساخته میشه، دارن.
* توضیح: حمله phishing از ماهیگیری اومده. یعنی شما برای ماهی(کاربر) مورد نظرت، تور(لینک مخرب) میذاری و استفاده خودت رو میبری! میشه یه لینک گذاشت به یک سایت با ظاهری مشابه، که از کاربر پسوورد میخواد و یا اینکه به سایتی که توش اسکریپتهایی باشه که خودشون پسورد ذخیره شده کاربر رو بدزدن و یا اینکه یه نرم افزار روی سیستم کاربر نصب کنی که اطلاعات رو برات بفرسته.
تنها راه حل مطمئن اینه که روی هر لینکی کلیک نکنید! و یا اینکه وقتی دارین کلیک میکنین آدرس تایپ شده اون پائین رو به دقت نگاه کنین که ببینین همون سایت هست یا نه؟ که البته اینهم ریسک هستش. ضمنا همونقدر که باید روی لینکهای موجود در ایمیل دقت کنیم، روی لینکهای ارسال شده در شبکه های اجتماعی هم دقت کنیم و اگه مثلا لینکی از طرف دوستان اومد که به طور معمول از طرف اونها نمیاد، به هیچ عنوان بازش نکنیم.
* منبع: وال استریت ژورنال
راه اندازی ستاد انتخابات مجازی برای کاندیداها، اقدام جالب و مفیدی است. به بلوغ روابط انسانی در وبلاگستان و جامعه مجازی نیز کمک میکند.
طبیعی است که اصولگرایان برای کاندیداهای خود مانند احمدی نژاد و قالیباف و باهنر و امثال آن و اصلاح طلبان برای کاندیداهای خود مانند خاتمی و کروبی.
بخشی از روح جمعی ایرانیان در وبلاگستان ظاهر است. ویژگی اندیشه محول و تعاملی محیط مجازی فرصتی است برای مطالعه دقیق وضعیت موجود آینده سازان کشور. واقعیت فردای کشور به نوعی در وبلاگستان منعکس است.
حفظ میراث دیجیتال اهمیت زیادی دارد. به مناسبت های مختلف سایت هایی ایجاد میشوند که بر اساس تمایلات شخصی مدیران آن بعد از مدتی اثری از آنها یا محتوای تولیدی آنها نیست.
یافتن راهی برای حفظ نسخه ای از محتوای مهم اینترنتی و اتفاقاتی که به زودی رد پای آنها پاک میشود یک ضرورت است که ظاهرا کسی به آن توجهی ندارد.
بعلاوه یکی از مشکلات ترسیم نقشه جامعه مجازی نیز تغییرات مستمر در فعالیت سایتهای اینترنتی است. شاید تاسیس مرکزی برای حفظ میراث دیجیتال و ثبت تاریخ جامعه مجازی اقدام مفیدی باشد.
علیرغم نقطه ضعف های زیادی که از بالاترین به جهت سبک جمع آوری آرا و شکل گیری نوعی اشرافیت در آن و محتوا و فیلتر شدن آن گرفته میشود، همچنان سایت خبری داغ و مرجعی است.
زمانی که سایت اورکات فیلتر شد نه تنها مراجعه به اورکات افت قابل توجهی کرد بلکه به هویت و اعتبار دیگر جوامع مجازی نیز صدمه خورد ولی در شرایطی متفاوت و به دلیل گسترش امکان دسترسی ها، سایت بالاترین همچنان داغ است.
به نظر میرسد بعضی از دلایل این امر عبارتند از:
_ افزایش امکان دسترسی ساده به سایتهای فیلتر شده
_ عملگرا شدن فعالین خبری و رسانه ای
_ التهاب سیاسی و خبری در جامعه
_ سرگردانی کاربران در کسب اخبار موثق
منظور عرف از محتوای غیر اخلاقی، محتوایی است که موجب آسیب به بنیادهای اخلاقی جامعه میشود. در تمام جوامع بخشی از این محدودیت ها با این عنوان معرفی میشوند.
بنظر میرسد که سایتهای تولید کننده این نوع محتوا در کشور ما نیز به وفور دیده میشود ولی در واقع نسبت به رشد سایتها و وبلاگهای دیگر از رشد زیادی برخوردار نیستند. آمار بازدید و تعداد این نوع سایتها و وبلاگها نسبت به بقیه وبلاگها و سایتها بسیار اندکند.
حجم عظیم مجموعه اطلاعاتی که از افراد و جریانات به صورت متن و تصویر و صدا در اینترنت منتشر شده است، توسط جستجوگرها امروزی به نوعی دسته بندی و در آینده توسط سیستم های پیشرفته تر به صورت کامل تر طبقه بندی و نگهداری میشود.
همانگونه که بستن دهان افراد در دوران حاضر مشکل شده است، همانطور نیز نمیتوان سوابق و عملکرد افراد و جریانات و کشورها را کتمان کرد.
نه تنها افکار عمومی به محتوای اینترنت توجه دارند بلکه بزرگترین دادگاههای جنایت جنگی و علیه حقوق بشر بر اساس اطلاعات اولیه ای که از اینترنت به دست می آورند، پرونده سازی خواهند کرد.
برای نمونه پرونده خود را یا شخصیتهایی که میشناسید را در اینترنت جستجو کنید.
زمان تعامل بین جامعه مجازی فارسی زبانان و گروههای غیر ایرانی رسیده است.
بهترین موضوع برای تعامل: ایرانشناسی و جهانگردی و توریسم است که با کاربرد گسترده زبان مشترک : عکس و نقشه و تاریخ مشترک و ... بسیار جذاب خواهد بود.
فرند فید مکان مناسبی برای چنین فعالیتی است. معرفی جاذبه های محیط زیست زیبای ایران و میراث فرهنگی شکوهمند کشور با اندکی دانش زبان خارجی در فرند فید ممکن است.
مصاحبه دقیقا فردای روزی که مدیر جدید پرشین بلاگ تعیین شده بود، انجام دادند و در متن هم اشاره شد که که دیگر مدیر سایت نیستم ولی در عنوان سمت مدیر سایت آمده است. در متن مصاحبه اشکالات دیگری نیز بود که اصلاح کردم. اگر متن ادیت نشده را میخواهید به لینک مراجعه کنید:
لینک خبر:
برندها را کنار هم قرار نمیدهند
گفتوگوی اختصاصی شماها با مهدی بوترابی، مدیر سابق سرویس پرشینبلاگ
نادر جدیدی
مصاحبه با آقای مهدی بوترابی صبح یک روز پاییزی در دفتر پرشینبلاگ انجام شد. محورهای گفتوگو بیشتر در مورد پرشینبلاگ و گروه سایتهای آریاگستر بود. آنچه میخوانید ماحصل نشستی است که حدود سه ساعت به طول انجامید.
- جناب بوترابی! چطور شد با وبلاگ و مقولهی وبلاگنویسی آشنا شدید؟
- با وبلاگ وقتی آشنا شدم که به عنوان شریک وارد مجموعهی پرشینبلاگ شدم. البته قبلا چیزهایی در موردش شنیده بودم؛ اما بهصورت جدی توجهی به این قضیه نکرده بودم. تا اینکه اواخر سال هشتاد و دو، پیشنهاد همکاری در پرشینبلاگ به من داده شد.
- چی شد که وارد این مجموعه شدید؟
- یکی از دوستان به من خبر داد که سه نفر از دوستان نیاز به شراکت و سرمایهگذاری دارند. من قبول نکردم؛ یعنی در شرایطی بودم که اصلا مایل به کار نبودم و فعالیتهای کاری خودم را کاهش داده بودم. آقای ابطحی هم از طرفی تماس گرفتند و اصرار کردند که از این مجموعه حمایت شود و فعالیت مثبت و خوبی است.
- نحوهی ورود شما و خروج مدیران قبلی سایت، کمی سؤالبرانگیز بود. میشود در این مورد توضیح بدهید؟
- وقتی من به پرشینبلاگ آمدم، کسی خارج نشد. یعنی جزء شروط همکاری من این بود که کسی خارج نشود. من شریک شصت درصدی بودم؛ ولی مسائلی پیش آمد که باعث شد دوستان یکییکی بروند.
- خاطرم هست که مطرح شدن اسم شما در پرشینبلاگ، بازتاب مثبتی در وبلاگستان نداشت. حسین درخشان هم یک پست کوتاه نوشت و گفت این بوترابی کی هست؟
- البته آقای درخشان قاعدتا از سالهای قبل باید من را میشناخت؛ چون ایشان با یکی از دوستانشان در سال 78 شرکتی داشتند که قرار بود خریداریاش کنیم. بنابراین باید من را میشناخت. یک یادداشت دیگر هم نوشت که بعد برداشت؛ در مورد در خطر بودن جان یکی از بچههای پرشینبلاگ بود. البته این مطلب درخشان برمیگشت به زمانی که پرشینبلاگ فیلتر شده بود.
- ورود شما مصادف شد با تولد سرویسهای جدید نظیر کاسپینبلاگ، پارسیبلاگ، میهنبلاگ و بلاگفا و همزمان شاهد کوچ بسیاری از کاربران پرشینبلاگ به این سرویسها بودیم. به نظر میرسد در آن مقطع، هیچ اقدامی از طرف مدیریت برای جلوگیری از این مهاجرتها انجام نشد.
- تلاشهایی میشد؛ ولی آن موقع من مدیر سایت نبودم و تنها یکی از مدیران سایت بودم. از ابتدا مدیریت اصلی با عطا [خلیقی] بود و وقتی هم من وارد شدم و شریک اصلی شدم، باز هم مدیریت با عطا بود. از روزی هم که آمدم، تلاش داشتیم که سایت را ارتقا بدهیم؛ اما به دلایلی به موفقیت منجر نشد. البته فضاسازی هم تأثیر زیادی داشت.
- با جدی شدن رقابتها، ارائهی آمار و اطلاعات بین سرویسهای وبلاگنویسی رایج شد. شما مهر 84 آماری دادید و اعلام کردید که پرشینبلاگ پربازدیدکنندهترین سایت فارسی هست و آقای شیرازی هم جوابی در آیتی ایران دادند. آن موقع این آمار یک تنشی بین شما و آقای شیرازی به وجود آورد.
- ما از همان اوائل کار، به طور منظم آمار اعلام میکردیم. سرویسهای دیگر هم به پیروی از ما آمار اعلام میکردند. در وبلاگ «اینترنت و جهان و جامعه مجازی» اطلاعات زیادی هست. اگر بروید سر بزنید میتوانید کلی از یادداشتها و نوشتههای من را ببینید که بهصورت سنواتی در مورد آمار کاربران نوشتهام. در حالت کلی بین بلاگسرویسها فضای سالمی وجود ندارد. آمار سرویسدهندهها از بیرون قابل مشاهده و ارزیابی نیست. این است که ما تلاش کردیم آمار را مستند ارائه بدهیم. خب خیلی از سرویسها هم میتوانند آماری بدهند که خودشان دوست دارند.
- گروه سایتهای آریاگستر با هدف ادارهی یکصد سایت فارسی وارد صحنه شده بود.
- ما از سالهای گذشته در زمینهی آیتی فعالیت داشتیم. ما الان سی تا سایت داریم. البته بازار، الان پرشیناستت و مایپردیس را بیشتر میشناسد.
- اما برخی از سایتهای شما، مثل فاوانیوز هم مدتهاست که بهروز نشده.
- ما زمانی که انرژی زیادی داشتیم، روی فاوانیوز خوب کار میکردیم؛ اما بعد از سرقت دامنه و بازداشت من، شرکت لطمه خورد. از یکسال و نیم پیش تا الان، ما در حال بازسازی هستیم. آن اتفاقات اگر برای هر سایتی میافتاد، الان از پا درآمده بود. اما ما کار تیمی داریم میکنیم. کار تیمی سخت است، ولی بلوغش بیشتر است. اگر شما میبینید ما مدام سرویسهای جدیدی در پرشینبلاگ ارائه میدهیم، بهخاطر کار صحیح و اصولی و فنیای هست که در گروه سایتهای پرشینبلاگ انجام میشود. الان پرشینبلاگ به دلیل طراحی درست، بعد از این که دامنهاش را از دست داد، باز هم بقا دارد و باز به همان محبوبیت سابق رسیده است. سه چهار تا از سایتهای ما جزء صد سایت برتر فارسی است و سه چهار تا سایت دیگر نیز میتوانند جزء برترها بشوند. البته آن اتفاقات سخت بود و به ما ضربه زد.
- درآمد پرشینبلاگ و گروه سایتهای شما با هزینههایتان میخواند؟ اصلا درآمد دارید؟!
- مگر میتواند درآمد نداشته باشد؟! ما در واقع بزرگترین سیستم تبلیغاتی روی وب را داریم. گستردهترین حجم ایمیل را در کشور داریم؛ اما هنوز از این امکان استفاده نمیکنیم. وقتی پرشیناستت مال ماست، میفهمیم که جریان کلیدواژهها به کدام سمت است. ما دهیو را داریم. ما از جهات مختلف وب فارسی را ارزیابی میکنیم و آیندهی خیلی خوبی را برای مجموعهی سایتها پیشبینی میکنم؛ اگر اتفاق ویژهای نیفتد! به طور کلی، اینترنت در حال رشد است. جامعههای مجازی خوب دارند رشد میکنند و مایپردیس ما هم کاربرهای خوبی دارد. حجم تبلیغاتی صفحات مای پردیس چند برابر صفحات وبلاگهاست و در مجموع تبلیغات ما در بقیه سایتها چندین برابر پرشین بلاگ است. در دورهی بحران پرشین بلاگ که صدمه خوردیم، این گروه سایتها بودند که خیلی کمکمان کردند.
- بحث سرقت دامنه پیش آمد. در این مورد توضیح میدهید؟
- من تازه از زندان آزاد شده بودم که دامنه به روش تجاری سرقت شد. یعنی سرورها هک نشدند. این دامنه بود که سرقت شد.
- راههای حقوقی برای پیگیری این قضیه وجود داشت؟
- ما تمام راههای قانونی را برای بازپسگیری دامنه رفتیم. موضوع هنوز دنبال میشود و اطلاعات هم موجود است که چه کسانی چه کار کردند. از اینجا به بعد نیاز به عزم و زمان مناسب دارد.
- یعنی هنوز شما پیگیر هستید؟
- بله. البته برای ما و بلاگرها بعد از یک ماه، و با ایجاد دامنهی جدید، دیگر دامنهی داتکام به درد نمیخورد. چون آدرسهایشان در وب از دست میرفت و در موتورهای جستجو باید کار از صفر شروع میشد. البته این اتفاق در خارج از کشور هم زیاد میافتد. اینها افراد شناختهشدهای هستند. گروهی که دامنه را دزدیدند، ادعایشان این بود که ضدایرانی هستند.
- در حال حاضر چند نفر در آریاگستر شاغل هستند؟
- قبل از اینکه صدمهای بخوریم، چهل و چند نفر اینجا شاغل بودند؛ اما الان حدود هفتهشت نفر در اینجا کار میکنند.
- یک موقعی وبلاگهای جنبی زیادی در پرشینبلاگ فعالیت میکردند. الان دیگر خبری از آنها نیست؛ مثل وبلاگ هواداران و نظایر اینها.
- چرا؛ هنوز هم هست و فعالتر هم شده. اولین بار دوستی به نام آقای علی تاری برای همکاریهای داوطلبانه وارد پرشینبلاگ شدند. من معتقد بودم که نیروی داوطلبانه بیشترین کارها را میکند. البته برخی از دوستان، مخالف این حرکت بودند؛ اما ما این کار را شروع کردیم و از آن به بعد چهارپنج مدیر جدید برای باشگاه هواداران هم آمدند و رفتند و تماما داوطلبانه زحمت کشیدند. شاید در وبلاگستان، هیچ وبلاگسرویسی با کاربرانش در این حد، تعامل اجتماعی ندارد. ما نشستها و جشنها و قرارهای مختلفی با کاربرانمان داریم. این موفقیتها ناشی از تلاش بچههای فنز بود، و جالب اینجاست که بچههای فنز اکثرا بچههای شهرستانی هستند.
- الان پرشینبلاگ چه مشخصهای دارد که آن را از سایر سرویسها متمایز میکند؟
- مهمترین شاخص پرشینبلاگ این است که امکان فارسینویسی رایگان، برای اولین بار با پرشینبلاگ مهیا شد. ممکن است ماهها قبل، تعدادی بلاگر، نظیر جریری و درخشان و خیلیهای دیگر آمدند و چیزهایی نوشتند؛ اما امکان فارسینویسی رایگان با پرشینبلاگ اتفاق افتاده و این اتفاق یک برند ایجاد میکند. چیزی که باعث جذب منِ سرمایهگذار شد، همین برند بود. کسانی که این انتخاب را کردند کار هوشمندانهای کردهاند.
- شما احساس میکنید پرشینبلاگ میتواند با بلاگر و وردپرس رقابت کند؟
- نرخ رشد وردپرس در ایران خیلی ضعیف است. حتی فرندفید را نگاه کنید. هنوز دو هزار عضو هم ندارد. آن وقت روزی دو هزار وبلاگ در روز دارد ثبت میشود. الان توی سرویسهای وبلاگی، تنها بلاگر و پرشینبلاگ یک ویژگیای را دارند که بقیه فاقد آن هستند. شما میتوانید روی دامنهی مستقل، کل ساختار وبلاگتان را داشته باشید تا اگر مثلا امروز پرشینبلاگ خوابید، شما سایتتان را داشته باشید؛ بدون تبلیغات صفحات و تولبار. این سرویس فقط مال پرشینبلاگ و بلاگر هست. امکان بکآپ با فرمت ورد به کاربرانمان میدهیم. کارهای زیادی داریم میکنیم. ما بهترین نیروهایمان را متمرکز کردیم روی پرشینبلاگ و اگر الان من مدیر پرشینبلاگ نیستم، دلیلش این است که مدیران بهتری پیدا کردهایم. ما در کشور الان دو سرویس برتر داریم که پرشینبلاگ و بلاگفاست که کاملا وجوهشان از بقیهی سرویسها جداست. در ردههای پایینتر، بلاگاسکای و میهنبلاگ را داریم. بلاگاسکای پایین رفته؛ پیش از اینکه میهنبلاگ بهش رسیده باشد، خودش پایینتر رفت. بعد از اینها پارسیبلاگ است که البته با توجه به تغییرات جدید، به نظر میرسد جای بلاگاسکای و میهنبلاگ را خواهد گرفت یا حداقل در کنار آنها خواهد بود.
- آخرین نسخه و یا به عبارتی نسخهی جدید پرشینبلاگ، اسفند هشتاد و شش منتشر شد. فکر نمیکنید این اتفاق کمی دیر افتاد؟
- ما خیلی کار کردیم. سه بار تلاش کردیم و هر سه تلاش شکست خورد. اما تلاش چهارم نتیجه داد. به نظر خودمان هم کمی دیر شد. زیاد تلاش کردیم. به هرحال افرادی که دیر اقدام میکنند یک جاهایی ضررهایی هم تحمل میکنند.
- در آیندهی نزدیک هم تغییر و تحولی در نسخهی پرشینبلاگ رخ خواهد داد؟
- یک تغییر نسخه داریم که بیشتر در مورد طراحی سایت هست و جنبهی شکلی دارد.
- چرا سرویس پیامک بلاگ دیگر فعال نیست؟
- ما اولین سرویسدهنده بودیم که امکان وبلاگنویسی از طریق اساماس را فعال کردیم؛ اما فعلا در نسخهی جدید غیرفعال شده است؛ چون تعداد کاربران خیلی نبودند، برای همین ما اولویت را به بخشهای دیگر دادیم.
- پس از ثبت وبلاگ جدید در پرشینبلاگ، یک پست خوشآمدگویی در وبلاگ ظاهر میشود. این پست خوشآمدگویی واقعا ضروری است؟ نمیشود به کاربر ایمیل زد و خوشآمد گفت؟
- یعنی ما خودمان را معرفی نکنیم؟ شما این همه اسپم فارسی در روز میگیرید. ممکن است به ایمیل توجه زیادی نشود؛ اما وقتی در وبلاگ میآید، دم دستتر است و راحت آشنا میشود. این خیر مقدم در وبلاگ، از ایمیل هم بهتر است. ضمن اینکه میشود زود حذفش کرد.
- اخبار سایت پرشینبلاگ تا قبل از سال 86 در دسترس نیست؛ چرا؟
- من الان حضور ذهن ندارم. شاید به دلیل تغییر ساختار سایت، تعدادی از یادداشتها نیامده است.
- پرشینبلاگ در همایشها و برنامههای مختلف، خیلی فعال هست. این حضور فعال دلیل خاصی دارد؟
- برای کارهای خیریه ما همیشه هستیم و بدون استثنا حمایت میکنیم. این استراتژی ماست. مؤسسات خصوصی در تمام دنیا مسئولیت اجتماعی دارند. ما احساس مسئولیت میکنیم که در همهی برنامههای خیریه باشیم. غیر از این، خودمان تعداد زیادی جشنواره برگزار میکنیم. این کار دلیل و منطق دارد. البته ممکن است در بعضی جاها هم نباشیم.
- بحث را ببریم به سمت مسابقات وبلاگی و انتخات برترینها. خیلیها به نتایج انتخاب وبلاگها در پرشینوبلاگ معترض هستند. شما به صحت آرا اطمینان دارید؟
- قطعا به صحت این آرا اطمینان داریم. این نارضایتیها به گوش ما میرسد؛ اما خیلی جدی نیست. توی یکیدو سال گذشته، همهی نظرسنجیها مورد تأیید قرار گرفته. در بازار رقابتی و چشم و همچشمی چنین انتقادهای جزئی هم طبیعی است.
- اما به عنوان مثال در جریان انتخاب زنان برتر وبلاگنویس، یک شب اتفاقاتی افتاد که سؤالبرانگیز یود.
- اتفاقا این دقت نظرسنجی را نشان میداد. طرف رأی میداد و بالا رفتن وبلاگ مورد نظرش را در بین بقیهی وبلاگها میدید. این نشانهی صحت نظرسنجی نیست؟
- ولی خیلیها آن شب سی بار به یک وبلاگ رأی دادند.
- خب ببینید؛ بخشی از سیستمها آفلاین است و بخشی آنلاین. کنترل آیپیها آفلاین است. به شکل دورهای این آیپیهای تکراری کنترل میشود و سیستم، این آرا را حذف میکند. بالای نود درصد آرا صحیح بود. صد تا وبلاگنویس برتر زن انتخاب شدند. حالا ممکن است عدهای بگویند این صد تا بهترینهای وبلاگستان نیستند. این دیگر برمیگردد به ماهیت وبلاگستان.
- آخر وبلاگهایی برگزیده شدند که خیلی گمنام بودند. واقعا وبلاگهای گمنام میتوانستند چنین رأی بالایی بیاورند؟
- طیفی از قدیمیهای وبلاگستان هستند که گروههای جدیدتر را به رسمیت نمیشناسند. اصرار دارند بگویند هر کسی که ما میشناسیم، وبلاگنویس برتر است. قبول نمیکنند که نسل جدیدی از بلاگرها هم آمدهاند. من فکر میکنم از سوی عموم وبلاگنویسان، اعتماد زیادی به نظرسنجیهای پرشینوبلاگ وجود دارد.
- اسم پرشینوبلاگ که آمد یاد اخبار این سایت افتادم. به نظر میرسد یک وقتهایی اخبار پرشینوبلاگ بیطرفانه نیست.
- مثال میتوانید بیاورید؟
- الان حضور ذهن ندارم؛ ولی موارد زیادی بوده در گذشته.
- من خودم هم اتفاقا به عنوان مدیرعامل شرکت، از آقای شرفی شاکی هستم! چون اتفاقا برعکس، اخبار خود ما را کمتر تحت پوشش قرار میدهد. مهمترین موضوعی که پرشینوبلاگ بهش پرداخت و شاید مد نظر شما هم هست، موضوع فروش بلاگفاست.
- بله؛ این یکی از موارد است.
- بلاگفا را فروختند. پرونده توی دادگاه دارد. قرارداد فروشش هست. چطوری میشود آدم منکر بشود؟ کسی که فروخته، سرویس را تحویل نداده. هنوز پروندهاش در جریان است. بعد هم ما این خبر را از سایتهای دیگر نقل کردیم. خودمان منتشر نکردیم.
- توی صفحهی اول پرشینبلاگ، تعدادی وبلاگ، تحت عنوان پربیننده و محبوب ذکر شده که خود من هم چندباری به این موضوع اعتراض کردم و البته خیلیهای دیگر هم با من همعقیده هستند که ملاک مشخصی برای تعیین این وبلاگها وجود ندارد.
- دو رویکرد برای تعیین برترینها وجود دارد. اگر به ما فرصت بدهید داریم تغییراتی اعمال میکنیم. میخواهیم تغییرات را ایجاد کنیم. نظرات مختلف را در این زمینه شنیدهایم و داریم روی این قضیه کار میکنیم. نکاتی را که شما هم در این مورد نوشته بودید خواندم. شما به یک مورد اشاره کردید، من صد مورد هست که عقیده دارم باید در پرشینبلاگ انجام بشود.
- آخرین آمار پرشینبلاگ را میتوانید به ما بگویید؟
- آخرین آمار را مدتهاست که نگرفتم؛ چون کنترل پنلهای من تغییر کرده. اما فکر کنم حدود یک میلیون و یکصد هزار وبلاگ ثبتشده داریم که حدود نهصد هزار تا فعال و قابل دسترسی هستند.
- آیا حذف وبلاگهای غیرفعال را کار درستی میدانید؟
- ما توافقنامه داریم. کسی که وارد سرویس میشود باید ازش استفاده کند. یک نفر وبلاگی در یک بلاگسرویس دارد، میرود جاهای دیگر هم این نام را ثبت میکند، ولی نمینویسد. بعد هم ما فقط وبلاگهایی را حذف میکنیم که فاقد محتوا هستند. این کار را هدفدار انجام میدهیم.
- با این حرفهایی که زدیم، اوضاع حال و آیندهی وبلاگستان را چطور میبینید؟
- اگر بخواهیم یک نگاه کلی بکنیم، از سال هشتاد و یک تا هشتاد و دو، نسل اولی وارد وبلاگستان شدند که برخوردهایی هم با آنها شد. بعد هم یک جورهایی وبلاگها نادیده گرفته شدند. اما الان همه دارند به وبلاگها توجه میکنند. هر کسی هر مسابقهای میگذارد، یک بخش وبلاگنویسی هم کنارش قرار میدهد. کلا نگاه عمومی، اعم از مردم و دولت و حتی نخبگان، به این مقوله خیلی بهتر شده و آیندهی خوبی برایش پیشبینی میشود.
- تا چه حد به امنیت پرشینبلاگ اطمینان دارید؟
- تا حالا شکر خدا در یک مورد هم پرشینبلاگ هک نشده؛ برخلاف خیلی از سرویسهای دیگر.
- ولی من یادم است که توی وبلاگ مدیران پرشینبلاگ قبلا دست برده بودند؟
- من به یاد ندارم. ممکن است کسی به وبلاگ من یا دیگری دسترسی پیدا کرده باشد؛ اما کسی دسترسی به سرور نداشته است.
- چرا هیچوقت دو مدیر بلاگسرویس را در کنار هم ندیدهایم؟
- انتظار شما غلط است. من چند روز پیش مهمان رادیو گفتگو بودم و تلفنی با آقایان فخری و شیرازی هم تماس گرفتند. این کار هم غلط بود! برندها را کنار هم قرار نمیدهند. پرشینبلاگ اجازه نمیدهد اسمش را کنار یک سرویس دیگر بگذارند. توی ایران این ذهنیت غلط وجود دارد؛ مثلا جایی دیدهاید اسم بانک صادرات، کنار بانک ملت باشد؟! کنار هم قرار گرفتن، نه ضرورت دارد و نه منطقی است. بله، اگر اتحادیه باشد خوب است؛ نه اتحادیهی بلاگسرویسها، بلکه اتحادیهی سایتها. اتحادیه در سطح وسیعتر باید باشد.
- اگر پرشینبلاگ را نداشتید باز هم وبلاگ مینوشتید؟
- چون رشتهام تاریخ است، باید بگویم اعادهی معدوم محال است؛ نمیتوانم گذشته را دوباره زنده کنم. اما چرا وبلاگ نوشتم؟ به خاطر اینکه توی این شرکت سرمایهگذاری کرده بودم. یک جایی رسید که مردد ماندیم بین ادامهی کار و انحلال شرکت. من بعد از مشورتهایی که کردم و مدیریت پرشینبلاگ را قبول کردم، رفتم دنبال وبلاگنوشتن ولی بعدا به آن علاقمند شدم و ادامه دادم.
- و اولین حرکت جدی هم که توسط شما برگزار شد، فستیوال وبلاگ بود در اوایل سال 83 با همکاری سازمان ملی جوانان.
- بله. البته این حرکت دردسرهای زیادی هم برای ما داشت. کلی صدمه خوردیم از بابت برگزاری همین مراسم. البته من آن موقع ایران نبودم.
- امروز اگر پرشینبلاگ نبود و شما قصد نوشتن داشتید در کجا مینوشتید؟
- سؤال جدیدی پرسیدید! اگر پرشینبلاگ نبود، من در بلاگر مینوشتم. البته از سیستم بلاگر استفاده میکردم؛ ولی روی یک هاست و دامنهی شخصی.
- شما یکی از وبلاگنویسان پرکار هم هستید. روزی ششهفت پست وبلاگی مینویسید. چقدر برای نوشتن وقت میگذارید؟
- وبلاگخواندن بیشتر وقت میگیرد. روزی شش ساعت برای وبلاگستان وقت میگذارم.
- نحوهی انجام فیلترینگ توسط پرشینبلاگ چطوری است؟ نوع تعامل و همکاری شما با نهادهای ذیربط تعریف شده است؟
- دو نهاد رسمی برای فیلترینگ در کشور داریم؛ یکی کمیتهی تعیین مصادیق هست که خودشان فیلترها را مصوب میکنند و اعمال میکنند و ما هم هیچ ارتباطی با آنها نداریم، یک دستگاه دیگر هم هست به نام دادسرای اینترنت. سهمیهی ما در ماه، پنج تا شش وبلاگ است که از طریق این دادسرا به ما لیستی اعلام میشود که بنا به احکام صادره باید این وبلاگها فیلتر بشوند و ما هم مسدود میکنیم. تعدادی هم خودمان فیلتر میکنیم که دو سه برابر این تعداد است. تقریبا همه وبلاگهایی که فیلتر شدهاند شدیدا غیراخلاقی بودهاند. کلا از اول تا حالا در پرشینبلاگ نزدیک به دو هزار و پانصد وبلاگِ مسدود شده داشتیم.
- اگر کسی مشتری باشد، پرشینبلاگ را میفروشید؟
- اگر کسی بخواهد ادامه بدهد بله. اگر کسی این کاره باشد بله. ولی یک موقعی ارث به کسی رسیده و با پرشینبلاگ هم خصومت دارد، میخواهد بیاید پرشینبلاگ را بخرد که نابودش کند! به همچین کسی نمیفروشمش؛ اما اگر قصد بهتر کردن این سایت را داشته باشد، چرا که نه؟!
- میگویند آقای بوترابی انتقادپذیر نیست. راست است این حرف؟
- انتقادناپذیر یعنی کسی که هر انتقادی ازش بکنند، بگوید غلط است و من بهترینم. درست است؟
- بله.
- خب، در این مورد دیگران باید نظر بدهند، نه من! من همین دیشب در هیئتمدیره پیشنهادی دادم که رد شد. بچهها گفتند ما مخالفیم. گفتم خب شما باید پرشینبلاگ را از این به بعد اداره کنید. انتقاد هم میکنند من سکوت میکنم. طرف علیه من وبلاگ مینویسد، اما من نمیبندمش. حتی اجازه نمیدهم بچهها هم بهش جواب بدهند.
- حرف آخر؟
- موفق باشید.
وبلاگنویسان به جهت دوری فیزیکی و نزدیکی فکری و احساسی انسانها، فرصت منحصر به فردی برای همزیستی با یکدیگر پیدا کرده اند. گوش ها شنوا و دست ها از آزار کوتاه. اندک زبان و قلم آزار دهنده نیز به جهت قدرت پاسخ متقابل و وجود شهود، قابل تحمل است.
در اخبار شنیدیم که بر اساس تصمیم فرماندهی بسیج، ده هزار وبلاگ توسط پایگاههای مقاومت بسیج در سراسر کشور، تاسیس خواهد شد. نکته جالب آنکه بخشی از این وبلاگها در صفحات به روز شده وبلاگ سرویس ها دیده میشود.
پیش از این تعدادی از بسیجیان و پایگاههای مقاومت به ابتکار خود چنین کرده بودند ولی ظاهرا تصمیم جدید ناظر به استراتژی جدید بسیج و به عنوان بخشی از فعالیت های دفاعی آن در حوزه فکری مربوط میشود. انتخاب وبلاگستان برای چنین فعالیتی، مهر تایید دیگری بر اهمیت روز افزون وبلاگستان و فضای مجازی است.
حتی افزایش کمی وبلاگها حائز اهمیت و اعتبار است چه برسد به حضور محتوایی گروههای مذهبی در وبلاگستان که بر غنای فضای وب خواهد افزود و به فرهنگی تر شدن فضای وبلاگستان و متعاقب آن جامعه منجر میشود.
افزایش حضور فکری و اندیشه ای گروههایی که تا کنون در وبلاگستان کمتر فعالیت داشته اند، موجب تعامل آنها با فضایی میشود که مهمترین شاخصه ی آن آزادی و اندیشه و انسان محوری است و به شناخت واقعی تر آنانی که از دور قضاوت میکردند می انجامد که نتیجه ی مبارکی است. مطمئنا تعامل فرهنگی بعنوان راه کار اصلی، به کاهش تنش ها کمک خواهد کرد.
خدا را شکر
بی حد شکر
امسال نیز به رسم همه ساله مراسم شب یلدا توسط گروههای فعال اجتماعی مجازی و غیر مجازی مرتبط با جوانان برگزار میشود.
جای شکر دارد.
بی تردید ظهور وبلاگستان، پدیده ای استثنایی در تاریخ تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات جهان است. آنچه با عنوان جامعه مجازی می شناسیم بدون وبلاگستان شکل نمیگرفت. وبلاگستان را تاحد زیادی میتوان بخش مهمی از اینترنت فرهیخته و تعاملی شمرد.
شکستن و بهم ریختن مرزهای مکانی و زمانی و جنسیتی و طبقاتی و هویتی و شکل گیری هویت ها و مرزهای جدید را در وبلاگستان شاهدیم اما همچنان زبان و گویش ها به نوعی نقش مرز را برای تعاملات انسانی بازی میکنند.
تلاش برای ترجمه های هوشمند صفحات وب نقش عظیمی در از میان رفتن چنین موانعی دارد و یا ظهور دایرکتوری های موضوعی چند زبانه که محصول گسترش نهضت ترجمه وبلاگستان خواهند بود، دنیای فکری نزدیکتری بنا خواهد شد.
به موازات ترجمه، استفاده از فیلم و موسیقی و مهمتر از این دو، عکس و تصویر، قدم بلندی در تحقق زبان مشترک است. عکس را دریابیم.
کارکرد فناوری اطلاعات در مردم سالاری و انتخابات به برگزاری دقیق و صحیح انتخابات محدود نمیشود. موارد دیگری نیز قابل ذکر است. از آن جمله:
منتخبان میتوانند با موکلان خود و خواسته های آنان در تماس باقی بمانند.
نسل جدید نخبگانی که از جامعه مجازی برخاسته است را باید شناخت. هزاران بازیگر نقش در جامعه مجازی در سراسر جهان.
لینک مطلب از وبلاگستان:
به شهادت آمار، فقط یک چهارم شاغلین حرفههای مربوط به کامپیوتر و ریاضیات، زن هستند. اما با این وجود در زمانه وب ۲/۰، شمار زیادی از زنانی را میتوان فهرست کرد که در دنیای اینترنت تأثیرگذار شدهاند. fastcompany، در این زمینه فهرست جالبی منتشر کرده است:
۱- لیا کالور: لیا کالور ۲۵ ساله، یکی از مؤسسان شبکه اجتماعی Pownce است، این سایت که ژوئن ۲۰۰۷ راهاندازی شد و از ژانویه ۲۰۰۸، در دسترس عموم کاربران اینترنت قرار گرفته است، یک شبکه اجتماعی و یک سایت میکروبلاگینگ (سایتهایی مثل توییتر) است. به علاوه به کمک سایت Pownce، کاربران میتوانند فایلهای چندرسانهای با حجم زیاد را به راحتی رد و بدل کنند.

جالب است بدانید که کالور به عنوان یک دانشجوی هنر، تا مدتها هیچ دانشی از برنامهنویسی نداشت، اما از زمانی که مجبور شد یک کلاس ضروری برنامهنویسی را بگذراند، شیفته کامپیوتر و اینترنت شد. او که عقیده دارد سن کم مانعی برای شروع کردن یک شرکت نیست، سایت Pownce را با کمک دوستانش با زبان برنامهنویسی Python نوشته است.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک مطلب از وبلاگستان:
براندازی نرم در فضای سایبر - سخنرانی در دانشگاه ملایر
روز پنج شنبه در دانشگاه ملایر و در سمینار ناتوی فرهنگی مقاله ای با عنوان براندازی نرم در فضای سایبر ارایه دادم که بسیار مورد توجه قرار گرفت . خبرگزاری فارس بخش هایی از این سخنرانی را منتشر کرده است . البته این توضیح را بدهم که چون موضوع همایش تهدیدات فضای سایبر بوده به این نکات اشاره کرده ام البته این فضا فرصتهایی بی نظیر برای رشد علمی و توسعه نیز فراهم کرده است . متن خبر فارس در ادامه.
ادامه مطلب ...
شاید گروههای مجازی بستر مناسبی برای بروز مجازی احزاب باشند ولی حتی آنها نیز حزب نیستند. حزب رکنی از ارکان سیاسی جامعه با تعریف و ویژگی های خاص خود است و وبلاگ رسانه ای شخصی است که به دلیل ارتباط با دیگر رسانه ها و در دسترس بودن در محیط عمومی اینترنت، قابلیت های رسانه های عمومی نیز دارد.
خمیر انسان هزاره سوم از مسیر تعاملات فردی و گروهی در جامعه مجازی در حال شکل گیری است.
چند عنوان برای یک یادداشت:
با آینده
با دانشجویان فرهیخته برای آینده
تغییر برای آینده
اطلاعات و ارتباطات مبنای تغییر انسانی آینده
تحولات هزاره سوم میلادی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) تمامی عرصه های زندگی فردی و اجتماعی بشر را مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر قرار داده است. انسان این هزاره به مدد تعامل در محیط های اجتماعی، به توان عظیمی در پالایش میراث علمی و فرهنگی گذشته رسیده است و فرصتی برای بازشناسی هر آنچه بر بشر گذشته، و ترسیم آینده بشر در اختیار دارد.
انسان امروز به یاری ابزارهای و رسانه ها و محیط های تعامل اجتماعی، به فهم و توانایی جذب بیش از پیش اندیشه و احساس پیشینیان دست یافته است. روند سرسام آور افزایش حجم اطلاعات، به نوعی عقلانیت ناشی از فهم و درک انسانی پیوند خورده است که هویت فردی و اجتماعی انسان را عمیقا متحول می سازد. رسانه های تحول یافته ی هزاره پیشین تاثیری یکسویه بر فرد و جامعه ندارد. نقش تعاملی تر رسانه های امروز در انتقال دانش و احساس، روند تولید و مصرف اطلاعات را معنا دار و کاربردی تر کرده است.
در اینترنت، مرزهای مکانی، زمانی، جنسیتی، اقتصادی، جنسیتی و تا حدی زبانی در هم ریخته اند و فرصتی استثنایی برای انتخاب های آزادانه بشر در تمامی عرصه های فردی و اجتماعی اعم از فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی فراهم آمده است. فرصتی که دولتها چندان از آن خرسند نیستند و در تلاش اند تا آن را در قالب چارچوب های پیشین تعریف و کاربردی کنند و در این مسیر از ضعفهای قهری بزرگترین تلاش علمی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی تاریخ بشر، سود می جویند.
فرهنگی که در نتیجه تعاملات انسان در اینترنت ایجاد میشود، غنی و جهانی،زاینده و راهگشا، متنوع و گسترده و عمیق و متکی به مبانی فطری انسان و ارزشهای اصیل بشری و بستر مناسبی برای تحقق تمدن واحد جهانی است.
برای درک اجمالی تحول عظیمی که بشر امروز در مسیر آن قرار دارد، کافی است مفاهیم و ابزارها و حوزه هایی چون: اینترنت، جامعه و شهروند مجازی، وب، هویت و گروههای مجازی، وبلاگستان، آدرس الکترونیکی، چت، تلفن همراه، پیامک، بلوتوث را در نظر بگیریم. ما شاهد خلق و بسط جهانی جدید با قلمروی به بزرگی جهانی که می شناختیم، هستیم. شناخت دقیق از مبانی و روند تحول اجتماعی عرص حاضر نیاز فوری جامعه ایرانی است.
فرهیختگان آزاده ی سرزمین ما به ویژه دانشجویان جوان و آشنا به فناوری های نوین و فعال در جامعه مجازی، بزرگترین منبع انسانی چنین تحولی محسوب میشوند. رنج جدا افتادگی ها و درد فرو افتادگی های جوان ایرانی، در رهگذر گذاری فرهنگی التیام می یابد و به لطف آگاهی و خودباوری او، دغدغه های انسانی پاسخی در خور می یابند. این بار جوانان فرهیخته ی ما به واقع سرنوشت ایران را در دست دارند ارزشهای مبنایی فرهنگ آینده را بازتولید و خلق میکنند.
کاهش ارتباطات انسانی نقش موثری در ضعف خوداتکایی دارد. این ضعف خوداتکایی بر استقلال کشور تاثیر منفی دارد و موجب خودباختگی میشود.
برعکس افزایش تعاملات اجتماعی به افزایش مهارتهای زندگی اجتماعی و تبادل اندیشه و تعامل عاطفی جامعه منجر میشود.
تعاملات در جامعه مجازی نیز چنین نقشی را ایفا میکند.
تکنوراتی ، موتور جستجوی وبلاگها است و وبلاگها را رصد می کند، از سال ۲۰۰۴، تکنوارتی گزارشهای سالانهای در مورد وبلاگها و وبلاگنویسی منتشر میکند که در ان اطلاعات جالبی در مورد تعداد وبلاگها در جهان، تعداد پست های منتشر شده به وسیله آنها در روز، زبانهای وبلاگنویسان و … به مخاطبان میدهد. اما در گزارش سال ۲۰۰۸، تکنوراتی تصمیم گرفته است که گامی فراتر از دادن این اطلاعات خام بردارد و با پرسشنامههای مستقیما سؤالاتی در مورد وبلاگنویسی از وبلاگنویسان بپرسد و یک گزارش جالب پنج قسمتی را منتشر کند.
تا لحظه نگارش این سطور، دو قسمت از این گزارشهای منتشر شده است.
وبلاگها رسانه های اصلی هستند: تکنوراتی با نقل قول یک سری آمار این گونه استدلال کرده است که وبلاگها که روز رسانههای شخصی و فرعی بودند، توانستهاند رسانههای اصلی و نشریات را کنار بزننند و بدل به رسانههای اصلی شوند:
- در آمریکا وبلاگها ۷۷/۷ میلیون بازدیدکننده دارند. به علاوه اگر وبلاگهای فیسبوک و مای اسپیس را هم در نظر بگیریمع تعداد مخاطبان وبلاگها به ۱۸۸/۹ میلیون نفر میرسد.
- در آمریکا ۵۰ درصد کاربران اینترنت وبلاگ میخوانند و ۱۲ درصد آنها وبلاگ مینویسند.
- ۷۷ درصد کاربران فعال اینترنت، وبلاگ میخوانند.
- ۳۶۴ میلیون نفر در جهان، وبلاگ میخوانند و ۱۸۴ میلیون نفر، وبلاگ دارند.
۱۳۳ میلیون: تعداد وبلاگهای ایندکس شده در تکنوراتی: از سال ۲۰۰۲ تا به حال تکنوراتی توانسته است ۱۳۳ میلیون وبلاگ را ایندکس کند.

- ۴۸ درصد وبلاگنویسهای ساکن آمریکای شمالی هستند، در حالی که فقط ۱۳ درصد آنها آسیایی هستند.
- دو سوم وبلاگنویسها در جهان مرد هستند و نیمی از آنها بین ۱۸ تا ۳۴ سال سن دارند. اما در آمریکا، این آمار متفاوت است که نشاندهنده فراگیرتر بودن پدیده وبلاگنویسی در آمرکا است، در آمریکا ۵۷ درصد وبلاگنویسها مرد هستند و ۴۲ درصد آنها بین ۱۸ تا ۳۵ سال، سن دارند.
۹۰۰ هزار: تعداد پستهای منتشر شده توسط وبلاگنویسان در هر روز
درصد بسیار کمی از وبلاگنویسان واقعا فعال هستند: از ۱۳۳ میلیون وبلاگی که تکنوراتی رصد میکند تنها ۱/۵ میلیون وبلاگ و به عبارت دیگر ۱/۱ درصد آنها، به صورت هفتگی، پستی منتشر میکنند و بهروز میشوند!
خوب اینها اعداد و آماری بودند که در قسمتها اول و دوم گزارش پنج قسمتی تکنوراتی، نظر من را به خود جلب کردند.
فرند فید فرزند وب ۲ جامعه مجازی است و به این جهت با گروهها و محیط های تعامل اجتماعی قرابت بیشتری دارد.
فرند فید گرچه تمرکز چت روم های یاهو رو ندارد ولی آلترناتیو خوبی برای آن نیز به شمار می آید. وقتی تعداد افراد حاضر در یک چت روم از چهار پنج نفر میگذرد، کاربرد تمرکز چت روم نیز از میان میرود.
بعلاوه نیازهای متنوعی در فرند فید و دیگر محیط های مجازی تعامل اجتماعی وب ۲ پاسخ می یابند. عصاره فعالیتهای سطحی وبلاگستان در فرند فید به خوبی منعکس میشود ولی ظاهرا اکثریت همچنان به استقلال وبلاگها و روابط یک به یک و یک به چند در وبلاگستان بیش از محیطهای تعاملی چند به چند علاقه نشان میدهند.
چند پروژه مهم مرتبط با وب:
نقشه جامعه ی مجازی فارسی
مجری طرح: تیم سه نفره ای آشنا با سایتهای فارسی و باسابقه در امور پژوهشی
پارلمان مجازی وب فارسی
مجری طرح: تعدادی از سایتهای پر ترافیک فارسی و شخصیتهای مرجع در وب فارسی
انجمن سایتهای فارسی / ایرانی
مجرط طرح: حداقل بیست سایت مشهور و پر ترافیک فارسی
نهضت تولید آثار مرجع در ابتدای هر دوره ی متمایز، جلوه ی دیگری دارد. شاید به دلیل عطش و نیاز شدید جامعه به تعریف مجدد مبانی آن حوزه.
با خلق وب فارسی و شکل گیری حدود و ثغور آن، تبیین نقشه جامعه مجازی و وب فارسی نیازمند تولید آثار مرجع است.
بخشی از این رسالت به نوعی بازتولید و انتقال میراث مکتوب به فضای مجازی است ولی بخش مهمتری نیز با پردازش مجتهدانه ی فرهنگ معاصردر محیط مجازی تولید میشود. مجموعه میراث دیجیتال کشور در حال شکل گیری است.
سالهاست که جلسات وبلاگنویسان یا به اصطلاح قرار های وبلاگی برقرار است. یکی از این جلسات به صورت هفتگی با موضوعات مرتبط با وبلاگنویسی در محل پرشین بلاگ برگزار میشد که با هماهنگی انجام شده با فرهنگسرای بانو و به منظور استفاده بیشتر و بهتر، چند هفته ای است که در آنجا برگزار میگردد.
در این جلسات معمولا وبلاگنویسان فعال و حرفه ای شرکت میکنند و دانش خود را به مشارکت میگذارند. گزارش های این جلسات میتواند راهنمای خوبی برای دیگر وبلاگنویسان باشد.
موضوع بحث این جلسه را بنده پیشنهاد کردم و به همین دلیل داوطلب شدم تا گزارش مختصری از مباحث مطروحه را تهیه و منتشر کنم:
زمان : سه شنبه ١٩ / ۶ / ٨٧ ساعت ٣٠ / ۴ الی ۶ بعد از ظهر
مکان: فرهنگسرای بانو
موضوع کلی جلسات:
تعاملات اجتماعی در وبلاگستان
موضوع جلسه:
مشکلات و راه کارهای حضور نخبگان و به ویژه هنرمندان و نویسندگان در وبلاگستان
وبلاگنویسان حاضر در جلسه:
http://behnamtarin.persianblog.ir
http://poyesh.persianblog.ir
http://farnaz1369.blogfa.com
http://kolbeyeshgh.persianblog.ir
http://pouladzadeh.persianblog.ir
http://philter.persianblog.ir
http://pop-corn.persianblog.ir
http://alirst.persianblog.ir
http://yashar430.persianblog.ir
http://funfa.persianblog.ir
http://mosiomard.persianblog.ir
http://kolbehdoosty.persianblog.ir
http://7fun.persianblog.ir
http://opium.ir
http://www.masihm.com
http://akrane.persianblog.ir
وبلاگنویسان فعال تر به انتخاب طرح کننده موضوع در جلسه:
http://yashar430.persianblog.ir
http://funfa.persianblog.ir
http://behnamtarin.persianblog.ir
http://pouladzadeh.persianblog.ir
بحث در دو بخش مطرح شد:
الف: مشکلات حضور نخبگان و به ویژه هنرمندان و نویسندگان در وبلاگستان
مهمترین مانع عدم شناخت و آگاهی کافی نخبگان از فواید حضور در جامعه مجازی و وبلاگستان است. به همین دلیل است که انگیزه حضورشان کم است یا از حضور در اینترنت نگرانی دارند.
نخبگان از اهمیت کلی اینترنت اطلاع دارند ولی این اطلاعات در سطحی نیست که به آنها انگیزه فعالیت جدی دهد. ابهاماتی دارند: آیا وبلاگ در شان شان هست؟ آیا محلی برای ایجاد مزاحمت نیست؟ چقدر وقت نیاز دارد؟ آیا با وجود نشریات تخصصی هنری نیازی به تعامل در اینترنت وجود دارد؟ مساله کپی رایت چه میشود؟ مدعیان دروغین در اینترنت را چه کنیم؟ خلوت و تنهایی و حریم شخصی هنرمند چه میشود؟ روزانه نویسی برایم دشوار نیست؟
ب : راه کارهای تقویت حضور نخبگان و به ویژه هنرمندان و نویسندگان در وبلاگستان. راه حل هایی که دانش و انگیزه لازم را به نخبگان برای حضور در جامعه مجازی بدهد.
اقدامات:
ایجاد یک مجموعه داوطلب برای حمایت از حضور نخبگان در وب و ارائه خدمات آموزشی و اطلاع رسانی و ترویج و حمایت در محیط مجازی.
ایجاد باشگاه هواداران برای هنرمندان و نویسندگان
ایجاد دفتر مجازی اختصاصی برای هر هنرمند با استفاده از داوطلب برای جمع آوری بازتاب فعالیتهای نخبه در وب و تقویت ارتباط وی با دیگر اعضای جامعه مجازی
ایجاد منافع مادی برای هنرمند مانند یافتن اسپانسر فعالیتهای هنری
استفاده موثر از امکانات: ایمیل / وبلاگ / وب سایت / وبلاگ گروهی طرفداران / گروه مجازی طرفداران
اهمیت دادن به تولید محتوای مناسب مرتبط با نخبه
حضور نخبگان در محیط مجازی به انتقال میراث فرهنگی و علمی جامعه ایرانی به جامعه مجازی ایرانیان می انجامد.
ایجاد فضای سالم در جامعه از هر نوع و به ویژه مجازی از دغدغه های هر حرکت اجتماعی اصلاح گراست. رویکرد به این موضوع به دو روش مقدور است:
رویکرد فعال: حضور در جامعه و تقویت روندهای سالم و بهبود تدریجی شرایط
رویکرد انفعالی: جداسازی های غیر طبیعی در سرایط ضعف خودی و قوت رقیب
هر دو به درجاتی قابل تقدیرند ولی جریان اصلی اصلاح گرا در طول تاریخ بشر مسیر اول را برگزیده است. چرا که به حقانیت دعوت به سلامت روح و جسم و غلبه حق بر باطل ایمان دارد و در مواجهه شکستی را متصور نیست.
تاسیس شهر و اینترانت پاک و رها کردن اینترنت و شهرهای موجود به معنای خوبی ندارد. همانند منع کردن خانواده های اصیل و سالم از حضور در پارکهای شهری که خود شهر حکم شهر ایزوله و سالم را داشت.
میتوان محیطهای پاک تری و در سایه تشکیل داد ولی واقعیت زندگی در شهرها جریان دارد نه در غارها و محیط های ایزوله.
سالم سازی جامعه با ایجاد یک جامعه مینیاتوری و سالم نگهداشتن آن تفاوت دارد. هر چند در آن کار نیز توفیقی نخواهد بود.
لینک مطلب از سایت خبرگزاری قرآنی ایکنا:
امکان دسترسی فراگیر به خدا در فضای مجازی وجود دارد / حافظه فضای مجازی ماندگار است
گروه وبلاگ و IT: رئیس دانشکده مطالعات جهان با بیان اینکه امر متافیزیک و امر مجازی هر دو از ویژگی جهانی بودن برخوردار است، بر امکان دسترسی فراگیر به خدا در فضای مجازی تأکید کرد.
|
| دکتر «سعیدرضا عاملی»، رئیس دانشکده مطالعات جهان و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران |
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، سی و هشتمین جلسه سخنرانی، از مجموعه جلسات علمی ماهانه مؤسسه گفتوگوی ادیان روز گذشته با عنوان «دین و فضای مجازی» برگزار شد.
در این نشست دکتر «سعیدرضا عاملی»، رئیس دانشکده مطالعات جهان و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی، در خصوص مبحث «دین و فضای مجازی» سخنرانی کرد.
دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران در آغاز سخنان خود با تأکید بر اینکه دین و فضای مجازی هر دو از بحثهای بزرگی هستند، گفت: بحث فضای مجازی و دین آنقدر گسترده است که میتوانیم از آن به بحث میان دین و جهان و یا دین و کل کره زمین نام ببریم. دین هم جزء مفاهیمی است که هم به لحاظ تکثر ادیان در جهان و هم به لحاظ تکثر در حوزه مفاهیم دینی گسترده است.
وی در ادامه برای روشنتر شدن این بحث به طرح چندین سؤال پرداخت و گفت: چند سؤال را باید به آن بپردازیم. اول اینکه امر مجازی چیست و اساساً امر مجازی چه تعریف میشود؟ این مفهوم کمتر تعریف میشود و بیشتر از آن استفاده میشود. سؤال دوم این است که دین چیست و اساساً دینداری چه وجوهی دارد؟ دین مجازی چه وجوهی دارد و در نگاه هستیشناسی چه وجوهی را برای دین میتوان تعریف کرد.
عاملی افزود: قبل از اینکه وارد بحث شویم باید بگویم که ما نسبت به پدیدههای جدید نیاز به یک نگاه عمیق و دور داریم. متأسفانه معمولاً در تاریخ هم که نگاه میکنیم نظریهپردازان نسبت به پدیدههای نو دچار مشکل بودهاند. فضای مجازی به عنوان صنعتی که وقتی ظهور پیدا کرد و بازنمایی عناصر در این جهان شروع شد یک اثر اولیه داشت.
رئیس دانشکده مطالعات جهان ادامه داد: جهان مجازی امروز تبدیل به جهان جدیتری شدهاست. جهان تجارت، آموزش، پژوهش و جهان زندگی است. بنابراین نگاه اولیه به این فضا است که ما را با شاخصهای فضای مجازی یعنی جهان وجوه بیگانگان و فضای تهدید فرهنگی مواجه میکند.
فضای مجازی قرابتهای زیادی با ذات دین دارد
وی تصریح کرد: ولی اگر عمیقتر و بنیادیتر به این فضا نگاه شود، آن وقت میبینیم که قرابتهای زیادی با ذات دین دارد. بنابراین نباید زیاد تحت تأثیر نگاه اولیه قرار گرفت. همه رسانه شناسها میگویند «اثر اولیه، اثر آخر است»؛ یعنی نمیگذارد که آثار بعدی یک معنا یا مقوله دیده شود.
مدرس مطالعات فضای مجازی در ادامه اظهار داشت: شما با مطالعات مورفولوِژی آشنا هستید. مورفولوژی اگرچه مطالعات زیستشناسی و شکلشناسی است ولی در قالب داستانی وقتی میخواهید به لحاظ متولوژی ان را فهم کنید باید عناصر وجود در داستان را ببینید و بعد یک ارتباط ساختاری بین عناصر موجود و داستان برقرار کنید تا بتوانید یک مورفولوژی ادبی از داستان ارائه دهید.
| اثر اولیه |
| نباید زیاد تحت تأثیر نگاه اولیه قرار گرفت. همه رسانه شناسها میگویند «اثر اولیه، اثر آخر است»؛ یعنی نمیگذارد که آثار بعدی یک معنا یا مقوله دیده شود |
وی افزود: فضای مجازی قطعاً به عنوان یک بزرگ فضا نیازمند یک نگاه مورفولوژیک است؛ به این معنا که عناصر بنیادین این فضا باید فهم شود تا ما بتوانیم انتقال دقیقی به این فضا پیدا کنیم.
عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی در ادامه به تشریح مفهوم «مجاز» پرداخته و گفت: اما منظور از امر مجازی چیست؟ کسانی که با ادبیات عرب آشنا هستند میدانند که مجاز در این ادبیات دارای معنای خاصی است، امر مجازی را گاهی در مقابل امر حقیقی بکار میبرند. امر مجازی از منظر دیگر امری وهمی و خیالی است. امر مجازی را گاهی در مقابل واقعیت محسوس با بدن قرار میدهند.
وی افزود: جهانی که ما در آن زندگی میکنیم جهان طبیعت و صنعت است، اما جهان مجازی، جهانی صددرصد صنعتی است. در این جهان اساساً از طبیعت خبری نیست و اگر هم هست بازنمایی طبیعت است نه خود آن. بنابراین حس منتقل میشود اما بدن به این فضا قابل انتقال نیست.
عاملی ادامه داد: مجاز را میتوان امری ذهنی در برابر امر عینی فرض کرد. استفاده یک لغت خارج از معنای حقیقی و معنایی که به ذهن متبادر میشود را مجاز میگویند. معنا همچنین به معنای اثر یک ذات هم است. این مهمترین معنایی است که من میخواهم آن را در ارتباط با فضای مجازی مطرح کنم.
فضای مجازی خود یک ذات نیست بلکه اثر یک ذات است
این استاد دانشگاه تأکید کرد: فضای مجازی خود یک ذات نیست بلکه اثر یک ذات است. ذات به لحاظ هستیشناسی یک جهان وجود دارد و دو جهانی کردن این فضا یک جنبه متافیزیکی و استعارهای دارد که ما آن را تفکیک میکنیم، وگرنه هر دو در یک جهان واقع شده ولی از خصیصههای متفاوتی برخوردارند، این اثر یک ذاتی است که ریشه آن در جهان واقعی وجود دارد. با این نگاه مجاز با فضای دوم در مقایسه با کاربردهای اولیه استفاده میشود.
عاملی افزود: من میخواهم بگویم در تمامی معناهایی که ما در اینجا به عنوان مجاز مطرح کردیم چه مجاز به عنوان یک واقعیت مجازی و چه مجاز به معنای یک استفاده دوم که ذاتش در جهان واقعی وجود دارد و چه مجاز به عنوان یک ذهنیت مقولههایی است که در جهان مجازی بازتولید میشود.
این استاد دانشگاه در ادامه بحث خود به تعریف دین اشاره کرد و خاطرنشان شد: دین معنای بسیار بزرگی دارد. میتوان برای این موضوع یکسری معنا گفت؛ مثلاً عدهای دین را فرهنگ و مسیر زندگی تعریف کردند که به لحاظ هنجاری اموری را به ما معرفی میکند. دین یعنی باورها، مناسک، شعائر و چیزهایی که دین نهی کرده و دیگران انجام میدهند، اینها لایههایی است که درباره دین مطرح است.
رئیس دانشکده مطالعات جهان عنوان کرد: بنابراین چیزی که مسلم است همه ادیان دارای یک امر متافیزیکی هستند، همه ادیان دارای مناسکی هستند، حالا بعضی از ادیان شعائر دینی دارند و بعضی ندارند، بعضی ادیان شریعت دارند و بعضی نه. در همه ادیان خط قرمزهایی وجود دارد بدین معنی که تعدادی از کارها نباید انجام داد.
بنیادیترین عنصر دین باور به متافیزیک است
عاملی تصریح کرد: بنابراین بنیادیترین عنصر دین باور به متافیزیک است. شاید بتوان با این اعتقاد دین را تا حدی درک کرد، حتی کسانی که یک انسان را به عنوان خدا میپرستند یک وجه متافیزیکی را برای آن انسان درست میکنند و بعد آن را میپرستند.
| باور به متافیزیک |
| بنیادیترین عنصر دین باور به متافیزیک است. شاید بتوان با این اعتقاد دین را تا حدی درک کرد، حتی کسانی که یک انسان را به عنوان خدا میپرستند یک وجه متافیزیکی را برای آن انسان درست میکنند و بعد آن را میپرستند |
عاملی در ادامه با اشاره به خصلتهای مشترک میان امر مجازی و امر متافیزیکی که توجه به آن لازم است، گفت: هر دوی اینها از خصلت جهانی بودن برخوردار هستند و ادعای جهانی دارند، ادیان ابراهیمی ادیانی هستند که همه مردم جهان را خطاب قرار میدهد؛ در قرآن 80 بار گفته شده یا ایها الناس(ای مردم)، یا حتی آنجایی که خطاب خاص دارد مانند یا ایها الذین آمنوا ال عام دارد و همه مومنان جهان را مورد خطاب قرار میدهد.
دین در وجه عام انسانگرایانه و خاص مومنانگرایانه خصلتی جهانی دارد
وی تصریح کرد: بنابراین دین چه در وجه عام انسانگرایانه و چه در وجه خاص مومنان گرایانه خود، پدیدهای است که جهان را مورد خطاب قرار میدهد. فضای مجازی هم که اساساش جهانی بودن است. هر چیزی که در این جهان وجود دارد برای همه قابل دسترسی است.
مدرس جهانی شدن ارتباطات ادامه داد: بنابراین هر دو خصلت جهانی بودن را دارا هستند و همه جا حاضرند؛ متافیزیک امری همه جا حاضر است. یکی از خصیصههای فضای مجازی هم این است که همه جا حاضر است.
وی افزود: حافظه آنالوگ یک حافظه از دست رفته است، در حالیکه حافظه فضای مجازی ماندگار و همه جا حاضر است. دسترسی فراگیر به فضای مجازی و دسترسی فراگیر به خدا وجود دارد، بدین معنا که در فضای مجازی عنصر متافیزیکی به نوعی وجود دارد.
متافیزیک در امر دینی به عنوان متافیزیک خالق است نه مخلوق!
دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران بر نظاممند بودن امر متافیزیکی و عالم هستی شناسانه متافیزیکی بودن آن تأکید کرد و گفت: این فضا فضای سیستمی و برنامهای شده است. در این معنی گاهی بد فهمی وجود دارد. عدهای فکر میکنند من منکر متافیزیک هستم که اینطور نیست. این متافیزیک مادی است. متافیزیکی است که مخلوق است نه خالق.
| تجسد مجازی |
| این امر، امر قدیمی است که با ذهنیت و خیال شروع شده و امروز تبدیل به تجسد مجازی که در عالم اینترنت میتوان آن را دید، اگرچه اینترنت عالم کوچکی برای فهم این معنا است |
وی افزود: متافیزیکی که در امر دینی از آن صحبت میکنیم به عنوان متافیزیک خالق است، اما این متافیزیک مخلوق است. امر مجازی امری قدیمی بوده و جدید نیست. اساساً اگرچه ما همیشه تاریخ را انکار میکنیم و اگرچه دوست داریم اولین باشیم و اولینها را بگوییم ولی خداوند تجربه این تاریخ را انباشته کرده یعنی این عالم عالمی است که مرتب از ذخیره تاریخ بهره میگیرد.
عاملی ادامه داد: مجاز امری است که در ذهن ما بوجود آمده، انسان دائم دنبال مجاز است و دائم با این مجاز زندگی میکند، ما در این عالم چه بودن و چه شدن را داریم. اگر ذهن را از بشر بگیرند ما دیگر نمیتوانیم در خیالات زندگی کنیم. ما نداشتههای زیادی داریم که آن را در عالم خیال دنبال میکنیم.
ادامه دارد...
اگر قرار بود امروز در جامعه مجازی شاهد شکل گیری پارلمان مجازی باشیم، بطور قطع صدها وبلاگ نویس شرکت کننده در جشن وبلاگ فارسی، اعضای آن بودند.
وجود پشتوانه فکری و فلسفی برای فعالیتهای هنری از اهمیت زیادی برخوردار است و اصولا شکل گیری مکاتب و سبکهای هنری ربط زیادی به همین مبانی دارند.
در حوزه طراحی وب نیز باید منتظر ارتقای سطح عمومی طراحان از استفاده کنندگان ابزار به صاحبان سبک بود. شاید تقسیم بندی های محتوایی در حوزه طراحی وب نیازمند حضور بیشتر طراحان نخبه در جامعه مجازی برای انتقال تجارب قبلی به وب باشد.
وبلاگستان در عرض بسیار گسترده است و در ارتفاع نه! همانگونه که تجمیع سرمایه های مالی و فکری موجب تحول میشون٬ تمرکز انرژی و توان فکری و فرهنگی واقتصادی و اجتماعی در وبلاگستان نیز صورت خواهد گرفت. فعلا خانه های ویلایی وبلاگستان بسیار بیش از برج های بلند است.
=================
در یک نظر سنجی با حدود هشت هزار رای ممکن است وبلاگ اول نتواند حتی به مرز سیصد رای برسد. چرا؟ چون فضای تعاملی هنوز به شبکه نینجامیده است. وبلاگی که بازدیدهای روزانه اش بیش از یک یا دو هزار بازدید است ممکن است نتواند طی چند هفته حتی دویست رای جمع کند.
بنظر میرسد شرایط برای روند تراکم و تجمیع در وبلاگستان مهیا تر از همیشه است.
در باره اهمیت محیط زیست اظهار نظرات زیادی در حوزه رسانه ها و افکار عمومی و جامعه مجازی شده است ولی در جایی که اقدمات عمدتا متاثر از افکار خصوصی و نه عمومی شکل میگیرد، چه باید کرد؟
اقدام عملی در چارچوب ظرفیتهای قانونی موجود بهترین راه حل در چنین شرایطی است. شکل گیری نهادهای مدنی پرشمار با اهداف متنوع زیست محیطی و تاسیس شبکه های سبز پیوند میان این موسسات اجتماعی، اقدامی مقدماتی برای تلاش های عملی بعدی است.
تلاشهای روشنگرانه و اطلاع رسانی به جای خود مهم و در شکل گیری تعاملات اجتماعی فعالین محیط زیستی و توسعه حساسیتها و اندیشه های بنیادین آنها موثر است ولی سرعت تخریب منابع طبیعی به ما هشدار میدهد که با سرعت بیشترُ٬ هر چه میتوانیم و در تمامی جهات ممکن انجام دهیم.
تاثیر گذاری بر انتخاب مسئولان کارآمدتر در حوزه محیط زیست و تاثیر گذاری بر تدوین قوانین حامی محیط زیست از اقداماتی که از روشهای مختلف دنبال میشود.
محیط زیست را باید به مردم معرفی کرد تا افکار عمومی بعنوان رکن اصلی از تلاش فعالین محیط زیستی حمایت کند. اما در همان زمانی که ما مشغول روشنگری هستیم، در بخش خصوصی و دولت تصمیماتی اتخاذ میشود و اقداماتی بعمل می آید که گاهی کاملا در تعارض با سخنان و اهداف تشکل های حامی محیط زیست است و به ما احساس کسی را میدهد که یک سطل آب بر آتش تخریب منابع طبیعی می ریزد.
جریان حمایت از محیط زیست کشور، همزمان با ساماندهی و تشکل و تنوع در رویکردهایش، بایستی نسبت خود را با سه حوزه افکار عمومی، دولت و بخش خصوصی روشن کند.
محیط زیست و افکار عمومی(مردم)
روشنگری در زمینه اهمیت محیط زیست و ضرورتهای ابتدایی و ثانوی برای صیانت از آن، نخستین قدم است. وبلاگنویسان به مثابه شهروندان جامعه مجازی و اهل رسانه بیشترین نقش را در این بخش برعهده دارند. تقریبا عمده ی تلاشهای حامیان محیط زیست کشور به همین حوزه مربوط بوده است و شایان تقدیر فراوان است.
محیط زیست و دولت
دولتها بطور طبیعی مایل نیستند از سوی افکار عمومی تحت فشار قرار بگیرند و نوعی مقاومت عملی در برابر خواستهای کلی جریانات حامی محیط زیست دارند. در مقابل این وضعیت، میتوان با تدوین پیشنویس قوانین مناسب و روشنگری و حمایت از نمایندگان سبز در مجلس و شوراها از درون حاکمیت، پروژه های زیست محیطی را پیش برد و موانع را از میان برداشت. در بعضی از کشورها، جریانات محیط زیستی نقش بسیار جدی در تحولات سیاسی برعهده دارند و به دولتهای بی توجه به محیط زیست، کارت قرمز میدهند و از بازی سیاست اخراجشان میکنند.
محیط زیست و بخش خصوصی
همسو کردن منافع مادی و معنوی موسسات و بنگاههای خصوصی قدم دیگری است که برای محیط میتوان زیست برداشت. همانگونه که نظافت و سلامت انسان با منافع بسیار از بنگاههای اقتصادی پیوند خورده و از سوی آنها حمایت میشود، میتوان به فکر آن بود که منافع بخش خصوصی را به سلامت جامعه و طبیعت پیوند زد. نباید این احساس بوجود آید که توجه به محیط زیست مساوی است با هزینه. محیط زیست سالم تنها یک ضرورت حیاتی نیست. فرصت زندگی زیبا و برخورداری از نعمتهای الهی است.
به هر حال بعضی از خدمات بخش خصوصی با حفظ محیط زیست در تعارض است. میتوان چنین خدماتی را با سیاستگذاری صحیح بتدریج محدود کرد
حرکتی همه جانبه و چند سویه راه حل مشکل محیط زیست در کشور ماست.
گسترش خرافه در میان مردم و حکومت از آفات مهم زندگی سالم است. شاید یکی از مهمترین موانع دین در تاسیس جامعه سالم، باورهای غیرعلمی و خرافی در میان مردم یا حکومتیان است.
خرافه در دولت و حکومت به عدم تعادل و سلب عقلانیت و آزادی و نهایتا وابستگی به بیگانه منجر میشود و در ملت نیز به همین دلیل به از خودبیگانگی و پیروی از ظلم و ظالم منجر میشود.
در تاریخ به دفعات نقش و کاربرد ترویج خرافه در میان مردم برای تثبیت حکومتها را دیده ایم.
خرافه با دروغ های عادی تفاوت دارد. گرچه خرافه نیز از جنس دروغ است ولی روی این جنس ناپاک را رنگی پاک میزنند تا در قلب و دل مخاطب نفوذ کند.
تشخیص تمام خرافه هایی که ما در زندگی روزمره با آن مواجهیم دشوار است و تنها با بصیرت دینی میتوان خرافه را به درستی تشخیص داد. به همین جهت طبیعی است که خرافه در تمامی شئونات زندگی اجتماعی ما و از آن جمله اینترنت و جامعه مجازی ظاهر شود.
شاید تصور شود که خرافه به اینترنت راه نیافته است ولی چنین نیست. شما بارها شاهد آن بوده اید که افرادی پی ام هایی میفرستند و با بکار گرفتن ناسالم علائق مذهبی و دینی مردم مدعی میشوند که اگر فلان متن مورد نظر آنها را فلان بار ارسال نکنید به فلان سرنوشت بد محکوم میشود. مثلا اگر برای سلامتی یا رفع بیماری فلان و بهمان صلوات نفرستی، مدیون و مغضوب و غیره خواهی بود.
شناخت و معرفی اشکال خرافه در اینترنت حوزه ی علمی مناسبی برای طلاب فعال در جامعه مجازی است.
تعمیم قوانین قدیمی کپی رایت به جامعه مجازی نیازمند بررسی کارشناسی نو و نوعی بومی سازی است. زیست محیط وب شرایط خاصی دارد که بدون توجه به آنها نمیتوان به جلوگیری از انتشار غیرمجاز محتوا در آن امیدوار بود.
زمانی که مایکروسافت حاضر است سیستم عامل خود را به قیمت یک دلار برای گسترش فرهنگ کپی رایت در کشورهای مختلف عرضه کند، میتوان به شرایطی فکر کرد که هزینه مورد نظر ناشران آثار فرهنگی را از محل فروش آگهی و بازاریابی اینترنتی بدست آورد.
انبوه تولید کنندگان محتوا و دسترسی گسترده اینترنت و الزامات رقابت موجب کاهش هزینه استفاده از محتوا در اینترنت گشته و خواهد شد.
وبلاگ فردی ... وبلاگ گروهی ... وبلاگ تخصصی ... نشریه الکترونیکی
گروه اینترنتی ... پاتوق مجازی ... پاتوق فرهنگی
سرزمین مادری ما ایران، هزاران سال سابقه تاریخی دارد و هر آنچه امروز هستیم به نسبتی محصول آن چیزی است که در طول دههها و سدهها و هزارهها بر ما گذشته است.
تلاش پیشینیان ما سرشت و سرنوشت امروز ما را رقم زده است و کوشش امروز ما سرنوشت آیندگان را رقم میزند، با این تفاوت که امروز شتاب تحولات و شرایط رقابت به سطحی رسیده است که اندکی سستی به عقبماندگیهای عظیم و معمولا غیرقابل جبران منجر میشود. فرصتها چون ابر در گذرند و کوتاهیهای امروز ما موجب قضاوت منفی آیندگان خواهد شد. به همین جهت باید بر تلاشهایمان بیفزاییم تا در جهان آینده نقشی در خور بیابیم.
دوران جدید را دوران اطلاعات و ارزشهای مرتبط با آن دانستهاند؛ دوران دانش محوری. اگر کشف قاره آمریکا توسط اروپاییها، پس از رنسانس و ظهور دولتهای ملی، فرصتی برای تقویت اقتدار جهانی اروپاییها شد و سرانجام همان دنیای جدید پایههای حکومت امروز غربیها را در خود جای داد، ظهور اینترنت و جامعه مجازی نیز به نوعی رنسانس و تعریف و تقسیم دوباره دانش و قدرت و ثروت و تشکیل قدرتهای جدید و در نهایت قارهای جدید به وسعت همه جهان را در پی دارد. جامعه مجازی در آسمان جهان امروز شکل میگیرد و سهم ایران و ایرانی از جامعه مجازی به تلاش امروز فعالان این عرصه وابسته است.
موج اول انسان مجازی با آدرس الکترونیکی و چت شروع شد. گفتوگو و ارتباط و تعامل مبنای اصلی بود و در تداوم مسیر خواهد بود. ماجراجویان بیقاعده اینترنتی زندگی تک سلولی مجازی را پایه گذاردند. گویا خلقت دوباره جان گرفت. شهروندان امروز جامعه مجازی همچنان به گفتوگو بهعنوان ابزار اصلی تعامل تکیه دارند و بهطور موازی بر پشتوانههای اندیشهای و احساسی گفتوگو میافزایند. پشتوانه اصلی این فرآیند تعاملی، فرهنگ و ادب غنی فارسی است و نتیجه آن انتقال این میراث گرانقدر به عرصه دیجیتال است.
پیش از این در دهههای هشتاد و نود هزاره دوم میلادی نیز تلاشهایی برای دیجیتال کردن میراث ایرانی به عمل آمد ولی عمده آن تلاشها به انتقال ساده و ذخیرهسازی دیجیتال منتهی شد و تنها بخش اندکی از نخبگان دانشگاهی و آن هم با اهداف آرشیوی و پژوهشهای خاص به آن دسترسی داشتند. با ظهور اینترنت و توسعه دسترسی عموم و عمومی به اطلاعات و رواج استفاده از آن در بین مردم، وبلاگ بهعنوان بروز تمام عیاری از هویت اندیشهای و احساسی انسان امروز موقعیتی استثنایی یافت.
نقش خبری و رسانهای وبلاگ از ابتدا بیش از وجوه دیگر آن مورد توجه قرار گرفت ولی شکلگیری میراث دیجیتال ایرانی نیز از مسیر همین با ظهور وبلاگ در دهه نود و ظهور وبلاگستان در هزاره سوم بود که شهروندی مجازی در حوزه اندیشه و احساس معنا پیدا کرد و مبنایی برای شکلگیری جامعه مجازی شد. به همین جهت است که وبلاگستان را میتوان قلب جامعه مجازی دانست. قلبی که مخزن اصلی و بلافصل تولید انسانی است و بقیه عرصههای جامعه مجازی از دانش و ارزشهای تولیدی آن بهرهمند میشوند.
وبلاگستان فارسی محصولی است که مدیریت آن بر عهده فرد یا تیم خاصی نیست و متکی به تمایل عمومی برای تولید محتوای فارسی و همچون ارگانیزمی زنده در حال رشد است. تعداد وبلاگهای فارسی از مرز چهار میلیون گذشته است. میلیونها وبلاگ که محصول تولیدی صدها هزار وبلاگنویس است. براساس تخمینهای موجود، بیش از یکصد هزار ایرانی بهصورت حرفهای وبلاگنویسی میکنند و روزانه صدها وبلاگنویس و هزاران وبلاگ به خانواده وبلاگ فارسی افزوده میشود.
برآورد ابعاد کیفی تحول وبلاگستان دشوار و نیازمند تلاش علمی و روشمندانه است که هنوز بهطور جدی آغاز نشده است ولی براساس شواهد موجود میتوان خدمات 7 ساله وبلاگستان فارسی به زبان و ادب و فرهنگ فارسی را در طول تاریخ بینظیر دانست. جنبش علمی و فرهنگی وبلاگستان نوعی نهضت ترجمه است. ترجمه میراث گذشته به امروز، با زبان و ابزار امروزی و برای نسل امروزی؛ رسالتی که نخبگان ما در چند سده اخیر در انجام آن موفق نبودهاند.
* مدیر پرشینبلاگ
لینک مطلب:
By Antone Gonsalves
InformationWeek
May 16, 2008 02:08 PM
Businesses have learned some hard lessons," Gartner analyst Steve Prentice said in a statement released Thursday. "They need to realize that virtual worlds mark the transition from Web pages
to Web places and a successful virtual presence starts with people, not physics. Realistic graphics and physical behavior count for little unless the presence is valued by and engaging to a large audience."
The vast majority of virtual world projects launched by businesses fail within 18 months, but the impact of the collaboration technology on organizations could eventually be as big as the Internet, a market research firm said this week.
Fully 90% of business forays into virtual worlds fail because organizations focus on the technology rather than on understanding the needs of the employees using it, Gartner
said.
ادامه مطلب ...
دکترسعید رضا عاملی به عنوان استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک شناخته شد
روابط عمومی سایبر

خبر اعلام دکتر سعید رضا عاملی دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران و رییس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران به عنوان استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک باعث خوشحالی است از چند جهت : اول اینکه تعیین الگوهایی برای نسل جوان حوزه روابط عمومی الکترونیک می تواند اقدامی مهم از سوی نهادهای مدنی تلقی شود و توجه ها را به تلاش های علمی و آکادمیک استادان پر تلاش این عرصه جلب کند . دوم اینکه این عمل باعث تشویق سایر اساتید به تولید محتوای بیشتر ، تحرک علمی و حضور فعالانه تر در محافل حرفه ای و تخصصی ارتباطات خواهد شد . سال گذشته انتخاب دکتر یونس شکرخواه به عنوان استاد پیشگام مایه خوشحالی اهالی ارتباطات شد و امسال نیز به حق دکتر عاملی که یکی از پر تلاش ترین اساتید این حوزه است و در دانشگاه تهران منشا خدمات موثری بوده به دریافت این عنوان نایل شده است . دکتر عاملی که یک روحانی است همواره در محافل ارتباطی حضوری فعال داشته و بنده افتخار داشته ام در بسیاری از از کنفرانس ها و جلسات پای صحبت ایشان بنشینم . او از معدود کسانی است که حوزه سایبر در ایران و جهان را به خوبی می شناسد و درک صحیح از این فضای مجازی دارد . وب سایت شخصی وی منبعی قوی برای علاقمندان ارتباطات است .

خبر اعلام دکتر سعید رضا عاملی دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران و رییس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران به عنوان استاد پیشگام روابط عمومی الکترونیک باعث خوشحالی است از چند جهت : اول اینکه تعیین الگوهایی برای نسل جوان حوزه روابط عمومی الکترونیک می تواند اقدامی مهم از سوی نهادهای مدنی تلقی شود و توجه ها را به تلاش های علمی و آکادمیک استادان پر تلاش این عرصه جلب کند . دوم اینکه این عمل باعث تشویق سایر اساتید به تولید محتوای بیشتر ، تحرک علمی و حضور فعالانه تر در محافل حرفه ای و تخصصی ارتباطات خواهد شد . سال گذشته انتخاب دکتر یونس شکرخواه به عنوان استاد پیشگام مایه خوشحالی اهالی ارتباطات شد و امسال نیز به حق دکتر عاملی که یکی از پر تلاش ترین اساتید این حوزه است و در دانشگاه تهران منشا خدمات موثری بوده به دریافت این عنوان نایل شده است . دکتر عاملی که یک روحانی است همواره در محافل ارتباطی حضوری فعال داشته و بنده افتخار داشته ام در بسیاری از از کنفرانس ها و جلسات پای صحبت ایشان بنشینم . او از معدود کسانی است که حوزه سایبر در ایران و جهان را به خوبی می شناسد و درک صحیح از این فضای مجازی دارد . وب سایت شخصی وی منبعی قوی برای علاقمندان ارتباطات است .
ادامه مطلب ...
انسان امروز به مراتب بیش از انسان دویست سال پیش میفهمد و بر تغییر شرایط درونی و بیرونی اش٬ مسلط است. آگاه تر و نیرومندتر از انسان دوران انقلاب صنعتی است.
انسان فرهیخته امروز با تجربه ی جدیدی در حوزه محبت٬ احترام٬ همکاری٬ موفقیت٬ قدرت٬ ثروت٬ تاثیرگذاری و امثالهم در جامعه مجازی برخورد میکند و هر آنچه را که ندارد و میخواهد٬ در مدینه فاضله ی مجازی اش میسازد. سنگ بنای این مدینه فاضله٬ آزادی است. آن چیزی که همپای قانون در جامعه٬ ارزشمند است. اگر قانون٬ فرصت ها را دسته بندی و مبتنی بر فرهنگ و نظام اجتماعی جاکم توزیع میکند٬ این آزادی است که اساسا فرصتها را خلق میکند. آزادی بر قانون از نظر مرتبه٬ مقدم است و در تحقق مدنیت و توسعه و پیشرفت٬ همپا و اندکی مقدم بر قانون٬ نیازی دائمی است. جوامعی که پس از تاسیس٬ به واسطه قانون٬ آزادی ها را محدود میکنند٬ جلوی بالندگی و حیات خویش را میگیرند.
هر جا که آزادی را به پای قانون و انضباط قربانی کنند٬ حیات ناپدید میشود.
شکاف و اختلاف طبقاتی در جهان امروز بین کشورهای غنی و فقیر و در داخل کشورها بیداد میکند. طبیعی است که در چنین شرایطی٬ محصولات جدید تمدن امروزی نیز٬ از بیماری مزمن فقر٬ تبعیض و بی عدالتی نصیب خود را خواهند برد.
شکاف دیجیتالی و شکاف دیجیتالی جنسیتی نتیجه ظهور فقر و اختلافات طبقاتی و تبعیض جنسیتی جامعه جهانی در جامه مجازی است. این شکاف با توجه به نقش موثر جامعه مجازی در افزایش قدرت و ثروت و دانش٬ گسترده تر نیز خواهد شد.
عدالتخواهان و زنان٬ برای پر کردن خلا شکاف دیجیتالی و شکاف دیجیتال جنسیتی٬ بایستی تلاشی دو چندان کنند. حق گرفتنی است نه دادنی.
از جاده های سخت و صعب العبور کوهستانی به اتوبان جامعه مجازی رسیده ایم. رقابتی سخت و فشرده در پیش است. میان کشورها٬ میان طبقات و گروهها و اقشار اجتماعی. در پایان این مسیر٬ برای دهها سال سرنوشت کلان همگان رقم خواهد خورد.
جامعه مجازی حق مسلم ماست.
افزایش سرعت امکان ایجاد ارتباط و ظهور انواع روش های ارتباط و تعامل اعم از تلفن و اینترنت و مجامع و انجمن ها و امثالهم٬ دایره ی دوستی ها و آشنایی ها و دشمنی ها و رقابتها را گسترش داده است.
بخشی از این ارتباطات بصورت همزمان درآمده است و به شما امکان حضور فکری و روحی در جای دیگر را میدهد و روح و اندیشه و احساس شما را از مکانی که هستید خارج میکند.
حضور در جامعه مجازی و غیبت از جامعه غیرمجازی
٬ نتایج خاصی بر زندگی فردی و اجتماعی ایران باقی میگذارد که نیازمند مطالعات گسترده ای خواهد بود.
غیبت در خانواده و اختلالات روحی و مشکلات خانوادگی بخشی از عوارض این پدیده است. از طرف دیگر حضور فعالنه در جامعه مجازی نیز عوارض و نتایج مثبت و منفی بسیاری دارد.
سکوت در خانه و فریاد در جامعه مجازی بالاستقلال قابل مطالعه است.
لینک مطلب از وبلاگ اینترنت و جهان و جامعه مجازی:
دیروز در محل خبرگزاری فارس میزگردی با حضور چند تن از وبلاگنویسان در باره انتخابات تشکیل شد.
ظاهرا نگرانی هایی از تحریم انتخابات در بین بعضی ها مطرح است و از موضع امنیت ملی مباحثی را دنبال میکنند.
در این جلسه که احتمالا بخش هایی از آن منتشر خواهد شد به چند نکته اشاره کردم:
۱. تحریم انتخابات از سوی کسانی مطرح و دنبال میشود که با مسائل ایران و زندگی در ایران یک ارتباط نزدیک ندارند و به تعبیری ریشه زندگی فعلی شون در خاک ایران و مسائل ایران بر زندگی آنها تاثیر مستقیم ندارد و فارغ از مسائل واقعی و به دور از شفافیت به گفتن نه اکتفا میکنند.
۲. تحریم انتخابات ۲۴ اسفند بصورت موجی جدی در فضای وب فارسی وجود ندارد. نسبت به انتخابات یک گرایش مثبت قوی وجود دارد. گرایش به اصلاحات و اصلاح طلبان با محوریت آقای خاتمی.
۳. صرف استفاده از کلمه عدم شرکت یا تحریم دلیل بر عضویت در حرکت یا موج تحریم نیست. بعضی ها وبلاگنویسان سیاسی از این عناوین استفاده میکنند ولی در کشاکش حرکت سیاسی خود وارد انتخابات نیز شده اند.
۴. موسم تحریم انتخابات یک موسم باز و گسترده ای است و انگیزه های متنوعی میتواند داشته باشد و نباید انتظار داشته باشیم با توجه به محدودیت عملی موسم انتخابات٬ از نظر زمانی(نه از نظر عمق و سطح) تقدم نداشته باشد. بعلاوه شرکت در انتخابات فرع بر داشتن کاندیدای مورد علاقه و تایید صلاحیت شده است در حالیکه تحریم انتخابات برای اکثر حامیان تحریم مستقلا بعنوان یک تصمیم سیاسی مطرح است.
چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۴
امروزه سخن از خوبی و بدی٬ مفید یا مضر بودن اینترنت مطرح نیست. همه جا از اینترنت و موفقیت های مرتبط با آن می گویند. مردم کوچه و بازار همچون نخبگان به "جادوی جام جهان نمای هزاره سوم" چشم دوخته اند و انتظار دارند آینده ای طلایی برای بشریت بسازد. چرا که شبکه جهانی وب مشروعیتی بلامعارض یافته است و می رود به سطحی از تقدس دست یابد که منشا مقبولیت موضوعات در حوزه های مختلف شود. موضوع اخیر، خود جای تامل٬ مطالعه و بررسی های جدی دارد و بی توجهی به آن از منظر آسیب شناسی خطرات جدی برای آینده فرهنگ ایرانی در جهان وب به همراه خواهد داشت.
مشروعیت اینترنت
شبکه جهانی اینترنت اکنون در موضع اثبات سخنی قدیمی است که همه چیز را همگان ( اینترنت) دانند. وب فارسی می رود تا همگان و سیمرغ مورد اشاره در فرهنگ و ادب فارسی شود.
اینترنت ایران برای رسیدن به این نقطه٬ مسیر دشواری را طی کرد. روزگاری کالایی لوکس و تجملی برای مدیران دولتی و دانشجویان نخبه بود. سپس ابزاری برای ارتباطات سطحی میان تازه واردان جهان مجازی و زمانی عرصه تعارض نخبگان جریانات سیاسی و سرانجام با تلاشی جمعی٬ در ذهن و دل مردم پذیرفته شد.
شرکتهای عرضه کننده خدمات اینترنت، اولین قدمها را برداشتند و بستر ارتباطات اینترنتی مهیا شد. شرکتهای نرم افزاری به ارائه خدمات متنوع اینترنتی توجه کردند و باب سرویس های مختلف آن گشوده شد و با ظهور سرویس دهنده های فارسی وبلاگنویسی٬ اینترنت توانست با تلاش وبلاگنویسان و وبگردان ایرانی مردمی شود. تولید محتوای فارسی از مسیرهای مختلف، رودخانه هایی است که دریای آینده وب فارسی را شکل میدهد و زیست محیطی متفاوت را خلق میکند. وبلاگنویسان موج استفاده از محتوای اینترنت را تقویت کردند. جامعه ی 7 میلیونی کاربران ایرانی اینترنت رشد سریع و کارکرد خود را مدیون تلاش حدود دویست هزار وبلاگنویس در تولید محتوای وب فارسی و میلیونها وبگرد ایرانی است.
درست است که اعتماد ملی به اینترنت متکی به تلاش تولید کنندگان محتوای اینترنتی شکل گرفت ولی پاسداشت آن تلاشی مضاعف می طلبد. هر چه بر تعداد و تنوع وبلاگ ها افزوده شود٬ توجه عمومی به فواید اینترنت بیشتر میشود و مخاطبان وب فارسی انرژی هدایتگر جریان وب را دو چندان خواهد کرد. وبلاگنویسان نظر مثبت جامعه را ایجاد کردند و بعنوان سکویی هوشمند برای ارتباط جامعه مجازی و غیرمجازی عمل می کنند و در آینده نزدیک هسته اصلی جامعه مجازی ایرانیان خواهند بود.
مجموعه اطلاعات امروز چندان کمکی برای تبیین تاثیرات فناوری و بطور مشخص وب فارسی بر زندگی ایرانیان نمیکند. بنظر میرسد قاره جدیدی که برای ایرانیان کشف شده بخشی از جهان جدید است که تجربه چندانی در باره آن وجود ندارد.
بدون حضور در "قاره وب فارسی" مشکل میتوان از مقتضیات و شرایط و جهت گیری ها و فرصتها و تهدیدات آن سخن به میان آورد. نخستین قدم ورود فعالان حوزه های متنوع فرهنگ، اقتصاد و سیاست به وب فارسی است. از مسیر تجربیات و دانش پیشگامان، امکان تدوین مواد لازم برای تصمیم گیری آیندگان مهیا میگردد.
نکته دیگر آنکه علیرغم پذیرش مشروعیت(مقبولیت) اینترنت از سوی اکثریت قاطع مردم و متخصصان و تصمیم گیرندگان، مشکلات زیادی فرا روی وب فارسی است. مفاهیم خودساخته، ابهام سازی و ایجاد ناامنی در بستر ارتباطات تنها بخشی از مسائل منفی مرتبط با رشد وب فارسی اند.
اینترنت بر علیه اینترنت
اینترنت آنچنان مشروعیتی یافته که مقابله علنی با آن اساسا محتمل نیست. حتی مقابله غیرعلنی نیز به سادگی مقدور نخواهد بود. اما اگر روزگاری قرار بر مقابله باشد شبیه سازی بهترین راه است. علم و دانش آن نیز پیشرفت کرده است!
تلاش شبیه سازان از ابتدای عالم بر شبیه سازی برای شبهه سازی بوده و هیچ متقلبی اسکناس جعلی دوازده هزار تومانی منتشر نکرده است. صورت چیزی را گرفتن و از سیرت اش گریختن روشی با سابقه بوده است. نقاشی اینترنت یا ماکت آن را درست میکنند و برتوصیف علمی و مبتنی بر نیاز اینترنت خط فراموشی میکشند. نقطه آغازین شبیه سازی٬ پیروزی و مشروعیت یافتن اینترنت بود. روند شبیه سازی در سطوح مختلف از آن زمان آغاز گشت که راه مقابله و رویارویی صریح بسته شد. سود جستن از مشروعیت موجود اینترنت از طریق تاکید بر ظواهر آن و بزرگنمایی نیمه خالی لیوان اینترنت(همچون هرزه نگاری) و نادیده گرفتن لایه های علمی و فرهنگی و عمیق تر اینترنت نه صحیح است و نه کارامد.
رنسانس اینترنتی
مشکل میتوان اتفاقی مهمتر از ظهور وب فارسی را در تاریخ یکصد ساله تحولات اجتماعی ایران بر شمرد. این ادعایی است که برای ارزیابی علمی و صحت و سقم آن نیاز به یک دهه تجربه است که نداریم. اما به راحتی میتوان پذیرفت که همگان بر اهمیت بی مانند این رخداد در حیات اجتماعی دهه اخیر متفق اند. به عبارت دیگر اتفاقی متفاوت در حال ظهور است که مصرانه آن را نوعی رنسانس اینترنتی می نامیم.
رنسانس در اروپا نوعی بازگشت به دوره پیش از قرون وسطی یعنی دوره طلایی یونان و روم بود. این بازگشت پس از دوره ای مقدماتی صورت گرفت. جنگهای صلیبی قرون یازدهم تا سیزدهم میلادی رویارویی دو تمدن شرقی و غربی بود. مسیحیان صلیب بر دوش راهی جنگ مقدس بر علیه مسلمانان شدند، آمدند تا بیت المقدس را از دست مسلمانان و یهودیان که دشمن ترین مردم نسبت به مسیح (ع) میدانستند نجات دهند. هر چند شکست از آن غرب شد ولی از شرق بسیار آموخت و با ابزارو روش نوینی که بدست آورده بود توانست نگاهی متفاوت به هستی ایجاد کند و با پشتوانه فرهنگ و تمدن اصیل خود در دوره یونان و روم، انرژی لازم را برای موفقیت فراهم آورد. آینده ای که برای غرب ساخته شده تمدنی نو بر خرابه های جنگ تمدن ها بود.
اکنون نیز جنگ تمدنها و خشونتها علیرغم همه زشتی هایشان نوعی تعامل و نزدیکی را ایجاد کرده که درپس آن، بازنگری و نگاهی متفاوت را به همراه دارد. آنچه ما برای این تعامل عظیم فرهنگی نیاز داریم میراث مکتوب و شفاهی ایرانیان در حوزه ملی و مذهبی است. زبان فارسی در وب بستر تعامل را به خوبی فراهم ساخته است.
از سوی دیگر، ترجمه و تفسیر و استفاده وسیع آثار علمی و فرهنگی جهان مجازی و تعامل وارتباطات گسترده در حوزه فارسی زبانان، تا حد زیادی مشابه "نهضت ترجمه" است. نهضتی که در رنسانس غرب و جنبش فرهنگی قرون دوم و سوم هجری در جهان اسلام و جنبش های فکری و اجتماعی دوره ساسانیان نقش حیاتی داشته است. مرزها در هم می ریزد و اندیشه ها در برابر یکدیگر قرار میگیرند و در چالش میان دو جبهه معارض محصولی نوین و برتر زاده میشود.
وبلاگنویسان محمل اصلی چنین تحولی خواهند بود. آثار تولید شده به زبانهای خارجی با سرعتی فوق العاده به حوزه وب فارسی منتقل میشوند و در دسترس "عموم" قرار میگیرند. ترجمه و تفسیر و فهم میشوند و با معیار فرهنگ و اندیشه ی ملی و مذهبی ما سنجیده میشوند و از تعامل آنها آینده ایرانیان در جهان مجازی زاده خواهد شد.
یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴
رنسانس یا تجدید حیات اروپا در قرن شانزدهم میلادی روندی بود که ریشه های آن را به تحولات نظامی قرون قبلی بر میگردانند. به زمانی که مسیحیان صلیب بر دوش راهی جنگ مقدس بر علیه مسلمانان شدند. آمدند تا بیت المقدس را از دست مسلمانان و یهودیان که دشمن ترین مردم نسبت به مسیح ع میدانستند نجات دهند.
اکنون نیز جنگ تمدنها و خشونتها علیرغم همه زشتی هایشان نوعی تعامل و نزدیک را ایجاد کرده که از پس آن بازنگری و نگاهی مجدد را به همراه دارد.
از سوی دیگر ترجمه و تفسیر و استفاده وسیع آثار علمی و فرهنگی جهان مجازی و تعامل وارتباطات گسترده در حوزه فارسی زبانان فرصتی مشابه نهضت رنسانس غربی ها و نهضت قرون دوم و سوم هجری در جهان اسلام و جنبش های فکری و اجتماعی دوره ساسانیان ایجاد کرده است. مرزها در هم می ریزد و اندیشه ها در برابر یکدیگر قرار میگیرند و در چالش میان دو جبهه معارض(ساسانیان و رومی ها ـ مسلمانان و اندیشه یونانی و رومی ـ مسلمانان و مسیحیان و امروز جنگ تمدنها) محصولی نوین و برتر زاده میشود. وبلاگنویسان محمل اصلی چنین تحولی خواهند بود. آثار تولید شده به زبانهای خارجی با سرعتی فوق العاده به حوزه وب فارسی منتقل میشود و در دسترس قرار میگیرند. تفسیر و فهم میشوند و با معیار فرهنگ و اندیشه ملی و مذهبی ما سنجیده میشوند و از تعامل آنها محصولات متنوع جدیدی زاده خواهد شد.
تعامل علمی و فرهنگی جامعه فارسی زبانان داخل و خارج از کشور از مسیر وب فارسی پرده ای دیگر از روند شکل گیری انرژی آینده ساز است. برای فهم و درک چنین تحولی نزدیکی شهروندان مجازی فارسی زبان نکته ای کلیدی است.
یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴
امروزه سخن از خوبی و بدی٬ مفید یا مضر بودن اینترنت مطرح نیست. همه جا از اینترنت و موفقیت های مرتبط با آن می گویند. مردم کوچه و بازار همچون نخبگان به جادوی جام جهان نمای هزاره سوم چشم دوخته اند و تحولات عمیق آینده را از آن می طلبند. اینترنت مشروعیتی بلامعارض یافته است و می رود به نوعی تقدس یابد و منشا مقبولیت موضوعات در حوزه های مختلف شود که خود جای تامل٬ مطالعه و بررسی های جدی دارد. بی توجهی به این موضوع از منظر آسیب شناسی خطرات جدی به همراه خواهد داشت. اینترنت اکنون در موضع اثباتی سخنی قدیمی است. همه چیز را همگان دانند. وب فارسی می رود تا سیمرغ و همگان یاد شده در ادب فارسی شود.
اینترنت ایران برای رسیدن به این نقطه٬ مسیر دشواری را طی کرد. روزگاری کالایی لوکس برای مدیران دولتی و دانشجویان نخبه بود. سپس ابزاری برای ارتباطات سطحی میان تازه واردان جهان مجازی و زمانی عرصه تعارض نخبگان جریانات سیاسی و سرانجام با تلاشی جمعی٬ در ذهن و دل مردم پذیرفته شد.
شرکتهای عرضه کننده خدمات اینترنت اولین قدمها را برداشتند و در آخرین پرده با حضور دهها هزار وبلاگنویس اینترنت مردمی شد.
اعتماد ملی به اینترنت متکی به تلاش تولید کنندگان محتوای اینترنتی شکل گرفت و پاسداشت آن تلاشی مضاعف می طلبد. هر چه بر تعداد و تنوع وبلاگ ها افزوده شود٬ توجه عمومی به فواید اینترنت بیشتر میشود. وبلاگنویسان نظر مثبت جامعه را ایجاد کردند و بعنوان سکوی ارتباط جامعه مجازی و غیرمجازی عمل می کنند و خود در آینده نزدیک هسته اصلی جامعه مجازی خواهند بود.
علیرغم اینکه مشروعیت(مقبولیت) اینترنت از سوی اکثریت قاطع مردم و متخصصان و مدیران به رسمیت شناخته شده ولی همراهی همگان یا پایان کامل تعارض با آن دور از انتظار است. مفاهیم خودساخته و ابهام سازی و ایجاد ناامنی در بستر ارتباطات بخشی از ناملایمات مسیر آینده است که بی تردید چندان پایدار نخواهد بود.
وبلاگنویسان موج استفاده از محتوای اینترنت را تقویت کردند. جامعه ی ۷ میلیونی مخاطب اینترنت رشد سریع و کارکرد خود را مدیون تلاش دویست هزار وبلاگنویس فارسی در تولید وب فارسی است.
آورده اند که در آخرالزمان دین هست ولی چون پوستین وارونه و گویا این امر مصادیق بسیار دارد. امروز در بسیاری از جاها سخن از مضار اینترنت و محدودیتهای آن است. هزاران نیکویی اینترنت مطرح نمیشود و کوچکترین ایراد کاربری را بارها بازشماری میکنند تا شاید بیش از قبل شود. آیا اکنون که شاهد بسط حضور در اینترنت برای تعریف مابه ازای دیجیتال بسیاری از مایملک ایران و ایرانی هستیم جهت گیری اصلی محدودیت است؟ در حوزه محتوا سخن از محتوای مناسب و مفید موجود و لازم بسیار کمتر از مفاسد اندک و در حاشیه است. نظر پاک و خطا پوش تبدیل شده به نظر عیبجو و ملامتگر. ============================== شرایط از گسترش طبقه متوسط اجتماعی و گروه نخبگان حکایت دارد. راهبری این گروه اگر بر اساس هنجارها شکل نگیرد و یا هنجارهاتوانایی و استحکام لازم برای کانالیزه کردن انرژی عظیم موجود را نداشته باشند ناموفق خواهد بود باید شاهد هرج و مرج زیادی باشیم. قافله ای که نیمی از مردم در حال راهبری قافله هستند و نیمی دیگر در حال نقد وضع موجود برای راهبری متفاوت. در سطح مردم و نخبگان هر دو دچار همهمه گرایی هستیم. نوعی تخمیر درحال وقوع است که مقدمه تحولات سریع و اساسی و معمولا رو به جلو خواهد بود.
در دنیای واقعی خیلی چیزها را از دست دادهایم و اکنون نوبت جهان مجازی است؟! ولی نه... فرصتهای جهان مجازی افزون تر است وشرایط کنونی کشور باچند سده گذشته تفاوت اساسی دارد. در عصر ثروتهای مادی وغلبه زور و نیروی بدنی بر عقل، این ایرانیان بودن که قربانی تهاجم مغول و تاتار و قبایل بیابانگرد و در انتها غرب شدند و اکنون در عصر میراث فرهنگی و اندیشه و تعقل و اطلاعات فرصتی طلایی برای ایجاد امپراطوری اندیشه ایرانی است که تا کنون مایه بقای هویت ایرانی نیز بده است.
.The empires of the future are the empires of the mind
Winston Churchill, speech at Harvard, 6 September, 1943
در بین سیاستمداران شاید شهرت وینستون چرچیل
نخست وزیر مشهور بریتانیا وضعیتی متفاوت از دیگران
داشته باشد. بخضوص برای ما ایرانیان که چرچیل در
ادبیات روزمره ما هم نفوذ کرده آنجا که میگیم فلانی
چرچیله یا مثلا چرچیل رو درس میده.
این حضرت چرچیل در میانه ی جنگ دوم جهانی چه
زیبا گفته است که امپراطوری های آینده امپراطوری
های عقل و اندیشه اند. امروزه با ظهور اینترنت شاهد
برخاستن امپراطوری های نوینی هستیم که جهان
مجازی را بین خود تقسیم میکنند. سهم ما ایرانیان
کجاست؟
شاید دشمنی مشهور تر از جهل در ادبیات جهان شناخته شده نباشد. حجت الاسلام علی اکبری رئیس جدید سازمان ملی جوانان در نخستین مصاحبه خود چنین ابراز کرده اند:
رییس جدید سازمان ملی جوانان:
دشمنان فرهنگی با استفاده از دنیای مجازی، انسان را از محیط واقعی دور میکنند
دنیای «وبسایتها» بسیار خطرناک و مخرب است
--------------------------------------------------------------------------------------
فرصت و تهدید دو همزاد متضاد هستند. امکان رشد در جهان مجازی متکی به توانایی های درونی فرد و فارغ از بخشی از محدودیتهای جهان واقعی است. فرصتی چنین ارزشمند اگر تهدید شمرده شود جای تاسف است.
در این مدتی که با وبلاگ و وبلاگ نویسان محشور شده ام نظراتی پیدا کردم که میخوام با شما دوستان در میان بزارم:
۱. فرصت طلایی بیان حالات درونی از راه دور مشکل ارتباطات و انسداد ارتباطات عاطفی در جامعه ما رو تا حد زیادی حل میکنه. افراد که جرات نگاه کردن در چشمان دیگری رو نداشتند و یا فرصتی نمی یافتند بگویند و بنویسند٬ میتوانند هر چه میخواهند بنویسند.
۲. وزن و اعتبار سخن ها حد اقل در میان جماعت وبلاگ نویس روشن شد. خیلی ها فکر میکردند که اگر فرصتی به جوانان و نوجوانان داده شود دین و اخلاق و فهم و شعور و آینده نگری و احتیاط بر باد میرود. ولی آنچه بر باد رفت توهم ایشان و آشکار شدن کج اندیشی کسانی بود که بقیه رو کج اندیشان می دانستند.
۳. مجال تجربه برای نوآموزان٬ ایمنی نسل جدید رو بالا می برد. اینان پیش از ورود به جنگلی بنام جامعه با هزاران تهدید پیدا و پنهان آن٬ میتوانند توانایی خویش را افزون کنند. کاری که در حدود یکدهه مقدور نبود.
۴. به با تجربه ها فرصتی داده شده که با کمترین هزینه تجارب خود را در معرض ارزیابی دیگران قرار دهند. هم برای خودشون خوبه هم برای دیگران. قدرت انتخاب دیگران هم محک میخوره و در این میان بصیرت شکل میگیره.
۵. پایه های جامعه مجازی در حال شکل گیری است. چیزی که در دهه های آینده سرنوشت جهان متمدن رو رقم خواهد زد.
۶. حقوق شهروند عالم مجازی مورد توجه همگان قرار گرفته است.
---------------------------------------------------------------------------------
دو روز حذر کردن از مرگ روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سود
روزی که قضا نیست درو مرگ روا نیست
....
بر اساس رباعی بالا دو نتیجه متفاوت میشه گرفت:
الف ـ ما اختیاری نداریم و باید تسلیم باشیم و هیچ کاری نکنیم.
ب ـ ما اختیاری نداریم و هر کاری که میکنیم قبلا تعریف شده و مقدر است و لذا هر کار میخوای میتونی بکنی.
نظر شما چیه؟ هم خمودی و خاموشی و کناره گیری توجیه میشود و هم ورود به صحنه ها و خروش و تهور. این تعارض اگه درست باشه معنی اش اینه که اون باید به این هست هیچ ربط اساسی نداره.
شاید بشه گفت که این داستان جبر و اختیار میتونه روی رفتار ما خیلی هم تاثیر نزاره. انگیزه های درونی ما چه نگاهی رو در ما بوجود میارن؟
----------------------------------------
اورکات هنوز فیلتره؟
کاش میشد کارهای بد رو هم فیلتر کرد. بجای اینکه دنبال این باشیم که آدم ها رو فیلتر کنیم کارهای بدشون رو فیلتر میکردیم. اونهم به روشهای عاقلانه و مدبرانه.
بنظر شما اگه توی دنیا اتفاقات بد میفته و کارهای بد میشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه اروپایی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر شما اگه توی جامعه ما مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
بنظر ما اگه در جامعه مجازی مشکلات اخلاقی وجود داشته باشه مسئولش کیه؟
میخوام بگم اصلا جواب این سوالات مهم نیست. مهم اینه که این مشکلات چند درصد از کل رو شامل میشه.
از بقیه خبر ندارم ولی توی قلمرو جامعه مجازی فکر میکنم مشکلات اخلاقی / سیاسی/ تروریستی/ و امثالهم جمعا کمتر از نیم درصد است.
نتیجه میگیرم که جامعه مجازی الگوی مناسبی برای جامعه سالم میتواند باشد.
و نتیجه میگیرم که اگه اندک مشکلات دیگری رو می بینی به مشکلات عظیم خود باید بیشتر بیندیشیم.
