لینک مطلب از مرجع:
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.
2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشهگیری (مثبت و سازنده) یافتم.
3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآله) یافتم.
4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.
5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.
برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس، تو پیش فرست
6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترک المعصیة: و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم.
7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.
8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفکر و البکأ: و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل: و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الکسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.
12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی: و دوستی خدای تعالی را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم.
13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.
14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم.
15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:و کارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایی یافتم.
16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.
17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکار یافتم .
18- و طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد: و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.
19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.
20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.
21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.
22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.
قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را
23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.
25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برالوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.
منبع: مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.تبیان
پیشنهاد آیت الله جوادی آملی نشان از کمبودی تاریخی و بی توجهی به این حوزه از مسائل اسلامی است.
لینک مطلب از خبرگزاری فارس:
دعوت آیتالله جوادی آملی به نوشتن جلد دوم «مفاتیحالجنان»
به گفته آیتالله جوادی آملی، جلد دوّم «مفاتیحالجنان» جایش خالی است و عدهای باید آن را بنویسند تا معلوم شود دین تنها این نیست که ما زیارت بکنیم و ذکری بگوییم.
تأکید وی در نگارش جلد دوم «مفاتیحالجنان» بیشتر بر روایاتی است که به امور روزمره و رفتارهای فرهنگی ـ اجتماعی مسلمانان مربوط میشود و به همین خاطر نام «مفاتیحالحیات» را برای آن مناسب دانسته است.
==============
در همین خبر که فارس تهیه کرده است، حدود دو سوم متن خبر به مفاتیح الجنان و معرفی آن اختصاص دارد.
چرا؟ به همان دلیل که تا کنون مفاتیح الجنان 2 نوشته نشده است.

آیت الله جوادی آملی از جمله علمایی هستند که از سخنان ایشان درسهای زیادی میتوان گرفت. صبحهای زود از رادیو معارف مطالبی را در تفسیر قرآن کریم و پاسخ به شبهات مختلف مطرح میکنند که گاهی دست مایه بعضی از نوشته های من میشود. قبلا نیز از این موارد آورده بودم. اینهم بعضی از درسهای دیروز:
===================
عقل نیز پیغمبر خداست و فردای قیامت از انسان بازخواست میشود اگر به فرمان عقل رفتار نکرده باشد. چیزی را که عقل میگوید دین هم میگوید. فتوای عقل ملاک است. البته قیاس((فکر کنم منظورشان قیاس فقهی یا همان تمثیل در منطق است)) عقل نیست.
انسان به دل بسته است. شبهه چه بخواهیم چه نخواهیم انسان را ساکت میکند. برای همین نباید به جایی رفت که شبهه بسیار است و عالمی برای پاسخ گفتن نیست. اگر پاسخ گفته شود و عقل مطرح باشد دیگران نیز می پذیرند همانگونه که ما پذیرفتیم.
عقل و اجماع و کتاب و سنت منبع شرع است. حکم شرع را از اینها در می آورند.
دین را از عقل و علم و سیاست جدا میکنند٬ بعد میگویند ذین چیزی ندارد. علم و عقل منبع دین است. سیاست در متن دین است.
عقل و نقل در برابر هم و دو بال دین شناسی هستند.
جمعه ۱ اسفند ۱۳۸۴
قرآن کریم و حدیث یا سخن معصوم در فرهنگ مذهبی شیعیان جایگاه ویژه ای دارند. امروز ترک عادت کنیم و قرآن و حدیث بنویسیم از کتاب ارزشمند و به یاد ماندنی الحیات اثر عالم فرزانه استاد محمدرضا حکیمی که امروزه جوانان چندان شناختی از او ندارند و آثارش خوانده نمیشوند نقل می کنیم و امیدواریم استاد معظم هر جا هستند شاد و موفق باشند.
الفصل السابع(الحیات جلد اول)
فهم الدین و ادراکه
الکتاب
۱. و ما کان المومنون لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهو فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون (سوره توبه / ۱۲۲)
الحدیث
۱. الامام علی ع: ایها الناس! لا خیر فی دین لا تفقه فیه ... (البحار ۷۰ / ۳۰۷)
۲. الامام علی ع: المتعبد علی غیر فقه کحمار الطاحونه٬ یدور و لایبرح(الاختصاص/۲۳۸)
۳. الامام الصادق ع: لو اتیت بشاب من شباب الشیعه لایتفقه٬ لادبته(البحار ۱ / ۲۱۴)
۴. الامام الصادق ع: لیت السیاط علی رووس اصحابی حتی یتفقهوا فی الحلال و الحرام (البحار ۱ / ۲۱۴)
۵. الامام الکاظم ع: تفقهوا فی دین الله٬ فان الفقه مفتاح البصیره٬ و تمام العباده٬ و السبب الی المنازل الرفیعه٬ والرتب الجلیله٬ فی الدین و الدنیا. و فضل الفقیه علی العابد کفضل الشمس علی الکواکب٬ و من لم یتفقه فی دینه لم یرض الله له عملا (تحف العقول / ۳۰۲ - ۳۰۳)
