لینک مطلب:
خاتمی همچنین در پاسخ به سئوالی در خصوص پرونده سازی و تخریب های صورت گرفته علیه او و یارانش اظهار داشت:«پرونده سازی، تهمت زدن و تخریب نه تنها بر علیه من نیست که تجربه ثابت کرده است که این تخریبها و تهمت زدن ها همیشه نتیجه معکوس دارد، اگر فردی را بی دین می نامندش اتفاقا مردم دیندار، به بی اساس بودن این ادعا پی می برند و به او رای می دهند و باید تاکید کنم که صلاحیت را ملت تائید می کند.»
لینک مطلب:
اقدامات شگفت انگیز دولت نهم تمامی ندارد.این دولت هر کاری بخواهدانجام می دهد و به هیچ کس هم پاسخگو نیست٬راه ندادن مهدی کروبی که سالها رئیس مجلس شورای اسلامی و از شخصیت های پر نفوذ نظام محسوب می شود٬به دانشگاه همدان از آن اتفاقات نادری است که هر تحلیلی را سالبه به انتفاع موضوع می کند٬چرا که خود خبر گویای همه چیز است.دولتی که در سفرهای استانی از همه امکانات برای تبلیغ خود استفاده می کند با بهانه و بی بهانه کوچکترین روزنه ای برای رقبایش باقی نمی گذارد تا با مردم سخن بگویند.
پاتک مهدی کروبی هم نشان داد او می داند چطور این محدویت را به نفع خود مصادره کند.پشت در ماندن بیش از صد سخنرانی بازتاب بیشتری می یابد و اقدامی که قرار بود فضا را به ضد او تنگ کند توجه گسترده افکار عمومی را برایش به ارمغان آورد.این اقدام نشان می دهد اصلاح طلبان درانتخابات راه دشواری را در پیش دارند و بسیار تدبیر٬خلاقیت و همراهی سخت کوشانه افکار عمومی را می طلبند تا این راه دشوار را آهسته آهسته بپمایند و با تنی خسته به مقصد برسند.ستادهای انتخابات باید راههای شناخته شده را فراموش کنند و با خلاقیت تیم رئیس جمهوری فعلی را در عرصه تبلیغات غافلگیر کنند.
بنظرمی رسد نامزدهای دیگر اصلاح طلب از جمله محمد خاتمی٬میرحسین موسوی و...باید تاحدودی قید سخنرانی های رسمی را بزنند و بطور بی واسطه هر جا مردم حضور دارند٬حاضر شوند و با آنها در کوچه و خیابان هم سخن شوند.این اقدام می تواند موجی را برانگیزد که شور انتخاباتی را تا اعماق جامعه بکشاند.با این اقدام دولت به ناچار عقب خواهد نشست و در مراکز رسمی و شناخته شده را به روی رقبا باز خواهد کرد.در بعضی از کشورها نامزدها و هوادارهایشان به در خانه های مردم می روند و می کوشند آنها را اقناع کند.این اتفاق اگر به سود دولت نباشد با داغ شدن فضای انتخاباتی کل نظام از آن سود خواهد برد و مناقع آنرا دیپلماتهای ایرانی در مذاکرات دشوار سیاسی فرامرزی حس خواهند کرد.
لینک مطلب: جهت گیری مردمی آقای کروبی در انقلاب بر همگان آشکار است و انگیزه راه اندازی مجمع روحانیون مبارز نیز در همین راستا است. خوشبختانه برخی گروه ها که در انتخابات گذشته به سمت تحریم رفته بودند امروز معتقدند که باید حضوری جدی در انتخابات داشته باشند و این امری است مثبت که باید از آن استقبال شود
دیدار آقای کروبی با دانشجویان محصور مستقر در دانشگاه بوعلی همدان در حالی صورت می گیرد که به دستور ریاست این دانشگاه برای عدم حضور ایشان به دانشگاه درب ها بسته شده است. آیت الله کروبی در پشت نرده های دانشگاه سخنرانی می کند
کروبی :
دانشگاه مرکز تضارب و تبادل افکار است ، محیطی است که در آن گرایش های مختلف فلسفی ، علمی و اعتقادی مطرح می شوند. مقام معظم رهبری نیز همواره تاکید دارند که دانشگاه باید سیاسی باشد
در نظامی که قرار بود مخالفین هم بتوانند در دانشگاه حاضر شوند امروز یاران امام را هم راه نمی دهند !
لقمانیان:
طبیعی است که وقتی مسئولی جدید بر سر کار می آید برخی از برنامه ها را ادامه و برخی دیگر را متوقف می کند من تلاش می کنم کابینه ای کم نظیر یا بی نظیر با بهره گیری از نیروهای مجرب و صاحب نظر تشکیل دهم . وی افزود: احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی و پرهیز از سخنان نسنجیده در سطح بین المللی که موجب هزینه های هنگفتی برای کشور می شود از جمله این برنامه ها است
امام جمعه همدان:
تیتر یادداشت را تغییر دادم
لینک مطلب:
امروز باز هم دانشکده فنی و باز یکی از چهره های مطرح برای کاندیداتوری ریاست جمهوری.
در توانایی و قدرت میرحسین موسوی کسی (چه چپ و چه راست) شکی ندارد، او در کارنامه هشت ساله خود (همچون خاتمی) نقاط قوت بسیاری دارد و به یاد بسیاری مانده و در تاریخ نیز ثبت شده، و آنچه امروز از صحبت هایش می شد برداشت کرد نوعی اتحاد ملی برای پیشبردن کشور و دوری از مرز بندی های اصلاح طلبی و اصول گرایی بود.
میرحسین در سخنان خود از نقاط مثبت هر دو طیف دفاع کرد، از انرژی هسته ای و ارزش هایی همچون شهدا تا آزادی های مشروع و عدم توقیف روزنامه ها و بها دادن به عزت مردم ایران و ... . در واقع میرحسین تابویی را شکست که طی این سالیان هیچ کس جرات شکستن آن را نداشت، هیچ کس نمی توانست خود را هم در این طیف بداند و هم در آن طیف.
موسوی ایده بسیار به جایی هم مطرح کرد : به مردم رجوع کنیم ! از آن ها کمک بخواهیم ! همچنان که طی هشت سال جنگ این مردم بودند که کمک می کردند ...
هر چند با وجود تمام این توصیف ها، به گمان من همچنان خاتمی بهترین گزینه برای ریاست جمهوری است، و همواره باید حسرت این را داشته باشیم که چرا دو چهره (همچون خاتمی و موسوی) نمی توانند در یک دولت هم زمان حضور داشته باشند ؟ و یا حتی چند چهره (مثلا خاتمی به عنوان رئیس جمهور، میرحسین، کروبی، قالیباف و ... به عنوان وزرا) یعنی مهره های قدرتمندی که هر یک می توانند به عنوان یک رئیس جمهور باشند، در یک کابینه گرد هم بیایند ... واقعا دولت قدرتمندی خواهد بود.
در حاشیه :
به لطف دوست عزیزمان توانستم وارد سالن بشوم و جلوی ردیف اول روی سکو بنشینم ! (در تصویر مشخص کرده ام).

خیلی از دوستان قدیمی و اساتید بزرگوار را در این مراسم دیدم. خوشحالم که انتخابات مجالی است برای انجام یک کار منسجم و متحد برای رسیدن به یک آرمان.
لینک مطلب:
• ظرفیت سالن برگزاری مراسم، ساعاتی پیش از آغاز مراسم تکمیل شد.
• به دلیل استقبال گسترده دانشجویان از حضور مهندس موسوی و درخواست جهت حضور در سالن، درب سالن باز و تعداد زیادی از دانشجویان بر روی زمین به سخنرانی مهندس موسوی گوش می دادند.
• سالن رجب بیگی جهت پوشش مراسم از طریق ویدئو کنفرانس برای افرادی که قادر به حضور در سالن نبودند، پیش بینی شده بود.
• همزمان با ورود میرحسین موسوی به محل برگزاری مراسم، جمعیت با شعارهای “صل علی محمد، یار خمینی آمد”، “درود بر موسوی، سلام بر خاتمی” و خواندن سرود “یار دبستانی” از ایشان استقبال کردند.
• در هنگام پخش نماهنگ، جمعیت با دیدن تصویر مهندس موسوی به شدت شروع به تشویق کرد.
• پخش تصویری از مهندس موسوی به همراه جناب آقای خاتمی که ایشان را در حال دریافت نشان از آقای خاتمی نشان می داد، سالن را از شت تشویق، به مرز انفجار نزدیک کرد.
• حاضران در سالن با دیدن تصاویری از فاجعه ۱۸ تیر در کوی دانشگاه تهران شروع به هو کردن و سر دادن شعار علیه عاملان این فاجعه کرد.
• جمعی از دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک با در دست داشتن عکس همکلاسی های دربند خود، خواستار آزادی آنان بودند.
• طرحی از مهندس موسوی که با ذغال کشیده شده بود، توسط ستاد نسیم در بین جمعیت پخش شد.
• سخنان میرحسین موسوی با تشویق شدید حضار همراه بود به طوری که بارها بدلیل تشویق دانشجویان و سر دادن شعارهای “درود بر موسوی” سخنان مهندس موسوی قطع شد.
• در پایان مراسم مهندس موسوی از طرف انجمن اسلامی دانشگاه تهران لوح های تقدیری به دانشجویان فعال انجمن اسلامی اهدا کرد.
• این مراسم با وجود استقبال گسترده دانشجویان و اساتید در آرامش کامل برگزار شد.
موسوی در ابتدای صحبتهای خود در جمع دانشجویان اظهار کرد: هیچ محفل و هیچ جمعی به اندازه چنین محفلی در من ایجاد احساس حسرت و هجران نمی کند. وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم که چه بسا بهترین مقطع تاریخ زندگی من زمانی بود که با یک عده جوان و دانشجوی دیگر با انگیزه های دینی ، معنوی و ملی در انجمن اسلامی فعالیت می کردیم.
وی موضوع سخنرانی خود را به دو بحث راز دوام نهاد انجمن های اسلامی و دوم وضعیت جامعه تقسیم کرد و درباره موضوع اول گفت: یک نگاه مجدد به تاریخ تاسیس انجمن های اسلامی، دلایلی که این امر را ممکن ساخته که انجمن ۶۶ سال دوام پیدا کند را روشن میکند و این امر میتواند به ادامه راهی که در پیش داریم کمک نماید.
به گزارش ایسنا عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با ذکر یک مثال و استعاره اظهار کرد: زمانی در مسافرتی که به ایتالیا داشتم از واتیکان دیداری کردم در آنجا مجسمه ای دیدم و روی آن دقیق شدم. این مجسمه نیم تنه ای مرمری بود که دو سر داشت و هر سر به یک سو نگاه می کرد وقتی عنوان مجسمه را نگاه کردم مربوط به یکی از اساطیر یونانی به اسم ژانوس است که خدای دروازه ها، مرزها و پل هاست. از نظر استعاری فرهنگ جهانی و فرهنگ غربی این مجسمه معمولا درست در نقطه ای که دو مساله مخالف و متضاد به هم می رسند قرار می گرفت. این مجسمه میتوانست هم به گذشته نگاه کند و هم به آینده. هم به ظلمت نگاه کند و هم به نور.
مهندس موسوی اضافه کرد: انجمن های اسلامی یک طبیعت ژانوسی دارند و معجزه انجمن اسلامی این است که مسایل متضاد را یک جا جمع کرده است. به طوری که تضعیف هر کدام از این وجوه موجب تضعیف انجمن های اسلامی میشود.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به تاسیس انجمن های اسلامی در ۶۶ سال قبل گفت: پیش تر دانشگاه دروازه ای برای نگاه کردن به تحولات جهانی بود ولی با ایجاد انجمن های اسلامی همه متوجه شدند که در این محیط نگاه دیگری که بتواند تحولات را در کنار اعتقادات بنشاند میسر است و انجمن های اسلامی نیز براین اساس تشکیل شده است.
وی به دو چهره انجمن های اسلامی اشاره کرد و افزود: یک چهره ، چهره ای است به سنت ها و دین نگاه می کند و چهره ای است که قرابت زیادی با نهادهای دینی دارد و چون زمینی مبارک از آنها تغذیه می کند.چهره دوم انجمن های اسلامی نگاهی به جهان دارد. جمع کردن این دو نگاه و دو جهت در یک نهاد یک معجزه است و این مانند همان برخورد سنت و تجدد است.
مهندس موسوی در ادامه اظهار کرد: ما از یک سو یک جنبه دینی و سنتی داریم که از آن طریق این انجمن قوت می گیرد و از حمایت مردم تغذیه می کند و از تجربیات نهادهای سنتی بهره مند میشود. از یک طرف هم نگاه خود را تغییر و تحولاتی باز می کند که جهان را دگرگون می سازد و چهره ژانوسی انجمن های اسلامی در همین جا ظهور می کند.
میرحسین موسوی با اشاره به نظر امام خمینی(ره) مبنی بر این که همه تحولات از دانشگاه شروع می شود اضافه کرد: چه بسا نظر حضرت امام(ره) ناظر بر همین چهره دو گانه باشد. اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم اکثر آنچه به جامعه منتقل می شود از طریق انجمن های اسلامی بوده است. این انجمن توانسته است ظرفیت های عظیم دینی را به جامعه علمی منتقل کند.
مهندس موسوی با مقایسه وضعیت دانشگاه ها از ۱۳۲۱ تاکنون تصریح کرد: انجمن های اسلامی سهم بالایی در دیده شدن فضای دانشگاهی داشته اند. از قدیم هر گاه مشکلی برای کشور ایجاد می شد ، صف اول طلایه داران را دانشجویان تشکیل می دادند.امکان این تاثیر به دلیل اعتمادی است که مردم به فرزندان خود در این انجمن ها داشته اند؛ اعتمادی که موجب شد انقلاب اسلامی در کشور پیروز شود. مردم بی دلیل در جایی سرمایه گذاری نمی کنند و مردم در جایی که تردید دارند نیز سرمایه گذاری نخواهند کرد و بدین ترتیب حامی جریان هایی که پشت به نگرش و جهان بینی آنها کند نمی شود.
موسوی با بیان این که انجمن های اسلامی توانسته اند در نهادهای سنتی ، دینی در رابطه با روحانیت ، مساجد و هر گروه مذهبی نقش بالایی را برای روشنگری و دگرگونی ایجاد کنند تصریح کرد: هر کدام از این چهره ها تضعیف شود ، انجمن اسلامی قدرت خود را از دست می دهد.
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در تشریح این مطلب خاطرنشان کرد: به محض این که تکیه براعتقادات دینی در این انجمن ها کم شود نه تنها اعتقاد مردم به این نهاد کم می شود بلکه این نهاد نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد.درعین حال به محض این که آن چهره نگاه نو به جهان از دست برود نیز انجمن ها تبدیل به جمع متحجر بسته ای می شوند که نمی توانند نقش خود را بازی کنند.
وی با تاکید بر این که توان انجمن های اسلامی در همین نگاه دو گانه است تصریح کرد: یکی از معجزات چنین نهادی این است که درست در نقطه مرزی می تواند دو جریان به ظاهر متضاد را جمع کند. نقش انجمن ها در این رابطه نظیر نقش مرزداران است، مرزدارانی که از مرزهای قلمروی اسلامی دفاع می کنند و البته نقش دانشجویان از نقش این مرزداران کیفی تر است، کمتر نهاد و جمعی پیدا می شود که در چنین نقاط حساسی ایستاده باشد.
لینک مطلب:
اتفاقات تلخ و تند هفتههای اخیر در قاموس سیاسی کشور در شرایط فعلی قبل از انتخابات قابلیت تحلیل ویژهای دارد. مرکز دینی صوفیان در اصفهان – که بیآزارترین گروه مذهبی هستند و مبنای اعتقادی آنان بر اساس صلح و صفا بنا شده است – و دستگیری تعدادی از آنان، القاء ذهنی دین و مقدسات ستیزی در سخنان آقای آقاجری و اخیرا در سخنان آقای مجتهد شبستری که با تکذیب هر دوی آنان همراه بود و بسیج بلافاصله و دستپاچه مردم به بهانهی نقل سخنان دروغ از این شخصیتها و مهمتر از همهی اینها، اتفاقات تلخ دانشگاه امیرکبیر که هم با دستگیری و زد و خورد با دانشجویان همراه بود و هم در رقابتهای سیاسی، شهیدان که سرمایهی ملی و ارزشی تاریخی کشور بودند مورد سوءاستفاده قرار گرفتند و جسد بلندآوازهشان به حقیر خواستههای سیاسی بدل شد، همه نشان از ساخت مصنوعی فضایی دارد که میخواهد بخشهایی از جامعه را رادیکال کند تا آنان به خاطر این فضا، به ناامیدی از اصلاح شدن سیستم پناه ببرند و مردم به هراس از آینده مبتلا شوند و متولیان قدرت با سرکوب این مجموعهها، کسانی را که ممکن است به رقیبان اصلاحطلب رای دهند از صحنهی انتخابات بیرون برانند. این فضاسازی را در فرهنگ عامی به دعوا بر سر لحاف ملا تعبیر میکنند اما صد افسوس که در این دعوا و در کنار لحاف ملا، افراد زیادی مورد ستم قرار میگیرند، دستگیر میشوند و یا آسیب میبینند. دانشجویان ستمکشیدهی امیرکبیر نمونهی آخر آنان است. آسیب دیدن جایگاه والای شهیدان هم نمونهی دردناک دیگر آن.
لینک مطلب:
ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند
عماد افروغ گفت: دموکراسی دینی که انقلاب اسلامی برای تحقق آن به وقوع پیوست ضمن اینکه حق مردم را به رسمیت می شناسد، بر محدودیت حق اصحاب قدرت تاکید دارد. به گزارش ایسنا، این استاد دانشگاه که در چهاردهمین نشست هنر، فلسفه و ادبیات سخن میگفت، تصریح کرد: باید توجه داشت یکی از شاخصهای مهم و بسیار اساسی مردمسالاری دینی چرخش اصحاب قدرت است؛ چرا که در غیر این صورت جامعه به سمت انحراف و فساد سوق داده میشود.
وی افزود: ایجاد فضای نقد در سطح جامعه جز با دموکراسی دینی محقق نخواهد شد که در این زمینه سعه صدر مسئولان و مدیران لازم است و البته فضای نقد نیز نباید به گونهای باشد که در آن بیانصافی و لاقیدی موج بزند. افروغ همچنین با اشاره به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران و اصالت این جنبش، گفت: به واقع این جنبش حرکت در مسیر آزادی و روشنفکری و برای کل جامعه آگاهیبخش بوده است.
وی اضافه کرد: اگر جنبش دانشجویی کارکرد اصلی خود را که همانا حرکت در مسیر آزادگی است از دست دهد و خود را به احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی خارج از دانشگاه متصل کند به یک هژمونی و ابزار قدرت تبدیل خواهد شد که در این صورت دیگر جایگاه و پایگاه اصلی خود را نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه در پایان از نپرداختن دانشگاهها به نواندیشی انتقاد و خاطرنشان کرد: متاسفانه اداره متمرکز دانشگاهها باعث شده این مراکز محافظهکارتر شوند
لینک مطلب :
انجمن اسلامی دانشگاه گرگان ضمن انتشار نامه ای این عمل هیات نظارت دانشگاه را محکوم نمود
لینک مطلب از وبلاگستان:
انتخابات نمادین ریاست جمهوری در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران امروز (شنبه، 10 اسفند 1387) با حضور 238 نفر از دانشجویان این دانشکده برگزار شد و نتیجه آن به شرح ذیل اعلام شد :
خاتمی : 145 رای - (61 درصد)
موسوی : 32 رای - (13,2درصد)
احمدی نژاد : 28 رای - (12 درصد)
کروبی : 15 رای - (6 درصد)
قالیباف : 11 رای - (5 درصد)
لاریجانی : 2 رای - (0.8 درصد)
آرا سفید : 5 رای - (2 درصد)
دانشجویان در جامعه ای که از نظر سیاسی تکلیفش روشن است و دارای احزاب سیاسی موثر و دولت پاسخگو است، در جناح بندی های سیاسی به عنوان دانشجو فعالیت خاصی ندارد و بیشترین فعالیتش متوجه فعالیتهای علمی و دانشگاهی است.
اما در جهان سوم و کشورهای به اصطلاح عقب افتاده یا عقب نگهداشته شده وضعیت متفاوت است. دانشجویان از آن جهت که فکر میکنند و میدانند چه بر سرشان می آید، نسبت به سرنوشت مدیریتی جامعه، به نمایندگی از مردم حساس هستند وعکس العمل نشان میدهند. هرچه احزاب و گروههای سیاسی در جامعه موثرتر شوند، از نقش گروههای صنفی و غیرحرفه ای و حتی از حضور گروههای پنهان و مافیایی قدرت کاسته میشود.
در کشورهای جهان سوم، رو در رو قرار گرفتن اقشار اجتماعی در برابر یکدیگر طبیعی است. شاه و حامیان و یارانش سعی میکردند رژیمی بنا کند که مردم حساب کار خود را داشته باشند و در امور حکومت دخالتی نکنند. با قدرت نظامیان آمدند و با نظامیان و کشتار مردم و دستگاه امنیتی زیر نظر نظامیان، بر کشور حکومت میکردند.
اما امام خمینی در مبارزه با همین شاه، اجازه نداد که نظامیان به عنوان یک قشر در برابر اقشار دیگر مردم چون دانشجویان و اساتید و روحانیون و غیره قرار بگیرند و شعار همه با هم و ارتش برادر ملت است را به مردم آموخت.
دفن پیکرهای پاک شهدا در دانشگاهها موضوع و پروژه ای جدید است که با حمایت بسیج و نهادهای ذی ربط اجرا میشود. دیروز بخش حساسی از این پروژه در دانشگاه پلی تکنیک که دانشجویان آن بیشترین حساسیت را در این زمینه نشان داده است، اجرا شد. تصاویر اجتماع موافقین و مخالفین این ماجرا، حکایت از اهمیت موضوع و احتمالا تداوم داستان دارد.
این طرح در گذشته و طول دفاع مقدس اجرا نمیشد و طرح آن در سالهای اخیر حتما بر اساس ملاحظاتی بوده است که انتشار دلایل چنین تصمیمی و تلاش برا اغنای افکار عمومی و از سوی دیگر عدم بزرگنمایی چنین موضوعی از سوی معترضین به آرامش جامعه دانشگاهی کمک خواهد کرد.
تا اینجا معلوم است که هر دو گروه از برخورد بر سر این موضوع به شدت استقبال میکنند. خدا بخیر کند
آیا واقعا این اخبار مربوط به دستگیری تعدادی از دانشجویان فعال سیاسی دروغ است؟!
آیا خبر اعلام انحلال دفتر تحکیم وحدت توسط دولت یا وزارت علوم و کشیده شدن بحث ها به رسانه ها و مجلس دروغ است؟!
این دانشجویان چه میخواهند و چه میکنند که نتیجه اش درگیری و بازداشت و زندان است؟!
یعنی مشکلی وجود ندارد؟!
یا اگر مشکلی وجود دارد، بهترین راه حل همین بازداشت هاست؟!
تجربه نشان داده که راه حل های پایدار با اندیشه و تلاش فکری افراد مجرب بدست می آید.
اگر شورایعالی انقلاب فرهنگی از طرف حکومت و احزاب و گروههای سیاسی سرشناس و مقبول و مطرح کشور از طرف مردم، برای بررسی و ارائه راه حل مشکلات موجود تلاش کنند، قطعا نتیجه ی بهتری بدست می آید.
شرایط خوبی نیست. نه برای دانشجویان و نه برای مردم و نه برای حکومت.

دفتر تحکیم وحدت موضوع بحث های روز است:
درگیری های دانشجویان عضو یا هوادار انجمن های اسلامی دانشجویی در شهرهای مختلف و ارتباط آنها با تشکیلات مرکزی دفتر تجکیم وحدت و بازداشت ها و محکومیت ها و مجازات و بیانیه و مصاحبه و اقلیت و اکثریت و تغییر ایدئولوژی و دولت اصلاحات و دولت احمدی نژاد و بسیاری از موضوعات دیگر
دفتر تحکیم وحدت در حال یک عمل گسترده و هماهنگ است. حداقل از اخبار چنین بر می آید. اگر چنین است، مناسب و لازم است که دفتر تحکیم وحدت نسبت خود را با گذشته و هویت و مناسبات اش با موضوعات و غیره را دوباره تبیین کند یا اگر برای خودشان روشن است برای دیگران نیز روشن کنند تا مشخص شود مسیری که میروند چقدر با خواست های عمومی مردم یا دانشجویان یا حداقل تشکل های عضو آن هماهنگ است و نسبت جریانات دیگر با فعالیت های آنها چیست.
فعالیت های اخیر دفتر تحکیم وحدت ( طیف علامه ) که ظاهرا اکثریت انجمن های اسلامی سراسر کشور را شامل میشود، شدیدا تحت فشار است. شاید تصور شود که زمان مناسبی برای پرسش های هویتی و نسبت و مناسبات با جامعه و حاکمیت نیست ولی بنده به گونه دیگری فکر میکنم.
آنچه امروز در حیطه روابط تشکل های دانشجویان با دولت اتفاق می افتد بر شکل گیری هویت سالهای آینده ی این تشکل ها موثر است.
لینک مطلب از وبلاگستان:
شاید خبری مثل خبر دیروز تلنگری بود که به ارزش زندگی فکر کنم و اینکه چقدر رشته های اتصال ما به زندگی محکم می تواند باشد. وقتی صبح در دانشکده شنیدم که یکی از بچه های خوابگاهی دانشکده دست به خودکشی زده، آن هم بعد از یک درگیری لفظی با یک استاد که نهایتش می شود توبیخ با درج در پرونده و وقتی شنیدم که در دوران نامزدی هم بوده، غمگین شدم و به درسهای زندگی و ربطش با مرگ فکر کردم.
چطور می شود که ارزش زندگی تا بدین حد پایین می آید و امیدمان به بودنی تاثیرگذار به یکباره فرومی ریزد و حتی تحمل این بودن را نیز نمی کنیم؟ تازگی ها به هرکس که می رسی از خودکشی حرف می زند. خودکشی دیگر مذموم نیست. خودکشی انتخاب فرد است برای ماندن یا رفتن. اما دلایل این انتخاب بسیار جای بررسی دارد.
از دیروز دائم به این مسئله می اندیشم ! امید که این دانشجو هم بتواند به دنیای سلامتی باز گردد.
لینک خبر:
عبدالله نوری گفت: «براندازی در واقع مختص سیستم هایی است که یا مستقر نیستند یا احساس استقرار نمی کنند و از این بابت نگران اند وگرنه یک نظام مستقر هیچگاه خود را متزلزل معرفی نمی کند که ممکن است در آن براندازی نرم و یا زبر اتفاق بیافتد»
فعالان دانشجویی و سیاسی که در دوران جوانی به سر می برند بایستی همواره سعی کنند به دنبال ارزیابی صحیح و درست مسایل باشند و از مطلق انگاری و نگاه سیاه و سفید به مسایل روز و یا تاریخی با نگرش های افراطی و یا تفریطی بپرهیزند و همه مسایل به ویژه مسایل تاریخی را در ارتباط با شرایط و ویژگیهای خاص زمان خودش بررسی نمایند. یکی از اشکالات جدی امروز نیز مطلق انگاری است از هر دو سو، چه مقدس انگاری مطلق و چه سیاه انگاری مطلق، گاهی تعریف و تمجید ها مطلق می شود و گاه نقدها هم به گونه ای می شود که شاید سیاه تر از آن قابل تصور نباشد. توصیه می کنم که از گذشته خود ما عبرت بگیرید، ما دچار همین مشکل بودیم از دوران مبارزه تا پس از پیروزی انقلاب آنچه که برای ما مقدس می شد گاهی نقد ناپذیر می گشت و آنچه را معیوب می دانستیم چه بسا غیر قابل اصلاح می پنداشتیم. در قضاوت ها به یکباره سی سال جمهوری اسلامی را سیاه و یا سفید جلوه ندهیم، زیرا مطلق گرایی انسان را به انحصار طلبی سوق می دهد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
لینک خبر:
سخنگوی قوه قضاییه علت بازداشت دانشجویان دانشگاه شیراز را توهین به مسئولان اعلام کرده است اما داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس و نعمت احمدی وکیل دادگستری معتقدند چنین اتهامی شاکی خصوصی می خواهد و مشمول بازداشت موقت نمی شود.
طی روزهای گذشته 12دانشجوی دانشگاه شیراز بازداشت شدند که تاکنون 5 تن با قید وثیقه آزاد شده ولی 7 نفر از آن ها کماکان در بازداشت به سر می برند.
سخنگوی قوه قضائیه در نشست هفتگی خود در مورد دانشجویان دستگیر شده گفت: چندین تن از دانشجویان به دلیل افترا و توهین دستگیر شدند که پرونده آنها در دادگستری شیراز مطرح است و برای 4 نفر قرار وثیقه صادر شده که به دلیل عدم تامین این وثیقه در حال حاضر در بازداشت به سر می برند و همچنین یک نفر در بازداشت موقت است.
سعید خلعتبری، احمد کهنسال، عنایت تقوی، هادی الم لی، آرش روستایی، حمدالله نامجو و آلما رنجبر ۷ دانشجوی دانشگاه شیراز هستند که تاکنون آزاد نشده اند.
با این وجود سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس معتقد است: «بازداشت افراد به این دلیل، امری غیر متعارف است که سابقه نداشته و با قوانین موجود در کشور نیز در تعارض است. باید اصل بر آزادی بیان باشد که مردم به راحتی نظرات و دیدگاه های خود را بیان کنند و شهروندان باید این حق را داشته باشند که در مورد مسئولین اظهار نظر کنند.»
داریوش قنبری به خبرنگار فرارو می گوید: «اینکه کسی اعلام کند از مسئولی خوشش نمی آید و به خاطر آن بازداشت شود تاکنون سابقه نداشته است. اگر اینگونه باشد که هرکسی که اظهار نظری می کند با او برخورد شود، معنای آزادی بیان در کشور پوچ می شود.»
نماینده مردم ایلام در مجلس در خصوص برخورد با دانشجویان خاطر نشان کرد: «در طول سه سال گذشته از جانب دولت محدودیت هایی برای دانشجویان مشاهده شده است و امیدوارم قوه قضاییه در این قضایا به عنوان داور بی طرف عمل کند چراکه همه دلسوزان نظام معتقدند که آزادی بیان باید در دانشگاه ها حاکم باشد تا انسداد سیاسی پدیدار نشود.»
نعمت احمدی در خصوص اتهامات این دانشجویان که سخنگوی قوه قضائیه مطرح کرده است به خبرنگار فرارو می گوید: «چون کلمه مسئول، عام است و مصادیقش مشخص نیست. اول باید مشخص شود مسئول چه کسی است، از طرف دیگر توهین به مسئول شامل بازداشت موقت نمی شود حتی اگر توهین به رئیس جمهور باشد.»
وی افزود: «برای چنین مسئله ای نیاز به شاکی خصوصی است. توهین شامل الفاظ رکیک است و اینکه کسی بگوید من کسی را قبول ندارم توهین نیست.»
این وکیل پایه یک دادگستری ادامه داد: «من در دوران آقای خاتمی مقاله نوشتم که آقای خاتمی من به شما رای دادم اما چون شما این عمل را انجام دادید رای خود را پس می گیرم و دیگرشما را قبول ندارم. بارها هم گفته ام که به آقای احمدی نژاد رای نداده ام و عملکرد او را قبول ندارم. اینها انتقاد است و توهین نیست.»
او ابراز عقیده کرد: «میزان آرای رئیس جمهور مشخص است و کسانی که به او رای نداده اند یعنی ایشان را قبول ندارند. حال باید همه اینها را زندانی کرد؟»
قنبری نیز همچون نعمت احمدی معتقد است: «اگر هم به کسی توهین شده باشد خود وی باید اقامه دعوا کند و اینکه مدعی العموم از جانب افراد اقامه دعوا کند تاکنون سابقه نداشته است و با قانون در تعارض است، چراکه قوانین ما چنین اجازه ای به مدعی العموم نمی دهد.»
سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس افزود: «اینگونه اعمال با توصیه های مقام معظم رهبری نیز در تعارض است، ایشان بارها تاکید کرده اند که دانشگاه ها باید سیاسی باشند و برخورد با دانشجویان خلاف بیانات مقام معظم رهبری است.»
قنبری همچنین وعده داد فراکسیون اقلیت وضعیت دانشجویان با زداشتی را پیگیری می کند. به گفته قنبری: «فراکسیون همواره در جهت حمایت از فعالیت های سالم دانشجویی فعال بوده است و مخالفت خود را با برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان ابراز داشته و در جهت کمک به آنها هرچه در توان داشته انجام داده است، چرا که معتقدیم ایجاد فضای بسته در دانشگا ها به ضرر کشور است و ما در آینده نیز در جهت دفاع از فعالیت های سالم دانشجویی گام برخواهیم داشت.»
گفتنی است در مهر ماه امسال هنگامی که علی لاریجانی برای سخنرانی به دانشگاه شیراز رفته بود یکی از دانشجویان بازداشت شده با اعتراض به رد صلاحیت برخی از کاندیداها گفت که لاریجانی را به عنوان رئیس مجلس به رسمیت نمی شناسد، او همچنین با اشاره به عملکرد محمود احمدی نژاد گفت: من از او بدم می آید.
به نظر میرسد که در آستانه انتخابات آینده ریاست جمهوری تحرکات دانشجویی به نوعی فروکش یا در واقع تغییر کند. ضربه ناشی از برخوردهای بی ملاحظه و یا کم ملاحظه به وجود آمده به فرصتی برای درک و تبدیل به تجربه برای طرفین تبدیل خواهد شد و مسائل دانشجویان از سطح خواستهای صنفی یا بومی به سطح مسائل عمومی مطرح شده در آستانه انتخابات تغییر می یابد.
تنها در صورت افزایش ملاحظات طرفین و رعایت اصول مرتبط با امنیت ملی، تعامل مناسب تری شکل خواهد گرفت. دانشجویان ضمن اینکه حقوقی دارند که به آنها توجه نشده است و بایستی به آنها برسند و به عنوان قشری روشنگر و پیشرو در صحنه مطالبات حضور داشته باشند، بایستی به ملاحظات امنیت ملی نیز توجه کنند.
==============
گروهی چند صد نفره از دانشجویان منتسب به جریانات تند رو سیاسی کشور با حفظ پوشش رعایت امنیت ملی، و احیانا به دلیل حفظ رابطه ارگانیک با ارکان قدرت، گاهی اقدامات خلاق قاعده ای میکنند که موجب عذرخواهی و شرمندگی دستگاه دیپلماسی کشور میشود ولی با اینحال با آنها مدارا و حتی از آنها حمایت میشود.
تشکل های دیگر دانشجویی نیز با رعایت اصول و مبانی امنیت ملی کشور بایستی از حق تحرک بیشتری برخوردار باشند و مانع ترشی ها جریانات موازی یا معارض می بایست کاهش یابد تا تحرکات آنها بستر آسیب گسترده اجتماعی نشود.
لینک مطلب از وبلاگستان:
ما که این همه سنگ ایران را به سینه می زنیم، به جز شعار دادن و داد و فریاد واقعا برای پیشبرد آن چه کرده ایم ؟ ... می توانیم از مغزهایی که فرار کرده اند این پاسخ را جویا شویم !
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
برخورد با دانشجویان و دانشگاهیان به شکلی بودکه من را مبهوت کرده است، کارهایی که صورت میگیرد بسیار عجیب و غریب است
نگاهی به اخبار کافی است که افزایش تحرک سیاسی دانشجویان جلب توجه کند.
من که دقیقا متوجه نشدم چه جوری اینجوری شده.
لینک خبر:
فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران از سوی هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی این دانشگاه به حالت تعلیق درآمد.
غلامحسین نوروزی دبیر هیئت نظارت بر تشکلهای اسلامی در دانشگاه تهران در گفتگو با فارس با اعلام این خبر گفت: فعالیتهای انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران تا زمان ارائه گزارش عملکرد اعم از اعضای شورای مرکزی، برنامهها، گزارش مالی و اعضای شورای عمومی به حالت تعلیق درآمده است.
وی افزود: فعالیتهای این تشکل پس از ارائه گزارش به حالت عادی برخواهد گشت.
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران با اخذ مجوز در سال 1385 فعالیت خود را در این دانشگاه آغاز کرد و تابستان سال جاری میزبان نشست سالانه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل بود که طی آن اعضای این اتحادیه از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
نوروزی در پاسخ به این سوال که آیا از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران نیز خواستار ارائه گزارش عملکرد شدهاید یا خیر؟ گفت: بله. ما از این تشکل نیز خواستهایم که گزارش خود را به ما ارائه کند.
وی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران نیز تا ارائه گزارش تعلیق خواهند شد، گفت: خیر.
اول فکر کردم وزارت کشور، این تشکل سیاسی دانشجویان را غیرقانونی اعلام کرده است. بعد دیدم نه وزارتخانه دیگری است.
لینک خبر:
سیاست > احزاب و تشکل ها - روابط عمومی وزارت علوم با صدور اطلاعیهای طیف علامه دفتر تحکیم وحدت را غیرقانونی اعلام کرد.
در اطلاعیه وزارت علوم آمده است:« روابط عمومی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری در پاسخ به اعتراضات صورتگرفته توسط اساتید، آحاد دانشجویان و تشکل های مختلف دانشجویی کشور درباره اطلاعیه شاخه علامه دفتر تحکیم وحدت پیرامون فاجعه خونبار غزه اعلام میکند که حرکت اخیر این طیف غیرقانونی محکوم است و به هیچ عنوان قابل توجیه نیست.»
لینک خبر:
وقتی از خروج دانش آموختگان دانشگاهها صحبت می شود بسیاری با این نگاه که سرمایه های انسانی کشور با شکایت از وضعیت کمی و کیفی آموزش عالی و مناسب نبودن شرایط برای ادامه تحصیل از کشور خارج شده اند، شروع به انتقاد می کنند و مسئولان نیز در هر فرصتی عملکرد آماری خود را با ارقامی از ظرفیتهای ایجاد شده در مقاطع مختلف تحصیلات دانشگاهی ارائه می کنند تا تلاش خود جهت ایجاد زمینه های مناسب برای کاهش جریان خروج از کشور داوطلبان آموزش عالی را اعلام کنند
در فعالیتهای مطبوعاتی و رسانه ای، انتشار اخبار دروغ یا راستی که به منافع ملی صدمه میزنند، طبق ضوابطی از نظر قانونی محدود شده است و تخلف از آنها موجب پیگرد است.
تا اینجا چندان مشکلی بنظر نمیرسد ولی وقتی تصمیم گیرندگان در باره ی زندگی و مرگ یک موجود زنده بنام روزنامه که زندگی بخشی از جامعه را از نظر اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تامین میکند، کشته میشود، یا بهتر بگویم: بدتر از کشته شدن، در سردخانه زنده زنده منجمد میشود، باید اظهار تاسف عمیق کرد.
قانونگذار به جهت رعایت مسائل خاص متهمان، هیئت منصفه در نظر گرفته است تا عدالت انسانی در پای دید خشک حقوقی قربانی نشود ولی افسوس که مسیر دیگری را می رویم.
به دلیل انتشار بیاینه و نظر یک تشکل دانشجویی مشهور، که با نظرات بسیاری من جمله بنده تطابق ندارد و حتی بتوان بابت انتشار بیانیه پیگیری قضائی نیز کرد، روزنامه ای که مواضعش روشن است، کلا فیلتر شود.
بر اساس سنت روزگار ما، اصولگرایان محترم، حوزه اطلاع رسانی اصلاح طلبان را محدود می فرمایند. بی تردید نتیجه منطقی چنین رفتارهایی است که به خداحافظی جامعه با جریان اصولگرایی می انجامد.
و جز خداوند فریاد رسی نیست.
زمانی که فرد و گروهی به حق یا ناحق تحت فشار است، سخن گفتن در باره آن دشوار است. به اجمال و کوتاه بگویم که:
میان دفتر تحکیم وحدتی که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت و مرکز فعالیت انجمن های اسلامی دانشجویان بود و در طول حدود بیست سال به اعتبار و آبرویی در افکار عمومی دست یافت با دفتر تحکیم وحدتی که پس از دوم خرداد و در جریان منازعات اصولگرایان و اصلاح طلبان، تغییر هویت داد و خارج از جریان اصلی اصلاحات شکل گرفت، تفاوت های اساسی و ماهوی وجود دارد. شاید یکی از دلایل اصلی ایجاد شکاف در دفتر تحکیم وحدت نیز به همین ناهمگونی اهداف اولیه و سابقه با عملکرد فعلی بر میگردد.
اینکه اقدامات کنونی دفتر تحکیم وحدت، درست یا غلط است موضوع دیگری است، ولی باید بدانیم که این موجود عزیز نیز مانند بسیاری از موجودات عزیز دیگر جامعه ما، تغییر هویت داده است.
دانشگاه در رژیم پهلوی سمبل مخالفت با استبداد و حامیان خارجی آن بود. ١۶ آذر ١٣٣٢ تنها یکی از نمونه های این مخالفت بود. تمامی نیروهای ملی یا مذهبی و حتی غیر مذهبی و کمونیست عمدتا نیروهای فعال ضد حکومتی خود را از محیط های دانشگاهی جذب میکردند و در مقابل الیگارشی و نظام سلطنت حاکم بر ایران عصر پهلوی، رابطه ی جدی و نزدیکی نداشت و همیشه نسبت به رفتار دانشگاه و دانشجو مشکوک بود.
بعد از انقلاب اسلامیی فعالیتهای زیادی به پشتوانه دانشجویان و دانشگاهیان شکل گرفت. چه در دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و چه در عرصه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، دانشگاه نقش مهمی را در برپایی نظام اجتماعی فعلی بازی کرد. در این میان همواره انتقادات و رقابتهایی میان دانشگاه و دیگر نهادهای جامعه بروز میکرد ولی هیچگاه دانشگاه در مقابل حکومت قرار نگرفت. حتی ماجرای کوی دانشگاه که میتوانست با غائله ی ضد حکومتی روزها بعد از آن پیوند بخورد، با برخورد منطقی و عاقلانه ی جریان اصلاحات و فاجعه خوانده شدن آن از سوی مقامات عالی کشور، به نوعی با حرکتهای داخل نظام یعنی اصلاحات پیوند خورد.
با اینحال تلاش برای رو در رو قرار دادن دانشگاه با نظام ادامه دارد و در این میان بیشترین سهم را فعالیت هدفمند بیگانگان یا فریب خوردگان داخلی ندارند، بلکه بیشترین سهم بر دوش تصمیماتی است که در رابطه با دانشگاه گرفته میشود و دانشگاه را در شرایط پر التهاب کنونی جامعه، رادیکالیزه میکند.
بنظر میرسد که اصولگرایان از دانشجو و دانشگاه قطع امید کرده اند و در صدد نادیده گرفتن و محدود کردن نقش آنها به حوزه ی مسائل علمی هستند.
نادیده گرفتن پشتوانه عظیم دانشگاه و دانشگاهیان در جامعه از دلایل اصلی شکست جریان اصولگراست. در مقابل اصلاح طلبان با استفاده از ظرفیتهای گسترده ارتباطی خود با قشر جوان و دانشجو، درصدد هستند که پیوند خود را با دانشجویان و دانشگاهیان تقویت کنند.
لینک خبر:
اگر تکلیف شد جان خود را برای ایران می گذارم
متاسفانه امروز زندان رفتن در این نظام باعث خفت نیست
اگر ما با قاطعیت بیشتر عمل میکردیم امروز وضع و حالمان بهتر میشد
لینک خبر:
کروبی در دانشگاه شهید بهشتی: خوب میفهمیم وارد چه طوفانی شدهایم
دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: برخورد با دانشجو نباید برخورد امنیتی باشد. برخورد با دانشجو برخوردی نباشد که هر روز او را احضار کنند؛ زیرا احساسات جوانی و شور و نشاط جوانی، تحقیر و سرزنش را تحمل نمیکند و محرومیت از تحصیل هم درمان درد نیست.
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام والمسلمین مهدی کروبی که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در این دانشگاه حضور یافته بود، در نشستی با دانشجویان اظهار کرد: از مسوولان، اساتید، وزارت علوم و دانشجویان میخواهیم که دانشگاه و دانشجو در جایگاه خود محفوظ بمانند. اگر در دوران پیش از انقلاب ما به اخراج دانشجویان اعتراض میکردیم، اکنون که انقلاب شده و نظام جمهوری اسلامی به وجود آمده است این جهات باید رعایت شود و حرمت دانشجو حفظ شود.
وی با تاکید بر لزوم برخورد کریمانه با قشر دانشجو خاطرنشان کرد: اگر جوانی نقد تندی هم کرد، باید آن را تحمل کنید و نقد را پذیرا باشید. شما باید دانشجویان را طوری تشویق کنید که روحیه شهامت و شجاعت آنها باقی بماند.
وی با گرامیداشت یاد شهید شریعت رضوی، شهید قندچی و شهید بزرگنیا، شهدای ١۶ آذر یادآور شد: نقش دانشجویان ما از همین برهه آغاز میشود. در سال ٣٢ کودتایی انجام شد، در حالی که حکومت نظامی برقرار بود و مجموعه عظیمی از نیروهای ملی و مذهبی در زندان و در قلعه فلکالافلاک بودند. حتی دکتر مصدق به عنوان رییس دولت هم در زندان به سر میبرد. خفقان و استبداد حاکم و نفسها در سینه حبس بود. در چنین شرایط سختی این کودتا به دست آمریکا و انگلیس انجام شد و با ورود معاون رییسجمهور وقت آمریکا به ایران، تنها یک جا از خود تحرک نشان داد و آن حرکت دانشجویان بود که به شهادت سه تن از آنها منجر شد.
وی افزود: ما شاهد بودیم که در آن دوران خفقان، دانشجویان چگونه پیشرو، پیشگام و پیشتاز بودند. حرکتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در آن دوران خفقان از سوی دانشگاه و دانشجو انجام میشد. البته اینطور نبود که فکر کنیم در آن زمان همه مبارز و انقلابی بودند. زمانی هم در پشت میلههای زندان میدیدیم که خانوادهای فرزندش را سرزنش میکند که چرا وارد این دعواها شده است. البته بخشی از مردم از این مساله استقبال میکردند ولی بخشی دیگر جوانان خود را از این کارها برحذر میداشتند.
وی یادآور شد: بعد از ماه مبارک رمضان کاندیداتوری خود را اعلام کردم اما تا این لحظه که ١٧ آذر است هیچ کسی اعلام کاندیداتوری خود را مطرح نکرده است. در جلسهای که داشتیم قرار شد ٢٠ آذر اگر کسی میخواهد حضور یابد، اعلام کند و اگر تا این زمان اعلام کردند ائتلاف میکنیم، در غیر این صورت به کار خود ادامه میدهیم؛ چراکه نمیشود در انتظار ماند و باید کارها را سامان داد.
چه مسوول باشم و چه مسوول نباشم، در زمینه تحقق آزادی اقدام میکنم و شعار ما " استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی" است. همان شعاری که امام(ره) در زمان تشکیل حکومت اسلامی داشت. برای آزادی مردم تلاش میکنم؛ چراکه این موضوع وظیفه ماست و بهترین نعمت برای انسانها آزادی است.
وی همچنین در جواب سوال دیگری مبنی بر اینکه یکی از بخشهای خبری سیما و یکی از روزنامههای اصولگرا از کاندیداتوری شما خوشحال هستند؟ گفت: در هر طرحی سهم وانگیزه طرفین تفاوت میکند و ممکن است یک حرف حقی را ما بزنیم و آنها خوششان نیابد و از آن بد بگویند و یا حرف حقی را بزنیم و آنها خوششان بیاید و تمجید کنند. اعتمادملی هم به همین صورت است و از هر مطلبی که خوشش بیاید آن را درست میکند و یا اگر از نظر او جالب نباشد این کار را نمیکند؛ بنابراین هرکس براساس سلیقه و دیدگاه خود کاری را انجام میدهد.
وی گفت: ما طرفدار جمهوری اسلامی هستیم و صادقانه میگویم که براساس قانون اساسی عمل میکنیم و وقتی میگویم در چارچوب قانون اساسی، به این معنا نیست که قانون اساسی عیب ندارد؛ چراکه تنها قرآن است که بی عیب و نقص است. اما تا وقتی که قانون هست برای من محترم است.
کروبی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر هدف نهایی از کاندیداتوری ریاست جمهوری و برنامههای اصلاحاتی با طرح این پرسش که " نمیدانم، بگویم هدف ریاستطلبی و خودخواهی است؟" گفت: بالاخره هدف ما مدیریت کشور است؛ چراکه یک جریان و مجموعهای از نیرو هستیم برای اینکه بتوانیم مدیریت کشور را به دست بگیریم تا بتوانیم حزب فعال داشته باشیم و به مردم خدمت کنیم. بنابراین این توان را در خود دیدهایم پس باید وارد صحنه شویم؛ چراکه هرکس خود را صالح کاری میداند باید خود را در معرض افکار عمومی قرار دهد.
وی گفت: شرایط بسیار سخت است و در عین حال خوب میفهمیم وارد چه طوفانی شدهایم.
وی افزود: در مورد این که آیا میشود با قیمت نفت ۵ دلار کشور را اداره کرد باید از کسانی که این حرف را میزنند سوال کنیم.
وی درباره استراتژی سیاست خارجی در مقابل دولت اوباما و اسرائیل گفت: ما سیاستهایمان تعامل و تنشزدایی و احترام متقابل است و جز اسرائیل که آن را غاصب میدانیم، تلاش داریم با همه جا روابط عادلانه و منصفانه داشته باشیم ... هرکس براساس منافع ملی خود عمل میکند و ماهم باید منافع ملی خود را حساب کرده و برنامهریزی کنیم و چه اوباما و یا غیر از او در این زمینه ـ البته با توجه به نظر مقام معظم رهبری ـ اقدام میکنیم.
دانشجویی پرسید که مگر شما امر به معروف و نهی از منکر را جزو فروع دین نمیدانید؟ وی پاسخ داد: امر به معروف از افتخارات ماست. گرانی و بدبختیها هم از منکرهاست و باید افراد را از آن نهی کرد.
کروبی در پاسخ به سوال دیگری درباره اختیارات رهبری در قانون اساسی اظهار کرد: در قانون اساسی چند نکته در مورد این موضوع وجود دارد؛ یکی ماده ۵٧ قانون اساسی است که حق قوا را زیر نظر رهبری عنوان کرده است. اصل ١٠٨ و ١٠٩ قانون اساسی هم اختیارات ولی فقیه را ردیف کرده است. در مورد لفظ مطلقه هم که در قانون اساسی آمده به این معناست که ممکن است ولی فقیه در مواردی برای مصلحت جامعه در حل مشکلی وارد شود.
وی سوال دیگری درباره احکام حکومتی با بیان اینکه " حکم حکومتی از موارد استثنایی است که همیشه حکومتها برای حل مشکلات از رهبر خواستهاند" به مواردی که در مورد آنها احکام حکومتی صادر شده اشاره و خاطرنشان کرد: به هرحال ٩۵ درصد این حکمها درباره قوه مجریه است.
من تا ١۵ میلیون رایی که شمارش شد نفر اول بودم و در ١١ استان هم اول شدم. به هر حال این انتخابات تنگاتنگ بود و در این غربت وانفسا رای من خیلی هم خوب بود. مضافا بر اینکه تخریب و جو کاذب هم وجود داشت.
وی افزود: البته رای با مردم است. شاید آنها نباید به من رای میدادند اما اجمالا من در ٢٧ استان نزدیک به ۵/١ میلیون از برادر دیگری که اکنون مسوول هستند بیشتر رای داشتم اما سه استان قم، اصفهان و تهران سرنوشت انتخابات را تغییر داد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ به پرسش دیگری درباره اینکه اگر به شما گفته شود صلاح نیست در انتخابات شرکت کنید، شما چه میکنید؟ اظهار کرد: اتفاقا من هم در دوره گذشته و هم در این دوره ابتدا مشورت کردم و نظر خواستم. اگر میگفتند که صلاح نیست نمیآمدم؛ به دو دلیل یکی اینکه این عقیدهام است و دیگر اینکه من میخواهم کار کنم نه دعوا. به هر حال مردم هم گناه نکردند که انقلاب کردهاند. به من گفتند که نه میگویم بیا و نه میگویم نیا و به هیچکس هم این را نمیگویم اما اگر شما رای آوردید بهترین همکاری با شما میشود.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اصلاحات در انتخابات مجلس هم شکست خورد، گفت: این لیست تنها لیست من نبود. خیلیها رای نیاوردند. در مجلس هفتم بخشی میگفتند شرکت کنیم و بخشی میگفتند شرکت نکنیم و اختلاف افتاد. البته برخی نیروها هم بسیار توانمند و فعال هستند و عدم صلاحیت و رد کردنها هم ضربه زیادی وارد کرد.
وی با یادآوری اظهارات خوشچهره یا مجید انصاری در مورد آرایشان در مجلس در عین حال تاکید کرد: ضمن اینکه در انتخابات آزاد هم مگر مردم تضمین کردهاند که همیشه به ما رای بدهند؟! بالاخره سیاست همین است.
دانشجوی دیگری گفت: گاهی دانشجویان آزادی بیان دارند اما آزادی پس از بیان ندارند، آقای خاتمی هشت سال ندای آزادی سر داد ولی اکنون چه تضمینی هست که مجددا اتفاق سال ٧٨ برای ما پیش نیاید؟ آیا شما میتوانید تضمین بدهید که اگر دوره دیگری هم به اصلاحات رای بدهیم آزادی برای دانشجویان مهیا باشد؟
دبیرکل حزب اعتماد ملی پاسخ داد: آزادی دادن با من نیست. خداوند به شما آزادی داده است. من از آنچه در قانون اساسی آمده دفاع میکنم و بر آنچه لازم است نظارت خواهم کرد. اگر بتوانیم در چارچوب قانون حرکت کنیم میتوانیم کارهایی هم انجام دهیم. البته محدودیتهایی هم وجود دارد و من تاکنون حتی در مورد کارهایی که به من ربطی هم نداشته دفاع کردهام.
وی در پاسخ به سوال دانشجویی درباره امنیت آرا نیز گفت: ما آنچه در توانمان است برای صیانت آرا و محفوظ ماندن رای انجام میدهیم و تلاش میکنیم که این انتخابات سالم برگزار شود. از همه امکاناتمان هم استفاده میکنیم و لحظه به لحظه با مردم گفتوگو خواهیم کرد.
وی تاکید کرد: شما حتما در انتخابات شرکت کنید. من نمیگویم که به من رای بدهید اما عدم شرکت هم مشکل را حل نمیکند. توجه داشته باشید که اگر پرشور و بانشاط در انتخابات شرکت کنیم حتی اگر تقلبی هم وجود داشته باشد نمیتواند تعیینکننده باشد. مطمئن باشید که شرکت نکردن در انتخابات نتیجه و ثمری ندارد و باعث ایجاد انفعال میشود. حتی بسیاری از افرادی که در انتخاباتهای گذشته شرکت نکردهاند از این موضوع پشیمان هستند.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در سخنرانی خود همچنین از حائریزاده نماینده دور اول تا سوم مجلس شورای اسلامی یاد کرد و درگذشت وی را تسلیت گفت.
کوروش جعفری دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی نیز در آغاز جلسه کروبی را شیخ اصلاحات نامید و گفت: در خصوص شخصیت و مرام کروبی باید بگویم در شرایطی که در عرصه سیاست دچار نوعی بازیهای سیاسی هستیم، ایشان با صداقت و صراحت در سیاست توانستند چهره متفاوتی را از فرد سیاسی در جامعه به ما ارایه دهند.
امسال شاهد برگزاری موازی بزرگداشت مناسبت 16 آذر توسط دانشجویان طرفدار دولت و مخالف دولت در دو روز پیاپی بودیم. گروه اول شنبه 16 آذر و گروه دوم یکشنبه 17 آذر توسط دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران مراسم برگزار کردند.
اینکه صدها نفر از دانشجویان بر خلاف سالهای گذشته، به فعالیتهای سیاسی جدی و مخاطره آمیز و در موارد زیادی درگیری های شدید روی آورده اند، نشان از تغییر است.
این تحرکات از نظر ایدئولوژیک تنوع دارد و در گروههای متنوعی دیده میشود و احتمالا مبنای خاص ایدئولوژیک ندارد و از وجوه عام تری الهام میگیرد. مبانی چنین تغییراتی را در شرایط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی جامعه امروز، جستجو باید کرد.
عوامل زیادی بر تغییرات درونی انجمن های اسلامی موثر بوده اند. از تغییر بافت اجتماعی راه یافتگان به دانشگاه گرفته تا تغییر فضای عمومی جامعه و تقویت گرایش غیر سیاسی و اجتماعی دانشجویان به دلایل مختلف. تاسیس بسیج دانشجویی در دانشگاهها نیز یکی از این نقاط عطف است.
با تاسیس و فعالیت بسیج دانشجویی، رابطه نیروهای بسیجی با انجمن های اسلامی دانشجویی کاهش یافت و به نوعی رقاب میان بسیج و انجمن اسلامی بوجود آمد. از سوی دیگر بدلیل فقدان فرصت فعالیت اجتماعی و سیاسی جریانات غیر اسلامی، نخست ملی مذهبی ها و سپس جریانات دیگر توانستند جای پایی در میان انجمن های اسلامی بیابند.
اگر تشکل های صنفی دانشجویی و تشکل های علمی و فرهنگی آنان و حتی تشکل های سیاسی شناسنامه دار آنها که مرتبط با احزاب قانونی باشد، اجازه فعالیت یابند، امکان حفظ هویت انجمن های اسلامی در چارچوب فعالیت اسلامی خواهد بود.
وجود تریبیون های سیاسی آزاد نیز فرصتی است برای بروز گرایش های سیاسی افراد. چه آنها که گرایش حزبی دارند و چه آنها که موضع سیاسی فردی دارند.
شاید اگر هر تشکل دانشجویی جدید که تعداد قابل توجهی عضو یا هوادار در سطح دانشگاه دارد، امکان بروز و ظهوری بیابد، قدم مهمی در توسعه فرهنگ تحزب در کشور برداشته شود. ایجاد فرصت برای فعالیت شاخه های دانشجویی احزاب شناسنامه دار قدم مهمی است.
لینک مطلب از وبلاگ دکتر عباس کاظمی: دیروز با دکتر باستانی در کافه ای در نزدیکی خیابان اپرا نشسته بودیم و از هر دری سخنی بود و از هرسخنی دری! بحث برسر این بود که در کشورهای اروپایی دانشجویان جهت گذراندن زندگی خود به صورت پاره وقت در بیرون از دانشگاه کار می کنند و این کار مربوط می شود به همین کافه ها و رستوران ها یا چیزهایی نظیر آن. همین مسئله موجب می شود که زندگی دانشجویی بعدی واقع گرایانه تر یابد و دانشجو با مسائل روزمره مواجه شود و از نزدیک پی به بسیاری از مسایل ببرد. سپس بحث بر اسر این رفت که در ایران موضوع متفاوت است. طبق آخرین تحقیق ملی که انجام دادم تنها 8 درصد دانشجویان دولتی شاغل تمام وقت و 13 درصد شاغل پاره وقت اند، در واقع نزدیک به 80 درصد دانشجویان بیکارند.همین متغیر بیکاری می تواند محمل خوبی برای موقعیت دانشجویی در ایران باشد. البته می دانیم که دانشجویان در ایران ممکن است علاقمند به انجام کار در دوران دانشجویی باشند اما بنظر می رسد به شغلهایی که دراینجا دانشجویان اروپایی بدان مشغول اند اهمیتی نمی دهند. نمی توان تصور کرد که دانشجویان ایرانی مهماندار رستوران باشند یا در کافه ها کار کنند. آنها اگر شان خود را اجل ندانند خانواده شان اجازه چنین کاری را نمی دهند. مثلا تصور کنید دختران و پسران دانشجو در پیتزا فروشی سفارش بگیرند یا غذا به در منزل برسانند! از عجایب است. زندگی دانشجویان در ایران با توجه به موقعیت شغلی که من بیان کردم شبیه زندگی افلاطونی است. یک زندگی تماما فکری که کار یدی را متعلق به بردگان می داند( البته در اینجا والدین و دولت و... بخشی از نظام بردگی هستند). چنین زندگی افلاطونی می تواند نوعی نظام فکری تمام انتزاعی و انتقادی پدید آورد که دانشجویان را از درک واقعیت دور سازد. این است که زندگی دانشجویی در ایران اساسا با زندگی مردم عادی تفاوت دارد . دانشجویان ایرانی به زندگی خوابگاهی وفادارند. زندگی خوابگاهی در فضایی مجردی، آرمانگرایانه بیشتر تفکرات نظام سوسیالیستی را به دنبال دارد. اگر دانشجویان درگیر زندگی روزمره شوند که البته کار در مراکز شهری و پاره وقت نیز بخشی از این درگیری است تصور انها از زندگی تغییر می کند و همچنین آمادگی بیشتری برای زندگی واقعی پیدا خواهند کرد. زندگی دانشجویی در ایران کودکی فرزندان ما را توسعه بخشیده است و دانشجویان با ادامه تحصیل گویا می خواهند بگویند که برای خروج از این کودکی وحشت دارند. آن دنیای پاکی که در دوران دانشجویی از آن سخن می گفتیم همان دنیای خیالی است که برآمده از این زندگی تجریدی است.دنیای که از وهم مایه می گیرد و بر توهمات بیشتر می افزاید. به یقین نمی خواهم به دانشجویان حمله کنم . باز هم انتقاد من نه به دانشجویان بلکه بر زندگی دانشجویی است که دانشجویان یکی از عاملان آن هستند. مدیریت نظام خوابگاهی، سیاستهای آموزش عالی، مدیریت شهری از جمله متغیرهای اند که می توانند در تحلیل ما وارد شوند. اینکه برخی از دانشگاههای دنیا با فضای عمومی شهری اغام شده اند آیا هدفی جز این دارند که از اینکه دانشگاهها صرفا مجموعه یکدست دانشجویی شود امتناع می کنند. برای مثال یکی از پردیسهای دانشگاه وین را در نظر بگیرید. در محوطه باز پردیس چندین سالن رستوران و کافه وجود دارد که جز دانشجویان پذیرای همه شهروندان است. در واقع درب این پردیس به روی همه شهروندان باز است و شما تصور کنید مثلا پردیس های دانشگاه تهران را که نگاهبانانی پولادین ایستاده اند و اجازه نمی دهند که حتی دانشجویان سایر دانشگاهها نیز به سادگی وارد شوند. در اینجا ما با یک دانشگاه ایده ال گرا، انتزاعی و تجریدی سروکار داریم. اما مثلا در وین دانشگاه و زندگی روزمره مردم در هم پیجیده است. ببینید چگونه عصرها و شبها دانشگاه به پارکی بزرگ بدل می شود. شما تصور می کنید مثلا از دل این دانشگاه آن مسائل موجود در دانشگاههای ما بر می خیزد؟ این چنین موضوعاتی است که می گویم سیاستهای اموزش عالی و مدیریت شهری را هم درگیر می سازد. البته پرواضح است که محدودیتهای ایدئولوژیکی( و نه فرهنگی) مانعی مهم برای تحقق چنین وضعیتی است. جامعه دانشجویی که 80 درصدشان مجرد و همین درصد بی کار و 90 درصد زیر 25 سال سن دارند، 86 درصد به لحاظ مالی وابسته به خانواده،63 درصد جدا از خانواده زندگی می کنند و در عین حال به حمایت عاطفی نیاز دارند. این جامعه دانشجویی در هرجامعه ای که وجود داشته باشد همین وضعیت فعلی را خواهد آفرید. اینگونه است که جامعه دانشجویی بیش از آنکه به عنوان فرصت نگریسته شود به مثابه تهدید تلقی شده است . مدیران سیاسی از این نکته غافل اند که موقعیت تهدیدآمیز به چیزی غیر از دانشجویان یعنی همان ساختارهای موجودی که دانشجویان در آن زیست می کنند بر می گردد!
تابستان امسال به کثرت و غلظت اخبار مرتبط با دانشجویان شرایط ویژه ای دارد. تصور میکنم بازگشایی دانشگاههای امسال تفاوت اساسی با سالهای قبل داشته باشد. پیشاپیش ١۶ آذر روز دانشجو مبارک باد
دیشب در صدا و سیما دیدم که مشغول بودند که یک مناسبتی تازه را برای ١٨ تیر مطرح کنند. مثلا سالگرد یکی از دهها کودتایی که نظامیان کشور علیه دولت انقلاب طراحی میکردند.
با توجه به مسبوق به سابقه نبودن این نامگذاری و پر رنگ بودن ماجرای حمله ی نیروی انتظامی به کوی دانشگاه و سخنرانی رهبری در دلجویی از دانشجویان و حمایت دولت اصلاحات و مردم از دانشجویان، طرح مناسبتهای موازی نه تنها موجب به حاشیه رفتن خاطره هجده تیر ١٣٧٨ نمیشود بلکه برعکس تبلیغی مضاعف برای این حادثه تاسف بار خواهد بود.
نکته دیگر آنکه : حساب اعتراض دانشجویان کوی دانشگاه به بستن روزنامه سلام توسط قوه قضائیه و متعاقب آن ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه و ماجرای ١٨ تیر از از حساب شورش خیابانی سه روز پس از آن جداست.
اخیرا سلسله ماجراهایی در دانشگاهها در حال وقوع است که موجب به صحنه آمدن دانشجویان در حرکات اعتراضی شده است. با توجه به نزدیک بودن سالگرد ١٨ تیر و فضای ملتهب اجتماعی و فشار خارجی و مشکلات زندگی روزمره مردم باید نگران بود. بعضی معتقدند این اتفاقا با برنامه انجام میشوند که اگر چنین باشد بر نگرانی ها می افزاید. در واقع ریشه هایی ایجاد شده است که بستر تشدید مشکلات میشود.
ماجرای معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه زنجان و اعتراضات شدید دانشجویی بسیار بیش از جایگاه آن مطرح و حساسیت برانگیز شد. علت این امر چیزی جز افزایش بی سابقه حساسیتهای اجتماعی نیست.
ساده انگاری است اگر تصور کنیم که در شرایط بی التهاب، رفتار معاون دانشجویی و فرهنگی یک دانشگاه در یک شهرستان میتواند چنین بازتابی در محیط های دانشگاهی و جنبش دانشجویی داشته باشد.
شرایط به سرعت در حال تغییر است ... شتاب اخبار و تغییر جنس اخبار را باید مد نظر داشت . باید مواظب حرکات آنارشیستی و بی هدف بود و در عین حال به حرکت اصلاحی و بهبود شرایط اندیشید.
ان شاء الله
خدا را شکر با پذیرش کلیه خواسته های دانشجویان، ماجرای اعتراض و اعتصاب بدون هزینه بیشتر و غیرقابل تحمل به پایان رسید.
وحدت دانشجویان مهمترین عامل پیروزی شان بود. یکدست و یکصدا شدن حق مسلم ماست.
خدا را شکر.
در بعضی سایتها صحبت از اعتصاب و اعتراض صنفی دانشجویان تربیت معلم حصارک است. نمیدانم کم و کیف اخبار اعلام شده صحیح است یا نه. آیا واقعا چند صد دانشجو در موسم امتحانات به اعتراض صنفی و تحسن پرداخته اند؟ اگر کسی خبر دقیق و بی واسطه ای از ماجرا دارد یا عکسی از تحصن دیده برای منم لینک بگذارد ممنون میشوم.
خدا آخر و عاقبت همه ملت ما را بخیر کند.
.. . . ..... ... . . . . . .. . . .
.. .. . . . ... . .. .... . . ..
...... .. ..... . .... . . .
... . . . . .
. ... . .
