زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸
بعضی کلا گذشته را سیاه میدانند
بعضی سی سال گذشته را سیاه میدانند
بعضی بیست و شش سال ابتدای انقلاب را سیاه میدانند
بعضی هشت سال اصلاحات را سیاه میدانند
بعضی چهار سال دولت نهم را سیاه میدانند
بعضی آینده را سیاه میدانند
...
ولی من گذشته و حال و آینده را سیاه نمیدانم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸
بی تردید خاطرات این روزها مبنای هزاران هزار مقاله و داستان و شعر و کتاب و فیلم و موسیقی خواهد بود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۸
یک راننده مسافرکش که خیلی با سواد و اهل سیاست به نظر میرسید، گفت:
به قول نلسون ماندلا فراموش نخواهیم کرد ظلم را ولی به خاطر آینده کشور و ملت مان خواهیم بخشید و اسیر انتقام نخواهیم شد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸
زمانی که از زمین و زمینیان ناامیدتر از همیشه ایم
چشم بر آسمان میدوزیم
تا دوباره باران هستی ببارد
هر نگاه به آسمان
جوابی درخور دارد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸
به انتظار بودیم و
برای شبهای قدر و تقدیر
لحظه شماری میکنیم
تا خداوند متعال
بلاهای زمینی و آسمانی را
دور و نابود سازد
شکر خدا خوبم و
از لطف و محبت وبلاگنویسان و دوستان
بی حد سپاسگزارم
و ستایش مخصوص خداست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸
از اون بالا بالاها میگفت:
هوی ... من ضعیفم ... افتاد!؟
بدان
و ندان که دیگران میدانند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸
تسلیم نیستم
ضعیف تر از آنم
که دانی
یا توانی که دانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸
مثل یک ماهی قرمز کوچولو
با هر بروز عاطفی
به گوشه و کناری میخورد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸۸
گاهی راست گفتن
سخت میشود
خیلی سخت
خدایا بر ما مپسند
راستی آسانم آرزوست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸
همه چیز فقط خودم
و فقط خودم
و خودم

نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸
نباید فراموش کنیم
نه تحقیری که شدیم
و نه کسانی را که در این تحقیر شرکت داشتند
همچنین نباید فراموش کنیم
افتخارات گذشته را
تا دوباره افتخار آفرین داشته باشیم
شکست دیروز
تحقیر ملی بود
و میلیونها ایرانی مستقیم و غیر مستقیم
برای مدتها با حس آن
زندگی خواهند کرد
ولی مشکل اصلی
در مربی خرافاتی
یا چشم زخم
یا بد اقبالی حضور رئیس جمهور
یا سوء مدیریت ورزش
یا هر چیز دیگری که مطرح شده
نیست
مشکل حقیقی
نبودن حس پیروزی و موفقیت است
که امید را می گیرد
و برگزیدگان را
به خارج از کشور می فرستد
اگر بخواهیم پیروز شویم
خویش را آماده پیروزی کنیم
آن را حس کنیم
و دوباره خلق کنیم
تا فضای جامعه به دورانی باز گردد که
قهرمانانی چون علی دایی و خداداد عزیزی و علی کریمی و کریم باقری فرصت بروز یافتند
اگر آنها چون گذشته نیستند
چون ما نیز چون گذشته نیستیم
جامعه تولید مناسب را نداشته
فضای عمومی جامعه است که آنان و بهتر از آنان را خلق نکرده
برای ایران و ایرانی
در بهبود شرایط عمومی جامعه
تلاش کنیم
تا فضای تنفس و رشد و سلامت
در سایه ی آزادی و عدالت و توسعه
فراهم شود
خداحافظی با آقای احمدی نژاد و یاران و حامیان اش
در بهار ٨٨
آغاز موفقیت های بزرگ کشور
و حق ملت ایران است
خدا خواهد نصیب باشد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸
خسته از خشونت و فساد و ظلم و تروریسم و نظامی و انتظامی گری و تفرقه و حماقت
پایان فقر و جهل حق مسلم ماست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧
چشمهایم را می بندم
بارها و بارها
میان خواب و بیداری
میخوابم و بیدار میشوم
در خواب
خواب را حس کردن آسان است
بیداری را در خواب دور میزنم
خواب خواب خواب ... دور دور دور
چشمهایم بسته است
قدم هایم سریع تر از قبل
بدون نفس زدن
تنها نسیم
تنها خودم
تنها خواب
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧
بهار نزدیک است
بوی فردا می آید
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧
تشکر از خدا در هر زمینه و هر لحظه به زندگی طرافت می بخشد
شکرا لله رب العالمین
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
قرآن کتاب هدایت است و بسیاری از ما
هدایت را از قرآن و اصحاب قرآن نمی آموزیم
آنقدر حاشیه میرویم که گم میشویم
گاهی به شرق
گاهی به غرب
گاهی به خویش
با هر خویشی نتوان خویشی کرد
خویش اصیل
خویش فطری
خویش پاک
در مسیر بادهای حیات بخش هستی
پذیرای هدایت قرآنی است
خدا خواهد نصیب باشد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧
ترجیح گاز زدن به سیب
بر بریدن سیب با چاقو
مثل ترجیح چیدن گوجه فرنگی از مزرعه
بر خریدن از مغازه است
در زمینه پرتاب باقیمانده سیب به دور دست چیزی نمیگم فعلا
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
زیبایی حقیقت تو
مرا شیفته کرده
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
اشکها تفاوت دارند
اشک ندامت و حسرت
اشک امید و ذوق و وصال
و هر دو حکایت از تغییری ویژه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
سردی باد پاییز
در زمستان دل
گرمای بهاری دارد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
نیستی کجایی؟!
یافتنی نیستی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
با چشمان بسته
میترسیم
چرا که احساس کردن را
نیاموخته ایم
با چشمان باز
فراموش میکنیم
و از حجاب دیدن
برای ندیدن
سود می بریم
به میزانی که از احساس بیاموزیم
از آموختن بی نیازیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
بخاطر آنچه که هستی
نه آنچه که دیگران
درست و خطا
ار تو میگویند
از تو گفتن را
دوست دارم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
ای نور و عالی
دوستت دارم
ولی نه آن اندازه که مرا دوست داری
که هنر دوست داشتن به کمال و تمامی
نزد توست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
خود من
دوستت دارم
تو هم دوستم داشته باش
خوب باش و
با خوبی ات از من حمایت کن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧
از آب
گرفته شویم
تا در غیب
پرواز کنیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
از آب
گرفته شویم
تا در غیب
پرواز کنیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
خسته ام
از این همه
همهمه و هیچ و هم گفتنم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧
زمانی که نشانه های الهی
ما را نشانه میروند
زمان سرفرازی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
یک جای خوب
نزدیک نزدیک
در اندرونی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
دیوانگی
عالمی دارد
چرا فراموشش کنیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧
بزرگی انسان
به دل گندگی اوست
بزرگترین دلها
قشنگترین آنهاست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧
صد بار
بجا مانده
در راه بیابانی
صد خار
بپا رفته
در صحنه ی پایانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
زمانی که میترسیم
به مرگی مستمر دچاریم
و زمانی که مرگ را طلب کردیم
همراه و یارمان میشود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
رفیق ترین ها با مرگ
زنده ترین ها بودند و هستند و خواهند بود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
سختی تردید
در جایی که نمیتوانی که نتوانی
سخت تر است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
در افق دیده و شنیده شدن
کلمه حرف نخست را میزند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
زمین از آن شماست
از آسمان خاطره ها
اندکی آب دیده
سیرابم میکند
در پیروزی خواهم خفت
و در بیداری جان
به زنجیر کشیده میشوم
تا ایستاده بشکنم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
غریب و تنها
کسی است که از خویش
ندارد و نداند و نخواهد
همه غریب و تنها هستیم
تا زمان رسیدن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
هر کسی
با پهنای باند و
ظرفیت انتقال و نگهداری خودش
وصل میشود
مشکلی اگر باشد
از دل ماست
مبدء و مقصد یکی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
لرزانی دل
در برابر ضعیف
از بزرگی دل است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
در من و تو
نبود و نیست
شجاعت نگاه در آیینه
عمیق و زیباست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧
آسمان خاکستری من
ابرهای بارانی ات کو
چشمه های نور و
بوی بهاری ات کو
سایه های روشنی و
مهر کودکانه ات کو
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧
پیش از این چرخاندیم و
اینک می چرخیم
پیش از این چرخیدیم و
اینک می چرخانیم
حساب و کتابش با اوست
نتیجه اش با ما
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧
پدرم کودک و جوان بود و من او را ندیدم
از میانسالی اش به یاد دارم و کهنسالی اش
همیشه مفید و موثر و شاد و خندان بود
و در کهنسالی آرام و بیمار و منتظر
و همچنان شاد
از میانسالی امروز
به انتظار آینده ام
با کهنسالی
یا بی کهنسالی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧
همه چیز به دل متکی است. صلاح و فساد انسان به رابطه ی دل او با اصل و مبدء و مقصد هستی مربوط است و بس.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧
نه
سنگ پا نیست
کشف و اختراعی نیست
موسیقی است
موسیقی خونم کم شده
وقت کردید یک سری به این وبلاگ بزنید
حجم موسیقی اش برای دانلود زیاد است ولی می ارزد
http://sultan.persianblog.ir
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧
دل خاک گرفته
موجب خاک گرفتگی
همه ی متعلقات دل
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧
مهاجران غمگین اند
به اجباری منتخب
برای تحصیل و کار و زندگی
رفته اند
و هر روز هوای این شهر
سنگین تر و سنگین تر
و شش های ما
هر روز آسیب پذیرتر از قبل
خیلی ها رفته اند
حتی کلاغ ها نیز میروند
شرایط به گونه ای است
که ماندن
هر روز سخت تر و سخت تر میشود
ایرانشهر من
تا کی امید نیاید
چنین است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧
گاهی بودنمان نیز رفتن است
گاهی رفتنمان بودن
مهم انتخاب ماست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧
برف سمبل پاکی و سکوت است
پاکی طبیعت
برای شروعی دیگر
خاکستری سفید آتش پاییزی
تا سبزی بهار اندکی صبر باید
سکوت سرد برف
اندکی پیش از برانگیخته شدن طبیعت و
سر و صدای پرندگان تازه رسیده
در زمستان
آرام میگیریم
بعضی به خواب
بعضی به نگاه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧
دود اندوه
دل را سیاه میکند و
سکوت می پراکند
آتش دل است که
تغییر میزاید و
امید می بخشد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
حکمت خدا را شکر
آن روزگار و این روزگار
بازی همیشگی روزگار
تکرار تراژدیک و کمیک واقعیت
واقعیت اصیل و نسخه های بدلی
می بافند و می سازند
با تقلیدی کوته نظرانه از حقیقت
کوچک و حقیر
با نام هایی بزرگ
بزرگ نمیشوند
زحمتی سخت اند
باد را میکارند
منتظر طوفانیم
بسم الله
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧
صحنه های زیبای ایمان
بی نظیرترین صحنه های خلقت اند
علی و یاران خاص او
چون اویس قرن
یگانه های روزگار خویش اند
بی جهت نیست که باید تکرار کرد و گفت:
تبارک الله احسن الخالقین
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
بارها ورق هایی را پاره کرده ایم
آیا ورق پاره هایی را به هم چسبانیده ایم
و دوباره آن ها را پاره کنیم ؟!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧
آنگاه که نور
مانع دیدن است و
فریاد آسمان و زمین بلند است و
شعله های ویرانگری
زبانه میکشند
خاکستر نور
بستر رنج و اندوهی سخت
خواهد بود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۳ دی ۱۳۸٧
ایستادن
گاهی سخت
گاهی آسان
سخت است از پس ویرانی خاطره ها
و بودن های بسیار و نامتجانس
آسان است برای آنکه در اول خاطره هاست
چون کودکی که مشتاق می ایستد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧
کلید گنج زمانه
به دست دل است
که همراه کننده و همراه شونده
دل است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧
در این جهان
مخدوم بی عنایت
وجود ندارد
مگر به عاریه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٧ دی ۱۳۸٧
بر ما مبارک باد نگاه مسیح
که از مهربان گفت
پدر آسمانی انسان زمینی
برکت را با نام و یاد او
هدیه کرد
میان جماعتی نالان
قدمهایش بر زمین
حقیقت حیات
سبز تر از سبز
و نگاهش
به رنگ سبز مهربانی
که از دل خود تا دل هستی
یگانه بود
نگاه مسیح
از دل بود
درخت خشکیده به بار می نشست
بیمار شفا
زمین حیات
مرده ها زندگی
دلها را می شوراند
با هستی خالص
به اجازه ی آسمانی ترین
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸٧
تهمت زدن و توهین کردن
اول خطاکاری نیست
معمولا اواخر راه دچارش میشویم
خدا آخر و عاقبتمان را
ختم به خیر کند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
یلدا
شب پیمان و وحدت
شب امید
شب آغاز پیروزی نور بر ظلمت
شب شادی است
شادی را از تاریکی آغاز کردن است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧
رفتن را
بارها
تجربه کردن باید

عکس از اینترنت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧
بعضی را نادان و جاهل یا به اصطلاح عوام: خر می نامند
گاهی این جاهلان از حد عرف میگذرانند که احمق دیوانه خطاب شان میکنند
و گاهی از حد عرف میگذرانند ولی همیشه حواس شان به منافع ویژه ای هست که آنگاه احمق دیوانه ی شارلاتان خطاب شان میکنند.
اشتباه تشخیص دادن هر کدام، آفات خاص خود را دارد.
از خداوند بخواهیم که نه شارلاتان باشیم و نه دیوانه و جاهل.
آمین
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧
فلسطین امروز
فراموش شدگان سرزمین پیامبران را
به یادمان می آورد
به یاد از یاد رفته ها
به یاد آوریم
انسان بودن خویش را
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧
وقتی بیماریم
حتی بیماری های ساده
باید در تصمیم گیری دقت کنیم
وقتی سن بالا میره
ولو برای تصمیمات مهم
باید در تصمیم گیری ها دقت کنیم
تعجب میکنم از بعض که با سن های بالا و بیماری های مکرر
اینقدر راحت تصمیماتی میگیرند
که بر روی زندگی دیگران تاثیرات عمیق دارد.
من که فعلا درگیر تجربه ی بالا رفتن سن هستم
و اندکی بیماری را تجربه میکنم
گاهی آنقدر از نظر روحیه ضعیف میشم
که از تصمیم گرفتن پرهیز میکنم
حتی تصمیمات ساده
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٧
در عرفه
نیم روزی بیش نیستیم
و باید فرصت شناخت را غنیمت شمریم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧
همه ی شنیدنی ها
اینجا شنیدنی است
آنجا
دیدنی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧
نمیرم (نمی روم)
تا بمیرم
اگر آمدید و نبودم
دنبال روحم بگردید

نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧
ذوب شده ها
نوشته ها را نیز بر نتابیدند
چه برسه به گفته ها
یا ضمیر ها
یا ذوب ذوب نبوده
یا نوشته و سخن و ضمیر چنان نبوده
یا هر دو
,
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧
گاهی گول خودمان را میخوریم
گاهی گول دیگران را
گاهی دوست داریم دروغ بشنویم
گاهی به خود دروغ میگوییم
خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند
===========================
یکی گفت: با شرایط چنینی، چنان نمیکنم
دیگری گفت: چنین شود، چنان میشود پس چنین کن
نزاغ برخاست
امضا دادند که چه شود و چه نشود
و آنگاه که عمل شد
بهت زده شد
که آیا چنین ممکن است؟!
و شد
و گذشت در آنچه شد
تا کنون که آخرین امیدش را
به میدان آورده
و باز ناامید میشود
و آنگاه
دوباره زاده میشود
و زاده شدگان را
انتخابی دیگر
در پیش است
,
ادامه مطلب ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧
رفتن نیز راهی است
هر چند که ماندنی نبود و نیست

عکس از اینترنت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧
در این دنیا دل بی غم نیابیم
که قرار نیست و نبود
به قول شاعر:
دل بی غم در این دنیا نباشد
اگر باشد بنی آدم نباشد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧
پر از تردید
نه در مبنا
که مخلوق خدا
هم پیمان خدای مبدء
تابع خدای مسیر
بنده ی خدای مقصد است
تردید در حاشیه
به همراه اندکی غم و شادی
به انتظار زندگی حقیقی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧
امید و دل بستن
به آنچه میگذرد
سزاوار نیست
مگر با علم
به موقتی بودنش
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧
دلبستن
نیازی عمیق و یگانه
با بهانه های بسیار
و آنگاه که یگانه شد
همه چیزمان میشود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧
نسبت عشق و زندگی چیست؟
بعضی زندگی میکنند برای آنکه عاشقند
و بعضی برای عاشق شدن زندگی میکنند
زندگی بی عشق و محبت چیست؟
==========
محبت و عشق درجاتی دارد
معمولا متناسب با رتبه ی عاشق و محب
گرچه موضوع به معشوق و محبوب مربوط است
وقتی کسی به چیزی در حد اعلای درجه محبت می ورزد
غافل از محبتهای دیگر میشود
حسادت به دل مشغولی محبوب
بخش مهمی از روند عاشقی های روزگار است
تنها معشوقی که دل مشغولی اش تام و تمام است
خداست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧
بودن چیست؟
نبودن کدامست؟
کیستیم وقتی که نیستیم؟!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧
به مسیح ایمان داریم
او نیز خواهد آمد
و همچنان احیاگر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧
اینکه بدانیم
آنی نیستیم که میدانند
موجب تغییر است
تغییر در آنسو
تغییر در اینسو
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٧
قصه تنهایی
تا مرگ
دائمی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٧
پدران و مادرانی هستند که
هم مادرند و هم پدر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧
از دست دادن پدر و مادر سخت است
در کودکی به نوعی
در بزرگی به نوعی دیگر
ولی سخت است
بخصوص پدران و مادرانی که
هم پدر هستند و هم مادر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧
گاهی ساعت آخر کار
با آخرین ساعت زندگی
یکی میشود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٧
دلنوشته ها، مملو از محبت است و از جنس خودنوشته نیست. خودنوشته ها متاثر از خودشیفتگی و خودمحوری یا حداقل محبت به خویش است. بر عکس دلنوشته ها نشان از محبت به غیر دارد و ارزشمند است.
فزونی و اعتبار دلنوشته ها٬ نشان اعتبار ارزش های اصیل در وبلاگستان است.

عکس از اینترنت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧
برای خشنودی او، خشنود بود. آنقدر خوب فیلم بازی میکرد که گویا در داستان فیلم زندگی میکند.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
در زمین
زندگی را
آرزو میکنند
در آسمان
آرزوها
زندگی میکنند
اینجا آرزوها
کوتاه و کوتاه تر شده اند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٧
اگر خودمون باشیم
هیچوقت اضافی نیستیم
حتی اگر برای هیچکسی
مهم نباشیم
برای خدا و خودمون مهمیم
و همین کافیه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٧
گاهی بعضی اضافی ها
همیشه اضافی اند
گاهی، گاهی اضافی اند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧
دروغگو نبودیم
ولی به آن عادت کردیم
تحمل دیدن ظلم نداشتیم
ولی به آن عادت کردیم
به کسی ظلم نمیکردیم
ولی به آن عادت کردیم
روزی یک حادثه یا حرف کوچک
متحول مان میکرد
و امروز
استاد شنیدن شده ایم
عادت کردیم
به عادتها عادت کردیم
...
شما چی؟
به خواندن این حرفها عادت نکردی؟
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧
دروازه ای برفی و بورانی سخت
چشم چشم را نمی بیند
با گرمای وجود خویش
که از درون میجوشد
تا سرزمین خورشید او
همراه داریم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧
گاهی خوبی
عادی میشود
برای غیر منتظره شدن
بد شدن
راه خوبی نیست
راههای دیگری
گشوده و منتظرند
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
گاهی برای فهمیدن
تنهای دمی
کافیست
و گاهی هزاران بازدم
کافی نیست

عکس از اینترنت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧
نگاهی بر زمین و آتش و تاریکی درونش که چون جهنمی منتظر است
نگاهی بر آسمان و ابر و باد و آبی و نور و رحمت باران
نگاهی به پیش و برزخی آماده
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧
من درک میکنم که شما زور داری و میخواهی دنیا را به صورتی که دوست داری تغییر بدی ولی خب نظم هستی رو بهم میزنی و محصولات اجتماعی و طبیعی نامناسبی تولید میکنی و تازه به هدف ات هم نمیرسی.. یه مدت به کار دنیا کار نداشته باش. میشه؟!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧
بازار توبه در شرایط متغیر فعلی اجتماعی داغ است. بازگشت از مسیرهای رفته شده و گاهی تنها ادعای بازگشت به دلیل فشارهای خاص.
اگر فردی را دیدیم که تا دیروز به این دسته فحاشی میکرد و مدعی نمایندگی آن دسته بود و امروز بر عکس مدعی نمایندگی این و مشغول فحاشی به آن است، چه نتیجه میگیریم:
١. آن فرد ابله است
٢. بقیه را ابله فرض میکند
٣. وظیفه و رسالتی دارد
۴. مورد دوم و سوم.
۵. ...
تغییرات روبنایی در انسانها ساده تر از تغییرات زیربنایی اتفاق می افتد. کسی که در ساختار فکری و ذهنی اش، تغییرات ایجاد میکند، در رفتاری اش نیز تغییر می بینیم. در رفتارش احتیاط و حزم و دوراندیشی می بینیم. آثار دوران جاهلیت اش کمتر و کمتر بروز میکند. بخصوص در روشهایش تغییر می بینیم.
تندروهای یک جریان اگر به رحتی به تندروهای جریان دیگر تبدیل شوند، شک برانگیزند.
خداوند توفیق هدایت و تغییر همه جانبه بر اساس خواست خودش را به ما عطا فرماید که جز او مقصدی نیست.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧
قدر این شبهای قدر را دانستن دشوار است
خدایا در این شب مقدس ایمان و بصیرت عطایمان فرما
آینده ای درخشان و سرشار از موفقیت در دین و دنیا مقدر فرما
خداحافظی با بی تدبیری و بی دینی و بی عقلی را ارزانی فرما
=====================
از نوشته های قبلی:
در شب قدر ... بنا به اعتقاد دینی و بر اساس قضا و قدر الهی و قوانین و سنتهای الهی که حاکم بر انسان و جامعه و طبیعت و عوالم وجود است٬ مقدرات نازل میشوند. مقدراتی که بر اساس مجموعه مقدمات اختیاری٬ مقدر و الزام آور شده اند.
گاهی فتح و سرو و شادی و گاهی شهادت امام حسین علیه السلام در صحرای کربلا و حضرت علی علیه السلام در محراب و ظهور جنگ ها و امثال آن مقدر است.
از خدا میخواهیم که در این ماه مبارک ... و در شب عزیز قدر آن ... بر ما خیر دنیا و آخرت را ارزانی کند و ما را مردمی شایسته ی دولتی متعهد به ارزشهای حقیقی انسانی و الهی٬عاقل٬ فهیم٬ دلسوز٬ آگاه و برخاسته از خواست و اراده اکثریت ملت قرار دهد تا امور دنیا و آخرتمان به سامان شود و اگر برایمان چنین مقدر نیست ... به همه ما صبر و تحمل عطا فرماید که جز او فریادرسی نیست.
====================
صحبت کردن از شب قدر و اصولا همه ی چیزهای خوب خوب است. بخصوص در وبلاگستان و جهانی که از بسیاری جهات واقعی است.
شب قدر از هزار ماه بهتر است.
شب قدر یک شب خاص است. ظاهرا تنها یک شب شب قدر است و نه سه شب یا بیشتر.
بعدها به دلیل آنکه این سه شب مشهور ۱۹ / ۲۱ / ۲۳ از بقیه محتمل القدر بودنشان بیشتر بوده مورد توجه بشتر قرار گرفتند.
بعضی ها روزهای فرد دیگری را نیز احیا میدارند.
بعضی همه ی روزهای ماه مبارک را
و بعضی همه ی روزهای سال را به امید درک شب قدر احیا می گیرند.
و در زنده نگه داشتن این شب عزیز روح و جان ما زنده میشود
=========
اگر ما قدر خودمان را بدانیم زودتر به درک شب قدر نائل میشویم.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧
امید به آینده
آرزو پرور است