دوستی با خوب و خوبی ها
و دوری از بد و بدی ها
یک وظیفه انسانی و الهی است
بعد از نیم روز دنیا
ممکن است
حتی خودمان را هم نتوانیم تحمل کنیم
و جز خدا امید و فریاد رسی نیست
اگر می بینیم که امر به معروف و نهی از منکر فورا یا بافاصله اندکی جواب نمیدهد، به دلیل آن است که بخشی از شرایط مربوط به پیام یا پیام رسان یا ابزار پیام برسانی و معمولا هر سه اشکال دارد. رفتار پیامبر اسلام ص و امامان ع اگر الگو قرار گیرد مسیرها اصلاح میشود.
قرآن کتاب هدایت است و بسیاری از ما
هدایت را از قرآن و اصحاب قرآن نمی آموزیم
آنقدر حاشیه میرویم که گم میشویم
گاهی به شرق
گاهی به غرب
گاهی به خویش
با هر خویشی نتوان خویشی کرد
خویش اصیل
خویش فطری
خویش پاک
در مسیر بادهای حیات بخش هستی
پذیرای هدایت قرآنی است
خدا خواهد نصیب باشد
لینک مطلب:
این روزها بحث غذای حلال شامل نمایشگاه غذایی و همایش آن در جریان است. اما آیا واقعا حلال بودن غذا بسته به آن مارک "حلال" است که روی آن می زنند ؟ و آنچه می خوریم به صرف غذای حلال بودن حلال است ؟
... یادم می آید در سالیان پیش، این بحث لقمه و پول حرام و حلال بیشتر بود و امروز کمتر شده. شاید به این خاطر است که به قول دکتر شریعتی "چون همه کس گیر شده وقاحتش از یاد رفته و بیماری شده است که از فرط عمومیت هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید"!
در همین باب دوست بزرگواری می گفت قدیم تر ها هنگامی که شخصی می خواست برود و جایی کار کند بزرگترها به او می گفتند مبادا از اختیاری که داری سو استفاده کنی و پول بیشتری در جیب خود بگذاری و مال حرام بر سر سفره خانواده خود بیاوری ... و امروز اگر کسی در موقعیتی قرار گرفته باشد و دزدی نکند و در اصصلاح "نخورد" احمق خطاب می شود و دیوانه !
و چه بسیار مصداق هایی برای آن وجود دارد ! از کارت زدن به جای همدیگر تا فاکتور با هزینه بیشتر گرفتن تا دور از چشم کارفرما از کار زدن تا ...
مگر دزدی فقط از دیوار خانه مردم بالا رفتن است ؟ مگر حرام خوری فقط نزول پول گرفتن است ؟
بد نیست قدری به خود بیاییم !
آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است. خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند. مردم در مقابل حکومت قرار میگیرد و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند و کار به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد. در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود. مردم خواستار استقلال و آزادی بودند. استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند. مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند، آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود، ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود. در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود. دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است. طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
متن صوتی را گوش کنید و ببینید که هتاک گوینده است یا کسانی که به دروغ و تهمت علیه دینداران سخن میگویند تا آن ها را خاموش کنند. اینکه این استاد محقق و سخنران ممکن است در جای دیگر خطایی فکری و اندیشه ای یا جز آن کرده باشد، محتمل و ممکن و بلکه برای همه ما انسان های قطعی است ولی این متن صوتی را مبنای تهمت و افترا قرار دادن، شاهکار است.
جالب این است که همین لینک را خبرگزاری فارس هم گذارده و به آقای مجتهد شبستری را متهم کرده است و جالبت تر آنکه بعضی وبلاگنویسان افراطی نیز آن را نقل کرده اند بدون آنکه آن را گوش کنند یا اگر گوش کرده اند، بدون توجه به مفاد آن که اشاره تاریخی به اختلاف نظر علمای شیعه در عصمت پیامبران فراتر از وظایف پیامبری دارد. گویی هنر مالوفشان، تهمت و افتراست.
و آخرت نزدیک است اگر چه نپندارند و نپنداریم
لینک مطلب:
چون انسان با هر 4 بال زندگی میکند یعنی هم با بال علم هم بال فلسفه هم بال هنر و هم بال دین پرواز میکند پرنده ها مع مولا 2 بال دارند ولی انسان مثل این هوا پیما های 4 موتوره است با 4 بال پرواز می کند. بررسی چگونگی تحولات این 4 بال در طول تاریخ نشان می دهد که 4 موضوع یعنی علم،فلسفه،هنر و دین این ها همیشه با فعل و انفعالاتی که در هم میکنند در گستره ی انتظارات تغییراتی ایجاد میکنند یعنی مثلا اگر در جامعه ای فقط دین وجود داشته باشد و علم و فلسفه وجود نداشته باشد مثل جوامع ابتدایی مثل جامعه هایی که هنوز در آفریقا هستند آنجاها دین هست دین داری هم هست اما علم و فلسفه نیست.تمام انتظاراتی را که انسان برای تامین قواعد و نیاز های زندگی اش دارد این ها را از دین می خواهد به محض این که علم آمد وارد ان جامعه شد بخشی از انتظاراتی که انسان از دین داشته منتقل میشود به انتظار از علم خیلی واضح است. در قبایل ابتدایی وقتی کسی مریض می شود برایش دعا می خوانند تا بیماریش شفا پیدا کند جادو میکنند هنوز هم همینطور است. در گذشته هم همینطور بوده است میروند پیش دعا نویس. این در جامعه ای است که علم پزشکی وجود ندارد
من یک نکته ای را تذکر بدهم اگر در محفل ما از دوستان اهل مطبوعات یا سایت کسی هست که بخواهد مطلبی از آنچه که بنده در این جا عرض کردم گزارشش را به یک روزنامه ای بدهد یا به سایتی خواهش می کنم من فردا تا یک مثلا وقت معینی در این جا هستم در همین دانشگاه و همین مهمانسرا، آنچه که نوشته با من درمیان بگذارد و بعد گزارشش را رد کند تجربه تلخی داریم و آن این است که گاهی بعضی از دوستان خیلی دست و پا بریده و نامنظم یک چیزی را تدوین می کنند، می دهند به یک روزنامه ای مثلا یا می گذارند در یک سایتی خواننده نمی فهمد که واقعا در این جلسه چه گفته شده این است که خواهش میکنم که اگر کسی باشد که بخواهد این کار را بکند قبل از تمام شدن جلسه با من هماهنگ بکند
تقلید کورکورانه غلط است و نه ره یافتن از کسی و طلب ارشاد از کسی. این اصلا غلط نیست هر کسی بخواهد در زمینه های دینی در زمینه های علمی در زمینه های فلسفی اهل تامل و فکر بشود قطعا کسانی هستند که باید سراغ آنها برود و بخواهد که مرا ارشاد کنید من می خواهم اهل علم باشم اهل مطالعه باشم اما تقلید کورکورانه کار درستی نیست
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
بعضی در لابلای کتاب و کاغذ و اینترنت و برنامه های داستانی و جلسات خانوادگی و دوستانه کوچک و بزرگ و موزیک و غیره شبکه های تلویزیونی و غیره، حکومت و سیاست را فراموش میکنند یا بهتر بگویم تلاش میکنند تا فراموش کنند ولی حکومت بر آنها به نسبت هایی حکم می راند.
راهی جز توجه به حکومت و بهبود شرایط آن وجود ندارد.دین و راه و روش واقعی انسان با سیاست پیوند میخورد.
امام خمینی میفرموند که سیاست ما عین دیانت ماست. شاید بشود گفت که با بی سیاستی و کناره گیری از آن از دین نیز دور میشویم.
مسیر صحیح شناخت
از خداوند که مبدء هستی است آغاز میشود
اگر به نشانه های می رسیم
نشان از اوست
هیچ شناختی مقدم بر شناخت او اصیل نیست
و شناخت او سخت نیست
آسان ترین است
شناخت او مقدمه ی شناخت رسولان و پیامبران بزرگوار ایشان و دیگر حجت های او هستند.
احترام و ادب در دستورات دینی موج میزند. احترام و ادب به خویش و خویشان و دیگران. هر یک از اصول و مبانی دینی اگر درست به کار گرفته شود، بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی ما را حل و فصل میکند.
لینک مطلب:
سید محمد خاتمی هفدهم فرودین ماه سال 80 در اجلاس سراسری نماز گفت:«در قرآن وای بر تارکان نماز گفته نشده است، ولى گفته شده است: ویل للمصلین. وای برنمازگزارانى که ریا مىکنند یعنى دین را وسیله به دست آوردن و خریدن دنیای خویش کرده اند، آن را دست مایه برخورداری از زندگىهای اعتباری دنیاکرده اند. والذین هم یرائون و یمنعون الماعون، درد جامعه ندارند. نمازمى خوانند، اما نسبت به بدبختى های موجود در جامعه، بدبختى هایى که انسان و بشریت با آن روبه روست، حساس نیستند. وای بر این نمازگزاران نمازی که نتواند جلوی فریب، دروغگویى، بىاحترامى به حقوق دیگران، به سادگى آبرو و حیثیت افراد را از تریبون ها وموقعیتهای مختلف بردن را بگیرد، برای جوان ما جذاب نیست.»
لینک مطلب:
اکنون هم ما باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم. امر به معروف و نهی از منکر هدفش عدالت، اصلاح، عمران و آبادانی و هدایت بشر است و چه کسی بهتر از رزمندگان که این فریضه را انجام بدهند و به همین دلیل است که میگویند بازنشستگی برای رزمندگان معنایی ندارد
در این دنیا تلاش میکنیم حقیقت را بشناسیم و عمل کنیم بر اساس آنچه درست میدانیم. هر انسانی به نسبتی موفق یا ناموفق است ولی در آینده روشن خواهد شد که چه قدر خطا کردیم. هر جند امروز نیز بسیاری از خطاها را میدانیم و میشناسیم.
آگاهی کامل در انتهای مسیر در انتظارمان است. تا چه باشیم و چه کرده باشیم.
زمانی که تریبون و قدرت در دست ماست، میتوانیم حرفهایی را بزنیم و به فردایش فکر نکنیم. ولی فردا خواهد آمد. پاسخ فردا سخت است. چه فردای حقیقی آن دنیا و چه فردی مجازی این دنیا.
هر دو فردا رسواگر هستند. خدا به همه ی ما رحم کند.
همه اعمال عبادی انسان
با اراده و اختیار ارزش دارد
باید نیت و هدف داشته باشد
و نیت همه ی اعمال یکی است
نزدیکی به سوی خدا
قربه الی الله
ترجمه خطبه ٢٣٩ نهج البلاغه ترجمه مرحوم محمد دشتی
فضائل اهل بیت پیامبر ص
خاندان پیامبر ص مایه حیات دانش، و نابودی جهل اند. بردباری شان شما را از دانش آنها خبر میدهد، و ظاهرشان از صفای باطن، و سکوتشان از حکمت های گفتارشان با خبر می سازد، هرگز با حق مخالفت نکردند و در آن اختلاف ندارند.
آنان ستون های استوار اسلام، و پناهگاه مردم می باشند. حق به وسیله آنها به جایگاه خویش بازگشت، و باطل از جای خویش رانده و نابود، و زبان باطل از ریشه کنده شد.
اهل بیت پیامبر ص دین را چنان که سزاوار بود، دانستند و آموختند و بدان عمل کردند، نه آنکه شنیدند و نقل کردند، زیرا راویان دانش بسیار، اما حفظ کنندگان و عمل کنندگان به آن اندکند.
... فان رواه العلم کثیر، و رعاته قلیل
آگاهی انسانی: ایمان و معنویت متکی بر عقل و دانش
مردم سالاری ملی: مردم سالاری به جای استبداد در سطح ملی
عدالت جهانی: مبارزه با ظلم و استثمار در سطح ملی و منطقه ای و جهانی
مردم سالاری در برابر استبداد قرار دارد. میتوان مردم سالاری دینی داشت یا غیر دینی. میتوان استبداد دینی داشت یا غیر دینی. کسانی که تصور میکنند مردم سالاری با دین در تعارض است، احتمالا تصورشان از دین با استبداد در هم آمیخته است.
حکمت ۴۶٣ نهج البلاغه:
دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد، نه برای رسیدن به خود
ترجمه خطبه ۴٢ نهج البلاغه از مرحوم محمد دشتی:
پس از پایان جنگ جمل در ١٢ رجب سال ٣۶ هجری امام وارد کوفه شد، مردم به استقبال آمدند. آن حضرت وارد مسجد جامع شد دو رکعت نماز خواند و سخنرانی طولانی ایراد کرد که بخشی از آن این خطبه است:
پرهیز از آرزوهای طولانی و هوا پرستی
ای مردم! همانا بر شما از دو چیز میترسم،
هواپرستی و آرزوهای طولانی.
اما پیروی از خواهش نفش، انسان را از حق باز میدارد،
و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد می برد.
اگاه باشید! دنیا به سرعت پشت کرده و از آن جز باقیمانده ی اندکی از ظرف آبی که آن را خالی کرده باشند، نمانده است.
بهوش باشید که آخرت به سوی ما می آید.
دنیا و آخرت، هر یک فرزندانی دارند. بکوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا. زیرا در روز قیامت، هر فرزندی به پدر و مادر خویش باز میگردد. امروز هنگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل.
ترجمه خطبه ٢۴١
(در این سخنرانی، یاران را به جهاد تشویق میکند؛)
تشویق برای جهاد
خدا شکرگزاری را برعهده شما نهاد، و امر حکومت را در دست شما گذارده، و فرصت مناسب در اختیارتان قرار داده است، تا برای جایزه بهشت با هم ستیز کنید.
پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید، که به دست آوردن ارزش های والا با خوش گذرانی میسر نیست! چه بسا خواب های شب که تصمیم های روز را از بین برده، و تاریکی های فراموشی، که همت های بلند را نابود کرده است.
کمال جسم در درست و سالم خوردن و ورزش است.
کمال روح نیز در درست و سالم تغذیه روحی کردن و تمرین روحی کردن است.
آنانکه روش و سیاست پرهیز و غارنشینی را دنبال میکنند، قوه ی هاضمه شان آنقدر حساس میشود که با کوچکترین میکرب دگرگون میشوند و چون مجرب نیستند، اگر به ابتلای سخت بیفتند، وا مصیبت است.
خرافات با احساسات بازی میکند. جهل و خرافه در جایی که نور دانش نباشد توسعه پیدا میکند. اگر خرافات زیاد میشود، نشان از ناکارآمدی دستگاههای فرهنگی و ترویج آگاهی است.
چقدر در زمینه شناخت عقاید اصیل دینی و جهان بینی یا رفتار اخلاقی ستوده یا احکام فروع دین آگاهی داریم؟!
با خرافه، حق بر پا نمیشود.h
اینکه پیشوایانی
با روش های مختلف
و منطق مشترک زندگی
برای پیروی
پیش رو داریم
نعمتی بزرگ است
آنان همانند اهل روزگار خویش زندگی میکردند
ولی با استانداردی متفاوت
سوار مرکب میشدند
کار میکردند
خرید میکردند
سخن میگفتند
معاشرت میگردند
به سفر کاری و تجاری میرفتند
شغل داشتند
خانواده داشتند
زندگی میکردند
فخرالسادات محتشمی پور:
زنان می گویند:
حسین زمانه ! برای احیای دین جدت قیام کن و برای احیای انقلابی که پدرت روح الله خمینی رهبری کرد.تو نشستن را مپسند ما هم زینب وار پشتیبانیت می کنیم و آمده ایم برای بیعت برای تجدید پیمان و محکم کردن میثاق ها
اخیرا دو سایت خبرگزاری فارس و رجا نیوز را دیدم که به نوعی متعرض یادداشتی از خانم فخرالسادات محتشمی پور شده بودند. برای بار دیگر به عقل و درایت اصلاح طلبان خط امامی آفرین گفتم و بر نادانی افراطی ها شکرگزاری کردم. الحمد لله
شیعیان علی علیه السلام به الگو بودن امام حسین و دیگر ائمه علیهم السلام و حضرت فاطمه و زینب س برای همگان و در همه ی اعصار اعتقاد دارند. حسینی (چون حسین ) بودن پیام اصلی انقلاب اسلامی ایران است که افراطیون علیرغم شعار، نه به آن عاملند و نه اظهار آن را از دیگران و به ویژه خط امامی ها تحمل میکنند.
حالا چی شده که نسبت پیروی از امام حسین ع برای محبوب ترین چهره سیاسی کشور یعنی آقای خاتمی، که شخصیتی مذهبی نیز هستند، اینقدر اصولگرایان افراطی را برآشفته است؟! یا مثلا ابراز تعلق خاطر یکی از فعال ترین زنان سیاسی کشور به حضرت زینب س و الگوگیری زنان از ایشان اینقدر آنها را به هم ریخته است؟!
دلیلی که بنظر رسید این است که اصولگرایان افراطی آنقدر دروغ گفته اند که تصور میکنند واقعا دینی رفتار میکنند و خط امامی های مقابلشان بی دین هستند. البته طبیعی است. در زمان امام نیز مرتجعین خون به دل امام میکردند و حتی نقل میکنند که اگر فرزند امام از کاسه ای آب میخورد، آن را نجس میدانستند.
نادانی افراطیون بزرگترین فرصت اصلاح طلبان برای بازگرداندن کشور به مسیری است که تا پیش از دولت نهم در پیش داشت.
به یاد دارم که توهین های بی سابقه به خاتمی در جریانات پیش از دوم خرداد هفتاد و شش. این بیماری بعدها نیز دنبال شد و از اینان به آنانی منتقل شد. از حکمت الهی است که روی دیگر سکه ها را نیز می بینیم و می بینند. آنانکه توهین میکنند به آن گرفتار میشوند.
توهین و بی ادبی نشان از طغیان دارد و نه برائت از شیطان و شیطانیان. بزرگان و اولیای دین هرگز به کسی بی ادبی و توهین نمیکردند ولی تربیت ناشدگان مکتب آنان، متاثر از وسوسه ها و به دلیل ظرفیت اندک و گمراهی به این روش های ناپاک دست میزنند.
فرقی نمیکند که این توهین به کی و چی باشد. خاتمی یا احمدی نژاد یا هر کس دیگر.
اینکه از کسی برائت و جدایی و بیزاری بجوئیم، نشان جهت گیری و مسئولیت انسان است. اگر این بیزاری و برائت از حق باشد که عین گمراهی است و اگر از ظلم و کفر باشد که عین هدایت است. ولی توهین و بی ادبی اصالتا گمراهی است.
ویران کردن بتخانه با عقده گشایی در بتخانه تفاوت دارد.
لینک مطلب از وبلاگستان:
دوست بزرگوارم آقای صدوقی، امام جمعهی یزد نقل میکرد بعد از دوم خرداد یکی از روحانیونی که خیلی علیه آقای خاتمی تلاش کرده بود را دیدم. گفت کتابی نوشتهام که تمام آیات و احادیثی که به نوعی به محتوای اکثرهم لا یعقلون و لا یشعرون (اکثریت عقل و شعور ندارند)اشاره دارد را جمعآوری کردهام. آقای صدوقی میگفت پاسخ دادم لابد اگر آقای ناطق نوری انتخاب شده بود کتابی در مورد احادیثی که میگوید یدالله مع الجماعه (دست خدا با اکثریت است) مینوشتی!
خدا نکند دین ابزار سیاست قرار گیرد که بدجوری میشود از آن سوء استفاده کرد و البته بدجوری هم جامعه را نسبت به دین بدبین میکند.همین جوری!
عاشقانه
امیدوارانه
محکم و قطعی
از منبعی اصیل
...
از فراق میگوید
از تعلق
از مسیر
از دیدار دوباره
پس چرا کاربردش را اینقدر محدود کرده ایم؟!
بزرگان و متفکران دینی معتقدند که دین واقعی اضمن سعادت دنیا و آخرت انسان است. به همین جهت دستوراتی برای دنیا و اصول و مبنایی برای زندگی عرضه میدارد.
بعضی معتقدند که تمامی دستورات دینی در گذشته دارای اهمیت و اعتبار مساوی بوده است و در طول زمان نیاز به هیچ تغییری ندارند. بعضی نیز معتقدند که بخشی از دستورات دینی که ناظر به اصول و مبانی انسان شناسانه و هستی شناسانه است، برای تمام اعصار معتبر است و بخشهایی نیز، مبتنی بر اجتهاد و تفقه و کوشش علمی علمای دین قابل تغییرند. شاید نمونه حلال شمردن شطرنج از سوی امام خمینی ناظر به دیدگاه دوم باشد. موضوعی که حامیان نظر اول با سکوت از کنارش میگذرند.
شاید یکی از بهترین نمونه های امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ اسلام، رفع اشکال وضو گرفتن یک پیرمرد توسط حسنین بود. امام حسن و امام حسین علیهم السلام چه کردند؟
پیرمرد را حکم خویش در مسابقه وضو گرفتن و تعیین صحت نوع وضو خود قرار دادند. پیرمرد متوجه خطای خود شد.
بعضی میگویند این هنر و ظریف عمل کردن حسنین ع است. در حالیکه به واقع موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوعی ظریف است که به دست هر کس و به هر شکل عملی نخواهد شد.
لینک مطلب:
در زمان ایشان مدرسه ای در منطقه شیعه نشین لبنان زده بودند که دختران شیعه را با پوشش های نامناسب می پذیرفت و این مدل را ترویج می کرد. وقتی موضوع را به سید شرف الدین گفتند، انتظار داشتند ایشان برخورد تند کند یا اعلام عزا کند. اما ایشان گفتند آنها مدرسه درست کرده اند، شما هم باید مدرسه خوب درست کنید. چرا که حق هم از همان مسیری منتشر می شود که باطل منتشر می شود
لینک خبر:
به گزارش خبرنگار «آینده»، وی با اشاره به این که هدف قیام امام حسین(ع) نجات دین از تحریفات بوده، به بیان درد و دل های خود و انتقاد از برخی کج فهمی ها به نام دین پرداخت.
استاد فاطمی نیا اظهار داشت: این افراد کج فهم حتی علامه طباطبایی را کافر می خواندند و به چهره ای چون آیت الله العظمی بهجت که مثل ایشان در حال حاضر نداریم، تهمت دروغگویی می زنند.
وی توضیح داد: یک سی دی درست کرده اند که در آن یک روحانی سید با محاسن از قول آقای بهجت می گوید: در جوانی من، سید ابوالحسن اصفهانی گفت قمه بزنید و 700 مجتهد قمه زدند و من هم لای آنها رفتم و قمه زدم.
استاد فاطمی نیا گفت: من بعدا خدمت آیت ا... بهجت رفتم و موضوع را از ایشان پرسیدم. ایشان گفتند، سید ابوالحسن می خواست جلوی قمه زنی را بگیرد، ولی نتوانست. اما وقتی پیش فردی که در سی دی سخن گفته بود، رفتم، گفت : پس آقای بهجت دروغگو است و باید نمازهایی که پشت سر ایشان خوانده ایم، اعاده کنیم!
بخش مهمی از برنامه های صدا و سیما در ایام سوگواری سالار شهیدان به انعکاس مبانی و معارف مرتبط با اهل بیت ع اختصاص دارد که جای تقدیر دارد.
لینک مطلب از وبلاگستان:
در دعای عرفه مضمونی وجود دارد که سخن گفتن از آن اگر نگویم ناممکن، می توان گفت بسیار دشوار است. هر چه سخن بگوییم آن مضمون روشن تر نمی شود، پیچیده تر می شود. همان که شبستری سرود:
معانی هرگز اندر حرف ناید
که بحر قلزم اندر ظرف ناید
امام حسین علیه السلام از خداوند می خواهد که جرعه ای از دانایی الهی بهره اش شود. همان دانش و دانایی که به تعبیر مولوی :
قطره ای از باده های آسمان
برکند جان را زمی وز ساقیان
این قطره همان اکسیر فراتر از حقیقت است. همان که جرعه ای از آن خضر نوشیده بود و موسای کلیم با تمام شکوه شگفت انگیزش در برابر خضر نوآموزی شتاب زده می نمود و بود. بی استطاعت صبر...و در اندیشه دریافت دستمزد ساختن دیوار!
" اللهم علمنی من علمک المخزون
الهی حققنی بحقائق القرب
واسلک بی مسلک الجذب..."
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی!
علم مخزون و حقیقت قرب و مسلک جذب همان است که در عاشورا اتفاق افتاد.
عاشورا چلچراغ توحید است. درمیان تمام دعا ها که توحید مضمون اصلی آن است؛ دعای عرفه درخشندگی دیگری دارد و در دعای عرفه هم همین فراز از زمره غرر فراز های دعاست.
قطره ای از دانش مکنون خداوندی چشیدن، جامه ای از حقیقت قرب بر جان پوشاندن و در نهایت مجذوب شدن...سالک مسلک جذب بودن!
و این همه را در عاشورا نقاشی کردن و به تعبیر زینب کبرا" تمام زیبایی را نقش ابد نمودن..."
مسلک جذب تعبیری است که ویژه امام حسین است...
آیه الله جوادی آملی در کتاب پرنکته و لطیفی که در باره علامه طباطبایی نوشته اند، و عنوان شورانگیز " شمس الوحی تبریزی" را برای آن کتاب برگزیده اند و علامه طباطبایی را فارابی روزگار ما خوانده اند، در باره شیوه سلوک به چهار روش اشاره کرده اند، . پیروان راه خدا را چهار گروه دانسته اند:
" مجذوب محض و سالک محض و مجذوب سالک و سالک مجذوب"(1)
مسلک مجذوب امام حسین چیز دیگری است. افق بلندی که معرفت توحیدی و جذبه الهی در یک دگر آمیخته اند. نه دیگر از آن معرفت افق بلند تری می توان تصور کرد و نه جذبه ای شورانگیز تر از آن. دلیل! عرفه و عاشورا.
دعای عرفه صحرای سبزی ست که تا همیشه جان انسان ها را تازه می کند و عاشورا موج خونی که به انسان معنا می دهد...
این ملازمه معرفت توحیدی و جذبه الهی گویی همانند ملازمه قرآن مجید و عترت است...همراه و همگون و جدایی ناپذیر...اوج این آمیختگی در ظهر عاشورا در زیر تیغ آفتاب؛ با لب های تفته و سیراب از تیغ آبدار...
حسین کربلایی آب بگذار
که آب امروز تیغ آبدار است
(1)- آیه الله جوادی آملی، شمس الوحی تبریزی، نشر اسراء، ص:299-301
اختیارات و قدرت و احترام قضات در تمام حکومتهای در طول تاریخ بسیار بالا بوده است و به همین جهت این سمت را بر عهده ی روحانیون عالیرتبه میگذاردند. البته فساد قضات و سیستم قضایی کشورها نیز بسیار مورد توجه. زمانی که سیستم دادخواهی با اختلال مواجه شود و فساد به آن راه پیدا کند، تصفیه خون جامعه دچار اختلال میشودو نظم اجتماعی مختل میگردد.
در اسلام برای قاضی اهمیت زیادی قائل شده اند. در واقع یکی از شئونات معروف حضرت علی علیه السلام همین قضاوت بوده است. ظاهرا صلاحیت قاضی می بایست در سطح اجتهاد و آگاهی کامل به احکام دین خدا و توانایی اجتهاد باشد.
تاسیس نخستین دولت آریایی در ایران یعنی دولت ماد نیز متکی به همین احترامی است که مردم به قضات میگذاردند. دیاکو، موسس حکومت ماد، در واقع قاضی بود و سرانجام به جهت همین موقعیتش توانست به قدرت سیاسی دست پیدا کند.
در زمان هخامنشیان، قاضی فاسد و متخلف را به مجازاتی به نام اوزمایا میرساندند. پوست قاضی فاسد را می کندند و بر صندلی قضاوت میکشیدند. بعضی نیز گفته اند که تنها پوست صورت را میکندندو روی میز قضاوت میگذاشتند. سپس مبتنی بر سنت موروثی بودن شغل ها، فرزند قاضی فاسد را به جای او می گماشتند. قاضی جدید، با یاد همیشه حاضر پدر خلافکار قضاوت میکرد. تصورش هم سخت است.
لینک خبر:
دین می تواند آزادی را تلطیف کند
بسیاری رویه های وضع شده غیر از قانون اساسی، دچار مشکل است
اصلاحات در حوزه دین به معنای اصلاح برداشت ها از دین است
حاکمان دائما باید مورد نقد قرار گیرند تا از حدی که شرع و قانون معین کرده، فرا تر نروند
وی همچنین گفت:«در پیش نویس اولیه هم اصل ولایت فقیه نبود، اما بعدا در مجلس خبرگان، به عنوان یک اصل مطرح شد و مانند اصول دیگر دارای جایگاه ویژه است به عنوان یکی از ارکان نظم جامعه پذیرفته شده است و با ساز و کارهایی که در قانون اساسی تعریف شده است، با اصول مردمسالاری و حداقل های آن، ناسازگاری ندارد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان به انتخاب این قدرت متمرکز توسط مردم و نیز مسئولیت آن در مقابل نهادهای مردمی و همچنین تعریف شدن امکان جابجایی آن قدرت توسط مردم اشاره کرد و گفت:« تمام ساز و کارهای آن مشخص شده استالبته اجرا شدن یا نشدن آن مساله دیگری است.»
متن کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
وقتی کارهایی انجام میدهیم که بعد از خودمان هم منشا اثرات مثبت است آنها را باقیات صالحات می نامیم. در گذشته اگر کسی دو کلمه حرف حساب روی پوست حیوانات یا کاغذ مینویشت و برای آیندگان به یادگار میگذاشت، خدمتی فرهنگی برای نسل های آینده محسوب میشد. وقتی که چاپ اختراغ شد، محتوای زیادی منتشر شد و جهانی جدید بر اساس این اکتشافات خلق شد. امروز با ظهور اینترنت و وبلاگستان، امکان انتشار محتوای گویا فراهم شده است. حتی اگر زمانی ما نیز نباشیم، این محتوا تاثیر گذار است. اگر مفید باشد، عنوان باقیات صالحات برازنده ی آن خواهد بود و خدای نکرده اگر مضر و گمراه کننده باشد که واویلا.
اهل سنت، به روایات وارده از صحابه و اهل بیت توجه میکنند و نظر اکثریت را ملاک حقانیت میدانستند. آنها نماینده جریان اصلی و عامه در جامعه اسلامی بودند.
اهل تشیع (خاصه)، بر خلاف اهل سنت و جماعت، نظر اکثریت را ملاک حقانیت ندانستند و مبنای نظری مستقل و عقل محور و خردگرا را توصیه کردند و به خواست عمومی و روال عرفی در تعیین حکومتها از بعد نظری و فکری انتقاد داشتند ولی در عمل به قواعد اجتماعی و زندگی با دیگران پایبند بودند.
شیعیان از سوی افراطیون مخالفشان به عقل و خرد و باطنی گری و لاابالی گری در رفتار متهم میشدند و متقابلا اهل سنت و جماعت به تحجر و روایت گرایی متهم بودند.
مناسبتها بهانه ای است برای یاد کردن. یاد گذشته های عبرت آموز. گاهی از یاد کردن گذشته، جز خسارت و گمراهی نصیبمان نمیشود و گاهی بر عکس هدایت می یابیم. تفاوت در خواست قلبی و جهت گیری های ماست.
اگر نخواهیم از شهادت امام باقر ع درس آزادی و دانش بگیریم مختاریم. در سیره و زندگی پیشوایان و بزرگان همواره درس های آموختنی بسیار است و در مقابل این دشمنان پیشوایان و بزرگان دانش و اندیشه اند که زندان ها میسازند و آزار میدهند و محدودیت ایجاد میکنند و مانع آزادی و رشد و توسعه اند و در نهایت دستشان را به خون پیشوایان آلوده میکنند.
آزادی مبنای توسعه است. توسعه ی دانش در عصر امام باقر ع و امام صادق ع نیز به همین موضوع ربط دارد وگرنه اگر همان شرایط در زمان دیگر امامان و پیامبران علیهم السلام وجود داشت، آنان نیز به دانش و علم شناخته تر میشدند.
١۶ آذر به نوعی سمبل تعهد اجتماعی دانشجویان است.
عالم را رحمت می گرداند نه غضب. پیشاپیش رحمت در حرکت است و غضب در پی رحمت است. سبقت رحمت بر غضب به معنی این نیست که رحمت زیادتر از غضب است.
رحمت الهی سبقت دارد بر غضب الهی. به بند کشیدن اراذل غضبی است که به هدایت رحمت انجام میشود. امنیت جامعه رحمت است.
(نقل به مضمون از سخنان آیت الله جوادی آملی)
لینک خبر:
رعایت اسلام بدین معنا نیست که جمهوری را تبدیل به شیوه های الیگارشی، اریستوکراسی و یا حکومتهای توتالیتر کند/نمی توان با بوالهوسی نسبت به نظام جامعه و انتظام عمومی برخورد کرد
لینک خبر از سایت یاری نیوز:
ماهاتیر محمد گفت: لازم است که سلاح های به روز داشته باشیم تا بتوانیم از خود دفاع کنیم و برای رسیدن به تکنولوژی این سلاحها نیاز به علم داریم. هر چند باید توجه داشته باشیم که این سلاحها برای دفاع است نه تهاجم.
به گزارش مهر، دکتر ماهاتیر محمد امروز در مراسم تجلیل از وی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با بیان این مطلب که هر وقت به ایران سفر می کند احساس می کند در وطن دوم خود حضور دارد، گفت: من همیشه احساس می کنم ملت ایران دوست من است و این احساس دوستی را همیشه با خود همراه دارم.
وی در سخنانی با اشاره به تمدن اسلامی و شکوفایی علوم اسلامی در قرون گذشته گفت: در زمانی که تمدن اسلام و شکوفایی علوم اسلامی به اوج خود رسیده بود اروپا و غرب در رکود به سر می برد.
نخست وزیر سابق مالزی اضافه کرد: شکوفایی تمدن اسلامی تا قرون پانزدهم میلادی ادامه داشت و مسلمانان حرف اول را در همه علوم می زدند. از جمله در علوم پزشکی افرادی چون ابوعلی سینا و در علوم دیگر افرادی چون ابوریحان بیرونی از دانشمندان اسلامی بودند.
ماهاتیر محمد گفت: پس از قرن 15 میلادی و رشد بیشتر علوم طبیعی و تجربی مسلمانان از این علوم دور شدند و آن را رها کرده و این علوم مایه استفاده دیگران شد و اروپایی ها با استفاده از این علوم کم کم رشد کرده و جای مسلمانان را گرفتند و همچنین مسلمانان به خاطر استفاده نکردن از این علوم از آن دور شدند.
وی با اشاره به آیات قرآن کریم در خصوص نیرومند شدن مسلمانان برای دفاع از خود گفت: در آیاتی از قرآن آمده است که مسلمانان سلاح داشته باشند. بنابراین لازم است که سلاح های به روز داشته باشیم تا بتوانیم از خود دفاع کنیم و برای رسیدن به تکنولوژی این سلاحها نیاز به علم داریم. هر چند باید توجه داشته باشیم که این سلاحها برای دفاع است نه تهاجم.
نخست وزیر سابق مالزی اضافه کرد: دشمن هم از این ضعف ما استفاده می کند و به ما زور می گوید اما ما باید برای دفاع از خود سلاح هایی داشته باشیم و قطعا دشمن سلاحهایی را که بتوانیم با آنها مقابله کنیم را به ما نمی دهد. پس باید خود آنها را بسازیم و در این راه رشد علمی از اهمیت بسیاری برخوردار است.
ماهاتیر محمد ادامه داد: مسلمانان باید در همه علوم پرورش یابند و کسب علم را سرلوحه خود قرار دهند. این درست است که ما پیشرفتهای زیادی داشته ایم و ایران نیز پیشرفتهای بسیاری در علوم پزشکی داشته اما رشد علمی کافی نیست، باید به اقتدار برسیم.
وی گفت: همه پیشرفتهای علمی برای ما اهمیت دارد چرا که برای پیشرفت نیاز به آدمهای سالم داریم و اگر انسان سالم نداشته باشیم نمی توانیم مدافع، سازنده و تولید کننده خوبی داشته باشیم. بنابراین کسب علم محور همه این موضوعات است.
به گزارش مهر ، نخست وزیر سابق مالزی اظهار داشت: رشد علم، پیشرفت و پیشبرد اهداف سلامت و تلاش برای اعطای سلامت به مردم و کسب علم در این زمینه ها باید از اهداف مسلمانان قرار گیرد.
ماهاتیر محمد در نهایت آرزو کرد همکاریهای علمی ایران و مالزی همچون گذشته ادامه داشته و خود بتواند واسطه خیری برای افزایش این همکاری ها باشد.
ماهاتیر محمد صبح امروز در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نشان طلایی این دانشگاه را دریافت کرد. ماهاتیر محمد تا دقایقی دیگر دکتری افتخاری دانشگاه علوم پزشکی تهران را نیز کسب خواهد کرد.
وقتی به انسان ظلم میشود،
تا میتواند مقاومت میکند
ولی گاهی چاره ای نمی ماند
و در واقع بی چاره میشود
ولی نظام هستی آنگونه است
که در بدترین شرایط نیز
حساب و کتابی هست
اگر امروز کسی را که در ظلم به خود مقصر میدانید
ندیدید
فردا خواهید دید
تازه شاید آن روز
بخاطر شکلاتی که از ما دزدید
یا شلاقی که بر تن مان زد
یا گلوله ای که بر مغزمان شلیک کرد
شکایتی نداشته باشیم
چرا که شرایط ما نیز تغییر میکند
رضایت دادن به رضای خدا نعمتی دیگر از سوی پروردگار است که در متون ادیان الهی بسیار به آن توصیه شده است
رضای خدا، دم دستی ترین انتخاب و آنچه واقع میشود نیست. اگر چنین باشد، که انتخابی نیست و دشواری نیز ندارد
رضای خدا، یعنی محبوب و مطلوب به نزد خداوند متعال و قاعده های توصیه شده ی الهی
معمولا به سختی بدست می آید چرا که آنچیزی است که باید
گاهی چندین راه به رضایت او ختم میشود
گاهی تنها یک راه باقی می ماند
همه پیامبران الهی پیام آوری بودند از غیب برای توجه دادن انسان به باطن هستی.
انسانی که حیاتی ابدی دارد و در این دنیا به قصد و هدفی آمده و پس از مدتی نیز خواهد رفت.
برای ایمان به غیب، آگاهی لازم است. تفکر و اندیشه لازم است. عقل و سلامت نفس لازم است.
مذهب مهمترین بخش از تلاش و کنکاش ذهن و دل انسان در طول هزاره هاست. آنجا که به حوزه عمل اجتماعی پا میگذارد، با سیاست که نماد راهبری جامعه است، در می آمیزد.
بر شاخه نشستن و بن بریدن هنر سی ساله تندروهااست:
بی توجهی به آرای مردم به هر عنوان و در هر سطحی که مقدور باشد
در برابر هم قرار دادن ارزشهای اصیل چون دیانت / آزادی / امنیت / رفاه /روح و جسم / سنت و تجدد
استفاده از منابع برای تخریب آنها
روش ترویج راه و رسم یا دین و مذهب چیست؟
روشهای مختلفی در طول تاریخ توسط مبلغان مورد استفاده قرار گرفته است که بعضی از آنها بیش تر نتیجه داده است. مطالعه در این زمینه ضروری است. هر چند مطالعه تجربه پنجاه سال گذشته در کشور ما و دیگر کشورها نیز بسیار راهگشاست.
ترویج دین
گاهی خیلی خوب جواب میدهد
گاهی کم جواب میدهد
گاهی اصلا جواب نمیدهد
گاهی تاثیر عکس دارد
ترویج دین با خوب بودن نیازی به وانمود کردن ندارد.
ترویج دین نسبتی با بد بودن و ادعای خوبی کردن ندارد.
تقیه در عمل / تقیه در فتوا
تقیه برای حفظ اهم نسبت به مهم است. با اولویت مرتبه ای: مال / جان / دین
تذکراتی که عنوان امر به معروف و نهی از منکر دارد. هدفی را دنبال میکند.
هدف: هدایت.
اگر تاثیر هدایتی ندارد، چه باید کرد؟
اگر کسی که تذکر میدهد خودش قبول ندارد یا عمل نمیکند چه؟
مخاطب تذکر گاهی فرمانروایان هستند و گاهی مردم.
دلسوزی و همراهی با هدف هدایت کجا و عقده گشایی کجا!؟
جلوگیری از ترویج تخلف آشکار
با منکر نمیتوان جلوی منکر را گرفت
شریعت عمیقا با شرایط جامعه پیوند دارد. نمیتوان از شریعت انتظار داشت که نسبت به مسائل جامعه چون برده داری و پدرسالاری و مرد سالاری و غیره بی تفاوت باشد.
گرایش حقیقت دین را از جهت گیری های شریعت میتوان فهمید. مثلا گرایش اسلام به کاهش برده ها و تشویق آزاد کردن برده ها و بهبود رفتار با بردگان و ایجاد شخصیت برای آنان در زمره اقداماتی است که نشان دهنده روح شریعت نسبت به برده داری است.
امامت و اجتهاد حقیقی تداوم نقش آگاهی به حقیقت دین برای استخراج احکام شریعت است. با حفظ همان جهت گیری های ابدی و پایدار دین است.
قدر این شبهای قدر را دانستن دشوار است
خدایا در این شب مقدس ایمان و بصیرت عطایمان فرما
آینده ای درخشان و سرشار از موفقیت در دین و دنیا مقدر فرما
خداحافظی با بی تدبیری و بی دینی و بی عقلی را ارزانی فرما
=====================
از نوشته های قبلی:
در شب قدر ... بنا به اعتقاد دینی و بر اساس قضا و قدر الهی و قوانین و سنتهای الهی که حاکم بر انسان و جامعه و طبیعت و عوالم وجود است٬ مقدرات نازل میشوند. مقدراتی که بر اساس مجموعه مقدمات اختیاری٬ مقدر و الزام آور شده اند.
گاهی فتح و سرو و شادی و گاهی شهادت امام حسین علیه السلام در صحرای کربلا و حضرت علی علیه السلام در محراب و ظهور جنگ ها و امثال آن مقدر است.
از خدا میخواهیم که در این ماه مبارک ... و در شب عزیز قدر آن ... بر ما خیر دنیا و آخرت را ارزانی کند و ما را مردمی شایسته ی دولتی متعهد به ارزشهای حقیقی انسانی و الهی٬عاقل٬ فهیم٬ دلسوز٬ آگاه و برخاسته از خواست و اراده اکثریت ملت قرار دهد تا امور دنیا و آخرتمان به سامان شود و اگر برایمان چنین مقدر نیست ... به همه ما صبر و تحمل عطا فرماید که جز او فریادرسی نیست.
====================
صحبت کردن از شب قدر و اصولا همه ی چیزهای خوب خوب است. بخصوص در وبلاگستان و جهانی که از بسیاری جهات واقعی است.
شب قدر از هزار ماه بهتر است.
شب قدر یک شب خاص است. ظاهرا تنها یک شب شب قدر است و نه سه شب یا بیشتر.
بعدها به دلیل آنکه این سه شب مشهور ۱۹ / ۲۱ / ۲۳ از بقیه محتمل القدر بودنشان بیشتر بوده مورد توجه بشتر قرار گرفتند.
بعضی ها روزهای فرد دیگری را نیز احیا میدارند.
بعضی همه ی روزهای ماه مبارک را
و بعضی همه ی روزهای سال را به امید درک شب قدر احیا می گیرند.
و در زنده نگه داشتن این شب عزیز روح و جان ما زنده میشود
=========
اگر ما قدر خودمان را بدانیم زودتر به درک شب قدر نائل میشویم.
لینک مطلب از وبلاگ عباس عبدی:
در میان نهادهای اجتماعی ما، در حال حاضر خانواده بیش از بقیه نهادها در چارچوب کارکردی و مورد انتظار خود عمل میکند، نهادهای دیگر از جمله دین، دولت، آموزش و ارتباطات فاصله بیشتری با نقش کارکردی خود دارند، اما در عین حال نهاد خانواده در ایران با چالشهای مهمی هم مواجه شده است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
اگر ظالمی را دیدید
که ادعای دیانت میکند
در دین و دیانت شک نکنید
در دیانت او شک کنید
رشد و توسعه اسلام را میگفتند که ناشی از شمشیر است. امروز در باره توسعه اسلام علیرغم این همه تبلیغات مخالف چه میگویند؟
گسترش اسلام در میان سیاه پوستان آمریکا و اروپائی ها و دیگر مناطق جهان٬ مانند اوایل ظهور اسلام به دلیل مخالفت اسلام با تبعیض و حمایت شفاف از عدالت است. همان دلیلی که در طی سالهای پس از ایجاد ارتباط مستقیم بین مسلمانان و ایرانیان٬ موجب ترویج اسلام در ایران شد.
البته همیشه اندکی هستند که به دلایل دیگر چون:
ترس از شمشیر یا کاهش قدرت
یا طمع به ثروت و مقام
و یا مباحثات فکری عمیق به اسلام گرویده اند. ولی این گروهها اندکند و بی خلف.
اطاعت از دیگری به نوعی سخت است. پذیرش برتری دیگری در تصمیم گیری دشوار است. راه حل مناسب برای اطاعت چیست؟ شیرین کردن آن.
اطاعت را میتوان با جهل یا علم شیرین کرد.
جهل: خود فریبی که منشا آن میتواند خواست قدرتمندان یا فرار از دشواری های اندیشیدن و عمل کردن باشد.
علم: پیروی از کسانی که دانش و تخصص لازم را در زمینه مورد نظر دارند. مانند اطاعت از پزشکان.
اطاعت از پزشکان وجهی علمی دارد. عقلایی است. انتخابی است آگاهانه که در پی آن اعتماد و اطاعتی تا پای جان مطرح میشود.
اطاعت اگر جاهلانه و اجباری و بی محبت باشد، رنج آور و بی فایده و ناپایدار است.
اطاعت اگر آگاهانه و مختارانه با محبت باشد، شیرین و مفید و پایدار است. ولایت است.
ولایت الهی حق مسلم ماست
واسطه ها حکمت خدا را مختل نمی کنند. در راستای حکمت او هستند.
مهمترین دلیل در گسترش اسلام در گذشته، تعامل بوده است. اگر جنگی نیز اتفاق افتاده که افتاده است، آنجا مفید بوده که مانعی را برای توسعه روابط برداشته است.
روابط اجتماعی بویژه از مسیر بازرگانی و ازدواج، راه اصلی توسعه اسلام در ذهن و دل مردمان بوده است.
رواج اسلام در طبرستان و دیلم
رواج اسلام در هندوستان و شرق دور
از همین مسیر بوده است. اکثر مسلمانان اینگونه مسلمان شده اند.
نظامی گری های یونانی ها و رومی ها و ایرانیان و عربها و چینی ها و انگلیسی ها و آمریکایی ها و فرانسوی به تغییر فرهنگ و دین و آداب و رسوم ممالک مفتوح منجر نشد. به میزانی که فاتحان به تعامل اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز با مردم روی می آوردند، فرهنگ آنها بیشتر توسعه می یافت. البته قوت های درونی فرهنگ مهاجم نیز اهمیت داشته است.
لینک خبر کامل:
مفتی عربستان سعودی اعلام کرد برگزاری جشن به مناسبتهایی از قبیل سالگرد ازدواج و یا جشن تولد باطل است.
وی در ادامه افزود: این مسیحیان هستند که اعیاد زیادی دارند. عید مادر، عید شجره، عید برای هر چیز دیگر، هرسال هم عیدی به مناسبت سالروز تولد فلان شخص دارند و در این روزهاشمع روشن می کنند و غذا پخش می کنند.
گاهی مکان ها خاطره انگیزند. خاطرات خوب. ارتباط خوب.
انسانهای پاک و مقدس وقتی با خالق و محبوب و رفیق اعلای خود در مکان مشخصی رابطه برقرار میکنند، به همه چیز از خودشان گرفته تا مکانی که در آن هستند، نور می بخشند. چنین مکانهایی چون ستاره های عالم معنا میدرخشند.
توحید زیربنای اندیشه دینی است. بدون توحید، اصول و فروع دیگر معنایشان تغییر میکند.
آیا افراد غیر مسلمان که در زندگی کارهای خوب
انجام دادهاند، به بهشت میروند؟
در مورد قیامت و محاسبه اعمال پیروان غیر اسلام لازم است گذرا اموری را متذکر شویم، بدین شرح:
۱ - دین حق در هر زمانی یکی بیش، نیست، بنابر این معنا ندارد بعد از بعثت پیامبر اسلام(ص) و با توجه به خاتمیت آن حضرت، دینی غیر از اسلام مورد قبول درگاه خداوندی باشد (و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه)
۲ - رستگاری در جهان آخرت به دو چیز (عمل صالح و اعتقاد راستین به خدا) وابسته است. اگر فردی از عمل پسندیده بهرهمند باشد و نسبت به مبدأ و قیامت باوری درست داشته باشد و به تعبیر قرآن از قلبی سلیم بهرهمند باشد، در قیامت رستگار میگردد. “یوم لا ینفع مال و لا بنون إلّا من أتی اللَّه بقلب سلیم”.
۳ - در جهان بینی اسلامی این باور آمده است که خداوند با بندگانش به عدل حکم میکند و به متقضای آن عذاب الهی بعد از اتمام حجت است، یعنی خداوند حکیم و عادل بعد از آن که راه حق را برای انسانها تبیین نمود (توسط حجتهای باطنی و ظاهری) آن گاه آنان را به حساب و کتاب عمل فرا میخواند. (ما کنا معذّبین حتی نبعث رسولاً)
به مقتضای این آیه کسانی که حجت بر آنان تمام نشده است و نتوانستند دین حق را بشناسند و در نتوانستن تقصیری نداشتند، از این جهت مشمول عذاب الهی قرار نمیگیرند.
۴ - در فرهنگ اسلامی کفر چند معنا دارد که یکی از آنها عناد و انکار حقایق است و این در قیامت باعث عقوبت میگردد، نه کفری که از روی نادانی و از قصور و استضعاف فکری باشد که در این صورت ممکن است مشمول رحمت الهی قرار گیرد.
۵ - هر فعلی دو جنبه دارد: یکی از جهت وجود خارجی آن و دیگری از جهت وجود داخلی یا انگیزه فاعل و نیّت. فعلی که از هر دو جهت خوب و ارزشمند باشد، یعنی هم از حُسن فعلی بهرهمند باشد(مانند خدمت به مردم) و هم از حُسن فاعلی (یعنی با انگیزه الهی و به خاطر خدمت به مردم)، چنین فعلی آدمی را در قیامت رستگار میکند. حال اگر عملی از غیر مسلمان از حُسن فعلی و حُسن فاعلی بهرهمند باشد، به مقتضای حکم عقل و روایات اسلامی احتمال نجات این گونه افراد وجود دارد.
۶ - یک سری امور ممکن است اعمال پسندیده را نابود کند که از آنها به “حبط اعمال” یا آفت اعمال یاد میشود. ممکن است غیر مسلمان کار خوبی انجام دهد و در پی حق باشد، ولی بعد از آن با ارتکاب یک سری امور، اعمال خوب گذشتهاش را نابود کند.
با بیان این امور میگوییم:
اگر بعد از بعثت پیامبر اسلام(ص) غیر مسلمان(اعم از یهودیان، مسیحیان و دیگران) که:
اولاً: در پی شناخت و یافتن دین حق برآیند، نه در پی انکار و عناد، و بدون این که تقصیری داشته باشند، نتوانند به حقانیت دین اسلام نایل گردند،
ثانیاً: با شناختی که به حقانیت دینشان دارند، حال دینشان دین حضرت موسی باشد یا دین حضرت عیسی و یا غیر آن به دستورهای آن نیز پای بند باشند،
ثالثاً کارهایی که انجام میدهند، هم از حسن فعلی بهرهمند باشد و هم از حسن فاعلی،
رابعاً: بعد از آن کارهای نیکشان به آفتها (؛ حبط اعمال) دچار نشده باشد، در این صورت این گونه افراد که به تعبیر شهید مطهری مسلمان فطری هستند بعید نیست در آخرت در زمره نجات یافتگان از دوزخ قرار گیرند. این به مقتضای عدل و حکمت خداوندی است که روایات اسلامی این سخن را تصدیق میکند
شهید مطهری در این باره میگویند: “اگر کسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی حقیقت اسلام بر او مکتوم مانده باشد و او در این باره بی تقصیر باشد، هرگز خداوند او را معذّب نمیسازد. او اهل نجات از دوزخ است” نیز گفته است: “به نظر من اگر افرادی یافت شوند که نیکی به انسانهای دیگر و حتی نیکی به یک جاندار اعم از انسان یا حیوان را بدون هیچ چشم انتظاری انجام دهند و حتی در عمق وجدان خود از آن جهت خدمت نکنند که چهره خود را در آیینه وجود محرومین میبینند، یعنی ترس از این که روزی چنین سرنوشتی داشته باشند، عامل محرک آنها نباشد، بلکه طوری انگیزه احسان و خدمت در آنها قوی باشد که اگر بدانند هیچ گونه سودی عاید آنها نمیشود، حتی یک نفر هم از کار آنها آگاه نمیگردد و احدی به آنها یک “بارک اللَّه” هم نخواهد گفت، باز هم آن کار خیر را انجام میدهند و تحت تأثیر عادت و امثال آن هم نباشد، باید گفت:
در عمق ضمیر این انسانها نوری از معرفت خداوند هست و به فرض این که به زبان انکار کنند، در عمق ضمیر اقرار دارند. افکارشان در واقع و نفس الامر انکار یک موهومی است که آن را به جای خدا تصور کردهاند و یا انکار یک موهوم دیگری است که آن را به جای بازگشت به خدا و قیامت تصور کردهاند ،نه انکار خداو معاد واقعی… بنابر این بعید نیست که این گونه کسان واقعاً و عملاً در زمره اهل کفر محشور نگردند، هر چند لساناً منکر شمرده میشوند، واللَّه اعلم”
آنچه اثر دارد ربوبیت است وگرنه خالقیت را مشرکین حجاز و غیر آن نیز قائل بودند. مساله مسئولیت انسان در برابر خداست که اثر تربیتی دارد و هدایت در آن مطرح است. مشرک، سمت ربوبیت و تدبیر و تربیت را به غیر خدا میدهد. نه آنکه در این موضوع شریک قائل میشود. کسی که هم ا زخدا و هم از غیر خدا توامان میخواهد ریاکار است نه مشرک به شرک جلی.
( رادیو معارف. تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی )
پیشنهاد آیت الله جوادی آملی نشان از کمبودی تاریخی و بی توجهی به این حوزه از مسائل اسلامی است.
لینک مطلب از خبرگزاری فارس:
دعوت آیتالله جوادی آملی به نوشتن جلد دوم «مفاتیحالجنان»
به گفته آیتالله جوادی آملی، جلد دوّم «مفاتیحالجنان» جایش خالی است و عدهای باید آن را بنویسند تا معلوم شود دین تنها این نیست که ما زیارت بکنیم و ذکری بگوییم.
تأکید وی در نگارش جلد دوم «مفاتیحالجنان» بیشتر بر روایاتی است که به امور روزمره و رفتارهای فرهنگی ـ اجتماعی مسلمانان مربوط میشود و به همین خاطر نام «مفاتیحالحیات» را برای آن مناسب دانسته است.
==============
در همین خبر که فارس تهیه کرده است، حدود دو سوم متن خبر به مفاتیح الجنان و معرفی آن اختصاص دارد.
چرا؟ به همان دلیل که تا کنون مفاتیح الجنان 2 نوشته نشده است.
هنر را پنجره ای به غیب و عالم گسترده و پایدار و ابدی میدانند. اگر مسیر و راه حقیقت است، هنر نیز دریچه ای به حقیقت است.
در هنر نوعی غریبگی و تفاوت از جنس نبودن و نادر بودن برق میزند. وجه غیرواقعی بودن هنر از همین جذابیت نادر بودن یا فقدان ریشه میگیرد.
لینک مطلب از سایت خبرگزاری قرآنی ایکنا:
امکان دسترسی فراگیر به خدا در فضای مجازی وجود دارد / حافظه فضای مجازی ماندگار است
گروه وبلاگ و IT: رئیس دانشکده مطالعات جهان با بیان اینکه امر متافیزیک و امر مجازی هر دو از ویژگی جهانی بودن برخوردار است، بر امکان دسترسی فراگیر به خدا در فضای مجازی تأکید کرد.
|
| دکتر «سعیدرضا عاملی»، رئیس دانشکده مطالعات جهان و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران |
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، سی و هشتمین جلسه سخنرانی، از مجموعه جلسات علمی ماهانه مؤسسه گفتوگوی ادیان روز گذشته با عنوان «دین و فضای مجازی» برگزار شد.
در این نشست دکتر «سعیدرضا عاملی»، رئیس دانشکده مطالعات جهان و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی، در خصوص مبحث «دین و فضای مجازی» سخنرانی کرد.
دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران در آغاز سخنان خود با تأکید بر اینکه دین و فضای مجازی هر دو از بحثهای بزرگی هستند، گفت: بحث فضای مجازی و دین آنقدر گسترده است که میتوانیم از آن به بحث میان دین و جهان و یا دین و کل کره زمین نام ببریم. دین هم جزء مفاهیمی است که هم به لحاظ تکثر ادیان در جهان و هم به لحاظ تکثر در حوزه مفاهیم دینی گسترده است.
وی در ادامه برای روشنتر شدن این بحث به طرح چندین سؤال پرداخت و گفت: چند سؤال را باید به آن بپردازیم. اول اینکه امر مجازی چیست و اساساً امر مجازی چه تعریف میشود؟ این مفهوم کمتر تعریف میشود و بیشتر از آن استفاده میشود. سؤال دوم این است که دین چیست و اساساً دینداری چه وجوهی دارد؟ دین مجازی چه وجوهی دارد و در نگاه هستیشناسی چه وجوهی را برای دین میتوان تعریف کرد.
عاملی افزود: قبل از اینکه وارد بحث شویم باید بگویم که ما نسبت به پدیدههای جدید نیاز به یک نگاه عمیق و دور داریم. متأسفانه معمولاً در تاریخ هم که نگاه میکنیم نظریهپردازان نسبت به پدیدههای نو دچار مشکل بودهاند. فضای مجازی به عنوان صنعتی که وقتی ظهور پیدا کرد و بازنمایی عناصر در این جهان شروع شد یک اثر اولیه داشت.
رئیس دانشکده مطالعات جهان ادامه داد: جهان مجازی امروز تبدیل به جهان جدیتری شدهاست. جهان تجارت، آموزش، پژوهش و جهان زندگی است. بنابراین نگاه اولیه به این فضا است که ما را با شاخصهای فضای مجازی یعنی جهان وجوه بیگانگان و فضای تهدید فرهنگی مواجه میکند.
فضای مجازی قرابتهای زیادی با ذات دین دارد
وی تصریح کرد: ولی اگر عمیقتر و بنیادیتر به این فضا نگاه شود، آن وقت میبینیم که قرابتهای زیادی با ذات دین دارد. بنابراین نباید زیاد تحت تأثیر نگاه اولیه قرار گرفت. همه رسانه شناسها میگویند «اثر اولیه، اثر آخر است»؛ یعنی نمیگذارد که آثار بعدی یک معنا یا مقوله دیده شود.
مدرس مطالعات فضای مجازی در ادامه اظهار داشت: شما با مطالعات مورفولوِژی آشنا هستید. مورفولوژی اگرچه مطالعات زیستشناسی و شکلشناسی است ولی در قالب داستانی وقتی میخواهید به لحاظ متولوژی ان را فهم کنید باید عناصر وجود در داستان را ببینید و بعد یک ارتباط ساختاری بین عناصر موجود و داستان برقرار کنید تا بتوانید یک مورفولوژی ادبی از داستان ارائه دهید.
| اثر اولیه |
| نباید زیاد تحت تأثیر نگاه اولیه قرار گرفت. همه رسانه شناسها میگویند «اثر اولیه، اثر آخر است»؛ یعنی نمیگذارد که آثار بعدی یک معنا یا مقوله دیده شود |
وی افزود: فضای مجازی قطعاً به عنوان یک بزرگ فضا نیازمند یک نگاه مورفولوژیک است؛ به این معنا که عناصر بنیادین این فضا باید فهم شود تا ما بتوانیم انتقال دقیقی به این فضا پیدا کنیم.
عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی در ادامه به تشریح مفهوم «مجاز» پرداخته و گفت: اما منظور از امر مجازی چیست؟ کسانی که با ادبیات عرب آشنا هستند میدانند که مجاز در این ادبیات دارای معنای خاصی است، امر مجازی را گاهی در مقابل امر حقیقی بکار میبرند. امر مجازی از منظر دیگر امری وهمی و خیالی است. امر مجازی را گاهی در مقابل واقعیت محسوس با بدن قرار میدهند.
وی افزود: جهانی که ما در آن زندگی میکنیم جهان طبیعت و صنعت است، اما جهان مجازی، جهانی صددرصد صنعتی است. در این جهان اساساً از طبیعت خبری نیست و اگر هم هست بازنمایی طبیعت است نه خود آن. بنابراین حس منتقل میشود اما بدن به این فضا قابل انتقال نیست.
عاملی ادامه داد: مجاز را میتوان امری ذهنی در برابر امر عینی فرض کرد. استفاده یک لغت خارج از معنای حقیقی و معنایی که به ذهن متبادر میشود را مجاز میگویند. معنا همچنین به معنای اثر یک ذات هم است. این مهمترین معنایی است که من میخواهم آن را در ارتباط با فضای مجازی مطرح کنم.
فضای مجازی خود یک ذات نیست بلکه اثر یک ذات است
این استاد دانشگاه تأکید کرد: فضای مجازی خود یک ذات نیست بلکه اثر یک ذات است. ذات به لحاظ هستیشناسی یک جهان وجود دارد و دو جهانی کردن این فضا یک جنبه متافیزیکی و استعارهای دارد که ما آن را تفکیک میکنیم، وگرنه هر دو در یک جهان واقع شده ولی از خصیصههای متفاوتی برخوردارند، این اثر یک ذاتی است که ریشه آن در جهان واقعی وجود دارد. با این نگاه مجاز با فضای دوم در مقایسه با کاربردهای اولیه استفاده میشود.
عاملی افزود: من میخواهم بگویم در تمامی معناهایی که ما در اینجا به عنوان مجاز مطرح کردیم چه مجاز به عنوان یک واقعیت مجازی و چه مجاز به معنای یک استفاده دوم که ذاتش در جهان واقعی وجود دارد و چه مجاز به عنوان یک ذهنیت مقولههایی است که در جهان مجازی بازتولید میشود.
این استاد دانشگاه در ادامه بحث خود به تعریف دین اشاره کرد و خاطرنشان شد: دین معنای بسیار بزرگی دارد. میتوان برای این موضوع یکسری معنا گفت؛ مثلاً عدهای دین را فرهنگ و مسیر زندگی تعریف کردند که به لحاظ هنجاری اموری را به ما معرفی میکند. دین یعنی باورها، مناسک، شعائر و چیزهایی که دین نهی کرده و دیگران انجام میدهند، اینها لایههایی است که درباره دین مطرح است.
رئیس دانشکده مطالعات جهان عنوان کرد: بنابراین چیزی که مسلم است همه ادیان دارای یک امر متافیزیکی هستند، همه ادیان دارای مناسکی هستند، حالا بعضی از ادیان شعائر دینی دارند و بعضی ندارند، بعضی ادیان شریعت دارند و بعضی نه. در همه ادیان خط قرمزهایی وجود دارد بدین معنی که تعدادی از کارها نباید انجام داد.
بنیادیترین عنصر دین باور به متافیزیک است
عاملی تصریح کرد: بنابراین بنیادیترین عنصر دین باور به متافیزیک است. شاید بتوان با این اعتقاد دین را تا حدی درک کرد، حتی کسانی که یک انسان را به عنوان خدا میپرستند یک وجه متافیزیکی را برای آن انسان درست میکنند و بعد آن را میپرستند.
| باور به متافیزیک |
| بنیادیترین عنصر دین باور به متافیزیک است. شاید بتوان با این اعتقاد دین را تا حدی درک کرد، حتی کسانی که یک انسان را به عنوان خدا میپرستند یک وجه متافیزیکی را برای آن انسان درست میکنند و بعد آن را میپرستند |
عاملی در ادامه با اشاره به خصلتهای مشترک میان امر مجازی و امر متافیزیکی که توجه به آن لازم است، گفت: هر دوی اینها از خصلت جهانی بودن برخوردار هستند و ادعای جهانی دارند، ادیان ابراهیمی ادیانی هستند که همه مردم جهان را خطاب قرار میدهد؛ در قرآن 80 بار گفته شده یا ایها الناس(ای مردم)، یا حتی آنجایی که خطاب خاص دارد مانند یا ایها الذین آمنوا ال عام دارد و همه مومنان جهان را مورد خطاب قرار میدهد.
دین در وجه عام انسانگرایانه و خاص مومنانگرایانه خصلتی جهانی دارد
وی تصریح کرد: بنابراین دین چه در وجه عام انسانگرایانه و چه در وجه خاص مومنان گرایانه خود، پدیدهای است که جهان را مورد خطاب قرار میدهد. فضای مجازی هم که اساساش جهانی بودن است. هر چیزی که در این جهان وجود دارد برای همه قابل دسترسی است.
مدرس جهانی شدن ارتباطات ادامه داد: بنابراین هر دو خصلت جهانی بودن را دارا هستند و همه جا حاضرند؛ متافیزیک امری همه جا حاضر است. یکی از خصیصههای فضای مجازی هم این است که همه جا حاضر است.
وی افزود: حافظه آنالوگ یک حافظه از دست رفته است، در حالیکه حافظه فضای مجازی ماندگار و همه جا حاضر است. دسترسی فراگیر به فضای مجازی و دسترسی فراگیر به خدا وجود دارد، بدین معنا که در فضای مجازی عنصر متافیزیکی به نوعی وجود دارد.
متافیزیک در امر دینی به عنوان متافیزیک خالق است نه مخلوق!
دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران بر نظاممند بودن امر متافیزیکی و عالم هستی شناسانه متافیزیکی بودن آن تأکید کرد و گفت: این فضا فضای سیستمی و برنامهای شده است. در این معنی گاهی بد فهمی وجود دارد. عدهای فکر میکنند من منکر متافیزیک هستم که اینطور نیست. این متافیزیک مادی است. متافیزیکی است که مخلوق است نه خالق.
| تجسد مجازی |
| این امر، امر قدیمی است که با ذهنیت و خیال شروع شده و امروز تبدیل به تجسد مجازی که در عالم اینترنت میتوان آن را دید، اگرچه اینترنت عالم کوچکی برای فهم این معنا است |
وی افزود: متافیزیکی که در امر دینی از آن صحبت میکنیم به عنوان متافیزیک خالق است، اما این متافیزیک مخلوق است. امر مجازی امری قدیمی بوده و جدید نیست. اساساً اگرچه ما همیشه تاریخ را انکار میکنیم و اگرچه دوست داریم اولین باشیم و اولینها را بگوییم ولی خداوند تجربه این تاریخ را انباشته کرده یعنی این عالم عالمی است که مرتب از ذخیره تاریخ بهره میگیرد.
عاملی ادامه داد: مجاز امری است که در ذهن ما بوجود آمده، انسان دائم دنبال مجاز است و دائم با این مجاز زندگی میکند، ما در این عالم چه بودن و چه شدن را داریم. اگر ذهن را از بشر بگیرند ما دیگر نمیتوانیم در خیالات زندگی کنیم. ما نداشتههای زیادی داریم که آن را در عالم خیال دنبال میکنیم.
ادامه دارد...
لینک مطلب از سایت خبری تابناک:
شاید برخی از شما در جلسات فقهی خود بگویید که حکومت حق علماست، ولی من به شما میگویم اگر مردم نباشند، این حق عملی نمیشود و هیچوقت اینگونه نبوده که روحانیت به زور بخواهد این کار را انجام دهد و در دین نیز این پذیرفته نیست؛ اگر حکومت زوری باشد، دینی نیست
ادامه مطلب ...
انسان موحد، همه چیز را از خدا می خواهد و نقش واسطه ها را در نزدیکی به هدف میداند. واسطه هایی عزیزند که ما را به خدا نزدیک کنند و اگر ما از واسطه های ناحق استفاده کنیم به نتیجه نمیرسیم و یا اگر از واسطه حق برای دوری از خدا و توحید استفاده کنیم٬ روز قیامت از ما تبری می جویند و ولایتشان را بر ما نفی میکنند.
مبدء اوست. مقصد اوست.
=====
همه ی ما انسانها در یک مرتبه نیستیم. گاهی چشمان نافذ ما تا دور دست و مقصد را می بینید و گاهی تنها منازل بین راه را می بیند. اگر راه درست دیدن را فراموش نکنیم و عزم رفتن داشته باشیم٬ ولو چشمانمان ضعیف باشد٬ به مقصد می رسیم. از هر منزل به منزل بعدی می رویم. اما اگر پای رفتن نداشته باشیم و در منزل ها ماندگار شویم٬ به مقصد نمی رسیم.
تفاوت شیعه و خواص زمان رسول الله ص با دیگران در رعایت تفاوتها بود. انتظار از ابوذر و سلمان مشابه نبود و آنها هم یکی نبودند چه برسد به بقیه مردم. از قولوا لا اله الله تفلحوا تا علم دین و شهادت، مراحل مسلمانی است.
==============
بهترین واسطه ها٬ آنهایی هستند که نقش واسطه ای خود را دارند و به حق رهنمون میکنند. تنها ذات مقدس خداوند بی نیاز و کامل است و واسطه ها روشنگر مسیر و سوق دهنده به سوی او هستند. نزدیکی به واسطه ها مقدمه و مسیر نزدیکی است و نه هدف نهایی. هدفی مقدماتی و مرحله ای از معرفت و حقیقت است.
به میزانی که به قرآن می پردازیم و از توحید می آموزیم٬ از واسطه ها و دعا ها بهتر استفاده خواهیم کرد. روضه و مداحی مکمل است نه جایگزین قرآن و توحید.
خداوند متعال همه انسانها را بر سبیل هدایت و در مسیر رسیدن به کمال آفریده است. هدایتی تکوینی و عمومی که فرعون و موسی هر دو از آن بهره مندند.
فطرت فرزندان آدم تا پیش از حضرت نوح علیه السلام و هدایت انبیاء نخستین در امت واحده٬ دو منبع اصلی هدایت بشر بودند. کتاب و شریعتی٬ ولو در سطح شریعت عصر نوح ع و ابراهیم ع عرضه نشده بود.
از زمان حضرت نوح ع٬ هدایت تشریعی انبیای الهی برای عموم مردم مطرح شد. راه و روش صحیح زندگی (دین) به بشر عرصه میشد و بشریت از منافع و مضار رویکرد به راه و روش سالم زندگی و پشت کردن به آن برخوردار می گردید.
در گذشته که عقلانیت و اندیشه گسترش کمتری داشتُ فهم مقصد دین محدودتر بود و هر چه گذشت٬ دین در مفهوم اصیل آن توسعه بیشتری یافت و این به دلیل رشد و بلوغ و آمادگی ذهنی بیش از پیش بشریت برای فهم پیام الهی است.
مخالفان نهضت انبیا به زور متوسل میشدند ولی اندیشه دینی توسعه یافت. تحریف ادیان نیز راه دیگری بود که در پیش گرفتند. دست بردن به متن اصلی دین و آلودن سرچشمه هدایت مردم٬ در کتب الهی٬ بدست به ظاهر حامیان روحانی آن.
با ظهور اسلام در عصر توسعه کتابت و عرضه ی معجزه کتاب آسمانیُ قرآن کریم٬ راه بر تحریف منبع وحی در میان مردم بسته شد. دیگر روحانیون درباری و حکومتی یا خودشیفتگان به ظاهر عالم، فرصت تحریف نیافتند ولی با تفسیرهای اختصاصی و بر خلاف سیره ی پیامبر ص و ائمه ع راه فرقه بازی را گشودند.
تفسیر عملی دین توسط ائمه علیهم السلام طی حدود دویست سال٬ الگوی دین خواهان در عصر غیب است.
اینگونه است که دینی با سرمنشا پاک چون قرآن و رفتار پاکانی چون پیامبر ص و علی ع و فاطمه س و حسن ع و حسین ع٬ همه چیز را برای هدایت بشر در خویش دارد.
قرآن کریم:
عنکبوت 46/
جهت گیری وجدت در ادیان ابراهیمی تا به آنجاست که حتی دین پیامبر دین ابراهیم بود چه پیش از بعثت و چه پس از آن. پیش از بعثت دین حنیف بود پس از آن هم اسلام.
این بزرگترین جاذبه این دین برای اهل کتاب و مشرکان است. نقطه مشترک هر دو گروه. اهل کتاب که ادیانشان ابراهیمی است و مشرکان هم قبله آمالشان ابراهیمی است.
آیا خدای ما و اهل کتاب یکی است؟جواب قرآن بلی.
انفال 65 و 66/
تاثیر ایمان و ثبات قدم در جنگ بسیار است. اما محدودیت هم دارد. تشویق پیامبر و صبر بیست نفر را برا دویست نفر برتری میدهد.
و یا
100 نفر بر ١٠٠٠ نفر باذن الله پیروز میشوند. حتی این برتری های الهی نیز حساب و کتاب دارد.
در صدر اسلام اکثر جنگهای رسول الله ص دفاعی بود و با اینحال این جنگهای حضرت رسول ص نبود که موجب توسعه اسلام شد بلکه صلحهای حضرت ص بود. حتی صلح هایی که به ظاهر از موضع ضعف نظامی بود. مانند صلح حدیبیه که از بزرگترین فتوحات اسلامی محسوب میگردد.
جنگ صرفا مانع را مرتفع میکند. هیچ دینی در دنیا بر اساس زور پیشرفت نکرده و نمیکند. این موضوع اختصاص به دین اسلام نیز ندارد.
اصولا پیروزی با قدرت نظامی پیروزی نیست، صرفا فتح سرزمین است.
گسترش اسلام در ایران نیز عمدتا ناشی از صلح بود. جنگ وسیله دفاعی است نه تهاجمی.
ابراهیم 4 /
رسولان به زبان قوم برای تبیین سخن میگفتند. ورثه واقعی انبیاء کسانی هستند که زبانشان را مردم می فهمند و در میان مردم زندگی میکنند. آنان در غارها و کمپ های اختصاصی یا قصرها زندگی نمیکنند. آنها با مردم زندگی میکنند و در عین حال از گناه دوری میکنند.
دید قرآن نسبت به امروز و آینده مثبت است. اگر ایمان داشته باشید باخت ندارید.
حق بر باطل پیروز است. ما چشم لازم داریم که ببینیم. تمام هستی بسوی وحدت و غلبه دین خدا در حرکت است. شیطان و یارانش نتوانستند بر روح تعالیم ادیان الهی غلبه کند. اگر چه خطاهایی هست ولی معنویت در حال پیشرفت است.
تمامی قرآن کریم از غیرت الهی بر توحید موج میزند. خدا بر کسانی که حرمت توحید را میشکنند چگونه سخت خواهد گرفت؟ به خدا پناه بریم که جز او فریاد رسی نیست.
یکی از مراجع فعلی سالها قبل میگفت: من در عمرم خیلی کم استخاره کرده ام. چون معتقدم استخاره مربوط به زمانی است که تدبیر و عقل و مشاوره و خلاصه هر آنچه برای تصمیم سازی ممکن است انسان راه را نشان ندهد، جواب ندهد و انسان بر سر دو راهی بماند. راه اصلی آنست که تحقیق و بررسی و نهایتا انتخاب مبتنی بر عقل و دین کنیم.
===================
اوایل انقلاب یکی از اصولگرایان میگفت که اگر جهاد سازندگی مشکلات آب همه روستاها را حل کند حکم نماز باران چه میشود؟
=================
بعضی ها تصور میکنند خشنودی از اجرای حدود الهی معادل خشنودی از توسعه ی احکام قصاص قاتلین و مجازات متخلفین است.
=============
سه موضوع بالا به هم مربوط است. شاید به موضوع پایین هم مربوط باشد:
==================
شناخت دین مساوی است با شناخت همه ی بخشهای دین با محوریت اندیشه(چهان بینی توحیدی) و اخلاق , عدالت.
هیچ دینی در هیچ جای دنیا با زور پیشرفت نکرده است. اصولا هیچ موضوع درونی چه در حوزه ی اندیشه و چه احساس را نمیتوان با اجبار ترویج کرد. باید و نبایدها به ساحت اندیشه و احساس مربوط نیست. به عمل مربوط است. میتوان با زور چیزی را مجبور به نشان دادن کرد ولی آن چیز دین نیست.
البته در تاریخ جهان شاهدیم که جباران و ستمگران به ترویج خواست و اندیشه ی خویش به زور برخاسته اند ولی آنچه آیین ها را نگه داشته٬ ایمان قلبی و تعلق خاطر پیروان بوده است نه چیز دیگر.
هر چه میگذرد٬ حق انتخاب انسان بارزتر و نیرومند تر میشود و در این حق انتخاب و پذیرش عوامل فکری و احساسی تعیین کننده اند. البته شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بر این عوامل تاثیرگذارند و زور پایین ترین تاثیر را در پذیرش دارد.
شاید بتوان مدعی شد که زور نه تنها در پذیرش پیام موثر نیست بلکه بر عکس اعمال زور موجب واکنش انسان میشود. یعنی اگر به زور انسان را وادار کنند که بگوید حضرت رسول اکرم ص انسان خوبی است یا مثلا قطب شمال سرد است٬ نوعی گرایش به انکار درونی تقویت میشود. زور در تخریب کارآمد است.
=======================
ابلاغ یا رساندن مناسب پیام بخش مهمی از پیام رسانی است. اگر پیام رسانی نتواند پیام را از مبدء به مقصد برساند٬ رسالت و ماموریتش را اساسا انجام نداده است. قلب و دل مخاطب٬ هدف نهایی پیام الهی است و زور را به این حریم راهی نیست.
=============
زور میتواند با دشنه به قلب راه یابد.
بی دینی
گاهی در قلب و روح و احساس
گاهی در اندیشه
و گاهی در رفتار و عمل ما
خانه میکند.
دانش بعلاوه فطرت پاک نگهداشته شده ی انسانی٬ لاجرم به دینداری منتهی میشود.
=========================
اسلام گرایی ... حق گرایی ... اصلاح گرایی ... آیین الهی است.
============
دانش و خرد و تدبیر با دیانت رابطه نزدیکی دارند. حقیقت دین نزد دانشمندان و علما و خردمندان بهتر فهم میشود و ملازمتی ویژه میان دیانت حقیقی و علم و خرد واقعی برقرار است. اگر در جایی علم را در برابر دین می بینید٬ یا آن علم نیست یا این دین نیست. یا هر دو.
===================
جهان هستی اعم از طبیعت و جامعه و هر آنچه هست از غیب و شهود٬ بر اساس تدبیر اداره میشود. آنگاه که بی تدبیری انسان بر روابط حاکم میشود٬ اختلالی ایجاد میشود که عرصه های مختلف هستی را به تباهی میکشد.
خداوند متعال برای انسانها تکالیفی را بعنوان مسیر سعادت واقعی آنها تعیین و از طریق پیامبران الهی ابلاغ کرده است و این انسانها هستند که آزاد و مختارند به مسیر سعادت و به روزی دنیا و آخرت خود روی کنند یا از آن رویگردان شوند.
خداوند بر انسانها واجب کرده است آموختن علومی را که جامعه به آنها نیازمند است. پیروی از علم و عالم در تمامی رشته ها یک ضرورت عقلی است نه صرفا یک روایت از پیشینیان. اگر پیشینیان نیز روایت کرده اند٬ به جهت عقلانیت آن بوده است.
دین برای زندگی بشر برنامه دارد٬ این برنامه برای اجرا نیاز به پذیرش مردم دارد وگرنه اجرا نمیشود. البته اجرا نشدن برنامه های دینی بی سابقه نیست٬ بر عکس اجرا شدن برنامه های دینی به ندرت در جوامع انسانی اتفاق می افتد که دلیل آن نیز قابل مطالعه است.
مردم اختیار دارند با برگزیدن یکی از علمای دینی به تشخیص خود٬ یا نمایندگان خود٬ مرجع دینی اختیار کنند. مرجع دینی منتخب صلاحیت دینی اش را از علم و دانش خود کسب میکند. همانگونه که عالم دینی که بعنوان ولی فقیه از سوی مردم یا نمایندگان مردم تعیین میگردد٬ صلاحیت دینی اش را علم و دانش خود کسب میکند و همانگونه که یک پزشک صلاحیت خود را از مردم کسب نمیکند و از دانش خود کسب میکند.
مرجع دینی بایستی اعلم از دیگران باشد تا به بهتری شکل از علم بیشتر پیروی شود. این نیز اصلی علمی است. یعنی از کسی پیروی کنید که داناتر است. همانگونه که هنگام مراجعه به پزشک٬ پزشکان متخصص تر اولی و مقدم اند.
خداوند علما را وکیل و منصوب به جهت علمی که می آموزند٬ قرار داده است. تعهد علم ریشه در همین موضوع دارد. مردم پزشکان را به سمت پزشکی منصوب نمیکنند یا وکیل قرار نمیدهند. علمای دین را نیز عالم دین نمیکنند. بلکه مردم با پذیرش و انتخاب این متخصص یا آن متخصص٬ به نوعی می پذیرند که بر اساس نسخه ای که وی می پیچد عمل کنند. مسئولیت اجرایی عالم نیز تا آنجایی است که از وی بخواهند و به وی مراجعه کنند.
تکیه ویژه ادیان بر عمل بر اساس علم است. چه اصالتا عالم باشیم که بهتر است و چه پیروی از دانایان که نامش تقلید است.
عالم دینی در شرایط عدم حضور معصومین ع کسی است که به واسطه علمی که آموخته است٬ صلاحیت علمی دارد و اگر مورد پذیرش مردم قرار گیرد مسئولیتی مضاعف می یابد. اختیار با مردم است که از میان آنان برای خود مرجع برگزینند.
دینی که به سیاست و حق مردم بی اعتنا شود.
===============
دین خدا دینی معقول و مطبوع است. فطرت انسانها به آن گرایش دارد. اصل بر گرایش به حق و دین است.
اهل ایمان شروع هر نامه را بنام خدا آغاز میکنند و با ستایش او پایان می برند. گاهی در نوشته های دیگر نیز چنین رسمی را رعایت میکنند. گاهی نصفه. گاهی نصفه به هنگام چت.
سلام در ابتدای گفتگو و بنام خدا در ابتدای نامه راه و رسمی نیکوست.
و ستایش مخصوص خداست
ایام حج است و کتاب خسی در میقات مرحوم جلال آل احمد و کتاب حج دکتر شریعتی و البته آثار مفید دیگر موضوع استفاده دوستان بوده اند.
در سفر حج خواندن کتاب دکتر شریعتی نعمتی بزرگ است. نکاتی به نقل از کتاب حج دکتر را تقدیم دوستان خواننده میکنم که شاید زمان بعضی از آنها گذشته باشد و شاید در حوصله وبلاگ نباشد اما یادآوری است. کلیه حقوق مادی و معنوی و مسئولیتهای قانونی و معنوی نوشته های ذیل بعهده ی زنده یاد علی شریعتی معلم بزرگ اندیشه ضد استعماری:
ویژگیهای دین در قبال رستگاری انسان و برتری اسلام در تمامی این جهات: خودآگاهی/ حرکت / مسئولیت / آرمان خواهی انسانی/ بینش اجتماعی / روح عدالت جویی / عزت طلبی / واقعیت گرایی و طبیعت نگری / و سازگاری با قدرت مادی و پیشرفت علم و سازندگی و مدنیت وروح پیکار جویی فکری و گرایش مردمی و ... ص 8
انحطاط اسلام استثنایی است . ص 9انحراف دین اسلام مانند پوستین وارونه پوشیدن است. ص 10 و 11
کتاب دعا را از قبرستان به شهر آوردند و قرآن را از زندگی و شهر به قبرستان بردند. ص 12
قرآن را دوباره کتاب خواندن کنیم ص 13
آرزوی دکتر شریعتی برای اینکه آموزش قرآن دردروس علمیه حوزه پذیرفته شود. ص 13
مناسک: حرکت دارای نظم و وابسته به زمان و در جمع... این نوشته تفسیر و تحلیل این بنده کوچک خداست در باره ...((حج)) ... ص 18
زائر حج خود خویشتن را دعوت میکند تا مسائل حج را مطرح کند و سوغات دهد. ص 19
(بر خلاف بقیه مسافران که منتظر میشوند بیایند دیدنشان)حج زبانی سمبلیک و از نوع حرکت.حج تمام اسلام است. اسلام با کلمات : قرآن اسلام با انسان ها: امام اسلام با حرکات: حج ص 22
سیر وجود انسان است به سوی خدا ص 24
حج شبیه آفرینش است و در همان حال شبیه تاریخ و در همان حال شبیه توحید و در همان حال شبیه مکتب و در همان حال شبیه امت .... ص 24
حج سنت انسان است نه سنت گوسفند.حج آهنگ و قصد و ضد سکون . از زندگی و علقه هایت باید بگذری. عصیان بر وضع موجود خود.در عالم ذر انسان بودی / خلیفه خدا بودی / همسخن خدا / امانتدار خاص / خویشاوندی خدا / روح خدا در تو دمیده شد. با دیدن خانه کم کم میفهمی که تو به زیارت نیامده ای. تو حج کرده ای. .کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود. این تنها یک علامت بود. کعبه آخر راه نیست. آغاز است.... ص 54 صاحب خانه خدا و اهل آن مردم مراسم در ذی الحجه ماه صلح وامنیتحج مالیات مذهبی پولدارها نیست و استطاعت مساله ای منطقی و عام است نه طبقاتی و اقتصادی ص 33
تمکن مالی برای رفتن به حج لازم است نه حج برای تمکن مالی واجب میشود. ص 33
حاجی در ادبیات امروز مسخ شدهتسویه حساب و پاک شدن قبل از شروع حج. گویا می میری. نیت و آهنگ مرگ کن. میقات: وعده دیدار.لباس خود را در می آوری و تبعیض ها همه کنار می روند. کفن بپوش. رنگ ها را همه بشوی. موتوا قبل ان تموتوانماز میقات عرضه خود در شرایط جدید به خداحمد – نعمت – ملک یعنی تزویر و زر و زور در نیت حج کعبه جهت ندارد. تویی که بسوی او جهت می گیری. مکعب هر شش جهت را در خود دارد. رو به همه و رو به هیچ.حجر: دامن حجر اسماعیل یادگار هاجر است که حتی یک هووی کامل هم به حساب نمی آید. اینجا خانه هاجر است. کعبه به سوی او دامن کشیده است. ص 59
طواف بر گرد آفتاب. منظومه وارهاجر سمبل توکلحجرالاسود بیعت با دست راست خدانماز در مقام ابراهیم. پا جای پای ابراهیم برای رسیدن به خدا. انسان بودن را از ابراهیم آغاز میکنی.ذبح اسماعیل یعنی رفتن تا ... دردناک تر از شهادت و این دو رسته از آتشگاه و قربانگاه خانه ای امن می سازند. فریادی در شب تاریک ظلم.در کعبه همه بیرونند. مسجد بیرون است طواف: انسان است خود باخته حقیقت سعی: بشر است خودساخته واقعیتطواف انسان متعال و سعی انسان مقتدر(عشق و عقل/ روح و جسم) ص 81
حج جمع ضدین.یافتن آب به عشق نه به سعی.ص 84 و 85
صفا: دوست داشتن پاک دیگرمروه: نهایت انسانیت. مروت حج اصغر: عمره که تا کعبه تمام میشودحج اکبر: از کعبه شروع میشود و پشت به کعبه حرکت میکنیحاج: عازمخدا منزلگاه نیست. جهت است ص 98
حج سفر و زیارت نیست. نهایت ندارد. عرفات سخن از شناخت است . علممشعر سخن از شعور است و فهم. مکان شعورو منی سخن از عشق است . ایمان ص 99
میوه ممنوع: عصیان که دو عنصر آگاهی و آزادی در آن هست. ص 100
((استاد مطهری نظری متفاوت در این باره دارند که از موضوعات کلامی مورد اختلاف آن دو بزرگوار محسوب میشود))
توبه هر شعوری ... نه ... مشعر الحرام ص 111
شناخت(عرفات) صلح و آرامش وامنیت برای همه تقارن پایان قران با سوره ناس و رمی سه بت درحج علم در اسلام خودآگاهی است که روشنفکر می سازد. این نوری است که با آن در شب هم میشود دید. ص 112
جمع آوری سلاح در شب. اینجا نیز هیچ چیز برای دیدن نیست. بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد. دیسیپلین نظامی ص 122
منی / آرزو / آرمان / ایده آل / تمنا / عشق / 4 زندان: طبیعت / تاریخ / جامعه / خود ص 135
رهایی از هر سه زندان با علم اما زندان خویشتن ... حکمت .. علم فطرت / خود آگاهی/ دین / هنر عشق ... ص 136سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دستهای نویسندگان می نویسند. اگر بدانی خود میتوانی نوشت... ص 137 حکومت صبح. فرمان حمله با طلوع ص 129
در نخستین حمله آخری را بزن ص 140
له الخلق و له الامر/ خلق ایجا یک شیی یا پدیده است .. و امر نقشی است که برعهده دارد. و وضعی است که در آن قرار میگیرد. خلق از وجود سخن میگوید Creation ... و امر از جهت و هدایت. Orientation ص 135
(تاکید دکتر در باره اهمیت تقلید واینکه باید همه تقلید کنیم از حکم مرجع ولو نپسندیم و حتی نادرست دانستیم) ص 142 و ص 143
... تعریف علیم تارخی که: علم شدن انسان است... ص 144
در حج تو توحید را عملی میکنی با طوافآوارگی و تلاش هاجر را بیان میکنی با سعی((توکل هم))از کعبه تا عرفاتت هبوط آدم را و از عرفات تا منی تاریخ را/ فلسفه خلقت انسان را و سیر اندیشه از علم تا عشق را و ...در منی آخرین مرحله کمال را و ایده آل را / آزادی مطلق را ...قربانی...اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ این را تو خود میدانی؟....... ص 144
این ویژگی فرهنگ ابراهیمی است در برابر فرهنگ های هندی / چینی و بخصوص یونانی که تا کسی از سطح عوام فاصله میگیرد. خدا میشود و این است که آسمان پر ازخدایان کوچک شده است. و زمینشان خالی از آدم های بزرگ. در آنجا پهلوانان و پادشاهان و فرزانگان همه جزو خدایان اند و در اینجا ...( محمد .. ابراهیم ) .. باز هم یک انسان می ماند.... ص 147
... این مومن در مورد حج چنین می پندارد که در قیامت مسئول است نه در دنیا و احکام شرع برای کسب ثواب و پاداش پس از مرگ است نه تحصیل کمال و آموزش و پرورش فکر و احساس در زندگی پیش از مرگ ص 155
(( آن دنیا پاسخگو اینجا مسئول)) جمره اولی ضد عرفاتجمره وسطی ضد مشعر جمره عقبی ضد منی رب الناس / ملک الناس / اله الناس / مالکیت / ملوکتی / روحانیت آخری همین وسوسه گر خناس است. روحانی نمای دین فروش ص 177 مستطیع بودن یعنی توانایی حج داشتن. نه پولدار بودن. حج مالیات بر ثروت نیستوظیفه است. وظیفه ای چون نماز و استطاعتش شرط عقلی. چون استطاعت انجام هر وظیفه ص 184
برای مسیحیان سه راه زیارتی مشهور وجود دارد:
- راه جام به مزار مسیح در اورشلیم. سمبل نخل. سمبل توانایی انجام معجزه. زائران معروف: رومیان
- راه پطرس به رم. سمبل صلیب. توانایی ارتباط با جهان های دیگر میدهد. زائران معروف: نخلیان
- راه سانتیاگو(اسپانیا و فرانسه) سمبل شمشیر. جاده یعقوبی. که بقایای جسد یعقوب قدیس را در ایبری بردند. سمبل صدف. این راه سمبل قدرت است. زائران معروف: زائران.
لباس سفید زائران راه سوم شبیه زائران حج مسلمان.
وقتی مومنان ادیان در کنار هم قرار میگیرند و سخن از غلبه نیست. زیباترین صحنه ها آفریده میشود.
امروز صبح آقای جوادی آملی در بحث تفسیر قرآن صبح رادیو میگفت که عالم دینی وقتی سخن میگوید مردم پذیرا هستند. چون آنچه او میگوید وفق طبیعت انسان است و حتی اگر عالم دینی عالم دینی واقعی باشد و حرفی بزند که کسی نپذیرد آن فرد در نزد خود احساس سرافکندگی میکند.
نتیجه ای که میشه از این بحث گرفت اینه که طبیعت انسان پاک است. وقتی حرف عالم دینی مورد پذیرش مردم واقع نشود بیش از آنکه مردم متهم باشند عالم دینی متهم است که عالم (صاحب علم)و دینی(بیان کننده حقایق دین)نیست. کمتر در جهان اتفاق می افتد که ذائقه جامعه آنقدر منحرف بشود که مثلا همچون قوم لوط همگی به امری مخالف طبیعت و ناموس هستی تن دهند. در این موراد هم معمولا عذاب الهی نازل میشود. که بسیار نادر بوده است.
میشود گفت پذیرش مردم بخصوص مردمی مانند ایران تا حد خیلی زیادی میزان درستی و نادرستی رفتار علمای دین است. اگر حرف علمای دین نزد قلوب مردم نافذ باشد آنها به واقع علمای دین هستند و اگر نباشد باید اندیشید که مشکل در کجاست؟ در ذائقه تغییر یافته ملت که باید منتظر عذاب عام بود و یا در علمیت و دیانت دیگران که باید منتظر مصیبت دیگر بود.
روزگاری اهل مذهب از علمای جدید گریزان بودند. و متقابلا دانش روز در تعارض با مذهب و دین تبلیغ میشد. مظاهر دانش روز در تعارض با زندگی سنتی قرار داشت و علم و تخصص در مقابل هم صف آرایی میکردند. مذهب و علم عرصه های مختلفی دارند ولی علمای قدیم و جدید در جامعه کنونی درگیر تعاملی با صف های نا مشخص و تا رو پودی نامتعین هستند.
بنظر می رسد این چالش به سود مدرنیزم حل شده و میشود. مدتها است که سخن جدی در نقد تجدد صورت نمیگیرد.حتی گروههای موثر سیاسی کنونی گرچه مذهبی هستند ولی دو ویژگی مهم دیگر هم دارند. تشکیلاتی و مدرن تر از اسلاف خود هستند.
آورده اند که در آخرالزمان دین هست ولی چون پوستین وارونه و گویا این امر مصادیق بسیار دارد. امروز در بسیاری از جاها سخن از مضار اینترنت و محدودیتهای آن است. هزاران نیکویی اینترنت مطرح نمیشود و کوچکترین ایراد کاربری را بارها بازشماری میکنند تا شاید بیش از قبل شود. آیا اکنون که شاهد بسط حضور در اینترنت برای تعریف مابه ازای دیجیتال بسیاری از مایملک ایران و ایرانی هستیم جهت گیری اصلی محدودیت است؟ در حوزه محتوا سخن از محتوای مناسب و مفید موجود و لازم بسیار کمتر از مفاسد اندک و در حاشیه است. نظر پاک و خطا پوش تبدیل شده به نظر عیبجو و ملامتگر. ============================== شرایط از گسترش طبقه متوسط اجتماعی و گروه نخبگان حکایت دارد. راهبری این گروه اگر بر اساس هنجارها شکل نگیرد و یا هنجارهاتوانایی و استحکام لازم برای کانالیزه کردن انرژی عظیم موجود را نداشته باشند ناموفق خواهد بود باید شاهد هرج و مرج زیادی باشیم. قافله ای که نیمی از مردم در حال راهبری قافله هستند و نیمی دیگر در حال نقد وضع موجود برای راهبری متفاوت. در سطح مردم و نخبگان هر دو دچار همهمه گرایی هستیم. نوعی تخمیر درحال وقوع است که مقدمه تحولات سریع و اساسی و معمولا رو به جلو خواهد بود.
در دنیای واقعی خیلی چیزها را از دست دادهایم و اکنون نوبت جهان مجازی است؟! ولی نه... فرصتهای جهان مجازی افزون تر است وشرایط کنونی کشور باچند سده گذشته تفاوت اساسی دارد. در عصر ثروتهای مادی وغلبه زور و نیروی بدنی بر عقل، این ایرانیان بودن که قربانی تهاجم مغول و تاتار و قبایل بیابانگرد و در انتها غرب شدند و اکنون در عصر میراث فرهنگی و اندیشه و تعقل و اطلاعات فرصتی طلایی برای ایجاد امپراطوری اندیشه ایرانی است که تا کنون مایه بقای هویت ایرانی نیز بده است.
پیامبران در ادبیات مذهبی و البته نه در مذاهب راستین نمایندگان بلامنازعی هستند که از آسمان بر زمین نازل میشوند. در ادبیات دینی ما سخن از بعثت و برانگیختن است. از آسمان یکی از زمینیان برانگیخته میشود. کسی که نه فرشته است(چون بشر است) و نه از سران و نخبگان (چون امی است). صفات و اخلاق ممتاز انسانی شایسته شرایط نبوت را در محمد بن عبدالله یتیم قریش فراهم کرد و اینک او برگزیده میشود.
به خواست و اراده حضرت حق او خاتم پیامبران میشود تا کرامت انسان و اخلاق را به اتمام و کمال رساند.
او اسوه حسنه است و قابل پیروی. اگر نیمتوانیم از همه صفات ایشان پیروی کنیم لااقل از هر کدام که میتوانیم استفاده کنیم. ای کاش حدا اقل میتوانستیم از اخلاق کریمانه او پیروی می کردیم.
