
سیاست تهدید در برابر تهدید
با سیاست اقدام پیشگیرانه برای تهدید
تفاوت دارد
در کجا و در چه شرایطی هر کدام اولویت دارند؟
مزایای هر یک کدامست؟
گاهی یک فرد در یک سازمان و موسسه و سیستم
جایگاهی پیدا می کند که همه امور به او ختم می شود
این موضوع از نظر مدیریتی نگران کننده است
از زاویه دیگر
اگر او خوب عمل کند
سیستم تا زمان حضور او خوب ولی محدود و متمرکز عمل می کند
و اگر بد عمل کند
سیستم به صورت متمرکز و کلی بد عمل می کند تا بودن او قابلیت تغییر و اصلاح را ندارد و بد عمل می کند
این موضوع به منزله آن نیست که آن موسسه قابل اصلاح نیست
بلکه نقش حیاتی و محوری یک فرد در یک سیستم
چنین اقتضایی دارد که تغییرات اساسی در آن با حضور و فعالیت فرد محور
ممکن نیست
از زاویه دیگر
اخراج یا رفتن آن فرد هم نشانه بهبود شرایط نیست
تنها نشانه تغییر است
جهت گیری تغییر در هر موسسه و سازمان و سیستم
به جهت گیری منابع درونی و روندهای پایدار و زیرساختی آن مربوط است
انقلاب اسلامی ملت ایران بدون نام روح الله خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست و این نام اگر هست که هست، از اساس، به رفتارها و عملکردهای ایشان وابسته است و نه دلخواسته های هواداران و مخالفان ایشان که البته تبلیغات آنان نیز موثر است.
رهبران جهان همیشه مورد قضاوت های سخت قرار گرفته اند و می گیرند و کوچکترین خطاهای آنان بزرگ شمرده می شود و این سلسله قضاوت ها در طول تاریخ ادامه می یابد تا آنجا که اگر می شنویم و می خوانیم: تاریخ قضاوت می کند، در واقع طنین و انعکاس قضاوت از رفتار و عملکرد رهبران بزرگ و موثر تاریخ است.
فاصله میان صدام حسین و امام خمینی، مهاتما گاندی و قذافی، بسیار است. آموختن این نکته نه تنها برای ما انسان های معمولی و دور از سیاستمداری مفید است که برای رهبران و سیاستمداران حائز اهمیت است. باشد که همگان از تاریخ عبرت بگیریم. ان شاء الله
*****
امام خمینی و مهاتما گاندی: رهبران راستین بشر
همانگونه که نهضت اسلامی مردم ایران، با نام امام خمینی پیونده خورده، نهضت استقلال هندوستان نیز با نام مهاتما گاندی پیوند خورده است. مدتی قبل گزارش مفصلی از زندگی مهاتما گاندی و نهضت مردم هندوستان را در یکی از شبکه های تلویزیونی دیدم و متوجه نکات جالبی از شباهت های نهضت های مردم ایران و هند و زندگی و هدف و روش مبارزاتی این دو رهبر بزرگ جهانی شدم که در اینجا فهرست وار و مقایسه ای تقدیم می شود. باشد که در شناخت بهتر ما از گذشته و حال مفید و سرمایه شناخت آینده ما باشد:
* الگو برداری از نهضت کربلای امام حسین ع
امام خمینی بارها به این نکته که نهضت اسلامی مردم ایران از نهضت امام حسین ع درس گرفته است، اشاره کرده اند و روش و سلوک ایشان و پیروانشان نیز گواه همین مساله است
مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) نیز می گوید : من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند
* هر دو رهبر سن بسیار بالا و تجربه فردی زیادی داشتند
* هر دو سختی های مبارزه را از جوانی و میانسالی تجربه کرده اند و سالها رنج مبارزه را در حبش و تبعید کشیده اند
* هر دو شخصیت روحانی بودند
* هر دو صد استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند و نقش استعمار خارجی ( انگلوساکسن ) را در بدبختی کشورشان می دیدند و آن را در اولویت مبارزه خویش قرار میدادند
* هر دو صلح دوست و مخالف بکارگیری سلاح در مبارزه بودند. آن هم در شرایطی که مبارزه مسلحانه قاعده بود
* هر دو شخصیتی اخلاقی و عرفانی داشتند و معلم اخلاق محسوب می شدند
* تاکید هر دو بر نقش زنان در جامعه سنتی و ضد زن ایران و هند و اهمیت آن در پیروزی نهضت و سازندگی آن بود
* تاکید بر اولویت تزکیه و تغییر درون انسان ها برای ایجاد تحول اجتماعی مبتنی بر آموزه های دینی و اخلاقی
* تاکید بر غرور ملی و لزوم مبارزه برای سرافرازی. مهاتما گاندی میگفت: کرم ها له میشوند و امام خمینی میگفت شاه و آمریکا هیچ غلطی نمی توانند بکنند
* نوعی شجاعت و سرکشی در برابر سرکشان از آنان دیده می شود و برعکس در برابر مردم خویش فروتن بودند و خود را خدمتگزار ملت می دانستند
* دشمنان مستقیم خود را سران کفر و نفاق می دانستند و نه نظامیان شاه و ساواکی های معمولی یا سربازان انگلیسی و هندو در ارتش بریتانیا
* خود را از مردم میدانستند و نه متمایز از آنها و مطابق طبقات ضعیف جامعه و بی تشریفات زندگی میکردند، تا آنجا که پیروی از آنان برای دیگران ممکن نبود یا نشد
* به مسائل جهانی و رسانه ای آگاه بودند و از امکانات جهان رسانه استفاده موثر می کردند. گاندی از رسانه ها در سفر مشهورش به لندن و امام خمینی از آنها در سفر مهم اش به نوفل لوشاتو فرانسه به خوبی استفاده کردند و عدم مشروعیت دشمنانشان و محبوبیت جهانی نهضت خویش را تثبیت کردند.
* از سنت ها تجلیل می کردند و از مظاهر بیگانه پرهیز داشتند و لباس سنتی و غیر غربی استفاده میکردند
* اولویت شان آزادی از استبداد داخلی و استعمار خارجی بود که در شعار استقلال و آزادی نمودار می شد و رمز موفقیت کشور را در خودباوری و دیگر نتایج ناشی از آزادی می دانستند
* مریدان بسیاری داشتند. مهاتما گاندی برای هندوها نیمه خدا بود و امام خمینی برای ایرانیان مرجع و رهبر بلامشابه دینی بود.
* بیشترین مخالفت با آنها از سوی تندروهای مذهبی بود. تند رو های هم سلک: روحانیون متحجر و درباری و قدرت طلب / هندوهای افراطی
* فداکاری برای نهضت و طرح شعار: یامرگ یا آزادی. مهاتما میگفت: آزادی یا مرگ. امام نیز بارها بر ایستادگی تا مرگ تاکید میکردند و آن را با خشنودی پذیرا بودند
* استعمار پس از شکست استبداد وابسته در داخل در خشونتهای پس از پیروزی مشارکت کرد و هزینه های سنگینی را تحمیل کرد: پانصدهزار کشته از مسلمان و هندو در هندوستان و چند صدهزار کشته و مجروح در جنگهای داخلی و جنگ با عراق و اقدامات تروریستی
* هر دو فرزندانشان را از دست دادند: یکی مرگ نابهنگام و شاید ترور خاموش و دیگر الکلی شدن و از دست رفتن. که این دو حادثه بر روحیه پدرانشان تاثیر میگذارد
* احترام ظاهری و رسانه ای استعمارگران شکست خورده به نهضت در ابتدای پیروزی آن ها و همزمان اقدام به توطئه بر علیه آنها و عبور از نهضت
* نقش راهپیمایی مردمی بعنوان ابزار مهم ارتباطی و انتقال احساس مشترک و مردمی کردن مبارزه. راهپیمایی نمک در هندوستان سوژه مهم رسانه های جهان شد و راهپیمایی های ایران نیز پشتوانه ی رای عدم اعتماد ملت به حکومت محسوب گشت
* رمز مشترک دو نهضت:
رمز نهضت استقلال هند: پیروزی حق بر قدرت
رمز نهضت اسلامی مردم ایران : پیروزی خون بر شمشیر
* وحدت مردم در اوایل نهضت بسیار گسترده بود و شامل مذاهب و عقاید مختلف می گردید
* تاکید رهبران بر وحدت همه مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور
* سرکوب فوری و بی قاعده مخالفان در تظاهرات خیابانی با ایجاد حکومت نظامی پیش بینی نشده و کشتار فردای آن
١٧ شهریور ۵٧ در میدان ژاله تهران
کشتار ١٩١٩ در هند
و تاثیر این جنایات در پیشرفت نهضت
* رهبران در معرض خطر و در صحنه حاضر بودند و از مرگ نمی ترسیدند: مهاتما در آخرین لحظه زندگی گفت: راما ( خدا ) امام خمینی نیز در وصیت نامه شان از دل آرام خویش گفتند. همه چیز حتی مرگ را در برابر هدف خود کوچک می دانستند
* افکار عمومی جهانی از هر دو نهضت حمایت می کرد
* هر دو جنبشی محبوب و از جنس ایمان و صلح و دوستی و آزادی بودند که به سرعت فراگیر شدند
* شعارها:
استقلال: اهمیت استقلال دانشگاهها که مبدء همه چیز در کشورند،
لباس خارجی نپوشیم، نفی وابستگی فرهنگی به غرب
مهاتما گاندی: ما در بردگی خودمان به صورت غیرمستقیم سهیم هستیم.
* هر دو جذبه شخصیتی فوق العاده داشتند که دیگران حتی مخالفانشان از آن یاد می کنند
* پدر ملت بودند و با رفتنشان مردم احساس بی پدری کردند
* در مراسم سوگواری شان، میلیونها انسان از خود بیخود شده به تشییع آمدند. یک میلیون نفر به دهلی آمدند و در مراسم مهاتما گاندی هفتصد و پنجاه هزار نفر حاضر بودند و در مراسم امام خمینی میلیونها نفر حاضر شدند

* هر دو نهضت و رهبر نهضت الهام بخش آزادگان جهان شدند
* ایمان قوی به خدا و اعتماد به ملت توامان داشتند و میان مبارزه و دین جمع کردند. موضوعی که فرهنگ سیاسی مبارزه در آن روزگار درک نمی کرد و امکان مبارزه مستقل از ابرقدرتهای شرق و غرب متصور نبود و هر دو در نهضت عدم تعهد در اوایل استقلال شان نقش موثری ایفا کردند
* عدم محوریت احزاب سیاسی در نهضت آنها به دلیل نقش محوری رهبری در نهضت و سنتی بودن جامعه. ارتباط مستقیم رهبر با مردم و سرعت رشد نهضت، احزاب و گروههای سیاسی را جا گذاشت
* شباهت ایران و هند از نظر قومیت و نفوذ مذهب و درگیری با استعمارگران و سابقه تمدنی کهن نیز از مشابهت های شرایط آنان است
* و هر دو نهضت به پیروزی رسیدند، هر چند مشکلات عظیمی در مسیرشان پدید آمد و همچنان ادامه دارد. از داخل و خارج علیه هر دو نهضت تلاش کردند تا مسخ و نابود شود. تفرقه قومی و مذهبی و تلاش جهت تجزیه در هر دو مطرح شد و در مورد هندوستان به تجزیه و ظهور پاکستان شرقی ( بنگلادش ) و غربی(پاکستان) منجر شد
در زمان درگیری های تاریخ
اعم از نظامی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی
حتی در زمان انحصار بازیگران به دو
نیازمند تحلیل عرصه های مختلف رویارویی به تفکیک هستیم
گاهی از نامه پراکنی ها خوشحالند ولی زیرساخت هایشان با توپخانه های پیدا و ناپیدا ویران میشوند و توجهی به آن نداریم
نداشتن عمق استراتژیک
ضعف بزرگی است
از دست دادن عمق استراتژیک
مصیبت بزرگی است
تبدیل عمق استراتژیک خودی به خط مقدم دشمن
وحشتناک است
گاهی یک فرد در شغل و موقعیت خاصی موفق است. این موفقیت ممکن است پایدار باشد یا نباشد و قدردانی از این موفقیت با توجه و حتی ارتقای شغلی اهمیت دارد. اما در بسیاری از موارد، خودنمایی جای موفقیت را می گیرد و یا در مواردی که موفقیت پایداری را شاهدیم، با تغییر مسئولیت فرد موفق، هم او را ضایع می کنیم و هم موفقیت پیشین را به شکست تبدیل میکنیم
هوشمندی در جابجایی ها و بررسی دقیق و مبتنی بر نقشه کلی راه ضروری است
مدیر یک سایت اینترنتی به چه تخصصی نیاز دارد؟
کدام دانشگاه یا دوره ای این نیاز را پوشش می دهد
...
در سایت هایی با ماهیت تجاری، مدیریت آن با تیم بازرگانی سایت
در سایت هایی با ماهیت فنی، مدیریت آن با تیم فنی
در سایت هایی با ماهیت محتوایی، مدیریت آن با تیم محتوا
یا یک متخصص حرفه ای مدیریت؟
وقتی که پرداخت های مالی یک سازمان وابسته به رئیس سازمان و تصمیمات آنی وی میشود، بخش های دیگر سازمان به روش سلطان و دربار روی می آورند. به خصوص زمانی که منابع مالی اندک است این روش بیشتر استفاده میشود و علاوه بر ضعف بنیه مالی، ضعف مدیریت را نیز به همراه می آورد.
نیاز به دقت مدیر ارشد در شرایط بحران نکته مهمی است ولی مهمتر از آن حفظ سازمان و تدابیر و روش تصمیم گیری و اجرای جمعی است.
لینک مطلب از وبلاگستان:
بسیاری از محققان دلیل مشکلات موجود را قبل از هر چیز به ضعف مدیریت نسبت میدهند که البته کاملا" معقول و منطقی است. مدیران درواقع حیات دهندگان سازمان هستند و تصمیمات، استراتژی ها و شیوه عملکرد آنها می تواند موجب کامیابی و یا شکست سازمان گردد. لذا بر ماست که بهترین و صحیح ترین شیوه مدیریتی را در موسسات و شرکتهای مختلف آموزش دهیم. هم اکنون در سراسر جهان مدیریت ژاپنی به عنوان نمونه ای از مدیریت موفق برشمرده می شود
متن کامل را در ادامه بخوانید