درباره نویسنده
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Mehdi Boutorabi was born in Tehran ,1963, CEO of PersianBlog /////// دانش آموخته ی مهندسی اموات (تاریخ) مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد (1370-1362) شهید بهشتی مقطع دکتری (1376-1371) تربیت مدرس از پایان نامه دفاع نکردم و لذا به من نگویید دکتر تا سال 1370 بیشتر در حوزه های فرهنگی و انتشاراتی و پژوهشی بخش خصوص فعالیت داشتم و بعد از آن فاوا. نشر سفیر / موسسه میراث ملل / موسسه فرهنگی حنفا / نشریه تحصیل / شرکت افزاری حنفا و شرکتهای همکار آن و گروه سایتهای پرشین بلاگ از فعالیتهای حوزه فرهنگ و رسانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا). از کودکی به شاهنامه علاقه خاصی داشته ام. شاید به دلیل روحیه سلطانی (پدر پدرم سلطان و به نوعی نظامی بود و در غورخانه به سراجی مشغول بود) باشد و شایدم نسبتی که با مرشد غلامحسین (غول بچه - پدر بتول خانم مادر اصغر آقا) دارم. mehdiboutorabi(at)yahoo(dot)com اکرنه به معانی بی کرانه و زمان بی کرانه ... ابدیت ======= ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / برحذر باش که سر میشکند دیوارش
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • متن قانون جرایم رایانه ای
  • آمار لحظه به لحظه جهان
  • لیلی نام تمام دختران زمین است از عرفان نظر آهاری
  • از سخنان مشاهیر 1
  • صد سایت نخستین مشهور
  • مدرنیته ایرانی
  • لینکها
  • فهرست سایتهای فارسی
  • واژگان وبلاگستان
  • عکسهای قدیمی تهران / طهران
  • Chomsky: Israel is heading for destruction
  • عکسهای امام
  • شعارهای کشورها
  • تاریخچه ای از نگارش و خط
  • لییینک
  • کتیبه پنجم داریوش در شوش
  • آموزش انگلیسی بصورت آنلاین
  • تقویم جشن های ملی باستانی
  • وصیت داریوش کبیر به خشیارشا شاه
  • نقالی و غول بچه
  • چهل کار مفید برای سلامت
  • لوییز امور اثر کریستین بوبن
  • تستها
  • حج دکتر شریعتی
  • عطیه برتر از پائولو کوئیلو
  • مصاحبه هوشنگ امیر احمدی در باره سفر اخیرش به ایران
  • نامه به یک گروگان
  • مسیح در شقایق اثر کریستیان بوبن
  • وصیت نامه
مطالب اخیر
  • خانه ای خالی برای فروش
  • محبت
  • دلتنگی
  • پرده آخر
  • بشار اسد و بحران سوریه
  • فرزندانی برای خودمان
  • اهمیت کتاب در روشنگری را قدر شناسیم
  • نقش آفرینان در بزنگاه تاریخ
  • میلاد مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همگان مبارک باد
  • مغز کودکانه
  • همه بازار
  • از اهداف تحریم غرب علیه ایران
  • بحران خودباوری روشنفکری
  • مصاحبه : مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد
  • قدرت انسان
  • مستمر و ماندگار چون وب
  • بدبینی بی مورد
  • آخر دنیا هم زیباست
  • عقل و عشق
  • حق و باطل ... دانش و جهل
  • رفتار با سرمایه ها
  • عرصه های خدمت و تلاش
  • کم بنیه
  • الزامات جهانی در کسب و کارهای اینترنتی
  • وحدت کلمه : رمز و روش پیروزی بر استبداد شاه
  • جهان چند قطبی با محوریت جامعه و انسان نه دولت و تثلیث زر و زور و تزویر
  • خدای بی همتا
  • بعضی کلیدها سوخته اند
  • مذاکرات با عمل و بی عمل
  • اعتماد در سایه آگاهی
کلمات کلیدی مطالب
  • (٢)
  • آسیب اجتماعی (۱)
  • آسیب شناسی فضای مجازی (۱)
  • آمریکا (٤)
  • آموزش و پژوهش (۳)
  • آیت الله جوادی آملی (۱٢)
  • آیت الله مصباح یزدی (٧)
  • آیت الله هاشمی رفسنجانی (۱٠)
  • آینده جهان و پیش بینی (۱٢٥)
  • احزاب و تشکل ها (٢٢٢)
  • احمدی نژاد انتخابات و دولت نهم و دهم (۱۱٩٢)
  • احمدی نژاد و دولت دهم (۱)
  • اخلاق و ارزش ها امید اعتماد (۱۸۱)
  • ادبیات نویسندگان (٥)
  • ادبیات نویسندگان داستان (٦٢)
  • ادبیات نویسندگان داستان ضرب المثل (٢)
  • ادبیات و فرهنگ و میراث جهانی (٥)
  • ادیان مذاهب فرق ایدئولوژی (۱٥)
  • ادیان و مکاتب فکری (۳)
  • اراذل و اوباش اینترنتی (٢)
  • اسطوره (۱)
  • اسلام (٢)
  • اسلام ناب محمدی (٢)
  • اشاعه فحشا (۱)
  • اصلاحات چیست؟ (٥)
  • اصول (٢)
  • اصولگرایان و اصلاح طلبان و سیاستمداران (٤٤٠)
  • اطلاع رسانی (٤)
  • اعتراض انتقاد تظاهرات شعار راهپیمایی (٧)
  • اعتراض و انتقاد و تظاهرات (۱٥٦)
  • افراط و تفریط (۱)
  • افراطی گری (۱)
  • افغانستان (۱)
  • اقلیت اکثریت (۱)
  • اقوام و اقلیت ها (٩)
  • اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳)
  • امام خمینی و انقلاب اسلامی و خط امام (٢۳٦)
  • امامان علی حسن حسین رضا مهدی (۱۱۱)
  • امربه معروف نهی از منکر (۱)
  • امید و آرزو (۸)
  • انتخاب (٢)
  • انتخاب دهم (۱)
  • انتخاب و تقلید (٦)
  • انتخابات 24 اسفند (٤)
  • انتخابات ریاست جمهوری (۳)
  • انتخابات مجلس شورا شورای نگهبان رای شعار (۱٩۱)
  • انتخابت دهم (٢)
  • اندیشه و دلنوشته (٧٩٤)
  • انرژی (٤)
  • انرژی و نفت و گاز (٢)
  • انسان جامعه هستی زندگی مرگ دنیا آخرت (٢٤٦)
  • انگیزه تلاش موفقیت (٢)
  • اومانیسم (۱)
  • ایده و نوآوری و کارآفرینی (۱۳)
  • ایران شناسی (٢)
  • ایران و ایرانی (۱٤۱)
  • ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢)
  • اینترنت و وب (٦)
  • اینترنت و وب جامعه و فضای مجازی (٢۱۱)
  • اینفوگرافیک (۱)
  • بازداشت (٢)
  • بازداشت زندان شلاق انفرادی (۱۱)
  • بازداشت و زندان (۱٤۸)
  • بازی کامپیوتری (۱)
  • بانوان برتر وبلاگستان (۱)
  • بانک و بیمه (٤)
  • بخش خصوصی و غیردولتی (۳٥)
  • بصیرت (۱)
  • بنی اسرائیل (۱)
  • به همین سادگی (۱)
  • بهار عربی (٢)
  • بیگانه ستیزی (۳)
  • پارلمان مجازی (۱)
  • پزشکان (۱)
  • پیامبران نوح ابراهیم موسی مسیح محمد (٥٠)
  • پیروی اطاعت تسلیم (۱)
  • پیش بینی (۱)
  • پیشنهاد (٧٤)
  • تاجیکستان (۱٠)
  • تاریخ اسلام (٧)
  • تاریخ ایران (٩)
  • تاریخ چیست؟ (٢)
  • تاریخ معاصر ایران (٢)
  • تاریخ و میراث فرهنگی ایران (۸)
  • تاکسی نامه (٢)
  • تبلیغات و بازاریابی (۱۱)
  • تتدبیر و بی تدبیری (۱)
  • تجارت الکترونیک (٢)
  • تجربه روزانه (۱)
  • تحریم (٥)
  • تدبیر و بی تدبیری (٢۸٤)
  • تروریسم خشونت ترس افراط و تفریط (٧٦)
  • تعاملات اجتماعی (٦)
  • تغییر (۳)
  • تغییر تعامل آسیب اجتماعی (۸٢)
  • تقلب و تخریب و هتاکی (٢٦٠)
  • تقلب و تخریب و هتاکی ش (٢)
  • تهران (۱۱)
  • توریسم (٤)
  • جالب (٧)
  • جالب و شگفت انگیز (٤)
  • جامعه مجازی (۳)
  • جبر و اختیار (۱٠)
  • جشن (۱۱)
  • جشن تولد پرشین بلاگ (٢)
  • جشنواره (۱٦)
  • جشنواره و جوایز (٢)
  • جملات زیبا و زشت (۳)
  • جمهوری اسلامی (٦)
  • جمهوری سلطنت قبیله حکومت (٤)
  • جنگ سایبری نرم سخت (٧)
  • جنگ و بحران (٥)
  • جنگ و بحران و صلح (٥)
  • جنگ و جنایت (٢)
  • جنگ و صلح (٧)
  • جهاد اکبر و اصغر (۳)
  • جهان اسلام (۳٩)
  • جهان بینی (٤)
  • جهان و جهانیان (۱٧٠)
  • چلچراغ (٧)
  • حجاب (۱)
  • حدیث (٤)
  • حریم خصوصی (٢)
  • حزب اعتماد ملی (٥)
  • حزب الله لبنان (٢)
  • حسن و قبح (٢)
  • حضرت فاطمه (٤)
  • حق و باطل منطق دینی (٥۳)
  • حقوق بشر (۱)
  • حقوق بشر و قضاوت (٩٦)
  • حکایت (۳)
  • حیوانات (۱)
  • خانواده ازدواج دختر پسر زن مرد (۳)
  • خاورمیانه عربی و آفریقا (٧)
  • خبرستان (٤٥٠)
  • خبرگان رهبری (٥)
  • خبرگزاری فارس (٥)
  • خط امام و اسلام ناب محمدی (٤)
  • خلیج فارس (٧)
  • خلیج فارس و عرب (٢)
  • خلیج فارس و عرب ها (٢)
  • خیریه مردم نهاد (٢)
  • دانش ثروت قدرت (۱٧)
  • دانشجویان و دانشگاهیان (٧٦)
  • دروغ و تکذیب و فریب (۱٩٢)
  • دشمنان و رقبا (٤)
  • دعا و نیایش (٢۱)
  • دوست و دوستی و دوستیابی (۳)
  • دوم خرداد (٤)
  • دکتر عزیز الله بیات (٢)
  • دکتر علی شریعتی (٢٢)
  • دکتر مصدق (۱)
  • ذکر و ذاکرین (۱)
  • رای و انتخابات (۳)
  • رسانه خبرنگار دیجیتال مدیا خبر اطلاع رسانی (٢٩٠)
  • رستم (۱)
  • رشد توسعه آمار اقتصاد (٦۱)
  • رمضان (٢)
  • رنسانس جهانی (٢)
  • رهبری آیت الله خامنه ای ولی فقیه (۱۱)
  • رهبری مدیریت استراتژی (۱۱)
  • روابط خارجی ایران آمریکا (۱٩٥)
  • روانشناسی (٢)
  • روحانیت و مرجعیت (٢٩٤)
  • روز حهانی وبلاگ (۱)
  • روشنفکران فرهیختگان نخبگان (۱٩)
  • زر و زور و تزویر (٢)
  • زشت و زیبا (٢)
  • زمستان (۳)
  • سایت اینترنتی (۸)
  • سایتهای اینترنتی (٥)
  • سپاه پاسداران (۳)
  • ستاد مجازی انتخابات (٢)
  • سرمایه انسانی مالی عاطفی نمادین ملی (٢)
  • سفرنامه (٧)
  • سلامت (٢)
  • سلامت مجازی (۳)
  • سنت و مدرنیزم (٢)
  • سهام بورس سرمایه گذاری ملک ارز طلا (٢)
  • سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۸٩)
  • سید محمد خاتمی (٦٢۱)
  • شاهان ایران (۳٩)
  • شب قدر (٤)
  • شب یلدا نوروز چهارشنبه سوری (۱٤)
  • شعرا (٧)
  • شعرا ادیبان حافظ مولوی فردوسی سعدی (۸٩)
  • شهدا ایثارگران دفاع مقدس (٧۱)
  • شیخ مهدی کروبی (٥٥٥)
  • صدا و سیما (۱٤٧)
  • طنز و کاریکاتور (٦۱)
  • ظلم و استبداد و زور (۱٤٧)
  • عاشورا (٢)
  • عدالت آزادی آگاهی استقلال انتخاب خودباوری (۱٥٥)
  • عدالت آزادی تقلید آگاهی انتخاب (٧)
  • عشق و محبت و شادی و غم (٦٥)
  • علم جهل ترس عقل خرافه (۳٥)
  • علیرضا عسگری (٢)
  • عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤)
  • عکس (٦٩٠)
  • فاوا فناوری اطلاعات و ارتباطات (٩۳)
  • فردوسی (۳)
  • فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (٢)
  • فرهنگ (۸)
  • فرهنگ و آیین (٩)
  • فرهنگ و آیین و دین (۱۱٥)
  • فرهنگیان (٤)
  • فطرت (٤)
  • فقر فساد اعتیاد فحشاء تبعیض ستم زور جنایت (۱٦)
  • فلسطین اسرائیل روز قدس (٢۱٩)
  • فلسفه عرفان کلام فقه علوم اسلامی (۳)
  • فیلترینگ و سانسور و مسدودی کمیته تعیین مصادیق (٥۸)
  • قانون اساسی پروتکل آیین نامه (٥٦)
  • قرآن کریم اسلام حدیث و روایت (٥٢)
  • قرون وسطی و عقب افتادگی (۳)
  • قضا و قضاوت (۱٧)
  • گروش به اسلام (۳)
  • گفتگو (٧)
  • گفتمان (٦)
  • گوگل فیسبوک یوتیوب پرشین بلاگ بلاگفا (٢٤)
  • گوناگون عجایب نکات راز مرموز (٢)
  • ماهواره شبکه تلویزیونی (٢)
  • مثنوی معنوی (٢)
  • محیط زیست گردشگری ایرانگردی جهانگردی (٤٢)
  • مرجعیت (٢)
  • مرجعیت مجازی شکاف و میراث دیجیتال (٢)
  • مردم سالاری (۱۳٧)
  • مردم سالاری دیکتاتوری آنارشیسم (٤)
  • مسابقه جشن جشنواره (٥)
  • مشروعیت (۱)
  • مصاحبه (۳)
  • مصاحبه و خاطره (۱٤۸)
  • مصاحبه و خاطره و پیام (۳)
  • منافع امنیت کشور اعتماد ملی (۸۱)
  • منطق و شناخت و حکمت (۱۳۱۱)
  • مهاجرت (۱)
  • مهدویت (۱۳)
  • مهدی بوترابی (٦)
  • موبایل و تلفن همراه (٢)
  • مورخان و جغرافیدانان (۱)
  • موفقیت (٤)
  • میر حسین موسوی (٢)
  • میراث فرهنگی (٢)
  • میرحسین موسوی (۳٧٠)
  • نام تجاری (۱)
  • نخبگان و روشنفکران (٦)
  • نظامیان و انتظامیان و سپاه و بسیج (۱٢٢)
  • نظرسنجی و افکار عمومی و عموم (٤٥)
  • نفاق و ریا (۳)
  • نفت (۸)
  • نفت و گاز (٦)
  • نقد و بحث و اندیشه نقد (٤)
  • نوروز و بهار (٦)
  • همایش (٥)
  • هنر هنرمندان موسیقی مفاخر (۸۸)
  • هویت مجازی (۱)
  • وب اینترنت جامعه و فضای مجازی (٦)
  • وب فارسی (۳)
  • وبلاگ فستیوال (۳)
  • وبلاگستان وبلاگ وبلاگنویس وبلاگنویسی (٦٢٥)
  • وحدت کلمه (٥)
  • وحدت کلمه و تفرقه (۱٢)
  • ورزش و ورزشکاران (٥)
  • ورزش ورزشکاران فوتبال (٤۳)
  • ولایت مطلقه فقیه رهبری مقام معظم (۳۸٦)
  • ویدئو (٢)
  • کتاب و گزیده (۳٧)
  • کسب و کار اینترنتی (۱۱)
  • کودکان جوانان زنان سالمندان (۱۱۳)
  • کیهان و رجانیوز (٢٢)
  • یادبود و بزرگداشت (٢٠٥)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • مهر ۸۳
دوستان من
  • گروه سایت های اینترنتی پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • پروفایل من در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • جامعه شناسی و زندگی روزمره در ايران
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • اینترنت و جهان و جامعه مجازی
  • يادداشتهای يک زی زی گولو
  • خدايی که شکست خورد
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • وبلاگ طنز میرزا افشین
  • داستانهای محمد رضا
  • خاطرات زهرا نازنازی
  • ماشين سفر در زمان
  • پرواز در آسمان خيال
  • احساس تنهايی من
  • سلطان صاحبريال
  • کلبه ی پاييزی من
  • الطاف خفیه الهی
  • شاید زمانی دیگر
  • پشت نقاب شب
  • موسسه رحمان
  • گروه بارانی ها
  • علی(آدمک ها)
  • نسيم سحری
  • يک سبد ستاره
  • بانوی فروردین
  • یک وب نوشت
  • پاييز هميشگی
  • من آینده من
  • فاطمه گل یخ
  • اهورای بزرگ
  • MasterMusic
  • تا انتها تن ها
  • گوهر ياران
  • پدر(نم نم)
  • گل داوودی
  • پاییز عریان
  • وبلاگ اکرنه
  • دنيای آبی
  • پاپاراتزي
  • يغمايی
  • صندلی
  • سوگل
  • طوبی
  • شفق
  • یاشار
  • معبد
  • حميد
  • کيهان
  • طه
  • حنفا
  • فنز
  • آذر
  • بهناز
  • زيبا
  • پارسا
  • گل يخ
  • حامد
  • کلمه
  • عماد
  • طهورا
  • اکرنه
  • گفتمان
  • ياد وطن
  • دکورتن
  • کانون ادبی
  • علی تاری
  • وب نوشت
  • خواب و رويا
  • پری دريايی
  • نسيم صبح
  • الطاف خفيه
  • دفاع مقدس
  • آواز پر جبرئيل
  • دفتر خاطرات
  • قلب خاموش
  • موج موسيقی
  • جامعه ی ايران
  • دادگاه رسمی
  • يك گوشه‌ي دل
  • نازک - پرتقالی
  • وبلاگ سلطان
  • دکتر داد و بیداد
  • سه نقطه وبلاگ
  • پاسبان حرم دل
  • يک قلب پاک ...
  • پرتال امام خمینی
  • از تلخ و شاد وطنم
  • کدبانوی دیجیتالی
  • کدخدا و اهالی ده
  • دفتری برای همیشه
  • داود (خورشيد نامه)
  • خديجه ام المومنين
  • دانشگاه با طعم باران
  • دانلود فایلهای مذهبی
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • لحظه هايي كه مي گذرند
  • برای امروز٬ فردا و هميشه ام
  • گروه فرهنگ و هنر پرشین بلاگ
  • در باره انديشه و احساس خودم
  • در باره اينترنت و جهان و جامعه مجازی
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • براي همين است كه قلم ساقي ميشود
  • باشگاه هواداران پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر







زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
مدت هاست که رفته است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ فروردین ۱۳٩۱

شاه و سلطنت اش چه زمانی رفتند؟

 که همه نیز نسبی هستند:

زمانی که با حمایت ستمگران داخلی و استعمار خارجی به قدرت رسید؟

زمانی که ارتباط اش را با منافع واقعی ملت قطع کرد؟

زمانی که در مقابل نخبگان و فرهیختگان جامعه ایستاد؟

زمانی که به زندان و کشتن مخالفان روی آورد؟

زمانی که مجلس های فرمایشی به راه انداخت؟

زمانی که فراقانونی اختیارات را در با اشکال به ظاهر قانونی تصاحب کرد؟

زمانی که مستقیم بر مردم و بی خواست آنها حکومت کرد؟

زمانی که قوه مجریه و دیگر قوا را تحت تاثیر قرار داد؟

زمانی که احزاب مستقل و مخالفش را سرکوب کرد؟

زمانی که کیش شخصیت اش به اوج رسید؟

زمانی که قانون اساسی را به خواست خودش تفسیر و اجرا کرد؟

زمانی که در مقابلش یک گروه متحد شکل گرفت؟

زمانی که از ایران رفت؟

22 بهمن 57

12 فروردینن 58

زمانی که ریشه های استبداد در جامعه خشکانده شود

...

فیلسوفان تاریخ از افق های بلند می گوید

...

انقلابیون که با امید و ارزش در شب تاریک صدای پای صبح را می شنوند و نویسندگان تاریخ فردا هستند

 

فرهیختگان فردا بین

 

خبرنگاران که به روز ثبت می کند

...

مورخ که با تاخیر ثبت و ضبط می کند

...

جامعه شناسانی که پس از سقوط سلطنت به یافتن ریشه های بجا مانده می اندیشند که بازتولید استبداد ...

نظرات ()



نقش شاه و نخبگان در کودتای 28 مرداد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠

شاه

در کودتای 28 مرداد 1332 نقش موثری نداشت

حامیان نظامی اش در داخل

و حامیان سیاسی و امنیتی اش در خارج

عهده دار زحمت کودتا شدند

تا قدرت مطلقه شاه را تقویت کنند

ولی خفت و خواری ناشی از این رخداد

حتی فراتر از حق و انصاف

چهره شاه را سیاه کرد

گرچه اوباش در خیابان غوغا کردند

و هر چند بخشی از قوانین کشور از اقدام شاه در کودتا حمایت می کرد

...

نخبگان و فرهیختگان ایرانی

گرچه از عهده نیروهای نظامی و دخالت بیگانه

بر نیامدند ولی حداقل کاری که کردند این بود که آینده را

با ثبت این خیانت به رای و نظر مردم در تاریخ

از شاه گرفتند

نظرات ()



آغاز سقوط
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠

محمد رضا شاه

با اختیار خود و در اوج قدرتش

دو حزب اصلی کشور را منحل و حزبی را که خود در راس آن بود تاسیس کرد

او با اختیار خود نخستین عقب نشینی هایش را در برابر نهضت اسلامی مردم ایران انجام داد

و در پایان بی اختیار، آخرین عقب نشینی هایش را در برابر مردم انجام داد

و تفاوت او با دیکتاتورهای مستقلی چون قذافی در آن است که در آخرین مراحل، تصمیم گیری هایش تحت تاثیر قدرت های خارجی بود و نه جریانات داخلی

 

 

نظرات ()



کاووس شاه آمدنی شد و رستم مهیا میشود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠
چنین است رسم سرای سپنج   گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج
سرانجام نیک و بدش بگذرد   شکارست مرگش همی بشکرد
شکست آمد از ترک بر تازیان   ز بهر فزونی سرآمد زیان
سپاه اندر ایران پراگنده شد   زن و مرد و کودک همه بنده شد
همه در گرفتند ز ایران پناه   به ایرانیان گشت گیتی سیاه
دو بهره سوی زاولستان شدند   به خواهش بر پور دستان شدند
که ما را ز بدها تو باشی پناه   چو گم شد سر تاج کاووس شاه
دریغ‌ست ایران که ویران شود   کنام پلنگان و شیران شود
همه جای جنگی سواران بدی   نشستنگه شهریاران بدی
کنون جای سختی و رنج و بلاست   نشستنگه تیزچنگ اژدهاست
کسی کز پلنگان بخوردست شیر   بدین رنج ما را بود دستگیر
کنون چاره‌ای باید انداختن   دل خویش ازین رنج پرداختن
ببارید رستم ز چشم آب زرد   دلش گشت پرخون و جان پر ز درد
چنین داد پاسخ که من با سپاه   میان بسته‌ام جنگ را کینه خواه
چو یابم ز کاووس شاه آگهی   کنم شهر ایران ز ترکان تهی
نظرات ()



تغییر حکومت ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠

حکومت ها

مبتنی بر تغییر ملت ها

تغییر می کنند

اگر عمر حکومت ها

کوتاه می شود

به دلیل تغییرات سریعتر در جوامع است

چه به صورت ورود اقوام جدید و تغییر بافت اجتماعی

چه به صورت استحاله و تغییرات بنیادین اجتماعی

و در جایی که جامعه تغییر اساسی نکرده است و حکومتی از بیرون و به زور تحمیل شده است

همچون حکومت های ایران پس از سقوط هخامنشیان و ساسانیان،

فرهنگ و ارزشهای حکومت پیشین بازتولید میشود و اسکندر فاتح و امویان فاتح، اخلاق شاهی بر میگزینند

و البته به تدریج و با تاثیر پذیری اجتماعی و تغییرات درونی جامعه

شرایط برای ظهور حکومتهایی متفاوت فراهم میشود

نظرات ()



مجسمه های محمد رضا شاه مخلوع در دوران انقلاب
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸

ماجرای شعارنویسی ها و ابراز انزجار از مجسمه های محمدرضا، شاه مخلوع ایران، به صورت فرسایشی و آشکار، ضعف حکومت مستبد شاه را در برابر اعتراضات جزئی نشان میداد.

نظرات ()



تثلیث هخامنشی : اهورامزدا و آناهیتا و میترا
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸

اردشیر دوم پادشاه هخامنشی موضوع پرستش آناهیتا و میترا ( ناهید و مهر ) را در کنار اهورامزدا مطرح ساخت.

نظرات ()



کورش بزرگ هدیه ی نوروزی 88 هفته نامه چلچراغ
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog

نظرات ()



هادی خرسندی : خدا یک شب به خواب شاه آمد از وبلاگستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧

اواخر سال 57 این شعر طنز شهرت زیادی کسب کرده بود و یک نسخه اش نیز به دست من رسیده بود و میخواندیم و برایمان جالب بود.
یک نسخه از آن را در وبلاگستان دیدم شاید کامل نباشد:

لینک مطلب از وبلاگستان:

خدا یک شب به خواب شاه آمد........ خمینی با خدا همراه آمد

شهنشاه جوانمرد جوانبخت......ز وحشت بر زمین افتاد از تخت    

توگویی طبق فرمان الهی ............. فرو افتاد او از تخت شاهی

شعر کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



رضاخان و روضه خوان از وبلاگ معصومه ابتکار
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگستان:

بین حرم سید کریم و حرم حضرت عبدالعظیم راهی وجود دارد که آنانی که رفته اند آن را می شناسند.  زمان قدیم که جمعیت کمتری رفت و آمد می کرد، روضه خوان نابینایی آنجا می نشست و روضه می خواند. این ماجرا به دوره جوانی رضاخان میرپنج باز می گردد و می گویند در آن دوره که هنوز منورالفکر نشده بود، گل به سرش می مالیده و در مراسم مذهبی و عزاداری شرکت می کرده است.

ماجرا را یکی از مراجع نقل کرده، که چون مطمئن نیستم از نقل آن راضی باشد، نامش را نمی گویم. او تعریف می کرد که وقتی رضا خان یک قزاق بوده و از آنجا عبور می کرده، روزی روضه خوان نابینا پاچه شلوارش را می گیرد و از او می پرسد: روضه بخوانم؟

رضاخان می گوید: نه.

روضه خوان می گوید: تو شاه می شوی.

رضاخان اعتنایی نمی کند و رد می شود.

مدتی می گذرد و پس از اینکه رضاخان سردار سپه می شود، روزی دوباره از آن محل عبور می کند.  مرد نابینا باز هم جلویش را می گیرد و می پرسد: روضه بخوانم؟

رضاخان پاسخ منفی می دهد و مجددا روضه خوان به او می گوید: تو شاه می شوی.

رضاخان تندی می کند و می گوید: مرا مسخره کرده ای؟

ظاهرا بعد از حدود 10 ماه، رضاخان، شاه ایران می شود و روزی این ماجرا را به یاد می آورد. به گاردش دستور می دهد بروند و روضه خوان نابینا را بیاورند.

اما وقتی پیش او می روند، روضه خوان می گوید من با رضاشاه کاری ندارم، اگر او کاری دارد، بیاید. رضا شاه هم با لباس مبدل  می رود و در کنار جمعی که دور روضه خوان نشسته بودند، می نشیند. پیرمرد خم می شود و در گوش رضا شاه می گوید: نگفتم تو شاه می شوی؟

اما به رغم اصرار رضاه شاه حاضر نمی شود با او به کاخ سلطنت برود. بعد هم به او می گوید: فکر نکنی که اگر من پیش بینی کردم تو شاه می شوی معنی اش اینست که تو بر حقی. چون خیلی از مسایلی که قابل پیش بینی است حقانیتی در آن نیست.

بعد هم به رضاشاه توصیه می کند که با دین و حجاب و روضه درنیافتد. اما به گواه تاریخ، رضاخان عینا با همین سه عنصر در افتاد تا ور افتاد.

نظرات ()



نظامیان شاه مستبد در برابر سیاستمداران و دانشگاهیان و مردم در کنار نظامیان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧

در کشورهای جهان سوم، رو در رو قرار گرفتن اقشار اجتماعی در برابر یکدیگر طبیعی است. شاه و حامیان و یارانش سعی میکردند رژیمی بنا کند که مردم حساب کار خود را داشته باشند و در امور حکومت دخالتی نکنند. با قدرت نظامیان آمدند و با نظامیان و کشتار مردم و دستگاه امنیتی زیر نظر نظامیان، بر کشور حکومت میکردند.
اما امام خمینی در مبارزه با همین شاه، اجازه نداد که نظامیان به عنوان یک قشر در برابر اقشار دیگر مردم  چون دانشجویان و اساتید و روحانیون و غیره قرار بگیرند و شعار همه با هم و ارتش برادر ملت است را به مردم آموخت.

نظرات ()



برخورد زیردریایی های اتمی از وبلاگ مهاجرانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧

لینک مطلب:

انگلستان و فرانسه هر دو کشوری بوده و هستند که در باره غنی سازی اورانیم و درجه آن در ایران تردید داشته اند. سال هاست با طرف ایرانی در این باره مذاکره می کنند. هنوز هم حکایت همچنان باقی ست و گه گاه از راستی آزمایی رفتار ایران سخن می گویند. همه سخنشان بر سر این است که ممکن است ایران از ظرفیت و توان بالقوه غنی سازی صنعتی برای ساخت سلاح اتمی استفاده کند. به عبارت دیگر انگلستان و فرانسه خود را در موضع کشیش مهربانی تلقی می کنند که نگران صلح جهانی ست.
این داستان یک رویه دیگر هم دارد. به تعبیر مرحوم دکتر حائری، رویه دیگر تمدن غربی. رویه دیگر؛ برخورد دو زیر دریایی اتمی انگستان و فرانسه در اقیانوس اطلس است. زیر دریایی اتمی اچ ام اس ونگارد انگلیسی و زیر دریایی تریوم فان فرانسوی در وسط اقیانوس اطلس با هم برخورد کرده اند. طرفین در باره این برخورد که در سوم یا چهارم فوریه صورت گرفته است. اطلاعات اندکی بروز داده اند. اجمالا با خبر شدیم:
اول: هر دو زیر دریایی موشک های بالستیک حمل می کرده اند؛ 16 موشک بالستیک 35 تنی در زیر دریایی ها وجود داشته است
دوم: موشک ها قابلیت هدف گیری اهدافی در فاصله هشت هزار کیلومتری را داشته اند.
سوم: بر هر موشک شش کلاهک هسته ای نصب شده بوده است.
چهارم: انگلستان و فرانسه هر کدام چهار زیردریایی استراتژیک هسته ای دارند؛ که یکی از آن ها؛ مثل همین دوتا در حال مامورین و گشت و گذار همیشه است.
می گویند هر چند در این حادثه هیچ یک از 250 سرنشین زیر دریایی ها آسیب ندیده اند؛ هیچ گونه نشت اتمی صورت نگرفته است و احتمال چنین حادثه ای یک در میلیون بوده است. اما هر دو کشور در تداوم توان بازدارندگی هسته ای خود تردیدی ندارند. هرچند این حادثه می توانست به یک فاجعه بینجامد.
پرسشی که به نظر می رسد، این است. انگلستان و فرانسه و نیز آلمان و آمریکا و... که این چنین دست پری از سلاح هسته ای دارند و با این تجربه برخورد می توانند جهان را با فاجعه رویارو کنند، با کدام مشروعیت و پشتوانه اخلاقی نگران بهره برداری یک کشور از ظرفیت عنی سازی هستند. کشوری که همیشه نظارت مدام و مستمر و هرهنگام ناظران سازمان بین المللی انرژی اتمی را پذیرفته است.
تنها می توان یک توجیه پیدا کرد. غرب و آمریکا خود را مرکز جهان می دانند. کشورهای پیرامونی از دید آنان بایست در زیر چتر آنان زندگی و فعالیت کنند.
توماس فریدمن نویسنده نیویورک تایمز کتاب جالبی دارد. " جهان هموار است" در جهان هموار دیگر نمی توان برای دانش مرز و محدودیت گذاشت. در جهان هموار دیگر نمی توان به کشور ها دیکته کرد.
در جهان ناهموار محمد رضا پهلوی آخرین شاه ایران در کتاب" پاسخ به تاریخ" نوشت: "من از آمریکایی ها تعجب می کنم. چرا این رفتار را با ما دارند. ( به شاه ویزا نمی دادند! ) آن ها که هر چه گفتند من عمل کردم!" همان شاه وقتی میایارد ها دلار ثروت و سرمایه ایران را روانه فرانسه و آلمان و اسراییل می کرد، می توانست سلاح هسته ای هم داشته باشد. که البته میلیارد ها دلار سرمایه ملت ایران را خوردند و شاه را بازی دادند.
مبنای منطق و اندیشه و اخلاق نظام داوری غربی ها چیست و کجاست؟

نظرات ()



شاه و دخالت بیگانه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

محمد رضا شاه ایران با حمایت بیگانگان به قدرت رسید. همانطور که رضا شاه چنین آمد و چنین رفت. شاه ایران با حضور دهها حضار مستشار نظامی در کشور احساس امنیت میکرد و چون دیگر شاهان متکی به قدرت های خارجی، تصور میکرد که هر گونه تحول در سیاست ایران ناشی از توازن قوای سیاستگذاران خارجی است. تغییر دولتهای ایران در چندین دهه، جز دوران کوتاه دکتر مصدق، برآیند رقابت قدرتهای خارجی در ایران بود و حضور حرکتهای مردمی در عرصه سیاسی محدود به زمان دکتر مصدق میشد.
این زمینه باعث میشد که شاه تصور کند که تغییر شرایط ایران مربوط به خواست حامیان خارجی وی است و نومیدتر میشد. در تفکر شاهان عصر جدید، مردم نمیتوانند نقشی ایفا کنند و منشاء قدرت سیاسی در حکومتها، خواست قدرتهای بیگانه یا قدرت نظامی داخلی هماهنگ با خارجی ها است.  در تفکر استبدادی، حزب و مردم و رهبری سیاسی مردم، جدای از شاه، معنایی ندارد.
شاهان قدیم که متکی به قبیله بودند، تا زمان ناصرالدین شاه، قدرت مستقل و متکی به بخشی از مردم داشتند و از قدرت قبیله و قبایل متحد و سلطه ای که بر سرزمین و حکام محلی پیدا میکردند، حکومت خویش را حفظ میکردند. با از میان رفتن نفوذ قبایل در عصر جدید و ناتوانی شاهان به ایجاد ارتباط با مردم از طریق مردم سالاری، راه حلی جز استبداد از نوع وابسته به خاریج باقی نماند. به همین جهت جایگزین هر مدل سیاسی به جز مردم سالاری، استبدادی است که خیلی زود به وابستگی منجر میشود.

نظرات ()



انقلاب و انقلابی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧

در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی که هنوز مردم به صورت گسترده در فعالیتهای ضد حکومت شاه وارد نشده بودند، انقلابی عنوان افراد و گروههای سیاسی مخالف شاه بود که طیف گسترده ای از کمونیست ها تا مسلمانان را شامل میشد و حکومت محمد رضا شاه آنها را با عنوان ارتجاع سرخ و سیاه معرفی میکرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، انقلابی ها یعنی کسانی که به انقلاب اسلامی اعتقاد دارند. این معنی در ادبیات رسانه های خارجی و کسانی که قرابت با تحول اجتماعی ایران نداشتند، متداول بود. با گذشت زمان و تثبیت انقلاب اسلامی، از عنوان جمهوری اسلامی برای بیان ماهیت و هویت سیاسی کشور استفاده شد و انقلاب اسلامی معادل اندیشه و مبانی و نهضت انقلاب اسلامی ( از خردادد ۴٢ تا بهمن ۵٧ ) قرار گرفت.

نظرات ()



عدم درک صحیح از شرایط تغییر یافته و تاثیر خطرناک آن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

گاهی شرایط عوض میشود ولی موضوع توسط کسی که عمل میکند، به درستی درک نمیشود و در نتیجه به سلسله حوادث شوکه کننده مواجه میشود.

===============================

محمد رضا پهلوی، شاه مخلوع ایران نیز به چنین وضعی دچار شد. تصور نمیکرد که شرایط جامعه تغییر کرده است. تصور میکند همچنان در دهه چهل زندگی میکند و میتواند با مذاکره یا فشار و تهدید و یا حداکثر چون دهه سی با کودتا بر مسند قدرت بماند. ولی شرایط تغییر کرده بود.

=====================

عملیات روانی در جنگهای سریع بسیار مهم هستند. اسرائیل از سکوت و تعلل رسانه های مستقل یا هوادار فلسطینی ها در تمامی جنگها حداکثر استفاده را کرد و با حمایت رسانه های نیرومند صهیونیستی و قدرتهای جهانی، با آرامش کامل به جنایات خود ادامه میداد. در نبردهایی که در یک دهه اخیر اتفاق افتاده است، به دلیل ظهور رسانه های مستقل و اینترنت و افزایش آگاهی ها و ثروت های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و عربی، شرایط به شدت تغییر کرده است و در یک تجاوز که در مقایسه با جنایات قبلی صهیونیست ها بسیار کوچک است، اسرائیل هزینه های گزافی پرداخته و می پردازد.

=====================

در شرایطی که مراکز اطلاع رسانی یک جامعه تحت کنترل شدید هستند، حکومت ها در فعالیتهای بگیر و ببند دستش باز است، ولی در دنیای تحول یافته که رادیوها و تلویزیون ها و رسانه های کاغذی و اینترنتی  و افکار عمومی حضور دارند، کوچکترین بی احتیاطی در عمل یا انتشار اخبار بسیار زیان بار است.

نظرات ()



شاه رفت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧

سی سال پیش، زمانی که شاه رفت، مردم خیلی شاد شدند. بزرگتر ها نگران کودتا بودند، چون شاه قبلا نیز رفته بود و با کودتا بازگشته بود و جوان تر ها آماده ی جانفشانی بیشتر در برابر ستمکاران میشدند
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  شاه رفت

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  شاه رفت

نظرات ()



کورش ( کوروش ) شاه شاهان شاهنشاه ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧

احترام به داشته های دیگران بسیار خوب است. حتی باید از آنان اموخت و استفاده کرد. نفی یکپارچه هر آنچه نزد بیگانگان است اقدام معقولی نیست. چه آن بیگانه عرب باشد چه هندی و چه غربی.
از آن بدتر بی احترام و بیزاری جستن از داشته های مثبت خود است. چه مربوط به ایران پیش از اسلام و چه پس از آن. ما داشته های غیر مثبت نیز داریم و میتوانیم به آنها افتخار نکنیم ولی بیزاری جستن از داشته های معتبر و ارزشمند خویش، نادرست است و بدتر از آن، ایجاد تقابل بین داشته های مثبت پیشینیان با ارزشهای انسانی است.
نمیدانم چرا بعضی نداشته های بیگانگان را اینقدر عزیز میشمرند و از داشته های خود بیزاری میجویند. احتمالا دلیلش خوباختگی در برابر دیگران است که ما را از خود بی خود میکند و داشته های خویش را از ما بگیرد. این روحیه مانع اصلی تحقق استقلال کشور است.
کورش ( کوروش ) شاه بزرگ ایرانی مورد احترام جهانیان است. بعضی بزرگان دینی چون مرحوم علامه طباطبایی فیلسوف و مفسر شهیر قرآن کریم وی را همان ذوالقرنین خوانده اند و مقام وی را بسی بزرگ دانسته اند.
اگر نظر علامه را هم قبول نداشته باشیم، آنچه در تاریخ از کوروش ثبت شده ،  به اندازه ی کافی برای افتخار ایرانیان و بلکه بشریت به وی کافی است.
یادداشتی در وبلاگستان دیدم که برای تخریب کوروش، از غزه و ظلم اسرائیل بر فلسطینی ها استفاده کرده است و چه استفاده ی خطایی. جای تاسف است و البته بیان روشنگرانه.

یاد کورش زنده است تا ایران و ایرانی زنده است

لینک یادداشت مذکور با عنوان :‌ کورش مرد



تکلمه:

متن اصلی یادداشت:

عنوان: کورش مرد

 سلام
سالهاست که  در  سایتها و وبلاگ های  مختلف می بینیم که عده ای سنگ کوروش رو به سینه می زنند و  داعیه دار دفاع از حقوق انسانی هستند و .... اما الان در این همه جنایاتی که در غزه صورت می گیرد و کودکان و زنان به خاک  و خون کشیده میشوند  هیچ صدای اعتراضی از این داعیه داران  حقوق  انسانی مشاهده  نمیشود  عده ای معلوم نیست کجا خزیده اند و عده ای نیز مدافع متجاوز صهیونیست شده اند
کوروش کجایی که به سینه زنندگان اطلاعیه حقوق بشرت الان دارند از  قاتلین کودکان و زنان حمایت می کنند  مگر تو در کشور گشائی هایت آیین ها را محترم نمی شمردی که الان داعیه داران دروغینت که به صهیونیست های ائین تو  معروفند  از صهیونیسم  یهود دفاع می کنند  و....

 به طور خلاصه باید بگویم  دیگر از این به بعد شعار  دفاع از کوروش و....  به علت سازگار نبودن ادعا با عمل منادیان آن مُرد و برای ما رنگی ندارد

التماس دعا


نویسنده وبلاگ نسل جوان در یادداشتی، گفته اند:

پاسخ به مدیر محترم پرشین بلاگ


با سلام
دوست گرامی اقای مهدی بو ترابی  دروبلاگ خود  در جواب کامنت قبلی بنده با موضوع کوروش مُرد مطلبی را نوشته اند که لازم است  توضیحاتی رو خدمتشون عرض کنم
اقای بوترابی پس ازمطالعه  کامنت شما این نکته به ذهنم رسید که شما  فقط  عنوان رو مطالعه فرموده اید و  اقدام به نوشتن پاسخ نموده اید در حالی که اگر متن را دقیق مطالعه می کردید متوجه میشدید که منظور بنده از این عنوان اعتراض به  آن دسته افرادی است که شعار کوروش و حقوق بشر و ... میدهند اما الان سکوت اختیار نموده و در سایتها یا وبلاگ هایشان هیچ گونه اعتراضی به این نسل کشی ها در غزه نمی کنند  هیچ بلکه آب به آسیاب صهیونیسم هم می ریزند  دوست عزیز نوشته اید :‌ " یادداشتی در وبلاگستان دیدم که برای تخریب کوروش، از غزه و ظلم اسرائیل بر فلسطینی ها استفاده کرده است و چه استفاده ی خطایی
"‌ در کجای نوشته بنده تخریب کوروش صورت گرفته است اگه متن رو مطالعه کرده باشید  نوشته ام که :‌ الان داعیه داران دروغینت که به صهیونیست های ائین تو  معروفند " و معنی داعیه دار دروغین هم که نیاز به توضیح ندارد و از قضا به معنی بری  نمودن کوروش که احتمالا  همانگونه که شما هم اشاره نموده اید ذوالقرنین باشد  از اینگونه افراد است
مطلب اقای بوترابی با عنوان :‏کورش ( کوروش ) شاه شاهان شاهنشاه ایران
التماس دعا



 

چند نکته باید عرض کنم:
1. بنده مدیر سایت پرشین بلاگ نیستم، مدتی است مدیر سایت تغییر کرده است
2. نکته من در پاسخ یادداشت ایشان بود نه کامنت و نظر
3. متن یادداشت ایشان را خوانده ام و به عنوان اکتفا نکرده ام
4. اما اصل مطلب:
 با توجه به اعلام نویسنده یادداشت مذکور که مخالف کورش نیست، احتمالا وی از همسویی بعضی حامیان کورش با حامیان اسرائیل چنین یادداشتی نوشته اند و توجه نکرده اند که عنوان یادداشت و عکس مقبره و جمله آخر یادداشت و مقارنه تام بین حامیان کورش و حامیان اسرائیل یا سکوت کنندگان، بر امر دیگری جز علاقه ایشان به کورش دلالت میکرد که با توضیحات بعدی ایشان روشن شد که از مخالفان کورش نیستند.
کورش شخصیتی است که اگر بعضی مخالفان عدالت و انصاف و مدافعان ظلم از آن دم میزنند، یا اشتباه میکنند و یا از روی دشمنی با ایران و ایرانی اینکار را میکنند. وظیفه ماست که از میراث ارزشمند خود دفاع کنیم.
متاسفانه شرایطی درست شده است که تصور میکنیم اگر کسی یا جریانی منفی است، همه کارهایش نیز منفی است. در حالیکه قرار نیست هر آنچه که خطاکاران میگویند و انجام میدهند، خطا باشد. حق و باطل را به هم می آمیزند و این هنر تشخیص دهندگان و اهل بصیرت است که آنها را از یکدیگر جدا کنند. مسیر را باید بشناسیم.
و هدایت از سوی خداست
ملتمس دعا

نظرات ()



درسی که آموخته نمی‌شود «سالروز درگذشت تختی» از وبلاگ آینده عباس عبدی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگستان:

روز هجدهم دی ماه سال 1346 خبر مهمی به سرعت در سطح تهران . سپس کشور منتشر شد. مرگ غلامرضا تختی؛ خودکشی یا قتل؟ تختی از بسیاری جهات برای جامعه آن روز و بعد از آن ایران اهمیت داشت و دارد. وی از یک سو پرافتخارترین ورزشکار ایرانی در مسابقات جهانی و المپیک بود، اما مهمتر از آن خصایص انسانی و آزادمنشی اوست که با عنصر قهرمانی آن هم در رشته ورزشی پهلوانی کشتی، عجین می‌شود و نزد مردم او را به قهرمانی واقعی بدل می‌کند، مخالفت وی با دربار و طرفداری‌اش از مرحوم مصدق و روابط نزدیک او با فعالان مذهبی از جمله مرحوم آیت‌الله طالقانی از او چهره‌ای جامع‌الاطراف ساخته بود.
اهمیت خبر منتشره در چه بود؟ در درجه اول غیر منتظره بودن خبر و در درجه دوم اهمیت تختی و بالاخره شبهه‌ناک بودن اینگونه مرگ‌ها در ایران، بویژه با اخباری که پیش از آن اقدامات ساواک و احضارهای مکرر او و کینه برادر کوچکتر شاه از او منتشر شده بود این حساسیت را زیادتر می‌کرد.
با انتشار خبر مرگ، بلافاصله گفته شد که رژیم او را کشته است. به همین دلیل هم ساواک دست به کار شد تا با انتشار اسناد و مدارک و نوشته‌های تختی، بر خودکشی او مهر تأیید و قطعی بزند، و روزنامه کیهان نقش همیشگی خود را برای رژیم در این چارچوب بازی کرد و به سرعت هرچه تمام‌تر اخبار لازم را در خصوص خودکشی تختی منتشر کرد. اما مشکل این بود که هرچه این اخبار سریع‌تر و مفصل‌تر منتشر می‌شد، اعتماد مردم به صحت آن کمتر می‌گردید. چرا؟

بقیه مطلب را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



دعا برای دوری زر و زور و تزویر از کشور
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog

نظرات ()



الهام به محمد رضا شاه در مصاحبه با اوریانا فالاچی از وبلاگستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧

 

لینک مطلب از وبلاگستان

شاه:
... اما حالا دیگر نه. ترس از مرگ در من وجود ندارد. مساله شجاعت یا عدم اعتماد به نفس در میان نیست. این آرامش از یک جبر عرفانی سرچشمه می‌گیرد، از این فکر که تا هنگامی که ماموریتم را انجام نداده باشم هیچ واقعه‌ای برایم روی نخواهد داد. آن روز را خدا معین کرده است نه کسانی که آرزوی مرگ مرا دارند.

... با وجود این من به کلی تنها نیستم، زیرا نیرویی که دیگران نمی‌بینند، مرا همراهی می‌کند. یک نیروی عرفانی. وانگهی من پیامهایی دریافت می‌کنم. پیامهایی مذهبی، من خیلی مذهبی هستم. به خدا باور دارم و همواره گفته‌ام که اگر هم خدا وجود نمی‌داشت باید اختراعش می‌کردیم. واقعا این آدمهای بدبختی که خدا ندارند، مرا سخت متاثر می‌کنند. نمی‌توان بدون خدا زندگی کرد. من از پنج سالگی با خدا زندگی می‌کنم، از زمانی که الهاماتی به من شد.

فالاچی: الهامات، اعلیحضرت؟!

شاه: بله، الهامات، تجلیات.

فالاچی: از که؟ از چه؟

شاه: از پیامبران. آه، تعجب می‌کنم که نمی‌دانستید. همه می‌دانند که الهاماتی به من شده است. من حتی این را در زندگینامه‌ام نوشته‌ام. در کودکی دو بار به من الهام شده است. یک بار پنج سالگی و بار دوم در شش سالگی. در نخستین بار من حضرت قائم را دیدم که بنابر مذهب ما غایب شده است تا روزی بازگردد و جهان را نجات دهد. در آن روز من دچار یک حادثه شدم و روی یک صخره افتادم. و این بود که مرا نجات داد. او خود را میان من و صخره جا داد. من این را می‌دانم زیرا او را دیده‌ام. نه در رویا، در واقعیت، واقعیت مادی، می‌فهمید؟ من او را دیدم، همین. کسی که همراهم بود او را ندید. و کسی جز من نمی‌بایستی او را ببیند، زیرا ... آه، می‌ترسم منظورم را درک نکنید.

فالاچی: نه منظورتان را درک نمی‌کنم....

شاه: برای اینکه شما حرف مرا باور نمی‌کنید. به خدا ایمان ندارید. مرا هم باور نمی‌‌کنید. کسانی که ایمان ندارند زیادند. حتی پدرم هم باور نداشت ... من به خدا ایمان دارم و معتقدم که خدا مرا برای انجام ماموریتی برگزیده است. الهامات من معجزه‌هایی بودند که کشور را نجات دادند. سلطنت من کشور را نجات داده زیرا خدا به من نزدیک بوده است. می‌خواهم این را بگویم: این درست نیست که همه کارهای بزرگی را که برای ایران انجام داده‌ام را به خودم نسبت دهم. قبول کنیم که می‌توانم این کار را بکنم، اما نمی‌خواهم، زیرا می‌دانم که کسی پشتیبان من بوده است. خدا. می‌فهمید؟

فالاچی: نه. اما آیا این الهامات فقط در دوران کودکی روی داده‌اند، یا در بزرگی هم؟

شاه: گفتم که، فقط در کودکی. در بزرگی هرگز، بلکه منحصرا رویاهایی دست داده‌اند. در فواصل یک یا دو سال، و حتی هفت یا هشت سال. مثلا یک بار من در فاصله پانزده سال دو رویا داشتم.

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



امام خمینی و اهمیت استقلال و آزادی در جمهوری اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧

تاکید امام خمینی بر ظلم ستیزی زبان زد است. امام بر اهمیت توسعه عدالت نیز تاکید دارند ولی تاکیدی که بر استقلال (مقابله با زور بیگانه) و آزادی (مقابله با هر گونه زورگویی به خصوص فرمانروایان داخلی) دارد دز تمامی زندگی ایشان پر رنگ است.

تلاش گروههای کمونیستی در ابتدای انقلاب برای ایجاد ارتباط بین آرمان های انقلاب با اهداف صرفا اقتصادی را امام با سخت ترین تعبیرها پاسخ میداد و نشان میداد که ملت ما به ارزشهای انسانی اولویت جدی میدهند.
امام خمینی بعنوان محبوبترین رهبر تاریخ ایران، مسیر ظلم ستیزی را آشکارا حمایت میکردند. شاید اینکه بارها از شخصیتی چون سید حسن مدرس یاد کرده اند نیز به همین روحیه ضد زور و ظلم مرحوم مدرس باز میگشت. از سخنان امام که مخاطبش محمد رضا شاه است میتوان فهمید که چقدر برای امام سخت است که رئیس کشورش در برابر بیگانگان ضعیف و خوار ظاهر میشود.
بعلاوه امام به شجاعت نیز بسیار اهمیت میداد و بارها از افراد شجاع تقدیر کرده است و توهین کنندگان را به جای خود نشانده است. کشیده زدن به سفیر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به دلیل توهین و برخورد شوروی با نماینده کشور ما در مسکو مشهور است. یا تقدیر از فرمانده و پرسنل نظامی که با ناو آمریکایی درگیر شده بودند. یا حمایت از دانشجویان پیرو خط امام.
یکی از بزرگترین آرزوهای امام آن بود که مردم ما شجاعانه و آزادانه از حقوق خود در برابر جباران دفاع کنند. جباران با تاکید بر رفاه، نخست آزادی را سلب میکنند و سپس از وعده های عدالت و رفاه نیز کوتاه می آیند. در واقع این آزادی است که ضامن تحقق وعده های عدالت نیز هست.
این تجربه در زمان شاه نیز اتفاق افتاد. رضا شاه و محمد رضا شاه، دو پادشاه سلسله پهلوی، با کودتا و زور و حمایت بیگانه به قدرت رسیدند و جریانات داخلی را سرکوب میکردند ولی داعیه ی ایجاد رفاه برای مردم را داشتند و در این زمینه اقداماتی نیز در دوران پنجاه ساله حکومت آنها انجام شد.
کمونیستها نیز در کشورهای روسیه و چین و دیگر نقاط با وعده عدالت به قدرت رسیدند و مردم سالاری را با عنوان دمکراسی توده ای و خلقی، به دیکتاتوری باندی واحد و متصل به رئیس کشور که رئیس ایدئولوژیک نیز هست تبدیل کردند.

=========================

از رجال سیاسی امروز، خاتمی نیز به تبعیت از امام حسین ع و امام خمینی بر آزادی و استقلال تاکید خاص دارد.

نظرات ()



روحیه ویژه امام خمینی و محبت به شهید سید حسن مدرس
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧

امام خمینی اساسا با زورگویی و قلدری مخالف بود. زندگی فردی امام و خانواده او نیز نشان از نوعی ظلم ستیزی خانوادگی دارد. امام بارها و بارها و به بهانه های مختلف از افرادی که ولو با شکستن بعضی قواعد رسمی یا حتی قانونی، شجاعانه ولی با سلامت نفس، بر ضد ظلم قیام میکنند٬ حمایت میکند.

گاهی ابتکار عمل بدون هماهنگی یک گروه کوچک نظامی در برابر یک ابرقدرت که نیازمند توبیخ مقامات ارشد آنهاست، به صحنه ی تقدیر از شجاعت و اهدای هدیه و البته تذکر به اطاعت از فرماندهی منجر میشد.
تسخیر سفارت آمریکا در ایران و علاقه ویژه امام به مبارزان دوران ستم شاهی اعم از ملی یا مذهبی حتی افرادی که تفکراتشان با امام فاصله دارد ولی شخصیت مردانه ای دارند٬ مانند مرحوم داریوش فروهر٬ ممکن است به همین موضوع مربوط باشد.

==============

بی تردید در تاریخ یک صد ساله ی ایران ما شخصیتی خود رای چون رضا شاه نداشته ایم و سید حسن مدرس در زمانی که رضا خان پر کشیده بود تا به اوج قدرت سیاسی کشور برسد٬ نقطه ی مقابل وی بود.
یادش گرامی باد

نظرات ()



فروشگاه ایکاروس خیابان ابوریحان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧

پدرم در خیابان ابوریحان که نزدیک دانشگاه تهران بود، فروشگاه لوازم خانگی داشت. زمستان ۵٧ تظاهرات ضد شاه گسترش یافته بود و دانش آموزان و دانشجویان در خیابانهای اطراف دانشگاه، با نیروهای نظامی و گارد جاویدان، موش و گربه بازی میکردند. گرچه صدای تیراندازی گاهی شنیده میشد ولی معمولا درگیری نزدیکی اتفاق نمی افتاد یا اگر می افتاد زیاد مطلع نبودیم. اعتصاب ها در جریان و حکومت نظامی نیز از فردای کشتار هفده شهریور ۵٧، شروع شده بود.
مدارس که تعطیل میشد، پاتوق ما مغازه پدر بود. هوا سرد بود. برای خرید نفت جیره بندی شده، راهی جز صف نبود.

===========================

بازی فوتبال در کوچه عنصری سرگرمی تابستانی ما بود

=================

بازی شطرنج کنار پیاده رو مکمل جذاب ترین سرگرمی عصرها که از مدرسه می آمدیم بود.

============

شنیدن اخبار سیاسی روز از رادیو بی بی سی سرگرمی عمومی در شبهای زمستان ۵٧ بود. بعضی هم رادیوهای دیگر را گوش میکردند. مثل رادیو دوشنبه از تاجیکستان.

=============

شاه از کشور رفت و ملت کلی شادی کردند. جشن گرفته بودند. شبیه جشن پیروزی تیم فوتبال ایران بر استرالیا. گویا قدرت افسانه ای شاه، با رفتن او رفته بود. مردم احساس موفقیت و  آزادی میکردند.
پدرم به حوادث دوران مصدق اشاره میکند که شاه رفته بود ولی بازگشت. نگران بود. میگفت نمیگذارند مردم پیروز شوند. اگر هیچ کاری نتوانند انجام دهند، کودتا میکنند. همانگونه که دکتر مصدق را با کودتا ساقط کردند.

نظرات ()



رضا شاه در تبعید
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧

لینک مطلب از سایت مرجع:



بقیه عکسها را در ادامه ببینید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



دروغ ... دردی همیشگی از دوران کهن تا امروز
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧

مهدی بوترابی اکرنه  احمدی نژادmehdi boutorabi پرشین بلاگ persianblog

نظرات ()



بالا رفتیم ماست بود ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧

فساد مالی و دروغ گویی آشکار و فریب افکار عمومی در راس اتهاماتی است که معمولا به سقوط دولتها یا عزل مقامات ارشد یک کشور با ساز و کار مردم سالارانه می انجامد و در کشورهایی که ساز و کاری مناسبی برای تنبیه دروغ گویان دولتی وجود ندارد، فاصله میان مردم و حاکمیت افزایش می یابد و دولتمرد دروغگو را مضحکه ی مردم میکند.

====================

داریوش کبیر شاهنشاه ایران که موسس سازمان اداری گسترده ی امپراطوری هخامنشی خوانده میشود، به موضوع دروغ و نقش ویرانگر آن توجه کرده است.  طرح این موضوع از سوی شاه ایران چه برای پوشش دادن به اقدامات وی در کودتای نظامی اش برای تغییر سلسله شاهی از خاندان کوروش کبیر و کمبوجیه و بردیا باشد و چه برای نفی آفت ویرانگر دروغ از کشور، نشان میدهد که دروغ و فریب از دیرباز آفتی خطرناک و شناخته شده است.

=====================

بعضی تصور میکنند که نمیتوان جز به دروغ حکومت کرد. این تصوری ابتدایی و خام است. پیشبرد امور با دروغ پایدار نیست و اگر از دروغ در سیاست استفاده میشود، تاثیر آن ناپایدار و ویرانگر است.
با توسعه و اقتدار افکار عمومی در کشورها، دروغگویان بیش از پیش رسوا و محدود شده اند.در عصر اینترنت و رسانه های گسترده امروز، دروغگویان به سرعت رسوا و بی آبرو میشوند.

===========================

دروغگویی رئیس جمهور های آمریکا بارها آن ها را به چالش کشیده است. آنهم دروغهایی که گاهی در برابر دروغهای بعضی دولتمردان دیگر کشورها اصلا به حساب نمی آیند.
اینکه دروغهای آنها برایشان مشکل ایجاد میکند به دلیل نقش راستگویی در حفظ موجودیت دولت ها است. البته فریب های مخفی و لاپوشی ها، حسابشان از دروغهای آشکار جداست.

==========================

دروغ علاوه بر اینکه در اخلاق ملی ایرانیان (متاثر از آیین الهی زرتشت پیامبر) نکوهیده است، در اخلاق و رفتار اسلامی نیز بسیار نکوهیده است.

=====================

دروغ علاوه بر اینکه در اخلاق و رفتار زشت است، از مدیران و مسئولان یک کشور زشت تر است.

=================

گاهی آنقدر دروغگویی فرمانروایان و حکام زیاد میشود که خودشان هم باورشان میشود. آفتی که به خود شیفتگی و نهایتا خود فریبی دولتمردان می انجامد. تلاش برای فریب دیگران نتیجه ای جز خود فریبی ندارد.

===============

دروغ گویی آشکار و بدون لکنت در برابر رسانه ها یا حتی در برنامه های زنده، نه از جمله صنایع ادبی و هنر خطابه است و نه نشان از شجاعت دارد. تنها گاه حماقتی عمق یافته در سطح خود شیفتگی و خودفریبی است.

================

دروغ شاید نتیجه مقطعی داشته باشد ولی آثار ظاهری آن خیلی زود از میان میرود و حتی در مناسبات نه چندان سالم اجتماعی امروز  نیز جواب نمیدهد و موجب خسارت دنیا و آخرت است.
بی تردید، دروغ نیز بخشی از بی تدبیری است.

=============

در حکومت های عرفی جهان، اگر روسای دولتها و حکومتها دروغ بگویند، با دشواری های زیادی روبرو میشوند ولی دروغگویی روسای حکومتهای مذهبی علاوه بر همان چالش ها، به مبانی مشروعیت و اقتدار دینی آنها نیز صدمه میزند.

================

بالا رفتیم ماست بود
پایین اومدیم دوغ بود
...
دروغ بود دروغ بود

خداوند متعال دروغ را از زندگی و جامعه ما دور کند و  به همه ی ما توفیق راستگویی عطا فرماید
آمین

نظرات ()



اقدام عجیب امام جمعه تهران! از وبلاگ کلاشینکف دیجیتال
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧

لینک مطلب از کلاشینکف دیجیتال:

به جان ارژنگم همین لحظه با این جفت گوش هام خودم شنیدم و شاخ درآوردم: آیت الله سید احمد خاتمی خطیب نماز جمعه تهران دقایقی قبل در خطبه های نماز جمعه این هفته، وقتی وقایع نهضت تنباکو را بازگو می کرد در  اقدامی عجیب از ناصرالدین شاه قاجار به عنوان "ناصر قاجار"‌نام برد !

 وی که سردرگمی مخاطبان از این نامگذاری را حس می کرد، دلیل این تغییر نام را بی اعتنایی حقیقی این سلطان قاجار به "دین"  و  عدم روا بودن نام "ناصرالدین" برای این شاه قاجار توصیف کرد!

ناصر قاجار!

لابد این به بعد منتظر اسامی چنین برای شاهان ایرانی باشیم : ((سانسور توسط اکرنه ... برای اطلاع بیشتر به لینک مراجعه کنید)

می ترسم چندسال بعد بشنویم که بگویند مثلا سلسله قاجار یا پهلوی همه اش جنگ روانی استکبار بوده و اصلا چیزی نبوده و اصولا بعید است که مردم ارزشی و حزب اللهی ایران در طول ادوار تاریخ چنین شاهانی داشته باشند!

-عکس بامزه ای از ناصر قاجار (+)

-تاریخ هموژنیزه شده!(+)

نظرات ()



کودتای 28 مرداد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧

تجربه حضور نظامیان در عرصه سیاسی برای کشورها تجربه ای دردناک است. در کشورهای جهان سوم معمولا نظامیان از بهره هوشی کمتری نسبت به دیگر اقشار فرهیخته و حقوق بالاتری نسبت به آنها  برخوردار بوده اند و به خدمت شاهان و روسای جمهور خودکامه تمایل داشته اند و در شرایطی که آزادی یا هرج مرج وجود داشته است، تمایل خود را برای رسیدن به قدرت سیاسی مطلقه بصورت کودتا نشان داده اند.
کودتای ٢٨ مرداد یکی از همین تلاش های نظامیان است که به سقوط دولت ملی دکتر مصدق و تثبیت قدرت نظامیان و در راس آنها محمد رضا شاه انجامید. کمی پیش تر نیروهای نظامی متفقین در شهریور ١٣٢٠ ایران را اشغال کرده بودند و با تغییر شاه ایران، حضور و قدرت خود را به رخ ملت و نخبگان سیاسی کشیده بودند. پیش از آن نیز رضا خان میرپنج با کودتای نظامی به قدرت رسیده بود.
گرایش به قدرت در بین گروههای مختلف اجتماعی امری طبیعی است.

========

رابطه مستقیمی بین تعداد سربازان یک کشور و نیروی دفاعی آن برقرار است. البته فناوری در گذشته و حال،  تا حدودی این اصل را خدشه دار کرده است.
رابطه جدی بین جمعیت کشورها و نیاز دفاعی کشور به نیروی انسانی برقرار نیست.
پرداخت سهم حکومت بصورت سربازی اجباری سنتی کهن در تاریخ ملل است. فرماندهان نظامی از این ارتباط انسانی حداکثر استفاده را برای گسترش اقتدار اجتماعی برده اند.
حضور نظامیان در عرصه سیاسی به تقدم موضوعات تنش زا و گرایش به درگیری در سیاست داخلی و خارجی کشورها می انجامد و بر عکس از توجه به مسائل اقتصادی و اجتماعی میکاهد.
تحمل سیاسی نظامیان به نسبت اقشار دیگر پایین است.

نظرات ()



احزاب فعال و قانونی مانع افراط و تفریط
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧

احساس ضد احزاب دو  ریشه اصلی و  مهم دارد:
_ مهمترین منشا این احساس، مخالفت مردم با حکومتها در طول چند هزار سال حکومت استبدادی شاهان و سلاطین بوده است. مردم از حکومت بیگانه بودند و فرصتی نیز برای تعامل با حکومت برایشان نبود. از نظر حکومت های استبدادی مردم چون رمه هستند و باید آنها را چوپانی کرد.
_ نقش ضعیف احزاب رسمی در تحولات به نسبت باندهای سیاسی مخفی و مافیایی. باندهای مافیایی سیاست بدون اینکه هزینه عمل سیاسی خود را بپردازند و بدون رعایت قواعد بازی رفتار میکنند و موثر تر از احزاب رسمی بوده اند.
دلایل دیگری نیز میتوان برشمرد. جالب آنکه گاهی مستبدین چون محمد رضا شاه به بهانه نارضایتی مردم از احزاب و در واقع برای توسعه دیکتاتوری خویش، احزاب را تعطیل میکردند و مثلا دو حزب رقیب تاسیس میکنند یا حتی همان دو حزب را نیز تعطیل میکنند و یک حزب (حزب رستاخیز) زیر نظر خود تاسیس میکنند.
محمد رضا شاه به این حقیقت که نارضایتی مردم از احزاب به دلیل ناکارآمدی آنان در محدود کردن قدرت حاکمیت و در مسیر خواست مردم قرار دادن آن است و در واقع ریشه نارضایتی از احزاب نارضایتی از شاه است، بی توجه بود.
وقوع انقلاب اسلامی فرصتی بود برای صاحب حق دانستن ملت نسبت به تعیین همه چیز از بالا تا پایین و احزاب بر این اساس دورانی جدید را آغاز کردند که البته با دشواری ها و موانعی که ریشه در گذشته های دور و نزدیک دارند، مواجه هستند.
وجود احزاب قانونی و رسمی و در عین حال فعال و موثر موجب میشود  که دیکتاتوری و نظامی گری و آنارشیسم و امثال آنها فرصت بروز پیدا نکنند.

نظرات ()



آرامگاه کوروش در خطر ... از آفتاب یزد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧

لینک مطلب از آفتاب یزد:


    شهردار پاسارگاد اعلام کرد: رطوبت بی‌سابقه در آرامگاه کوروش       

 گروه اجتماعی: بیش از یک سال بعد از افتتاح سد سیوند و در حالی که مسئولان دولتی هر نوع تاثیر منفی احداث و آبگیری سد بر آثار باستانی منطقه پاسارگاد به ویژه آرامگاه کوروش را تکذیب می‌کنند ، مسئولان محلی از وجود رطوبت بی‌سابقه در منطقه تنگه بلاغی و اطراف آرامگاه کوروش خبر می‌دهند. در همین زمینه شهردار پاسارگاد گفت: افزایش ‌رطوبت در اطراف آرامگاه کوروش و پاسارگاد تا حدی است که هیچ یک از ساکنان این منطقه تاکنون چنین ‌افزایش رطوبتی را به خاطر نمی آورند و بوی نم و رطوبت شدید از سوی تنگه بلاغی به سوی دشت روان ‌است.‌‌ ‌‌"خسروی" با اعلام این مطلب به میراث خبر گـفـت: "عـصـر‌ها بوی نم و رطـوبـت بـسـیار ‌زیادیدر اطراف آرامگاه کوروش و روستاهای اطراف آن به مشام می رسد که تاکنون بی سابقه بوده ‌است."‌‌ ‌وی در ادامه گفت: "پاسارگاد همواره به داشتن آب و هوایی پاکیزه و دل انگیز شهرت داشته است، این ‌درحالی است که اکنون به خاطر رطوبت بیش از اندازه، هوای پاسارگاد به شدت شرجی شده اسـت."‌‌شـهـردار پـاسـارگاد همچنین گفت: "در بخش جنوب غربی آرامگاه که ورودی آرامگاه محسوب می شود، ‌آب های زیر زمینی بالا زده و سنگ های این بخش نیز رگه رگه شده است."‌‌ ‌به گفته وی، میزان نم و رطوبت اطراف آرامگاه و روستاهای مجاور از زمانی بالا رفته که ‌سد سیوند تا اندازه قابل توجهی آبگیری کـرده اسـت.‌‌ ‌همچنین خسروی بیان کرد، گزارش های دستگاه رطوبت سنج نزدیک به آرامگاه کوروش از میزان زیاد رطوبت خبر می دهند.‌‌ گفتنی است، سد سیوند اوایل ســالگــذشـتـه و بـا حـضـور مـعاون آب وزارت نیرو و وزیر تعاون آبگیری شد، این درحالی است ‌که بارها کارشناسان در خصوص آسیب رطوبت نـاشـی از دریاچه سد روی آرامگاه کوروش متذکر شده بوند.

نظرات ()



کتیبه پنجم داریوش کبیر شاه ایران در شوش
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧

لینک مطلب از سایت مرجع:

کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش

رضا مرادی غیاث آبادی

از داریوش بزرگ، کتیبه‌های فراوانی در شهر شوش به دست آمده است که بر روی سنگ‌های مرمرین، پاستون‌ها، لوح‌های گلین و یا بر آجر نگاشته شده‌اند. بیشتر این کتیبه‌ها، مانند دیگر نبشته‌های هخامنشی به سه خط و زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی هستند. متن زیر گزارش فارسیِ یکی از مهمترین کتیبه‌های داریوش بزرگ، یعنی کتیبه پنجم او در شوش (DSe) است که در آن اندیشه‌های داریوش در زمینه صلح‌جویی و همبستگی سرزمین‌ها، آبادانی و سامان شهرها، پاسداشت ناتوانان، پایندگی میهن و بسا نکات مهم دیگر آمده است. این کتیبه کوتاه، همراه با نویسه اصلی میخیِ فارسیِ باستان، آوانوشت و برخی توضیحات از سوی این نگارنده در دست چاپ است و ترجمان آسان‌خوانِ آن در اینجا منتشر می‌شود.

بند 1   خدای بزرگ است اهورامزدا؛ که بیافرید این زمین را؛ که بیافرید آن آسمان را؛ که بیافرید آدمی را؛ که بیافرید از برای آدمی شادی را؛ که داریوش را شاهی فرا داد. یک شاه از بسیاران، یک فرمانروا از بسیاران.

بند 2   من داریوش، شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمین‌هایی با گوناگون مردمان، شاه در این زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه. پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی، یک پارسی، پسر پارسی، یک آریایی، آریایی‌تبار.

بند 3   گوید داریوش شاه: بخواست اهورامزدا، این است سرزمین‌هایی که جز از پارس دارم. آنانرا فرمان راندم. مرا خراج گذاردند. آنچه گفتِ من به آنان بود، چنان کردند. قانون من آنانرا پایید: ماد، خوزیه، پارت، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، سیستان، آراخوزی، ثَتَه‌گوش، مَکا، گندارَه، هند، سکاییانِ هوم‌نوش، سکاییانِ تیز خود، بابل، آشور، اّرَبیه (عربیه)، مصر، ارمنیه، کاپادوکیه، اسپارت، یونانیان این سوی دریا و آن سوی دریا، اسکودر، حبشیان، کاریان.

بند 4   گوید داریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمین‌ها به دیگری بر می‌تاختند و یکی دیگری را فرو می‌کوبید. من بخواست اهورامزدا چنان کردم که یکدیگر را نکوبند. هر کدام در ماندگاه خود هستند. از این قانون من بیمناکند که: زورمند، ناتوان را نمی‌کوبد و نابود نمی‌کند.

بند 5   گوید داریوش شاه: بخواست اهورامزدا، بسا کارها که نابسامانیده شده بود؛ من آنرا بسامانیدم. گذر زمان، باروی شهر . . . را برافکنده بود و بازساخت نشده بود؛ من بنیان باروی دیگری برآوردم. چنان که مانَد تا آینده‌ها.

بند 6   گوید داریوش شاه: اهورامزدا و دیگر بغان، بپایند مرا و نوشتارهای مرا و خانه/ میهن مرا.

نظرات ()



وصیت داریوش کبیر به خشیارشا شاه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧

لینک مطلب اصلی:

اینک که من از این جهان می‌روم، بیست‌وپنج کشور در شاهنشاهی ایران است. و در همه‌ی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای ارج هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران، ارج‌مندند.

جانشین من خشایارشا باید مانند من در نگاه‌داری این کشور ها بکوشد و راه نگه‌داری این کشورها آن است که در کارهای درونی آن‌ها دست نَبَرد و کیش و دین و آیین‌های آنان را گرامی بدارد. اکنون که من از این جهان می‌روم تو دوازده کرور دِریکِ زر در خزانه‌ی شاهی داری و این زر یکی از شالوده‌های توان‌مندی تو می‌باشد. زیرا توان پادشاه تنها به شمشیر نیست که به دارایی نیز هست. هرآینه به یاد داشته باش که تو باید به این اندوخته بیفزایی نه این که از آن بکاهی. من نمی‌گویم که هنگام نیازمندی از آن برداشت نکن، زیرا روند این زر در خزانه آن است که هنگام بایستگی و ناچاری از آن برداشت کنند، ولی در نخستین گاه، آن چه برداشته‌ای به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من هده دارد پس پیوسته ابزارهای خوش‌نودی‌اش را فراهم کن.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



انتقاد فرح دیبا
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٧

فرح دیبا همسر محمد رضا شاه٬ آخرین پادشاه ایران٬ نسبت به بعضی از سیاستهای زمان پهلوی انتقاد داشت که این انتقادات عمدتا راه به جایی نمی برد.
یک نمونه جالب به نقل از کتاب خاطرات علم:

زمانی که شاه در بازدید از طرح توسعه اطراف حرم امام رضا علیه السلام در مشهد، دستور تخریب دو مدرسه علمیه را می دهد. فرح روز بعد از آنجا دیدن کرده و می گوید: خراب کردن این جا جنایت است و بسیار حیف است (ص 110). علم خدا را شکر می کند که کار مهمی جز امور هنری در اختیار فرح نیست: اگر کارهای کشوری بود چه می شد؟ (ص 131)

انتقادهای فرح کمابیش ادامه داشته است. برای مثال این مورد: 31/3/55: قبل از حرکت در باغ کاخ مرمر رامسر بودیم که ساعت 11 شاهنشاه به هتل تشریف ببرند و آنها را بردارند علیا حضرت شهبانو غفلتا فرمودند که به نظر من مردم از ما خسته شده‌اند و دیگر احساس نمی کنم که با حرارت و عشق دست می‌زنند. خیلی باعث تعجب شد. شاهنشاه فرمودند: من که چنین احساسی نمی کنم... من دیدم شاهنشاه خیلی ناراحت شدند (159).....

لینک مطلب

نظرات ()



رشد کشور با دور نگهداشتن نظامیان از سیاست
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦

رضا خان میرپنج مسئول بخش نظامی کودتای اسفند ۱۲۹۹ به نمایندگی از سید ضیاء رهبر اصلی کودتا بود. سید ضیاء بر اساس تعامل با انگلیس ها توانست حمایت آنها را کسب کند و  با هدف بدست آوردن قدرت سیاسی٬ کودتای نظامی کرد. بعد از مدتی رضا خان توانست با کنار زدن سید ضیاء به نخست وزیری برسد. سپس مجلس را در انتخاباتی فرمایشی بدست گرفت و سرانجام با تشکیل مجلس موسسان٬ احمد شاه قاجار را عزل کرد و خود را شاه ایران خواند.
وی فردی نظامی و عملگرا و فاقد دانش روز و  با روحیه ای مستبد بود. در اواخر عمر با گرایش به آلمانی ها قصد داشت از سیطره قدرت انگلیس خارج شود که بدلیل عدم شناخت  سیاست و اوضاع جهانی٬ شکست خورد و توسط حامیان پیشین اش معزول گردید. از آنجا که در داخل کشور پشتوانه ی سیاسی مردمی و حزبی نداشت٬ هیچ مقاومتی در برابر عزلش صورت نگرفت و با بی تفاوتی مردم آمد و با همان بی تفاوتی رفت. در باره عملکرد او نظرات مختلفی ابراز شده است ولی همگان بر رفتاری نظامی وی تاکید داشتند.

===========

مداخله نظامی متفقین در ایران و اشغالگری خاطره تلخ دیگری در حافظه تاریخی ایرانیان است. ماجراهای شهریور ۱۳۲۰ و عزل رضا شاه و نصب محمدرضا شاه توسط متفقین و پس از آن٬  ظهور مجلس و دولت مردمی٬ تا ۱۳۳۲ ٬ دوره ی رشد سیاست ملی در کشور و بدور از مداخله نظامیان بود ولی مجددا نظامیان با کودتای ۲۸ مرداد قدرت را در ایران بدست گرفتند و مانع ادامه مسیر رشد طبیعی کشور شدند.
از آن پس شاه ایران بعنوان بالاترین مقام نظامی کشور٬ آینده سیاسی کشور را به تنهایی رقم میزد و ثروت و سیاست کشور در اختیار نظامیان و دربار قرار گرفت.
برای حفظ چنین سیستمی رویکرد امنیتی اولویت پیدا کرد و ساواک با قدرتی افسانه ای شکل گرفت.

================

تکیه بر نمادهای نظامی در دوران محمدرضا شاه ادامه یافت ولی وحدت کلمه ملت ایران در نهضت اسلامی امام خمینی ره موجب شد تا حکومت نظامی و سیستم امنیتی و کودتاهای نظامی متعدد نظامیان نتواند جلوی تشکیل ساختار سیاسی جدید کشور و دور نگهداشتن نظامیان از قدرت سیاسی را بگیرد.
حتی دفاع مقدس که موجب افزایش کمی و توسعه کیفی نیروهای مسلح شد٬ به دلیل رهبری هوشمندانه حضرت امام ره ٬ به مداخله نظامیان در سیاست نینجامید.
مخالفت آشکار حضرت امام ره با مداخله نظامیان در سیاست و انتخابات و امور مجلس و تبیین این موضوع در قانون اساسی و سیره بنیانگذار انقلاب اسلامی و حمایت خط امام از این الگو موجب شد٬ حتی زمانی که فرمانده ی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی٬ آقای محسن رضایی قصد فعالیت سیاسی کردند٬ نخست از سمت های نظامی استعفا دهند و سپس به فعالیت سیاسی رو کنند.

=====================

نگرانی از مداخلات نظامیان در سیاست اختصاص به ایران ندارد. در پاکستان و ترکیه نیز این نگرانی ها وجود دارد. رشد کشورها مستقما به دور نگهداشتن نظامیان از سیاست مربوط است. به هر میزان که نظامیان به سیاست کشور نزدیک شوند٬ توسعه کشور به مخاطره می افتد.

نظرات ()



کوروش کبیر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ اسفند ۱۳۸٥
 

منشور حقوق بشر کوروش کبیر پادشاه ایران:

منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر.شاه بابل.شاه سومر و اکد. شاه چهار گوشه جهان.پسر کمبوجیه.شاه بزرگ.نوه کورش.نبیره چیش پیش.
انگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت
شهریاری نشستم. مردوک، خدای بزرگ دلهای مردم بابل را بسوی من گردانید،...،زیرا من او را گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به ارامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و ازاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. نابسامانی درونی بابل و نیایشگاه های انجا دل مرا به درد آورد...من برای ارامش کوشیدم. من برده داری را برانداختم. به بدبختیهای انان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود ازاد باشند. فرمان دادم که هیچکس مردم شهر را نیازارد و به دارایی انان دست یازی نکند. مردوک، خدای بزرگ از کار من خشنود شد...او مهربانی و فراوانی را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در اشتی و ارامش پایگاه بلندش را ستودیم. من همه شهرهایی که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران انان را اباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل اورده بود، به خشنودی مردوک، خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دلها شاد گردد. بشود که خدایانی که انان را که به جایگاههای نخستینشان بازگرداندم، هر روز مردم ان سرزمینها را شاد کند. من برای همه مردم همبودگاهی ارام مهیا ساختم و ارامش را به تمامی مردم پیشکش کردم. اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگانه را به سر گذاشته ام، اعلام میکنم: تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه انها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیردستان من دین و ایین و رسوم ملتهایی که من پادشاه انها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به انها توهین نمایند. من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی ازاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی رااز ظالم خواهم گرفتم و به او خواهم داد ستمگر را مجازات خواهم کرد.من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای ان و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی ،دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد. من امروز اعلام میکنم که هر کسی ازاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد ودر هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در انجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینک لطمه به حقوق دیگران نزند. من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود باشد و هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و...ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیردستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و مأموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز شوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک چهارگانه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.


به نقل از:

http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=ariafar.persianblog.ir&postid=6392893

راست و دروغش پای خودش

نظرات ()



نوروز ۸۶ و سال نعمت و خوبی بعد از طوفان حضرت نوح علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٥


سال نو شروع نشده بازار نامگذاری داغ است. بعضی از دوستان پیشنهاد کرده اند که سال کوروش کبیر نامیده شود. بعضی ها ممکنه بگویند مثل یونسکو بگیم سال مولوی. خلاصه هر اسمی باشه بهانه ای است برای قدرشناسی از پیشینیان.

===========================

بعد از ماهها طوفان مشکلات و سختی ها و دشواریها٬ بنظر میرسه که ابرهای تیره کنار می روند. شکر خدا را که کشتی نوح را مامن قرار داد.

==========================

دوباره به رسم و سیاق ۱۲ سال پیش استارتی خواهیم زد. استارتی متکی به گردش کواکب و رمل و اسطرلابو البته مهمتر از همه عنایت حضرت دوست که هر چه هست از اوست.

======================

چند ماه اخیر سخت تر از همیشه گذشت و امروز امید به موفقیت چشمگیر لبخند میزند. امید به بازگشت دوست سفر کرده و خطر کرده و آفت زده موج میزند. باشد که لطف خدا اینگونه بروز کند.

=================

روش شدن تکلیف هویت دولت نه از دید افکار عمومی و متخصصان و دولتیان و مجلسیان و ملتیان از بزرگترین ثمرات سختی های سال ۱۳۸۵ بود.

==========================

فهمیدن مساله نصف جواب است. البته این موضوع فرق داره با اون داستان مشهور که:
۵۰ درصد قضیه حل است. من که میخوام تا او چه خواهد!





نظرات ()



امام آمد و دلها را برد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٤

سال ۵۷ سال عجیبی بود. ده روزی که امام به ایران آمده بود انگار همه میدونستند باید چکار کنند. هوا خیلی سرد و دلها گرم و نفت جیره بندی بود. گاز که نبود. مردم بیشتر نفت مصرف میکردند. مشکل قطع برق کم و بیش بود. البته مردم به کمبودها عادت کرده بودند و اواخر حکومت شاه هر مشکلی در عالم اتفاق می افتاد به حساب شاه میگذاشتند. انگار یک عقده و ناراحتی مکتوم ترکیده. سیاسی ها از همه بیشتر جولان میدادند. راهپیمایی های خود جوش از مدارس راهنمایی و دبیرستان و مساجد و دانشگاه و خلاصه همه جا شروع میشد و بعد از تعطیلی مدارس بیشتر به سوی مساجد رفت و در محلات متمرکز شد. دانشجویان خیلی فعال بودند. اصلا دانشگاه تهران محور تحولات اصلی بود. روحانیون فعال سیاسی در مسجد دانشگاه تهران مجتمع شدند و ارتباط خود را با دانشگاه با افتخار فریاد میزدند. دانشگاههای دیگه هم همینطور. ملت شور زیادی داشتند. شعارهایشان که در چنین ایامی هر سال بصورت گزیده و منتخب از رسانه ملی پخش میشه یادآور شعارهایی است که دیگه مدتهاست پخش نمیکنند. در باره مرحوم دکتر شریعتی زیاد می دادند. معلم شهید ما .... آغاز بیداری .... مرگ بر شاه .... فکر میکنم بعد از اسم شاه که همه جا تکرار میشد. اسم امام و دکتر شریعتی بیش از همه اسم ها تکرار میشد.
امام آمد و با آمدنش بهار را آورد. الگوی سیاسی اصلی حرکت امام در زمان مبارزه امام حسین علیه السلام بود. به تنهایی قیام کرد و از خانه که به هجرت رفت اهل خانه نیز چندان تکانی به خود ندادند. ولی وقتی برگشت مطمئن بود که نهضت آزادیخواهی ملت ایران به سرانجام می رسد. وی ملت ایران رو داشت که امام حسین علیه السلام نداشت و همین سر بقای اندیشه امام شد. امام حرمت ملتش را بسیار رعایت میکرد. برای ملتش زندگی کرد و همیشه رای ملت را بالاتر از رای خود میدانست و به خود و اطرافیانش اجازه نمیداد که در باره سرنوشت کشور بیش از مردم عادی دخالت کنند. رهبری به تمام معنا بود که اگر نبود چنین دلها را باخود همراه نمیکرد.
همه ما از این دنیا می رویم ولی چه خوب که انسان برویم. اگر خانه امام را خواستید ببینید به جماران بروید. حسینیه رو هم ببینید. حسینیه ای که امام اجازه سنگ کردن دیوارش یا رنگ زدنش را نیز نداده بود و میگفت همین کافی است و تنها برای رعایت بهداشت و راحتی مراجعه کنندگان اجازه دادند با گچ سفیدش کنند. اگر آدرس امام را خواستید به حسینیه جماران بروید. یاران امام را در بهشت زهرا پیدا میکنید ولی اگر در کنار بهشت زهرا گنبد طلا دیدید فکر نکنید که این را امام ساخته... امام قصر خود را در حسینیه کوچک جماران برپا کرد و این ماییم که نادانسته های محبت آمیز خود را چنین مجسم میکنیم.

نظرات ()



ما چقدر ایرانی هستیم؟
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٤

تا حالا از خودتون سوال کرده اید که ایرانی یعنی کی؟ در مدتی که بین وبلاگ نویسان گشت و گذار کرده ام تعاریف نا نوشته ای از ایرانی بودن رو دیده ام. نظر شما چیه؟ آیا اصلا به این موضوع فکر کرده اید؟

انسان به موضوعات خیلی بدیهی زیاد فکر نمیکنه. آیا واقعا من ایرانی هستم؟ شما چطور؟

ایرانی کیست؟ کسی که:

پاسپورت ایرانی داره؟ پدر و مادرش یا یکی از آنها ایرانیه؟ لااقل دو نسل قبل به ایران مهاجرت کرده باشه؟ خون اولین ساکنان این سرزمین در حدود ۷ هزار سال پیش در رگهاش باشه؟ به فرهنگ و تمدن این سرزمین در یکی از دوره های تاریخی اون تعلق خاطر داشته باشه؟ رنگ پوستش روشن باشه؟ به زبان اکثریت ساکنین این سرزمین حرف بزنه؟ به مذهب اکثریت ساکنین این سرزمین معتقد باشه؟

یا ایرانی کسی است که بخواد خودش رو ایرانی بدونه؟ یا یه کسی که بخواد مثل این آدمهای مشهور باشه:

شوتروک ناهونته٬ زرتشت٬  هوخشتره٬ کوروش کبیر٬ بزرگمهر٬ جاماسب٬ یزدگرد سوم٬ فرزندان قارن(کارن)٬ سلمان٬  ابومسلم٬  طاهر٬ امیر اسماعیل سامانی٬ فردوسی٬ زکریای رازی٬  ابن سینا٬ حسن صباح٬ خواجه نصیر طوسی٬ شاه اسماعیل صفوی٬ نادرشاه افشار٬ آغامحمدخان قاجار٬ امیرکبیر٬ ناصرالدین شاه٬  ستارخان٬ احمدشاه٬ رضا شاه و ....

ایرانی بودن یک انتخاب است یا یک واقعیت؟

اگه شما نظر بدید کمک میکنید. بخصوص کسانی که تا حالا در مورد ایرانی بودن و شرایط اون فکر نکرده اند بهتر میتوانند جواب بدهند. چون مفروضاتی در ذهن و دل داشته اند که گفتن اونها کمک زیادی میتونه باشه. منتظرم.

 

نظرات ()



نگاهی کوتاه کوتاه به تاریخ بلند بلند ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۳

با در نظر نگرفتن دوره های زمین شناسی٬ تاریخ سرزمین ما با ظهور نخستین انسانها در این فلات آغاز میشود.  حدود ده هزار سال پیش.  دوران خشکسالی آغاز و دریاچه مرکزی ایران بتدریج خشک میشود. در نواحی معینی که امکان تجمع انسانی فراهم است٬ مانند سیلک کاشان و غار خاتو و کوهپایه ها ی زاگرس٬ نخستین زیستگاههای  انسانی شکل میگیرد. همچنین ظهور تمدنهای هارپا و موهنجودارو در شرق ایران(هند ـ سند) و تمدنهای سومری و اکدی در میاندورود(بین النهرین) تاثیری عمیقی بر بافت قومی ساکنین نواحی جنوب فلات گذارد.

 نخستین دولتهای این سرزمین حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح  شکل گرفت. با حضور اقوامی با پوست نسبتا تیره که دراویدین نامیده میشوند نخستین هویت نژادی اکثریت ساکنین فلات ایران شکل میگیرد. نژادشناسان از این گروه با عنوان عام حبشی ها هم یاد کرده اند. اینان همنژاد با نجس های هند و  تامیلی ها در سریلانکا هستند. حدود دو هزار سال فرمانروایان منسوب به این گروه نژادی با عنوان عمومی  عیلامی ها در کوهپایه های زاگرس و دشت سوزیانا(شوش)‌ حکومت میکردند. از هزاره اول قبل از میلاد هم آریایی ها با ورود خودشون نام خود را به این فلات دادند و دولتهای آریایی شکل گرفت.

آریایی ها با مهاجرت به فلات ایران حکومت هایی را در سرزمین آذربایجان / فارس  تاسیس کردند. حکومت عیلامی ها به مرکزیت شوش تا مدتی بر این اقوام هم حکومت میکرد و حتی حکومت های کوچک هخامنشیان  را که بعنوان شاهان کوچک و تحت امر به رسمیت میشناخت. با سقوط عیلامی ها بدست آشوریها (فرمانروایان بین النهرین) فرصتی برای استقلال طلبی آریایی ها فراهم آمد و با تاسیس حکومت ماد که ۴ پادشاه تقریبا مستقل داشت فصل جدیدی در تاریخ ایران گشوده شد.

کوروش دوم(یا سوم) مشهور به کورش کبیر با شوریدن بر ماد ها حکومت منطقه ای خود را توسعه داد.  از این پس شاهنشاه  یا شاه شاهان لقب شاهان هخامنشی گشت. امپراطوری بزرگ پارسیان با ساقط کردن مادها و  تصرف بین النهرین و گسترش متصرفات در شرق و غرب عالم متمدن آن روزگار بوجود آمد.

رفتار کوروش کبیر با ملتهای تابعه بسیار فراتر از رهبر قبایل آریایی بود. او رهبری مقتدر و نیرومند بود که در زمان جانشینانش امپراطوری بزرگ پارسیان توانست برای نخستین بار نام ایرانیان را جهانی کند.

 

نظرات ()