دهه فجر، آغاز روشنایی و انفجار نور ایمان و آگاهی
پس از تاریکی زور و استبداد بود
و خاطره اش
امید بخش حرکت در مسیر آزادی و استقلال همه جانبه
...

دهه فجر، آغاز روشنایی و انفجار نور ایمان و آگاهی
پس از تاریکی زور و استبداد بود
و خاطره اش
امید بخش حرکت در مسیر آزادی و استقلال همه جانبه
...

در داستان سلطان و شبان
شبانی سالم به داد مردم می رسد
بی آنکه بداند و بخواهد در مسیری می رود
و سلطانی که اسیر خرافات و نقشه هایش برای شبان می شود
ولی داستانی فراگیر تر از این سلطان و شبان
داستان شبان هایی است که با گذشت زمان
سلطان گرگ صفت شدند
برج نشینی خوبی و بدی بسیار دارد، اما در بعضی برج ها و بعضی زمان ها، زیبایی وصف ناشدنی نیز دارد. به تعداد طبقات و موقعیت برج نیز ربط دارد که مثلا بیست طبقه باشد یا دویست طبقه و یا بر زمین پست باشد یا ارتفاعات بلند. چنین برج نشینانی، دیدار و طلوع فجر را زودتر از کسانی که در کوچه و خیابان قدم میزنند و با تاریکی دست به گریبان اند، تجربه می کنند و به همین دلیل از امید و آینده ای نزدیک می گویند و امیدبخش می شوند، هر چند که اکثریتی بی باور، نومیدانه می شنوند و اندکی عجول دیوانه اش می خوانند که آن هم عالمی دارد!


فجر یادآور روشنایی پس از تاریکی است
در دوران مبارزه با استبداد و استعمار و استثمار و استحمار
صبر کلید خودسازی و دگرسازی است
تا آنجا که به صورت نمادین می گوییم:
اندکی صبر سحر نزدیک است
...
گاهی اندکی صبر
نیاز به مناقشه و بحث و حتی درگیری را از میان می برد
در مباحثات خانوادگی
در مناظرات و مجادلات و مناقشات غیر خانوادگی
در برابر زیاده روی ها
در برابر کوتاهی ها
...
صبر و حفظ اندیشه و موقعیت و احساس و دیگر درونی ها
در شرایط تغییر طوفانی بیرونی ها
اگر فراتر از خود محوری و محافظه کاری باشد
نشان از تکامل شخصیت و هویت فردی و اجتماعی دارد
...
اندکی صبر!
بلندقامتان عرصه اندیشه
از فراز کوته اندیشان
فجر را می بینند
و در جام های جهان نما
به ما می نمایند
کریستوفر پیترسون محقق دانشگاه میشیگان در مقاله ای که ماهنامه مهرنامه آن را منتشر کرده نوشته است: " چندی پیش مطلبی درباره یک گزارش در یک وبسایت چینی توجه مرا جلب کرد. بر اساس این گزارش، پژوهشگران کره شمالی با استفاده از اطلاعاتی که جمعآوری کردهاند و بر اساس شاخصهای خودشان از خوشبختی که نشان میدهد چین در میان 203 کشور جهان در رتبه نخست قرار دارد و به دنبال آن کره شمالی در رتبه 2 و کوبا در رتبه 3 هستند. شماره 4 ایران بود و شماره 5 ونزوئلا. کره جنوبی در رتبه 152 حال و روز خوبی نداشت در حالی که ایالاتمتحده آمریکا (که در این گزارش با عنوان «امپراتوری آمریکا» از آن نام برده شده) با رتبه 203 آخر از همه است"
به نظر می رسد در دوران جدید
عصر نظرسنجی به پایان می رسد
دورانی که عده ای نظرشان، نظر دیگران تلقی شود(دیکتاتوری)، یا نظر مردم از تعمیم نظرات دیگران کشف شود(نظرسنجی) به پایان رسیده است
دوران حضور است و ظهور
بر سر جانشینان دیکتاتورها چه می آید؟
بزرگترین شکست ها را تجربه می کنند
بسترهای مقایسه کالا و خدمات و به طور کلی محتوا و ارتباطات ممکن:
1. اینترنت
2. ماهواره
3. رادیو دو موج به بالا
4. سفرهای خارجی
5. کالاهای خارجی
6. تاریخچه مکتوب و شفاهی متربط با موارد بالا
به همراه فرصتی طولانی برای خواب کردن
و فقدان یک تاریخ و فرهنگ و تمدن قابل تکیه در سطح جهانی
همه آنچیزی است که در کره شمالی برای حفظ وضع موجود
حیاتی است و بکار گرفته شده است
و با این همه تمهیدات
مشکلی که فکر میکردند باید حل شود،
حل نشده است
و هر زلزله، سیل، قحطی و مرگ مسئولان ارشد،
قلب وضعیت موجود را هدف قرار میدهد
چرا؟
چون انسان اصل است
اختیار انسان شرط رشد و تعالی فرد و جامعه است
اگر اختیار انسان به زور یا به جهل محدود شود،
نتیجه اش ناکارآمدی مفرطی است که به سقوط می انجامد
و کره شمالی نیز از این سرنوشت گریزی ندارد
گاهی از زور اطاعت میکنیم و تسلیم می شویم
گاهی از منطق و اندیشه اطاعت می کنیم و یا از محبت تسلیم می شویم
...
از حکم و حاکم محبوب به دل پیروی می کنند
از حکم و حاکم مشروع به عقل اطاعت می کنند و حداقل نوع پیروی یعنی التزام عملی را می پذیرند
تنها در حکم و حاکم نامشروع و نامعقول و نامحبوب است که قاعده نفی به صحنه می آید

این شکارچیان ماهر و ناماهر
روزگاری خود شکار خواهند شد
پس بیندیشیم که به هنگام قدرت ستم نکنیم
پادشاهان
هر چه مستبدتر
تنها تر و پادگانی تر زندگی می کنند
در عصر جدید نیز خون بر شمشیر و هر نوع سلاح دیگر پیروز است
هر چه خون الهی تر
پیروزی اش بزرگتر

آزادی تمدن ساز است، فرهنگ ساز است این آزادی در طول تاریخ هرچه بیشتر بوده است آثار تمدنی و فرهنگی بیشتری در بر داشته است و هر چه لایه استبداد گسترش بیشتری داشته است، محدودیت برای تمدن و فرهنگ بیشتر شده است
حکومت های استبدادی کهن آزادی را سلب می کردند ولی نه همه آزادی ها را. حکومت های توتالیتر یا استبدادی عصر جدید، استبداد را به حد اعلا می رسانند و در واقع نوع پیشرفته و نوین کاربرد زور در جامعه و سیاست هستند و به دلیل تمامیت خواهی شان فرصت های سنتی آزادی اجتماعی را مختل می کنند و در مناسبات درونی و کهن جامعه که حتی آزادی در آن لایه ها در استبدادهای بزرگ کهن به رسمیت شناخته شده بود و اساسا خارج از موضوع ستم مستقیم قرار داشت، مداخله می کنندو در واقع نظم اجتماعی را از اساس به هم می ریزند. در هویت انسان خدشه وارد می کنند. این که از کدام لایه این خدشه را ایجاد میکنند و به کدامیک از عناصر اصلی زر و زور و تزویر متکی اند، در نتیجه فرق زیادی نمیکند. با زر جامعه و انسان را از خود بیخود کنند یا با زور یا با تزویر. یکی از دیگری سست بنیان تر است و همگی محکوم به شکست
حکومت های توتالیتر تلاش می کنند در لایه های درونی انسان و جامعه نفوذ کنند تا سیستم را بهتر کنترل کنند و همین امر به اختلال اجتماعی و تغییر و در نهایت نابودی شان منجر می شود
سقوط سریع حکومت های استبدادی عصر جدید و عمر کوتاه آنان شاید تا حدی به این امر مربوط باشد
تمدن های گذشته با استبداد کنار می آمدند ولی تمدن کنونی امکان همراهی با استبدادهای عصر جدید(توتالیتر) را ندارند و به همین دلیل انتخاب بین استبداد و تمدن ضروری است و البته نتیجه این انتخاب نیز روشن و ضروری است. تمدن جدید در حال شکل گیری است و استبداد رفتنی است
نقاب برای شناخته نشدن استفاده می شود
نقابداران زمانی که مجبور به برداشتن نقاب می شوند
با شرایطی مواجه میشوند که در گذشته
از موضعی بسیار متفاوت
حداکثر
تصورش را می کنند
و در روز واقعه
با واقعیت
در موقعیتی متفاوت
روبرو می شوند
شاه
در کودتای 28 مرداد 1332 نقش موثری نداشت
حامیان نظامی اش در داخل
و حامیان سیاسی و امنیتی اش در خارج
عهده دار زحمت کودتا شدند
تا قدرت مطلقه شاه را تقویت کنند
ولی خفت و خواری ناشی از این رخداد
حتی فراتر از حق و انصاف
چهره شاه را سیاه کرد
گرچه اوباش در خیابان غوغا کردند
و هر چند بخشی از قوانین کشور از اقدام شاه در کودتا حمایت می کرد
...
نخبگان و فرهیختگان ایرانی
گرچه از عهده نیروهای نظامی و دخالت بیگانه
بر نیامدند ولی حداقل کاری که کردند این بود که آینده را
با ثبت این خیانت به رای و نظر مردم در تاریخ
از شاه گرفتند
مستبدین جهان مانند هیتلر و استالین، خود را معادل ملت و تاریخ و کشور و در واقع مالک آن می دانند و درسخنرانی هایشان وقتی از تاریخ و ملت و کشور اسم می برند، منظور خودشان است
غیرمستبدین جان خود را خدمتگزار و حداکثر نماینده مردم دوران خود می دانند و حتی در سخن گفتن به نمایندگی از مردم احتیاط می کنند
هستند مزورانی که در مسیر استبداد حرکت میکنند و سخن از مردم سالاری میکنند و هنوز به سطح استبداد نایل نشده اند
جنبش ضد استعماری، قهرمانان زیادی آفریده است ولی بسیار اندکند افرادی که چون گاندی به مظهر اخلاق و پرهیز از قدرت طلبی بدل می شوند و افرادی چون قذافی
حتی روش های این دو گروه در کسب و نگهداری و توسعه قدرت با یکدیگر متفاوت است
اینجاست که فاصله جهاد اصغر و جهاد اکبر روشن می شود
حکومت ها به هر ترتیب دارای قوای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و امنیتی و نظامی هستند و در واقع تمشیت و تدبیر امور جامعه را در وجوه مختلف بر عهده دارند. معمر قذافی رهبر پیشین لیبی نیز در زمان حکومت اش چنین امکانات و ابزارهایی را در دست داشت. وی از جمله رهبران نظامی بود که با زور به قدرت رسید و در اداره کشور نیز به نظامیان و زور تکیه کرد و کارکردهای امنیتی نظامی را مورد توجه خاص خود قرار داد
وی پس از تسلط بر قدرت دو راه را می توانست دنبال کند که البته قابل جمع نیز هست. نخست توسعه ارضی و تقویت نقش ارتش یا حداقل حفظ سایه جنگ و در صحنه نگهداشتن نیروی نظامی و دیگر تقویت هویت امنیتی دستگاه نظامی و استفاده از تجربه و قدرت آن در عرصه داخلی. قذافی و تقریبا همه دولتهای مشابه، همین راه را برگزیدند چرا که دوران جنگهای مرزی محدود پایان یافته است و ریسک چنین جنگهایی بسیار شده است. قدرتهای جهانی اعم از دولت ها یا افکار عمومی، بر خلاف گذشته خیلی زود به نتیجه می رسند و در منازعات دخالت میکنند و نتیجه بازی را به سود خود به هم میزنند و چنین است که دولت های ضعیف تر چنین ریسکی را نمیکنند
در شرایطی که جنگی برای توسعه نیروی نظامی وجود ندارد، سایه جنگ نیز میتواند موجب حفظ اقتدار نیروهای نظامی شود ولی در واقع عناصر پشت صحنه نظامی و امنیتی به اداره جامعه و تقسیم ثروت و قدرت جامعه رو می کنند و امور کشور را با رویکردی زور محور برعهده می گیرند
جامعه لیبی در دوران دیکتاتوری قذافی، همچنان رشد می کرد ولی این رشد عمیقا به درآمد نفتی و ساختارهای تحت تسلط نگاه امنیتی وابسته بود و بخش خصوصی محلی از اعراب نداشت و شاید بتوان این نوع رشد اجتماعی را نوعی رشد مصنوعی نامید. در واقع با گسترش فضای امنیتی، شرایط مصنوعی برای رشد اجتماعی فراهم میشود و ارتباط عناصر بالادستی جامعه با عناصر مولد قدرت در جامعه کمتر می شود و همین امر در میان مدت یا دراز مدت به گسست میان حاکمیت و مردم و سقوط بی بازگشت می انجامد
حکومت قذافی در سالهای پایانی خود، یک حکومت نظامی به معنای اولیه آن نبود. قذافی هیچ سیاست توسعه طلبانه میلیتاریستی را در کشورهای همسایه دنبال نکرد و نیروی نظامی آن کاربردی امنیتی و آن هم عمدتا در سطح داخل داشت و در خارج از کشور نیز اگر اقدامات خاصی انجام داد، در سطح فعالیت های امنیتی فرامرزی تعریف می شود و نه نظامی گری
وضعیت پاکستان و ترکیه نیز شاید به همین شکل باشد یعنی نیروی نظامی آنها که روزگاری موجب حفظ تمامیت ارضی کشورشان بود، با کاهش نقش نظامیان در تغییر مرزهای جهان، به عناصری امنیتی تبدیل می شوند. نقش اطلاعات ارتش پاکستان در شکل گیری و بقای طالبان و همکاری با القاعده، زبانزد رسانه های جهان است و شاید این موضوع نیز از مظاهر طبیعی استفاده از قدرت نیروهای نظامی در عرصه داخلی است که عملا کارکردهای امنیتی و یا فرامرزی پیدا میکنند و حتی قلمرو دستگاههای سنتی موازی چون وزارت کشورشان را نیز تحت تاثیر قرار میدهند
در پرده آخر، به دلیل ظهور طبقه نظامیان درجه دو و سه(در مقایسه با دوران طلایی نظامیان) و تقویت رویکرد امنیتی، نیروهای نظامی بی سابقه موثر نظامی یا به اصطلاح نظام ندیده یا جنگ ندیده، متکی به درجه های سیاسی روی دوش خود، مانند محمد رضا پهلوی آخرین شاه ایران، امور را قبضه می کنند. نسل جدید فاقد عصبیت نسل پیشین است و شاید به روایتی ابن خلدونی بتوان گفت با گذشت زمان نیروهای امنیتی بدون سابقه نظامی عهده دار امور شدند و این گروه که دوران امنیتی و رفاه ناشی از آن را تجربه کرده اند، توانایی و تدبیر مواجهه با بحران ها را ندارند.
اگر در لیبی همچنان شاهد مقاومت عناصر پیشین هستیم به دلیل علقه های رهبری بجا مانده از دوران اول یعنی شخص قذافی است. اگر چنین وضعی برای بشار اسد پیش می آمد یا بیاید، امکان مقابله ای نداشت و خیلی زود کنار میرفت. در مورد لیبی مداخله خارجی نیز مزیت علت شد و توازن قوا را در غیاب عناصر طبیعی مولد قدرت یعنی مردم، بر هم زد
اینکه وزیر دادگستری قذافی که خود در حلقه امنیتی و قضایی سیستم نقش داشته، در سقوط قذافی نقش جدی بازی میکند نشان دیگری بر پوسیدگی حلقه نظامی سابق و امنیتی - قضائی جدید و گواه نقش احتمالی بخشی از عناصر آن در روند انتقالی است
در عصری که دیگر جنگ های بین کشورهای هم طراز معنی ندارد، تعریف نقش جدید برای نیروهای نظامی کشورهایی چون سوریه و عربستان یک مساله است
در باره گسترش اسلام در جهان نظریات مختلفی ابراز شده است. شاید مهمترین گروههای موافق و مخالف اسلام، به دو رویکرد اصلی تقسیم میشوند:
1. گروهی که جنگ را موجب پیشرفت اسلام میدانند. این گروه به جنگهای دوران صدر اسلام در جزیره العرب و جنگ های مسلمانان عرب با امپراطوری های روم و ایران اشاره میکنند و آن را دلیل اصلی پیشرفت اسلام میدانند. نکته جالب اینکه گروههای افراطی مخالف اسلام و مدافع اسلام هر دو به این نظر قائلند. گروه لزوم برخورد با اسلام و مسلمانان را نتیجه می گیرند و گروه لزوم برخورد قهرآمیز با مخالفان خود را. گروههای افراطی و تندروی امروز در جهان اسلام و غرب و شرق، با تئوریزه کردن نظریات خشونت محور خود، به این نتیجه می رسند
2. گروهی که جذابیت های فکری و رفتاری مسلمانان را موجب گسترش اسلام میدانند. این گروه به برتری های اندیشه اسلامی تکیه میکنند و معتقدند که مردم با توجه به آزادی ها و حقوق انسانی حمایت شده از قوانین الهی، متکی به فطرت پاک الهی شان به اسلام گرویده اند
==============
توجه به این نکته ضروری است که در واقع در هیچ کجا٬ هیچ اندیشه ای را با زور نمیتوان بر انسان و جامعه تحمیل کرد و موفقیت هر مکتب و اندیشه ای در گرو مبانی فکری یا رفتار انسانی پیروان آن است
جامعه مجازی بخشی از زندگی بشر را به چالش می طلبد ولی این بخش در وهله اول ؛ جهل و ظلم و استبداد است و نه فعالیت های انسانی مرتبط با فیزیک و جسم انسان مانند شنا و کوهنوردی و دید و بازدید های سنتی و البته قابل قبول است که مهارت های ذهنی جایگزین مهارت های فیزیکی نخواهد شد و آسیب های فیزیکی به جسم بشر در جریان رشد بی مانند جامعه مجازی و حتی آسیب های فکری و ذهنی و احساسی نیز قابل بررسی و مطالعه است ولی در واقع جهان مجازی درصدد گشودن راههای جدید برای زندگی بشر است و برای جوامعی که راههای متعارف رشد آن بسته است، فرصتی برای نرفتن به راههای دیکته شده ی غیرمتعارف است
کره شمالی مدتی است در حاشیه قرار گرفته است. پرونده های دیگر آمده رو. لیبی که به آخرین مرحله رسیده است. مصر نیز به شدت ملتهب است. سوریه بعد از لیبی، سوژه اصلی غربی ها خواهد بود.
چهار اقدام بازدارنده اصلی و شاخص کره شمالی که در چارچوب محدودیت ارتباط با خارج از کشور است:
1. اینترنت
2. ماهواره
3. رادیو دو موج
4. سفر به خارج
محدودیت در هر چهار محور به طور همزمان
برای رسیدن به استقلال، چه چیزهایی را به دست آورد؟
نیازهای عمومی پیروزی یک ملت: مثل رهبری و ساماندهی و آگاهی(اندیشه و احساس) مشترک و عمومی شدن نظام ارزشی هدف و هدف روشن ...
در مسیر استقلال خواهی، نفی بیگانه در جامعه بیگانه زده، چندان دشوار نیست که اثبات و ترویج اندیشه های آزادی خواهانه در جامعه استبدادزده
نیازهای اختصاصی استقلال خواهی موفق چیست؟ سیاست های نفی قوی
نیازهای اختصاصی آزادی خواهی موفق چیست؟ سیاست های اثباتی نیرومند
اعتراف به اشتباه، برای انسان های منعطف و در پی رشد، کار آسانی است
و برای مستبدین دشوار
دیکتاتورها زمانی به اشتباه اعتراف می کنند که احساس سقوط را تجربه می کنند
زمانی که میان دولت ها و ملت ها
فاصله می افتد دوگانگی آغاز می شود
و زمانی میرسد که این دو گانگی به رویارویی میرسد
و دو راه در پیش است
یکی راهی چون راهی که حکومتیان مصر رفتند
و لااقل در ظاهر برای حفظ منافع کلی حکومت
همراهی کردند
و راهی دیگر
چون راهی که حکومتیان لیبی رفتند
و با شدت برخورد کردند
نتیجه هر دو یکی است و یکی خواهد بود
غلبه تدریجی یا انفجاری مردم و نمایندگانشان بر امور کشور
در اولی به دلیل حضور استعمار در کشور،
منافع حکومت بالاتر از سطح دیکتاتور دیده میشود
و دیکتاتور قربانی میشود تا فرصت فریب مردم از دست نرود
و در دومی به دلیل عدم حضور موثر استعمار
دیکتاتور پای همه یا هیچ می ایستد
و پیروزی مردم متفاوت خواهد بود
پیروزی ملت ها امری محتوم و قطعی محسوب می شود ولی در مسیر آن دشواری هایی متصور است. بخشی از این دشواری ها به استعمار و فشار قدرت های خارجی باز می گردد و بخشی به مشکلات استبداد و فشار قدرت های داخلی ولی ظاهرا زمانی که فشارها زیاد می شود، حقانیت ملت ها بروز بیشتری می یابد. خودی ها از نخودی ها پیراسته و از غیرخودی ها متمایز می شوند و در واقع وحدت جماعت و خودباوری و حضور ذهن و بسیاری لوازم دیگر پیروزی حاصل می گردد و آنگاه است که نصر خدا که همیشه حاضر بوده است، ظاهر نیز می شود

در سیستم دیکتاتوری
کسی که باید قبول کند
رئیس است نه مردم
در سیستم مردم سالاری
مردم باید قبول کنند
در جامعه مرده
همان پذیرش رئیس کافی است
در جامعه زنده
پذیرش مردم ضروری است
از دست دادن دوستان پیشین
از نشانه های استبداد است
همانگونه افزایش مداحان
در دربار و دستگاه انسان
نشانه استبداد است
و در اینجاست که تنها میشویم:
خودمان و خودمان و خودمان
نخست خدا را
و سپس خویش و خویشان را
از دست می دهند
گاهی نیز برعکس
شاید نیز توامان
یکی ، اول اقدام میکند و
تفرقه را توسعه میدهد
برخورد میکند
بازداشت میکند
محدود میکند
یک طرفه حرف میزند
و دیگری را متهم به همه چیز میکند
بعد ،
که اخبار بخشی از حمله ی لایه ی تندروی یک جناح به لایه های میانه روی همان جناح و کلیت جناح دیگر منتشر میشود و حمایت از مظلومیت که طبیعی ترین فرصت برای مومنان و عدالتخواهان و در عین حال نسخه های بدلی آنان است، گسترش می یابد
اعتراض میکند که :
چرا دیگران خبرهای این دستگیری ها و برخوردها را منتشر کرده اند و از مظلومین حمایت میکنند.
غافل اند که حتی نامردمان، به دنبال فرصت اند برای تشدید تفرقه چه برسد به مردمان که از حق و حقانیت خویش دفاع مشروع میکنند
عباس میرزا ابوطالبی ، قائم مقام دبیرکل حزب همبستگی و عضو شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار هم می باشد.
****************

آیت الله امجد در واکنش به حوادث اخیر:حق هیچگاه مغلوب نیست
یک عده مظلومند و یک عده ظالم،یک عده مغلوبند و یک عده غالب، اما حق هیچگاه مغلوب نیست،آیا یزید بر امام حسین(ع) غلبه کرد، او مظلوم بود نه مغلوب
به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت ،عارف فرزانه ،آیت ا... محمود امجد در درس اخلاق خود با اشاره به ایام ماه رجب، سنت حسنه اعتکاف و حوادث اخیر کشور بر لزوم شناختن حق با تعقل، بندگی خدا و استمداد از ولی عصر(عج) تأکید کرد و گفت :چه امتحان عجیبی برای همه پیش آمد! اگر به اندازه مثقال ذرهای انسان به فکر مصالح شخصی خودش باشد و به فکر دست بوسیاش باشد و به فکر مقام و مؤسسهاش باشد٬ شیطان او را از راه حق منصرف میکند و به گمراهی می کشاند
مستبد نخواهد که دیدار دانشمند باهوش بیند و چون مجبورا به دانشمندی از قبیل طبیب یا مهندس مجاج گردد، کسی را از ایشان که کوچک نفس و متملق باشد اختیار کند ... میان استبداد و علم جنگ دائمی و زد و خورد مستمر بر پای است
ص 41
عوام کیانند؟ عوام هم آنانند که چون نادان باشند، بترس اندر شوند. و چون بترسند، تسلیم شوند. و هم ایشانند که چون دانا باشند، سخن گویند، و چون سخن گویند کار کنند.
ص 41
شکی نیست که ترس مستبد از کینه رعیت افزونتر از ترس ایشان از آسیب او باشد. چه ترس او ناشی از علم، / و ترس ایشان از جهلست. ترس او از انتقام به حق، و ترس ایشان از زبونی موهومی. ترس او از بهر جان، و ترس ایشان از بهر لقمه ی نان. یا بهر وطنی که چون از آن کوچ کنند بامکان دیگر الفت گیرند. و هر چند مستبد را ظلم و بی اعتدالی افزون گردد، ترسش از رعیت فزونی گیرد، بلکه از چاکران و خواص خویش بترسد. حتی در اندیشه و خیالات خود وحشت نماید، و بسیار افتد که زندگی مستبدین ضعیف القلب با دیوانگی انجام یابد.
ص 42 و 43
استبداد بر عقل فشار آورده او را فاسد سازد، و با دین بازی نموده به فسادش رساند، و با علم رزم داده او را نیز فاسد کند.
ص 46
استبداد ... بر بزرگی غله نماید و او را فاسد ساخته، بزرگی دروغین بر جای او نهد.
ص 46
بزرگی آن است که شخص، مقام محبت و احترام در دل ها به دست آرد. و این مطلب هر انسانی را طبعا مایه شرف باشد. و هیچ پیمبر و زاهدی شان خود را والاتر از آن نداند، همچنانکه هیچ پست گمنامی، پستی خود را مانع از رسیدن بدان نشمارد. بزرگی را لذتی است روحانی که نزدیک است به لذت عبادت در نزد اشخاصی که در راه خدا فانی باشد. و معادل است با لذت علم در نزد حکما. و افزون تر است از لذت مالک شدن تمامی زمین با کره قمر در نزد امراء. و برتری دارد بر لذت توانگری ناکسان در نزد فقرا. و از اینرو بزرگی در نفوس آدمیان با منزل حیات همسری نماید.
ص 46
بزرگی نیکو تر از زندگی باشد در نزد آزادان. اما دوستی زندگی بر بزرگی امتیاز دارد در نزد اسیران. و بنابر این قاعده، ائمه اهل بیت علیهم السلام معذور بودند که جان های خویش به مهلکه می افکندند.
ص 47
بزرگی را دریافتن نتوان جز به نوعی بخشش در راه جماعت. یا به تعبیر مشرقیان: در راه خدا یا در راه دین. و به تعبیر غربیان: در راه انسانیت یا راه وطنیت.
ص 47
اینک نرون است که از اگریین شاعر در زیر شمشیر سوال نمود: "بدبخت ترین مردمان کیست؟" او بطور کنایه چنین پاسخ داد: "بدبخت ترین مردمان کسی است که چون مردم، استبداد را ذکر نمایند، صورت او را در خیال گذرانند."
ص 48
بزرگی دروغین آن باشد که مرد، شعله ای از آتش دوزخ کبریای مستبد را بدست آورد تا شرف انسانیت را بدان بسوزاند و با توصیفی آشکارتر آنست که شمشیری از طرف ستمکاری برمیان بندد تا برهان باشد که او جلاد دولت استبداد می باشد. یا بر سینه خود نشانی بیاویزد که دلالت نماید بر اینکه او را در پس آن نشان وجدانی است که عدوان را مباح شمارد. یا جامه زر تار در برنماید تا خبر دهد که او به صفت زنان نزدیکتر از مردان گردیده. به عبارتی واضحتر و مختصر تر آن است که انسان در زیر سایه مستبد اعظم مستبدی کوچک شود.
ص 50
در طول تاریخ
زمانهایی است که تقلب و دروغ آشکار تر از همیشه اند
و حتی تلاش موثری برای کتمان اش نمی بینند
زور و غلبه مبنای قدرت میشود
و آنگاه اعتراض مقدس است
کشته ها شهید خوانده میشوند
بی رحمی و سانسور به صحنه می آید
و دوباره یوم الله است
و خدا با لحظات مردم نزدیک تر از همیشه
و دروغ و یاران اش را ویران میکند
حتی اگر شرق و غرب با آنان باشد
خدا کفایت میکند یاران خویش را
گناه شما سنگین است
با یادگار امام چه بد کردید
رویتان سیاه است تا ابد
با این ظلم
سخت آشکار است عاقبت سخت
پریشان کرده اید ایمان را
پریشان میشوید بی تردید و با انکار
تقلب و تغلب یاران توامان هستند.
واژگون سازی حقایق و برتری جویی و زورگرایی
ظلم آشکار است
نمک عامل مهمی است. به خصوص برای جلوگیری از فساد غذا در گذشته ها. در سریال جومونگ هم که می بینید نمک چقدر مهم است!
هر چه بگندد نمک اش میزنند
وای به روزی که بگندد نمک
البته در ادامه گفته اند:
باز هم نمک اش میزنند
آخرت را که به دنیا فروختند
اما دنیا نیز به کسی وفا نکرد
که به آنها بکند
گروهی که به خاطر دو روز دنیا
چه ها که نکردند
و به فرض که چند روز و چند ماه و چند سالی
آن را بدست آوردند، بعدش چی؟
سیاست : اداره کارهای مشترک به مقتضای حکمت
استبداد : تصرف نمودن در امورات مشترک به مقتضای هوی
ص 14
سیاسی گوید:
درد، بنده گرفتن مردمان
و دوا، برگردانیدن آزادی ایشان است
حقوقی گوید:
درد، غلبه سلطنت بر شریعت،
دوا، غلبه شریعت بر سلطنت
غیرتمند گوید:
درد، کشیدن گردنهاست به زنجیر دونی
و دوا، سرباز زدن از فرونی و زبون
ص 15
آزاد مرد گوید:
درد، برتری جستن بر مردمان است به باطل
و دوا، خوار ساختن متکبران ناقابل
شخص استوار گوید:
درد، وجود روسا است بدون مهار
و دوا، بستن ایشانست به قید گرانبار
و فدایی گوید:
درد، دوستی زندگی،
و دوا دوستی مرگست
استبداد در لغت آنست که شخصی در کاری که شایسته مشورت است بر رای خویش اکتفا نماید... در اصطلاح سیاسیون، مراد از استبداد تصرف کردن یک نفر یا جمعی است در حقوق ملتی بدون ترس بازخواست.
ص 16
استبداد صفت حکمرانی است مطلق العنان که در امورات رعیت چنانکه خود خواهد تصرف نماید، بدون ترس و بیم از حساب و عقابی محقق.
ص 17
منشا استبداد از آن باشد که حکمران مکلف نیست تا تصرفات خود را با شریعت یا بر قانون یا بر اراده ملت مطابق سازد؛ و این است حال سلطنت های مطلقه.
ص 17
مستبد دشمن حق و دشن آزادی و قاتل این دو می باشد، و حق پدر مردمان و آزادی مادر ایشان است. و عوام، کودکان یتیم خفته می باشند که چیزی ندانند. و دانشمندان برادران با رشد این یتیمانند که چون ایشان را برانگیزانند از خواب برآیند و چون بخوانندشان اجابت نمایند. و نیز گفته اند مستبد از حد، آنرو تجاوز نماید که مانعی در میان نبیند. چه، اگر ظالم در پهلوط مظلوم شمشیری بیند هرگز اقدام به ظلم ننماید. همچنانکه گفته اند: استعداد جنگ، جنگ را مانع شود. و نیز گفته اند: مستبد انسانست و از روی فطرت، استعداد خیر و شر هر دو در او باشد. پس بر رعیت است که مستعد باشند تا بشناسند خیر کدام و شر کدامست. مستعد باشند تا بگویند شر نخواهیم. و مستعد باشند تا کردار از پی گفتار درآورند. چه گفتاری که کردارش در پی نباشد، خود موجی در هوا بیش نیست. با وصف این مجرد استعداد از بهر کردار، کرداری باشد که شر استبداد را کفایت نماید.
ص 20
مردمان عوام، معبود خود را با ستمکار خودشان در بسیاری از حالات و نامها و صفات، مشترک بینند که ایشان هم اویند ... و همین حال بود که در امتهای قدیم بی تربیت، کار را آسان ساخت تا بعضی از مستبدین بر حسب استعداد اذهان رعیت، به مراتب مختلفه دعوی الوهیت نمودند.
ص 24
حاصل کلام آنکه تمام مدققین سیاسی را رای بر آن است که سیاست با دین دوش با دوش راه سپرند. و اعتبار نمایند که اصلاح دین از بهر اصلاح سیاسی، سهل ترین اسباب و نزدیکترین راه باشد.
ص 25
چه ایشان همین عقیده را در خصوص بعضی جباران بیاموخته بودند که ایشان فرزندان خدایند و لاجرم بر آنها گران آمد که در عیسی علیه السلام صفتی پست تر از مقام و مرتبه آن پادشاهان قائل کردند.
ص 27
همانا مستبد نسبت به رعیت خویش بسی شبیه است به شخصی خیانتکار با قوت که وصی جمعی یتیمان توانگر باشد. و مادامی که ایشان به بلوغ نرسیده اند در مال و جان ایشان بر حسب هوای خویش تصرف نماید. چه، هم چنانکه مصلحت آن وصی مقتضی نیست که این یتمیان به حد رشد برسند، همچنین موافق غرض مستبد نیست که رعیت به نور علم منور گردند.
ص 39
مستبد را ترس از علوم لغت نباشد و از زبان آوری بیم ننماید، مادام که در پس زبان آوری، حکمت شجاعت انگیزی نباشد که رایتها برافرازد، یا سحر بیانی که لشکرها بگشاید.
ص 39
مستبد از علوم دینی که متعلق به معاد است بیم ندارد.... علمی که بندهای مستبد از آن هم لرزد، علوم زندگانی می باشد مانند: حکمت نظری، فلسفه عقلی، حقوق امم، سیاست مدنی، تاریخ مفصل، خطابه ادبیه و غیر اینها از علومی که ابرهای جهل را بر درد و آفتاب رخشان طالع نماید ... مستبد را ترس ... از علمی است که عقل ها را وسعت دهد و مردمان را آگاه سازد که انسان چیست و حقوق او کدام است؟ و آیا او مغبونست؟ و طلبیدن چگونه و دریافتن چگونه و حفظ چسان باشد؟ مستبد عاشق خیانت است و دانشمندان ملامتگران اویند. مستبد دزد و فریبنده است و دانشمندان آگاهاننده و حذر دهنده می باشند. مستبد را کارها و مصلحت ها باشد که جز دانشمندان کسی آنها را ناچیز نکند.
ص 40
عبدالرحمن کواکبی / طبایع الاستبداد / ترجمه میرزا عبدالحسین قاجار / نشر تاریخ ایران / 1364
هدف این کتاب به روایت مولف:
خواستم غافلان را بیاگاهنم
که درد پنهان از کجا بیامده،
مگر مشرقیان دریابند
که خود ایشان اسباب برانگیخته
تا بدین حال در افتاده اند
پس روا نباشد
که دیگران را عتاب
یا از قضا و قدر گله کنند
ص 11
پرونده سازی و پرونده سازان در جوامع مختلف چندان محبوب نیستند. ولی قاعده اینست که هر پرونده سازی حداقل به پرونده سازی مشابه دچار شود و چقدر سخت است چنین روزگاری.
خدا عاقبت این همه پرونده سازی ها را ختم به خیر فرماید تا نیازی به طوفان نوح برای پاک کردن جهان نباشد که طاقتمان اندک است.
قانون را باید رعایت کرد
رعایت قانون از دولتیان مهمتر از ملتیان است
رعایت قانون اساسی اولی تر از قوانین دیگر است
رعایت قانون توسط مامورین مهمتر از متهمین است
رعایت محتوای قانون ( آزادی و مردم سالاری ) مهمتر از شکل قانون ( الزام و حکومت) است
و البته همه ی بازیگران عرصه ی قانون در یک صحنه و یک جامعه حضور دارند و باید رعایت یکدیگر را متناسب با حقوق اساسی و انصاف و عدالت بکنند.

آیت الله بیات زنجانی نایب رئیس اسبق مجلس و از مدرسین ارشد حوزه علمیه قم، در جریان سفر به زنجان، با جمعی از فعالان سیاسی و اعضای شورای سیاستگذاری ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در انتخابات گذشته ریاست جمهوری در زنجان دیدار کرد. این دیدار روز دهم تیرماه صورت گرفت و آیت الله بیات با اشاره به کودتای انتخاباتی و دستگیری های سیاسی، به دیدار کنندگان گفت:
علاوه شیوه برگزاری سئوال برانگیز انتخابات که هر انسان متفکر و صاحب اندیشه ای را به فکر فرو برده است، نوع برخوردهای پس از آن شامل دستگیری های گسترده، حذف و سانسور روزنامه ها و سایت های منتقد و از همه تاسف بارتر شهادت و ضرب و جرح عده زیادی از هموطنان عزیزمان و نام بردن از آنان به عنوان اغتشاش گر و آشوب طلب، تأسف برانگیز تراست و جا دارد با همه داغداران این وقایع، اظهار همدردی کرد.
عده ای انسان مومن و وفادار به امام(ره) و انقلاب را همین اواخر بازداشت کرده اند که اگر بنده پیرامون بعضی از آنان بگویم که می دانم اهل نماز شب و تهجد هستند و یقیناً بیش از برخی آقایان مدعیِ شناخت و معرفت، هم ولایت فقیه را می شناسند و هم بدان اعتقاد دارند حرف بی ربطی نزده ام. مثلاً آقای بهزاد نبوی که امروز در بازداشت است از مدیران معتقد و مدبّر دوران امام است که بنده او را خوب می شناسم و با او کار کرده ام. برخی از دوستان و مدیران دوران امام(ره) خبر دارند و احتمالاً آقای موسوی خوئینیها که دادستان بوده اند هم به عنوان مخاطب سخن امام (ره) به خاطر دارند که آن بزرگوار پیرامون برخی پرونده سازیها در مورد آقای نبوی به ایشان فرموده بودند: "تا زمانی که من زنده هستم، پرونده ایشان را حل وفصل کنید که اگر من نباشم وی را از بین خواهند برد"؛ همچنین عبارات تحسین برانگیزی که مرحوم شهید رجائی پیرامون همین آقای نبوی گفتهاند هنوز در آرشیوها موجود است. اعتراف گیرندگان و رسانه هائی که به هر نحو تلاش می کنند این قبیل اعترافات را به عنوان اعترافات قانونی دارای شرایط طبیعی جلوه دهند، در برابر خدای عالم، مسوول و پاسخگو خواهند بود.
اتفاقات اخیر در جهت روشن و شفاف شدن جریانات سیاسی در نگاه مردم، بسیار موثر بود و امروز همگان بیش از گذشته میتوانند تفاوت میان حق و باطل را تشخیص دهند. با وجود این همه تبلیغاتی که برخی کردند و سعی داشتند وانمود کنند که همه علما و دانشگاهیان کار آنها را تایید می کنند، اینگونه نشد. امروز مرجعیت دینی و علمای دانشگاهی در برابر آنها یا با سکوت خود بر آنان صحه نگذاشتهاند و یا در برابر آنان رسماً اعتراض کرده و هیچگاه عمل آنها را توجیه نکردهاند.
عده ای سعی می کنند اعمال خلاف قانون خود را، قانونی جلوه دهند در حالیکه اینان روح قانون اساسی را در نیافته اند و گوئی قانون اساسی در حد ابزاری برای رسیدن به اهداف فردی و سلیقه ای آنان تنزل یافته است.
ما همگی برادریم ...
میگید نه بیایید ببینید :
همه مسئولان کشور در ظرف دو ماه عوض میشوند
عکس یادگاری فراموش نشود
لبخند لطفا
بابا جونم
شما اینجا نیستی؛ هر روز را غریبانه میگذرانیم...
نامه هایی نگاشتیم برای هر کسی که به ذهنمان می رسید کاری از دستش بربیاید. نتیجه نداد...
نمی دانم این چه جریانی است که همه دوستانت هیچ کاری از دستشان برنمی آید...
همه متعجب مانده ایم
نازنین پدرم
امیدواریم امشب یا فردا تماس بگیری... یا ملاقاتی حداقل به عنوان روز پدر با تو داشته باشیم.
اما اگر این هم میسر نشد، فردا با فرزندان دیگر دوستان در بندت، ساعت 5 بعدازظهر با شاخه ای گل سرخ برای دیدنت همراه می شویم و به زندان اوین می آییم.
نوروز: به گزارش وبلاگ «و اینک آخر الزمان» یکی از اعضای ستاد مهندس میرحسین موسوی در شهر مشهد براثر جراحات وارده براثر بازداشت به شهادت رسیده است.
امیدوارم سعید حجاریان
زودتر بهبود یابد
چرا بازداشت؟
بجای بازداشت های عجیب و غریب
میتوانند روی کاغذ و بزرگ بنویسند
ترس
حتی میتوانند عکس های بعضی ها را زیر این عبارت قرار دهید و منتشر کنند
حتما در ایجاد فضای ترس موثر است
بازداشت سعید حجاریان چرا!؟
روش های زندگی و حکومت روسی در زمینه های متنوع جاسوسی و ضد جاسوسی و اعترافات تلویزیونی و فشار بر مردم و تبعیت بی چون و چرا از مقامات ارشد و سکوت در برابر ظلم به دیگران و حتی ظلم به خویش، متناسب با تاریخ و فرهنگ و جامعه روسی است و قابل تعمیم به همه ی جوامع نیست.
اگر گروهی میخواهند به نام و با ظاهر عدالت، آزادی را قربانی کنند، باید به مقتضیات بومی و قومیتی اعتنا کنند.
لینک مطلب:
سحام نیوز : مهدی کروبی از مسولان درخواست کرد تا هر چه سریعتر عوامل فجایع اخیر شد و در عین حال به انها هشدار داد : " اگر شما سندی از کسانی که این فجایع را انجام دادند دارید آنها را به مردم معرفی کنید . البته به مانند زمان قتل های زنجیره ای عمل نکنید و مدتی دیگر فردی را از اسرای منافق جلوی دوربین بیاورید و به او بگویید که اعتراف کند این کارها را انجام داده است به طوری که تا به امروز هنوز ابهامات ان فجایع برطرف نشده است . "
به گزارش سحام نیوز مهدی کروبی در دیدار با جمعی از جوانان فعال ستاد انتخاباتی اش ، اعضای سایت های سحام نیوز ، مشروطه نیوز ، تریبون و صدای زنان که در عرصه رقابت انتخابات دهم در حمایت از او فعالیت می کردند و در پاسخ به پرسش های انها درباره ادامه حرکت اصلاحات گفت : " ما به مبارزه ادامه می دهیم و در چارچوب اندیشه و فکر امام(ره) و در مسیر اصلاحات حرکت خواهیم کرد . اکنون نیز باید در مسیر خود برای رسیدن به هدف حرکت کنیم ولی متناسب با هر زمانی باید به برنامه ریزی بپردازیم و اکنون نیز باید متناسب با مقتضیات بعد از انتخابات به حرکت خود ادامه دهیم . اکنون باید نیروها را سازماندهی کنیم و ارتباط خود را با نیروهای حزبی و غیر حزبی که در این انتخابات حضوری فعال داشتند را حفظ کنیم . ما باید سختی ها را تحمل کنیم و البته به کار تشکیلاتی و حزبی خودمان بپردازیم و انسجام کار حزبی خود را افزایش دهیم . " مهدی کروبی هرچند که چنین هواداران و همراهانش را به ادامه حرکت در مسیر اصلاحلات علی رغم سختی هایی که پیش روی انها قرار دارد فراخواند ، ولی هنوز با تعجب نسبت به روند انتخابات ریاست جمهوری دهم سخن می گفت و گاه سوالاتی را مطرح می کرد که خود بدان پاسخ می داد . او قبل از هر چیز تاسف خود را نسبت به بازداشت فعالان سیاسی و مطبوعاتی اعلام کرد و از مجتبی تهرانی عضو حزب اعتمادملی و خبرنگار سایت این حزب نام برد و گفت: " اقای تهرانی فردی متدین و متکی بر اخلاق بود و امیدواریم که هرچه زودتر ازاد شود ولی شما نیز این را بدانید که هر حرکتی قائم به یک فرد نیست و ما باید به راه خود ادامه دهیم . " اما مهدی کروبی حرف های بسیاری درباره انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری داشت . حرف هایی که شاید بسیاری از انها را برخی تحمل انتشار ان را نیز ندارند . کروبی پاسخی داشت به افرادی که از بسته شدن پرونده انتخابات دهم سخن می گویند ، وی بازگو کردن چنین مباحثی را موجب وارد شدن خدشه به اعتبار گوینده ان دانست و گفت : " ماجرایی که در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری روی داده است آنچنان روشن و اشکار است که همه نسبت به ان آگاه هستند حتی اگر شما به شهر و یا روستایی بروید ساکنان انجا داستان های بسیاری درباره این انتخابات دارند که برای شما نقل کنند بنابراین دفاع کردن از انچه روی داده است جز اینکه اعتبار گوینده را زیر سوال ببرد نفع دیگری ندارد . " کروبی در واکنش به سخنان اخیر آیت الله جنتی که اعلام کرده است انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پاک ترین و بی نظیر ترین انتخاباتی بوده که برگزار شده است گفت : " من هم قبول دارم که این انتخابات بی نظیر ترین انتخاباتی بوده که برگزار شده است ولی درباره پاک بودن ان ابهاماتی وجود دارد که هنوز بدان پاسخی داده نشده است . آخر این چه حرف هایی است که زده می شود انتخابات ریاست جمهوری به مانند انتخابات شوراها و یا مجلس منطقه ای برگزار نمی شود بلکه یک انتخابات سراسری است و هر اتفاقی که روی دهد مردم در جریان قرار می گیرند . "
کروبی تاکید کرد : " شاید به گفته آقایان پرونده این انتخابات بسته شده باشد ولی تبعات ان هنوز نمایان نشده است. این دولت در آینده مشکلات فراوانی را با جامعه، دانشگاهیان، نخبگان و روشنفکران خواهد داشت. زیرا دولتی که بدون رای مردم سکان اداره کشور را برعهده بگیرد مشروعیت ندارد و البته روز به روز این واقعیت آشکار تر می شود . "
کروبی به چالش های میان نمایندگان مجلس درباره انتخابات اشاره کرد و گفت : "حوادث موجود در مجلس بیانگر این است که اکثر نمایندگان مجلس اعم از اصلاح طالبان و اصولگرایان نیز برنده فعلی انتخابات را قبول ندارند و این تبعاتی دارد که بعدها آشکار خواهد شد ."
اما کروبی که در اخرین نامه خود از ملت به خاطر انکه از انها دعوت کرده بود تا در انتخابات حضوری باشکوه داشته باشند عذرخواهی کرده بود ، به انگیزه تلاش هایش برای حضور مردم در انتخابات دهم اشاره کرد و گفت : " قبل از انتخابات ریاست جمهوری ما نسبت به سلامت انتخابات احساس خطر می کردیم ولی معتقد بودیم که با حضور گسترده مردم این خطر از بین می رود ولی غافل از این بودیم که به گونه ای برای این انتخابات برنامه ریزی شده است که هر فاصله رای میان کاندیداها را حل می کنند . " وی تاکید کرد : " علی رغم تمام این شرایط ما بر اساس فکر و اندیشه ای که داشتیم و با اعتقاد به جمهوریت و اسلامیت نظام در عرصه انتخابات حاضر شدیم و از همه مردم دعوت کردیم که در این عرصه حضور داشته باشند و شما شاهد ان بودید که حتی بسیاری از کسانی انتخابات را تحریم کرده بودند و یا گروههایی که نسبت به انتخابات بی تفاوت بودند در عرصه حاضر شدند و این چنین بود که حضور گسترده ای را در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مشاهده کردیم . "
وی در برابر پرسش های میهمانانش از که نحوه فعالیت پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم می پرسیدند گفت : "من با چنین شرایط سختی اشنایی دارم و معتقدم که شما جوانان هم باید با سختی ها آشنا شوید . البته این درحالی است که همواره هر پیروزی و شکستی در انسان اثر دارد ولی نباید هیچ گاه آدمی از پیروزی مغرور و از شکست ها ناامید شود بلکه باید در هر شرایطی در عرصه حضور داشته باشد و برای رسیدن به هدف مبارزه کند . " وی با اشاره به شرایط پیش امده در انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کرد : " هرچند که دیگر کاندیداها توفیق پیروزی در این انتخابات را پیدا نکردند اما این انتخابات عرصه ای برای بروز تغییر و تحولاتی در وضع موجود کشور بود . زیرا مردم نشان دادند که برای تغییر در شرایط موجود مصمم هستند و بنابراین شاهد حضور گسترده مردم برای اعتراض به نتیجه انتخابات بودیم . "
وی با بیان اینکه موضع گیری های متناقض جریان حاکم بیانگر ضعف، نگرانی و دغدغه آنان است گفت: " نامه احمدی نژاد در خصوص رسیدگی به پرونده قتل ندا آقا سلطان در حالی برای رئیس قوه قضائیه ارسال می شود که در این جریان به قول احمدی مقدم 20 نفر دیگر نیز به قتل رسیده اند. همان افرادی که 19 نفر دیگر از شهروندان را به قتل رساندند، ندا آقا سلطان را نیز به قتل رسانده اند . همان هایی این قتل هاو فجایع را انجام داده اند که با باتوم، اسلحه و با خشونت به خوابگاه ها، مجتمع های مسکونی، حریم خانواده ها، جمع مردم اعم از زن و مرد حمله کردند و به گفته 1030 نفر را بازداشت کردند. با اینکه مستندات بیانگر این است که مجروحان و بازداشت کنندگان بیشتر از اینها هستند اما به آمار ارائه شده از سوی مراجع رسمی اکتفا می کنیم ولی تاکید داریم که عوامل این حوادث مجازات شوند . "
کروبی با اشاره به سخنانی که گفته شده برخی از اغتشاشگران لباس بسیج را بر تن کرده بودند تا از این لباس سوء استفاده کنند تاکید کرد: " شما عمدی یا غیر عمدی بسیج را که امام (ره) خود را با افتخار جزی از آن می دانست، بسیجی را که 36هزار شهید دانشجو، 14 هزار شهید کارگر و کارمند و و بیش از سه هزار شهید روحانی داده است را بی آبرو می کنید و آنان را مجبور کرده تا به مردم حمله کنند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دهند . "
کروبی خطاب به مسئولان گفت : " اگر شما سندی از کسانی که این فجایع را انجام دادند دارید آنها را به مردم معرفی کنید . البته به مانند زمان قتل های زنجیره ای عمل نکنید و مدتی دیگر فردی را از اسرای منافق جلوی دوربین بیاورید و به او بگویید که اعتراف کند این کارها را انجام داده است به طوری که تا به امروز هنوز ابهامات ان فجایع برطرف نشده است . "
کروبی به مقایسه شرایط فعلی با مبارزات دوران شاه و در دوران خفقان پرداخت و گفت : " در ان زمان هنگامی که تظاهراتی برگزار می شد شاه مردم را متهم می کرد که به خاطر 25 قرانی به خیابان ها امده اند ولی دیگر نمی توان با چنین روشی مردم معترض به شرایط موجود را متهم کرد ، اکنون دیگر تاریخ مصرف چنین گفتمان هایی گذشته است و ربط دادن عناوینی همچون اراذل و اوباش، خس و خاشاک و ارتباط با بیگانگان به مردم سخانی سنجیده نیست . " کروبی خاطرنشان ساخت : " در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی صف مبارزات کاملا مشخص بود ، مردم از حکومت جدا شده بودند و به مقابله با ان می پرداختند ولی اکنون مردم درون نظام هستند و به جمهوری اسلامی و انقلاب پایبند هستند و در درون حکومت به مبارزه می پردازند . امروز کسانی که نسبت به شرایط موجود معترض هستند همه از یک خانواده هستند و حتی در میان مبارزان مدیران و خانواده های شهدا و مبارزان انقلابی نیز حضور دارند و همه به نتیجه یک انتخابات اعتراض دارند ولی جمهوری اسلامی را قبول دارند ." کروبی به مانند گذشته بر انحراف نظام جمهوری اسلامی از ارمان های حضرت امام (ره) مبنی بر میزان بودن رای مردم هشدار داد و تاکید کرد : " ما معتقدیم که گروهی اندیشه های امام (ره) و ارمان های انقلاب اسلامی را فراموش کرده اند و سلیقه ای در نظام بروز یافته است که اکنون با کج اندیشی موجب انحراف در ارمان های انقلاب اسلامی شده است و در تلاش هستیم که به مبارزه با این جریان فکری بپردازیم تا اجازه ندهیم که اصل نظام جمهوری اسلامی مبتکی بر ارمان و اندیشه های حضرت امام (ره) به انحراف کشیده شود . " کروبی همچنین پاسخی داشت به کسانی که این روزها به راحتی مبارزان انقلابی را مرتبط با بیگانگان و ضد انقلاب معرفی می کنند ، و خطاب به انها گفت : " نمی توان به راحتی دیگران را به مهتم کرد و منحرف دانست بلکه باید عملکردها معیار باشد . چرا امروز به راحتی دیگران را به ارتباط با بیگانگان متهم می کنند البته در هر حرکتی که به صورت عمومی انجام می شود ممکن است که افرادی خاص هم وجود داشته باشند . " وی تاکید کرد : " امروز این توده های مردم هستند که نسبت به حادثه ای که روی داده اعتراض دارند این توده های مردم یک صدا می گویند که به دنبال تغییر بوده اند ولی علی رغم حضور گسترده انها تغییری روی نداده است و بنابراین اکنون به دنبال مطالبات خود هستند . " کروبی همچنان بر این اعتقادش استوار است که انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تبعاتی دارد که همه گروههای سیاسی باید هزینه ان را پرداخت کنند ولی بر این باور است که شکست در انتخابات مانع از ادامه حرکت اصلاحات نمی شود . وی تاکید کرد : " ما هدفمان را گم نکرده ایم و تا آنجا که در مقدورات باشد از رای و ظلمی شده است دفاع می کنیم. "
کروبی خطاب به هواداران خود گفت : " اکنون باید به مبارزه ادامه دهیم هر چند که ممکن است شرایط سختی را پیش رو داشته باشیم . نباید شکست موجب ناامیدی در ما شود البته ما به مبارزه در خفقان و شرایط سخت عادت داریم و این شما جوانان هستید که باید خودتان را برای فعالیت در شرایط سخت اماده کنید ." وی تاکید کرد : "هیچ گاه فراموش نکنید که اصلاحات قائم به یک فرد نیست و اگر اکنون دوستانمان در زندان هستند باید ما به حرکت در مسیر اصلاحات ادامه دهیم و به مبارزه بپردازیم تا به اهداف خود برسیم ."
روز 24 خرداد ماه در جلسه ی تقدیر و تشکر از اعضای ستاد میر حسین موسوی ، در شهر یاسوج ، در ساختمان استیجاری حزب جبهه ی مشارکت ، خیابان سردار جنگل جنوبی شرکت کردم . جلسه تمام شد . اومدیم پایین و توی پیاده رو بودیم . جوان ها شعار دادند و بعد توی خیابان مواجه با نیروی انتظامی شدیم . نیروهای نظامی و انتظامی و لباس شخصی ها اطلاعاتی داشته و آمادگی قبلی داشتند .
برخورد نیروی انتظامی خوب بود . توصیه می کردند که پراکنده بشید . ناگهان چند ردیف موتور سوار ، پشت سر هم ، مستقیم سوار جمعیت شدند . و بالاخره گذشت آنچه گذشت . مرا لباس شخصی ها دستگیر کردند و با خودروی یکی از نهادهای حکومتی به یکی از پایگاههای همان نهاد صاحب خودرو بردند . وسط راه با بی سیم چند بار اطلاع می دادند که : عامل اصلی را دستگیر کردیم . من هم می گفتم عمل چیست که من عامل اصلی اش باشم ؟
خلاصه کنم . وارد پایگاه شدند و با توپ و تشر گفتند برو اونجا وایسا ! ده دقیقه ای توی حیاط سرپا ایستاده بودم . ناگهان دو نفر لباس شخصی اومدند دوبازویم را گرفتند و با سرعت بردند و انداختند توی ورودی یک ساختمان که طول و عرضش حدودا یک متر در یک متر و نیم بود و در را از پشت بستند .
شاید دو یا سه دقیقه گذشت که یکی از لباس شخصی ها در را با عصبانیت باز کرد و شروع کرد به زدن . با باطوم و لگد . نمی دونم چند بار این کار تکرار شد و نمی دونم چقدر زمان گذشت . فقط می دونم که دیگر دردی احساس نمی کردم جز بازوی چپم و قفسه ی سینه ام . آخه من دوبار عمل بسته ی قلب ( آنزیو پلآستی ) انجام داده بودم ، . ضاربین کاملا مرا می شناختند و از سابقه ی بیماری من آگاه بودند ،اما من آن ها را نمی شناختم . سرانجام یکی از آن ها با داد و فریاد گفت بیا بیرون ! آب بزن به سر و صورتت !
اومدم بیرون . شیر آبی بود . کمی آب به سر و صورتم زدم و کمی هم با کف دست آب خوردم . درد قفسه ی سینه و بازوی چپم ( احتمالا بازوی چپم را ناخودآگاه سپر باطوم می کردم چون بیش از همه جا ضربه دیده بود ) به شدت درد داشتند . کمی بی حال بودم اما خودم را سرپا نگهداشتم. یکی از آن ها موبایلم را که قبلا گرفته بودند ، به دیگری نشان دادند و چیزی به او گفت . فهمیدم منظورش این بود که محتوای موبایل را تخلیه و ثبت کردیم . البته چیزی جز شماره تلفن دوستان در موبایل من نبود .
یکی از لباس شخصی ها که بیشترین ضربات را زده بود ، شروع کرد به فحاشی به آقای خاتمی و موسوی . الفاظ رکیک و فحشهای چارواداری . قلم و کاغذی در آورد و گفت بگو همراهان و همدستانت کی بودند ؟ گفتم : کدوم همراه ، کدوم همدست ؟ کلتش را کشید و گفت به خدا قسم همینجا می کشمت ! من نگاهی به چهره ی مسخ شده و قیافه حقیرش کردم و چیزی نگفتم . سه بار این ماجرا در حیاط این پایگاه ، در حالی که کنار لوله ی آب نشسته بودم ، تکرار شد . خدا را گواه می گیرم که راضی بودم به قلبم شلیک کند . و اکنون نیز آماده کشته شدن در راهی هستم که از نظر دینی و انسانی با ذره ذره ی وجودم آن را حق می دانم ٬ هستم .
بعد که طرفی از کتک و فحش و تهدید نبستند ، پرسید اسمت چیه ؟ نگاهش کردم و پاسخ ندادم . دوباره با فریاد پرسید . گفتم یعنی شما مرا نمی شناسید ؟ ( همانطور که گفتم در مسیر راه چند بار با بی سیم اطلاع می دادند که عامل اصلی را گرفتیم . اگر چه من یک شهروند معمولی مثل همه ی ایرانیان هستم ) . گفت نه . از کجا بشناسم ؟ مگه تو تا حالا منو دیدی ؟ گفتم : نه . گفت خب ما هم تا حالا را شما را ندیدیم . با اینکه می دونستم که می شناسند ، گفتم رضاتوفیقی . گفت اها ! شما که فلان و فلان مسئولیت را داشتید ؟ گفتم : بله
از اینجا به بعد طوری حرف می زدند که یعنی ما نمی شناختیم . بعد فردی که بیشترین باطوم ها را زده بود و سه بار به سمت من کلت کشید ٬ من را سوار ماشینی کرد و تحویل اداره ی کل اطلاعات استان داد و رسید کتبی دریافت کرد . بچه های اطلاعات مرا به اطاقی بردند و لیوانی آب آوردند . درد شدیدی از ناحیه ی دست چپ و قفسه ی سینه تحمل می کردم . معاون مدیر کل اطلاعات استان و یکی از کارشناسانشان وارد اطاق شدند و چند دقیقه بعد مدیر کل اطلاعات نیز وارد شد . اظهار تاسف کردند و گفتند باید شما را به بیمارستان ببریم . گفتم متشکرم . مرا به خانه ام ببرید . از آنجا می روم به بیمارستان . و آن ها این کار را کردند .
بعدش هم بیمارستان و نوار قلب و فشار خون و قرص تی ان جی و عکسبرداری از اعضای آسیب دیده . ساعت 3 نیمه شب از درد تمام اعضا ، بخصوص بازو ، از خواب بیدار شدم و تا صبح نتوانستم بخوابم . فردای آن روز هم مراجعه به اورتوپد و گچ بستن دست و قرص و پماد و داروهای لازم .
الان کاملا خوبم . بهتر از گذشته . احساس سبکی و جوانی و نشاط و سرزندگی می کنم . در تحلیل وقایع گذشته بزودی خواهم نوشت .
============================
تکمله : دوست خوبم آقای توفیقی از سابقون در انقلاب و نظام که از سال 1362 ایشان را میشناسم و همیشه در خدمت به انقلاب و نظام و نیز از اعضای خانواده معظم شهدا و فرهیختگان کشور بود و هست. خاطره بازداشت اش را در وبلاگش منتشر کرده است.
باز هم تاسف میخوریم بر ظلمی که میکنند و از خداوند هدایت گمراهان و دفاع از انقلاب و نظام کشور را در برابر مهاجمان به کیان اسلام و انقلاب خواستاریم که جز خداوند فریادرسی نیست
اعتمادملی: در سالروز ولادت حضرت جوادالائمه و در آستانه تولد امیرالمومنین علی (ع) و روز پدر، مهدی کروبی با حضور در منزل محمدعلی ابطحی، احمد زیدآبادی، محمد قوچانی و عبدالله مومنی ضمن ابراز همدردی با خانواده زندانیان حوادث اخیر، نسبت به بازداشت چهرههای سیاسی و برخورد با اعتراضهای مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، انتقاد کرد. کروبی در دیدار با خانواده این زندانیان، ضمن غیرقانونی دانستن بازداشتها، ابراز امیدواری کرد که هرچه سریعتر شاهد بازگشت تمامی بازداشت شدگان اخیر به جمع خانواده باشد. مهدی کروبی اما در این دیدارها، هم در جریان آخرین تماسهای بازداشت شدگان با خانواده و نیز پیگیریهای انجام شده توسط خانوادهها قرار گرفت و هم آخرین اطلاعات خود از وضعیت بازداشت شدگان را با اعضای خانواده در میان گذاشت و از تلاشهای این چهرهها در عرصه انتخابات تقدیر و تشکر کرد.

نحوه بازداشت وی به شرح زیر بوده است:
ساعت ۳ بامداد روز یک شنبه ۲۴ خرداد ماه٬ عده ای به درب خانه ایشان مراجعه کردند و خود را از طرف آژانس (تاکسی سرویس) معرفی کردند. همسر سمیه توحیدلو که ابراز بی اطلاعی و بی نیازی به تاکسی کرده از آنها خواسته تا بروند. اما آنها مجددا زنگ در را زده و خود را از طرف دادستانی معرفی کردند و از ایشان خواستند تا در را باز کند. همسر سمیه توحیدلو که از آنها درخواست مجوز و حکم کرده بود برای ورود به خانه٬ با بی توجهی به وی و با استفاده از اسپری فلفل و خشونت وارد خانه شدند.
هفت یا هشت نفر مرد که هیچ خانمی همراه خود نیاورده بودند٬ در حدود یک ساعت تمام خانه سمیه توحیدلو را مو به مو و ریز به ریز بدون از قلم انداختگی بررسی کردند و کیس و دوربین و لب تاپ وی را با خود بردند.
همسر سمیه توحیدلو که با اصرار توانست حکم آنها را ببیند٬ در لیست اسم چندین نفر را دید غیر از اسم سمیه توحیدلو. وقتی دلیل را جویا شده متوجه شده که او جزو دیگر مرتبطین است که در انتهای لیست درج شده بود.
آیا به راستی جمهوری اسلامی این نوع رفتار ها را می پذیرد؟ آیا سربازان امام زمان باید انقدر گستاخ و بدون شرم و حیا باشند؟ آیا برای دستگیری یک زن محجبه و مسلمان در جمهوری اسلامی نباید از یک زن استفاده کرد؟
اسلام هم بازیچه شد مهدی بیا...
خبر نداشتم ... واقعا و باز هم متاسفم ... داستان ناپدیدشدگان الگویی در حکومتهای دینی اصیل در طول تاریخ نداشته است ولی تا دلتان بخواهد در رفتارهای ناپسند و نکوهش شده از سوی پیامبران و ائمه علیهم السلام از آن یاد شده است.
امیدوارم خدا به مادر و پدر فرهیخته ایشان صبر عنایت فرماید.
به امید گسترش امید و تغییر :
حمید عموزاده خلیلی، پسر فریدون عموزاده خلیلی، مدیرمسوول مجله پرطرفدار چلچراغ بیش از ۴۸ ساعت است که مفقود شده و از او هیچ اطلاعی در دست نیست. او دو روز پیش از خانه به قصد دانشگاه خارج شد و بر سر قرارهای بعدی خود حاضر نشد. حمید عموزاده که چشمش در درگیریهای اخیر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، قرار بود بعدازظهر برای عمل جراحی به بیمارستان مراجعه کند که نیامد. به گفته دوستان حمید، با وجود مراجعه خانواده وی به دادستانی تهران، هنوز اطلاع موثقی در مورد وضعیت او به فریدون عموزاده خلیلی داده نشده است
ممکن است کنترل شویم
جلوی عمل مان را بگیرند
ولی انسان تا انسان است
حق انتخاب و حداقل تشخیص را دارد
حق تشخیص انسان اگر مخدوش شود
همه چیز ممکن میشود
تلاش باطل
برای تاثیر بر قوه ی تشخیص خدایی انسان
همیشگی است
حجم اخبار جدید به شدت کاهش یافته است
جهت گیری اخبار به سمت ارتقاء
و از نظر کمی در حال کاهش اند
تعداد موضوعات قابل بحث کاهش یافته است
این یعنی ارتقاء و تجمیع موضوعات
و گذار از سکوت به عمل
گویا تصور میکنند که سخن گفتن فایده ی چندانی ندارد
در حالیکه سخن گفتن نیز بخشی از عمل است.
گاهی زندان هم کوچک اند و هم بزرگ
زندان ها کوچک اند
به کوچکی زندان بان شان
زندان ها بزرگند
به بزرگی زندانی هایشان
ترس و زور دو مفهومی هستند که در دو سطح استفاده میشوند:
1. در سطح فردی:
الف : اعمال ترس و زور به افراد زیر دست و فرو افتاده و مظلوم. امر نکوهیده ای که از نظر اخلاقی و عدالت اجتماعی مذموم است و پیشوایان دینی و اخلاقی و مصلحان اجتماعی با آن مبارزه کرده اند.
ب : اعملا ترس و زور بر مقامات بالا و زورگویان عالم. درست است که ظالمان میترسند ولی این ترس از عمل تجاوزکارانه ی خود آنان است و ماهیت آن با ترسی که آنان در دل زیردستان برای اطاعت محض می اندازند متفاوت است.
2. در سطح اجتماعی: ترساندن عمومی و فشار و زور نسبت به عموم، دو ابزار توامان باطل است. مبانی اندیشه دینی و تاریخ به خوبی نشان میدهند که هیچیک از انبیاء یا اولیاء الهی از ایجاد ترس و وحشت و اعمال زور بر علیه مردم، راهی را نرفته اند و بر عکس کسانی که در برابر آنان صف کشیده اند، از زور و ترس به صورت گسترده استفاده کرده اند.
در مورد نقش صدا و سیما و شکست رسانه ای آن از رسانه های مردم محور چون اینترنت و اس ام اس و موبایل بسیار میتوان گفت و باید هم گفت. ولی شاید مهمترین نکته در شکست صدا و سیما، مربوط به فریبی است که برق بودجه های افسانه ای و تجهیزات مادی و نیروی انسانی عظیم این سازمان عریض و طویل در ذهن و دل مدیران و کارشناسان آن به وجود آورده است و موجب گردید تا اصل ماجرا که حقیقت و اطلاع رسانی واقعیت ها است را در حاشیه قرار دهد و به این ترتیب بی اعتباری بی سابقه رسانه ملی را به همراه آورد.
اینگونه است که پرونده ی صدا و سیما بسته میشود و سرنوشت آن در افکار عمومی به مسائل مهمتر جامعه پیوند میخورد.
=======================
چند نکته مهم و قابل بررسی در باره اعترافات تلویزیونی:
بررسی ماهوی:
اعترافات تلویزیونی کسانی که هنوز پایشان به دادگاه نکشیده و در مرحله بازجویی هستند چه مفهومی دارد؟ صدا و سیما کجای داستان است؟ دادگاه کجاست؟ بازداشتگاه کجاست؟ بازجو کجاست؟ زندانی کجاست؟ قانون کجاست؟ نتیجه اش در ذهن افکار عمومی چیست؟
بررسی تاریخی:
گذشته :
اعترافات تلویزیونی در افکار عمومی جامعه ایرانی موضوعی ناشناخته نیستند. سابقه داخلی و خارجی آن در ذهن و دل ملت ما نقش بسته است. چه در خارج از کشور چنین مواردی را شاهد بوده اند و چه در داخل کشور. چه در دوران ستمشاهی و چه در دوران جمهوری اسلامی و فراتر از ماهیت چنین اعترافاتی، نسبت به آن قضاوت روشنی دارند.
حال:
این بار بازداشتی های حوادث اخیر مرتبط با انتخابات دهم سوژه هستند و اعترافاتشان پیشاپیش در رسانه های کاغذی و اینترنتی مرتبط با حوزه نظامی و انتظامی منتشر میشود.
آینده :
قاعدتا در آینده نیز چنین ماجراهایی ادامه خواهد داشت. البته سوژه های جدیدتری نیز خواهند بود. اگر جریان مردم سالاری در کشور غالب باشد، موضوع بازداشتها و تقلبات پیشین به سوژه جدید تبدیل میشود تا مسئولان آینده مجبور نباشند بار اشتباهات پیشینیان را یدک بکشند و اگر مردم سالاری به پایان راه خود برسد، شاهد اعترافات تلویزیونی با سوژه هایی به سبک دیگر کشورهایی که مردم سالاری را کنارگذارده اند، خواهیم بود.
نتیجه رسانه ای:
چهره های کسانی که سوژه ی اعترافات تلویزیونی هستند عوض میشود و در هر مرحله، مرزهایی را میشکند و ارتقاء می یابد. روزگاری دگراندیشان، روزگاری نیروهای خودی و حتی مسئولین سابق کشور، این ارتقای مسائل نیز منطقی و مبتنی بر تغییرات اجتماعی اتفاق افتاده است.
و ستایش مخصوص خداست
لینک مطلب:
بسمه تعالی
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ»
ملت عزیز و شریف ایران اسلامی
در روزهای گذشته همگان شاهد حمله به کوی دانشگاهها و خوابگاه دانشجویان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زیادی از فرزندان این مرز و بوم بوده ایم تا جائیکه در آمار رسمی خبر از کشته شدن حدود بیست نفر و زندانی شدن بیش از هزار نفر داده شده است و همچنین شاهد پخش اعترافات برخی از زندانیان در رسانه های انحصاری بوده ایم که بر همه واضح است این اعترافات حداقل به علت زندانی بودن متهمین و شرایط خاص آنها از نظر شرعی، قانونی و عقلائی هیچ گونه ارزشی نداشته و ندارد؛ لکن نباید اینگونه ظلمها، آزار و اذیت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب یأس و نا امیدی در راه احقاق حق شرعی و قانونی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا امیدی از رحمت خداوند خود از معاصی و گناهان کبیره است؛ خلاف وعده نصر و پیروزی قرآن به مسلمانان نیز می باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ».
و چگونه چنین نباشد حال آنکه علی رغم تمام سانسورهای خبری، از محدودیت سایت های خبری گرفته تا تعطیلی روزنامه ها و دستگیری فعالین رسانه ای و سیاسی و حتی قطع پیام های کوتاه، آگاهی عمومی و جهانی از وقایع اخیر روز به روز در حال افزایش است، که خود نتیجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ایران است. امید آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقاید دینی آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوری اسلامی همراه با درایت، متانت، آگاهی بخشی و آرامش و امنیت و استفاده از قانون اساسی به معنای واقعیش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه یابد که استقامت شرط موفقیت است و چگونه چنین نباشد حال آنکه کاندیداهای معترض به مسئولین انتخابات و روند و نتیجه آن و نظر شورای نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای کروبی (دامت افاضاته و برکاته) و یا در بیانیه دوست مکرم، مؤمن و یار باوفای امام امت (سلام الله علیه) جناب آقای مهندس موسوی (دام عزه و توفیقه) آمده است؛ از نظر سیاسی و قانونی مشروعیت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفی می نمایند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زیادی از مردم از شبهات پیش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمایت های مردمی، می تواند موجب ناکارآمدی دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقی و مدنی شود.
در پایان به تمام نیروهایی که باید حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر می دهم که هیچ فرمان و دستوری نمی تواند مجوّز و عذری برای تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصیت و ذنب لایغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و یا قتل گردد که مستوجب خذلان دنیوی و عذاب اخروی است.
یوسف صانعی
12/4/1388
10رجب المرجب1430
بسمه تعالی
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ»
ملت عزیز و شریف ایران اسلامی
در روزهای گذشته همگان شاهد حمله به کوی دانشگاهها و خوابگاه دانشجویان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زیادی از فرزندان این مرز و بوم بوده ایم تا جائیکه در آمار رسمی خبر از کشته شدن حدود بیست نفر و زندانی شدن بیش از هزار نفر داده شده است و همچنین شاهد پخش اعترافات برخی از زندانیان در رسانه های انحصاری بوده ایم که بر همه واضح است این اعترافات حداقل به علت زندانی بودن متهمین و شرایط خاص آنها از نظر شرعی، قانونی و عقلائی هیچ گونه ارزشی نداشته و ندارد؛ لکن نباید اینگونه ظلمها، آزار و اذیت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب یأس و نا امیدی در راه احقاق حق شرعی و قانونی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا امیدی از رحمت خداوند خود از معاصی و گناهان کبیره است؛ خلاف وعده نصر و پیروزی قرآن به مسلمانان نیز می باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ».
عدالت از نظرگاه شیعه از اصول دین است. عدالت چه در بعد نظر و جهان بینی و چه در حوزه ایدئولوژی و عمل اهمیت زیادی دارد. مکاتب زیادی با محور قرار دادن عدالت پدید آمده اند و بالنده شده اند.
در زندگی فردی و اجتماعی انسان نیز عدالت اهمیت زیادی دارد. عدالت فردی گرچه نسبی تعریف شده است ولی حد و مرزهای خود را دارد و عبور از مرزهای عدالت فردی، پیامدهای خاصی برای انسان به همراه دارد. یک انسان که حریم عدالت ش را شکست، در یک جامعه سالم، طرد میشود.
در عرصه اجتماعی عدالت موضوع مستقل و مطرح تری است. عدالت از مهمترین اهداف جوامع بشری است. در جامعه ای که عدالت جای خود را به ظلم دهد، زندگی فردی و اجتماعی مختل میشود. در حالیکه کفر در وهله ی اول حوزه اندیشه را آلوده میکند و برای ایجاد اختلال در حیات فردی و اجتماعی، نابودی عدالت را هدف خود قرار میدهد. شاید به همین جهت است که گفته اند:
الملک یبغی مع الکفر و لایبقی معل الظلم
و شاید به همین جهت میگویند: عالم در انتظار موعود عج است.
| اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است | ||
| اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟! سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند. نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟ تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود. تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء مردم است. در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟ بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت. اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است. پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود. فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد. متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید. کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید. تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟ و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام. واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟ امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند! میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند. من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده، توهین هایی که به مردم شده. من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود. مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟! اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است. اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟ دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت. حالا همه از فضای آرام سخن می گویند. فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟! واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است. اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود. بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند. در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند. آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند. کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند. در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟! این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟ اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته. با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است. فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود. همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم. هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید. مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند. نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد. در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است. خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند. |
||
٢٢ خرداد 88 به واقع دوم خردادی دیگر بود. در دوم خرداد قبلی مقاومتی زیادی در برابر آراء و اعتراض به وضع موجود گرفته نشد، این بار مقاومت مجدانه ای صورت گرفت. دستاوردهای این دوره قطعا مهمتر از آن دوره خواهد بود.
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
نشست اعتراضی نسبت به ایجاد محدودیت فضای رسانه ای و بازداشت جمعی از روزنامه نگاران که قرار بود در روز پنج شنبه مورخ 11/04/1388 در سالن اجتماعات انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برگزار شود، بنا به دستور دستگاه امنیتی کشور لغو شد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در تونس در نامه ای خطاب به مدیر مسؤول روزنامه ایران تصریح کرد: سفر جناب آقای خاتمی و هیأت همراه ایشان با هواپیمایی ترکیه و از طریق استانبول انجام و عزیمت ایشان نیز از همین مسیر و به مقصد تهران صورت گرفته است و لذا خبر مربوط به سفر ایشان از تونس به قاهره و سپس عزیمت ایشان به تهران کذب محض بوده و رسماً تکذیب می شود.
انا لله و انا الیه راجعون
این اولین بار است که کودتاگران علیه جمهوریت نظام، با بدترین و خشن ترین شیوه ها مهمترین رکن جمهوریت یعنی ریاست جمهوری را هدف قرار می دهند مقامی که اگر بر آمده از آرای واقعی ملت نباشد می تواند سر آغاز استبدادی بزرگ باشد و آنچه در سالهای قبل گوشه هایی از آن را نشان داده بودند، ناچیز و بی مقدار جلوه می کند.
انجمن اسلامی جامعه پزشکی خواستار رفع محدودیت های ارتباطی و اجتماعی، لغو محیط سانسور و ممانعت از تبلیغات یکسویه و ناعادلانه صدا و سیما می باشد. بدیهی است توقیف مطبوعات، کنترل و تحدید ارتباطات تلفنی، پیامکی، اینترنتی و رسانه ای نه تنها کمکی به بهبود شرایط نخواهد کرد، بلکه باعث رجوع روزافزون مردم به رسانه های خارجی خواهد شد.
5-انجمن اسلامی جامعه پزشکی ضمن حمایت از مواضع جناب آقای مهندس موسوی خواستار رفع محدودیت ها از ایشان و تأمین شرایط مناسب برای امکان ارتباط آزاد و قانونی ایشان باطرفداران و حامیانشان می باشد.
بالاخره اولین شکایتم را در تمام عمر به ثبت رساندم . در دادسرای کارکنان دولت از دو خبرگزاری دولتی فارس و ایرنا به اتهام نسبت کذب و توهین و افتراء. به بازپرس گفتم من معمولا یا شاکی نمی شم یا خیلی دیر شاکی می شم به عفو هم که اقرب للتقوی هست خیلی علاقه دارم ولی درواقع این بار شاکی خصوصی نیستم فکر کنم به عنوان مدعی العموم دارم از نفس دروغ پردازی و بی تقوایی خبرگزاری های دولتی که با بودجه بیت المال ارتزاق می شن، شکایت می کنم تا شاید این بچه ها که متأسفانه طریق مسلمانی رو گم کردن و دارن به ترکستان می رن به راه بیان
حدود چهارساعت از وقت نازنینم و البته صدهزار ریال از نفقه پیش پرداخت شده توسط همسرجان که ١٨ روز آزگاره ازش کاملا بی خبرم
هزینه شد تا بالاخره این شکایات ثبت بشن و من بیام بیرون تو هیاهوی میدان ارک و گم بشم داخل جمعیت آیندگان و روندگان اون منطقه شلوغ مرکز شهر . حالا دیگه با دوبار مراجعه دادسرای عمومی رو جوری بلد شدم که هرجای تهران باشم بتونم پیداش کنم. خیلی دوست داشتم حال و حوصله ای تا از اون پیرمرد سپید موی می پرسیدم چرا از پزشک زندان شکایت داره یا اون زن جوان که چشماش پر درد بود یا آن دیگری و دیگری درداشونو جویا می شدم ولی نبود حالش
گرسنگی باعث شد که ساندویچ فروشی جنب دادسرارو زودتر از خود خیابون ببینم و بعدم تجربه کنم سق زدن ساندویچ فلافل رو که فکر کردم از روغنش گذشته به نسبت از بقیه ساندویچای موجود سالم تره. اونم جلوی همون دکه کوچیک و کنار دیگرانی که لابد مثل من کارحقوقی داشتن و گزارشون افتاده بود اونورا و یا شایدم مشتری هرروز بودن چه می دونم و بعد که بی اراده سراز مترو درآوردم نمی دونم چرا هی دنبال زنان دستفروش می گشتم که اگه مختصر فروش روزانه شون نباشه بچه هاشون گرسنه می مونن و ندیدمشون نمی دونم چرا شاید شهرداری جمعشون کرده و صورت مسئله پاک پاک شده . مثل صورت مسئله انتخابات که پاکش کردن و بی خیال اصل مسئله شدن 
دیشب مهمونای ما که زندانیان سیاسی سابق بودن می خواستن تجربه های خودشون و خانواده هاشونو به من منتقل کنن ولی من همه این حرفارو که دیشب شنیدم برام آشنا بود . از خاطرات مادرجان و دوستان زندانی سیاسی رژیم سابق و کتاب انقلاب الجزایر و خاطرات جمیله بوپاشا تا داد و بیداد و خاطرات یک زن توده ای تا کلی کتابای تاریخی دیگه و تا همین دیروز و آزادی بعضی از بچه های خوب اصلاح طلب . شنیدم که دکتر رمضانزاده به خونه شون زنگ زده و گفته اعتراض نکنین و پیگیر کارما نباشین. یادم اومد که همسرجان بارها گفته بود یادتون باشه تو زندان هرچی از زندانی می شنوین عکسش صادقه و اینو لازم نبود مهمونای دیشب ما بگن .
دعای دیروز خونه خانم شیرکوند و بعد هم خانم مزروعی خیلی دلارو جلا داد . دیدار دوستان هم که نور علی نور .نمی دونم چرا تاحالا بهم نگفته بود خانم مزروعی که زندانی سیاسی زمان شاه بوده و اینو به بچه هایی که بارها ریختن خونه ش دنبال شوهرش و پسرش گفته بود تا حالیشون کنه با کی طرفن
به بچه ها گفتم یادتون باشه خاطرات خانم مزروعی باید نوشته شه . اینم گوشه ای از تاریخ انقلاب که هنوز مونده تکمیل شه همه صفحاتش .کاش فراغتمون بیشتر بود. سوره انعام رو خونه خانم شیرکوند خوندیم ولی دیشب به طور اتفاقی که قرآن رو باز کردم همون سوره اومد و چقدر خوشحالم که این شبا وقت تعمق تو کتاب خدارو بیشتر داریم و فهم معانی ادعیه ای که همیشه خوندیم و کمتر فهمیدیم .
امروز چندتا تلفن داشتم برای پیگیری وقت ملاقات خانواده ها از هاشمی شاهرودی و هیأت رئیسه مجلس و هاشمی رفسنجانی و ... بقیه دوستان هم دارن دنبال می کنن . ما ساکت نمی مونیم تا سکوتمون علامت رضا باشه و اعتراض می کنیم با صدای بلند. بالاخره این صداها شنیده می شه .صدای بلند ما علیه ظلم
ظلم مهمترین منشا و انگیزه ی اعتراضات تاریخ است
و انرژی عظیمی را تولید میکند
گاهی ویرانگر
گاهی سازنده
و همیشه موثر و تعیین کننده
و عدالت
همیشه آرام بخش است
برای جامعه ی آگاه
آرام بخش تر
بعضی فقط زبان زور میفهمند. ولی این زور معنایش همیشه تفنگ و بمب و اینها نیست. زور یعنی فشار. گاهی سکوت. گاهی فریاد. گاهی لبخند. گاهی اشک.
حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر 78 با حمله به کوی دانشگاه در خرداد 1388 ده سال فاصله دارد و تشابهات و تفاوت هایی با یکدیگر دارند چون : حمله به کوی دانشگاه از سوی نیروی انتظامی یک اقدام ابتکاری برای ایجاد فضای گسترده درگیری بود، در حالیکه حمله ی اخیر در بین اتفاقات دیگر چندان مهم هم جلوه نکرد.
بررسی تشابهات این دو حمله و تفاوت هایش موضوع جالبی است.در باره نتایجشان هم میشود بررسی کرد.
نیروهای متفذ اجتماعی با نیروهای متنفذ سیاسی همیشه تطابق ندارند و عدم انطباق این دو به چالش های مردم / حکومت می انجامد و نتیجه این چالش ها به قدرت و تاثیرگذاری پایدار هر یک از دو جریان بر میگردد.
با نفوذ سیاسی میتوان تغییرات سطحی ایجاد کرد ولی بدون حمایت اجتماعی، نفوذ سیاسی در تغییرات اجتماعی ناکام است.
در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
=================================
مردم منشا اصلی مشروعیت (مقبولیت) تمام قوانین در تمام کشورها هستند. مردم هستند که قوانین را با انتخاب نمایندگانشان برای تصویب قوانین اساسی و عادی و با افکار و روح و وفاداری و عمل شان، مشروعیت می بخشند. این قاعده جهانی و جامع است.
هیچگاه، هیچ قانونی در برابر مردم قرار نگرفته و نخواهد گرفت، جز آنکه متناسب با خواست مردم تغییر میکند. کسانی که با تمسک به تمایلات خویش یا مصوبات داخلی و آیین نامه ها و قوانین عادی و غیر آنها مانع اعلام نظر و اعمال حاکمیت مردم میشوند، اشتباه میکنند.
علاقه ملت به کشور و تلاش ملت در چارچوب قانون اساسی را قدر بدانیم
بعضی تصور میکنند رسانه ها آدم میکشند
رسانه ها و خبرنگاران
روح جامعه را زنده میکنند یا میکشند
ولی معمولا آدم نمیکشند
شاید قیاس به نفس میکنند
ولی واقعیت آن است که معمولا
رسانه ها و خبرنگاران آدم نمیکشند
در نظام های استبدادی که فرمانروایان آن مقیّد به قانون نیستند و کشور را بصورت خودکامه اداره می کنند، روابط حکومت با مردم همواره یک سویه و آمرانه بوده و همه منافذ و مجاری اعلام نظر و اعتراض مردم نسبت به حکومت مسدود است.
در واقع می توان استدلال کرد که استبداد نتیجه مسدود شدن مجاری اعتراض و نظارت مردم بر عملکرد حکومت هاست.
تجربه هم نشان داده است که همه نظامهای استبدادی در اثر خواست و هوس یک اقلیت خودخواه که از نظارت و کنترل مردم گریزانند بوجود می آیند. از اینرو اگر مردم از نظارت بر عملکرد قدرت حاکم محروم شده و همه راه های اعتراض به کارگزاران حکومت به روی آنان بسته شود، حاکمیت استبداد امری اجتناب ناپذیر است.
به همین سبب واضعان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در بند 6 اصل سوم این قانون با بیان اینکه دولت به مفهوم حاکمیت موظف به تامین همه امکانات خود برای محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی است، در سایر اصول قانون یاد شده مرز میان نظام سیاسی ایران با نظام استبدادی را تبیین و تمهیدات لازم را برای جلوگیری از میل نظام به استبداد پیش بینی کرده است.
به بیان دیگر قانون گزار به منظور مسدود کردن منافذ استبداد، کم و بیش قائل به دو نوع آزادی فردی و اجتماعی برای شهروندان جمهوری اسلامی شده است.
در همه جوامع مدنی و حتی کشورهائی نظیر پاکستان ،آزادی تشکیل اجتماعات و راه پیمائی های اعتراض آمیز از مهمترین و مدنی ترین حقوق و آزادی های اجتماعی برای بیان مطالبات و نشان دادن اعتراضات جمعی نسبت به رفتار حکومت و کارگزاران آن محسوب می شود که اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی هم آنرا به رسمیت شناخته است.
با کمی دقت در اصول مختلف قانون اساسی بویژه بندهای 6 و 7 اصل سوم و اصول 9 و 27 قانون مذکور متوجه این واقعیت می شویم که در نظام جمهوری اسلامی، برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های اعتراض آمیز مردم علیه عملکرد هر یک از ارکان حکومت و یا دولتمردان، جزء حقوق مسلم مردم تلقی و متقابلا تامین شرایط و بستر لازم برای استفاده از این حق، برای دولت یک وظیفه قانونی به شمار می رود.
به همین دلیل در اصل بیست و هفتم قانون اساسی تاکید شده است که "تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح ، به شرط آن که مخلّ به مبانی اسلام نباشد آزاد است."
براین اساس از نظر مقنّن، دولت تنها در دو صورت می تواند مانع از استیفای این حق شود :
الف- اجتماعات و راه پیمائی ها مخلّ به مبانی اسلام باشد.
ب- بصورت مسلحانه برگزار شود.
به بیان دیگر استیفای حق مذکور در اصل بیست و هفتم قانون اساسی برای اصناف و اقشار مختلف مردم تنها موکول به عدم حمل سلاح و عدم اخلال به مبانی اسلام شده است و مادامیکه دو مانع یاد شده مفقود است، هیچ مقامی حق ندارد مانع از برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مردم شود.
اهمیت این قبیل آزادی های سیاسی تا آنجاست که حتی در اصل نهم قانون اساسی تاکید گردیده است " هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند."!
بنابراین از منظر قانون اساسی برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز به هیچ وجه نیازمند کسب مجوز از وزارت کشور و یا کمیسیون ماده 10 احزاب نیست و اگر قانونی هم برخلاف آن تصویب شده باشد، در تعارض آشکار با اصول 9 و 27 قانون اساسی است و اساسا نمی تواند از مشروعیت لازم و قابلیت اجرائی برخوردار باشد .
مشروح مذاکرات خبرگان قانون اساسی در زمان بررسی و تصویب اصل 27 این قانون، مویّد این نظر می باشد.
در زیر اجمالا به روند تصویب اصل مذکور می پردازیم:
کمیسیونی که مسئولیت رسیدگی به اصل 27 قانون اساسی را برعهده داشت نخست در جلسه 26 مورخ 31 شهریور و جلسه 28 مورخ اول مهر 1358 پیشنهاد خود را به شرح زیر به مجلس خبرگان ارائه داد:
"تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز آزاد است و مقررات مربوط به اجتماع و راه پیمائی در خیابان ها و میدان های عمومی به موجب قانون معین خواهد شد."
این پیشنهاد بدلیل آنکه آزادی اجتماعات مقّید شده بود با مخالفت خبرگان مواجه و رای لازم را کسب نکرد. در زیر به گزیده هائی از مخالفت های مطرح شده اشاره می شود:
-یکی از نمایندگان: "چرا ضرورت دارد که اعلام قبلی کنند؟ ضرورتی ندارد اگر مجلس بخواهند منعقد کنند یا در مسجد جمع بشوند بروند و اعلام قبلی بکنند،"
-یکی دیگر از نمایندگان: "نه اینکه به دولت اطلاع بدهند بلکه خودشان یک اعلامیه بدهند که فردا ما راه پیمائی داریم ،همین کافی است."
-یکی دیگر از نمایندگان: "مسالمت آمیز یعنی چه؟ این بهانه بدست عده ای می دهد."
-رئیس(آیت الله منتظری): "اگر بدون حمل سلاح و با اعلام قبلی ...هردو را حذف کنیم. باین شکل (اجتماعات و راه پیمائی در خیابان ها و میدان های عمومی آزاد است به شرط آنکه مخل امنیت و نظم عمومی و برخلاف مبانی اسلام نباشد) هیچ اشکالی ندارد."
-موسوی تبریزی: "تشکیل اجتماعات و راه پیمائی با اجازه قبلی آزاد است. اگر "با اجازه قبلی" را بگذاریم بهتر است."
-نائب رئیس(دکتربهشتی): "این درست برخلاف آن چیزی است که مورد نظر بود. یعنی ما می خواهیم بگوئیم اگر بخواهند در مسجدی اجتماعی تشکیل بدهند دیگر نیازی به اغلام قبلی نداشته باشد."
-ربانی املشی: "مجالس و محافل باید آزاد باشد. یعنی باید راه پیمائی در خیابان ها و اجتماعات در میادین آزاد باشد ولی دولت اسلامی هم باید اطلاع داشته باشد."
-نائب رئیس(دکتر بهشتی): "تهیه این متن (در کمیسیون) با توجه به این نکته بود که دست دولت ها را در جلوگیری از این راه اظهار نظر مردم باز نگذاریم. ما یادمان نرفته که چطور گرفتار بودیم...نباید(قانون را) طوری بنویسیم که آنها بتوانند در اصلش مداخله کنند بلکه باید در نظمش دخالت داشته باشند."
-خانم گرجی: "دولت باید امنیت اجتماع کنندگان را حفظ کند و تا اندازه ای آنرا تضمین نماید و نیز از درگیری های احتمالی جلوگیری به عمل آورد."
-نائب رئیس: "آنرا که دولت موظف است تضمین کند...اینجا مساله راه پیمائی و امکانش است."
-طاهری: "اینها باید محفوظ هم باشند که بتوانند حرفهای خودشان را بزنند. آمدیم یک عده ای به اینها حمله کردند اینها باید تامین جانی داشته باشند."
-بنی صدر: "این مطالب را بیان کردیم دیدیم صلاحش بر فسادش می چربد زیرا ممکن است دولت به عنوان اینکه امنیت کم شده یا زیاد شده بکلی جلویش را بگیرد.یعنی ما گفتیم که امنیت عمومی از وظایف دولت است و فکر کردیم قانون این نظم را پیش بینی می کند."
در ادامه جلسه 28 دکتر بهشتی نائب رئیس مجلس خبرگان پیشنهاد زیر را به نظرخواهی گذاشت که آن هم به تصویب نرسید:
"تشکیل اجتماعات و راه پیمائی در خیابان ها و میدان های عمومی به موجب قانون معین می شود."
جلسه مذکور با اظهار نظر های زیر ادامه یافت:
-شیبانی:"ما داریم قیدی را می گذاریم که بوسیله خودمان داریم پدر خودمان را در می آوریم."
-آیت: "منظور از راه پیمائی ...یا اعتراض است که باید آزاد باشد."
-فارسی: "اجتماعات و راه پیمائی یک وسیله ایست برای اظهار نظر و در حقیقت برای اظهار عقیده ،مثل تشکیل احزاب ،مثل نشر روزنامه و نشریه های دیگر همه اینها وسیله است. ما می خواهیم وسیله یا سوء استفاده از وسیله را تحریم کنیم ،مثل این است که فروش کاغذ را محدود بکنید و بگوئید هیچ کارخانه کاغذ سازی دائر نشود کاغذ فروشی ممنوع بشود مگر اینکه معلوم باشد در این کاغذ چه نوشته خواهد شد ... هیچ جای دنیا این کار را(توطئه) بوسیله راه پیمائی انجام نداده اند."
در جلسه 28 طرح مذکور به تصویب نرسید و ادامه آن به جلسه 64 مورخ بیستم آبان 58 موکول شد. در این جلسه پیشنهاد جدید کمیسیون مربوطه به شرح زیر قرائت شد:
"تشکیل اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز بدون حمل سلاح و با اطلاع و اعلام قبلی به شرط آنکه مخلّ امنیت و برخلاف مبانی اسلام نباشد آزاد است".
بعضی از نمایندگان با این پیشنهاد هم مخالفت کردند که در زیر به مخالفت رشیدیان اکتفا می شود:
-"شما مسئول هستید ،شما در اثر تظاهرات آمدید اینجا ،شاه هم تظاهرات را اینجوری نخواست گفت فقط حمل سلاح ممنوع است و باید با اعلام قبلی باشد نگفت مسالمت آمیز باشد....آن تظاهرات هیچوقت مسالمت آمیز نبود ،آتش زدن سینماها مسالمت آمیز نبود ،شکستن مشروب فروشی ها مسالمت آمیز نبود."
برای پیشنهاد فوق هم رای گیری شد اما رای لازم را به دست نیاورد.
بررسی طرح مذکور در جلسه 65 مورخ بیستم آبان 1358 هم ادامه یافت و رشیدیان مخالفت خود را با پیشنهاد جدید به شرح زیر بیان کرد:
-"این انقلاب زائیده اجتماعات و تظاهرات است و ما بجای اینکه اولین اصل بدون قید و شرط را راجع به تظاهرات و راه پیمائی ها تصویب بکنیم صد قید و بند بهش می زنیم وفتی گفتیم مخالف با مبانی اسلام نباشد خودش همه چیز را دارد باید بگوئیم تشکیل اجتماعات و راه پیمائی ها آزاد است یعنی اصل بر آزادی اجتماعات و تظاهرات باشد بعد اگر می خواهید شرطی می گذارید بگوئید خلاف مبانی اسلام نباشد."
در همین جلسه عاقبت طرح مورد بحث به شکل کنونی آن و به شرح زیر به تصویب رسید:
"تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح ، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است ."
اکنون برای پی بردن به رویکرد تنگ نظرانه بعصی از اصحاب قدرت نسبت به حق و آزادی مردم در برگزاری اجتماعات و راه پیمائی ها، موضوع اصل 27 قانون اساسی کافیست به اظهار نظر یکی از اعضای کمیسیون ماده 10 احزاب توجه نمائید:
اسدالله بادامچیان عضو کمیسیون ماده 10 احزاب که گوئی مسئولیت جیره بندی آزادی های قانونی مردم را برعهده دارد در جمع خبرنگاران مجلس در پاسخ به اینکه چرا وزارت کشور به کسانی که درخواست تجمع میکنند، مجوز نمیدهد، اظهار داشت:" در خواستهای مد نظر شما برای اقداماتی که مسالمت آمیز باشد، نبود"!
قائم مقام حزب موتلفه اسلامی با تاکید بر اینکه به این موارد نمیتوان مجوز داد، افزود:"برای امری که در آن اغتشاش ایجاد میشود، مجوز نمیدهیم چون وزارت کشور طبق قانون نمیتواند به تجمعهایی که زمینه ساز اغتشاش است، مجوز بدهد."
عضو کمیسیون سیاست داخلی و شوراها که ظاهرا از علم غیب و قدرت پیشگوئی نیز برخوردار است در پاسخ به اینکه پس چرا برای برخی تجمعات دیگر که از سوی حامیان احمدینژاد برگزار میشود، مجوز صادر میکنید؟ گفت:"چون احساس کردیم که آنها ارامش را حفظ میکنند. برای تجمعاتی که آرامش را حفظ میکنند میتوان مجوز صادرکرد اما برای تجمعاتی که آرامش را بهم میزنند و زمینه ساز اغتشاش است، نه"!
بنا به مراتب فوق به اعتقاد نگارنده این سطور محروم کردن معترضین از حق برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مسالمت آمیز ،عامل اصلی همه خرابی ها و جنایاتی است که در طول این مدت رخ داده است. زیرا در صورت تدارک شرایط مناسب برای برگزاری اجتماعات و راه پیمائی های مدیریت شده که حق متقاضیان آن است، مسئولیت مسالمت آمیز بودن آن مشترکا به عهده وزارت کشور و متولیان چنین مراسمی بود و هرگز جان و مال مردم این چنین در معرض تهدید قرار نمی گرفت.
لینک مطلب:
http://ifcnews.org/index.php?news=139
صدای الله اکبرها را می شنوند؛ ولی در جریان چیزهای دیگر فکر نمی کنم باشند. گفتند یک قران و یک مفاتیح دارند؛ فکر نمی کنم در جریان چیز دیگری باشند. فقط از ما خواستند برایشان حافظ ببریم.
نوشابه امیری - به دنبال پخش شایعه درگذشت سعید حجاریان در زندان با همسر وی تماس گرفتیم. وی ضمن رد این شایعه از ملاقات با حجاریان خبر داد،هر چند تاکید کرد که او در شرایط بسیار نگران کننده ای قرار دارد.
خانم حجاریان که در صدایش اندوه سنگینی موج می زد،از ملاقات با همسرش در زندان اوین خبر داد و گفت:من امروز ایشان را دیدم
کجا بودند؟
بازداشتگاه اوین
چی شد که ملاقات دادند؟
نمی دانم چرا ملاقات دادند و علت موافقت شان با ملاقات چه بود؛ولی هر چه بود وضعیتشان اصلا خوب نبود.به هر حال می دانید که ایشان از ترور ده سال پیش به شدت آسیب دیدند.در واقع زنده ماندن ایشان یک معجزه بود ولی بعد از آن بسیار ناتوانند و در واقع به لحاظ فیزیکی مثل یک کودک شیرخوار هستند.اصلا بازداشت و نگهداری ایشان، فشار زیادی بر وی وارد می آورد.فشار خون او همیشه پایین بود ولی امروزکه فشارش را گرفتم بسیار بالا بود. برای همین به شدت نگران سلامتی او هستم.الان فشار سنگینی روی اوست. او الان فقط نگران خودش نیست، نگران وضعیت جامعه و انقلاب هم هست. در واقع آقای حجاریان زندگیش را در این راه گذاشته است.
توانستید صبحتی هم بکنید؟
نه؛ صحبت ها در حد سلام و احوالپرسی بود ولی صورتش مرتب از اشک خیس می شد.یعنی قیافه نشان می داد که به شدت از وضعیت پیش آمده متاثر و نگران است که خدای ناکرده اتفاقی برای ایران بیفتد.
ملاقات پشت شیشه بود؟
نه؛حضوری بود.
تنها بودید؟
نه با برادرشان و پسرم رفته بودیم.
مامورین هم بودند؟
بله؛بودند و دوربین گذاشته بودند. البته به نظر نمی رسید ضرب و جرحی شده باشند، ولی وضعیت شان اصلا خوب نبود. من نگران هستم که سکته بکنند. یعنی اگر خدای ناکرده مشکلی برایشان پیش بیاید اینها می خواهند چطور جوابگو باشند.
ایشان وقتی بیرون بودند خودشان می توانستند به تنهایی از عهده کارهای روزمره شان بربیایند؟
او با واکر راه می رود و با کوچکترین حرکتی زمین می خورد. این اتفاق بارها در خانه افتاده بود ولی حالا اگر این اتفاق در آنجا بیفتد بسیار سنگین تمام خواهد شد؛فرض کنید سرش به جایی بخورد؛آقایان چطور می خواهند جوابگو باشند. یا به هر حال با توجه به اینکه فشارش بالا رفته وغذای زندان هم غذای مناسبی نیست، اگر چربی خونش بالا برود بسیار خطرناک است.برایش آسپیرین گذاشته اند ولی آسپیرین می تواند باعث خونریزی معده شود،و اگر این اتفاق بیفتد معلوم نیست چه عواقبی به دنبال داشته باشد.حالا اگر بیرون باشند این چیزها قابل کنترل است ولی در آنجا نمی دانم چه خواهد شد.
داروی مخصوصی می خورند؟
بله، او داروهای زیادی می خورد از جمله داروی آرامبخش.روزانه ده تا قرص می خورند که حرکت های اضافه را کنترل کند. هر کدام از این قرص ها می تواند مصرف کننده را تا دو روز بخواباند.
الان این داروها را دارند؟
بله برایشان بردیم.
از کسانی که آنجا بودند نپرسیدید بردن کسی مثل ایشان برای چیست؟
آنها کاره ای نبودند؛مامورانی بودند که فقط آنجا بودند؛ بنده خداها آن هم مثل بقیه مردم.
با مسئولین تماسی گرفته اید؟مثلا با آقای مرتضوی که ظاهرا اداره این امور به ایشان محول شده؟
بله ؛آقای مرتضوی می گوید ایشان در حزب فعال بوده.خب این حزب که غیرقانونی نبوده.قانونی فعالیت می کرده.همه چیز شفاف بوده.ایشان هم در سال دو سه تا مقاله بیشتر نمی نوشتند که این مقاله هم در روزنامه هایی چاپ می شده که مجاز بوده.کار خاصی انجام نداده.
الان مهم ترین نگرانی شما در مورد آقای حجاریان چیست؟
من بیشتر نگران سلامتی ایشان هستم.یعنی از یک طرف مظلومیت ایشان خیلی من را متاثر می کند.یعنی اینکه چنین موجودی را ببرند باز جویی کنند و تحت فشار قرار دهند برای من خیلی خیلی رقت آوراست. نمی توانم تحمل کنم.من دلم نمی خواهد چهره کشورم را چیزی شبیه اسراییل ببینم که یکی از رهبران فلسطین را با وضعیت جسمی مشابه در زندان نگاه داشتند و وقتی هم بیرون آمد دوباره ترورش کردند.کشور من از این نظر کشور خوشنامی بود؛ من دلم نمی خواهد این چیزها را ببینم.یعنی اصلا این چیزها برای من باورکردنی نیست؛ برای این انقلاب همه ما زحمت کشیدیم؛ همه مردم زحمت کشیدند؛خود من یکی از این مردم. زندان رفتم. شکنجه شدم و زجر کشیدیم تا این سیستم آمد. سال های سال احساس خوشبختی می کردم.دلم نمی خواهد این چهره برای من مغشوش بشود.
آقای حجاریان می دانستند بیرون چه خبر است؟از درگیری ها و ... خبر داشتند؟
صدای الله اکبرها را می شنوند؛ ولی در جریان چیزهای دیگر فکر نمی کنم باشند. گفتند یک قران و یک مفاتیح دارند؛فکر نمی کنم در جریان چیز دیگری باشند. فقط از ما خواستند برایشان حافظ ببریم.
با شناختی که از آقای حجاریان دارید فکر می کنید اگر می فهمیدند که بچه های مردم اینطور در خیابان ها کشته می شوند چه حالی می شدند؟
من البته چیزی نگفتم تا حالش بدتر نشود ولی فکر می کنم گریه هایی که می کرد به خاطر همین چیزها بود. ایشان متاثرند نظامی که در ایجاد، تقویت و بقایش نقش داشتند،و می خواستند زوایایی را که در آن دچار مشکل بود اصلاح کنند،حالا دچار این وضع شده. این برایش خیلی دردناک است.
آقای حجاریان پیش از این ماجراها،به این انتخابات چه امیدی داشتند؟
ببینید این اتفاقات خیلی غیرمنتظره بود.او بیشتر منزل بود. دوستانش که سرگرم انتخابات بودند و او هم که نمی توانست این طرف و آن طرف برود.وقتی من از سرکاربه خانه بر می گشتم می گفت چه خبر؛می گفتم من که خبر خاصی ندارم ؛روزنامه ها را بخوان.می گفتم: چه می شود؟جواب می دادند:نگران نباش.درست می شود.حالا اینطور شد.من الان تنم از هر طرف زخم خورده. یکی وضعیت شوهرم؛یکی وضعیت جامعه. یکی وضعیت جوان ها را می بینم. واقعا دلم می خواهدببینم که این نظام به صراط مستقیم برگردد.
چطوری ممکن است؟
اگر عقل ها جمع بشود،عملی است. بارها از این اتفاقات افتاده ولی با تدبیر جمعی حل شده.
ولی الان خون بچه ها این وسط است
آن بچه ها همگی آرزوی اصلاح امور را داشتند واگر این اصلاح اتفاق بیفتد خون آنها پایمال نخواهد شد.
عدالت بیش از هر کس بر فرمانروایان فرض و واجب است
و آزادی بیش از هر کس بر مردمان
و این دو
چون دو جریان حیاتبخش
جامعه را از صدر تا ذیل
پاک میکند
رهبران عادل
جامعه ی آزاد
به راه حق نزدیکتر است
عدالت بی آزادی : کمونیسم ویرانگر است
آزادی بی عدالت : سرمایه سالاری استعمارگر است
و ابزار استعمار و ویرانگری : زور است
میگویند ترس برادر مرگ است
ترس از مرگ هم بدتر است
شاید به همین دلیل است که مستبدان عالم
ترجیح میدهند مخالفان خود را بترسانند تا بمیرانند

در زندگی مان افراد زیادی را می بینیم و می شناسیم که بعضی از آنها را بر بعضی دیگر ترجیح میدهیم. دوستان و آشنایانم میدانند که افراد بسیاری را میشناسم و به نوعی با آنها آشنا یا دوست و همکار و همراه بوده ام، از عوام و خواص. در میان همه کسانی که میشناختم، همواره از برادر عزیزم غلامرضا ظریفیان به عنوان چهره ی شاخص و برتر ارزشی و اخلاقی یاد کرده ام. وی یکی از سالم ترین و با اخلاق ترین و خدوم ترین چهره هایی است که تا به حال دیده ام و میشناسم و شنیدن خبر بازداشت افرادی چون ایشان، گرچه این روزها امر غریبی نیست، قلبم را فشرد.
اینکه وی یک مبارز دوران ستمشاهی و نیز قائم مقام و همرزم شهید محمد بروجردی مسیح کردستان بود و در عین حال در عرصه های اخلاقی و علمی و سیاسی نیز شخصیتی ممتاز و موفق بود، برایم بسیار جالب و الهام بخش بود. توجه وی به تعالیم دینی به خصوص آیات الهی و سخنان حضرت امیر المومنین علی علیه السلام و استفاده از آنها در زندگی روزمره بارز و تاثیرگذار بود.
امیدوارم خیلی زود آزاد شوند و این مصیبت های اخیر که گریبانگیر کشور شده است، از ساحت انقلاب و نظام سیاسی و اجتماعی و کشور دور شود.
خواست و اراده مردم واقعیت موثر در همه جوامع است
در کشورهایی که شاهد سرکوب این خواست هستیم
شرایط به گونه ای پیش می رود تا رهبری و اطلاع رسانی و امید از مردم گرفته شود
در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد کارکرد عظیم و نقش مهم رهبری و ارتباط با مردم و امید ناشی از ایمان دینی مردم بودیم.
مستبدین نمیتوانند مردم را نابود کنند، چرا که سوء استفاده از مردم بخش اصلی از هدف آنها و استبداد وسیله ی چنین سوء استفاده ای است.
مستبدین نمیتوانند همه ی رهبران معارض و معترض خود را نابود کنند، چرا که رهبران زاده میشوند و باقی می مانند و برخورد با آنان دشوار و پرهزینه و دردسرساز است.
مستبدین گرچه تلاش میکنند ولی نمیتوانند اطلاع رسانی را نابود کنند و اطلاع رسانی همچنان ممکن خواهد بود
آنچه مستبدین مستقیما هدف قرار میدهند، امید به تغییر است. نابودی امیدها است که میتواند مردم را فرقه فرقه، رهبران را خانه نشین و اطلاع رسانی را بی فایده کند.
در نهضت اسلامی امام خمینی ره، پیروزی خون بر شمشیر محور اصلی امید و انرژی برای تغییر بود. یعنی شکست معنا ندارد. امام بارها گفتند که شکست در اسلام معنا ندارد.
جهان بینی دینی جهان را بزرگ و زندگی را ابدی و این دنیا را بخش کوچک و مقدمه ی زندگی واقعی انسان میداند.
راه کار قانونی در هر کشور در برابر آشوب یا انقلاب قرار دارد. در رژیم ستمشاهی، قانون به حدی از ناکارآمدی رسید که پاسخگوی اعتراضات مردم به ظلم و ستمی که میدیدند نبود و تمامی اعتراضات متوجه مقام اول کشور میشد و وی نیز هیچگونه مسئولیتی بر اساس قانون نداشت و عملا نیز به خواست ملت بی توجهی میکرد و به همین دلیل حضرت امام خمینی ره مردم را به سوی تغییر رژیم رهبری کردند و انقلاب اسلامی ایران در ٢٢ بهمن ۵٧ به پیروزی رسید.
در جمهوری اسلامی که محصول تلاش ملت ایران در طول سالیان دراز است، ظرفیت های قانونی زیادی برای اصلاح وضع موجود وجود دارد که بن بست های ظاهری را میشکند و جریانات افراطی را رسوا میکند. بعلاوه در عصر ارتباطات و تعاملات اجتماعی و حضور سلایق مختلف و حتی متضاد در عرصه های موثر فرصت مناسبی برای تغییر شرایط مبتنی بر خواست مردم است که همگی راه حل های سیاسی را پیش روی فعالین سیاسی و مردم قرار میدهد. تفاوت حرکت فعلی مردم با تحرکات گروههای افراطی داخلی و خارجی در همین نکته نهفته است.
اعتراض قانونی و حفظ مستمر آرامش و وحدت، راهگشای حل مشکلات فعلی است و احزاب و تشکل های سیاسی قانونی محمل مناسبی برای این تغییر هستند.
"بسم الله الرحمن الرحیم
لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما
مردم شریف ایران
تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق و صیانت از رأی تان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت، اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند. اینجانب ضمن محکوم نمودن اقدامات وحشیانه و کشتار مردمی که صرفاً خواستار احقاق حق خود هستند ، لازم می دانم نکاتی را درباره این رخداد و تحولات مربوط به آن به آگاهی ملت برسانم:
1. همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است.
2- دولت با همکاری سازمان صداوسیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد. غافل ازآن که اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند؛ موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران، خوش آمد نمی گوید.
3- دستگیری های گسترده ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است، نشان دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردم ندارند و با توهم اینکه سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت های مردم قرار دارد، خود را تسلی می دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش های مردم خبر از ادامه دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می دهد. اینجانب دستگیری های وسیع اخیر را محکوم می کنم و هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم را برای توسعه اعتراضات می افزاید.
4- اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانواده های این عزیزان همدردی و همراهی کرده اند سپاسگزاری می کنم و این سنت حسنه را برآمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می دانم.
میرحسین موسوی"