آگاهی در ایجاد اعتماد نیز موثر است
تبادل در ایجاد اعتماد موثر است
تبادل آگاهی در ایجاد اعتماد بسیار موثر است
...
در روز آگاهی بخش
بهتر از شب ناآگاهی
اعتماد می کنیم
آگاهی در ایجاد اعتماد نیز موثر است
تبادل در ایجاد اعتماد موثر است
تبادل آگاهی در ایجاد اعتماد بسیار موثر است
...
در روز آگاهی بخش
بهتر از شب ناآگاهی
اعتماد می کنیم
انقلاب اسلامی ملت ایران بدون نام روح الله خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست و این نام اگر هست که هست، از اساس، به رفتارها و عملکردهای ایشان وابسته است و نه دلخواسته های هواداران و مخالفان ایشان که البته تبلیغات آنان نیز موثر است.
رهبران جهان همیشه مورد قضاوت های سخت قرار گرفته اند و می گیرند و کوچکترین خطاهای آنان بزرگ شمرده می شود و این سلسله قضاوت ها در طول تاریخ ادامه می یابد تا آنجا که اگر می شنویم و می خوانیم: تاریخ قضاوت می کند، در واقع طنین و انعکاس قضاوت از رفتار و عملکرد رهبران بزرگ و موثر تاریخ است.
فاصله میان صدام حسین و امام خمینی، مهاتما گاندی و قذافی، بسیار است. آموختن این نکته نه تنها برای ما انسان های معمولی و دور از سیاستمداری مفید است که برای رهبران و سیاستمداران حائز اهمیت است. باشد که همگان از تاریخ عبرت بگیریم. ان شاء الله
*****
امام خمینی و مهاتما گاندی: رهبران راستین بشر
همانگونه که نهضت اسلامی مردم ایران، با نام امام خمینی پیونده خورده، نهضت استقلال هندوستان نیز با نام مهاتما گاندی پیوند خورده است. مدتی قبل گزارش مفصلی از زندگی مهاتما گاندی و نهضت مردم هندوستان را در یکی از شبکه های تلویزیونی دیدم و متوجه نکات جالبی از شباهت های نهضت های مردم ایران و هند و زندگی و هدف و روش مبارزاتی این دو رهبر بزرگ جهانی شدم که در اینجا فهرست وار و مقایسه ای تقدیم می شود. باشد که در شناخت بهتر ما از گذشته و حال مفید و سرمایه شناخت آینده ما باشد:
* الگو برداری از نهضت کربلای امام حسین ع
امام خمینی بارها به این نکته که نهضت اسلامی مردم ایران از نهضت امام حسین ع درس گرفته است، اشاره کرده اند و روش و سلوک ایشان و پیروانشان نیز گواه همین مساله است
مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) نیز می گوید : من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند
* هر دو رهبر سن بسیار بالا و تجربه فردی زیادی داشتند
* هر دو سختی های مبارزه را از جوانی و میانسالی تجربه کرده اند و سالها رنج مبارزه را در حبش و تبعید کشیده اند
* هر دو شخصیت روحانی بودند
* هر دو صد استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند و نقش استعمار خارجی ( انگلوساکسن ) را در بدبختی کشورشان می دیدند و آن را در اولویت مبارزه خویش قرار میدادند
* هر دو صلح دوست و مخالف بکارگیری سلاح در مبارزه بودند. آن هم در شرایطی که مبارزه مسلحانه قاعده بود
* هر دو شخصیتی اخلاقی و عرفانی داشتند و معلم اخلاق محسوب می شدند
* تاکید هر دو بر نقش زنان در جامعه سنتی و ضد زن ایران و هند و اهمیت آن در پیروزی نهضت و سازندگی آن بود
* تاکید بر اولویت تزکیه و تغییر درون انسان ها برای ایجاد تحول اجتماعی مبتنی بر آموزه های دینی و اخلاقی
* تاکید بر غرور ملی و لزوم مبارزه برای سرافرازی. مهاتما گاندی میگفت: کرم ها له میشوند و امام خمینی میگفت شاه و آمریکا هیچ غلطی نمی توانند بکنند
* نوعی شجاعت و سرکشی در برابر سرکشان از آنان دیده می شود و برعکس در برابر مردم خویش فروتن بودند و خود را خدمتگزار ملت می دانستند
* دشمنان مستقیم خود را سران کفر و نفاق می دانستند و نه نظامیان شاه و ساواکی های معمولی یا سربازان انگلیسی و هندو در ارتش بریتانیا
* خود را از مردم میدانستند و نه متمایز از آنها و مطابق طبقات ضعیف جامعه و بی تشریفات زندگی میکردند، تا آنجا که پیروی از آنان برای دیگران ممکن نبود یا نشد
* به مسائل جهانی و رسانه ای آگاه بودند و از امکانات جهان رسانه استفاده موثر می کردند. گاندی از رسانه ها در سفر مشهورش به لندن و امام خمینی از آنها در سفر مهم اش به نوفل لوشاتو فرانسه به خوبی استفاده کردند و عدم مشروعیت دشمنانشان و محبوبیت جهانی نهضت خویش را تثبیت کردند.
* از سنت ها تجلیل می کردند و از مظاهر بیگانه پرهیز داشتند و لباس سنتی و غیر غربی استفاده میکردند
* اولویت شان آزادی از استبداد داخلی و استعمار خارجی بود که در شعار استقلال و آزادی نمودار می شد و رمز موفقیت کشور را در خودباوری و دیگر نتایج ناشی از آزادی می دانستند
* مریدان بسیاری داشتند. مهاتما گاندی برای هندوها نیمه خدا بود و امام خمینی برای ایرانیان مرجع و رهبر بلامشابه دینی بود.
* بیشترین مخالفت با آنها از سوی تندروهای مذهبی بود. تند رو های هم سلک: روحانیون متحجر و درباری و قدرت طلب / هندوهای افراطی
* فداکاری برای نهضت و طرح شعار: یامرگ یا آزادی. مهاتما میگفت: آزادی یا مرگ. امام نیز بارها بر ایستادگی تا مرگ تاکید میکردند و آن را با خشنودی پذیرا بودند
* استعمار پس از شکست استبداد وابسته در داخل در خشونتهای پس از پیروزی مشارکت کرد و هزینه های سنگینی را تحمیل کرد: پانصدهزار کشته از مسلمان و هندو در هندوستان و چند صدهزار کشته و مجروح در جنگهای داخلی و جنگ با عراق و اقدامات تروریستی
* هر دو فرزندانشان را از دست دادند: یکی مرگ نابهنگام و شاید ترور خاموش و دیگر الکلی شدن و از دست رفتن. که این دو حادثه بر روحیه پدرانشان تاثیر میگذارد
* احترام ظاهری و رسانه ای استعمارگران شکست خورده به نهضت در ابتدای پیروزی آن ها و همزمان اقدام به توطئه بر علیه آنها و عبور از نهضت
* نقش راهپیمایی مردمی بعنوان ابزار مهم ارتباطی و انتقال احساس مشترک و مردمی کردن مبارزه. راهپیمایی نمک در هندوستان سوژه مهم رسانه های جهان شد و راهپیمایی های ایران نیز پشتوانه ی رای عدم اعتماد ملت به حکومت محسوب گشت
* رمز مشترک دو نهضت:
رمز نهضت استقلال هند: پیروزی حق بر قدرت
رمز نهضت اسلامی مردم ایران : پیروزی خون بر شمشیر
* وحدت مردم در اوایل نهضت بسیار گسترده بود و شامل مذاهب و عقاید مختلف می گردید
* تاکید رهبران بر وحدت همه مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور
* سرکوب فوری و بی قاعده مخالفان در تظاهرات خیابانی با ایجاد حکومت نظامی پیش بینی نشده و کشتار فردای آن
١٧ شهریور ۵٧ در میدان ژاله تهران
کشتار ١٩١٩ در هند
و تاثیر این جنایات در پیشرفت نهضت
* رهبران در معرض خطر و در صحنه حاضر بودند و از مرگ نمی ترسیدند: مهاتما در آخرین لحظه زندگی گفت: راما ( خدا ) امام خمینی نیز در وصیت نامه شان از دل آرام خویش گفتند. همه چیز حتی مرگ را در برابر هدف خود کوچک می دانستند
* افکار عمومی جهانی از هر دو نهضت حمایت می کرد
* هر دو جنبشی محبوب و از جنس ایمان و صلح و دوستی و آزادی بودند که به سرعت فراگیر شدند
* شعارها:
استقلال: اهمیت استقلال دانشگاهها که مبدء همه چیز در کشورند،
لباس خارجی نپوشیم، نفی وابستگی فرهنگی به غرب
مهاتما گاندی: ما در بردگی خودمان به صورت غیرمستقیم سهیم هستیم.
* هر دو جذبه شخصیتی فوق العاده داشتند که دیگران حتی مخالفانشان از آن یاد می کنند
* پدر ملت بودند و با رفتنشان مردم احساس بی پدری کردند
* در مراسم سوگواری شان، میلیونها انسان از خود بیخود شده به تشییع آمدند. یک میلیون نفر به دهلی آمدند و در مراسم مهاتما گاندی هفتصد و پنجاه هزار نفر حاضر بودند و در مراسم امام خمینی میلیونها نفر حاضر شدند

* هر دو نهضت و رهبر نهضت الهام بخش آزادگان جهان شدند
* ایمان قوی به خدا و اعتماد به ملت توامان داشتند و میان مبارزه و دین جمع کردند. موضوعی که فرهنگ سیاسی مبارزه در آن روزگار درک نمی کرد و امکان مبارزه مستقل از ابرقدرتهای شرق و غرب متصور نبود و هر دو در نهضت عدم تعهد در اوایل استقلال شان نقش موثری ایفا کردند
* عدم محوریت احزاب سیاسی در نهضت آنها به دلیل نقش محوری رهبری در نهضت و سنتی بودن جامعه. ارتباط مستقیم رهبر با مردم و سرعت رشد نهضت، احزاب و گروههای سیاسی را جا گذاشت
* شباهت ایران و هند از نظر قومیت و نفوذ مذهب و درگیری با استعمارگران و سابقه تمدنی کهن نیز از مشابهت های شرایط آنان است
* و هر دو نهضت به پیروزی رسیدند، هر چند مشکلات عظیمی در مسیرشان پدید آمد و همچنان ادامه دارد. از داخل و خارج علیه هر دو نهضت تلاش کردند تا مسخ و نابود شود. تفرقه قومی و مذهبی و تلاش جهت تجزیه در هر دو مطرح شد و در مورد هندوستان به تجزیه و ظهور پاکستان شرقی ( بنگلادش ) و غربی(پاکستان) منجر شد
رابطه بین پیشرفت های عظیم علمی کشور و پیروزی انقلاب اسلامی در چیست؟
آیا پیروزی انقلاب اسلامی به توسعه علمی کشور انجامیده است و این توسعه ناشی از تلاش های پیشین نبوده یا انقلاب اسلامی در برابر توسعه علمی کشور ایستاده است و مخالف آن بوده است؟
طرح بعضی سوالات و پاسخ ها در بعضی شرایط دشوارتر از شرایط دیگر است. تصور من آن است که طرح این پرسش در این شرایط از جهات مختلفی دشوار است و شاید در گذشته و آینده نزدیک چنین سختی و دشواری وجود نداشته باشد ولی با این وجود پاسخ به این پرسش ها نیاز همیشگی ما است چرا که به ما نشان می دهد که مسیر اعتلای علمی کشور از کدام سو است
بعضی معتقدند که کشور ما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در مسیر رشد و توسعه پایدار بوده است و اگر هم در بخش سیاسی رشد و توسعه ای در مفهوم امروزی نبوده و امور سیاسی و مدیریتی کشور از سوی شاه و دربار و نزدیکان و پیروان او اداره می شده ، در عوض در زمینه آزادی های اجتماعی، ایجاد فرصت حضور زنان در مسئولیت هایی مانند قضا و ارتباط سیاسی هماهنگ با ابرقدرت های جهان، بستر پیشرفت های خوبی شده است. حضور خاندان سلطنتی و دربار در فعالیت های اقتصادی و مالکیت بنگاههای بزرگ نیز مانع ادعای ایشان محسوب نمی شود. تاکید این گروه بر اهمیت آزادی های فردی اجتماعی در توسعه عمومی اجتماعی است و اهمیت توسعه اقتصادی و سیاسی را در درجه دوم اهمیت قرار می دهند.
بعضی دیگر معتقدند که بستر رشد و توسعه تمرکز قدرت سیاسی دوران پهلوی، زیانبار بوده است و اساسا توسعه همه جانبه کشور به مدیریت کشور و فرهیختگی و آزادگی سازمان اجتماعی و مدیریت جامعه باز می گردد. این آزادی است که موجب توسعه در همه حوزه ها میگردد و بالاترین سطح آزادی نیز حق اعمال حاکمیت مردم بر حکومت است که بدون آن هیچ رشد و توسعه پایداری ممکن نیست و اگر هم در گوشه و کنار شاهد رشد و توسعه ای باشیم، ابتر خواهد ماند
بخشی از پیشرفت های ایران مرهون تغییر شرایط جهانی است. چرا که کاروان بشریت از بعضی جهات پیشرفت کرده اندبخشی ناشی از تداوم موفقیت ها و پیشرفت های پیشین یعنی عصر پهلوی است
بخشی نیز ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی است
همانگونه که مشکلات کشور نیز چنین است
تشخیص وزن هر یک از اهمیت زیادی در تحلیل جامع برخوردار استدیدگاهها و نگاههای متفاوتی وجود دارد
بررسی نقش تاریخی انقلاب اسلامی در مداخله ملت در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و پیشرفت های این حوزه موضوع بسیار مهم و تعیین کننده ای است
خواست و اراده مردم واقعیت موثر در همه جوامع است
در کشورهایی که شاهد سرکوب این خواست هستیم
شرایط به گونه ای پیش می رود تا رهبری و اطلاع رسانی و امید از مردم گرفته شود
در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد کارکرد عظیم و نقش مهم رهبری و ارتباط با مردم و امید ناشی از ایمان دینی مردم بودیم.
مستبدین نمیتوانند مردم را نابود کنند، چرا که سوء استفاده از مردم بخش اصلی از هدف آنها و استبداد وسیله ی چنین سوء استفاده ای است.
مستبدین نمیتوانند همه ی رهبران معارض و معترض خود را نابود کنند، چرا که رهبران زاده میشوند و باقی می مانند و برخورد با آنان دشوار و پرهزینه و دردسرساز است.
مستبدین گرچه تلاش میکنند ولی نمیتوانند اطلاع رسانی را نابود کنند و اطلاع رسانی همچنان ممکن خواهد بود
آنچه مستبدین مستقیما هدف قرار میدهند، امید به تغییر است. نابودی امیدها است که میتواند مردم را فرقه فرقه، رهبران را خانه نشین و اطلاع رسانی را بی فایده کند.
در نهضت اسلامی امام خمینی ره، پیروزی خون بر شمشیر محور اصلی امید و انرژی برای تغییر بود. یعنی شکست معنا ندارد. امام بارها گفتند که شکست در اسلام معنا ندارد.
جهان بینی دینی جهان را بزرگ و زندگی را ابدی و این دنیا را بخش کوچک و مقدمه ی زندگی واقعی انسان میداند.
بحث وبلاگی در میز انقلاب (نقد بوترابی) از وبلاگ حاج محسن:
===================================
توضیحات بوترابی:
از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با ملتبرای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است.
انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد.
٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ...
لحظاتی که یک فرد در نقش قهرمان ظاهر میشود و حماسه می آفریند، هرگز از خاطرش فراموش نمیشود. وقتی با ورزشکاران موفق صحبت کنیم می بینم که لحظات خاص را با چه شور و شوقی بیان میکنند.
حالا تصور کنید که یک ملت حماسه آفرین شود. پیروزی انقلاب اسلامی چنین بود. میلیونها نفر در رسیدن به یک هدف بزرگ و مشترک یعنی نابودی رژیم استبدادی شاه با یکدیگر همراه شدند و در یک تعامل اجتماعی عمیق و همه جانبه، خاطره ای فراموش نشدنی در حافظه ی تاریخی ملت ایران آفریدند.
وابستگی پیروزی انقلاب اسلامی به نقش مردم و زنده بودن خاطره آن میتواند بزرگترین پشتوانه مردم سالاری محسوب شود.
به دهه ی فجر نزدیک میشویم که فرصتی برای شادمانی از تحقق جمهوری اسلامی (مردم سالاری دینی ) و نیز فرصتی برای بیان و تبیین تاریخ انقلاب اسلامی است.
اصول و مبانی انقلاب اسلامی که با شخصیت و اندیشه ها و عملکرد امام خمینی شناخته میشود، آنگونه که بایسته و شایسته است تبیین نشده است. همچنین تاریخ پس از انقلاب نیز گرچه به روایتهای مختلف بیان شده است ولی هنوز جای کار بسیار دارد.
امید است که فرصت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از این کمبودها را جبران کند.
در مرحله اول جهاد
رفع ظلم و ستم بیگانه و مستبد دست نشانده و استقلال کشور و آزادی عمومی جامعه هدف بود. با امتناع و مخالفت به نتیجه می رسیم و وحدت راحت تر اتفاق می افتد و پیچیدگی ها کمتر است. همچون مرحله نخست انقلاب در مصر که هنوز به پیروزی هم نرسیده است
در مرحله بعد، آزادی واقعی انسان ها از زندان احساس و اندیشه های خرافی و غیرالهی هدف است. که قدمی بزرگتر و سخت تر و متکی به ابزارهای انسانی تر است
اینگونه است که استقلال خواهی امام خمینی ره مطلع آزادی خواهی است و معنای سخنان مکرر امام در مبارزه با هوای نفس و دنیاخواهی و تاکید بر جهاد اکبر را بهتر درک میکنیم
اگر شمشیر بر خون پیروز می شد
قهرمان کربلا، امام حسین ع نبود. زینب نبود.
قهرمان کربلا، یزید و عمر سعد و بن زیاد و شمر بودند
و پیروزی واقعی خون بر شمشیر به همت آگاهی رسانی زینب و زینبیان آشکار می شود
...
1. جنگ شمشیر با شمشیر به پیروزی شمشیر بلندتر و محکم تر و تیزتر می انجامد و به حقیقت هر دو بازنده اند
2. جنگ شمشیر با خون. به پیروزی همیشگی خون می انجامد مگر آنجا که آگاهی رسانی ممکن نیست و از آن نیز خبری نیست که نیست
3. و خون با خون جنگی ندارد جز در تراژدی های استثنایی که آن نیز عاریه ای است و به واقع خون ها به هم می آمیزند تا صلح برانگیزند
رفتار یزیدی
رفتار حسینی
در نهضت امام خمینی و به خصوص در مراحل پایانی که مقبولیت آن از سطح نخبگان مذهبی و روحانیون به سطح عمومی مردم گسترش یافته بود، شاهد شکل گیری یک جبهه متنوع و از جهاتی متناقض در برابر شاه بودیم. محمد رضا شاه در طول سی و اندی سال حکومتش بر ایران، گروههای سیاسی و اجتماعی و مذهبی متنوعی را ناراضی کرده بود و به همین دلیل مخالفت های متنوعی را برانگیخته بود و به دلیل قدرت نظامی (که خود بزرگ ارتشتاران و فرمانده کل قوا بود) و سیستم مخوف امنیتی اش( که با خودش هماهنگ بود و خارج از قدرت نخست وزیر) و به اعتبار پول نفت اش، گوش شنوایی نداشت و به نخبگان مذهبی و سیاسی و اجتماعی و تذکرات آنان وقعی نمی گذاشت
محمد رضا شاه با سانسور و فشار بر مطبوعات و کنترل انحصاری رادیو تلویزیون ملی ایران، سعی می کرد که افکار عمومی را کنترل کند و یا لااقل از روشنگری و تجمیع حس مخالفت با شاه جلوگیری کند و از ظهور شبکه ارتباطی مساجد و هیئت ها و رسانه ای به نام رادیو وپیام های صوتی ضبط شده بر روی نوار کاست غافل بود
وی با جمع کردن بساط احزاب و محدود کردن عرصه به دو حزب فرمایشی و در نهایت یک حزب وفادار به شاه، راه دیکتاتوری و تمرکز سیاسی را با شتاب طی کرد، بدون آنکه به زیرساخت های تنوع گرا و جریانات اجتماعی رو به رشد و شرایط جهانی و الزامات آنها توجه کرده باشد
شاهی که بر اساس قانون اساسی مشروطه، مظهر وفاق و وحدت ملت می بایست باشد و به عنوان شخص غیرمسئول در امور اجرایی دخالت نکند تا مرجع حل اختلافات در سطح ملی باشد، عملا طرف اصلی درگیری و دعوا با نخبگان و خواص مذهبی و سیاسی و اجتماعی و به دنبال آنان، اکثریت قاطع ملت شد
شاه تلاش کرد به کمک دربار و دست آموزان دربار، اقتصاد و سیاست و جامعه را تحت کنترل خود قرار دارد و وفاداری به شاه را جایگزین عقلانیت و منافع ملی کند
وی با نقش پر رنگی که در همه جا برای خود و تشکیلات منتسب به خودش تعریف کرد، مستقیما مسئول اصلی امور کشور وهدف اعتراضات شد
اعتراض جمعی نیروهای اجتماعی و به دنبال آنها نیروهای سیاسی، که از پانزده خرداد رنگ و بوی مذهبی تر نیز گرفته بود، مبنایی برای تشکیل جبهه اعتراضی شد که تمامی مخالفان شاه، حتی مخالفان غیرمذهبی یا ضد مذهبی را دور هم جمع کرد
حکومت شاه متقابلا، به جای پذیرش نقش خودش در ایجاد جبهه متنوع مخالفان، به فرافکنی و تبلیغات دروغین پرداخت. در واقع رفتار رژیم محمدرضا شاه بود که همه جریانات اصلی و مطرح را به مبارزه طلبیده و به مخالف تبدیل کرده بود
جبهه گسترده ای از مخالفان چپ گرا( کمونیست های مائوئیست و کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور و کمونیست های استالینیست و لنینیست طرفدار روسیه و چین و غیر آن) تا احزاب راست گرا(چون جبهه ملی و احزاب وطن پرست) و گروههای ضد مذهب و غیر مذهبی تا تشکل های روحانی و مذهبی را شامل می شد، گواه روشنی از تنوع فوق العاده آن روزگار بود و رژیم شاه نیز که از درک منطق درونی این همگرایی غافل بود، یا اقرار به آن را به صلاح خود نمی دید، مخالفانش را جبهه مشترک ارتجاع سرخ و سیاه یعنی "کمونیست های ضد مذهب و مذهبی های مرتجع" می نامید. و آنها را آلت دست بیگانگانی می نامید که قصد عقب نگه داشتن ایران و تبدیل ایران به ایرانستان را دارند.البته منظور شاه از بیگانه، حامیان خارجی خودش یعنی آمریکا و انگلیس نبود. بلکه رقیب خارجی آنها، یعنی شوروی و بلوک نزدیک به آن چون لیبی و سوریه و حتی عراق، بود
در خاتمه تاکید می کنم که وزن اجتماعی جریانات سیاسی مختلف، یکسان نبود و به همین دلیل رهبری نهضت و سازمان سیاسی نهضت، عمدتا در دست روحانیت و نیروهای سیاسی - مذهبی بود و با اینکه جبهه سیاسی مخالفان رژیم شاه تقریبا همه سلایق سیاسی را در بر می گرفت و به همین دلیل بود در انتخابات 12 فروردین 58 بیش از 98 درصد رای دهندگان و اکثریت احزاب و گروههای سیاسی محبوب به جمهوی اسلامی رای دادند و بدین سان بالاترین حضور آزادانه مردم در انتخابات را شاهد بودیم
پیروزی ملت ایران بر دیکتاتور بزرگی
که به سیستم امنیتی و نظامی و چماقدارانش می نازید،
و با کنترل رسانه ها و سانسور تلاش میکرد تصویری متفاوت و دروغین
پیش روی ملت و افکار عمومی قرار دهد
معجزه قرن بیستم لقب گرفت
چرا که باور به قدرت ملت ها در آن سالها به حداقل رسیده بود
و همه چیز در قدرت های مادی حکومت ها دیده میشد
و ملت ها اسیر حکومت ها تلقی می شدند
در حالیکه جهان به دوره ای جدید پا میگذاشت
که انسان ها برای رسیدن به ارزشها و آرزوهایشان
با یکدیگر تعامل و هم اندیشی و همراهی می کردند
و این روند همچنان و قوی تر از پیش
ادامه دارد
...
در بهمن ۵٧
ساواک شاه، مخوف ترین دستگاه امنیتی آن روزگار
ارتش شاه که ششمین ارتش جهان خوانده میشد
و چماقداران شاه که در با حمایت امنیتی ها و ارتشی ها
میدان داری میکردند
همچون کفی بر روی آب
با اولین وزش باد حضور ملت در صحنه
به کنار رفتند
و این سرنوشت محتوم و همیشگی دیکتاتورها و یارانشان است
...
رهبری امام خمینی
انرژی عظیم ملت ایران را سامان و حرکت داد
و خطاهای حکومت مغرور ایران
فرصت های ماندن را از او گرفت
...
از پس تحولی که در بهمن ۵٧ آغاز شد
راهی بزرگ و فراخ در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی
پیش روی ملت ما باز شد
و کشور ما هنوز در همان مسیر در حرکتیم
و دستاوردهای بسیاری را به دست آورده ایم
که اگر نبود سختی های این روزگار
بیشتر به آنها می بالیدیم
...
و دیکتاتورها
چون حسنی مبارک
در نهایت رفتنی اند
و این حقیقتی است که ملت ما
کمی پیش تر
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی
تجربه کرده است
میان دولتهای عصر پیشین و رفتارهای براندازانه آن دوران تناسبی خاص بود. در دوره جدید، میانه روی، راهبرد اصلی جوامع است. نه شرقی و نه غربی شعاری عقلانی است که بر اساس همین رویکرد و با انقلاب اسلامی آغاز شد.
تحولات بهار عربی و نتایج آن در تونس و مصر که پیشگام و الگوی جهان عرب محسوب می شوند، نشان آشکار دیگری بر پیروزی میانه روی بر افراط گرایی در خاورمیانه است
دوران جدیدی در راه است. دورانی بهتر از دوران پیشین. ان شاء الله
بعضی می گویند ایران برای اسلام
بعضی می گویند اسلام برای ایران
هر دو می گویند یکی برای دیگری و اثبات یکی برای نفی دیگری یا وسیله قرار دادن دیگری
...
بعضی می گویند دین و مملکت و هر آنچه هست، وسیله برای رستگاری انسان
بعضی می گویند همانگونه که دین از آن خداست، انسان و مملکت نیز از آن خداست
...
بعضی فراموش می کنند که این زندگی را پایانی است
ولی اکثریت مردمان در پی پایان نیک این زندگی هستند و برای همیشه فراموشکار باقی نمی مانند و به یاد می آورد
آیت الله خامنه ای با اشاره به شگرد همیشگی ابرقدرت ها در تهدید و ارعاب ملت ها برای خارج کردن آنها از میدان، افزودند: این شگرد درباره دولت هایی که متکی به ملت ها نیستند نتیجه بخش است اما با تهدید و ارعاب نمی توان نظام و دولتی را که متکی به آراء، عواطف و ایمان مردم است، از صحنه خارج کرد و به عقب راند.
پس از انقلاب اسلامی که مدیریت کشور بدست نیروهای ملی افتاد٬ امکان حضور کارشناسانه فرهیختگان بوجود آمد. بخشی به جهت تصمیمات دولتهای انقلابی ماننداخراج مستشاران نظامی خارجی و بخشی به جهت تحریم هایی که از سوی خارجی ها بر ایران تحمیل شد و راهی جز توجه به داشته های برای جوانان کشور باقی نگذاشت.
نتیجه این روند خودباوری ملی بود که نتیجه ی استقلال سیاسی نخستین کشور از بیگانه بود.
تکمیل این استقلال با استقلال فرهنگی و اقتصادی و سیاسی(داخلی) ضروری است. اگر هر یک از این بخش ها کامل نشود مجددا شاهد حضور بیگانگان ولو در چهره عناصر داخلی خواهیم بود.
مهمترین حلقه ی تضمین کننده ی این گردونه ی استقلال ها٬ استقلال فرهنگی است که در لایه های درونی شخصیت فردی و جمعی شکل میگیرد و بروز آن به شکل احزاب و گروههای سیاسی برای مدیریت هوشمندانه کشور خواهد بود.
بی شک و تردید رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی بود. وی در تاسیس این نظام سیاسی و اجتماعی، یاران و همکارانی داشت که نهادها و موسسات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و امنیتی و غیره این کشور را بنا کردند.
آنچه به ایران کمک کرد که با تز "نه شرقی نه غربی" بتواند مستقل بماند: همین تکیه بر مردم بود. کسانی که بر مردم تکیه نکنند، بر بیگانه تکیه خواهند کرد. چه بیگانگان داخلی و چه بیگانگان خارجی. اما تنها عنصر حضور مردم در عرصه نبود که موجب پیروزی انقلاب اسلامی و قوام نظام سیاسی جدید شد. رهبری امام و عقیده اسلامی مردم و یاران امام در این تحول نقش مهمی داشتند.
سوال اینجاست که آیا مهندسان و معماران نظام جمهوری اسلامی، از عواملی هستند که میتوان آنها را از نظام حذف کرد و بعد انتظار بقای آن را داشت یا خیر؟
عمق تاثیرات اجتماعی ناشی از سیاست های دولت احمدی نژاد، نگرانی گروههای علاقمند به آینده کشور را برانگیخته است.
حضور تاثیرگذار و فعال تر رجال دهه نخست انقلاب اسلامی که با عنوان خط امامی ها شناخته میشوند، راه حل برون رفت از بحران است.
آرمان انقلاب اسلامی معمولا و تقریبا به درستی توسط گروههای مختلف درک میشود ولی به دلایلی، بعضی ها، بجای بازگشت به آرمان های نخستین انقلاب اسلامی، به روش های آن دوره باز میگردند.
روش های رسیدن به هدف تغییر میکند. گاهی این تغییر را انکار میکنیم. انکار تغییر در روشها گاهی نگاهمان به آرمان ها را تغییر میدهد و در برابر آرمان ها قرار میگیریم.
سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و به زودی کشور ما چهارمین دهه را با انقلاب اسلامی تجربه خواهد کرد. آنچه در این سی سال به خوبی به چشم می آید، سرعت و شتاب تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است. نظام ارزشی در حال تحولی گسترده است و اگر به انسانها و جامعه به صورت مقایسه ای نگاه کنیم تا حدی به عمق تغییراتی که در حال انجام است پی می بریم. تحولات بسیاری اتفاق افتاده و همچنان آینده آبستن تحولات دیگری است.
در این سی سال بسیاری از افراد و جریانات و روندها و رخدادها تغییر جهت و معنا داده اند. بعضی به تحول علم دارند و بعضی ندارند اما در واقعیت، تغییر با شتابی زیاد دنبال میشود. همه چیز در حال گردش و تغییر است.
این تغییرات ظاهری که می بینیم ریشه در تحولات درونی جامعه ایرانی دارد و با تثبیت جامعه ایرانی، دیگر شرایط کشور نیز تثبیت خواهد شد. آنچه که در پس این تحولات در کشور تثبیت میشود، هویتی است برای سالهای طولانی با ما و کشورمان خواهد بود و تغییراتی با شتاب و سرعت امروز نخواهیم نداشت.
"هشت سال دفاع مقدس" و "امام خمینی" دو سنگر اصلی در دفاع از انقلاب اسلامی است. اگر کسانی تصور میکردند و میکنند که سنگرهایی مهمتر و بزرگتر از آنان دارند که در مسیر اعتلای انقلاب اسلامی ایجاد شده است، اشکالی ندارد و می توانند آنها را بنا کنند یا تصور کنند که بنا شده اند. ولی تخریب سنگرها و پایه های پیشین بخصوص افراد و اندیشه ها و میراث مرتبط با این دو سازه مهم و بنیادین، برای بنای سازه های جدید و آنهم در شرایط طوفانی، خطا ... خطای مضاعف ... بلکه چیز دیگری است که نامی مناسب برای آن نتوان یافت.
تخریب گذشته تنها زمانی ضروری است که تصور کنند بالذات با موقعیتی که آنان در پی آن هستند در تعارض است و اگر چنین است که به راهی می روند که باید بروند و اگر چنین نیست به حفظ ارزش ها و اعتمادها بیندیشند.
هشت سال دفاع مقدس اگر شد نه سال یا هفت سال، دیگر دفاع مقدسی که تعریف و وزن و نقش مشخصی داشت و دارد، نیست
امام خمینی نیز بدون سخنان و اندیشه ها و یاران حامل این آرمان ها، قابل انتقال و بالاتر از آن قابل فهم نیست
البته روشن است که:
میتوان از مسیر دیگری رفت
میتوان فراموش کرد و دیگری شد
میتوان دوباره ساخت
میتوان خیلی کارها کرد
و این میتوان ها به حق انتخاب طبیعی بشر و جامعه مربوط است و این حق الهی را هیچکس نمیتواند منکوب کند
"هشت سال دفاع مقدس" و "امام خمینی" دو سنگر اصلی در دفاع از انقلاب اسلامی است. اگر کسانی تصور میکردند و میکنند که سنگرهایی مهمتر و بزرگتر از آنان دارند که در مسیر اعتلای انقلاب اسلامی ایجاد شده است، اشکالی ندارد و می توانند آنها را بنا کنند یا تصور کنند که بنا شده اند. ولی تخریب سنگرها و پایه های پیشین بخصوص افراد و اندیشه ها و میراث مرتبط با این دو سازه مهم و بنیادین، برای بنای سازه های جدید و آنهم در شرایط طوفانی، خطا ... خطای مضاعف ... بلکه چیز دیگری است که نامی مناسب برای آن نتوان یافت.
تخریب گذشته تنها زمانی ضروری است که تصور کنند بالذات با موقعیتی که آنان در پی آن هستند در تعارض است و اگر چنین است که به راهی می روند که باید بروند و اگر چنین نیست به حفظ ارزش ها و اعتمادها بیندیشند.
هشت سال دفاع مقدس اگر شد نه سال یا هفت سال، دیگر دفاع مقدسی که تعریف و وزن و نقش مشخصی داشت و دارد، نیست
امام خمینی نیز بدون سخنان و اندیشه ها و یاران حامل این آرمان ها، قابل انتقال و بالاتر از آن قابل فهم نیست
البته روشن است که:
میتوان از مسیر دیگری رفت
میتوان فراموش کرد و دیگری شد
میتوان دوباره ساخت
میتوان خیلی کارها کرد
و این میتوان ها به حق انتخاب طبیعی بشر و جامعه مربوط است و این حق الهی را هیچکس نمیتواند منکوب کند
ارزش های اصیل انقلاب اسلامی به ارزش هایی باز میگردد که پیش از انقلاب مطرح شد و در پیروزی انقلاب اسلامی بزرگترین بروز را داشت:
استقلال و آزادی
و از نظر اجرا نیز این ارزش ها در چارچوب جمهوریت و اسلامیت اجرا می شد. یعنی به خواست مردم و مبتنی بر اصول اسلام. جایگزینی خواست غیرمردم و اولویت یافتن فروع بر اصول یا هر روش دیگر فراموشی اصول اسلام چون اخلاق و رعایت کرامت انسان و خدامحوری و مردم گرایی و آخرت نگری، مکانیزم تحقق خواست های اصیل یعنی استقلال و آزادی مبتنی بر مقتضیات ایران را به مخاطره می اندازد
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، محورهایی وجود داشتند که به پیروزی نهضت منجر شد. پس از آن دو جریان عظیم مقوم ذات انقلاب اسلامی بود
نخست وحدت نظر و عقیده ملی مردم با رهبری امام خمینی بود
دیگر بزرگترین چالش عملی و ملی مردم یعنی هشت سال دفاع مقدس بود
نقش دفاع مقدس در تقویت حس توانایی و خودباوری مردم ایران در سطح ملی و اثبات توانایی های ایران در سطح منطقه در طول تاریخ دویست ساله اخیر بی نظیر بود
| نظرات (2) |
دهه فجر، آغاز روشنایی و انفجار نور
پس از تاریکی زور و استبداد بود و خاطره اش
امید بخش آزادی و استقلال همه جانبه ملت ایران است
صبر کلید خودسازی و دگرسازی است
صبر در برابر زیاده روی ها و کوتاهی ها
صبر و حفظ اندیشه و موقعیت و احساس و دیگر درونی ها
در شرایط تغییر طوفانی بیرونی ها
اگر فراتر از خود محوری و محافظه کاری باشد
تا آنجا که به صورت نمادین گفته شده:
اندکی صبر سحر نزدیک است
بلندقامتان عرصه اندیشه و عملاز فراز کوته اندیشان و محافظه کاران
فجر را دیدند و بلکه خلق کردند
به ما می نماینددهه فجر در سه دهه اخیر، یادآور پیروزی ملتی استبداد زده ولی آگاه و متحد بر مستبدان است. ملتی که برای استقلال و آزادی اش از زورگویان داخلی وخارجی نترسید و نشان داد که هیچ حکومتی بدون تکیه بر مردم، شایستگی بقا و ماندگاری نداردرا قدرشناختند و اسیر اقتصاد دولتی و زورگویانه نشدند و فرهنگ و آزادی را بر اقتصاد و زور ترجیح دادند تا زیباترین و مسالمت جویانه ترین انقلاب قرن بیستم را به نتیجه رساند
ظهور نوری است که بر هزاران سال حاکمیت فرمانروایان مستبد، خط بطلان کشید و ملت ایران را به صحنه ای آورد که همچنان پرخروش و آگاهانه در پی تحقق حاکمیت ملی است.
بر مردم برج نشینی خوبی و بدی بسیار دارد، اما در بعضی برج ها و بعضی زمان ها، زیبایی وصف ناشدنی نیز دارد. به تعداد طبقات و موقعیت برج نیز ربط دارد که مثلا بیست طبقه باشد یا دویست طبقه و یا بر زمین پست باشد یا ارتفاعات بلند. چنین برج نشینانی، دیدار و طلوع فجر را زودتر از کسانی که در کوچه و خیابان قدم میزنند و با تاریکی دست به گریبان اند، تجربه می کنند و به همین دلیل از امید و آینده ای نزدیک می گویند و امیدبخش می شوند، هر چند که اکثریتی بی باور، نومیدانه می شنوند و اندکی عجول دیوانه اش می خوانند که آن هم عالمی دارد!شکست ها و پیروزی ها در مقیاس های مختلف دیده می شود وقتی به یک جریان در یک مقطع یک روزه نگاه می کنیم ممکن است فقط صعود و یا سقوط ببینیم ولی هر چه جامع تر و عمیق تر نگاه کنیم و از دورتر این نوسانات را ببینیم تصویر صحیح تری به دست می آوریم. پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز نتیجه تلاشی پیگیر و آزادیخواهانه بود که در دوره هایی از آن، نومیدی و سختی بسیار بر رهروان آن وارد شد ولی ایمان به خدا و حقانیت راهی که طی می کنند، پیروزی بر استبداد و حامیان خارجی اش را نصیب ملت ایران کرد
عدالت و نخبه گرایی در برابر هم قرار ندارند بر عکس نخبگان بزرگترین نقش را در تحول جریان عدالتخواهی در جهان داشته اند
عدالت با فرقه گرایی های نژادی و ایدئولوژیک و طبقاتی و اولیگارشی و امتیاز طلبی های اختصاصی معارض است
همیشه تصمیم میگیریم
اگر جاهل باشیم
بر اساس نادانی و معمولا نادانی همراه با ترس
تصمیم می گیریم
در نبرد استراتژیک زیرساخت ها و فناوری ها
برنده ها تکلیفشان از پیش روشن است
همانگونه که برنده در نبرد انسانیت و توحش، روشن است
گاهی برندگان این دو نبرد یکی هستند و گاهی یکی نیستند
عبور از این قاعده ها در دوره های انتقالی و متکی به انرژی و نوآوری انسانی ممکن است و تکیه به نوآوری و انرژی انسان بدون آزادی ممکن نیست
زمانی بود که گروهی گفتند:
امام حسین ع علم غیب میدانست به اذن خدا، و راهی جز شهادت نبود. هدف او شهادت بود. او شهید آگاه بود و در فکر تشکیل حکومتی نبود
گروهی دیگر گفتند:
امام حسین ع به حکم ظاهر برای تشکیل حکومت و پاسخ به درخواست بیعت، به کوفه میرفت و اگر میگذاشتند، حکومتی بر پا میکرد. هدف او تشکیل حکومت بود.
هر دو گروه تصور میکنند که بطور همزمان نمیتوان هم آگاه بود به شهادت و شرایط سخت جهاد بود و هم در مسیر خدمت به مردم و تشکیل حکومت عدالت قدم برداشت و به مقتضیات سیاست و حکومت توجه داشت
شاید دلیل این خطا آن باشد که به تجربه انسانی و زندگی کمتر توجه کرده ایم و در سخن گفتن متکی بر بعضی کتب معطل مانده ایم.
تجربه دفاع مقدس مردم ایران نمونه زیبای تلفیق آگاهی به شهادت و ایمان به ارزش های آن جهانی از یکسو و تلاش این جهانی از سوی دیگر است. در مسیر اعاده یک حق انسانی و اجتماعی قدم برداشتن و علم به شهادت داشتن، بارها در تجربه های دفاع مقدس دیده شده است
گزیده هایی از استاد مطهری:
ائمه اطهار همتی که کردند این بود که مواریث معنوی اسلام را حفظ کردند٬ حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کردند. اولین کسی که حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کرد٬ امام حسین بود. قیام امام جسین چنین اثری داشت٬ فهمانید که اسلام تقوا و خداشناسی و فداکاری و گذشت در راه خداست نه آن چیزی که دستگاه خلافت اموری بپا کرده است ... ائمه اطهار اولا امر به معروف و نهی از منکر می کردند شدیدترین آن قیام حسینی بود. ثانیا به نشر علم می پرداختند ... از همه بالاتر تقوای عملی و زهد و ایثار و احسان به خلق خدا بود٬ شب زنده داریهای به عبادت و رسیدگی به احوال ضعفا و فقرا بود٬ اخلاق فاضله اسلامی از عفو و جود و تواضع بود ... فلسفه روحانیت حفظ مواریث معنوی اسلام و مغز در مقابل پوست است. جدایی روحانیت از سیاست از قبیل جدایی مغز از پوست است.
ص ۳۲ و ۳۳ امامت و رهبری
ائمه در واقع تکنسیتهای قرآن هستند در خارج از کشور ظاهر و محسوس که علمشان علم افاضی و لااقل تعلیمی خصوصی است ... ص ۳۷ امامت و رهبری
امامت به معنی ولایت. امامت درجه و مرتبه سومی دارد که اوج مفهوم امامت است و کتابهای شیعه پر است از این مطلب٬ و وجه مشترک میان تشیع و تصوف است .... مسئله انسان کامل و به تعبیر دیگر حجت زمان است ... از جمله مقامات او تسلطش بر ضمائر یعنی دلهاست بدین معنی که او یک روح کلی است محیط بر همه روحها. باز مولوی در داستان ابراهیم ادهم که البته افسانه است٬ در این مورد اشاره ای دارد ...ص ۵۵ و ۵۶ امامت و رهبری
بنابر این مسئله امامت سه درجه پیدا می کند و اینها را اگر از یکدیگر تفکیک نکنیم٬ در استدلالهایی که در این مورد هست دچار اشکال می شویم. لهذا تشیع هم مراتبی دارد. بعضی از شیعیان فقط قائل به امامت به همان معنی رهبری اجتماعیند. می گویندپیغمبر ص علی ع را تعیین کرده بود برای رهبری بعد از خود .... همین قدر شیعه هستند و در آن دو مسئله دیگر(( مرجعیت دینی و ولایت)) یا اعتقاد ندارند و یا سکوت می کنند. بعضی دیگر٬ مرحله دوم را هم قائل هستند ولی به مرحله سوم نمی رسند. می گویند مرحوم آقا سید محمد باقر درچه ای استاد آقای بروجردی در اصفهان منکر این مرحله سوم بوده. تا مرحله دوم پیش می آمده ولی از آن بیشتر اعتقاد نداشته است. اما اکثریت شیعه و علمای شیعه مرحله سوم را هم اعتقاد دارند. ص ۵۷ امامت و رهبری
در مورد یک مرجع تقلید ممکن است بگوییم در پاسخ فلان سوال اشتباه کرده٬ غفلت کرده و یا همانطور که در باره ی همه احتمال می دهیم٬ تحت تاثیر جریانی قرار گرفته است اما در مورد پیغمبر چنین سخنانی نمیگوییم. همانگونه که در باره آیه قرآن نمی گوییم .... ص ۷۲ امامت و رهبری
گاهی اصل بر عمل و تلاش و اقدام است و محدودیت شامل تخلف از مبانی و اصول می شود
گاهی اصل برعدم عمل و تلاش و اقدام است و مجوز برای عمل لازم است
شرط مجوز گذاشتن برای هر اقدام مانند انتشار کتاب، فیلم، بازی کامپیوتری، نرم افزار و غیره، سیاستی از نوع دوم است
هر یک از این روش ها نیز نتایج متفاوتی در بردارد
من کنت مولاه فهذا علی مولاه
ولایت علی، ارزشی متعالی از جنس آگاهی و محبت و نه جهل و زور است و عدالت اینگونه پدیدار می گردد
اگر حکومتی دارد که دارد، حکومتی بر دل ها و متکی بر آگاهی و خواست مردم است و اگر مردمی نادان از او کناره گیرند و بیعت نکنند یا بگریزند یا با او به جهاد نیایند یا حتی اگر او را نخواهند، حق انتخابشان را، خوار در چشم و استخوان در گلو، صبر می کند تا در عمل به آگاهی برسند و در مسیر حق قدم بردارند که هدف او جز هدایت نیست
و این چنین ارزش ها پایدار می مانند و مبنا و تفاوتی اساسی با حکومت های زور و جهل دنیاپرستان و رمز بقای "عشق به ولایت" همین حکمت و احترام و صبر است.
در طول تاریخ حکومت های زیادی مدعی حقانیت الهی بوده اند و قرون وسطای اروپا بهترین مثال از تلاش مدعیان دروغین نمایندگی خدا بر زمین بوده است تا آنجا که بهشت را به اختیار خویش می فروختند و خود را ملاک حق و باطل می شمردند. در جهان اسلام نیز عباسیان با ادعای پیروی از حضرت علی و خویشاوندی پیامبر ص و متکی به تلاش داعیان علوی و جریان اعتراضی به امویان به قدرت دست یافت و بیشتر از امویان به قتل و جنایت پرداخت و بیش از آنان مدعی نمایندگی خدا بر روی زمین بود و بر جریان اصیل ولایت حق سخت تر گرفت ولی جز بدنامی خویش و زحمتی که بر مردمان بار کردند نتیجه ای نیافتند و خورشید ولایت حقیقت همچنان پاک و منزه ماند
ولایت٬ حکومتی دنیایی از پس رحلت رسول اکرم ص نیست
ولایت٬ عشق به همه خوبی ها و برتری ها
حقیقتی متعالی از ابتدا تا انتهای زندگی بشر
و نمایانگر مسیر تعالی بشر است
و درس های انسان عالی یعنی علی ع
ناب ترین درس های بشریت در مسیر بهروزی در دنیا و آخرت است
عید زیبای غدیر بر طالبان خرد و محبت مبارک باد

تحولات بزرگ جهانی به یک مقیاس در کشورها بروز پیدا نمیکنند. حتی از نظر زمانی نیز با تقدم و تاخیر رویدادها و تغییر ضروری ترین سنت ها مواجه هستیم
با یکپارچه شدن زیرساخت های جهانی و متکی به نزدیک شدن انسان ها به یکدیگر، تحول های نیمه تمام کشورهای عقب افتاده یا عقب نگهداشته شده همگام با تحولات جوامع پیشرو، یکجا به انجام می رسد و همگی در تعاملی جهانی، پا به دنیای جدید میگذارند.
اگر کشوری در تجارب گذشته خود، برای تحقق مبانی جامعه مدنی و یا کنار گذاردن خرافات و جهالت و ستم و استبداد، شکست خورده باشد، این بار، فرصتی دوباره و تخلف ناپذیر می یابد تا همراه با دیگر مردم جهان و متکی بر آگاهی و اختیار، حق را انتخاب کند
رنسانس و تجدید حیات پیش روی بشریت، بر آزادی و حق انتخاب آگاهانه بشر بنا می شود و لاجرم از حق و حقیقت دفاع خواهد کرد
مشهور است که حضرت علی از یارانش گله داشت
ولی در واقع یاران علی ع به انتخاب حضرت در کنارش بودند
و در واقع تر آنکه گله حضرت علی از روحیات عافیت طلبی و ضعف های مردمان روزگار خودش بود نه یارانی که خود برگزیده بود
یاران علی ع عمدتا صداقت و توانایی خود را تا مرز مرگ نشان دادند
و اساسا تفاوت ماهوی میان یاران علی ع با یاران معاویه بود. یاران علی پرسشگر و اهل فکر و خیرخواه بودند
آزاداندیشی حضرت علی ع اجازه میداد که چنین افرادی در کنار او قرار بگیرند
حضرت از سوال و پرسش همگان استقبال میکرد و آنها را وا میداشت به مطالبه حقوق شان و پرسش های مورد نیاز و از پرسش های احمقانه دل آزرده میشد
یاران حضرت علی تلاش میکنند چون او باشند. همانگونه که یاران معاویه و خویشان عثمان چون او بودند
در عصر جدید نیز خون بر شمشیر و هر نوع سلاح دیگر پیروز است
هر چه خون الهی تر
پیروزی اش بزرگتر

ارزش های اصیل انقلاب اسلامی به ارزش هایی باز میگردد که پیش از انقلاب مطرح شد و در پیروزی انقلاب اسلامی بزرگترین بروز را داشت:
استقلال و آزادی
و از نظر اجرا نیز این ارزش ها در چارچوب جمهوریت و اسلامیت اجرا می شد. یعنی به خواست مردم و مبتنی بر اصول اسلام. جایگزینی خواست غیرمردم و اولویت یافتن فروع بر اصول یا هر روش دیگر فراموشی اصول اسلام چون اخلاق و رعایت کرامت انسان و خدامحوری و مردم گرایی و آخرت نگری، مکانیزم تحقق خواست های اصیل یعنی استقلال و آزادی مبتنی بر مقتضیات ایران را به مخاطره می اندازد
بسیاری به فرصت های نخستین می اندیشند
نوستالژی انتخاب اول!
که معمولا انتخاب دم دستی و غیرقابل مقایسه با آینده است
اما چه میشود کرد؟
به امید آینده که نمیشود همه انتخاب ها را از دست داد
و یا یک آکواریوم از انتخاب ها را در اتاق خواب نگهداری کرد
...
رابطه انتخاب بهتر و انتخاب اول چیست؟
آموزگاران ما کجایند و به چه کار مشغولند؟
خدا به داد ما برسد
...
زیر سوال بردن توانایی فکری انسان و جامعه
از طریق خرافات ممکن است
جایی که خرافات راه پیدا کنندپ
منطق را می توان نادیده
و قواعد علی و معلولی را به سخره گرفت
در این ساحت دیگر سخن از اندیشه گفتن ممکن نیست
خرافات مبنای اصلی تحمیق است
راه حل سیاسی حل مشکلات جوامع، بالاترین سطح حل مشکلات است. چرا که راه حل سیاسی، موضوع توزیع قدرت قدرتمندان جامعه یعنی مردم و اقشار و گروههای مختلف آن را بررسی و حل و فصل می کند. اگر اختیار تصمیم گیری مردم به نحو شایسته ای بین اقشار مردم و در شرایط ضروری بین نمایندگان واقعی آنان توزیع نشده باشد، دیگر مشکلات جامعه حل و فصل نهایی نخواهد شد و بحران های بسیاری در اشکال اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی زاده می شوند
راهبرد اصلی حل مشکلات سیاسی جهان، مردم سالاری است. یعنی واگذاری اختیار تصمیم گیری به مردم و عدم مداخله در این حق توسط صاحبان نمایندگی واقعی و منصفانه و غیرواقعی و ستمگرانه مردم. اگر مردم آگاهانه و مختارانه به اعمال حق حاکمیت بر سرنوشت خویش بپردازند، به رضایتمندی نیز می رسند و فرصت برای حل دیگر مشکلات فراهم میشود
مردم سالاری دینی راه حل مقبول جوامع اسلامی می تواند باشد. اکثر جوامع مسلمان هم اکنون درگیر حکومت های غیرمردمسالار هستند ولی حتی همین حکومت های غیر مردم سالاری به نحوی متاثر از فرهنگ عمومی و معمولا متظاهر به دین هستند و البته حکومتهای غیرمردم سالار غیردینی یا مردم سالار غیردینی نیز نمونه های حکومتی قابل مطالعه در جهان اسلام دارند
در ایران و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 ، نظام جمهوریت توسط مردم و نخبگان برگزیده و ماهیت و محتوا و نظام ارزشی اسلام نیز مبتنی بر تفسیر و مدلی که امام خمینی ارائه داد، پذیرفته شد
عبارت مردم سالاری دینی در چالش های سیاسی دهه دهه هشتاد موضوعیت جدی یافت و دیروز نیز از سوی بالاترین مقام کشور در باره اهمیت آن در حل مشکلات سیاسی تاکید شد
مردم سالاری شکل منتخب حکومت های عصر جدید برای تداوم حیات سیاسی است
سنت های اجتماعی و آداب و رسوم جامعه، راههای رسیدن انسان به خواسته هایش را ساماندهی می کند و گاهی این ساماندهی ها خود به ضدساماندهی و ممانعت از دسترسی تبدیل می شوند و فاصله انسان با خواسته هایش را افزایش می دهند و حتی به انحراف انسان از خواسته های فطری اش می انجامد که چنین وضعی در جامعه مجازی و هر جامعه نو تاسیسی شکل نگرفته است و البته شکل گیری سنت هایی با کارکرد مشابه سنت های اجتماعی دور از ذهن نیست
مونیتورینگ انسان در جامعه مجازی همه جانبه است و نگرانی از تسلط بر اینترنت توسط هر دولت یا گروه می تواند به مثابه بزرگترین نگرانی های تاریخ بشر در حوزه حفظ حریم خصوصی و آزادی های فردی تلقی شود
گاهی بسیار میدانیم ولی متوجه میشویم که هیچ نمیدانیم و در مقابلمان مسیرهایی است که در برابر آنها جز امید و توکل و خودباوری راهی نداریم
گاهی نمیدانیم و در ابتدای راهیم و بی دانش و تجربه و توکل، امیدی واهی برای موفقیتی چشمگیر که متناظر خواهش دلمان است داریم
با آزادی، نوآوری ممکن میشود
آزادی
بنیان هر نوع فهم جدید است
موفقیت نسبی نیز در گرو آزادی است. آزادی اقتصادی در چین نسبت به گذشته بیشتر شده و این رخداد، رمز موفقیت چین در عرصه اقتصادی است نه سیستم بسته کمونیستی اش
تنها با آزادی است که
می توان درست دید
و واقعیت ها را واقعی دید
زور و استبداد
فرصت ها تشخیص واقعیت را از بین می برد
آزادی نعمتی بزرگ است
که موجب شکوفا شدن نعمت های دیگر هم میشود
با آزادی است که انسان و انسانیت، عقل و دانش و احساس شکوفا می شود
و با زور و جبر است که انسانیت و ویژگی های انسانی سرکوب می شود
در شرایط عادی و عرفی
حاشیه نشینی توسعه می یابد
و به تدریج حاشیه نشینی سنگین تر از مرکز نشینی میشود
و با یک تغییر مهم در ذهن و دل مردم
حاشیه نشینی پایان می یابد
و باز روند حاشیه نشینی آغاز می شود
و آنچه روند حاشیه نشینی را در آینده جهان مختل می کند
آگاهی و مشارکت است
برای رسیدن به استقلال، چه چیزهایی را به دست آورد؟
نیازهای عمومی پیروزی یک ملت: مثل رهبری و ساماندهی و آگاهی(اندیشه و احساس) مشترک و عمومی شدن نظام ارزشی هدف و هدف روشن ...
در مسیر استقلال خواهی، نفی بیگانه در جامعه بیگانه زده، چندان دشوار نیست که اثبات و ترویج اندیشه های آزادی خواهانه در جامعه استبدادزده
نیازهای اختصاصی استقلال خواهی موفق چیست؟ سیاست های نفی قوی
نیازهای اختصاصی آزادی خواهی موفق چیست؟ سیاست های اثباتی نیرومند
شعر : ایران زمین
که ایران چو باغیست خرم بهار
شگفته همیشه گل کامکار
اگر بفگنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریاچه راغ
نگر تا تو دیوار او نفگنی
دل و پشت ایرانیان نشگنی
کزان پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین اختن
زن و کودک و بوم ایرانیان
به اندیشه بد منه در میان
هوا خوش گوار و زمین پر نگار
تو گفتی به تیر اندر آمد بهار
همه سر به سر دست نیکی برید
جهان جهان را به بد مسپرید
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
ز ضحاک شد تخت شاهی تهی
سر آمد بر او روزگار مهی
چنین است کردگار گردان سپهر
گهی درد پیش آردت گاه مهر
به کام تو گردد سپهر بلند
دلت شاد بادا تنت بی گزند
چنین روز روزت فزون باد بخت
بد اندیشگان را نگون باد بخت
بیا تا همه دست نیکی بریم
جهان جهان را به بد مسپریم
وزین پس بران کس کنید آفرین
که از داد آباد دارد زمین
بسازید و از داد باشید شاد
تن آسان و از کین مگیرید یاد
کسی باشد ار بخت پیروز و شاد
که باشد همیشه دلش پر ز داد
رسیدن به ایده آل
امیدی است که در دل و جان انسان ها
ریشه دارد
و ظهور مهدی موعود عج
وعده حق ادیان الهی
و ثمره ی درخت آگاهی و مسئولیت انسان است
و پایان بی عدالتی هایی که استقلال و آزادی ملت ها را طاقت ندارند
و جهان در انتظار عدالت است
...
در جهانی که هر روز یگانه تر می شود
تنها فرهنگ و اندیشه قابل پذیرش
اندیشه و فرهنگ عقلانیت محور و عدالت گستر خواهد بود
و عطش انتظارعقلانیت و عدالت
افزون تر از همیشه است
...
میلاد مسعود یگانه منجی بشریت بر همگان مبارک باد
یا مهدی ادرکنی

رفع موانع استقلال و آزادی ملت ها
بزرگترین هدف آزادگان جهان است
و اگر انقلابی بودن ارزشی دارد
برای رفع موانع استقلال و آزادی ملت ها است که با توجه به مقاومت
دیکتاتورهای جهانی و منطقه ای، چندان به سادگی انجام نخواهد گرفت
و آگاهی و اراده انتخاب
راه حل موفقیت است
ملت مصر در گامی بلند به سوی آزادی
بر دیکتاتورشان غلبه کردند
ولی هنوز در آغاز راهی سخت اند
...
موفقیتی که هم اکنون شیرینی آن را
در کام دارند
ثمره تلاشی ملی است
که جوانان و شهروندان مجازی مصر
نقشی قابل توجه در آن ایفا کردند
خدمت جوانان و شهروندان مجازی مصر
خدمتی به آزادی در کشورشان
و دیگر کشورهای منطقه است
به آنان تبریک میگوییم
پیروزی ملت ایران بر دیکتاتور بزرگی
که به سیستم امنیتی و نظامی و چماقدارانش می نازید،
و با کنترل رسانه ها و سانسور تلاش میکرد تصویری متفاوت و دروغین
پیش روی ملت و افکار عمومی قرار دهد
معجزه قرن بیستم لقب گرفت
چرا که باور به قدرت ملت ها در آن سالها به حداقل رسیده بود
و همه چیز در قدرت های مادی حکومت ها دیده میشد
و ملت ها اسیر حکومت ها تلقی می شدند
در حالیکه جهان به دوره ای جدید پا میگذاشت
که انسان ها برای رسیدن به ارزشها و آرزوهایشان
با یکدیگر تعامل و هم اندیشی و همراهی می کردند
و این روند همچنان و قوی تر از پیش
ادامه دارد
...
در بهمن ۵٧
ساواک شاه، مخوف ترین دستگاه امنیتی آن روزگار
ارتش شاه که ششمین ارتش جهان خوانده میشد
و چماقداران شاه که در با حمایت امنیتی ها و ارتشی ها
میدان داری میکردند
همچون کفی بر روی آب
با اولین وزش باد حضور ملت در صحنه
به کنار رفتند
و این سرنوشت محتوم و همیشگی دیکتاتورها و یارانشان است
...
رهبری امام خمینی
انرژی عظیم ملت ایران را سامان و حرکت داد
و خطاهای حکومت مغرور ایران
فرصت های ماندن را از او گرفت
...
از پس تحولی که در بهمن ۵٧ آغاز شد
راهی بزرگ و فراخ در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی
پیش روی ملت ما باز شد
و کشور ما هنوز در همان مسیر در حرکتیم
و دستاوردهای بسیاری را به دست آورده ایم
که اگر نبود سختی های این روزگار
بیشتر به آنها می بالیدیم
...
و دیکتاتورها
چون حسنی مبارک
در نهایت رفتنی اند
و این حقیقتی است که ملت ما
کمی پیش تر
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی
تجربه کرده است
در طول تاریخ ملت ها
لحظات شادی بخش
در خاطره و وجدان جمعی مردم باقی می ماند
و امروز برای ملت مصر چنین روزی است
یا حداقل چنین روزی برای ملت مصر نزدیک است
...
پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تجربه های عظیم ملت ایران
گرچه با سختی های بسیار همراه بود و خواهد بود
ولی پشتوانه تغییراتی درونی و همه جانبه است که تا تثبیت نگرشی جدید و ظهور تمدن و فرهنگی متفاوت و فرا ملی
ادامه خواهد داشت
ملت مصر نیز با سرنگونی دیکتاتور کهنه خود
تجارب جدیدی پیش رو دارند
روزهای سختی را تجربه خواهند کرد
ولی در راهی پیش می روند
که در نهایت به آزادی و کمال جامعه مصر
و همراهی با کشورهایی دیگر
خواهد انجامید
مسیری که ایران نیز به نوعی در فجر انقلاب اسلامی آغاز کرد
و به پشتوانه آگاهی و ایمان مردم
به نقطه اوج آن خواهد رسید
...
دیکتاتورهای جهان
سالهاست که به سختی افتاده اند
ولی راه بازگشتی برای خود باقی نگذاشته اند که برگردند
و در مقابل
ملت ها
راههای آزادی را بیش از پیش تجربه میکنند
...
خداحافظی با دیکتاتورها
خیلی زودتر از زمانی که آنان صدایش را میشنوند
فریاد زده میشود
و افسوس بر نشنیدن ها
حکایت همیشگی تاریخ است
...
خداحافظی با حسنی مبارک
قطعی است
ولی راه مردم مصر هنوز باقی است
در پذیرش مطلب حق ملاک چیست؟
نخست اختیار
سپس تشخیص حق و باطل
و در نهایت انتخاب حق
انکار اختیار
و توانایی تشخیص حق از باطل
هر یک به تنهایی مانع تحقق انتخاب حق می شود
موانع دیگری چون منفعت طلبی و تعصب و غیره نیز در این تصمیم گیری موثرند
...
جحود و اصرار بر انکار ...
انگشت را خیس کردیم باد از این طرف میاد
میگیم قاعده این است میگویند قاعده ها را قبول نداریم
...
میگوییم سابقه دروغ داری ... شاید این بار راست گفتم
از دیگران بپرسیم ... دیگران هم اشتباه میکنند
نظرسنجی کنیم ... اطمینان ساز نیست
اگر نتیجه مثل نتیجه های سابق باشد که هزاران سال تکرار شده چی؟ ... نه اینبار چنین نیست
پس چه باید کرد؟
فقط قبول کنید و بپذیرید
افزایش دو راهی ها
نشان از افرایش انتخاب ها است
و گواه تغییر شرایط است
عبدالرحمن کواکبی / طبایع الاستبداد / ترجمه میرزا عبدالحسین قاجار / نشر تاریخ ایران / 1364
هدف این کتاب به روایت مولف:
خواستم غافلان را بیاگاهنم
که درد پنهان از کجا بیامده،
مگر مشرقیان دریابند
که خود ایشان اسباب برانگیخته
تا بدین حال در افتاده اند
پس روا نباشد
که دیگران را عتاب
یا از قضا و قدر گله کنند
ص 11
استقلال کشور
از مجموعه ای عناصر و منظومه های کوچکتر شکل میگیرد
از استقلال فکری مردم
از استقلال روشنفکران و گروههای مرجع
از استقلال نهاد های مدنی چون کانون وکلا
از استقلال احزاب و گروههای سیاسی از قدرت حاکم
از استقلال قوا از یکدیگر
از استقلال در سیاستهای جهانی و دوری از تبعیت از شرق و غرب
از ....
یاد سخنان مهندس موسوی در حدود بیست سال قبل افتادم که به انتقادات از وضع موجود پاسخ میداد که شما وقتی مقدماتی را فراهم کردید، نتایج را نیز پذیرا خواهید بود.
آهای دولت های خارجی
آهای روس ها
آهای انگلیسی ها
آهای چینی ها
آهای آمریکایی ها
آهای مالزیایی ها
آهای آلمانی ها
آهای زیمباوه و رودزیا
آهای بورکینافاسو
در امور داخلی ایران دخالت نکنید
ما ملت
خودمان از عهده امور کشورمان بر می آییم
و هر نوع مداخله را فراموش نخواهیم کرد
هر نوع!
نگید نگفتیما!
اگر کسی به شما وعده ای داده
فراموش کنید!
روش های زندگی و حکومت روسی در زمینه های متنوع جاسوسی و ضد جاسوسی و اعترافات تلویزیونی و فشار بر مردم و تبعیت بی چون و چرا از مقامات ارشد و سکوت در برابر ظلم به دیگران و حتی ظلم به خویش، متناسب با تاریخ و فرهنگ و جامعه روسی است و قابل تعمیم به همه ی جوامع نیست.
اگر گروهی میخواهند به نام و با ظاهر عدالت، آزادی را قربانی کنند، باید به مقتضیات بومی و قومیتی اعتنا کنند.
عدالت از نظرگاه شیعه از اصول دین است. عدالت چه در بعد نظر و جهان بینی و چه در حوزه ایدئولوژی و عمل اهمیت زیادی دارد. مکاتب زیادی با محور قرار دادن عدالت پدید آمده اند و بالنده شده اند.
در زندگی فردی و اجتماعی انسان نیز عدالت اهمیت زیادی دارد. عدالت فردی گرچه نسبی تعریف شده است ولی حد و مرزهای خود را دارد و عبور از مرزهای عدالت فردی، پیامدهای خاصی برای انسان به همراه دارد. یک انسان که حریم عدالت ش را شکست، در یک جامعه سالم، طرد میشود.
در عرصه اجتماعی عدالت موضوع مستقل و مطرح تری است. عدالت از مهمترین اهداف جوامع بشری است. در جامعه ای که عدالت جای خود را به ظلم دهد، زندگی فردی و اجتماعی مختل میشود. در حالیکه کفر در وهله ی اول حوزه اندیشه را آلوده میکند و برای ایجاد اختلال در حیات فردی و اجتماعی، نابودی عدالت را هدف خود قرار میدهد. شاید به همین جهت است که گفته اند:
الملک یبغی مع الکفر و لایبقی معل الظلم
و شاید به همین جهت میگویند: عالم در انتظار موعود عج است.
این شعار اصلی استقلال جمهوری اسلامی ایران در برابر قدرتمندان جهانی اعم از غربی و شرقی بود. ایران در سخت ترین شرایط نیز سعی در تعامل با کشورهای جهان به دور از وابستگی به شرق و غرب داشت.
امروز روابط خارجی ما چگونه است؟
آزادی های اجتماعی و سیاسی توامان هستند. مگر آنکه چشم بسته باشیم. اگر هم مجبور شدیم زبان ببندیم، چشم نبندیم. چرا که آنگاه زبان باز میشود و ندیده و نشناخته سخن میگوید.
بعضی فکر میکنند که طرح آزادی های اجتماعی ولو فراتر از عرف و قانون و دین، راه حل کاهش احساس مسئولیت و به اصطلاح روشنفکری نسل جدید است. در شرایط عقب نشینی و تلاطم چنین انتخابی وجود ندارد و بر عکس ملاحظات مرتبط با آزادی و عدالت سیاسی اهمیت مضاعفی می یابند.
ظلم مهمترین منشا و انگیزه ی اعتراضات تاریخ است
و انرژی عظیمی را تولید میکند
گاهی ویرانگر
گاهی سازنده
و همیشه موثر و تعیین کننده
و عدالت
همیشه آرام بخش است
برای جامعه ی آگاه
آرام بخش تر
فیلترینگ بی رویه را بر فیلترینگ اشتباهی و مباحث دیگر اضافه کنید، میشود وضع فعلی اینترنت که بر جامعه مجازی فشار وارد می سازد و طبیعی است که این فشار نتایجی هم در پی دارد. نتایجی که متناسب با قدرت و نقش جامه مجازی در جامعه ایران، تاثیرگذار خواهد بود.
عدالت بیش از هر کس بر فرمانروایان فرض و واجب است
و آزادی بیش از هر کس بر مردمان
و این دو
چون دو جریان حیاتبخش
جامعه را از صدر تا ذیل
پاک میکند
رهبران عادل
جامعه ی آزاد
به راه حق نزدیکتر است
عدالت بی آزادی : کمونیسم ویرانگر است
آزادی بی عدالت : سرمایه سالاری استعمارگر است
و ابزار استعمار و ویرانگری : زور است
میگویند
مرگ و رفتن ما از این دنیا و به جایی که میرویم
به نوع زندگی مان در همین دنیای انتخاب ربط دارد
چگونه زندگی میکنیم؟
چگونه و از میان چه انتخاب میکنیم؟
چه چیز و کسی ذهن و ذل ما را به خود مشغول ساخته است؟
هر آنچه باشد
رنگ الهی دارد
و به میزانی که الهی تر باشد
ماندگار تر است
کسانی که داعیه دار عدالت بدون آزادی هستند در دنیای کهن و امروز سابقه ای روشن دارند. کمونیست ها و در راس آنها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بزرگترین داعیه دار این جریان بود. تیغ مستبدان این طایفه بیشتر متوجه مردم کشورهای خودشان است و در برابر مردم دیگر کشورها شعار از برابری میدهند.
در برابر این جریان، داعیه داران آزادی بدون عدالت قرار دارند که آنان نیز سهمی عظیم در جنایات علیه بشریت دارند و به خصوص برای کشورهای دیگر جنگ و فقر و فساد به ارمغان می آورند.
این دو جریان قطعا در تلاش اند که حرکت مستقل نهضت اسلامی ملت ایران را به چالش بکشند و شعار نه شرقی نه غربی را خدشه دار کنند. نباید فراموش کنیم که روس ها و غربی ها اگر هم از ما حمایت میکنند، مبتنی بر منافع خودشان است و ما نباید:
١. مسیر اصلی خود را گم کنیم و تابعی از موافقت و مخالفت آنها باشیم.
٢. آنها را به اندرونی های تصمیم گیری هایمان راه دهیم و نسبت به اهداف آنها، به خصوص آنهایی که دشمنی شان را در حق ملت ما ثابت کرده اند، احتیاط کنیم.
٣. فراموش کنیم که راه اصیل ما اسلام ناب محمدی است که آزادی و عدالت را توامان تضمین میکند.
تصور میکنم این روزها روس ها و غربی ها در سطح کلان و همسایگان (که رقبای سیاسی و اقتصادی منطقه ای ما هستند) خوش به حال ترین ایام را میگذرانند.
به امید آنکه دشمن شاد نشویم
آمین
کسانی که داعیه دار عدالت بدون آزادی هستند در دنیای کهن و امروز سابقه ای روشن دارند. کمونیست ها و در راس آنها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بزرگترین داعیه دار این جریان بود. تیغ مستبدان این طایفه بیشتر متوجه مردم کشورهای خودشان است و در برابر مردم دیگر کشورها شعار از برابری میدهند.
در برابر این جریان، داعیه داران آزادی بدون عدالت قرار دارند که آنان نیز سهمی عظیم در جنایات علیه بشریت دارند و به خصوص برای کشورهای دیگر جنگ و فقر و فساد به ارمغان می آورند.
این دو جریان قطعا در تلاش اند که حرکت مستقل نهضت اسلامی ملت ایران را به چالش بکشند و شعار نه شرقی نه غربی را خدشه دار کنند. نباید فراموش کنیم که روس ها و غربی ها اگر هم از ما حمایت میکنند، مبتنی بر منافع خودشان است و ما نباید:
١. مسیر اصلی خود را گم کنیم و تابعی از موافقت و مخالفت آنها باشیم.
٢. آنها را به اندرونی های تصمیم گیری هایمان راه دهیم و نسبت به اهداف آنها، به خصوص آنهایی که دشمنی شان را در حق ملت ما ثابت کرده اند، احتیاط کنیم.
٣. فراموش کنیم که راه اصیل ما اسلام ناب محمدی است که آزادی و عدالت را توامان تضمین میکند.
تصور میکنم این روزها روس ها و غربی ها در سطح کلان و همسایگان (که رقبای سیاسی و اقتصادی منطقه ای ما هستند) خوش به حال ترین ایام را میگذرانند.
به امید آنکه دشمن شاد نشویم
آمین
شایعه ی نفوذ قدرت های بیگانه در کشور نگران کننده است. قطعا هیچ خارجی در ایران چنین نفوذی که بعضی مطرح میکنند ندارد. نفوذی که به تغییرات عظیم دولتی یا ملتی منجر شود. بعضی سخن از روسها میگویند و بعضی از انگلیس ها و آمریکایی ها و آلمان ها. یاد این شعر سالهای دور دوران مشروطه و استبداد افتادم:
ایران شده ویران ز سه فیل
روس فیل انگل فیل آلمان فیل
نظام ما دو پایه دارد که هر دو در قانون اساسی به خوبی تشریح شده اند:
جمهوریت که سمبل مردم سالاری و سیاست متکی بر مردم و آزادی است. بر اساس همین نظام مردم سالار است که عده از صدر تا ذیل مستقیم و غیرمستقیم توسط مردم منصوب میشوند.
اسلامیت که سمل محتوای دینی و عدالت خواهانه و خداجویانه و حمایت از تمامی ارزشهای مطلوب است
کسانی که به یک یا هر دو پایه نظام را حمله میکنند و تصور میکنند نظام در جای دیگری محفوظ است اشتباه میکنند. مردم و مسئولان دلسوز اجازه چنین اشتباهی را تا کنون نداده اند و ان شاء الله بعد از این نیز نخواهند داد.
یکی از مهمترین موقعیت های اجتماعی که دقیقا به مردم ربط دارد و در طول تاریخ شیعه همیشه ملجا کسانی بوده است که رجوع میکرده اند، مراجع دینی بوده اند. بزرگان دینی به میزانی که مورد توجه مردم بوده اند، اهمیت و ارزش اجتماعی بالاتری داشته اند و این رابطه نزدیک مردم و مراجعه دینی بسیار مهم است.
هرگاه اعتبار و احترام یک مرجع دینی نزد مردم یا به نوعی اعتماد مردم به وی کاهش یابد، مبتنی بر اختیار فردی از آن مرجع دینی بازگشت میکنند به مرجع دینی دیگری. مرجع دینی بر اساس استانداردها و ضوابط دینی و صلاحیت های شخصی اصالتا معتبر میشوند و بر اساس پذیرش مردم اعتبار و منزلت اجتماعی می یابند. عدالت و علم دو شرط مهمی است که در بالاترین سطح مد نظر خواهد بود.
ایجاد محدودیت
موجب گریز میشود
گریز انسان
و سرمایه های او
سرمایه های مادی و معنوی
فرار ثروت و ارزش
تا کجا؟!
رمز اصلی و دلیل واقعی بروز دوگانگی رفتاری یا مخفی کردن رفتار و حتی هویت و بیش از این زندگی مخفی بعضی افراد و گروهها چیست؟
محدودیت
به میزانی که مقبولبیت این محدودیت کاهش یابد، افراد و گروههایی بیشتری برای حفظ آزادی عمل و رفتار خویش رفتار یا زندگی زیرزمینی را ترجیح میدهند.
لینک مطلب:
سید محمد خاتمی :
در نگرش دوم خرداد به بهانه امنیت، آزادیها محدود نمیشوند
دوم خرداد یک راه است نه یک مقصد
عدالتی که دوم خرداد از آن سخن میگوید عدالت توزیع فقر و صدقه نیست
در خیلی از کشورها
زور جواب میدهد
ولی در ایران
زور و زورگویی ولو پر زور
جواب نمیدهد
چرا که مردم ما
مستقل و قدرتمندند
نه وابسته
پاسخگویی یا مانع ترشی در پاسخگویی، دو رویکرد متفاوت در برابر نقد و مخالف است که از دو جهان بینی متفاوت ریشه می گیرد و به دو نتیجه متفاوت می انجامد. تجربه قرون وسطی اروپا نمونه یکی و دوره پس ازقرون وسطی در اروپا نتیجه دیگری است.
در جهان اسلام نیز، عصر ساسانی و دوران مغول، دو نمونه از یکی و دوران رشد و شکوفایی تمدن و فرهنگ اسلامی نمونه دیگری است
دسترسی به صلح و دمکراسی، آزادی و عدالت و امثال آن، نتیجه فرایندی همه جانبه و عمیق در جامعه است. شتابزدگی و تعجیل بی مورد در تحقق آنها، آسیب زننده و بی نتیجه خواهد بود.
لینک مطلب:
حقوق بشر در ایران مضمون تازهای نیست، اولین اعلامیۀ حقوق بشر را به کورش پادشاه نامدار ایرانی نسبت میدهند که در قرآن ذوالقرنین لقب گرفته است. منشور حقوق بشر کورش شهرت و اعتبار جهانی دارد. پس از آن، مضامین حقوق بشر که در متون دینی اسلام انعکاس داشت، ایرانیان را که از ظلم و استبداد ساسانیان به تنگ آمده بودند به خود جلب کرد و به تعالیم اسلام دل سپردند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
عدالت در جامعه مجازی نسبت به جامعه مجازی در شرایط مناسب تری است و اساسا رشد جامعه مجازی به شرایط مناسب آزادی و عدالت در جامعه مجازی است
لینک مطلب:
مسجدجامعی در بخشی از سخنان خود گفت: دولت فرهنگی دنبال آزادی حداکثری است.
وی آزادی حداکثرث را مطابق قانون اساسی خواند و گفت: آنچه دولت فرهنگی میگوید کاملا منطبق با قانون اساسی است. این ازادی، بیبند و باری نیست.
مسجدجامعی با تاکید بر اینکه فرهنگ عرصهای بسیار وسیعتر و بزرگتر از دولت دارد گفت: هر چند در برخی از زمینهها فرهنگ با دولت همپوشانی دارد ولی قطعا عرصه فرهنگ و هنر و فعالیتهای مربوط به این حوزه از دولت بزرگتر است
لینک مطلب:
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه«من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم و به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است»، اظهار داشت:« رویکردی که به دنبال ایجاد سدی بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
به گزارش قلم، مهندس میرحسین موسوی که در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران سابق روزنامه جمهوری اسلامی در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کارکنان نهاد نخست وزیری و اعضای حزب جمهوری اسلامی در موسسه دین و اقتصاد سخن میگفت، ضمن تبریک ایام نوروز به ملت ایران، نقش تغییر و تحولات جهانی در سرنوشت کشور را مورد بررسی قرار داد.
موسوی با اشاره به این که بخشی از این تغییرات مربوط به منافع ملی، بخشی ناشی از فرآیندهای جهانی شدن و بخشی دیگر ناشی از قدرت یافتن فضای مجازی از جمله اینترنت و ماهواره هاست، تصریح کرد:«واکنشهای مختلفی در برابر تحولات جهانی وجود داشته است؛ عدهای تسلیم هر نوع تحولی میشوند و عدهای دیگر تلاش می کنند سدی نفوذناپذیر در مقابل سیل تغییرات و دگرگونیها بسازند و برای توقف آنها تلاش میکنند، اما در رویکرد سوم تغییرات به رسمیت شناخته شده و برای مدیریت آنها با استفاده از مزیتهای نسبی کشورمان تلاش میشود.»
وی افزود:«باید واقع بین باشیم و پس از دست یابی به فهمی درست از واقعیت های پیش روی کشور، تلاش کنیم با توجه به امتیازات نسبی، توانمندهای کشور، فرهنگ غنی اسلامی و گذشته بسیار عمیق خود، تغییرات را به نفع مصالح ملی کشور مدیریت کنیم.»
نخست وزیر ایران در دوران دفاع مقدس با اشاره به نتایج متفاوت این سه رویکرد نسبت به جهانی شدن توضیح داد:«رویکرد دوم، خوشبین است که میتوان جلوی سیل تغییرات را سد کرد و با ایجاد سدی بزرگ، تغییرات را در پشت آن کنترل و به این ترتیب کشور، نظام و ارزشها را حفظ کرد، اما این رویکرد نمیتواند نتیجه دراز مدتی برای کشور ما داشته باشد؛ چرا که تغییرات را به اندازهای در پشت یک سد بسیار بلند جمع میکند که این سد شکسته شده و به دنبال آن ضایعهای به بزرگی تخریبهای ناشی از جاری شدن سیل تغییرات انباشته شده در پشت آن سد برای کشور به بار خواهد آورد. رویکردی که به دنبال ایجاد سد بزرگ در مقابل سیل تغییرات است، منجر به بسته شدن روزنامهها و رسانهها، از بین بردن آزادیها و قطع کردن نقش مردم در حاکمیت ملی و دینی خود خواهد شد.»
وی افزود:«در رویکرد منفعلانه یعنی رویکرد اول نیز باید تسلیم هرنوع اتفاقی شد که در جهان رخ میدهد، نتیجه این رویکرد آمریکایی شدن جامعه ما و تسلیم در مقابل پروژه های "جهانی کردن" و نه "جهانی شدن" است. همچنین رویکرد سوم یعنی قبول تغییرات که به عنوان واقعیت پیش روی کشور و مدیریت آنهاست، تنها راه حل واقعی باقی مانده برای اداره کشور است.»
موسوی با اشاره به این که در رویکرد واقع بینانه، ارزشها حفظ خواهد شد، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و استقرار عدالت را از اهداف انقلاب اسلامی خواند و تأکید کرد:«در این رویکرد همه این اهداف را حفظ میکنیم، فرهنگ مان را حفظ می کنیم و از آزادی و باز کردن فضا نمیترسیم، بلکه در مقابل تغییرات پیش روی جامعه ظرفیت سازی میکنیم و در این صورت بیتردید تغییرات را تبدیل به فرصت خواهیم کرد.»
میرحسین موسوی در ادامه به تحلیل آثار سیاسی داخلی و خارجی متفاوت این دو رویکرد پرداخت و توضیح داد:«در رویکرد ایجاد مانع در مقابل تغییرات نوعی ترس همگانی را گسترش میدهیم و به دلیل این ترس نمیتوانیم با جهان ارتباط منطقی برقرار کنیم، سیاست داخلی و خارجی ما دچار مشکل میشود، وضعیتی انفعالی پیدا می کند، اما در رویکرد واقع بینانه ما با اندیشه "مدیریت تغییرات" مواجه هستیم؛ بی آن که ارزشها و منافع خود را فراموش کنیم، تلاش میکنیم با نگاهی شجاعانه و پر از خلاقیت و جسارت با تغییرات روبه رو بشویم.»
نخست وزیر دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد:«انقلاب اسلامی نشان داد که می توان چنین نگاهی داشت؛ بر آن دسته از هنجارهای بین المللی که ممکن است بر ضد منافع ملی ما عمل کنند غلبه کرد، به عنوان یک کشور به روز با برخورداری از جامعه ای نو و مدرن در جهان ظاهر شد و از این طریق ارزش های خود را به جهان عرضه کرد و به سامان دادن ارزش های جهانی متناسب با ارزش های عمومی و دینی خود پرداخت.»
کاندیدای دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران با بیان این که انتخاب در میان این سه رویکرد، بزرگترین مساله پیش روی نظام ماست، گفت:«اسلام آن گاه یک اسلام ناب است که بتواند با تحولات جهان امروز روبرو شود و از امتیازات آن استفاده کند و با استفاده از نقاط قوت دینی و ملی در آن تاثیر بگذارد.»
موسوی افزود:«اسلامی که شرایط زمان را درک نکند، اسلام تحجری و اسلامی که به منافع مردم پاسخ نمیدهد، طبیعی است جز ابزاری برای عقب ماندگی، استثمار، استحمار و باز هم زنده کردن نفوذ بیگانگان نخواهد بود و چنین اسلامی هرگز نمی تواند در دنیا اثرگذار باشد؛ بلکه به تدریج ما را فرسوده خواهد کرد و ابزارهای تأثیرگذاری را از ما خواهد گرفت. باید توجه کنیم که توضیحات حضرت امام (ره) درباره اصطلاح اسلام ناب مربوط به دوسال آخر عمر مبارک ایشان است، طرح مکرر ویژگیهای اسلام ناب در این دوران به گونهای است که گویی ایشان زمینه خطر و انحرافی جدی در نوع فهم از اسلام را بسیار جدی میدیدند.»
وی تصریح کرد:«من با این تلقی مفهوم "اسلام ناب محمدی(ص)" را مطرح کردم و معتقدم هنوز زمینههای این نوع نگاه چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی و همچنین سیاست های اقتصادی و فرهنگی باقیست؛ در میان مردم و مسولان چنین نگاهی ریشه دار است و چنین نیست که این نگاه به اسلام به کلی از میان رفته باشد، اما باید قدری درباره این فهم از اسلام اجماع کنیم و این نگاه نو را که خیر و برکات زیادی برای کشور ما به دنبال داشته است، در ابعاد مختلف داخلی و خارجی احیاء کینم.وبا نگاهی که رهبر فرزانه انقلاب به مسائل فرهنگی دارند مشکلی برای انتخاب این رویکرد وجود ندارد.»
رئیس فرهنگستان هنر در ادامه به طرح برخی از مسائل جوانان پرداخت و متذکر شد:« نسل جدید با مسائل بسیار جدیدی همچون اشتغال، ازدواج، فرهنگ های نو و مسائلی از این دست روبروست که برای رفع هیچ یک از آنها، راه حلهای روشنی ارائه نمیشود. در حالی که راه حل برخی از مشکلات فرهنگی جوانان، انتخاب رویکرد واقعبینانه در مقابل تغییرات و تحولات جهانی است. بنابراین اگر رویکرد قبول تغییرات در جهان را بپذیریم و مدیریت تغییرات را براساس توانایی ملی و دینی خود پی گیریم، میتوانیم به پرسش های نسل سوم هم پاسخ دهیم، اما اگر همان رویکرد نخست را در سد کردن، بستن و تنگ کردن فضا در پیش بگیریم، باید شاهد از دست رفتن جوانان و بیگانگی آنها با نظام باشیم.»
وی با گرامی داشت یاد یاران بزرگ انقلاب همچون شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید رجایی و دیگر شهدای انقلاب اسلامی اظهار داشت:«همواره برای من این پرسش مطرح است که از راه شهیدان چه چیزی برای ما باقی مانده است؟ و این انگیزه که برخی از دوستان بعد از 30 سال، آن هم در یک روز تعطیل دور هم جمع میشوند نشان میدهد که سرمایههای مشترک عظیم و ارزشمندی میان آنها وجود دارد و هنوز راه شهیدان میتواند انگیزشی برای جمع شدن باشد. در مواجهه با سختیها، دشواریها و بیراهه رفتنها، واقع بینی و نگاه درست به آن چه که پیش روی داریم به ما میآموزد که باید نگاهی امیدوارانه نسبت به آینده نیز داشته باشیم؛ امیدی که برگرفته از دستاوردهایی است که هنوز با ماست. این دستاوردها همان صلح، صفا، ایمان و اعتقاد به اسلام و حاکمیت ارزشهای دینی و ارزشهای ملی در جامعه ماست.»
وی با اشاره به این که آثار دستاوردها و دگرگونیهایی که انقلاب اسلامی مردم ایران در کشور و در دنیا ایجاد کرد ادامه دارد، گفت:«در این جمع کسانی هستند که می دانند وخود لمس کرده اند که چه فضای مخوف و غیر انسانی را در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پشت سر گذاشتیم، گر چه ممکن است نتوانسته باشیم تمام ویژگیهای فضای پاکی را که در سالهای دوران اولیه انقلاب حاکم بود تا کنون حفظ کرده باشیم.»
مهندس موسوی با اشاره به این که تحولات و دگرگونیهای پیآمد انقلاب اسلامی، میان فضای کشورمان با فضای رایج در دنیا انطباق ایجاد کرد، گفت:«بسیاری از این تحولات برگشت ناپذیر است. از جمله آن که، فضاهای آزاد و بازی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما ایجاد و منجر به توسعه این فضا در جهان اسلام شد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین به سوال و اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره تاکیدات موسوی بر پرهیز از اسراف در هزینه انتخاباتی و ممنوعیت چاپ عکس تبلیغاتی وی توسط ستاد انتخاباتی خود پاسخ داد:«ما دو راه حل در پیش روی خود داشتیم، یا میبایست از سرمایههای چند ده میلیارد تومانی در ستاد استفاده کنیم و وامدار یا حداقل شرمنده مجموعههایی شویم که هزینه میکنند و آلودگیهایی را میپذیرفتیم که در این رویههای تبلیغاتی خطر آن وجود دارد و یا در راه حل دیگر بر انگیزشهای مردمی که اعتباری به مراتب والاتر دارند تکیه میکردیم که البته ستاد باید در این زمینه بیشتر فعال باشد. در این رویکرد، تبلیغات برای بنده نیست، تبلیغات برای ایجاد یک تغییر است.»
میرحسین با اشاره به شعاری که ستاد انتخاباتی وی با عنوان «هر شهروند یک ستاد» برگزیده است، گفت: «همه کسانی که دوست دارند در جهت این تغییر حرکتی کنند، با ابتکار خود می توانند بی آن که منتظر ستاد باشند در گرداگرد خود زمینه ای برای این تغییر ایجاد کنند.»
وی با اشاره به این مضمون یکی از جملات بیانیه اعلام کاندیداتوری خود که «متن دست نویس پشت شیشه مغازه ای اثرش از یک پلاکارد بیشتر است»، عنوان کرد:«میتوان این تمثیل را در عمل عمق بخشید و توسعه داد و از ابداعات و ابتکارات همه کسانی استفاده کرد که در این زمینه برای فعالیت انگیزه دارند.»
موسوی همچنین در پاسخ به اظهار نگرانی یکی از حاضران درباره آغاز تخریب های مخالفان وی تأکید کرد:«آن گاه که فردی مسئولیت حضور در صحنه انتخابات را میپذیرد به این معناست که خود را برای هر اتفاقی آماده کرده است.»
وی با هشدار نسبت به پیامدهای توقف در وضعیت کنونی گفت:«همه ما لمس میکنیم وضعیتی که در آن قرار داریم، وضعیت خوبی نیست؛ جهت گیریهای نامناسب درسیاست، فرهنگ، اقتصاد، و قانون شکنی و شکستن ساختارهای تصمیم گیری، اگر ادامه دار باشد، مصالح دینی و مصالح ملی ما در خطر خواهد بود.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، با اشاره به گفتمان خود گفت:«بر این باورم که اهداف اصلاحات از میان همه اقشار به ویژه قشرهای مستضعف باید بجوشد و با اعتقاد این اقشار و حمایت آنها می تواند اصلاحات تداوم داشته باشد. طبیعی است که فکر کنیم این اصلاحات با عقاید دینی مردم و اصول بنیادی انقلاب سازگار خواهد بود و یا به عبارتی دیگر مقابل این اصول نخواهد بود.»
میرحسین درباره معنای اصلاح طلبی با تکیه بر اصول متذکر شد:«این حرف تازه بنده نیست، من در دوره جنگ تحمیلی و در طول 20 سال گذشته در دیدارهای خصوصی و عمومی بر همان موضعی تکیه کرده ام که در اطلاعیه اخیر مطرح شده است. قرار ما این نبود خلاف اعتقادی که دارم با مردم سخن بگویم، این نوعی دغل و دروغ است و امیدوارم تا روز انتخابات با صداقت و صراحت با مردم صحبت کنم.»
وی یکی از اصول را بازگشت به حضور قشرهای پایین دست خواند و افزود:«بر این باورم که بازگشت به قشرهای مستضعف یک وظیفه بنیادین حکومت است؛ چنانکه در این باره دستورات دینی بسیاری ارائه شده است؛ حکومت میتواند مقابل اغنیا نباشد، تولید و تجارت را تشویق کند وحکومت میتواند نقش بیبدیل در مشارکت بخش خصوصی در تحقق رشد و توسعه ایمان داشته باشد. اما حکومت خود باید مشهور به همنشینی با فقرا باشد؛ این ویژگی یک نظام اسلامی است، اگر نظام اسلامی نباشد، ممکن است بتوان این ویژگی را از آن حذف کرد، ولی با ادعای اسلامیت و جمهوریت نمیتوان سرنوشت نظام را جدا از توجه به اقشار مستضعف تصور کرد.»
عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس افزود:«بررسی های جامعه شناختی نیز به خوبی نشان میدهد که بازگشت به اقشار مستضعف از منظر جامعه شناختی اهمیت بالایی برای حکومت برخودار است؛ چرا که اقشار پایین بیشترین آمادگی رابرای ایجاد تحول دارند و بالقوه اصلاحطلب ترین قشرها، قشرهای فقیر هستند؛ آنها چیزی برای از دست دادن ندارند و دائم به دنبال بهتر شدن زندگی و جامعه خود و یافتن راهحلهایی برای بهتر شدن وضعیت خود هستند. آنها مهم ترین سرمایه برای دوام جمهوریت و اسلامیت نظام هستند.»
وی ادامه داد:«ورای این نگاه سیاسی، به نظر میرسد در چارچوب یک منطق اخلاقی هر حکومتی در مقابل این قشرها وظایفی دارد. نمیشود که در هنگامه جنگ این طبقات، بچههای خود را قربانی کنند؛ چنان که زمانی خیابانهای تهران برای تشییع جنازه شهدای همین قشرها بسته میشد، اما اکنون آنها را فراموش کنیم و به طبقه دیگری روی بیاوریم. پس این حریت و آزادگی و عهد و پیمانی که با این قشرها بستیم کجا رفت؟ آیا فکر نمیکنید که دلیل آن که ما به عنوان یک طبقه جدید نمیتوانیم با قشرهای پایین سخن بگوییم، در گفتوگوی با آنها لکنت پیدا کردهایم و با اول انقلاب فرق کرده ایم، ناشی از آن است که اینان را فراموش کرده ایم؟ این نگاه هیچ تناقضی با فراهم کردن بسترهای مناسب برای حضور توانمند بخش خصوصی در اقتصاد ندارد.»
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در پاسخ به پرسشی درباره ویژگی های کابینه خود بر اهمیت روش مندی تصمیم گیری و سیاست گذاری در چاچوب های کارشناسی تأکید کرد و گفت:«اگر دولت نتواند از همه نیروهای توانای موجود علیرغم تمایلات سیاسی آنها استفاده کند موفق نخواهد بود.»
میرحسین موسوی یادآوری کرد:«حدود 9 نفر از اعضای دولت من در دوران جنگ جلساتی با خود داشتند و ظاهرا از نظر سیاسی مخالف بنده محسوب می شدند، اما همه آنها در دولت نقش داشتند و بنده آن را مانعی برای همکاری نمیدانستم. به باور من این تنوع نیروها به ما کمک بسیاری در اداره امور میکرد، مسئله این بود کسی که عهده دار مسوولیتی میشود، صرف نظر از این که از کدام جناح باشد، آیا کارآمدی لازم را برای اداره امور دارد؟ تنها اگر گرایش های سیاسی به گونه ای غلظت پیدا میکرد که روی کارهای اجرایی و پیشرفت کشور اثر میگذاشت کار به جدایی میرسید.»
وی در ادامه تأکید کرد:«هر اندازه که با اعتماد به نفس کار کنیم و بر روشهایی بنیادی که سال به سال «عوض نشوند» تکیه کنیم، راه حلهای بهتری برای مسائل امروزمان پیدا خواهیم کرد.»
موسوی در پایان این نشست درباره کانال های تلویزیونی خصوصی و واگذاری مسوولیت نیروی انتظامی به دولت سخن گفت و با اشاره به این که تصمیم گیری درباره هر دو مسئله پیش گفته در اختیار مقام معظم رهبری است، توضیح داد:«درباره رسانههای گروهی بحثی در روند مذاکرات بازنگری قانون اساسی در مجلس قانون اساسی سال 68 داشتم. من اعتقاد به آزادی کانالهای تلویزیونی دارم؛ البته با نظارتی که مشکلات سیاسی یا اخلاقی به بار نیاورد. به باور من این امر یک ضرورت و نیاز توسعه کشور است و این موضوع نه عقیده کنونی، بلکه باور دیرینه من بوده که در سال 68 در مجلس بازبینی قانون اساسی به طور رسمی آن را اعلام کردم.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس با لحن طنز درباره ماجرای حمایت از خصوصیسازی شبکههای تلویزیونی متذکر شد:«البته برخی از دوستان گفتند که شما همه چیز را میخواهی دولتی کنی اکنون که یک چیز را ما میخواهیم دولتی باشد میگویی خصوصی باشد و بدین ترتیب این پیشنهاد رد شد. به هر صورت من هنوز بر سر آن عقیده هستم ، اما از نظر قانون اساسی محدودیتهایی وجود دارد و تبعیت از قانون اساسی باور بنیادین ماست و هر نوع راه حلی در این زمینه باید با این ملاحظه یافته شود.»
انحصار دولتها بر رسانه های موثر بر افکار عمومی و کنترل شدید بر مطبوعات به دلیل نگرانی های عمومی دولتها از تغییرات پیش بینی نشده و ناهماهنگ با برنامه هایشان است.
جلوگیری از رسیدن صداها، بخش مهمی از استراتژی اطلاع رسانی بعضی دولتهاست که در قرن بیست و یکم به شدت به چالش کشیده شده است.
در باره آزادی در اینترنت گفته اند و هنوز نیز باید گفت. اما عدالت نیز در اینترنت ممکن الوصول تر است. فرصت های فراوان و نسبتا مساوی در جامعه مجازی بسیار است. فاصله ی کم مخاطبان با فرصتها قدم بزرگی به سوی عدالت است.
کشور به عدالت و پیشرفت نیازمند است تا رفاه و رشد و کمال جامعه تامین گردد. مقدمه ی عدالت و پیشرفت، اخلاق و آزادی و امنیت است.
فضای باز فرصت مناسبی است تا مردم انتخاب آزادانه تری داشته باشند. در شرایط عادی این فضای باز با انتخابات همراه میشود و فضای بازتری را ایجاد میکند. در فضای بسته این فضای باز موجب گسترش اعتراضات میگردد و آسیب رسیدن به بنیان های جامعه ی بسته میشود.
بنده که دسترسی ام فیلتر نشده است. شاید موقتی فیلتر شده و شاید نیز فیلترینگ هنوز تکمیل نشده است.
لینک مطلب:
تازه ترین آدرس سایت انتخاب به دستور کمیته تعیین مصادیق فیلتر شد و باز هم اعراض مسئولین این سایت در مورد دلیل فیلتر شدن این سایت به جایی نرسید!
بنابراین گزارش، سایت انتخاب چند روز مانده به ایام عید، فیلتر شد و باز هم دلیلی از سوی مسئولین امر ارائه نشده است.
در همین حال، مسئولین انتخاب شکایتی را به دیوان عدالت اداری ارائه کرده اند و ضمن درخواست برای پیگیری در مورد دستور دهنده ی اصلی فیلتر کننده «انتخاب» و رفع فوری ان، خواستار پرداخت غرامت شده اند.
ظاهراً فیلترکنندگان ناشناخته و همیشه پنهان بهترین زمان فیلترینگ «انتخاب» را ایام عید می دانند تا صدای اعتراض مسئولین و مخاطبانس به جایی نرسد!
اخبار تکمیلی متعاقباً ارسال می شود.
گاهی مجبوریم و یا مجبورند که انتخاب های حداقلی کرد و اشکالی هم ندارد ولی گاهی چنین نیست و باید بلندپروازانه اندیشید و عمل کرد و یا برعکس محدودیتها را درک و محتاطانه عمل کرد.
پیروزی کوتاه مدت در جنگ ایران و عراق هدف خوبی بود ولی چنین انتخابی پیش روی کشور نبود و کسانی که چنین بلندپروازی هایی را داشتند به نتیجه نرسیدند و اگر عمل کردند به منابع خودی آسیب های سنگین وارد کرده اند. رفتارها بلندپروازانه در عرصه های مختلف، اگر مبتنی بر واقعیت نباشد و به مقدمات آن بی توجهی شود، اثر معکوس دارند و به همین جهت است که افراطیون و تفریطیون در هر حوزه ای نقش مشترکی را در تخریب ایفا میکنند.
از سوی دیگر تکیه مستمر بر انتخاب حداقلی و اصرار بیش از حد بر آن، موضع انتخاب کنندگان را به سطح واخوردگان سیاسی کاهش میدهد و قدرت مانور را آنها میگیرید. این دسته معمولا در طرح پیشنهادهای خود بین هدف نهایی و عملی که انجام میدهند فاصله ای عمیق را برجا میگذارند. سخن گفتن از سقف و نگاه بر آن داشتن و قدم بر داشتن محتاطانه، محدودیتهای زیادی را به جریانات سیاسی تحمیل میکند.
لینک مطلب:
در زمان فراوانی درآمدهای ارزی، فکری به حال دوران رکود نشد
میرحسین موسوی در اولین سخنرانی خود بعد از اعلام کاندیداتوری در مسجد حجت نازی آباد تهران گفت: آیا در سال های فراوانی ارز نفتی، که به صورت غیرعادی ذخایر ما را بالا برد، برای سال های کمبود و قحطی برنامه ای ریخته ایم؟
حضور میرحسین فی نفسه نقد مبانی و اساس هویت و رفتار اصولگرایان است. میرحسین نسخه اصیل عدالتی است که آقای احمدی نژاد و یاران و حامیانش به کمک دویست میلیارد دلار نفتی و حمایت همه جانبه ارکان نظام و صدا و سیما و ... از آن سخن میگفت و در عمل کشور را به وضع فعلی رساند. بی تردید مهندس موسوی کابوسی است که بر شتاب افول اصولگرایان می افزاید.
لینک مطلب:
عبدالله ناصری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با اشاره به شعار جمهوری اسلامی آزاد باید گردد که در جریان سفر خاتمی از سوی مردم عنوان شد، اظهار داشت:«مردم با این شعار نشان دادند که در عین اعتقاد راسخی که به نظام دارند معتقدند هم اکنون بخشها و افرادی بر مدیریت کشور تکیه زدند که هم جمهوریت و هم اسلامیت نظام را مخدوش می کنند.»
لینک مطلب:
راهی که در زمان مسئولیت من در پرونده هستهای طی شد با سرعت کمتر و در مقابل با هزینه ناچیزی ما را به مقصد میرساند. راهی که در دولت نهم انتخاب شده است، سرعت بیشتری دارد اما در مقابل هزینه گزافی هم بر کشور تحمیل کرده است
«رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر این که «نقد وظیفه دینی و قانونی ما است» گفت: «نقادی و انتقاد باعث حیات و رشد جامعه میشود. اشتباه برخی از افراد این است که با هدف ایجاد حاشیه امن برای قوه مجریه، مقام معظم رهبری را در مقابل آزادی بیان و آزادی جامعه قرار میدهند که این مساله بزرگترین جفا به رهبری نظام است که همواره ایشان طرفدار آزادی بیان و انتقاد سازنده بودهاند».
دروغ پردازی و دروغ پراکنی از بزرگترین ابزارهای رسانه های وابسته به بیگانگان استعمارگر و مستبدین داخلی است. کسانی که حقیقت نسبتی با آنها ندارد و اگر گاهی از حقیقت میگویند، فرصت طلبی است.
البته استعمارگران و مستبدین نیز فهمیده اند که به راحتی گذشته نمیتوانند دروغ پراکنی کنند و به همین دلیل به روش های جدیدی متوسل میشوند. هر گروه به اندازه هوش و استعدادشان.
وبلاگستان به جهت خاصیت رسانه ای و شخصی بودن آن و در دسترس عموم بودن، نقش مهمی در مبارزه با استیلای خبری و رسانه ای مخالفان آزادی و استقلال و توسعه و مردم سالاری دارد.
در کشورهای کودتا خیز جهان کسانی که فعالانه در ترسیم سیاست کشور با رای یا فعالعیت سیاسی حضور دارند، گروه ناآرام دوران کودتا هستند. آنانکه اهل سکوت و تحریم انتخابات هستند، ابتدا از درون تسلیم شده و حق انتخاب خود را واگذار کرده اند. حضور چنین قشری مشوق اصلی دیکتاتوری های آمریکایی هستند.
لینک مطلب:
شیرین عبادی برندهی جایزهی صلح نوبل پنجشنبه، ۲۶ فوریه، در شهر دوسلدورف آلمان از فقر و نابرابری در ایران انتقاد کرده و گفت هنوز هم در کشور آزادی وجود ندارد و قوانین تبعیضآمیز پرشمارند و به اجرا درمیآیند
آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است. خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود میراند. مردم در مقابل حکومت قرار میگیرد و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند و کار به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسد و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد که در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.
انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد. در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود. مردم خواستار استقلال و آزادی بودند. استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند. مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند، آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود، ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود. در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی ع آرزوی ملت ما بود. دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است. طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
لینک مطلب:
پورنجاتی :
برخورد سلیقه یی با محصولات فرهنگی موجب می شود افراد براساس سلایق خود با مقدرات و سرنوشت فرد تولیدکننده محصولات فرهنگی تصمیم گیری کنند
سیف الله داد :
هدف ما بازگشت به قانون اساسی بود و همواره بر بازگشت به قانون اساسی تاکید داشتیم. وی در ادامه افزود؛ ما تلاش می کردیم نظامی را ایجاد کنیم که در آن مردم و دین مردم از جایگاهی والا برخوردار باشد. معاون سینمایی وزارت ارشاد دولت خاتمی با اشاره به اینکه آزادی بیان و آزادی عقیده حق ملت است، اظهار داشت؛ این مسائل از حقوق مسلم ملت ایران است
نگرانی های وبلاگستان بسیار است. یکی نیز همین است:
لینک مطلب از وبلاگستان:
از هفته پیش شرکت معظم بلوهاست، تهیهکننده هاست این وبلاگ، و پیشنهاد شماره یک وردپرس برای وبلاگنویسان وردپرسی علیرغم سابقه بسیار درخشان خود اقدام به مسدود کردن حسابهای کاربران ایرانی خود کرد یا به آنها یک مهلت کوتاه برای برداشتن نسخههای پشتیبان از اطلاعات را داد
بلوهوست هفته پیش حساب کاربران ایرانی خود را بلوکه و دسترسی آنان را به اطلاعاتشان مسدود کرده است. آنها توجه مشتریان را به بند 13 قسمت اول از شرایط ارائه خدمات جلب میکنند که در آن به کشورهای تحت تحریم ایالات متحده اشاره کرده است. در این بند صراحتا ایران هم جزو کشورهای تحت تحریم معرفی شده که باید حساب کاربران آن بسته شود
همه ما یک تقصیر اساسی در وضعیت کشورمان و جهان داریم. در انتخاب هایمان خطاها میکنیم و درس نمیگیریم یا فراموش میکنیم. مدیران ارشد کشور بی دقتی میکنیم. با رای دادن مان. با رای ندادن مان. با سکوتمان . با فریادمان.
حضورمان در جهان را باید موثرتر از قبل کنیم.
ان شاء الله
لینک مطلب:
من در مقام این نیستم که درباره ماهیت سلطنت صفوی که مانند همه حکومتهای دیگر استبدادی است, صحبت کنم بلکه منظورم این است که به هرحال در جریان حوادث پانصد سال اخیر پیوند ملّیت ایرانی با تشیع امری انکارناپذیر است
آنچه ما میخواستیم و میخواهیم، این است که اول, مردم آزاد و حاکم بر سرنوشت خود باشند و دوم اینکه کشور ما که مهد انقلاب، آزادی و استقلال است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
حق انتخاب انسان
همیشه عمل نمیکند
گاهی آگاهانه عمل نمیکند
و انسان محکم را
به خاشاکی اسیر نسیم
تبدیل میکند
==================
پذیرش منظومه ها
کلی است نه جزئی
ظلم ستیزی اصل است
به همان دلیل که با استبداد مخالفیم
با استکبار نیز باید مخالف باشیم
وگرنه اسیر بی منطقی میشویم
ارزش ها عزیز و بسیارند
مهمترین ارزش ها
ارزشی است که آگاهانه انتخاب شود
انتخاب خود به خودی هر چیز
نام اراده دارد ولی اراده ی بی آگاهی
انتخاب درست و شاید اساسا انتخاب نیست
ارزش هایمان را در ضدیت و هماهنگی با دیگران
انتخاب نکنیم
آگاهانه و متکی به اصالت انتخاب کنیم
حکمت ۴۵٩ نهج البلاغه:
تقدیر الهی چنان بر محاسبات ما چیره شود که تدبیر، سبب آفت زدگی باشد
در کشورهایی که از مسیر انقلاب حرکت میکنند، اتفاقات سرعت پیدا میکنند و روندها متفاوت و متضاد به دفعات تکرار میشوند. بارها سیستم ها و روندهایی را دیده ایم که به نظرمان عکس آنچیزی آمده است که باید باشد.
این کشورها معمولا و به دلیل تمایل به سرکوب آنارشیسم (تمایل مشترک مردم و حکومت) و تمایل به خودکامگی در حکومت و کنار کشیدن مردم در برابر خودکامگی، به کشور عکس ها ( تصاویر ) نیز تبدیل میشوند.
کشورهای بسیاری هستند که بدون انقلاب به دیکتاتوری بومی یا وارداتی رسیده اند و در مقابل کشورهایی نیز هستند که از انقلاب درس آزادی آموخته اند.
دادستان عادل هستی
اختیار و انتخاب داده
تا شدن ما
باشد
و باشد ها
شدن های ما را
محکی سخت میزنند
مصطفی ملکیان:
میزان اختیار. جبر و اختیار قاعده کلی ندارد. میزان اختیار انسان به خودش مربوط است. ذو مراتب است. انسان در زمینه هایی چون تمرین نکرده ، اختیار ندارد.
هر چیزی که اختیاری باشد ولو خیال باشد، مشمول احکامل اخلاقی ( خوب و بد ) است.
کشور مردم سالار
مستقل است
آزاد است
کشور دین دار
مستقل است
آزاد است
مردم دار است
جمهوری اسلامی
حق مسلم ماست
در زمان دعوت به دین و دینداری
مردم سالاری و آزادی و دینداری همسوتر از همیشه میشوند
اگر از حق انتخاب خود
استفاده کنیم
بر دایره ی حق انتخاب ها
می افزاییم
آگاهی را در عمل بدست می آوریم
و هر روز آزادتر میشویم
انتخاب
نعمتی بزرگ است
قدر بدانیم
بر عکس اگر از حق انتخاب خویش
بهره نبریم
نعمت انتخاب از ما گرفته میشود
مردم ایران اعتراض را تجربه کردند و دیدند میتوانند رژیم شاه را تغییر دهند و این حق انتخاب را که با آگاهی به توانایی و موقعیت شان کشف کردند و کار گرفتند.
لینک خبر:
هادی غفاری خاطرنشان کرد:
اگر مردم به اینجا برسندکه دین و دینداران توان ارتقاء و رشد و اداره جامعه را ندارند، فاجعه عظیمی درجامعه اتفاق خواهد افتاد و در آن صورت چه کسی پاسخ میدهد؟ متاسفانه مراکز فرهنگی که زاینده انقلاب بودهاند امروز آنگونه که انتظار میرفت عمل نمیکنند و این مساله جدی است که باید به فکری به حال آنها کرد.
وی با بیان اینکه نباید اجازه دهیم مذهب و دین از مفاهیم اصلی خود دور شوند، گفت: چه کسانی بیشترین مسوولیت را در این زمینه بر دوش دارند؟ چرا بسیاری دوست دارند توپ را به زمین دیگران پرتاب کنند و چه کسانی دستاندرکار پاک کردن صورت مساله هستند.
وی با تاکید بر اینکه با همه توانم از عزت و سربلندی و آزادی و رای مردم دفاع خواهم کرد، خاطرنشان کرد: اجازه نمیدهم سرنوشت فردای بچههای من به دست جریان استبداد وخلاف واقعگو بیفتد.
غفاری در پایان سخنان خود تاکید کرد: من تناسب قدرت و وزن اجرای کشور را میدانم به من نمیتوان دروغ گفت و اگر کسانی بخواهند به من دروغ بگویند، جلوی ایشان خواهم ایستاد.
لینک مطلب از وبلاگستان:
کسانی که قادر نباشند یک برنامه ورزشی را تحمل کنند، چگونه میتوانند از پس حل مشکلات کشور و اقتصاد جامعه و سیاست خارجی برآیند؟ آنان چگونه میخواهند برای دنیا راهحل بدهند، در حالی که بخش عمدهای از ذهنیت آنان درگیر مواجهه با رسانههاست؟ رسانههایی که در حداقل از توان و ظرفیت در حال وظیفه هستند
نگاهی به سرود شاهنشاهی ایران و سرود جمهوری اسلامی ایران میتواند نوع نگاه در دو دوره مختلف را نشان دهد. همچنین از شعار هر دوره میتوان اولویت ها و نگاه های متفاوت را تشخیص داد:
شعار کشور در زمان پهلوی:
خدا
شاه
میهن
شعار کشور پس از انقلاب اسلامی:
استقلال
آزادی
جمهوری اسلامی
سرود رسمی کشور در زمان پهلوی:
شاهنشاه ما زنده بادا
پاید کشور به فرش جاودان
کز پهلوی شـد ملک ایران
صد ره بهتر زعهد باستان
از دشمنان بودی پریشان
در سایه اش آسوده ایران
ایرانیان پیوسته شادان
همواره یزدان
بود او را نگهبان
سرود رسمی کشور در پس از انقلاب اسلامی:
سر زد از افق، مهر خاوران
فروغ دیده ی حق باوران
بهمن، فرّ ایمان ماست
پیامت ای امام، استقلال، آزادی نقش جان ماست
شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران
لینک خبر:
دکتر الهام سخنگو و وزیر دادگستری دولت نهم:
با روی کار آمدن دولت نهم مردم خود را صاحب کشور میدانند و طعم آزادی و آزادگی را چشیدند.
در این زمستان
عده زیادی گرسنه اند
گرسنگانی
با شکم های گرسنه ی غذا
با دلهای گرسنه ی محبت
با چشم های گرسنه ی انتظار عدالت
با قلب ها و اندیشه های گرسنه ی آزادی
گرگهای گرسنه نه خود را سیر خواهند کرد و نه دیگران را
لینک مطلب:
میرحسین موسوی:
عده ای شعار عدالت را به ابزاری پوپولیستی برای جذب آراء و قلوب تبدیل کرده اند
جریان چپ همین جریان خط امام خط دفاع از محرومین و مستضعفین خط برنامه ریزی و خط توسعه و خط آزادی بود . و این چپ ربطی به سوسیالیسم نداشت و دنبال اعمال سیاستهای سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی نبود . این جریان که اکثریت مردم را نمایندگی می کرد در مجلس و دولت اکثریت بودند واعتقاد داشتند که تبعیت از "اسلام ناب محمدی" می کنند و برای همین تمامی این مجموعه برای مشخص شدن مرزهای خود با جریانات دیگر خود را خط امامی میخواندند . سیاستهای دوران جنگ در زمان حیات حضرت امام (ره) بکار گرفته میشد
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
بالاترین سطح نظارت و کنترل از سوی خداوند متعال برقرار استو هیچ نظارت و کنترل و هدایتی با آن حتی قابل مقایسه نیست. جباران عالم که ادعای کنترل زندگی و مرگ و هدایت اندیشه های مردم را میکردند، خود را بازی میدادند و میدهند. حق خداداد انتخاب انسان، چارچوب های آنان را ویران میکند.
احترام به داشته های دیگران بسیار خوب است. حتی باید از آنان اموخت و استفاده کرد. نفی یکپارچه هر آنچه نزد بیگانگان است اقدام معقولی نیست. چه آن بیگانه عرب باشد چه هندی و چه غربی.
از آن بدتر بی احترام و بیزاری جستن از داشته های مثبت خود است. چه مربوط به ایران پیش از اسلام و چه پس از آن. ما داشته های غیر مثبت نیز داریم و میتوانیم به آنها افتخار نکنیم ولی بیزاری جستن از داشته های معتبر و ارزشمند خویش، نادرست است و بدتر از آن، ایجاد تقابل بین داشته های مثبت پیشینیان با ارزشهای انسانی است.
نمیدانم چرا بعضی نداشته های بیگانگان را اینقدر عزیز میشمرند و از داشته های خود بیزاری میجویند. احتمالا دلیلش خوباختگی در برابر دیگران است که ما را از خود بی خود میکند و داشته های خویش را از ما بگیرد. این روحیه مانع اصلی تحقق استقلال کشور است.
کورش ( کوروش ) شاه بزرگ ایرانی مورد احترام جهانیان است. بعضی بزرگان دینی چون مرحوم علامه طباطبایی فیلسوف و مفسر شهیر قرآن کریم وی را همان ذوالقرنین خوانده اند و مقام وی را بسی بزرگ دانسته اند.
اگر نظر علامه را هم قبول نداشته باشیم، آنچه در تاریخ از کوروش ثبت شده ، به اندازه ی کافی برای افتخار ایرانیان و بلکه بشریت به وی کافی است.
یادداشتی در وبلاگستان دیدم که برای تخریب کوروش، از غزه و ظلم اسرائیل بر فلسطینی ها استفاده کرده است و چه استفاده ی خطایی. جای تاسف است و البته بیان روشنگرانه.
یاد کورش زنده است تا ایران و ایرانی زنده است
لینک یادداشت مذکور با عنوان : کورش مرد
تکلمه:
متن اصلی یادداشت:
عنوان: کورش مرد
سلام
سالهاست که در سایتها و وبلاگ های مختلف می بینیم که عده ای سنگ کوروش رو به سینه می زنند و داعیه دار دفاع از حقوق انسانی هستند و .... اما الان در این همه جنایاتی که در غزه صورت می گیرد و کودکان و زنان به خاک و خون کشیده میشوند هیچ صدای اعتراضی از این داعیه داران حقوق انسانی مشاهده نمیشود عده ای معلوم نیست کجا خزیده اند و عده ای نیز مدافع متجاوز صهیونیست شده اند
کوروش کجایی که به سینه زنندگان اطلاعیه حقوق بشرت الان دارند از قاتلین کودکان و زنان حمایت می کنند مگر تو در کشور گشائی هایت آیین ها را محترم نمی شمردی که الان داعیه داران دروغینت که به صهیونیست های ائین تو معروفند از صهیونیسم یهود دفاع می کنند و....
به طور خلاصه باید بگویم دیگر از این به بعد شعار دفاع از کوروش و.... به علت سازگار نبودن ادعا با عمل منادیان آن مُرد و برای ما رنگی ندارد
التماس دعا
نویسنده وبلاگ نسل جوان در یادداشتی، گفته اند:
با سلام
دوست گرامی اقای مهدی بو ترابی دروبلاگ خود در جواب کامنت قبلی بنده با موضوع کوروش مُرد مطلبی را نوشته اند که لازم است توضیحاتی رو خدمتشون عرض کنم
اقای بوترابی پس ازمطالعه کامنت شما این نکته به ذهنم رسید که شما فقط عنوان رو مطالعه فرموده اید و اقدام به نوشتن پاسخ نموده اید در حالی که اگر متن را دقیق مطالعه می کردید متوجه میشدید که منظور بنده از این عنوان اعتراض به آن دسته افرادی است که شعار کوروش و حقوق بشر و ... میدهند اما الان سکوت اختیار نموده و در سایتها یا وبلاگ هایشان هیچ گونه اعتراضی به این نسل کشی ها در غزه نمی کنند هیچ بلکه آب به آسیاب صهیونیسم هم می ریزند دوست عزیز نوشته اید : " یادداشتی در وبلاگستان دیدم که برای تخریب کوروش، از غزه و ظلم اسرائیل بر فلسطینی ها استفاده کرده است و چه استفاده ی خطایی" در کجای نوشته بنده تخریب کوروش صورت گرفته است اگه متن رو مطالعه کرده باشید نوشته ام که : الان داعیه داران دروغینت که به صهیونیست های ائین تو معروفند " و معنی داعیه دار دروغین هم که نیاز به توضیح ندارد و از قضا به معنی بری نمودن کوروش که احتمالا همانگونه که شما هم اشاره نموده اید ذوالقرنین باشد از اینگونه افراد است
مطلب اقای بوترابی با عنوان :کورش ( کوروش ) شاه شاهان شاهنشاه ایران
التماس دعا
چند نکته باید عرض کنم:
1. بنده مدیر سایت پرشین بلاگ نیستم، مدتی است مدیر سایت تغییر کرده است
2. نکته من در پاسخ یادداشت ایشان بود نه کامنت و نظر
3. متن یادداشت ایشان را خوانده ام و به عنوان اکتفا نکرده ام
4. اما اصل مطلب:
با توجه به اعلام نویسنده یادداشت مذکور که مخالف کورش نیست، احتمالا وی از همسویی بعضی حامیان کورش با حامیان اسرائیل چنین یادداشتی نوشته اند و توجه نکرده اند که عنوان یادداشت و عکس مقبره و جمله آخر یادداشت و مقارنه تام بین حامیان کورش و حامیان اسرائیل یا سکوت کنندگان، بر امر دیگری جز علاقه ایشان به کورش دلالت میکرد که با توضیحات بعدی ایشان روشن شد که از مخالفان کورش نیستند.
کورش شخصیتی است که اگر بعضی مخالفان عدالت و انصاف و مدافعان ظلم از آن دم میزنند، یا اشتباه میکنند و یا از روی دشمنی با ایران و ایرانی اینکار را میکنند. وظیفه ماست که از میراث ارزشمند خود دفاع کنیم.
متاسفانه شرایطی درست شده است که تصور میکنیم اگر کسی یا جریانی منفی است، همه کارهایش نیز منفی است. در حالیکه قرار نیست هر آنچه که خطاکاران میگویند و انجام میدهند، خطا باشد. حق و باطل را به هم می آمیزند و این هنر تشخیص دهندگان و اهل بصیرت است که آنها را از یکدیگر جدا کنند. مسیر را باید بشناسیم.
و هدایت از سوی خداست
ملتمس دعا
انتخابات و انتصابات از آن جهت که نوعی گزینش در هر دو وجود دارد، انتخاب محسوب میشوند.انتخابات با گزینش و انتصاب به معنای مصطلح متفاوت است هر چند که به نوعی گزینش و تعیین است. تفاوت هایی اساسی بین این دو :
١. انتخاب در انتخابات از پایین و اعضای یک سیستم برای تعیین رده های بالاتر است در حالیکه انتصاب از بالا و توسط فرماندهان و روسای و مدیران صورت میگیرد.
٢. تعیین محدودیت های مرتبط با انتخابات معمولا در سطح قانون اساسی است در حالیکه در انتصابات، حتی آیین نامه ها و سلایق کاری و گروهی و فکری و شخصی نیز میتوانند موثر باشند.
٣. انتخابات مبنای مردم سالاری است در حالیکه انتصابات در تمامی جوامع متداول است و حتی در حکومتهای دیکتاتوری، انتخابات به انتصابات حکومتی تبدیل میشود. نمونه بارز این نوع انتخابات و حکومت در تاریخ یکصد ساله ایران ثبت و ضبط شده است.
۴. انتخابات آگاهی محور است و حق انتخاب مبتنی بر آگاهی شکل میگیرد. به همین جهت آزادی رسانه ها و افکار عمومی از محورهای اصلی نظام انتخابات محور است. درحالیکه در انتصابات، قدرت محور است و مراکز قدرت در تعیین و گماشتن و انتصاب نقش دارند.
۵. رقابت در انتخابات بین نمایندگان سیاسی مردم یعنی احزاب و گروههای سیاسی است در حالیکه رقابت در انتصابات بین باندها و جریانات قدرت است.
لینک خبر:
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «اقلیت مجلس با این تنگناهایی که وارد مجلس شد، ارزش یک اکثریت را دارد»، با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت:«امیدوارم مردم هم اطمینان داشته باشند رایشان اثر گذار است و هیچ کس با شرایط نا برابر وارد صحنه نمی شود و واقعا معلوم باشد دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست، مردم رای بدهند هر چه از صندوق در بیاید مبارک خواهد بود
متن کامل را در ادامه بخوانید
در شرایط خاصی، انسان استعداد تغییرش تقویت میشود. زمانی که وجود و روحش به چالش کشیده میشود. در چنین شرایطی معمولا نوعی هوشیاری و تمرکز و توجه به وجود می آید و انسان گویی به خمیری نرم برای شکل گیری خلقتی تازه بدل میشود.
البته عناصر خمیرمایه جدید بی ارتباط با گذشته انسان نیست ولی فرصتی پیش می آید تا انسان از درونی ترین لایه هایش خبر بگیرد و به آنها دسترسی پیدا کند و حتی گاهی از نظر شکل و فرم آنقدر تغییر میکند که از گذشته بازشناسی نمیشود.
گاهی این تغییرات به نوعی با اجبار به انسان تحمیل میشود. بحران های ناخواسته ای که انسان را به سویی می کشند.
انتخاب های آگاهانه بحرانها وضعیتی متفاوت و هوشمندانه تر به وجود می آورند. کسانی که در زندگی از خطر کردن لذت می برند، اگر اسیر عادت و ظاهر لذت نشوند و در آن لحظات در وجود خود به دنبال فرصتهای خلاقیت بگردند، به نوعی بازسازی مستمر از هویت و شخصیت خویش دست می یابند. تازگی چنین افرادی همیشه مثال زدنی است.