درباره نویسنده
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Mehdi Boutorabi was born in Tehran ,1963, CEO of PersianBlog /////// دانش آموخته ی مهندسی اموات (تاریخ) مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد (1370-1362) شهید بهشتی مقطع دکتری (1376-1371) تربیت مدرس از پایان نامه دفاع نکردم و لذا به من نگویید دکتر تا سال 1370 بیشتر در حوزه های فرهنگی و انتشاراتی و پژوهشی بخش خصوص فعالیت داشتم و بعد از آن فاوا. نشر سفیر / موسسه میراث ملل / موسسه فرهنگی حنفا / نشریه تحصیل / شرکت افزاری حنفا و شرکتهای همکار آن و گروه سایتهای پرشین بلاگ از فعالیتهای حوزه فرهنگ و رسانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا). از کودکی به شاهنامه علاقه خاصی داشته ام. شاید به دلیل روحیه سلطانی (پدر پدرم سلطان و به نوعی نظامی بود و در غورخانه به سراجی مشغول بود) باشد و شایدم نسبتی که با مرشد غلامحسین (غول بچه - پدر بتول خانم مادر اصغر آقا) دارم. mehdiboutorabi(at)yahoo(dot)com اکرنه به معانی بی کرانه و زمان بی کرانه ... ابدیت ======= ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / برحذر باش که سر میشکند دیوارش
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • متن قانون جرایم رایانه ای
  • آمار لحظه به لحظه جهان
  • لیلی نام تمام دختران زمین است از عرفان نظر آهاری
  • از سخنان مشاهیر 1
  • صد سایت نخستین مشهور
  • مدرنیته ایرانی
  • لینکها
  • فهرست سایتهای فارسی
  • واژگان وبلاگستان
  • عکسهای قدیمی تهران / طهران
  • Chomsky: Israel is heading for destruction
  • عکسهای امام
  • شعارهای کشورها
  • تاریخچه ای از نگارش و خط
  • لییینک
  • کتیبه پنجم داریوش در شوش
  • آموزش انگلیسی بصورت آنلاین
  • تقویم جشن های ملی باستانی
  • وصیت داریوش کبیر به خشیارشا شاه
  • نقالی و غول بچه
  • چهل کار مفید برای سلامت
  • لوییز امور اثر کریستین بوبن
  • تستها
  • حج دکتر شریعتی
  • عطیه برتر از پائولو کوئیلو
  • مصاحبه هوشنگ امیر احمدی در باره سفر اخیرش به ایران
  • نامه به یک گروگان
  • مسیح در شقایق اثر کریستیان بوبن
  • وصیت نامه
مطالب اخیر
  • میلاد پیامبر اکرم ص و امام صادق ع بر حق جویان مبارک باد
  • سال اژدهای چینی
  • آشکارسازی حقیقت و خاصیت ضد جرم و جنایت آن
  • انگیزه گرفتن از دشمن
  • شکست گروهی
  • سوال مقدماتی
  • استراتژی رویارویی : تهدید در برابر تهدید بخشی از سیاست دفاعی
  • سیاستمداری
  • سیاستمداران دروغگو و راستگو
  • طنز و توهین
  • تجربیات تحت فشار
  • ورشکستگی پایدار
  • فروپاشی ناشی از افراطی گری
  • امام خمینی و مهاتما گاندی: رهبران راستین بشر
  • همراهان تنها
  • انعکاس بیشتر و بهتر و عمیق تر
  • تکرار
  • برکات زندان
  • منابع عظیم انرژی روحی و عاطفی
  • نظارت و مجلس
  • اعتراف به اشتباه
  • منشور نوین
  • تبادل و تعامل یا محدودیت تبادل و ارتباطات
  • قاچاق
  • دهه فجر یادآور پیروزی ملت ایران بر استبداد مبارک باد
  • سلطان و شبانی دیگر
  • مقیاس و منطق و فهم محلی و جهانی
  • پایان تاریکی نزدیک است
  • زندگی و سختی
  • جام های جهان بین
کلمات کلیدی مطالب
  • آرزوهایم (۱)
  • آزادی (٤٩)
  • آزادی و انتخاب (٦)
  • آزادی و عدالت و انتخاب (٢٠)
  • آسیب اجتماعی (۱۸)
  • آسیب شناسی فضای مجازی (۱)
  • آمار و اقتصاد (٤۳)
  • آمریکا (۸٩)
  • آموزش و پژوهش (۳)
  • آیت الله جوادی آملی (۱٢)
  • آیت الله خمینی (۱)
  • آیت الله صانعی (٢)
  • آیت الله مصباح یزدی (٧)
  • آیت الله هاشمی رفسنجانی (٧٠)
  • آینده جهان (٦٧)
  • احزاب (۱۱٠)
  • احزاب و تشکل ها (٩٢)
  • احمدی نژاد (٢۸٦)
  • احمدی نژاد و دولت دهم (۱)
  • احمدی نژاد و دولت نهم (۳٠٦)
  • اخلاق (٦٥)
  • اخلاق و ارزش ها (٦۸)
  • ادبیات (٢۳)
  • ادبیات و فرهنگ و میراث جهانی (٥)
  • ادیان (۱٥)
  • ادیان و مکاتب فکری (۳)
  • اراذل و اوباش اینترنتی (٢)
  • اروابط ایران و آمریکا (۱)
  • استقلال (۱٥)
  • استقلال و خودباوری (۱)
  • اسرائیل (۱۸٤)
  • اسطوره (۱)
  • اسلام (٢۳)
  • اسلام ناب محمدی (٢)
  • اشاعه فحشا (۱)
  • اصلاح طلبان (٢٢)
  • اصلاحات (٢٢)
  • اصلاحات چیست؟ (۱٤)
  • اصول (٢)
  • اصولگرایان (٢٧)
  • اصولگرایان و اصلاح طلبان (٧٧)
  • اطلاع رسانی (۱۳)
  • اعتراض (۱)
  • اعتراض و انتقاد و تظاهرات (۱٥٦)
  • اعتراض و انتقاد و تظاهران (٥)
  • اعتماد (۳)
  • اعتماد ملی (۱٤)
  • افراط و تفریط (٢٥)
  • افراطی گری (۱)
  • افغانستان (۱)
  • افکار عمومی (۱۸)
  • اقلیت اکثریت (۱)
  • اقوام و اقلیت ها (٩)
  • اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳)
  • امام حسین (۳٠)
  • امام خمینی (۱٠٥)
  • امام خمینی و انقلاب اسلامی (٤٥)
  • امام صادق (٧)
  • امامان (٢٧)
  • امربه معروف نهی از منکر (۱)
  • امنیت ملی (٧)
  • امنیت و امنیت ملی (٢٠)
  • امنیت کشور و امنیت ملی (۳٥)
  • امید (٢۳)
  • امید و آرزو (۸)
  • انتخاب (٢۸)
  • انتخاب دهم (٩)
  • انتخاب و تقلید (٦)
  • انتخاب و تقلید و آگاهی (٧)
  • انتخابات (٢٦)
  • انتخابات 24 اسفند (۸)
  • انتخابات د هم (٢)
  • انتخابات دهم (۱٠٧٤)
  • انتخابات ریاست جمهوری (۳)
  • انتخابت دهم (٧)
  • اندیشه (٩٠۱)
  • اندیشه و دلنوشته (۱٢٠)
  • انرژی (٤)
  • انرژی و نفت و گاز (٢)
  • انسان (٤٠)
  • انسان و جامعه (۱)
  • انسان و جامعه و هستی (٩۳)
  • انقلاب اسلامی (۸٢)
  • انگیزه تلاش موفقیت (۱)
  • اومانیسم (۱)
  • ایده و نوآوری و کارآفرینی (۱۳)
  • ایران (۸٧)
  • ایران شناسی (٢)
  • ایران و ایرانی (٢)
  • ایران و ایرانیان (٤٩)
  • ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢)
  • اینترنت (٩۳)
  • اینترنت و وب (٦)
  • اینترنت و وب جامعه و فضای مجازی (٤۱)
  • اینترنت وب جامعه فضای مجازی (۱)
  • اینفوگرافیک (۱)
  • بازداشت (٦)
  • بازداشت و زندان (۱٤۸)
  • بازی کامپیوتری (۱)
  • بانوان برتر وبلاگستان (۱)
  • بانک و بیمه (٤)
  • بخش خصوصی (٢۳)
  • بخش خصوصی و غیردولتی (۱٢)
  • بسیج (٧)
  • بسیج و سپاه پاسداران (٤٠)
  • بصیرت (۱)
  • بنی اسرائیل (۱)
  • به همین سادگی (۱)
  • بهار عربی (۱)
  • بی تدبیری (٦٧)
  • بیگانه ستیزی (۳)
  • پارلمان مجازی (۱)
  • پرشین بلاگ (۸)
  • پرشین بلاگ (۱٠)
  • پزشکان (۱)
  • پیام رسانه (۱)
  • پیامبران (٢۸)
  • پیروی اطاعت تسلیم (۱)
  • پیش بینی (٢٤)
  • پیشنهاد (٧۳)
  • تاجیکستان (۱٠)
  • تاریخ (٥٠)
  • تاریخ اسلام (٧)
  • تاریخ ایران (٩)
  • تاریخ چیست؟ (٢)
  • تاریخ معاصر ایران (٢)
  • تاریخ و میراث فرهنگی ایران (٦)
  • تاکسی نامه (۱)
  • تبلیغات و بازاریابی (۱۱)
  • تتدبیر و بی تدبیری (۱)
  • تجارت الکترونیک (٢)
  • تجربه روزانه (۱)
  • تحریم (٥)
  • تحریم و مشارکت (۸)
  • تحزب (٤٠)
  • تدبیر (٧)
  • تدبیر و بی تدبیری (٢٠۱)
  • ترانه (٥)
  • تروریسم (٢۳)
  • تروریسم و خشونت (٢۱)
  • تروریسم و خشونت و ترس (٩)
  • تعامل اجتماعی (۱٧)
  • تعاملات اجتماعی (٦)
  • تغییر (۳)
  • تغییر اجتماعی (٤٥)
  • تقلب و تخریب و هتاکی (٢٥٩)
  • تقلب و تخریب و هتاکی احمدی نژاد: اجرای عدالت لازمه (۱)
  • تقلب و تخریب و هتاکی بادامچیان: کمیسیون ماده 10 حق (۱)
  • تقلب و تخریب و هتاکی ش (٢)
  • تهران (۱۱)
  • توریسم (٤)
  • جالب (٧)
  • جالب و شگفت انگیز (٤)
  • جامعه (۱٤)
  • جامعه مجازی (٦٩)
  • جامعه مجازی و اینترنت (٥۱)
  • جبر و اختیار (۱٠)
  • جشن (۱۱)
  • جشن تولد پرشین بلاگ (٢)
  • جشنواره (۱٦)
  • جشنواره و جوایز (٢)
  • جمهوری اسلامی (٦)
  • جمهوری سلطنت قبیله حکومت (۱)
  • جنگ سایبری نرم سخت (٤)
  • جنگ و بحران (٥)
  • جنگ و بحران و صلح (۱)
  • جنگ و جنایت (٢)
  • جنگ و صلح (٧)
  • جهاد اکبر و اصغر (۳)
  • جهان (۱٦٩)
  • جهان اسلام (۳٩)
  • جهان بینی (٤)
  • جهل و جهالت (٢)
  • جهل و خرافه و علم (٥)
  • جوانان (٢٠)
  • چلچراغ (٧)
  • حافظ شیرازی (۱)
  • حجاب (۱)
  • حدیث (٤)
  • حدیث و روایت (٢)
  • حریم خصوصی (٢)
  • حزب اعتماد ملی (٥)
  • حزب الله لبنان (۱)
  • حسن و قبح (٢)
  • حضرت فاطمه (۳)
  • حضرت محمد (٢۱)
  • حق و باطل (٤٧)
  • حق و باطل حق (۱)
  • حقوق بشر (۱)
  • حقوق بشر و قضاوت (٩٦)
  • حکایت (۳)
  • حکمت و دانش (٤۳)
  • حیوانات (۱)
  • خاتمی (٦٢٢)
  • خاطره (۱٢٥)
  • خانواده ازدواج دختر پسر زن مرد (٢)
  • خاورمیانه عربی و آفریقا (٥)
  • خبر (۳٦)
  • خبر دستگیری (۱)
  • خبرستان (٤٥٠)
  • خبرگان رهبری (٥)
  • خبرگزاری فارس (۱٤)
  • خبرنگاران و رسانه ها (۱٠٥)
  • خد (۱)
  • خدا (۱۸)
  • خرافه (٦)
  • خط امام (٥٠)
  • خط امام و اسلام ناب محمدی (٤)
  • خلیج فارس (٧)
  • خلیج فارس و عرب (۱)
  • خلیج فارس و عرب ها (٢)
  • خیریه (۱)
  • خیریه مردم نهاد (۱)
  • داستان (٢٦)
  • دانش (٧)
  • دانش ثروت قدرت (۱)
  • دانش و قدرت و ثروت (٢)
  • دانشجویان (٤۱)
  • دانشجویان و دانشگاه (۳٦)
  • دروغ (۳٢)
  • دروغ و تکذیب (۳٦)
  • دروغ و تکذیب و فریب (۱٢۳)
  • دشمنان و رقبا (٤)
  • دعا و نیایش (٢۱)
  • دفاع مقدس (۳۸)
  • دلنوشته (٢٢٧)
  • دوست و دوستی و دوستیابی (٢)
  • دولت نهم (٢٦)
  • دوم خرداد (٤)
  • دکتر عزیز الله بیات (٢)
  • دکتر علی شریعتی (٢٢)
  • دکتر مصدق (۱)
  • دین (۸۱)
  • ذکر و ذاکرین (۱)
  • راز (۱)
  • رای و انتخابات (۱٤)
  • رای و انتخابات و شعار (٧)
  • رسانه (۱٤٠)
  • رسانه های دیجیتال (۱)
  • رستم (۱)
  • رشد توسعه آمار اقتصاد (۱٤)
  • رشد توسعه آمار اقتصاد د (۱)
  • رمضان (٢)
  • رنسانس جهانی (٢)
  • رهبری (۱۱٧)
  • رهبری مدیریت استراتژی (٢)
  • روابط ایران و آمریکا (٦٤)
  • روابط ایران و آمریکا بازشماری 10درصدآرا مقابل دورب (۱)
  • روابط خارجی ایران (۳٤)
  • روانشناسی (٢)
  • روحانیت (۱٧٥)
  • روحانیت و مراجع تقلید (٦٧)
  • روحانیت و مراجع تقلید مر (۱)
  • روز حهانی وبلاگ (۱)
  • روز قدس (۱)
  • روز وبلاگ فارسی (٢)
  • روشنفکر (۱۱)
  • روشنفکران (٤)
  • روشنفکران و فرهیختگان (۳)
  • زر و زور و تزویر (۱)
  • زشت و زیبا (٢)
  • زلزله (۱)
  • زمستان (۳)
  • زنان (٧۸)
  • زندان (٦)
  • سایت (٤٠)
  • سایت اینترنتی (۸)
  • سایتهای اینترنتی (٤)
  • سپاه پاسداران (۳)
  • ستاد مجازی انتخابات (٢)
  • سرمایه (۱)
  • سفرنامه (٧)
  • سلامت (٢)
  • سلامت مجازی (٢)
  • سنت و مدرنیزم (٢)
  • سهام و بورس (۱)
  • سیاست (۱۸)
  • سیاست تاریخ فرهنگ هنر (٢٠)
  • سیاستمداران (۳٠٠)
  • شاهان ایران (۳۸)
  • شب قدر (٤)
  • شب یلدا (۱۳)
  • شبکه اجتماعی مجازی (۳)
  • شطرنج (۱)
  • شعار و تظاهرات (۱)
  • شعر (٤۸)
  • شعر و شعرا (۳٠)
  • شعرا (٢۱)
  • شهدا (٢٠)
  • شهدا و ایثارگران (۱۳)
  • شورای نگهبان (۱٠٢)
  • شکاف دیجیتالی (۱)
  • صدا و سیما (۱٤٧)
  • ضرب المثل (۱)
  • طراحان وب (۱)
  • طنز (۳٧)
  • طنز و کاریکاتور (٢٢)
  • ظلم (٤٧)
  • ظلم و استبداد و زور (٩٦)
  • عاشورا (٢)
  • عدالت (٢۸)
  • عدالت آزادی آگاهی استقلال انتخاب (٢۸)
  • عدالت آزادی آگاهی استقلال انتخاب اه (۱)
  • عرب (۱)
  • عرفا (۱)
  • عشق (۱٧)
  • عشق و محبت (٢٠)
  • عقل (۱۱)
  • عقل و اندیشه (٩)
  • علم (۱٠)
  • علم و جهل (۱)
  • علی (٤٥)
  • علیرضا عسگری (٢)
  • عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤)
  • عکس (٦٦۸)
  • عیسی مسیح (٢)
  • غرور (۱)
  • غم و شادی (۱٦)
  • فاطمه رجبی (۸)
  • فاوا (٦٥)
  • فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) (٢٧)
  • فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) ا (۱)
  • فردوسی (۳)
  • فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (٢)
  • فرهنگ (۸)
  • فرهنگ و آیین (٩)
  • فرهنگ و آیین و دین (۳۳)
  • فرهنگیان (٤)
  • فطرت (٤)
  • فقر (۸)
  • فقر و فحشا و اعتیاد (٢)
  • فقر و فساد و فحشاء (۱)
  • فقه و کلام (۱)
  • فلسطین (٧)
  • فلسطین و اسرائیل (۳۱)
  • فلسفه و عرفان (۱)
  • فیس بوک (۳)
  • فیلترینگ (٢٠)
  • فیلترینگ و سانسور (۳٤)
  • فیلترینگ و سانسور و مسدودی (٤)
  • قانون اساسی (۱٢)
  • قانون و قانون اساسی (٤٤)
  • قرآن کریم (۳۱)
  • قرون وسطی و عقب افتادگی (۱)
  • قضا و قضاوت (٥)
  • قضاوت (۱٢)
  • گروش به اسلام (۳)
  • گروه سایت های پرشین بلاگ (۳)
  • گزیده (۳٢)
  • گفتگو (٧)
  • گفتمان (٦)
  • گلستان سعدی (۱)
  • گوگل (۱)
  • گوگل پلاس (٢)
  • گوناگون عجایب نکات (۱)
  • ماهواره شبکه تلویزیونی (٢)
  • مثنوی معنوی (٢)
  • مجلس شورا (٢٦)
  • مجلس شورا و مجلسیان (۱٥)
  • محبت (٦)
  • محیط زیست (٤٢)
  • مدیریت و راهبری (٦)
  • مرجعیت مجازی (۱)
  • مردم سالاری (۱۳٦)
  • مرگ (٢٤)
  • مرگ و زندگی (٩)
  • مرگ و زندگی و جامعه (٥٠)
  • مسابقه جشن جشنواره (٥)
  • مشروعیت (۱)
  • مصاحبه (۳)
  • مصاحبه و خاطره (٢٠)
  • منافع ملی (٧)
  • منطق (٢)
  • منطق دینی (٢)
  • منطق و شناخت (٧٩)
  • مهاجرت (۱)
  • مهدویت (۱۳)
  • مهدی بوترابی (٦)
  • مهدی موعود (۱٤)
  • موبایل و تلفن همراه (٢)
  • مورخان و جغرافیدانان (۱)
  • موسوی (٢)
  • موسیقی (۱)
  • موعود (۳)
  • موفقیت (٤)
  • مولوی (۱)
  • مونیتورینگ (۱)
  • میراث فرهنگی (٢)
  • میرحسین موسوی (۳٧٠)
  • نام تجاری (۱)
  • نخبگان و روشنفکران (٦)
  • نروژ (۱)
  • نظامیان (۱٤)
  • نظامیان و انتظامیان (۸٠)
  • نظرسنجی (۱۳)
  • نظرسنجی و افکار عمومی (۱٤)
  • نفاق و ریا (۳)
  • نفت (۸)
  • نفت و گاز (٦)
  • نقد و بحث اندیشه (٢٩٤)
  • نقد و بحث و اندیشه (٤٢۳)
  • نقد و بحث و اندیشه نقد (٢)
  • نور (٥٤)
  • نوروز و بهار (٥)
  • نویسند (۱)
  • نویسندگان (٢٤)
  • همایش (٥)
  • هنر (۳۸)
  • هنرمندان (۳٤)
  • هنرمندان و مفاخر (۱٩)
  • هویت مجازی (۱)
  • وب اینترنت جامعه و فضای مجازی (۳)
  • وب فارسی (٥)
  • وبلاگ (٢٠)
  • وبلاگ چیست؟ (٧٩)
  • وبلاگ فستیوال (۳)
  • وبلاگستان (٥٤۳)
  • وبلاگنویسان (٢٩)
  • وحدت کلمه (٥)
  • وحدت کلمه و تفرقه (۱٠)
  • ورزش (۳٦)
  • ورزش و ورزشکاران (٥)
  • ورزشکاران (۱٦)
  • ولایت مطلقه فقیه (۱)
  • ویدئو (٢)
  • کتاب و گزیده (٥)
  • کروبی (٥٥٥)
  • کسب و کار اینترنتی (٧)
  • کمیته تعیین مصادیق (۱)
  • کودکان (۱٤)
  • کیهان (۱٢)
  • کیهان و رجا نیوز (۱٠)
  • یادبود (۱٢٤)
  • یادبود و بزرگداشت (٧٧)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • مهر ۸۳
دوستان من
  • ابتکار سبز وبلاگ شخصی سرکار خانم دکتر معصومه ابتکار
  • نقد و معرفی فیلم و سریال ایران و جهان
  • در باره اينترنت و جهان و جامعه مجازی
  • در باره انديشه و احساس خودم
  • يادداشتهای يک زی زی گولو
  • لحظه هايي كه مي گذرند
  • همایش اشتغال و بیکاری
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • دانشگاه با طعم باران
  • داستانهای محمد رضا
  • پرواز در آسمان خيال
  • احساس تنهايی من
  • خاطرات زهرا نازنازی
  • داود (خورشيد نامه)
  • کلبه ی پاييزی من
  • کدبانوی دیجیتالی
  • الطاف خفیه الهی
  • دانلود جديدترين
  • شاید زمانی دیگر
  • يک قلب پاک ...
  • علی(آدمک ها)
  • يک سبد ستاره
  • نازک - پرتقالی
  • یک وب نوشت
  • دادگاه رسمی
  • وبلاگ سلطان
  • پاييز هميشگی
  • اهورای بزرگ
  • الطاف خفيه
  • غزال حضرتی
  • قلب خاموش
  • تا انتها تن ها
  • کانون ادبی
  • سحام نیوز
  • گل داوودی
  • پری دريايی
  • وب نوشت
  • علی تاری
  • پارلمان‌نیوز
  • نوروز نیوز
  • سوگل
  • صندلی
  • يغمايی
  • حامد
  • طهورا
  • حميد
  • معبد
  • یاشار
  • عماد
  • کيهان
  • فنز
  • بهناز
  • آذر
  • طه
  • زيبا
  • کلمه
  • شفق
  • اکرنه
  • پارسا
  • گل يخ
  • هفت
  • طوبی
  • گفتمان
  • دکورتن
  • ياد وطن
  • پاپاراتزي
  • پاییز عریان
  • پدر(نم نم)
  • گوهر ياران
  • وبلاگ اکرنه
  • خرد منتقد
  • خواب و رويا
  • نسيم صبح
  • دنيای آبی
  • آواز پر جبرئيل
  • فاطمه گل یخ
  • علی يوسفی
  • MasterMusic
  • دفتر خاطرات
  • دکتر داد و بیداد
  • بانوی فروردین
  • جامعه ی ايران
  • نسيم سحری
  • يك گوشه‌ي دل
  • موج موسيقی
  • گروه بارانی ها
  • سه نقطه وبلاگ
  • پاسبان حرم دل
  • پشت نقاب شب
  • کدخدا و اهالی ده
  • سلطان صاحبريال
  • از تلخ و شاد وطنم
  • خديجه ام المومنين
  • دفتری برای همیشه
  • ماشين سفر در زمان
  • شبکه های کامپيوتری
  • دانلود فایلهای مذهبی
  • وبلاگ طنز میرزا افشین
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • خدايی که شکست خورد
  • برای امروز٬ فردا و هميشه ام
  • اینترنت و جهان و جامعه مجازی
  • مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • براي همين است كه قلم ساقي ميشود
  • جامعه شناسی و زندگی روزمره در ايران
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • گروه سایت های اینترنتی پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • موسسه رحمان
  • حنفا
  • باشگاه هواداران پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • دفاع مقدس
  • پروفایل من در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • گروه فرهنگ و هنر پرشین بلاگ
  • من آینده من
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر







زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
عید غدیر و ولایت حقیقت مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

ولایت علی، ارزشی متعالی از جنس آگاهی و محبت و نه جهل و زور است و عدالت اینگونه پدیدار می گردد

اگر حکومتی دارد که دارد، حکومتی بر دل ها و  متکی بر آگاهی و خواست مردم است و اگر مردمی نادان از او کناره گیرند و بیعت نکنند یا بگریزند یا با او به جهاد نیایند یا حتی اگر او را نخواهند، حق انتخابشان را، خوار در چشم و استخوان در گلو، صبر می کند تا در عمل به آگاهی برسند و در مسیر حق قدم بردارند که هدف او جز هدایت نیست

و این چنین  ارزش ها پایدار می مانند و مبنا و تفاوتی اساسی با حکومت های زور و جهل دنیاپرستان  و رمز بقای "عشق به ولایت" همین حکمت و احترام و صبر است.

در طول تاریخ حکومت های زیادی مدعی حقانیت الهی بوده اند و قرون وسطای اروپا بهترین مثال از تلاش مدعیان دروغین نمایندگی خدا بر زمین بوده است تا آنجا که بهشت را به اختیار خویش می فروختند و خود را ملاک حق و باطل می شمردند. در جهان اسلام نیز عباسیان با ادعای پیروی از حضرت علی و خویشاوندی پیامبر ص و متکی به تلاش داعیان علوی و جریان اعتراضی به امویان به قدرت دست یافت و بیشتر از امویان به قتل و جنایت پرداخت و بیش از آنان مدعی نمایندگی خدا بر روی زمین بود و بر جریان اصیل ولایت حق سخت تر گرفت ولی جز بدنامی خویش و زحمتی که بر مردمان بار کردند نتیجه ای نیافتند و خورشید ولایت حقیقت همچنان پاک و منزه ماند

ولایت٬ حکومتی دنیایی از پس  رحلت رسول اکرم ص نیست

ولایت٬ عشق به همه خوبی ها و برتری ها

حقیقتی متعالی از ابتدا تا انتهای زندگی بشر

و  نمایانگر مسیر تعالی بشر است

و درس های انسان عالی یعنی علی ع

ناب ترین درس های بشریت در مسیر بهروزی در دنیا و آخرت است

عید زیبای غدیر بر طالبان خرد و محبت مبارک باد

نظرات ()



ترجمه و شرح خطبه غدیریه علی ع از استاد محمد رضا حکیمی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠
ترجمه و شرح خطبه غدیریه علی ع از استاد محمد رضا حکیمی

لینک مطلب از وبلاگستان:


اکنون بدانید، که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص). و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خداوند خود او را ولی و سرپرست قرار داده است

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


خطبه غدیریه امیر مومنان علی علیه السلام
     ¤- خطبه مهم حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام راجع به غدیر به روایت و ترجمه استاد محمد رضا حکیمی :

 

     در روزی از روزهای خلافت امام علی(ع) ، جمعه و عید غدیر (18 ماه ذیحجه) به یک روز افتاده بود. اما در آن روز خطبه ای عجیب خواند و توحیدی شگفت گفت. این خطبه (سخنرانی) را مآخذ چندی نقل کرده اند. من در اینجا ترجمه آن را به جوانان پرشور پارسی زبان ارمغان می کنم.البته در ترجمه، همه بلاغت و جاذبه و رونق و آهنگ کلمات آن محفوظ نمی ماند. امید که روزی این مواریث عظیم و زندگی آفرین به همهْ زبانها گردانیده شود و بشریت به عمق این تعلیم و محبت و پیمان و پاکی و جهاد و اعتقاد برسد.
امام در آن روز، پنج ساعت از آفتاب بالا آمده، به منبر بر آمد. در آغاز، خدای را ستایش کرد، آنگونه که چونان ستایشی، از آن پیش، کس نشنیده بود. و ثنایی گفت خداوند را که دیگران بدانسان نیازسته بودند ثنا گفتن. از این خطبه آنچه در خاطر روایان ماند اینست:
     «خداوند را سپاس، که سپاس را در عین بی نیازی از سپاسگزاران، وسیله ای ساخت برای اذعان خلق به پروردگاری او، و سببی افزونی رحمت را، و راهی روشن، آن کس را، که فضل بیشتر او را خواهان باشد.
     من گواهی می دهم که جز اللّه، معبودی نیست. اوست یگانه و بی انباز. و نیز گواهی می دهم که محمد بنده اوست و فرستاده او. در ازل، به علم خویش، او را از میان خلقها همه برگزید و در میان پیامبران نیز مرتبهای والایش بخشید، تا از سوی خداوند امر و نهی کند. خداوند در رساندن احکام خود، محمد را به جای خویش قرار داد. زیرا خداوند خود به چشمها دیده نشود، و به خاطرها در نگنجد، و در لایه های پیچیده گمان ها و پندارهای انسان جای نگیرد. آری خدایی نیست جز همان اللّه ملک جبار.
     خداوند اعتراف به نبوّت محمد را با اعتراف به الهیّت خود مقرون ساخت و او را به چنان اکرامی ویژه کرد که یکی دیگر از خلق بدان پایه نخواهد رسید. محمد نیز شایسته این ویژگی و عنایت بود، چه او خود را ویژه خداوند کرد بود و ربیب خدا بود. آری آن کس که هر لحظه به گونه ای باشد به این ویژگی نرسد، و آن دل که دستخوش هر گمانی گردد به مرتبه محبت حق نایل آمدن نتواند.
     خداوند فرمود که بر او درود فرستیم، تا گرامیداشت بیشتر او باشد، و هم سببی که درخواست درود فرستند به اجابت رسد.اکنون خدای بر او درود فرستد و او را از این بیش تکریم کند و تشریف بخشد و بزرگی افزاید، تا آنجا که عظمتش پایان یافتن نشناسد و تا جاودان هماره بر جای باشد.
     آنکه خداوند، پس از محمد، از میان خلق، تنی چند را ویژه خویش ساخت.این ویژگان را در پرتو اعتلای محمد اعتلا بخشید، و رتبت محمد بدیشان سپرد. تا داعیانی باشند راستین که خلق را به سوی خدای خوانند و مردمان را خداشناسی آموزند. از این دسته، در هر قرنی و زمانی، کس هست. خداوند اینان را در ازال بیافرید، به صورت انواری زبان، به ستایش او گشوده، و شکر و تمجید او در دلشان افتاده. آنگاه ایشان را حجتهای خویش کرد بر هر کس که به ربوبیت خدا خستو است و به عبودیت خویش معترف.
     خداوند، این ویژگان را به هنگام آفرینش دیگر آفریده ها حاضر داشت، و تا آنجا که خود خواست، کار را به ایشان سپرد  و ایشان را ترجمان خواست و مشیت خویش قرار داد و زبان اراده خود ساخت.
     اما با اینهمه، ایشان بندگان اویند، بندگانی که بی دستور او سخن نگویند و همواره به فرمان او روند. خداوند خود چگونگی و احوال ایشان را نیک می داند. ایشان برای کس آمرزش نخواهند مگر آن را که خدای پسندد. هیچگاه دل از بیم خدای فارغ ندارند. همی احکام او را به جای آرند و سنت الهی را پیروی کنند. از حدود خدایی در نگذرند و او را فرمان برند.
     خداوند (گذشته از این راهنمایان، از جهت دیگر نیز) خلق را در تاریکی و بیراهی نهشت و نابینا و ناشنوا رها نکرد، چرا که به آنان عقل داد. آن را در وجودشان بیامیخت و در کالبدشان بنهاد و در جانشان استوار ساخت. نیروی حواس را خدمتگار عقل کرد و در گوش و چشم و درون جای داد. بدینسان حجت را گریبانگیر همه کرد و راه روشن را به همه نمود. او با قدرت خویش به مردمان زبان گویا داد، تا یافته های حس و اندیشه را باز توانند گفت.
     پس از این باید بگویم، ای جماعت مومنان! خدای عزوجل در این روز برای شما دو عید فراهم کرد، دو عید بزگر سترگ، که یکی ازاین دو جز به آن دیگری استوار نتواند بود. اینچنین کرد تا نیکی را در حقتان به امام رساند و از راه درست آگاهتان کند، و در پس روشندلانیتان برد از پرتو هدایت او فروغ یافته، و راهسپارتان سازد به راه روشن دین خود، و فراوان بر سرتان ریزی از نعتمهای خویش.
     بدین روی، جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شرکت کردن در آن فرا خواند، تا آنچه در روزهای هفته کردهاید تطهیر پذیرد و کژی و کاستیهایی که در کار و کسبتان روا داشته اید، جمعه به جمعه، به هنجار آید و تصحیح شود. هم در این روز است یاد کرد مومنان یکدیگر را، و هم پدیدار شدن بیم پرهیزگاران از خداوند. و در این روز است که خداوند پاداش کردار نیکوکاران را چندین برابر دیگر روزها دهد. اما کار به اینجا تمام نشود، مگر آنکه هر چه را فرموده است به جای آرید، و از آنچه نهی کرده است دست بکشید، و برای کارهایی که به تاکید امر کرده است فروتنانه کمر اطاعت بندید.
     اکنون بدانید، که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص). و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خداوند خود او را ولی و سرپرست قرار داده است.
     و آیین طاعت خدا بهنجار نخواهد بود مگر چنگ در زنید به توفیق و نگهداشت خدایی، و نگهداشت آنان که اهل ولایت اویند. یعنی کسانی که در روز دور (غدیر)[6] درباره آنان آیت فرستاد، و اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت. و پیامبر را فرمود تا ابلاغ کند و گمراهان و منافقان را به چیزی نشمرد. و خود ضمانت کرد که او را از بد ایشان نگاه دارد.
     بدین گونه و با اشاره (به نگهداشت پیامبر از بد بداندیشان) درون آنان را که به ریب اندر بودند نمایان ساخت، و از بطن آن کسان که راه ارتداد می سپردند پرده افکند. اینجا بود که هم مومن و هم منافق، آنچه را باید بدانند دانستند. سپس آن کس که بی پروا بود و لاابالی، از حق روی گردانید. و آن کس که پا بر جای بود و استوار، بر پذیرفتن حق پای فشرد. و اینجا بود که جهالت پیشگی منافقان و خیره سری نابفرمانان فزونی گرفت. و بس داندان بر دندان فشردند و دست بر دست زدند. یکی سخنی گفت. یکی بانگی کرد. و آن کس که نابفرمانی پیشه ساخته بود بر همان سر بایستاد. و در این میان گروهی نیز اعتراف کردند، اما نه از ته دل و نه از سرایمان، چنانکه گروهی دیگر اعتراف کردند هم به زبان و هم از جان.
     بدین سان، خداوند دین خویش را کامل کرد. و با کامل کردن دین، چشم پیامبر و مومنان و تابعان او را روشن ساخت. و این همان (واقعه غدیر) بود که بر خیتان خود شاهدآن بو دید و به برخی دیگرتان خبر آن رسید. و بدین واقعه، آن وعده نیکوی خداوند به شکیبایان در پیوست. و پرداخته های فرعون وهامان و قارون و سپاه اینان و تختگاهشان را تباه و ویران کرد. اما گروهی گمراه برجای ماندنده در تباه ساختن کار مردمان هیچ فرد نگذارند. اینان را نیز خداوند در همان جایگاه های خود فرو خواهد گرفت و آثارشان را نابود خواهد ساخت و نشانه هایشان را محو خواهد کرد و از آن پس، دلهاشان را از دریغ و درد خواهد آکند. و به گروهی ملحقشان خواهد فرمود، که دستان ایشان بازهشت و کالبد ایشان نیرومند ساخت و تواناییشان داد، تا بدانجا که (به سوؤ اختیار و سوؤ استفاده از مواهب الهی) دین خدا را دگرگون کردند و احکام او را باژگونه ساختند. و بس زودا اما به هنگام خداوند بر دشمنان خویش پیروز گردد. و خدا لطیف است و خبیر.
     (لازم نبود این اندازه سخن گویم، چه) اندکتر ازاین نیز ابلاغ را بسنده بود. اکنون ای مردمان، مشمول رحکمت خدای باشید! در آنچه خداوند شما را بدان فرا خوانده و ترغیب کرده است یکی بیندیشید، و به سوی دین او روی آورید و راه او بسپرید. راه های پراکنده دیگر در پیش مگرید تا از راه خدا باز نمانید.
همانا امروز، روزی بس بزرگ است.
     در این روز، گشایش در رسید، و در این روز منزلت آن کسان که شایسته بودند بلند گرفت و برهان خدا روشن گشت.
     - آری-
     امروز روز روشن کردن حق است و از مقام پاک (رهبر معصوم) به صراحت و «نص» سخن گفتن.
     امروز روز کامل شدن دین است.
     امروز روز عهد و پیمان است.
     امروز روز گواهی و گواهان است.
     امروز روز نمایاندن بنیادهای نفاق و انکار است.
     امروز روز حقایق ایمان است.
     امروز روز راندن شیطان است.
     امروز روز موعود فیصله دادن حق است.
     امروز روز فراموش گشته بلند گرایان است.
     امروز روز راه نشان دادن و ارشاد است.
     امروز روز آزمودن مردمان است.
     امروز روز رهنمونی به رهنمایان است.
     امروز روز آشکار ساختن مقاصد پوشیده و زمینه سازیها و تمهیدهای دیگران است.
     امروز روز نص (تصریح) بر شخص است، یعنی آنان که ویژهاند رهبری را.
     (امام در آن روز، همواره می گفت، امروز... امروز... تا اینکه فرمود: )
     اکنون، در اعمالتان مراقب خدای عزوجل باشید! و از او بپرهیزید، و با او مکر مکنید و از راه فریب درمیایید. با اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند و با اطاعت آن کس که شما را به اطاعت او امر کرده است[7] به خدا تقرب جویید. راه گمراهی مسپرید و از پی آنان که گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند مروید. خدای عزیز، گروهی را نکوهیده است و در کتاب خویش (از قول آنان) چنین فرموده است: «انا اطعنا سادتنا و کبرائنا فاضلونا اسبیلا. ربناآتهم ضعفین من العذاب و العنهم لعناً کبیراً» =ما مهتران و بزرگان خویش را اطاعت کردیم و ایشان گمراهمان کردند. پروردگار ما! عذاب ایشان را دو چندان کن و برایشان لعنتی بزرگفرست. نیز فرموده است: «و اذ یتحاجون فی النار، فیقول الضعفاء للذین استکبروا اناکنا لکم تبعاً، فهل انتم مغنون عنا من عذاب الله من شی ء، قالوا لو هدانا اللّه لهدیناکم»[9] = و آنگاه که در دوزخ مشاجره کنند، پس روان به آنانکه «استکبار» کردند و بزرگی فروختند گویند، ما پیرو شما بودیم، آیا اکنون می توانید اندکی از این عذاب را از ما بردارید، آن گردنکشان گویند، اگر ما به راه خدا رفته بودیم شما را نیز به راه می بردیم.
     اکنون، آیا می دانید که این استکبار (که در قرآن آمده است) چیست؟ استکبار، ترک اطاعت آن کس (امام) است که خداوند امر به اطاعت او کرده است، و گردن فرازی است در برابر آن کس که خداوند پیروی او را خواسته است. در قرآن از اینگونه سرگذشت مستکبران بسیار آمده است. اگر آدمی در اینگونه آیات ژرف بیندیشد بیگمان او را از راه بدباز دارد و اندرز دهد.
ای مومنان! بدانی که خدای عزوجل فرموده است: «ان الله یحب الذین یفاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص»= خداوند آن کسان را دوست می دارد که در راه او می جنگند، با صفهایی چونان بناهای استوار درهم پیوسته. آیا می دانید مقصود از «در راه او» (فی سبیله) چیست و راه خدا کیست، و صراط اللّه و سبیل اللّه چه کسی است ؟
     منم صراط خدا، که هر کس آن را نپیماید (از او اطاعت نکند) در چاه گمراهی فرو افتد.
     منم راه خدا، که پس از پیامبر مرا نصب کرده و نشان داده است.
     منم قسیم بهشت و دوزخ.
     منم حجت خدا، هم بر بدکاران و هم بر نیکوکاران.
     یکی از غنودن در غفلت بخیزید، و پیش از فرا رسیدن اجل عمل کنید، و برای دست یافتن به آمرزش پروردگار بر یکدیگر پیشی گیرید، پیش از آنکه (رستاخیز شود و) بارویی برافرازند درون آن بهشت و برون آن دوزخ. آنگاه بانگ کنید و بانگتان نشنوند و غریو بر کشید و غریوتان به هیچ نگیرند.(به خود آیید) پیش از آنکه فریاد بخواهید و کس به فریادتان نرسد. شتاب کنید در طاعت پیش از گذشتن فرصت! (مپندارید که فرا رسیدن روز پاداش بس دور است، بلکه همین حال) چنین است که گوی هادم لذّات (تباه کننده خوشیها= مرگ) در رسیده است، دیگر نه گریز گاه نجاتی هست و نه دور شدگاه خلاصی.
     این مجمع اکنون به پایان می رسد و شما همگی روانه خانه های خویش می شوید. بروید- خدای بر شما رحمت فرستد- و بر خانواده خود فراخ گیرید. به برادران خود نیکی کنید. خداوند را بر این نعمت که شما را بخشیده است سپاس گزارید. متحد شوید تا خدا کمکتان کند. نیکویی کنید تا خدا دوستیتان را پایدار دارد. از نعمتهای خداداد یکدیگر را هدیه فرستید. خداوند در این روز، چندین برابر دیگر عیدها پاداش دهد.
     اینگونه پاداشی را جز در این روز (غدیر) دیگر نخواهید یافت. نیکویی کردن در این روز، مال را بسیار کند و عمر را دراز. مهربانی کردن باعث رحمت خدا شود و مهربانی او. در این روز، به برادران و به خاندان از مال خدا داده ببخشید، هر اندازه که بتوانید. همواره چهره خندان دارید. چون به یکدیگر رسید شادمانگی کنید، و خدای را بر نعمتهایش سپاس دارید. بروید و به آنان که امیدشان به شماست نیکی بسیار کنید. در خورد و خوراک، خود و زیردستانتان یکسان باشید. این یکسانی و مساوات را تا جایی که توانایی دارید عملی سازید، که پاداش یک درهم در این روز، صدهزار درهم است. و برکت به دست خداست.
     روزه این روز را نیز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشی بس بزرگ نهاده. اما اگر کسی در این روز، نیاز برادران خود را برآورد- پیش از تمنا و درخواست- و با میل و رغبت خوبی کند، پاداش او چنان آن کس باشد که این روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانیده. و هر کس در این روز به روزه داری افطاری دهد، چنان است که گویی دسته دسته مردم را افطاری داده است...
     همینکه به یکدیگر رسیدید، همراه سلام، مصافحه کنید، و نعمتی را که در این روز نصیبتان شده است به یکدیگر تبریک گویید. باید این سخنان را آن که بود و شنید به آن که نبود و نشنید برساند. و باید توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعیفان. پیامبر- که درود خدا بر او باد- مرا به این چیزها امر کرده است.»

     اکنون سخنان علی را درباره «غدیر» دانستید. من نمی خواهم در اینجا این خطبه را شرح دهم. امیدوارم خوانندگان خود در آن بیندیشند، و هر کس از هر فرقه آن را می خواند جانش روشن شود و روانش با سخنان علی در آمیزد. اما در اینجا به چند نکته که در کلام علی (ع) گذشت اشاره می کنم.
     الف- امام صریح می گوید که خدا خود رهبر را معین کرده است و در این باره آیت فرستاده. و این پاسخ یاوه سرایی آن کسان است که گفتند در اسلام امام و خلیفه تعیین نشده است، و در قرآن در این باره سخن نرفته است. بدین گونه دین اسلام را از فلسفه سیاسی خالی معرفی کردند. اکنون آیا علی از قرآن و اسلام بهتر خبر دارد و از چگونگی و شاؤن نزول آیات آن، یافلان متکلم سنی و قاضی القضاة وابسته به دربار خلافت، یا فلان مستشرق یهودی مامور مرموز، یا فلان استاد تاریخ ادبیات، یا فلان دکتر حقوق مدنی، یا فلان به اصطلاح محقق در جامعه شناسی ولی به اطلاع از اسلام، یا فلان چانه زن بر سر لفظ سمیرم و شمیرم...
     ب- امام در سخنان خود به این حقیقت اشاره می کند که جانشینان پیامبر، خلق را به سوی خدا می خوانند و به مردمان خداشناسی می آموزند، یعنی فلسفه رهبری در دین، نشر خداشناسی است و بر پا کردن جامعه ای خدایی انسانی. حالا آیا کسانی چون مروان و یزید و ولید و حجاج وهارون و متوکل و همانندان اینان، معلمان خداشناسی بودند، و آیا اینان بودند که خدا رتبه جانشینی پیامبر را به آنان بخشید و مبلغ احکام خود قرارشان داد. آیا اینان به مردم خداشناسی آموختند و پاسدار رسالت محمد بودند. آیا اینان ترجمان مشیت ازلی و زبان اراده الهی بودند؟ و آیا... و آیا...
     ج- امام در چند مورد از این سخنرانی که در روز عید غدیر و جمعه ادا کرده است، از واقعه غدیر به عنوان «نعمت» یاد می کند و می فرماید خدای را بر آن شکر گزارید. و این یادآوری را تکرار می کند. معلوم است که این همه یادآوری و تاکید و تکرار به خاطر مضمون غدیر و محتوای آن است، یعنی تامین حقوق انسان و حدود اسلام.
     د- امام خود را «سبیل اللّه» (راه خدا) می خواند و می گوید قرآن هم گفته است در پیرامون همین مقام، چونان صفی استوار، گردآیید و پیکار کنید. این تصریح است به اهمیت مقام رهبر دینی در جامعه اسلامی، و اینکه امت بدون رهبر دینی، راه خدا را در پیش ندارد.
     ه- امام در این خطبه به صراحت می گوید، اقرار و ایمان به توحید، بیاقرار و ایمان به نبوت و بیاقرار و ایمان به امامت پذیرفته نیست. چرا؟ چون منظور از عرضه دین الهی بر بشر، تامین سعادت کلی و رستگاری نهایی انسان است و بلوغ انسانیت است و وصول آدمی به اصل حقیقت در جهت علم، و اصل عدالت در جهت عمل. و این منظور، چنانکه پیداست، نیازمند به علم و عمل است، علم صحیح و عمل درست، یعنی جهان بینی مطابق واقع، و رفتار و تصرف مطابق چگونگیی که باید و شاید. و پر روشن است که بشر، در رسیدن به این مقصود، نیازمند به حق است و کمک حق. و این کمک و راهنمایی جز از طریق پیشوای الهی، یعنی امام معصوم، که خدا او را تعیین کرده باشد، و گفته و حکم او، گفته و حکم خدا باشد، به گونهای دیگر،میسر نخواهد بود. بشر با استعدادها و معلومات بشری خود قادر به طی کردن این راه نیست. پس ایمان به خدا و پیامبر و امام و اطاعت از آنان، همه با هم، لازم است و این هر سه ایمان، هر یک مکمل آن دیگری است. و هر یک بی آن دیگری ناقص است. و یکی از فلسفه های لزوم امام همین حتمیت لزوم علم است در رسیدن به سعادت و عمل بر طبق آن علم. چون ممکن است پیامبر، جزئیات و فروع و تفصیلهای همه معارف و احکام را در مدت محدود زندگی خویش نگفته باشد، به خاطر کشاکشها و گرفتاریهای اصل تاسیس و تبلیغ، یا به خاطر تاخر زمانی ظرف بیان، یا عدم آمادگی نفوس و امثال این علل، که نزد خردمندان روشن است. و اینجاست که تنها امام معصوم تعیین شده از جانب خدا و پیامبر می تواند مرجعی مطمئن باشد و دین و تفاصیل آن را بیاموزد و مربی امت باشد و خلاء وجود پیامبر و انقطاع وحی را پر کند و علمی بیاموزد و حکمی بدهد که علم درست و حکم خدا باشد.
و همین است که برخی از محققان، از جمله ملامحسن فیض کاشانی، بدان تصریح کرده اند. فیض می گوید:
     فرایض و نوامیس دین از این جهت به وسیله ولایت و امامت تکمیل شد، که پیامبر علوم و تعالیمی را که خدا به او داده بود به علی آموخت و علی به اوصیاء خود، یکی پس از دیگری. پس چون پیامبر علی و امه اولاد علی را به جای خویش معرفی کرد، و برای امت ممکن گشت که در معرفت حلال و حرام و احکام دین خدا به آنان رجوع کنند، و این امر با آمدن هر یک از آنان پس از دیگری استمرار توانست یافت، دین کامل گشت و نعمت هدایت تمام- والحمدللّه. و این مطلب را خود امامان ما گفته اند.
     بنابراین، دیگر علما و فقهایی که نه خود امام معصوم تعیین شدهاند و نه علم آنان به امام معصوم- و از طریق او به پیامبر- منتهی می شود، هر چه بگویند نمی توان آن را بقطع و یقین حکم خدا دانست- اگر چه به عنوان حکم ظاهری. پس در پی اینگونه فقها و مفسران و علما رفتن، راه را بی راهبر سپردن است و اینسان راه سپردنی مصون از گمراهی نتواند بود، بویژه در راه دین و تربیت نفس و احیاء قلب و انعقاد عقیده، که راه ابدیت است. و آسان گرفتن و اهمال در آن به زیان خود انسان است. و آن منظور نهایی را برای انسان نتیجه نخواهد داد. از نظر اجتماعی نیز، مدینه قرآنی مقصود، به اینگونه تشکیل نخواهد یافت- چنانکه واضح است.
     و- ضمن توضیح گذشته، معنای این سخن امام نیز معلوم شد، یعنی اینکه با تعیین شخص رهبر دین در جامعه اسلامی کامل گشت. این سخن را پیامبر اکرم نیز فرموده است، چنانکه پیشتر یاد کردیم.«در قرآن کریم» نیز این آیه نازل شده است:  «الیوم اکملت لکم دینکم...» - امروز دینتان را کامل کردم.
این آیه بنابر 15 تفسیر معتبر ازعلمای اهل سنت، در روز غدیر، پس از نصب علی بن ابیطالب (ع) به خلافت و امامت نازل شده است. این آیه و آیه : «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...» .
- ای فرستاده! آنچه پروردگارت بر تو فرو فرستاده است ابلاغ کن!
مربوط به خلافت و امامت است. زیرا این دو آیه در هفته های آخر عمر پیامبر نازل شده است، یعنی   هنگامی که به جز مسئله جانشینی، مسائل دیگر را فرموده بوده است.
     مورخان و محدثان نوشته اند، روزی طارق بن شهاب کتابی (از اهل کتاب، یهودی یا مسیحی) در حضور خلیفه دوم بود، گفت:
     اگر این آیه (یعنی آیه «الیوم اکملت لکم دینکم»= (امروز دینتان را کامل کردم...) در دین ما نازل شده بود، روز نزول آن را جشن می گرفتیم .
     پس ملاحظه می کنید که به تصریح قرآن و احادیث نبوی و گفته امام علی بن ابیطالب که به شهادت علمای اهل سنت، برای هر مسلمانی از هر مذهبی که باشد حجت است، دین اسلام، بدون فلسفه سیاسی و جهت داشتن نسبت به چگونگی حکومت، کامل نیست. و به تعبیر شیعه، امام شناسی (معرفة الامام) نیز جزو اصول دین است. و این راقیترین فلسفه است که در دینی مسله رهبری و حکومت و معرفت این مقام و صلاحیت و شرط کردن عدالت در آن، جزو اصول دین باشد.
     بدین گونه، و با توجه به آنچه نقل کردیم و توضیح دادیم، روشن است که عید غدیر، اسلامی است نه صرفاً شیعی. زیرا روزی که به جز اهمیت قرآنی آن، و سخنان پیامبر درباره آن، و محتوای حیوی آن، علی بن ابیطالب نیز اینگونه به یاد کرد اهمیتش بپردازد و آن را عیدی بزرگ و سترگ و بخواند، جز یک روز عظیم و یک عید اسلامی چه می تواند باشد؟ پس اگر در اثر تداوم سوء تربیت و تعلیم در دوران گذشته و روزگاران خلافت اموی و عباسی، و دیگر سلاطین دور از حق، و عالمان متعصب، و هم غفلت امروزین متفکران مسلمان، اکنون نیز این روز حیاتی، در بسیاری از جوامع اسلامی، به دست فراموشی سپرده شده است، این، از نظر مبادی اسلام، بک گناه بزرگ اجتماعی است، و میراندان یکی از چهار اصل اساسی اسلام است یعنی: توحید، نبوت، امامت و معاد.
      از این رو باید جامعه های اسلامی، با زنده کردن خاطرات این روز و تفهیم محتوای آن به فرزندان سرزمینهای اسلام، کفاره این گناه را بپردازند. و محققان و مولفان و شاعران و نویسندگان مسلمان، با نشر تعلیم نهفته در آن، و حساسیت نشان دادن نسبت به آن تعلیم، یکی از بزرگترین آرمانهای انسانی اسلام را احیا کنند.

     آری پوشاندن یا پوشیده ماندن «غدیر»، پوشاندند یا پوشیده ماندن یکی از روشنترین روزهای انسان است، و نسیان یکی از پاکترین و عظیمترین و درخشنده ترین سنت های پیامبر اسلام. و به دیگر سخن، رد کردن عظیم ترین فریاد، و بلکه فریاد نهایی و ابدی وحی است به حلقوم محمد، و دست رد در برابر آن فراز کردن است.

     تبلور جوهرنهایی در جامعه اسلام غدیر است، و پایان فریادهای وحی خدایی غدیر. و چون پیامبر ما، خاتم پیامبران است. باید گفت، آخرین حکم آسمان، حکم روز غدیر است،یعنی ارشاد ابدیت در مسیر حیات انسانی، امامت علی بن ابیطالب است و امامت اولاد او، به عنوان معلمان معلمان علم یقین و مجریان احکام و حدود خدایی تا دامنه قیامت. و در واقع، آنچه از پیامبر اکرم، درباره مهدی و خروج موعود نیز روایت شده است، و خاطره ای را که مسلمین درباره آینده جهان و استقرار دولت مهدی (یعنی: پراکندن حق در هر کائن و آکندن گیتی از عدل) دارند، همان تاسیس «مدینه غدیر» است، که همواره و هر روز، وظیفه مسلمانان راستین و معتقدان به حکومت قرآنی است که در تشکیل دادن آن برای هر نسل و در هر نسل بکوشند... و آن که مهدی تاسیس می کند، تکلف دینی خود آن امام است، در روزگار ظهور خود و در ظرف زمانی آن تکلیف، و خواهد کرد، که «ان الله غالب علی امره». و در حقیقت، بعثت غدیر عاشورا مهدی، چهار جهت اصلی خانه اسلام است که به روزگار «مهدی» سراسر جهان خواهد بود: «ان الارض یرثها عبادی الصالحون».
     بدین گونه روشن گشت که بحث درباره «غدیر» و هویت رهبری در اسلام، حرکتی است در سطر احیای مجدد اسلام. و دانستیم که این بحث و روشنگری در این سطر و این حرکت ذهنی دادن به جوامع اسلامی و آفرینش عصیان و حماسه، هم اکنون، از قاطعترین وظایف مصلحان مطلع اسلام است.

 

نظرات ()



یاران علی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠

مشهور است که حضرت علی از یارانش گله داشت

ولی در واقع یاران علی ع به انتخاب حضرت در کنارش بودند

و در واقع تر آنکه گله حضرت علی از روحیات عافیت طلبی و ضعف های مردمان روزگار خودش بود نه یارانی که خود برگزیده بود

یاران علی ع عمدتا صداقت و توانایی خود را تا مرز مرگ نشان دادند

و اساسا تفاوت ماهوی میان یاران علی ع با یاران معاویه بود. یاران علی پرسشگر و اهل فکر و خیرخواه بودند

آزاداندیشی حضرت علی ع اجازه میداد که چنین افرادی در کنار او قرار بگیرند

حضرت از سوال و پرسش همگان استقبال میکرد و آنها را وا میداشت به مطالبه حقوق شان و پرسش های مورد نیاز و از پرسش های احمقانه دل آزرده میشد

یاران حضرت علی تلاش میکنند چون او باشند. همانگونه که یاران معاویه و خویشان عثمان چون او بودند

 

نظرات ()



تسلیت به مناسبت سالروز شهادت حضرت علی ع
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠

از وصیت حضرت علی به حسنین علیهم السلام

قولا بالحق، و اعملا للاجر!
کونا للظالم خصما، و للمظلومعونا!
اوصیکما، و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی،
بتقوی الله، و نظمامرکم، و صلاح ذات بینکم.
الله، الله، فی الایتام، فلا تغبوا افواههم، و لایضیعوا بحضرتکم.
الله، الله، فی جیرانکم، فانهم وصیة نبیکم.
الله، الله، فیالقرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم.
الله، الله، فی الصلوة، فانها عموددینکم.
الله، الله، فی بیت ربکم، لا تخلوه ما بقیتم ...
الله، الله، فیالجهاد باموالکم و انفسکم و السنتکم فی سبیل الله.
و علیکم بالتواصل و التبادل،و ایاکم و التدابر و التقاطع ، لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فیولیعلیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم ...

 

* حق را بگویید و کار را برای خدا انجام دهید .
خصم ظالم وپشتیبان مظلوم باشید.
شما دو تن ( حسن و حسین علیه السلام ) را و همه فرزندان وخاندانم را و هر کس را که این وصیت به او برسد ( تا پایان روزگار ) ، سفارش می کنمبه رعایت تقوی و نظم دادن به کارها و برطرف ساختن اختلافها.
خدا ، خدا ، دربارهیتیمان! مبادا یک وعده گرسنه بمانند و یک لحظه مورد توجه نباشند.
خدا ، خدا ،درباره همسایگان! این سفارش پیغمبرتان است که حق همسایگان را رعایت کنید.
خدا ،خدا ، درباره قرآن! مبادا دیگران به قرآن عمل کنند و شما نکنید.
خدا ، خدا ، درنماز! نماز ستون دین است.
خدا ، خدا ، درباره خانه کعبه! تا هستید ، خانه خدا رااز خود خالی نگذارید .
خدا ، خدا ، درباره جهاد! با مال ، با جان و با زبان درراه خدا جهاد کنید .
به هم بپیوندید و به حال یکدیگر برسید.
به هم پشت نکنیدو از یکدیگر نبرید .
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید .
که اگر آن راترک گویید بدترینان بر شما حکومت کنند و در زمانی که بدترین کسان حکومت کنند هر چهدعا کنید خداوند مستجاب نخواهد کرد ... *

 

سپس لحظه ای بیهوش شد. آنگاه به هوش آمد ...روی به خاندان خود کردو فرمود:
"
شما را به خدا می سپارم ... خدا همه شما را و آیندگان شما را به راهحق و راه راست هدایت فرماید.

///

 چند حکمت و گزیده هایی از نهج البلاغه در ادامه مطلب:


ادامه مطلب ...
نظرات ()



اهمیت توجه به اندیشه ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠

در تاریخ

خوارج را با قتل امام علی ع می شناسیم

به عوامل شکل گیری آن اندکی پرداخته ایم

به حیات اجتماعی آنان پس از شهادت حضرت علی ع نیز اندکی کمتر

ولی زشتی رفتار آنان در ترور حضرت علی ع

تا حدی مانع توجه جدی به مبانی فکری آنان شد

کسانی که معتقد بودند حکومتی جز حکومت خدا لازم نیست

و نه اینکه حکومتی جز حکومت خدا نیست

...

علاوه بر مبانی فکری، تطور تاریخی آنان در تحولات اجتماعی بعدی مهم است

 

نظرات ()



عید سعید غدیر و ولایت حقیقت بر همگان مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

ولایت علی، ارزشی متعالی از جنس آگاهی و محبت و نه جهل و زور است

اگر حکومتی دارد که دارد، حکومتی بر دل ها و  متکی به آگاهی مردم است و همین مبنای تفاوت اساسی آن با حکومت های زور و جهل دنیاپرستان  و رمز بقای عشق به ولایت است

ولایت٬ حکومتی دنیایی از پس  رحلت رسول اکرم ص نیست

ولایت٬ عشق به همه خوبی ها و برتری های حقیقتی متعالی از ابتدا تا انتهای زندگی بشر و  راهنمای نهایت مسیر انسان عالی و کامل یعنی علی ع است

عید زیبای غدیر بر عاشقان حقیقت و محبت مبارک باد



نظرات ()



روز مرد مبارک باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸۸

گرچه نامردان بسیارند
ولی مبارک باد این روز بزرگ
بر مردان عالم

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi عکس

حکمت 116 از نهج البلاغه حضرت امیر الموء منین علیه السلام:

چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده
به دام افتد
و با پرده پوشی بر گناه
فریب خورد
و با ستایش شدن
آزمایش گردد
و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن نیازمود

نظرات ()



یا علی ... یا حسین ... یا فاطمه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸

میلاد مسعود حضرت علی علیه السلام را تبریک عرض میکنم باشد که مردمان از نامردمی خسته ی ما، در سایه ی ولایت ایشان از گزند و آسیب مصون باشند

آمین

نظرات ()



آرزوهای کوچک ولی دور از دسترس از وبلاگ فخرالسادات محتشمی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸

آرزوهای کوچک ولی دور از دسترس

from روزنه by فخرالسادات محتشمی

داریم نزدیک می شیم به ولادت مولا علی (ع)

نزدیک سیزده رجب هرسال بچه ها برای گرفتن کادو برای تو به تکاپو میفتن .هیچوقت نمی تونن روی من حساب کنن برای گرفتن یک پیشنهاد درست درمون . فقط هی سفارششون می کنم چیز بی خودی نگیرینا . خودتونو به زحمت نندازین . بابا که چیزی لازم نداره بی خودی وقتتونو هدر ندین . اسراف می شه ها و بچه ها می گن اصلا از خودش می پرسیم و تو می گی هرچی خودتون دوست دارین و بچه ها سلیقه شون خیلی خوبه . خیلی خوب بوده همیشه .

کوچیک که بودن همیشه یک نقاشی قشنگ می کشیدن با یک کاردستی که گاهی به صورت جمعی تهیه می شد و پایینش با خط خوش می نوشتن پدرجان روزت مبارک! و یک دو بیتی هم ضمیمه می کردن خصوصا دختر بزرگمون که شعرای بی قافیه ش همیشه برامون شیرین بود و دوست داشتنی.

انگار همین دیروز بود که قرار بود برای اولین بار پدر بشی . شهریور 1361 و اولین سفر حج تو و من نه دلم میومد بهت بگم نرو و نه می تونستم تنها موندن تو اون روزهای سخت رو تحمل کنم و تو رفتی مآموریت. به قصد سفری بیست روزه و از همون روز اول شروع کردی به پیغام دادن و خبر رسانی و هی نوید بازگشت زودتر از موقع رو دادی و من در انتظار و تو خبری جدیدتر و من انتظار و تو وظیفه پیغام رسانیت رو سفت و سخت ادامه می دادی و من دیگه دلم به شور افتاده بود و ... تو نبودی وقتی دخترمون به دنیا اومد و من بیست روز با او نجوا می کردم در تنهایی نبود تو رو. خوب یادمه لحظه لحظه شو . همه می دونستن که لحظه دیدار تو با فرزند بیست روزه ت چقدر دیدنیه برای همین صف کشیده بودن دور ماشینی که داخلش گهواره کوچولویی یک فرشته سپیدپوش رو در بر گرفته بود و تو خم شده بودی روش و بلند نمی شدی و همه ساکت بودند و تو بلند شدی و سربه آسمان بردی و خدارو شکر کردی برای داشتن فرزندی سالم و برای این که خواب بدی که دیده بودی تعبیر نشده بود شکرانه دادی فراوان . اولین چیزی که بهت گفتم این بود : هیچگاه وقتی از چیزی مطمئن نیستی خبرشو نده . کشتی منو با این امروز و فردا کردن هات و تو گفتی آخه نمی خواستم بی خبر بمونی تو این شرایط و گفتی ببخشید که تنهات گذاشتم و ببخشید که اذیتت کردم و ...

و من بخشیدم .

بی خبری ولی خیلی بد دردیه اینو همه می دونن . از همه بیشتر اونایی که بچه هاشون تو جنگ مفقود الاثر شدن و ما پا به پاشون غصه خوردیم و انتظار کشیدیم و هم دردی کردیم باهاشون و حالا دوباره تکرار تکرار تکرار. انگار سرنوشت محتوم ما تجربه های تلخه و دیدن روزهای سختو سخت تر.

بی خبری بد دردیه و من که تو رو عادت دادم به این که تا خبر مطمئنی نداری نگی حالا دلم لک زده برای یک خبر در حد یک دقیقه یا حتی یک ثانیه در حد یک سلام . من در یک واژه سلام که از سلامتیت خبردار بشم همه پیام ها رو دریافت می کنم و در همون یک واژه همه پیام هارو بهت منتقل می کنم و اینا، این نامسلمونا از همین واهمه دارن که نمی ذارن صدات بهم برسه از ترس انرژی که باهاش منتقل می شه . دلم لک زده برای خنده هات که همه غم  غصه ها رو دور می کنه از آدم . این روزا دل خیلی ها برای خنده هات تنگ شده . همه اونایی که با خنده هات می خندیدن و غم عالم رو فراموش می کردن .

دختر اولمون درست موقع اذان ظهر به دنیا اومد و دختر دوممون موقع اذان صبح و تو باز هم نماز شکر خوندی و برای عاقبت به خیریشون دعا کردی . حالا هردوشون دلواپس تو هستن و دلتنگت . دلشون لک زده برای همه محبت های پدرانه ت و برای نصیحت های پدرانه ت و برای دلنگرونی های پدرانه ت و برای ...وعلی که گفت منو پسرتون بدونین و دونستی و دونستیم و ...

من این روزا فقط نباید این سه تا بچه رو آروم کنم و تسلا بدم. همه جوونایی که تو رو فرزندوار دوست داشتن و دارن و تو در حقشون پدری کردی و برادری کردی و مهربونی کردی و باهاشون زندگی کردی و باهات زندگی کردن، همه شون دلشون تنگ توست . دلتنگ حرفات، خنده هات، امید دادن هات، نوید دادن هات و دور کردنشون از همه ناخوشی ها ی روزگار .

همه مون دلمون تنگ شده برات مهربان .و میایم پیشت روز سیزده رجب . عید میلاد مولا علی (ع) و من همه ش نگرانم که تو با این اهمیتی که به میزبانی و خوب میزبانی کردن می دادی چطور می خوای مهموناتو تحویل بگیری سید خدا. برای ما یک لبخند کافی است . فقط کافیه بدونیم سلاممون رو شنیدی و دلت به محبت دوستان گرم تر شده.

عارفه و علی از راه دور دلشونو روونه می کنن و من و فاطمه میایم اون نزدیکی ها. تنها نمیایم با بقیه خانواده ها. اونایی که آدرس کوی عشق رو تو اون حوالی گرفتن و اونایی که هنوز سرگشته و دربه در کوچه و خیابونن برای یافتن نشونی از بچه هاشون .

می بینی مصطفی ؟ می بینی به کجا رسیدیم ؟ چی می خواستیم چی شد !!!

بهترینا تو زندان. مردم کلافه. یه عده م لابد خوشحال که به آرزوهای دیرینشون رسیدن ؟ من خیلی سعی می کنم نقش کیهانیون رو به همه گوشزد کنم حیف که رسانه نداریم حیف که تک و توک روزنامه های ما زیر تیغ سانسور تبدیل به یک تن لش بی خاصیت شدن . حیف که سایت ها هنوز فرت و فرت فله ای فیلتر می شن و روزنامه ها زیر دست سانسورچی ها سفید درمیان . حتی صحبه های خاتمی رو نذاشتن چاپ شه و اینقدر نادونن که یادشون رفته تیترش رو هم پاک کنن اقلا که خواننده در به در این صفحه و اون صفحه نشه برای خوندن مطلب به این مهمی !!!حال آدم به هم می خوره از این همه تنگ نظری . امروز رفتیم پیش آقای هاشمی رفسنجانی نه برای درددل بلکه برای دادخواهی . گفتیم شما مسئولیت داری هرچند چشم ندارن ببیننتون اما بالاخره رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و خبرگان رهبری هستین کم نیست که . حالا که مجلس تعطیله و قوه قضائیه از خودش سلب مسئولیت می کنه شما باید یه کاری بکنی . همسران و بچه های مارو هم فرزندان خودت فرض کن و بیفت دنبال کارشون . همه اسم ها برای ایشون آشنا بود . گفت از قبل از انقلاب و زمان مبارزه می شناختمشون تا حالا که همه ش تو عرصه خدمتگزاری بودن .گفتیم ما مشتی هستیم از خروار ما نماینده همه همسران و مادران اسیران بی گناهیم که تنها جرمشان شور بخشیدن به انتخابات و مشروعیت بخشیدن به نظامه و او گفت: چه پایان تلخی داشت آن حضور شیرین و گفت که هیچ وجدان بیداری از وضع موجود راضی نیست و گفت من اقداماتی کردم و حضور شما باعث شد که ترغیب بشم برای اقدامات بیشتر .

کاش همه پدرها روز ولادت اولین امام کنار خانواده هاشون بودن . کنار بچه هاشون . چقدر آرزوهای کوچکمان دور از دسترس شدن . عجب زمانه ای است !

 

نظرات ()



قرآن کریم و دروغگویان از وبلاگ معصومه ابتکار
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸

لینک مطلب:

حضرت امیر علی (ع) می گویند در فتنه ها و سختی ها باید به قرآن رجوع کرد.

البته قرآن کریم را باید با تمامیت و جامعیت آن دید. ولی این سخنی است که هر مسلمانی وقتی در مواجهه با مشکلات به آن عمل کرده، به تجربه ای مثال زدنی دست یافته است. بی شک کلام الهی با انسان سخن می گوید؛ چرا که اساسا بر همین مبنا نازل شده است.

چندی قبل عارفی از تجربه خود می گفت که در گیرودار این روزها آیات زیر را در مراجعه به قرآن خوانده است:

« هل انّبئکم علی من تنزّل الشیطین»  آیا شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند .

« تنزّل علی کل افاکٍ اثیم»  شیاطین بر هر دروغگوی بهتان زننده گناهکار نازل می شوند .

«یلقّون السّمع و اکثرهم کاذبون»  آن کسانی که دزدانه گوش فرا می دهند و اکثرشان دروغگو هستند .

« والشّعرا یتّبعهم الغاوون»  و شاعران را گمراهان پیروی می کنند .

« الم تر انّهم فی کل وادیهیمون»  آیا نمی نگری که آنها در هر وادی سرگردانند ؟

« انّهم یقولون ما لا یفعلون» آنها سخنانی را می گویند که حتی یکی را انجام نمی دهند .

«الّا الذّین آمنوا و عملوالصّالحات و ذکروا الله کثیراً و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذّین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون» مگر آنانکه ایمان آورده و کارهای نیک و زیر بنائی می کنند و یاد خدا را بسیار دارند و به هنگامی که مورد ستم قرار گرفته اند از خدا و مردم طلب کمک خواسته اند و آنانکه ستم کرده اند بزودی خواهند دانست که کدامین انقلاب کنند گانی، انقلاب خواهند کرد . 

سوره شعرا ( سوره 26 ) آیات 221 تا 227

و از این دست آیات عبرت انگیز در قرآن بسیار است. کجایند عبرت گیرندگان؟

نظرات ()



برای دوری از ولایت اشرار باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧

حضرت علی علیه السلام، آنگونه که در نهج البلاغه آمده است؛ در آخرین وصیت اش به امام حسن و حسین علیهم السلام توصیه های ارزشمندی به آن دو بزرگوار و همه ی بشریت فرموده اند:

 لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فیولی علیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم

امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید
.
که اگر آن را ترک گویید بدترینان شما بر شما حکومت کنند، پس دعا میکنید و مستجاب نمیشود

اگر میخواهیم مدیران و رهبران جامعه ما بدترین اعضای جامعه ما نباشند. اگر میخواهیم آنان بی عمل ترین افراد نباشند. اگر میخواهیم بی تدبیرترین و بی اخلاق ترین ها نباشند. باید امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم.

نظرات ()



کلام بشر ... کلام خدا
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧

سخنان علی ع  در نهج البلاغه و غیر آن بشری است.  سخنان حضرت رسول اکرم ص نیز بشری است. تنها احادیث قدسی و کتب آسمانی و در راس آنها قرآن کریم الهی هستند. 
انسان نیز حامل روح الهی است. از آدم ابوالبشر تا انتها و کمال بشر را در انسان کامل می بینیم که ظرفیت های الهی بشر را عرضه میدارد.

نظرات ()



قرآن کریم خدا و نهج البلاغه علی را دریابیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

نهج البلاغه هرگز به اهمیت و اعتبار قرآن کریم نرسیده و نخواهد رسید. چه از آن جهت که ممکن است به نهج البلاغه ی تدوین شده توسط سید رضی بزرگوار خطای جمع آوری و ...  راه یافته باشد و چه از آن جهت که مبدء قرآن کریم خداوند متعال است. قرآن کتابی الهی است که از زبان پیامبر ص جاری شده و حتی با زبان و ادبیات بشری پیامبر ص متفاوت است.
اما نهج البلاغه وضعیتی متفاوت دارد. بشری و مملو از ظرافت های اندیشه ی کمال یافته بشری متاثر از تعالم انبیاء است. نهج البلاغه گرچه بشری است ولی روح کتاب خدا و تعالیم پیامبر خدا و روح الهی خلیفه الله در آن بروز یافته است 
به دلیل گزیده بودنش،
به دلیل انتساب به زندگی و اندیشه و عمل علی علیه السلام
و به دلایل دیگر،
حکایتی متعالی از کوشش و عمق اندیشه و احساس انسانی کامل است
نهج البلاغه ی علی ع برای
مبارزان عدالت و آزادی
عاشقان و عارفان
حکیمان
و همگان پربها و زیباست

نظرات ()



حکمت 122 از نهج البلاغه علی علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧

عبرت از مرگ یاران / حضرت علی در پی جنازه ای می رفت و شنید که مردی میخندد:
گویی مرگ بر غیر ما نوشته شده
و حق جز بر ما واجب گردید
و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی باز میگردند
در حالی که بدن هایشان را به گورها می سپاریم
و میراث شان را میخوریم
گویا ما پس از مرگ آنان جاودانه ایم!
آیا چنین است که اندرز هر پنددهنده ای از زن و مرد را
فراموش می کنیم و خود را نشانه ی تیرهای بلا و آفات قرار دادیم؟

نظرات ()



حکمت 121 از نهج البلاغه علی علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

چقدر فاصله بین دو عمل دور است:
عملی که لذتش میرود و کیفر آن می ماند
و عملی که رنج آن میگذرد و پاداش آن ماندگار است

نظرات ()



حکمت 118 از نهج البلاغه علی علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧

از دست دادن فرصت
باعث اندوه میشود

نظرات ()



حکمت 117 از نهج البلاغه علی علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

دو تن به خاطر من به هلاکت رسیدند
دوست افراط کنند و دشمن دشنام دهند

نظرات ()



حکمت 116 از نهج البلاغه علی علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده
به دام افتد
و با پرده پوشی بر گناه
فریب خورد
و با ستایش شدن
آزمایش گردد
و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن نیازمود

نظرات ()



حکمت 114 از نهج البلاغه علی علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸

هر گاه نیکوکاری بر روزگار و مردم آن غالب آید
اگر کسی به دیگری گمان بد می برد
در حالی که از او عمل زشتی آشکار نشده
ستمکار است
و اگر بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود
و کسی به دیگری خوش گمان باشد
خود را فریب داد

نظرات ()



در ستایش انصار از اصحاب رسول اکرم ص از نهح البلاغه علی علیه السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧

حکمت ۴۶۵ نهج البلاغه:

(حضرت در ستایش انصار فرمود:) به خدا سوگند! آنها اسلام را پروراندند، چونان مادری که فرزندش را بپروراند، با توانگری با دست های بخشنده و زبان های برنده و گویا.

نظرات ()



اوباما وعده کاهش مالیات ها را عملی کرد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

لم تقولون ما لا تفعلون  قرآن کریم

الله، الله، فی القرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم   نهج البلاغه علی علیه السلام

=====================

from
BBCPersian.com | جهان | Persian News index

باراک اوباما، وعده مبارزات انتخاباتی خود مبنی بر کاهش مالیات ها را عملی کرده و در نتیجه آن هر خانواده آمریکایی در ماه دست کم 65 دلار بیشتر درآمد خواهد داشت.
نظرات ()



فضائل اهل بیت پیامبر ص از نهج البلاغه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧

ترجمه خطبه ٢٣٩ نهج البلاغه ترجمه مرحوم محمد دشتی

فضائل اهل بیت پیامبر ص
خاندان پیامبر ص مایه حیات دانش، و نابودی جهل اند. بردباری شان شما را از دانش آنها خبر میدهد، و ظاهرشان از صفای باطن، و سکوتشان از حکمت های گفتارشان با خبر می سازد، هرگز با حق مخالفت نکردند و در آن اختلاف ندارند.
آنان ستون های استوار اسلام، و پناهگاه مردم می باشند. حق به وسیله آنها به جایگاه خویش بازگشت، و باطل از جای خویش رانده و نابود، و زبان باطل از ریشه کنده شد.
اهل بیت پیامبر ص دین را چنان که سزاوار بود، دانستند و آموختند و بدان عمل کردند، نه آنکه شنیدند و نقل کردند، زیرا راویان دانش بسیار، اما حفظ کنندگان و عمل کنندگان به آن اندکند.
... فان رواه العلم کثیر،  و رعاته قلیل

نظرات ()



ترجمه حکمت 463 نهج البلاغه از مرحوم محمد دشتی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

حکمت ۴۶٣ نهج البلاغه:
دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد، نه برای رسیدن به خود

نظرات ()



تقدیر و تدبیر از نهج البلاغه علی ع
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧

حکمت ۴۵٩ نهج البلاغه:

تقدیر الهی چنان بر محاسبات ما چیره شود که تدبیر، سبب آفت زدگی باشد

نظرات ()



ترجمه خطبه 42 نهج البلاغه از مرحوم محمد دشتی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

ترجمه خطبه ۴٢ نهج البلاغه از مرحوم محمد دشتی:

پس از پایان جنگ جمل در ١٢ رجب سال ٣۶ هجری امام وارد کوفه شد، مردم به استقبال آمدند. آن حضرت وارد مسجد جامع شد دو رکعت نماز خواند و سخنرانی طولانی ایراد کرد که بخشی از آن این خطبه است:

پرهیز از آرزوهای طولانی و هوا پرستی
ای مردم! همانا بر شما از دو چیز میترسم،
هواپرستی و آرزوهای طولانی.
اما پیروی از خواهش نفش، انسان را از حق باز میدارد،
و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد می برد.
اگاه باشید! دنیا به سرعت پشت کرده و از آن جز باقیمانده ی اندکی از ظرف آبی که آن را خالی کرده باشند، نمانده است.
بهوش باشید که آخرت به سوی ما می آید.
دنیا و آخرت، هر یک فرزندانی دارند. بکوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا. زیرا در روز قیامت، هر فرزندی به پدر و مادر خویش باز میگردد. امروز هنگام عمل است نه حسابرسی، و فردا روز حسابرسی است نه عمل.

نظرات ()



ترجمه خطبه 241 نهج البلاغه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧

ترجمه خطبه ٢۴١
(در این سخنرانی، یاران را به جهاد تشویق میکند؛)

تشویق برای جهاد
خدا شکرگزاری را برعهده شما نهاد، و امر حکومت را در دست شما گذارده، و فرصت مناسب در اختیارتان قرار داده است، تا برای جایزه بهشت با هم ستیز کنید.
پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید، که به دست آوردن ارزش های والا با خوش گذرانی میسر نیست! چه بسا خواب های شب که تصمیم های روز را از بین برده، و تاریکی های فراموشی، که همت های بلند را نابود کرده است.

نظرات ()



خاتمی : علی الگویی برای برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ قدرت‌های خودکامه و متکبر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧

لینک خبر:

خاتمی: امام علی(ع) الگویی برای برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ قدرت‌های خودکامه و متکبر است



مطلب کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



ترجمه و شرح خطبه غدیریه علی ع از استاد محمد رضا حکیمی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگستان:


اکنون بدانید، که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص). و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خداوند خود او را ولی و سرپرست قرار داده است

مطلب کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



غدیر در شعر فارسی از فردوسی تا شهریار از سایت موعود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧

لینک مطلب:

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحى
خداوند امر و خداوند نهى
که من شهر علمم، علیّم در است
درست این سخن گفتف پیغمبر است
اگر چشم دارى به دیگر سراى
به نزد نبىّ و »وصىّ« گیر جاى
منم بنده اهل بیت نبى
ستاینده خاک پاى »وصىّ«

مطلب کامل را در ادامه ببینید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



ولایت علی ، عشق به همه ی خوبی های عالم است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧

علی نماینده ی تام و تمام حق و انسانیت است
 عشق مردم ایران به علی ع بهترین گواه حق جویی ایرانیان است
نهج البلاغه ی او اندکی است با هدف معرفی بلاغت کلام او ولی همان نیز دریچه ای شد به عظمت های باورنکردنی انسانی در حد خلیفه ی خدا
ولایت او خطی است که از محبت به حق و حقیقت آغاز میشود و به همان پایان می یابد
و در آن همه ی خوبی ها جمع است
ولایت علی
عشق به همه خوبی هاست

پرشین بلاگ persianblog  مهدی بوترابی mehdi boutorabi  علی

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

نظرات ()



علی باید و نباید سکوت میکرد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳۸٧

شرایط را ایجاد کردند تا حضرت علی ع سکوت کند. استخوان در گلو و خار در چشم. سکوتی طولانی. گوشی برای شنیدن نبود و شرایطی برای تغییر.
علی نباید سکوت میکرد. یعنی نباید دیگران شرایطی را چنین فراهم میکردند. سکوت او سمبل ظلم به جامعه و پیشوایان راستین است ولی او در این سکوت تقصیری ندارد و بلکه به دلیل صبر و تحمل اش ماجور است.
علی باید سکوت میکرد. یعنی بر اساس شرایط راه درست دیگری نبود. فرصتی جز همراهی با جماعت باقی نمانده بود مگر ویران کردن بنیان ها.

نمونه دیگر به جنگ فرستادن عمار یاسر، پیر مرد صحابی پیامبر ص در جنگ صفین است.  عمار به اصرار از علی میخواهد که اجازه دهد به میدان رود تا با شهادت از دنیا برود و علی ع اجازه دادند.
عمار پیش از آغاز جنگ روایتی از پیامبر ص را به یاد سپاهیان دو طرف آورد که کشندگان عمار یاسر، ستمکاران هستند. پس از تصدیق روایت از سوی تعدادی از صحابه پیامبر ص که در هر دو سپاه بودند، همه را به شهادت گرفت که وی در سپاه علی و بر علیه معاویه به جنگ میرود. معاویه دستور داد که کسی عمار را نکشد ولی در نهایت عمار به شهادت میرسد و ولوله ای در سپاه شام می افتد. راه حل مناسب معاویه و عمر و عاص برای کج فهمان همیشه آماده است: این علی است که عمار را به میدان فرستاده است که اگر اجازه نمیداد، عمار کشته نمیشد! و حتی این نکته که : معاویه به کشته شدن عمار راضی نبود!
خوارج و دیگر کج فهمان آن روزگار و این روزگار از درک مسائلی ساده چون این ناتوانند و به همین دلیل بازیچه ی قدرتهای آشکار و پنهان میشوند.

خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند
=====================

تصور کنید که علی ع  برای حفظ اسلامی که از استادش پیامبر اکرم ص آموخته بود، راه دیگری میرفت. مثلا از جماعت کناره میگرفت و منزوی میشد یا حتی با اسلحه کشیدن و با حمایت ابوسفیان و قریش و یا هر روش دیگر، به قدرت سیاسی چند روزه می رسید. آنگاه حق و باطل به این شفافی از یکدیگر جدا میشد؟

نظرات ()



بردباری در اختناق از وبلاگ تورجان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگ تورجان:


امام علی (ع) در دوران سی ساله پس از پیامبر که جامعه اسلامی، دوره گذار را طی می کرد و دچار چالش های فراوان بود، بیش از دو دهه در قامت یک محافظه کار تمام عیار ظاهر شد تا دستاوردهای دوران پیامبر را در طوفان اختلافات داخلی و تهدیدات خارجی حفظ کند. با وجود آنکه به باور او، جامعه اسلامی پس از پیامبر نتوانسته بود در برابر تعصبات باقی مانده از دوران جاهلیت مقاومت کرده و تسلیم ارزش های قومی و قبیله ای شده بود، اما همه این کجروی ها باعث نشد که او سیاست ورزی را کنار نهاده و انقلابی گری را پیشه کند. چرا که به خوبی می دانست که کوچک ترین تزلزلی در حکومت مرکزی، به قیمت از دست دادن دستاوردهای حداقلی پیشین تمام خواهد شد.


مطلب کامل را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ...
نظرات ()



از وصیت حضرت علی به حسنین علیهم السلام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧

لینک مطلب:


قولا بالحق، و اعملا للاجر
!
کونا للظالم خصما، و للمظلوم عونا!
اوصیکما، و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی،
بتقوی الله، و نظم امرکم، و صلاح ذات بینکم.
الله، الله، فی الایتام، فلا تغبوا افواههم، و لا یضیعوا بحضرتکم.
الله، الله، فی جیرانکم، فانهم وصیة نبیکم.
الله، الله، فی القرآن، لایسبقکم بالعمل به غیرکم.
الله، الله، فی الصلوة، فانها عمود دینکم.
الله، الله، فی بیت ربکم، لا تخلوه ما بقیتم ...
الله، الله، فی الجهاد باموالکم و انفسکم و السنتکم فی سبیل الله.
و علیکم بالتواصل و التبادل، و ایاکم و التدابر و التقاطع ، لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فیولی علیکم شرارکم، ثم تدعون فلا یستجاب لکم ...

 

* حق را بگویید و کار را برای خدا انجام دهید .
خصم ظالم و پشتیبان مظلوم باشید.
شما دو تن ( حسن و حسین علیه السلام ) را و همه فرزندان و خاندانم را و هر کس را که این وصیت به او برسد ( تا پایان روزگار ) ، سفارش می کنم به رعایت تقوی و نظم دادن به کارها و برطرف ساختن اختلافها.
خدا ، خدا ، درباره یتیمان! مبادا یک وعده گرسنه بمانند و یک لحظه مورد توجه نباشند.
خدا ، خدا ، درباره همسایگان! این سفارش پیغمبرتان است که حق همسایگان را رعایت کنید.
خدا ، خدا ، درباره قرآن! مبادا دیگران به قرآن عمل کنند و شما نکنید.
خدا ، خدا ، در نماز! نماز ستون دین است.
خدا ، خدا ، درباره خانه کعبه! تا هستید ، خانه خدا را از خود خالی نگذارید .
خدا ، خدا ، درباره جهاد! با مال ، با جان و با زبان در راه خدا جهاد کنید .
به هم بپیوندید و به حال یکدیگر برسید.
به هم پشت نکنید و از یکدیگر نبرید .
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید .
که اگر آن را ترک گویید بدترینان بر شما حکومت کنند و در زمانی که بدترین کسان حکومت کنند هر چه دعا کنید خداوند مستجاب نخواهد کرد ... *

 

سپس لحظه ای بیهوش شد. آنگاه به هوش آمد ...روی به خاندان خود کرد و فرمود:
"
شما را به خدا می سپارم ... خدا همه شما را و آیندگان شما را به راه حق و راه راست هدایت فرماید.

 

 

نظرات ()



علی(ع) و این همه تجربه متضاد از وبلاگستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگ وب نوشت:

امشب شب شهادت امیرالمؤمنین است؛ از سوزناک­ترین شب­های تاریخ اسلام. علی معجزه­ای بود که همه چیز را در زندگی خود تجربه کرد و از همه­ی آنان سربلند بیرون آمد و اسوه­ی ماندگار در همه­ی ابعاد زندگی انسان­ها در طول تاریخ شد. همراهی صادقانه و ایثارگرانه­اش با پیامبر، حضور شجاعانه­اش در جنگ­ها، تجربه­ی کنار ماندن از قدرت علی­رغم توصیه­ی مستقیم پیامبر، صبر و سکوت دردناک به خاطر حفظ دین، حکومت کردن با حفظ اصول اعتقادی­اش، عدالت همه­جانبه در حکومت و مهربانی با خلق خدا، مبارزه و جنگ با همه­ی انواع تحجر و ریا و قدرت­خواهی و ثروت ­طلبی به نام دین، دیدن بی­مهری یاران پیشین، و در نهایت قربانی شدن و به شهادت رسیدن در خانه­ی خدا به دست ایادی قدرتی که به نام اسلام پیامبر وارث او شده بودند. این همه تجربه­ی متضاد و موفق بودن در همه­ی آنان باعث شده تا علی رهبر آزاده­ی همیشه­ی دلبستگان به آزادی باقی بماند. علی که سلام خدا بر او باد تنها امام شیعیان نیست. تا آزادگی و عدالت هست علی هم هست. امشب بنا به روایت شیعیان یکی از احتمالات شب قدر است. دعا و راز و نیاز با خدا در شبی که به نام علی است چه لذت بخش است و چه فرصت زیبائی! همدیگر را دعا کنیم که دعا از زبان دیگری خیلی سریع­تر مستجاب می­شود. التماس دعا.

نظرات ()



به مناسبت بعثت حضرت محمد ص از وبلاگستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگ سید عطاء الله مهاجرانی:

امام علی و پیامبر اسلام

امام علی علیه السلام سخن و داوری شگفت انگیزی در باره ی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه دارد. می گوید: من یکی از بندگان محمدم. ساده تر و ژرف تر از این نمی شد عشق شورانگیز امام علی نسبت به پیامبر را شناخت. مطلبی که می خوانید بخشی از کتابی ست که در دست دارم. در این بخش از زاویه دید صعصعه پسر صوحان که از یاران خاص امام علی بود، روایت کرده ام.


صعصعه پسر صوحان
نمی توانستم در چشمانش نگاه کنم. همیشه هنگامی که نگاهم با نگاهش آمیخته می شد...بی تاب می شدم.
علی برایم پیام فرستاده بود تا شاهد وصیتش باشم. همین پیام ویرانم کرده بود. من وعلی هم سال بودیم. پدرم صوحان که پیشوای قبیله ما بود و در قبیله مثل سلطان اعتبار و نفوذ کلمه داشت، در برابر علی مثل کودکی شتابزده و شرمناک بود. می گفت علی مثل ماه ست و محمد مثل آفتاب. پسرم به ماه نگاه کن ببین چگونه روشنای آفتاب را می تاباند.
چشمان علی سرشار از مهر بود. ماه تابان باران خورده.از برق چشمش مست می شدم...اما من دلم می لرزید.این بار می دانستم که نباید در خانه اش درنگ کنم . همه نگران بودند. تنها کسی که نشانی از اندوه و نگرانی در چشم هایش نبود؛ علی بود. مثل کوه شکیبا و مثل صحرا آرام بود. دستمال زردی بر پیشانی اش بسته بود. دستمال مثل تکه ای از آفتاب بود. رنگ پوستش زرد شده بود. مرز میان دستمال و پیشانی اش را گاه گم می کردم. از پس دستمال سرخی خون می درخشید. غروب آفتاب؛ شفق؟
بی تاب بودم. از مهرش و شکوه اش دلم بی تاب بود. اگر دستم را آرام در دست نمی گرفت و نمی فشرد، می خواستم از خانه اش بیرون بروم و در خلوتی زار گریه کنم....
مدتی پیش بود از من پرسید:" صعصعه رمه های فراوانت چه شدند؟"
گفتم: "مولایم آن ها را میان مردم تنگدست تقسیم کردم." از شادمانی خندید. همان خنده اش روحم را گرم کرد.
با خودم می گفتم تو دوست علی هستی، همه این گونه می اندیشند پس چرا مثل علی نیستی؟
گفت:" صعصعه بهترین کار را کردی."
خنده اش آن چنان درخشنده بود که آماده بودم جانم را بدهم تا او باز هم مثل دریا و آفتاب و گل بخندد.
گفت صعصه تو امیر کلمه ای نه شبان گوسفندان. نام مرا آن چنان پرشور ادا می کرد که از شادمانی در خویش نمی گنجیدم . یک بار گفت: نام تو نام یک پرنده است. پرنده ای که از اوج گرفتن هیچگاه باز نمی ایستد.
در دلم گفتم در زندگی همواره نگاهم به توست؛ این نگاه ست که مرا در سایه بال های بلند تو به آسمان می برد.
پرسشی دلم را ویران کرده بود. نمی توانستم نپرسم. جانم قرار پیدا نمی کرد. از سویی می دانستم که چنان پرسشی او را آزار می دهد. اما او پاسخی به من داد که خواب و آرام را از من گرفت. اکنون که او شهید شده است. تصویرش در برابر چشمانم ثابت مانده است و همان لبخند و همان واژه هایی که گویی هزار بار صیقل خورده بودند.
پرسیدم:
" ای امیر مومنان تو برتری یا آدم؟"
در چشمان پر مهرش شعله ای از شرم افروخته شد. نگاه اش را به سقف دوخت. نگاهی به پسران و دخترانش کرد که دور تا دور او ایستاده بودند. سکوت معطر بود. همه منتظر بودیم تا واژه ها مثل پرنده هایی رنگارنگ از آشیانه دهانش بیرون آیند و فضا را پر کنند وترانه بخوانند.
گفت:" از خود ستایی بیزارم...سکوت کرد. ادامه داد:" اگر این آیه نبود که: "از نعمت های پروردگارتان سخن بگویید." خاموش می ماندم و سخنی نمی گفتم." باز هم سکوت کرد. شعله ی شرم در نگاهش می سوخت.
" آدم در بهشت عدن متنعم بود. تنها خداوند از او خواست که به خوشه گندم نزدیک نشود. شد و از گندم خورد. از دستور خداوند سرپیچید. به من گفته نشده بود که نان گندم نخورم. اما گویی همان فرمان عتیق در گوشم زنگ می زد. گفتم من بار آن فرمان را در زندگی ام بر دوش می گیرم. صعصعه من در تمام عمرم به اختیار نان گندم نخورده ام."
فرزنداش آهسته می گریستند. زینب چشم از علی بر نمی داشت.
پرسیدم:" ابراهیم؟"
گفت:" ابراهیم در ملکوت آسمان ها سیر کرد. سیر می کرد. اما جانش هنوز طمانینه ی ایمان را پیدا نکرده بود. مثل ریشه ای بر خاک در برابر توفان تردید می لرزید. از خداوند پرسید: چگونه مرده ها را زنده می کنی؟ خداوند در برابر پرسش او پرسش دیگری مطرح کرد. مگر ایمان نداری؟ گفت دارم؛ اما دیدن ایمانم آرزوست...
من در تمام عمرم هیچگاه غبار تردید و تشویش بر خاطرم ننشست. اگر همه حجاب ها بر طرف شوند بر یقین و طمانینه ی جانم اندکی هم افزوده نمی شود."
چشم هایش خندید. به دور دستی که در افق دید ما نبود نگاه می کرد.
پرسیدم:" نوح؟"
گفت:" نوح در راه دعوت مردمش به راه خداوند بسیار آزار دید. عمر درازش سرشار از آزار و زخم زبان بود. و نیز زخم هایی که بر پیکرش می نشست .سرانجام دلش گرفت و بی تاب شد و مردم خود را نفرین کرد . از خداوند خواست که هیچ یک از کافران را بر زمین زنده مگذارد. من هم بسیار آزار دیدم. کژی ها و ناراستی ها. زخم هایی که روح را می سوزانید. در هر دم به من زرداب درد نوشانیدند. بی تاب نشدم و همیشه از خداوند خواستم آنان را کمک کند. گفتم خدایا آنان را دریاب نمی دانند چه می کنند؛ نمی دانند چه می گویند."
پرسیدم:" موسی؟"
گفت:" هنگامی که خداوند به موسی گفت. به نزد فرعون برو و او را به راه خداوند دعوت کن. موسی در دلش هراسی پدیدار شد. به خداوند گفت: من یکی از آنان را کشته ام. اکنون ترس جانم را دارم؛ مبادا مرا بکشند.
هنگامی که پیامبر به من گفت : به کعبه برو و بت ها را بشکن. به خاطرم نیامد که من بسیاری از سران قریش را کشته ام.ممکن ست در اندیشه کشتنم برآیند؛ راحت و روان مثل ماهی در آب؛ رفتم و بت ها راشکستم."
پرسیدم:" عیسی؟"
گفت:" عیسی برادرم! هنگامی که مریم پاک درد زایمان گرفت از حرم بیرون رفت تا در خارج بیت المقدس کودکش به دنیا بیاید. مادرم فاطمه به درون حرم رفت. من پسر کعبه ام..."
از شوق می لرزیدم. اما آخرین پرسش رهایم نمی کرد. بر زبانم نمی گشت. چشمانم را بستم و شتابزده پرسیدم: اما محمد؟
علی لبخند زد، شکفته شد.گفت:
" من یکی از بندگان محمدم."
دیگر بی تاب بودم. سر بر دامانش نهادم و گریستم.
دست بر شانه ام گذاشت. درست مثل آن غروب غم انگیز جنگ جمل. هر دو برادرم زید و سبحان شهید شده بودند. من هم زخمی بودم. تشنه و گریان. تصویر زید و سبحان رهایم نمی کرد. علی دستم را فشرد و گفت:" صعصعه آن ها راحت شدند و ما سهم بیشتری از رنج را باید بر دوش بکشیم. شکیبا باش. تو تنهایی طولانی و غم انگیزی را در پیش روی داری...

نظرات ()



محبوبی شایسته ی پیروی تا خدا
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٧

تولد علی در کعبه
آغاز زندگی انسانی استثنایی بود.
هر چه از علی بگوییم و بشنویم خسته نمیشویم
چرا؟
چون حق ملال آور نیست
خدا نصیب کند پیرو علی بودن را




هر چه به علی پسر ابوطالب ربط داشته باشد٬ جلوه خاصی برای آزادیخواهان دارد. برای مسلمانان نیز.

ما علی رو از خودمون میدونیم و از او دفاع میکنیم. ولی دیگران بدون تعلق فکری یا مذهبی یا نژادی از علی سخن میگویند. نگاه از دور به حضرت علی با نگاه از نزدیک متفاوت است. گاهی ما که خیلی  به علی احساس نزدیکی میکنیم٬ دچار بی توجهی به ابعاد عظیم روح و شخصیت او میشویم.  تغییر نگاه و وزاویه دید برای شناخت هر پدیده ای مفید است.

==============

من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این ولایت فوق حکومت و سیادت و هدایت  و ا زجنس رفاقت است. از جنس محبتی همراه با پیروی در همه ی زمینه های ممکن برای انسان شدن است. پیروی مذهبی از جنس پیروی قلبی از محبوب است و  با پیروی های مبتنی بر زور از یک جنس نیست. پیروی مبتنی بر محبت است که سلسله وار به پیروی از خدا منجر میشود.  پیروی بر اساس شناخت و آگاهی و با پذیرش قلبی.

================

علی را نامش علی نکرد

علی را دامادی پیامبر ص علی  نکرد

علی را شوهری فاطمه علی نکرد

علی را نصب کسی علی نکرد

علی را پیروی شیعیانش علی نکرد

علی به دلیل هویت و شخصیتش  علی شد

================

ولایت عشق به خوبی هاست و محبت به علی و شیعه و او بودن بزرگترین مظهر ولایت است.

================

علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.

علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.

واقعا از علی گفتن سخت است.

علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.

نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.

---------------------------

روز پدر  فرصتی است برای یادآوری بهترین پدرها .... علی و احترام به خوبی ها


میلاد علی علیه السلام بر همگان مبارک باد

نظرات ()



انانیت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧

نقل به مضمون از سخنرانی امام:

مومنین با هم جنگ ندارند. اگر جنگ باشد مومن نیستند. مساله انانیت است. گرفتاری بشر از انانیت است. از خودخواهی است. یک چیز را دو نفر میخواهند و جمع بین آن دو ممکن نیست. همه انبیا آمده اند برای اینکه انسان را از انانیت به الهیت بکشانند.
بهشت را از میان بردارید ببینید چند نفر عبادت میکنند. علی می ماند و حوض .

نظرات ()



خوارج
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٥

خوارج در تاریخ اسلام گروه فعال و موثری بودند. ریشه های اندیشه شان تا امروز نیز خشکیده نشده است. چرا که اندیشه هایشان ملقمه ای از حق و باطل است و بخصوص انگیزه های حق در کنار اندیشه های باطل قرار گرفته و به همین جهت است که همچنان تولید و بازتولید میشوند.
از ویژگیهای خوارج در زمان حضرت امیر علیه السلام آنست که در بین آنها چهره های شاخص و برتر از میان اصحاب رسول الله ص  یا بزرگان وجود ندارد. به نوعی حرکت اجتماعی و متکی به پاسخ نگرفتن از عملکردهای گذشته است.
یکی از سوالات مهم در باره ی تاریخ خوارج به این مربوط میشود که چرا حضرت علی علیه السلام درعین حالی که با آنها در نهروان جنگید ولی حتی در موقع شهادت نیز وصیت کرد که به آنان تعدی و حمله نشود.
شاید به دلیل نگرانی شخصی ایشان از توسعه خونریزی بین مسلمانان به بهانه ی خون ایشان بود. شاید به دلیل احتمال سوء استفاده امویان از این حادثه. شاید به دلیل نقش ضد ظلم خوارج در بخشی از تاریخ که بعدا محقق شد٬ شاید بخاطر حجتهای شرعی مرتبط با رعایت عدالت ولو با احمق ترین مردمان٬ شاید به جهت تکریم آن بخش از انگیزه های الهی این جماعت نادان٬ شاید به امید اصلاح آنان٬ شاید به امید عبرت نسلهای آینده٬ شاید به جهت ناچیز شمردن این دنیا٬ شاید همه ی اینها و شاید چیزهای دیگر.
و امروز نیز اندیشه های خارجی(خوارجی) وجود دارد. سکوت در برابر این اندیشه ها موجب تنومندتر شدن ریشه های آنان میشود و همین ریشه های تنومند شده اند که به اسم عدالت قانون و عرف جامعه را زیر پا میگذارند و عدالت را نیز با مغز و دل گمراه خود می سنجند.

نظرات ()



قرآن و حدیث
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٤

جمعه ۱ اسفند ۱۳۸۴
قرآن کریم و حدیث یا سخن معصوم در فرهنگ مذهبی شیعیان جایگاه ویژه ای دارند. امروز ترک عادت کنیم و قرآن و  حدیث بنویسیم از کتاب ارزشمند و به یاد ماندنی الحیات اثر عالم فرزانه استاد محمدرضا حکیمی که امروزه جوانان چندان شناختی از او ندارند و آثارش خوانده نمیشوند نقل می کنیم و امیدواریم استاد معظم هر جا هستند شاد و موفق باشند.

الفصل السابع(الحیات جلد اول)
فهم الدین و ادراکه

الکتاب
۱. و ما کان المومنون لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهو فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون  (سوره توبه  / ۱۲۲)

الحدیث
۱. الامام علی ع: ایها الناس! لا خیر فی دین لا تفقه فیه ... (البحار ۷۰ / ۳۰۷)
۲. الامام علی ع: المتعبد علی غیر فقه کحمار الطاحونه٬ یدور و لایبرح(الاختصاص/۲۳۸)
۳. الامام الصادق ع: لو اتیت بشاب من شباب الشیعه لایتفقه٬ لادبته(البحار ۱ / ۲۱۴)
۴. الامام الصادق ع: لیت السیاط علی رووس اصحابی حتی یتفقهوا فی الحلال و الحرام (البحار ۱ / ۲۱۴)
۵. الامام الکاظم ع: تفقهوا فی دین الله٬ فان الفقه مفتاح البصیره٬ و تمام العباده٬ و السبب الی المنازل الرفیعه٬ والرتب الجلیله٬ فی الدین و الدنیا. و فضل الفقیه علی العابد کفضل الشمس علی الکواکب٬ و من لم یتفقه فی دینه لم یرض الله له عملا (تحف العقول / ۳۰۲ - ۳۰۳)

نظرات ()



یا علی گفتیم و عشق ...
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٤

و ولایت عشق به خوبی هاست و محبت به علی و شیعه و او بودن بزرگترین مظهر ولایت است. عید غدیر مبارک باد.

نظرات ()



یا علی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳۸٤

امروز سالروز شهادت حضرت علی علیه السلام امام اول شیعیان جهان است. یا علی گفتن در ادبیات ما ایرانیها جای خاصی داره. برای کارهای سخت و طلب یاری از این کلمه استفاده میکنیم. امروز خواستم از این مناسبت استفاده کنم و از همه دوستانی که علاقمند به کمک هستند کمک بخواهم. برای اینکه بتونیم در این دنیای پر تحول از موقعیت خودمون که در واقع هویت واقعی مون است دفاع کنیم.
یا علی بگیم و در حد توان از امکانات موجود برای سربلندی کشورمون و هر چیزی که به ما ربط داره استفاده کنیم. بزرگترین مشکل در این مسیر خودمون هستیم. دانش و ارزشی که در فکر و دل داریم و افرادی که بتدریج مای بزرگتر را در حلقه های بعدی شکل می دهند.

نظرات ()



علی همچنان علی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳۸٤

علیرغم همه فراز و نشیب های فکری و اجتماعی هنوز علی علیه السلام در میان مردم ما در اوج است. جای شکر دارد.
وقتی تصور میکنیم که قاتلان حضرت بخاطر تقرب به خدا این عمل را در بهترین شبهای سال(شبهای قدر) سامان داده اند متوجه میشویم که حماقت مذهبی تا کجا میتواند پیش برود.
و علی همچنان برای همه ما علی است.

والحمد لله رب العالمین

نظرات ()



خورشید ولایت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٢۸ امرداد ۱۳۸٤

علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.

علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.

واقعا از علی گفتن سخت است.

علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.

نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.

---------------------------

روز پدر هم فرصتی است برای احترام به خوبیها. خوبی به خوبی فضیلتی مضاعف است. شاد باشید.

 

نظرات ()



انسان کامل
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٤

در هر اندیشه و تفکر جامعی که بنگرید معمولا تعریف روشنی از انسان مطلوب آن مکتب و اندیشه خواهیم یافت. فهرستی از سجایای اخلاقی و امتیازات رفتاری و مبانی فکری میتوان یافت که روشنگر چنین شخصیتی باشد. در جامعه ایرانی / اسلامی ما الگوی اصلی برای انسان کامل کیست؟ بنظر من بیش از حضرت رسول اکرم(ص)‌یا امام حسین (ِع) حضرت علی علیه السلام است.

حالا که به اینجا رسیدم یادم آمد که این ماه رجب هم ماه علی علیه السلام است. تولد حضرت علی بر همه آزاداندیشان و آزادگان مبارک باد!

نظرات ()



عید شما مبارک.
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۳

این متن رو از یکی از وبلاگها کپی کردم:

 عید غدیر یادمان توحید و محبت

هر چیزی که به علی پسر ابوطالب ربط داشته باشه یه جلوه خاصی برای آزادیخواهانی که با او آشنا هستند داره. برای مسلمانان هم  که جای خودش رو داره. ولی این دو تصور با هم متفاوت است.

ما علی رو از خودمون میدونیم و از او دفاع میکنیم. ولی دیگران بدون تعلق فکری یا مذهبی یا نژادی از علی سخن میگویند. نگاه از دور به حضرت علی با نگاه از نزدیک فرق داره. گاهی ما که خیلی خودمون رو به علی نزدیک میدونیم دچار بی توجهی مزمن به اون هم می شیم.  کسانی که هم از دور به عظمت شخصیت و رفتار علی نگاه میکنند هم چیزهایی متفاوت می بینند. جذابیت سفرنامه های خارجی هایی که به ایران می آیند و از کشور ما مینویسند به همین جهت است. چیزهایی رو می بینند که ما توجه نداریم. تازه از مشکل احساس مالکیت به علی هم بگذریم که آفت تبلیغ علی (بخوانید تبلیغ انسانیت ـ‌ معرفت ـ شجاعت  و همه خوبی های دیگه) است. 

نمخوام بگم که این نگاهها ناقص هستند که هستند. میخوام بگم که جابجا شدن برای دیدن چیزهایی که نزدیک خودمون هست خیلی ساده تر از مسافرت به دوردست برای یافتن چیزهایی است که شاید با کمی خانه تکانی بتونیم بدست بیاریم. به میزانی که از موطن قومی / قبیله ای / نژادی / فرهنگی خود دور میشویم هجرت میکنیم ولی این هجرت مقدماتی داره که متمایز کننده هجرت با گریختن و پناهندگی و اینجور چیزهاست.

اما بعد .....

غدیر حماسه ای استثنایی است. چند تا نکته مهم در این حماسه هست که در کنار هم موقعیت و جلوه خاصی رو ایجاد میکنه که در یک جمله نشانه تشخیص و اراده متفاوت حضرت حق نسبت به همگان است. حتی بهترین انسانها. در این موضوع تفاوت زیادی بین عالی و دانی نیست. البته اولیای الهی بنابه شخصیت والای خود به مدارجی از فهم این خواست و مصلحت نزدیک میشوند ولی جز خدا کسی از همه چیز باخبر نیست:

ـ خواست خدا برای پیامبر هم نگران کننده بود باینکه به ظاهر  پیامبر قدرت سیاسی بی چون و چرایی در آخرین سال زندگی داشتند. نگرانی پیامبر ناشی از عدم قدرت سیاسی خودش یا حتی خطرات مربوط به شورش مردم نبود که نه مردم آنقدر عاصی بودند و نه آنکه پیامبر از این امور واهمه داشت.  شاید بخاطر این بود که میدانست که مردمان بادیه نشین و بیابانگرد و حتی اهالی حجاز نخواهند فهمید که چه اتفاقی افتاده است و چه باید بکنند. شاید هم دلایل دیگه داشته باشه ولی در هر صورت نگران کننده بود چون شخصیتی مثل پیامبر نگران شده بود و در عین حال نگرانی  مانع اقدام نبایست باشد چون خداوند متعال در صحنه است و اوست که میخواهد.

ـ این تشخیص الهی نقش محوری  و تعیین کننده در ابلاغ رسالت داشته است. هر چند به ظاهر در حوزه احکام و اخلاق و عقاید هم نیست. دارای ابعادی است که در آخرین مراحل دعوت رسول الله مطرح میشود و شاید برگ آخر و نهایی دفتر رسالت است.

ـ این تشخیص الهی از نوع ابلاغ است. ربطی به خواست و پیروی دیگران ندارد. نه پیامبر و نه هیچکس دیگر دراین انتخاب نقشی نداشته است. یادمان بیاید انتخاب ابوبکر خلیفه اول مسلمین بعنوان نماینده رسول الله برای ابلاغ سوره برائت در مکه را که در میان راه به خواست خدا برمیگردد. چرا که پیامبر می بایست بر طبق خواست خدا کسی از اهل خود را بفرستد. و علی شاخص ترین اهل او بود. نتیجه اینکه خواست خواست حق است ولاغیر. این تشخیص با ملاحظات و علائق بزرگان و علما و دانشمندان و حتی اکثریت انسانهای مومن عصر پیامبر هم تطابق نداشته است. خواست خدا استاندارد خودش رو داره. شناخت این استاندارد هاست که انسان را میتواند راهبری کند.

ـ علی طبق استانداردهای مقبول جامعه صدر اسلام پذیرفتنی نبود. چرا؟ چون او را باید فهمید و فهم انسانها یکسان نیست و در جامعه قبایلی اون دوره شناخت واقعی از انسانهای فرهیخته کار ساده ای نبود.  جز عده قلیلی از نخبگان کسی از عمق حادثه خبر نشد. کسانی که بین خطوط را میخوانند و درست هم میخوانند کم هستند. همیشه کم بوده اند و در گذشته کمتر.

ـ درست است که مردم حق انتخاب داشتند و علی را انتخاب نکردند ولی به آنها ابلاغ شد که بهترین کس علی است. کسی که در حوزه ابلاغ رسالت تعریف گردید و عامه مردم هم از کنار این حادثه به سادگی گذشتند. برای اکثریت مردم آن روزگار این حادثه همان معنایی که برای نخبگان داشت نداشت. نخبگان هم در چارچوب تصمیمات خود تصمیم میگرفتند و از حق خود در تصمیم گیری طبق نظر خود استفاده میکردند نه طبق خواست خدا که از سوی رسول معصوم ابلاغ شده بود.

ـ علی چه مردم بخواهند و چه نخواهند ولی شد. حالا خورشید علی را اگر کسی خواست با ابرهای تیره دل بپوشاند به خودش ربط دارد و جوابش را خودش هم خواهد داد. این معنای ابلاغ است. یعنی: خود دانی! ولی کسانی که از علی آموختند و بیاموزند چه مسلمان چه غیرمسلمان. به درجاتی از کمال میرسند. ولایت علی هنوز نیز برقرار است چون گذشت زمان نمیتواند ارزشهای وجودی انسانهای متعالی رو تحقیر کند یا به فراموشی بسپارد. بلکه بر عکس با رشد و توسعه فرهنگ و تمدن و عقول بشری علی جایگاهش والاتر خواهد بود.

نقل کرده اند که حضرت مهدی با ظهورش عقول بشری را تکامل می دهد. بدون تکامل فرهنگ و شعور جایی برای ولایت وجود ندارد. میشود علم جدید نداشت یا حتی علم قدیم نداشت. ولی شعور و فرهنگ انسانی نداشتند  یعنی انسان نبودن. سخن علی از زبان احمق ها ظلم به علی است. ظلم به حق است. صدای علی در چاه طنین می انداخت بدون هیچ مزاحمتی ولی در زمان حکومتش و در زمان اقامه نمازش گاهی احمق ها با قرائت قرآن کریم سعی در معارضه داشتند.

ای کاش سخن از علی گفتن سخن از رفتار های او باشد. از استانداردهای رفتاری او و از عدالت او ...

 ------------------------------ ----------------------------          -------

عیدمون مبارک. به خودمون هم میتونیم تبریک بگیم. نه؟

یادمان غدیر یادمان اقدامی شجاعانه است. پیامبر اسلام نگران بود و به امر خدا ولایت علی را اعلام کرد. این ولایت صرفا حکومت پس ازعلی نبود.

من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این ولایت فوق حکومت و سیادت و هدایت است. یه چیز از جنس رفاقت است. از جنس محبت است. که اگه خالص باشد همه چیز رو با خودش میاره. شما اگه کسی رو دوست نداشته باشید نمیتونید با قلبتون پیروی کنید. پیروی از فرمانروایان در هر لباسی که باشند اگر با علاقه و محبت باشه معنای متفاوتی داره. دو نوع رابطه وجود دارد. رابطه دوستانه و محبت آمیز و رابطه چون بیگانگان. اگر رابطه حاکم با مردم رابطه دوستانه و محبت آمیز نباشه یعنی مردم دوستش نداشته باشند ارزشی نداره و ارزشی هم محسوب نمیشود. حالا چه کسی میتونه ارزش اینو داشته باشه که همه بهش تکیه کنند. کسی که وارسته باشد چون علی. فقط چون علی.

علی را نامش علی نکرد.

علی را دامادی پیامبر علی اش نکرد.

علی را شوهری فاطمه علی نکرد.

علی را نصب کسی علی نکرد.

علی را پیروی شیعیانش علی نکرد.

علی بخاطر هویت و شخصیتش علی شد و لذا علی همیشه علی خواهد ماند.

 -----------------------------------------------------------------------------

چیزی که من قبول دارم اینکه که کسانی که

روایت را اصل میگیرند و قرآن را نمیخوانند و تدبر در آن نمیکنند.

مداحی رو بر آموزش معارف دین اولویت میدهند.

احساس دینی را بجای بصیرت دینی ترویج میکنند. 

ظاهر را بر باطن ترجیح میدهند.

غم را  نشانه دینداری و شادی را موجب ظلالت میدانند.

یه جای کارشون ایراد داره.

نظرات ()