| چنین است رسم سرای سپنج | گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج | |
| سرانجام نیک و بدش بگذرد | شکارست مرگش همی بشکرد | |
| شکست آمد از ترک بر تازیان | ز بهر فزونی سرآمد زیان | |
| سپاه اندر ایران پراگنده شد | زن و مرد و کودک همه بنده شد | |
| همه در گرفتند ز ایران پناه | به ایرانیان گشت گیتی سیاه | |
| دو بهره سوی زاولستان شدند | به خواهش بر پور دستان شدند | |
| که ما را ز بدها تو باشی پناه | چو گم شد سر تاج کاووس شاه | |
| دریغست ایران که ویران شود | کنام پلنگان و شیران شود | |
| همه جای جنگی سواران بدی | نشستنگه شهریاران بدی | |
| کنون جای سختی و رنج و بلاست | نشستنگه تیزچنگ اژدهاست | |
| کسی کز پلنگان بخوردست شیر | بدین رنج ما را بود دستگیر | |
| کنون چارهای باید انداختن | دل خویش ازین رنج پرداختن | |
| ببارید رستم ز چشم آب زرد | دلش گشت پرخون و جان پر ز درد | |
| چنین داد پاسخ که من با سپاه | میان بستهام جنگ را کینه خواه | |
| چو یابم ز کاووس شاه آگهی | کنم شهر ایران ز ترکان تهی |
شعر : ایران زمین
که ایران چو باغیست خرم بهار
شگفته همیشه گل کامکار
اگر بفگنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریاچه راغ
نگر تا تو دیوار او نفگنی
دل و پشت ایرانیان نشگنی
کزان پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین اختن
زن و کودک و بوم ایرانیان
به اندیشه بد منه در میان
هوا خوش گوار و زمین پر نگار
تو گفتی به تیر اندر آمد بهار
همه سر به سر دست نیکی برید
جهان جهان را به بد مسپرید
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
ز ضحاک شد تخت شاهی تهی
سر آمد بر او روزگار مهی
چنین است کردگار گردان سپهر
گهی درد پیش آردت گاه مهر
به کام تو گردد سپهر بلند
دلت شاد بادا تنت بی گزند
چنین روز روزت فزون باد بخت
بد اندیشگان را نگون باد بخت
بیا تا همه دست نیکی بریم
جهان جهان را به بد مسپریم
وزین پس بران کس کنید آفرین
که از داد آباد دارد زمین
بسازید و از داد باشید شاد
تن آسان و از کین مگیرید یاد
کسی باشد ار بخت پیروز و شاد
که باشد همیشه دلش پر ز داد
بیا تا جهان را به بد نسپریم
به کوشش همه دست نیکی دهیم
نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
همان گنج و دنیار و کاخ بلند
نخواهد بدن مر تو را سودمند
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
