وقتی استفاده کلمه اومانیسم را در اظهار نظر خانم فاطمه رجبی مدافع جدی آقای احمدی نژاد و منتقد فعال آقای هاشمی و آقای خاتمی و خیلی های دیگر و همسر آقای دکتر الهام عضو موثر دولت نهم دیدم به یاد این ماجراها افتادم:
1. دکتر شریعتی و بحث اومانیسم وی
2. مباحث اومانیسم در کلاسهای درس مدرسه عالی شهید مطهری در سالهای نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی
3. دیدگاه و نظرات دکتر محمد رجبی برادر بزرگ خانم رجبی در دهه اول انقلاب
4. دیدگاه دکتر کریم پور ازغدی و سخنرانی های چند سال اخیرشان
و خیلی نظرات پیشینیان که قابل طرح خواهد بود.
جای یک کنگره علمی برای شناخت و معرفی و نقد اومانیسم خالی است.
خدا آقای علی دوانی را نیز رحمت کند.
نحوه برخورد کلنگی با امور، معمولا نتیجه عکس میدهد. موضوع فیلترینگ از جنس موضوعات فرهنگی و اجتماعی است، نه از جمله موضوعات سیاسی و قضائی و فنی. موسسات و نهادها و سازمان های فنی و قضائی و سیاسی در مواجهه با این مساله نیازمند توانایی فرهنگی خاص هستند.
لینک مطلب:
به عقیده رییس سابق مجلس، در شرایط فعلی اقتصادی از دولت چندان نمی توان انتظار جهش بودجه فرهنگ داشت
در شرایط فعلی اقتصادی اگر دولت بخواهد قانون مدیریت خدمات و یا هدفمند کردن یارانه ها را اجرا کند، خیلی گرفتاری خواهد داشت
لینک مطلب از وبلاگستان:
چگونه است که از طیبخاطر یا اجبار جادههای غیر استاندارد را گز میکنیم، جادههایی که هزینه ساخت آن از جیب من و شما و چند برابر قیمت پرداخت شده است و در مقابل رکورددار تعداد کشتهها در جهان است، اما وقتی به کالایی فرهنگی میرسیم که یک ریال هم از بودجه عمومی خرج تولید آن نشده، سهل است که تولیدکننده آن با هزار اما و اگر و نظارت و خطر هم مواجه بوده است، زبان به انتقاد میگشاییم و راه خود را کج کرده و تولید خارجی آن را مصرف میکنیم؟ شاید نتوان به کار مصرفکننده ایرادی جدی گرفت، زیرا که وی خواهان مطلوبیت بالا و قیمت پایین است، و چون کالاهای فرهنگی (برخلاف مدیریت و جاده و...) به راحتی وارد شده و با قیمت ارزان در دسترس قرار میگیرد، بنابراین مصرف کننده در موارد ممکن از کالای فرهنگی وارداتی استفاده میکند. در حالی که در حوزههای دیگر مثل مدیریت قدرت انتخاب ندارد و به قول توفیق: مدیریت مثل «آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته». اگر به مصرفکننده ایراد جدی نتوان گرفت، به سیاستگذاران چطور؟ آنان که به خیال خود هر کالای فرهنگیای را که نمیپسندند، سم و خطرناک مینامند و تمام همّ و کوشش خود را برای جلوگیری از تولید و عرضه آن بکار میگیرند و در همان حال خروار، خروار سموم مختلف را یکجا به خورد جامعه میدهند، چه پاسخی دارند؟
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
تصاویری از عروسی در کوهپایه سبلان


روستای آلو در کوهپایه سبلان در نزدیکی سرعین، استان اردبیل قرار دارد.

مراسم عروسی در این روستای کوهستانی معمولا پس از برداشت محصول و فروش آن در فصل پائیز آغاز می شود.

پیش از آنکه داماد، عروس را به خانه اش ببرد، عاشیق لرها می نوازند و می خوانند.

تمام مراسم عروسی با شعر و موسیقی همراه است. هر مرحله از مراسم شعر مخصوص خود را دارد.

زمانی که عروس را می خواهند به خانه داماد ببرند، مسن ترین مرد خانواده عروس ( معمولا پدر بزرگ او)، عروس را به دور ظرف نان و ماست که نشانه برکت و سفید بختی است، می چرخاند.

در بخشی از مراسم دو مرد از نزدیکان عروس و داماد با هم کشتی نمایشی می گیرند.

زمانی که عروس را می برند مادربزرگ عروس برای نوه اش شعری درباره دریاچه سبلان می خواند.

کار عمده مردم روستای آلو دامداری و کشاورزی است. گندم و مرکبات محصول کشاورزی اصلی این روستاست.
تاریخچهای از نگارش و خط
۰۴ خرداد ۱۳۸۷
بشر زمانی که خواست آنچه را می اندیشد نقش کند، در حقیقت قدم به دنیای نگارش گذاشت . در مرحله نخست تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کردوبا این کار خط تصویری آغاز شد.
ادامه مطلب ...
ساداتاشکوری، کاظم. “نقالی و شاهنامه خوانی“. دوره13، ش153و154 (تیرومرداد54): 142-148، تصویر. مجله هنر و مردم |
|||||
|
|
|||||
|
|
|
|
|
|
نقالی و شاهنامه خوانیآنان که به صد زبان سخن میگفتند آیا چه شنیدند که خاموش شدند کاظم – سادات اشکوری مرکز مردم شناسی ایران نقالی سابقهی دیرینه دارد . در آن روزگاران که اینهمه وسیلهی سرگرم کننده نبود ، یک چند دامن صحرا و طرف چمن خوش بود ؛ و بعد در (( چای خانه )) ها نشستن و همراه (( نقال )) به مجالس بزم و میدانهای رزم رفتن . نقال با (( بیان ویژه )) ، (( تکیه کلام )) ها ، (( حرکات )) و (( تکیه بر واژه )) ها ؛ هواخواهان بسیار داشت . در نقالی ، بیان نقشی ویژه دارد . گاه سخن به آهستگی بر زبان میآید و گاه به خشونت ؛ که کشش واژهها ، در شنونده تأثیر مینهد ، و او را به تعمق وا میدارد . (( تکیه کلام )) ها ، اما ، شنونده را از اندیشه های دور باز میدارد و از دور دست ها میآورد ؛ به هنگامی که واژههای (( باری )) ، (( خلاصه )) ، (( اما )) . . . – به گونه ای ویژه – بر زبان میآید . در یک نوشته اگر بخواهیم بر واژه ای تکیه کنیم ، زیر آن واژه خط میکشیم ، یا با حروف سیاه نشان میدهیم ؛ و یا در داخل گیومه . نقال ، اما ، تکیه بر واژهها را با (( بیان )) انجام میدهد . اینهمه را ، آنگاه ، با (( حرکات )) در میآمیزد و (( درنگ )) و (( جنبش )) را میرساند . (( حرکت )) از طریق تکرار واژهای نیز صورت میگیرد . مثلا” (( رفت و رفت و رفت )) ، (( آمد و آمد و آمد )) و از این قبیل . آنگاه که خسته میشود ، برای نفس تازه کردن ، جماعت را به فرستادن صلوات دعوت میکند . |
|
|
|||
|
|
|
|
ادامه مطلب ...
در فرهنگ ایرانی خویش چه نامهایی را بیشتر می پسندیم؟ نامهایی که امروز متداول تر و محبوب تر هستند کدامند و چرا؟ پشتوانه استفاده از هر نام چیست و چه رابطه ای بین نام انتخابی و شخص وجود دارد؟ چه رابطه ای میان فرهنگ عمومی و محبوبترین اسامی وجود دارد؟ تغییر در نام گذاری ها چه معنایی دارد؟
========================
نام ایرانی در درجه اول٬ در زبان های ایرانی و لهجه ها و گویش های آن معنا دار است. البته بعضی نامهایی با زبانهای خارجی یا زبانهای کهن و غیر متداول ایرانی انتخاب میکنند که ارتباط معنایی کمتری با فرهنگ امروز ما دارند. اکثر اسامی فارسی ایرانیان به نوعی بیان کننده معنایی در فرهنگ ایرانی هستند.
==================
چند نام زیبای ایرانی میشناسیم؟
