اگر عقل داشته باشیم
دین و دنیای ما اصلاح میشود
اگر نداشته باشیم
دین ما راه شیطان می شود
و دنیای ما جهنم آخرت
اگر عقل داشته باشیم
دین و دنیای ما اصلاح میشود
اگر نداشته باشیم
دین ما راه شیطان می شود
و دنیای ما جهنم آخرت
گزیده هایی از استاد مطهری:
ائمه اطهار همتی که کردند این بود که مواریث معنوی اسلام را حفظ کردند٬ حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کردند. اولین کسی که حساب دستگاه خلافت را از اسلام جدا کرد٬ امام حسین بود. قیام امام جسین چنین اثری داشت٬ فهمانید که اسلام تقوا و خداشناسی و فداکاری و گذشت در راه خداست نه آن چیزی که دستگاه خلافت اموری بپا کرده است ... ائمه اطهار اولا امر به معروف و نهی از منکر می کردند شدیدترین آن قیام حسینی بود. ثانیا به نشر علم می پرداختند ... از همه بالاتر تقوای عملی و زهد و ایثار و احسان به خلق خدا بود٬ شب زنده داریهای به عبادت و رسیدگی به احوال ضعفا و فقرا بود٬ اخلاق فاضله اسلامی از عفو و جود و تواضع بود ... فلسفه روحانیت حفظ مواریث معنوی اسلام و مغز در مقابل پوست است. جدایی روحانیت از سیاست از قبیل جدایی مغز از پوست است.
ص ۳۲ و ۳۳ امامت و رهبری
ائمه در واقع تکنسیتهای قرآن هستند در خارج از کشور ظاهر و محسوس که علمشان علم افاضی و لااقل تعلیمی خصوصی است ... ص ۳۷ امامت و رهبری
امامت به معنی ولایت. امامت درجه و مرتبه سومی دارد که اوج مفهوم امامت است و کتابهای شیعه پر است از این مطلب٬ و وجه مشترک میان تشیع و تصوف است .... مسئله انسان کامل و به تعبیر دیگر حجت زمان است ... از جمله مقامات او تسلطش بر ضمائر یعنی دلهاست بدین معنی که او یک روح کلی است محیط بر همه روحها. باز مولوی در داستان ابراهیم ادهم که البته افسانه است٬ در این مورد اشاره ای دارد ...ص ۵۵ و ۵۶ امامت و رهبری
بنابر این مسئله امامت سه درجه پیدا می کند و اینها را اگر از یکدیگر تفکیک نکنیم٬ در استدلالهایی که در این مورد هست دچار اشکال می شویم. لهذا تشیع هم مراتبی دارد. بعضی از شیعیان فقط قائل به امامت به همان معنی رهبری اجتماعیند. می گویندپیغمبر ص علی ع را تعیین کرده بود برای رهبری بعد از خود .... همین قدر شیعه هستند و در آن دو مسئله دیگر(( مرجعیت دینی و ولایت)) یا اعتقاد ندارند و یا سکوت می کنند. بعضی دیگر٬ مرحله دوم را هم قائل هستند ولی به مرحله سوم نمی رسند. می گویند مرحوم آقا سید محمد باقر درچه ای استاد آقای بروجردی در اصفهان منکر این مرحله سوم بوده. تا مرحله دوم پیش می آمده ولی از آن بیشتر اعتقاد نداشته است. اما اکثریت شیعه و علمای شیعه مرحله سوم را هم اعتقاد دارند. ص ۵۷ امامت و رهبری
در مورد یک مرجع تقلید ممکن است بگوییم در پاسخ فلان سوال اشتباه کرده٬ غفلت کرده و یا همانطور که در باره ی همه احتمال می دهیم٬ تحت تاثیر جریانی قرار گرفته است اما در مورد پیغمبر چنین سخنانی نمیگوییم. همانگونه که در باره آیه قرآن نمی گوییم .... ص ۷۲ امامت و رهبری
ما در جامعه
نوعی تربیت خاص برای دیده نشدن داریم
نیازهای انسان واحد است ولی به دلیل شرایط جغرافیایی و سنت های اجتماعی اختصاصی، اختلافات بسیار و نسبتا بنیادین پدید آمده است. به تدریج با کاهش فاصله ها، نیازها و در نتیجه راه حل های رفع نیازها یکسان می شود و جامعه جهانی از مسیر همین روند تحقق می یابد
آزادی تمدن ساز است، فرهنگ ساز است این آزادی در طول تاریخ هرچه بیشتر بوده است آثار تمدنی و فرهنگی بیشتری در بر داشته است و هر چه لایه استبداد گسترش بیشتری داشته است، محدودیت برای تمدن و فرهنگ بیشتر شده است
حکومت های استبدادی کهن آزادی را سلب می کردند ولی نه همه آزادی ها را. حکومت های توتالیتر یا استبدادی عصر جدید، استبداد را به حد اعلا می رسانند و در واقع نوع پیشرفته و نوین کاربرد زور در جامعه و سیاست هستند و به دلیل تمامیت خواهی شان فرصت های سنتی آزادی اجتماعی را مختل می کنند و در مناسبات درونی و کهن جامعه که حتی آزادی در آن لایه ها در استبدادهای بزرگ کهن به رسمیت شناخته شده بود و اساسا خارج از موضوع ستم مستقیم قرار داشت، مداخله می کنندو در واقع نظم اجتماعی را از اساس به هم می ریزند. در هویت انسان خدشه وارد می کنند. این که از کدام لایه این خدشه را ایجاد میکنند و به کدامیک از عناصر اصلی زر و زور و تزویر متکی اند، در نتیجه فرق زیادی نمیکند. با زر جامعه و انسان را از خود بیخود کنند یا با زور یا با تزویر. یکی از دیگری سست بنیان تر است و همگی محکوم به شکست
حکومت های توتالیتر تلاش می کنند در لایه های درونی انسان و جامعه نفوذ کنند تا سیستم را بهتر کنترل کنند و همین امر به اختلال اجتماعی و تغییر و در نهایت نابودی شان منجر می شود
سقوط سریع حکومت های استبدادی عصر جدید و عمر کوتاه آنان شاید تا حدی به این امر مربوط باشد
تمدن های گذشته با استبداد کنار می آمدند ولی تمدن کنونی امکان همراهی با استبدادهای عصر جدید(توتالیتر) را ندارند و به همین دلیل انتخاب بین استبداد و تمدن ضروری است و البته نتیجه این انتخاب نیز روشن و ضروری است. تمدن جدید در حال شکل گیری است و استبداد رفتنی است
در ایران امامزاده ها بسیارند ولی در خارج از ایران تعداد بیشتر از امامزاده ها فوت کرده اند ولی برای اکثر آنها مقبره ایجاد نشده است
امامزاده ها در ایران به دلیل دیدگاه مردم مورد توجه بیشتر قرار گرفته اند
ایران و بخصوص مناطق کوهستانی ایران گریزگاه امامزاده ها بود چون معمولا تحت تعقیب بودند
امامزاده های دروغین نیز که بسیارند

اسلام دین آسانی است و البته کلاس های مختلفی نیز دارد. بخشی برای نخبگان و خاصه بخشی برای عموم و عامه. همه به اختیار و هر یک درگیر ملاحظات و سنت ها و قواعد خاص خود و جامعه انسانی
در باره گسترش اسلام در جهان نظریات مختلفی ابراز شده است. شاید مهمترین گروههای موافق و مخالف اسلام، به دو رویکرد اصلی تقسیم میشوند:
1. گروهی که جنگ را موجب پیشرفت اسلام میدانند. این گروه به جنگهای دوران صدر اسلام در جزیره العرب و جنگ های مسلمانان عرب با امپراطوری های روم و ایران اشاره میکنند و آن را دلیل اصلی پیشرفت اسلام میدانند. نکته جالب اینکه گروههای افراطی مخالف اسلام و مدافع اسلام هر دو به این نظر قائلند. گروه لزوم برخورد با اسلام و مسلمانان را نتیجه می گیرند و گروه لزوم برخورد قهرآمیز با مخالفان خود را. گروههای افراطی و تندروی امروز در جهان اسلام و غرب و شرق، با تئوریزه کردن نظریات خشونت محور خود، به این نتیجه می رسند
2. گروهی که جذابیت های فکری و رفتاری مسلمانان را موجب گسترش اسلام میدانند. این گروه به برتری های اندیشه اسلامی تکیه میکنند و معتقدند که مردم با توجه به آزادی ها و حقوق انسانی حمایت شده از قوانین الهی، متکی به فطرت پاک الهی شان به اسلام گرویده اند
==============
توجه به این نکته ضروری است که در واقع در هیچ کجا٬ هیچ اندیشه ای را با زور نمیتوان بر انسان و جامعه تحمیل کرد و موفقیت هر مکتب و اندیشه ای در گرو مبانی فکری یا رفتار انسانی پیروان آن است
حضرت محمد ص شاید بیش از هر صفت دیگر، پیامبر رحمت خوانده شده اند و چنین نیز بوده اند. دیشب، یکی از دوستان رفتار حکومت های صدر اسلام از حکومت حضرت رسول ص تا خلفای راشدین را با حکومت های امروز جهان مقایسه میکرد و میگفت برای ماندن حکومت ها باید خون ریخت و زور گفت!
به او گفتم که در گذشته شاید به ظاهر می توانستند با زور حکومت را به دست آورند و نگهدارند ولی در دنیای جدید مکانیزم غلبه حق بر باطل آشکارتر است. چرا میگویم به ظاهر، چون در واقع حتی همان زورمندانی چون اسکندر و چنگیزخان و تیمور، در واقع مغلوب قدرت ملت های به ظاهر مغلوب شدند و پیروزی های ظاهری شان شکست های پنهان فردی و جمعی شان بود. این قاعده همیشگی و سنتی الهی و قانونی اجتماعی است که حکومت ها با کفر ساقط نمی شوند ولی با ستم ساقط باقی نمی مانند.
واقعا کدام حکومت دینی در طول تاریخ، در بالاترین سطح مشروعیت یعنی حضور پیامبرش، در مشروع ترین صحنه ی خونریزی یعنی جنگ، آن هم جنگ با دشمنان ستمگر، اسیران میدان نبرد را، با ایمان آوردن یا پرداخت فدیه یا باسواد کردن دیگران، آزاد می کند تا به اردوگاه فرونپاشیده ی خود بازگردند و شاید در سال بعد دوباره به میدان بیایند! نه زندانی و نه شکنجه ای و نه قتل عامی! این رفتار را با حکومت های قرون وسطایی که هزار سال بعد به وجود آمدند، مقایسه کنیم. حتی با حکومت های امروزی مقایسه کنیم. آنگاه متوجه میشویم که دعوت پیامبران از جنس دیگری است. حکومت و جنگ شان نیز از جنس دیگری است.
انسان به حسب فطرت و زندگی اجتماعی اش، به خدا و ادیان توجهی گسترده به وسعت کل تاریخ و همه فرهنگ ها و تمدن های بشری داشته است. جامعه امروزی بشر نیز با حضور قدرتمند دین و دینداری در عرصه های فردی و اجتماعی مواجه است
سوال این است که ظرفیت بی دینی فرد و جامعه تا کحاست؟
انسان به دلیل فطرت پاک و خدادادی اش، ظرفیت عظیم دین داری و خداگرایی دارد و معمولا در زندگی بشر شاهد به کار گیری مکرر این ظرفیت هستیم و تلاش ها برای تضعیف این طبیعت بشری به دلیل تعارض با ذات به ندرت به موفقیت می انجامد
در سطح جامعه نیز به دلیل نقش افراد و نیز کارکرد تاثیر گذار مناسبات متاثر از دین و دین داری، شاهد ظهور بنیان های دینی نیرومندی هستیم که با حیات اجتماعی نیز رابطه نزدیکی برقرار کرده اند
در مقابل، به نظر می رسد که ظرفیت بی دینی گرچه همیشه وجود دارد ولی حرکت در یک مسیر بن بست است و نتیجه ای در بر ندارد
افراطیون نباید روی بی دینی جامعه ایرانی یا سوء استفاده از حقیقت دین در جهت اغراض شخصی شان حساب ویژه ای باز کنند که چنین فرصتی نخواهند داشت. مقابله با بی دینی و سوء استفاده از دین، نتیجه یک روحیه و واقعیت به نام دین داری حقیقی است
البته بعضی اعمال موجب دلسردی دین داران یا تضعیف دینداری می شود ولی در مجموع ملت ما به دین و دینداری تعلق خاطر دارند و مسیر پاکسازی را به خوبی از فطرت خویش آموخته اند
وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات
لیستخلفنهم فی الارض کمااستخلف الذین من قبلهم
و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا
یعبدوننی لایشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون
سوره نور آیه ۵۵
به انتظار امنیت موعود خدا هستیم که وعده او حق است و به آن ایمان داریم
خجسته باد احیای میراث دینی مان
میراث ملی مان را در کنار دین مان
داریم
و خدا را شاکریم
که میان دین و ملتمان انس و الفتی عمیق و آینده ای مشترک
رقم زد
و ما را به دین و ملتی شایسته
مفتخر گردانید
یاد اوین در بهار
81 روز بازداشت موقت (52 روز در بند 209 / 29 روز در بند 240) از عصر 23 اسفند 1388 که در منزل بازداشت شدم تا ظهر12 خرداد 1389 که ساعاتی پیش از زمان متعارف آزاد شدم
69 روز انفرادی
12 روز در سلول چهار نفره که گاهی دو نفره شدیم
هم سلولی با متهمان اقتصادی و سیاسی
آموختن های بسیار از در و دیوار و زندانبان و بازجو و تنهایی و هم سلولی ها و ...
80 روز توفیق روزه برای و به یاد مرحوم پدر
8 دوره قرآن کریم با اندکی توجه به ترجمه و معانی
نمازهای قضا
مروری بر بعضی ادعیه مفاتیح و یافتن نیافته های پیشین
تقویت حس ترحم بر خویش و ستمکاران
یاد مستمر خویشان و دوستان
فراموشی آنچه آنسو است و تقویت نخواستن ها که سخت بود و گاهی ناممکن، برای تحمل بهتر
مروز زندگی از گذشته تا حال
برنامه ریزی برای آینده
اندک ساعاتی بازجویی
اندک زمانی هواخوری در آخرین روزهای انفرادی و دوران بعد از آن
چهار پنج بار تلفن به خانواده و دو ملاقات با همسر(یکی حضوری و یکی کابینی)
ابر و باد و باران الهام بخش بهاری
دو رکعت نماز صبح روز آزادی که قضا شد
تجربه آرزوهای پیشین و نعمت های کنونی که در عمل سخت بود
و تجربه متفاوت زندگی پس از آزادی
و همچنان و همیشه ستایش مخصوص اوست
از خداوند می خواهم که تصمیم ام برای نگاشتن تاریخ انقلاب اسلامی را که از اهداف سالهای دورم تا کنون بوده است محکم گرداند و مقدماتش را فراهم سازد
گناه شما سنگین است
با یادگار امام چه بد کردید
رویتان سیاه است تا ابد
با این ظلم
سخت آشکار است عاقبت سخت
پریشان کرده اید ایمان را
پریشان میشوید بی تردید و با انکار
گرچه نامردان بسیارند
ولی مبارک باد این روز بزرگ
بر مردان عالم
حکمت 116 از نهج البلاغه حضرت امیر الموء منین علیه السلام:
چه بسا کسی که با نعمت هایی که به او رسیده
به دام افتد
و با پرده پوشی بر گناه
فریب خورد
و با ستایش شدن
آزمایش گردد
و خدا هیچ کس را همانند مهلت دادن نیازمود
شکر نعمت نعمت ات افزون کند
کفر نعمت از کف ات بیرون کند
به فکر شکر نعمت باشیم. نعمت حضور گسترده مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری، یک حادثه عادی و یک انتخابات مثل بقیه انتخابات ها نبود. لطف و عنایت خاص الهی بود. ناشکری در برابر این نعمت های ویژه، بلا و مصیبت ویژه نازل میکند. بعضی نه تنها با مردم که حتی با خداوند مکر میکنند.
خدا به همه ی ما رحم کند
کسی که خدا دارد
امید دارد
کسی که امید دارد
پیروز است
اگر باور کنیم که آخرتی هست
در تلاش برای حق
کوتاهی نمیکنیم
به نام دین
برای دنیا کوشیدند
از بدترین رذایل اخلاقی و دروغ های عالم
و موجب خشم الهی است
و جز او فریادرسی نیست که نیست
موعود آمدنی است. اما نه برای نجات دادن افرادی منفعل که نام منتظر بر خود نهاده اند. برای ایجاد آخرین حلقه از حلقه های پیشرفت بشریت و تکمیل عقول و بلوغ جامعه جهانی.
در سایه ی جهان بینی توحیدی است که موعود عج معنایی متفاوت می یابد. تفاوت با اندیشه های متحجرانه ی موعودگرا، در سایه اندیشه اسلام ناب محمدی روشن میشود.
کلمه مشروعیت معمولا در دو معنای اصلی استفاده میشود:
1. مشروعیت در معنای سیاسی آن که به معنای مقبولیت از سوی مردم است. همان مفهومی که امروز از سوی معترضان به تقلب گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری به چالش کشیده شده است و لذا دولت احمدی نژاد را فاقد مشروعیت میخوانند.
البته بعضی از افراد نیز هستند که دامنه عدم مشروعیت را تا سطح قانون اساسی و نظام سیاسی کشور ارتقاء میدهند که به صورت صریح از سوی آقایان موسوی و کروبی نفی شده است.
2. مشروعیت در معنای دینی به معنای شرعی بودن حکومت. این معنا به واسطه ی مذهبی بودن جامعه و قانون در کشور ما از اهمیت زیادی برخوردار است و به همین دلیل است که دروغ و فریب و تقلب در هر نظام سیاسی عرفی جهان تاثیری کم یا زیاد دارد ولی در صورت اثبات چنین دروغ و فریب و تقلبی در نظام سیاسی ایران، عواقب و نتایج بسیار زیادی بر آن مترتب است.
باید منتظر بود و دید که افکار عمومی به چه قضاوت نهایی از مشروعیت در هر دو معنا خواهد رسید.
کسب درآمد حلال و طیب از بزرگترین دغدغه های افراد مسلمان است. افراد غیر مسلمان نیز ملاحظات دینی یا اخلاقی خاص خود را برای پاکیزه بودن درآمد زندگی شان دارند. یکی از مهمترین موضوعات برای زندگی در کشورها، پیدا کردن راه مناسب برای معیشت است.
در مراسم مختلف سیاسی و اجتماعی، حتی با صبغه ی مذهبی، نمایش آنچه هست به زیباترین شکل، خواست هوشمنده ی بعضی از حاضرین است. طبق فرهنگ و هنجارهای همان اجتماعات که گاهی متنوع نیز هست، مدل هایی را میتوان دید. عکاسی از این مدل ها از اهداف جدی عکاسان است، چرا که متقاضیان دیدن چنین صحنه هایی بسیارند و این تصاویر بخش مهمی از جریان ثبت و انعکاس حاشیه های مراسم و اجتماعات نیز جاذبه دارند.
یک سایت چگونه ضد دین میشود؟ زمانی که ماموریت و هویت آن انتقال مفاهیم ضد دینی و ممانعت از انتشار مفاهیم دینی میشود. گاهی همه ی فعالیت یک سایت در همین دو نوع فعالیت اثباتی و انکاری خلاصه میشود و گاهی دیگر محتوای تولیدی آن نیز رنگ و بوی صد دینی میگیرد. چنین سایتی را ضد دینی می نامند.
در بین سایت هایی که از سوی کاربران آن تغذیه میشوند، به دشواری میتوان مدعی شد که اینگونه سایت ها ضد دینی هستند. گاهی به دلیل حضور بیشتر نوع خاصی از کاربران این سایت ها رنگ مذهبی یا ضد مذهبی، هنری یا فلسفی و سیاسی و امثال آن میگیرند.
گاهی پاسخ منفی مدیران یک سایت به حذف مطالبی که به مشرب گروهی از دینداران یا ضد دینان خوش نمی آید، دستاویز چنین اتهاماتی میشود. گاهی نیز مشرب مدیر سایت را بر نمی تابند و چون خویش را دین محض میدانند مخالفان خویش را نیز ضد دین محض میخوانند.
اگر دیده باشیم در تصادفات اتومبیل نیز گاهی روند مشابهی اتفاق می افتاد. منازعه ای رخ میدهد که خیلی زود رنگ دین و ضد دین پیدا میکند و تنها کافی است به ظاهر یا هویت شخصی توهین شود تا موضوع حیثیتی شود و تعمیق یابد و از دین و هر چه میشود برای تخریب رقیب استفاده کرد.
گاهی نیز اتهام ضد دین مانند نقل و نبات نثار رقبای سیاسی و فکری میشود ولو آنکه آن رقیب یک روحانی یا مرجع دینی باشد. هتاکان معمولا خود رفتاری ضد دینی دارند و دیگران را متهم میکنند. اینکه در محتسب در فرهنگ و ادب ایرانی محبوبیت زیادی ندارد، بی دلیل نیست.
نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ 
پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست.


تصاویر از اینترنت
لینک مطلب:
من از فضای فرهنگی فعلی راضی نیستم به دلیل وجود همین فیلترها ، سانسورها و نظارت استصوابی ، و عدم اعتماد به شوراهای کارشناسی و تخصصی و نگاه بسته و محدود به فعالین فرهنگی کشور ، و در مجموع فضای فرهنگی نامتجانسی ایجاد شده است همچنین فضا نسبت به دوره های پیشتر از دولت نهم بسیار بسته تر شده است
گاهی که نظم و انضباطی در امور راهنمایی و رانندگی وجود دارد و بین چراغ های راهنمایی ارتباطی برقرار است، عبور از یک چراغ نارنجی یا قرمز، چندان راهگشا نیست و مسیر به گونه ای طراحی شده است که پاسخگوی رفتار صحیح رانندگی باشد.
در هستی نیز چنین است با این تفاوت که مدریت هستی کاملا و صد در صد مدبرانه است و جای هیچ خللی در آن نیست و حساب و کتاب عجیب و غریبی در مقیاس انسانی دارد. طبیعی است ک چنین باشد، چرا که خدایی است.
انتخاب های اولیه مجموعه شرایط ثانویه ی را پیش ما میگذارد و داشتن نقشه ی راه و تعادل فکری و رفتاری ضامن موفقیت در زندگی خواهد بود.
لینک مطلب:
پورنجاتی :
برخورد سلیقه یی با محصولات فرهنگی موجب می شود افراد براساس سلایق خود با مقدرات و سرنوشت فرد تولیدکننده محصولات فرهنگی تصمیم گیری کنند
سیف الله داد :
هدف ما بازگشت به قانون اساسی بود و همواره بر بازگشت به قانون اساسی تاکید داشتیم. وی در ادامه افزود؛ ما تلاش می کردیم نظامی را ایجاد کنیم که در آن مردم و دین مردم از جایگاهی والا برخوردار باشد. معاون سینمایی وزارت ارشاد دولت خاتمی با اشاره به اینکه آزادی بیان و آزادی عقیده حق ملت است، اظهار داشت؛ این مسائل از حقوق مسلم ملت ایران است

بقیه مطلب در ادامه ... حتما ببینید:
دیروز در مراسم اختتامیه جشنواره ولاء یکی از شاعران وبلاگنویس به نام مهدی استخر، قطعه زیبایی خواند و اشاره کرد به اینکه برای بیان حماسه حسینی باید از ادبیات حماسی استفاده کرد. نکته مهم و جالبی بود.
عرب و عجم / ایرانی و انیرانی / یونانی و بربر / سیاه و زرد و سفید مهم نیست. اگر آگاه و انسان باشیم موجب افتخار پیامبرانمان از آدم و زرتشت تا ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ص خواهیم بود.
الا یا ایهالساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
ادبیات امروز ما همان است که هست. با حضور لغات غیرفارسی از زبان های مختلف. به بهانه پالایش آن نباید با گذشته قطع رابطه کرد. همه ی آثار پیشینیان در زمره میراث ایرانی است چه آثار عربی ابن سینا و چه آثار فارسی و عربی شعرا و ادبا و علما و چه آثار فارسی
رابطه این زوج ها همیشه دو طرفه نبوده و همیشه موفق نبوده است. گرچه جزئیات داستان ها موجود نیست ولی وجه مشترکی دارند که به ماندگار آنها انجامیده است.
نقش ادبیات در حفظ این داستان ها طبیعی است، چرا که میراث گذشته با ادبیات به آیندگان منتقل شده است. ولی به نظر میرسد نسبت خاصی نیز بین عشق و شاعری وجود داشته است.
بیژن و منیژه و زال و رودابه ( شاهنامه فردوسی )
خسرو و شیرین ( در داستانی از نظامی گنجوی )
وامق و عذرا (در داستانی از عنصری )
ویس و رامین (از فخرالدین اسد گرگانی )
همای و همایون (از خواجوی کرمانی )
یوسف و زلیخا و سلامان و ابسال ( از جامی )
شیرین و خسرو(از امیر خسرو دهلوی)
فرهاد و شیرین(از وحشی بافقی)
امیر ارسلان و فرخ لقا و بهرام و گل اندام در فرهنگ عامه مردم ایران
اتللو و دزدمونا و رومئو و ژولیت از شکسپیر
حمایت حقوقی و قانونی ضروری است ولی بهتر از آن فرهنگ رعایت حقوق دیگران است که ادیان از طریق اخلاق دنبال میکنند.
دو سه ماه پیش٬ نشستی در حاشیه ی جشنواره حجاب و عفاف برگزار شد که بعضی از این نکات را در آنجا مطرح کردم:
شکل تعاملی حجاب و باطن مشترک:
مفهوم حجاب ملی گذشته از علایق و سلایق ما٬ نتیجه ای تعاملی است. توجه به عرف جامعه بسیار مهم است. عرف اجتماعی در شکل گیری تعاملی حجاب حجاب لبنانی ها و حجاب ترکها نقش کارآمدی بازی کرد و معضلی را که در جامعه ما همچنان چهره نشان میدهد٬ حل کرده است. عفاف را با حجاب خاص خود پاس میدارند.
دو مفهوم و رویکرد مختلف از حجاب:
حجاب بعنوان یک سنت مردانه برای غیرفعال کردن زن در عرصه های مختلف
حجاب بعنوان یک سنت االهی برای ایجاد شرایط حضور زن در جوامع اسلامی
انواع حجاب زنان ایرانی:
حجاب زنان در شالیزار و مزارع محیط های روستایی و حجاب زنان در محیط های شهری و رنگ و اندازه و مدل های مختلف تولیدی و وارداتی.
نقش سریالهای تلویزیونی در ارائه الگوهای حجاب جدی است و از این جهت نیز صدا و سیما موثر تر است.
حجاب نباید سمبل سیاسی موافقت یا مخالفت با چیزی باشد. در این صورت حجاب عنصر گمراه کننده محسوب میشود. حجاب متکی به یک فرهنگ است و تمایزات شکلی حجاب نیز متکی به همان تمایزات فرهنگی است.
مهمترین راههای گسترش مفاهیم دینی:
زور: که ناکارآمد و بی نتیجه است.
دعوت: متکی به آگاهی بخشی.
مدلهای حداکثری و حداقلی برای مردم. رعایت سطح و دانش و موقعیت مخاطب برای ترویج ضروری است.
ایجاد محدودیت برای حق انتخاب٬ نتیجه پایداری به همراه ندارد.
نمایش یک مو یا همه مو شاید از نظر فردی و تکالیف فردی فرقی نکند ولی از نظر اجتماعی تفاوت دارد.
فعالیتهای ترویجی حکومتی به کدام سو میروند؟ صدا و سیما٬ مبلغین دینی٬ آموزش و پرورش٬ بقیه ....
با توجه به اینکه بخش عمده ای از هویت انسانها از کار ریشه میگیرد و تقسیم کار در دوره های گذشته تا حد زیادی به جنسیت ربط داشته است٬ پس باید ضمن دیدن واقعیات تلاش کرد برای ایجاد فرصتهای اشتغال. کارآفرینی زنان اقدامی مهم و چند وجهی است.