در حرم امام رضا ع به نقل از این امام عزیز نوشته بود:
محبت با مردم نیمی از خرد است
پس از جمله نشانه های بی عقلی
بی محبتی به مردم و فرقه فرقه کردن و تسلط جویی بر آنها است
در حرم امام رضا ع به نقل از این امام عزیز نوشته بود:
محبت با مردم نیمی از خرد است
پس از جمله نشانه های بی عقلی
بی محبتی به مردم و فرقه فرقه کردن و تسلط جویی بر آنها است
آهان آقا
با تو هستم
قرآن بخوان
زیبا هم بخوان
که زیبایی قرآن
ستودنی است
ولی بیش از خواندن قرآن
به آن عمل کن
یا لااقل
آن را زیر پا نگذار
به ظاهر و باطن آن
احترام بگذار
تلاوت قرآن
به پیروی از آن
زینت می یابد
خداوند توفیق فهم و عمل به قرآن را عطا فرماید
ان شاء الله
چهارشنبه در افتتاحیه سمیناری شرکت کردم که آیت الله موسوی بجنوردی در باره زن در اسلام نکاتی را فرمودند:
زن و مرد از عالیترین سرشت یعنی روح خلق شده اند و از حیث حیوانیت شان به دو جنس زن و مرد تقسیم می شوند لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ...
جنسیت ملاک فضیلت نیست بلکه عناصری چون علم و تقوا هستند که به بخش انسانی انسان یعنی روح مربوط می شود و موجب فضیلت و برتری است.
هر چه عقل عملی عقل جمع بشری تایید کند، شرع تایید میکند و اگر عقل عملی بشر چیزی را تایید نکند شرع نیز تایید نمیکند
ما طرفدار تساوی حقوق زن و مرد هستیم. زن و مرد در حقوق عمومی مساوی هستند
مرد چون مسئولیت اقتصادی دارد و زن ندارد، تغییراتی در نقش اقتصادی شان می بینیم و نیم بودن ارث و دیه زن به دلیل همین نقش است و اگر روزی زن و مرد از نظر اقتصادی در اقتصاد خانواده نقش مساوی پیدا کنند،موضوع تفاوت دیه و ارث نیز قابل بحث و بررسی است
اگر در موقع ازدواج شرط شود که مرد حق ازدواج مجدد ندارد، هیچ ازدواجی پس از آن مشروع نیست و باطل است و این یک بحث علمی است
اطیعوالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم
قال رسول الله صلّ الله علیه و آله:
اقربکم غدا منی فی الموقف اصدقکم للحدیث و اداکم للامانة و اوفاکم بالعهد و احسنکم خلقا و اقربکم من الناس.
حضرت محمد صلّ الله علیه و آله فرمودند:
نزدیکترین شما در روز قیامت راستگوترین و امانتدارترین و وفادارترین به عهد و خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما به مردم است.
گرایش به وحدت در اسلام بسیار قوی است. این گرایش را در لایه های مختلف به خوبی میتوان تشخیص داد. از نظر تاریخی، حتی دین را در مفهومی بالاتر از دین حضرت موسی و عیسی علیهم السلام، دین ابراهیم که منشا و اصل هر دو است مطرح گردید و بر یگانگی ادیان تاکید شد و از اختلاف پرهیزشان دادند
خدای شما یکی است، پس اختلاف نکنید
...
سوره عنکبوت آیه 46
با اهل کتاب جز به روشى که از همه نیکوتر است مجادله نکنید، مگر کسانى از آنان که ستم کردند، و (به آنها) بگوئید: «ما به تمام آنچه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده ایمان آورده ایم، و معبود ما و شما یکى است، و ما در برابر او تسلیم هستیم»!
ماه مبارک رمضان همیشه فرصت است و امسال نیز فرصتی عالی و مبارک برای خواست ها و آرزوهای کوچک و بزرگمان از خدای قادر و مهربان

حلول ماه خدا بر همگان و به ویژه بر وبلاگنویسان عزیز مبارک باد
به امید آنکه خداوند رحمان قرائت و انس با قرآن کریم و تدبر و تدبیر در آن را ارزانی مان فرماید
میفرمایند که روایات را با قرآن کریم بسنجید
یعنی مقدمه روایت شناسی
قرآن شناسی است
حضرت امیر علی (ع) می گویند در فتنه ها و سختی ها باید به قرآن رجوع کرد.
البته قرآن کریم را باید با تمامیت و جامعیت آن دید. ولی این سخنی است که هر مسلمانی وقتی در مواجهه با مشکلات به آن عمل کرده، به تجربه ای مثال زدنی دست یافته است. بی شک کلام الهی با انسان سخن می گوید؛ چرا که اساسا بر همین مبنا نازل شده است.
چندی قبل عارفی از تجربه خود می گفت که در گیرودار این روزها آیات زیر را در مراجعه به قرآن خوانده است:
« هل انّبئکم علی من تنزّل الشیطین» آیا شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند .
« تنزّل علی کل افاکٍ اثیم» شیاطین بر هر دروغگوی بهتان زننده گناهکار نازل می شوند .
«یلقّون السّمع و اکثرهم کاذبون» آن کسانی که دزدانه گوش فرا می دهند و اکثرشان دروغگو هستند .
« والشّعرا یتّبعهم الغاوون» و شاعران را گمراهان پیروی می کنند .
« الم تر انّهم فی کل وادیهیمون» آیا نمی نگری که آنها در هر وادی سرگردانند ؟
« انّهم یقولون ما لا یفعلون» آنها سخنانی را می گویند که حتی یکی را انجام نمی دهند .
«الّا الذّین آمنوا و عملوالصّالحات و ذکروا الله کثیراً و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذّین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون» مگر آنانکه ایمان آورده و کارهای نیک و زیر بنائی می کنند و یاد خدا را بسیار دارند و به هنگامی که مورد ستم قرار گرفته اند از خدا و مردم طلب کمک خواسته اند و آنانکه ستم کرده اند بزودی خواهند دانست که کدامین انقلاب کنند گانی، انقلاب خواهند کرد .
سوره شعرا ( سوره 26 ) آیات 221 تا 227
و از این دست آیات عبرت انگیز در قرآن بسیار است. کجایند عبرت گیرندگان؟
<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"B Nazanin"; mso-font-alt:"Courier New"; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face {font-family:Calibri; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin-top:0in; margin-right:0in; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:Arial; mso-fareast-font-family:Calibri;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->
چون تو در قرآن حق بگریختی
با روان انبیا آمیختی
هست قرآن حالهای انبیا
ماهیان بحر پاک کبری
سخنان علی ع در نهج البلاغه و غیر آن بشری است. سخنان حضرت رسول اکرم ص نیز بشری است. تنها احادیث قدسی و کتب آسمانی و در راس آنها قرآن کریم الهی هستند.
انسان نیز حامل روح الهی است. از آدم ابوالبشر تا انتها و کمال بشر را در انسان کامل می بینیم که ظرفیت های الهی بشر را عرضه میدارد.
لینک مطلب:
تاکنون جزءهای یک و 30 قرآن کریم را برای نوجوانان ترجمه و منتشر کردم و قصد دارم کل قرآن را برای این گروه سنی ترجمه کنم
قرآن کتاب هدایت است و بسیاری از ما
هدایت را از قرآن و اصحاب قرآن نمی آموزیم
آنقدر حاشیه میرویم که گم میشویم
گاهی به شرق
گاهی به غرب
گاهی به خویش
با هر خویشی نتوان خویشی کرد
خویش اصیل
خویش فطری
خویش پاک
در مسیر بادهای حیات بخش هستی
پذیرای هدایت قرآنی است
خدا خواهد نصیب باشد
نهج البلاغه هرگز به اهمیت و اعتبار قرآن کریم نرسیده و نخواهد رسید. چه از آن جهت که ممکن است به نهج البلاغه ی تدوین شده توسط سید رضی بزرگوار خطای جمع آوری و ... راه یافته باشد و چه از آن جهت که مبدء قرآن کریم خداوند متعال است. قرآن کتابی الهی است که از زبان پیامبر ص جاری شده و حتی با زبان و ادبیات بشری پیامبر ص متفاوت است.
اما نهج البلاغه وضعیتی متفاوت دارد. بشری و مملو از ظرافت های اندیشه ی کمال یافته بشری متاثر از تعالم انبیاء است. نهج البلاغه گرچه بشری است ولی روح کتاب خدا و تعالیم پیامبر خدا و روح الهی خلیفه الله در آن بروز یافته است
به دلیل گزیده بودنش،
به دلیل انتساب به زندگی و اندیشه و عمل علی علیه السلام
و به دلایل دیگر،
حکایتی متعالی از کوشش و عمق اندیشه و احساس انسانی کامل است
نهج البلاغه ی علی ع برای
مبارزان عدالت و آزادی
عاشقان و عارفان
حکیمان
و همگان پربها و زیباست
متن صوتی را گوش کنید و ببینید که هتاک گوینده است یا کسانی که به دروغ و تهمت علیه دینداران سخن میگویند تا آن ها را خاموش کنند. اینکه این استاد محقق و سخنران ممکن است در جای دیگر خطایی فکری و اندیشه ای یا جز آن کرده باشد، محتمل و ممکن و بلکه برای همه ما انسان های قطعی است ولی این متن صوتی را مبنای تهمت و افترا قرار دادن، شاهکار است.
جالب این است که همین لینک را خبرگزاری فارس هم گذارده و به آقای مجتهد شبستری را متهم کرده است و جالبت تر آنکه بعضی وبلاگنویسان افراطی نیز آن را نقل کرده اند بدون آنکه آن را گوش کنند یا اگر گوش کرده اند، بدون توجه به مفاد آن که اشاره تاریخی به اختلاف نظر علمای شیعه در عصمت پیامبران فراتر از وظایف پیامبری دارد. گویی هنر مالوفشان، تهمت و افتراست.
و آخرت نزدیک است اگر چه نپندارند و نپنداریم
لینک مطلب:
چون انسان با هر 4 بال زندگی میکند یعنی هم با بال علم هم بال فلسفه هم بال هنر و هم بال دین پرواز میکند پرنده ها مع مولا 2 بال دارند ولی انسان مثل این هوا پیما های 4 موتوره است با 4 بال پرواز می کند. بررسی چگونگی تحولات این 4 بال در طول تاریخ نشان می دهد که 4 موضوع یعنی علم،فلسفه،هنر و دین این ها همیشه با فعل و انفعالاتی که در هم میکنند در گستره ی انتظارات تغییراتی ایجاد میکنند یعنی مثلا اگر در جامعه ای فقط دین وجود داشته باشد و علم و فلسفه وجود نداشته باشد مثل جوامع ابتدایی مثل جامعه هایی که هنوز در آفریقا هستند آنجاها دین هست دین داری هم هست اما علم و فلسفه نیست.تمام انتظاراتی را که انسان برای تامین قواعد و نیاز های زندگی اش دارد این ها را از دین می خواهد به محض این که علم آمد وارد ان جامعه شد بخشی از انتظاراتی که انسان از دین داشته منتقل میشود به انتظار از علم خیلی واضح است. در قبایل ابتدایی وقتی کسی مریض می شود برایش دعا می خوانند تا بیماریش شفا پیدا کند جادو میکنند هنوز هم همینطور است. در گذشته هم همینطور بوده است میروند پیش دعا نویس. این در جامعه ای است که علم پزشکی وجود ندارد
من یک نکته ای را تذکر بدهم اگر در محفل ما از دوستان اهل مطبوعات یا سایت کسی هست که بخواهد مطلبی از آنچه که بنده در این جا عرض کردم گزارشش را به یک روزنامه ای بدهد یا به سایتی خواهش می کنم من فردا تا یک مثلا وقت معینی در این جا هستم در همین دانشگاه و همین مهمانسرا، آنچه که نوشته با من درمیان بگذارد و بعد گزارشش را رد کند تجربه تلخی داریم و آن این است که گاهی بعضی از دوستان خیلی دست و پا بریده و نامنظم یک چیزی را تدوین می کنند، می دهند به یک روزنامه ای مثلا یا می گذارند در یک سایتی خواننده نمی فهمد که واقعا در این جلسه چه گفته شده این است که خواهش میکنم که اگر کسی باشد که بخواهد این کار را بکند قبل از تمام شدن جلسه با من هماهنگ بکند
تقلید کورکورانه غلط است و نه ره یافتن از کسی و طلب ارشاد از کسی. این اصلا غلط نیست هر کسی بخواهد در زمینه های دینی در زمینه های علمی در زمینه های فلسفی اهل تامل و فکر بشود قطعا کسانی هستند که باید سراغ آنها برود و بخواهد که مرا ارشاد کنید من می خواهم اهل علم باشم اهل مطالعه باشم اما تقلید کورکورانه کار درستی نیست
متن کامل را در ادامه بخوانید
لینک مطلب:
اساساً الگوی زیست مسلمانی دغدغۀ احیای یک گفتمان اصیل را دارد. این الگو با هر شخصیتی که خود را به آن نزدیک بداند نسبتی برقرار میکند، و به نظر ما آقای میرحسین موسوی که اساساً از منظر چنین گفتمانی به مقوله سیاست و قدرت مینگرند نسبت بسیار نزدیکی با «الگوی زیست مسلمانی» که در صدد آسیب شناسی و احیای گفتمان انقلاب اسلامی است برقرار می کنند. حتی ایده شکلگیری این متن از انتخابات قبل شروع شد که آقای میرحسین موسوی در انتخابات شرکت نکردند.
لینک مطلب از وبلاگستان:
گیرت ویلدرز رییس حزب آزادی در مجلس هلند است. حزب او دارای 9 کرسی از 120 کرسی مجلس است. شهرت ویلدرز نه به خاطر این است که رهبر حزب است و نه این که او نماینده پارلمان است. او فیلمی را از طریق اینترنت منتشر کرد تا نشان دهد کتاب آسمانی مسلمانان قرآن مجید به تعبیر او یک کتاب فاشیستی است و ریشه همه خشونت ها. او یک بار هم درخواست کرد که انتشار قرآن مجید و توزیع آن در هلند و اروپا ممنوع شود. یادمان باشد که رییس حزب آزادی از موضع دفاع از آزادی طرفدار ممنوعیت انتشار قران مجید شده بود.
تهاجم به قرآن مجید بیش از بیست سال پیش با کتاب آیات شیطانی رشدی اغاز شد. پیش از رشدی این تهاجم در متون پژوهشی دیده می شد. چنان که رشدی هم یک بار به صراحت اعلام کرد که به عنوان دانشجوی تاریخ، داستان آیات شیطانی را از استادش مونتگمری وات آموخته است.
به هر حال رشدی اهانت به قران مجید و سب پیامبر اسلام و همسر و یاران او را نه در یک مقاله پژوهشی و یک کتاب دانشگاهی ؛ بلکه در یک رمان مطرح کرد. طبیعی بود که چنین اقدامی آثار اجتماعی گسترده و دیرپایی را به همراه خواهد داشت.
غرب به معنای اروپا و آمریکا در باره آیات شیطانی اشتباه مهمی را انجام دادند. به جای این که از رشدی انتقاد کنند که با اهانت به کتاب آسمانی مسلمانان، موجب بحران اجتماعی و فرهنگی شده است ، او را تشویق کردند و انواع و اقسام نشان ها و جایزه ها را به او دادند..
گیرت ویلدرز در حقیقت همان سخن رشدی را با روایتی دیگر از زبان تصویر مطرح کرده است. البته کاری سردستی و کاملا سطحی و شتابزده. دونفر از نمایندگان مجلس اعیان انگلیس از او دعوت کرده بودند که فیلمش را در یکی از اتاق های مجلس اعیان نشان دهد. اتفاق غریبی افتاد! پلیس انگلستان با دستور وزارت کشور، گیرت ویلدرز را در فرودگاه بازداشت کردند و او را به هلند باز گرداندند و اعلام کردند که حضور او به امنیت اجتماعی آسیب می زند.
رویتر هم گزارشی منتشر کرد که ویلدرز شهید راه آزادی بیان است یا تهدیدی برای امنیت اجتماعی؟
ویلدرز هم در فرودگاه هیترو لندن با عصبانیت گفت:" گردون براون نخست وزیر انگلستان ترسوترین رهبر اروپایی ست."
برای من این واقعه که در ست همزمان با فتوای امام خمینی، پس از بیست سال اتفاق افتاد، اندیشه برانگیز بود.
به نظرم می رسد نمی توان آزادی را از مفهوم مسئولیت جدا کرد. نمی توان در تقابل آزادی اهانت به امر مقدس، امر مقدس را عادی و عرفی تلقی کرد و آزادی را آن چنان مقدس و مطلق که نتوان بر آن نکته ای گرفت.
از یک سو فردی عصبی که حتی در کنترل رفتار عادی اش هم مشکل دارد و آشفتگی در نگاه و حرکات دست و عضلات چهره اش پیداست، مجاز باشد هر چه خواست به قران مجید که روح جهان اسلام و مرکزیت تمدن و فرهنگ اسلامی است و هر روز میلیون ها نفر سپیده دم خود را با قرائت آن اغاز می کنند، تخته نشان اهانت شود. اما از سوی دیگر به ویلدرز نتوان گفت که حق ندارد وارد انگلستان شود.
تصمیم وزارت کشور انگلستان- البته اگر بر همین رویه بمانند- تصمیمی شجاعانه بود. تصمیمی که نشان داد نمی توان آزادی را از مسئولیت و احترام به باور های دینی دیگران منفک تلقی کرد.
از سوی دیگر این رفتار نشانه ای است که وقتی مسلمانان از ایمان دینی خویش دفاع می کنند و در برابر اهانت به قرآن مجید و پیامبر اسلام بی تفاوت نیستند، می توانند بر رفتار دیگران هم اثر گذار باشند. اگر آن روزی که پاپ در سخنرانی آلمان به پیامبر اسلام اهانت کرد، همه کشور های اسلامی سفرای خود را از واتیکان احضار می کردند و تا پاپ از مسلمانان و پیامبر اسلام عذرخواهی نمی کرد، به رابطه با واتیکان ادامه نمی دادند. شاهد افزایش اهانت ها نبودیم.
هر وقت اسلام و مسلمانان حضوری زنده در تاریخ پیدا کرده اند. اهانت به قرآن و تشکیک در مبانی ان و اهانت به پیامبر اسلام تشدید شده است.
همان خار های تیز و ظریف که بر شاخه های گل روییده است به ما می گوید، نمی توان خرمن گل را در آغوش داشت و بی دفاع بود...
می باش چو خار حربه بر دوش
تا خرمن گل کشی در آغوش
شاید یکی از بهترین نمونه های امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ اسلام، رفع اشکال وضو گرفتن یک پیرمرد توسط حسنین بود. امام حسن و امام حسین علیهم السلام چه کردند؟
پیرمرد را حکم خویش در مسابقه وضو گرفتن و تعیین صحت نوع وضو خود قرار دادند. پیرمرد متوجه خطای خود شد.
بعضی میگویند این هنر و ظریف عمل کردن حسنین ع است. در حالیکه به واقع موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوعی ظریف است که به دست هر کس و به هر شکل عملی نخواهد شد.
لینک مطلب:
امام خمینی:
معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از "حس و عقل" می باشد، و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی که ماده ندارد، می تواند موجود باشد. و همان طور که موجود مادی به "مجرد" استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است
ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می داند کجاست; در محیطش چه می گذرد; در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می خواهد. و شما خوب می دانید که انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به "حق مطلق" برسد تا فانی در خدا شود. اصولا اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
لینک خبر:
روانبخش اسلام را دینی خواند که در آن خشونت وجود دارد و برای اثبات سخن خود به برخی مجازاتهای شرعی اشاره کرد. تاجزاده در واکنش به سخن فوق گفت: به نظر من کاربرد واژه خشونت توسط پیروان آقای مصباح یزدی زمینهسازی برای اعمال روشهای خشن مانند قتلهای زنجیرهای در تهران و کرمان است. به همین دلیل بر کاربرد لفظ خشونت اصرار دارند. وی استفاده از واژه خشونت برای مجازاتهای اسلامی را مانند آن خواند که کسی اطاق جراحی را اطاق چاقوکشی بخواند
بخش مهمی از قوانین و سنتهای اسلامی، مربوط به حوزه های تاییدی و امضایی است و نه تاسیسی. مبارزه با عادات و رسوم و سنتها کار دشواری است و اسلام نیز جز در موارد خاص، با اصل و اساس سنتی مخالفت نکرده است و بر عکس با تعریف و تفسیر مبتنی بر جهت گیری های اصلی ادیان الهی، به سنتهای جاری معنای دیگری داده است.
به طور مثال در جامعه ای که برده داری بخشی از روندهای تعامل اجتماعی است و آلترناتیو آن کشتار بردگان و هرج و مرج اجتماعی است، رویکرد اسلامی، در چارچوب تضعیف این سنت بکار گرفته میشود و آن را از شکل خشن آن خارج کرده و تا حد امکان تلطیف میکند.
حال اگر در قرن حاضر، عده ای توجه اسلام به احکام مرتبط با بردگان را نشان حمایت از برده داری بدانند، خطا کرده اند. چه موافقان برده داری از پایگاه دینی و چه مخالفان دین از پایگاه نفی برده داری، به بیراهه رفته اند.
قوانین اجتماعی و فردی الهی برای ازار انسان یا خوشایند فرشتگان وضع نشده است. آنها توصیه هایی آگاهانه برای به روزی و کمال و موفقیت انسان و جامعه اند.
در اینکه تروریسم از هر نوع و به ویژه از نوع مرتبط با القاعده و تحجر از نوع و به ویژه از نوع اسلامی آن و منسوب به طالبان، پدیده های شوم و ضد صلح و آرامش اند، تردیدی نیست ولی راه حل مبارزه اصولی با آن، مسلط کردن نوع دیگری از بیماری ها نیست.
لاابالی گری گرچه نوعی رخوت به هر نوع تحرک اجتماعی تزریق میکند که لاجرم بر حرکات خشن نیز تاثیر میگذارد ولی موجب تضعیف ارزشهای انسانی جامعه میشود. بعلاوه این فرهنگ تاثیر زیادی بر جوامع سنتی و طبقات پایین ندارد.
بر عکس تکیه بر خردگرایی و دین برای مبارزه با افراط گرایی و تحجر، راه حل مناسبی است که به تعادل جامعه نیز کمک میکند.
هر سال موج عظیم معنویت و همدلی میان بخشی از مسلمانان عالم ایجاد و به کشورهای مختلف منتقل میشود. فعالیت صحیح روی این موج عظیم، منشا خیرات و برکات زیادی است.
لینک خبر از سایت یاری نیوز:
ماهاتیر محمد گفت: لازم است که سلاح های به روز داشته باشیم تا بتوانیم از خود دفاع کنیم و برای رسیدن به تکنولوژی این سلاحها نیاز به علم داریم. هر چند باید توجه داشته باشیم که این سلاحها برای دفاع است نه تهاجم.
به گزارش مهر، دکتر ماهاتیر محمد امروز در مراسم تجلیل از وی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با بیان این مطلب که هر وقت به ایران سفر می کند احساس می کند در وطن دوم خود حضور دارد، گفت: من همیشه احساس می کنم ملت ایران دوست من است و این احساس دوستی را همیشه با خود همراه دارم.
وی در سخنانی با اشاره به تمدن اسلامی و شکوفایی علوم اسلامی در قرون گذشته گفت: در زمانی که تمدن اسلام و شکوفایی علوم اسلامی به اوج خود رسیده بود اروپا و غرب در رکود به سر می برد.
نخست وزیر سابق مالزی اضافه کرد: شکوفایی تمدن اسلامی تا قرون پانزدهم میلادی ادامه داشت و مسلمانان حرف اول را در همه علوم می زدند. از جمله در علوم پزشکی افرادی چون ابوعلی سینا و در علوم دیگر افرادی چون ابوریحان بیرونی از دانشمندان اسلامی بودند.
ماهاتیر محمد گفت: پس از قرن 15 میلادی و رشد بیشتر علوم طبیعی و تجربی مسلمانان از این علوم دور شدند و آن را رها کرده و این علوم مایه استفاده دیگران شد و اروپایی ها با استفاده از این علوم کم کم رشد کرده و جای مسلمانان را گرفتند و همچنین مسلمانان به خاطر استفاده نکردن از این علوم از آن دور شدند.
وی با اشاره به آیات قرآن کریم در خصوص نیرومند شدن مسلمانان برای دفاع از خود گفت: در آیاتی از قرآن آمده است که مسلمانان سلاح داشته باشند. بنابراین لازم است که سلاح های به روز داشته باشیم تا بتوانیم از خود دفاع کنیم و برای رسیدن به تکنولوژی این سلاحها نیاز به علم داریم. هر چند باید توجه داشته باشیم که این سلاحها برای دفاع است نه تهاجم.
نخست وزیر سابق مالزی اضافه کرد: دشمن هم از این ضعف ما استفاده می کند و به ما زور می گوید اما ما باید برای دفاع از خود سلاح هایی داشته باشیم و قطعا دشمن سلاحهایی را که بتوانیم با آنها مقابله کنیم را به ما نمی دهد. پس باید خود آنها را بسازیم و در این راه رشد علمی از اهمیت بسیاری برخوردار است.
ماهاتیر محمد ادامه داد: مسلمانان باید در همه علوم پرورش یابند و کسب علم را سرلوحه خود قرار دهند. این درست است که ما پیشرفتهای زیادی داشته ایم و ایران نیز پیشرفتهای بسیاری در علوم پزشکی داشته اما رشد علمی کافی نیست، باید به اقتدار برسیم.
وی گفت: همه پیشرفتهای علمی برای ما اهمیت دارد چرا که برای پیشرفت نیاز به آدمهای سالم داریم و اگر انسان سالم نداشته باشیم نمی توانیم مدافع، سازنده و تولید کننده خوبی داشته باشیم. بنابراین کسب علم محور همه این موضوعات است.
به گزارش مهر ، نخست وزیر سابق مالزی اظهار داشت: رشد علم، پیشرفت و پیشبرد اهداف سلامت و تلاش برای اعطای سلامت به مردم و کسب علم در این زمینه ها باید از اهداف مسلمانان قرار گیرد.
ماهاتیر محمد در نهایت آرزو کرد همکاریهای علمی ایران و مالزی همچون گذشته ادامه داشته و خود بتواند واسطه خیری برای افزایش این همکاری ها باشد.
ماهاتیر محمد صبح امروز در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نشان طلایی این دانشگاه را دریافت کرد. ماهاتیر محمد تا دقایقی دیگر دکتری افتخاری دانشگاه علوم پزشکی تهران را نیز کسب خواهد کرد.
لینک مطلب از وبلاگستان:
در مصادر حدیثی اسلام، رنگ سیاه و تیره بسیار مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است. مبانی اسلامی بدترین تعبیرات را در مورد لباس سیاه دارد؛ مثلاً در احادیث آمده که لباس سیاه نپوشید زیرا لباس فرعون است. همچنین روایات به ما میگویند با لباس سیاه نماز نخوانید. در مکه هم نباید با لباس سیاه محرم شد، مرده را هم در لباس سیاه کفن نباید کرد. این همه حساسیت نشان دهنده چه میتواند باشد؟ بر اساس همین روایات برخی از عالمان پوشیدن لباس سیاه را حرام دانستهاند؟ مورخان هم یاد آور شدهاند که فراعنه و ارتش عباسیان برای نشان دادن خشونت، شدت و قدرت خویش از رنگ سیاه استفاده کردهاند. به علاوه حزب هیتلر در آلمان و حزب فاشیست موسیولینی در ایتالیا نیز رنگ سیاه را سمبل پوشش خود قرار داده بودند. اما متأسفانه امروز مخصوصاً زنان و دختران ما از رنگ سیاه در سطح وسیع استفاده می کنند و این یک بدعت است. چه طور شده که امروز بدعتها در میان ما به سنت و سنتها به بدعتها تبدیل شده؟
مظلب کامل را که خیلی جالب است در ادامه بخوانید
صبح که سوار اتومبیل شدم، قرآن را باز کردم و این آیه را ابتدا خواندم:
کل نفس ذائقهالموت و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون
====================
همه می میرند. استثناء هم ندارد. دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد. انتخاب دیگری نیست ولی میتوان چگونه زندگی کردن و چگونه مردن را انتخاب کرد.
اگر بین کشتن و کشته شدن مجبور به انتخاب باشیم، کشته شدن به دلیل نکشتن طرف مقابل ارجح است. مانند هابیل که در مقابل قابیل و تهدید به کشتن اش، اقدام به قتل نکرد.
حق دفاع نیز محترم است اما نمیتوان به بهانه خلاف دیگری، خلاف کرد.
خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر گرداند
سه فرض نژادی متفاوت:
اسلام میانی عربی ظهور کرد که:
١. نژاد برتر و برگزیده بود
٢. نژادی فرومایه بود
٣. نژادی مشابه بقیه نژادهای بشر بود
عرب عصر بعثت به شهادت آیات قرآن کریم و روایات تاریخی٬ از نظر فرهنگ و تمدن در درجه پایین و شاید پایین ترین درجه میان اقوام و ملل شناخته شده ی آن زمان بود. دشواری امر دعوت نیز به همین مساله باز میگشت. پیامبر ص و اهل بیت ع و اصحاب کرام ایشان تلاش زیادی برای ترویج مبانی دین اسلام بعمل آوردند.
اگر عرب با آن فرهنگ و تمدن توانست با دین اسلام مانوس شود، نژادهای دیگر به طریق اولی میتوانند چنین باشند.
اکثریت مسلمانان به دلیل ماهیت غیرنژادی اسلام، غیر عرب اند.
لینک مطلب:
آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
خواص به خوبی و بدی ذاتی عمل اعتقاد دارند٬ در حالیکه عامه متناسب با نسبتی که با عمل دارند٬ آن را توجیه میکنند.
پیروان علی علیه السلام عمل بد را بد میدانند و از بزرگان بدتر.
لینک مطلب از وبلاگستان:
و 'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است .
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد .
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ....
از اسرار اللطیفه و الکسیله
لینک مطلب از وبلاگستان:
به سهم خودم از کوشش آقای گنجی در توضیح بیشتر مقاله های شان-قرآن محمدی- سپاسگزارم. به گمانم این شیوه گفتگو می تواند روشنگر باشد و در حد توان و دانش ما ابهام زدایی کند
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی الله هولاهدی و لیئن اتبعت اهواءهم بعد الذی جاءک من العلم ما لک من الله من ولی و لا نصیر
سوره بقره آیه ١٢٠
و قالت الیهود لیست النصاری علی شی ء قالت النصاری لیست الیهود علی شی ء و هم یتلون الکتاب
کذلک قال الذین لایعلمون مثل قولهم فالله یحکم بینهم یوم القیامه فیما کانوا فیه یختلفون
سوره بقره / آیه ١١٣
رشد و توسعه اسلام را میگفتند که ناشی از شمشیر است. امروز در باره توسعه اسلام علیرغم این همه تبلیغات مخالف چه میگویند؟
گسترش اسلام در میان سیاه پوستان آمریکا و اروپائی ها و دیگر مناطق جهان٬ مانند اوایل ظهور اسلام به دلیل مخالفت اسلام با تبعیض و حمایت شفاف از عدالت است. همان دلیلی که در طی سالهای پس از ایجاد ارتباط مستقیم بین مسلمانان و ایرانیان٬ موجب ترویج اسلام در ایران شد.
البته همیشه اندکی هستند که به دلایل دیگر چون:
ترس از شمشیر یا کاهش قدرت
یا طمع به ثروت و مقام
و یا مباحثات فکری عمیق به اسلام گرویده اند. ولی این گروهها اندکند و بی خلف.
قرائت قرآن کریم بی تدبر خیری ندارد.
خداوند قرائت و تدبر و تدبیر ارزانی مان فرماید.
لینک جستجو
لینک مطلب از وبلاگ سید عطاء الله مهاجرانی:
تا خورنده ی لقمه های راز شد...
رمضان ماه مهمانی خداوندست. سوی خوان آسمانی کن شتاب! یکی از دوستان مکتوب پرسیده است، لقمه های راز چیست؟
لقمه های راز همان تلاوت آیات قرآن کریم درین ماه است. در این ماه فرصتی ست تا داغ خدا را بر دل نهیم!
در شهر اراک روحانی خوش محضر همیشه متبسمی بود به نام آیه الله سید علی میر یحیی. دنیای غریبی داشت. بسم الله را این گونه ترجمه می کرد: علامت گذاری می کنم نفسم را با نشانه ای از نشانه های خداوندی که مهرش همگانی و همیشگی ست.
می گفت در روزگار قدیم اسب ها را داغ می کردند تا معلوم باشد به کی و کجا تعلق دارند. ما هم بایستی نشانه خداوند را بر دل داشته باشیم تا گم نشویم. آن گاه این مصرع را می خواند که: داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی رود. چشمانی که پر از خنده بود غرق اشک می شد...
متوسم کسی است که در پی نشانه می گردد. همانگونه که لبخندی بر لبان فرد متبسم همواره نقش شده است ؛ متوسم نیز شعله نگاهش هیچ گاه خاموش نمی شود. هنگامی که پدیده ای را می بیند؛ یک نگاه او کافی ست تا نشانه ای را در پدیده بیابد. اسم همان نشانه است و متوسم کسی ست که در جستجوی نشانه می گردد. متوسم زبان اشاره ها و نشانه ها را می داندو
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست؟
قرآن می گوید: انانی که زبان اشاره را می دانند، می توانند نشانه ها را پیدا کنند.ان فی ذلک لآیات للمتوسمین(سوره حجر آیه 75)
نشانه ها کلید شناسایی راز پدیده هاست. این واژه متوسم تنها یک بار در قرآن به کار رفته است. شاید به تعبیر علامه طباطبایی بتوان این آیه را از زمره ی غرر آیات قران مجید تلقی کرد. آیات غرر قرآن؛ آیاتی هستند که به سان کلیدی در شناخت دیگر آیات ما را راهنمایی می کنند. تصور کنید قرآن مجید مثل شهری ست از جنس بلور. گرچه همه ی آیات روشن اند، اما آیاتی هستند که هم روشنند و هم روشنی افزا. چراغ های شهر قرآن اند. همه آیات سوره نور؛ روشنند. اما آیه نور روشنایی دیگری دارد.
امام فخر رازی می گوید: متوسم کسی ست که وقتی پدیده ای را می بیند؛ نگاه جستجو گرش نشانه ای را در آن پدیده می یابد. نشانه ای که بر شناخت آن پدیده دلالت می کند.
زمخشری در کشاف می گوید: متوسم با نگاه و نظری استوار پدیده را می نگرد و حقیقت آن را می یابد.
نسفی هم نوشته است:متوسم کسی ست که با نگاه به ظاهر؛ به باطن پدیده راه می یابد.
آلوسی هم در روح البیان؛ وسم را به معنی نشانه داغی که با آهن سرخ شده برشانه شتر می نهاده اند تفسیر می کند.
شاید بتوان گفت علامه طباطبایی عصاره تمامی این سخنان را در یک جمله درخشنده به کار برده است:
"التوسم؛ التفرس و الانتقال من سیماء الاشیاء علی حقیقه حالها"
توسم همان جستجو گری و باریک اندیشی ست که از سیمای پدیده ما را به شناخت حقیقت حالش می رساند.
این نگاه از کجا به دست می آید؟ اگر لقمه ی انسان راز شد و او خورنده ی راز؛ نشانه ها را می شناسد. دیدار دیگر را پیدا می کند.
چه داند جان منکر این سخن را؟
که او را نیست آن دیدار دیگر
در یک کلام لقمه های راز آیات قرآن مجید است که به ما می گوید چه کنیم تا خوراک روحمان لقمه های راز شود. با آن نگاه دیگر اگر به خودمان هم نگاه کنیم و نشانه را در خویش بیابیم به راز راز ها دست یافته ایم.
ان الذین آمنوا و الذین هادوا والنصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون / سوره بقره آیه ۶٢
April 20, 2008 — Shahrzad

Masjid Al Haram , Mecca , Saudi Arabia
باورش سخت است ولی گویا واقعیت دارد ... خودتان نگاه کنید و بشنوید:
لینک مطلب
در جشن شب یلدای چلچراغ چند کلمه ای حرف زد. عجیب حرف زد.
اما این اگر واقعایت داشته باشد یک چیز عجیبا غریبا است. خدا بخیر کند. منتظر اظهار نظر متخصصین ذیربطیم.
تولد علی در کعبه
آغاز زندگی انسانی استثنایی بود.
هر چه از علی بگوییم و بشنویم خسته نمیشویم
چرا؟
چون حق ملال آور نیست
خدا نصیب کند پیرو علی بودن را
هر چه به علی پسر ابوطالب ربط داشته باشد٬ جلوه خاصی برای آزادیخواهان دارد. برای مسلمانان نیز.
ما علی رو از خودمون میدونیم و از او دفاع میکنیم. ولی دیگران بدون تعلق فکری یا مذهبی یا نژادی از علی سخن میگویند. نگاه از دور به حضرت علی با نگاه از نزدیک متفاوت است. گاهی ما که خیلی به علی احساس نزدیکی میکنیم٬ دچار بی توجهی به ابعاد عظیم روح و شخصیت او میشویم. تغییر نگاه و وزاویه دید برای شناخت هر پدیده ای مفید است.
==============
من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این ولایت فوق حکومت و سیادت و هدایت و ا زجنس رفاقت است. از جنس محبتی همراه با پیروی در همه ی زمینه های ممکن برای انسان شدن است. پیروی مذهبی از جنس پیروی قلبی از محبوب است و با پیروی های مبتنی بر زور از یک جنس نیست. پیروی مبتنی بر محبت است که سلسله وار به پیروی از خدا منجر میشود. پیروی بر اساس شناخت و آگاهی و با پذیرش قلبی.
================
علی را نامش علی نکرد
علی را دامادی پیامبر ص علی نکرد
علی را شوهری فاطمه علی نکرد
علی را نصب کسی علی نکرد
علی را پیروی شیعیانش علی نکرد
علی به دلیل هویت و شخصیتش علی شد
================
ولایت عشق به خوبی هاست و محبت به علی و شیعه و او بودن بزرگترین مظهر ولایت است.
================
علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.
علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.
واقعا از علی گفتن سخت است.
علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.
نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.
---------------------------
روز پدر فرصتی است برای یادآوری بهترین پدرها .... علی و احترام به خوبی ها
میلاد علی علیه السلام بر همگان مبارک باد
عوامل اصلی و کلی پیروزی انقلاب اسلامی و حفظ آن را چنین شمرده اند:
رهبری آگاهانه و مدبرانه امام خمینی ره
مردم متحد و در صحنه مبارزه با مشکلات
اسلام ناب محمدی ص و متمایز با اسلام آمریکایی و ارتجاعی
قرآن کریم:
عنکبوت 46/
جهت گیری وجدت در ادیان ابراهیمی تا به آنجاست که حتی دین پیامبر دین ابراهیم بود چه پیش از بعثت و چه پس از آن. پیش از بعثت دین حنیف بود پس از آن هم اسلام.
این بزرگترین جاذبه این دین برای اهل کتاب و مشرکان است. نقطه مشترک هر دو گروه. اهل کتاب که ادیانشان ابراهیمی است و مشرکان هم قبله آمالشان ابراهیمی است.
آیا خدای ما و اهل کتاب یکی است؟جواب قرآن بلی.
انفال 65 و 66/
تاثیر ایمان و ثبات قدم در جنگ بسیار است. اما محدودیت هم دارد. تشویق پیامبر و صبر بیست نفر را برا دویست نفر برتری میدهد.
و یا
100 نفر بر ١٠٠٠ نفر باذن الله پیروز میشوند. حتی این برتری های الهی نیز حساب و کتاب دارد.
در صدر اسلام اکثر جنگهای رسول الله ص دفاعی بود و با اینحال این جنگهای حضرت رسول ص نبود که موجب توسعه اسلام شد بلکه صلحهای حضرت ص بود. حتی صلح هایی که به ظاهر از موضع ضعف نظامی بود. مانند صلح حدیبیه که از بزرگترین فتوحات اسلامی محسوب میگردد.
جنگ صرفا مانع را مرتفع میکند. هیچ دینی در دنیا بر اساس زور پیشرفت نکرده و نمیکند. این موضوع اختصاص به دین اسلام نیز ندارد.
اصولا پیروزی با قدرت نظامی پیروزی نیست، صرفا فتح سرزمین است.
گسترش اسلام در ایران نیز عمدتا ناشی از صلح بود. جنگ وسیله دفاعی است نه تهاجمی.
ابراهیم 4 /
رسولان به زبان قوم برای تبیین سخن میگفتند. ورثه واقعی انبیاء کسانی هستند که زبانشان را مردم می فهمند و در میان مردم زندگی میکنند. آنان در غارها و کمپ های اختصاصی یا قصرها زندگی نمیکنند. آنها با مردم زندگی میکنند و در عین حال از گناه دوری میکنند.
دید قرآن نسبت به امروز و آینده مثبت است. اگر ایمان داشته باشید باخت ندارید.
حق بر باطل پیروز است. ما چشم لازم داریم که ببینیم. تمام هستی بسوی وحدت و غلبه دین خدا در حرکت است. شیطان و یارانش نتوانستند بر روح تعالیم ادیان الهی غلبه کند. اگر چه خطاهایی هست ولی معنویت در حال پیشرفت است.
تمامی قرآن کریم از غیرت الهی بر توحید موج میزند. خدا بر کسانی که حرمت توحید را میشکنند چگونه سخت خواهد گرفت؟ به خدا پناه بریم که جز او فریاد رسی نیست.
اگر یکساعت در روز بخواهیم برای مطالعات اسلامی وقت بگذاریم اولویت با چیست و چگونه تقسیم وقت در روز و هفته و ماه کنیم؟
برای روخوانی قرآن بدون آنکه معنی آن را متوجه شویم:
برای مطالعه ترجمه و تفسیر قرآن:
برای خواندن روایات:
برای دعا:
برای تفکر و تدبر در خلقت زمین و آسمان و دیگر دستورات قرآنی:
برای مباحث اخلاقی:
نظام های اجتماعی بشر تا همین اواخر٬ برده داری را به رسمیت میشناخت. در آیالات متحده آمریکا٬ برده داری نقش مهمی در تولید اقتصادی ایالات جنوبی داشت و پس از جنگهای جنوب و شمال به صورت رسمی لغو شد هر چند اشکالی از آن تا مدتها و عواقب و نتایج آن تا امروز ادامه دارد.
زمانی که اسلام در جزیره العرب ظهور کرد٬ برده داری در میان قبایل عرب رواج داشت. کنیزان و غلامان در بازارهای برده داری خرید و فروش میشدند. زندگی و مرگ بردگان در اختیار مالکان آنها بود.
اسلام با سلسله قوانینی که در باره بردگان وضع کرد٬ گرایش آشکاری به تغییر مثبت در این زمینه نشان داد. آزادی بردگان را ارزشی دینی معرفی کرد و از حقوق بردگان دفاع کرد
در کشورهای اسلامی نیز برده داری معمول بود. البته بردگان در کشورهای اسلامی بیشتر در امور خانگی و شخصی و گاهی در جنگها به کار گرفته میشدند.
ممکن است این سوال پیش آید که چرا اسلام همانگونه که با زنده بگور کردن دختران مبارزه قاطع کرد و آن را کلا نفی کرد٬ برده داری را نفی نکرد؟
بعضی امور ناصواب و غیراخلاقی در طول زمان به صورت رویه عادی و معمول و عرفی در می آید که مبارزه با این رسوم و قاعده ها نیازمند زمان است. بطور مثال اسلام در باره استفاده از مشروبات الکلی٬ نخست حکم به مست نبودن به هنگام نماز خواندن داد و در نهایت حکم به حرام بودن کلی آن داد. در مورد بردگی نیز با توجه به وجود جنگ در جوامع قدیم و اینکه اسرا را معمولا می کشتند٬ بردگی یک راه حل برای جلوگیری از قتل عام اسراء محسوب میشد و بصورت نسبی از سوی جوامع آن زمان پذیرفته میشد. به همین جهت احکام خاصی در این باره از سوی اسلام وضع گردید که شرایط زندگی را برای بردگان بهبود بخشد تا بر اساس دیگر دستورات اسلام٬ صلح و دوستی و برادری نیز گسترش یابد و برده داری از ریشه خشک شود. مبارزه همزمان با ریشه و عوارض یک بیماری اجتماعی٬ راه حل منطقی و قابل اجرا است.
تکمله:
از بودجه عمومی کشور اسلامی بودجه ای اختصاص به آزاد کردن بردگان دارد. بردگان حق آزادگی خود را از دست داده اند ولی حق حیات دارند و حقوق انسانی خاصی برای آنان باید قائل می بود. آزاد کردن بردگان گاهی مستحب و گاهی واجب و کفاره بود.
نگاهی به برده داری نوین: قلدری و بکارگیری و سلب آزادی ملتها با ابزارهای نوین نظامی و تبلیغاتی و غیره.
بعضی به راحتی سخن های بزرگ میگویند:
مثلا میگویند: اسلام چنین گفت و اسلام چنان گفت.
دین پژوه واقعی٬ آنجا که :
برهانی عقلی است میگوید: برهانی عقلی چنین میگوید.
برهانی نقلی است میگوید: بنا به نفل چنین است.
برهانی قرآنی است میگوید: قرآن چنین میگوید.
احتمال خدا در درک و فهم را نیز نادیده نمی انگارد و تنها بر محکمات تاکید میکند.
در واقع به سختی میتوان گفت که اسلام چنین میگوید. برای چنین گفتن صلاحیتی عظیم لازم است.
اشخاص بی صلاحیت با سخن های بزرگ٬ بزرگ نمیشوند.
تشیع تفسیری خاص از اسلام است که بنا به دیدگاه ما شیعیان علی علیه السلام٬ نزدیکترین تفسیر و نگاه به اسلام ناب محمدی و پیام حضرت رسول ص است.
از سوی دیگر٬ ما ایرانیان مفتخر به خردورزی و اندیشه های حکیمانه و رفتارهای انسانی در طول تاریخ چند هزار ساله خود هستیم.
خرد ایرانی و عقل شیعی دو وجه تمایز جدی در گذشته ی ایرانیان و شیعیان بوده است و اینک در هزاره سوم میلادی شاهد آنیم که خرد و عقل ما را به سخره میگیرند.
خرد ایرانی و عقل شیعی حق مسلم ماست.
کلمه حزب الله توسط افراد و گروههای مختلف با معانی متنوعی استفاده میشود:
ـ حزب الله در قرآن کریم تعبیری عام از مومنان که پیروزند
ـ حزب الله یک حزب سیاسی فراگیر شیعی در لبنان
ـ حزب الله بعنوان نام احزابی سیاسی در کشورهای مختلف مسلمان با تمایلات شیعی
ـ حزب الله یک گروه سیاسی از طیف اصولگرایان در ایران
ـ حزب الله یک روزنامه
ـ حزب الله صفتی برای مومنان
ـ حزب الله بعنوان اصطلاحی برای نفی تحزب های غیر قانونی
ـ حزب الله بعنوان اصطلاحی برای نفی هر گونه تحزب ولو مورد حمایت قانون اساسی
ـ حزب الله بعنوان افرادی که از آنها میترسیم
ـ حزب الله بعنوان آرزویی برای دست یافتن
ـ حزب الله ...
جمعه ۱ اسفند ۱۳۸۴
قرآن کریم و حدیث یا سخن معصوم در فرهنگ مذهبی شیعیان جایگاه ویژه ای دارند. امروز ترک عادت کنیم و قرآن و حدیث بنویسیم از کتاب ارزشمند و به یاد ماندنی الحیات اثر عالم فرزانه استاد محمدرضا حکیمی که امروزه جوانان چندان شناختی از او ندارند و آثارش خوانده نمیشوند نقل می کنیم و امیدواریم استاد معظم هر جا هستند شاد و موفق باشند.
الفصل السابع(الحیات جلد اول)
فهم الدین و ادراکه
الکتاب
۱. و ما کان المومنون لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهو فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون (سوره توبه / ۱۲۲)
الحدیث
۱. الامام علی ع: ایها الناس! لا خیر فی دین لا تفقه فیه ... (البحار ۷۰ / ۳۰۷)
۲. الامام علی ع: المتعبد علی غیر فقه کحمار الطاحونه٬ یدور و لایبرح(الاختصاص/۲۳۸)
۳. الامام الصادق ع: لو اتیت بشاب من شباب الشیعه لایتفقه٬ لادبته(البحار ۱ / ۲۱۴)
۴. الامام الصادق ع: لیت السیاط علی رووس اصحابی حتی یتفقهوا فی الحلال و الحرام (البحار ۱ / ۲۱۴)
۵. الامام الکاظم ع: تفقهوا فی دین الله٬ فان الفقه مفتاح البصیره٬ و تمام العباده٬ و السبب الی المنازل الرفیعه٬ والرتب الجلیله٬ فی الدین و الدنیا. و فضل الفقیه علی العابد کفضل الشمس علی الکواکب٬ و من لم یتفقه فی دینه لم یرض الله له عملا (تحف العقول / ۳۰۲ - ۳۰۳)
علی در چشم و دل همه انسانهایی که میشناسندش عزیز است. سمبل همه خوبی هایی است که عموما میشناسیم. روز تولدش را گرامی میداریم و آرزو میکنیم که از خوبی های او پیروی کنیم.
علی همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله اسوه است. امام است. راهنما است. کلام و عملش برای زورگویان رنج آور است. بخوانیم و پند بگیریم.
واقعا از علی گفتن سخت است.
علی نامی کوتاه و بلند است. انسانی بزرگ از میان مردمی کم مقدار است که همه را شگفت زده کرد. شگفت زده شدیم چون ظرفیت مخلوقات خدا را تا این حد نمیدانستیم. علی مزیتش به دامادی رسول خدا نیست. مزیت دامادی رسول خدا به علی است. این علی است که مهم است نه مقام و مسئولیت. علی همیشه سمبل رافت و آرامش بود و مردانگی اش با خشونت فرسنگها فاصله داشت. اگر شمشیر علی در ذهن و دل ما بیش از نان یتیم پختن اش جلوه دارد بخاطر ذهن و دل ماست نه علی.
نهج البلاغه علی سند رسوایی زورگویان و دین فروشان و دنیاطلبان است. هر جا سخن از قرآن و نهج البلاغه است سایه ها محو میگردند. نور حقیقت همیشه بر ظلمت باطل پیروز است.
---------------------------
روز پدر هم فرصتی است برای احترام به خوبیها. خوبی به خوبی فضیلتی مضاعف است. شاد باشید.
این سوال نیست. اعتراض است. دید بعضی ها خیلی تعجب آور است. تمام مبنای کارشان بر این است که انسان طبیعت اش شرور است و میلی عظیم به بدی دارد. با این نگاه هیچ کار اصلاحی نمیشه کرد. فقط باید مانع تراشید تا کاری که نعوذ بالله خدا نکرده و نخواسته بدست مدعیان انجام بدیم.
استاد مطهری میگوید:
... کسانی که انسان را ذاتا بد و شرور میدانستند و به طبیعت او بدبین بودند٬ تز اصلاحی نداشتند. و انسان را قابل اصلاح نمی دانستند و طرح مدینه فاضله برای اون نمی ریختند.(حق و باطل ص ۲۵)
... قرآن به تاریخ خوش بین است و برای انسان اصالت قائل است... به تعبیر قرآن انسان حنیف است ٬ حقگراست.(ص ۳۵)
... قرآن برای خدعه هیچگونه موفقیتی قائل نیست. نمی گوید عالم را خدعه اداره کرده است. قرآن این منطق را قبول ندارد که /جریان تاریخ رو زور گردانده و خدعه حرکت داده و ظلمت چرخانده است. اصلا از نظر منطق قرآن امکان ندارد که در مجموع جامعه بشریت غلبه با شر و فساد و ظلم باشد و در عین حال جامعه باقی باشد...(ص ۴۱ . ۴۲)
میدونید معنی این یعنی چی؟ یعنی اگه جامعه ای بسوی قهقرا و مرگ میره واسه غلبه باطل است و بالعکس جامعه ای که رشد میکنه بدلیل غلبه حق است. حالا برو ببین توی تاریخ چه اتفاقاتی که نیفتاده
-----------------------------------------
اما در این ایام فرخنده که میلاد امام رضا و عیسی مسیح دل همه رو شاد میکنه اینو بخونید ببینید و حق بدید که کسانی که متفکرینی مثل شهید مطهری رو نماینده تفکر اسلامی اصیل میدونن امروز احساس غربت کنند. بخونید:
... شما اگر به همین مسیحیت تحریف شده نگاه کنید و بروید در دهات و شهرها٬آیا هر کشیشی را که می بینید٬ آدم فاسد و کثیفی است؟ والله میان همین ها صدی هفتاد هشتادشان مردمی هستند با یک احساس ایمانی و تقوا و خلوص که به نام مسیح و مریم چقدر راستی و تقوا و پاکی به مردم داده اند٬ تقصیری هم ندارند٬ آنها به بهشت می روند٬ کشیش آنها هم به بهشت می رود ...(ص ۵۱)
خدایا شکر میکنیم که در دنیای مجازی هم میشه از آزادی ها سود جست و حرف زد. واسه همینه که این فکر که جهت اصلی جامعه ما و همه جوامع بسوی خوبی است٬ تقویت میشه. مطمئنم که روز به روز اوضاع بهتر میشه. کافی نیست ولی خوبه و قابل اتکا. زحمت اش هم گردن پیشگامان.
بنام خداوند بخشنده مهربان
کار من چیه توی این وبلاگ؟ فکر کردم که اگه بتونم عادت کنم یه کم بنویسم شاید بتونم یه کم هم بخونم . دنیای شلوغ پلوغ امروزی فرصت کمی به ما میده تا از فاصله دورتر به خودمون نگاه کنیم. نوشتن این فرصت رو بهمون میده. فایده های دیگر نوشتن هم که جای خود داره.
حالا برم سر چند نکته بدرد بخور. تو ماه مبارک رمضان که میخواستم این وبلاگ رو شروع کنم این متن رو نوشتم. ولی حالا که میخوندم دیدم بیخود نبود که نوشتن رو ادامه ندادم. چه میشه کرد. بضاعت شروع ما همینه. امیدوارم بعدا بهتر بشه. آخه یکی نیست بهم بگه که چه جوری باید شروع کنم.
ولی عیب نداره ... بهتر .... خود راه بگویدت که چون باید رفت.
این همون نوشته است که اینجا میارمش تا ببینیم چی میشه
۱....۲....۳
بالاخره ما هم صاحب وبلاگ شدیم. دست همه درد نکنه بخصوص همسایه ها. تا حالا مجبور بودید حرفهای منو بشنوید و تحمل کنید، از این به بعد نوبت نوشته هام شده، خدا بهتون صبر بد.
سعی میکنم وبلاگم کمی تنوع داشته باشه ولی به هر حال اگه خسته کننده بود به بزرگواری خودتون ببخشید. در هر نوبت میخوام یه نکته از مرجعی بگم که جنبه آموزنده برای خودم و دوستام داشته باشه. یه سوال هم مطرح کنم تا بهانه صحبت باشه و یه کمی از گل و بلبل بگم که وبلاگ نویس های حرفه ای حالم رو نگیرن. اگه نظری هم داشتید بگیدا! اصلا نگران نباشید حضرت سلطان گاهی هم نظرش رو عوض میکنه.هدف اصلی من اینه که بنویسم. میخوام بنویسم و بنویسم و متقابلا بشنوم و بشنوم. وقتی آدم مینویسه مجبور میشه یه انسجامی به خودش بده و من به این انسجام نیاز دارم. اما بعد ..... اول از قرآن کریم آغاز میکنیم که مناسبت هم داره. ماه مبارک رمضان است. ماه مبارک. بهترین زمانها. ماه نزول قرآن و صعود انسانها. درهای آسمان باز است. نوبت ما هم میشه؟ من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا، الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح..... فاطر/10 سوال:نظریه دین زرتشت از نظر من خیلی جالبه: پندار نیک / گفتار نیک/ کردار نیک.نظر شما چیه؟ سر خدا که عارف سالک به کس نگفت/ در حیرتم که باده فروش از کجا شنیدیارب کجاست محرم رازی که یک زمان/ دل شرح آن دهد که چه گفت و چها شنیدحافظ هم عجایب خلایقیه! اصلا کی گفته که وبلاگ آدم باید منظم باشه؟