پاس داشت سبز و سبزه در روح و جان ایرانیان زنده و پایدار است و وظیفه اخلاقی و انسانی ما نیز اقتضای چنین توجهی را دارد. پس حتی در حین درگیری های خیابانی که در این روزها به کرات اتفاق افتاده است، حفظ محیط زیست را فراموش نکنیم.
آقایان لطفا به درخت ها آسیب نزنید.
شاید اگر این یادداشت را همزمان با سیزدهمین روز نوروز منتشر میکردم، بسیاری را بر این باور میانداختم که این هم یک شوخی است، نظیر شیطنت مهدی اشراقی عزیز. امّا متأسفانه عنوان این یادداشت شوخی نیست و بیشتر از آن که خندهدار باشد، غمانگیز و شرمآور است.
این دیگر باورکردنی نیست ... مگر میشود بتوان انسانی را بر روی کره زمین یافت که خواهان پایان حیات درختان غیر مثمر باشد؟ مگر میشود در عصری که از آن با عنوان عصر تحولات زیستمحیطی یاد میشود؛ هنوز بتوان اندیشمندانی مذهبی را یافت که اینگونه حیرتانگیز بر ضد درختان غیر مثمر قلمفرسایی کرده و حتا چنین درختانی را – بدون استثناء – سمی و خطرناک و به صورتی ضمنی عامل استکبار جهانی معرفی کنند؟!

امّا خانم سیده نرگس خاتون مجتهد نجفی از فضلای حوزه علمیه قم و مبتکرطرح: «جایگزینی گونههای مثمر و زراعی به جای گونههای غیر مثمر»، چنین باوری داشته و معتقدند که اثرات مخرب گیاهان و درختان غیرمثمر بی ارتباط با برنامههای مشکوک دنیای استکبار و غرب نبوده و نیست! زیرا به عقیدهی ایشان: تمامی گیاهان مورد استفاده در فضای سبز شهرها و عرصههای جنگلکاری شدهی حاشیهی آنها وارداتی و غیربومی هستند. یعنی: گیاهانی نظیر سرو خمرهای، شمشاد، شیرخشت، ارس، زربین، داغداغان، سروطبری، دغدغک، رز، گل محمدی، نسترن، سماق، سنجد تلخ، ارغوان، خرنوب، ناترک، مورد، اکاسیا، کاج مشهدی، پوششهای کف (شبنمی، آویشن و ...)، گیاهان بالارونده، انواع یاسها، زبان گنجشک، بید، انواع صنوبر، ختمی، بلوط و دهها گونهی دیگر که در فضای سبز مورد استفاده قرار میگیرند و جملگی بومی ایران هستند؛ یک فریب بزرگ امپریالیستی بیش نبوده و ماهیت بیگانهی آنها برای نخستین بار توسط این مقام عالیرتبه مذهبی کشف و افشا شده است!
حقیقت این است که چند روزی است در مؤسسه ما غوغایی به پا شده و پژواکهایی آمیخته با خشم و حیرت و افسوس را میتوان در چهرهی اغلب محققینی که از محتوای این طرح حیرتانگیز آگاهی مییابند، مشاهده کرد. امّا حیرت و افسوس نگارنده بیشتر از آن که متوجه نرگس خاتون باشد، متوجه دفتر بررسیهای طرح در نهاد ریاست جمهوری است. یعنی در آن نهاد عریض و طویل یک کارشناس متوسط هم وجود ندارد که به آقایان بگوید: اعتبار این طرح همانقدر است که بگوییم میخواهیم: روشی ابداع کنیم که بشود آب در هاون کوبید! و چنین طرحهایی را برای اظهار نظر به مراجع تخصی نفرستاده و وقت ارزشمند پژوهشگران را به هدر ندهند.
و مهمتر از همه: آیا بهتر نیست علمای دینی ما به درمان روح بپردازند و طبیبان به درمان جسم و دیگر متخصصان این مملکت نیز کار خود کنند؟ آیا یکیاز دردهای بزرگ جامعهی امروز و دیروز ما همین عدم توزیع شایستهسالاری در چیدمان مسئولیتها و تخصصها نبوده و نیست؟
البته شاید بگویید: وقتی چهره ماندگاری چون دکتر پرویز کردوانی به صراحت از تبدیل جنگل به فندقزار دفاع کند، دیگر چه جای گله از نرگس خاتون؟!
و البته اگر چنین پرسشی از نگارنده مطرح شود، من چارهای ندارم جز آن که سکوت کرده و در زمین از شرم آب شوم ...
در همین ارتباط، همکار عزیزم، هاشم کنشلو جوابیهای مستدل تهیه کرده که متن کامل آن را میتوانید در تارنمای انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع بخوانید. همچنین، مصطفی خوشنویس عزیز هم تحلیلی عالمانه در جواب به این طرح و خطاب به آقای دکتر ثاقب طلبی، رییس بخش تحقیقات جنگل تهیه کردهاند که در اینجا میتوانید آن را بخوانید.
در اینجا هم دیدگاه انتقادی دکتر محمد خسروشاهی – رییس بخش تحقیقات بیابان - در باره نظر حیرتانگیز دکتر پرویز کردوانی قابل مشاهده است.
مجموعه تصاویری از باغی زیبا از درختان غیر مثمر که لابد باید آن را ویران کرد!
لینک مطلب:
۸۳ کشور جهان در روز شنبه، ساعت هشت و نیم شب به وقت محلی، چراغهای خود را خاموش خواهند کرد
بهار می آید
قدم به قدم به ما نزدیک میشود
در نامه ای به طبیعت
از زندگی میگوییم
از امید و تازگی
از عشق و بالندگی
از رسختیز آمدنی
از شادابی ماندنی
از خویش ترین خویشان میگوییم
تروریسم شاخ و دم نداره ... علیه انسان ... علیه طبیعت ...
عکس از اینترنت
گاهی به بهانه های زیست محیطی
و به دلیل ترس از تخریب منابع طبیعی
از زندگی در محیط زیست سالم محروم میشویم

عکس از اینترنت

عکس از اینترنت

عکس از اینترنت
لینک مطلب:
چون فواره سبزی از زمین برشته ابرقو جوشیده و تارک بلند خود را در سینه آسمان فیروزهای فروکشته... . این جملهای است که در کتاب مارکوپولو در ایران آمده است.
حمدالله مستوفی هم می نویسد: آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشته و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است.
میگویند این پیرترین ساکن کویر، ۵ هزارسال قدمت دارد. درخت مقدسی که با ۲۵ متر ارتفاع در قلب ایران زندگی می کند. اصولاً سرو، قدیمی ترین موجود زنده جهان است و به خاطر زندگی طولانی در ایران باستان نماد اهورامزدا بوده است و در روایات آمده که بعضی از درختان سروی که در ایران وجود دارند، توسط زرتشت کاشته شدهاند.
درخت سرو ابرکوه به عنوان یکی از عجایب خلقت است و خاطرات زیادی را در لابلای شناسنامه چندین هزار سالهاش به یادگار دارد. این درخت در طول عمر خود شاهد حوادث تلخ و شیرین زیادی بوده و گویی در اولین لحظه با بیننده زبان به سخن میگشاید و حکایت عمر طولانی خودرا همراه با ترنم مرغانی که در سرگرو شاخسار پر پیچ و خمش نهادهاند بازگو میکند.
ارتفاع این درخت ۲۵متر ، دور تنه آن ۱۱/۵متر و محیط آن ۱۸متر است. شهرستان ابرکوه در ۱۲۰کیلومتری غرب شهر یزد واقع شدهاست. این درخت کهنسال از سال ۱۳۱۲ به عنوان اثر ملی کشور به ثبت رسیدهاست.
شهرت سرو ابرقو و دیگر سروهای کهن ایران، با قلم جهانگردان به همه دنیا رسیده است. سرو چنان نقش اساسی را در فرهنگ و هنر سرزمین ما بازی می کند که می توان از آن به عنوان نماد ایران باستان یاد کرد. در نگاره های تخت جمشید دیده می شود. در نقش قالی ها و فرش ها کاملاً نمایان است. در ادب فارسی حضوری همیشگی دارد. در همه باغ های ایرانی وجود دارد. روح سرو در نگارگری ایرانی و همچنین در آیین های سوگواری و شادی همیشه با ماست.
منابع: همشهری، ایرنا
لینک خبر:
در یک روز بیش از پانصد هزار درخت کاشته شد
گرمای درون زمین و حرکت لایه های فلاتها، کوهها را به وجود می آورد و بر ارتفاع آنها می افزاید. باران و سیلاب ها کوهستانها را می فرسایند و دره ها را می آفرینند.
زلزله و سیلاب، بخشی از سیستم جهانی زیباست که به دلیل بی تدبیری بشر، چنین زیانبارند.
گرچه شهر و زندگی شهری معمولا به عنوان موتور زندگی فکری و خلاقیت شمرده میشود ولی بخش هایی از شخصیت انسان تمایل به حضور در محیط غیر شهری دارد. حضور در طبیعت و دوری از مناسبات و گره های شهر و شهریان، نعمت بزرگی است.
حوزه های برنامه ریزی برای انسان و جامعه، به این موضوع مهم توجه فرمایند.
محبت کردن به دیگران در ادیان الهی و مکاتب اخلاقی، رفتاری ستوده است. دایره دیگران از انسان فراتر رفته و به دیگر موجودات حتی گیاهان گسترش یافته است.
بخش عمده ای از تخریب محیط زیست ناشی از جنگ است
جنگ بصورت مستقیم به طبیعت آسیب زده است
بصورت غیر مستقیم فرصتهای بهبود شرایط را از جامعه و طبیعت گرفته است و موجب کاهش عقلانیت در مناسبات داخلی و خارجی کشورها میشود.
صلح و محیط زیست پیوندهای زیادی با هم دارند
بی توجهی به محیط زیست
برایمان محیط نیست به ارمغان می آورد
این عکسها هم بخشی از محیط زندگی بشر است. بخشی که تقریبا فراموشمان شده است:
لینک مرجع:
مطلب کامل را در ادامه ببینید
ادامه مطلب ...
بعضی اخبار که بدست انسان میرسد٬ امید به موفقیت را زنده میکند.
خانم ابتکار در بین پنجاه نفر نجات دهندگان زمین
مطلب کامل را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب ...
'انرژی های نوین میلیون ها کار ایجاد خواهد کرد'
سازمان ملل می گوید توسعه فناوری های نوین برای تولید انرژی های جایگزین، باعث ایجاد میلیون ها شغل در سراسر جهان طی چند دهه آتی خواهد شد.
هم اکنون بیش از یک میلیون نفر در صنعت سوخت های زیستی کار می کنند اما یک گزارش سازمان ملل می گوید تا سال 2030 این رقم می تواند 12 میلیون افزایش یابد.
این گزارش می گوید که "مشاغل سبز" به این بستگی دارد که آیا یارانه ها از بخش نفت و گاز به صنعت نیروی بادی، خورشیدی و ژئوترمال (حرارت داخلی زمین) منتقل شود یا نه.
به گفته نویسندگان این گزارش، گسترش صنعت بازیافت زباله و ساختن خودروهای کم خطر برای محیط زیست نیز می تواند باعث ایجاد اشتغال شود.
به گزارش بی بی سی فارسی:
دانشمندان هشدار داده اند که "مناطق مرده" اقیانوسها، یعنی نقاطی که اکسیژن به آنها نمی رسد، تهدیدی رو به رشد برای حیات موجودات دریایی محسوب می شوند.
به نوشته روزنامه گاردین چاپ بریتانیا، این مناطق مرده در اقیانوس ها در نتیجه آلودگی هایی بوجود آمده اند که انسان در راه یافتن آنها به دریاها و اقیانوس ها نقش اصلی را داشته و در اثر این رسوب، اکسیژن آب از بین رفته و موجوداتی نظیر کرم و سایر جانوران کوچک آبزی در اثر نبود اکسیژن ریشه کن شده اند. اثر این ریشه کنی هم از بین رفتن جمعیت ماهی هایی بوده که مواد اصلی تغذیه خود را از دست داده اند.
مناطق مرده در اقیانوس ها که تا پیش از این مناطقی نادر بودند، از دهه 1980 میلادی به بعد دو برابر شده اند و اکنون در کل، مساحتی به بزرگی کشور نیوزیلند پیدا کرده اند.
وقتی جلبک ها از آلوده کننده های محیط زیست، مثل کودها تغذیه می کنند ته اقیانوس رسوب می کنند و در آنجا غذای باکتری ها می شوند. در این فرآیند، باکتری ها اکسیژن آب را می بلعند و دیگر اکسیژنی برای موجودات زنده مثل کرم ها و حلزون ها باقی نمی گذارند. این اتفاق در نهایت تاثیر مرگباری روی ماهی ها می گذارد.
مسائل مختلف کشور به یکدیگر گره خورده است. مدیریت عالی و دانی، خشکسالی و بی تدبیری، فقر دانش و بی تجربگی و بی توجهی و خیلی چیزهای دیگر.
اما امید نیز هست. امید به باران. امید به مدیریت نسل جوان. امید به دلسوزی جوانان برای خودشان. برای طبیعت.
تالابها به شدت در معرض خطرند. خطری که با برنامه ریزی و مدیریت صحیح میتواند کمتر و کمتر شود. حتی برای ایجاد باران مصنوعی نیز شاید بشود کاری کرد. ولی گویا اولویتهای مدیریتی و تصمیم گیری در کشور در حال ارتقا هستند. به این معنا که هر چه میگذرد تصمیمات باید در مراحل بالاتری گرفته شوند و موضوعات نیز در حال تغییرند و کلی تر و کلان تر میشوند.
تالابهای پر آب حق مسلم ماست
|
این 7 تصویر را بنگرید تا بدانیم که چرا باید تالابها را دوست بداریم ... |
|
|
از وجوه تمایز بشر و حیوان وحشی این بود که حیوان برای رفع گرسنگی و بصورت غریزی به شکار میرود و اگر می درد برای رفع نیاز خود است. انسان است که بی رحمانه شکارش را برای لذت میکشد. البته تفاوتهای دیگری نیز ذکر کرده اند. مثلا انسان ها هستند که همنوع خود را شکار میکنند ولی حیوان چنین نمیکند. این نیز از هنرهای همین حیوان دو پا محسوب میشود که دیگران را به چه کارهایی که وادار نمیکند.
عکسهای زیر نشان میدهد که انسان ! به حیوان می آموزاند که برای خوشامد رئیس شکار کند:
لینک مطلب:


دوستان سبز اندیش با توجه به وضعیت بحرانی تالابهای کشور بیائید هفته آینده(15 تا 22 تیر) یکی از نوشته های خود را به موضوع " تالاب های کشور در سراشیبی نابودی " اختصاص دهیم .
لینک مرتبط ۱:
لینک مرتبط ۲:

لینک مطلب از وبلاگ اصلی:
دوستان سبز اندیش با توجه به وضعیت بحرانی تالابهای کشور بیائید هفته آینده(15 تا 22 تیر) یکی از نوشته های خود را به موضوع " تالاب های کشور در سراشیبی نابودی " اختصاص دهیم .
ادامه مطلب ...
لینک مطلب از وبلاگ ناصر کرمی:
این عکسها واقعا حیرت آور و غافلگیر کننده است. و شاید از یک جهت موجب ثبت ایران در کتاب گینس شود: به عنوان تنها کشوری که برای تفریح با توپ و خمپاره به مهمترین جاذبه طبیعی اش حمله میکند! تردید ندارم که شهر خیالی لوت مهمترین جاذبه ژئوتوریستی در ایران است. از جهاتی شاید حتی بشود ان را با تخت جمشید مقایسه کرد: چون همانقدر که تخت جمشید به عنوان یک میراث تاریخی گرانقدر است شهر خیالی لوت همین موقعیت را به عنوان یک میراث طبیعی دارد. خیالی از این جهت به اینجا گفته میشود که بخشهای مرکزی و شرقی ان واقعا القای یک شهر قدیمی و ویران شده را میکند (تصور مردم محلی هم همین است) در حالی که این فقط یک عارضه طبیعی است. عارضه ای که در جهان نظیر ندارد و یکی از مهمترین جاذبه های مورد علاقه اروپاییانی است که از ایران دیدن میکنند. نشانی شهر خیالی اوت کرمان-سیرچ-شهداد است. تا در بمباران بعدی از صفحه روزگار محو نشده، به دیدار ان بشتابید! (عکسها از حمید صادقی)



عکس رو از اینجا برداشتم.
در باره اهمیت محیط زیست اظهار نظرات زیادی در حوزه رسانه ها و افکار عمومی و جامعه مجازی شده است ولی در جایی که اقدمات عمدتا متاثر از افکار خصوصی و نه عمومی شکل میگیرد، چه باید کرد؟
اقدام عملی در چارچوب ظرفیتهای قانونی موجود بهترین راه حل در چنین شرایطی است. شکل گیری نهادهای مدنی پرشمار با اهداف متنوع زیست محیطی و تاسیس شبکه های سبز پیوند میان این موسسات اجتماعی، اقدامی مقدماتی برای تلاش های عملی بعدی است.
تلاشهای روشنگرانه و اطلاع رسانی به جای خود مهم و در شکل گیری تعاملات اجتماعی فعالین محیط زیستی و توسعه حساسیتها و اندیشه های بنیادین آنها موثر است ولی سرعت تخریب منابع طبیعی به ما هشدار میدهد که با سرعت بیشترُ٬ هر چه میتوانیم و در تمامی جهات ممکن انجام دهیم.
تاثیر گذاری بر انتخاب مسئولان کارآمدتر در حوزه محیط زیست و تاثیر گذاری بر تدوین قوانین حامی محیط زیست از اقداماتی که از روشهای مختلف دنبال میشود.
محیط زیست را باید به مردم معرفی کرد تا افکار عمومی بعنوان رکن اصلی از تلاش فعالین محیط زیستی حمایت کند. اما در همان زمانی که ما مشغول روشنگری هستیم، در بخش خصوصی و دولت تصمیماتی اتخاذ میشود و اقداماتی بعمل می آید که گاهی کاملا در تعارض با سخنان و اهداف تشکل های حامی محیط زیست است و به ما احساس کسی را میدهد که یک سطل آب بر آتش تخریب منابع طبیعی می ریزد.
جریان حمایت از محیط زیست کشور، همزمان با ساماندهی و تشکل و تنوع در رویکردهایش، بایستی نسبت خود را با سه حوزه افکار عمومی، دولت و بخش خصوصی روشن کند.
محیط زیست و افکار عمومی(مردم)
روشنگری در زمینه اهمیت محیط زیست و ضرورتهای ابتدایی و ثانوی برای صیانت از آن، نخستین قدم است. وبلاگنویسان به مثابه شهروندان جامعه مجازی و اهل رسانه بیشترین نقش را در این بخش برعهده دارند. تقریبا عمده ی تلاشهای حامیان محیط زیست کشور به همین حوزه مربوط بوده است و شایان تقدیر فراوان است.
محیط زیست و دولت
دولتها بطور طبیعی مایل نیستند از سوی افکار عمومی تحت فشار قرار بگیرند و نوعی مقاومت عملی در برابر خواستهای کلی جریانات حامی محیط زیست دارند. در مقابل این وضعیت، میتوان با تدوین پیشنویس قوانین مناسب و روشنگری و حمایت از نمایندگان سبز در مجلس و شوراها از درون حاکمیت، پروژه های زیست محیطی را پیش برد و موانع را از میان برداشت. در بعضی از کشورها، جریانات محیط زیستی نقش بسیار جدی در تحولات سیاسی برعهده دارند و به دولتهای بی توجه به محیط زیست، کارت قرمز میدهند و از بازی سیاست اخراجشان میکنند.
محیط زیست و بخش خصوصی
همسو کردن منافع مادی و معنوی موسسات و بنگاههای خصوصی قدم دیگری است که برای محیط میتوان زیست برداشت. همانگونه که نظافت و سلامت انسان با منافع بسیار از بنگاههای اقتصادی پیوند خورده و از سوی آنها حمایت میشود، میتوان به فکر آن بود که منافع بخش خصوصی را به سلامت جامعه و طبیعت پیوند زد. نباید این احساس بوجود آید که توجه به محیط زیست مساوی است با هزینه. محیط زیست سالم تنها یک ضرورت حیاتی نیست. فرصت زندگی زیبا و برخورداری از نعمتهای الهی است.
به هر حال بعضی از خدمات بخش خصوصی با حفظ محیط زیست در تعارض است. میتوان چنین خدماتی را با سیاستگذاری صحیح بتدریج محدود کرد
حرکتی همه جانبه و چند سویه راه حل مشکل محیط زیست در کشور ماست.
بزرگترین درخت کره زمین در ایران
سرو(نگین سبز) چهار هزار و پانصد ساله ابرکوه، با گذشت 1,642,500 روز از عمر خود، سرسبز و شاداب در پهنای کویر یزد در شهرستان ابرکوه مقاوم و استوار است و جهانیان را شگفتزده کرده است. دانشمندان و کارشناسان داخلی و خارجی، از این درخت به عنوان کهنسالترین درخت جهان یاد میکنند و میگویند: دیدن این درخت برای هر کسی جالب و شگفتآور است. اخیرا دانشمندانی از ژاپن و روسیه از این درخت دیدن کردند و عمرش را تا هشت هزار سال برآورد کردهاند.
پیشتر «الکساندر روف» دانشمند روسی، عمر آن را به 4000 تا 4500 سال برآورد کرده بود. «حمدالله مستوفی» هم در کتاب «نزهت القلوب» که به سال 740 هجری قمری تالیف شده است، درباره این سرو آورده است: در آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد چنانچه سرو کشمیر و بلخ، شهرتی داشته و اکنون این از آن بلندتر و بزرگتر است .
برخی مورخین معتقدند: نهال این درخت را «یافث» پسر نوح کاشته است. رئیس اداره محیط زیست ابرکوه هم گفت: این درخت به عنوان یک اثر طبیعی در سال 1382 به تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور رسیده است. رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری ابرکوه هم از درخت سرو به عنوان یکی از عجایب خلقت یاد کرد و افزود: این درخت خاطرات زیادی را در لابلای شناسنامه چندین هزارسالهاش به یادگار دارد. وی ارتفاع این درخت را 25 متر، دور تنه آن را 5/11 متر و محیط آن را 18 متر اعلام کردهاند. وی درخت سرو ابرکوه را از نوع سروهای مدیترانهای دانست و گفت: این گیاه بزرگترین درخت موجود زنده روی زمین است.
منبع خبر : تبیان

سالهاست که فعالین هوادار حفظ محیط زیست به روشهای مختلف در تلاشند تا از مادر زمین در برابر زیاده خواهی فرزندانش صیانت کنند. آگاهی رسانی و تلاش جمعی میتواند نقطه پایانی بر بی توجهی دولتها و مردم جهان باشد.
در ایران، به مدد وبلاگستانی نیرومند و موثر، از حقوق واقعی نسل بشر برای زندگی دفاع میکنیم و با تکیه بر سبزی راه و اندیشه و عقل و احساس، وبلاگستان را سبز میکنیم.
موج سبز حق مسلم ماست.
وبلاگستان را سبز میکنیم
از پنجم ژوئن ۱۹۷۲ همه ساله و به مدت 36 سال، طرفداران محیط زیست از یگانه زیستگاه شناخته شده ی حیات یعنی کره زمین و خطرات و مصائبی که بر آن میگذرد، میگویند. وبلاگنویسان محیط زیستی ایران نیز همت کرده اند و برای تولید محتوای فارسی زیست محیطی و انعکاس نظرات خود در اینترنت، موج سبز را به راه انداخته اند و امیدوارند تا در آگاهی بخشی و صیانت از سلامت طبیعت قدم بردارند.
پرشین بلاگ نیز به نوبه خود از حرکت وبلاگنویسان محیط زیستی، موج سبز، حمایت میکند و امیدوار است وبلاگنویسان از 16 تا 22 خرداد با نگارش یادداشت زیست محیطی و اشاره به مشکلات موجود در مناطق زندگی خود، به رسالت و تعهد خود در قبال طبیعتی که در آن زندگی میکنند، عملا وفادار باشند.
برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید.
اصل پنجاه قانون اساسی:
در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.
دریاچه و سد طبیعی سریز در میان کوهستان بدخشان تاجیکستان در ارتفاع ۳۲۰۰ متری از سطح دریا.
این دریاچه به دنبال زلزله و مسدود شدن مسیر رودخانه مرغاب در اوایل قرن بیستم٬ آبگیری و بیش از هفده میلیون متر مکعب آب در آن ذخیره شده است. مردم تاجیکستان نگران سرازیر شدن آب این دریاچه و وقوع فاجعه اند.
چشمی بیدار برای حفاظت از حقوق معنوی خلیج فارس و طبیعت زیبای خلیج فارس از هر نوع گزند.
پاسداری از طبیعت و حقوق معنوی خلیج فارس حق مسلم ماست.
لینک وبلاگ
لینک مطلب از وبلاگ محیط زیست کیش:

محمد درویش هفته گذشته د رنشست هم اندیشی وبلاگ نویسان محیط زیست لحظات کوتاهی صحبت کرد . درویش در این سخنرانی به حکایت تخریب محیط زیست در آرژانتین پرداخت و خاطر نشان کرد که ایران هم در تخریب طبیعت چیزی کم از ارژانتین ندارد . وی همچنین به بخش هایی از سخنان دکتر فرود شریفی رییس سازمان جنگلها اشاره کرد و با انتقاد از ایشان گفت : "یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نکرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه کارهای کشور را تعطیل کنیم.»
متن کامل سخنرانی ایشان روز شنبه در روزنامه کارگزاران با عنوان " بادها نامساعدند" به چاپ رسید . حتما بخوانید.
بادها نامساعدند
آلبرت اینشتین، هنگامیکه مامور قطار از وی تقاضای بلیط کرد شدیدا به فکر فرو رفت. پس از مدتی جستوجوی خستهکننده در جیبهایش، برنده نوبل با عجله چمدانهای خود را از تاقچه پایین آورد. مامور قطار او را شناخت و گفت: «نگران نباشید پروفسور من مطمئن هستم دانشگاه پرینستون پول بلیط دیگری را برای شما خواهد پرداخت.» اینشتین پاسخ داد: «مرد جوان! من نگران پول بلیط نیستم من میخواهم بدانم به کجا میروم !!»
محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع، هفته گذشته در جمع وبلاگنویسان زیستمحیطی با این مقدمه سخنرانی خود را درباره محیطزیست و اینکه چرا باید حفظ طبیعت برای هر یک از ما دغدغه باشد، آغاز کرد. او با این مثال در واقع سعی داشت تا از دولتمردان ایرانی بپرسد که قطار توسعه کشور که این روزها گویا ترمز هم بریده و با سرعتی وصف ناشدنی در حال حرکت است، سرانجام به کجا خواهد رسید؟ و آیا آنها که بیتوجه به سرنوشت محیطزیست و منابع طبیعی فقط به احداث کارخانجات و صنایع آلاینده نفت، گاز، سیمان، پتروشیمی، جادهسازی و سدسازی میاندیشند آیا خود میدانند که در انتها به کجا میرسند و چه چیزی در طبیعت باقی میگذارند؟
هر چند او این پرسشها را بهطور مستقیم مطرح نکرد اما مثالی که در ابتدای سخنانش در جمع وبلاگنویسان محیطزیستی به زبان آورد و ادامه سخنانش، در واقع همین پرسشها را با زبان بیزبانی طرح میکرد. محمد درویش، مدیر تارنمای «مهار بیابانزایی» و نخستین وبلاگنویس محیطزیست ایران است که ورودش به فضای مجازی در نخستین روزهای سال 84 مقدمهای شد برای ایجاد یک جنبش زیستمحیطی در فضای مجازی. او اندیشه کاستن از «شتاب افت کارایی سرزمین» و «مهار جریان ویرانگر بیابانزایی در ایران» را ترویج و از نگاه یک سویه و افراطی به حفظ محیطزیست هم پرهیز میکرد. بدون شک مهمترین نقطه قوت او در ترویج فرهنگ زیستمحیطی در بین بلاگرهای ایرانی، همین بود که در عین حال که از زیستمندان و طبیعت دفاع میکرد به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه هم توجه داشت. همین امر باعث شد تا خیلی زود مخاطبانی را برای تارنمای مهار بیابانزایی جمع کند که شاید تنها طیف محدودی از آنها متخصص در علوم طبیعی و محیطزیست بودند و مابقی در بین سایر اقشار مردم و متخصصان با گرایشهای مختلف علمی، هنری، اقتصادی، اجتماعی و. . . بودند.
تارنمای مهار بیابانزایی هفته گذشته در روزی که به نام زمین نامگذاری شده بود و همزمان در بیش از 140 کشور جهان این روز را جشن میگرفتند به عنوان یکی از برترین وبلاگهای زیستمحیطی ایران انتخاب و معرفی شد. وی سپس ادامه داد: محیطزیست همه آن چیزی است که به واسطهاش میتوانیم «زندگی» کنیم و نه اینکه فقط زنده باشیم و «زنده»گی کنیم. حفظ محیطزیست و پاسداری از یگانه بستر شناخته شده حیات در گیتی، یعنی کره زمین، نه فقط آرمانی است ارزشمند بلکه خردمندانهترین کاری است که هر یک از اهالی زمین باید در الویت وظایف و مسوولیتهای خویش قرار دهد و ما به عنوان یک ایرانی باید افتخار کنیم و به خود ببالیم که در سرزمینی زیست میکنیم که ارزش هر هکتار از خاکش 22 برابر میانگین ارزش هر هکتار از خشکیهای زمین است.
به گفته او مطابق ستادههای به دست آمده از پژوهشی که توسط یک گروه 13 نفری از دانشمندان شناخته شده بینالمللی در سال 1996 به انجام رسید، ارزش تجاری طبیعت برابر با 30 تریلیون دلار برآورد شده است که اخیرا دکتر مخدوم به نقل از «آلونسو» این رقم را 33 تریلیون دلار اعلام کرده است. در این صورت موقعیت ممتاز ایران با این توصیف آشکارتر میشود چرا که بهرغم دارا بودن تنها 32/0 درصد از مساحت کره زمین، (بر مبنای گزارش سال 1993 بانک جهانی) کشور ایران حدود 7 درصد از کل ذخایر طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است. به بیانی دیگر ایرانیان وارث سرزمینی هستند که ارزش متوسط هر هکتار آن حدود 22 برابر میانگین جهانی است، سرزمینی که مواهب کمنظیر آن، نه فقط به نسل امروز و نه حتی به آیندگان این بوم و بر، که متعلق به نوع به بشر است و میراثی جهانی است.
محمد درویش خاطرنشان ساخت: چنین است که هر چقدر از محیطزیست بگوییم و به دفاع از آموزههای پایداریاش در زیستمحیط ارزشمند و ناب وطن اصرار ورزیم کم است و درست به همین دلیل است که تولد ابزار نوین نگارش مجازی را باید به فال نیک گرفت و کوشید تا این طفل نوپای دیجیتال اما سریعالرشد و پرنفوذ را به خدمت ارتقای محتوای آثار فارسی ثبت شده در حوزه محیطزیست رساند. به راستی این کدامین ابزار است که بتواند با سرعتی برابر دست نوشتههای وب، تمامی پهنه زمین را درنوردد و تو را در کسری از ثانیه با محتوای اندیشههای هم زبانی دیگر در آن سوی اقیانوس اطلس و یا در آباد بومی ناشناخته در بشاگرد آشنا سازد و تعاملی دو سویه و افزاینده را جان دهد؟! پس یادمان باشد برای حفظ محیطزیست باید بر دانش عمومی ایرانیان و نه لزوما نخبگان جامعه بیفزاییم و اینک یکی از مردمیترین و گستردهترین ابزارها بهرهگیری از وبلاگ و عضویت در جامعه مجازی ایرانیان در وبلاگستان فارسی است.
وقتی زنده یاد سهراب سپهری در سالهای میانه دهه 40 شمسی، قطعه مشهور «آب را گل نکنیم در فرودست انگار کفتری میخورد آب» را سرود یک منتقد مشهور ایرانی نقدی پر سرو صدا برآثار او نوشت و او را خطاب داد: «در شرایطی که آمریکا در ویتنام بمبهای ناپالم میریزد و آدم میکشد تو نگران آب خوردن یک کبوتری؟» سپهری چنین پاسخش داد: «دوست عزیز ریشه قضیه در همین جاست. برای مردمی که از شعر نمیآموزند که نگران آب خوردن یک کبوتر باشند آدمکشی در ویتنام یا هر جای دیگر بدیهی است.»
در همین ارتباط خالق کتاب توسعه به مثابه آزادی میگوید: یکی از دلایل عقبماندگی هند از چین غفلت از توسعه آموزش ابتدایی و متوسطه در هند بوده است. این برنده نوبل اقتصاد در سال 1998 معتقد است که ارتقا آموزش و پرورش همگانی و نه نخبهخیز، سنگ بنای دستیابی به توسعه اقتصادی است.
در نخستین سالهای آخرین دهه قرن بیستم، لستر تارو، یک اقتصاددان مشهور آمریکایی که سمت مشاور اقتصادی کلینتون، رئیس جمهور وقت ایالات متحده را نیز بر عهده داشت به صراحت اعلام کرد: «در قرن بیست و یکم فقدان منابع طبیعی در یک کشور ممکن است مزیتی باشد.» در آن زمان آرژانتین هنوز یکی از سفیدترین کشورهای آمریکای لاتین محسوب میشد، کشوری که تارو در صفحه 48 از کتاب خویش منابع طبیعی انبوهش را با ژاپن مقایسه میکند که از منابع طبیعی اندکی نسبت به آرژانتین برخوردار است و میگوید: بهرغم برخورداری از چنین منابعی آرژانتین فقیر است و ژاپن ثروتمند. اینک از زمان مقایسه تارو حدود 16 سال میگذرد، دراین مدت قدرتمندترین کشور آمریکای لاتین تلاش کرد تا با اجرای مقلدانه سیاستهای اقتصادی نهادهایی نظیر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، بدون تطابق آن با ویژگیهای بومی سرزمین خویش، جهتگیری سرمایهگذاری و پژوهشی خود را به سمت تولید ابزارهای انسان ساخته ( Mam Made )، تغییر دهد. در این راه نیز از حراج اندوختههای طبیعی هراسی به دل راه نداد و سرمایههای مادی و معنوی چندانی نیز برای حراست از این منابع در نظر نگرفت. چرا که آنها سخنان تارو و امثال آن را چنین دریافته بودند که «راه ثروتمند شدن از طبیعت نمیگذرد» نتیجه آنکه کشوری که که در آغاز دهه نود میلادی میشد آن را دستکم با ژاپن قیاس کرد، در آغاز نخستین دهه از هزاره سوم میرفت تا با جمهوریهای ورشکسته آسیایمیانه مقایسه شود، کشوری که کسی قادر به اداره آن نبود در کمتر از یکماه 5 رئیس جمهور عوض کرد و بیسامانی را بدانجا رسانده که هم اینک هر کودک آرژانتینی در بدو تولد ناگزیر است سنگینی 4 هزار دلار بدهی خارجی را بر دوش خویش تحمل کند آن هم سرزمینی که تا چندی پیش درآمد سرانه ساکنانش به حدود هشت هزار دلار در سال بالغ میشد !
وی سپس وضعیت نابسامان منابع طبیعی ایران را مشابه آرژانتین عنوان کرد و از این سخن رئیس جمهور مبنی بر اینکه «منابع طبیعی سد راه توسعه شده است» انتقاد کرد. عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع سپس ادامه داد: این را گفتم تا یادمان باشد وقتی روزی روزگاری به مسوولیتی رسیدیم و جایگاهی حقوقی یافتیم دغدغههای خود را فراموش نکرده و نگوییم: «اگر بخواهیم به ملاحظات زیستمحیطی پایبند باشیم و حفظ طبیعت را در الویت نخست خویش قرار دهیم باید همه کارهای کشور را تعطیل کنیم.»
این جمله، در واقع بخشی از سخنان دکتر فرودشریفی، رئیس سازمان جنگلها و مراتع است که 50 روز قبل در هفته منابع طبیعی خطاب به منتقدانش عنوان کرد! محمد درویش همان روز از بیان صریح چنین دیدگاهی توسط عالیترین مقام مسوول جنگلها و مراتع در کشور ابراز تاسف کرده بود و در تارنمای مهار بیابانزایی نوشت: «در حقیقت، دکتر فرود شریفی، دومین رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در زمان صدارت مهندس اسکندری بر صدر وزارت جهاد کشاورزی، همان حرفی را زد و در را بر همان پاشنهای چرخاند که سالهاست دیگر مدیران ناآشنا با ملاحظات زیستمحیطی عنوان کرده و میکنند و علنا از محیطزیست با عنوان «محیط ایست» نام میبرند.»
محمد درویش سپس یادآور شد: باور کنید «اگر در بزرگراهی مسیر اشتباهی را طی میکنیم، آهسته کردن گامها، دردی را دوا نمیکند» باید هر چه زودتر ایستاد و دور زد. البته به شرط آنکه مانند ناخدای کشتی سنگور، مسیر را گم نکرده باشیم ! چه در آن صورت «برای ناخدایی که نمیداند کشتیاش به کدام بندر رهسپار است، هر بادی نامساعد است. امیدم این است که اندیشههای منتشر شده دوستان و هموطنان فرهیخته سبز اندیشم، بتواند هر چه بیشتر هم مسیر درست را نشان دهد و هم باد مساعد را شناسایی نماید.
+ نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 14:54 توسط مژگان جمشیدی
سرزمین ایران٬ سرزمین گنجهاست. گنجهای بسیاری در گوشه و کنار این سرزمین کشف شده و نشده وجود دارد. بسیاری خواب گنج می بینند و با فلزیاب و نقشه به جان خاک افتاده اند ولی گنچ بزرگ این سرزمین٬دفینه های آن نیست. منابع معدنی و طبیعت و محیط زیست ایران نیز گنجینه ای عظیم است که به آن بی مهری بسیار کرده ایم ولی گنجینه ای اصلی ملت ایران که کلید استفاده از بقیه ی گنجینه هاست٬ چیز دیگری است.
==============================
گنج های خاموش ایران به جای خود٬
خرد و دانش ایرانی٬ گنجینه ی بی پایان ماست
با بکار گرفتن آن٬ قدرشناس باشیم.
محیط زیست ما
قربانی بی تدبیری و ناسالم بودن مدیریت جهانی و کشوری ما انسان هاست.
تغییر مدیریت کشور و جهان بدون تغییر در انسان و جامعه ممکن نیست.
========
مدیریت عالم٬ عاقل٬ سالم حق مسلم ماست.
گردهمایی ها و قرارهای وبلاگی نیز انواع مختلفی دارند. بعضی سبز و مفید و مبارک اند.
از جمله گردهمایی های سبز گردهمایی خوب وبلاگنویسان زیست محیطی بود که توسط مرکز صلح و محیط زیست و با حمایت و همکاری پرشین بلاگ برگزار شد.
مراسم خوب و با کلاس و معتبری بود. آشنایی بیشتر با فرهیختگان این حوزه برای من نیز افتخاری بود.
سرکار خانم پولادزاده مدیر روابط عمومی پرشین بلاگ بعنوان اولین سخنران جلسه و پیش از سرکار خانم دکتر ابتکار٬ سخنان ارزشمندی را مطرح کردند که مورد استقبال وبلاگنویسان حاضر قرار گرفت.
امیدوارم همه ی محتوای تولیدی در این گردهمایی بصورت شایسته ای ارائه شود.
سخنان ایشان را در ادامه مطلب ببینید.
ادامه مطلب ...
یک قرار وبلاگی با کلاس فردا برگزار میشود. دوستانی که به گل و درخت و آسمان و زمین و باد و خاک و آب و سلامت و طبیعت علاقه دارند٬ حتما شرکت کنند: قطعا آشنایی متقابل وبلاگ نویسان عزیزی که با علاقه خود به بیان مطالب محیط زیست می پردازند،می تواند فرصت خوبی برای آشنایی حقیقی آشنایان در فضای مجازی باشد! ضمنا روز زمین پاک نیز زمان خوبی برای این نشست خواهد بود . متواضعانه از تمام وب نویسان محیط زیست تقاضا می کنم در این هم اندیشی شرکت فرمایند. زمان : دوم اردیبهشت سال۱۳۸۷ ساعت ۱۵ الی ۱۸ مکان :سالن همایش ستاد کارآفرینی شهر تهران واقع در شهرک قدس فاز ۶ ایوانک غرب نبش گل افشان جنوبی با احترام سید محمد مجابی![]()
لینک وبلاگ محیط زیست











