درباره نویسنده
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
Mehdi Boutorabi was born in Tehran ,1963, CEO of PersianBlog /////// دانش آموخته ی مهندسی اموات (تاریخ) مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد (1370-1362) شهید بهشتی مقطع دکتری (1376-1371) تربیت مدرس از پایان نامه دفاع نکردم و لذا به من نگویید دکتر تا سال 1370 بیشتر در حوزه های فرهنگی و انتشاراتی و پژوهشی بخش خصوص فعالیت داشتم و بعد از آن فاوا. نشر سفیر / موسسه میراث ملل / موسسه فرهنگی حنفا / نشریه تحصیل / شرکت افزاری حنفا و شرکتهای همکار آن و گروه سایتهای پرشین بلاگ از فعالیتهای حوزه فرهنگ و رسانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات(فاوا). از کودکی به شاهنامه علاقه خاصی داشته ام. شاید به دلیل روحیه سلطانی (پدر پدرم سلطان و به نوعی نظامی بود و در غورخانه به سراجی مشغول بود) باشد و شایدم نسبتی که با مرشد غلامحسین (غول بچه - پدر بتول خانم مادر اصغر آقا) دارم. mehdiboutorabi(at)yahoo(dot)com اکرنه به معانی بی کرانه و زمان بی کرانه ... ابدیت ======= ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری / برحذر باش که سر میشکند دیوارش
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • متن قانون جرایم رایانه ای
  • آمار لحظه به لحظه جهان
  • لیلی نام تمام دختران زمین است از عرفان نظر آهاری
  • از سخنان مشاهیر 1
  • صد سایت نخستین مشهور
  • مدرنیته ایرانی
  • لینکها
  • فهرست سایتهای فارسی
  • واژگان وبلاگستان
  • عکسهای قدیمی تهران / طهران
  • Chomsky: Israel is heading for destruction
  • عکسهای امام
  • شعارهای کشورها
  • تاریخچه ای از نگارش و خط
  • لییینک
  • کتیبه پنجم داریوش در شوش
  • آموزش انگلیسی بصورت آنلاین
  • تقویم جشن های ملی باستانی
  • وصیت داریوش کبیر به خشیارشا شاه
  • نقالی و غول بچه
  • چهل کار مفید برای سلامت
  • لوییز امور اثر کریستین بوبن
  • تستها
  • حج دکتر شریعتی
  • عطیه برتر از پائولو کوئیلو
  • مصاحبه هوشنگ امیر احمدی در باره سفر اخیرش به ایران
  • نامه به یک گروگان
  • مسیح در شقایق اثر کریستیان بوبن
  • وصیت نامه
مطالب اخیر
  • خانه ای خالی برای فروش
  • محبت
  • دلتنگی
  • پرده آخر
  • بشار اسد و بحران سوریه
  • فرزندانی برای خودمان
  • اهمیت کتاب در روشنگری را قدر شناسیم
  • نقش آفرینان در بزنگاه تاریخ
  • میلاد مبارک حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همگان مبارک باد
  • مغز کودکانه
  • همه بازار
  • از اهداف تحریم غرب علیه ایران
  • بحران خودباوری روشنفکری
  • مصاحبه : مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد
  • قدرت انسان
  • مستمر و ماندگار چون وب
  • بدبینی بی مورد
  • آخر دنیا هم زیباست
  • عقل و عشق
  • حق و باطل ... دانش و جهل
  • رفتار با سرمایه ها
  • عرصه های خدمت و تلاش
  • کم بنیه
  • الزامات جهانی در کسب و کارهای اینترنتی
  • وحدت کلمه : رمز و روش پیروزی بر استبداد شاه
  • جهان چند قطبی با محوریت جامعه و انسان نه دولت و تثلیث زر و زور و تزویر
  • خدای بی همتا
  • بعضی کلیدها سوخته اند
  • مذاکرات با عمل و بی عمل
  • اعتماد در سایه آگاهی
کلمات کلیدی مطالب
  • (٢)
  • آسیب اجتماعی (۱)
  • آسیب شناسی فضای مجازی (۱)
  • آمریکا (٤)
  • آموزش و پژوهش (۳)
  • آیت الله جوادی آملی (۱٢)
  • آیت الله مصباح یزدی (٧)
  • آیت الله هاشمی رفسنجانی (۱٠)
  • آینده جهان و پیش بینی (۱٢٥)
  • احزاب و تشکل ها (٢٢٢)
  • احمدی نژاد انتخابات و دولت نهم و دهم (۱۱٩٢)
  • احمدی نژاد و دولت دهم (۱)
  • اخلاق و ارزش ها امید اعتماد (۱۸۱)
  • ادبیات نویسندگان (٥)
  • ادبیات نویسندگان داستان (٦٢)
  • ادبیات نویسندگان داستان ضرب المثل (٢)
  • ادبیات و فرهنگ و میراث جهانی (٥)
  • ادیان مذاهب فرق ایدئولوژی (۱٥)
  • ادیان و مکاتب فکری (۳)
  • اراذل و اوباش اینترنتی (٢)
  • اسطوره (۱)
  • اسلام (٢)
  • اسلام ناب محمدی (٢)
  • اشاعه فحشا (۱)
  • اصلاحات چیست؟ (٥)
  • اصول (٢)
  • اصولگرایان و اصلاح طلبان و سیاستمداران (٤٤٠)
  • اطلاع رسانی (٤)
  • اعتراض انتقاد تظاهرات شعار راهپیمایی (٧)
  • اعتراض و انتقاد و تظاهرات (۱٥٦)
  • افراط و تفریط (۱)
  • افراطی گری (۱)
  • افغانستان (۱)
  • اقلیت اکثریت (۱)
  • اقوام و اقلیت ها (٩)
  • اقوام و اقلیت ها و اقشار (۳)
  • امام خمینی و انقلاب اسلامی و خط امام (٢۳٦)
  • امامان علی حسن حسین رضا مهدی (۱۱۱)
  • امربه معروف نهی از منکر (۱)
  • امید و آرزو (۸)
  • انتخاب (٢)
  • انتخاب دهم (۱)
  • انتخاب و تقلید (٦)
  • انتخابات 24 اسفند (٤)
  • انتخابات ریاست جمهوری (۳)
  • انتخابات مجلس شورا شورای نگهبان رای شعار (۱٩۱)
  • انتخابت دهم (٢)
  • اندیشه و دلنوشته (٧٩٤)
  • انرژی (٤)
  • انرژی و نفت و گاز (٢)
  • انسان جامعه هستی زندگی مرگ دنیا آخرت (٢٤٦)
  • انگیزه تلاش موفقیت (٢)
  • اومانیسم (۱)
  • ایده و نوآوری و کارآفرینی (۱۳)
  • ایران شناسی (٢)
  • ایران و ایرانی (۱٤۱)
  • ایرانگردی و جهانگردی و توریسم (٢)
  • اینترنت و وب (٦)
  • اینترنت و وب جامعه و فضای مجازی (٢۱۱)
  • اینفوگرافیک (۱)
  • بازداشت (٢)
  • بازداشت زندان شلاق انفرادی (۱۱)
  • بازداشت و زندان (۱٤۸)
  • بازی کامپیوتری (۱)
  • بانوان برتر وبلاگستان (۱)
  • بانک و بیمه (٤)
  • بخش خصوصی و غیردولتی (۳٥)
  • بصیرت (۱)
  • بنی اسرائیل (۱)
  • به همین سادگی (۱)
  • بهار عربی (٢)
  • بیگانه ستیزی (۳)
  • پارلمان مجازی (۱)
  • پزشکان (۱)
  • پیامبران نوح ابراهیم موسی مسیح محمد (٥٠)
  • پیروی اطاعت تسلیم (۱)
  • پیش بینی (۱)
  • پیشنهاد (٧٤)
  • تاجیکستان (۱٠)
  • تاریخ اسلام (٧)
  • تاریخ ایران (٩)
  • تاریخ چیست؟ (٢)
  • تاریخ معاصر ایران (٢)
  • تاریخ و میراث فرهنگی ایران (۸)
  • تاکسی نامه (٢)
  • تبلیغات و بازاریابی (۱۱)
  • تتدبیر و بی تدبیری (۱)
  • تجارت الکترونیک (٢)
  • تجربه روزانه (۱)
  • تحریم (٥)
  • تدبیر و بی تدبیری (٢۸٤)
  • تروریسم خشونت ترس افراط و تفریط (٧٦)
  • تعاملات اجتماعی (٦)
  • تغییر (۳)
  • تغییر تعامل آسیب اجتماعی (۸٢)
  • تقلب و تخریب و هتاکی (٢٦٠)
  • تقلب و تخریب و هتاکی ش (٢)
  • تهران (۱۱)
  • توریسم (٤)
  • جالب (٧)
  • جالب و شگفت انگیز (٤)
  • جامعه مجازی (۳)
  • جبر و اختیار (۱٠)
  • جشن (۱۱)
  • جشن تولد پرشین بلاگ (٢)
  • جشنواره (۱٦)
  • جشنواره و جوایز (٢)
  • جملات زیبا و زشت (۳)
  • جمهوری اسلامی (٦)
  • جمهوری سلطنت قبیله حکومت (٤)
  • جنگ سایبری نرم سخت (٧)
  • جنگ و بحران (٥)
  • جنگ و بحران و صلح (٥)
  • جنگ و جنایت (٢)
  • جنگ و صلح (٧)
  • جهاد اکبر و اصغر (۳)
  • جهان اسلام (۳٩)
  • جهان بینی (٤)
  • جهان و جهانیان (۱٧٠)
  • چلچراغ (٧)
  • حجاب (۱)
  • حدیث (٤)
  • حریم خصوصی (٢)
  • حزب اعتماد ملی (٥)
  • حزب الله لبنان (٢)
  • حسن و قبح (٢)
  • حضرت فاطمه (٤)
  • حق و باطل منطق دینی (٥۳)
  • حقوق بشر (۱)
  • حقوق بشر و قضاوت (٩٦)
  • حکایت (۳)
  • حیوانات (۱)
  • خانواده ازدواج دختر پسر زن مرد (۳)
  • خاورمیانه عربی و آفریقا (٧)
  • خبرستان (٤٥٠)
  • خبرگان رهبری (٥)
  • خبرگزاری فارس (٥)
  • خط امام و اسلام ناب محمدی (٤)
  • خلیج فارس (٧)
  • خلیج فارس و عرب (٢)
  • خلیج فارس و عرب ها (٢)
  • خیریه مردم نهاد (٢)
  • دانش ثروت قدرت (۱٧)
  • دانشجویان و دانشگاهیان (٧٦)
  • دروغ و تکذیب و فریب (۱٩٢)
  • دشمنان و رقبا (٤)
  • دعا و نیایش (٢۱)
  • دوست و دوستی و دوستیابی (۳)
  • دوم خرداد (٤)
  • دکتر عزیز الله بیات (٢)
  • دکتر علی شریعتی (٢٢)
  • دکتر مصدق (۱)
  • ذکر و ذاکرین (۱)
  • رای و انتخابات (۳)
  • رسانه خبرنگار دیجیتال مدیا خبر اطلاع رسانی (٢٩٠)
  • رستم (۱)
  • رشد توسعه آمار اقتصاد (٦۱)
  • رمضان (٢)
  • رنسانس جهانی (٢)
  • رهبری آیت الله خامنه ای ولی فقیه (۱۱)
  • رهبری مدیریت استراتژی (۱۱)
  • روابط خارجی ایران آمریکا (۱٩٥)
  • روانشناسی (٢)
  • روحانیت و مرجعیت (٢٩٤)
  • روز حهانی وبلاگ (۱)
  • روشنفکران فرهیختگان نخبگان (۱٩)
  • زر و زور و تزویر (٢)
  • زشت و زیبا (٢)
  • زمستان (۳)
  • سایت اینترنتی (۸)
  • سایتهای اینترنتی (٥)
  • سپاه پاسداران (۳)
  • ستاد مجازی انتخابات (٢)
  • سرمایه انسانی مالی عاطفی نمادین ملی (٢)
  • سفرنامه (٧)
  • سلامت (٢)
  • سلامت مجازی (۳)
  • سنت و مدرنیزم (٢)
  • سهام بورس سرمایه گذاری ملک ارز طلا (٢)
  • سیاست تاریخ فرهنگ هنر (۸٩)
  • سید محمد خاتمی (٦٢۱)
  • شاهان ایران (۳٩)
  • شب قدر (٤)
  • شب یلدا نوروز چهارشنبه سوری (۱٤)
  • شعرا (٧)
  • شعرا ادیبان حافظ مولوی فردوسی سعدی (۸٩)
  • شهدا ایثارگران دفاع مقدس (٧۱)
  • شیخ مهدی کروبی (٥٥٥)
  • صدا و سیما (۱٤٧)
  • طنز و کاریکاتور (٦۱)
  • ظلم و استبداد و زور (۱٤٧)
  • عاشورا (٢)
  • عدالت آزادی آگاهی استقلال انتخاب خودباوری (۱٥٥)
  • عدالت آزادی تقلید آگاهی انتخاب (٧)
  • عشق و محبت و شادی و غم (٦٥)
  • علم جهل ترس عقل خرافه (۳٥)
  • علیرضا عسگری (٢)
  • عمو پورنگ داریوش فرضیایی (٤)
  • عکس (٦٩٠)
  • فاوا فناوری اطلاعات و ارتباطات (٩۳)
  • فردوسی (۳)
  • فرقه گرایی و ارتجاع و طالبانیسم (٢)
  • فرهنگ (۸)
  • فرهنگ و آیین (٩)
  • فرهنگ و آیین و دین (۱۱٥)
  • فرهنگیان (٤)
  • فطرت (٤)
  • فقر فساد اعتیاد فحشاء تبعیض ستم زور جنایت (۱٦)
  • فلسطین اسرائیل روز قدس (٢۱٩)
  • فلسفه عرفان کلام فقه علوم اسلامی (۳)
  • فیلترینگ و سانسور و مسدودی کمیته تعیین مصادیق (٥۸)
  • قانون اساسی پروتکل آیین نامه (٥٦)
  • قرآن کریم اسلام حدیث و روایت (٥٢)
  • قرون وسطی و عقب افتادگی (۳)
  • قضا و قضاوت (۱٧)
  • گروش به اسلام (۳)
  • گفتگو (٧)
  • گفتمان (٦)
  • گوگل فیسبوک یوتیوب پرشین بلاگ بلاگفا (٢٤)
  • گوناگون عجایب نکات راز مرموز (٢)
  • ماهواره شبکه تلویزیونی (٢)
  • مثنوی معنوی (٢)
  • محیط زیست گردشگری ایرانگردی جهانگردی (٤٢)
  • مرجعیت (٢)
  • مرجعیت مجازی شکاف و میراث دیجیتال (٢)
  • مردم سالاری (۱۳٧)
  • مردم سالاری دیکتاتوری آنارشیسم (٤)
  • مسابقه جشن جشنواره (٥)
  • مشروعیت (۱)
  • مصاحبه (۳)
  • مصاحبه و خاطره (۱٤۸)
  • مصاحبه و خاطره و پیام (۳)
  • منافع امنیت کشور اعتماد ملی (۸۱)
  • منطق و شناخت و حکمت (۱۳۱۱)
  • مهاجرت (۱)
  • مهدویت (۱۳)
  • مهدی بوترابی (٦)
  • موبایل و تلفن همراه (٢)
  • مورخان و جغرافیدانان (۱)
  • موفقیت (٤)
  • میر حسین موسوی (٢)
  • میراث فرهنگی (٢)
  • میرحسین موسوی (۳٧٠)
  • نام تجاری (۱)
  • نخبگان و روشنفکران (٦)
  • نظامیان و انتظامیان و سپاه و بسیج (۱٢٢)
  • نظرسنجی و افکار عمومی و عموم (٤٥)
  • نفاق و ریا (۳)
  • نفت (۸)
  • نفت و گاز (٦)
  • نقد و بحث و اندیشه نقد (٤)
  • نوروز و بهار (٦)
  • همایش (٥)
  • هنر هنرمندان موسیقی مفاخر (۸۸)
  • هویت مجازی (۱)
  • وب اینترنت جامعه و فضای مجازی (٦)
  • وب فارسی (۳)
  • وبلاگ فستیوال (۳)
  • وبلاگستان وبلاگ وبلاگنویس وبلاگنویسی (٦٢٥)
  • وحدت کلمه (٥)
  • وحدت کلمه و تفرقه (۱٢)
  • ورزش و ورزشکاران (٥)
  • ورزش ورزشکاران فوتبال (٤۳)
  • ولایت مطلقه فقیه رهبری مقام معظم (۳۸٦)
  • ویدئو (٢)
  • کتاب و گزیده (۳٧)
  • کسب و کار اینترنتی (۱۱)
  • کودکان جوانان زنان سالمندان (۱۱۳)
  • کیهان و رجانیوز (٢٢)
  • یادبود و بزرگداشت (٢٠٥)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • مهر ۸۳
دوستان من
  • گروه سایت های اینترنتی پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • پروفایل من در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • جامعه شناسی و زندگی روزمره در ايران
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
  • اینترنت و جهان و جامعه مجازی
  • يادداشتهای يک زی زی گولو
  • خدايی که شکست خورد
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • وبلاگ طنز میرزا افشین
  • داستانهای محمد رضا
  • خاطرات زهرا نازنازی
  • ماشين سفر در زمان
  • پرواز در آسمان خيال
  • احساس تنهايی من
  • سلطان صاحبريال
  • کلبه ی پاييزی من
  • الطاف خفیه الهی
  • شاید زمانی دیگر
  • پشت نقاب شب
  • موسسه رحمان
  • گروه بارانی ها
  • علی(آدمک ها)
  • نسيم سحری
  • يک سبد ستاره
  • بانوی فروردین
  • یک وب نوشت
  • پاييز هميشگی
  • من آینده من
  • فاطمه گل یخ
  • اهورای بزرگ
  • MasterMusic
  • تا انتها تن ها
  • گوهر ياران
  • پدر(نم نم)
  • گل داوودی
  • پاییز عریان
  • وبلاگ اکرنه
  • دنيای آبی
  • پاپاراتزي
  • يغمايی
  • صندلی
  • سوگل
  • طوبی
  • شفق
  • یاشار
  • معبد
  • حميد
  • کيهان
  • طه
  • حنفا
  • فنز
  • آذر
  • بهناز
  • زيبا
  • پارسا
  • گل يخ
  • حامد
  • کلمه
  • عماد
  • طهورا
  • اکرنه
  • گفتمان
  • ياد وطن
  • دکورتن
  • کانون ادبی
  • علی تاری
  • وب نوشت
  • خواب و رويا
  • پری دريايی
  • نسيم صبح
  • الطاف خفيه
  • دفاع مقدس
  • آواز پر جبرئيل
  • دفتر خاطرات
  • قلب خاموش
  • موج موسيقی
  • جامعه ی ايران
  • دادگاه رسمی
  • يك گوشه‌ي دل
  • نازک - پرتقالی
  • وبلاگ سلطان
  • دکتر داد و بیداد
  • سه نقطه وبلاگ
  • پاسبان حرم دل
  • يک قلب پاک ...
  • پرتال امام خمینی
  • از تلخ و شاد وطنم
  • کدبانوی دیجیتالی
  • کدخدا و اهالی ده
  • دفتری برای همیشه
  • داود (خورشيد نامه)
  • خديجه ام المومنين
  • دانشگاه با طعم باران
  • دانلود فایلهای مذهبی
  • تاجیکستان بر فراز جهان
  • لحظه هايي كه مي گذرند
  • برای امروز٬ فردا و هميشه ام
  • گروه فرهنگ و هنر پرشین بلاگ
  • در باره انديشه و احساس خودم
  • در باره اينترنت و جهان و جامعه مجازی
  • باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • براي همين است كه قلم ساقي ميشود
  • باشگاه هواداران پرشین بلاگ در باشگاه مدیران و متخصصان ایران سیمرغ
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر







زمان بی کرانه ، ايران جاودانه ... اکرنه
اندیشه ای دلنوشته از ایران زمین و ایرانی به یاد ایرانشهر و اهل قلم : سرشت و سرگذشت و سرنوشت
داشته های فراوان امروز ... امید واقعی به فردایی بهتر و برتر است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱

داشته های امروز ما

رضایت درونی از عملکرد چند سال اخیر

وحدت در خویش و با دیگران

احتیاط در مصرف منابع و شجاعت در عمل

تشخیص اهمیت زمان و زمانه

قدردانی از دانش و عشق و عقل

آشکاری گذشته، روشنی راه ، امید آینده

لطف خدا که در همه جا حتی زندان بوده و هست و خواهد بود

نظرات ()



به امید دیدار
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱

دیشب خواب دیدم با حاج رضا صحبت میکنم. صداش پرانرژی ولی بیمار داشت. آزاد شده بود و به انتظار بازگشت بود

ان شاء الله خدا عنایتی افزون فرماید

نظرات ()



فراز و نشیب زیبای زندگی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠

زیبایی های زندگی

با فراز و نشیب هایش معنا خواهد داشت

و لذت زندگی به همین فراز و نشیب های دلهره انگیز و شادی بخش آن است

دادگاه تجدید نظر 24 اسفند نیشخند

نظرات ()



برکات زندان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠

تنهایی و انزوای زندان

انرژی عظیم ارتباطاتی بشر با هستی را

می تواند تقویت کند

اراده را تقویت کند

حساب و کتاب ها را روشن می کند

نظرات ()



خواب
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠

این روزها خوابی را که دیدم و در کنار پنجره به سوی جنوب و بهشت زهرا می نگریستم و از مرکز شهر، قارچی بزرگ موج وار به سویم آمد و حرارتش را حس کردم، خاطره وار تجربه می کنم.

خدا رحم کند

نظرات ()



بی ویرایش
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠

نوشته های بی ویرایش و سریع

اشکالات محتوایی و ادبیاتی زیادی دارند

ولی تازگی خاصی هم دارند

ارتباط مستقیم تری با نویسنده دارند

بی ویرایش ها

تازه ترند

طبیعی ترند

نظرات ()



بهترین سالهای زندگی ام
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠

در روزهای بازداشت اولم که همه پنجاه و یک روز را در انفرادی سپری کردم، تجربه های متفاوتی داشتم. درد وحشتناک و بی سابقه دندان روزها و شبها آزارم میداد و گاهی جلوی دهانم را میگرفتم که صدای نعره زدنم کمتر شود ... تجربه های بسیاری داشتم : تجربه مردن، که مادرم توصیه کرده بود. تجربه کنترل و تسلط بر خویش که هدیه ای صوم و صیام بود و خیلی تجارب دیگر. بخشی از آن احساسات را پس از زندان از دست داده ام و خاطره شده است و بعضی را هم شاید فراموش کرده باشم ولی همچنان آثارش را حس میکنم اما یکی از آنان بی مانند بود. استثنایی ترین تجربه زندگی ام بود:

وزشی بود که تمام وجودم را لرزاند. بدون هیچ مقدمه و توجیهی و آنچنان استثنایی بود که مرا آماده کرد تا در جدول زمان بندی مشخصی که نشانه نظم الهی آن روز و روزگار و آن مکان و لامکان بود، اندکی منتظر شوم و در همان لحظه که عقربه به درستی نشان میداد که می بایست اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد. آنهم در زمانی که برای بازجویی بی سابقه و لاحقه بود.

به حرکت درآمدم و به سوی مقصدی که میدانستم کاملا متفاوت است روان شدم. آنچنان شورانگیز بود که گویی به سوی مقصود پرواز میکردم. نمیدانستم به سوی مرگ می روم یا تبرئه، وقتی که به سلول رسیدم و از صدای بازجو تغییر و جهت آن را حس کردم و خندیدم ... بی اختیار خندیدم و با غرور خندیدم ... غرور تحت الحمایه بودن را کمتر تجربه میکنیم ولی من برای یکبار و در شرایطی بسیار خاص و خطیر تجربه ای تمام عیار کردم و آنچنان اعتماد به نفسی به من داد که از خدا میخواستم مرا در همان حال خوش از دنیا ببرد. هر چند چنین خواستی را در شرایط دیگر بارها و بارها و در اکثر موارد در خوش ترین لحظات، تجربه کرده بودم، ولی این بار چیز دیگری بود!

گویی فراتر از هدیه ای از خویشان و عزیزان و دوستانم دریافت میکردم؛ بسته ای عظیم و یکجا و بی واسطه و تامل و اندیشه برایم رسیده بود. بی ذکر و تذکر ... بی یاد و یادآوری ... تنها نتیجه بود ... هیچ مقدمه ای نداشت و شاید برای همین تصور میکنم معجزه بود!

حالا که از آن اتهام سنگین تبرئه شده ام خیلی خوشحالم و تحمل دیگر مشکلاتی که کم و بیش ادامه دارد، آسان تر شده است.

اگر فرصتی شد از بازداشت دوم ام و ثمرات آن خواهم گفت. از آن اتهام دوم نیز تبرئه شدم ...

گرچه باید بگویم که حکایت همچنان باقی است ولی واقعا سالهای اخیر زندگی ام بهترین سالهای زندگی ام شده است و هر لحظه که میگذرد شادمان ترم و خدا را به دلیل آنکه امکان تحقق آرزوهای سالهای دیرینم را به من عطا کرده و توفیق داشتن دوستان و عزیزان و همراهانی گرانقدر را به من عطا کرده، سپاسگزارم و امیدوارم دیگران را کمتر بیازارم و توفیق مفید بودن برای دیگران را پیدا کنم.

ان شاء الله

خدا خواهد نصیب باشد

 

نظرات ()



همکاری نزدیک رانندگان اتوبوس
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠

شاید دیده باشید افرادی که دست به جیب میشوند و ناگهان اتوبوس ها حتی در خارج از ایستگاه متوقف میشوند تا همکار سابق خود را سوار کنند

نکات جالبی در این همبستگی رانندگان اتوبوس نهفته است

نظرات ()



دکتر عزیز الله بیات
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠

دکتر بیات در زندگی طولانی و سالم خود دهها سال را به تحقیق و تدریس و انتشار مطالعات خود اختصاص داد. از دانشسرای عالی میگفت. در مشاعره کسی را رقیب نداشت. به سعدی علاقه ای خاص داشت و اشعارش را حفظ بود. حافظه نیرومندی داشت که در بین دانشجویان و اساتیدی که می شناختم بی نظیر بود. صریح اللهجه و خوش مشرب و مبادی آداب بود.

فقدان ایشان را به خانواده و دوستان و همکاران و شاگردانش تسلیت عرض می کنم

نظرات ()



اولین نشست ویژه مدیران ایران با حضور پرشین بلاگ
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠

 

لینک گزارش تصویری:

 

کنفرانس ها، همایش ها ، سمینارها

این اولین نشست ویژه مدیران ایران بود که در تاریخ 23 شهریور 90 برگزار شد .
اطلاعات بیشتر در مورد این برنامه را می توانید از لینک زیر دریافت کنید .
اولین نشست مدیران ایران

 

 

 

 

 

نظرات ()



مصاحبه با وبلاگ لبخند جوانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠

لینک مطلب از وبلاگ لبخند جوانی

 

1-خودتان را معرفی کنید(نام ونام خانوادگی یا اسم وبلاگی خود را بنویسید)

مهدی بوترابی هستم چند وبلاگ دارم. اکرنه، اینترنت، سلطان، الطاف خفیه و غیره

اسم وبلاگی مشترکی ندارم

2-متولدچه سالی هستید؟

هزار و سیصد و چهل و دو

3-اهل کدام شهر زیبای ایران هستید؟

شهر زیبای تهران

4-میزان تحصیلات؟ 5-رشته تحصیلی؟

تا مقطع دکتری درس خوانم . امتحان جامع و پایان نامه را داده ام و تا مرحله پیش دفاع رفتم ولی دفاع نکردم.

6-شغل شما چیست؟

مدیریت سایت های اینترنتی

 7-خواننده مورد علاقه شما؟

خیلی زیاد هستند. موسیقی خیلی دوست دارم. از بین خوانندگان هم به بعضی کارهای اکثر خوانندگان علاقمندم. آقا محمد اصفهانی، رضا یزدانی، بنیامین، شجریان، شهرام ناظری، قدیمی ها ... جدیدی ها ...

8-غذای مورد علاقه شما؟

غذای مورد علاقه من "خوردنی" است. تقریبا همه چیز  میخورم ولی خب میوه را بیشتر دوست دارم و همینطور بادمجون

 9-به خوانندگان وبلاگ لبخندایرانی بگویید که وبلاگ نویسی را از کی شروع کردید؟

از اواسط سال 83

 10-از نوشتن در وبلاگتان چه هدفی دارید؟

آشنایی با فضای مجازی و وبلاگستان به جهت نیاز کاری. علاقه به نوشتن، آرشیو محتوا، ارتباط با مخاطبان،

 11-برای مخاطبان وبلاگتان چقدر ارزش قائلید؟

به کیلو بگم یا کیلومتر؟ طبیعتا مثل بقیه جواب منم زیاد است

 12-یک بیت شعر به مخاطبان خودتان تقدیم کنید.

 این سرود نهنگان دریاست

بحر را موج ها زنده دارند

 13-تعداد بازدیدهای روزانه از وبلاگتان چقدر است؟

حدود صد و پنجاه  صفحه بازدید

 14-آیا به جز وبلاگی که ما آن را به خوانندگان معرفی می کنیم در وبلاگی دیگر هم فعالیت دارید؟

بله  در پروفایل هایم در پرشین بلاگ اکثر آنها هستند

 15-نظرشما در مورد اقدام وبلاگ ما درمعرفی وبلاگ دوستان چیست؟

اقدام بسیار خوبی است. باشگاه هواداران پرشین بلاگ یا همون فنز پرشین بلاگ هم کارهای از این دست انجام میدهند.

 16-اگربخواهید به تعدادسوال های ما یک سوال اضافه کنید آن سوال چیست؟

به نظرتون این مصاحبه چقدر حرفه ای است و به معرفی شما و یا وبلاگتون کمک میکند؟

 17-نمره ای که به وبلاگ ما می دهید؟

الف

 18-اگر ممکنه در مورد وبلاگتان وزمینه فعالیتتان بیشتر توضیح دهید.

وبلاگ اکرنه من به بیان دیدگاهها و نکاتی که به نظرم مهم است می پردازد و البته خیلی مواقع خلاصه است. زمینه فعالیت بنده فضای مجازی است. به این موضوع علاقه خاص دارم

 19-دوست دارید کدام یک از مطالب وبلاگتان برای نمایش توسط وبلاگ ما برای خوانندگان لبخندایرانی برگزیده شود؟

زیاد فرقی ندارند. شاید مطلب حضرت ماتریکس! که در باره یک فیلم به همین نام است را پیشنهاد کنم

http://akrane.persianblog.ir/post/4382/

 20-وبلاگ نویس پیشنهادی شما برای مصاحبه ی بعدی:

خانم اقلیما پولادزاده مدیر پیشین پرشین بلاگ

یا آقای شمشیرگر مدیر روابط عمومی پرشین بلاگ

 سوال پیشنهادی سایه سپید برای پرسیدن از سایر دوستان:

 21-یه خاطره ی به یاد موندنی از این مدتی که وبلاگ نویس بودی رو بگو.

در حال آپدیت وبلاگم بود که زنگ خانه رو زدن و یهو رفتم سفر ....

 یک سوال از وبلاگ فرهنگ و هنر(آقای اسماعیل محمدنژاد):

22-اگه یه پست بذاری بعد چند روز حتی یه نظر هم نداشته باشی قیافت چه شکلی میشه؟

به این فکر میکنم که چرا باید ارزش ها را در نگاه دیگران جستجو کنم و در خود ارزش ها نگاه نکنم

 سوال پیشنهادی بادمهربون

23-بهترین دوست وبلاگی تون  چه مشخصاتی داره؟

اون دوستی است که گاهی میخواند و کامنت نمیذاره و گاهی کامنت عمومی میذاره و گاهی کامنت جدی. یعنی برایش نوشته تا نوشته فرق میکنه، هر چند در یک وبلاگ باشه

 سوال پیشنهادی کوروش کردستانی عزیز

24-چرا اسم وبلاگتون (URL) اینه ؟ 

اکرنه به معنی بی کرانه است. صفت خدای زمان از خدایان قدیمی در اساطیر است.

 سوال پیشنهادی فائزه خانم

25- وبلاگتون و بیشتر دوست دارین یا تلفن همراهتون

قطعا وبلاگم رو.

 سوال پیشنهادی آفای پورطالبی

26- در زندگی هدفت چیست؟

انسان شدن

 سوال پیشنهادی آقای دکتر علی عسگری

27- چرا به وبلاگ نویسی ادامه می دهی؟

به دلیل نیاز به نوشتن و دیگر نیازهایی که با وبلاگ تا حدی مرتفع میشود مثل به اشتراک گذاردن اندیشه ها و  تعامل در فضای مجازی

 سوال پیشنهادی آقای سعید اسکافی

28- تا به حال فکر کردید بعد از مرگتان چه به سر وبلاگتان می آید!؟ (البته برای کسانی است که وبلاگ برایشان حکم فرزند را دارد. مثل من!)

بله فکر کرده ام. احتمالا مدت کوتاهی ترافیکش بالاتر میرود!

سوال پیشنهادی سیدمسعودموسوی عزیز
 
 
29-اگه وبلاگتون هک بشه چی کار میکنید؟

خیلی ناراحت میشوم. شاید شبیه ناراحتی از دست دادن بخشی از گذشته و حال ام. یا فقدان یک عضو از وجودم. البته معمولا از وبلاگم نسخه پشتیبان میگیرم و سعی میکنم در سرویس دهنده هایی بنویسم که بکاپ گیری و پشتیبانی قابل قبول داشته باشند و حتی اگر مدتی در دسترس نبودم یا حتی زنده نبودم، تا مدتی باقی بماند
 
سوال پیشنهادی آقای حقدوست
 
 
30-سه آیه از آیات قرآن که براتون خیلی جذاب و جالب بوده، کدومه؟

انتخاب از بین آیات قرآن کریم حتی از بین آنها که بیشتر روی ما ممکن است تاثیرگذارباشند دشواراست. ولی به ترتیبی که به ذهنم رسید می نویسم:
انا لله و انا الیه راجعون که از زیباترین آیات الهی و امیدبخش ترین آنهاست
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر که احساس وابستگی به حضرت حق و بی نیازی به دیگران را تقویت میکند
الحمد لله الذی هدانا لهذا و کنا لنهتدی لولا ان هداناالله که نهایت شکر زبانی است و اظهار خضوع نسبت به آنکه این نعمت را به انسان داده است

سوال پیشنهادی نویسنده وبلاگ ترنگ دانایی
 
 
31-از بزرگ ترین ترس زندگیت و یا لحظه ترسناکی که تا حالا تجربه کردی تعریف کن
ترس های جزئی که خیلی زیاد اتفاق افتاده و می افتد ولی ترسی که خیلی زیاد باشد و روی رفتارم تاثیر بگذارد، شاید به دوران بچگی برگردد و زمانی که چشم ام آسیب دید و یا وقتی بیمارستان می رفتم و یا زمانی که در حال غرق شدن در دریا بودم. وقتی سن آدم بالاتر میرود ترس ها رنگ التهاب و نگرانی پیدا میکند و معنایش کمی تغییر میکند. در شرایط فعلی بزرگترین نگرانی ام آینده کشورم هست که تصور میکنم دوران پر التهابی را در پیش داریم ولی نسبت به خیر بودن آینده ایرانیان و کشورم تردیدی ندارم و تصور میکنم در سال های آینده اثری از مشکلاتی که امروز پیش روی مردم ما است دیده نخواهد شد و دوران جدیدی با فرصت ها و تهدیدات متفاوت در پیش داریم
 
سوال پیشنهادی نویسنده وبلاگ شوق دیدار
 
 
32-دوست داری وبلاگت رو به چه کسی هدیه کنی؟

انسان وبلاگ عزیزش یا هر چیزی را که بسیار دوست دارد به کسی که بیش از همه علاقنمد است هدیه میکند. بعضی هم به خودشان هدیه میکنند. از نظر بنده وبلاگم در کلیت اش قابل هدیه کردن به انسان دیگری یا حتی خودم نیست ولی بسیاری از یادداشت های وبلاگم به شخص یا اشخاص معینی باز میگردد و یا اشاره دارد که به نوعی هدیه دادن محسوب می شود.
سوال پیشنهادی نویسنده وبلاگ یک سبدگل معرفت
 
33-بهترین کتاب که خوانده اید


قرآن کریم و نهج البلاغه علی ع و همینطور انجیل عیسی مسیح ع بهترین کتابهایی هستند که خوانده ام. از یک سطح بالاتر اگر نگاه کنیم، انتخاب بهترین کتابی که خوانده ایم دشوار است چرا که بهترین بودن به حال و تشخیص متغیر ما مربوط می شود و در این صورت مثنوی معنوی و دیوان شمس و حافظ و گلستان سعدی و حکمت حکمای پیشین و کلیله و دمنه و خیلی آثار دیگر را می توانم اسم ببرم که در شرایطی خاص بهترین راهنما و دوستم بوده اند


نظرات ()



خاطره
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠

خاطره ها حق حیات دارند

گاهی هم تجدید حیات می کنند

و گاهی نیز موجب تجدید حیات می شوند

نظرات ()



ارتقای دانش و تقویت تعاملات مجازی ثمره فعالیت وبلاگنویسان تخصصی حوزه سلامت است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

 

لینک مطلب از سلامت نیوز

 

ارتقای دانش و تقویت تعاملات مجازی ثمره فعالیت وبلاگنویسان تخصصی حوزه سلامت است

سلامت نیوز : هفدهم شهریور ، چند سالی است که تحت عنوان روز وبلاگ نویسی پرستاری نامگذاری گردیده است 
در این رابطه مهدی بوترابی  در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز گفت : تولید محتوای مرتبط با حوزه سلامت و پرستاری در فضای مجازی، کمک موثری در انتقال دانش این حوزه به مخاطبان اینترنت است. این وظیفه را وبلاگنویسان و دیگر فعالین حوزه سلامت در فضای مجازی برعهده دارند. ارتقای دانش و تقویت تعاملات مجازی بطور مستقیم و غیر مستقیم به بالا رفتن استانداردهای سلامت در جامعه ایرانی منجر می گردد.
نظر شما در خصوص وبلاگ نویسی تخصصی چیست؟ 
بنام خدا / وبلاگنویسی در اصل و اساس نوعی روزانه نویسی است که به حالات فردی و دیدگاهها و سلایق وبلاگنویس مربوط می شود و لذا تفاوت زیادی با فعالیت های علمی و تخصصی دارد. از آنجا که قالب و شکل وبلاگ به تولید محتوای تخصصی فرصت عرض اندام در فضای مجازی داده است، لذا شاهد ظهور وبلاگ های تخصصی زیادی در فضای مجازی و وبلاگستان بوده ایم و علیرغم تمایز این نوع وبلاگ یعنی وبلاگ تخصصی با وبلاگ در معنای متعارف آن، روند وبلاگ نویسی تخصصی در وبلاگستان جا افتاده و مورد استقبال عمومی قرار گرفته است و به خصوص در شکل گروهی آن به ظهور نشریات اینترنتی تخصصی انجامیده است 
شما به عنوان سرویس دهنده پرشین بلاگ تاکنون در خصوص تشویق وبلاگ نویسی سلامت و پرستاری چه اقداماتی انجام داده اید؟ 
وبلاگنویسی حوزه سلامت و پرستاری به دلیل فعال بودن وبلاگنویسان این حوزه، شاهد رشد زیادی بوده است و پرشین بلاگ نیز به عنوان نخستین سرویس دهنده وبلاگ فارسی از ابتدا از آن حمایت کرده است و همچنان حمایت خواهد کرد. 
ان شاء الله ،  آیا وبلاگ نویسی در سلامت و پرستاری نکات مثبتی نیز دارد؟ 
تولید محتوای مرتبط با حوزه سلامت و پرستاری در فضای مجازی، کمک موثری در انتقال دانش این حوزه به مخاطبان اینرتنت است. این وظیفه را وبلاگنویسان و دیگر فعالین حوزه سلامت در فضای مجازی برعهده دارند. ارتقای دانش و تقویت تعاملات مجازی بطور مستقیم و غیر مستقیم به بالا رفتن استانداردهای سلامت در جامعه ایرانی منجر می گردد. خدمات وبلاگنویسان تخصصی حوزه سلامت و پرستاری را میتوان با میلیاردها تومان سرمایه گذاری های دولتی در بخش سلامت مقایسه کرد و شاید خدمات وبلاگنویسان حتی از نظر مادی ارزش بیشتری داشته باشد. ارزش معنوی و غیرمادی این خدمات نیز به طور قطع بسیار است
 بنظر شما وب فارسی در سلامت در عرض این پنج سال چه رشدی داشته است و آیا سرمایه گذاری در این بخش مفید است؟ 
حوزه سلامت از پرمخاطب ترین حوزه های وب فارسی است و وبلاگ ها و سایت های خبری و شبکه های اجتماعی مجازی در این زمینه بسیار فعال هستند و قطعا یکی از بهترین زمینه های سرمایه گذاری مادی و معنوی در فضای مجازی است 
چه توصیه ای برای جامعه سلامت و بالاخص پرستاران وبلاگ نویس دارید؟ 
تقویت همکاری های علمی و تعاملات انسانی در فضای مجازی مبنای اصلی تجمیع دانش و تقویت ارزشهای این حوزه خواهد بود و ترویج وبلاگنویسی و معرفی فرصت های فضای مجازی به مخاطبان این حوزه بسیار ارزشمند است. تشکیل انجمن های مجازی، تالارهای گفتگوی تخصصی، نشریات تخصصی و اطلاع رسانی از اهم فعالیتهایی است که نیازمند توجه و حضور بیش از پیش پرستاران وبلاگنویس و دیگر فعالین حوزه سلامت است.

نظرات ()



استانداردهای دینداری
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠

روزگاری نه چندان دور

عزیزی از دست رفته

لااقل تا حالا از دسترس دور

و از یاد نرفته

گفت که

اینها دین ندارند

واژه هایش را نفهمیدم و چندین سوال کردم

و او با تاکید جمله قبلی خود را تکرار میکرد

آخر من که گیج بودم

جواب خود پسندانه ای برای خودم خلق کردم و راضی شدم

ولی جمله او را

بارها و بارها شنیدم

و امروز میخواندم

که مادری به قول خودش بیسواد میگفت

اینها دین ندارند

...

استانداردهای دینداری را فراموش کردن همان

 

گمراه شدن و مدعی دروغین دینداری شدن همان

 

...

 

و هدایت تنها از اوست

 

نظرات ()



مصاحبه مهدی بوترابی مدیر پرشین بلاگ با ایران وب نیوز
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠

لینک مطلب در ایران وب نیوز

 

** ایران وب نیوز : ابتدا خودتان را کامل معرفی کنید ؟
به نام خدا، مهدی بوترابی ، حدودا پنجاه ساله، متاهل و دارای دو دختر و دو پسر هستم.

** ایران وب نیوز : در چه رشته های و تا چد مقطعی تحصیل کردید؟
دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی سال ۶۲ تا ۶۶ و ۶۷ تا ۷۰ هستم و دکتری را از سال ۷۱ تا ۷۵ در دانشگاه تربیت مدرس گذراندم. واحدها و امتحان جامع و تدوین پایان نامه و پیش دفاع اول را گذراندم ولی دفاع نهایی از پایان نامه انجام نشد و بنابراین به نوعی در مقطع دکتری ترک تحصیل کرده ام.

** ایران وب نیوز : چه شد که با اینترنت آشنا شدید و به آن علاقمند؟
از سال ۷۲ و ۷۳ به طور جدی با اینترنت آشنا شدم و در ابتدا یک بی بی اس (BBS = Bulletin board system) راه اندازی کردیم به نام سپیدار و از سال ۷۳ بیشتر درگیر فعالیت های نرم افزاری و سخت افزاری بودم. شاید نخستین شرکت با عنوان فناوری اطلاعات را در سال ۱۳۷۳ با عنوان شرکت تکنولوژی اطلاع رسانی حنفاء ایران (اجازه ثبت و استفاده از کلمه اطلاعات داده نشد) در کشور ثبت کردیم. از آن زمان به طور بی وقفه و نسبتا متمرکز در حوزه آی تی و سرویس های تحت ویندوز و از سال ۷۵ سیستم های تحت وب فعال بودیم. نوآوری در اینترنت و وب خیلی زیاد است و شاید رمز جذابیت آن برای همگان در نوآوری و خلاقیت آن باشد.

** ایران وب نیوز : پرشین بلاگ اولین وبسایت گروه شما بوده است ؟ لطفا در مورد نحوه راه اندازی پرشین بلاگ توضیح دهید :
در خرداد ۱۳۸۱ پرشین بلاگ توسط سه دانشجوی خوش فکر به نام های عطاء خلیقی سیگارودی، بهرنگ فولادی نمین و سهند قانون راه اندازی شد که پس از مدتی سهند قانون از پرشین بلاگ خارج می شود و افراد دیگری به تدریج داخل آن میشوند. من هم از جمله افرادی هستم که از اواخر ۱۳۸۲ با خرید شصت درصد سهم الشرکه سایت وارد فعالیت آن شدم.

** ایران وب نیوز : در آن روزها هنوز اینترنت در ایران رواج زیادی نداشت ، بعد از راه اندازی پرشین بلاگ بازخورد کاربران چگونه بود ؟
در واقع پرشین بلاگ یک نقطه عطف در حیات وب ایران بود. نه تنها در حوزه وبلاگ و تولید محتوای فارسی که به تنهایی ایران را به مقام چهارم جهانی رساند، بلکه در رواج فرهنگ اینترنت نقش منحصر به فردی را بازی کرده است. اگر ۱۰۰۰ پیشکسوت در اینترنت را فهرست کنیم، حداقل ۹۰۰ نفر آنها با پرشین بلاگ آغاز کرده اند

** ایران وب نیوز : به نظر شما اولین کاربران پرشین بلاگ ، چگونه این سرویس را پیدا کردند؟
در آن زمان بنده از فضای وبلاگنویسی دور بودم ولی تصور میکنم به دلیل استفاده گسترده خبرنگاران از اینترنت، نخستین کاربران فعال پرشین بلاگ از جمله خبرنگاران و اصحاب رسانه و گروههای اجتماعی مرتبط با آنان بوده اند و کاربران دیگر از طریق معرفی اصحاب رسانه با پرشین بلاگ آشنا شده اند.

** ایران وب نیوز : محتوای تولیدی وبلاگنویسان از آن زمان تاکنون چه تغییری کرده است؟
همراه با رشد کمی وبلاگستان و توسعه حوزه های موضوعی، وبلاگستان عمیق تر هم شده و بنابر این تغییرات کمی و کیفی بسیاری اتفاق افتاده است. شاید مهمترین تغییر ملموس محتوایی در وبلاگستان، غلبه وجه اجتماعی و علمی بر وجه خبری و سیاسی بوده است. این به منزله کاهش نقش خبری و رسانه ای و یا سیاسی وبلاگستان نیست. بلکه این بخش نیز رشد بسیاری کرده ولی حضور میلیون ها نفر به گردش تولید و مصرف اطلاعات در وبلاگستان، ماهیت اجتماعی فضای آن را فوق العاده تقویت کرده است.

** ایران وب نیوز : چرا پرشین بلاگ نتوانست به عنوان اولین سرویس دهنده وبلاگ موفقیتش را ادامه دهد؟
بررسی های آماری دقیق تری لازم است تا موقعیت کمی و کیفی سرویس دهنده ها روشن شود ولی به طور اجمال باید گفت که پرشین بلاگ موقعیت سابق خود را در سال ۱۳۸۶ از دست داد. چرا که دامنه دات کام آن به سرقت رفت و ارتباط ما با بخش وسیعی از کاربران قطع شد. حتی مخاطبان سایت نیز تا مدتها ارتباطشان با سایت قطع بود. در واقع باید گفت که پرشین بلاگ دوباره آغاز کرد و طی چهار سال، خود را از انتهای جدول به سطح اصلی رقبا رسانده است و هم اکنون بهترین دوران خود را در طول تاریخ فعالیتش از نظر کمی و کیفی تجربه می کند. هر چند آینده ای بهتر را نیز برایش در نظر داریم

** ایران وب نیوز : لطفا ماجرای سرقت دامین پرشین بلاگ را شرح دهید :
سال ۸۶ دامنه اصلی پرشین بلاگ به آدرس persianblog.com ، تنها چند روز پس از آزادی بنده از زندان، سرقت شد.سارق مدعی شد که هکری عراقی و ضد مداخله ایران در لبنان و عراق است. موضوع را از روشهای مختلف در داخل و خارج کشور دنبال کردیم ولی محدودیت های مرتبط با تحریم ایران و شرایط خاص اقدام سارقین و طولانی بودن پروسه پیگری، ما را وادار ساخت تا از همان ابتدا روی دامنه دات آی آر منتقل شویم
موضوع سرقت را در داخل کشور نیز پیگیری کردیم و به نتایجی هم رسیدیم. از آنجا که دیگر دامنه دات کام تاثیر خاصی بر عملکرد پرشین بلاگ نداشت و در واقع سرقت صدمه هولناک خود را زده بود و نیز به دلیل جزئیاتی که در پیگیری ها مشخص شد، تصمیم گرفتم مساله به صورت یک پرونده گشوده ولی غیرفعال باقی بماند تا ان شاء الله در شرایط مناسب پیگیری شود

** ایران وب نیوز : به نظر شما آیا کاربران وبلاگنویس باید به سرویس دهنده های ایرانی اعتماد داشته باشند؟
به نظر بنده اعتماد در هر حوزه مبنای پیشرفت فرد و جامعه ای است. تمایل بنده وجود این اعتماد است ولی ایجاد این اعتماد تنها به دست سرویس دهنده های ایرانی نیست. رفتار دولت ها و سلایق کاربران نیز در این امر دخیل اند. این سه ضلع نقش تعیین کننده در شکل گیری اعتماد و سطح و جهت آن را دارا هستند

** ایران وب نیوز : گروه پرشین بلاگ سایت های زیادی راه اندازی کرده است ، به نظر شما این باعث نشده تا تمرکز روی پرشین بلاگ کاهش یابد؟
قطعا فعالیت روی سایت های مختلف موجب توزیع منابع و توجه می شود ولی محاسن بیشتری داشته است. به نظر بنده آینده سایت های موفق جز با ارتباط نزدیک و همکاری و نزدیک شدن به یکدیگر در لایه های مشارکتی و مدیریتی شکل نخواهد گرفت

** ایران وب نیوز : امکانات پرشین بلاگ را در رقابت با دیگر سرویس ها کافی می دانید؟
به دلیل پیشگام بودن پرشین بلاگ، تقریبا تمامی سنت های استاندارد وبلاگستان متاثر از رفتار و الگوهای پرشین بلاگی است. البته در مورد بعضی سرویس ها گاهی سلایقی نیز مطرح میشود مثل محل نمایش دادن تبلیغات و نوع خاصی از سرویس تجاری که به هر حال پرشین بلاگ مشی و مشرب خاص خود را دارد

** ایران وب نیوز : پرشین بلاگ در حفظ کاربرانش موفق بوده است؟
رشد پرشین بلاگ چه در دوره اول فعالیت هایش با دامنه دات کام و چه پس از آن با دامنه دات آی آر نشان دهنده موفقیت آن است. علاوه بر این باید علاقه یا ملاحظه بعضی وبلاگنویسان به حضور بر روی دامنه های مستقل و سرویس دهنده های خارجی را نیز درک کرد.

** ایران وب نیوز : لطفا آماری از تعداد وبلاگها ، وبلاگ ها فعال و… پرشین بلاگ ارائه دهید
در مورد معرفی تعداد وبلاگهای فعال مشکلی همیشگی وجود دارد: استاندارد فعال بودن وبلاگ چیست؟ از نظر فنی فعال بودن معنایی دارد و شامل تمامی وبلاگهای ثبت نام شده می شود که امکان دسترسی به آنها وجود دارد. ولی نکته مهم از نظر محتوایی است. یعنی یک وبلاگ اگر مثلا ماهی یکبار به روز کند و یا با چه حجمی و چه نوع محتوایی به روز کند، فعال محسوب میشود. ممکن است بعضی وبلاگها از نظر شکلی وبلاگ باشند ولی در واقع نقش آرشیوی یا تبلیغی داشته باشند و یا حتی به طور اتوماتیک ایجاد شده باشند. بنابراین در مرحله نخست باید مبنای واحدی برای این امور در نظر گرفت تا مقیاسی برای مقایسه ها باشد ولی به طور کلی در پرشین بلاگ صدها هزار وبلاگ وجود دارد که دهها هزار وبلاگ آن را با مقیاس های اختصاصی خود از نظر محتوا فعال می دانیم.

** ایران وب نیوز : یک سرویس وبلاگدهی در قبال کاربرانش چه تعهدی دارد؟ آیا پشتیبانی پرشین بلاگ مناسب است؟
شاید مهمترین ویژگی پرشین بلاگ از نگاه کاربران، ارتباط مستقیم مدیران و همکاران و به خصوص باشگاه هواداران پرشین بلاگ با کاربران است. ما به تمامی ایمیل ها رسیدگی میکنیم و تا آنجا که اطلاع دارم این ویژگی در بین سایت های بزرگ، اختصاص به پرشین بلاگ دارد.

** ایران وب نیوز : بزرگترین حادثه بد و خوب پرشین بلاگ را چه میدانید؟
سرقت دامنه پرشین بلاگ دات کام بدترین و و بازگشت پرشین بلاگ به روزهای اوج اش بهترین رویداد بوده است.

** ایران وب نیوز : معیارهای پرشین بلاگ برای مسدود سازی یک وبلاگ چیست؟
دو مکانیزم برای مسدود سازی وجود دارد. نخست دستور مقامات و معمولا مقامات قضایی به صورت منفرد یا مجتمع که ما در روند تصمیم گیری نقشی نداریم و لاجرم معیاری هم نداریم، دیگر انجام تخلفات از توافقنامه پرشین بلاگ است. مواردی مانند: توهین به ادیان الهی و یا اشخاص حقیقی و حقوقی که مستقیما توسط سایت پیگیری و در صورت لزوم به مسدود شدن وبلاگ می انجامد.

** ایران وب نیوز : به نظر شما لازم است وقتی وبلاگی فیلتر می شود ، سرویس دهی به آن قطع شود؟
سرویس ما به وبلاگ مسدودی قطع نمیشود بلکه از دسترس خارج میشود و در صورت پیگیری کاربر و رفع دستور فیلترینگ، وبلاگ دوباره فعال میگردد. همچنین کاربر مجاز است همزمان با مسدود شدن وبلاگش، نسخه پشتیبان دریافت کند و یا وبلاگ جدید را با نام کاربری خود ایجاد کند

** ایران وب نیوز : آیا بهتر نیست قبل از مسدود شدن وبلاگی به صاحبش خبری برای بک آپ گیری ارائه شود؟
همراه با ارسال ایمیل مسدودی، فایل پشتیبان تولید و لینک آن برای کاربر ارسال میگردد.

** ایران وب نیوز : به نظر شما وبلاگنویسان ایرانی در تولید محتوای با ارزش فعال هستند؟
اهمیت و نفوذ و قدرت وبلاگستان به همین امر وابسته است و به نظر بنده وبلاگستان همچون مغز و بخش اندیشمند وب فارسی است

** ایران وب نیوز : در بین وبلاگ هایی که در پرشین بلاگ است ، آیا خودتان وبلاگی را دنبال میکنید؟
بنده دهها وبلاگ را به دلایل مختلف شغلی و شخصی در پرشین بلاگ و خارج از آن دنبال میکنم.

** ایران وب نیوز : به نظر شما وبلاگنویسی در ایران از ابتدا تاکنون چگونه بوده است؟
همچنان رو به رشد است ولی به دلایل شرایط روز و رقابت سخت با سرویس ها و شبکه های مجازی خارجی، فشار زیادی را تحمل میکند و آسیب های زیادی نیز دیده است ولی به آینده آن همچنان امیدوارم

** ایران وب نیوز : وبلاگنویسی را با این روند چگونه ارزیابی میکنید ؟
وبلاگنویسی مانند یک رودخانه راه خود را از میان موانع باز کرده است و میکند

** ایران وب نیوز : دلیل مهاجرت وبلاگنویسان ایرانی به سرویس دهنده های خارجی را در چه می بینید؟
احساس رضایت رمز اصلی موفقیت هر ارتباطی است. اگر کاربر سرویس دهنده ایرانی، احساس امنیت و رضایت نکند، اگر مهاجرت هم نکند، یا خاموش میشود و یا گمنام. مهاجرت مجازی تقریبا دلایلی مشابه مهاجرت غیرمجازی دارد

** ایران وب نیوز : ماهانه چه تعداد دستور برای مسدود سازی وبلاگ ها به پرشین بلاگ می رسد؟
در ماه دهها مورد ابلاغ میشود که در اکثر قاطع موارد آسیب خاصی متوجه محتوای وبلاگستان نمیشود و از نظر کمی این عدد نسبت به تعداد وبلاگهایی که ایجاد میشود نیز اندک است

** ایران وب نیوز : برنامه ای برای ارتقا سطح کیفیتی و همچنین اضافه شدن امکانات جدید به پرشین بلاگ دارید؟
تیم فنی همچنان فعال است و ضمن پشتیبانی سرویس، توسعه سیستم را در نظر دارند. زمانی که تغییراتی انجام شود، به فاصله یکی یا دو روز موضوع اطلاع رسانی می شود

** ایران وب نیوز : مدیران دیگر سروریس های وبلاگدهی در قبال صفحه فیلترینگ نظراتی را مطرح کردند ، نظر شما چیست؟
تا آنجا که میدانم سه سایت سرویس دهی، درخواست مشترکی را برای حذف از فهرست معرفی شده در صفحه فیلترینگ مطرح کردند که یکی از آنها بلافاصله حذف شد. به نظر بنده اگرچه اخیرا تغییرات مثبتی اتفاق افتاده است ولی حوزه ساماندهی سایت های اینترنتی همچنان نیاز به ساماندهی دارد. اگر از بنده هم نظرخواهی شود نظر خواهم داد

** ایران وب نیوز : بزرگترین مشکل سرویس دهنده های وبلاگ ایرانی را چه میدانید؟
ارتقا از سطح فعالیت به سطح یک کسب و کار حرفه ای بزرگترین مشکل سرویس دهنده های وبلاگ فارسی است

** ایران وب نیوز : چه آرزویی برای وب ایران دارید ؟
امیدوارم به زودی شاهد ارتقای بیشتر سطح وب فارسی باشیم. منظورم رسیدن به سطحی که ملت ما لیاقت آن را دارند. ان شاء الله . باتشکر

ایران وب نیوز از آقای مهدی بوترابی بابت قبول و پاسخ به سوالات مصاحبه تشکر می نماید.

نظرات ()



درجه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠

سرگرمی صبح ها شده ...

درجه حرارت اتومبیل روزها بود که با 30 درجه شروع می شد و تا به مقصد برسیم به 32 میرسید. در بین راه که از مسیر باغ ها و پارک ها عبور میکردم، گاهی به 27  درجه هم می رسید و در آن لحظات بود که لذت این تفاوت درجه به سمت خنکی، چشیدنی میشد

از صبح حس خوبی به درجه داشتم. این درجه را نه زیر بغل می گذارند و نه روی دوش. فقط حس اش میکنند و گاهی هم بعضی ها محاسبه اش می کنند

به این فکر میکردم که احتمالا دانش هم با اندکی دستاورد در برابر موضوع تفاوت درجه حرارت به همین مکانیزم قدیمی سانتیگراد و فارنهایت بسنده کرده و شاید روزگاری درجه دقیق و معنا دار تر کشف شود

خلاصه از دیشب هوا سرد شده بود ... درجه صبحگاهی با 27 درجه  آغاز شد و همین که چند صد متری از منزل دور شده بودم به 25 رسید پنجره اتومبیل را نمیتوانستم کامل پایین بکشم از باد خنکی که به داخل می وزید ... در چند ماه گذشته کمتر به این درجه میرسید و تازه  الان هوا رطوبت هم داره ...

وارد بزرگراه همت که شدم درجه حرارت بازم پایین تر رفت 24  و 23 باور کردنی نبود ...

حالا دیگه رگبار هم گرفته و درجه حرارت میره روی 19درجه و بعد 18 و 17 ...

ده درجه اختلاف حرارت

چه عالی

این درجه را مدیون بارانم

خدا را شکر

نظرات ()



جامعه مجازی ، باز تولید دانش ، ثروت و قدرت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠

 

لینک مطلب از فاوانیوز

 

فاوا نیوز در گفتگو با مدیرگروه سایت های پرشین بلاگ بررسی کرد :

جامعه مجازی ، باز تولید دانش، ثروت و قدرت

 

همیشه بشر به دنبال دانش، ثروت و قدرت بوده است و در هر عصری راه هایی جهت رسیدن به آنها یافته است. با شکل گیری جامعه مجازی در عصر حاضر شاهد بازتولید و بازتوزیع دانش ، ثروت و قدرت می باشیم که این فضا برای بشر مهیا نموده است . برای بررسی بیشتر این موضوع گفتگویی با مهدی بوترابی ، مدیرگروه سایت های پرشین بلاگ انجام داده ایم :

 

منظور شما از باز تولید و باز توزیع چیست؟ آیا منظورتان تجدید و نوشدن روند تولید و توزیع دانش و ثروت و قدرت است؟

بله. دقیقا همین طور است. باز تولید و توزیع به مثابه تجدید روند تولید و توزیع دانش و ثروت و قدرت متناسب با ابزارها و واسط ها نوینی که در پرتو تحول فناوری به وجود آمده است

چه عناصری جامعه مجازی را در باز تولید و باز توزیع دانش، ثروت و قدرت توانا کرده اند؟

 

اگر اجازه دهید در ابتدا توضیح دهیم که منظور از باز تولید و باز توزیع دانش و ثروت و قدرت چیست تا موضوع روشن تر شود. اینجا یک  سه گانه تعریف شده شامل دانش، ثروت و قدرت که از ارکان شکل گیری یک جامعه محسوب می شوند. این روش بررسی سه وجهی ، کمکی برای تشخیص بهتر مناسبات حقیقت واحدی به نام جامعه است و بخش های مختلف جامعه را ملموس تر نشان می دهد. فرضیه من در طرح این مسئله آن است که ما به واسطه اتفاقی که اواخر هزاره دوم میلادی اتفاق افتاد و هنوز هم در اوایل هزاره سوم ادامه دارد؛ و با ظهور  فناوری های نوین، در حوزه ارتباطات و سپس در حوزه اطلاعات، وارد عصر جدید و کاملا متفاوتی از نظر فرهنگی و تمدنی شده ایم. شاید بتوان اختراع تلگراف و تلفن را  مقدمه این رخداد محسوب کنیم. از اواخر هزاره دوم، یعنی دهه 1990 میلادی، این روند تعمیق یافت و شتاب گرفت و با ظهور اینترنت تحول اصلی و تعیین کننده در لایه های مختلف اعم از لایه های فنی و اجتماعی رخ داد. این توسعه فناوری و اطلاعات به واسطه توانایی که به بشر داد و به جهت کاهش فاصله انسانی، به بازتولید دانش بشری در حجم بی سابقه و بی نظیری نسبت به گذشته منجر شد.
در پی تحول حوزه دانش، بخش های اقتصادی نیز متحول شده و اقتصاد دانش محور رونق و محوریت یافته است. بر اساس این نطر، گام سوم در حوزه قدرت برداشته خواهد شد و در عرصه تولید و توزیع آن شاهد تغییرات غیرمنتظره و در عین حال ملموس تری نسبت به تحولات حوزه دانش و ثروت خواهیم بود.
شاید بتوان مدعی شد که در طول تاریخ بشر، هیچگاه چنین حرکت عمیق و وسیعی در مقیاس جهانی سابقه نداشته است و تنها الگوهای مشهور تاریخی که تا حدی به این تغییر همه جانبه شباهت دارند، دوره ظهور و شکوفایی تمدن و فرهنگ اسلامی در جهان اسلام (قرون دوم تا پنجم هجری قمری) و آغاز فرهنگ و تمدن نوین غربی و رنسانس (قرون شانزدهم و هفدهم) در غرب است که هیچکدام از آن ها توفیق جهانی شدن نیافتند. ابعاد عظیم تحولی که در بطن آن قرار داریم، در حال گسترش است و شاید نتوانیم به راحتی و با دقت در باره روند و نتایج آن توضیحات قانع کننده ای ارائه دهیم و به همین دلیل، طرح موضوع از نظر بنده، اقدامی ابتدایی و تلاشی اولیه محسوب می شود.
آنجه موتور محرکه و عنصر اصلی این تحول عظیم است، آگاهی و آزادی انسان در عصر جدید است. این آگاهی و بصیرت و این آزادی عمل که در تجمیع منابع دانش و ثروت و قدرت به خوبی دیده می شود، مبنای تحول تاریخی اخیر است. همچنین معنویت به عنوان عنصر سوم، نقش تعیین کننده ای در جهت گیری کلی جامعه بشری به سوی صیانت از این آزادی و آگاهی از طریق توسعه عدالت اجتماعی خواهد داشت و در نهایت به کاهش شکاف های اصلی جامعه بشری می انجامد، موضوعی که همچنان معضل بزرگ بشریت باقی مانده است.
آگاهی و آزادی،  موجب از میان رفتن یا کاهش دیوارها و مرزهای جغرافیایی، اندیشه ای، اقتصادی، جنسیتی، زبانی و مانند آن می شوند و به همین دلیل می توانیم برای نخستین بار و به دور از تعمیم های خودمحورانه از تمدن جهانی و دیگر الزامات آن چون جامعه جهانی؛ اقتصاد جهانی، حکومت جهانی و اندیشه جهانی که مبنای فرهنگی این تحول تاریخ ساز است سخن بگوییم.

 



در ادامه همان بحث باز تولید و باز توزیع دانش و ثروت و قدرت این سوال مطرح است که روند این تحولات بر حیات اجتماعی انسان چه تاثیری گذاشته است؟ یعنی انسان امروز چه تفاوتی با انسان گذشته دارد؟

ما با یک انسان و یک جامعه روبرو نیستیم. نسبت انسان ها و جوامع با تحول اخیر همچون دیگر تحولات جهانی یکسان نیست. این تحول به صورت یکسان در همه جا پیشرفت نکرده است. اخیرا سازمان ملل دسترسی به اینترنت را از مصادیق حقوق بشر دانسته است تا فرصت فراگیر اینترنت به رشد و توسعه کشورها کمک کند ولی همچنان شکاف های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی پیشین فرصت بروز دارند و اخیرا فراتر از گذشته به شکل شکاف دیجیتال خودنمایی میکنند
در حال حاضر که 25 درصد مردم جهان به اینترنت دسترسی دارند، سهم کسانی که به این محیط تعاملی و مولد دانش و ثروت و قدرت،  دسترسی دارند همینقدر است و در این میان شتاب و وسعت و میزان استفاده از این دسترسی نیز متفاوت است. ما در شرایط امروز حتی با سیاست گذارانی مواجه هستیم که به دلیل فقدان فهم صحیح شرایط با محدودیت های دیکته شده شان، در پی کاهش دسترسی یا بهره برداری از این منابع ایجاد دانش و ثروت و قدرت هستند. دقیقا مشابه رفتار کشوری که با کشور همسایه چاه مشترک نفت و گاز دارد و در رقابت، شتاب نمیکند و نمی کوشد.
حال که میدانیم همه به خوبی از این فرصت آگاه نیستند، فرصت برای کسانی که آگاه ترند فراهم تر است و بر همین اساس، شاهد رقابت های جهانی عظیم در تقسیم منابع فضای مجازی هستیم. رقابتی که هر چه بگذرد، سخت تر و تعیین کننده تر خواهد شد و ورود به آن دشوارتر.
ایرانیان نیز به سهم خود در این رقابت حضور دارند، هر چند  از شرایط مساوی با رقبای درجه دوم نیز برخوردار نیستند؛ چه برسد با شرایط مشابه کشورهای طراز اول جهانی. ولی همچنان حضور دارند و در تلاش اند که علیرغم مشکلات زیادی که پیش پای خود دارند، سهم خویش را از فضای مجازی به دست آورند.

 

 

دانش عظیمی تولید شده و می شود، ثروت چه میشود؟

ثروت عظیمی نیز از حوزه های مختلف پیشین و حوزه های جدید دانش بنیان تولید می شود. ثروت بر اساس دانش شکل می گیرد و دانش عظیم، ثروت عظیم می آفریند. مکانیزم های توزیع این ثروت همچنان متکی به تقسیمات سیاسی جهان امروز خواهد بود تا آنجا که همین تقسیمات و مناسبات سیاسی مشمول تحول جاری شوند و یکسره تغییر کنند. ظهور نسل جدیدی از کسب و کارهای دانش بنیان و ثروت های افسانه ای مولود آن ها، طلیعه این تحول اقتصادی است.

سیاست های حکمفرمایی زاییده عصر اطلاعاتی واجد چه ویژگی هایی هستند؟ این اتفاق چه تاثیری بر شکل حکمفرمایی داشته؟ و حکومت های فعلی چه فرصت ها و تهدید هایی را در این مسیر تجربه خواهند کرد؟

بزرگترین تهدید در حوزه سیاست امروزه متوجه حکومت هاست. چه حکومت های  مردم سالار و چه حکومت های مستبد. چراکه جامعه، یعنی آن چیزی که حکومت به کنترل و مدیریت آن می پردازد؛ در عمیق ترین لایه های خود در حال تغییر است. باید پذیرفت که تغییرات بسیاری را در آینده تجربه خواهیم کرد. تجربه هایی که نتیجه تحولات علمی و اقتصادی پیشین هستند و از آنها گریزی نخواهد بود. آنچه دیده می شود بخش کوجکی از تمام حقیقت و نسیمی از طوفان آینده است.
دولت های غربی و آمریکا به شدت نگران کنترل فضای مجازی و مدیریت آن هستند و سعی می کنند قوانین مربوط به کنترل و مدیرت آن را با رویکردهای حفظ وضع موجود جهانی تدوین کنند تا همچنان مسلط باشند. دولت های دیگر نیز همین مسیر را در سطح خود دنبال می کنند ولی تا کنون تلاش دولت ها به دلیل ماهیت اجتماعی اینترنت و موج تحولات، به نتیجه نرسیده است و به نظر می رسد به نتیجه نیز خواهد رسید.
اجلاس اخیر سران هشت کشور صنعتی دنیا شاهد حضور معنادار مدیر شبکه های اجتماعی بزرگ و قریب هفتصد میلیون کاربری فیس بوک بود. دلیل این دعوت نیز چیزی جز اهمیت فوق العاده چنین شبکه هایی نیست. شاید بتوان مدعی شد که افراد و گروههای مرجع در فضای مجازی و به عنوان نمونه عالی آن فیس بوک، بخشی از حکومتگران آینده در حوزه دانش و ثروت و قدرت اند.
شبکه اجتماعی بزرگی با  چند صد میلیون کاربر را تصور کنید؛ اگر اعضای آن تصمیم بگیرند جریانی اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی را درجهان ایجاد کنند چه اتفاقی می افتد؟ کدام دولت محلی و یا منطقه ای یا جهانی قادر خواهد بود در برابر آن مقاومت کند و وجود اراده ای جهانی را انکار کند؟ یا مثلا تصور کنید که سی میلیون از اهالی پنجاه میلیونی یک کشور در یک شبکه اجتماعی داخلی یا خارجی در باره موضوعی خاص اعلام نظر کنند. کدام نظرسنجی و نمونه سنجی آماری یا انتخابات رسمی و یا رفراندوم دولتی می تواند آن اعلام نظر میلیونی در جامعه مجازی را انکار کند!؟
اگر روزی، در شرایطی دو خبرنگار فعال خود را نماینده افکار عمومی هزاران نفر اهالی شهر می دانستند، امروزه دیگر افکار عموم جای افکار عمومی را گرفته است. اگر روزی برای تشخیص خواست عمومی به نظرسنجی های آماری متوسل می شدند، امروزه مردم بارها و بارها در رسانه های اجتماعی مجازی چون وبلاگ و شبکه های اجتماعی و حوزه های اشتراک گذاری محتوا، اعلام نظر و دیدگاه و سلیقه می کنند.
دیگر برای تشخیص ذائقه و وجدان عمومی مردم راه های آسان تری پیش رو است و این چالشی است که همه دولت ها را به سوی اتخاذ سیاست های مردم سالارانه جدیدی سوق خواهد داد و اگر از آن پیروی نکنند، به ورطه منازعات نابودگر می اندازد. دیگر کنترل رسانه های سنتی راهگشا نیست. رسانه ها ماهیت اجتماعی یافته اند و خود جامعه هستند نه ابزارهایی در دست مالکان یا مدیرانشان و به همین دلیل است که مدیران شبکه های اجتماعی، کنترل هدایت گری بر افکار و  عمل کاربران خود ندارند. رسانه های اجتماعی مجازی قدرت را به بشر بازگردانده اند.

پرسش بعدی در زمینه قدرت است. سوال این است که تحت تاثیر این تحولات مفهوم قدرت تغییر کرده و دارای فاکتورهای متفاوتی گشته است؟

به عنوان یک فعال فضای مجازی در خطوط مقدم این تحول قرار دارم و سعی می کنم بخشی از دیده ها و تحلیل هایم را دسته بندی و منتقل کنم. تا آنجا که می دانم، جامعه منشا اصلی قدرت است و حکومت ها با اتکاء به قدرت اجتماعی بر سر کار می آیند و اگر رابطه شان با نیروهای مولد قدرت آسیب ببیند، دچار اضمحلال تدریجی می شوند و این مشکل به ویژه در دوره تحولات پرشتاب واضح تر است.
 به نظر می رسد نمایندگان قدرت آینده، عمیقا دانش محور و جهانی هستند. به تصمیم و اراده جمعی مردم توجه خواهند داشت و خود مولود آن اند و به طور مستمر با خواست و تمایل عمومی هماهنگ می شوند. شاید یک نمونه از مردم سالاری مردم محور و اندیشه محور را شاهد باشیم و اگر برای این تحول، وجه انسانی قائل باشیم که هستیم، جایگاه معنویت و اخلاق نیز در این تحول حفظ و تقویت خواهد شد.
انقراض حکومت های مستبد قطعی است ولی حتی حکومت های دموکرات فعلی از فضای مجازی تاثیر خواهند پذیرفت و تغییرات عمیقی را تجربه خواهند کرد. به هر حال این که اهالی جامعه مجازی چگونه بنای مناسبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی خود را برپا کنند به تدریج روشن تر می شود ولی به نظر بنده شرایط آینده، به روشنی مردم سالارانه تر، دانش محورانه تر و اخلاقی تر خواهد شد.

 

 

به عنوان سوال آخر آیا جهانی شدن ناشی از عصر دیجیتال و انقلاب اطلاعات، امری فی نفسه مثبت بوده است یا  نکاتی منفی مثل شکاف دیجیتال و... در آن مستتر بوده است؟

 

ما وقتی راجع به تکامل و تحول اجتماعی صحبت می کنیم؛ در مورد یک عینیت حرف می زنیم. هر اتفاقی ابعاد مثبت و منفی دارد. برای من و شما یا دیگران به یک نسبت ارزش مثبت یا منفی ندارد و به ما به یک اندازه نفع و ضرر نمی رساند؛ ولی در مجموع تحولات اجتماعی رو به صلاح و اصلاح امور است. این تحولات نیز از قاعده تکامل جامعه بشری پیروی می کند و مقدمه ظهور جهانی انسانی تر است. ان شاء الله.
کاهش تعصبات قومی و نژادی و ایدئولوژیک و انسانی شدن اقتصاد و سیاست، نکته امید بخش این تحول خواهد بود. اما اینکه شکاف دیجیتال گشترش پیدا کرده، وجه نگران کننده ماجرا است و البته تلاش جهانی، همانطور که در بحث محیط زیست به این نتیجه رسید که یک اکوسیستم غیرقابل تجدید داریم، در بحث اقتصاد و اجتماع و سیاست جهانی نیز به نتیجه واحدی خواهد رسید. البته نه از موضع حکومت های جهانگیر که از موضع مردم جهاندار و به دست فرهیختگان آگاه و آزاد و متکی به معنویت
 ان شاء الله

با تشکر از فرصتی که به ما دادید. اگر بحثی نگفته مانده در خدمتتان هستم.

هنوز در نخستین گام های شناخت تحول جهانی اخیر و نیازمند موسسات پژوهشی حوزه فضای مجازی هستیم. موضوعی که کمتر به آن توجه کرده ایم.  امیدوارم پیش از آنکه آینده ما را غافلگیر کند و بگوییم خودکرده را تدبیر نیست، آینده را بر آنچه میخواهیم، خلق کنیم. متشکرم

نظرات ()



شر سلطان دور باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠

شبانان را سلطان شر

بلاست

...

از موسیقی سریال سلطان و شبان لذت ببرید

 

 

نظرات ()



نوروزمان نو روز باد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩

در اینترنت به دنبال عکس های مناسب نوروز می گشتم که به این عکس رسیدم. نوروز 89  خانم محتشمی پور و آقای تاجزاده به دیدار خانواده ام آمده بودند و امسال هر دو نیستند ... به امید آزادی همه عزیزان   


نظرات ()



یکسال گذشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩

سال گذشته در چنین روزی

در منزل بازداشت و به زندان اوین منتقل شدم

۶٩ روز انفرادی را تجربه کردم

١٢ روز هم با دو سه نفر دیگه هم سلول شدم

جمعا ٨١ روز

رنج آور

و در عین حال

تجربه بزرگی بود

الحمد لله رب العالمین

نظرات ()



هفت هزار یادداشت و چهل و دو هزار دویست و نود و هفت نظر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸

این هفت هزارمین یادداشت وبلاگم است. هفت هزار نکته که به نظرم برای ثبت مهم بوده است. چهل و دو هزار و دیست و نود و هفت نظر هم دریافت کرده ام که عمدتا نشان از لطف و توجه دوستان و رهگذران بوده است.
در این مدت ، وبلاگ بخشی از زندگی گذشته و حال و آینده و هویتم شده است. دنیای غریبی است.

و ستایش مخصوص خداست

نظرات ()



دوباره با ابطحی میخندیم ... خدا خواهد ... نصیب باشد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸

به یاد خاطره ای با اقای ابطحی افتادم. سال 81 که توفیق حج تمتع یافتم، آقای ابطحی را در مسجد الحرام دیدم. خیلی خوشحال شدم که آشنایی از ایران را که انتظار نداشتم می بینم. ایشان نیز با همسرشان سرکار خانم موسوی نژاد مشرف شده بودند.
عربها نیز او را میشناختند و با عنوان السید ابطحی سراغش میرفتند. ولی او بیشتر به مسائلی توجه داشت که از چشم بسیاری مخفی بود. یکی از نکات جالب که فکر کنم در وبلاگشان نیز منعکس کردند، طواف دو پسر خردسال و نوجوان با لباس و عمامه سادات شیعه بود. البته ایرانی نبودند. طواف آنها خیلی زیبا بود....

مدتی است که ابطحی در زندان است و نمیدانیم در چه وضعی. تنها به لطف بازجویان خبرنگار میدانیم که بسیار گریه میکند. منتظر می مانیم تا دو باره با او بخندیم.

خدا خواهد نصیب باشد

نظرات ()



خرداد پر حادثه را تجربه میکنیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸

بی تردید خرداد و حوادث امسال در طول تاریخ زندگی بسیاری از ما ایرانیان بی نظیر است. مشحون از تجارب جدی و مهم و سرنوشت ساز. باشد که از آن درس ها بیاموزیم. ان شاء الله

نظرات ()



سخت میگذرد ... بر همگان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸

این روزها
روزهای سختی است
که بر همگان سخت میگذرد
و جز خداوند فریادرسی نیست

نظرات ()



علی کلایی و خاطره بازداشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸

با علی کلایی پس از پایان بازداشت ۵١ روزه ام که از ١٨ اردیبهشت ١٣٨۶ آغاز شده بود آشنا شدم. تا پیش از آن شنیده بودم که یکی از معلم های پسرم را به دلیل فعالیتهای سیاسی اش بازداشت کرده اند.
کلایی جوان فعال و پر انرژی و نسبتا مثبت اندیش به نظر می آمد. تند تند صحبت میکرد و لبخندی همیشگی داشت. نمیدانم دلیل بازداشت و زندان اخیرش چیست ولی اینکه بازداشت وی در بیست اردیبهشت امسال اتفاق افتاده من را به یاد بازداشت خودم انداخت.
دوران بازداشت و انفرادی دوران سختی است. امیدوارم برای کسی اتفاق نیفتد.
دوران انتخابات است و امیدوارم شرایط تغییر کند.

نظرات ()



خاطره
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸

در تحولات دو روز اخیر در عرصه سیاسی به یاد ماجرای چهار سال قبل افتادم که مجمع روحانیون مبارز از آقای کروبی  دبیرکل خود در برابر قالیباف و لاریجانی و احمدی نژاد حمایت نکرد و اینک آن سه ، شهردار و  رئیس دو قوه هستند و در عوض روی عالی رتبه ترین عضو تشکیلات رقیبشان یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی عضو برجسته جامعه روحانیت مبارز سرمایه گذاری کردند.

نظرات ()



مسعود ده نمکی و اخراجی های یک و دو
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸

شاهد اظهار نظرات زیادی در باره مسعود ده نمکی و قضایای کوی دانشگاه و فیلم پر ستاره و پر استقبال اخراجی ها به بهانه رکورد شکنی اخراجی های دو در کسب درآمد گیشه هستیم.  موفقیت یک فیلم جنبه های مختلفی دارد. اینکه از نظر هنری به این فیلم نمره بالایی داده نشده منافاتی با استقبال عمومی از آن ندارد. هر یک از این دو نکته دلایل مستقل و خاص خود را دارد. 
نظر غیر سیاسی (چون با رفتار سیاسی آقای ده نمکی موافق نیستم)
غیر اقتصادی ( از پول درآوردن وی از این راه ناراحت نیستم، تازه از بسیاری از راههای دیگر هم بهتر میدانم)
غیر هنری ( چون اساسا صاحب نظر نیستم )  بنده در باره اخراجی های ١ آن بود که فیلم قابل اعتنایی است و ارزش دیدن دارد و از دیدن آن هم لذت بردم. هم خندیدم. هم گریستم. خنده و گریه ام نیز دلایل مستقل خودش را داشت.
مجموعا از این نوع فیلم ها استقبال میکنم. شاید به خاطر سطحی نگری خودم، یا نیاز به سطحی نگری که احساس میکنم. گاهی در عمیق دیدن دچار یاس میشویم.نیشخند به هر حال اخراجی های دو حتما به بخشی از نیاز جامعه امروز پاسخ داده که چنین استقبالی از آن میشود.
اگر آقای ده نمکی اصرار نداشته باشند که کارگردانی و اخذ مجوز  اخراجی ها را در راستای ادامه شخصیت دوران پیشین خود ( به عنوان انصار حزب الله و ماجراهای مرتبط با دوران اصلاحات ) ارزیابی کنند، درک موضوع اخراجی ها و حتی فیلم فقر و فحشای وی آسان تر خواهد بود.

نظرات ()



حکایت نسل اخیر از زبان نسل قدیم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸

یک راننده قدیمی میخندید و میگفت:
این نسل جدیدی ها (احتمالا منظورشون نسل دو و سه و چهارمی هاست)
قاطی پاتی اند
حلال و حرام شون قاطی است
خنده و گریه
شادی و غم شون به هم ریخته
باز هم میخندید

نظرات ()



خاطره ای از حاجی و شیخ
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧

در سالهای سازندگی، انتقادات زیادی از اقدامات آقای هاشمی رفسنجانی و وضعیت عمومی کشور از سوی بخشی از فعالین با سابقه انقلاب که گرایش ضد سرمایه داری داشتند، به عمل می آمد. یکی از دوستان که منتقد بی مهابای وضع موجود و لایه های مختلف حکومت بود، علیرغم سابقه ی طولانی خدمت در عرصه های حساس و تاثیرگذار سیاسی و غیره، ترجیح داده بود حساب زندگی و معیشت اش را جدا کند و تقریبا با رحلت امام ره از امور کناره گیری جدی کرد.
یکبار در گل فروشی که به راه انداخته بود از رویارویی اش با دوست متنفذ دیگری حرف میزد که از حضور شخصیت برجسته ای چون او در یک گل فروشی نسبتا حقیر تعجب میکرد. حاجی ... به شیخ ... گفت: گل فروش بهتر از ... است و به همین جهت انتخاب کرده ام.
... در سالهای اصلاحات به فعالیت اقتصادی اش مشغول بود و توسعه زیادی به امکاناتش داد و همچنان از فعالیتهای دولتی دور بود. در یکی از میهمانیهای دوستانه وی را دیدم که مشغول تبلیغ آقای احمدی نژاد است. باور نمیکردم. او که در نقد وضع موجود چنان بود، چگونه چنین انتخابی داشته باشد. اندکی با او صحبت کردم. قاطعانه در مخالفت با آقای هاشمی و حمایت از احمدی نژاد صحبت میکرد. در میان دوستان فعال و مبارزش او تنها چهره شاخصی بود که چنین انتخابی کرده بود و از این حیث مورد انتقاد شدید آنها بود ولی دوباره به مسیر مشترکی با همان شیخ ... رسیده بود.
امروز حاجی و شیح داوطلبانه و از سر وظیفه  در خدمت دولت احمدی نژاد هستند. تعجب از بازی روزگار تمامی ندارد.
خدا عاقبت آنها و ما را ختم به خیر فرماید.

نظرات ()



تاج شاهی در میدان ولیعهد سابق / ولیععصر عج امروز
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸

 لینک مطلب از وبلاگستان

 

برای سالها جوایز مسابقات بلیط بخت آزمایی که هر هفته برگزار میشد، در این میدان به نمایش گذاشته بمیشد.



یاد اتوبوس های دو طبقه بخیر

نظرات ()



اومانیسم و محمد رجبی و فاطمه رجبی و یاد استاد علی دوانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧

وقتی استفاده کلمه اومانیسم را در اظهار نظر خانم فاطمه رجبی مدافع جدی آقای احمدی نژاد و منتقد فعال  آقای هاشمی و آقای خاتمی و خیلی های دیگر و همسر آقای دکتر الهام عضو موثر دولت نهم دیدم به یاد این ماجراها افتادم:
1. دکتر شریعتی و بحث اومانیسم وی
2. مباحث اومانیسم در کلاسهای درس مدرسه عالی شهید مطهری در سالهای نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامی
3. دیدگاه و نظرات دکتر محمد رجبی برادر بزرگ خانم رجبی در دهه اول انقلاب
4. دیدگاه دکتر کریم پور ازغدی و سخنرانی های چند سال اخیرشان

و خیلی نظرات پیشینیان که قابل طرح خواهد بود.
جای یک کنگره علمی برای شناخت و معرفی و نقد اومانیسم خالی است.
خدا آقای علی دوانی را نیز رحمت کند.

نظرات ()



نفهمی و کج فهمی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

یکی از دوستان نقل میکرد که دیگری میگفت:
حرفهایم را یا نمیفهمند یا عوضی میفهمند که نفهمند بهتره.

نظرات ()



جوشکار نقاش
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

سال ۵٧ بود و انقلاب تازه پیروز شده بود. نزدیک دبیرستان مان مغازه جوشکاری بود که خیلی با شوق و امید از آینده و صنعت و جوانان میگفت. جوشکاری با ذوق و انرژی بود که به ابتکار خودش یا نیمدانم مدرسه، کلاس جوشکاری برگزاری میکرد و در حین کلاس از خودباوری و اینکه ما هر کاری میتوانیم انجام دهیم میگفت.در آن زمان مشهور بود که ما سوزن را نیز از خارج وارد میکنیم و هیچ صنعت مهمی نداریم و مهمترین صنعت کشور صنعت نفت و ذوب آهن بود که انگلیسی ها و شوروی ها راه اندازی کرده بودند و البته صنایع مونتاژ خودرو سازی پیکان انگلیسی و نظامی که آمریکایی ها برعهده داشتند. نقاشی زیبایی نیز از امام خمینی کشیده و به دیوار آویخته بود. فضای فکری او شدیدا جهت گیری سازندگی داشت.

نظرات ()



گفتم : گفت : نخست وزیر یا رئیس جمهور
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٧

١٣۵٧ - ١٣۵۶
گفت: بزرگ شدی چه کاره میشی؟
گفتم: نخست  وزیر
گفت : ولی من میخوام رئیس جمهور بشم که بالاتره
گفتم :‌‌ آخه کشور که شاه داره
گفت : آره ولی من میخوام رئیس جمهور بشم

نظرات ()



گزارش تصویری دیگری از جشنواره وبلاگ در کرمان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگستان:

 عکس: عرفان امیرخسروی

عکس: عرفان امیرخسروی
عکس: عرفان امیرخسروی

عکس: عرفان امیرخسروی

عکس: عرفان امیرخسروی

نظرات ()



در پنجمین سال وبلاگنویسی و پنج هزار یادداشت در اکرنه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧

با یادداشت قبلی که یک عکس زمستانی است، پنج هزارمین یادداشت وبلاگ اکرنه را در پنجمین  سال فعالیتش منتشر کردم.
مبارکم باشد ان شاء الله نیشخند

نظرات ()



داریوش فرضیایی ( عمو پورنگ عزیز ) از پرشین بلاگی ها و خانم جوکار تشکر کرد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  عمو پورنگ خانم جوکار

نظرات ()



گزارش تصویری از جشنواره وبلاگنویسان کرمان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

لینک مطلب:

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



جشنواره وبلاگهای کرمان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

پنج شنبه فرصتی دست داد که برای نخستین بار سفری سریع و کوتاه به کرمان داشته باشم. در جشنواره وبلاگهای کرمان که به همت هفته نامه  "پایان هفته" برگزار شده بود، شرکت کردم و با وبلاگنویسان کرمانی از نزدیک آشنا شدم. فرصت خیلی خوبی بود. دوستان خوب تری هم پیدا کردم. از آقایان نگینی و شهابی و دیگر دوستان واقعا متشکرم.
خدا را شکر

نظرات ()



پذیرفتن به راحتی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

گاهی یک چیز عمیقا رنج میدهد
و پذیرش اش مشکل است
ولی
با تغییر شرایط
و با اندکی صبر و درونی کردن واقعیات
می پذیریم
خیلی راحت
و بی درد

نظرات ()



امروز قرص خورشید کامل بود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

نگاه کردن به خورشد همیشه دست نمیدهد
اونهم در تهران آلوده با دیوارهای بلند
این پنجره ی بزرگ
روزهای تعطیل که پیش از طلوع بیرون نمیروم
خورشید باران است
امروز قرص خورشید کامل بود
مثل هر روز
دیدمش

نظرات ()



طلوع همیشه حاضر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

در منزل جدید
یا نسبتا جدید
طلوع آفتاب را از پنجره
هر روز تجربه میکنم
پشت میز
روی مبل
هنگام وبلاگنویسی
خورشید طلوع میکند

نظرات ()



صدای تیر و تیک تیک ساعت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

دیشب خیلی زود خوابیدم
خسته بودم
صبح با صدایی شبیه گلوله هفت تیر
از خواب بیدار شدم
نه ناگهانی
اندک اندک
پنج یا شش تیر شلیک شد
فاصله ی تیرها کمتر میشد
و به صدای دیگری پیوند میخورد
وقتی که کاملا بیدار شدم
صدای تیک تیک ساعت را میشنیدم

نظرات ()



دعای کمیل و دعای ندبه و دعای توسل
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۸٧

همانگونه که انسان ها را در برابر یکدیگر قرار میدهند یا خود قرار میگیرند، مسجد در برابر مسجد، حزب در برابر حزب، دعا در برابر دعا قرار میگیرد. در گذشته و در بعضی شرایط، دعای کمیل در برابر دعای ندبه قرار میگرفت. عجیب بود. شور و شوق جوانان به دعای کمیل بیش از دعای ندبه بود و توجه مسن تر ها بیشتر به دعای ندبه بود تا دعای کمیل. دعای توسل در این میانه بی طرف و پذیرای همگان بود.نیشخند

نظرات ()



12 بهمن 1357 ورود امام خمینی به ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧

منزل ما در خیابان آیزنهاور  و نزدیک میدان شهیاد ( هر دو امروز : آزادی ) بود و به همین جهت در جریان راه پیمایی های بزرگ و تجمعاتی که به میدان ختم میشد قرار میگرفتیم. روز یازدهم بهمن شایع شده بود که امام می آید. به همین دلیل جمعیت زیادی در خیابانها حاضر بودند. بعد که گفتند امام نمی آید، مردم خشمگین شدند و دولت شاپور بختیار را تهدید میکردند که ساکت نمی نشینند ولی کم کم رفتند. منم که همراه بعضی از خویشان ام به میدان شهیاد آمده بودم، رفتم.


شعار مردم این بود:

وای به حالت بختیار
اگر امام فردا نیاد

فردای آن روز امام آمد. جمعیتی عظیم گردآمده بودند. تصور نمیکنم جز در مراسم رحلت امام، چنین جمعیتی جمع شده باشند.

نظرات ()



شعر و شاعری و حافظه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

قریحه شاعری در ایرانیان زیاد دیده میشود. به خصوص پس از شکست قالب های سنتی شعر کلاسیک و گسترش امکان نشر ایده و اندیشه و احساس از طریق اینترنت، شعر و شعرگونه بازار گسترده ای دارد.
از بعضی دوستان ادبیاتی شنیدم که میگفتند وقتی محفوظات شعری انسان از حدی بیشتر شد، قریحه شاعری انسان تحریک میشود و به نوعی خاص از شاعری میرسد.
ظاهرا قریحه شاعری از کودکی تکلیف انسان را روشن میکند. بعضی ها هم تکلیف قریحه شاعری شان را در کودکی و نوجوانی روشن میکنند.

نظرات ()



گربه های خیابانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧

خانه های قدیمی تقریبا بدون استثناء زیر زمین داشتند. زیر زمین هایی برای انبار لوازم اضافی. در تابستان های گرم محلی خنک برای استراحت بود و گاهی موقعیتی برای فرزندان که برای خود اتاقی داشته باشند و لوازم خودشان را در آنجا نگهداری کنند.
 کلاس چهارم یا سوم دبستان بودم. یک روز که به مدرسه میرفتم، یک جعبه مقوایی بزرگ را دیدم که در عمق آن پنج شش تا بچه گربه ی رنگارنگ ونگ ونگ میکردند. خیلی برایم جالب بود.
رفتگری که کنار جعبه ایستاده بود فوری پیشنهاد کرد که این ها را میخوای؟! منم بدون فکر فوری گفتم آره و جعبه را گرفتم. مغزم کار نمیکرد. باید مدرسه میرفتم. فوری برگشتم خانه و جعبه را بردم زیر زمین گذاشتم و سریع برگشتم و رفتم مدرسه.
فکر کنم اصلا نفهمیدم مدرسه چه گذشت و تا برگشتم خانه کلی فکر و خیال کردم که جواب پدر و مادر و برادر بزرگترم که معمولا از جک و جونور خوششون نمیاد چی بدهم. داستان گربه های منزل ما از اینجا شروع شد.
عکس این گربه ها را که دیدم یادشان کردم.

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  عکس گربه

عکس از اینترنت

نظرات ()



خداداد عزیزی چهره شجاع و جنجالی فوتبال ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧

http://www.lastkick.com/wp-content/P_Khodadad_Azizi_02.jpg

خداداد عزیزی و علی دایی هر دو از چهره های شجاع و فعالی هستند که در دوره ای خاص از فوتبال ایران خلق شدند. زمانی که فوتبال جهانی شد، آنها نیز جهانی شدند. همانگونه که از نسل پیش علی پروین و حسن روشن و عده ای دیگر چنین بودند. خداداد شانس و فرصت علی دایی را نیافت. شاید به دلیل آنکه حاشیه هایش بیش از علی دایی بود و شاید به همین دلیل که علی دایی زودتر و از مسیری متفاوت با فوتبال رابطه برقرار کرد.

http://arvinonline.files.wordpress.com/2008/07/143004.jpg

خداداد سعی کرد از حوزه بخش خصوصی و متکی به نسل جوان به فوتبال نزدیک شود. بخش خصوصی در فوتبال واقعا بی چاره و مستاصل است و همچنان بخش دولتی و روابط مرتبط با آن حرف اول و آخر فوتبال را میزند. روابط قدیمی در فوتبال نیز مجال زیادی برای نسل جوان نگذاشته است. به خصوص در زمینه باشگاه داری. حتی امثال آقای هدایتی با میلیاردها سرمایه گذاری نیز وضعیت باثباتی ندارند.
خداداد بارها سر بر این سنگ کوبیده و آسیب دیده ولی همچنان با این قد کوتاه سر زنی میکند. جای تحسین دارد.

======================

با خداداد یکبار در سالهای اوج اش در دفتر شرکت ملاقاتی داشتم. شجاعت و پرخاشگری و زرنگی اش قابل توجه بود. حرف بی ربط نمیزد و موقعیت خودش را تشخیص میداد و اعتماد به نفس بالایی هم داشت. خودش بود.

نظرات ()



پیام تسلیت رهبر ایران برای درگذشت مهندس مهدی بازرگان از وبلاگ تورجان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٤ بهمن ۱۳۸٧

زمانی که قرار بود مراسمی در دانشگاه پلی تکنیک به مناسبت فوت آقای مهندس مهدی بازرگان برگزار شود، دانشگاه یه کم ملتهب بود. پیام رهبری را یکی از دوستان مسئول دانشگاه دیده بود و برایم نقل کرد که منم متعجب شدم از تعبیراتی که رهبری در باره مهندس بازرگان به کار برده بود.
تا الان که متن تسلیت را در وبلاگستان دیدم، متن را ندیده بودم.

لینک مطلب از وبلاگستان:

                 مجلس اول-آیت الله خامنه ای پشت سر بازرگان و سحابی نشسته است

بسمه تعالی                                                            

جناب آقای دکتر یدالله سحابی

درگذشت مرحوم آقای مهندس مهدی بازرگان را به جناب عالی و خانواده محترم آن مرحوم تسلیت می گویم. ایشان یکی از مبارزین دیرین با رژیم ستمشاهی و نیز از جمله پیشروان ترویج و تبیین اندیشه های ناب اسلامی با زبان و منطق و شیوه نوین بود و از این رهگذر بی شک در چشم همه علاقه مندان به گسترش و رواج ایمان اسلامی در میان طبقات تحصیلکرده در دوران خفقان و دین زدایی رژیم پهلوی، دارای شأن و ارزش بخصوصی بود. خداوند ایشان را مشمول رحمت و مغفرت و فضل خود قرار دهد و به تلاش های ایشان با چشم رضا و قبول بنگرد. لطفاً مراتب تسلیت این جانب را به همسر و فرزندان محترم ایشان ابلاغ فرمایید.                                                 

سید علی خامنه ای      5/11/1373

نظرات ()



یافتم!
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧

نه
سنگ پا نیست
کشف و اختراعی نیست
موسیقی است
موسیقی خونم کم شده
وقت کردید یک سری به این وبلاگ بزنید
حجم موسیقی اش  برای دانلود زیاد است ولی می ارزد

http://sultan.persianblog.ir

نظرات ()



شاه رفت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧

سی سال پیش، زمانی که شاه رفت، مردم خیلی شاد شدند. بزرگتر ها نگران کودتا بودند، چون شاه قبلا نیز رفته بود و با کودتا بازگشته بود و جوان تر ها آماده ی جانفشانی بیشتر در برابر ستمکاران میشدند
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  شاه رفت

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  شاه رفت

نظرات ()



بازی های کودکانه زمستانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧

در زمستان ها
یکی از بهترین بازیهای کودکانه
برف بازی است
در شرایطی که چنین فرصتی نیست
به یاد گذشته ها
روی شیشه های بخار کرده
نقاشی میکنیم
چشم چشم دو ابرو
نقش کف دست
...
اگر رطوبت کم بود
خودمان ها میکنیم
بعد نقاشی میکنیم
چشم چشم دو ابرو
...

نظرات ()



ماتریکس The Matrix
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧
در باره The Matrix I

The Matrix I, Written and Directed By:Andy Wachowski Larry Wachowski  


مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  اسرائیل ماتریکس سینما

بخش عمده ای  از مطالب این فیلم با تعالیم علم و ادیان  و بخشی نیز با اساطیر و سنتها تطابق دارد و عمدتا ترویج اندیشه های دینی و منطقی است

مطلب کامل را در ادامه بخوانید

اینجا را هم میتوانید ببیند


ادامه مطلب ...
نظرات ()



ساعات نخستین آزادی از زندان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧

ساعات نخستین آزادی
کاملا متفاوت و تعیین کننده است
خیلی خیلی زیاد

نظرات ()



ورق پاره ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

بارها ورق هایی را پاره کرده ایم
آیا ورق پاره هایی را به هم چسبانیده ایم
و دوباره آن ها را پاره کنیم‌‌ ؟!

نظرات ()



اس ام اس حاوی فحش و ناسزا
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧

معمولا به دلیل مشکل دید کمتر اس ام اس ها را میخوانم ولی گاهی نیز میخوانم. تا حالا اس ام اس های توهین آمیز زیادی دریافت نکرده ام. جهت استحضار فحاشاننیشخند. یکی از این موارد نادر را برایتان نقل میکنم.

 ژانویه 2007 یعنی دو سال پیش:

To Kheili adame kesafati hasti. To goh mikhori be digaran tohmat mizani, Olagh, khodam be hesabet miresam avazi

ترجمه فینگلیش:
تو خیلی آدم کثافتی هستی. تو ...  میخوری به دیگران تهمت میزنی، الاغ، خودم به حسابت میرسم عوضی

============================

خدایی اش خیلی خندیدم. تا حالا این اس ام اس را به خیلی ها نشان داده ام. عکس العمل های متفاوتی نیز دیده ام.

=================

روایتی دیگر:

یکبار اس ام اسی از یک خبرنگار جنجالی و جویای نام که به اندیشه های ضد ملی اش در میان جمع وبلاگنویسان افتخار میکرد، دریافت کردم که هیچ دلیل منطقی برای ارسال آن نیافتم. اخیرا شنیدم که از دولت سر: آتش زدن ها و ورود های غیر مجاز به سفارتخانه خارجی و توهین و درگیری فیزیکی و خوش خدمتی که انجام داده اند، غیر از نام و موقعیت به ثروتی نیز رسیده است. خدا عاقبت ما را ختم به خیر فرماید. ان شاء‌ الله

نظرات ()



بازرس ارشاد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧

حدود پانزده سال پیش بود
تلفن زنگ زد ...  مامور اومده ... زود بیایید
ظرف ده دقیقه به فروشگاه صوتی تصویری رسیدم ... وارد مغازه فروش فیلم ویدئویی میشوم ... جو ملتهب است ... فردی که ظاهرا بازرس وزارت ارشاد است هی راه میرود و با چشمان اش مواخذه میکند ... یک مشتری داخل مغازه مشغول خرید است
فروشنده جواب مشتری را میدهد
می پرسم  ایشان بازرس ارشاد هستند
فروشنده: بله
سلام میکنم
جواب سلام نمیدهد
انگشتر طلا را در انگشتش می بینم ... پس ... و متاهل هم هست ...
تعجب میکنم ... بازرس .. ارشاد ...
خب بفرمایید در خدمتم
: با فریاد میگوید که آقا اینجا فیلم غیر مجاز دارید
: کدوم فیلم غیر مجاز؟!
:با صدای بلند اونجاست

آن طرف تر در دهنه دوم مغازه که هیچ فیلم ویدئویی و مسیری برای ارائه خدمت به مشتریان ندارد، یک کامپیوتر و تعدادی دیسکت و یک حلقه فیلم کنار کامپیوتر با برچسب "گرافیک کامپیوتری" به چشم میخورد.  یکی از دانشجویان مهندسی طراحی صنعتی مشغول طراحی و تولید انیمیشن است و میگوید به فیلم من گیر داده است.

تازه متوجه شدم ... بازرس فکر کرده که این فیلم یواشکی به مشتری داده میشود و یا فکر نکرده، بهانه کرده و به اصطلاح گیر داده ... فیلم انیمیشن آموزشی عبور یک ببر  از یک محوطه بزرگ شبیه معبد یا آثار تاریخی ...

با آرامش میگویم:‌ اگر ممکن است یه کم آرامتر من در خدمت شما هستم بفرمایید بنشینید تا موضوع را حل کنیم
: فریاد میزند نخیر همینجا ایستاده ام
: پس لطفا آرام صحبت کنید اینجا مشتری هست خوب نیست
: نخیر شما تخلف کرده اید
نگاهی به نگاه پر سوال مشتری و چهره ی نگران فروشنده و طراح گرافیک شرمنده انداختم و فکر کردم که نکند مشغول قاچاق مواد مخدر در مغازه هستند که این بازرس اینکارها را میکند ... بعد خطاب به بازرس محترم وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی گفتم: برو بیرون تا ننداختمت بیرون
بازرس که گویا شوکه شده پرسید: چی؟
گفتم :‌ شنیدی. برو بیرون
گفت: به بازرس ارشاد میگی برو بیرون. پدرت رو در می آورم. الان مامور میارم مغازه رو می بندم
گفتم: برو بیرون‌ هر غلطی میخواهی بکن. هر موقع یاد گرفتی جواب سلام واجب است و مودب شدی و احترام محیط کسب و کار مردم را داشته باشی حرف بزن. برو بیرون.
تا بیرون فروشگاه مشایعتش کردم. البته بدون تماس فیزیکی ولی از فاصله ای نزدیک.

====================

از وزارت ارشاد زنگ زدند: فلانی؟
: بله
:زود بیا ارشاد.
: کجای ارشاد
: ارشاد دیگه
: دفتر وزیر؟ معاونت مطبوعاتی؟ معاونت فرهنگی؟ اداره کل استان؟ موسسه رسانه های تصویری؟ کجا؟
: معلومه همانجا که مجوز گرفته اید
: موسسه فرهنگی حنفا چند مجوز دارد از کدام قسمت تماس میگیرید
خودش را جمع و جور میکند و صدایش آرامتر میشود و میگوید: اداره کل نظارت و ارزشیابی ...

وقتی مدیرکل نظارت و ارزشیابی را دیدم، یاد دراویش افتادم. سبیل های روی لب و موهای ژولیده و هیکلی عظیم شبیه هیکل امروزی خودم. خدا رحمت کند دایی پدرم را.
با تعجب گفت: شما هم؟!
گفتم: بله ما هم
: ما مجوز فروشگاه را داده ایم و شما مامور ما را بیرون میکنید.
گفتم: بازرس بی ادبی که حتی جواب سلام نمیدهد و داد و فریاد میکند پاسخ نمیخواهد. بعلاوه در متن قرارداد وزارت ارشاد تصریح شده که شما یا هیچ قسمت دیگر در وزارت ارشاد حق ندارد مراجعه کند و پاسخ بخواهد.
وقتی قرارداد را دید ... منفجر شد ...
بد و بیراهی بود که نثار همکاران وزارت ارشادی اش میکرد

نظرات ()



جشن های فصلی امسال
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧

بهار اینترنت ... تولد پرشین بلاگ
تابستان ...  تولد عمو پورنگ
پاییز ... شب یلدا
زمستان ... دهه فجر
امسال که روز جهانی وبلاگ و انتخاب بانوان برتر وبلاگنویس را نیز داشتیم

نظرات ()



لبخند درخشان از شهید سید ابراهیم مهری
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧

لبخند و آرامش اش
مثال زدنی بود
اهل اندیشه بود
دور از حرکات تند و تیز
آرام
با لبخندی درخشان

نظرات ()



مراقبت بر نماز و سکوت ... شهید علی یزان پناه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧

ساکت بود و آرام
گاهی که به زبان می آمد
می غرید
ولی معمولا حتی نمیخندید
آرام و ساکت
مشغول بود
و به درس خواندن
اهمیت میداد

نظرات ()



شفاعت دوستان ... خاطره ای از شهید مصطفی پالیزوانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧

لینک مطلب از وبلاگستان:

از رسومات دوران جهاد این بود که دوستان علاوه بر حلالیت از یکدیگر تلاش میکردند تا از رزمندگان برگزیده ی اخلاقی طلب شفاعت کنند. رسم قشنگی بود.
یاد شهید مصطفی پالیزوانی بخیر.

نظرات ()



محسن قرائتی در سالهای طولانی تلویزیون
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٦ دی ۱۳۸٧

سالهاست که آقای قرائتی را در تلویزیون می بینیم. گویش دوستانه و مهربان او را و می شنویم. به همین اندازه و به اندازه ی چیزهایی که از او یاد گرفته ام، متشکرم.
شاید از خیلی جهات با افراد ایده آل دیگری که میشناسیم متفاوت باشد ولی ویژگیهای منحصر به فردی نیز دارد و البته ویژگیهای مثبت غیر منحصر به فردی که شایسته ی یادآوری است.

http://tinypic.com/6fhyzib.jpg%5B/IMG%5D

عکس از اینترنت

==============

به یاد می آورم که سال شصت و یک در دوره مربی گری نهضت سوادآموزی شرکت کردم و اول شدم و علیرغم توصیه ی دوستان در این زمینه فعالیتی نکردم.
گاهی افسوس میخورم که چرا از آرزوی دوران دبیرستانم که دبیری در مدارس بود، فاصله گرفتم و مسیر دیگری را انتخاب کردم. ولی هیچگاه از اینکه از ابتدا مسیر بخش خصوصی را انتخاب کردم، پشیمان نشدم. خدا را شکر

نظرات ()



خوابی دیگر ... دو سال گذشت
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٦ دی ۱۳۸٧

دیشب در خواب دیدم که آمده ای
در میان خانواده ات هستی
دو سال از رفتن ات گذشته
ولی تقریبا هر روز به یادت هستیم
خوابهای زیادی دیده ام
ولی تقریبا هیچکدام را معنایی جز
یاد دوستان نکرده ام

نظرات ()



حاجی ... سید
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٦ دی ۱۳۸٧

ماجرای سید و حاجی رو از بعضی ها شنیده بودم. تعجب میکردند که به صحبتهای آنان عکس العمل مناسب نشان نمیدهم. بعدا  ... دیدم که از عبارات سید و حاجی استفاده های کاربردی تری هم میشود. برای نام نبردن از افراد.

نظرات ()



اسکناس های دوره پهلوی از پارسی پیکس
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧

یکی از سرگرمی های جالب دوران نوجوانی ام، جمع آوری اسکناس های قدیمی و تمبر بود. نوعی صندوق ذخیره ی جذاب که به وقت ضرورت به کار می آمد و به کار آمد.

لینک مطلب:

اسکناس های قدیمی کشورمان ایران


اسکناس های قدیمی کشورمان ایران

نظرات ()



مزاحمت روزنامه خراسان از طریق ارسال اس ام اس
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧

چند ماهی است که روزنامه خراسان از طریق اس ام اس برایم یکی از خبرهای روزانه اش را راس ساعتی خاص ارسال میکند. تقریبا عادت کرده ام. البته هیچگاه متن را نمیخوانم و احیانا اندکی ناسزا نثار بانی آن میکنم.
اینگونه رفتارها از نظر شکلی کار ناشایستی هستند و از نظر محتوا نیز معمولا بی فایده و غیر موثر هستند. فقدان عقلانیت و ادب معمولا ملازمند.

نظرات ()



بسیار بوده اند و هستند و خواهند بود
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧

خیلی ها بهم میگویند:
اگر شما نباشید چی میشه؟
بجای شما کی؟
کسی به ذهنمان نمیاد؟

واقعیت این است که اگر برای پذیرش کاری
شخصی به ذهنمان نمی آید
قاعدتا مشکل از ذهن ماست
اگر ذهن مان آماده تغییر باشد
و درک کند
همانگونه که متولد شدیم
بزرگ میشویم
و بعد
از این دنیا می رویم
این تغییرات شغلی یا موقعیتی که دیگر مساله ای نیست
و همانگونه که ما روزی به کاری مشغول شدیم
دیگران نیز میتوانند
و معمولا بهتر هم میتوانند

نظرات ()



مهدی بوترابی : شب یلدا از مدیریت سایت پرشین بلاگ خداحافظی میکنم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧

خبرگزاری فارس: مدیر سایت پرشین بلاگ گفت: بعد از پنج سال مدیریت این سایت در مراسم جشن شب یلدا از این جایگاه خداحافظی می‌کنم

لینک خبر:

مهدی بوترابی مدیر سایت پرشین بلاگ امروز در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس با بیان اینکه مدیریت جدید سایت پرشین بلاگ، رسماً در مراسم جشن شب یلدا معرفی می‌شود، گفت: بعداز پنج سال مدیریت سایت به این نتیجه رسیدیم که ادامه مدیریت آن را به نیروهای جوان واگذار کنیم.
بوترابی افزود: وظیفه ما این است که به جوانان اعتماد کنیم تا وقتی مدیریت عرصه‌های مختلف بعد از ما به جوانان واگذار می‌شود با بحران مواجه نشویم.
وی با اشاره به اینکه کماکان شخصاً مدیرعامل شرکت خصوصی پشتیبان پرشین‌بلاگ و سهام‌دار عمده آن خواهد بود، اظهار داشت: پرشین‌بلاگ دوران بحران و استرس‌های آغازین خود را پشت سر گذاشته و در وضعیت مطلوبی به سر می‌برد.
بوترابی در پایان گفت: سایت پرشین‌بلاگ دوران تثبیت خود را می‌گذراند و از ترافیک و استقبال بسیار بالایی برخوردار است.

نظرات ()



استاد کونگ فو پروفسور آقا ابراهیم میرزایی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧

امروز صبح در مسیر دفتر کارم، چند ده اطلاعیه تبلیغی مربوط به ... (از ذکر تعابیر معذورم)  ابراهیم میرزایی را روی زمین  دیدم. یکی را برداشتم و دیدم  تقریبا همان محتوای ایمیل های تبلیغاتی وی است. واقعا بعضی از ما چگونه می اندیشیم و در باره مخاطبان ایرانی چگونه فکر میکنیم و میکنند؟
...
اوایل پیروزی انقلاب، باشگاه  آموزش کونگ فوی ابراهیم میرزایی(بعدها دکتر و پروفسور) برو بیایی داشت و به همین جهت یا جهات دیگر بود که وی سودای ریاست جمهوری ایران را در سر داشت که به آرزویش نرسید بعدها شنیدم که در یک درگیری میان وی و بادیگاردهایش از یکسو و مامورین از سوی دیگر، زخمی شده است و بعد نیز به خارج از کشور رفت.
سالها گذشت تا با رواج اینترنت دیدم که از ایمیل های تبلیغی به صورت هرزنامه (اسپم) برای تبلیغ استفاده میکند و اخیرا نیز به صورت کاغذی تبلیغ کرده بود.
جای تاسف است ولی تعجب ندارد که چنین بازار خرافه گرایی مذهبی گشوده است جای شکر آن باقی است که جریان عمومی حرکت جامعه ایرانی به سوی آگاهی و عقلانیت است.

,
ادامه مطلب ...
نظرات ()



خاطره
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧

ذوب شده ها
نوشته ها را نیز بر نتابیدند
چه برسه به گفته ها
یا ضمیر ها
یا ذوب ذوب نبوده
یا نوشته و سخن و ضمیر چنان نبوده
یا هر دو

,
ادامه مطلب ...
نظرات ()



آمدن یا نیامدن: مساله ی خاتمی و مردم ایران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧

از جلسه دیروز موسسه باران، میتوان احتمال داد که سوال اصلی بسیاری از شرکت کنندگان در نشست، کاندیدا شدن یا نشدن خاتمی است. سوالی که خاتمی در آخرین فرازهای سخنانش به صورت نگرانی های خودش پاسخ داد.
آقای خاتمی از انتخاب شدن نگران نبود. مطمئنا حضور خاتمی مساوی است با انتخاب ایشان. ان شاء الله. اما مساله اصلی وی این بود که آیا میتوان همه ی توانها را بسیج کرد و کشور را حداقل به جایی که چهار سال پیش بود بازگرداند یا نه؟!
وی نگران بود که مردم و نخبگان با توجه به انتظاراتی که دارند، آمادگی شرایط اصلاحات را نداشته باشند و ناراضی شوند. میتوان نتیجه گرفت که افزایش هوشیاری و حضور و مقاومت مردم و نخبگان، خواست اصلی خاتمی است. البته به صراحت نیز به مخالفت دستگاههایی که تحت نظر رئیس جمهور نیستند اشاره کرد و گفت اگر ضمنانتی برای مخالفت آن دستگاهها نباشد، کاری نمیشود کرد.
برداشت عمومی از سخنان خاتمی را نمیدانم ولی سخنان امیدوار کننده ای برای شرکت در انتخابات بعدی نمیگفت. تبیین مبانی اصلاحات و اصرار بر لزوم تغییر و تکیه بر قانون اساسی فعلی همگی نشانه ی فعال تر شدن خاتمی در عرصه سیاست کشور است که الزاما به معنای کاندیداتوری نیست.
بی تردید خاتمی محبوبترین چهره ی سیاسی کشور است.

,
ادامه مطلب ...
نظرات ()



تغییر مدیریتی در پرشین بلاگ
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧

ظاهرا
زمان تغییر رسیده است
امروز عصر
تغییر مدیریتی در پرشین بلاگ
کلید خورد

نظرات ()



ریسمان خاطرات
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧

رد یا پذیرش پیشنهادات دیگران، تجربه ای است که مانند ریسمان بخش مهمی از خاطرات گذشته ی ما را به یادمان می آورد.

نظرات ()



بسیج اقتصادی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧

بسیج که تشکیل شد٬ در امور اقتصادی زیر نظر مساجد یعنی توزیع کوپنی اجناس مختلف نیز فعالیت میکرد ولی خیلی زود٬ این حوزه مستقل شد و عنوان بسیج اقتصادی پیدا کرد و نهایتا فعالیتهای آن به وزارتخانه های اقتصادی واگذار شد.

نظرات ()



هندل های قدیمی اتومبیل ها
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧

ماشین جیپ پدرم یک هندل داشت. یعنی یک میله بود که دسته ی آن برای چرخاندن در جلوی اتومبیل قرار میگرفت و با چرخاندن آن راننده میتوانست ماشین را روشن کند. چیزی شبیه استارت بود.
قدیم ندیم ها با هندل Hendel  ماشین را روشن میکردیم. شاید در فیلم های کمدی کلاسیک، هندل  را دیده باشید.نیشخند

نظرات ()



حسین درخشان از آنجا رانده و از اینجا مانده
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧

 بارها فرصت و دلیل نوشتن در باره حسین درخشان یا بعضی دیگر بوده ولی ننوشتم. ادبیات ویژه و رفتار و نظراتش از دیدگاه بعضی من جمله بنده نامطلوب بود و لذا سعی داشتم از ماجراهای او و امثال او پرهیز کنم. امروز مینویسم. چرا که فکر میکنم موقع نوشتن است.
نخست بعنوان مقدمه:

ظاهرا بی خبری از وبلاگنویسی که هر روز مینویسد، مساوی است با خبر یا احتمال بازداشت وی.

افراد جنجالی نیز به این امر واقفند و گاهی از آن برای جنجال استفاده میکنند ولی در مورد حسین درخشان با سوابق رفتاری اش و شرایط حاضر بعید بنظر میرسد.
او در سراشیب مسیر جنجال قرار دارد. نوعی خستگی در رفتار او مشاهده میشد. به قول وبلاگنویس معارض اش: ابوذر منتظر القائم مدیر وبلاگ پاسداران٬ از هفته ها قبل بوی آمدن میداد.
او بعد از آن همه ماجرا و صحبت و حکایت و سفر که داشت دوباره به ایران آمد ....

چند شاید و ولی:

شاید نقش پیشگامی در وبلاگنویسی که به نوعی از دست داد یا نقش ترویجی اش او را آرام نکرد ولی مسیر پر سر و صدا و خطرناکی را برای فعالیت رسانه ای برگزید

شاید شرایط بی توجهی وبلاگستان به وی برای کسی که  ریشه ها و پیوندهایش را (چه ریشه های حق و اصیل و چه ریشه های باطل و دروغین) سوزانده طبیعی باشد٬ ولی نقش او در ترویج وبلاگنویسی همچنان در تاریخ وبلاگستان ثبت است

شاید منازعات و جنجال آفرینی هایش سالهاست جای ویژه ای در وبلاگستان ندارد ولی وی و یارانش و حتی مخالفانش٬! بخشی از سرگذشت و عبرت وبلاگستان هستند

شاید شخصیت جذابی ندارد و تغییر دیدگاه و اصرار در اقرار به آنچه هست و نیست٬ او را در مظان اتهام قرار دهد٬ ولی شهرت وی بعنوان یک وبلاگنویس دست مایه ی احترامی ناخواسته است

شاید خیلی زود از خبرنگاری به خودنگاری رسیده و در پی نفی گذشته ی خویش و گرفتن حال دیگران برآمده است٬ ولی زمان به او درسهای سخت را آموخته است

شاید چرخش های فکری شدیدی را نشان داده اس٬ ولی نه آن زمان و نه این زمان نباید زیاد جدی گرفت

شاید تفاوتهای وی با ابوذر و دیگران٬ مبنای شناخت امروز ما از وی باشد٬ ولی مشترکات وی با دیگران را نیز برای تکمیل شناخت می توان دید

شاید
مهمترین اتهامی که متوجه درخشان باشد، آن بود که بی قاعده و بی ویرایش هر چه را میخواست و مفید شهرت و تاثیر می انگاشت٬ می نگاشت ولی همین کافی است که انسانهای با قاعده از وی رویگردان شوند

شاید اگر تلاشی برای سردبیر خودم نمیکرد٬ و زیر دست سردبیران با قاعده٬ قاعده ها را می آموخت٬ شرایط بهتری داشت ولی امروز باید از امروز گفت

شاید او الگوی وبلاگنویسان امروزی نباشد ولی روزگاری الگوی بعضی وبلاگنویسان نخستین بوده است. سایه ی روش و ادبیات وی هنوز بر سر بعضی ها  خودنمایی میکند

شاید امروز تنهاست ولی روزگاری تنها نبود

شاید در باره حسین درخشان به اختصار و سرسری نوشتن٬ اشتباه باشد٬ ولی نوشتم

در یک قضاوت شتابزده و کلی و شاید ساده انگارانه٬ درخشان در دوران گذار خود٬ نیازمند فرصت است. فرصتی که از خودش گرفته بود و امروز به آن از همیشه نیازمندتر است

و ستایش مخصوص خداست

نظرات ()



به یاد شب یلدای چلچراغ
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧

یادش بخیر


پرشین بلاگ persianblog چلچراغ عمو زاده خلیلی

این عکس کمی پیش از جشن شب یلدای سال گذشته چلچراغ توسط عکاس برجسته و چلچراغی کشور، آقای حجت سپهوند گرفته شد.

این عکس نیز توسط بنده از عکاس محترم، حین هنرنمایی گرفته شد:

پرشین بلاگ persianblog چلچراغ عمو زاده خلیلی شب یلدا

نظرات ()



فرشته مرگ و نوبت رفتن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧

از دست دادن خویشان و دوستان سخت است. به میزانی که به آنها محبت داشته باشیم، سخت تر است. گاهی این محبت در لایه های سطحی تر بارز شده است و گاهی لایه های عمیق ترش نیز بارز شده است. هر چه محبت بارز نشده تر و عمیق تر، درد از دست دادن عزیزان سخت تر است.

============

به مناسبت فوت یکی دیگر از خویشان نزدیک، دو روز به مشهد رفتم. یادآوری فوت وحید کودک بازیگوش و داود جوان و نیرومنددر کنار افراد مسن و فرتوت، یادآور حکایت نوبتی نبودن مرگ است. حساب و کتاب مرگ و عبور از این دنیا، با حساب و کتاب ما تفاوت دارد.

=============

شرکت کنندگان در مجالس ختم و عزاداری در مشهد٬ هنگام برگزاری مراسم٬ معمولا دو تا دو تا می ایستند و با صدای بلند به صاحبان عزا که کنار درب اصلی مسجد ایستاده اند٬ تسلیت میگویند و می نشینند. رسم جالبی است.
 
======

پذیرش مرگ و اینکه موقع رفتن است، ظاهرا در رفتن افراد موثر است

============

مشهور است که فرشته ی مرگ بر هر کس متناسب با عمل او ظاهر میشود

===============

فراموشی مرگ نیز داستانی است به بزرگی مرگ

شاید نوبت ما امروز باشد

نظرات ()



12 سال در بستر بیماری
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧

پدرم بیش از ١٢ سال در بستر بیماری بود. چند سکته قلبی و مغزی داشت که به فلج شدن یک  طرف بدنش انجامید. همیشه آرزو میکرد که زمین گیر و محتاج یاری دیگران نشود، ولی شد. حضورش، ولو با بیماری سختی که داشت، شادی بخش بود.

نظرات ()



امام خمینی و شعار همه با هم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧

امام با شعار همه با هم، همراهی خود با مردم و همراه مردم با خود را به نمایش میگذارد. توصیه های اخلاقی امام متوجه مسئولین حکومت بود و آنها را از دنیاگرایی و خود محوری نهی میکرد. به آنها توصیه میکرد که با مردم همراه و به فکر نیازمندان باشند.

نظرات ()



سازمان مجاهدین خلق ایران و آغاز جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧

اوایل سال شصت، درگیری های خیابانی بین گروههای مختلف که پشتوانه نظامی نیز داشتند، توسعه یافت. از یک طرف سازمان مجاهدین خلق و گروههای کمونیستی محور مخالفین نظام بودند و در مقابل آنها، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و گروههای همسو با آن. مجاهدین خلق که به همکاری با دولت عراق و همکاری اطلاعاتی با شوروی متهم بودند، در خرداد ۶٠ با صدور اطلاعیه ای وارد فاز نظامی شدند.

====================

سی خرداد شصت به چهارراه مصدق (ولیعصر امروزی عج) رفته بودم که تیراندازی شروع شد. عده ای شعار به نفع مجاهدین خلق دادند و عده ای در مقابل شعار حزب فقط حزب الله، صدای تیراندازی که آمد شرایط تغییر کرد. عجیب بود. اکثر افرادی که در خیابان بودند٬انتظار تیراندازی را نداشتند. همراه عابران پیاده رو وارد یک داروخانه شدیم. کرکره فلزی را هم پایین کشید. درگیری خیابانی شروع شده بود ... چند دقیقه بعد که شرایط آرام تر بود بیرون آمدم و به سرعت به سوی مغازه پدرم برگشتم که با چهره ی عصبی و نگران وی روبرو شدم.
با تاسف و ناراحتی توضیح میداد که چطور دو نفر مسلح که احتمالا مجاهد (عضو مجاهدین خلق) بودند٬ جلوی یک تاکسی را گرفتند تا فرار کنند، راننده تاکسی اول متوجه نشد و پیاده شد ولی بعد برای حفظ تاکسی به درب طرف راننده آویزان شد که با شلیک گلوله تفنگ ژ س (دسته کوتاه) از فاصله ی نزدیک  مواجه میشود. پدرم شاهد جان دادن او بود و برای همین خیلی متاسف و عصبی بود.
مرحوم پدرم میگفت که یک پاسدار از بالای خیابان به طرف اینها شلیک میکرد و اینها برای فرار، یک تاکسی را متوقف کرده بودند که داستان اینجوری شد. در تصور پدرم٬ فارغ از مسائل سیاسی٬ آن دو نفر بجای کشتن راننده تاکسی و ربودن ماشین او٬ راههای دیگری هم برای مبارزه یا فرار داشتند.
شاید بتوان گفت:
نفرت عمومی از مجاهدین خلق از رفتار دوگانه آنها ریشه و  با ترورهای خیابانی و  همکاری مخفی و علنی با دولت عراق و صدام حسین شکل نهایی گرفت.

نظرات ()



فروشگاه ایکاروس خیابان ابوریحان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧

پدرم در خیابان ابوریحان که نزدیک دانشگاه تهران بود، فروشگاه لوازم خانگی داشت. زمستان ۵٧ تظاهرات ضد شاه گسترش یافته بود و دانش آموزان و دانشجویان در خیابانهای اطراف دانشگاه، با نیروهای نظامی و گارد جاویدان، موش و گربه بازی میکردند. گرچه صدای تیراندازی گاهی شنیده میشد ولی معمولا درگیری نزدیکی اتفاق نمی افتاد یا اگر می افتاد زیاد مطلع نبودیم. اعتصاب ها در جریان و حکومت نظامی نیز از فردای کشتار هفده شهریور ۵٧، شروع شده بود.
مدارس که تعطیل میشد، پاتوق ما مغازه پدر بود. هوا سرد بود. برای خرید نفت جیره بندی شده، راهی جز صف نبود.

===========================

بازی فوتبال در کوچه عنصری سرگرمی تابستانی ما بود

=================

بازی شطرنج کنار پیاده رو مکمل جذاب ترین سرگرمی عصرها که از مدرسه می آمدیم بود.

============

شنیدن اخبار سیاسی روز از رادیو بی بی سی سرگرمی عمومی در شبهای زمستان ۵٧ بود. بعضی هم رادیوهای دیگر را گوش میکردند. مثل رادیو دوشنبه از تاجیکستان.

=============

شاه از کشور رفت و ملت کلی شادی کردند. جشن گرفته بودند. شبیه جشن پیروزی تیم فوتبال ایران بر استرالیا. گویا قدرت افسانه ای شاه، با رفتن او رفته بود. مردم احساس موفقیت و  آزادی میکردند.
پدرم به حوادث دوران مصدق اشاره میکند که شاه رفته بود ولی بازگشت. نگران بود. میگفت نمیگذارند مردم پیروز شوند. اگر هیچ کاری نتوانند انجام دهند، کودتا میکنند. همانگونه که دکتر مصدق را با کودتا ساقط کردند.

نظرات ()



زندگی شادمانه با خاطرات
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧

برای نسل جدید، خاطره ی حوض های قدیمی، حداکثر در قصه ها و خاطرات بزرگترها معنی پیدا میکند. برای من خاطره ی حوض های منزل پدر بزرگ و خاله بزرگ و حتی حوض کوچک خانه ی خودمان، دل انگیز است.
وقتی کوچولوتر از امروز بودم، خیلی کوچک تر، آب تنی تابستانی در حوض یک سرگرمی خوب بود.
مزه ی انجیر و زیبایی مرواریدهای بته ای یا درختی خانه ی خاله جان ...زیر زمین خنک و قرآن خواندن آقای انصاری و خاطره های خاله جان از زندگی نسبتا کوتاهش با آقای انصاری ... سی سال زندگی شادمانه با خاطره ات گذشته هنر بزرگی است. خدا رحمتش کند.

نظرات ()



شوخی در آی سی یو
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

به دلیل سکته مغزی در آی سی یو بستری بود
صبح که برای دیدنش رفتیم میخندید و میگفت
دیشب در آی سی یو
دو نفر مردند
از سمت درب شروع شده بود
به بغل دستی ام گفتم
بعد از اون دو تا نوبت شماست و بعد من
بنده خدا ناراحت شد و گفت
منو ببرید بخش!

نظرات ()



شنا در زمستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

شکستن یخ استخر باغ خانوادگی و شنا در آب یخ
کار ساده ای نبود ولی پدرم از اینکارها میکرد
البته من خودم ندیدم ولی شنا در زمستان
در آب یخ نزده را دیدم
حتی وقتی حدود شصت سال سن داشت
از اینکارها میکرد
شاید دلیل اینکه سن اش به هشتاد و پنج سال رسید
ورزش و روحیه اش بود

نظرات ()



صله رحم و بذله گویی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

پدرم گردش را خیلی دوست داشت
بخصوص سر زدن به خانواده و فامیل را فراموش نمیکرد
از لحظه لحظه فرصتهایش استفاده میکرد
بذله گو بود و معمولا همه را میخنداند

نظرات ()



پیاده روی و ورزش
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

تا سلامت بود
هر روز پیاده روی میکرد
روزهای جمعه از مسیر تجریش و دربند
میرفت سربند و کوه
کوه پیمایی را دوست داشت و بعد از کوه
برای دیدار خواهر کوچک و خانواده اش به منزل آنها در دربند میرفت

نظرات ()



بیکاری
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

پدرم از بیکاری گریزان بود
هیچوقت بیکار نبود
حتی زمانی که شغلی نداشت
سر خودش را گرم میکرد
و البته اینکار براش خیلی سخت بود
همیشه تحرک داشت
برایش کار خانه و غیر خانه نداشت
وقتی مهمان هم بود
کار میکرد
خرید
انجام تعمیرات
کمک در کارهای آشپزخانه
بچه نگهداشتن
خلاصه هر کاری میتوانست انجام میداد

نظرات ()



شمارش سریع پول
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

آنقدر سریع و قشنگ یک دسته اسکناس را میشمرد
که به اصرار ازش میخواستیم که
باز هم بشمارد تا یاد بگیریم
این مهارت را زمانی که کارمند شعبه بانک پارس بود
آموخته بود

نظرات ()



رانندگی پدر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

خیلی از جوانهای خانواده
رانندگی را از پدرم آموختند
پدرم رانندگی کمتر کسی را قبول داشت
خودش راننده پایه یک قدیم بود
و معمولا حواس اش خیلی در رانندگی جمع بود
و مهارت ویژه ای داشت
عاشق اتومبیل بود
شاید اولین اتومبیلش رو در نوزده سالگی سوار شد
یعنی حدود سالهای 1321
بعد از اشغال ایران توسط متفقین
وقتی برای رانندگی مجبور به استفاده از عینک شد
خیلی خوشحال بود
میگفت مدتی بود خوب نمیدید
و حالا با عینک انگار همه جا روشن شده است 
رانندگی من رو که اصلا قبول نداشت
حق هم داشت
خیلی عالی رانندگی میکرد
میگفت مسافران باید هنگام رانندگی
احساس آرامش کنند

نظرات ()



سربازی در جوانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

از خاطرات جوانی پدرم
داستان اسب سواری اش بود
بلد نبود اسب سواری
اسبی را بهش دادند که
یهو یورتمه میره
و خلاصه به زور نگهش میداره
ولی حیوان بیچاره از ناحیه صورت آسیب می بینه
میگفت خیلی ترسیده بودم

نظرات ()



خاطرات کودکی پدرم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

از زمانی میگفت که
پدرش در غورخانه با سمت سلطانی فعالیت میکرد
و چرم و یراق اسب درست میکردند
روزی رضا شاه برای بازدید آمده بود
و او را دیده بودند
این از خاطرات کودکی پدرم بود
پدر مادرم : مرحوم محمد تقی هم در پامنار تهران
در زمینه چرم سازی و تولید کمربند و کیف فعالیت میکرد
بعدها که مهاجرت کرد به مشهد
همچنان به همین کار ادامه میداد
دستهای نیرومندی داشت
اخلاق فوق العاده خوبی هم داشت
به اصطلاح مرد خدا بود
چندین سال پیش به رحمت خدا رفت
خدا رحمتش کند

نظرات ()



علاقه عجیب به مادر و خواهران
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

پدرم علاقه ویژه ای به مادر و خواهرانش داشت
بخصوص به عزیز خواهر بزرگش علاقه ی ویژه ای داشت
مادرم تعریف میکرد که هر شب منزل مادر پدرم میرفتند
و به یاد دارم که هفته ای چند شب را در کودکی منزل عمه هایم میرفتیم
عمه ی بزرگم که چند سالی از پدرم بزرگتر ند الان بیمارند
خدا شفا دهد

نظرات ()



مرگ و جوانی
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

حدود بیست سال پیش
روزی پدرم با افسوس میگفت
رفته بودم مغازه فتوکپی همسایه
جوانی آنجا بود که به افراد مسن میگفت
شما ها زودتر می میرید
ولی من جوانم و هستم
بعد از مدت کوتاهی خبر مرگ جوان را
که آشنای مغازه دار همسایه بود آوردند
پدرم نسبت به مرگ جوان ها
خیلی حساس بود
خیلی
به من تاکید میکرد
هیچوقت به این فکر نکن که
اگر کسی پیر است
زودتر می میرد

نظرات ()



کته گذاشتن
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

معمولا هر روز تو مغازه کتابفروشی پدرم
بساط کته پزی برقرار بود
برنج اعلای ایرانی با ماست و تخم مرغ یا کنسرو ماهی و خورشت یا کباب
و تقریبا همیشه مهمان داشتیم
اگر هم کسی نبود
حتما میرفت سراغ یکی از همسایه ها
دعوتش میکرد بیاد
کته های پدرم
عجب عطری داشت

نظرات ()



گرمای آفتاب در زمستان
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

یادمه
وقتی خیلی کوچک بودم
یک کت کلاه دار
با پرز های بلند سفید
مثل پشم گوسفند
تنم میکردند
و میرفتیم خانه فامیل
برای اینکه پشت شیشه عقب ماشین بخوابم
اصرار داشتم
شایدم عادت کرده بودم
خیلی کوچک بودم
ولی هنوز یادمه
گرمای آفتاب را در سرمای زمستان
پشت شیشه فولکس قورباغه ا
اون وقت ها
منزل مان خیابان کارون بود

نظرات ()



روزهای کارخانه و شبهای جاده ی ساوه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

هنوز یادمه که تابستان ها
با پدرم میرفتیم کارخانه مقوا سازی
گشت و گذار بین کاغذهایی که باید خمیر میشد
و در بین شون همه چیز پیدا میشد
سرگرمی جالبی بود
از کنار استخرهای رد میشدیم
که پر از قورباغه بود
سرمون گرم بود
خیلی جالب و سرگرم کننده
شبها موقع برگشتن
آسمان پر ستاره را نگاه میکردیم
تا خوابمان ببرد
زیبایی آسمان شب های تابستان
برای من
از آنجا آغاز شد

نظرات ()



یکی از آخرین دیالوگها با پدرم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

در زمانی که درد میکشید
و خسته شده بود

گفت و گفتم:

آخ
چیه بابا؟
میخوام برم

کجا بری؟
برم دیگه
میخوای بری بهشت؟
آره
بهشت رو دوست داری؟
خیلی
خیلی؟
آره خیلی
خوبه؟
آره خوبه

و دیگه از درد شکایت نکرد
گویا دردش ساکت شده بود

نظرات ()



خاطرات پدر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

خاطرات حاج اصغر آقا
برای کسانی که او را میشناسند
خاطره انگیز و شادی بخش است

نظرات ()



پدرم غروب کرد
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٧

انا لله و انا الیه راجعون

چند دقیقه قبل خبر مرگ پدرم را شنیدم ...
خدا رحمت اش کند

مهدی بوترابی اکرنه  mehdi boutorabi  پرشین بلاگ persianblog

نظرات ()