حل مساله سیاسی بر مسائل دیگر اولویت دارد. اولویت به این معنا که بدون حل این مشکل، مسائل مهم اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به درستی دیده نمیشوند و اگر هم دیده شوند، به درستی قابل حل نیستند.
بسیاری از مشکلات علمی هستند که نیاز به حل و فصل دارند. بسیاری از معضلات اجتماعی هستند که نیازمند سرمایه گذاری علمی و انسانی و مالی هستند. به همین دلیل است که با حل مشکل حکومت در جهان، علم و اندیشه شکوفا میشود. فعلا که زور و اجبار حرف اول را میزنند ولی مدتی است که بارقه ی امید از افکار عمومی برخاسته و جهان را روشن کرده است.
انتظار تحقق حکومتی عالم و عاقل و عادل در مقیاس جهانی، انتظاری ارزشمند و نیازمندی تلاشی عالمانه و عاقلانه و عادلانه است.
و آن زمان که انتظاری نیست
منتظریم
در زمان و مکانی دیگر
منتظریم
بی نشانه
منتظریم
کروبی: رقیب من احمدی نژاد است
عجب کاری نکرد پادشاه از مسعود بهنود
بزرگ منشی، تدبیر و خیرخواهی کروبی از جلائی پور
موسوی خوئینی:هر کاری در توانم باشد برای شرکت و پیروزی آقای خاتمی در انتخابات انجام خواهم داد
خاتمی: ما همه سرنشین یک قایق هستیم و باید تمام تلاش خود را برای حفظ این قایق انجام دهیم
خاتمی: دین باید خود را ازچنگال جزماندیشان متعصب و سودانگاران خشونتگرا برهاند
محبیان: انتخاب کاندیدایی بهتر از احمدی نژاد عقلاً واجب است
=================
خاتمی: اصلاح طلبی بیان درست انتظار و مهدویت است
خاتمی با بیان اینکه بزرگترین متفکر اصلاحطلب، امام خمینی(ره) است، تصریح کرد: هم چنین علامه نایینی و آیتالله مطهری و افراد دیگری از این جمله هستند.
وی ادامه داد: اصلاح طلبی ما اتفاقاً بیان درست مفاهیم دینی است، از جمله مساله انتظار و مهدویت.
وی افزود: وقتی بنا شد سوءاستفاده و هیاهو کنند، همه چیز اینگونه می شود و از آن برداشتهای متفاوتی صورت میگیرد.
خاتمی اظهار داشت :این حرفها همیشه زده میشود و خیلی کسانی که امروز درباره امام زمان(عج) حرفهای بیربط میزنند قبلا هم حرفهای بیربط درباره افراد مختلف از جمله خود من زدهاند. این نسبت دادنها ، مونتاژ کردنها و وصل کردنها کار درستی نیست.
لینک مطلب از سایت آیت الله صانعی:
مصلح جهانی و انتظار از دیدگاه آیت الله العظمی صانعی
|
سلب آزادی
بزرگترین ظلم و بی عدالتی است
عدالت موعود عج تنها عدالتی اقتصادی نیست. عدالتی همه جانبه و شامل همه ی ارزشهای متعالی انسانی و الهی مطلوب بشر موجب شکوفایی استعدادهای انسان و جامعه و استفاده مناسب از طبیعت است.
جامعه ی ما هر آنچه از نیک و بد دارد، از گذشته به میراث گرفته و به آیندگان می سپارد. سهم نسل حاضر در تغییر میراث ایرانی، به نقش خلاقانه نخبگان آن در تعمیم و تعمیق محصولات فکری در زندگی همگان محدود میشود. هر چه نخبگان کم تاثیر تر، تغییر اندک تر.
در جهان امروز که برای عقب افتادگی، کاهش در شتاب و سرعت پیشرفت کافی است، بازگشت به عقب مصیبتی بزرگ و البته شگرف است.
آخرین حلقه از تغییرات اجتماعی به دلیل مقاومت جهانی حکومتها و آمادگی جهانی ملتها را میتوان به زلزله تشبیه کرد.
یکی از ویژگیهای دکتر شریعتی این بود که همانی را که همه میدیدند، میدید ولی یه گونه ی دیگری نیز میتوانست ببیند و بیان کند؛ چرا که خلافیت داشت. شاید این روش را از بزرگان دین و حتی وحی الهی آموخته بود. از نظر بیان استاد مسلم بود. از پدر تا پاریس بسیار آموخت و از مشهد تا ارشاد بسیار آموزاند و قدر زحماتش را جز با خواندن و گفتن نتوان گزارد.
وقتی سخن از مهدویت وانتظار میشود، خیلی زود ذهن ما تاریخ رو سیر میکند و از همه راههای اصلی به راههای فرعی و نهایتا به شاخه از مکاتب اسلام که ما نیز پیرو آنیم میرسد و میگوییم مهدویت بخشی از تفکر شیعه است. ولی دکتر به گونه ی دیگری نیز نگاه میکند:
آنچه من بر آن میافزایم این است که مهدویت یا مسیحیت مذهب فرد نیز هست. نه بعنوان فردی وابسته به یک مذهب یا یک دوره یا جامعه. نه . بلکه بعنوان یک فرد انسان. یک انسان.
هر کسی یک منتظر است. مگر نه گفتم که انسان یک حیوان منتظری است؟ چقدر حالات و گرفتاریهای شخصی آدم در جهان بینی علمی و فلسفی اش اثر دارد! آن مقدمه معروف را ببینید! نه یک وصف تاریخ و شرح علمی جهان خارجی است٬ یک شرح حال است. شرح حال نویسنده است. تاریخ انسان در آنجا یعنی عمر من. آفرینش انسان یعنی ساختمان ذاتی من. خاک - خدا. غمگینی. بیزاری از جهان. از هستی خویش. کمبود. غربت. ایده آل ها. جهان گریزی. واقعیت گریزی. دغدغه و اضطراب ... هوای بیتاب به آن.. نه اینجا. غیبت. آن نمیدانم کجا... هنر آرایش زندان بسبک خانه ایده آلی خویش/ مذهب راه گریز٬ ماوارا٬ عرفان٬ عشق٬ آن نمیدانم کی٬ نیمدانم کجا٬ غربت٬ وطن ... همه شرح حال و روح و درد خویشت است. حکایت آن دوران است. دوران سابق. .... این فلسفه خودی من بود پیش از آنکه به حکمت و عرفان دست یابم و همه آن نمیدانم ها را برایم میدانم کند. نشانم دهد و این است که پیغمبر گفت: الحکمه ضاله المومن. حکمت گمشده مومن است. و ممومن میجوید و تا نیابد آرام نیست. دغدغه آن نمیدانم کی٬ نمیدانم چی٬ همیشه بی قرارش دارد.
و مهدویت یعنی آینده گرایی. درست عکس اعتقاد به عصر طلایی که گذشته گرایی و انحطاط است. مهدویت یعنی فردا.
فردا! چه کلمه ی هیجان آوری! چقدر این کلمه نیرومند است! چقدر زور دارد! آشوبگر و فتنه گر و نوازشگر و طوفانی است! ... (ص ۱۰۸۹ از گفتگو های تنهایی)
شکست های گذشته عبرت است. اما در طرح های تاریخی گذشته ماندن و از آن الگو ساختن بدون توجه به اصول متکی به کوششی سخت(اجتهاد سنتی و در عین حال پویا) برایمان دیوار می سازد نه افق. ما نیازمند حرکتیم . نیازمند راهبر. نیازمند وحدت. نیازمند جهت. کار سختی هم نیست. کافی است بخوانیم. بیرون و درون رو بخوانیم.
انتظار آخرین منجی
دلدادگی خردمندانه می طلبد
حکیم فرزانگان
امید آرزومندان
خضر ... مسیح ... مهدی علیهم السلام به انتظار عدالت پایان می دهند.
مهدی موعود کسی است که آخرین فصل از زندگی بشر را به خوشی و خشنودی رقم میزند. با عدالت و علم و هنر و هر چه خوبی است.
ظالمان عالم از اندیشه رهایی همیشه گریزانند بخصوص در اندیشه ای که آمادگی برای مبارزه با ظلم و حتی دفاع از حق و عدالت موکول به ظهور پیشوای پیروز نیست.
میلاد مسعود یگانه منجی عالم بشریت بر همگان مبارک.
خیلی منتظر بودم ببینم که آقای احمدی نژاد در نیویورک چه میکنند. هم نگران بودم و هم منتظر اتفاقات مهم. هر دو غلط از آب در آمد ولی یه چیز جالب هم اتفاق افتاد. تاثیر قدرت دیگران بر متن تهیه شده کاملا روشن است. اگر خبر از ایسنا نبود شاید در اصل خبر بخاطر عدم تطابق بخش زیادی از محتوا و جهت گیری متن با دیدگاههای اعلان شده رئیس جمهور منتخب تردید میکردم. به هر حال بخوانید وعبرت بگیرید:
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: سیاسی
دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور کشورمان شب گذشته و در حدود ساعت 12 به وقت محلی تهران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نخستین سخنرانیاش را ایراد نمود.
به گزارش خبرنگار سیاسی - خارجی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، متن کامل نخستین اظهارات رییس جمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که به مدت پنج دقیقه بود، به شرح زیر است:
"بسمالله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه
به نام خداوندی که عدالت را مبنای آفرینش آسمانها و زمین و موجب قوام و صلاح امور انسانها قرار داد و آنها را به همکاری جهت خوبیها و اجتناب از بداندیشی، بدخواهی و دشمنی فراخواند.
خداوندی که پیامبران بزرگ خود همچون موسی، عیسی و محمدبن عبدالله که درود خداوند بر او باد و همهی مصلحان خداجو و خیراندیش جهان را به قیام در راه برپایی عدالت و تعالی انسانها رهنمون ساخت.
آقای رییس، عالیجنابان، خانمها و آقایان
ابتدا مراتب تشکر خود را از دبیرکل محترم و خرسندی خود را از حضور در جمع همکاران، روسای محترم کشورها و هیاتهای نمایندگی اعلام میدارم و تاسف خود را نسبت به حوادث غمبار کاظمین و توفان کاترینا ابراز داشته و با آسیب دیدگان و بازماندگان همدردی مینمایم.
سازمان ملل باید نقطهی اتکا و امید و مشارکت دولتها و ملتها و بستری جهت گفتوگو، تفاهم و همکاری در جهت تحقق صلح و آرامش جهانی باشد.
این رویکرد مستلزم آن است که:
1- عدالت در سازمان حاکم و بر مبنای منشور آن همهی اعضا از حقوق مساوی برخوردار باشند. قدرت یا ثروت بیشتر حق بیشتری برای هیچ عضوی ایجاد نکند.
2- اصول دموکراسی و اخلاق در همهی سطوح و ارکان سازمان حاکم و سازمان خود الگوی کاملی از حاکمیت این دو باشد.
3- سازمان ملل به وظیفهی خود در قبال بسط و تعمیق عدالت در سطح بینالمللی عمل نماید.
4- کشور میزبان حق بیشتری نسبت به سایر اعضا نداشته باشد و دسترسی به سازمان برای همه به آسانی صورت گیرد.
اگر اصول فوق به رسمیت شناخته شود آن گاه:
1- مهمترین چالش عصر ما فرسایش روحی انسانها به دلیل دوری نظامها از حیات معنوی و یکتاپرستی است. سازمان ملل باید دولتها را به گسترش معنویت و عشق به انسانیت رهنمون سازد. در این حالت تحقق اتحاد ملل را پایه گذاری کرده است.
2- پذیرش تئوری یکجانبه گرایی مساوی با نابودی کل ساختار سازمان ملل خواهد بود. لذا تمامی ساختار سازمان باید با حساسیت ویژه با ویروس مخرب یکجانبهگرایی مقابله نماید.
3- امروز امنیت روانی و زیستی ملتها بیش از گذشته به مخاطره افتاده است. یک جانبه گرایی، تولید و به کارگیری سلاحهای کشتار جمعی، فشارهای روحی، تهدیدات و تحمیل جنگ به ملتها به بهانهی ایجاد امنیت و رفاه برای برخی قدرتها، عملا مسوولیت سازمان ملل را برای استقرار شجاعانهی عدالت در همهی عرصههای جهانی و به نفع آرامش انسانها دوچندان کرده است. به گمان ما نمیتوان آسایش، صلح، امنیت و رفاه را در بخشی از جهان، به بهانهی جنگ، ناامنی، لشگرکشی، تبعیض و فقر در نقاط دیگر تامین کرد.
4- فلسفهی وجودی سازمان ملل بسط صلح و آرامش در جهان است، بنابراین تجویز اقدام پیشدستانه مبتنی بر ارزیابی نیتها و نه واقعیتها و رویکردی جنگ طلبانه به شکل مدرن، خلاف روح سازمان ملل و منشور آن است.
5- ترکیب شورای امنیت باید از توازن منطقی و دموکراتیک برخوردار شود و در صورت پذیرش اصل عضویت دایم تعدادی از کشورها، ترکیب قابل قبولی از نمایندگان همهی قارهها و تمدنهای عمدهی جهان به عنوان نمایندگان دایم شرکت کنند. این جانب مراتب تاسف خود را از این که بیش از 50 کشور اسلامی با جمعیتی بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفر و قارهی پراستعداد آفریقا هیچ نمایندهای در شورای امنیت ندارند و قارهی پهناور آسیا با تمدنهای کهن تنها یک نماینده دارد، اعلام میدارم.
6- سازمان باید در موقعیتی باشد که فارغ از اعمال نظرهای گزینشی میزبان، همهی دولتها، گروهها و تشکلهای مردمی از سراسر جهان بتوانند آزادانه به آنجا سفر کنند و بدون واهمه به گفتوگو بنشینند.
آقای رییس، عالیجنابان، خانمها، آقایان
به نظر ما تمام ملاحظات فوق آن گاه محقق خواهد شد که گفتمان حاکم بر مناسبات برخی از قدرتها از گفتمان خشونت، تبعیض و سلطه به گفتمان صلح و آرامش جهانی بر مبنای عدالت و معنویت از طریق گفتوگو، مهرورزی و احترام به انسانها تغییر یابد.
پیامبر عظیمالشان اسلام میفرماید: والاترین مرتبهی خردمندی، پس از ایمان به خدا، جلب دوستی مردم و نیکی کردن در حق همگان است. این نگرش حکیمانه به ما میآموزد که جهان یک پیکرهی واحد است که بیماری و جراحت هر عضو آن اسایش سایر اعضا را مختل میکند و به قول شاعر بزرگ ایرانی «بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار»
متشکرم
موفق و سربلند باشید"
یکی از ویژگیهای دکتر شریعتی این بود که همونی رو که همه میدیدن میدید ولی یه جور دیگه هم میتونست ببینه و بیان کنه. شاید این روش رو از بزرگان دین و حتی وحی الهی آموخته بود. از نظر بیان هم که استاد مسلم بود. من نمیشناسم کسی رو که به قوت او سخن گفته باشد. با تمام احساسات و مسلط به مفاهیم گسترده و عمیق. از پدر تا پاریس بسیار آموخت و از مشهد تا ارشاد بسیار آموزاند. و قدر زحماتش رو جز با خواندن و گفتن نتوان گزارد.
وقتی سخن از مهدویت وانتظار میشه خیلی زود ذهن ما تاریخ رو سیر میکنه و از همه راههای اصلی به راههای فرعی و نهایتا به شاخه از مکاتب اسلام که ما نیز پیرو آنیم میرسه و میگوید مهدویت بخشی از تفکر شیعه است. ولی دکتر طور دیگه ای هم نگاه میکنه:
آنچه من بر آن میافزایم این است که مهدویت یا مسیحیت مذهب فرد نیز هست. نه بعنوان فردی وابسته به یک مذهب یا یک دوره یا جامعه. نه . بلکه بعنوان یک فرد انسان. یک انسان.
هر کسی یک منتظر است. مگر نه گفتم که انسان یک حیوان منتظری است؟ چقدر حالات و گرفتاریهای شخصی آدم در جهان بینی علمی و فلسفی اش اثر دارد! آن مقدمه معروف را ببینید! نه یک وصف تاریخ و شرح علمی جهان خارجی است٬ یک شرح حال است. شرح حال نویسنده است. تاریخ انسان در آنجا یعنی عمر من. آفرینش انسان یعنی ساختمان ذاتی من. خاک - خدا. غمگینی. بیزاری از جهان. از هستی خویش. کمبود. غربت. ایده آل ها. جهان گریزی. واقعیت گریزی. دغدغه و اضطراب ... هوای بیتاب به آن.. نه اینجا. غیبت. آن نمیدانم کجا... هنر آرایش زندان بسبک خانه ایده آلی خویش/ مذهب راه گریز٬ ماوارا٬ عرفان٬ عشق٬ آن نمیدانم کی٬ نیمدانم کجا٬ غربت٬ وطن ... همه شرح حال و روح و درد خویشت است. حکایت آن دوران است. دوران سابق. .... این فلسفه خودی من بود پیش از آنکه به حکمت و عرفان دست یابم و همه آن نمیدانم ها را برایم میدانم کند. نشانم دهد و این است که پیغمبر گفت: الحکمه ضاله المومن. حکمت گمشده مومن است. و ممومن میجوید و تا نیابد آرام نیست. دغدغه آن نمیدانم کی٬ نمیدانم چی٬ همیشه بی قرارش دارد.
و مهدویت یعنی آینده گرایی. درست عکس اعتقاد به عصر طلایی که گذشته گرایی و انحطاط است. مهدویت یعنی فردا.
فردا! چه کلمه ی هیجان آوری! چقدر این کلمه نیرومند است! چقدر زور دارد! آشوبگر و فتنه گر و نوازشگر و طوفانی است! ...(ص ۱۰۸۹ از گفتگو های تنهایی)
شکست های گذشته عبرت است. اما در طرح های تاریخی گذشته ماندن و از آن الگو ساختن بدون توجه به اصول متکی به کوششی سخت(اجتهاد سنتی و در عین حال پویا) برایمان دیوار می سازد نه افق. ما نیازمند حرکتیم . نیازمند راهبر. نیازمند وحدت. نیازمند جهت. کار سختی هم نیست. کافی است بخوانیم. بیرون و درون رو بخوانیم.
این هم سهم ما در عید مسیح مهربان.


