پیروزی شگفت انگیز ملت ایران در بیست و دوم بهمن ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت هجری شمسی، تنها حلقه پایانی از سلسله جدایی های ملت ایران از حکومت شاه بود.
در واقع شاه زمانی که به توصیه نیک خواهان توجه نکرد و بر استبداد و قدرت نظامی و امنیتی اش تکیه کرد، بازی سیاست را باخت. ساز و کارهای سیاست روشن است. با نظامی گری و برخورد امنیتی با مخالفان، شاه به جایی رسید که حتی احزاب سلطنت طلب نیز به اردوگاه مخالفان شاه پیوستند.
از سوی دیگر رمز پیروزی بر شاه، وحدت کلمه مخالفان وی بود. تمرکز روی محمدرضا شاه بود نه نخست وزیر یا فرماندهان ارتش یا حتی سلطنت که می توانست موجب انشقاق در بین مخالفان گردد. روی شاه و علمکرد و اطرافیان و نظرات او متمرکز شدند تا بیشترین انرژی را به دست آورند. اختلاف ها حداقل، توافق ها حداکثر. وحدت کلمه که سخن همیشگی امام بود از همین استراتژی حکایت داشت.
"شاه باید برود"
سخنی که حتی آمریکایی ها و خانواده سلطنت و بعضی حامیان شاه نیز با آن موفق بودند. حداقل به صورت موقت.
